


حقوق حیوانات حوزهای بینرشتهای است که آمیخته با مبانی اخلاقی، دینی، عرفانی، کلامی و فلسفی و مباحث فرهنگی و اجتماعی است. حیوانات به عنوان موجوداتی که میتوانند رنج بکشند، درد را احساس کنند، غم و شادی داشته باشند، تشنه و گرسنه و بیمار شوند و یا حتی روابط مادر و فرزندی و خویشاندی ایجاد کنند، نیازمند احترام و شفقت و حمایت هستند که در متون و منابع دینی و اخلاقی ذیل عنوان «حقوق حیوانات» از آنها یاد میشود.
علیرغم اهمیت و جایگاه حقوق حیوانات در متون و منابع دینی، در رویه عملی این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این کتاب در حقیقت پیوند این دو حوزه است که با بررسی رویه عملی بزرگان و علما و با آوردن شاهد مثالهای متعددی از زندگی شخصی آنها، ضرورت توجه به امر مغفول حقوق حیوانات را برای تمامی شهروندان یادآور میشود.
حجتالاسلام دکتر عزیزالله فهیمی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم در دیباچه اثر آورده است: مقوله محیط زیست و به طبع آن گفتگو از حقوق حیوانات قدمت و پیشینه فراوانی در فقه و معارف اسلامی دارد که به علل متعدد تاکنون مغفول واقع شده است. در میان ادیان بزرگ الهی نیز (ادیان ابراهیمی)، دین مبین اسلام، حقوق حیوانات را چه در سطح توصیههای اخلاقی و عرفانی و چه در سطح احکام مربوط به رفتار با حیوانات همواره مورد توجه قرار داده است. حیوانات در کنار انسانها به عنوان موجودات دارای حیات و جان از حقوقی برخوردارند. در این خصوص منابع روایی و حدیثی سرشار از توجه به این قلمرو است.
در بعضی از کتابهای مهم فقهی باب ویژهای برای فضیلت آب و غذا دادن به حیوانات، گشوده شده است که از کتب فقهی شیعه «حدائق الناضره» و از کتب فقهی عام صحیح مسلم را میتوان مثال زد. نفقه چهارپایان جزء واجبات از تکالیف مسلمانان شمرده شده است. رسول خدا (ص) فرمودهاند: “هر کس از شما سفر کرد چون در منزلی فرود آمد نخستین کار او آب و علف دادن به مرکب خود باشد”. در روایتی دیگری فرمود: “صاحب گربهای را در آتش دیدم که پیش و پس او را میگیرند و میخورد و او کسی بود که گربهای را زندانی کرده و به آن غذا نمیداده که از حشرات زمین بخورد”.
در حمایت پرندهها آوردهاند که ابوذر غفاری، فصل از تخم درآمدن پرندگان در کوچه میگشت و هر جا بچهگنجشکی در دست کودکی میدید آن را میخرید و آزاد میکرد. و نیز نقل شده است رسول خدا(ص) وارد بستانی شد و شتری پیش آمد و صدا در گلو میچرخانید و حضرت دستی بر شتر کشید و شتر آرام شد، سپس حضرت، صاحب آن را احضار کرد و فرمود که این شتر از گرسنگی به من شکایت میکند، آیا از خدا نمیترسی که آن را گرسنه نگه میداری!.
حقوق حیوانات تا جایی مورد تأکید قرار گرفته که چنانچه مالک در دادن نفقه حیوان کوتاهی نماید، حاکم شرع مالک را اجبار مینماید و اگر اجبار مؤثر واقع نشود، هر آنچه مصلحت باشد حاکم خود انجام میدهد. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که ایشان فرمودهاند که حیوان شش حق بر مالک دارد. ۱- بیش از طاقت حیوان بر آن باز نزند؛ ۲- پشت حیوان را جلسه گفتگو قرار ندهد؛ ۳- چون از مرکب فرود آید ابتدا آن را علف دهد؛ ۴- بر حیوان داغ ننهد؛ ۵- بر صورت حیوان نزند که تسبیح خدا کند؛ ۶- چون بر آب بگذرد آن را آب دهد.
از جمله حقوق دیگر حیوان آن است که دوشیدن شیر حیوان طوری به که به خاطر کمبود علف به حیوان آسیب برسد جایز نیست. زودهنگام فحل دادن (برای تولید مثل) به طوری که به بچه آن آسیب برسد جایز نیست. از کشتن زنبور عسل و مورچه نهی شده است. از امام صادق (ع) پرسیدند: مردی که به قصد صید، بیرون میرود آیا نماز را شکسته بخواند یا تمام؟ فرمودند: تمام بخواند چون سفر و میسر، حق نبوده است. از این روایت معلوم میشود که شکسته بودن نماز، مخصوص کسی است که سفر او معصیت نباشد ولی چون صید لهوی، سفر معصیت است، نماز چنین صیادی تمام است.
در روایت دیگر از امام محمدباقر(ع) پرسیده شده است از مردی که همراه باز شکاری و سگ شکاری به شکار میرود و دو سه شب سفر او طول میکشد آیا نمازش را کامل بخواند یا شکسته؟ فرمودند: سفر او لهوی است و نباید نماز را شکسته بخواند. نظر مشهور فقها نیز این است که چون کشتن بیجهت حیوانات بیآزار تباه کردن نعمت خدا و در جهت از دست رفتن منافع دیگران است، چنین سفری حرام و نماز در آن سفر هم تمام است.
لازم به ذکر است، «امام خمینی(ره) و علاقه به حیوانات»، «علامه جعفری و تدوین حقوق حیوانات»، «رفتار شیر با شیخ بهایی»، «نگرانی علامه و نجات جان یک گربه»، «شهید مطهری و گربه نابینا»، «همه موجودات در پناه آیتالله بهجت بودند»، «علامه و ذکر پرندگان»، «منع خشونت و سنگدلی با حیوانات»، «هتل گربهها!»، «جزای آزار حیوانات»، «مرگ کبوترها و هجوم فقر!»، «عقوبت آزار پرندگان و حیوانات»، «برکت سیر کردن یک حیوان گرسنه»، «اجتماع حیوانات برای عزاداری» و… ازجمله مباحث این کتاب است.
چاپ اول کتاب «پناه: حقوق حیوانات در سیره علمای شیعه» به قلم دکتر علی مشهدی (دانشیار دانشگاه قم) و مصطفی مشهدی (دانشآموخته حوزه علمیه قم) که به شهدای محیطبان تقدیم شده است، در بهار ۱۳۹۷، از سوی انتشارات مکث اندیشه، در ۲۰۰ صفحه و به قیمت ۱۵۰،۰۰۰ ریال و در شمارگان هزار نسخه چاپ و روانه بازار نشر شده است.
منبع: شبکه اجتهاد

گوش نکردن و عدم توجه به گفته ها یکی از اعتراضات مشترک زنان از همسرانشان است . آنها احساس می کنند که توسط شوهر خود نادیده گرفته می شوند و حرف هایشان شنیده نمی شود. در روابط بین زوجین باید هر دو بتوانند به گونه ای آن را مدیریت و کنترل کنند تا بیشترین میزان رضایت از زندگی زناشویی خود را داشته باشند.
روان شناسی زن و مرد در ویژگی ها و رفتارهایی که آنها دارا هستند، دارای تفاوت های کوچک و بزرگی است. اما، در حرف زدن، زنان عموما به جزئیات دقت و مردان توجهی به آن ندارند و بیشتر به کلیات اهمیت می دهند. این خصلت سبب نارضایتی بسیاری از زنان می شود که همسران خود را بی توجه نسبت به خود می پندارند. دکتر محسن محمدی نیا روان شناس و مشاور خانواده، به بررسی چرایی حرف گوش نکردن همسر می پردازد.
دکتر محسن محمدی نیا، درباره چرایی عدم توجه در گفتگوهای بین همسران می گوید: یکی از دلایل گوش نکردن به گفتگوها، به تیپ شخصیتی افراد مربوط می شود. برخی از مردان و زنان دارای تیپ شخصیتی 1-5 و یا 8 هستند. ویژگی چنین افرادی، حالت خودسری، خودخواهی و خودرایی است .
کسانی که نوع شخصیت شان 8 است، قدرت طلب و در هر کاری مدعی هستند.. بنابراین اینکه شما بخواهید یک مرد قدرت طلب، به حرف شما گوش دهد چنین امری اتفاقی نمی افتد.
اشخاص با تیپ 1، کمال طلب هستند؛ این افراد فقط خودشان را قبول دارند و به حرف های کسی گوش نمی دهند.
و کسانی که تیپ شماره 5 دارند، پژوهشگرند. این افراد، اهل علم و مدام در حال مطالعه هستند؛ این گروه شخصیتی نیز به حرف ها گوش نمی دهند.
یکی از علت های عدم اهمیت به حرف از سوی همسران ، دلیلی است که در روان شناسی به آن اورکانتیشن گفته می شود؛ افرادی هستند که زمانی خیلی مطیع بودند و حالا که ازدواج کرده اند می خواهند تمام عقده هایشان را روی همسرشان خالی کنند؛ در واقع این اشخاص در برابر پدر و مادرشان آرام و سر به زیر و در مقابل همسرشان خیلی سرسخت می شوند و می خواهند برخلاف شخصیت واقعیشان بجنگند.
امر دیگری که در عدم توجه مردان به صحبت های همسرشان دامن می زند، تذکر و ایرادگیرهای زیاد از طرف زنان است. در این مواقع مرد مقابله می کند و برای آنکه قدرتش را نشان دهد شروع به لجبازی و برخلاف حرف همسرش عمل می کند. در واقع به سبب اینکه در برخی از زمان ها زنان، ذوق همسرشان را از بین می برند، با گوش ندادن به حرف های همسرشان، مردان در صدد تلافی کردن بر می آیند. از این رو، زنان باید از تذکر و ایرادگیری بپرهیزند و مدتی به همسرتان اجازه ی نفوذ دهند تا او متوجه شود که قصد در افتادن با او را ندارند.
دکتر محمدی نیا در ارتباط با راه هایی که باعث توجه مردان در گفتگوها می شود اضافه کردند: برای این امر شما باید خودتان شنونده خوبی باشید. وقتی کَل کَل می کنید و مدام می خواهید با شوهرتان بحث کنید شما در برابر او ایستاده اید نه در کنارش. بنابراین یکی از بهترین راه ها برای اینکه همسرتان مطیع شما باشد این است که با او صمیمی شوید، یعنی او بتواند با شما خوب حرف بزند بدون انکه مورد سرزنش و تحقیر قرار بگیرد. بنابراین راه اصلی و نجات برای حرف گوش شدن همسرتان این است که اول همسرتان را بشناسید ،دوم شنونده خوبی باشید، سوم به او اجازه ی نفوذ دهید و چهارم از همسرتان درخواست داشته باشید یعنی اگر از او می خواهید که کاری انجام دهد و او گوش نمی کند خواسته تان را مجددا بیان کنید. مثلا : اگرچند بار به همسرتان یاد آوری می کنید که برایتان دارویی بخرد و او باز یادش می رود بدون آنکه به همسرتان حمله کنید به او بگویید: من خیلی می رنجم از اینکه به حرف های من اهمیت نمی دهی!... شما با این نوع بیان در واقع پیام "تو" نمی دهید که تو بی مسئولیتی، تو بی اهمیتی، تو خودخواهی و ... بلکه پیام من می دهید و از خودتان می گویید که من چند روز است از تو میخواهم فلان کار را انجام دهی و تو اهمیت نمی دهی و این مسئله خیلی مرا دلخور می کند.
با توجه به دلایل ارائه شده در رابطه با حرف گوش کن نبودن آقایان نباید تفاوت ساختار مغز در زنان و مردان را از نظر دور داشت . مغز خانم ها می تواند از هر دو نیمکره به خوبی استفاده کند اما مغز آقایان بیشتر از نیمکره چپ پردازش می کند و هنگام شنیدن تنها نیمکره چپ فعال می شود این مورد خود مزید بر این علت است که نتوانند به همه گفتگوهای زناشویی با دقتی که زنان می سنجند، عمل کنند.
صحبت کردن مهارت اصلی خانم هاست؛ آنها دوست دارند وقتی همسرشان از سرکار می آید سیر تا پیاز اتفاقاتی که آن روز افتاده است را برای همسرشان بگویند و در لا به لای حرف هایشان هم گاهی از همسرشان تقاضاهایی دارند و در عین حال انتظار دارند که همسرشان تمام آن حرف ها را بخاطر بسپارند اما توانایی شنیدن سخنان پراکنده برای مردان امکان پذیر نیست .
بنابراین اگر خانم ها بخواهند با یک مرد صحبت کنند، ابتدا یک موضوع را با او درمیان گذاشته و اگر متوجه شدند همسرشان، مطلب را درک کرده است، آنگاه سراغ بحث های دیگر بروند. این بدان جهت است که مغز مردان در یک زمان تنها می تواند بر یک موضوع تمرکز کند. همسرتان را درک کنید و همواره با عشق و محبت با او برخورد کنید تا به یک زندگی ایدهآل دست یابید.
بیشتر بخوانید :
گوش هایتان را در اختیار همسر بگذارید
هیس؛ فقط گوش کن
قلق و نوع رفتار با آقایان را بخوانید

همان طورکه در مقالهٔ قبل ذکر شد، ارتباط مؤثر و ارتباط صلح آمیز، تنها راه حل معمای ازدواج است و در بهبودی روابط زوجین، بی تردید معجزه خواهد کرد.
تئوری انتخاب، بر روی یک مسئله تاکید فراوان دارد و اصلاح آنرا، بهترین عامل در بهبود سلامت روان قلمداد میکند؛ و آن، این است: " رابطه".
افرادی که در برقراری رابطه با عزیزانشان توانمندند، احساس رضایتمندی بیشتری دارند و از زندگیشان لذت فراوانی میبرند. در مقابل، افرادی هستند که شاید از بسیاری امکانات مادی بهرهمند باشند و نیازهای مربوط به بقایشان بهخوبی ارضاء گردد، ولی به سبب نداشتن مهارت کافی در برقراری ارتباط مؤثر و سازنده، دارای تنشهای بسیاری هستند و خود را در زندگی شاد و خشنود فرض نمینمایند.
مارشال روزنبرگ در کتاب خود با عنوان " ارتباط بدون خشونت "، سعی در بیان نوع خاصی از گفتار و رابطه دارد که آن را "زبان زندگی" مینامد. زبان و شیوهای که اگر افراد آن را بیاموزند و در زندگی خود به کار برند، مشکلاتشان بیشک حل خواهد شد و به سبب عدم گفتار صحیح و عدم بهکارگیری کلام مناسب، مشکل بر مشکل افزوده نخواهد شد و آرامشی بیبدیل ایجاد خواهد گردید. شیوهٔ بیانشده در این کتاب، یک شیوهٔ جهانی است که در نقاط مختلف دنیا مورد آزمون واقعشده و نتایج خوشایندی را به بار آورده است.
حال در این مقاله و مقالات بعد، با توجه به مبانی تئوری انتخاب، و راهکارهای ارائهشده در ارتباط بدون خشونت (nvc)، به توضیح مواردی میپردازیم که در بهبود روابط زوجین و عدم ایجاد طلاق عاطفی، بسیار کاربردی است و در ایجاد رابطهٔ سالم و رضایتبخش بسیار مؤثر است.
یکی از اصول مهم در بهکارگیری زبان زندگی و گفتگوی صلحآمیز، رعایت کردن گامبهگام اصول زیر است. بسیاری از زوجین مدعی هستند که تمام اصول زیر را انجام میدهند، ولی مشکلاتشان نهتنها حل نمیشود بلکه هر روز هم از یکدیگر دورتر میشوند. همانطور که گفته شد، رعایت گامبهگام نکات زیر، یعنی ابتدا رعایت گام اول و سپس گام بعد، زوجین را به برقراری ارتباط مؤثر و سازنده میرساند.
| مقالات پیشین را در اینجا بخوانید: کسب گواهینامه برای ازدواج فرمان زندگی در اختیار همسران چرا همسرم دوست من نیست ؟ من تو او در دایره ی ازدواج |
1-بیان دقیق و روشن مشاهدات خود
برای آنکه بتوانیم رابطهای تأثیرگذار داشته باشیم، ابتدای گفتگو، بسیار مهم است. اینکه ابتدا از واضحاتی سخن بگوییم که طرف مقابل هم آن را قبول دارد، قابل مشاهده است و هیچ شک و شبههای در آن وجود ندارد، شروع مطلوبی برای مذاکرهٔ موفق است. یکی از عواملی که به هیچ وجه نباید در شروع صحبت و بیان مشاهدات باشد، قضاوت ارزشی است. در ابتدای بحث، هر نوع قضاوت در رابطه با خوب یا بد بودن شرایط، و هر نوع نتیجه گیری زودهنگام، مسیر گفتگو را منحرف خواهد کرد. به دو مثال زیر دقت نمایید:
-" شما در مهمانی شب گذشته، هنگام صرف شام، اصلاً سراغ من را نگرفتی "
و یا مثلاً:
-" شما گفته بودی من شبها ساعت 7 از محل کارم به خانه میآیم تا وقت بیشتری برای بازی با بچهها بگذارم، امروز دوشنبه است. شما شنبه ساعت 8 آمدی، یکشنبه ساعت 7 و نیم آمدی و امروز هم ساعت 8 و نیم به منزل آمدی. "
2-بیان احساس خود از مشاهده
همانطور که گفته شد، تقدم و تأخر این مراحل بسیار مهم است. بعدازآنکه بدیهیات و مشاهدات بهطور کامل، بی کنایه و پردهپوشی بیان شد، زمان بیان احساس است، ابراز نگرانی و ناراحتی پیشآمده از موقعیتی است که واضح و مشخص توضیحش را داده بودید. در بیان احساس هم هیچگونه نتیجهگیری و اتهام بستن نباید وجود داشته باشد. مثلاً نباید در این مرحله همسر را با عباراتی چون بدقول، بیمعرفت، بی تعهد و غیره خطاب کرد؛ تنها و تنها به احساسی اشاره مینماییم که وجودمان را درگیر کرده است.
مثلاً:
- " من از اینکه در آن مهمانی، سراغ من را نگرفتی، احساس غم داشتم و احساس میکردم درونم خالیشده، حس تنهایی عجیبی همراهم بود، .....
و یا:
-"احساس میکنم من و بچهها برایت مهم نیستیم، احساس میکنم به شغل و حرفهات بیشتر از ما اهمیت میدهی، من در این شرایط احساس ناامنی میکنم، من نگران تو میشوم و دلم همیشه شور میزنه که الان شما کجا هستی."
بهتر است در این قسمت اشارهای نماییم به تفاوت بیان احساس و قضاوت:
بیان احساس، بیان تجربیات درونی فرد است، نه برداشت فرد از موقعیت. احساس، با واژههای تک کلمهای بیان میشود، بدون توصیف و توضیح بیشتر؛ مثل: شرمنده، ترسیده، دلهره، اضطراب، توهین، بی حرمتی، ... . بیان احساس، معمولاً خیلی کوتاه است. مثلاً: "من الان کمی دلهره دارم، من الان ناراحتم، من الان احساس میکنم مورد توهین قرار گرفتم. همین، بدون بسط و گسترش و توضیح بیشتر". ابتدا به درون خودمان رجوع میکنیم، نوع احساسی که داریم را میسنجیم و با یکی دو جملهٔ کوتاه بیانش میکنیم و کمی منتظر میمانیم تا طرف مقابل متوجه احساس ما شود. ولی قضاوت، شامل برداشت و فکر فرد است، دارای نتیجهگیری است و معمولاً عبارتی طولانی است.
3-بیان نیاز خود
سومین مرحله، بیان روشن و واضح نیاز خودمان است. در مقالات قبل، در رابطه با نیازهای اساسی انسان کاملاً توضیح دادیم: نیاز به عشق و احساس تعلق، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به بقاء، نیاز به تفریح و سرگرمی. ما انسانها از صبح تا شب، هر رفتاری که انجام میدهیم، در جهت ارضای یکی از نیازهای اساسیمان است. نادیده گرفتن این نیازها، فرد را از خود واقعی خویش دور میسازد و او را دچار سردرگمی مینماید. نیازها، نیروهایی هستند که سبب احساسات افراد میشوند ولی یادمان باشد که در گفتگوی مؤثر، ابتدا احساس را بیان مینماییم و سپس نیاز را. بیان نیاز میتواند اینگونه باشد:
- من نیاز دارم در جمعها و مهمانیها، به من توجه بیشتری داشته باشی.
- من نیاز دارم بدانم همسرم چه زمانی به منزل میآید، من نیاز دارم تازندگیام را برنامهریزی کنم و مثلاً بدانم شام را چه زمانی آماده کنم، من به جمعهای خانوادگی که تمام اعضای خانواده ساعات بیشتری را در کنار هم میگذرانند نیاز دارم، من نیاز دارم در شبانهروز، ساعتی را بدون دغدغههای همیشگی در کنار همسرم باشم، ...
این مرحله، مرحلهٔ بسیار حساسی است. زیرا بسیاری از زوجین، بعد از بیان نیازهایشان وارد رفتارهای مخربی چون سرزنش، غرغر، قضاوت، پیشداوری، تهدید و غیره (در مقالات قبل کاملاً توضیح دادیم) میشوند.
| مقاله "رابطه ی رضایت در زندگی زناشویی با نیازهای اساسی انسان" را در اینجا بخوانید. |
4-بیان روشن درخواست و تقاضای خود
در آخرین مرحله، فرد باید تقاضا و درخواست خود را بهروشنی، بدون کنایه و دقیقاً "آنچه میخواهد " را بیان دارد. مثلاً:
-میشه در مهمانیها، هنگام خوردن شام، در کنار من باشی؟
-میشه برنامههای کاریات را جوری تنظیم کنی که ساعت مشخصی به منزل بیایی؟
-میشه ازت خواهش کنم وقتی به خانه میآیی، موبایلت را خاموش کنی، یا تماسهای کاریات را جواب ندی؟
-میشه لااقل یک شب را در طول هفته، بیرون از خانه باشیم، تا حال و هوای من و بچهها کمی عوض بشود؟
این چهار مرحله، در گفتوشنود صلحآمیز بسیار مؤثر است. اگر کمی به گفتگوهای زوجین دقت نماییم، متوجه میشویم که در مراحل گفتگو، بیان درخواست اول بیان میشود و سپس به بیان احساس میرسد؛ بهگونهای که گاها با گریه و زاری از طرف خانم و دادوبیداد از طرف آقا به پایان میرسد. با دقیق شدن، متوجه حضور رفتارهای مخربی چون توهین و تحقیر و سرزنش و مقایسه و غیره میشویم که مداوم فضای گفتگو را آلوده میسازد و زوجین را به سمت مشاجره و نزاعهای بی سرانجام میکشاند. همچنین، متوجه میشویم که به سبب عدم بیان دقیق مشکل در ابتدای بحث، زوجین از موضوع اصلی منحرف میشوند و بحث به حاشیههایی چون خاطرات گذشته و مسائل بی ربط کشیده میشود. در اینجاست که نهتنها مشکل و احساسهای تلنبارشده در سینه بیان نمیشود، بلکه دلخوری و ناراحتیهای بیشتری ایجاد میگردد که نتیجهاش، چیزی جز بیتفاوتی و طلاق عاطفی نیست.
در مقالات بعد، دیگر نکات مربوط به ایجاد یک رابطهٔ مؤثر و دستیابی به زبان زندگی اشاره خواهد شد.

مستند «بیراهه» این هفته سراغ افرادی رفت که کلیپهای رقص نیمهعریان خود را در فضای مجازی به نمایش میگذاشتند و حتی از این طریق کسب درآمد میکردند. «بیراهه» دقایق کوتاهی را به اظهارات این افراد و تجارب شخصی آنان از رفتارشان اختصاص داد و باقی زمان مستند، به تحلیل روانشناسانه و گفتگو با کارشناسان انتظامی، فرهنگی و اجتماعی پیرامون انگیزههای رواج این پدیده، اختصاص یافت. اما آنچه در فضای شبکههای اجتماعی منعکس شد، صرفا قسمتی از صحبتهای این دختران بود تا آنجاکه پخش گزینششده این قسمت از مستند، عنوان «اعترافات شاخهای اینستاگرام» را به خود گرفت و کل مستند اجتماعی و مسائل کارشناسی آن را تحتالشعاع خود قرار داد.
بعد از پخش این مستند، کاربران شبکههای اجتماعی، واکنشهای فراوانی در فضای مجازی به همان بخش گزینششده «اعترافات!» نشان دادند. بیشترین اعتراضها، نسبت به شیوه اولویتدهی قوه قضائیه در برخورد با جرایم مختلف بود.
حجتالاسلام محمدرضا زائری روحانی و کارشناس فرهنگی اجتماعی نقد خود را به این مستند در صفحه اینستاگرام خود این گونه نوشته است: قرنها ادبیات اباحی و جنسی آیا چیزی از اقتدار و صلابت فکر دینی کاست؟ غالب شعرا هزلیات دارند و غالب تصویرگران نقشهایی که قابل نشر نیست! قرنها مردم رقصیدند و برهنه شدند و رفتند و آمدند، اما دین آسیبی ندید! چرا بزرگان مدعی این نکته ساده و کوچک را نمیفهمند؟ آنچه دین و ایمان را متلاشی و نظام را نابود میکند لرزش کمر دختری نوجوان نیست، لغزش قلم قاضی کهنسال است!
یاسر عرب، مستند ساز نیز در نقد رفتار صداسیما و اثر عکس اینگونه رفتارها نوشته است: در جامعهای که تشنه قهرمان است، تبدیل توصیف دیروز از مائده هژبری به عنوان یک رقصندهی ساده به خوانش امروز به عنوان کنش گر اجتماعی، مبارز مدنی، چریک فرهنگی! و قهرمان دهه هفتادیها، معجزه برعکسی بود که تنها از مدیران مسخ شدهی صداوسیما برمیامد!
حسام الدین آشنا هم با اشاره به وظایف شورای نظارت بر صداوسیما گفته است: در موارد پخش تصاویر مربوط به افراد در حالات غیرعادی، از جمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری میشود. شورای نظارت بر صداوسیما این امکان را فراهم میکند تا به هر شکایتی از طرف افراد در مورد عدم رضایتشان نسبت به پخش تصاویر آنان در تلویزیون رسیدگی کند.
اما بعد از واکنشهای زیادی که در مورد این مستند مطرح شد محمد حسین رنجبران مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی با تاکید براینکه صدا وسیما باید در حوزه آسیب شناسی معضلات فرهنگی فعال عمل کند و این خواسته بسیاری از مخاطبان است، از درخواست مردم برای پخش برنامه های آگاهی بخش در حوزه آسیبهای فضای مجازی گفته است که بر مبنای این درخواستها و وظیفه ذاتی رسانه در آینده برنامهها و مستندهای فراوانی را خواهیم دید.
رسانه ملی دوران سختی را سپری میکند؛ درحال حاضر خیلیها از کوچکترین اشتباه این رسانه برای کوبیدن آن ذوق زده میشوند و تلویزیون هم در این میان خودش بهترین خوراک را فراهم میکند که نمونهاش میشود موضوع مائده هژبری؛ اگر تا پیش از این تعداد محدودی مائده را میشناختند اما او الان یک چهره مشهور و محبوب است!
بخشهایی از صحبتهای محمدحسین رنجبران را میخوانید: نمیشود وقتی مسئولان مربوط در حوزه فضای مجازی به وظایف خود در ساماندهی فضای مجازی عمل نمیکنند ما هم بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و برنامه های آگاهی بخش به خانواده ها ارایه نکنیم. بارها بر این مساله تاکید شده است که نباید فضای مجازی افسارگسیخته باشد و مثل همهجای دنیا باید قواعد و قانون مشخصی داشته باشد و منتشرکنندگان محتواهای نامناسب در این فضا بدانند که چه هزینه هایی در انتظارشان است اما گویی اراده ای در این زمینه بین مسئولان مربوط وجود ندارد و این جای تاسف است.
وی با تاکید بر این که این برنامه محصول معاونت اجتماعی نیروی انتظامی بوده است، افزود: یکی از مهم ترین مسئولیت های مشترک ما و ناجا حرکت در مسیر پیشگیری است و همان طور که گفتم بسیاری از خانواده ها با ما تماس می گیرند و مطالبه جدی در زمینه برنامه های آگاهی بخش در حوزه فضای مجازی دارند.
مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی به برخی شایعات درباره نبود حکم قضایی برای این کار اشاره کرد و گفت: بر اساس صحبتی که امروز با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضایی صادر شده بوده و حتی مقام قضایی درخواست کرده بود تا موضوع این افراد حتما رسانه ای شود.
رنجبران با بیان اینکه از حملات غرض ورزانه برخی در داخل و خارج کشور اصلا متعجب نشده است، تصریح کرد: تقریبا برای مردم عادی هم مشخص شده است که این موج رسانه ای علیه رسانه ملی عادی نیست و با نقد و انتقاد سازنده فاصله بسیار دارد و ای کاش برخی دوستان دلسوز هم به اندازه همین مردم عادی تحلیل داشتند یا اینکه منافع شخصی و گروهی خود را اینقدر پررنگ و حیاتی نمی دیدند.
مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی با بیان اینکه متاسفانه در این فضای آلوده رسانهای صدای نقدهای دلسوزانه و کارشناسی شده شنیده نمیشود، گفت: در میان تخریب های فراوانی که این روزها دیدم برخی به روش ساخت برنامه انتقاد رسانهای داشتند و معتقد بودند که می شد از راه های دیگری برای انتقال درست پیام استفاده کرد. این یک بحث کارشناسی است و ممکن است خود من هم در جایگاه یک برنامه ساز حرفهایی در این حوزه داشته باشم.
رنجبران برخی نقدها درباره اولویت داشتن پرداخت به مفاسد اقتصادی به جای اینگونه مفاسد فرهنگی را قابل تامل دانسته و گفته است: به نظرم هر موضوعی جایگاه و اهمیت خود را دارد و نباید به بهانه پرداخت ضعیف به مفاسد در حوزهای مفاسد در عرصه های دیگر را که مثل خوره به جان بنیان خانواده ها افتاده است فراموش کرد.
صداوسیما اگر قبلا به واسطه دیده شدن مورد نقد قرار میگرفت اما الان با دیده نشدن بیشتر در معرض نقد و اعتراض قرار دارد. کافی است کوچکترین مورد عجیب، اشتباه و یا حتی سوتفاهمی در کم مخاطبترین شبکه و برنامه رسانه ملی اتفاق بیفتد تا در فضای مجازی به پر مخاطبترین سوژه تبدیل شود. در حال حاضر خیلی از واکنشهایی که در مورد برنامههای تلویزیون جنجالی و حاشیه ساز میشود به واسطه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی اتفاق میافتد و این سبب شده تا کوچکترین خطایی از دید مردم و منتقدین دور نماند و کاملا مشخص است شکل گیری حاشیهها در فضای مجازی به واسطه مقبولیت و محبوبیت رسانه ملی نیست بلکه بیشتر از عدم رضایت و گشتن دنبال فرصتی برای نقد این رسانه میآید.
متأسفانه رفتار رسانه ملی در موضوعات مختلف آنقدر دچار حاشیه و بی اعتمادی شده که نه تنها با تکرار اشتباهات خودش تلاشی برای رفع این بی اعتمادی ندارد بلکه در مواقعی هم که به اشتباه و یا با غرض ورزی مورد هجمه قرار میگیرد دیگر نه توان دفاع و جبران دارد و نه اصلا گوشی علاقه مند به شنیدن اصل ماجرا و تبرئه شدن آن است. رسانه ملی دوران سختی را سپری میکند؛ درحال حاضر خیلیها از کوچکترین اشتباه این رسانه برای کوبیدن آن ذوق زده میشوند و تلویزیون هم در این میان خودش بهترین خوراک را فراهم میکند که نمونهاش میشود موضوع مائده هژبری؛ اگر تا پیش از این تعداد محدودی مائده را میشناختند اما او الان یک چهره مشهور و محبوب است!
منابع: روابط عمومی سیما/ صفحات اجتماعی چهرهها/ انصاف نیوز/ تبیان

سه هفته پس از تیر ماه سال 1314 ه.ش، مسجد گوهرشاد مشهد، کشتارگاه انسانهای بی گناهی شد که نه سودای مبارزه با تخت و تاج دیکتاتور را در سر میپروراندند و نه به دنبال اختلال در امنیت و نظم کشور بودند؛ مردمی که با سلاح زبان به حرم ضامن آهو پناه برده بودند تا از حق دینی خود دفاع کنند و با زبان ساده و کوچه بازاری بگویند ما نمیخواهیم وارد ماشین مدرنیزاسیون رضا شاه بشویم.
ماشینی که طراحی شده بود تا به زور لباسهای مردم را تغییر دهد. اما گویا حکومت طاقت چند شعار ساده را نداشت و با جمله «اگر بیش از این مسامحه کنید، نه تاج بر سر من خواهد ماند و نه کلاه بر سر شما» این اعتراض مردمی مسالمت آمیز را به خاک و خون کشید؛ حرکتی که هزینهاش چند کامیون جنازه بود که در اطراف مشهد به صورت دسته جمعی دفن شدند و خونهایی که بر دیوارهای مسجد گوهرشاد و صحن حرم رضوی باقی ماندند تا سالها ریشه روشنگری مردم باشند، تا مردم یادشان نرود که حکومت دین و ایمان آنها را نشانه رفته است.
جریانهای سیاسی سده گذشته سه دسته اند: تجدد ستیز، متجدد و تجددگزین؛
تجدد ستیزها یا همان سنتیها، کاملا مخالف با هرگونه تغییر و تحول در فرهنگ و شباهت به مدرنیته و آثار آن از جمله تکنولوژی هستند. تجددگزینها آثار مطابق عقل و اخلاق و شریعت مدرنیته را میپذیرند و غیر آن را طرد میکنند؛ گفتمان انقلاب اسلامی را می توان به عنوان مهمترین نمونه از این جریان نام برد.
برای رضاخان نسخه اشتباه پیچیده بودند؛ چراکه در ایران صرفا سنتهای فرسوده عامل عقب افتادگی نبود ، درد ایران بی کاری بود، وابستگی بود، نفوذ بیگانه بود، فقر و محرومیت بود
اما متجددین کسانی هستند که مسحور آغوش باز مدرنیته میشوند و هر آنچه در تقابل با فرهنگ غرب باشد را عامل عقب ماندگی تلقی میکنند. این جریان که از روشنفکری مریض عصر مشروطه آغاز شد با روی کار آمدن رضاخان میرپنج به اوج خود رسید.
در نگاه رضاخان فرهنگ اسلامی جایی نداشت هیچ، فرهنگ و آداب و رسوم ایران هم جایگاهی نداشت و گرچه برخی او را ناسیونالیست باستانگرا میخوانند، اما با اقداماتی که در جهت پیاده کردن تمدن غرب انجام داد، نمیتوان در عمل رضاخان را ملی گرا دانست.
به گواهی تاریخ، سفر 38 روزه رضا شاه به ترکیه و مشاهده مدرنیزاسیون آتاتورک، تاثیر زیادی در شکل گیری ایدئولوژی گذار از سنت به مدرنیته رضاشاهی داشت.
زیبایی ساختمانهای مدرن و رنگهای چشم نواز لباسهای غربی رضاخان را چنان سر مست کرده بود که وادی فرهنگ را با پادگان اشتباه گرفت و با طرحهای ضربتی و با کشتارها و قتل عامهای گسترده مانند مسجد گوهرشاد سعی در تغییر فرهنگ داشت.
رضا شاه به چند نکته توجه نکرد؛ یکی آنکه مدرنیزه کردن یک جامعه فقط به تغییر شکل ظاهری آن نیست، بلکه مدرنیته لوازمی همچون قانونگرایی، آزادی احزاب، انتخابات قانونی و مبارزه با خودکامگی و دیکتاتوری را هم به دنبال دارد که گویا این قسمت مدرنیته به مذاق رضاخان خوش نمیآمد. بنابر این رضاشاه هیچگاه موفق نشد جامعهای دموکراتیک و مدرن را تشکیل دهد.
حتی اگر واقعا پیشرفت کشور به متجدد شدن وابسته باشد که نیست، مردم حاضر نیستند از دین خود و نمادهای دینی دست بردارند و این نکته ای بود که رضاخان از آن غفلت کرد
نکته دیگر اینکه برای رضاخان نسخه اشتباه پیچیده بودند؛ چراکه در ایران صرفا سنتهای فرسوده عامل عقب افتادگی نبود، درد ایران بیکاری بود، وابستگی بود، نفوذ بیگانه بود، فقر و محرومیت بود، اما رضا شاه گرچه در محرومیت زدایی هم کارهای خوب و مهمی انجام داد، اما نمیشود از این که دغدغه اول او مذهب زدایی و سنت گریزی بود گذشت.
البته این تفکر بعد از انقلاب هم از بین نرفت، و در دورههایی کسانی مسئول اجرایی کشور شدند که به نسخههای توسعه غربی بیشتر اعتقاد داشتند تا بازوی کارگر ایرانی؛ و همین جریان ها بودند که ذائقه جوان دانشجوی ایرانی را تغییر دادند و جوان اول انقلاب را که دغدغهاش عدالت گستری و کار جهادیِ بدون چشم داشت مادی بود را به جوانی تبدیل کردند که حالا فقط به دنبال آزادیهای فردی خودش است.
نکته آخر اینکه جامعه ایران همیشه یک جامعه دینی و سنتی بوده که برای سنتهای خود ارزش و قداست قائل بوده است. حتی اگر واقعا پیشرفت کشور به متجدد شدن وابسته باشد که نیست، مردم حاضر نیستند از دین خود و نمادهای دینی دست بردارند و این نکته ای بود که رضاخان از آن غفلت کرد.
| بیشتر بخوانیم: ازواقعه گوهر شاد بیشتر بدانید! کشف حجاب رضاخانی |
هشتاد و سه سال از حادثه خونین قیام مسجد گوهرشاد میگذرد؛ گرچه زمان زیادی از آن تاریخ نگذشته است، اما ذائقه بخشی از مردم ایران را تغییر دادهاند. شاید کشته شدن چند هزار نفر در اعتراض به کشف حجاب اجباری بیشتر به داستانهای اساطیری شبیه باشد.
در حقیقت پروژهای که رضاخان با زور اسلحه و اجبار حبس و زندان نتوانست انجام دهد را دشمنان اسلام در غفلت برخی از مسئولین فرهنگی در دستور کار قرار دادند و تا حدی هم موفق بودند.
البته دشمن همیشه از هر موقعیتی برای از بین بردن حیای زن ایرانی استفاده کرده است؛ یک روز رضاخان را عامل مقابله با حجاب قرار داده و حالا با طرحهایی مثل "چهارشنبههای سفید" که با شعارهای رنگ و لعاب دار آزادی و برابری در پی مبارزه با حجاب و عفاف است؛ شاید احساسات دینی جامعه امروز نسبت به گذشته کم رنگ شده باشد ولی قطعا عقلانیت دینی مردم افزایش یافته و همین عامل دیر یا زود توطئههای دشمن را خنثی خواهد کرد.
منابع:
_ کتاب "جریان شناسی فکری ایران معاصر"، عبدالحسین خسروپناه؛
_ مقاله "غم گوهرشاد" به قلم داوود قاسم پور که در شماره 34 مجله "زمانه" منتشر شده است؛
_ یادداشت "تفاوت مدرنیزاسیون رضا شاهی و آتاتورکی" به قلم فرود نودهی به نقل از موسسه مطالعات تاریخ معاصر؛

گروه اجتماعی:
پخش تصاویر اعترافات تلویزیونی دختر 17ساله (متولد1380)، مائده که در فضای مجازی اقدام به انتشار فیلمهای خود میکرد، در روزهای گذشته با موج گستردهای از واکنشها روبهرو شده که بخش مهمی از آن بازخوردهای منفی بوده است؛ بسیاری از فعالان فرهنگی و اجتماعی معتقدند که چنین برخوردهایی نهتنها نمیتواند بازدارنده باشد که اثرات منفی در پی خواهد داشت. در این بین بخشی از کاربران فضای مجازی هم این سؤال را مطرح کردهاند که چرا مسئولان اولویت را در برخورد با مفاسد، رانتخواران و دانهدرشتهای مفاسد اقتصادی قرار نمیدهند؟ و چرا صدا و سیما به جای پخش اعترافات یک دختر نوجوان که مشخص نیست چقدر حقوق او رعایت و درنظر گرفته شده است، اقدام به انتشار تصاویر اخلالگران اقتصادی که با زندگی مردم و حتی امنیت کشور بازی میکنند، نمیپردازد؟ اما جدای از همه این بحثها نکته مهم دیگری هم با پخش اعترافات تلویزیونی مائده (که هنوز دانشآموز است) در جامعه مطرح شد و آن توجه به نسل جدید و زیست اجتماعی آنهاست. نسل دهه 70 و 80 که بهنظر میرسد بخش مهمی از جامعه شناخت چندانی نسبت به آنها ندارد و یا نمیخواهد که حضور قوی آنها در جامعه را به رسمیت بشناسد و با آنها درباره خواستههایشان وارد گفتوگو شود؛ نسلی که باوجود نادیده گرفتهشدن هر از چندی به بهانههایی همچون پخش اعترافات مائده، تجمع نوجوانان در مجتمع کورش در 18خرداد سال1395، قرار آببازی در پارک آب و آتش در سال1394 و... خودی نشان میدهد. بهنظر میرسد که سیاستگذاران در جامعه ما حتی به سرشماریها هم بیتوجه هستند و هیچ برنامهای برای گفتوگو با نسلی ندارند که 20درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن جمعیت 10 تا 25سال کشور بیش از 17میلیون نفر هستند و این جمعیت انبوه نیازمند برنامهریزی دقیق است. چند سالی است که بخش مهمی از جامعهشناسان نسبت به بروز شکافهای نسلی در کشور هشدار میدهند و بهنظر میرسد که کمکم ما شاهد بروز و خودنمایی این شکافها در جامعه هستیم. اختلاف دیدگاهها در نسلها نسبت به تعاریف مختلف همچون «جرم» هم حتی بسیار مشهود شده است. به اعتقاد کارشناسان، سیاستگذاران امروز ایران باید هرچه زودتر شناخت نسل جدید، گفتوگو با نسل جدید، آموزش و برنامهریزی برای نسل جدید، توجه به خواستهها و تفکرات این نسل و از همه مهمتر گفتوگو با این نسل و به رسمیت شناختنشان را کلید بزنند. با تعدادی از کارشناسان اجتماعی درباره نسل جدید به بهانه پخش اعترافات مائده گفتوگو کردهایم.
مدیران، نسل جدید را نمیشناسند
غلامرضا ظریفیان، جامعهشناس با بیان اینکه شناخت نسلی از مدتها قبل مورد مطالعه بسیاری از جامعهشناسان، روانشناسان و اصحاب سیاست بوده است، به همشهری گفت: این مطالعات یافتههای خوبی را به همراه داشته و چندین پیمایش ملی و پایاننامه دانشگاهی نیز در این زمینه انجام شده ولی مهم این است که به این یافتهها توجهی نمیشود. او با اشاره به حوادثی که در سالهای گذشته در کشورمان رخ داده و بازتابهای گستردهای که در فضای مجازی داشته است، گفت: بخشی از این اتفاقات به مسائل جوانان در لایههای مختلف اعتقادی، سبک زندگی، نوع نگرش نسلی و ارزشها برمیگردد. الان بسیاری از مدیران پا به سن گذاشتهاند و به تجارب و دریافتهای خودشان از مسائل اتکا میکنند و مطالعات اجتماعی که انجام شده را آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نمیدهند. حاصل این بیتوجهی به پژوهشها این شده که برنامهریزی متکی بر این مطالعات انجام نمیشود و نوعی ابهام در فهم مسائل نسلها در مدیران و برنامهریزان کشور، بهوجود آمده است. ظریفیان در پاسخ به این سؤال که به شکاف بیننسلی در کشور ما چقدر توسط حاکمیت توجه شده، گفت: در بسیاری از کشورهای جهان بحث تفاوت و شکاف نسلی وجود دارد و کارهای دقیقی را مراکز دانشگاهی، خصوصی و دانشگاهی انجام دادهاند که دولتمردان میتوانند به آنها رجوع کنند و اطلاعات درستی از تفاوتها بهدست بیاورند و متوجه این مسئله باشند که در کجاها شکافهای بیننسلی نگرانکننده وجود دارد و در چه جاهایی شکافها حاصل از تغییرات متکی بر تحولات فناوری و دانش و سبک زندگی است. این در حالی است در کشور ما اکثرا به این نوع پژوهشها با دیدی بدبینانه نگاه میشود ولی زمانی که یک رویداد اتفاق میافتد، مانند جذب تعداد زیادی فالوئر در فضای مجازی و آنچه شاخهای اینستاگرام خوانده میشوند، بهناگاه بدون توجه به تحلیل و پشتوانه اتفاق، بهصورت غیرحرفهای آن را سرکوب میکنند و در صدا و سیما پوشش میدهند درحالیکه این قبیل کارها بدون مطالعات و درک لازم از مسائل و بدون توجه به حساسیتهای جامعه باعث بروز هجمههایی میشود که در روزهای اخیر در فضاهای مجازی شاهد آن بودیم.

به گفته این جامعهشناس و استاد دانشگاه، گروهی از مردم در برابر دستگیری و اعترافگیری از این جوانان و رسانهایکردن آن این پرسش را دارند که چرا مسئولان از کنار اختلاسگران و افرادی که اعتماد جامعه را به مخاطره میاندازند، عبور میکنند ولی به این موارد با جدیدیت میپردازند. البته طبیعی است که هیچ فردی ناهنجاریها را تأیید نمیکند ولی باید ناهنجاریها را با شیوهها و آموزشهای درست حل کرد. در اینگونه موارد و رفتار با این موضوعات جامعه ما نیاز به یک بازبینی مطالعات دقیق دارد. اینها هشدارهایی است که اگر به آنها توجه نکنیم ممکن است عواقب زیانباری را به همراه داشته باشد.این جامعهشناس در پاسخ به این سؤال که در سالهای اخیر چقدر به خواستههای نسل جدید توجه شده، گفت: ما باید یک شناخت عمیق و دقیق از تحولات لایههای زیرین نسلها داشته باشیم و بعد سیاستها و راهبردهایمان را در این زمینه تنظیم و فرصتها را تقویت کنیم. از طرف دیگر با شناخت جدی از شکاف نسلها بتوانیم ضعفهای سیستمی را رفع کنیم و تهدیدات را کاهش دهیم. به گفته ظریفیان، اگر نسل دهه 70 و 80 را بهدرستی و با اتکا به بنیادهای علمی بشناسیم، میتوانیم راهبردها و سیاستهای متناسبی را با اتکا به مردم، بنیادهای مردمنهاد و مراکز علمی تدوین و بدینترتیب هزینه برخی نارساییها را کم کنیم. این جامعهشناس با بیان اینکه مسئولان نسلهای دهه 70 و 80 را بهدرستی نمیشناسند، گفت: بهدلیل همین عدمشناخت، بدنه حاکمیت نوع برخورد با این افراد را هم درست نمیشناسد. درون این نسل مملو از تهور و شجاعت است و با اقداماتی از قبیل بستن صفحات و اعترافگیری در رسانه ملی، این جوانان را به عرصه لجبازی پیش میرانیم. جوانان میخواهند با لجبازیکردن نوعی واکنش در برابر رفتار مسئولان داشته باشند و یکباره شاهد این هستیم که تعداد زیادی از جوانان در مقام دفاع از اقدامی که همنسلانشان انجام دادهاند، همان عمل را در شبکههای مجازی تکرار میکنند و یا با نوشتن پیامهایی سعی در حمایت از آنها دارند.وی تأکید کرد: این انتظار جدی از صدا و سیما هست که آنچه را ارائه میکند مبتنی بر پشتوانه عظیم کار تحقیقاتی علمی و تجربی و با استفاده از نیروهای مجرب و دلسوز دانشگاهی باشد و زمانی که این اتفاق نیفتد حاصلش خسارتها و عکسالعملهایی است که در جامعه مشاهده میشود.
شکاف نسلی را در جامعه بپذیریم
مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران گفت: برخی افراد بهخود حق میدهند که بگویند خانمی که در اینستاگرام فیلمهایش را منتشر کرده و دهها هزار فالوئر داشته مردم را گمراه میکرده است و با پخش تصاویر و اعترافات او به جامعه در اینباره هشدار بدهیم؛ درحالیکه بعد از دستگیری و رسانهای شدن اعترافات این دختر جوان، تعداد زیادی از افراد مشتاق شدند تا بدانند دلیل دستگیری او چه بوده و فیلمهایش به تعداد بسیار بیشتری در شبکههای اجتماعی دست بهدست شد. به گفته او الان ما در کشورمان با مشکلات عدیدهای روبهرو هستیم و مردم انتظار دارند که مسئولان رسیدگی به این چالشها را در اولویت قرار دهند. توجه داشته باشید که حل مسائل و چالشهای فرهنگی نیازمند برنامهریزیهای دقیق و غیرقهری است. در این شرایط کشور، مردم انتظار دارند که تصاویر و برخورد با اختلاسگران، مفاسد اقتصادی و... منتشر شود و اخبار برخورد با آنها از رسانه ملی بازتاب پیدا کند. به گفته اقلیما به جای حذف معلول باید علتها برطرف شود و پاک کردن صورت مسئله مشکلی را حل نمیکند. او در ادامه به بیتوجهی به نسل نوجوان و جوان جامعه و تفاوتهای آنها باتوجه به تحولات جهانی اشاره کرده و میگوید: «روبهرو شدن و رفتار کردن با نسل جوان، نیازمند نگاه جدید جامعهشناختی است. نباید مسئولان تصور کنند، همانگونه که با نسلهای گذشته رفتار میکردند میتوانند با این نسل هم مواجه شوند. باید شکافهای بهوجود آمده نسلی در کشور را دید و برای آن چارهجویی کرد. نادیده گرفتن تحولات جمعیتی و نسلی تنها به مشکلات دامن میزند، حال آنکه با پذیرش یک اتفاق میتوان برای آن بهدنبال راهحل بود.
واکنش مشاور رئیسجمهور به پخش اعترافات تلویزیونی
حسامالدین آشنا، عضو شورای نظارت بر صداوسیما، در واکنش به پخش اعترافات مائده، دختر جوانی که به اتهام پخش فیلمهایی از خود در صفحه اینستاگرامش بازداشت شده بود، گفت: شورای نظارت بر صدا و سیما این امکان را فراهم میکند تا به هر شکایتی از طرف افراد در مورد عدمرضایتشان نسبت به پخش تصاویر آنان در تلویزیون رسیدگی کند. حسامالدین آشنا به انصافنیوز درباره پخش فیلم اعترافات مائده که در برنامهای با نام بیراهه از شبکه یک سیما پخش شد، گفت: در موارد پخش تصاویر مربوط به افراد در حالات غیرعادی، ازجمله در بیمارستان، کلانتری یا بازداشتگاه، نیاز به هماهنگی میان قوه قضاییه، سازمان صداوسیما و رضایت فردی است که از او تصویربرداری میشود. وی تأکید کرد: شورای نظارت بر صداوسیما این امکان را فراهم میکند تا به هر شکایتی از طرف افراد در مورد عدمرضایتشان نسبت به پخش تصاویر آنان در تلویزیون رسیدگی کند.

نگاه
برای نسل جدید هیچ برنامهای نداریم
طیبه سیاوشی، عضو فراکسیون زنان مجلس

بهراستی چگونه میتوانیم برای آموزش و هشداری که به نوجوانان و جوانان کشورمان ندادهایم آنها را بازخواست کنیم. من معتقدم که صدا وسیما نباید به هیچ عنوان به موضوع پخش اعترافات دختر جوانی که بهخاطر فیلمهایی که در شبکه مجازی از خود منتشر کرده بود، دستگیر شده است، ورود پیدا میکرد. به این علت که تا به امروز هیچگونه آموزش و فرهنگسازی برای فرزندانمان انجام نداده است؛ فرقی هم ندارد این نسل یا نسل گذشته، مهم کوتاهی و قصوری است که انجام شده است که البته شامل مدارس و رسانههای گروهی و مکتوب هم میشود. آیا مسئولان ما تا به حال برای نسلی که متفاوت است با نسلهای گذشته، برنامهریزی جامع اجتماعی، فرهنگی و...کردهاند ؟ بهدلیل غوغای فضای مجازی، دسترسی به اینترنت و ورود تکنولوژی، ما با نسلی جدید روبهرو هستیم؛ واقعا تا به حال چه کارهایی در زمینه فرهنگ، هنر و گذران اوقات فراغت صحیح برای نسل نوجوان و جوان انجام شده است؟ ما که تا به حال چنین چیزی را ندیدهایم و بدون شک کوچکترین کاری که به چشم بیاید انجام نشده است. صدا و سیما و همه دستاندرکاران امور فرهنگی جامعه ما نهتنها در برنامهسازی بلکه در آموزش و فرهنگسازی هم برای نسل جدید (دهه 80و 90) موفق نبودهاند و دود این اتفاق هم به چشم نسلی خواهد رفت که آینده سازان این کشور هستند. همین فرارسیدن ایام تابستان و اوقات فراغت را مثال میزنم؛ قشر قابل توجهی ازنونهالان، نوجوانان و جوانان ما تعطیل شدهاند، آیا برای این افراد که تعداشان هم بسیار قابل توجه است برنامهریزی انجام شده است؟ آیا اصلا خواستههای آنها، تفریحاتشان و... را میشناسیم؟ آیا میدانیم که آنها زمان خودشان را چگونه سپری میکنند؟
این نسل تمام اطلاعات خود را از فضای مجازی میگیرد ولی ما با آنها میخواهیم همانگونه رفتار کنیم که با نسلهای پیشین برخورد میکردیم. به گیشههای سینماها نگاه کنید؛ چند درصد از فیلمها متعلق به این قشر است؟ چه سرگرمی برای این نسل مهیا شده که هم جنبه هنری و فرهنگی داشته باشد، هم فراغتشان را پر کند و هم اینکه جنبه آموزشی داشته باشد؟ آیا برای این نسل سرمایهگذاری شده است؟ ولو اینکه سرمایهگذاری زود به سرانجام نرسد اما آیا این وظیفه ما نیست برای نسلی که آینده این کشور در دستانشان است بهگونهای برنامهریزی کنیم که راهشان را درست انتخاب کنند؟ ما چه نگاهی به آنها داشتهایم؟ آیا آنها را رها نکردهایم؟ آیا از نظر حقوقی به آنها گفتهایم که چه کارهایی انجام دهند جرم است و درباره این نوع رفتارها از قبل به آنها تذکر دادهایم یا در یک حرکت عجیب و سریع همچون اتفاق آخر، برخورد کردهایم؟ واقعیت این است که صدا و سیما با ورود به موضوع پخش اعترافات این دختر جوان در واقع سبب ایجاد نوعی لجبازی در میان بخشی از جامعه شد؛ واکنشها را به این اقدام یکی از بزرگترین دستگاههای فرهنگی کشور، نگاه کنید؛ بدون شک بخش مهمی منفی بوده و این یعنی اینکه راه را نهتنها درست نرفتهایم که بیراهه رفتهایم. آیا روزی که صدا و سیما و برنامهریزان آن، چنین برنامهای را میساختند به عواقبی که میتواند برای این دختر در جامعه ایجاد شود فکر کردند؟ آیا این دختر میتواند مانند گذشته و بدون آسیب روحی و روانی در جامعه زندگی کند؟ اثرات این اقدام روی همنسلان این نوجوان چه خواهد بود؟ واقعا چگونه میشود که مسئولان ما چشمانشان را به روی فضای مجازی، جوانان و خواسته هایشان میبندند؟ چهکسی باید پاسخگوی مطالبات دختران و پسران نسل جدید ما باشد؟ چهکسی باید برایشان برنامهسازی و برنامهریزی کند تا آنها برای کشورشان افتخار شوند نه تهدید. مسئولان باید به این سؤال پاسخ دهند که چه زمانی بالاخره نسل جدید را خواهند دید و با آنها درباره خواستههایشان گفتوگو خواهند کرد؟
خداوند هیچ دعای صادقانه ای نیست که آن را مستجاب نکند. ولی استجابت خدا لزوما همانی نیست که ما می خواهیم، چرا که او بهتر از ما مصلحت ما را تشخیص می دهد و دلسوزی او مانع از این است که چیزی را به ما بدهد که جایگزینهای بهتری برای آن وجود دارد. در این صورت حتما خداوند آنی را مقدر می کند که بهترین گزینه خیر برای ما است.
یکی از تعالیم اساسی انبیا خدا این است که "الخیر فی ما وقع" یعنی آن چه خداوند برای ما مقدر می کند، بهترین گزینه ممکن برای سعادت ما است. البته ما باید در حد معقول و مشروع تلاش کنیم و دعا هم یکی از تلاشهای مشروع و توصیه شده به ما است و می تواند شرایط را برای تقدیرهای بهتر خداوند مساعد کند. ما با دعا و عمل صالح ظرفیت خود را برای تقدیرهای بهتر الهی بیشتر و بیشتر می کنیم. بعد از عمل صالح و دعا و توسل، ما باید نتیجه را به خدا وابسپاریم و بدانیم اگر تقصیری متوجه ما نیست خداوند متکفل بهترینها برای ما است. شما که بحمدالله اهل خدا و تدین هستید، بدانید آن چه هست خیر شما است. همیشه دعا کنید و از دعا کردن مأیوس و خسته نشوید. خود خداوند ما را امر به دعا کرده است.
گاهی دعایی که ما می کنیم به مصلحت ما نیست، و یا لااقل زمان ایده آلش آنی نیست که ما گمان می کنیم. خداوند چنین دعایی را اجابت نمی كند؛ همانطور كه مهربانی هیچ پدری به او اجازه نمی دهد به حاجت غیر سالم و غیر مفید فرزندش توجه كند. در چنین مواردی خداوند دعای ما را تبدیل به احسن می كند و برای ما مقدر می سازد؛ حال در دنیا و یا در آخرت.
در بعضی روایات هست كه خداوند همه دعاهای اهل ایمان و تقوا را اجابت می كند، ولی اجابت او در مواقعی برآورده كردن همان حاجت است، و در مواقعی تبدیل به احسن آن.
نكته ای كه حائز اهمیت است آن است كه ما اگر به گذشته زندگی خود نگاهی بیندازیم می بینیم كه چه بسیار از دعاهای ما بدون آن كه خودمان متوجه شده باشیم در وقت مناسبش تحقق یافته است. این همان اجابت الهی برای دعاهای ما است كه ما گاه از آن غافلیم.
ما با دعا و عمل صالح ظرفیت خود را برای تقدیرهای بهتر الهی بیشتر و بیشتر می کنیم. بعد از عمل صالح و دعا و توسل، ما باید نتیجه را به خدا وابسپاریم و بدانیم اگر تقصیری متوجه ما نیست خداوند متکفل بهترینها برای ما است
ما در مورد استجابت دعاهایمان گاه به دنبال این می گردیم كه آن را معجزه وار ببینیم، و اگر علل و اسباب عادی را در كنار مطلوب خود ببینیم گمان می كنیم كه ـ معاذ الله ـ دست خدا در كار نبوده، و اگر هم دعا نمی كردیم همین اتفاق می افتاده است. این در در حالی است كه خداوند كه وعده استجابت دعا داده آن را از طریق علل و اسباب آن تحقق می دهد؛ اسباب و عللی كه ما در بسیاری مواقع آن را می بینیم و درک می كنیم و گاه نمی بینیم و نمی شناسیم. در حدیث است كه «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها» یعنی خداوند ابا دارد كه اراده خود را جز با اسباب آن اعمال و جاری كند.
توضیح این كه از آنجا كه خداوند از دعاهای ما پیشاپیش مطلع است، از قبل آنچه از اسباب برای استجابت دعای ما لازم است فراهم می كند؛ اسبابی كه همانطور كه گفتیم، گاه آن را می شناسیم و گاه نمی شناسیم؛ و البته این در خصوص مواردی است كه خداوند تصمیم به اجابت دعا دارد. لذا در استجابت دعاها گاه اصلا امری غیر عادی ای نمی بینیم، و به اشتباه گمان می كنیم این دعای ما نبوده كه در این اتفاقات اثر داشته است.
البته گاهی هم مشکل در خود ما است. بسیاری از ما دعا می كنیم، ولی شرائط استجابت دعا را بجا نمی آوریم، یا اصلا مستحق اجابت الهی نیستیم.
امام علی(ع) فرموده اند: "الداعی بلاعمل كالرامی بلاوتر" یعنی دعا كننده بدون عمل متناسب با آن دعا مثل تیزانداز بدون كمان است.(حكمت های نهج البلاغه)
ما گاه بیجا گمان می كنیم كه مستحق اجابت دعاییم. اگر به اطراف خودمان نگاه كنیم می بینیم كه چقدر گناه می شود، هم گناهانی كه عاقبت فرد را در معرض خطر قرار می دهد و هم گناهانی كه جامعه ای را فاسد می كند و تر و خشک را با هم می سوزاند.
گناه مانع استجابت دعاها است؛ همانطور كه در روایات هست كه اگر مردم اهل تقوا و ورع بودند از زمین و زمان بركت بر آنها نازل می شد.
با این وجود نباید گمان كرد كه دعای ما بی اثر است. نفس ارتباط ما با خدا از طریق تضرع و دعا خود مطلوب است و موجب كمال ما.
۱. گناه
۲. استفاده از مال حرام
۳. ستم کردن به مردم و کمک کردن به ستمکاران
۴. نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنها
۵. بریدن از خویشاوندان
۶. ترک امر به معروف و نهی از منکر
۷. سبک شمردن نماز

یکی از آموزه هایی که در ترغیب و تشویق جامعه یهودی به توبه از گناه و بازگشت به مسیر دینداری مفید بوده، «موعودباوری» یهود است.
آنان بر این باورند که دولت مدرن اسرائیل و بهطورکلی صهیونیسم، فرمان الاهی و تکمیل وعده خداوند است

در سالروز شهادت امام صادق علیه السلام در خدمت استاد گرامی آیت الله جاودان هستیم و مصاحبه ای اختصاصی تقدیم مخاطبان گرامی می شود.
تبیان: با توجه به نقش امام حسین (ع) و واقعه عاشورا در حفظ مکتب اهل بیت، چرا امام صادق (ع) را رئیس مکتب شیعه میدانیم؟
امام حسین علیه السلام برای نجات مکتب اهل بیت علیهم السلام و اصل اسلام قیام کرده و به آنچه خواستند رسیدند و موفق شدند.
نکته ی قابل توجه اینکه امام صادق علیه السلام را به عنوان رئیس مذهب شیعه معرفی کرده اند، خود این مسأله است که اصلاً چنین نامگذاری صحیح است یا خیر؟
در زمان منصور دوانیقی (برای اولین بار) معاویه امر کرد که هر چه به عنوان حدیث در دست مردم است جمع شده و کتابی تدوین شود که از همه چیز و همه کس جز علی علیهالسلام و ابن عباس ، شاگرد حضرت علی در آن چیزی نقل نشود. بنابر این این گونه میشود که آنچه در عصر معاویه جعل شده در عصر منصور تدوین و به صورت کتاب به شکل نوشته در آمده است.
باید گفت این نامگذاری را کسانی گفته اند که ابوحنیفه را امام حنفیان و مالک را امام مالکیان و احمدبن حنبل را امام حنبلیان است و به مقایسه گفته اند امام صادق علیه السلام امام شیعیان و رئیس مذهب تشیع است.
اما باید گفت این مقایسه، مقایسه نادرستی است. به اعتقاد ما شیعیان، حضرت باقر علیه السلام و حضرت صادق علیه السلام هر دوی این بزرگواران بنیانگذار مکتب تشیّع هستند. به این معنا که آنچه در عقاید، اخلاق، احکام و بیشتر آن به ما رسیده از این دو بزرگوار نقل شده است.بنابر تشیّع اختصاص به حضرت صادق علیه السلام ندارد.
حال ممکن است با توجه به اینکه امام صادق علیه السلام دوران بیشتری برای تعلیم اسلام و تشیع در اختیار داشته اند، در این مسیر اندکی برجستگی بیشتری را دارا بوده و مواردی که از مسیر ایشان به ما رسیده در مقایسه با پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام بیشتر باشد، اما این دلیل کافی برای اینکه ایشان رئیس مذهب شیعه باشند، نیست.
باید ایشان و هم پدرشان را در یک جایگاه قرار دهیم، اعتقاد ما باید این باشد ما به عنوان پیرو مکتب تشیع در حقیقت در مذهب امام باقر و امام صادق علیهما السلام و سایر ائمه بعد هستیم و امام باقر علیه السلام هم تقریباً به همان میزان در تشیع و بنیانگذاری این مذهب نقش داشته اند که امام صادق علیه السلام نقش دارند.
در حقیقت ما از زمان امام باقر علیه السلام به تعریف شیعه و تشیع رسیده ایم و تعلیمات خاصی که در این مکتب به عنوان اسلام واقعی وجود دارد و معرفی شده است، از زمان ایشان به دست مردم و اصحاب رسیده و امام صادق علیه السلام ادامه راه پدر بزرگوارشان بوده و البته در این راه بیشتر قدم برداشتند.
تبیان: از مقام و منزلت امام صادق (ع) و جایگاه مذهب جعفری در میان امت اسلامی برایمان بفرمایید.
منزلت امام صادق و امام باقر علیهما السلام را باید در کلمات بزرگان طراز اول از علمای اسلام جستجو کرد. سخنی که افرادی چون مالک بن انس، امام مالکیان در مورد امام صادق علیه السلام گفته است؛ «ما رات عین و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر افضل من جعفر بن محمد» چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به قلب بشر خطور نکرده مردی با فضیلت تر از جعفر بن محمد.
وقتی به چنین موارد توجه می کنیم می بینیم که فاصله ای که بین آن امام و این امام است چه فاصله ی بزرگی است و عظمتی که امام در زمان خودشان در میان بزرگان اسلام داشته، چقدر بزرگ بوده است. اصلا مقام ایشان در همه ابعاد قابل مقایسه با هیچ کسی نبوده است.
تبیان: اوضاع، شرایط و جو حاکم بر جامعه در زمان امام صادق علیه السلام چگونه بود؟ چون بسیار معتقدند انحرافات و مکتبهای انحرافی در این دوران رشد بسیار کردند و یکی از اهداف امام راه اندازی تشکیلاتی برای مقابله و برخورد با حکومت وقت و مکاتب انحرافی بوده است.
اسلام در زمان معاویه با یک مشکل بسیار بزرگ رو به رو بوده است. ایشان افرادی چون مغیرة بن شعبه، سَمَرَةِ بن جُندَب و امثال آنان را به عنوان اصحاب پیامبر تقدیس می کند اما در واقعیت آن ها هیچ نوع قداستی برخوردار نبوده و نیستند. معاویه اینان را واداشت تا آنچه را که خود از محتوای اسلام می پسندد، به عنوان اسلام واقعی از پیامبر به صورت حدیث نقل کرده و بین مردم منتشر کنند و این کار مشکلات بسیاری را برای اسلام ایجاد کرد. به طوری که امروز می بینیم که بسیاری از انحرافات موجود به زمان معاویه باز می گردد.
در حقیقت این دوران اولین دوران بزرگ انحرافات اسلام است. در زمان منصور دوانیقی (برای اولین بار) معاویه امر کرد که هر چه به عنوان حدیث در دست مردم است جمع شده و کتابی تدوین شود که از همه چیز و همه کس جز علی علیه السلام و ابن عباس ، شاگرد حضرت علی در آن چیزی نقل نشود. بنابر این این گونه می شود که آنچه در عصر معاویه جعل شده در عصر منصور تدوین و به صورت کتاب به شکل نوشته در آمده است.
آن ها می دیدند که تعلیمات امام صادق علیه السلام نشر یافته و با تربیت شاگردانی در این مسیر قدرت این را پیدا کرده که جای اسلام انحرافی که مد نظر منصور دوانیقی و معاویه است را بگیرد. این جا بود که هر چه در تلاش داشتند در مسیر منع انتشار اسلام واقعی از جانب امام صادق علیه السلام و خنثی کردن حرکت حضرت به کار بردند؛ به طوری که امام را در زندان محبوس کرده و مانع تربیت شاگردان و درس دادن امام شدند.
| بیشتر بخوانیم: مهمترین اتفاقات حیات مبارک امام صادق(ع) چیست؟/مصاحبه فعاليت سياسي امام صادق(ع) امام صادق علیه السلام و اندیشه هاى انحرافى |
در این میان یکی از مهم ترین وظایف ائمه علیهم السلام مقابله با انحرافات ایجاد شده در جامعه است. ائمه وظیفه داشتند اسلام صحیح را به مردم برسانند و با انحرافات تا هر جایی که بتوانند حتی تا حد زندانی شدن و شکنجه مقابله کنند که نمونه اش زندانی شدن موسی بن جعفر(علیه السلام) است که دیده ایم.
نمونه دیگر نیز داریم که ابوهریره در زمان ولایتعهدی امام رضا علیه السلام خدمت ایشان می رسد و از قول پیامبر روایتی را نقل می کند که خدا را با چشم سر می توان دید. امام می فرمایند: این حرف درست نیست چرا که در مقابل و تضاد با قرآن است، قرآن می فرماید: لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ: چشمی او را درک نمی کند.
ابوهریره می گوید: شما با حدیث مخالفت می کنید؟! امام در پاسخ می فرمایند: حدیثی که مقابل و معارض با قرآن باشد را ما آن را کنار می گذاریم.
تبیان: سیرهی امام صادق (ع) در تعامل با اهل سنت چه بود؟ با توجه به اینکه بسیاری از علمای اهل سنت از شاگردان امام صادق (ع) بودند، آیا میتوان گفت که فقه اهل سنت مدیون امام صادق (ع) است؟
بزرگواران و فقهای اهل سنت دورانی از شاگردی حضرت صادق علیه السلام را داشته اند. مالک بن انس(امام مالکیان) تا اواخر عمر حضرت صادق علیه السلام از محضر ایشان حتی از جهات اخلاقی نیز بهره ها برده است.
ابوحنیفه در رابطه با دوسالی که شاگرد امام صادق علیه السلام بوده و از حضور حضرت بهرهمند بودند گفته است؛ اگر این دو سال نبود من هیچ چیز نداشتم و هلاک شده بودم. با توجه به نمونه های این چنینی مسلم است که ابوحنیفه و مالک و بسیایر از علمای اسلام در ان روزگار از محضر ایشان بهره بردند.
تبیان: میتوان گفت فقه اهل سنت در چه زمینه و شاخه ای مدیون امام صادق (ع) بوده است؟ اگر چنین فرضی را بپذیریم این سوال پیش میآید که چگونه امام صادق (ع) از برخی نکاتی که انحراف محسوب می شود، مبرا هستند؟
امام صادق علیه السلام کوشیده اند با انحرافاتی که در عالم اسلام وجود داشته و انحرافاتی که بعضی از علمای بزرگ آن روزگار از نظر فکری، عقیدتی و فقهی به آن مبتلا بودند مقابله کرده و آن ها اصلاح کنند. مکرر در روایات است که امام صادق علیه السلام به مقابله با ابوحنیفه که در فقه صاحب نظر و معتقد به رأی بوده پرداخته است. اعتقادات ابوحنیفه بدین منوال بود که اگر در موضوع و مسأله ای حدیثی را پیدا نمی کرد، در رابطه با آن فکر کرده و به نظر خودش آن چه را که بهتر بود را به عنوان حکم اسلام معرفی می کرد.
حضرت صادق علیه السلام با این موارد به جد مقابله می کردند. مکرر در نقل های تاریخی و حدیثی مقابله امام با ابوحنیفه و دانشمندان و علمای مشابه که معتقد به قیاس بودند، وجود دارد.
تا امام صادق زنده بودند، مالک بن انس به دستگاه حکومتی عباس نزدیک نشده بود. بعد از شهادت امام صادق علیه السلام در یکی دو سالی که مالک زنده بود، منصور دوانیقی ایشان را به دربار خود جلب کرد و از او خواست کتابی بنویسد که در آن از اقوال امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ابن عباس که شاگرد علی علیه السلام بود هیچ مطالبی نیاورد و آن کتاب را به عنوان کتاب اهل اسلام در همه عالم اسلام معرفی کرد. مالک هم کتابی با عنوان موطأ که کتاب فقهی است نوشت و به عنوان رساله استفاده شد.
در هر صورت امام صادق علیه السلام با توجه به وظیفه ای که در مسیر مقابله با انحرافات داشتند، در این مسیر قدم برداشته و تا جایی که می توانستند به مقابله با انحرافات موجود در نظریات فقهی، اخلاقی و اعتقادی در عالم اسلام پرداخته است.
تبیان: ابن تیمیه معتقد است که حضرت امام صادق (ع) علم خویش را از افرادی همچون نافع، غلام عبدالله بن عمر، هم چنین از زَهرى، عطاء بن ابورباح گرفتهاند،چگونه پاسخ این شبهه داده میشود و اساساً این گونه شبهات از کجا منشاء میگیرد؟
کسانی که نامشان برده شده، در تاریخ وجود دارند و میراث علمی آن ها یعنی آنچه به عنوان حدیث از آن ها نقل شده موجود است اما وقتی با عظمتی که تعلیمات حضرت صادق علیه السلام که البته بیشتر آن در مکتب اهل بیت ثبت شده است، مقایسه می کنیم، یک به صد هم نیستند.
ایشان وقتی پدری دارد که پیامر او را باقر العلوم(شکافنده علم ها)شمرده است و به جابر فرموده: "یا جابر! تو زنده می مانی تا پنجمین نسل من را می بینی. سلام من را به او برسان و او باقر العلوم است." چنین مکتبی برای ساخته شدن مردی به عظمت امام صادق علیه السلام کافی است.
ابوحنیفه در رابطه با دوسالی که شاگرد امام صادق علیهالسلام بوده و از حضور حضرت بهرهمند بودند گفته است؛ اگر این دو سال نبود من هیچ چیز نداشتم و هلاک شده بودم.
شخصیت امام باقر در زمان خودش بسیار بزرگ است. وقتی به کلماتی که بزرگان علمای زمان در مورد امام باقر گفته اند توجه کنیم می بینیم که به شکل حیرت آوری از بزرگی ایشان سخن گفته اند. امام صادق علیه السلام فرمودند: آنچه من می گویم چیزی است که از پدرم شنیدم و آنچه پدرم شنیده چیزی است که از پدرش شنیده و سلسله را می رساند به پیامبر و از پیامبر به جبرئیل و از جبرئیل به خود خداوند.
وقتی این راه به این وسعت و عظمت وجود دارد، جایی برای نام نافع غلام عبید الله بن عمر یا زهری شاگرد کوچک و حقیر امام سجاد علیه السلام که بخواهد به درگاه امام صادق وارد شده و به ایشان تعلیم کند، نمی بینیم. تعلیمات حضرت به صورت مجزا در مکتب اهل بیت وجود دارد و اصلاً قابل مقایسه با درس و تعلیمات افرادی چون نافع و زهری و عطاء بن ابوریاح و امثال این ها نیست. در تعلیمات زهری و نافع و امثال این ها اشتباهات و انحرافات بزرگی وجود دارد و امام صادق علیه السلام با این ها به جد مقابله کرده و سعی می کردند که تصحیح کنند.
داریم زراره خدمت امام صادق علیه السلام می رسد و از ایشان درخواست شکل وضوی پیامبر را می کند. امام دستور وضو را به همان شکلی که شیعه الان وضو می گیرد می دهند. بعد زراره می پرسد شما این را از کجا می گویید: حضرت می فرمایند: این را پدرم گفته و پدرم از پدرش نقل کرده و این سلسله به پیامبر می رسد . برای این حرف سند دارم و سند درجه اول که با هیچ کسی قابل مقایسه نیست. به عبارتی اگر این بزرگواران را معصوم هم ندانیم، با بزرگان دیگر از نظر علم و فضیلت و تقوا قابل مقایسه نیستند.
بعد امام صادق علیه السلام کتابی را که امیرالمؤمنین نوشته به نام "جامعه" و در آن تمام احکام دین آمده می آورند و نشان می دهند که ما به این کتاب دسترسی داریم و بیان می کنند که این کتاب کتابی است که پیامبر فرموده و علی نوشته و نزد ما به عنوان میراث نبوت محفوظ مانده چنانچه در زیارت جامعه نیز می خوانیم: و میراث النبوة عندکم
این میراث فقهی پیامبر است که تمام تعلیمات فقهی را ایشان به علی علیه السلام گفته و علی علیه السلام نوشته و املاء کرده اند و برای فرزندانش باقی گذاشته اند. کتاب درجه اولی است که هیچ خدشه ای در آن نیست درحالی که در نقل های دیگر هزاران خدشه وجود دارد. بنابر این کار امام صادق علیه السلام تصحیح اسلامی است که در دست مردم بوده که امثال زهری آن را نقل کرده اند.
تبیان: ما به عنوان یک مسلمان شیعه وظایفی داریم که اصلیترین آن نشر گفتمان اسلام است؛ چگونه میتوان مکتب امام صادق (ع) را هرچه بیشتر به جهان معرفی کرد؟
ما اگر خودمان بتوانیم اسلام صحیح و خالصی که از امام باقر و صادق علیهما السلام در دستمان است را به مردم عالم برسانیم، مردم عالم آن اسلام را خواهند پذیرفت. این چیزی که امروز استکبار جهان به مقابله با آن پرداخته، امثال داعش و وهابیت را برای مقابله این اسلام ساخته و پرورانده است.

درباره زندگی و زمانه حضرت امام صادق(ع)، کتاب های بیشماری نوشته و منتشر شده است؛ از پژوهش ها و تحقیقات ارزشمند گرفته تا روایت های داستانی و حتی قصه های کودکانه. انتخاب هر عنوان کتاب نیز با توجه به نیاز مخاطب به آسانی در دسترس است. هم به صورت کتاب های چاپی و هم الکترونیک.
به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) که بخش زیادی از علوم آل محمد به همت و واسطه ایشان منتشر شده است، به معرفی سه کتاب خواندنی می پردازیم.
کتاب«گزارش لحظه به لحظه از شهادت امام صادق (ع)»، روزهای پایانی عمر شریف آن امام همام را در حکومت ظالمانه بنی عباس روایت می کند. کتابی داستانی که شرح حوادث و رویدادهایی است که میان خلیفه عباسی یعنی منصور دوانیقی و امام صادق (ع) می افتد. رویدادهایی که بن مایه اصلی آنها تلاش منصور برای توطئه و قتل حضرت است. در این مقابله معجزاتی شگفت انگیز امام در برابر منصور نیز روایت می شود تا خواننده از ناکامی های متعدد خلیفع در به شهادت رساندن امام ششم شیعیان آگاه شود.
گزارش لحظه به لحظه از شهادت امام صادق (ع) از چهار بخش تشکیل شده است. تهدید در کوفه، تهدید در بغداد، منصور در مدینه و شهادت امام صادق (ع). در فصل نخست که همزمان با آغاز خلافت عباسیان و حکومت منصور دوانیقی در کوفه است، نویسنده به تهدیدات و توطئه های خلیفه بر علیه امام می پردازد که هر بار بوسیله آن حضرت خنثی می شود. از نقشه قتل و آتش زدن خانه امام تا اتهام اغتشاشگری و حتی تهدیدی به تخریب مدینه. هر کدام از این ماجراها، در قالب داستانی کوتاه، خواننده را با وضعیت زندگی امام در دوره خلافت منصور آشنا می کند.
در بخش دوم خواننده همراه امام صادق می شود و ماجراهای تبعید به بغداد و احضارهای مکرر و آزار و اذیت های خلیفه ای را می بیند که پایتخت حکومتش را به بغداد نوساخته و با شکوه انتقال داده است.در دو بخش انتهایی کتاب هم آخرین تلاش ها و مزاحمت ها و نقشه های شوم خلیفه تا عملی کردن قتل و مسموم کردن امام بزرگوار به صورت کوتاه و پلان به پلان نگارش شده است.
گزارش لحظه به لحظه ساختاری داستانی و مستندگونه دارد و به دلیل کوتاه و ساده نویسی داستان ها خواننده را خسته نمی کند. حذابیتی که باعث می شود مخاطب برای فهم پایان ماجرا با ولع داستان ها را مطالعه کند. گزارش لحظه به لحظه نوشته محمدرضا انصاری است و توسط انتشارات دلیل ما آن را منتشر کرده است.
برای کسانی که اهل تحقیق و پژوهش هستند و علاقه مند به موضوعاتی چون مذاهب، کتاب گزیده « امام صادق و مذاهب اهل سنت» یک منبع مناسب برای به دست آوردن اطلاعات کافی در این زمینه است. این کتاب در واقع گزیده ای از اثری هشت جلدی است با همین نام که در سال های گذشته توسط انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده بود.
کتاب ترجمه ای است دایره المعارف گونه، اثر ارزشمند دانشمندی از ابنای طایفه معروف شیعی عراقی به نام آل حیدر که با ترجمه محققانی چون محمد حسین سرانجام، سید علی رضا نقیب پور، سید محمد حسین نواب، رضی الدین حاجی زاده، مهدی حمیدی پارسا، حمزه علی شیخ تبار و محمد صادق محدث منتشر شده است.
نویسنده در این کتاب به تبیین ارکان فکری مکتب شیعه همت گماشته و درباره ماهیت تاریخ مذهب تشیع از آغاز تا امروز و مقایسه آن با سایر مذاهب اسلامی و ویژگی های آن پرداخته است. زندگی و سیره و سخن امام صادق(ع) از جمله مباحث این کتاب در جلد نخست آن است.در بخش های دیگر آن روند شکل گیری مذاهب چهارگانه، اختلافات بین مذاهب بررسی می شود.شکلگیری آوازه و رواج مذاهب چهار گانه،روند درگیری بین مذاهب و شکلگیری و گسترش مذهب جعفری از جمله مباحث جلد اول این کتاب است.
گزارش لحظه به لحظه ساختاری داستانی و مستندگونه دارد و به دلیل کوتاه و ساده نویسی داستان ها خواننده را خسته نمی کند. حذابیتی که باعث می شود مخاطب برای فهم پایان ماجرا با ولع داستان ها را مطالعه کند. گزارش لحظه به لحظه نوشته محمدرضا انصاری است و توسط انتشارات دلیل ما آن را منتشر کرده است.
در جلد دوم نویسنده به سراغ شاگردان و راویان حدیث امام رفته است و درباره یاران و شاگردان، فرزندانو نوادگان، مناظره ها و پاسخ ها و سیره و تعالیم بنیاندگذار مکتب جعفری مباحثی را مطرح کرده است. کتاب گزیده اثری است که خواننده را شناخت شخصیت امام صادق(ع) و شرایط زندگی علمی و سیاسی و فرهنگی و اوضاع و احوال جهان اسلام در دوره آن حضرت آشنا می سازد.
نامه مشهور امام صادق (ع) به شیعیان به مانند نامه معروف امیرالمومنین به مالک اشتر، از اهمیت زیادی برای شیعیان برخوردار است. نامه ای که مخاطب آن شیعیان عصر امام بوده اند و با تکثیر و مطالعه آن، متعهد می شوند که به فرمان ها و دستورات امام صادق (ع) عمل کنند.
کتاب «نامه امامم» بر مبنای همین نامه مشهور توسط محمد باقر انصاری به نگارش در آمده است .نویسنده در این کتاب با توجه به اهمیت نامه که از آن به شیوه نامه حیات یاد می شود، چهل دستورالعمل بهتر زیستن از قول امام را برای مخاطب نقل می کند. کتاب «نامه امامم» در واقع گزینشی از فرازهای مهم و اساسی این نامه است که برای مخاطب کم حوصله، خوانش و دسترسی به مفاهیم ارزشمند آن را آسان کرده است.
شیوه تدوین کتاب به این صورت است که ابتدا فراز اصلی نامه با توجه به نیاز جامعه امروز نقل شده، سپس ترجمه آن ذکر شده است. از نکات جالب در این روش تدوین، انتخاب یک عنوان با توجه به عمق مطلب و همینطور یک نتیجه گیری که از زبان خواننده بیان می شود که مخاطب آن امام بزرگوار شیعیان است.
در بخشی از این کتاب درباره «تکریم فقرا» می خوانیم: «بر شما باد به دوستی با مستمندان از مسلمین، زیرا هرکس آنان را خوار شمارد و بر آنها بزرگی کند، از دین خدا لغزیده و خداوند او را خوار می گرداند و به روی او غضب نشان می دهد.»، «امام من! پناه بر خدا که با حضور ما فقرا مورد توهین قرار گیرند و غضب الهی بر ما جاری شود.»
| بیشتر بخوانید: کتاب های کودکانه درباره امام صادق(ع) |