ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

۶ فانتزی غلط دخترانه در ازدواج

 

 

شاید شما هم اخیرا اصطلاح «آهن پرستی» یا داستان مردی را که پراید داشت و هیچ کس نگاهش نمی کرد اما پرادو که خرید همه او را به چشم «مورد ازدواج» دیدند شنیده باشید. واقعیت این است که داشتن پول در بخش قابل توجهی از جامعه ما در حال حاضر به عنوان یک ارزش و حتی ملاکی برای ازدواج تلقی می شود...

  ۶ فانتزی غلط دخترانه در ازدواج

 

 

فانتزی اول
من اگر زیبا باشم زندگی خوبی خواهم داشت
یکی از فانتزی های وابسته به زیبایی، تب تند آرایش و جراحی های زیبایی است؛ زنانی که می خواهند به هر قیمتی شده خودشان را زیباتر کنند و گمان می کنند که فقط زیبایی نگهدارنده زندگی زناشویی آنها خواهد بود. در این موارد شاید برای مدت زمان کوتاهی فرد احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند اما این احساس در طولانی مدت از بین خواهد رفت. بدون پیدا کردن ریشه این مشکل و قبول کردن خود به همان شکلی که هست این عدم رضایت دنباله دار خواهد بود.

فانتزی دوم
ماشین مدل بالاتر زندگی بهتر
شاید شما هم اخیرا اصطلاح «آهن پرستی» یا داستان مردی را که پراید داشت و هیچ کس نگاهش نمی کرد اما پرادو که خرید

  زنان نیز باید بدانند که جنس ابراز احساسات مردان فرق می کند. EQعبارتی است که برای این مواقع به کار می رود؛ یعنی بتوانیم خودمان را جای دیگری بگذاریم و از دید او دنیا را ببینیم. اگر کسی چنین مهارتی داشته باشد در تمام روابطش، نه فقط روابط زناشویی، موفق تر عمل خواهد کرد.

همه او را به چشم «مورد ازدواج» دیدند شنیده باشید. واقعیت این است که داشتن پول در بخش قابل توجهی از جامعه ما در حال حاضر به عنوان یک ارزش و حتی ملاکی برای ازدواج تلقی می شود. البته اینجا دیگر بحث مقدار معقولی از پول و داشتن خانه ای نقلی و ماشینی ساده نیست؛ بحث داشتن خانه های رویایی است و زندگی های آن چنانی؛ از همان هایی که در فیلم ها دیده می شوند و بعد آن قدر جدی گرفته می شوند که یا باید در دنیای واقعی نمود پیدا کنند یا اصلا ازدواجی در کار نخواهد بود.
بخشی از این رفتارها به خاطرعدم ثبات اقتصادی موجود در جامعه ما طبیعی است اما متأسفانه انتخاب براساس داشتن این امکانات با فدا شدن همه ملاک های دیگر همراه است.
ازدواج هایی که صرفا بر این اساس شکل می گیرند معیارهایی خنده دار دارند. در کنار کسانی که تمام تلاش شان را می کنند که سالی یک بار ماشین شان را برای جلب توجه دیگران هم که شده عوض کنند و یا پز ثروت شان را از طریق خرید پنت هاوس بدهند، افراد دیگری هستند که امکانات مالی ندارند و در عوض تلاش می کنند با دستکاری های مداوم در چهره و بدن و در حالت دیگر، حتی مدرک گرایی و گرفتن مدرک های بی شمار احساس ضعف شان را پنهان کنند؛ زن می داند که این مرد پولدار است و برای به دست آوردن این پول می خواهد او را به دست بیاورد.
در عین حال می داند که مردها بصری هستند پس شروع می کند به انجام عمل های جراحی زیبایی تا به چشم مرد بیاید اما متأسفانه در همین سطح باقی می ماند. شاید دلیل اصلی تمام این ماجراها به فقر برگردد؛ هم فقر اقتصادی و هم فقر فرهنگی. کسی که شکمش گرسنه است به فکر سیر کردن مغزش نخواهد بود! بنابراین افراد تلاش می کنند با چنگ زدن به کسانی که دچار فقر نیستند امنیت و ثبات خاطر را به زندگی شان برگردانند.

فانتزی سوم
اگر برایم گل نخرد!
گل یکی دیگر از فانتزی های دنیای زنان است که می تواند نشانگر مهر و محبت مرد نسبت به نامزد یا همسرش باشد. در حالی  که برای بسیاری از مردان خرید یک شاخه گل تقریبا امری بی معنی است. تعریف گل در ذهن آنها با آنچه زنان به گل نسبت می دهند فرق می کند.
برای اینکه بتوانید همسرتان را خوشحال کنید گاه و بی گاه برایش گل بخرید. هیچ وقت حین عبور از کنار یک گلفروشی از او نپرسید «برایت گل بخرم؟» این یعنی ته دل تان لزومی به این کار نمی بینید و زن این جمله شما را به شکل «تو برایم آن قدر مهم نیستی که پیاده شوم و بدون سوال برایت یک شاخه گل بخرم» تعبیر می کند. خریدن هدیه های ساده اما بی مناسبت و بامناسبت را هم فراموش نکنید. وقتی ریشه عشق و علاقه محکم باشد فرقی نمی کند برایش یک گردبند طلا خریده باشد یا یک پیراهن ساده. مهم این است که برای تان اهمیت دارد.

فانتزی چهارم
سالگرد ازدواج را یادش رفته!
سالگردها برای زنان بسیار مهم هستند و فراموش کردنشان به همین سادگی ترجمه می شود: «دیگر دوستم ندارد!» درحالی که ممکن است آقایان تولد پدر و مادرشان را هم فراموش کنند و این به معنی اهمیت نداشتن خانواده برای آنها نیست. مردان خیلی ساده طور دیگری فکر می کنند. خانم ها باید بدانند این مسائل در دنیای مردانه واقعا اهمیت ندارد و اگر مردی سالروز ازدواج را فراموش کرد به معنی بی مهری او نیست.

فانتزی پنجم
اگر نگفت دوستم دارد
در کنار تمام فانتزی هایی که کلی تر هستند فانتزی های جزئی هم قرار دارند؛ ریزه کاری هایی که اگر مردی به آنها عمل کند به راحتی می تواند زندگی اش و اسباب رضایت خاطر همسرش را فراهم کند. یکی از فانتزی های زنانه شنیدن جمله «دوستت دارم» است. حتما این حدیث از پیامبر اکرم(ص) را شنیده اید که فرموده اند:«این گفته مرد به همسرش که دوستت دارم هرگز از قلب او خارج نمی شود.»

 از آنجا که زنان احساساتی تر هستند و سریع تر وابسته می شوند وقتی انتظارات شان برآورده نشود سریع به هم می ریزند. درحالی که مردان ممکن است تا مدت ها اصلا متوجه ماجرا نشوند و حتی بعد از مدتی تازه متوجه شوند چه اتفاقی افتاده است


زنان اصولا احساساتی تر و شنیداری تر هستند. دوست دارند همه  چیز رمانتیک باشد. دوست دارند همسرشان مرتب قربان صدقه شان برود. درحالی که مردان اصلا قربان صدقه ای نیستند. در دنیای آنها این همه هیجان وجود خارجی ندارد. برای اینکه زن و شوهر بتوانند از پس این اختلاف بعضا ژنتیک بربیایند نیاز است که هر دوی آنها با هم همکاری کنند و به خصوص مردان بیشتر ابراز احساسات کنند؛«مثلا مرتب به همسرتان بگویید چقدر دوستش دارید، چقدر زیباست، چقدر خوب است که او را در کنارتان دارید و چقدر از پیدا کردن او خوشبخت و خوشحالید».
در مقابل زنان نیز باید بدانند که جنس ابراز احساسات مردان فرق می کند. EQعبارتی است که برای این مواقع به کار می رود؛ یعنی بتوانیم خودمان را جای دیگری بگذاریم و از دید او دنیا را ببینیم. اگر کسی چنین مهارتی داشته باشد در تمام روابطش، نه فقط روابط زناشویی، موفق تر عمل خواهد کرد. در مقابل مردان هم دوست دارند بشنوند چقدر مهم و قوی هستند و چقدر همسرشان به آنها نیاز دارد. با رعایت این ریزه کاری ها، رابطه موفق تر پیش خواهد رفت.

فانتزی ششم
چرا من را به دوستانش معرفی نمی کند؟
رسمیت بخشیدن به رابطه برای زنان اهمیت زیادی دارد؛ زن دوست دارد در همان ابتدای ازدواج مرد هر چه زودتر او را به فامیل یا دوستانش معرفی کند و رسما به همه اعلام کند که ما ازدواج کرده ایم. بنابراین لازم است آقایان توجه کنند که زن ها دوست دارند بدانند در زندگی شما معنا و مقام دارند. در مقابل اما خانم ها باید بدانند این پروسه برای مردان زمان بر است و به تدریج اتفاق می افتد؛ ممکن است خانمی در همان روزهای ابتدایی ازدواج به معرفی شدن توسط همسرش به فامیل یا دوستان فکر کند ولی مرد اصلا اهمیت چنین چیزی به ذهنش نرسیده باشد.
از آنجا که زنان احساساتی تر هستند و سریع تر وابسته می شوند وقتی انتظارات شان برآورده نشود سریع به هم می ریزند. درحالی که مردان ممکن است تا مدت ها اصلا متوجه ماجرا نشوند و حتی بعد از مدتی تازه متوجه شوند چه اتفاقی افتاده است. بنابراین سعی کنید زودتر سنگ های تان را با خودتان وابکنید. اگر زن زندگی تان را پیدا کرده اید به او نشان دهید که چقدر برایش ارزش قائل هستید.

 


منبع : تبیین

آداب، آثار و برکات مهمان نوازی در عید

 

 

یکی از آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است که در دین اسلام می توان آن را یکی از مصادیق «صله رحم» برشمرد که در آیات قرآن و روایات اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، چنانکه حضرت محمد(ص) در حدیثی می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .


صله رحم

 

 

یکی از آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است که در دین اسلام می توان آن را یکی از مصادیق «صله رحم» برشمرد که در آیات قرآن و روایات اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، چنانکه حضرت محمد(ص) در حدیثی می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .
یکی از آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است که در دین اسلام می توان آن را یکی از مصادیق «صله رحم» برشمرد که در آیات قرآن و روایات اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، چنانکه حضرت محمد(ص) در حدیثی می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .

بزرگداشت ایام نوروز مصادف است با روزهایی که زیبایی سحر انگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره ها زنده می کند به علاوه در نوروز مردم اقدام به کارهایی می کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و غیره.

صله رحم رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد. مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق مى‏ کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آنچنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده ‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیازی ندارند و فقط باید از آنان احوال‏ پرسى کرد.

مقدار و حدود صلۀ رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رحم  محسوب نشود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! … با همۀ مردم خوش خلق باش. پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست مى ‏دارند، و بدکاران از او دورى مى ‏نمایند.باز آن حضرت می فرماید: "پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‏ اى از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که (دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند"

ضيافت، مهماندارى و مهمان نوازى، دست و دل باز بودن و سفره اى گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته ترين ارزش هاى انسانى و مكارم اخلاقى است. اسلام نيز اهتمام ويژه اى به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق كرده اند .

از نظر روايات اسلامى، مهمان نوازى، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن، مهمان، نه تنها روزىِ خود را مى آورد و از روزىِ انسان نمى كاهد ، بلكه بر آن نيز مى افزايد. چنانکه پيامبر اکرم(ص) در حدیثی می فرمایند: ميهمان، روزى خود را مى ‏آورد و گناهان اهل خانه را مى ‏برد. برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه اى است كه در آن زندگى مى كند .با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرار گرفته ، مى توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سيد الشهدا امام حسين عليه السلام )، مهمانى، از فضيلت بيشترى برخوردار است.

الف: آداب میزبان

در روايات اسلامى ، افزون بر تشويق و تأكيد فراوان بر فرهنگ مهمان نوازى ، رهنمودهاى بسيار ارزنده اى در جهت تصحيح و تقويت اين فرهنگ ارائه شده است كه مى توان آن ها را به دو دسته آداب ميزبان و آداب مهمان تقسيم كرد که گرامى داشت مهمان؛ خوش رويى و ابراز محبّت؛مقدّم داشتن مهمان؛ خدمت به مهمان؛ در اختيار نهادن آنچه مهمان نياز دارد؛ پذيرايى كردن با بهترين چيزى كه دارد؛ نيكو پذيرايى كردن فرمانبرى؛كوشيدن در پذيرايى از مهمان دعوت شده؛ زودتر شروع كردن غذا و ديرتر دست كشيدن از آن؛ صرف غذا با مهمان؛ تعارف كردن مهمان به خوردن؛ بدرقه كردن مهمان تا درِ خانه از جمله آداب میزبان به شمار می رود.

همچنین در روایات بر ترک خودنمايى و شهرت طلبى؛تشريفات مشقّت بار؛تعارف دروغين؛ به كارگرفتن مهمان؛ روزه گرفتن ، بدون اجازه مهمان؛كمك كردن در رفتن مهمان از سوی میزبان تأکید شده است. گفتنى است كه همه اين آداب ، در حقيقت ، به دو اصل اساسى باز مى گردند :

1. تكريم مهمان

بيشتر آدابى كه بدان اشاره شد ، در واقع ، جلوه هاى تكريم مهمان و احترام نسبت به اوست .اين اصل ، تا آن جا از نظر پيشوايان اسلام اهميت دارد كه پيامبر (ص)خطاب به امام على (ع)مى فرمايد : مهمان را گرچه كافر باشد ، گرامى بدار . در ميان همه امورى كه گرامى داشت مهمان شمرده شده ، خوش رويى و ابراز مهر و محبّت نسبت به مهمان ، جايگاه ويژه اى دارد . در واقع ، بدون رعايت اين اصل ، همه تلاش هاى ميزبان براى گرامى داشت مهمان ، بى ثمر خواهد بود . لذا در روايتى از امام على (ع)آمده :چهره گشاده ، از تُرش روىِ ايثاركننده ، بهتر است .اين سخن ، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه ايثار و مقدّم داشتن ديگران بر خود ـ كه به مراتب از مهمانى ، ارزشمندتر است ـ ، اگر با خوش رويى همراه نباشد ، ارزشى ندارد ، چه رسد به مهمانى .

2 . پرهيز ميزبان از رفتارهاى غير اخلاقى

هر چند احترام كردن و بزرگداشت مهمان ، كارى بسيار شايسته است ، با اين حال ، بايد دانست همه امورى كه از نظر برخى ، گراميداشت مهمان محسوب مى شوند ، در اسلام پسنديده نيستند ؛ بلكه از نظر اسلام ، تكريم مهمان در محدوده ارزش هاى اخلاقى ، مطلوب است . براى مثال ، تلاش هايى كه گاه در تهيه امكانات پذيرايى بهتر ، با انگيزه خودنمايى و شهرت طلبى صورت مى گيرد ، از آن رو كه كارى غير اخلاقى است ، از نظر اسلام به شدّتْ نكوهيده است . نكته بسيار مهمى كه يادآورى آن ضرورى است ، اين كه آداب ميزبانى ، منحصر به مواردى نيست كه در روايات اسلامى بدانها اشاره شده است؛ بلكه به طور كلى ، همه اقداماتى كه در ميان اقوام مختلف براى تكريم مهمان مرسوم است ، در صورتى كه از چارچوب ارزش هاى اخلاقى و شرعى ، پا را فراتر ننهد ، مورد تأييد و تأكيد اسلام است.

ب: آداب مهمان
یکسری از آدابی که بر انجام آن از سوی مهمان تأکید شده است، رعايت اولويّت ها در پذيرش دعوت به مهمانی؛شرط كردنِ پرهيز از تكلّف و تشريفات؛ اجازه گرفتن براى ورود به خانه ميزبان؛ سلام كردن هنگام ورود به خانه؛ نشستن در جايى كه ميزبان پيشنهاد مى كند؛ دعا كردن براى ميزبان؛ ترك كردن مهمانى پس از صرف غذا؛ پاسدارى از كرامت خود با رعايت مدّت اقامت و... است و دسته دوم ، امورى هستند كه مهمان بايد از انجام دادن آنها سر باز زند و ترك آنها نشانه ادب مهمان است كه عبارت اند از : شركت كردنِ بدون دعوت در مهمانى ديگران؛حضور در مهمانى ويژه ثروتمندان؛ حضور در مهمانى برپاشده با انگيزه همچشمى؛ پذيرش مهمانى اهل ساز و آواز؛ پذيرش مهمانى مشرك ، منافق و فاسق؛ واداشتن ميزبان به تكلّف و تشريفات؛ ديگرى را همراه خود به مهمانى بردن؛روزه مستحبّى گرفتن ، مگر با اجازه ميزبان؛ ناچيز شمردن امكانات ميزبان؛پرس و جو در باره حلال بودن غذا .

با دقت در موارد ياد شده ، به روشنى معلوم مى شود كه همه اين آداب ، در واقع ، به سه اصل زيربنايىِ تكريم ميزبان، پرهيز از ايجاد زحمت و پرهيز از حضور در مهمانى هاى نكوهيده بازمی گردد. حكمت تأكيد اسلام بر مهمان نوازى ، نزديك كردن هر چه بيشترِ دل ها و حاكم ساختن صفا و صميميت در جامعه است . از آن جا كه پذيرايى از مهمان ، در صورتى كه با زحمت همراه باشد ، با اين حكمتْ منافات دارد ، بخشى از رهنمودهايى كه در روايات اسلامى براى مهمانى ارائه شده ، جهت پيشگيرى از مزاحمت است ، مانند : وادار نكردنِ ميزبان به تشريفات ، بلكه پرهيز دادن وى از تكلّف و انجام تشريفات ، بدون دعوت به مهمانى نرفتن و اجتناب از توقّف طولانى و ملال آور در منزل ميزبان .

مهمان بايد شرايط خاص و موقعيت هاى ويژه ميزبانِ خود را در نظر بگيرد و از هر چيزى كه موجب دردسر گردد، دورى نمايد .چه بسا موقعيت ميزبان و گاه فرصت او ايجاب مى كند كه پس از صَرف غذا ، خداحافظى كند ، چنان كه قرآن كريم در مورد پيامبر خدا (ص)به مسلمانان توصيه مى فرمايد كه پس از صرف غذا با او خداحافظى كنند و به گفتگو ننشينند. گاه لازم است كه مهمان پس از صرف غذا ، مدّتى توقّف كند ؛ ولى بايد توجّه داشته باشد كه توقف بلند مدّت ، ملال آور است و كرامت و عزّت مهمان را سلب مى نمايد. در هر حال ، چنان كه در روايات اهل بيت (ع) آمده ، حداكثر مهمانى ، سه روز است و بقیه اش صدقه است.

به طور کلی از نظر اسلام ، شركت در مهمانى هايى كه موجب آلودگى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ، و يا با كار مهم ترى در تعارض است پسنديده نيست و مورد نكوهش واقع شده است . لذا شخص مؤمن نبايد اين گونه دعوت ها را بپذيرد .البته بايد توجّه داشت كه شركت در مهمانى هاى آلوده به گناه ، گناه محسوب مى شود ؛ ولى شركت در مهمانى اى كه در تعارض با كارى مهم تراست ، هر چند نكوهيده شمرده شده ، ولى گناه نيست.

آثار مهمان نوازی

بر اساس آیات قرآن و روایات اسلامی مهمان نوازی از مکارم اخلاق است و یکی از نشانه های مؤمن چنانکه پيامبر اسلام(ص) فرمود: از مهمان پذيرايى نمى كند ، مگر آن كه مؤمن است. مهمان نوازى ، از مكارم اخلاق است. و نیز در روایتی دیگر حضرت تأکید می فرمایند: هر چيزى زكاتى دارد، و زكات خانه، اتاق مهمانى است.

امام صادق(ع) در این باره فرمود :ابراهيم عليه السلام بسيار مهمان نواز بود ، به گونه اى كه اگر يك روز مهمانى نزدش نبود ، در جستجوى مهمان ، بيرون مى رفت و درِ خانه اش را مى بست و كليدها را بر مى داشت تا اين كه مهمان مى جُست.

بر اساس روایات دینی ما روزىِ مهمان ، همراه اوست چنانکه امام كاظم(ع) در حدیثی می فرمایند: همانا كمك [خداوند] بر قومى ، به اندازه خرجشان نازل مى شود، و مهمان ، هرگاه بر قومى فرود آيد ، روزى اش نيز با او در دامنش فرود مى آيد.

مهمان داری و مهمان نوازی آثار و برکاتی دارد از جمله آن گشايشِ روزى و ریزش گناهان است. پيامبر خدا (ص) در این باره می فرمانید: كسى كه اطعام مى كند ، سريع تر از فرو رفتن كارد در كوهان شتر ، به او روزى مى رسد. همچنین حضرت محمد مصطفی(ص) در حدیثی تأکید می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود ، مگر آن كه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود ، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .

امیرالمؤمنین امام على(ع) نیز در این باره فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست بدارد ، مگر آن كه چون از قبرش بر مى خيزد ، چهره اش مانند قرص ماه مى درخشد ، و اهل محشر مى نگرند و مى گويند : اين ، كسى جز پيامبرى مُرسل نيست! و فرشته اى مى گويد: اين ، مؤمنى است كه مهمان را دوست مى دارد و او را گرامى مى شمارد و راهى جز رفتن به بهشت ندارد. شیخ الائمه امام جعفر صادق (ع)نیز فرمود: هرگاه برادرت سرزده بر تو وارد شد ، با آنچه فراهم دارى، از او پذيرايى كن ؛ امّا اگر دعوتش كرده بودى ، تا جايى كه در توانت هست ، برايش بكوش.

توصیه به دعا كردن براى ميزبان

یکی از آدابی که درباره مهمان بدان اشاره شد این است که برای میزبان دعا کنند. در حدیثی به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ در سنن ابن داوود چنین آمده است که : ابو هَيثَم بن تَيِّهان ، براى پيامبر (ص) غذايى آماده ساخت و پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش را دعوت كرد. چون از خوردنْ آسودند، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: « برادرتان را پاداش دهيد » . ياران گفتند : اى پيامبر خدا ! پاداش دادن او چگونه است؟ فرمود: « هرگاه به خانه كسى رفتند و غذايش را خوردند و نوشيدنى اش را نوشيدند و برايش دعا كردند، اين ، خود، پاداش دادنِ اوست » .

 


منبع :باشگاه خبرنگاران/ برگرفته از کتاب«فرهنگ نامه مهماني» از آیت الله محمد محمدی ری شهری

جمعه, 03 فروردين 1397 16:25

عید ما روزی است که تو بیایی !

زمانی که عید واقعی رخ می دهد

 

زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد. در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود.

 

عید ما روزی است که تو بیایی !

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً  [1] آیا ندیده اید خداوند آنچه در آسمان ها و زمین است، مسخر شما کرده و نعمت های آشکار و پنهان خود را به طور فراوان، بر شما ارزانی داشته است؟!
نعمت پنهان، وجود امام غائب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. چنانچه نبود این نعمت باعث شده راه، تاریک و لغزان باشد و بشر دائماٌ در تنگناهای شک و تردید قرار گیرد. چرا که ایشان هادی راه و خورشید روشنگری اند! خورشیدی که باعث تحول عظیم و نو شدن تمام سالها خواهد شد.

تغییر زمین ، تغییر زمان

تحویل! تحول! سال نو! عید! آدمی همه این واژه ها را  زمانی به کار می برد که دگرگونی عظیم و بنیادی را پیش رو داشته باشد. هنگامی که خورشید در نزدیکترین نقطه به زمین قرار می گیرد انقلاب رخ می دهد و زمانی که این ستاره پر تلألو در گردش خود در مدار زمین و استوای سماوی قرار گیرد، نقطه اعتدال به وجود آمده و آن زمان، زمان تحولی عظیم است که از آن پس اتفاقاتی نیکو رخ خواهد داد. درختان شکوفه کرده و زمین سر سبز شده و لبخند می زند و عید خواهد شد!
می گویند عید روز فرخنده و مبارکی است که در آن اتفاق مهمی رخ خواهد داد.

علم و دانش بشر در زمان ظهور تو چندین برابر خواهد شد، چراکه اکنون بشر از 27 قسم علم تنها به 2 قسم آن دست یافته است! و بعد ظهور است که تو آن را به مردم خواهی آموخت. چه مدینه فاضله ای خواهد شد. زمانی که عاقل ترین و خوش اخلاق ترین مردم در زمان ظهور تواند!


خورشید پر فروغم! زمانی که تو در مدار زمین و استوای انسان قرار گیری تحولی عظیم رخ خواهد داد. نعمت پنهانم! می گویند عید روزی است که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف شود و به پیروزی و راحتی های نخستین برگردند. عید ما روزی است که تو بیایی! بشر به خوبی می داند  روزی که بیایی، پاکی فطری نخستین، به روح و جهان باز می گردد و آلودگی های بر خلاف فطرت زدوده خواهد شد. [2] 
زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد.[3] در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود.[4]
آدمی در سال نو به ثبت مناظری می پردازد که گمان می کند بسیار زیبا هستند و رنگارنگی گلها و سرسبزی زمین بهترین منظره هاست، اما نمی داند زمان حضور و ظهور تو بهترین منظره ها را خواهد دید که تا به حال وجود نداشته چرا که در آن زمان حتی زمین های خشک و بی آب و علف به گلستان و سبزه زار تبدیل خواهد شد.[5]
درختان در آن زمان عجیب خواهند بود چرا که فراوانی و برکت زیادی دارند و از هر درخت در هر فصلی از سال هر میوه ای که بخواهی می توانی بچینی.[6] بهشت را با خودخواهی آورد !

 

تغییر مردم

علم و دانش بشر در زمان ظهور تو چندین برابر خواهد شد، چراکه اکنون بشر از 27 قسم علم تنها به 2 قسم آن دست یافته است! و بعد ظهور است که تو آن را به مردم خواهی آموخت.[7] چه مدینه فاضله ای خواهد شد. زمانی که عاقل ترین و خوش اخلاق ترین مردم در زمان ظهور تواند![8]
آدمی در آن زمان به خدا نزدیکتر خواهد شد. چرا که هدف از آفرینش هستی همین بوده؛ کمال و نزدیکی هرچه بیشتر انسان به کمال مطلق! چه زمانی خواهد بود؟! زمانی که یک زن در میان خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم ) قضاوت کند!
کاش انسان بداند خداوند به وسیله تو، آخرین سلاله نبوی، از مردم رفع گرفتاری می کند، دل های مردم را از عبادت و اطاعت پر خواهد کرد و عدالتت همه را فرا خواهد گرفت! خداوند به وسیله تو دروغ و دروغگویی را نابود می سازد. [9] ولی چه حیف اکثرهم لایعلمون.

زمانی که بر ما منت گذاشته و حضورت را به ما ارزانی داری، در سراسر دنیا خدا پرستش خواهد شد. در سال نو زمین دچار دگرگونی شده و آنچه از بذر گیاهان که در خود پنهان داشته بیرون می ریزد، اما باید بدانند منجمان و زمین شناسان که اشتباه می کنند، بلکه زمانی تحول رخ خواهد داد که تو بیایی چرا که زمین همه گنج ها و جواهرات خود را ظاهر نموده و تقدیم وجود با برکت تو می نماید و شما سخاوتمندانه آن را بین مردم تقسیم خواهی نمود.


چقدر شیرین است آن زمان که بشر آرزو می کند ای کاش درگذشتگان بودند تا این دوره ی زیبا و شکوهمند را می دیدند.[10] کینه ها از دل ها زدوده شود.[11]
واقعاٌ عید نیست؟! زمانی که همه مردم بی نیاز شوند. وقتی تو بیایی انسان شمش های طلا را با خود حمل می کند که در راه خدا انفاق کند ولی نیازمندی نمی یابد که آن را قبول کند.[12]
پس زمانی که  خورشید پر فروغ تو در مدار انسان قرار گیرد و سایه لطف تو شامل زمینیان و افلاکیان شود عید است، روز فرخنده و پاکی!
اللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ.

 


پی نوشت:
[1] . لقمان ، 20.
[2] . مکارم شیرازی و نویسندگان،  تفسیر نمونه، ج 5، ص 131.
[3] .  قاضی شوشتری، احقاق الحق، ج13، ص 314.
[4] . مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 68.
[5] .  سید ابن طاووس، الشریف بالمنن، ص 146
[6] . مجلسی، بحارالانوار، ج53ف 63.
[7] . همان، ج 52، ص 336.
[8] . همان.
[9] . سید ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 56& غیبت شیخ طوسی، ص 114.
[10] .  ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج2، ص 61
[11] . سید مصطفی حسنی حسینی کاظمی، بشاره الاسلام، ص 236.
[12] .  محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج2، ص 136.

پنج شنبه, 02 فروردين 1397 13:10

بهار یعنی نقطه سر خط

درس‌های سال جدید برای زندگی بهتر

 

 

قرار نیست سال جدید فقط در تقویم‌‎هایمان بیاید و از امروز بجای نود و شش بنویسیم: نود و هفت. باید با آیین بهار، زندگی‌مان را متحول کنیم تا روزهای بهتری در انتظارمان باشد.

  

بهار

 

 

با آنکه «خداحافظی» رسم شیرینی نیست و برایمان دلتنگی به همراه دارد اما بهار به ما آموخته که می توانیم حتی «رفتن» را جشن بگیریم و با شکوه بدرقه‌اش کنیم. شاید طبیعت همین ابتدای راه می خواهد به ما بیاموزد که دنیا کار خودش را خواهد کرد و حال که گریزی از تمام شدن‌ها نیست، باید با قدرت با آن مواجه شویم، تا پذیرای مهمان جدید باشیم. روزهای زیادی را کنار مسافری بودیم که امروز راهی خاطراتش کردیم، 365 طلوع و غروب که فرصت کمی نبود برای باهم بودن، آموختن، حرکت کردن و ساختن چیزی که فردایمان بود و حالا دیگر امروزمان شده است.

امروز رفت و مسافری جدید آمد تا باور کنیم زندگی جریان دارد اما اگر قرار باشد این تمام شدن و شروع شدن‌ها فقط در تقویم صورت بگیرد، ضرر بزرگی کرده‌ایم. باید از بهار بیاموزیم و «حال» مان را تغییر دهیم. درس‌های این فصلِ رنگارنگ برای زندگی ما کم نیست و بهتر است هر کدام در روزهای ابتدای سال دنبال نشانه‌هایی باشیم که می‌تواند کمک‌مان کند تا سالی بهتر از سال‌های قبل داشته باشیم.

هیچ وقت از رفتن زمستان و سال قبل، غافلگیر نمی‌شویم چون می‌دانیم تعداد ورق های تقویم 356 تاست و تا ابد ادامه ندارد، پس چرا در دنیایی که نه ماندگار است و نه قول ماندن به کسی داده، اگر از دست دهیم، غافلگیر می‌شویم؟


رفتن، رسمی است همیشگی
دیگر تمام شد! سال نود و شش را می‌گویم و ما برای رفتنش نَه زانوی غم بغل کردیم و نه اشک ریختیم بلکه خانه‌هایمان را آب و جارو زدیم و خودمان نو نوار شدیم تا دوباره تکرار کنیم، نقطه بگذاریم و برویم سرِخط و باورمان شود اگر طبیعت بعد از سرمای زمستان، می تواند میزبان روییدن غنچه ها باشد، پس ما نیز می توانیم آیین بهار را در زندگی مان تازه کنیم، می توانیم در مشکلات ادامه دهیم و بجای آنکه کم بیاوریم و گاهی از سرمای روزگار نا امید شویم، به رویش دوباره و فصل سبزی فکر کنیم که خواهد آمد و این وعده ای است که از ابتدای خلقت محقق شده.

رسم دنیا این است که باید خودمان را در طول زندگی برای رفتن های زیادی آماده کنیم، گاهی به انتخاب خودمان و گاهی بر خلاف علاقه مان. آنچه که مهم است، نحوه ی برخورد ما ست زمانی  که رفتن را گریزی نیست و مهم قدرتی است که باید داشته باشیم تا بجای متوقف شدن، منتظر شروعی دوباره باشیم. هیچ وقت از رفتن زمستان و سال قبل، غافلگیر نمی‌شویم چون می دانیم تعداد ورق های تقویم 356 تاست و تا ابد ادامه ندارد، پس چرا در دنیایی که نه ماندگاراست و نه قول ماندن به کسی داده، اگر از دست دهیم ، غافلگیر می شویم؟ 

تغییر برای روزهای بهتر
اولین چیزی که بهار با خود می آورد ، تغییر است. از رنگ زمین و هوای اسمان گرفته تا شکوفه هایی که کم کم باز می شوند، همه و همه می گویند فقط گذراندن روزهای سرد و شروع دوباره نمی تواند حال روزگارمان را بهتر کند، باید تلاش کنیم اگر کنار سفره‌های هفت سین‌مان می‌خوانیم: یا محول الحول و الاحوال، برای این حال بهتر گاهی باید حتی بجنگیم. زندگی نه در روزهای سختش می ماند و نه در روزهای راحت؛ پس بهتر است اگر روزگار بهتری می‌خواهیم، برای بهتر شدن شرایط، به دنبال تغییر باشیم و همین ابتدای سال تصمیم بگیریم سال بهتری را برای خودمان و دیگران بسازیم. جوانه‌هایی که امروز سبز می‌شوند، روزهای زیادی را در سرما تاب آورده‌اند و این رمز انسان‌های موفق است که در سختی‌ها، بجای پشیمان شدن و کنار کشیدن مقاومت می‌کنند تا روزی که چندان هم دور نیست، شکوفا شوند.

برای آنکه تغییر کنیم، می‌توانیم رویاها و آرزوهای‌مان را بنویسیم. بعضی از آنها سال‌ها خاک خورده‌اند و فراموش‌شان کرده‌ایم، بهتر است این روزها کمی در خودمان بگردیم، آرزوها و هدف‌هایی که به بهانه‌ی سختی راه، بایگانی شده‌اند را جلوی چشمانمان بگذاریم و این بار روی کاغذی بنویسیم تا بتوانیم حساب شده‌تر برای محقق شدن‌شان قدم برداریم. 



قدم قدم تا رسیدن
هیچ شکوفه‌ای در یک شب سبز نمی‌شود؛ این را بهار به ما می‌گوید که تمام زمستان را تاب آورده تا امروز رنگ روزگارمان را سبز کند. آرزوهای ما نیز در زمان کم و بدون تحمل سختی‌ها به دست نمی آیند. وقتی در ابتدای سال آنها را می نویسیم، خوب است که برای رسیدن به تک تک‌شان، برنامه بریزیم. قدم‌های کوتاه تعیین کنیم و هدف‌هایمان را خُرد کنیم تا سنگ بزرگی نباشد، نشانه‌ی نزدن.

برخی آرزوها هر سال تکرار می‌شوند، هر سال همین حوالی می‌گوییم: دیگر به دستش می‌آورم، اما چند روز بعد بجای آنکه به دنبالش برویم، فراموش کرده و درگیر روزمرگی می‌شویم. سال هزار و سیصد و نود و هفت باید سال رسیدن به آرزوهایی باشد که مدت‌ها است چشم انتظار ما هستند. قدم به قدم، آهسته و پیوسته حرکت می‌کنیم، شاید حتی تا پایان سال محقق نشوند، اما می‌دانیم به سمت‌شان حرکت کرده‌ایم و به آن‌ها نزدیک‌تر شده‌ایم.

مهربان چون بهار
بهار چهره‌ی خندان و زیبای طبیعت است، لبخندی عمیق که بر جان و دل می‌نشیند، تا جایی که می‌گوییم: با آمدنش، خوش به حال روزگار... ما نیز می‌توانیم نه تنها در بخشی از سال، که تمام آن‌را بهاری باشیم و با لبخند، حس خوب، رفتار آرام و حرف‌های مثبت، به دیگران و زندگی‌شان، امید و سرسبزی هدیه کنیم. می‌توانیم بهار باشیم، بخشنده، بی‌توقع و پُر از اتفاقات دوست داشتنی.

پنج شنبه, 02 فروردين 1397 13:01

خوشبختی در آینه نوروز

خوشبختی در آینه نوروز

 

 

لذّت بردن از نوروز و تعطیلاتش، طعم همان لبخند شادی آفرینی است که با کمک ما، بر لب اقوام و نزدیکانمان می‌نشیند.

 

 

 خوشبختی در آینه نوروز

 

 


دید و بازدید در ایّام نوروز، از جمله برکات و خوبی‌های استفاده صحیح از اوقات فراغت نوروز است. سنّت حسنه‌ای که از دیرباز مورد توجّه ما ایرانی‌ها قرار داشته است. متأسّفانه با تغییر شکل زندگی خانواده‌ها و دور شدن مکان زندگی افراد خانواده و اقوام از یکدیگر و  نیز ایجاد مشغله‌های متعدّد در سال‌های اخیر، لذّت و طعم دور هم بودن‌ها کم و کمتر شده است. مثل مروارید گرانقدری که تازه ارزشش فهمیده می‌شود. به راستی، چه لذّتی و اثری در دید و بازدید و دور هم بودن اقوام و نزدیکان است که طعم خوشایندی به زندگی می‌دهد. در این نوشتار به دنبال جواب این سؤال خواهیم بود.

تحویل سال؛ تحوّل در زندگی

پیامبر گرامی اسلام در روایتی پرمعنا، چند چیز را به عنوان عوامل تبدیل کننده بدبختی به خوشبختی ذکر کرده و می‌فرمایند: «اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها وَاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَينِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً وَ تَزيدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِعَ السُّوءِ؛[1] صدقه بجا و نيكوكارى و نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبديل و عمر را زياد و از مرگ بد جلوگيرى مى‌كند.» در دعای هنگام تحویل سال می‌خوانیم: «يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ يَا مُدَبِّرَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ‏ حَالَنَا إِلَى‏ أَحْسَنِ‏ الْحَالِ؛[2] ای تغییر دهنده دلها و دیده‏‌ها؛ ای مدبّر شب و روز؛ ای گرداننده سال و حالت‌ها؛ بگردان حال ما را به نیکوترین حال.» از کنار هم قرار دادن این دعا با روایت فوق، نکاتی به شرح ذیل گفتنی است:

رابطه قلب و خوشبختی

همراه با تحوّل در طبیعت باید توجّه ویژه‌ای نسبت به تحوّل مثبت حال درونی خود داشته باشیم. در مورد معنای لغوی قلب گفته‌اند: «قَلْبُ الشّي‏ء: تَصرِيفُهُ وَ صَرفُهُ عَن وَجهٍ إِلَى وَجه‏ٍ؛[3] تغییر دادن و عوض شدن چیزی از شکلی(حالتی) به شکل(حالت) دیگر.» شاید چون قلب و حالات درونی انسان، بسیار در معرض تغییر و تحوّل است، نام قلب را بر آن گذارده‌اند. از طرف دیگر می‌دانیم که از جمله آثار بارز خوشبختی، همان حس نشاط و رضایت درونی و روحی است که انسان از احساس آن، لذّت می‌برد. از این دو مقدّمه نتیجه می‌شود که خوشبختی انسان‌ها در هر لحظه، معنایی جدای از لحظه دیگر دارد و همچنین فهمیده می‌شود که برای کسب خوشبختی و ایجاد لذّت درونی و روحی باید در هر لحظه کارهایی انجام شود که روح انسان با تغذیه از آنها، دائماً بانشاط و باطراوت باقی بماند. به عبارت دیگر باید از قلب و روح خود، مواظبت کنیم. یعنی ابتدا احتیاجات واقعی آن را بشناسیم و سپس آن نیازها را با انجام کارهای متناسب، برطرف کنیم. عدم توجّه به نیازهای قلب، باعث ایجاد بیماری‌های روحی می‌شود که به معنای از دست رفتن خوشبختی است.

یاد خدا؛ یاد خوبی‌ها

تحوّل مثبت قلب و حال دورنی ما، به وسیله یاد خدا اتّفاق می‌افتد و فراموشی یاد خدا، قلب را سخت می‌کند. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «اَوْحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلى مُوسى(عليه ‏السلام) "يا مُوسى؛ لا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمالِ وَ لا تَدَعْ ذِكْرى عَلى كُلِّ حالٍ فَاِنَّ كَثْرَةَ الْمالِ تُنْسِى الذُّنوبَ وَ اِنَّ تَرْكَ ذِكرى يُقْسِى الْقُلوبَ"؛[4] خداى عزّوجلّ به موسى(عليه ‏السلام) وحى كرد: اى موسى! به زيادى ثروت شاد مشو و در هيچ حالى مرا فراموش مكن، زيرا با زيادى ثروت، گناهان فراموش مى‏‌شود و از ياد بردن من قساوت قلب مى‏‌آورد.» پس یکی از مهم‌ترین لوازم محافظت از قلب که مرکز احساس خوشبختی است، و حکم اکسیژن برای قلب را دارد، یاد خداست. قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[رعد/28] آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‌‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن(و آرام) است آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‌‏يابد!» نرساندن این اکسیژن حیاتی به قلب، باعث اضطراب و بیماری و نهایتاً منجر مردن قلب می‌شود. سؤال این است که نشانه یاد خدا و تأثیر عملی آن چیست؟ دقیقاً در آیه بعدی سوره مبارکه رعد جواب این سؤال داده شده است که می‌فرماید: «الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبىَ‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَابٍ‏؛[رعد/29] آنها كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پاكيزه‌‏ترين(زندگى) نصيبشان است و بهترين سرانجام‌ها!» پس معلوم می‌شود؛ تأثیر عملی یاد خدا، در روی آوردن انسان به انجام اعمال صالح نشان داده می‌شود. پس کسی حقیقتاً یاد خدا را در دل دارد و مواظب قلب و روح خود است که نسبت به انجام کارهای خیر بی‌تفاوت نباشد؛ بلکه(به خصوص در این ایّام نوروز) به دنبال کمک به اقوام و خویشان و هر کسی که گرفتاری دارد، باشد.

نتیجه اینکه

اگر در ایّام نوروز، به دنبال لذّت بردن و احساس نشاط و شادی هستیم، باید با بهره بردن از یاد خدا و زنده نگاه داشتن دلهایمان در تمام لحظات، هر لحظه به دنبال انجام کار خیری باشیم. اگر دقیق‌تر به اطراف خود نگاه کنیم، خواهیم دید که خیلی از اقوام، نزدیکان و آشنایان به کمک ما نیاز دارند. کمک به اقوام و نزدیکان، حال خوشی به ما خواهد داد. اگر این کمک‌ها فقط برای خدا باشد قلبی آرام‌تر و زندگی نورانی‌تری خواهیم داشت.

 


پی‌نوشت:
[1]. پاينده، ابو القاسم‏؛ نهج الفصاحة( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، 1362ش، ناشر: دنياى دانش‏، تهران، ص549.
[2]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زاد المعاد - مفتاح الجنان - بيروت، چاپ: اول، 1423 ق، ص328.
[3]. راغب اصفهانى حسين بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، قرن6، ناشر: دارالعلم الدار الشامية، مكان چاپ: دمشق، سال چاپ: 1412، ص681.
[4]. عريضى، على بن جعفر؛ مسائل عليّ بن جعفر و مستدركاتها، 220ق، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث‏؛ قم، سال چاپ: 1409 ق‏، ص344.



منبع:
رهروان ولایت

پنج شنبه, 02 فروردين 1397 12:58

دلیل شرعی بر نوروز

دلیل شرعی بر نوروز

 

 

 

این عید از عیدهای باستانی ایرانیان است که قبل از اسلام رواج داشته است. روایتی از امام صادق (علیه السلام) در فضلیت نوروز در کتب روایی آمده است و مشهور فقهاء متأخر به این روایت عمل نموده و فتوا به استحباب غسل در نوروز را دادند اما برخی دیگر در این روایت مناقشه کرده اند.

 


نوروز

 

 

پاسخ اجمالی

این عید از عیدهای باستانی ایرانیان است که قبل از اسلام رواج داشته است. روایتی از امام صادق (علیه السلام) در فضلیت نوروز در کتب روایی آمده است و مشهور فقهاء متأخر به این روایت عمل نموده و فتوا به استحباب غسل در نوروز را دادند اما برخی دیگر در این روایت مناقشه کرده اند.

بنابراین؛ به طور صددرصد نمی توان به این عید رنگ دینی داد و از اعیاد دینی به حساب آورد، اما باید توجه داشت که نهی ای هم از سوی معصومان نسبت به این عید وارد نشده است. از این رو؛ این مسأله تحت مباحات، داخل می شود خصوصا که بزرگداشت چنین ایامی مصادف است با روزهایی که عظمت خالق طبیعت را به ما گوشزد می کند و علاوه مردم به کارهایی اقدام می کنند که شارع مقدس به آن کارها تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و ... . و این را نیز می دانیم که امیر المؤمنین (ع) فرموده است: هر روزی که در آن معصیت خدا نشود آن روز عید است. بله عادات غلطی همانند پریدن روی آتش و غیره وجود دارد که نه تنها دلیل شرعی بر صحت آن نداریم بلکه این کارها به خرافه نزدیک تر هستند تا به دین، و باید برای ریشه کن شدن آنان تلاش نمود.
 

پاسخ تفصیلی

عید نوروز از عیدهایی است که مردم فارسی زبان ایران و کشورهای همسایه، آن را پاس می دارند هم چنان که مردم کرد زبان کشورهای عراق، ترکیه و سوریه آن را بزرگ می شمارند. این عید از عیدهای باستانی است که قبل از اسلام رواج داشته است.

ما در ضمن مراجعه به منابعی که در اختیار داریم روایتی که آن را تأیید کند یا فقیهی که متعرض آن شده باشد نیافتیم تا زمان شیخ طوسی (460 هـ) که در مصباح المتهجد روایت زیر را از معلی بن خنیس از امام صادق (ع) در روز نوروز آورده که غسل کن، پاکترین جامه خود را بپوش عطر بزن و آن روز روزه باش‏ بعد از این که نوافل و ظهر و عصر را خواندی چهار رکعت نماز بجا بیاور که در رکعت اول یک مرتبه حمد و ده مرتبه "انا انزلناه" و در رکعت دوم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل یا أیها الکافرون" و در رکعت سوم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل هو الله أحد" و در رکعت چهارم یک مرتبه حمد و ده مرتبه "قل أعوذ بربّ النّاس" و "قل أعوذ بربّ الفلق" خوانده می شود بعد از اتمام نماز سر به سجده می گذاری و خدا را شکر می کنی و از خداوند می خواهید که گناه پنجاه سالتان را ببخشد.[1]

باز در کتاب مهذب از راوی مذکور نقل می کند که امام صادق (ع) فرمود: نوروز همان روزی است که پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) براى أمیر المؤمنین (علیه السّلام) در غدیر خم بیعت گرفت و اقرار به ولایت او کردند، و خوشا بر آن که بدان ثابت ماند، واى بر آن که آن را بشکند، و روزی است که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) على (علیه السّلام) را به وادى جنّ فرستاد تا از آنها پیمان بگیرد، و روزی است که بر اهل نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را کشت، و روزی است که قائم ما خاندان با کارگزاران ظهور کند و خدایش او را بر دجّال پیروز گرداند و او را بر کناسه کوفه به دار زند، هیچ نوروزى نیاید جز آن که ما در آن توقع فرج داریم، زیرا آن از روزهاى ما است که فارس ها آن را نگهداشتند و شما آن را ضایع نمودید (بعد ادامه دادند) یک پیغمبر از بنى اسرائیل از پروردگارش خواست مردمى را که هزارها نفر بودند از ترس مرگ از خانه‏شان بیرون شده بودند و خدا آنها را میرانید زنده نماید و خدا به او وحى کرد که آب بر آنها بریزد، و در این روز بر آنها آب ریخت و زنده شدند، 30 هزار کس بودند، و آب پاشیدن در این روز سنت ثابتى شد و سببش را جز پایداران در علم ندانند، و آن اولین روز سال فارس ها است، معلى می گوید: (امام (ع))آن را به من دیکته کرد و من نوشتم.[2]
 
مشهور فقهاء متأخر به این روایت عمل نموده و فتوا به استحباب غسل در نوروز را دادند صاحب جواهر می گوید: غسل نوروز بین متأخرین مشهور است به خاطر روایت معلی بن خنیس از امام صادق (ع) که از مصباح نقل شد در این مسأله مخالفی نیافتیم.[3]

اما مرحوم خویی به جهت مرسل بودن روایت به آن عمل نکرده و گفته است: روایت معلی بن خنیس مرسله است که نمی شود به آن اعتماد نمود مگر بنا بر قول به تسامح در ادله سنن که ما قبول نداریم.[4]

بر این اساس می شود گفت به طور صددرصد نمی توان به این عید رنگ دینی داد و از اعیاد دینی به حساب آورد.

اما جای این پرسش هست که بر فرض بپذیریم که شارع مقدس این عید را عید دینی به حساب نیاورد آیا از این عید نهی فرمود و حرامش نمود به نحوی که بزرگداشتش جایز نباشد؟

در پاسخ می گوییم: روایتی را ابن شهر آشوب در مناقبش آورده که می گوید: نقل شده که منصور دوانیقی کسی را خدمت امام موسی بن جعفر (ع) فرستاده تا از او بخواهد که وقتی مردم در روز نوروز برای تبریک و تقدیم هدایا می آیند در کنار او بنشیند حضرت فرمود: روایات جدم رسول الله را گشتم و برای این روز خبری نیافتم و این سنت فارس ها است که اسلام آن را از بین برده پناه بر خدا که ما بخواهیم چیزی را که اسلام محو نموده زنده بداریم.

منصور گفت: ما این را از باب سیاست برای لشکریانمان انجام می دهیم تو را به خداوند قسم می دهم که بنشینی و آن حضرت نشست، که وزراء، امراء، فرماندهان و لشکریان با هدایا وارد می شدند و به او تبریک می گفتند... .[5]
واضح است که سند این روایت ضعیف است چون ابن شهر آشوب سند روایت را ذکر نکرده است، بلکه با تعبیر "و حکی" آن را نقل نمود و این دلیل بر ضعف و عدم امکان استناد به آن است.
شایان ذکر است که مسأله جشن و بزرگداشت عید نوروز یک مسأله فراگیر و رایجی بوده که اگر مخالف با اسلام و دین و آئینش بوده حتما ائمه (ع) صراحتا و با تأکید از آن نهی می کردند که بدون تردید به ما می رسید و روشن است که نزد ائمه از نوروز صحبت می شده است ولی ایشان از آن نهی ننموده و باطل نشمرده اند.[6] و بدیهی است که برای خشکاندن ریشه یک چنین عادتی ریشه دار و محکم نمی شود به یک روایت آنهم مرسل اعتماد نمود. بنابر این باید این مسأله تحت مباحات داخل شود خصوصا که بزرگداشت چنین ایامی مصادف است با روزهایی که زیبایی سحر انگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره ها زنده می کند به علاوه در این روز مردم اقدام به کارهایی می کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و ... بله عادات غلطی همانند پریدن روی آتش و غیره هست که نه تنها دلیل شرعی بر صحت آن نداریم بلکه آنها به خرافه نزدیک تر هستند تا به دین، و باید برای ریشه کن شدن آنها تلاش نماییم.
در این رابطه از باب حسن ختام اشاره می کنیم به سخن امیر المؤمنین (ع) که فرمود: هر روزی که در آن معصیت خدا نشود آن روز عید است[7].

 

 


پی نوشت:
[1] وسائل الشیعه، ج 8، ص 173.
[2] همان.
[3] جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 5، ص 42؛ العروة الوثقی (المحشی)، ج 2،ص 152
[4] موسوعه امام خویی، ج 10، ص 50.
[5] المناقب، ج 4، ص 319.
[6] نک: کافی، ج 5، ص 142؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 300.
[7] نهج البلاغة، ص 551، عدد 428.

 


منبع: اسلام کوئست

پنج شنبه, 02 فروردين 1397 12:51

ریشه های مذهبی و دینی عید نوروز

ریشه های مذهبی و دینی عید نوروز

 

 

بسیاری از مراسمات عید نوروز علی رغم داشتن ریشه ملّی، در مفاهیم اسلامی مورد تأکید واقع شده و این به دلیل هماهنگی آن سنت ها با مبانی عقلی و کمک به افزایش همبستگی ملی و انسجام است.

 


نوروز

 

 

از جشن ها و اعیاد کهن ایرانیان یکی عید نوروز می باشد که مردمان به مبارکی آمدن بهار و آغاز سالی نو، به جشن و شادی می پردازند. در پیدایش و آغاز نوروز، روایات تاریخی متعدد و افسانه های گوناگون وجود دارد که هر یک نظر خاصی نسبت به دیگری بیان می دارد. ما برای توضیح و تبیین اجمالی از نوروز ، لغت نامه دهخدا را که جامع اقوال و مدارک گوناگون است انتخاب کردیم.

دهخدا درباره نوروز چنین می نگارد :« نوروز ، روز اول ماه فروردین که رسیدن آفتاب است به نقطه اول حمل {...} روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتدای بهار است {...} گویند خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند {...} و آدم علیه السلام را نیز در این روز خلق کرد ، پس بنابراین این روز را نوروز گویند.

و بعضی گفته اند که جمشید که او اول ، جم نام داشت – و عربان او را منوشلخ می گویند – سیر عالم می کرد ، چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصّعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصّعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست. همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند: این روز نو است.

و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و از آن خورده شد و آبش معروف و مشهور گردیده و شکر از آن ساختند . بنابراین در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن حلویّات ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برقرار است.

بعد از این تعریف و توضیح در باب ریشه پیدایش نوروز بهتر است چند نکته را برای تبیین بهتر داستان نوروز بیان کنیم:

اول . ریشه مذهبی و دینی نوروز: باید توجه داشته باشیم که نوروز علاوه بر سنت های ملی، برگرفته از عقائد زرتشت و آیین ایرانیان باستان می باشد؛ چرا که خلقت آدم و یا پیدایش عالم در این روز، قطعاً ریشه در عقائد مذهبی آریایی ها دارد. همانطور که کتاب «نوروز تا نوروز» بیان می دارد: «زرتشتیان برای شادی و خشنودی فروهر های درگذشتگان خود که از ده روز پیش از نوروز به زمین فرود خواهند آمد، آماده استقبال و پذیرایی از آنان خواهند شد. به این ترتیب که از چند روز پیش از آن خانه و محل زندگی خود را پاک و تمیز می سازند.» 

دوم . ریشه افسانه ای نوروز: بسیاری از نقل های تاریخی در باب پیدایش نوروز نه تنها از حقیقت برنیامده بلکه بر پایه افسانه ها بیان شده و جملات کتاب ها با «می گویند» یا «گفته می شود» آغاز می گردد و این بیانگر آن است که این افسانه ها به صورت سینه به سینه نقل شده و سند و مدرک معتبری ندارد. چنانکه خود دهخدا نیز می گوید: «برای پیدایش نوروز افسانه های بسیار نقل شده که هر چند اساطیر است اما تواتر آن اخبار، وجه تسمیه نوروز و همچنین قدمت انتساب آن به اعصار آریایی، نیک آشکار می گردد.» 

جالب تر آنکه این افسانه ها و اساطیر گاهی در تناقض با یکدیگر نیز می باشند؛ به طور مثال دهخدا ابتدا روایتی را بیان می کند که در آن «نوروز ، روز اول ماه فروردین که رسیدن آقتاب است به نقطه اول حمل.» و بعد به روایت دیگری اشاره می کند: «خدای تعالی در این روز عالم را آفرید.» چگونه ممکن است در حالی که عالم هنوز خلق نشده ، آفتاب به برج حمل برسد؟! مگر آفتاب جز عالم مخلوقات نیست؟!

سوم. عدم تعیّن نوروز در یک روز مشخص: در دوران ایران باستان، نوروز هیچ گاه به عنوان یک روز معین و ثابت در طول سال نبوده است و در هر دوره ای در گردش و نوسان به سر می برده. «چنانچه نوروز در ایرانیان پیش از ساسانی اول بهار بوده است و در دوره ساسانی در فصول مختلف سال گردش می کرد و لذا در نخستین سال تاریخ یزگردی، نوروز مصادف با شانزدهم حزیران رومی و تقریباً در اوایل تابستان بوده است. تا اینکه در حدود سال ۳۹۲ هجری قمری نوروز به اول حمل رسید و در سال ۴۶۷ نوروز به بیست و سوم برج حوت افتاد، یعنی هفده روز مانده به پایان زمستان، که در این سال به فرمان سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی تقویم جلالی تدوین گردید و نوروز را در تحویل شمس به برج حمل تثبیت کردند و از آن تاریخ، یعنی سنه ۴۶۷ هجری قمری به بعد، سال شمسی حقیقی را ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه قرار دادند.» 

با بررسی پیدایش نوروز و در نظر داشتن این نکات، سوال اصلی که به ذهن آدمی خطور می کند، این است که نوروز و مراسم مربوط به آن چه جایگاهی در نظر اسلام دارند؟؟ و آیا اسلام به عنوان دینی الهی و جامع ادیان پیشین و منسوخ کننده تعلیماتشان، نوروز را به رسمیت می شناسد یا به دیده انکار به آن می نگرد؟

پیش از پاسخ به این پرسش باید متذکر شد که میزان و معیار سنجش یک روش و سنت پسندیده و ارزشمند در ادیان الهی و به خصوص اسلام، حیثیت و جنبه عقلانی آن است که موجب تحسین و یا تقبیح آن روش و عادت و سنت می شود.

یک سنت به هر میزان که مطابق فطرت آدمی و عقل او باشد در نزد اسلام جایگاه و مرتبت بیشتری دارد. لذا پیامبر گرامی اسلام با در نظر داشتن نقش سنت ها و آداب و رسوم جوامع چنین می فرماید: «کسی که سنت و روش نیکویی را پایه گذارد، تا روز قیامت هر کس بدان عمل کند اجر و ثوابی به او می رسد.» 

اسلام آنچنان آداب و رسوم و سنن قبل از خود را محترم می شمارد که احکامش به دو دسته تأسیسی و امضایی تقسیم می شود. احکام تأسیسی آن بخش از احکام الهی بوده اند که اسلام پایه گذار آن بوده است و تا قبل از آن در جامعه رواج نداشته؛ چه از طریق آداب و رسوم و چه از طریق تعلیمات ادیان پیشین. مانند حجاب اسلامی. اما احکام امضایی آن دسته از احکام می باشند که قبل ظهور اسلام در جامعه رواج داشته و توسط مردمان محترم شمرده می شده است و اسلام تنها مهر تاییدی بر آن زده است؛ مانند ماه های حرام.

با این مقدمه به خوبی روشن می شود که نگاه دین مبین اسلام شامل دو بخش سلبی و ایجابی می باشد:  

ایجابی: بسیاری از مراسمات عید نوروز علی رغم داشتن ریشه ملّی، در مفاهیم اسلامی مورد تأکید واقع شده است و این به دلیل هماهنگی آن سنت ها با مبانی عقلی و کمک به افزایش همبستگی ملی و انسجام هر چه بیشتر جامعه خانواده محور است. به طور مثال دید و بازدید عید نوروز همان مفهوم صله رحم می باشد. این سنت نه تنها دارای ثواب اُخروی و پاداش الهی است بلکه با از بین بردن کینه و کدورت ها بین خانواده ها، موجب افزایش محبت در جامعه مسلمین خواهد شد.

یا سنت پسندیده دیگری که در ایام منتهی به عید نوروز بسیار مورد توجه خانواده ها قرار می گیرد، خانه تکانی و تهیه لباس نو می باشد. این رسمِ ارزشمند آدمی را به یکباره یاد حدیث تامل برانگیز و گهربار پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) می اندازد که فرمود: «انّ الله تعالی بنیَ الاسلام علی النظافه» خداوند تعالی اسلام را بر نظافت و پاکیزگی بنا نهاده است.

یکی دیگر از سنت های ملی – مذهبی که به صورت فرهنگی عمومی بین ایرانیان رواج پیدا کرده، رفتن بر سر مزار گذشتگان خود در پنج شنبه آخر سال می باشد. «در این روز خانواده ها خوراک (پلو خورش)، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع یا چراغ روشن می کنند.» این رسم نیکو نیز در تعلیمات ارزشمند اسلام به کرَات مشاهده می شود. چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «پیامبر اکرم(ص) هر شب جمعه از میان اصحاب خود خارج می شد و به سمت قبرستان بقیع می رفت.» 

سلبی : بدون تعارف یا اغراق باید به صراحت اذعان کرد که برخی آداب و رسوم مربوط به نوروز ( چه قبل و چه بعد از آن ) علاوه بر عدم تطابق با مبانی اسلام عزیز، دارای وجه عقلایی نیز نمی باشد . به طور مثال شب چهارشنبه سوری یا شب آخرین چهارشنبه سال یکی از این موارد می باشد. با وجود آنکه برخی پیدایش آن را در پیش از اسلام مورد تردید قرار داده اند، اما هر ساله با انجام مراسمی بی معنا و بی فایده علاوه بر رنجش و اذیت دیگران گاهی صدمات جبران ناپذیری به خودمان می زنیم که هیچ علت یا مسببی نداشته است الَا خودمان. در حالی که ما به گذشته متمدن خودمان افتخار می کنیم اما جهانیان از منظر بیرونی بازتاب خارجی این فرهنگ و تمدن را خواهند دید که دولت جمهوری اسلامی ایران هر ساله باید بودجه عظیمی را صرف تبلیغات رسانه ای و تجهیز و آماده باش نیرو های انتظامی و آتش نشانی بکند تا در آستانه سال نو کمی از میزان تلفات و خسارات کمتر بشود؛ در حالی که همین بودجه و آمادگی سراسری برای مواجهه با چهارشنبه سوری، می توانست صرف شناسایی و کمک به نیازمندان و مستمندان شود تا آنان نیز چون دیگران به استقبال نوروز بروند.

چه زیبا و عالمانه فرمود امیر المومنین(ع) : «ارزش و مقدار هر فرد به اندازه چیزی است که او را نیکو می شمارد.» ما نیز آنگاه تمدن تاریخی خود را به جهانیان خواهیم نمایاند که به جای آتش افروزی و ایجاد خطر برای خود و دیگران سنت های ارزشمندی چون روز درخت کاری و جشن نیکوکاری را هر سال باشکوه تر برگزار کنیم.

نتیجه گیری

دین اسلام  به عنوانی دینی الهی و کامل، همواره بشریت را به فطرت خود دعوت کرده و فطرت الهی انسان را مرجعی برای قیاس اعمالش قرار داده است. یکی از مظاهر این فطرت درونی آدمی عقلانیت او می باشد. عقلانیتی که ملاک رفتار، اعمال و کردار انسان است. دین مبین اسلام نیز با محور قرار دادن عقلانیت، هر آن چیزی را که به سعادت و اکمال آدمی منتهی بشود مورد تایید و استقبال قرار داده و هر آنچه را که به نوعی موجب فساد آدمی، خانواده و در نهایت اجتماع بشری بشود، از خود دور داشته است.

همین نگاه ویژه به عید باستانی نوروز و یا سایر اعیاد و آداب و رسوم ملی وجود دارد. همانطور که با ذکر موارد متعدد نشان دادیم مفاهیم والای انسانی که ریشه در فطرت الهی انسان دارد خود را گاه در تعلیمات دینی نشان می دهد و گاه در سنت های ارزشمند ملی؛ گاه نام دید و بازدید به خود می گیرد و گاه نام صله رحم. در هر حال وجه مشترک هر دو عنصر عقلانیت و فطری بودن می باشد که می توان با افزایش آگاهی نسبت به آموزه های والای اسلامی و مطالعه درباره سنن  ارزشمند ملی آنها را تشخیص داد و هر چه بیشتر نسبت به کیش و آیین خود افتخار نمود. 

 


منبع : خبرگزاری مهر

دوشنبه, 28 اسفند 1396 22:59

نوروز؛ خزان گر عمر

تنبیهی برای محاسبه گری عمر

 

فرا رسیدن هر عید نوروز، زنگ خطری برای انسان است که ای غافل! یکسال دیگر از عمرت گذشت و یا به عبارت دیگر یک سال از عمرت کم شد؛ چنانکه امام علی علیه السلام می فرماید: ساعتها عمرها را کاهش می دهند.

 

ساعت، گذر عمر

 

 

انسان در طول زندگی سرمایه هایی را از گذشته خود به ارث می برد و بسیاری از سرمایه های زندگی را خودش کسب می کند. برخی از سرمایه ها نیز نه ارثی اند و نه اکتسابی؛ بلکه تکوینی و ذاتی انسانند. عمر یکی از همین نوع  سرمایه ها است. اما نه یک سرمایه عادی و یا مادی بلکه با ارزش ترین و مهم ترین سرمایه زندگی هر کسی است، به طوری که اگر عمر نباشد هیچ سرمایه دیگری به کار نمی آید.
اما در عین اینکه عمر سرمایه گران بهایی است، بسیار مورد غفلت قرار می گیرد و با آن که به سرعت در حال گذر از مقابل چشمان ما است به آن توجه نمی کنیم.
هر ساعت و روز و ماه و سال همگی با همکاری هم از عمر ما می کاهند و ما هر ساله با آمدن بهار یک سال از عمرمان کم می شود. ولی آن قدر جشن ها و شادی های نوروزی مقابل چشمان ما خودنمایی می کنند که دیگر مجال توجه به کاسته شدن عزیزترین سرمایه خود نیستیم.
بیاییم امسال بیشتر به گرانبها ترین سرمایه خود توجه کنیم.

عمر بهترین سرمایه

عمر انسان که تنها سرمایه او است، همچون آب روان در سراشیبی، با تندی می گذرد و با گذشت هر روز، به اندازه یک روز از سرمایه انسان مستهلک می شود. بنابراین باید نهایت توجه و وسواس را داشت تا در قبال این رفتن سرمایه، توشه و کمالی کسب کنیم. نیروها، نشاط، سلامتی و بالاخره فرصت های مختلفی که اکنون برای هر کسی فراهم است، همیشه همینطور نمی ماند. روز به روز از مقدار آن کاسته می شود. انسان عاقل آنست که قبل از پایان یافتن فرصت ها، استعدادهای خویش را شکوفا و کمال مطلوب خود را تحصیل نماید.
احادیث، ما را به توجه به عمر امر کرده اند. امام حسین علیه السلام فرمودند:
«یابْنَ آدَمَ اِنَّمَا اَنْتَ اَیامٌ،‌ کلَّمَا مَضَی یوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُک.[1] ای زاده آدم! تو روزهایی هستی: هر روزی که برود، بخشی از تو می رود.»

نوروز؛ زنگ خطر عمر

فرا رسیدن هر عید نوروز، زنگ خطری برای انسان است که ای غافل! یک سال دیگر از عمرت گذشت و یا به عبارت دیگر یک سال از عمرت کم شد؛ چنانکه امام علی علیه السلام می فرماید: «السَّاعَاتُ تَنْقُصُ الْأَعْمَار؛ ساعتها عمرها را کاهش می دهند.»
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در یکی از سفارشهایی که به ابوذر دارد، می فرماید: «یَا أَبَاذَرٍّ کُنْ عَلَی عُمُرِکَ أَشَحَّ مِنْکَ عَلَی دِرْهَمِکَ وَ دِینَارِکَ؛[3] ای ابوذر، بر عمر خویش بخیل تر از درهم و دینارت باش.»
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «الْمَغْبُونُ مَنْ غُبِنَ عُمُرُهُ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ؛ مغبون کسی است که عمرش ساعت به ساعت هدر رود.»

حرف پایانی

شاید هر سال از آمدن بهار و نو شدن همه اشیاء اطراف خودمان خوشحال و شادمان باشیم اما نباید اجازه بدهیم زیبایی ها و سر سبزی های بهار ما را از گذران عمر غافل کند. شاید آمدن بهار تازگی و شادابی را به طبیعت بازگرداند اما از سویی نسبت برای عمر ما نقش خزان و کاستن از عمر را بازی می کند. شاید بگویید در بین این همه شادی و جشن چه جای این بحث هاست؟ اما مگر از سرمایه عمر با ارزشمندتر هم داریم؟

بیاییم محاسبه عمر را جدی بگیریم، بیاییم شادی و جشن نوروزی را با عهدی با نفس خود برای استفاده هر چه بهتر از عمر، تکمیل کنیم تا اگر آخرین بهار را تجربه کردیم خود را خسران زده نیابیم.

 


پی نوشت ها:
[1] ارشاد القلوب، ص 40
[2]بحار الانوار، ج 74، ص 239
[3]الامالی للطوسی، ص527


 

منابع:
سایت حوزه
نمناک
راسخون

 

ماراتن سیزده روز زوجین

 

 

تا قبل از ترکیدن بمب لحظه سال تحویل بزرگترین اختلاف بین زوج های جوان این است که شنیدن این صدا در خانه کدام یک از پدرانمان باید باشد و بعد از آن هم برای اولین دید و بازدید ها کجا باید برویم؟ مشکل ساده ای که برای زوج ها بزرگ شده است. اگر نتوانستید به تفاهم برسید قرعه کشی کنید.

 

عید همسران

 

 

به آخرین روزهای اسفندماه نزدیک می شویم. تکاپوی خاصی بین خانواده ها برای تدارک دیدن برنامه های نوروزی به راه افتاده است. زن و شوهر ها، پدر و مادرها و فرزندان، زوج های جوان، تازه عروس و تازه دامادها تلاش می کنند که در این روزهای آخر سال همه کارهای عقب مانده خود را انجام دهند و با فراغ بال وارد سال جدید شوند. با نزدیک شدن به لحظه سال تحویل و پهن کردن سفره هفت سین و درست کردن سبزی پلو با ماهی این سوال پیش می آید که در کدام منزل باید این ثانیه های آخر را بگذرانیم؟

 همسرانی که در دوره عقد به سر می برند، نمی دانند که لحظه سال تحویل را در خانه پدری خود باشند یا در کنار همسر و خانواده او؟ زوج هایی که در سالهای اولیه ازدواج شان هستند در کش و قوس رفتن به خانه کدام پدر مانده اند؟ اگر به این تفاهم برسند که لحظه تغییر فصل را در خانه خود بگذرانند باز مشکل حل نمی شود بلکه نکته دیگری ایجاد می شود که برای بازدید اول به کجا برویم؟ گاهی فقط مشکل پدر و مادرها نیستند و به اقوام و فامیل نیز می کشد. پاسخ این سوال ها را دکتر امیر محمد شهسوارانی روانشناس خانواده و جامعه شناس به مخاطبین تبیانی می دهد .

تبیان: دعوای لحظه سال تحویل زوج ها در سال های اول زندگی شان این است که اول کجا باید برویم. راه حل شما برای رفع این اختلاف نظر همسران  در اولین ساعات عید نوروز چیست؟
 در ارتباط با  همسران،  ما دو نوع زوج داریم: کسانی که در اصطلاح عید اولی هستند و زوج هایی که چند سال از ازدواج آنها گذشته است. در ارتباط با زوج های عید اولی چندین رویه وجود دارد که بهتر است به شکل فرهنگی و عرفی به آنها نگاه شود. در رفتن به خانه پدر دختر یا پدر پسر مسائلی وجود دارد که بخش عمده آن به فرهنگ مربوط می شود. مثل شب یلدا که وقتی کسی نوعروس است عرف این است که اولین شب یلدا را به خانه دختر ببرند.

باید بتوان برنامه ای گذاشت که به صورت ادواری،  هر ماه در خانه یکی از اقوام یا در محلی، رستوران یا باغی افراد دور هم جمع شوند و اینگونه دورهمی های فامیلی تقویت پیدا می کند.


به همین صورت ما برای  عید نوروز هم یک قواعدی به این شکل در برخی از خرده فرهنگ ها داریم. البته اگر قواعدی در این باره در عرف و خرده فرهنگ خانواده وجود نداشته باشد باید دید کدام یک از همسران می توانند در این حوزه کوتاه بیایند؟  یعنی برای او مهم نیست  که در عید اول به کجا بروند.

گاهی در برخی از خانواده با توجه به عرف و فرهنگ هایی که دارند، افراد برنامه های مدون و مفصلی در روزهای اول یا دوم عید در خانه یکی از بزرگان فامیل دارند که همگی آنجا جمع می شوند.  اما گر همسران نتوانند به تفاهم برسند بهترین گزینه این است که   که یک قرعه کشی در ارتباط با این دید و بازدیدها انجام دهند.  اگر امسال خانه پدر دختر قرعه درآمد سال بعد خانه  پدرپسر و مجددا برای سال سوم می توانند قرعه کشی کند.  زوجین اگر ندانند که اولویت بندی با رفتن به کجاست و در عین حال حساسیت فامیلی و قومی نیز نداشته باشند می توانند برای همه مراسم ها قرعه کشی را انجام دهند.

نکته دیگر بعد مسافت را نیز باید در نظر بگیرند. ممکن است خانواده پسر یا دختر در چند قدمی و خانه ای از زوجین باشند،بنابراین می توانند ابتدا به کسای که نزدیک تر است سر بزنند و بعد به خانه خانواده ای بروند که در فاصله بیشتری از آ«ها قرار دارد.

به طور کلی،  این راه حل ها بیشتر به صورت اجماعی و توافقی است و می توان با فرآیند ساده ای چون قرعه کشی آن را حل کرد. و همه اینها در صورتی امکان پذیر است که ما یک رویه هنجاری یا عرف خاصی نداشته باشیم.


تبیان: خانواده ها چگونه باید به یک تصمیم واحد برای دید و بازدید های نوروز برسند؟
بهترین گزینه این است که همسران لیستی از دید و بازدیدهایی که می دانند در نوروز دارند، تهیه کنند. گرچه باز این امر احتمالی است چرا که ممکن است برخی از اقوام به مسافرت رفته باشند. گرچه در ایران اقوام برنامه های نوروزی را تا حدودی با همدیگر هماهنگ می کنند. گاهی برخی از بزرگان اعلام می کنند که چه روزی در خانه برای پذیرایی از مهمان ها هستند، با توجه به این برنامه ها زوجین می توانند لیستی را که نوشته پیگیری کنند و بر اساس روزهایی که دارند به مهمانی بروند.

در ارتباط با مهمانی های خانوادگی می توان نیز بر اساس بعد مسافت عمل کرد. در شهری مثل تهران بر اساس نقشه عمل کنند و به عبارتی به صورت منطقه ای به مهمانی و عید دیدنی بروند.  حتی در شهرهای کوچک هم می توانند این رویه را اجرا کنند. در شهرهای شمالی یا مرکزی که شهرستانها یا شهرک ها به یکدیگر نزدیک هستند می توانند یک روز را به یک شهر اختصاص بدهند.

تبیان: نوروز به سبک امروزی کاری با زوج ها کرده است که هر روز اقوام خود را در خانه یکی از خویشان دیگرشان ببینند. در واقع آنها سیزده روز با هم برخورد دارند و گاهی این دیدار تا سال دیگر تجدید نمی شود. شما در این زمینه چه پیشنهادی دارید؟
 رویه نادرستی که همراه با صنعتی شدن کشور پیش آمده است دید و بازدیدهای که به یک ماراتن یا شاید دو صد متر تبدیل شده اند. افراد تا 13 فروردین و به عبارتی تا نیمه اول فروردین به خانه همه اقوام زن و مرد باید بروند و تا سال آینده دیگر از همدیگر خبر نمی گیرند. این مهمانی ها همانند بازی رفت و برگشت فوتبال است.  زوج های جوان اگر بتوانند رویه ای مبنی بر اینکه فاصله های دید و بازدید را به گونه ای طراحی کنند که به طور فرض تا خرداد ماه ادامه داشته باشد و الزاما نباید در این محدوده زمانی عید صورت بگیرد.

ما این ماراتن را داریم که در سیزده روز افراد مدام در خانه اقوام باهم از یک جا به یک جای دیگر  می روند اما در طول سال دیگر همدیگر را نمی بینند. اما اگر بتوان برنامه ای گذاشت که به صورت ادواری، که هر ماه در خانه یکی از اقوام  یا در محلی، رستوران یا باغی افراد دور هم جمع شوند و این دورهمی های فامیلی تقویت پیدا می کند.

این ماراتن دید و بازدید های عیدانه ممکن است باعث آسیب نیز شود چون هزینه های زیادی را مصروف خرید آجیل، شیرینی و میوه و ... می کند و ممکن است به دلیل مسافرت رفتن ها برخی از این اقلام فاسد شود. ولی اگر هزینه ها در ماه تقسیم شود   به اصطلاح با "سیاه بهار" مواجه نمی شوند.  اصطلاحی که اشاره به افزایش هزینه ها در عید و به عبارتی خوردن کفگیر به دیگ دارد.

در این رویه، بزرگان فامیل ممکن است این را نپذیرند ولی زوج های می توانند با هم این را اجرا کنند که در نوروز یک یا دو سری دورهمی فامیلی داشته باشند.  با این سیستم می توان دورهمی های بیشتری داشت و متقابلا پیوند اجتماعی  و خانوادگی قدرت بیشتری می گیرد.

دوشنبه, 28 اسفند 1396 22:12

تحویل سال به سبک یک شیعه

 

بوی امام مهدی(عج) بر سفره هفت سین

 

 

از نگاه آرمانی و وسعت دید در دعا، بهترین دعا آن است که تنها به خود و نزدیکان انسان منتهی نشود، بلکه خوبی و سعادت تمام بشریت را در برگیرد. نیل به این هدف، جز در پرتو جامعه جهانی مهدوی ممکن نیست، لذا بهترین دعا در هر زمان و نیز در لحظه تحویل سال نو، درخواست ظهور منجی عالم بشریّت است.

 

امام زمان، بهار، شکوفه

 

 

همه می خواهند، سالی را که آغاز می کنند از ابتدا تا انتهایش پر از خوبی فزاینده باشد و این، دقیقاً همان معنای "برکت" در قرآن کریم است. برکت در قرآن کریم به معنای خير و فزونى بخشش الهى در چيزى است.(1) امّا مسلّم است که نمی توان آرزو و درخواستی داشت ولی در مسیر نیل به آن خواسته، قدمی برنداشت! پس، چه خوب که با هم، به برخی از مهمترین عوامل برکت در زندگی از نگاه قرآن و احادیث نگاهی بیاندازیم و در همین ابتدای سال با خود عهد کنیم تا آنجا که امکان دارد برای تحقّق این امور تلاش کنیم تا سالی پربرکت و خوب داشته باشیم.

قرآن، کتاب برکت!

خداوند آخرین دین (که کاملترین هم هست) را در قالب قرآن کریم برای هدایت همه بشریّت به سوی خیرات حقیقی و دائمی نازل کرد؛ لذا می توان قرآن کریم را سرچشمه همه برکات و خیرات دانست چنانکه می فرماید: وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ‏ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون(2) ‏؛ و اين، خجسته كتابى است كه ما آن را نازل كرديم؛ پس، از آن پيروى كنيد و پرهيزگارى نماييد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد. این هدیه الهی بر سر سفره تحویل سال جدید قرار می گیرد تا شاهدی بر لزوم تطبیق اعمال و رفتار ما در تمام طول سال باشد. تلاوت قرآن کریم، تأمّل در آیات نورانی آن و سعی برای عمل به آن، بهترین راهبرد کسب برکت و خیرات فراوان در دنیا و آخرت است.

امام زمان(عج) فرمودند: ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند. لذا دعای برای ظهور آن حضرت اهمیّت و اولویّت ویژه ای می یابد.

 

حضرت محمّد(صلّی الله علیه و آله)، کلید برکت

قرآن کریم، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) را رحمتی برای جهانیان می داند و می فرماید: وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمين‏ (3)؛ و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم. آن حضرت کلید برکت هستند. امام سجّاد(علیه السلام) اینگونه بر جد بزرگوارشان درود می فرستند: اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِينِكَ عَلَى وَحْيِكَ، وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ؛ بار خدايا، بر محمّد(صلّی الله علیه و آله) كه امين وحى توست، برگزيده از ميان آفريدگان توست، دوست مخلص از ميان همه بندگان توست، آن امام رحمت و پيشواى خير و كليد بركات، درود بفرست‏.(4)

روشن است که برای بهره مندی از این منبع خیر، لازم است با تمام توان به اطاعت از ایشان همّت گماشت. از همین رو قرآن کریم می فرماید: وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون (5) ‏؛ خدا و رسول را فرمان بريد، باشد كه مشمول رحمت قرار گيريد. در لحظه تحویل سال جدید باید پیمانی تازه برای اطاعت از پیامبر خدا و اهل بیت علیهم السلام برقرار کنیم.

پیوند جدانشدنی با دعا

همه ما می دانیم که مالک همه هستی و دنیا و آخرت، خداست و بر انجام هر کاری تواناست و هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند مانع از تحقّق اراده او شود. از طرفی خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏ (6) ؛ و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم»‏. با این همه، جای بسی شگفتی است که ما آنچنان که بایسته است او را صدا نزده و از او درخواست مصرّانه نمی کنیم. در واقع اگر کسی به این مطلب به خوبی توجّه داشته باشد نباید لحظه ای خود را از دعا، ذکر و اتصال به سرچشمه اصلی همه خیرات جدا کند. در اهمیّت دعا نیز امام حسین(علیه السلام) می فرمایند: أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء (7) ؛ عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند. یکی از بهترین کارها در لحظه شروع سال جدید، اتصال دل و درخواست واقعی از خداست!

در لحظه تحویل سال جدید باید پیمانی تازه برای اطاعت از پیامبر خدا و اهل بیت علیهم السلام برقرار کنیم.

 

بوی حضرت مهدی(علیه السلام) بر سفره هفت سین

از نگاه آرمانی و وسعت دید در دعا، بهترین دعا آن است که تنها به خود و نزدیکان انسان منتهی نشود، بلکه خوبی و سعادت تمام بشریت را در برگیرد. نیل به این هدف، جز در پرتو جامعه جهانی مهدوی ممکن نیست، لذا بهترین دعا در هر زمان و نیز در لحظه تحویل سال نو، درخواست ظهور منجی عالم بشریّت است. از این جهت که خود امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز همیشه به یاد شیعیان هستند و در توقیع خود به شیخ مفید فرمودند: انَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ؛ ما در رعایت حال شما کوتاهى نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند. (8) لذا دعای برای ظهور آن حضرت اهمیّت و اولویّت ویژه ای می یابد.
سال جدید، باقیمانده ای از عمر ماست که باید برای سعادت آخرت خود به تلاشی دوچندان برخیزیم؛ زیرا کسی نمی داند چه زمانی فرصت به پایان می رسد؟! و این است معنای انتظار واقعی...

 


 

پی نوشت:
1- ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن، ج‏1، ص: 261.
2- انعام؛ 155 .
3- انبیاء؛ 107 .
4- صحیفه سجادیه، ص34 .
5- آل عمران؛ 132 .
6- غافر؛ 60 .
7- امالی شیخ مفید؛ ص 317 .
8- فضائل الشيعة، ترجمه توحيدى‏؛ ابن بابويه، محمد بن على‏؛ ص3 .