rezas
فضیلت رجب از زمان جاهلیت
آغاز ماه رجب
یکی از زمان هایی که در سرعت استجابت دعا تأثیر بسیار زیادی دارد، ماه رجب است که در روایت است اگر کسی در این ماه از خداوند درخواست کند، هیچ رد نمی شود.

ماه رجب از ماه هایی است که تنها مربوط به اسلام نیست، در زمان جاهلیّت عرب که از اسلام خبری نبود، نه پیغمبری، نه دینی؛ همان موقع مردم انتظار می کشیدند که ماه رجب بیاید که حاجت هایشان را بگیرند. (1) لذا اگر مشرکین منتظر ماه رجب بودند، ما مومنین اگر از ماه رجب غفلت کنیم خدای ناکرده از مشرکین عقب افتاده ایم.
رجب المرجب
در لغت این طور معنا کرده اند که مرجب یعنی معظم، رجب المرجب یعنی ماهی که مورد تعظیم بوده حتی در زمان جاهلیت.
رجب الاصم
چرا رجب الاصم میگویند؟ صم یعنی نشنیدن، کسی که کر باشد و چیزی نشنود میگویند صم. حالا این صم با ماه رجب چه ارتباطی پیدا می کند؟
خطاب به این ماه شده است که؛ لم یصم فیک غصب الله علی قوم قط؛ هیچ گاه شنیده نشده در این ماه خداوند بر قومی غضب کرده باشد، ممکن است قومی مستحق غضب خداوند متعال باشند ولی در ماه رجب خشم الهی شامل احدی نشده است، تمام این ماه، رحمت است.
لم یصم فیک غصب الله علی قوم قط؛ هیچ گاه شنیده نشده در این ماه خداوند بر قومی غضب کرده باشد، ممکن است قومی مستحق غضب خداوند متعال باشند ولی در ماه رجب خشم الهی شامل احدی نشده است، تمام این ماه، رحمت است.
ماه رجب؛ ریسمانی میان بنده و خدا
در روایتی از پیغمبر اکرم صل الله و علیه وآله است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَکاً»؛ خداوند در آسمان هفتم فرشتهای را نصب فرموده است «یقَالُ لَهُ الدَّاعِی»؛ اسمش داعی (جارچی) است «فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ ینَادِی ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیلَةٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ»؛ وقتی ماه رجب وارد میشود فرشتهای که در آسمان هفتم است هر شب از ماه رجب تا به صبح ندا میدهد: «طُوبَى لِلذَّاکِرِینَ طُوبَى لِلطَّائِعِینَ» ای مردم! میدانید امشب خدا دارد چه میگوید؟ «أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی»؛ من همنشین کسی هستم که با من بنشیند. «وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی»؛ چه تعبیر عجیبی! من اطاعت میکنم از کسی که از من اطاعت کند. هر چه بخواهی به تو میدهم. «وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی»؛ هر که از من طلب غفران کند، او را میآمرزم. «الشَّهْرُ شَهْرِی»؛ ماه ماه من است. ماه رجب ماه خدا است. «وَ الْعَبْدُ عَبْدِی»؛ بنده هم بنده من است، هیچ کسی را طرد نمیکند. «وَالْعَبْدُ عَبْدِی وَالرَّحْمَةُ رَحْمَتِی»؛ رحمت، رحمت من است. «فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ»؛ هر که در این ماه من را بخواند، من جوابش را میدهم. «وَمَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیتُهُ»؛ هر که در این ماه از من درخواستی کند به آن عطا میکنم. «وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیتُه»؛ هر که از من طلب هدایت کند، هدایتش میکنم. «وَجَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَینِی وَ بَینَ عِبَادِی» من این ماه را ریسمانی قرار دادم بین خودم و بنده خودم. «فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَی» (2)
| بیشتر بخوانیم: توصیه ای برای استفاده بیشتر از فرصت معنوی ماه رجب برکات ماه رجب را غنیمت بدانیم 5 عمل طلایی برای ماه رجب! |
بنابراین باید قدر این ماه را بدانیم. از شب اول این ماه فضایل و رحمت الهی فرو فرستاده می شود. این ماه مقدمه است برای ماه مبارک رمضان. همه چیز در آن هست و مهمتر از همه اینکه خدا این ماه را وسیلهای قرار داده است که ما بتوانیم خودمان را به خدا برسانیم، خودمان را تطهیر کنیم.
از این ماه غفلت نکنیم! تا می توانیم از اعمالی که در این ماه بیان شده، خود را آماده کنیم، به خصوص از نظر اعمال و رفتار کاری کنیم که برای ماه مبارک رمضان آمادگی پیدا کنیم، خودمان را مهذّب و تطهیر کنیم؛ «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیافَةِ اللَّهِ»
اعمال ماه رجب
برای این ماه یک سری اعمال مشترکی بیان شده که به مفاتیح الجنان ارجاع می دهیم. در میان اعمال مشترکی که بریا یان ماه بیان شده ذکر استغفار است؛ تا می توانید استغفار کنید.
در این فرصت به بیان مختصری از اعمال شب اول ماه رجب و روز اول این ماه عزیز می پردازیم:
اعمال شب اول ماه رجب
- از رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) نقل شده است که به هنگام رؤیت هلال ماه رجب، این دعا را مىخواند: «اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَالاْیمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاْسْلامِ رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ»
همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتى هلال ماه رجب را مىدید، مىفرمود: «اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَشَعْبانَ، وَبَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَاَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَالْقِیامِ، وَحِفْظِ اللِّسانِ، وَغَضِّ الْبَصَرِ، وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَالْعَطَشَ»
«فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ»؛ هر که در این ماه من را بخواند، من جوابش را میدهم. «وَمَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیتُهُ»؛ هر که در این ماه از من درخواستی کند به آن عطا میکنم. «وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیتُه»؛ هر که از من طلب هدایت کند، هدایتش میکنم. «وَجَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَینِی وَ بَینَ عِبَادِی» من این ماه را ریسمانی قرار دادم بین خودم و بنده خودم. «فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَی»؛ چه تعبیر بالایی است!
- غسل کردن
- زیارت امام حسین(علیه السلام) در این شب فضیلت بسیار دارد.
-بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «توحید» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره هاى «حمد»، «الم نشرح»، «توحید» و «معوّذتین» (سوره هاى ناس و فلق) را یک بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد.
- احیاى شب اول ماه رجب
- خواندن دعایى که از امام جواد (علیه السلام) نقل شده است که: «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَ اَنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّى لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتى»
اعمال روز اول رجب
- روزه
- غسل
- زیارت امام حسین (علیه السلام)
به امید آنکه ان شاء الله با بهره گیری از لحظات ناب ماه رجب، خود را هر چه بیشتر برای ماه میهمانی خدا آماده کنیم.
پی نوشت:
1- به نقل از آیت الله مجتهدی تهرانی
2- بحارالأنوار جلد95، صفحه 377
منابع:
بیانات آیت الله مجتهدی تهرانی
سایت سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی
سایت حوزه
نسخه الکترونیکی کتاب اخلاق منتظر
کتاب اخلاق منتظر
تالیف دکت حسین فریدونی
اخلاق منتظران از میان احادیثش قابل جستجوست اما در خطابات و فرمایشات مهدوی به مشرفین ساحت قدسشان ،شیوایی و
کاربردی عالی دارد که روش و منظور مولف محترم است و کتاب مزبور...
دانلود کتاب از فایل پیوست
بررسی تزاحم نوروز با ایام شهادت اهل بیت علیهمالسلام
آغاز سال نو و شهادت امام هادی علیه السلام
دین مبین اسلام اینطور نیست که با هر سنت و آیینی به مبارزه برخیزد و آن را باطل کند و بدعت بداند بلکه فقط با سنتهایی که با فطرت و عقل سلیم آدمی و احکام مسلم شرعی مخالفاند به مبارزه و مخالفت برخواسته است.

ما ایرانیان دو تقویم داریم یکی تقویم ملی که شمسی است و دیگری تقویم مذهبی است که قمری است و مبدأ هر دو تقویم هجرت حضرت رسولالله صلیاللهعلیهوآله از مکه به مدینه است. ولی مبنای یکی گردش زمین به دور خورشید و دیگری گردش ماه به دور زمین است و این اختلاف مبنا باعث شده که سال شمسی ده روز از سال قمری بیشتر باشد و این تفاوت باعث گردش ماهها و روزهای سال قمری در سال شمسی و تداخل مناسبتهای قمری و شمسی میشود. مثل روز عاشورا که روز حزن و ماتم مسلمانان است تقریباً هر 36 سال یک بار مصادف با نوروز میشود که عید ملی و ایام جشن و شادی ایرانیان است و امسال نیز این اتفاق در مورد سالروز شهادت حضرت امام هادی علیهالسلام افتاده که مصادف شده است با اولین روز نوروز سال 1397 هجری شمسی.
اول اینکه نظر اسلام در مورد نوروز چست؟
دوم اینکه وظیفه ما در روز اول سال که با سالروز شهادت دهمین امام معصوم مصادف شده است چیست؟
نظر دین مبین اسلام در مورد نوروز چست؟
قاعده اولیه:
دین مبین اسلام اینطور نیست که با هر سنت و آیینی به مبارزه برخیزد و آن را باطل کند و بدعت بداند بلکه فقط با سنتهایی که با فطرت و عقل سلیم آدمی و احکام مسلم شرعی مخالفاند به مبارزه و مخالفت برخواسته است.
در همین راستا حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به مالک اشتر فرمود:
سنّت پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن رفتار نمودهاند و موجب الفت و همبستگی شده و کار مردم به خاطر آن سروسامان گرفته است، نقض نکن و هیچگاه سنّتی را پایهگذاری نکن که به چیزی از سنّتهای نیک گذشته لطمهای بزند؛ زیرا در این صورت پایهگذار آن سنّت گذشته مأجور خواهد بود و وزر و وبال شکستن آن سنت برای تو باقی خواهد ماند.[1]
بر همین اساس است که بسیاری از سنّتهای پیش از اسلام (دوران جاهلیت) مورد تأیید اسلام قرار گرفتهاند مثلاً قرآن کریم، حرمت و احترام ماههای حرام را که رسمی جاهلی بود را پاس داشته است.[2] و از این جمله است معادل صد شتر بودن مبلغ دیه[3]، تحریم لباس شُهرت[4] و...
رسانه ملی و مسئولان فرهنگی کشور وظیفه دارند که ذهنها و نگاههای مردم را نسبت به حفظ شعائر اسلامی مدیریت کنند تا اینکه خدای ناکرده از روی جهالت و غفلت نسبت به اهلبیت علیهمالسلام که پدران معنوی ما هستند بیحرمتی صورت نپذیرد و کاری کنند که هر روز ملت نوروز و عید باشد چنانچه حضرت علی علیهالسلام فرمودند: «اگر روزی با گناه نکردن سپری شود، همان روز، روز عید است.
با این وجود اگر درباره نوروز، دستوری خاص از سوی شرع مقدس در تأیید یا رد آن به دست ما نمیرسید، بر اساس همین قاعده نخست میگفتیم عید نوروز به عنوان یک سنت پسندیده ایرانی است که نه تنها دلیل معتبری بر مذمّت و منع آن وجود ندارد، بلکه مورد تأیید شرع هم هست.
ولکن علاوه بر قاعده اولیه مذکور احادیث معتبر متعددی در مصادر شیعه و اهل سنّتْ وجود دارد که بر صحت این عید باستانی مُهر تأیید میزنند.[5]
وظیفه ما در روز اول سال که با سالروز شهادت دهمین امام معصوم مصادف شده است چیست؟
بنا به دلایل متعددی در صورت تزاحم عید نوروز و ایام سوگواری و شهادت اهلبیت علیهمالسلام باید بزرگداشت آنان را بر عید نوروز مقدم داشته شود.
1. همانطور که اشاره شد نوروز یک سنت پسندیده است و بزرگداشت آن نهایتاً مستحب میباشد ولی حفظ حرمت اهلبیت علیهمالسلام بر هر مسلمانی واجب است و واجب بر مستحب مقدم است، پس سوگواری شهادت امام نقی علیهالسلام بر مراسم نوروز مقدم است.
2. حفظ حرمت اهلبیت علیهمالسلام نشانه ایمان و محبت قلبی آنان نسبت به اهلبیت علیهمالسلام است.
چنانچه امام صادق علیهالسلام میفرماید: خدا رحمت کند شیعیان ما را که از زیادی گل ما به وجود آمده و با آب ولایت (و محبت) ما خمیر شدهاند، در غم ما غمگین و در شادی ما شادماناند.[6]
3. خداوند متعال در قرآن کریم میفرمایند: یعنی هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانهی تقوای دلها (ی آنها) است.[7]
از ظاهر این آیه چنین برداشت میشود که تعظیم شعائر در نزد خداوند عزوجل، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا با تقوای درون و صفای جان، ارتباط مستقیم دارد و از آن برمیخیزد. «شعائرالله» به معنای علامتی ظاهری است که یاد خدا را در جانها تثبیت میکند و بزرگداشت و احترام به اهلبیت علیهمالسلام از شعائر الهی و نشانههای تقوای قلوب است.
4. علاوه بر اینکه ما پدر جسمانی داریم، پدر معنوی هم داریم و همانطور که فرزندان مورد عاق پدر جسمانی و نسبی خود میشوند، ممکن است عاق پدر معنوی نیز بشوند.
حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به مالک اشتر فرمود:
سنّت پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن رفتار نمودهاند و موجب الفت و همبستگی شده و کار مردم به خاطر آن سروسامان گرفته است، نقض نکن و هیچگاه سنّتی را پایهگذاری نکن که به چیزی از سنّتهای نیک گذشته لطمهای بزند؛ زیرا در این صورت پایهگذار آن سنّت گذشته مأجور خواهد بود و وزر و وبال شکستن آن سنت برای تو باقی خواهد ماند.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل میکنند که یک روز بعد از اینکه با حضرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نماز خواندم، آن حضرت دست راست خود را بر شانهام زد و مرا به سینه چسبانید و فرمود: یا علی! گفتم: لبیک یا رسول خدا! فرمود: من و تو پدران این امت هستیم، پس خدا لعنت کند کسی که عاقّ ما شود! بگو: آمین! گفتم: آمین....[8]
همانطور که ملاحظه فرمودید حضرت رسولالله صلیاللهعلیهوآله خود و حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را پدران معنوی امت معرفی کرده است. یعنی اینکه تربیت و تکامل روحی و هدایت امت بر عهده ایشان است و وقتی به رسالت و وظایف ائمه معصومین علیهمالسلام نگاه میکنیم میبینیم که این مسئولیت را همه ایشان نیز بر عهده دارند.
بنابراین، آنها نیز پدران معنوی امت هستند و به عنوان پدران امت حق بر گردن شیعیان و پیروان خود دارند. که یکی از آن حقوق احترام و تکریم است. و همانطور که یک انسان در سالروز وفات پدر نسبیاش شادمانی نمیکند، یا به احترام عزاداری پدر نسبیاش خوشحالی نمیکند و آن را بیاحترامی به وی تلقی مینماید، به طریق اولی در ایام عزاداری و سالروز وفات پدر معنویاش نباید شادمانی بکند و باید حرمت این روز را نگه دارد.
5. در طول تاریخ ایرانیان همواره حرمت نگه میداشتند و ایام حزن اهلبیت را بر عید نوروز مقدم میداشتند[9] امروزه نیز چنین است و ملت فهیم ایران در سالهای اخیر هم که ایام نوروز مصادف میشد با ایام حزن و اندوه اهلبیت علیهمالسلام چنین میکردند.
نتیجه
رسانه ملی و مسئولان فرهنگی کشور وظیفه دارند که ذهنها و نگاههای مردم را نسبت به حفظ شعائر اسلامی مدیریت کنند تا اینکه خدای ناکرده از روی جهالت و غفلت نسبت به اهلبیت علیهمالسلام که پدران معنوی ما هستند بیحرمتی صورت نپذیرد و کاری کنند که هر روز ملت نوروز و عید باشد چنانچه حضرت علی علیهالسلام فرمودند: «اگر روزی با گناه نکردن سپری شود، همان روز، روز عید است.»[10]
پی نوشت:
[1]. لا تَنقُضْ سُنَّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صُدورُ هذهِ الامَّةِ و اجتَمَعَت بها الالفَةُ و صَلَحَت علَیها الرَّعِیةُ و لا تُحدِثَنَّ سُنَّةً تُضِرُّ بِشَیءٍ مِن ماضِی تِلک السُّنَنِ، فیکونَ الأجرُ لِمَن سنّها و الوِزرُعلَیک بما نَقَضتَ مِنها./ نهج البلاغة، تحقیق: صبحی صالح، ص ۴۳۱٫.
[2]. سوره توبه، آیه ۵٫ و سوره مائده، آیه ۲٫.
[3]. وسائل الشیعة، ج ۱۹، ص ۱۴۲٫.
[4]. بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۲۵۱٫.
[5]. مثلاً شیخ صدوق نقل میکند: که خدمت حضرت امیر علیهالسلام هدیهای آوردند، حضرت فرمود این چه هدیه این است؟ پاسخ دادند که این هدیه روز نوروز است، حضرت هدیه را پذیرفت و فرمود: «اصْنَعُوا لَنَا کلَّ یوْمٍ نَیرُوزاً»، شما هرروز را برای ما نوروز قرار دهید. (هرروزتان نوروز باد) وَ أُتِی عَلِی ع بِهَدِیةِ النَّیرُوزِ فَقَالَ ع مَا هَذَا قَالُوا یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ الْیوْمُ النَّیرُوزُ فَقَالَ ع اصْنَعُوا لَنَا کلَّ یوْمٍ نَیرُوزاً. / من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 300، ح 4073 .
از این روایت استفاده میشود که حضرت هیچگونه مخالفتی با نوروز ندارند.
شبیه به این روایت از طریق اهل سنت هم وارد شده که:
مثلاً بخاری چنین روایت میکند:
برای علی علیهالسلام فالوده آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: امروز نوروز است. فرمود: «فنَیرِزوا کل یوم، هر روز را نوروز کنید!» حمّاد بن سلمة بن علی بن زید، عن السعر التمیمی: أتی علیٌّ بفالوذج. قال: «ما هذا؟». قالوا: الیوم النیروز. قال: فنَیرِزوا کل یوم/ التاریخ الکبیر، البخاری، ج ۱، ص ۴۱۴٫.
شیخ طوسی هم از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که حضرت درباره اعمال روز اول نوروز فرمودند: روز نوروز غسل کن و پاکیزهترین لباست را بپوش و خود را خوشبو نما و این روز را روزه بگیر و بعد از نماز ظهر و عصر و نوافل آن چهار رکعت نماز (با آداب خاصی) بجای آور و دعا کن خداوند گناه پنجاه سال تو را میآمرزد.
و اینکه یک اموری در نوروز مستحب شمرده شده دلیل بر تأیید این عید باستانی است و اینکه دین مبین اسلام مخالفت و تضادی با این عید باستانی ندارد. إِذَا کانَ یوْمُ النَّیرُوزِ- فَاغْتَسِلْ وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِیابِک وَ تَطَیبْ بِأَطْیبِ طِیبِک وَ تَکونُ ذَلِک الْیوْمَ صَائِماً فَإِذَا صَلَّیتَ النَّوَافِلَ وَ الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ فَصَلِّ بَعْدَ ذَلِک أَرْبَعَ رَکعَاتٍ تَقْرَأُ فِی أَوَّلِ کلِّ رَکعَةٍ فَاتِحَةَ الْکتَابِ- وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ- وَ فِی الثَّانِیةِ فَاتِحَةَ الْکتَابِ- وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قُلْ یا أَیهَا الْکافِرُونَ- وَ فِی الثَّالِثَةِ فَاتِحَةَ الْکتَابِ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ- وَ فِی الرَّابِعَةِ فَاتِحَةَ الْکتَابِ- وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ الْمُعَوِّذَتَینِ- وَ تَسْجُدُ بَعْدَ فَرَاغِک مِنَ الرَّکعَاتِ سَجْدَةَ الشُّکرِ وَ تَدْعُو فیها یغْفَرُ لَک ذُنُوبُ خَمْسِینَ سَنَةً./ وسائل الشیعة، ج 8، ص: 173
[6]. رحم اللَّه شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولایتنا یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا./ الحکم الزاهرة با ترجمه انصاری - ص 467 شبیه به این روایت را این
[7]. «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ» حج/ 32
[8]. یَا عَلِیُّ! فَقُلْتُ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ الله! قالَ: اَنَا وَ اَنْتَ اَبَوا هَذِهِ الْاُمَّة، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ عَقَّنَا، قُل: آمِینَ! قُلْتُ: آمِینَ. قالَ: اَنَا وَ اَنْتَ مَوْلَیَا هَذِهِ الْاُمَّةِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ اَبَقَ عَنَّا، قُلْ: آمِینَ! قُلْت: آمِینَ. ثُمَّ قَالَ: اَنَا وَ اَنْتَ رَاعِیا هَذِهِ الْاُمَّةِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ ضَلَّ عَنَّا، قُلْ: آمِینَ! قُلْتُ: آمِینَ؛/ معانی الأخبار، ابن بابویه، ص 118.
[9]. محمدحسین رجبی دوانی، کارشناس تاریخ اسلام، در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم/ ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
[10]. کلُّ یوْمٍ لَا یعْصَی اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ یوْمُ عِید /بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 88، ص: 136
کشف استعدادهای کودک در تعطیلات نوروز
کودکتان را زیر نظر بگیرید تا او را کشف کنید
بچه که هستیم دلمان میخواهد کاشف و مخترع و دانشمند و فضانورد و دست کمِ کمش، پزشک و پلیس شویم و بزرگ که شدیم تمام هم و غم ما میشود داشتن یک شغل ثابت با درآمد مکفی برای اداره یک خانه نقلی تا بتوانیم در آن به خوبی و خوشی تا پایان عمر در کنار خانواده زندگی کنیم.به نظر شما عجیب نیست؟

واقعاً چه بلایی بر سر رؤیاهای ظاهراً بلندپروازانه کودکی ما میآید؟ و کدام یک از این دو حقیقیتراست؟ رؤیاهای جذاب کودکی یا واقعیتهای نه چندان دوست داشتنی بزرگسالی.
بچهها خود را منحصر به فرد میدانند و باور دارند که آمدهاند کاری بکنند کارستان.
هنرمندی مشهور که تا دنیا باقی است شهرت او هم باقی است، پلیسی قهرمان که خلافکاران از دستش فراریاند، پزشکی دلسوز و مهربان که به دردمندان و محتاجان خدمت میکند، یک قاضی که حق را به حقدار میرساند و یا مخترعی که زندگی آدمها را زیرو رو میکند و یا ....
درکودکی بدون اینکه بدانیم رؤیاهایی را در سر میپرورانیم که به بنیادیترین و غنیترین نیازهای فطری ما پاسخ میدهد؛ میل به جاودانگی، خدمت به همنوع، گسترش صلح و دوستی و حق و عدالت و صفاتی از این دست، اما این خاصیت به مرور به رشد کودک کم رنگ و کمرنگتر میشود.
بچهها انگار در دنیایی موازی با جهان واقعیتها زندگی میکنند. به مرور و با درک تدریجی واقعیتهای دنیای اطراف خود روزی میرسد که پر و بال پرنده خیالشان ریخته و از آن بالا بالاها با سر به زمین میخورد.
واقعیتهایی نظیر ارزش گذاریهای باطل اجتماعی، شرطی شدگیهای سنتی، معضلات اقتصادی، محدودیت امکانات اجتماعی و محیطی و شرایط ویژه خانوادگی.
آیا به راستی این واقعیتها صرفاً مانع هستند یا اینکه میتوانند تابلوهای راهنمای ما به سمت هدف مطلوب و مناسبمان باشند.
برای ایجاد تعادل بین این دو دنیا چه باید بکنیم؟ در تعطیلات نوروز که بیشتر در کنار فرزندان هستید سعی کنیم استعدادهای آنها را هر چه بیشتر بشناسیم. با این مؤلفهها در فرزندتان کمی دقت کنید:
گرایش و تمایل کودک
در کودکی ارتباط ما با جهان بیشتر حسی و شهودی و کمتر ذهنی است، برای همین است که گفته میشود برای کشف توانمندی و استعدادهایتان به خاطرات کودکی مراجعه کنید.
شما هم به عنوان مادر یا پدر دقت کنید و ببینید کودک یا نوجوانی که در منزل دارید نسبت به چه کاری کشش و علاقهی بیشتری دارد. بازیهای فکری، کارهای خانه، طبیعت یا ...؟
اما دقت کنیم که کودکان هم گاه از القائات بیرونی در امان نیستند و گاهی بزرگترها با بزرگنمایی و ارزشگذاری ناهنجار روی بعضی مشاغل، برای آینده آنها نقشه میکشند و آنها را ناخودآگاه به ورطه آرزوهای تحقق نیافته خود میکشانند.
ویژگیهای منحصر به فرد
هر یک از ما ویژگیها و توانمندیهایی داریم که کاملاً فردی و اختصاصی است و تمایز ما را از کل آدمهای دیگر تضمین میکند.
این ویژگیها آنچنان منحصر به فردند که حتی در بین اعضای یک خانواده مشابه نیستند. علم از انتقال ژنتیک این ویژگیها میگوید، روانشناسی اغلب آنها را به شرایط محیطی و تربیتی مربوط میداند.
دیدگاههای باطنیتر نظرات جالبی در این باره دارند و حتی زمان تولد را در تشکیل برخی ویژگیهای خلقی و استعدادهای فطری دخیل میدانند.
در هر صورت همه این دیدگاهها در باره منحصر به فرد بودن هر یک ازما اتفاق نظر دارند. دقت کنید که کودک یا نوجوانتان چه ویژگیها یا توانمندیهای منحصر به فردی دارد؟
مختصات زمانی و مکانی
هر یک از ما با مختصات تاریخی، جغرافیایی منحصر به فردی متولد میشویم. کشور، شهر، مکان و مقطع تولد، و شرایط خانوادگی که خود تعیین کننده جایگاه و ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ماست.
این مختصات تاریخی، جغرافیایی از یک طرف امکانات و از طرف دیگر محدودیتهایی را برای ما به وجود میآورند. بررسی دقیق و جزئی این مختصات پیامها و نشانههای بارزی را درخود دارد.این مختصات را هم در باره فرزند خود یادداشت کنید.
سرگرمیهای انتخابی
اینک دقت کنید که کودک یا نوجوانتان چه بازیهایی را بیشتر دوست داشته و انجام میدهد؟ از چه برنامههای تلویزیونی و بخصوص چه فیلمهایی بیشتر خوشش میآید؟
با چه کسانی بیشتر دوست میشود؟ چه شخصیتهایی مورد توجه و الگوی او هستند؟ و چه شغلهایی برای آینده خود در نظر دارد؟
پاسخگویی به این سؤالات و سؤالات مشابه، ارتباط ما را با روحیه و تمایل فرزندمان برقرار میکند.
در مرحله بعدی کلیه توانمندیهای او را از زمانی که به یاد داریم یادداشت میکنیم. ویژگیهایی نظیر صبر و حوصله، دقت، قدرت بدنی، قدرت و علاقه به تمرکز و تفکر، میل به تحرک یا سکون، تمایل به انزوا یا حمع، تمایل به کارهای گروهی یا انفرادی و صفاتی از این دست.
حالا فهرست اول را با این فهرست محک میزنیم تا ببینیم با توجه به توانمندیها و استعدادهای فرزندمان، کدام یک از آنها قابل تحقق هستند و به چه شکل؟
یک مثال ساده این است اگر کسی روحیه عدالتخواهیاش بالاست، ولی به کارهای پرهیحان و پرتحرک علاقه ندارد میتواند شغل قضاوت را به جای پلیس شدن انتخاب کند، یا چنانچه کسی به شغل معلمیعلاقه دارد، ولی جزو شخصیتهای انزواطلب است بهتر است کار آموزش را با کارهایی نظیر نویسندگی و آموزش مکتوب دنبال کند.
گام آخر وارد کردن مختصات تاریخی و جغرافیایی فرزندمان به گزینههای موجود است. گاهی اوقات ما به دنبال کاری هستیم که امکان دسترسی به آن یا نیست، یا اگر هست مستلزم عبور از موانع بسیار است.
گاهی پس از مبارزات و تلاشهای زیاد و عبور از این سدها و رسیدن به مقصد، تازه متوجه میشویم که در آن کار فرد شاخصی نمیشویم و راهی جز تأسف خوردن بر زمان و انرژی هرز رفته و جبران آن نداریم.
این مختصات، حرفهای شنیدنی زیادی دارند. اکثر نوابغ دنیا در محیطی متولد شدهاند که امکان رشد و پرورش استعدادهایشان در آنجا فراهم بوده و یا حداقل با مانع جدی روبرو نبوده، ولی برخی از ما به غلط تصور میکنیم صرف داشتن علاقه یا سرآمد بودن یک شغل نسبت به کارهای دیگر باید باعث شود که به هر قیمتی شده به دنبال آن باشیم.
دوستی داشتم که به موسیقی علاقه زیادی داشت و سالهای طولانی تلاش کرد به یک نوازنده حرفهای تبدیل شود.
او با مشکلاتی نظیر عدم همراهی خانواده، نبود جای مناسب برای تمرین، هزینههای سنگین کلاسهای موسیقی، وقت ناکافی به دلیل شاغل بودن و بسیاری مسائل دیگر درگیر شد و سرانجام هم به رغم استعداد آشکارش در این زمینه ناچار شد آن را رها کند.
تمام این موارد برای فرزندتان خواه کودک باشد و خواه نوجوان یادداشت کنید و مدتی او را رصد کنید یعنی زیر نظر بگیرید تا مطمئن شوید که تشخیصتان درست است.
تعطیلات نوروز فرصت خوبی برای این کار است و مادر و پدر هر دو میتوانند در این کار همکاری داشته باشند.
وقتی به تشخیص رسیدید میتوانید فرزندتان را در کلاسهای مرتبط ثبت نام کنید و زیر نظر متخصص به تشخیص نهایی برسید تا بتوانید فرزندتان را در جایگاهی قرار بدهید که بتواند بدرخشد و شکوفا شود.
منبع : زندگی آنلاین
تشییع جنازه آنلاین!
مجهز شدن آرامستانها به سیستم الکترونیکی
واردات مرده شورهای تمام اتوماتیک از چین به ایران مدتی است که باب شده و در فضای مجازی با واکنشها و حواشی فراوانی همراه گشته است.

امروزه برای شستشوی اموات خود میبایست جنازه را به دستگاه اتوماتیک تحویل دهید و در آخر مسیر شسته شده و کفن پیچ متوفی را تحویل بگیرید. سیستم جدیدی که به خاطر حجم بالای مرده ها و کمک به غسال ها وارد شده است.
شستشوی اتوماتیک متوفی
چندی پیش انتشار تصاویری از شستشوی اموات بصورت اتوماتیک در فضای مجازی با واکنش هایی روبه رو شد. اما باید بدانیم که نظر مراجع پیرامون این دستگاه در صورت "حفظ احکام اعلام شده در رساله ها" مساعد است ولی اغلب مردم ترجیح می دهند که اموات خود را به روش سنتی و مطمئن تر غسل دهند و سپس دفن کنند.
از این ماجرا دو سالی نگذشته که خبر اپلیکیشن برای دفن مرده ها نیز از سوی یکی از مسئولان شهری تهران اعلام شده است.
ساخت اپلیکیشن تشییع و ترحیم آنلاین
انسان نیازمند آن است که هر از چند گاهی با اموات خود خلوت کرده و با حضور در آرامستان و آرامگاه عزیزش، خود را به اصطلاح خالی کند. تخلیه روحی و روانی در این مکان می تواند از آسیب های روحی جلوگیری نماید، بی جهت نیست که نکوداشت اموات در دین اسلام تا به این حد مورد تاکید قرار گرفته است.
این طرح در وهله اول شاید جذابیتی به همراه داشته باشد اما زمانیکه اقوام و بستگان نزدیک فرد فوت شده در موقعیت میزبانی و جواب گویی اقوام آنلاین هم قرار گیرند ممکن است برایشان نوعی بی حرمتی تلقی شود.
بسیاری از شهروندان به دلیل حضور در بهشت زهرا (س) برای شرکت در مراسم تشییع و ترحیم با محدودیت رو به رو هستند. تجربه نشان داده است، برای بسیاری از شهروندانی که در کلان شهر تهران زندگی می کنند، حضور در بهشت زهرا (س) برای شرکت در مراسم تشییع و ترحیم بسیار دشوار است که به این مورد باید اقوام ساکن در خارج از کشور یا شهرستان ها را نیز اضافه کرد. از این رو اقدامات مطالعاتی برای راه اندازی اپلیکیشینی برای برگزاری آنلاین مراسم تشییع و ترحیم با همکاری سازمان بهشت زهرا(س) و چند تیم استارت آپ آغاز شده است.
در قالب این اپلیکیشن، افرادی که مایل به حضور در مراسم هستند، می توانند به شکل آنلاین در جریان مراسم قرار گیرند و همدردی خود را با خانواده های عزادار نشان دهند و در واقع از طریق ظاهر شدن عکس فرد روی صفحه نمایشگر، حضور مجازی وی در مراسم اعلام می شود.(1)
حضور آنلاین در مراسم تشییع و ترحیم
این طرح در وهله اول شاید جذابیتی به همراه داشته باشد اما زمانیکه اقوام و بستگان نزدیک فرد فوت شده در موقعیت میزبانی و جواب گویی اقوام آنلاین هم قرار گیرند ممکن است برایشان نوعی بی حرمتی تلقی شود.
شاید این باور وجود داشته باشد که اقوام و آشنایانی که در خارج از مرزهای کشور زندگی می کنند و حضور در مراسم دفن و تشییع نزدیکان در ایران برای آنها مقدور نباشد ولی این افراد چند درصد از کل افرادی که تمایل دارند در مراسم حضور داشته باشند را تشکیل می دهند و از سوی دیگر وجود ابزارهایی مانند پخش زنده اینستاگرام و ... در صورت نیاز می تواند به آنها کمک کند و مشخص نیست چرا باید میلیاردها تومان برای ساخت اپلیکیشنی در شهرداری تهران هزینه شود که بازخورد مناسبی نخواهد داشت.
سالانه هزاران نفر از اموات شهروندان تهرانی در گورستان های پایتخت و به ویژه در آرامستان اصلی شهر یعنی بهشت زهرا دفن می شوند. این مراسم ها اکثرا بنا بر رسم و رسومات مردم مسلمان و شیعه ایران با حضور سایر اقوام و آشنایان برگزار شده و حتی بنابر احترام و نکوداشت فرد متوفی و وابستگانش، حتی از نقاط دور برخی احساس دین کرده و خود را به مراسم می رسانند. این تجربیات زیستی در ایران است و قرن ها با ورود فناوری و تکنولوژی تغییری در آن روی نداده است. در این بین درصد قلیلی وجود دارند که اقوام چندانی ندارند یا آخرین یازماندگان یک فامیل هستند و مراسم دفن آنها سوت و کورتر برگزار می شود.(2)
فناوری در دنیای واقعی
به هر حال زندگی همراه با فناوری در دنیای واقعی انسان ها نیز باعث فاصله افتادن و دوری اعضای خانواده ها و آشنایان شده و تسری آن به دنیای مردگان نیز می تواند داشته های زیستی درونی انسان ها را نیز از بین ببرد. انسانی که به هرحال نمی تواند خود را از احساسات و تعلقات درونی دور کند و این دوری در نهایت منجربه آسیب های روحی و روانی بسیاری خواهد شد که دنیای امروز شاهد موج این بیماری ها نیز هست.
استفاده از فناوری دنیای ارتباطات در تمامی بخش ها و حوزه های زندگی بشر نفوذ داشته و گریزی از آن نیست اما بهتر بود قبل از آنکه سازمان بهشت زهرا یا شهرداری تهران قصد ساخت اپلیکیشن تشییع و ترحیم را داشته باشد، از مردم نیز یک نظرسنجی واقعی می کرد تا در صورت عدم استقبال هزینه های ساخت نرم افزار از بین نرود. در حال حاضر بهشت زهرا نیازهای واجب تر دیگری مانند بهبود سیستم حمل و نقل عمومی داخلی را دارد و بهتر است این سازمان به این نیازها بپردازد.
پی نوشت:
1- آنلاین، مرده تشییع کنید، مشرق نیوز، اسفند ماه 1396
2- پای تکنولوژی به مراسم تشییع جنازه هم باز شد، باشگاه خبرنگاران جوان،1396
افزایش مهریه تا صیغه محرمیت
افزایش مهریه تا صیغه محرمیت
نادانستههای حقوقی و قضایی جامعه امروز که ریشه بسیاری از مشکلات قضایی است، لازم است به طور گسترده برای تمام اقشار اطلاعرسانی شده و مورد توجه عمومی قرار گیرد.

معاونت فرهنگی قوهقضاییه در بررسی میدانی و گفتگوهای متعدد با قضات محاکم و کارشناسان حقوقی، برخی از مهم ترین علل مراجعات قضایی مردم را در قالب بسته حقوقی اعلام کرد. ۹نکته و پیام هشداردهنده ارائه شده تلاشی برای ساماندهی رفتار حقوقی مردم با هدف کاهش پروندههای قضایی است.
پرهیز از انجام معاملات با دستنوشته یاقولنامه عادی
اسناد و دستنوشتههای عادی قابلانکار و تردید هستند؛ لذا برای انجام معاملات و تنظیم سند، در مرحله اثبات اصالت، بسیارخطاپذیرند. با توجه به اینکه موارد بسیاری از اینگونه نوشتهها، جعل میشود، اثبات اصالت نوشته عادی توسط کارشناسان بسیار مشکل است. لازم است افراد از دست نوشته اجتناب کنند و جایی که دسترسی به دفاتر اسناد رسمی نباشد، در تنظیم سند عادی حتما دونفر شاهد بگیرند.
عدم اثبات اصالت سند عادی، در حکم جعل است
وقتی دستنوشته یا سند عادی به دادگاه ارائه شود، دادگاه آن را به کارشناس ارجاع میدهد تا اصالت آن بررسی شود اگر احراز اصالت دست نوشته صورت نگیرد، سند جعلی محسوب میشود و در صورت شکایت فرد ذینفع، پرونده جزایی دیگری با عنوان «جعل» و «استفاده از سند مجعول» قابل طرح خواهد بود که مجازات هرکدام از آنها حداقل شش ماه حبس است. با این ملاحظات نه تنها حقوق مالی موجود به واسطه دست نوشته تامین نمیشود بلکه جنبه کیفری دیگری نیز متوجه فرد ارائه کننده می شود. تنظیم رسمی سند میتواند از این مشکلات جلوگیری کند. یکی از موارد شایع، بذل و بخشش مهریه با دست نوشته عادی بین زن و شوهر است که معمولا نتایج فوق را درپی دارد.
گاهی اوقات خانواده ها اصرار به جاری شدن صیغه نکاح نزد فرد معین و مشهوری دارند و در همان صیغه که با حضور شاهد و رعایت همه جوانب شرع و قانون صورت گرفته، مهریه محدودی اعلام میشود.
ضرورت استعلام وضعیت ثبتی ملک قبل از انجام معامله
افراد زمانی که میخواهند ملک یا زمینی را معامله کنند، لازم است در مورد ملک و مستغلات از اداره ثبت اسناد استعلام کرده و پس از آن اقدام به امضا قولنامه و تبادل وجه معامله کنند. در موارد بسیاری اتفاق میافتد که ملک به علل قانونی در توقیف و یا رهن بوده و گاهی نیز فرد فروشنده اجازه معامله ندارد؛ لذا استعلام و تخصیص کد رهگیری مانع مراجعات قضایی خواهدشد.
دانستنیهای مهریه
مهریه بالای ۱۱۰ سکه با معرفی و توقیف اموال، نظیر ملک، دارایی، حساب بانکی، حقوق دریافتی ماهانه و .. قابل وصول است. همچنین مهریه پس از فوت زن، توسط ورثه و پس از فوت شوهر، توسط زن از اموال باقی مانده شوهر قابل وصول است. به یاد داشته باشیم بذل و بخشش مهریه با دست نوشته عادی به راحتی قابل اثبات نیست، این کار لازم است در دفاتر اسناد رسمی انجام شود.
معامله صوری به قصد فرار از دین، جرم و قابل پیگیری است
گاهی اوقات افراد برای اینکه بدهی مالی خود را نپردازند، اموال را به نام فرد دیگری انتقال میدهند. این معامله از نظر قانون صوری تلقی میشود، با توجه به اینکه در بسیاری از موارد اموال به نام اعضای درجه یک خانواده وی انتقال مییابد و یا تاریخ معامله نزدیک به زمان وقوع دعوا در دادگاه و مقدم بر نقطه نزاع بوده و یا مبلغ معامله مبادله نشده باشد، در اینصورت، دادگاه آن معامله را باطل میکند و در صورت شکایت ذینفع، فرد به دلیل فرار از دین به چهار ماه تا دوسال حبس محکوم می شود.
صیغه محرمیت در دوران نامزدی
بسیاری از خانواده ها بدون اطلاع از اثرات حقوقی محرمیت که در قانون همان نکاح موقت خوانده میشود نسبت به اجرای صیغه محرمیت در دوران نامزدی اقدام میکنند که ناخواسته با مشکلاتی روبرو میشوند. برای نکاح موقت، مبلغ ناچیزی مهریه تعیین میکنند که با پایان یافتن دوره محرمیت، طرفین اقدام به نکاح دائم کنند. مشکل از آنجا آغاز میشود که مرد به دلایلی با جاری شدن نکاح دائم مخالفت میکند. با این امتناع، خانواده دختر متضرر شده و با دریافت مهریه ناچیز، دختر به خانه پدر برمیگردد. چه بسا در طول مدت نکاح موقت، زوجیت نیز واقع میشود.
وعده قبل از عقد نکاح، تعهد ایجاد نمیکند
در خواستگاری، توافق پسر و دختر و یا خانوادههای دو طرف درباره نکاح یا ازدواج آتی ایجاد تعهد و حتی مشروعیت رابطه زناشویی ایجاد نمیکند. طبق قانون مدنی وعده ازدواج، ایجاد علقه زوجیت نمیکند، اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر شده است، پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد، در زمان خواستگاری و مادام که عقد نکاح جاری نشده است، میتواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمیتواند به هیچوجه، او را مجبور به ازدواج کرده یا به جهت صرف امتناع از وصلت، مطالبه خسارتی کند و تا زمانی که عقد ازدواج منعقد نشدهاست نمیتوان دو طرف را ملزم به زندگی زناشویی دانست و وعدههایی که عرفا بین خانوادهها تبادل میشود، ارزش حقوقی و یا سند رسمی را ندارد.
میزان مهریه همان اظهار اولیه در حین عقد رسمی نکاح است
گاهی اوقات خانواده ها اصرار به جاری شدن صیغه نکاح نزد فرد معین و مشهوری دارند و در همان صیغه که با حضور شاهد و رعایت همه جوانب شرع و قانون صورت گرفته، مهریه محدودی اعلام میشود. سپس خانوادهها برای ثبت در دفترخانه، میزان مهریه را افزایش میدهند که از نظر قانون مورد قبول نیست. مهریه اصلی همان است که هنگام جاری شدن صیغه نکاح اعلام میشود. لکن خانوادهها هنگام مراجعه به محضر گاهی مهریهای مغایر با آنچه شفاهی توافق کردهاند، درج می کنند. این اظهار در محضر، مستند خواهد بود و دادگاه به توافق قبلی که رسمی نبوده، توجه ندارد.
افزایش مهریه بعد از وقوع عقد
افزایش ثانوی مهریه مورد استناد نیست به این معنا که بعد از وقوع عقد و ثبت مهریه، طرفین تصمیم به افزایش مهریه میگیرند و حتی اقرارنامهای تنظیم و توضیحاتی اضافه میشود. این شرایط جدید نمیتواند به عنوان مهریه اصلی تلقی شود در واقع افزایش بعدی یک تعهد است که عنوان و امتیازات مهریه را ندارد.
منبع: پایگاه حقوقی اندیشه
هنر خوب گوش کردن را یاد بگیرید
اسلام و آداب گوش دادن
در مباحث معاشرتي، نحوه استفاده از قدرت شنوايي و به تعبير ديگر خوب شنيدن و درست گوش دادن نقش مهمي دارد. بي اعتنايي به حرفهاي گوينده نشان بي ادبي است. بر عكس حسن توجه و ابراز علاقه، علامت ادب و تربيت اجتماعي و بها دادن به موقعيت انساني مخاطب و گوينده به شمار مي آيد.

گرچه اصل مسئله گوش داده فطری و غریضی است و همه ما بدون آموزش از آن استفاده می کنیم، اما کمتر کسی پیدا می شود که آداب گوش دادن را بداند.
گوش کردن به صحبت دیگران یک هنر است. هنر سخنرانی را اکثر ما استفاده می کنیم اما وقت گوش کردن که می رسد نزدیک به صد در صد انسان ها چیزی از این هنر نمی دانند.
در اسلام اما برای گوش دادن جایگاه ویژه ای وجود دارد که در ادامه آن را بررسی می کنیم.
آداب معاشرت وابسته به خوب گوش کردن است
در مباحث معاشرتي، نحوه استفاده از قدرت شنوايي و به تعبير ديگر خوب شنيدن و درست گوش دادن نقش مهمي دارد. بي اعتنايي به حرفهاي گوينده نشان بي ادبي است. بر عكس حسن توجه و ابراز علاقه، علامت ادب و تربيت اجتماعي و بها دادن به موقعيت انساني مخاطب و گوينده به شمار مي آيد.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حرفهاي ديگران گوش مي داد، حتي به سخن آنان كه بيمار دل بودند و از روي غرض حرف مي زدند. پيامبر(صلی الله علیه و آله) دو گوش شنوا براي آنان بود تا حدي كه آنان به ستوه مي آمدند و از روي طنز مي گفتند؛ "او گوش است". خداوند دستور مي دهد كه به آنان بگو اگر گوش هم هست براي شما گوش خوبي است، به خدا ايمان دارد و به حرفهاي مومنين نيز باور دارد؛
متاسفانه ما هنر خوب گوش کردن را بلد نیستیم. برای همه ما پیش آمده که در حین مکالمه یا در صحبت ما کسی پریده یا ما در صحبت دیگری پریده ایم؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:
«من عرض لاخیه المسلم المتكلم فی حدیثه، فكانما خدش وجهه؛ هر كس میان صحبت برادر مسلمان خود بپرد و حرف او را قطع نماید، مثل این است كه صورت او را مجروح و خون آلود نموده است.»[1]
چه جایی خوب گوش کنیم؟
1. در قبال هر متکلمی
نسبت به سخنان هر گوینده باید تحمل و صبوری نشان داد و به آن گوش داد، تا کلامش به پایان برسد. بریدن حرف دیگری شیوه ای ناپسند و دلیل کم ظرفیتی و بی ادبی است.
در سیره اخلاقی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و مجلس آن حضرت، آمده است که:
«مَنْ تَکَلَّمَ، اَنْصَتوُا لَهُ حتّی یَفْرَغَ»[2] ؛ کسی که سخن می گفت، به او گوش می دادند، تا سخنش به پایان برسد.
2. در محضر استاد
امام سجاد(علیه السلام) در رسالة الحقوق، می فرماید:
«وَ حَقُّ سائِسِکَ بِالعلم، التّعظیمُ لَهُ وَ التّوقیرُ لِمَجْلِسِه وحُسْنُ الأستمَاعِ الیه.»[3]
حق آن کس که عهده دار آموزش تو است، آن است که احترامش کنی، مجلس او را بزرگ و گرامی بداری و به او خوب گوش دهی.
شنونده نباید خود را داناتر از گوینده و استادش فرض کند و به گفته های او گوش ندهد، یا بی اعتنایی کند، یا تصور کند هر چیز را می فهمد و نیازی به شنیدن و گوش دادن ندارد.
3. نزد نصیحت گر
هر کس به موعظه و پند و راهنمایی دیگری می پردازد، دوست دارد شاهد حسن توجه و گوش دادن او باشد و علایم پذیرش و تأثیر و قبول را در او ببیند.
امام سجاد(علیه السلام) در باره حق نصیحت گر بر نصیحت شونده می فرماید:
«و حقُّ الناصِحِ اَنْ تُلینَ لهُ جِناحَکَ و تُصْغِیَ الیه بِسَمعِک».[4]
حق ناصح (بر تو) آن است که بال تواضع خویش را برای او نرم سازی و با گوش خود به سخن او گوش فرا دهی.
4. در کنار درد دل کننده
خیلی ها دل های آکنده از غم و خاطرات تلخ و مشکلات و نابسامانی هایی دارند که آنان را در فشار روحی قرار می دهد. در پی دو گوش شنوایند که با آنها درد دل کنند و با بازگویی دردمندی هایشان سبک شوند. آنکه عاطفه نشان می دهد و به شِکوه ها و غمنامه های یک دردمند گوش می سپارد و خود را علاقه مند به شنیدن نشان می دهد، با او نوعی همدردی کرده است. این روحیه خوب و بزرگ، ستودنی است.
امام علی (علیه السلام) فرموده است:
«مِنَ السُّؤدَدِ الصّبرُ لأستمَاعِ شَکْوَی الْمَلْهوفِ».[5]
از بزرگواری و آقایی است که انسان برای گوش سپردن به شکوی و ناله دردمند، تحمل و صبر داشته باشد.
پایان
اگر به دنبال درک حقیقت هستیم یا اگر برایمان معاشرت سالم با دیگران مهم است باید هنر خوب گوش کردن را در خود ایجاد کنیم و این با تمرین و ممارست به مرور به دست می آید.
پی نوشت ها:
[1] وسایل الشیعه، ج8، ص472
[2] مکارم الاخلاق، طبرسی، ص15
[3] من لا یحضره الفقیه، ج2، ص620
[4] همان ، ص 625
[5] غررالحکم (چاپ دانشگاه)، حدیث 9443
منابع:
مهر
سایت حوزه
راسخون
گوش های در و دروازه در پندهای پدرانه
تنبیه؛ عملی بدتر از نصیحت برای فرزندان
نصیحت ها هر چند درست در دوره های از زندگی نه تنها درست نیست که نتیجه عکس را نیز به همراه دارد. پندهایی که کودک می خواهد خود تجربه کند و در صورت درست یا غلط بودن باید بار مسئولیت عملش را بر عهده بگیرد، این رفتار یادگیری ای بیشتر از نصیحت های والدین را برای کودک دارد.

فرزندان ما از پند و نصیحت، امر و نهی و تحکّم گریزانند. علّت این پدیده از یک طرف عقدهی حقارتیست که به طور طبیعی از دوران کودکی به علّت احساس ضعف طبیعی نسبت به بزرگترها دارند و از طرف دیگر، بیدار شدن همان حسّ استقلالطلبیست. او می خواهد خود را همردیف بزرگترها بشناساند و برچسب کودک و وابسته بودن را از پیشانی خود برکند. با وجود چنین روحیاتی، پیوسته از در پند و اندرز وارد شدن و امر و نهی کردن و باید و نباید گفتن، کاری عاقلانه نیست. آنها گمان می کنند انگیزه ی والدین از نصیحت کردن این است که، آنها را موجودی ناتوان و فاقد قدرت تشخیص می دهند و به همین علّت، پیوسته به امر و نهی می پردازند و نصیحت می کنند.
«فکر می کنی من بچه هستم، عقلم نمی رسد؟ خودم می دانم چه کار کنم.»
«من که بچه نیستم، خودم می توانم به تنهایی به گردش بروم.»
«خُب، خب! بس است، دیگر ادامه نده! تحمّل پند و اندرزهای تو را ندارم.»
«خودم می دانم با چه کسی دوست شوم، نیاز به تذکّر شما نیست.»
ما نباید به کودکانی که مشکل دارند، اندرز بدهیم؛ چرا که وقتی این کار را می کنیم با یک راه حل فوری پیش پایشان می گذاریم، آنها را از تجربهیی که خودشان در کشمکش با مشکلات بهدست می آورند، محروم می کنیم.
کار از نصیحت گذشته
یکی از برخوردها و رفتارهای بسیار غلط و غیرمنطقی که در بعضی از خانوادهها وجود دارد، تنبیه بدنی و کودک آزاری میباشد. البته هر نوع رفتار غیراصولی که باعث تخریب شخصیت کودک شود. به نوعی کودک آزاری تلقی میشود، هر گونه رفتاری که باعث رنجش کودک شود، مثل: فحش دادن، تحقیر، توهین، انزجار، طرد کردن، سیگار گذاشتن، حبس کردن، تمسخر، منع کردن از شادیها و لقب نامناسب دادن؛ همه اینها به نوعی میتواند اثرات بسیار ناگواری داشته باشد، در تعریف کودک آزاری را چنین بیان می شود: «هر گونه فشار افراطی و پرخاشگری نامعقول والدین که در حدّ توان کودک نباشد» و تقریباً کودک آزاری از طرف والدین به دو دسته تقسیم می شود: 1- جسمانی، مثل تنبیه کردن؛ 2- روانی، مثل تحقیر کردن. و چه بسا اثرات روانی دستهی دوم خیلی وخیمتر باشد. تنبیه بدنی شاید در ابتدا برای مدّت زمان کوتاه تأثیر داشته باشد، ولی کم کم تبدیل به عادت شده و دیگر هیچ اثری نخواهد داشت و در ضمن مورد تقلید هم واقع می شود مثلاً وقتی فرزند بزرگتر تنبیه می شود، او نیز فرزند کوچکتررا تنبیه خواهد کرد. در مدرسه هم دوستان کوچک خود را تنبیه می کند و بتدریج تبدیل به کودکی پرخاشگر و بی انضباط خواهد شد و حتماً در جامعه هم چنین رفتاری را بروز خواهد داد. شاید این رفتار را در آینده روی همسر خود نیز پیاده کند.
به بچه ها فرصت دهید تا مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرند و خود تصمیم گیرنده باشند
بچّه ها با انجام دادن کارها، اعتماد به نفس پیدا می کنند، نه با نگاه کردن به سایرین تا کاری را برایشان به انجام برسانند. بچه ها باید احساس بزرگی کنند تا تمایل به خطر کردن داشته باشند و دست به کارهای جدید بزنند. البته به شرط اینکه به آنها اعتماد داشته باشید، نه اینکه متوقّع باشید که کاری را بدون غلط به انجام برسانند. بچه هایی که از ابتدا یاد می گیرند تصمیم گیرنده باشند، لباس و غذایشان را خودشان انتخاب کنند و مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرند، از همان کودکی می آموزند که خود را دوست بدارند و دید مثبتی نسبت به خود داشته باشند.
به جای نصیحت و تنبیه، زندگی بیاموزید
بچه هایی که در محیط مناسبی بزرگ می شوند، یاد می گیرند مثبت اندیش باشند. برای تقویت عزّت نفس بچه ها، طوری آنها را عادت دهید که همیشه برخورد مثبتی با مسائل داشته باشند. وقتی روحیه ی آنان ضعیف است، سعی کنید با یادآوری مواهب و نعمتهایی که از آن برخور دارند، آنان را تسکین دهید. برای بچهها نمونه ی یک پدر یا مادر خشنود و راضی از زندگی باشید، نمونه ی انسانی که از بودن در جهان هستی لذت می برد. مثلاً به او بگویید: ظرف شستن این شکر را دارد که شما غذایی برای خوردن داشته اید که ظرف آن را بشویید. اگر نوشتن تکالیف مدرسه دشوار است، خدا را شکر از این بابت که شما جزو کسانی هستید که سلامتید و امکان مدرسه رفتن برای شما وجود دارد! در این دنیا کسانی هستند که به علت معلولیت یا فقر از رفتن به مدرسه محرومند مهم تر از آن سپاس گفتن برای خوب انجام دادن کارهاست. اگر چه آن کار بسیار ساده و ابتدایی باشد.
منبع: برگرفته از کتاب "خانواده سالم" نوشته حسنعلی میرزابیگی
کربلا هزینه دارد؛ به آنتالیا بروید
نقدی بر هزینه های نجومی سفرهای نوروزی
متاسفانه در کشور ما نیازمندان زیادی وجود دارند که محتاج حتی یک عدد نان هستند. در این شرایط بد اقتصادی وظیفه دینی و اخلاقی- انسانی همه ثروتمندان و سرمایه داران اعم از مقید به دین و غیر دین دار است که برای حل مشکلات مستمندان تلاش کنند.

در اوقاتی از سال شبکه های مجازی، از عکس نوشته ها و کپشن ها و توئیت هایی پر می شوند که همگی هماهنگ، سفرهای مذهبی و زیارتی مانند حج و کربلا را تخطئه می کنند و با یادآوری فقر و تنگدستی افرادی از جامعه، مذهبی ها را مورد انتقاد قرار می دهند.
اما آیا واقعا در سال فقط همین سفرهای زیارتی داخل یا خارج از کشور وجود دارد؟
هزینه های نجومی سفرهای نوروزی
نمی خواهیم بگوییم همه سفرهای تفریحی نوروزی و یا بین سالی خطا و اشتباه است اما قطعا سفرهای زیادی وجود دارد که برای آن هزینه های نجومی می شود.
قرآن کریم هم عدم توجه به مستمندان را عامل دوزخی شدن معرفی می کند:
«مَا سَلَکَکمُ فىِ سَقَرَ قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ؛[3]چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم، ومستمندان را اطعام نمى کردیم.»
مثلا آمارها نشان می دهند چندین هزار ایرانی در همین نوروز 97 به آنتالیا می روند و یا چه ثروتمندانی که به اروپا ، چین یا همین کشورهای همسایه می روند و خب هزینه سفر به اروپا بدون محاسبه هم می شود فهمید چقدر آب می خورد.
نکته قابل توجه اینکه کانال ها و گروه هایی که تا قبل از این مومنین را به بی توجهی به فقرا متهم می کردند، در سکوت کامل و معناداری به سر می برند؛ البته شاید این بزرگواران در این ایام خودشان هم در آنتالیا باشند و فرصت شماتت و نقد سفرهای پر هزینه نوروزی و پیشنهاد صرف کردن آن هزینه ها برای فقرا را نداشته باشند.
اهمیت دستگیری از نیازمندان
متاسفانه در کشور ما نیازمندان زیادی وجود دارند که محتاج حتی یک عدد نان هستند. در این شرائط بد اقتصادی وظیفه دینی و اخلاقی- انسانی همه ثروتمندان و سرمایه داران اعم از مقید به دین و غیر دین دار است که برای حل مشکلات مستمندان تلاش کنند.
امیر المومنین علی علیه السلام درباره لزوم کمک ثروتمندان می فرمایند:
«اِنّ اللّه سُبحانَهُ فَرَضَ فیِ اَمْوالِ الاغنیاءِ اَقْواتَ الفقراءِ فما جاعَ فقیرٌ اِلّا بِما مَنَعَ غنیٌ، و اللّهُ سائِلُهُمْ عَنْ ذلِکَ؛ به درستی که خداوند روزی مستمندان را در دارایی ثروتمندان قرار داده است؛ بنابراین هیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به سبب خودداری ثروتمندی از پرداختن حق او و خداوند درباره این از توانگران بازخواست خواهد کرد.»[1]
مخاطب این یادداشت همه بی نیاز های کشورند، هم متدینین و هم غیر متدینین وظیفه دارند به نیازمندان رسیدگی کنند، حتی اگر به قیمت نرفتن به سفر های پر هزینه باشد.
اگر مسئله انفاق فراموش شود، بخل، جایگزین آن در نفس آدم می شود، بخلی که آثار مخرب عمیقی دارد. رسول گرامی اسلام در حدیثی می فرماید :
«إِيَّاكُمْ وَ الشُّحَّ فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِالشُّحِّ أَمَرَهُمْ بِالْكَذِبِ فَكَذَبُوا وَ أَمَرَهُمْ بِالظُّلْمِ فَظَلَمُوا وَ أَمَرَهُمْ بِالْقَطِيعَةِ فَقَطَعُوا: از بخل بپرهیزید بخاطر اینکه بخل باعث هلاکت امم سابق بر شما گردید حالت بخل آنان را وارد به دروغگوئی می کرد و آنان دروغ می گفتند ، آنان را امر به ظلم کرد آنان هم ظلم کردند، آنان را وادار به قطع رحم کردند، آنها هم اطاعت کردند.»[2]
قرآن کریم هم عدم توجه به مستمندان را عامل دوزخی شدن معرفی می کند:
«مَا سَلَکَکمُ فىِ سَقَرَ قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ؛[3] چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم، و مستمندان را اطعام نمى کردیم.»
پایان کلام
شاید ثروتمندان برای کمک نکردنشان به این استدلال کنند که این کمک رسانی وظیفه دولت ها است و نه ما، ولی پیشنهاد می کنم شما اصلا فکر کنید دولتی نیست، شما با این کار انسانیت خودتان را تکمیل می کنید، و بدانید بالاخره روزی اموالتان از شما گرفته می شود، بهتر نیست همین امروز خودتان با رضایت جهت صحیحی به ثروتتان بدهید؟
مخاطب این یادداشت همه بی نیازهای کشورند، هم متدینین و هم غیر متدینین وظیفه دارند به نیازمندان رسیدگی کنند، حتی اگر به قیمت نرفتن به سفرهای پر هزینه باشد.
پی نوشت ها:
[1] نهج البلاغه، حکمت 320
[2] بحار :73/ 303
[3] مدثر/۴۲و ۴۳و۴۴
علت ساده زیستی امامان (علیهم السلام)
علت ساده زیستی امامان (علیهم السلام)
در واقع ساده زیستی رهبران دینی دو پیامد مثبت دارد و رعایت نکردن آن دو خطر بزرگ دارد. در صورت اول فقیر میتواند با نگاه و تأمل در زندگی حاکمان و رهبران، زندگی آمیخته به فقر خویش را به راحتی تحمل کند و احساس تبعیض ننماید تا زمانی که فقر از همه جامعه زدوده شود، و طبیعی است که در صورت دوم یعنی در جامعهای که حاکم اسلامی و هیئت حاکمه کاخنشین باشند، انسانهای فقیر دیگر نمی توانند صبر کنند و همچنین ثروتمندان طغیان کرده، گستاخ شده و دست به چپاول می زنند.

ادله مختلفی در مورد ساده زیستی امامان (علیهم السلام) وجود دارد ، که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1ـ همگامی با طبقه محروم جامعه:امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «هنگامی که رهبر و مقتدای مسلمین، سمت رهبری را عهدهدار شد باید از حیث پوشاک (زندگی) همچون افراد کم درآمد جامعه باشد.»[۱] در واقع ساده زیستی رهبران دینی دو پیامد مثبت دارد و رعایت نکردن آن دو خطر بزرگ دارد. در صورت اول فقیر میتواند با نگاه و تأمل در زندگی حاکمان و رهبران، زندگی آمیخته به فقر خویش را به راحتی تحمل کند و احساس تبعیض ننماید تا زمانی که فقر از همه جامعه زدوده شود، و ثروتمندان جامعه گستاخ نشده و طغیان نمی کنند، و طبیعی است که در صورت دوم یعنی در جامعهای که حاکم اسلامی و هیئت حاکمه کاخنشین باشند، انسانهای فقیر دیگر نمی توانند صبر کنند و همچنین ثروتمندان طغیان کرده، گستاخ شده و دست به چپاول می زنند.
۲ ـ اشتغال به رسیدگی امور جامعه:
«معمر بن خلاء» میگوید: از امام هشتم (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «به خدا قسم اگر به تصدّی رهبری سیاسی جامعه دست یابم سختترین غذاها را خواهم خورد، اگرچه قبل از آن از غذاهای خوب استفاده می کردم و نیز خشنترین لباسها را خواهم پوشید گرچه قبل از رهبری می توانستم از لباس مناسب و خوب استفاده کنم و همچنین به کارهای مداوم و سخت خواهم پرداخت ولی قبل از تصدّی مسؤولیت استراحت دارم.» [۲]
۳ ـ دلبستگی به دنیا مبغوض خداست:
در مخالفت انسان با خدا و رسول خدا همین بس که به امری که مبغوض و مطرود آنهاست محبت داشته باشند.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برخورد پیامبر با دنیا را چنین توصیف میکند:
اگر در ما نبود جز دوستی آنچه خدا و رسول آن را دشمن می دارد و بزرگ دیدن آنچه خدا و رسول، آن را خُرد و کوچک میشمارد برای نشان دادن مخالفت ما با خدا کافی بود و سرپیچی ما از فرمانهای او آشکار مینمود. [۳]
پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید:
ما را با دنیا چه کار باشد حکایت من و دنیا حکایت سواری است که در روز گرمی درختی برایش به پا شده و او در زیر آن درخت خواب کوتاهی نموده، سپس کوچ کرده و آن را واگذاشته است[۴].
ای بسا مرد حق اندیش و بصیر میشود از کثرت نعمت ضریر[۵]
کثرت نعمت گداز از دل برد ناز می آرد، نیاز از دل برد
سالها اندر جهان گردیدهام نم به چشم منعمان کم دیدهام
۴ ـ دور ساختن کبر و غرور:
«زید بن وهب» میگوید گروهی از اهل بصره به حضور امام رسیدند و مردی از رؤسای خوارج در میان آنان بود به نام «جعده بن نعجه» نگاهی به لباس علی – علیه السلام- انداخت و گفت: چه چیز تو را از پوشیدن لباس خوب باز میدارد؟ امام فرمود: این لباس مرا از کبر و غرور دور میسازد و برای پیروی مسلمانان از من شایستهتر است.»[۶]
۵ ـ از باب مواسات و برابری با افراد جامعه:
کفی بک عاراً أن تبیت ببطنه و حولک أکباد تحنّ الی القّد[۷]
این ننگ تو را بس که شب با شکم سیر بخوابی، در حالی که در اطراف تو شکمهایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند. آیا رهبران عدل، بسنده کنند که نامشان رهبر و پیشوا باشد و در سختیهای روزگار با مردم خویش شریک نگردند[۸]؟ انسان برای چه آفریده شده است؟ اینکه همچون چهارپایان مدتی را در طلب تأمین شکم خویش گذراند و دیگر هیچ؟ از این زوایه انسان نمیتواند هرگونه که خواست زندگی کند و توجهی به مسؤولیت خود در قبال دیگران و جامعه انسانی نداشته باشد. «و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصهَ[۹]» یعنی؛
و دیگران را بر خویش مقدم می دارند و به آنان ایثار میکنند در حالیکه خود بر آنچه می بخشند نیازمندند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: من قضی لمؤمن حاجه کان کمن عبدالله دهراً[۱۰]
کسی که نیاز مؤمنی را برطرف کند مثل این است که خداوند را برای همیشه عبادت کرده است.
پی نوشت:
[۱] ـ مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۷۹٫
[۲] ـ بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۳۱۴٫ روایت ۲۵٫
[۳] ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰٫
[۴] ـ کافی ، ج ۲، ص ۱۳۴٫
[۵] ـ ضریر: کور، نابینا، فرهنگ معین، ج ۲، ص ۲۱۸۸ و یا ضرر دیده ، و این معنی اولی است.
[۶] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۹۶٫
[۷] ـ شرح ابن ابی الحدید، ص ۲۸۸٫
[۸] ـ نهج البلاغه، نامه ۴۵٫
[۹] ـ سوره حشر، آیه ۸٫
[۱۰] ـ بحارالانوار، ج ۷۴، ص۳۰۲٫
منبع : الشیعه