rezas
بلوغ از منظر فقه
بلوغ از منظر فقه
بلوغ، در فقه اسلامی به معنای رسیدن انسان به سنی است که مشمول تکلیف دینی میشود و باید به دستورهای دینی عمل کند.

بلوغ، در فقه اسلامی به معنای رسیدن انسان به سنی است که مشمول تکلیف دینی میشود و باید به دستورهای دینی عمل کند. نشانههای بلوغ عبارتند از احتلام، روییدن موی خشن اطراف شرمگاه و سن؛ هر یک از این علائم ظاهر شود، شخص بالغ و مکلّف محسوب میگردد.
در روایات توصیه شده فرزندان را قبل از رسیدن به سن بلوغ بر انجام واجبات تشویق کنید. در برخی موارد مانند امور مالی حقوقی بر گردن نابالغان وجود دارد که یا ولی آنها قبل از بلوغ باید انجام دهد یا وجوب آن پس از بلوغ بر عهده خود فرد خواهد آمد.
در دوران بلوغ تحولات عمیقی در ظاهر و روح نوجوان اتفاق میافتد که غریزه جنسی و ناسازگاری با خانواده و بازآفرینی باورها بخشی از این بحرانها هستند.
معنای بلوغ در لغت، اصطلاح و فقه
بلوغ در لغت به معانی وصول به چیزی، رسیدن به مراد، رسیدن یا نزدیک شدن به پایان مقصد (مکان، زمان یا امری دیگر)، کامل شدن و پختن میوه و رسیدن کودک به سنّ رشد به کار رفته است و در اصطلاح رایج، آغاز مرحلهای طبیعی در زندگی کودک است که در آن، با پیدایی و شکوفایی غریزه جنسی و پدید آمدن برخی دگرگونیهای جسمی و روانی و رشد عقلی و ادراکی، به مرتبۀ مردان و زنان نایل میشود. بلوغ در فقه یعنی رسیدن به سن یا مرحلهای که احکام دینی، واجبات و حرامها شامل حال انسان میشود.
اهمیت بلوغ در فقه و حقوق اسلامی به آن است که نقطۀ آغاز شمول تکالیف و بسیاری از حقوق و احکام شرعی نسبت به هر فرد مسلمان شمرده میشود، و ازینرو سن بلوغ را سن تکلیف نیز مینامند.
اقسام بلوغ در قرآن
در قرآن دربارۀ بلوغ سه تعبیر به کار رفته است : بلوغ نکاح، بلوغ حُلُم و بلوغ اَشُدّ.
بیشتر مفسران مراد از بلوغ نکاح را رسیدن کودک به سنی میدانند که در آن توانایی ازدواج پیدا میکنند، اما برخی مراد از آن را احتلام دانستهاند. همچنین مفهوم «بلوغ حُلُم»، به اتفاق مفسران، رسیدن به اوان بلوغ جنسی است. بیشتر مفسران مراد از بلوغ اَشُدّ را رسیدن به سنی دانستهاند که در آن قوای جسمی و عقلی به رشد و شکوفایی میرسد.؛ در برخی احادیث، هرسه تعبیر به احتلام معنا شده است.
نشانههای بلوغ
در فقه پنج علامت اصلی برای بلوغ ذکر شده که از این میان فقها سه علامت را میان دختر و پسر مشترک دانستهاند: احتلام، اِنبات و سن؛ هرکدام از این علائم زودتر اتفاق بیفتد کافی بوده و شخص بالغ حساب میشود است.
احتلام (خروج مَنی): با توجه به تعابیر آیات و احادیث، تمامی فقها احتلام (یا اِنزال) را، چه در خواب چه در بیداری، نشانۀ (اَماره) بلوغ شمردهاند. پس از احتلام، غُسل جِنابَت واجب میشود.
روییدن موی خشن اطراف شرمگاه: نشانه دیگر بلوغ، اِنبات یعنی بر آمدن موی خشن اطراف شرمگاه (موی زهار) است که فقهای شیعه و اهل سنت، جز حنفیان، به استناد احادیث متعدد بدان قایلاند.
رسیدن به سن بلوغ: نشانه دیگر بلوغ در فقه، رسیدن کودک به سن معینی است که به استناد احادیث معلوم شده است. به موجب این احادیث، هر گاه تا رسیدن کودک به سن مزبور هیچیک از دیگر امارات شرعی بلوغ تحقّق نیافته باشد، سن یاد شده زمان بلوغ کودک محسوب خواهد شد و واجب است همه تکالیف را انجام دهد هرچند هنوز به بلوغ طبیعی و خروج مَنی نرسیده باشد.
نشانههای اختصاصی بلوغ دختران
از نشانههای اختصاصی بلوغ دختران، که در فقه اسلامی پذیرفته شده، نخستین عادت ماهانه (حیض) و بارداری (حمل) است. به نظر مشهور فقهای شیعه و نیز برخی مذاهب اهل سنت از جمله حنبلی، قاعدگی و بارداری در واقع نشان میدهند که بلوغ پیشتر تحقّق یافته است. ظاهراً به همین سبب، برخی فقها حمل را در شمار امارات بلوغ نیاوردهاند.
سن تکلیف یا بلوغ
سن تکلیف پسران
براساس نظر مشهور فقهای شیعه، سن بلوغ پسر پانزده سال تمام قمری است (تقریباً پایان ۱۴ سال و شش ماه و دوازده روز شمسی)، اما برخی سن بلوغ را آغاز پانزده سالگی و برخی دیگر آغاز چهارده سالگی دانستهاند . ریشۀ این اختلاف نظر، وجود احادیث مختلف است، و فقها به روشهایی بین مضامین این روایات جمع کردهاند . به علاوه، در معدودی از روایات و آرای فقهی، ده سالگی و هشت سالگی ذکر شده است که فقها آن را بر صلاحیت کودک نسبت به برخی اعمال حقوقی، مانند وصیت، حمل کردهاند، نه بر بلوغ .
سن تکلیف دختران
بنابر فتوای مشهور فقهای شیعه، سن بلوغ دختر پایان نه سالگی است (تقریباً پایان هشت سال و هشت ماه و بیست روز شمسی).
فتوای به ده سالگی و سیزده سالگی نیز در میان معدودی از فقها مطرح بوده است . با توجه به احتمال پایین تحقّق بلوغ طبیعی و عقلی دختر در نه سالگی و ضعف او بر انجام عبادات و معاملات ، برخی فقها و معدودی از نویسندگان معاصر نسبت به بلوغ دختر در نه سالگی مناقشه کردهاند. فیض کاشانی و برخی دیگر ، به منظور رفع تعارض روایات، گفتهاند که سن بلوغ دختر در ابواب مختلف فقهی متفاوت است، مثلاً سن وجوب روزه برای او سیزده سال است.
با وجود اختلاف نظر نسبت به سن بلوغ، همه فقها در اینکه سن بلوغ در ابواب مختلفِ عبادات و معاملات یگانه است اتفاق نظر دارند. از آن گذشته، ناتوانی احتمالی دختر در نه سالگی نسبت به انجام دادن برخی عبادات یا معاملات، با وجود قواعد فقهی مانند لاحرج و لاضرر و همچنین نیاز به احراز رشد برای انجام معاملات، قابل حل است .
با توجه به احادیث متواتر و شهرت فتوایی و ضعیف بودن روایات معارض، نمیتوان فتوای بلوغ دختر در نه سالگی را نادیده گرفت.
نظر اهل سنت
در مذهب شافعی و حنبلی سن بلوغ در دختر و پسر اتمام پانزده سال و در مذهب مالکی اتمام هفده یا هجده سالگی است، هر چند از مالک و فقهایی دیگر نقل شده که اصولاً سن را نشانۀ بلوغ نمیدانستهاند. ابو حنیفه سن بلوغ را در دختران هفده و در پسران هفده یا هجده میداند، ولی سایر حنفیان سن بلوغ را در دختر و پسر اتمام پانزده سال میدانند. برخی منابع اهل سنت برای دوره بلوغ فاصلۀ سنی خاصّی مطرح کردهاند، بدین ترتیب که سنین یاد شده را انتهای دوره بلوغ، و دوازده سالگی را در پسران و نه سالگی را در دختران ابتدای آن دانسته و کودک را در این فاصله سنّی «مُراهِق” نامیدهاند. مالکیان علاوه بر امارات یاد شده، نشانههای دیگری چون بم شدن صدا را نیز برای بلوغ ذکر کردهاند.
بلوغ زودرس و دیررس
بلوغ زودرس، پدیدهای فیزیولوژیک است که در هر جنس پسر و دختر دیده میشود. در این حالت فرد زودتر از هم سالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر میسازد. بلوغ دیررس نیز در هر دو جنس پسر و دختر دیده میشود و شیوع آن در پسرها بیش از دختران است. به طور کلی میتوان اظهار داشت هرگاه تا سن ۱۷سالگی آثار و نشانههای بلوغ در فرد ظاهر نشود، وی دچار بلوغ دیررس شده است.
علل مختلفی در تسریع یا تأخیر بلوغ مطرح شده است. نژاد، تغذیه و عوامل فیزیکی و روانی موجود در محیط زندگی، در زمان ظهور بلوغ و میزان ترشح هورمونهای مربوطه اثر میگذارد; مثلاً ویتامین E را از جمله عوامل تغذیهای مؤثر به شمار میروند. وجود فیلمها و عکسهای نامناسب و حضور تحریک کننده افراد در جامعه نیز باعث بلوغ زودرس میشود.
درباره اثر آب و هوا در بلوغ، برخی نظر مخالف دارند و معتقدند بلوغ بیش از آن که به آب و هوا بستگی داشته باشد، به طرز تغذیه و بهداشت و شرایط اجتماعی وابسته است. معمولاً آب و هوای معتدل بیش از هوای گرمسیر و سردسیر بلوغ را تسریع میکند.
در بلوغ زودرس، بالغ باید به وظیفه شرعی خود عمل کند; مثلاً پسری که قبل از پانزده سالگی بالغ شده است، باید نماز و روزه و تکالیف دینی را انجام دهد و منتظر فرارسیدن سن مقرّر نباشد.
تکالیف نابالغان
بر اساس نظر مشهور فقهای امامی و نیز برخی مذاهب عامه، در بیشتر عبادات، بلوغ شرط صحّت نیست. بنابراین، به استناد احادیث متعدّد دربارۀ ترغیب کودکان به عباداتی مانند نماز، روزه و حج، عبادات کودکِ ممیز، شرعی و موجب استحقاق ثواب برای او یا ولی او خواهد بود و برخی دیگر عبادات کودک را تمرینی میدانند نه شرعی.
برای اجازه یافتن فرد تازه بالغ به انجام معاملات، به استناد آیۀ ۶ سوره نساء و احادیث، باید علاوه بر بلوغ، توانایی کامل وی نسبت به انجام معاملات (رُشد) معلوم شود.
آثار فقهی- حقوقی بلوغ
علاوه بر عبادات و معاملات، شمول بسیاری از حقوق و احکام حقوقی، اجتماعی، سیاسی و جزایی نیز مشروط به بلوغ است، از جمله برای قاضی، مدّعی، شهود دعوا (جز در برخی موارد)، اقرار کننده دربارۀ جرایم مشمول حد، امام جماعت و در منصب حکومت بودن بلوغ ضروری شمرده شده است. برای حضانت و سرپرستی کودکان و محجورین نیز شرط بلوغ لازم است. به علاوه، بلوغ شرط اجرای انواع حدود و قصاص است، ولی عدم بلوغ مانع اجرای تعزیر نیست.
بنابر نظر مشهور فقهای شیعه و اهل سنت، بسیاری از احکام وضعی به اشخاص بالغ اختصاص ندارد و بنابراین برای شمول احکامی مانند مقرّرات باب ارث، دیات، ضَمان اتلاف یا غصب، خیانت، شُفعه و ولایت بر قصاص، حصول بلوغ ضروری نیست. این بدان معناست که کودک از ابتدای تولد اهلیت بهرهگیری از حقوق یا اشتغال ذمّه به این تعهدات را دارد، هر چند که انجام این امور تا زمان بلوغ بر عهده ولی اوست. بر این اساس، هرگاه به علتی حقوق کودک به او نرسد، یا مسئولیتهای وی انجام نیابد، وی میتواند پس از بلوغ حق خود را کسب یا دین خویش را ادا کند.
منبع: پایگاه اینترنتی ویکی شیعه
آسیب شناسی دروغ
آسیب شناسی دروغ
آسیب های دروغگویی چیست؟ آیا شخصی که دروغ میگوید این پیامدها را هم میداند؟

آسیب شناسی دروغ از منظر اجتماعی، اقتصادی و روانی
الف) آسیب های اجتماعی دروغ
۱- برملا شدن دروغ و رسوایی
روزی یکی از پیشوایان یکی از فرق باطل بر منبر سخن میگفت. در ضمن سخن، نام-های پادشاهان را ذکر می کرد و میگفت که سلطنت کدام یک از آنها مقدّم بوده و کدام یک مؤخر. سخنان او از این قبیل بود: نخستین پادشاهی که از این سلسله به سلطنت رسید، …..شاه بود و سپس ….شاه و سپس ….. مانند اینها. سخنران همچنان به سخنش ادامه می داد تا به نام پادشاه یازدهم رسید که نام او هم کلمه ای بود مانند نام-های گذشته. در این وقت، رندی از پای منبر گفت: آقا، نام پادشاه پنجم را دوباره بفرمایید! سخنور در جواب عاجز ماند؛ زیرا در یادش نبود که کدام یک از این نام ها را برای شهریار دروغین پنجم ذکر کرده است.
۲-بی آبرویی
از دیگر زیان های اجتماعی دروغ، بی آبرویی است. هنگامی که چند دروغ از دروغگو ثابت و او رسوا شد، بی آبرویی نصیبش می شود.
۳ـ بی اعتمادی
بی ارزش شدن سخنان دروغگو نزد مردم یکی دیگر از زیانهای اجتماعی دروغ، است. یکی از معیارهای سنجش ارج و بهای آدمی، میزان ارزش گذاری مردم به سخنان اوست. بدین ترتیب، هرچه سخن کمارزش تر باشد، گوینده بی بهاتر است.چوپان دروغگو را که به خاطر دارید؟
جلب اعتماد مردم، بهترین راه کامیابی است و بیشتر مانع ها در راه رسیدن به هدف ها، با کسب اعتماد میان مردم، از بین می رود. دروغگو خود را از این نعمت گرانقدر و راهگشا محروم می سازد و با پای خویش به سوی سیاهبختی می تازد. چه قدر تلخ است برای فردی که خویشان و دوستانش سخنان او را باور نکنند.
۴ ـ سخریه و استهزاء
از پی آمدهای ناخوشایند اجتماعی دروغ، به سخره گرفتن و کوچک شمردن دروغگوست. فردی که به دروغگویی شهره شود، مردم او را خوار و مسخره می کنند؛ خواه در حضور او و خواه در غیبت او.
ب) آسیب های اقتصادی دروغ
راستی و درستی، ثروت را می افزاید؛ زیرا برای دارنده آن اعتبار می آفریند، حال آنکه دروغگویی سرمایه فرد را راکد نگه می دارد؛ زیرا هم اعتباری برای فرد در پی ندارد و هم اعتبار موجود را از بین می برد و هیچکس با چنین فردی هرگز معامله نمی کند.
ج) آسیب های روانی دروغ
۱-اضطراب درونی
روح و روان فرد دروغگو از شرّ و زیان دروغش در امان نیست دروغگو همواره از ناراحتی درونی رنج می برد؛ زیرا دروغگویی که می خواهد دروغش را کسی نفهمد، پیوسته نگران است که مبادا سخن کنونی اش با سخن گذشته اش، در تناقض باشد. پس دروغگو همیشه این بار سنگین را باید در ذهن داشته باشد، ولی راستگو همواره پس از گفته هایش در آسایش است و نگران پی آمدهای آن نیست؛ زیرا هنگام تکرار تناقضی در آنها به وجود نخواهد آمد.
۲- فراموشی
فراموشی نیز یکی از بیماری های روانی است که دروغگو بدان گرفتار می شود. انسان دروغگو، دروغی را که می گوید به یادش نمی ماند و هنگامی که بار دیگر خواست از آن سخن بگوید، به شکلی دیگر می گوید و در نتیجه، دروغش برملا می شود.
عامل دیگر فراموشکاری دروغگو آن است که کسی که همواره دروغ می گوید، به دروغ خود نیز چندان اهمیت نمی دهد. دروغ برای او کاری عادی است و هر زمان که میخواهد، به راحتی دروغ می گوید و دروغ های او پایان نمی پذیرد. در نتیجه، حرف هایش را کمتر به ذهن می سپارد و فراموش می کند.
۳ ـ نومیدی
وقتی دروغی از دروغگو کشف شد، ضربه ای به او وارد می آید؛ زیرا نه تنها به خواسته اش از دروغ گفتن نرسیده، بلکه نتیجه ای برخلاف آن گرفته است.
۴ ـ از بین رفتن شرم و حیا
وضع دیگری که ممکن است بر اثر کشف دروغ نصیب دروغگو شود، پرده دری و بی شرمی است. دروغگو با خود می گوید، آب که از سرگذشت، چه یک من، چه صد من؛ من که گناهم برملا شد و دروغ برای پنهان ساختن آن سودی نبخشید و رسوایم ساخت، حال هر چه میشود، بشود.
۵ـ دروغ، دروغ می زاید
دروغگو برای حفظ دروغ خود مجبور است باز هم دروغ بگوید او یا باید همان دروغ نخستین را دوباره بگوید و بر آن تأکید کند یا باید دروغ دیگری بسازد که از کشف دروغ نخستش جلوگیری کند.
در هر دو صورت، بر اثر یک دروغ، دروغ هایی دیگر می گوید و این ماری که خوشخط و خالش پنداشته، مارهایی دیگر زاییده است که همگی او را می گزند. علاوه بر این گاهی نیز برای حفظ دروغ او، اطرافیانش نیز به دروغگویی می افتند.
۶ـ بدگمانی
زیان روانی دیگری که گاه بر اثر دروغ دامن دروغگو را می گیرد، بدگمانی به مردم است. این بیماری روانی در پی دو چیز، در دروغگو مسکن می گزیند: یکی آنکه چون خود برخلاف حقیقت سخن میگوید، درباره دیگران نیز چنین نظری دارد.
دومین عامل بدگمانی دروغگو به دیگران، واکنش اطرافیان در قبال کارهای اوست. او وقتی می بیند دیگران به او خوش¬بین نیستند و اعتماد ندارند، او نیز به آنان بدبین میشود و اعتماد نمیکند.
منبع: مجمع طلاب وبلاگ نویس
گردهمایی کودکانه در سالروز تولد
تاثیر جشن تولد بر کودکان
جشن تولد مهمترین تجمع کودکان در کنار هم و آتش سوزاندن و بازی های کودکانه است. با کلاه بوقی دنبال هم دویدن و کیک را به سر و صورت هم زدن، این خاطره های دلنشین در رفتار کودک اثرات بسیاری دارد.

پدر مادرهایی که تازه صاحب فرزند شدند، با نزدیک شدن به ماه یازدهم کودکشان همه درگیری های فکری شان گرفتن اولین سال تولد برای فرزندشان می شود. کیک تولدی که عکس نوزدای روی آن چاپ شده، انواع بادکنک ها و خوراکی ها، مهمان های کوچک و بزرگ و کلاه بوقی.
کودکان در جشن تولد سیگنال های مثبتی از ذهن خود دریافت می کنند که این امر به چالاکی، قدرت اراده و تمایل به برقراری دوستی های بیشتر می انجامد.
جشنهای کودکانه که مهمترین آنها در سالروز تولد انجام میشود در رشد اعتماد به نفس و تقویت روابط اجتماعی کودکان موثر است. برگزاری جشن یا مهمانی در روز تولد در خودباوری بچهها نقش دارد و آنها احساس میکنند حضور و وجودشان برای خانواده مهم است. این جشن ها می تواند شکل های مختلفی از قبیل دعوت دوستان یا در جمع خانواده باشد.
معجزه جشن تولد ارتباط مسالمت آمیز خانواده و فرزند را برقرار خواهد کرد، از این رو کودکان نیز فرصت می یابند مهارت های خود را بالا برده و برای انجام کارهای مثبت و اثرگذار تلاش کنند. به نظر محققان علوم شناختی هیچ جایگزینی برای جشن تولد وجود ندارد، زیرا این کار به شکل دقیق و آرمانی کودکان را تربیت و از پیچیدگی های رفتاری و اخلاقی آنان می کاهد.
روانشناسان در این باره می گویند: برخی خانواده ها به جشن تولد به عنوان یک پدیده مصرفی نگاه می کنند و همواره سعی دارند با خرید هدایای مهیج فرزند خود را شاد کنند، در صورتی که جشن تولد همیشه ریشه در عقاید، باورها و سنت ها دارد، از این رو بچه ها در چنین محیطی به ارتباط گرفتن با همسالان خود بیش از دریافت هدیه علاقه نشان می دهند. جشن تولد برای کودکان یک پدیده و فرصت اجتماعی است در نتیجه سعی می کنند خود را اثبات کرده و مانند بزرگترها ایفای نقش کنند. آنها در چنین شرایطی کار گروه را می آموزند و با مفهوم مشارکت آشنا می شود.
جشن تولد تاثیر شگرفی در بهبود رفتارها و برخوردهای کودکان با والدین و اطرافیانشان دارد. مطالعات تحقیقاتی نشان می دهد کودکان در جشن تولد سیگنال های مثبتی از ذهن خود دریافت می کنند که این امر به چالاکی، قدرت اراده و تمایل به برقراری دوستی های بیشتر می انجامد. این انرژی به راحتی از بین نمی رود بلکه از فرزند به پدر و مادر منتقل شده و در زمان کوتاهی تاثیرات مطلوبی بر رفتارهای اجتماعی او در تعامل با خانواده و جامعه می گذارد.
یک جشن تولد خاطرساز
۱. بچه ها تا چهار سالگی قادر به تشخیص لحظه های با ارزش خود نیستند و از سوی دیگر چندان نمی توانند دوستی های پایداری با همسالان خود داشته باشند. بهتر است تا قبل از چهار سالگی جشن تولدهای آنان را در خانه و جمع های کوچک برگزار کرده و بعد از آن میهمانی های گروهی بگیرید.
2. از میهمانان خود با خوراکی های ساده پذیرایی کنید. در جشن تولد کودکان تنقلات و کیک بیشتر از شام اهمیت دارد. آنها را باسلیقه و وسواس انتخاب کرده و سهم هر یک را به اندازه کافی مشخص کنید. بهتر است در این مواقع نوشیدنی های طبیعی و میوه ها را جایگزین نوشابه های گازدار و خوراکی های شور کنید.
۴. نیمی از شادی های جشن تولد به تزئینات محیطی مراسم مربوط می شود. برای این کار می توانید از کاغذهای رنگی براق و چراغ های رشته ای استفاده کنید. قبل از هر کاری نظر فرزند خود را جویا شوید و از او بخواهید به شما در انجام این کار کمک کند. به این ترتیب مشارکت گروهی شکل گرفته و به مرور تداوم می یابد. برای به وجد آوردن بچهها تمام خانه را از توپهای رنگی و پلاستیکهای رنگی پر کنید این کار باعث افزایش هیجان و شور در بچه ها میشود.
۵. فرزند خود را به میهمانان معرفی کنید و از او بخواهید درباره قابلیت ها، توانمندی ها و ابتکارات خود با حاضران صحبت کند. این کار اعتماد به نفس فرزند شما را بالا می برد و به او شخصیت می دهد. در پایان سخنرانی تازه واردها را به هم معرفی کنید.
6. برای اینکه فرزندتان در جشن تولدش هیجانیتر و پر انرژیتر باشد، سعی کنید از بچههای هم سن و سالش بیشتر در مراسم تولد او دعوت کنید.
منابع: سلامت آنلاین، الو دکتر، دکتر سلام
دیدار و ملاقاتی که به فراق ختم می شود
بمناسبت سالروز رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام
از قدیم الایام عشق خواهر و برادری عده ای از عاشقان زبانزد همه عالم بوده است . عشقی که نوع و کیفیتش شاید با عشق های دیگر تفاوت های زیادی داشته باشد .

در تاریخ از این نوع عشق و عاشقی ها کم ندیده ایم . عشق بین امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها ... عشقی که باعث می شود خواهری از زندگی و جوانی و نشاط و خلاصه همه چیز خود بگذرد و با برادر راهی بیانان و دشت کرب و بلا شود. عشقی که نتیجه اش بودن همیشگی در کنار برادر و دیدن او در همه حال، عشقی که برای بله گفتن، از شرایط ازدواج یک خواهر می شود ...
عشقی که در این راه از جان عزیزان و جگرگوشه هایش هم می گذرد و آنان را با عشق و افتخار تقدیم برادر می کند . واقعا عجیب است . فکر کردن به این حالت ها هم هوش و عقل را از آدمی می برد.
این یک قسمت از تاریخ بود ... گوشه ی دیگری از این محبت و عشق را می توان در رابطه خواهر برادری حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام دید ...بله ...
این اتفاق بنا بر نقل های تاریخی در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(علیه السلام) رخ داده است (امام رضا(علیه السلام) در سال 203 شهید شد) از مصائب بزرگی بود که به امام رضا علیه السلام وارد شد، مصیبتی جانسوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به نقل های مختلفی (فوت یا شهادت) از دنیا می رود و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جانسوز شهادت حضرت معصومه(سلام الله علیها) قلب مبارک حضرت رضا(علیه السلام) را جریحهدار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر چشم از دنیا فرو می برند.
این خواهر و برادر با وجود فاصله سنی فراوانی که با هم داشتند، اما نگاه هر دو به زندگی شبیه به هم بودند، علاقه و الفتی بینشان برقرار بود ...
این علاقه و الفت به قدری بود که وقتی امام رضا(علیه السلام) به ایران مهاجرت کردند، حضرت معصومه پس از سپری شدن زمانی از نبود برادر، نتوانست دوری او را تحمل کند و وی به ایران سفر کرد.
در طول راه به شهر ساوه رسید، در آنجا به دلایلی چون بیماری و سیاسی رهسپار شهر قم می شوند. مدت 17 روز در منزل فردی به نام موسی بن خزرج، می ماند و سرانجام پس از 17 روز بدون اینکه بتواند برادر را ببیند، از دنیا می رود.
این اتفاق بنا بر نقل های تاریخی در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(علیه السلام) رخ داده است (امام رضا - علیه السلام- در سال 203 شهید شد) از مصائب بزرگی بود که به امام رضا علیه السلام وارد شد، مصیبتی جانسوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به نقل های مختلفی (فوت یا شهادت) از دنیا می رود و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جانسوز شهادت حضرت معصومه(سلام الله علیها) قلب مبارک حضرت رضا(علیه السلام) را جریحهدار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر چشم از دنیا فرو می برند.
شاعر معاصر آقای"حسان" در این راستا گوید:
از مدینه به قصد خطه طوس رهروی خستهپاست معصومه
تا زیارت کند برادر خویش فکر و ذکر دعاست معصومه
روز و شب عاشقی بیابانگرد خواهری باوفاست معصومه
کلام را با روایاتی در باب مقام و منزلت این بانوی کریمه اسلام، "بانویی که معصوم به معنای عصمت 14 معصوم ندارند اما در جایگاهی چون عصمت حضرت زینب سلام الله علیها قرار دارند" به پایان می بریم:
حضرت رضا(علیه السلام) در مورد پاداش زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) فرمود: مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَةُ؛ کسی که او را در حالی که حقش را شناخته، زیارت کند، برای او بهشت است.
از ویژگی ها و امتیازات دیگر حضرت معصومه(علیهاالسلام) این بود که به علوم اسلام و آل محمد(صلی الله و علیه وآله) آگاهی داشت، و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل می کرد، و از راویان و محدثان به شمار می آمد، چنان که روایت نقل بیانگر این مطلب است از این رو امام کاظم (علیه السلام) فرمود: "پدرش به فدایش باد"، در حدی که وجود شریفش حجت و امین پدرش امام کاظم (علیه السلام) بود، چنان که در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه او آمده : "اَلسَلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ و حُجَتِهِ وَاَمِینِهِ؛ سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام)، و حجت و امین موسی بن جعفر(علیه السلام).
بنابراین حضرت معصومه(علیهاالسلام) حجت و امانتدار پدرش امام کاظم(علیه السلام) بود، که در این صورت، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی بود..
اسیدپاشیِ زنانه!
در پی گسترش روابط آزاد
بیشک هیچ زنی پذیرای رابطهی همسر خود با فردی دیگر نیست، در حالی که بسیار مشاهده میشود علاوه بر دختران مجرد، زنان متاهل نیز با دلایلی واهی، قدم به مسیر برقراری رابطه با مردان متاهل میگذارند.

"طلاق بخاطر دختر مجرد"، "قتل دوست پسر زن متاهل!" و ... ، اینها دیگر جملاتی تعجب بر انگیز و شوکه کننده نیستند زیرا امروزه به وفور با چنین خبرهایی روبرو میشویم و در کمتر زمانی آن را فراموش میکنیم، زیرا تکرار و فراوانی یک موضوع، باعث عادی شدن آن میگردد.
متاسفانه ورود فرهنگ غربی و رواج سبک زندگی بیگانه، از اساسیترین اصول ایجاد روابط چندگانه در جامعهی ما شده است. روابطی که به دور از هرگونه چهارچوب و رعایت اصول اسلامی برقرار شده و ضربات سنگینی بر بنیان خانواده وارد میکند. اما این روال به اندازهای زیاد شده که داشتن دوست پسر برای بانوان و دوست دختر برای آقایان متاهل به سمت عادی شدن رفته و نوعی مدُگرایی به حساب میآید.
همین موضوع، باعث بروز مشکلات و اختلافات شدیدی بین زوجین شده که گاها به طلاق و جدایی نیز میانجامد. شکی نیست که این روند، ثمرهی تهاجم فرهنگی و جنگ نرمی است که طی چند دههی گذشته علیه کشورمان راهاندازی شده است.
ورود زنان به زندگی یکدیگر
به راستی چرا دختران مجرد جامعهی ما به خود اجازه میدهند که قدم در میدانگاه زندگی مشترکی گذاشته و زیربنای آن را متزلزل کنند؟
فرد متاهلی که برقراری رابطه با دختری را به علاقهی چندین سالهی همسر و فرزندان ترجیح میدهد تنها یک دلیل دارد و آن چیزی نیست جز هوس.
بیشک هیچ زنی پذیرای رابطهی همسر خود با فردی دیگر نیست، در حالی که بسیار مشاهده میشود علاوه بر دختران مجرد، زنان متاهل نیز با دلایلی واهی، قدم به مسیر برقراری رابطه با مردان متاهل میگذارند. برخی از این زنان دلیل اصلی این عمل قبیح را افشای رابطه همسرشان با زنی دیگر و تلافی کردن، بیان کردهاند غافل از این که، مسیر انتخابی آنان نیز به نوبهی خود تکرار حرکت نادرست دیگری است که یک زندگی دیگر را به ورطهی نابودی میکشاند.
برخی پژوهشگران اجتماعی، از این روند تحت عنوان "اسید پاشی زنانه" یاد میکنند و معتقدند زنان و دختران با این روال در حال آسیب رسانی غیر قابل جبران به یکدیگر هستند، درست مشابه آنچه اسید بر سر بدن انسان میآورد؛ دردناک و جبرانناپذیر.
چرایی تمایل به روابط آزاد
بسیاری از روانشناسان علت اصلی گرایش مردان و زنان متاهل را به ایجاد رابطه با فردی دیگر، تغییرات گسترده در سبک روابط و تنوع طلبی جنسی دانستهاند که در نتیجهی رواج فرهنگ غربی، بی بند و باری در فضای مجازی و مشکلات خانوادگی پدید آمده است. مشکلاتی که در ابتدا کوچک و کم ارزش شمرده و با گذشت زمان بر عمق آنها افزوده شده تا جایی که رفع آن بسیار سخت و در برخی موارد غیرممکن شده است.
از دیگر سو، بر اساس تحقیقات صورت گرفته عمده دلایل گرایش دختران مجرد به مردان متاهل، تامین پشتوانهی مالی و مشکلات روانی از جمله "خود کم بینی" است. معمولا این افراد، یا در محیط خانواده نادیده گرفته شدهاند و یا والدینی داشتهاند که اختلافات ادامه داری و حل نشدنی داشتهاند. این افراد برای رفع نیازهای عاطفی و روحی خود به برقراری رابطههای اینچنینی، روی میآورند.
توهم عاشقی
درباره علاقه دختران مجرد به مردان متاهل، باید بدانید که نه تنها این گونه علاقهها حقیقی نیست بلکه در بیشتر موارد شکل گیری چنین علاقههایی در زنان به دلیل نیاز به همدل، وابستگی شدید و توهم است. بنابراین لازم است که توجه بیشتری داشته باشید که این نوع احساسات، هیجانات و علاقهها حقیقی نیستند.
در این راستا از دختران یا زنان مطلقهای که با مردان متاهل ارتباط دوستی برقرار کردهاند، خواسته میشود که با واقع بینی فکر کنند که آیا مردی متاهل و خانواده دار که معلوم نیست، واکنش اطرافیان و همسرش بعد از اطلاع از این ارتباط با شما چه باشد، صلاحیت یا ارزش این را دارد که شما به او دل ببندید، خودتان را برای او هزینه کنید، سرمایه گرانمایه جوانیتان را برای او تلف کنید و به خاطر او بهترین دوران زندگیتان را نابود کنید و فرصت و شانس ازدواج را از دست بدهید. (1)
شکست اجباری
تردیدی نیست که چنین رابطههایی محکوم به شکست است را به ساختن خانهای روی آب شبیه است. فرد متاهلی که برقراری رابطه با دختری را به علاقهی چندین سالهی همسر و فرزندان ترجیح میدهد تنها یک دلیل دارد و آن چیزی نیست جز "هوس". هوسی گذرا که یا در دراز مدت فروکش و یا با لو رفتن ماجرا از سوی همسر به شکست و نابودی میانجامد.
شکست در چنین روابطی ابعاد گستردهای دارد که بیش از همه متوجه فردی است که وارد زندگی دیگری شده. آسیبهای این ماجرا هم روح و هم جسم فرد را در بر گرفته و زمینهساز مشکلات عمیقتری در آینده فرد خواهد شد.
امروزه آمار بسیاری از خودکشیها مربوط به افرادی است که بنا به مشکلات روحی در تنگنا قرار گرفته و راهی جز پایان دهی به زندگی خود پیدا نکردهاند. اینان علاوه بر آسیبهایی که به خود وارد میکنند، جامعه را نیز متضرر ساخته و چندین خانواده را درگیر مشکلات روحی- روانی ناشی از این روند میکنند.
امید آن میرود مسئولین مربوطه با توجه به آسیبهای روزافزون روابط اینچنین و به دور از هرگونه شعارزدگی، تصمیماتی راهبردی و مناسب اتخاذ کرده و در کوتاهترین زمان ممکن به مرحله اجرا درآورند، در غیر این صورت با بحرانی فراگیر و غیر قابل کنترل مواجه میشویم که پایههای اصلی خانواده را هدف گرفته است تا جامعه را به درهی نابودی بکشاند.
نیره قیومی هوشیار
پینوشت:
1. عوامل گرایش دختران مجرد به مردان متاهل، باشگاه خبرنگاران جوان،1393
مسئله ای خاص که هیچ فتوایی ندارد!
مسئله ای خاص که هیچ فتوایی ندارد!
پیشرفت در عرصه های مختلف تکنولوژی سبب شده تا پیوسته با موضوعات جدیدی رو به رو باشیم. روشن است که در این میان هر فرد مسلمان و مومنی در رویارویی با این مسائل تازه و جدید در اندیشه حکم تکلیفی آن از جانب شارع است.

اگر چه ممکن است در لسان قرآن و روایات به صورت مستقیم به مسائل مستحدثه و موضوعات متنوع امروزی پرداخته نشده باشد، اما باید دانست که ملاک های احکام توسط شارع مقدس در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام مطرح شده است و دست ما از دستیابی به حکم تکلیفی خالی نخواهد بود.
در واقع مسائل جدید هر یک می توانند مصداقی از سرفصل ها و عناوینی باشند که حکم آن توسط شارع گفته شده و ملاک و مناط آن توسط قرآن و اهل بیت علیهم السلام تبیین گردیده است. در این میان مجتهد آگاه به شرایط زمانه پس از شناسائی موضوع، با کنکاش دقیق علمی سعی در یافتن جایگاه مسائل جدید در گستره مباحث اساسی فقه خواهد داشت.
هدف اصلی از ابداع بیت کوین و دیگر ارزهای رمزپایه(Cryptocurrency) نقل و انتقال مالی بدون وجود هرگونه واسطه اعم از بانکها یا دولتها است. بنابراین میتوان سرمنشأ این ارز را در تفکرات مردمگرایانه دانست که قدرت کنترل گردش و ارزش پول را از بانکهای مرکزی و دولتها میگیرند و در دستان خود مردم قرار میدهند.
بیت کوین چیست؟
بیت کوین یک نوع پول دیجیتالی است که از تولد آن زمان زیادی نمی گذرد. گویا که در سال 2008 ایجاد شده و چیزی شبیه سهام در بازار بورس می باشد. به همین جهت قیمت ثابتی ندارد و مدام قیمتش در حال تغییر می باشد.
به طور دقیق تر باید گفت که بیت کوین (Bitcoin)، یک سیستم پرداخت جدید و یک نوع پول کاملاً دیجیتال را بوجود آورده است. این اولین شبکه پرداخت نقطه به نقطه تمرکز زدایی شده است که توسط کاربرانش بدون هیچگونه اختیار مرکزی و یا واسطه ای، نیرومند شده که از نقطه نظر یک کاربر، بسیار شبیه پول نقد اینترنتی است.(1)
به بیان دیگر بیت کوین یک شبکه مالی آنلاین است که افراد می توانند از آن، جهت ارسال یا دریافت پول استفاده کنند. بنابراین بیت کوین چیزی شبیه کارت های شتاب در کشور ما و پرداخت های کارت به کارت یا پرداخت از طریق اینترنت بانک است.
اما بیت کوین در دو مساله اساسی با این روش های سنتی متفاوت است:
اول اینکه هیچ سیستم کنترل کننده متمرکز و هیچ مرکزیتی ندارد و شرکت ها، موسسات یا بانک هایی که به دنبال کسب سود هستند آن را مدیریت نمی کنند. چرا که بیت کوین یک ساختار فرد به فرد دارد که و انتقال پول از یک نقطه به نقطه دیگر نیز در تمام شبکه اطلاع رسانی شده و تمام نقاط از آن آگاه می شوند. بنابراین بیت کوین یک ساختار بدون مرکزیت و اولین شبکه مالی کاملا باز دنیاست.
دومین چیزی که شبکه بیت کوین را خاص می کند این است که بیت کوین، پول یا ارز مخصوص به خودش را دارد و تراکنش ها را با ارزهای سنتی مانند ریال ایران یا دلار آمریکا و یا یوروی اروپا انجام نمی دهد. (2)
با همه این تفاسیر باید گفت که هدف اصلی از ابداع بیت کوین و دیگر ارزهای رمزپایه (Cryptocurrency) نقل و انتقال مالی بدون وجود هرگونه واسطه اعم از بانکها یا دولتها است. بنابراین میتوان سرمنشأ این ارز را در تفکرات مردمگرایانه دانست که قدرت کنترل گردش و ارزش پول را از بانکهای مرکزی و دولتها میگیرند و در دستان خود مردم قرار میدهند. نمونه ای از این قبیل تبادلات را می توان در فروشگاه اینترنتی EXCHANGING.IR مشاهده کرد.
بیت کوین از منظر فتاوای مراجع
اگرچه در سایت های رسمی هیچ یک از مراجع عظام تقلید مطلبی پیرامون «بیت کوین» نیامده است اما گویا برخی از دفاتر مراجع در پاسخ به پرسش های شخصی مقلدان دیدگاه آن بزرگواران را مطرح کرده اند. در این میان دفتر مقام معظم رهبری در این زمینه هنوز اظهار نظری نداشته و نفیا و اثباتا نظری نداده است. دفتر آیت الله سیستانی نیز به صورت شفاهی فعالیت مذکور را اجازه نداده است. آیت الله شبیری زنجانی نیز در پاسخ به استفتاء خصوصی پیرامون این موضوع، چنین پاسخ داده است: «اگر اعتبار دریافتی، در مقابل کار حلال داده شود و خلاف قانون نباشد، اشکال شرعی ندارد.» آیت الله مکارم شیرازی نیز در پاسخ به استفتاء خصوصی پیرامون این موضوع، چنین پاسخ داده است: «با توجه به ابهامات زیادی که بیت کوین دارد معامله آن اشکال دارد.»
لزوم موضوع شناسی دقیق در مساله
دستیابی به حکم فقهی یک مساله مستلزم شناسایی دقیق موضوع آن مساله است. ضرورت موضوع شناسی خصوصا در مورد مسائل مستحدثه ای نظیر بیت کوین که در هاله ای از ابهام به سر می برند، دو چندان می باشد، چراکه گاه اشتباه در شناسایی موضوع ممکن است حکم مساله را به کلی تغییر دهد و تکلیف را کاملا متفاوت گرداند.
اما برای شناسایی دقیق این دسته از موضوعات ـ خصوصا موضوعات جدید، مبهم و یا پیچیده ـ لازم است که آنها از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار گیرند و در سایه پاسخ گویی به پرسش های متنوع پیرامون آنها، شناختی نسبی نسبت به جایگاه و ماهیت و هویت فقهی مساله ایجاد گردد. بنابراین باید گفت که از آنجا که بیت کوین یک مساله مستحدثه به حساب می آید لازم است پیش از هر چیز پیرامون ماهیت و هویت آن تحلیل و بررسی دقیقی صورت پذیرد.
با این وجود بیت کوین از جمله پدیده های نوظهوری است که مراکز فقهی هنوز به طور جدی در بحث موضوع شناسی آن ورود نکرده اند و به همین دلیل احکام فقهی و شرعی متناسب با آن شکل نگرفته است.
به هر حال به نظر می رسد برای بررسی این موضوع موارد ذیل باید مورد تحلیل قرار گیرد:
الف ـ در احکام خرید و فروش شرایطی برای عوضین (کالا و بهای آن) مطرح گردیده که یکایک آنها باید در این مساله مورد بررسی قرار گیرد. این شرایط عبارتند از:
1ـ مالیت داشتن ثمن (بهای کالای مورد معامله) و مثمن (کالا) از دیدگاه عرف و شرع، 2ـ ملکیت فروشنده و خریدار نسبت به کالا و بهای آن، 3ـ طلق (آزاد) بودن عوضین، 4ـ معلوم و معین بودن عوضین، 5ـ قدرت بر تسلیم داشتن آنها.
به نظر می رسد که بیت کوین دارای این شرایط می باشد و مشکلی در این زمینه وجود ندارد. چراکه مهمترین شرط در این موضوع، بحث مالیت است که عرف کنونی جامعه نیز، پول الکترونیک را به منزله بهای کالا به حساب می آورد و مالیت آن را پذیرفته است. از لحاظ شرع نیز منعی برای مالیت آن وجود ندارد. در حقیقت مالیت بیت کوین یک مالیت اعتباری است که مورد پذیرش عرف می باشد.
ب ـ بررسی مساله ربا در معاملات بیت کوین یکی از مهمترین مباحث فقهی می باشد. در پاسخ باید گفت که بیتکوین نه از جنس کیل (کالای پیمانه ای) است و نه از جنس موزون (کالای وزنی) که ربا در آن صدق کند. بلکه از جمله معدودات (کالای شمارشی) به حساب می آید بنابراین امکان ربای معاملی در بیتکوین منتفی است.
ج ـ احکام فقهی گاه از منظر فردی دارای یک حکم و از منظر کلان و عمومی دارای یک حکم دیگر است. به بیان دیگر گاهی فقیه باید در فتوای خود مصالح عموم جامعه و اقتصاد کلان بلاد اسلامی را در نظر بگیرد. همچنانکه خرید و فروش کالاهای اساسی به خودی خودی هیچ اشکالی نخواهد داشت. اما نگهداری آنها به قصد گران شدن و ایجاد تنش و حباب کاذب در بازار مسلمانان، احتکار به حساب می آید و حرام شرعی است.
بنابراین در بررسی مساله بیت کوین نیز تنها نمی توان زوایای فردی مساله را مد نظر قرار داد و تاثیرات اجتماعی و اقتصادی کلان آن را واگذاشت و در حکم مساله لحاظ نکرد.
د ـبا توجه به آنچه در بخش پیش گفته شد، بررسی این مساله از لحاظ فقه حکومتی و تطبیق آن با قوانین کنونی کشور نیز امری ضروری به حساب می آید که البته خلا قوانین در این زمینه به جهت نو بودن مساله نیز یکی از چالش های در پیش رو است. در هر صورت لازم است که چالش ها و فرصت های بیت کوین از منظر فقه حکومتی مورد تحلیل و بررسی بیشتر قرار گیرد که در نوشتار زیر قدری به آن پرداخته شده است. (3)
در این میان دفتر مقام معظم رهبری در این زمینه هنوز اظهار نظری نداشته و نفیا و اثباتا نظری نداده است. دفتر آیت الله سیستانی نیز به صورت شفاهی فعالیت مذکور را اجازه نداده است. آیت الله شبیری زنجانی نیز در پاسخ به استفتاء خصوصی پیرامون این موضوع، چنین پاسخ داده است: «اگر اعتبار دریافتی، در مقابل کار حلال داده شود و خلاف قانون نباشد، اشکال شرعی ندارد.» آیت الله مکارم شیرازی نیز در پاسخ به استفتاء خصوصی پیرامون این موضوع، چنین پاسخ داده است: «با توجه به ابهامات زیادی که بیت کوین دارد معامله آن اشکال دارد.»
هـ ـ یکی دیگر از مواردی که لازم است در مساله بیت کوین مورد بررسی قرار گیرد، غرری بودن آن است. بیع غرری یعنی بیع چیزی که ظاهرش مشتری را گول زند و باطن آن مجهول باشد. غرر در لغت به معنای خطر داشتن و یا در معرض هلاکت و از بین رفتن است. چنین بیعی به اتفاق فقهای شیعه و اهل تسنن، باطل است.
از آنجا که بازار بیت کوین نوسانات قابل توجهی داشته برخی کارشناسان قیمتگذاری بیتکوین را غیرعقلانی و مبادلات آن را غرری دانسته اند. اما در مقابل بسیاری از کارشناسان این نوسانات شدید را توجیه کرده و آن را یک مساله عقلایی و ناشی از عرضه و تقاضای بازار دانسته اند. گذشته از آنکه گفته می شود زمانی که بیتکوین بهعنوان ارز مرجع قرار بگیرد، دیگر از این نوسانات خبری نخواهد بود.
به هر حال نامشخص بودن وضعیت بیت کوین و خطرپذیری فوق العاده آن (بر فرض اثبات) می تواند دلیلی برای غرری بودن آن و در نتیجه بطلان معاملات صورت پذیرفته در این مقوله باشد.
نتیجه آنکه
زوایای بحث پیرامون این مساله هنوز بسیار مبهم و ناشناخته است و لازم است هم از لحاظ موضوع شناسی و هم از لحاظ تطبیق موضوع با احکام شرعیه فعالیت های فراوانی انجام گیرد.
پی نوشت:
1- بیتکوین چیست؟، پایگاه اطلاع رسانی بیت کوین، 1396
2- همه چیز درباره بیت کوین، سایت ارز دیجیتالی، آذر ماه 1396
3- بررسی مباحث فقهی بیت کوین، خبرگزاری صدا و سیما، آذر ماه 1396
عاملی اصفهانی و تعامل با روایات باطنی با رویکرد به کتاب مقدمۀ مرآه الانوار و مشکاه الاسرار
عاملی اصفهانی و تعامل با روایات باطنی
با رویکرد به کتاب مقدمۀ مرآه الانوار و مشکاه الاسرار
مجید معارف*
لیلا السادات مروجی**
چکیده:
از دیرباز محقّقان شیعه و سنّی به بررسی باطن قرآن اهتمام داشته اند و تفسیر باطنی کم و بیش
حیات خود را در میان مسلمانان حفظ کرده، و البته تحولاتی نیز پذیرفته است. در طول تاریخ تفسیر
امامیه، روش برخی مفسران چنین بوده که در کنار تفسیر ظاهري، با استفاده از روایات اهل بیت
اشاره اي به بطن آیه نیز داشته باشند، اما کتابی که به طور خاص تمام این روایات را در خود داشته
باشد، کمتر یافت می شود. با وجود این، برخی صاحب نظران غیر شیعه کتاب مقدمۀ تفسیر مرآة الانوار
« تفسیر باطنی » و مشکاة الاسرار، تألیف ابوالحسن شریف عاملی اصفهانی(قرن 12 ) را به عنوان
نگاشته شده توسط شیعیان و مرجع مهم آنان انگاشته، و دلیلی براي انتساب باطنی گري محض به
شیعه قلمداد کرده اند. در این مقاله، ضمن معرفی کتاب و مؤلف، به بررسی شبهۀ فوق پرداخته می شود
و مشخص می شود که مؤلف آن، به هر دو بعد ظاهر و باطن قرآن توجه داشته است؛ ضمن آنکه اثر به
دست آمده، صرفاً مشتمل بر روایاتی در حوزة باطنِ پاره اي از آیات است و هرگز معرّف تفسیر کاملی از
قرآن بر پایۀ رویکرد باطنی نیست. این کتاب در میان عالمان شیعی چندان شناخته شده نیست و
نمی تواند مرجع تفسیري آنان بوده باشد. ضمناً شبهۀ انتساب مرآة الانوار و مشکا ة الاسرار به عنوان
مقدمۀ تفسیر البرهان، وجه علمی مناسبی ندارد.
مراجعه به پیوست جهت
دانلود تحقیق و مقاله کامل
روايت استاد انصاريان از ديدار با آيت الله العظمی سيستاني
روايت استاد انصاريان از ديدار با آيت الله العظمی سيستاني
استاد حجت الاسلام و المسلمين حسين انصاريان از ديدار با حضرت آيت الله سيستاني نقل مي كند:

حجت الاسلام و المسلمين حسين انصاريان از ديدار خود با حضرت آيت الله سيستاني نقل مي كند: خدمت آيت الله العظمي سيستاني در نجف رفتم. دلم مي خواست ببينم زندگي ايشان كه پول شيعه برايش مي آيد، چگونه است؟!
شيعيان هند، خواجه هاي هندي در آفريقاي جنوبي كه ثروتمندترين مردم كره زمين هستند، و بخشي از شيعيان پاكستان، هند، ايران و عراق، پول خمس خود را به ايشان مي دهند.
اولين بار بود كه ايشان را مي ديدم. كوچه اي كه منزل ايشان در آن بود، كوچه اي براي ۴۰۰ ـ ۵۰۰ سال پيش نجف بود. خانه ايشان هم چند پله داشت كه از كوچه پايين تر مي رفت!
خانه اي بود با چهار گليم و فرش كهنه در اتاق. سران كشورها همان جا خدمت ايشان مي آمدند و يك صندلي هم نبود كه يك رئيس جمهور يا نخست وزير بنشيند، همه بايد روي گليم پاره ها بنشينند.
ما هم روي گليمي نشستيم. به ايشان عرض كردم: من هيچ نياز مالي ندارم. سالي ۴۰ ـ ۵۰ ميليون تومان مقلدين شما به من مي دهند.
گفتم: بنده هم اهل خمس دادن هستم. اول خيال ايشان را راحت كردم كه هديه اي به من ندهند. گفتم: من از شما يك درخواست دارم. فرمود: بگو، گفتم: درخواستم اين است كه اجازه دهيد براي شما روضه بخوانم، گفتند: دلم خيلي گرفته است. ده سال حرم امام علي (عليه السلام) را نديده ام، روضه بخوانيد!
من هم روضه را شروع كردم، ايشان چنان ضجّه مي زد و گريه مي كرد كه جلوي لباس ايشان از گريه زياد، خيس شد. بعد گفتند ۴۰ سال است در اين خانه هستم؛ مثل چنين روزي برايم پيش نيامد.
بعد صحبت ما شد، نگاهي به من كردند و فرمودند: مي داني از تمام كره زمين براي من پول مي آيد. گفتم: مي دانم. گفتند: به اين اميرالمؤمنين يك ريال آن در خانه من نمي آيد!
من از اين پول يك دانه نان نمي خرم؛ چون در قيامت، طاقت جوابش را ندارم. اما هزينه زندگي من و زن و بچه ام از نذورات مردم است.
آنان مشكلي دارند، مي گويند: خدايا ۱۰۰ هزار تومان نذر مي كنيم به ايشان بدهيم، مشكل ما حل بشود. نذرهايي كه براي من مي آورند از زندگي ماهيانه اضافه مي آيد.
لباس كه هر چهار يا پنج سال يك بار مي خرم. خوراك ما هم كه خوراك معمولي است؛ به اندازه اي كه در قيامت به من نگويند در دنياي تشيع كساني بودند از اين غذا نداشتند!
من به اندازه اي كه فقرا مي خورند، مي خورم. پول هاي اضافه را هم جمع مي كنم، ماه به ماه چهار پنج نفر را استخدام كرده ام:
پول هاي نذري را مي دهم به آن ها كه براي همه فقهاي شيعه كه از دنيا رفته اند در حرم اميرالمؤمنين (عليه السلام) قرآن بخوانند.
منبع: پايگاه اینترنتی حوزه نیوز
حذف عبارت «اشهد ان علیاً ولی الله» از کتاب احکام
علت حذف شدن عبارتی از اذان و اقامه
در روایاتی چند آمده است که شهادت ثالثه و آوردن نام علی (علیه السلام) بعد از «لا اله الا الله» و «محمدا رسول الله» با خلقت آسمانها و زمین و عرش و کرسی و ... توأم بوده است.

در خبرهایی آمده است که عبارت «اشهد ان علیاً ولی الله» از کتاب احکام دوم دبیرستان دانشآموزان پسر دانش آموزان استان لرستان حذف شده است. در پی این خبر بر آن شده ایم در رابطه با وجود این عبارت در اذان و اقامه مرور یبر منابع دینی داشته باشیم... با ما همراه باشید.
اشهد ان علیا ولی الله، شهادت به ولایت حضرت علی هیچ گاه جزء اذان و اقامه نبوده ونیست . فقها نیز در کتاب های فقهی خود یادآور شده اند که کسی نباید این شهادت را به نیت جزء اذان یا اقامه بگوید. ولی مستحب است که انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) این شهادت را نیز ذکر کند؛ و آن را جزء اذان و اقامه به حساب نیاورد.
دلایل ذکر شهادت بر ولایت علی (علیه السلام) در اذان و اقامه
یکی از مسائلی که ممکن است ذهن برخی را مشغول کرده باشد، این است که چرا شیعیان در اذان و اقامه شهادت به ولایت حضرت علی (علیه السلام) میگویند؟ آیا دلایل روایی یا قرآنی در این زمینه وجود دارد؟
در این رابطه ابتدا به روایاتی که در این مورد وارد شده، اشاره میکنیم. در روایاتی چند آمده است که شهادت ثالثه و آوردن نام علی (علیه السلام) بعد از «لا اله الا الله» و «محمدا رسول الله» با خلقت آسمانها و زمین و عرش و کرسی و ... توأم بوده است.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است: خداوند تعالی بعد از خلقت آسمانها و زمین امر فرمود که منادی به این سه شهادت ندا دهد.
آن امام همام در حدیثی دیگر فرموده است: خداوند با خلق عرش و کرسی و ... بر آنها نوشت «لا اله الا الله، محمدا رسول الله، علی امیرالمؤمنین» و آنگاه فرمود «فاذا قال احدکم لا اله الا الله محمدا رسول الله فلیقل علی امیرالمؤمنین ولی الله؛ پس زمانی که کسی از شما گفت لا اله الا الله و محمدا رسول الله، سپس باید بگوید علی امیرالمومنین ولی الله».
از بعضی از روایات نبوی استفاده میشود که ذکر امام علی (علیه السلام) بعد از ذکر خدا و حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) چه در اذان باشد یا غیر اذان، جایز است و در نزد خدا محبوبیت دارد.
چرا خود پیامبر (صلی الله و علیه وآله) آن را در اذان نیاورده است؟
اولا تقیه اقتضاء میکرده است که نام علی (علیه السلام) در اذان نیاید، همان طوری که اقتضاء میکرده است در قرآن به این نام تصریح نشود.
ثانیا در کتاب السلافه فی امر الخلافه آمده است که سلمان فارسی در اذان خود شهادت ثالثه را اضافه نمود و همین موجب شد که بعضی از صحابه به نزد پیامبر شکایت ببرند ولی پیامبر (صلی الله و علیه وآله) به اعتراض آنها توجهی ننمود و مهر تایید بر کار سلمان زد و همچنین در این کتاب آمده است که بعد از واقعه غدیر، اباذر غفاری در اذان خود بعد از شهادتین به ولایت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شهادت داد، جمعی از منافقین این را نپسندیدند و آنچه را دیده بودند به عنوان اعتراض بر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عرضه کردند. پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمود «اما وعیتم خطبتی یوم الغدیر لعلی بالولایه؟ پس چه بود معنای خطبه طولانی من که در آن صحرا و گرمای شدید برای شما خواندم؟ آیا معنای آن غیر از این بود که علی امیرالمؤمنین ولی خداست؟» و در ادامه فرمود «مگر نشنیدهاید که من گفتم آسمان سایه نیفکنده و زمین در خود جای نداده، کسی را که راستگوتر از اباذر باشد» و آنگاه سرانجام آن گروه معترض را برملا نمود و فرمود «انکم لمنقلبون بعدی علی اعقابکم».
از بعضی از روایات نبوی استفاده میشود که ذکر امام علی (علیه السلام) بعد از ذکر خدا و حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) چه در اذان باشد یا غیر اذان، جایز است و در نزد خدا محبوبیت دارد.
آیا جمله "اشهد ان علیا ولی الله " جزو اذان است؟
اشهد ان علیا ولی الله، شهادت به ولایت حضرت علی هیچ گاه جزء اذان و اقامه نبوده ونیست . فقها نیز در کتاب های فقهی خود یادآور شده اند که کسی نباید این شهادت را به نیت جزء اذان یا اقامه بگوید. ولی مستحب است که انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) این شهادت را نیز ذکر کند؛ و آن را جزء اذان و اقامه به حساب نیاورد.
کلام آخر
نتیجه اینکه مراقب باشیم دشمنان اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله، و مخصوصا شیعه انگلیسی که هدفی جز ایجاد تفرقه بین مسلمانان ندارند، از اینگونه اتفاقات سوءاستفاده نکرده و علیه اسلام جوسازی نکرده و با احساسات پاک و واقعی شیعیان و محبین امیرالمومنین علیه السلام بازی و علیه وحدت شیعه و سنی تحریک نکنند.
منابع:
قرارگاه پاسخ به شبهات و شایعات
تسنیم
ایسنا
آیا زلزله نتیجه گناه ما است؟
به بهانه روز ایمنی در برابر زلزله و کاهش اثرات بلایای طبیعی
زمانی که حادثه طبیعی مثل زلزله رخ می دهد عده ای بلافاصله آن را نتیجه گناه جامعه و یا آزمایش الهی تلقی می کنند و به جای انجام وظیفه چه برای پیشگیری و چه بعد از حادثه فقط یکجا می نشینند و از انتساب این بلایای طبیعی با ماوراء الطبیعه صحبت می کنند.

سالیان سال است که با رخ دادن بلایای طبیعی عده ای بلا فاصله از ارتباط این حوادث با گناهان جامعه می گویند و علت سیل و زلزله و سایر حوادث طبیعی را به ماوراء الطبیعه نسبت می دهند به گونه ای که خداوند زلزله را مامور عذاب مردم گناهکار می کند.
برخی دیگر هم رخداد های طبیعی را آزمایش الهی می دانند. به طوری که عالم به مثابه سالن امتحان باشد و خداوند ممتحن آن جلسه و مثلا زلزله خود امتحان و آزمون باشد.
حال باید دید تا چه حد این تفکر ریشه در حقیقت دارد؟
حوادث طبیعی و گناه
در قرآن و حدیث از ارتباط بین اعمال انسان و عذاب الهی در قالب بلایای طبیعی سخن به میان آمده است. مثلا درباره قوم لوط قرآن می فرماید «وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ» و یا درباره قوم عاد چنین آمده است وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَةٍ؛ و اما قوم عاد با تند بادی طغیانگر و سرد و پرصدا به هلاکت رسیدند». (الحاقه/6)
این مواردی که در قرآن ذکر شده شکی در رخداد آنها وجود ندارد اما چگونه می توانیم این موضوع را به تمام بلایای طبیعی توسعه دهیم و بگوییم هرگاه اتفاقی نظیر زلزله رخ داد، آن جامعه مورد عذاب خداوند قرار گرفته است؟ کما اینکه در روایات هم قاعده ای که بگوید همه حوادث طبیعی نتیجه گناه و معصیت است وجود ندارد.
حوادث طبیعی و آزمون الهی
اینکه خداوند به روش های گوناگون بندگان را مورد آزمایش قرار می دهد مسلم است. آیات قرآن نیز بر همین معنا دلالت دارند.
(إِنَّا خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيه)(انسان/2)
«ما انسان را از نطفة مختلطی آفریدیم و او را مي آزمايیم.»
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُم)(ملک/2)
« آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید.»
متاسفانه همین افکار کوته بینانه باعث کم کاری ما برای پیشگیری و یا انتخاب راهکار عقلانی در هنگام مواجهه با حوادث طبیعی شده است. اگر به جای آنکه بنشینیم و از علت های خود برای زلزله و سیل و طوفان بگوییم، سازه های خود را تقویت کنیم و همچنین برای مدیریت بحران برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای داشته باشیم دیگر لازم نیست نگران آمدن زلزله یا دیگر حوادث باشیم.
اما یه سوال مهم وجود دارد و آن اینکه آیه خداوند زلزله و سیل و طوفان را به وجود آورد برای آزمایش بندگان؟ و یا همانگونه که امروز علم می گوید اینها اقتضائات طبیعی عالم مادی هستند؟
و در صورت دوم پس خداوند چگونه با این حوادث ما را آزمایش می کنند؟
به نظر می رسد خداوندی که مهربان تر از پدر و مادر است حاضر نیست بندگان خود را با زلزله و سیل، به کام مرگ بکشاند تا از آن ها آزمایش به عمل آورد، بلکه این حوادث اقتضائات طبیعی عالم مادی هستند.
حال که دانستیم این رخدادها طبیعت این عالمند باید بفهمیم چگونه خداوند در این حوادث از ما آزمایش به عمل می آورند؟
وقتی انسانی در این شرائط قرار می گیرد می تواند صبر پیشه کند و بدون آنکه ضعیف شود به حرکت خود ادامه دهد. همچنین می تواند با خداوند مبارزه کند و از زندگی نا امید شود.
همین انتخاب معنای آزمایش الهی است به تعبیر دیگر خداوند این بلایا را ارسال نمی کند برای آزمایش گرفتن از انسان ها، بلکه وقتی اینها آمدند و رخ دادند موقعیتی می شوند برای آزمایش خداوند.
وظیفه ما چیست؟
متاسفانه همین افکار کوته بینانه باعث کم کاری ما برای پیشگیری و یا انتخاب راهکار عقلانی در هنگام مواجهه با حوادث طبیعی شده است. اگر به جای آنکه بنشینیم و از علت های خود برای زلزله و سیل و طوفان بگوییم، سازه های خود را تقویت کنیم و همچنین برای مدیریت بحران برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای داشته باشیم دیگر لازم نیست نگران آمدن زلزله یا دیگر حوادث باشیم.
اما متاسفانه در کشور ما عده ای سودجو برای بدست آوردن سود بیشتر سازه های غیر ایمن می سازند و زمانی که با کوچکترین لرزه ای می ریزد، متدینین به جای مواخذه این جماعت به کمک آن ها می روند و بلایای طبیعی را آزمایش الهی و یا نتیجه عذاب معرفی می کنند.
امیدواریم روزی برسد که ما به جای منتسب کردن همه حوادث عالم به ماوراء الطبیعه به وظیفه انسانی و دینی خود عمل کنیم.