rezas
چهار راز برای اجرایی کردن ایده
چهار راز برای اجرایی کردن ایده
متاسفانه، به محض اینکه افراد این رخداد را ترک میکنند، این ایده شروع به محو شدن میکند و حتی کسانی که وظایف برنامهریزی شده را تکمیل میکنند، ممکن است این ایده بزرگ را فراموش کنند. ممکن است مدیران در مورد دیدگاه خود در پیادهسازی ایدهها دقیق و سختگیر باشند؛ اما هنوز درمییابند که فرآیند «اجرا» به شدت متفاوت است؛ این در حالی است که کسبوکارشان را به خطر میاندازند و اعتماد و اطمینان در تیم را مخدوش میکنند. این سوال که «آیا میخواهیم یکی دیگر از این جلسات را داشته باشیم که همه افراد برای چیزهایی در آن ثبتنام میکنند و سپس هیچکس هیچ کاری را انجام نمیدهد» تبدیل به یک پرسش بسیار معمول شده است. بهعنوان یک رهبر سازمانی، ممکن است وسوسه شوید تا همه چیز را رها کنید. ممکن است فکر کنید که میشود به افراد حرفهای برای به انجام رساندن فعالیتهای مورد توافقشان تکیه کرد، درست است؟ آیا واقعا باید دست آنها را بگیرید؟
خب تا اندازهای جواب این سوال به دو دلیل مثبت است. اول اینکه علم مغز و اعصاب نشان میدهد که دیدگاههای جدید شکننده و آسیبپذیر هستند. در مقالهای که توسط مجله فوربس منتشر شد، دیوید راک و جفری اسوارتز نشان میدهند که وقتی یک ایده جدید ظهور میکند، بیشکل، بینظم و ضعیف است بنابراین به خاطر سپردن آن نسبت به هر چیز آشنایی دشوارتر است. آنها توضیح میدهند که یک تجربه جذاب (مانند یک
off-site) راهی فوقالعاده برای گردآوری ایدهها و ارتباطات جدید در مغز است. اما برای تبدیل این ارتباطات جدید به فعالیتهای تکرارپذیر، آنها باید دوباره فعال شوند تا مسیرهای عصبی (neural pathway) در تفکر و تصمیمگیری روزانه تعبیه شوند. راک و اسوارتز به این فرآیند بهعنوان افزایش «میزان توجه» اشاره دارند که به یک ایده جدید داده میشود. آنها مینویسند «در طول زمان، صرف توجه کافی به هر ارتباط مغزی خاص، مدار مغزی مربوطه را باز و به شدت پویا نگه میدارد.» آنها میافزایند: «این مدارها در نهایت میتوانند نه تنها به پیوندهای شیمیایی، بلکه به تغییرات با ثبات و فیزیکی در ساختار مغز تبدیل شوند.» دلیل دومی که افراد شما نیاز به حمایت بیشتری برای پیگیری دارند حجم خالص اطلاعاتی است که باید هر روز از نظر ذهنی دستهبندی و مرتب کنند؛ مانند درخواستها، هشدارها، معرفیها، اعلانها و فهرستها. شلوغیهای مداوم میتوانند حتی شایستهترین سیستم کارمندان برای مدیریت تعهدات را با مشکل مواجه کنند.
با فرض این دو عامل، میتوانید با تغییر دیدگاهتان از نقش خود بهعنوان یک رهبر سازمانی، کارآیی اجرایی تیم خود را افزایش دهید. بهجای اینکه یک کارفرما باشید یا به اقدامات ضعیف اجازه دهید تا نتایج را تحلیل ببرند، میتوانید با استفاده از فعالیتهای ساده برای فعال کردن دوباره دیدگاههایی که واقعا مهم هستند، به خودتان بهعنوان معمار تمرکز و توجه تیمتان فکر کنید. در اینجا چهار روش برای شروع ارائه شده است:
۱. دیدگاهها را بدون وقفه و از روشهای واضح و روشن مستندسازی کنید. منتظر نمانید تا جلسه مذکور یا off-site پایان یابد. در عوض، زمانی را نزدیک به پایان جلسه برای بازتاب صحبتها اختصاص دهید تا دیدگاههای کلیدی اخذ و قدمهای بعدی را برنامهریزی کنید. تلاش کنید یک قالب برنامهریزی پروژه را به اشتراک بگذارید.
۲. در مورد سیستم شخصیتان برای مدیریت توجه و تعهدات سختگیر باشید. اگر قصد افزایش میزان توجه تیمتان را دارید، باید مدیریت تمرکزتان را فعالانه به عهده بگیرید. چندین روش ارزشمند و در دسترس وجود دارند. بهعنوان مثال، کتاب «هنر مدیریت زمان و افزایش بهرهوری» نوشته دیوید الن بهطور واضح برای کمک به مدیریت جریان اطلاعات طراحی شده است. کلید این امر داشتن یک روال شخصی برای هدایت عامدانه توجه شما به مسائل مهم و پیروی از آن است. داشتن سیستم خودتان به شما کمک میکند تا انتخاب کنید چگونه توجه تیمتان را هدایت کنید و انتظاراتی را تعیین کنید که سیستمهای مشابه داشته باشند. این روش همچنین تنها راهی است که شما و تیمتان میتوانید تعهداتی ایجاد کنید که میدانید میتوانید آنها را حفظ کنید.
۳. افراد را وادار به تفکر عمیقتر کنید. در جلسات تیمی یا در جلسات رودررو و حتی زمانی که از کنار کسی در راهرو راه میروید، تلاش کنید تا سوالاتی بپرسید که افراد را وادار به تفکر عمیقتر در مورد یک ایده بزرگ کنید. «وقتی به دادههای بازار خارجی نگاه میکردید، متوجه چه چیزی شدید؟» «هدف شما از برقراری این تماس برای فروش چیست؟»، «مشتریان جدید چه کسانی هستند؟» از آنها بپرسید که این ایده برای آنها به چه معناست و چگونه میتواند در عمل به کار برده شود. بهعنوان یک رهبر سازمانی، سوالاتی که شما میپرسید به تیمتان اجازه میدهد تا انتظارات شما و نحوه آمادگی برای بحث با شما را بداند.
۴. به ضربالاجلهای هر فرد توجه کنید. اغلب اوقات ضربالاجلها میآیند و میروند و هیچکس آنها را یادآور نمیشود. متاسفانه این امر این سیگنال را ارسال میکند که این پروژه یا وظیفه مهم نیست. در مقابل، اگر متوجه شدید که چه زمانی یک مساله کلیدی مطرح میشود، میتوانید از افراد مربوطه در مورد نحوه پیشروی کار بپرسید، در مورد چالشها و تاخیرها کار کنید یا از کارمندان برای اجرای قوی تشکر کنید. انجام این کار این ایده را تقویت میکند که شما توجه لازم را به خرج میدهید و اهمیت مشارکت همه را میرساند. تشخیص زمانی که کسی اولین گام مهم را برمیدارد یا نشانههای تلاش واقعی برای تغییر را نشان میدهد، میتواند تفاوت شگرفی ایجاد کند؛ بهخصوص زمانی که آنها در حال یادگیری عادات جدید هستند این مساله اهمیت ویژهای مییابد. در وهله اول، ممکن است تصور کنید که پذیرش این چهار عادت به قیمت وقت ارزشمند (و محدود) شما تمام خواهد شد. اما اگر تلاشتان را بکنید، به نظر من درخواهید یافت که آنها بازده هر دیدگاهی که تیمتان توسعه میدهد را افزایش میدهند. آیا وقتی به تیممان میگوییم میخواهیم کمتر کار کنیم و بازدهی بالاتری بهدست آوریم، منظورمان همین نیست؟
کامپیوترهای شخصی بازنشسته میشوند؟
IDC بررسی کرد
به این ترتیب انتظار میرود بازار جهانی دستگاههای کامپیوتر شخصی شامل کامپیوترهای سنتی و قدیمی (رومیزی، نوتبوکها و ورک استیشن ها) و تبلتها (ساده و جدا شدنی)، تا پایان سال جاری میلادی کاهش سالانه ۷/ ۲ درصدی را تجربه کنند. این در حالی است که کارشناسان IDC پیشبینی کردهاند این بازار در سال ۲۰۱۸ کاهش سالانه ۴ درصدی را به ثبت برساند. بررسیهای بیشتر نشان میدهد که میزان صادرات جهانی انواع دستگاههای کامپیوتر شخصی از ۳/ ۴۲۳میلیون دستگاه در سال ۲۰۱۷ به ۹/ ۳۹۳ میلیون دستگاه در سال ۲۰۲۱ خواهد رسید که این روند به دنبال متوسط نرخ رشد سالانه منفی۲درصدی در طول این سالها رخ خواهد داد.
در این میان صادرات جهانی انواع کامپیوترهای سنتی و قدیمی با متوسط نرخ رشد سالانه منفی ۹/ ۰ درصدی، از ۲/ ۲۶۰ میلیون دستگاه در سال ۲۰۱۷ به ۱/ ۲۴۸ میلیون دستگاه در سال ۲۰۲۱ خواهد رسید. این در حالی است که وقتی تبلتهای جدا شدنی مانند سرفیس پرو از مایکروسافت به بازار کامپیوترهای سنتی اضافه شوند، متوسط نرخ رشد پنج ساله این بازار به ۳/ ۰ درصد افزایش پیدا میکند. از طرفی کامپیوترهای رومیزی و تبلتهای ساده همچنان به روند کاهشی خود در این سالها ادامه میدهند. این در حالی است که گویا قرار است تبلتهای جدا شدنی، ورک استیشنها و نوت بوکها نشانههایی از بهبود را در این مدت نشان بدهند.
هر چند متوسط نرخ رشد سالانه ۳/ ۰ درصدی میتواند امیدوارکننده باشد، اما بررسی کلی این بازار در مناطق مختلف دنیا نتایج متفاوتی را به دنبال دارد. پیش بینیها نشان میدهد که بیش از ۶۹ درصد از صادرات جهانی کامپیوترهای سنتی و تبلتهای ساده تا سال ۲۰۲۱ به مقصد بازار کشورهای در حال توسعه خواهد بود. البته نباید فراموش کرد که قیمت همچنان عاملی تعیینکننده برای فروش بیشتر و در نهایت رشد این بازار در مناطق در حال توسعه خواهد بود. در مقابل اما کامپیوترهای هیبریدی یا تبدیل شدنی و همچنین نوت بوکهای فوق باریک طرفداران زیادی در بازار کشورهای توسعهیافته و پیشرفته دارند. جالب اینکه چین تنها بازار در حال توسعهای است که در میان ۱۰ بازار هدف محصولات نوت بوکهای فوق باریک و کامپیوترهای هیبریدی قرار دارد.
مکاتبات درباره حقوق بهائیان
فوت و فن همسر داری در روایات!
فوت و فن همسر داری در روایات!
داشتن یک زندگی زناشویی موفق در گرو آگاه بودن از مهارت های همسر داری است ، وظایفی که زن و و شوهر نسبت به هم دارند اگر خوب شناخته و انجام شود زوجین یک عمر می توانند در کنار هم خوشبخت و سعادتمند زندگی کنند. اما نداشتن درک متقابل از خواسته ها و شرایط یکدیگر منجر به طلاق عاطفی ، دوری از همدیگر، نفرت و کینه و از هم پاشیدگی زندگی می شود.

امام علی(علیه السلام) در کلمات قصار نهج البلاغه (شماره ۱۳۶) در عبارتی کوتاه اما پرمغز می فرماید: جهاد المرآه ، حسن التبعل= جهاد زن، نیکوشوهرداری کردن است.
به تحقیق و با اطمینان می توان گفت تمام رمز و رازهای خوشبختی و سعادت یک زوج مسلمان و مومن در همین عبارت کوتاه نهفته است و شاید بتوان ادعا کرد که پیرامون همین عبارت موجز، مقالات متعدد و حتی کتاب ها نوشت.
در اینجا تعدادی از آداب همسر داری که در روایات آمده است را نقل می کنیم باشد که در پرتو عنایات معصومان علیهم السلام زندگی خوب و خداپسندانه ای را بسازیم.
اظهار محبت بیشتر: ایمان بیشتر
1- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«كلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنسآء (1)؛ هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت [وی] به زن ها نیز زیاد می شود.»
2- امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«كل من اشتد لنا حبا اشتد للنساء حبا (2)؛ هر كس بیشتر دوستدار ما (خاندان عصمت و طهارت) باشد، به زن ها (همسرش) نیز بیشتر دوستی می كند.»
صفای زندگی اینجاست، اینجا
3- حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:
«فدارها علی كل حال واحسن الصحبة لها فیصفو عیشك (3)؛ همیشه با همسرت مدارا كن، و با او به نیكی همنشینی كن تا زندگیت باصفا شود.»
پیام اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : حق زن بر شوهرش این است كه او را سیر كند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زكات را - اگر در مال زن حق زكاتی است - به او یاد دهد، و زن نیز در این كارها با او مخالفت نورزد.»
از تكبر و خشونت بپرهیز
4- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«خیر الرجال من امتی الذین لایتطاولون علی اهلیهم و یحنون علیهم ولا یظلمونهم (4)؛ بهترین مردان امت من، آن كسانی هستند كه نسبت به خانواده خود خشن و متكبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش كنند و به آنان آزار نرسانند.»
سیلی، هرگز!
5- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«فای رجل لطم امراته لطمة، امرالله عزوجل مالك خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمة فی نار جهنم (5)؛ هر كس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند.»
من تو را دوست دارم
6- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«قول الرجل للمراة انی احبك لا یذهب من قلبها ابدا (6)؛ این گفتار مرد به همسرش كه «من تو را دوست دارم» ، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.»
تامین سعادت دینی و دنیایی همسر
7- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«للمراة علی زوجها ان یشبع بطنها، و یكسو ظهرها، ویعلمها الصلاة والصوم والزكاة ان كان فی مالها حق، ولاتخالفه فی ذلك (7)؛ حق زن بر شوهرش این است كه او را سیر كند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زكات را - اگر در مال زن حق زكاتی است - به او یاد دهد، و زن نیز در این كارها با او مخالفت نورزد.»
این هم جهاد در راه خداست
8- امام رضا علیه السلام می فرمایند:
«الكآد علی عیاله من حل كالمجاهد فی سبیل الله (8)؛ كسی كه از راه حلال برای تامین رفاه خانواده اش تلاش می كند، همچون مجاهدی است كه در راه خدا جهاد می كند.»
پیام اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند : بهترین مردان امت من، آن كسانی هستند كه نسبت به خانواده خود خشن و متكبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش كنند و به آنان آزار نرسانند.»
آیا هدیه هم می خری؟
9- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله كان كحامل صدقة الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذكور فان من فرح ابنته فكانما اعتق رقبة من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فكانما بكی من خشیة الله ومن بكی من خشیة الله ادخله الله جنات النعیم (9) ؛ هر كس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند كسی است كه برای نیازمندان صدقه می برد [. و هنگامی كه هدیه را به خانه می برد] ، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا كسی كه دخترش را شادمان كند، مانند كسی است كه یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد كرده است. و هر كس [با دادن هدیه ای] چشم پسری را روشن كند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر كس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت كند.»
زن و شوهر، همسر
خانه را گرم نگه دار
10- امام رضا علیه السلام می فرمایند:
«بنبغی للمومن ان ینقص من قوت عیاله فی الشتآء ویزید فی وقودهم (10) ؛ سزاوار است كه مومن در زمستان از خوراک خانواده اش كم كند، و بر [چوب و زغال و] وسیله گرم كننده آنان بیفزاید.»
شاد ساختن خانواده در مناسبت های فرخنده
11- راوی می گوید به امام صادق علیه السلام عرض كردم: حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند:
«... ولاتكون فاكهة عامة الا اطعم عیاله منها ولایدع ان یكون للعید عندهم فضل فی الطعام وان یسنی لهم فی ذلك شی ء ما لم یسن لهم فی سآئر الایام (11) ؛... هر میوه ای كه همه مردم از آن می خورند، باید به خانواده اش بخوراند و در روزهای عید خوراک آنان را افزایش دهد، و چیزهایی برای آنان فراهم كند كه در روزهای دیگر فراهم نمی كرده است.»
تهمت و سوء ظن هرگز
12- امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«لا تقذفوا نساءكم فان فی قذفهن ندامة طویلة وعقوبة شدیدة (12) ؛ به زنان خود تهمت نزنید [و نسبت ناروا ندهید] ، زیرا در این كار، [برای شما] پشیمانی طولانی و كیفر سختی خواهد بود.»
13- امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«خیر نسآءكم الطیبة الریح الطیبة الطبیخ التی اذا انفقت انفقت بمعروف وان امسكت امسكت بمعروف فتلك عامل من عمال الله وعامل الله لایخیب ولایندم (13) ؛ بهترین زنان شما زنی است كه دارای بویی خوش و دست پختی خوب باشد. هنگامی كه خرج می كند، بجا خرج كند، و هنگامی كه خرج نمی كند بجا از خرج كردن خودداری ورزد. چنین زنی كارگزاری از كارگزاران خداست و كارگزار خدا نه ناامید می شود و نه پشیمان.»
آرایش فقط برای شوهر
14- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«ان من خیر نسآءكم... المتبرجة من زوجها الحصان عن غیره (14) ؛ بهترین زنان شما آن زنی است كه برای شوهرش آرایش و زینت می كند، اما از بیگانگان خود را می پوشاند.»
از تو سپاسگزارم
15- امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«خیر نسآءكم التی ان اعطیت شكرت وان منعت رضیت (15) ؛ بهترین زنان شما آن زنی است كه چون به او چیزی داده شود، سپاسگزاری كند و اگر به او چیزی داده نشود راضی باشد.»
پی نوشت ها:
1) بحار الانوار، ج 103، ص 228.
2) همان، ج 103، ص 227.
3) مكارم الاخلاق، ص 218.
4) همان، ص 216.
5) مستدرك الوسائل، ج 14، ص 250.
6) وسائل الشیعة، ج 14، ص 10.
7) مستدرك الوسائل، ج 14، ص 243.
8) بحارالانوار، ج 104، ص 72.
9) وسائل الشیعة، ج 15، ص 227.
10) وسائل الشیعة، ج 15، ص 249.
11) همان، ج 15، ص 227.
12) بحارالانوار، ج 103، ص 249.
13) وسائل الشیعة، ج 14، ص 15.
14) بحارالانوار، ج 103، ص 235.
15) همان، ج 103، ص 239.
حکم عکس بدون حجاب
آیا می توان بدون حجاب عکس گرفت؟

اگر خانمی بداند چنانچه بدون حجاب کامل عکس بگیرد، عکس او در میان خویشاوندان پخش می شود و نامحرم نیز آن را می بیند، جایز نیست بدون حجاب عکس بیندازد.
♦️توجه♦️
برخی خانم ها برای گرفتن عکس یادگاری در دوران ازدواج نزد عکاس مرد می روند یا برای گرفتن قبض و دریافت عکس به مرد نامحرمی که مطمئنند عکسشان را ظاهر کرده مراجعه می کنند؛ در چنین مواردی عکس انداختن بدون حجاب کامل شرعی حرام است.
شرکت در مجالس عروسی و رعایت نکردن حجاب شرعی در مقابلِ داماد یا فیلم بردار نامحرم و همچنین حضور عروس با لباس عروسی نامناسب در معرض دید مردان (در ماشین عروس یا خیابان) مجوّز شرعی ندارد و حرام است
نشان دادن عکس زن نامحرمی که جز صورت و کف دست هایش1 جاهای دیگری از بدنش - مانند موها و آرنج - در عکس پیداست, به کسی که او را می شناسد, حرام است. و اگر عکس مفسده انگیز باشد، بر هر نامحرمی حرام می باشد
⭕️در صورتی که زینت نداشته باشد.
اگر میخواهید پولدار شوید، زیاد درس نخوانید!
اگر میخواهید پولدار شوید، زیاد درس نخوانید!
«چندین سال پیش، زمانی که پرتکرارترین سوال کودکی یعنی همان «میخواهی در آینده چکاره شوی؟» از ما پرسیده میشد، دلمان غنج میرفت و علایقمان را بازگو میکردیم. یک نقاش چیرهدست، نویسندهای بزرگ، خلبان، مهندس یا دکتر؛ علایقی که شاید در بزرگی به هیچکدام از آنها دست نیافتیم. اگر چه آن روزها در ذهنمان علایق بزرگ جای داشت اما حالا مهمترین دلیلی که جوانان یا همان کودکان روزهای گذشته را به دانشگاه و کلاسهای درس میکشاند، گرفتن مدرک و پولدارشدن است، نه علایقی که در کودکی به جستوجوی آنها حتی با بازی نقش آن، دل خوش بودند. اکنون بیشتر دانشجویان از زمان ورود به دانشگاه به میزی طلایی فکر میکنند که قرار است پس از گرفتن مدرک دانشگاهی و گذراندن واحدهای درسی، پشت آن بنشینند. سوالی که پیش از رفتن به دانشگاه و در دوره دبیرستان، ذهن بسیاری را به خود مشغول میکند، مربوط به این است که چه رشتهای میتواند در آینده پولساز باشد و کمتر کسی شاید به علایق واقعی خود در این زمینه فکر کند.
تفاوت رشتههای پردرآمد در ایران و دنیا
در این میان شاید ایراد را باید در سیستم آموزشی کشور جستوجو کرد یا شرایط بد اقتصادی که جوانان به جای دست یافتن به علایق خود و موفق شدن در آن، این روزها به دنبال یافتن شغل فقط برای کسب درآمد بیشتر هستند؛ این در حالی است که مسئولان مربوطه بارها به عدم توانایی و مهارت دانشجویان فارغالتحصیل اشاره کردهاند و میگویند شاه کلید اشتغال، مهارت است. در این زمینه طرحهایی همچون کارورزی رقم خورد که سرنوشت آن نامعلوم بوده و عدهای در این خصوص نیز انتقاداتی را مطرح کردهاند. در این میان میتوان به رشتههایی اشاره کرد که در ایران به نوعی درآمد بیشتری از طریق آنها کسب میشود و برخی این مشاغل را پیشنهاد میدهند. البته با نگاهی به لیست مشاغل درآمدزا در سایر کشورهای جهان میبینیم که تفاوت زیادی میان مشاغل پول ساز در ایران با سایر کشورها وجود دارد.
رشتههای دانشگاهی پولساز در آنسوی دنیا
برای مثال در کشورهای اروپایی، مهندسان هستهای میتوانند در زمان مبتدی بودن و نداشتن سابقه کار، حدود ۶۷ هزار دلار و در زمان نیمهحرفهای بودن ۱۱۷ هزار دلار درآمد داشته باشند. پیادهسازی نظریهها، تست محصولات مختلف، طراحی منابع تغذیه و کارهایی از این قبیل، کارهای رایج این مهندسان است. بیشتر رشتههای پردرآمد در شاخه مهندسی هستند. به این ترتیب پردرآمدترین رشتههای دانشگاهی که میتوانند هزینه صرف شده در تحصیلات را به شما برگردانند، شامل مهندسی نفت با ۱۶۰ هزار دلار درآمد، متخصصان ریاضیات آماری با ۱۲۰ هزار دلار درآمد، مهندسی هستهای با ۱۱۷ هزار دلار درآمد، مهندسی شیمی با ۱۱۶ هزار دلار و مهندسی هواوفضا با ۱۰۹ هزار دلار درآمد میشوند. البته این رشتهها و درآمد آنها بسته به منطقه زندگی ممکن است کمی متفاوت باشد اما در مجموع برخی رشتهها با مقدار ساعت کاری کمتر و فعالیت سبکتر در بیشتر مناطق زمین، درآمد بهتری دارند و به همین دلیل به عنوان پردرآمدترین رشتهها در جهان معرفی شدهاند. اگر چه درآمد یک رشته نباید تنها دلیل انتخاب آن رشته دانشگاهی باشد اما آشنا بودن با این رشتهها میتواند کمک زیادی به انتخاب رشته افراد کند.
اگر میخواهید پولدار شوید، زیاد درس نخوانید!
صدها هزار نفر از جوانان در حال برنامهریزی برای دانشگاه، در زمان شروع ۲۰۱۸ هستند. انتخاب آنها می تواند درآمد آتی را به شدت کاهش دهد؛ چرا که برای بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاه، داشتن مدرک اولویت محسوب میشود. جالب است بدانید برخی مطالعات نیز نشان میدهد که اگر میخواهید ثروتمند باشید، باید از تحصیل اجتناب کنید! تحقیقات انجام شده میگوید شکاف درآمد بین دانش آموزانی که موضوعات مورد علاقه خود را جذب میکنند و بالاترین و کمترین حقوق را میگیرند، قابل توجه است. موضوع دیگر این که رشتهای که در دانشگاه انتخاب میکنید، میتواند موجبات حرفهای و پولدار شدن افراد را در آینده محدود کند.
انتخاب میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند
برخی دانشآموزان آینده نگر از طریق پول، انگیزه میگیرند و برخی مسیرهای شغلی برای داشتن حقوق بالاتر از سایر مسیرها مشهورتر هستند که از جمله آن، انتخاب یک رشته دانشگاهی پردرآمد است. تحقیقات جدید از موسسه مطالعات مالی دستمزد سالانه افرادی که در دورههای مختلف، پنج سال پس از فارغ التحصیلی، درجه بندی شدهاند، این موضوع را به صراحت نشان میدهد. جزییات تحقیق در مورد این است که چگونه کسانی که پزشکی یا دندانپزشکی خواندند، می توانند در عرض پنج سال تحصیل در دانشگاه، حدود ۴۷ هزار پوند درآمد داشته باشند؛ در حالی که سایر مقاطع میتوانند نیمی از آن را به دست آورند.
درآمد طلایی
این که چه رشتهای برای تحصیل در دانشگاه میتواند درآمدهای آتی را افزایش دهد، تصمیم بزرگی به نظر میرسد. در این میان میتوان شکاف درآمد پنج سال پس از فارغ التحصیلی بین دانشآموزانی را که بیشترین و کمترین حقوق را دارند، مورد بررسی قرار داد. برای مثال فارغالتحصیلان پزشکی و دندانپزشکی به طور متوسط به ۴۶ هزار و ۷۰۰ پوند دست پیدا میکنند، در حالی که افرادی که رشته آنها اقتصاد بوده، ۴۰هزار پوند به دست میآورند. این ارقام دو برابر دستمزد متوسط فارغ التحصیلان هنرهای خلاق (۲۰ هزار و۱۰۰ پوند)، کشاورزی (۲۲ هزار پوند) و ارتباطات جمعی (۲۲ هزار و ۳۰۰ پوند) است. البته این شکاف درآمد در برخی موارد بزرگتر میشود، زمانی که دانشگاه معتبرتر و نمرات دانشجویان نسبت به یکدیگر متفاوتتر یا بالاتر باشد. با این وجود یکی از نشریههای انگلیسی زبان، فهرستی از پولسازترین مشاغل دنیا را در سال میلادی جدید منتشر کرد که در صدر آن رشتههای مدیریت، علوم ارتباطات، علوم کامپیوتر، طراحی و گرافیک، مهندسی نفت و مهندسی مکانیک جا خوش کردهاند.
پردرآمدترینها در ایران
حالا از پردرآمدترین رشتههای کالجهای دنیا فاصله میگیریم و به پولسازترین رشتههای دانشگاهی در ایران میپردازیم. در این دوره از تاریخ که ما روزگار میگذرانیم، پولدار شدن مهمترین دلیل دانشآموزان ایرانی برای رفتن به دانشگاه و انتخاب پردرآمدترین رشتههای دانشگاهی است. دکتر یا مهندس شدن، آرزوی بسیاری از دانشآموزان است. متاسفانه امروز تنها مهندسی، دکتری و وکالت جزو رشتههای پردرآمد در ایران به حساب میآیند و رشتههایی همچون فنی و حرفهای و بیشتر رشتههای علوم انسانی به فراموشی سپرده شدهاند که به عقیده جامعه شناسان، این نیاز جامعه نیست بلکه اولویتهایی است که دولتمردان برای جامعه تعریف کردهاند؛ برای مثال اگر دولتمردان به تکتک افراد جامعه اهمیت میدادند و برای مسائل اجتماعی به دنبال راه حلهای ریشهای بودند، حالا رشتهای همچون روانشناسی جزو رشتههای با اهمیت و باارزش به حساب میآمد و رغبت دانشآموزان و جوانان برای کشش به سمت این رشتهها بیشتر میشد.
کامپیوتر: رشته روز و رشته آینده است. روند رو به رشد استفاده از کامپیوتر در زندگی روزانه، اشتغال فارغ التحصیلان این رشته را فراهم کرده است که بتوانند در قالب شرکت های تولید کننده قطعات، شرکت های تولیدی و خدماتی، شرکتهای تولیدکننده نرم افزارها و هر شرکتی که نخواهد از این قافله عقب بماند، فعالیت داشته باشند. رشته کامپیوتر دارای دو گرایش سخت افزاری و نرم افزاری است. فارغالتحصیلان گرایش نرم افزار در صورتی که از برنامهنویسان حرفهای باشند به دلیل نیاز هر شرکت به این گرایش میتوانند با درآمد بالا به راحتی جذب بازار کار شوند.
مدیریت MBA: رشته MBA حدود ۱۰ سال است که در دانشگاههای کشور تدریس می شود. این رشته، یکی از پرطرفدارترین و پرسودترین رشتههای دانشگاهی است که در دوره کارشناسی ارشد، سومین مدرک در مدیریت کسب و کار به حساب میآید و به طور کلی برای ایجاد مهارتهای مختلف مدیریتی در مهندسان رشتههای مختلف به کار میرود. از آنجایی که در تمامی شرکتها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی نیاز به نیروی دارای مهارت در زمینه مدیریت بازاریابی و مارکتینگ، مدیریت استراتژیک، مدیریت منابع انسانی، تجارت و کارآفرینی احساسمیشود، این رشته از بازار کار خوبی برخوردار است.
مدیریت بازرگانی گرایش بیمه: فارغ التحصیلان این رشته به دلیل داشتن اطلاعات وسیعی در مورد بازرگانی و بازاریابی، روابط انسانی و امور مالی و اقتصادی به خصوص بیمه، میتوانند به عنوان مدیران اجرایی در شرکتهای بیمه مشغول به کار شوند.
علوم آزمایشگاهی: شناخت علل ایجاد بیماریهای مختلف و عوامل ایجاد کننده آنها از وظیفه مهم رشته علوم آزمایشگاهی است. رادیولوژی، رشتههای توانبخشی و... از گرایشهای این رشته محسوبمیشود. این رشته از نظر کاربرد و بازارکار، یکی از رشتههای خوب و البته پردرآمد است. بیشتر فارغ التحصیلان این رشته به راحتی میتوانند وارد بازار کار شوند.
داروسازی: زمینه کاری این افراد شامل ارائه خدمات دارویی، مشاوره دارویی و بررسی روشهای دارو سازی و ضعفهای احتمالی موجود در رژیم های دارو درمانی است. در حال حاضر حدود ۹۷ درصد داروهای مورد نیاز کشور در کارخانههای متعدد داروسازی داخل کشور ساخته می شوند که بدون شک متخصصان مورد نیاز در این کارخانهها، فارغ التحصیلان این رشته نیزهستند. هماکنون از بین ۹۰ درصد فارغ التحصیلان این رشته، ۸۰ درصد آنها جذب داروخانه ها شده و مابقی در صنایع داروسازی و آرایشی یا در کارهای اجرایی وزارت بهداشت و درمان فعالیت میکنند.
دندانپزشکی: با وجود این که افراد بسیاری در این رشته فارغ التحصیل شدهاند و به مرز اشباع رسیده است اما همچنان در کشورهای جهان سوم نیاز به این رشته احساس میشود. پیشبینی شده است در ۲۰۳۰ میلادی، بهداشت دهان و دندان مردم به اندازه ای خوب خواهد شد که دیگر نیاز به دندانپزشکی عمومی نخواهد بود و فقط به صورت تخصصی، افراد در این حرفه فعالیت میکنند اما در حال حاضر، دندانپزشکهای ما جزو افراد پردرآمد جامعه محسوب میشوند. پیش بینی شده است که رشته پیراپزشکی تا سال ۲۰۲۲ جزو رشته های پردرآمد محسوب شود و رشد ۳۷ درصدی داشته باشد.
کاردرمانی و فیزیوتراپی: این رشتهها جزو رشتههای پردرآمد ایران هستند که پیشبینی شده تا سال ۲۰۲۲ به ترتیب ۲۹ و ۳۶ درصد رشد داشته باشند؛ به خصوص که آمار سن پیری جامعه متاسفانه بالا رفته است. در حال حاضر فارغالتحصیلان این رشته میتوانند در مراکز دولتی مانند بیمارستانها، مراکز توانبخشی یا حتی فدراسیونهای ورزشی فعالیت داشته باشند یا بعد از گذراندن دوران طرح و به دست آوردن ۶ سال سابقه کار در بیمارستانها و ... خود اقدام به تاسیس کلینیک خصوصی فیزیوتراپی کنند.
رشتههای پزشکی: فارغ التحصیلان رشته پزشکی اگر فقط کمی صبر داشته باشند و بتوانند در دوران تحصیل مهارت و دانش خود را بالا ببرند، میتوانند در آینده، پزشکی سرشناس با درآمد بالا باشند. از طرفی این افراد با ادامه تحصیل میتوانند یکی از رشتههای پردرآمد پزشکی را انتخاب کنند. یکی از این پردرآمدها، متخصص زیبایی گوش، حلق و بینی و متخصص پوست و مو است که امروز در صدر لیست پردرآمدها قرار گرفتهاند و دلیل آن نیز گرایش بسیار مردم به زیباتر شدن و زیباتر دیدهشدن در جامعه است که این رشته را به پولسازترین رشته دانشگاهی تبدیل میکند.
مهندسی و پزشکی در صدر
به این ترتیب هنوز رشتههای پزشکی و مهندسی جزو پولسازترین رشتهها محسوب میشوند. دانشآموزانی که در دبیرستان معدل بالاتری دارند با فکر پوشیدن لباس سفید دکتری و گذاشتن کلاه ایمنی مهندسی، جذب رشته های علوم تجربی و ریاضی و فیزیک میشوند؛ آنها نیز که انتخابی جز علوم انسانی در رشتههای نظری برایشان باقی نمیماند، عزمشان را برای وکالت جزم میکنند. از رشتههای فنی حرفهای و کار و دانش نیز در این سالها آنگونه که باید و شاید استقبال نشده و همچنان رشتههای نظری، بیشترین حجم داوطلبان کنکور را دارند و از این فارغ التحصیلان بهرهوری نمیشود. آنها صندلیهای دانشگاه را پر میکنند اما پس از خروج از دانشگاه، دیگر جایی برایشان در نظر گرفته نشده است.
تاثیر شرایط اقتصادی ایران
در این میان، عدم رونق برخی رشتههای دانشگاهی به عقیده برخی کارشناسان، وضعیت اقتصادی و نیاز بازار کار است اما آنگونه که مشهود است، وضعیت اقتصادی و واردات بیش از اندازه در این بخش نیز بیتاثیر نبوده، به گونهای که کارخانهها و واحدهای تولیدی از رونق افتادهاند و به همین دلیل فارغالتحصیلان فنی حرفهای و کار و دانش در کشور ما خریداری ندارند. چه بسا اگر رونق به کشور بازمیگشت، شاید این رشته ها مانند سایر کشورها به رشتههای با ارزش و پردرآمد تبدیل میشدند.
اشباع برخی رشتهها
در ۶۰ سال گذشته و در طول حیات آموزش عالی، داوطلبان توسعه آموزش عالی را جهتدهی میکردهاند وقتی ۱۰۰ نفر یا ۱۰۰۰ نفر اول کنکور، یک رشته خاص را انتخاب میکنند، به طور طبیعی یکی از دلایل آن، کشش بازار کار و درآمدزا بودن آن رشته است. حالا در شرایطی هستیم که ۸۰ درصد جمعیت داوطلبان کشور در ۲۰ درصد رشتهها علاقهمند به ادامه تحصیل هستند که در صدر آن پزشکی، رشتههای مهندسی همچون برق، کامپیوتر، عمران و رشتههای حقوق و روانشناسی قرار دارد. ارزیابی های اولیه نشان میدهد که بازار کار این رشتهها بازار خوب و پرکششی است. برخی رشتهها که در گذشته تصور میشد بازار کارشان بسیار خوب است، امروز به مرز اشباع رسیدهاند؛ از جمله حقوق، روانشناسی و برخی رشتههای مهندسی مانند مهندسی برق.
اصلاح فرهنگ ورود به دانشگاه
متاسفانه هدایت تحصیلی به گونهای نبوده که متناسب با بازار کار، نیروی متخصص مورد نیاز جامعه تربیت شود و فرهنگ و شناخت دانشجویان در زمینه ورود به دانشگاهها باید اصلاح شود. این هدایت تحصیلی در دوره متوسطه شکل میگیرد و خانوادهها در آن نقش تعیین کنندهای دارند. وقتی خانوادهها، بهویژه قشر تحصیلکرده آن علاقهمند هستند که بچههایشان پزشک یا مهندس شوند، این فرهنگی است که اصلاح آن آسان نیست. امروز خیلی از خانوادهها علاقهمند نیستند که فرزندانشان یک تکنسین ماهر شوند حتی اگر جامعه بسیار در این حوزه کمبود داشته باشد. از طرفی این نگاه وجود دارد که مهندس بیشتر از تکنسین حقوق میگیرد. فهرست اعلام شده در نشریات آمریکایی نشان داده که از جمله رشتههای پردرآمد در کشورهای پیشرفته صنعتی، رشتههایی چون مدیریت و علوم ارتباطات هستندکه در کشور ما پرکشش نیست و جزو ۸۰ درصد رشتههایی است که فقط ۲۰ درصد داوطلبان به آن تمایل دارند. کارشناسان دلیل این موضوع را عدم احساس نیاز جامعه میدانند. به عنوان مثال رشته حسابداری جزو رشتههای پرمتقاضی در کشور است زیرا جامعه نسبت به آن احساس نیاز کرده اما رشتهای همچون فلسفه به دلیل نداشتن بازار کار خوب، تقاضای زیادی ندارد.»
عواقب آه و نفرین مادر !
عواقب آه و نفرین مادر !
از آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام برمی آید که مقام والدین خصوصا مادر در پیشگاه الهی آنچنان والا و پرارزش است که هیچ کس در هیچ جایگاه و مقامی نمی تواند در برابر آن بایستد و اندکی از ارزش آن بکاهد. گویا که خداوند در این مساله با هیچ کس تعارف ندارد و به هیچ وجه با خلافکاران این وادی کنار نمی آید.

نفرین
از آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام برمی آید که مقام والدین خصوصا مادر در پیشگاه الهی آنچنان والا و پرارزش است که هیچ کس در هیچ جایگاه و مقامی نمی تواند در برابر آن بایستد و اندکی از ارزش آن بکاهد. گویا که خداوند در این مساله با هیچ کس تعارف ندارد و به هیچ وجه با خلافکاران این وادی کنار نمی آید.
این نکته را می توان با نیم نگاهی به زندگی بزرگانی که پله های کمالات را پیموده اند و در قله های پیشرفت، منزل گزیده اند مورد واکاوی قرار داد. روشن است که در زندگی هیچ بزرگی ذره ای بی احترامی به مقام والدین و به ویژه مادر دیده نمی شود که یقینا اگر چنین چیزی در زندگی آنها رخ می داد به آنچنان جایگاه رفیعی دست نمی یافتند.
از سوی دیگر تاریخ شاهد آن است که برخی از آنان که به بلندای قله سعادت دست یافته اند به خاطر عدم رعایت این نکته پراهمیت، سقوط و یا پس رفت در این مسیر را تجربه کرده اند.
اگرچه صرف قدم گذاشتن در وادی بی احترامی به والدین تاثیرات و پیامدهای مخرب فراوانی را بر زندگی مادی و معنوی انسان خواهد گذاشت اما باید دانست که این تاثیرات مخرب هنگامی به اوج خود می رسد که نَفَس از سینه مادر برون آید و به دادستانی، از بی احترامی فرزندش او را نفرین کند. گویا که در چنین شرایطی خود خداوند دادستان او خواهد بود و بی شک هیچ کس هم جلودار چنین دادستانی نخواهد بود.
داستانی درباره تاثیر نفرین مادر
محبت مادر نسبت به فرزندش آنقدر زیاد است که همیشه و در همه حال دوست دارد برای پیشرفت فرزندش دعا کند و با چشمانش ترقی و کمال او را ببیند. دل او آنقدر پاک و زلال است که کمتر می شود کدورتی به خود بگیرد و ناراحتی از فرزندش را عقده کند.
اما گاهی هم می شود که دل ظریف و لطیف او آنچنان می شکند که آهش به آسمان می رود و دردش گریبانگیر فرزند عزیزتر از جانش می شود. معمول مادران حتی در مواجهه با چنین شرایطی دلشان نمی آید که فرزندشان را نفرین کنند و علیه او از خداوند درخواستی داشته باشند. اما باید دانست که به همان اندازه که دل مادر همچون دریا وسیع است و میتواند ناملایمات را در خود هضم کند، همچون گل ظریف و شکننده است.
اگرچه صرف قدم گذاشتن در وادی بی احترامی به والدین تاثیرات و پیامدهای مخرب فراوانی را بر زندگی مادی و معنوی انسان خواهد گذاشت اما باید دانست که این تاثیرات مخرب هنگامی به اوج خود می رسد که نَفَس از سینه مادر برون آید و به دادستانی از بی احترامی فرزندش او را نفرین کند. گویا که در چنین شرایطی خود خداوند دادستان او خواهد بود و بی شک هیچ کس هم جلودار چنین دادستانی نخواهد بود
در چنین شرایطی است که دل شکسته او غوغا می کند و دعای سوزان او بر مسند می نشیند. برخی از روایات، داستانهای شگفتی را در این زمینه برای ما نقل کرده اند تا شاید از سرنوشت نامیمون گذشتگان عبرت گیریم و این نکته پراهمیت را برای همیشه آویزه گوش هایمان کنیم. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
«در میان بنى اسرائیل عابدی بود به نام جریح که دایما در صومعه ای عبادت می كرد. روزی مادرش نزد او آمد و او را که در حال نماز (مستحب) بود، (صدا زد و) به سوی خود خواند. اما جریح پاسخ مادر را نداد. مادر برگشت و پس از چندی به سوی او بازگشت و دوباره او را خواند. اما پسر به او توجه نكرد و عبادتش را ادامه داد. مادر نیز به خانه رفت و پس از چندی برای بار سوم برگشت تا با فرزندش سخن بگوید. اما این بار هم جریح، مشغول عبادت بود و توجهی به مادر نکرد و پاسخ او را نداد.
مادر در حالی که (دلش از او گرفته بود) از آنجا برگشت و با خود چنین گفت: اى معبود بنى اسرائیل! او را خوار و ذلیل کن.
درست فرداى همان روز بود که زن بدکاره ای آمد و کنار صومعه او نشست و درد زائیدنش گرفت و مدعى شد كه نوزادش از آن جریح است. این مساله (مثل باد) در میان بنى اسرائیل پیچید و عمومیت یافت که ای مردم بدانید همان کسی که دیگران را به زنا سرزنش می کرد خود گرفتار این عمل زشت شده است! حاکم دستور داد که او را دستگیر کنند (و به محکمه برند).
در این هنگام مادر جریح در حالی که سیلی به صورت خود می زد، نزد او رفت. جریح به مادر گفت: مادر جان! ساکت باش که این نتیجه نفرین تو است. (اینجا بود که عابد بنی اسرائیل پی به خطای خود برد و از کرده خود پشیمان شد.)
هنگامی که مردم این سخن را از او شنیدند به او گفتند: ما با تو چه کنیم؟ جریح گفت: بچه را بیاورید. او را که آوردند، جریح بچه را از آنان گرفت و از او پرسید: پدرت كیست؟ (نوزاد به قدرت خدا به زبان آمد و) پاسخ داد: فلان چوپان در فلان خاندان.
بدین ترتیب خداوند تهمت آنان را که در مورد جریح چنین گفته بودند، دروغ در آورد. او هم سوگند یاد کرد که دیگر از مادرش جدا نشود و همیشه در خدمتش باشد. (قصص الأنبیاء راوندی، ص 177)
در زندگی هیچ بزرگی ذره ای بی احترامی به مقام والدین و به ویژه مادر دیده نمی شود که یقینا اگر چنین چیزی در زندگی آنها رخ می داد به آنچنان جایگاه رفیعی دست نمی یافتند
از سوی دیگر تاریخ شاهد آن است که برخی از آنان که به بلندای قله سعادت دست یافته اند به خاطر عدم رعایت این نکته پراهمیت، سقوط و یا پس رفت در این مسیر را تجربه کرده اند
بنابراین روشن است که هر کس در هر جایگاه و مقامی هم که باشد اگر احترام مادر را حفظ نکند به زیر خواهد آمد و آنچه را که از خدا گرفته از کف خواهد داد.
نتیجه مهر و محبت مادر زبان زد خاص و عام است. هیچ کس به قدر او به فرزندانش علاقه ندارد. بارها دیدهایم که هر کس می خواهد شاهدی برای محبت بی حد و حصر و فراوان بیاورد از مادر مایه می گذارد و محبت مادری را مثال می زند. اما گاهی هم می شود که دل وسیع و دریاگونه او همچون شیشه می شکند و صدای شکستنش سرتاسر دنیا را فرامی گیرد.
بنابراین حتی اگر خودخواهانه هم می اندیشیم و تنها به فکر پیشرفت خود هستیم هم باید با تمام وجود حریم گل را حفظ کنیم و از محدوده احترام به مادر نگهبانی نماییم. چرا که پیشرفت ما در گرو آرامش دل او است.
اما شایسته تر آن است که خالصانه و از روی صفای دل، تمام محبت خود را به پای موجودی که تمام وجودش را وقف ما کرده، بریزیم و اجازه ندهیم حتی قطره ای آب در دل آرام او به تلاطم افتد.
آری، شاید بتوان چاره ای برای پیامدهای مخرب بی احترامی به مادر پیدا کرد اما این چاره اندیشی تا زمانی خواهد بود که نفس مادر از سینه برون نیامده باشد و آه او به عرش رحمانی نرسیده باشد و نفرینش دامنگیر فرزندش نشده باشد.
البته نفرین پدر نیز ماجرایی مشابه دارد که مجال دیگری را می طلبد.
منبع : سایت تبارک
آیا شما یک میکرومدیر هستید؟
آیا شما یک میکرومدیر هستید؟
اگر شما مشابه اکثر «میکرومدیر»ها هستید، احتمالا خودتان هم متوجه این موضوع نمیشوید. ولی نشانههای زیر نشاندهنده وجود این سبک مدیریتی در شما هستند:
• هیچگاه از انجام کارها توسط دیگران رضایت کامل ندارید.
• اغلب اوقات حس ناامیدی میکنید چرا که وظایف کارکنان قرار بود به طریقی دیگر انجام شوند.
• به جزئیات نگاه ریزبینانهای دارید و در تصحیح آنها احساس غرور یا آزردگی میکنید.
• همیشه دوست دارید بدانید اعضای تیمتان کجا و در حال انجام چه کاری هستند.
• در مورد همه چیز دنبال آخرین وضعیتشان هستید.
• ترجیح میدهید همه ایمیلها و نامهها به شما رونوشت داشته باشند.
توجه به جزئیات و اطمینان از اینکه کارها به درستی انجام میشوند بسیار مهم هستند. بنابراین لازم است که تمامی موارد بالا درخصوص یک کار خیلی ضروری حین مدیریت انجام شود. اما این رویکرد همیشه لازم نیست. مهمترین مشکل مدیران ذرهبینی این است که آنها برای «تمامی» امور به یک اندازه شدت، دقت و رویکرد قاطع و تهاجمی به خرج میدهند، چه لازم باشد چه نباشد. نکته مهم این است که شما باید دست از این کارتان بردارید. این روش مدیریت شما به روحیه زیردستان و –نهایتا- بهرهوری و عملکرد آنها آسیب جدی میرساند. طی یکی از تجربههای مشاورهام، یکی از مدیران ارشد میگفت که بازخوردهایی از مدیر و کارکنانش دریافت میکرد تا به او در درک این موضوع کمک کند که آیا او رویکرد ذره بینی دارد یا خیر؟نتایج بررسیها نشان داد گرایش او به میکرومدیریت آسیبهای بیشتری از آنچه او فکر میکرد داشته است،او بهعنوان یک مدیر:
• «تواناییاش خیلی بیشتر از کارهایی است که درگیر انجامشان است. درگیر جزئیات سطح پایین است در حالی که میتواند وقت خود را صرف مسائل استراتژیک سطح بالا کند. بهجای اینکه در هر لحظه دستانش پر از جزئیات کوچک باشد، او نیاز دارد اولویتهایش را بهصورت مرتب مشخص کند».در حالیکه مدیریت ذرهبینی ممکن است در کوتاهمدت برای شما نتایجی به همراه داشته باشد، ولی در گذر زمان روی تیم، سازمانتان و خود شما اثر منفی دارد. شما بهرهوری خودتان را هم با این روش تضعیف کرده و ظرفیت شما آنقدر پر میشود که به امور مهم نمیرسید. همچنین موجب عدم رشد اعضای تیمتان میشوید و روحیه آنها را تضعیف میکنید. وقتی اعضای تیمتان به این موضوع عادت نکردهاند که بدون حضور شما اقدام کنند و عمیقا درگیر امور کاری شوند، عملا «آسیبپذیری سازمانی» را در مجموعهتان به وجود میآورید. بنابراین اگر بخواهید مدیریت ذرهبینی را متوقف کنید، چه اقدامی انجام میدهید؟ در اینجا چهار استراتژی و راهحل جهت کمک ارائه میشود:
۱- بر خودتان غلبه کنید. همگی ما میتوانیم کارهای خود را منطقی جلوه و توجیه کنیم و این موضوع در مورد میکرو مدیران هم صدق میکند. این گونه عذرها منجر به ایجاد یک تیم فاقد قدرت و فاقد روحیه میشود. بهجای یافتن تمام دلایلی که فکر میکنید «باید» مدیریت ذرهبینی داشته باشید، به دنبال عللی بگردید که چرا «نباید» این کار را ادامه دهید.
۲- کوتاه بیایید! تفاوت مدیریت و میکرومدیریت در تمرکز بر«میکرو (جزئیات)» است. مهمترین قسمت رهایی از میکرومدیریت، کوتاه آمدن مقابل جزئیات خیلی کوچک است. این امر میتواند سخت باشد، نکته کلیدی آن است که به یکباره این کار را از امور سادهتر شروع کنید. بهعنوان یک شروع، ابتدا نگاهی به لیست وظایف خود کنید تا مشخص شود کدامیک از وظایف و اقدامات سطح پایینتر را میتوان به یکی از اعضای تیمتان واگذار کنید. از طریق بیان مستقیم، درگیر بحث صریح شوید تا بگویید تا چه سطحی از جزئیات درگیر خواهید شد و در کجا کارکنان باید شما را در جریان امور قرار دهند. همچنین باید در لیست امور خود موارد مهمتر را – که حقیقتا باعث افزوده شدن اعتبار و ارزش میشوند- مشخص کنید و در ادامه هم مطمئن شوید که اینها مواردی هستند که بیشترین انرژی خود را روی آنها میگذارید.۳- بگویید «چه چیزی میخواهید»، نه «چگونه». مشکلی در اینکه از افراد تیمتان انتظاری داشته باشید نیست، ولی فرق است بین بیان آن انتظار و دیکته کردن طرز رسیدن به نتیجه. کار شما بهعنوان یک مدیر این است که صریحا مشخص کنید تحت چه شرایطی از انجام یک کار راضی میشوید. تجسمتان را از نتیجه نهایی بیان کنید، ولی لازم نیست دستورات ریز و جزئی از طریقه رسیدن به نتیجه بدهید. در صورت تردید، «آنچه میخواهید» را بگویید و سپس از اعضای تیمتان بپرسید (بهجای آنکه دیکته کنید) برنامهشان برای رسیدن به آن چیست. ممکن است از اینکه روششان– اگرچه متفاوت با روش مد نظر شما- نتایج عالی دهد، تعجب کنید.
۴- در اکثر مواقع انتظار برنده شدن داشته باشید. علت اصلی نیازتان برای میکرومدیریت کردن، ترس از شکست است. با بزرگنماییِ خطر شکست، کارکنانتان عملا درگیر «درماندگیِ خودساخته و کاذب» میشوند وقتی که کم کم باور میکنند که تنها راه ایفا کردن وظایفشان این است که شما آنها را در جزئیات هم مدیریت کنید (میکرومدیریت). این یک چرخه نادرست و اشتباه است. در عوض، دستورات و گزارشهای مستقیمتان را بر اساس «موفقیت» تنظیم کنید. در اینکه موفقیت چگونه است صریح، روشن و دقیق باشید. منابع، اطلاعات و حمایت مورد نیاز برای رسیدن به شرایط موفقیت را مهیا کنید و به افرادی از تیمتان که شایستگی دارند اعتماد کنید. با گذشت زمان متوجه خواهید شد که ضررهای گاه گاه، در درازمدت به ایجاد سوابق و پشتوانه عملکردی قوی کمک خواهند کرد.دقیقا همانطور که هیچ کس دوست ندارد تحت میکرومدیریت قرار گیرد، هیچ کسی هم نمیخواهد یک میکرومدیر نفرت انگیز باشد. ولی با پشتکار و پایبندی به تمرکز روی تصویر کلی (و نه جزئیات) و ایجاد انگیزه در کارکنانتان، میتوانید از تلاشهایتان بهترین استفاده را کنید تا تبدیل به کارآمدترین مدیر ممکن شوید.
زلزله دیجیتالی تازهواردهای بازار
چگونه کسب و کارهای نوآور به بازآفرینی سازمانها کمک میکنند؟
از طرفی در این دنیای جدید سازمانهای بزرگ با پدیده کسب و کارهای نوآور روبهرو هستند که شاید درگذشته آنها را خیلی به لحاظ کوچک بودن و نداشتن زیرساختهای لازم جدی نمیگرفتند، اما سرعت رشد این کسب و کارهای به نظر کوچک به قدری زیاد است که سازمانها را به وحشت انداخته است و هر روز یکی از این کسب و کارهای نوآور به بزرگترین در صنعت خود بدل میشود و همه اینها به مدد فناوریهای دیجیتال روی داده است. ایر بیاند بی تبدیل به بزرگترین هتل دنیا شده است درحالی که هیچ هتل فیزیکی ندارد و اوبر تبدیل به بزرگترین سازمان حمل و نقل دنیا شده است درحالی که هیچ وسیله نقلیهای ندارد. سوالی که در این شرایط پیش میآید این است که عکسالعمل سازمانهای بزرگ در مقابل تهدید این شرکتهای کوچک یاغی چیست و چگونه باید باشد؟ آیا باید بدون درنظر گرفتن تغییرات جدید مدل کسب و کار خود را بدون تغییر پیش ببرند؟ یا در این شرایط قافیه را به آنها ببازند و همه چیز را از دست رفته ببینند؟! از نظر ما هنوز زمان برای سازگاری با مختصات درحال تغییر صنایع وجود دارد. سازمانهای بزرگ در کشورهای توسعه یافته مزیتهای رقابتی خود را به سمت بهرهبرداری از شرایط جدید هدایت میکنند که میتوان به مواردی مانند: حجم بالای سرمایهگذاریها، برند قدرتمند، ارتباط گسترده با مشتریان و زیرساختهای فنی نهادینه شده اشاره کرد.
به اعتقاد اکثر رهبران صنعت کارکرد فناوریهای دیجیتال از بهبود دهنده حاشیه سود به توانمندساز کل کسب و کار در ایجاد نوآوری و تحول سازمانی تغییر کرده است. نگاه صرفا ابزاری به این نوع فناوریها راه بهجایی نخواهد برد و تنها نهادینهسازی آن در سازمان میتواند باعث ایجاد تغییر و مقابله با تهدیدهای روزافزون از کسب و کارهای نوآور شود. بنابراین لازم است نوآفرینی سازمانی با رویکرد استفاده همهجانبه از فناوریهای دیجیتال در سازمانها صورت گیرد. نوآفرینی سازمانی یعنی خلق سازمانی جدید با مشخصات ساختاری و فرهنگی نوین که بتواند مختصات سازمانهای نوظهور را داشته باشد و توان رقابت و توسعه را در خود داشته باشد. این نوآفرینی باید به گونهای تعریف و طراحی شود که مبتنی بر پتانسیل قابلیت سازمان برای مواجهه به بقای سازمانی و واکنش سریع و متناسب به محیط را ایجاد کند.
تحول دیجیتال IBM
شرکت IBM مطالعه بازآفرینی دیجیتال سازمانها را از طریق پیمایشی جهانی در سال ۲۰۱۳ انجام داده است. در این پیمایش ۱۱۰۰ مدیر ارشد از سازمانهای خصوصی و دولتی و همچنین ۵۰۰۰ مشتری از ۱۵ کشور به همراه ۳۰ نفر آیندهپژوه مورد بررسی قرار گرفتند. مقدمه و سوالی که در این مطالعه مطرح شده به این شرح است: رهبران صنایع مختلف همواره از فناوری اطلاعات برای بهبود بهرهوری و کارآیی، دستیابی به بازارهای جدید و بهینهسازی زنجیره تامین استفاده کردهاند. اما آنچه تغییر کرده انتظارات مشتریان است. افراد در همه جا از شبکههای اجتماعی برای یافتن شغل، رستوران، دوست و شریک و دستیابی به اهداف مشترک سیاسی استفاده میکنند. چطور سازمانها میتوانند به این تغییرات رخ داده پاسخ دهند، چطور میتوانند از این فرصت در جهت نوآوری و رشد استفاده کنند و چطور میتوانند این همه تغییر را با کمترین هزینه انجام دهند؟ نتایج تحقیق نشان میدهد شرکتهایی که یک استراتژی منسجم برای یکپارچهسازی عناصر دیجیتال و فیزیکی سازمان داشته باشند میتوانند بهصورت موفق مدل کسب و کار خود را متحول و مسیرهای جدید برای کل صنعت ایجاد کنند. سازمانها با تمرکز بر دو حوزه میتوانند این تحول را ایجاد کنند. حوزه اول تغییر شکل ارزش پیشنهادی به مشتری و حوزه دوم متحول کردن مدلهای عملیاتی است.
۱- تغییر شکل ارزش پیشنهادی: محصولات و خدمات، اطلاعات و مشتریان با استفاده از قابلیتهای موبایل، تعامل و دسترسی به اطلاعات تغییر شکل پیدا کنند. چالش بعدی این خواهد بود که چگونه این ارزش پیشنهادی جدید را پول ساز کنیم.
۲- تغییر شکل مدل عملیاتی: مدل عملیاتی میتواند طوری تطبیق داده شود که ترجیحات و نیازمندیهای مشتریان در هریک از فعالیتهای ممکن در زنجیره خرید و فروش مورد توجه قرار گیرد. انجام این کار نیازمند یکپارچهسازی همه فعالیتهای کسب و کار و بهینهسازی ارتباط دادهها به این فعالیتها است.
تا به امروز بیشتر سازمانها تنها بر یکی از حوزهها تمرکز داشتهاند که بهصورت مقطعی و درخصوص فعالیتهای خاصی بوده است. داشتن یک رویکرد جامع و یکپارچه باعث میشود مسیر سومی که این دو حوزه را باهم ترکیب میکند، ایجاد شود که بهصورت همزمان ارزش پیشنهادی و مدلهای عملیاتی سازمان را تغییر میدهد. یافتن بهترین مسیر جهت تحول نیازمند درک کامل و ارزیابی دقیق عوامل مختلفی است که آیبیام آنها را در چند بخش جدا کرده است: اول نقطهای است که محصولات و خدمات در طیف دیجیتال به فیزیکی در صنعت قرار دارند، دوم سطوح تطبیق موبایل و شبکههای اجتماعی و انتظارات مشتریان است. سومین موضوع تحرکات استراتژیک سایر بازیگران صنعت و در نهایت چهارمین آن درجه یکپارچگی در مراحل تحول در فرآیندهای جدید دیجیتال، تجربه گذشته و فیزیکی است. بهطور خلاصه باید گفت کسب و کارهایی که به دنبال ایجاد ارزش پیشنهادی جدید برای مشتریان هستند یا میخواهند مدلهای عملیاتی خود را متحول کنند باید قابلیتهای جدیدی برای انعطافپذیری و پاسخگو بودن در مقابل انتظارات جدید مشتریان توسعه دهند.
ظهور کسب و کارهای نوآورانه
دموکراتیزه شدن فناوری دسترسی به منابع مالی را افزایش داده و ظهور فرهنگ کارآفرینانه به معنای این است که هزاران کسب و کار فناور درحال ایجاد شدن هستند که از طرق مختلف برای سازمانهای بزرگ تهدید ایجاد میکنند. کسب و کارهای نوآور مانند تسلا، اوبر، واتساپ، ایبیانبی، ویز، گیتهاب، توییچ، Vayable و بسیاری نامهای دیگر که هریک به بنگاههای اقتصادی بزرگ تبدیل شدهاند. این کسب و کارها در مقایسه با رقبای سنتی خود بسیار سریعتر از آنچه تصور میشود به مقیاس یک بنگاه اقتصادی بزرگ میرسند. درحالی که شرکتهای Fortune ۵۰۰ بهطور میانگین ۲۰سال طول کشیده است که به ارزش یک میلیارد دلار برسند، (به اصطلاح تکشاخ شوند) گوگل در ۸ سال این کار را انجام داد و کسب و کارهایی مانند اوبر، اسنپ چت و شیائومی در کمتر از ۴ سال به این میزان ارزش در بازار رسیدهاند.
کسب و کارهای نوآورانه با بهرهگیری از فرصتهایی که فناوریهای دیجیتال در بازار ایجاد کردهاند توانستهاند آینده صنایع را از آن خود کنند و این روند با سرعت زیادی درحال رشد است. همزمان کسب و کارهایی که قابلیت نوآفرینی نداشتهاند از بین رفتهاند و جایگاه خود را به کسب و کارهای نوآور دادهاند. در این شرایط نوآفرینی سازمانی با بهکارگیری فناوریهای دیجیتال بهعنوان راهکار برونرفت از خطر ورشکستگی شناخته شده است. درحال حاضر سازمانهای با قدمت نیز شیوههای کاری خود را که تاکنون با تعصب و جدیت پیگیری میکردند متوقف کرده و با قبول سازوکارهای جدید بازی، شروع به بازآفرینی سازمان خود کردهاند یا با اصرار در کارکردهای گذشته با سرعت تمام به سمت افول کامل حرکت میکنند.
حوزههای نوآوری
بهکارگیری موفق فناوریهای جدید و یکپارچه کردن آنها با عملیات سازمان بهطور قابل توجهی کارآیی را افزایش میدهد. برخی حوزههایی که میتوان با استفاده از فناوریهای دیجیتال در سازمان بازآفرینی کرد شامل موارد زیر است:
منابع انسانی: فناوریهای کلیدی در این بخش شامل همکاری مجازی، سیستمهای اعتبارسنجی فرد به فرد و مصاحبههای دیجیتال است. در این زمینه آمارها نشان میدهد استفاده از پرتالهای استعدادیابی برای استخدام هزینههای منابع انسانی را تا ۷ درصد کاهش داده است.
مالی: نوآوریهای این بخش شامل سیستمهای حسابداری ابری و هوش مصنوعی برای خودکار کردن فرآیندها است. پیشبینی شده است این فناوریها هزینههای عملیات مالی را تا ۴۰درصد کاهش خواهد داد.
فناوری اطلاعات: فناوریهای عمده این بخش شامل پردازش ابری، SaaS، هوش مصنوعی، کلانداده، امنیت و در آینده پردازش کوآنتوم هستند. پردازش ابری به تنهایی میتواند ۲۵ تا ۵۰ درصد هزینههای فناوری اطلاعات را کاهش دهد.
مدیریت زنجیره تامین: فناوریهای اصلی این بخش شامل حمل و نقل خودران و پهپادها، سنسورهای مانیتورینگ کل زنجیره تامین و پرینترهای سهبعدی هستند. هزینه تدارکات سازمانهای دیجیتال شده تنها ۲۲/ ۰ درصد از درآمد خالص را دربرخواهد گرفت که بسیار کمتر از هزینههای رقبای سنتی آنها خواهد بود. تحقیق و توسعه: جمعسپاری (Crowd Founding)، هوش مصنوعی و روباتها درحال راهبری تغییر در حوزه تحقیق و توسعه به سمت شیوههای جدید هستند که میتوانند عملکرد فعالیتهای این حوزه را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش دهند.
روشهای نوآفرینی سازمانی
برای تحقق نوآفرینی در حوزههای یاد شده روشهای متنوعی وجود دارد از جمله ایجاد و ساخت فناوریهای جدید، خرید فناوری، شراکت، سرمایهگذاری، ایجاد مرکز رشد یا شتابدهنده سازمانی. در هریک از روشهای گفته شده کسب و کارهای نوآور نقش بسزایی دارند که در ادامه به آنها اشاره میشود.
ایجاد و ساخت: زمانی که نوآفرینی سازمانی مربوط به فعالیت اصلی شرکت است، ساخت مدل کسب و کار جدید ممکن است بهترین روش باشد البته درصورتی که تغییر زیاد در بازار رخ نداده باشد و شرکت فرصت بهکارگیری افراد و قابلیتهای لازم را داشته باشد. مهمترین مزیت این روش افزایش کنترل و کاهش هزینهها در بازارهایی است که شرکت با توجه به استراتژیهای محوری فعالیتهای اصلی خود را در آن انجام میدهد.
خرید: خرید یک شرکت دیگر معمولا بهترین روش است زمانی که تصاحب بازار یک ضرورت استراتژیک برای سازمان است. شاید تملک یک شرکت دیگر زمانی که در بازار تغییرات وسیع رخ داده است و بهکارگیری افراد مستعد غیرقابل انجام است بهترین روش باشد. اگر فرصت موجود ارتباط کمتری با فعالیت اصلی شرکت داشته باشد، خرید شرکت دیگر بیشترین توجیهپذیری را پیدا میکند.
شراکت: اگر مساله استراتژیک ضروری وجود نداشته باشد سازمان میتواند با سازمانی که در حوزه دیجیتال فعالیت میکند و بهعنوان نوآور این حوزه شناخته میشود شراکت کند تا در مورد بازار و مدلهای شریک خود قابلیت کسب کند. رویکرد شراکت زمانی انجام میشود که روندهای جدید درحال ظهور هستند و مراحل اولیه خود را طی میکنند. با انجام شراکت میتوان مسیر روندها را مدنظر داشت و در زمینه قابلیتهای آن دانش بهدست آورد. سازمانها باید ذهنیت بازتری نسبت به شراکت داشته باشند. مدلهای شراکت مانند همکاری با رقبا نقش اساسی در تحول دیجیتال سازمانهای موجود دارد.
سرمایهگذاری: سرمایهگذاری در کسب و کارهای نوآور اغلب یکی از بهترین روشهایی است که به سازمانها اجازه میدهد به مهارتها و قابلیتهای کاملا مرتبط دست پیدا کنند. همچنین این روش در مقایسه با روش ساخت، موانع موجود برای افراد کارآفرین درون سازمان که مجبور هستند رویهها و آییننامههای رسمی را رعایت کنند و گزارشهای مبتنی بر ساختار سازمانی ارائه کنند را نخواهد داشت.
ایجاد مرکز رشد یا شتابدهنده سازمانی: ممکن است این روش همانند روش سرمایهگذاری باشد اما برخلاف روش سرمایهگذاری که ارتباط کمتری با عوامل خارجی دارد، این روش ارتباط نزدیکتری با کسب و کارهای نوآور ایجاد میکند و بهدنبال تلفیق قابلیتهای سازمانی، زیرساختها و منابع سازمانی با کسب و کارهای نوآور در زمینه تحول دیجیتال است. شتابدهندههای سازمانی بهعنوان ماشین کارآفرینی سازمانی شناخته میشوند.
نتیجهگیری
پیادهسازی مدل کسب و کار دیجیتال یک امر کاملا پیچیده است اما راهحلهایی وجود دارد که میتواند به سازمانهای بزرگ درجهت ایجاد تحول کمک کند. لازم است سازمانها بهصورت کاملا زیربنایی روشهای نوآوری و توسعه فناوری خود را تغییر دهند. آنها باید ابزارهای استراتژیک خود را بهبود دهند. تمرکز صرف بر خرید فناوری یا ساخت فناوری دیگر توجیه اقتصادی ندارد و مسیر درست تحول و بازآفرینی سازمانی نیست. آنها باید مجموعه روشهای خرید، ساخت، سرمایهگذاری، شراکت و مراکز رشد و شتابدهنده را باهم بهکار ببرند و با توجه به شرایط و روندهای صنعت تصمیمگیری کنند. سازمانها باید تصمیمات استراتژیک برای سرمایهگذاری در حوزه دیجیتال را سریعتر اتخاذ کنند و فرآیندهای داخلی خود برای شناسایی و ارزیابی سرمایهگذاریها را تغییر دهند و مبنای این فرآیندها را اطلاعات دریافتی از طریق تحلیل دادهها قرار دهند. سازمانهای بزرگ میتوانند از ظرفیت داراییهای ثابت و نقد خود برای سرمایهگذاری، شراکت یا خرید سهام کسب و کارهای نوآور استفاده کنند. کسب و کارهای نوآور بهمنظور برطرف کردن نیازهای موجود در صنعت، با ارائه راهکارهای نوآورانه یا از طریق ارائه راهحلهایی بهمنظور سادهسازی فعالیتهای زمانبر و پیچیده به رشد و توسعه اقتصادی کمک میکنند.
دسترسی به اینترنت، گوشیهای هوشمند، فناوریهای نوظهور مانند IOT و شانسهای برابری که در پرتو دیجیتال شدن سازمانها در دسترس همگان قرار گرفته است، اهمیت توسعه کسب و کارهای نوآور در سراسر جهان را بیش از پیش نشان میدهد. هیچ شکی نیست که ساختارهای تجاری، اجتماعی، سیاسی و قانونی جوامع، نقشی اساسی در پیشرفت اقتصاد یک جامعه خواهد داشت. در این راستا، کسب و کارهای نوآور نیز بهعنوان ابزارهای جدید، با تاثیرگذاری روی ساختارهای یادشده میتوانند تاثیرات مثبت (و البته منفی) روی اقتصاد جوامع داشته باشند. در این راستا کسب و کارهای نوآور در تحولات دیجیتالی رخداده میتوانند مسیرهای پیشروی توسعه دیجیتالی را سرعت بخشند و به سیاستگذاران در این حوزه کمک کنند تا تحول دیجیتال را اجرایی کنند.
پایان دوره آرامش زمین؟
شناسنامه زمینلرزههای آخر هفته بررسی شد
دو زلزلهشناس ایرانی به دو پرسش کلیدی مرتبط با دو رویداد لرزهای آخر هفته پاسخ دادند.
پاسخهای مهدی زارع و علی بیتاللهی، دو زلزلهشناس برجسته ایرانی نشان میدهد اگرچه هیچکدام از زمینلرزههای رخداده در بامداد روز پنجشنبه(زمینلرزه دماوند) و صبح روز جمعه(زلزله کرمان)، نشان از قطعیت وقوع زلزله بزرگ با کانون شهر تهران ندارد اما از سوی دیگر میتوان گفت هماکنون کل نقاط لرزهخیز کشور بعد از یک دوره آرامش نسبی و پس از جمع شدن تنشها که برای ایران بهعنوان کشوری لرزهخیز امری دائمی محسوب میشود، شروع به رهایی انرژی حاصل از تنشهای تکتونیکی کرده است؛ تنشهای تکتونیکی به تنشهایی گفته میشود که منجر به تغییر شکل پوسته زمین در مناطق مختلف میشود.
به گزارش «دنیای اقتصاد»، طی روزهای اخیر شایعهای مبنی بر وقوع زمینلرزه ۹ تا ۱۰ ریشتری در کشور در برخی کانالهای تلگرامی منتشر شد که موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران با رد این شایعه اعلام کرد: این شایعه هیچ پایه و اساس علمی ندارد، چرا که اساسا پیشبینی زمینلرزه تاکنون در هیچ کجای دنیا امکانپذیر نشده است.یک روز بعد از پاسخ موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران به این شایعه، ساعت ۳ و۴۹ دقیقه بامداد پنجشنبه، زمینلرزهای با بزرگای ۸/ ۳ ریشتر دماوند در استان تهران را به لرزه درآورد؛ کانون این زمین لرزه در عمق ۷ کیلومتری زمین واقع در ۶ کیلومتری شهر دماوند و ۶۶ کیلومتری شهر تهران در نتیجه جنبش گسل مشاء برآورد شده و از نظر تقسیمات زلزلهشناسی جزو زمینلرزههای کوچک(light) محسوب میشود؛ همچنین بامداد جمعه، زمینلرزه بزرگتری با مقیاس ۱/ ۶ ریشتر، در عمق ۱۰ کیلومتری زمین، حوالی هجدک واقع در استان کرمان(فاصله ۵۸ کیلومتری شهر کرمان) را به لرزه درآورد و تنها تا ساعت ۱۱ صبح همان روز بیش از ۵۰ پسلرزه این منطقه را لرزاند.این زمینلرزه به لحاظ طبقهبندی زلزلهشناسان جزو زمینلرزههای شدید(STRONG) محسوب میشود.
این دو رویداد لرزهای آخر هفته، دو پرسش کلیدی مبنی بر احتمال ارتباط این زمینلرزهها با زمینلرزه مهیب ۲۱ آبان کرمانشاه و همچنین احتمال وقوع زمینلرزه بزرگ در شهر تهران در پی جنبش گسل مشاء(از گسلهای اصلی و فعال اطراف شهر تهران که توان لرزهزایی با بزرگای بیش از ۷ ریشتر را دارد) ایجاد کرد؛ اینکه آیا زمینلرزه اخیر دماوند میتواند نشانهای از نزدیک بودن زمان وقوع زلزله بزرگ در تهران باشد؟همچنین زمینلرزه ۱/ ۶ ریشتری کرمان پس از وقوع زمینلرزه ۳/ ۷ ریشتری ۲۱ آبان کرمانشاه به معنای مقدمه شروع زمینلرزههای زنجیرهای هم در شهر تهران، هم در کرمان و هم در سایر نقاط لرزهخیز کشور محسوب میشود؟
مطالعات زلزلهشناسان نشانمیدهد در تاریخ ۱۴۰ ساله استان کرمان (فاصله سالهای ۱۸۷۷ میلادی تاکنون) دست کم ۱۰ زمینلرزه شدید در مناطق مختلف این استان اتفاق افتاده است که از بزرگترین این زمینلرزهها میتوان از زلزله ۸/ ۶ ریشتری ۵ دی ماه ۸۲ در بم، زمینلرزه ۱/ ۷ ریشتری سال ۶۰ در سیرچ و همچنین زلزله ۵/ ۶ ریشتری اسفند ۸۳ در داهوئیه زرند یاد کرد. همچنین بامداد روز ۲۷ مرداد ۹۳ زمینلرزه ۳/ ۴ ریشتری، با منشأ گسل «لار» دماوند را به لرزه درآورد؛ مهدی زارع، زلزلهشناس ایرانی در همان زمان به «دنیای اقتصاد» اعلام کرد: گسل لار از گسلهای فعال اطراف تهران است و تنها درصورتی میتوان آن را نشانه احتمالی وقوع زلزله بزرگ پایتخت دانست که رخداد زلزله در ساعتها و روزهای بعد بهصورت مستمر تکرار شود؛ این تکرار عملا اتفاق نیفتاد.
زارع دیروز در توضیح جزئیات دو رویداد لرزهای آخر هفته و در پاسخ به دو سوال مطرح شده به «دنیای اقتصاد» گفت: هیچکدام از دو زمینلرزه اخیر نشان از زلزلهای ندارند که کانونش در شهر تهران واقع شود. البته اگر زلزلهای که در دماوند (با منشأ گسل مشا) در بامداد پنجشنبه اتفاق افتاد، زمینلرزهای با بزرگای مثلا ۷ ریشتر بود، (که گسل مشا توان لرزهزایی در این حد را داراست) با در نظر گرفتن فاصله حدود ۶۰ کیلومتری کانون تا تهران، میتوانست خرابیهایی در تهران ایجاد کند، به ویژه برای ساختمانهای بلند که به قدر کافی تابآور نباشند. البته از یاد نبریم که در همین فاصله ۶۰ کیلومتری از گسل مشا تا تهران نیز جمعیتی حدود ۳۰۰ هزار نفر در محدوده دماوند تا جاجرود زندگی میکنند که در چنین رخدادی نزدیکتر از ۶۰ کیلومتر به کانون زلزلهای مفروض با بزرگای ۷، طبیعتا در معرض آسیب بیشتر قرار میگیرند. وی ادامه داد: این زلزلهها میتوانند روی گسلهای اطراف خود موثر باشند. اما روی گسلهای دور نمیتوانند اثر مستقیمی بگذارند. به هر حال همه این اتفاقات اخیر در شرایطی رخ دادهاند که یا کانون خیلی از پهنههای جمعیتی دور بوده یا اینکه مانند زلزله مشا دماوند با بزرگای کمی رخ داده و بنابراین انتظار کلی این است که ما اساسا به هیچ عنوان خسارت (به ویژه جانی) در هیچکدام از این رخدادها نباید داشته باشیم (حتی در زلزله ازگله، سرپل ذهاب) ولی متاسفانه در زلزله ۲۱ آبان ماه کرمانشاه، ۵۰۵ نفرکشته شدند. این در حالی است که در ۲۲ آذر ۱۳۳۶ (۶۰ سال قبل) در فارسینج کرمانشاه زلزلهای با بزرگای ۲/ ۷ اتفاق افتاد و ۱۱۱۹ نفر کشته، ۹۰۰ نفر زخمی و ۱۵ هزار نفر بیخانمان شدند. واقعا باعث تاسف نیست که بعد از ۶۰ سال(به رغم توسعه و رشد علم و پرورش متخصص و...) همچنان باید زلزلههایی این چنین چندصد کشته برجای بگذارد؟
به گفته وی طی ۱۵ سال اخیر بناهای بسیاری با استحکام و مقاومت ضعیف ساخته و به مردم کم درآمد یا مهاجر فروخته شده است که اگر در تهران زلزله روی بدهد این بناهای جدید درصد بالایی از تلفات را خواهند داد. مطالعات نشان میدهد بسیاری از این بناها روی خاک نرم و در جاهایی که سطح آب زیر زمینی هم بالاست (مثلا در پیرامون شهر ری) ساخته شده و خیلی از آنها بین ۶ تا ۱۲ طبقه ارتفاع دارند. بهعنوان مثال، در یک شهر جدید بسیاری از این آپارتمانها در پستی و بلندیها ساخته شدهاند که در هر زمینلرزه شدیدی، تشدید امواج موجب تکانهای شدیدتر در آنها و در نتیجه تخریب بیشتر احتمالیشان خواهد شد.
علی بیتاللهی، زلزلهشناس ایرانی نیز به «دنیای اقتصاد» اعلام کرد: وقوع زمینلرزهها از یک طرف باعث تخلیه تنش ذخیره شده در یک ناحیه شده و از طرف دیگر معرف آن است که این انرژی لرزهای ذخیره شده ممکن است در سایر نقاط کشور نیز بهطور پتانسیلی قابل آزاد شدن باشد. اما در مورد نقش تحریککنندگی یک زلزله روی «گسل دیگر» در «یک ناحیه دیگر» اطلاعات ما کمتر و سیستمهای اندازهگیری ما فاقد پراکندگی مناسب است که بتوان اظهار نظر دقیقتری کرد.
وی افزود: هر چند آثار این امر، رخداد پراکنده زلزلههای خفیف تا متوسط در اغلب نقاط کشور و وقوع زلزله نسبتا بزرگ ۱/ ۶ ریشتری هجدک کرمان است اما نکتهای که از رخداد زلزلههای اخیر میآموزیم این است که خطر زلزله همچون گذشته در کشور ما امر اثبات شدهای است و وقوع این زلزلهها علائم و نشانههایی دال بر حقیقت هشدارهای همیشگی است. به گزارش «دنیایاقتصاد»، اخیرا یک بررسی در آمریکا توسط زلزلهشناسان نشان داد براساس رفتار زمین در ۱۰۰ سال گذشته در نقاط مختلف جهان، آغاز سال ۲۰۱۸ میتواند، شروع ۵ ساله تشدید زلزلههای بزرگ در دنیا باشد.


