ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 23 دی 1395 21:02

گوگل فقط گوگل نیست !!!

 

گوگل فقط گوگل نیست

سرویس‌های کمترشناخته شده ای که گوگل برای خدمت‌رسانی به کاربران فراهم آورده‌است

 

 
گوگل فقط گوگل نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاربرد گوگل همیشه برای کاربران اینترنت به معنای تحقیق و پیدا کردن اطلاعات سریع درباره موضوعات است. دسترسی به تازه‌ترین اطلاعات و البته مقایسه و بررسی صحت و سقم آنها مهم‌ترین ویژگی کار با گوگل است اما این موتور جست‌وجو در همین مفهوم باقی نمانده و به دلیل توسعه بیش از اندازه و سریعش حالا دومین شرکت تجاری در جهان است که در بسیاری از زمینه‌های تکنولوژی فعال است. مسلما همه کاربران با همه کاربردهای آن آشنایی ندارند چراکه با وسیع‌تر شدن این سرویس‌ها و تلاش این شرکت برای در اختیار گرفتن آنها، به‌روز شدن آگاهی کاربران با این خدمات هماهنگ نیست. بنابراین در اینجا قصد داریم به کارآیی برخی از این سرویس‌ها اشاره کنیم.

 

گوگل کیپ (Google Keep)

اگر اهل یادداشت‌برداری و نظم دادن به کارهایتان به‌صورت مکتوب هستید گوگل کیپ یکی از بهترین برنامه‌های یادداشت برداری پلت‌فرم اندروید محسوب می‌شود. توسط این نرم‌افزار شما قادرید یادداشت‌های کوچک و لیست کارهایتان را ذخیره کنید. همچنین می‌توانید به یادداشت‌های خود صدا و ویدیو نیز اضافه کنید. تنظیم کردن یادآوری نیز از دیگر قابلیت‌های این نرم‌افزار است. این برنامه به حساب گوگل شما متصل شده و داده‌ها را بین دستگاه‌های مختلف همگام‌سازی می‌کند.گوگل کیپ به خوبی با دیگر سرویس‌های گوگل یکپارچه شده است و همین عامل مزیت رقابتی آن نسبت به سرویس‌های مشابه دیگر است. از گوگل کیپ که امکان دسترسی به یادداشت‌ها را از طریق هر گجت متصل به اینترنت و مرورگر فراهم می‌کند، می‌توان به‌عنوان رقیب جدید سرویس وان درایو مایکروسافت یاد کرد که البته از قابلیت‌های به مراتب محدودتری برخوردار است.

گوگل تایمر (Google Timer)

از گوگل بخواهید چیزی را به شما یادآوری کند. این نیز یکی دیگر از سرویس‌های گوگل است که به‌عنوان یک تایمر نیز ایفای نقش می‌کند. عملکرد این تایمز به‌گونه‌ای است که وقتی شما جمله‌ای مثل set a timer for 5 minutes را جست‌وجو می‌کنید، موتور جست‌وجوی گوگل شروع به شمارش می‌کند. البته ناگفته نماند که این قابلیت چندی پیش از دسترس کاربران خارج شد، با این حال به تازگی با درخواست مجدد کاربران آن به لیست سرویس‌های مفید کمتر شناخته شده گوگل اضافه شد. شما می‌توانید با وارد کردن زمان مورد نظر + عبارت timer در گوگل، تایمری تنظیم کنید که پس از اتمام زمان در نظر گرفته شده به شما هشدار می‌دهد.

گوگل اسکای (Google Sky)

به احتمال فراوان با سرویس‌های گوگل مپ یا گوگل آشنایی دارید. هر دو سرویس به ارائه نقشه یا اطلاعات پیرامون کره زمین می‌پردازند، با این حال یکی از سرویس‌های مفید و کمتر شناخته شده گوگل که به دانش آموزان و دانشجویان برای شناخت اجسام آسمانی کمک می‌کند، گوگل اسکای است. گوگل اسکای به کاربران گوگل ارث امکان می‌دهد تا به مسافرت‌های مجازی در هر نقطه‌ای از کهکشان بروند. تصاویر این سرویس از طریق ماهواره‌های SDSS، NASA و تلسکوپ فضایی Hobble گردآوری شده و به‌صورت سه بعدی در اختیار عموم کاربران قرار گرفته است. این ابزار حرکت‌های سیاره‌ها را نمایش می‌دهد و کم یا زیاد شدن نور برخی از ستاره‌ها را به کاربران نشان می‌دهد.

گوگل انگرام (Google Ngram)

اگر می‌خواهید بدانید کدام واژه بیشتر از همه مورد کاربرد در گوگل بوده از سرویس گوگل انگرام کمک بگیرید. این ابزار امکان جست‌وجو در میان پرطرفدارترین کلمات به کار رفته در کتاب‌های گردآوری شده در کتابخانه مجازی گوگل را فراهم می‌کند. قابلیت دیگر این سرویس امکان جست‌وجو و تعداد تکرار هر عبارت در متن کتاب‌های لاتین 500 سال اخیر است. علاوه بر این می‌توان در یک بازه زمانی مشخص، در رابطه با یک جمله خاص یا عبارت مشخص در طول سخنرانی‌های افراد مطرح جهان نیز تحقیق کرد. نتایج تمام جست‌وجوها براساس یک نمودار ارائه خواهند شد.

گوگل ترندز (Google Trends)

شاید شما هم بخواهید داغ‌ترین خبرها در فضای مجازی را بدون کلیک‌های پراکنده و حوصله سربر پیدا کنید. با استفاده از Google Trends می‌توانید نگاهی به روند داغ‌ترین جست‌وجوها در سطح جهانی بیندازید و با استفاده از مرور براساس تاریخ یا جست‌وجوهای برتر در دسته بندی‌های مختلف پر جست‌وجو‌ترین کلمات را حتی براساس آی‌پی هر کشور مشاهده کنید.  علاوه بر این گوگل ترندز همه سوالات شما را در مورد انتخاب کلمات کلیدی در کشورهای مختلف و شهرهای مختلف پاسخ می‌دهد و به شما آنالیز بسیار مناسبی در مورد مقایسه کلمات کلیدی می‌دهد. جدا از مسائل سرگرم‌کننده‌ این سرویس، طراحان و مدیران وب‌سایت‌ها نیز می‌توانند کلمات ترندز را در این سرویس مشاهده و برای بهینه‌سازی وب‌سایت‌های خود برای کاهش رنک در موتور جست‌وجوی گوگل از آنها استفاده کنند.

تلفظ اعداد به زبان‌های مختلف

دیگر سرویس گوگل که حقیقتا نامی برای آن پیدا نکردیم، برای آن دسته از افرادی مفید است که شیوه تلفظ صحیح عددهای چند رقمی به زبان انگلیسی را بلد نیستند. برای رفع این معضل شاید جالب باشد که بدانید تنها کافی است به‌عنوان مثال عدد 25621 را در موتور جست‌وجوگر گوگل تایپ کرده و سپس در انتهای آن عبارت =english را قرار دهید.

گوگل منوال (Google Manual)

Google Manual یا همان قابلیت تشخیص دستخط از دیگر سرویس‌های کمتر شناخته شده گوگل است. با بهره‌گیری از این قابلیت دیگر نیاز به تایپ دقیق کلمات در سرویس مترجم گوگل نیست، زیرا علاوه بر بیان صوتی آن می‌توانید شکل سمبلیک حروف را در کادر مورد نظر ترسیم کنید. ناگفته نماند که این قابلیت تنها برای تعداد معدودی از زبان‌های زنده دنیا در مترجم گوگل قابل دسترس بوده و برای بهره‌گیری از آن نیز تنها کافی است در قسمت جمله اولیه آیکون قلم را وارد کنید تا باکسی برای ترسیم حروف پدیدار شود.

گوگل اسکالر (google scholar)

یکی از کاربردهای معمول در گوگل پیدا کردن مقالات مورد نظرمان است. گوگل اسکالر یکی از ابزارهای پژوهشی گوگل جهت جست‌وجوی مقالات تخصصی از بین صفحات مجموعه مجلات و پایگاه‌های علمی مختلف و البته با رعایت تمام ملاحظات قانونی نشریات معتبر دنیا است. شما می‌توانید جهت نوشتن مقاله یا مطالعه مقالات دیگران از این منبع عظیم استفاده کنید.

گوگل فونت (Google fonts)

این سرویس بدون شک یکی از بهترین‌ سرویس‌های کمتر شناخته شده گوگل است، زیرا امکاناتی را در اختیار طراحان و توسعه‌دهندگان وب‌سایت قرار داده که به دنبال استفاده از فونت‌های غیرمتعارف در طراحی پروژه‌های خود هستند. گوگل فونت به شما این امکان را می‌دهد تا شما به آسانی تکنیک‌های فونت CSS را پیاده‌سازی کنید. فونت‌های گوگل کاملا رایگان بوده و در طی چند دقیقه قابل اجرا است. هم اکنون 629 فونت در این ابزار وجود دارد. این فونت‌ها را می‌توان براساس ضخامت، شیب و عرض فیلتر کرد.

پروژه گوگل آرت (Google Art Project)

بدون سفر کردن از موزه‌های دلخواهتان بازدید کنید. با استفاده از سرویس گوگل آرت می‌توانید به موزه‌های سراسر جهان سفر کرده و شاهکارهای هنری را با زوم و کیفیت بسیار بالا در مرورگر خود تماشا کنید. البته توجه داشته باشید که برای استفاده حداکثری از این قابلیت باید به اینترنت پهن باند سرعت بالا دسترسی داشته باشید.

Google Think Insights

یک ابزار مفید برای کارآفرینان و متخصصان صنعت محسوب می‌شود. در این ابزار مطالعات موردی، یافته‌های جدید و راهنمایی‌های زیادی برای رشد تجارت وجود دارد. علاوه بر این Google Think Insights سرویسی برای حداکثر کردن بازدید وب‌سایت‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی به شمار می‌رود. در این سرویس، کاربران امکان دسترسی به یافته‌های جدید و بررسی‌هایی تخصصی مختلف را در زمینه‌های مختلف در اختیار دارند. از دیگر ویژگی‌های این سرویس می‌توان به ارائه آموزش‌های بهینه‌سازی وب‌سایت تجاری برای سازگاری برای انواع مرورگرها و پلت‌فرم‌ها اشاره کرد.

گوگل اکسپرس (Google Express)

گوگل اکسپرس خدماتی به کاربران می‌دهد تا اطلاعات مورد نیاز در مورد یک محصول خاص در اینترنت را بیابند. علاوه بر این کاربران شهرهای بزرگ ایالات‌متحده همچون سان فرانسیسکو، بوستون، واشینگتن و شیکاگو می‌توانند از طریق این سرویس از خواربار روزانه همچون میوه و تره‌بار گرفته تا لوازم الکترونیکی مورد نیاز خود را به‌صورت آنلاین سفارش داده و به رایگان تحویل بگیرند.

موتور جست‌وجوی صوتی گوگل (Google Sound Search)

موتور جست‌وجوی صوتی گوگل بهترین راه پیدا کردن آهنگ‌های موردعلاقه، شناسایی موزیک‌های در حال پخش و هم‌خوانی با آنها است. این سرویس پس از شناسایی موزیک، متن آن را نیز به شما نمایش می‌دهد تا بتوانید با آهنگ مورد نظر هم‌خوانی کنید. شیوه کار این سرویس همچون اپلیکیشن معروف شازم (Shazam) است. موتور جست‌وجوی صوتی گوگل پس از شناسایی آهنگ مورد نظر می‌تواند لینک دانلود یا شنیدن آنلاین را از گوگل پلی ارائه کند.

سرویس پخش صدای حیوانات

شما می‌توانید با جست‌وجوی عبارت animal noises به معنای صدای حیوانات، به تصاویر حیوانات، نام‌هایشان و نمونه‌ای از صدایی که تولید می‌کنند در موتور جست‌وجوی گوگل دسترسی داشته باشید. علاوه بر این می‌توان با تایپ عبارتی مانند What a dog says نمونه‌ای از صدای سگ را شنید. در حال حاضر صدای 19 حیوان از قبیل زرافه، میمون، گربه، شیر، گوزن، جغد، خوک، گاو، اردک، فیل، اسب، راکون، نهنگ سرکمانی، نهنگ گوژپشت، گرگ، گوسفند، خروس، ببر و بوقلمون در این سرویس وجود دارد.

کیبورد Gboard

کیبورد Gboard گوگل شباهت بسیار زیادی به صفحه کلید پیش‌فرض اپل دارد و به‌جز لوگوی گوگل در بالا و سمت چپ، نمی‌توان به‌راحتی تفاوت بین آنها را متوجه شد؛ اما همین لوگو به‌عنوان مشخصه اصلی Gboard شناخته می‌شود. این کیبورد در حقیقت یک موتور جست‌وجوی داخلی داشته که با لوگوی گوگل نمایش داده می‌شود، به‌طوری که می‌توانید هرچه می‌خواهید در این بخش تایپ کنید، پیشنهاد دریافت کنید و به گشت و گذار در نتایج بپردازید. از دیگر ویژگی‌های کیبورد Gboard می‌توان به جست‌ و جوی لینک‌ها، چسباندن خودکار متن و استفاده از ایموجی‌های متحرک اشاره کرد.

گوگل سایت (Google Sites)

با سرویس Google Sites یک سایت واقعی به‌صورت کاملا رایگان بسازید و مدیریت آن را بدون حتی یک خط برنامه‌نویسی انجام دهید. هر فردی می‌تواند با نام کاربری و پسورد یکی از سرویس‌های گوگل خود در عرض چند دقیقه، یک سایت در حد متوسط را با حجم آپلود 10 گیگابایت و پهنای باند نامحدود راه‌اندازی کند.

اپلیکیشن Google’s One Today

اگر اهل کار خیر و کمک به مؤسسات و خیریه‌ها هستید، بدون شک اپلیکیشن Google’s One Today به کارتان خواهد آمد. این برنامه در واقع بسته به موقعیت جغرافیایی شما، نزدیک‌ترین خیریه را با توضیحی مختصر پیرامون آن معرفی کرده و راه‌های کمک به آن را هم ارائه می‌کند.

چگونه می‌توان به یک مدیر دیجیتالی موفق تبدیل شد

توصیه‌های کاربردی برای به‌روز شدن مدیران نسل قبل

 

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

مدیریت و رهبری دیجیتالی یکی از داغ‌ترین مباحثی است که در سال‌های اخیر در مجامع مدیریتی و در میان مدیران و رهبران سازمان‌ها مطرح می‌شود و کتاب‌ها و مقالات بسیاری در مورد آن به رشته تحریر درآمده است. با این همه كمتر مدیر یا رهبری را می‌توان پیدا کرد که درک روشنی از ویژگی‌ها و کاراکتر یک رهبر دیجیتالی داشته باشد و بتواند به‌طور شفاف توضیح دهد که یک رهبر دیجیتالی واقعی باید دارای چه مهارت‌ها و توانایی‌هایی باشد که او را از سایر مدیران متمایز كند. در این مقاله علاوه‌بر معرفی استراتژی‌های مورد نیاز رهبران دیجیتالی، یکسری توصیه‌ها و پیشنهادها برای تبدیل شدن مدیران و رهبران معمولی به رهبران دیجیتالی واقعی ارائه شده است.

نسیم تحول و دگرگونی در دنیای تکنولوژی سال‌ها است که به توفانی سهمگین و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شده است که تمام ارکان و ساختارهای سازمانی را درنوردیده و مدیران و رهبران سازمان‌ها را وادار ساخته تا خود را با پیشرفت‌های تکنولوژی همگام و همراه سازند. در شرایط کنونی، «رهبری دیجیتالی» به یک ضرورت و الزام تبدیل شده است، به طوری که اغلب سازمان‌ها و شرکت‌ها به دنبال مدیران و رهبرانی می‌گردند که واقعا دیجیتالی باشند و بتوانند در دنیای تمام دیجیتالی امروز کشتی سازمان را از دریاهای پرتلاطم و غیرقابل پیش‌بینی به سلامت عبور دهند.

اما سوال کلیدی در اینجا این است که رهبر دیجیتالی چگونه فردی است و دارای چه خصوصیات و توانایی‌هایی است؟ آیا صرف اینکه یک مدیر به‌طور پیوسته در اینترنت جست‌وجو کند و بر وب سایت‌های تخصصی مدیریت یا فنی مرتبط با کارش تسلط داشته باشد از او یک مدیر دیجیتالی می‌سازد؟ پاسخ این سوال به‌طور حتم منفی است، چرا که مدیریت و رهبری دیجیتالی به توانایی‌ها و استراتژی‌های موثری نیاز دارد که تنها از طریق جست‌وجو در اینترنت و تسلط بر برنامه‌های کامپیوتری قابل دستیابی نیست. در اینجا به سه استراتژی طلایی برای رهبری دیجیتالی اشاره شده است.

 

1)تکنولوژی‌های اطلاعاتی را به زیربنای سازمان تان تبدیل کنید

نخستین گام در جهت دیجیتالی کردن خود و سازمان تان عبارت است از تبدیل کردن فناوری اطلاعات به زیربنا و بنیان اصلی سازمان. در دنیای دیجیتالی امروز اطلاعات و فناوری اطلاعات به دارایی‌های ارزشمند و حیاتی سازمان‌ها تبدیل شده‌اند. بر این اساس پایگاه‌های اطلاعاتی هر سازمان یا شرکتی قلب تپنده آن محسوب می‌شوند و اهمیت و حساسیت آنها به مراتب بیش از گاوصندوق شرکت است. بنابراین هر گونه هزینه کردن برای ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی، خریداری تجهیزات نگهداری اطلاعات و انعقاد قراردادهای بزرگ با شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات IT نه‌تنها امری پذیرفتنی و توجیه‌پذیر است، بلکه یک ضرورت و سرمایه‌گذاری ارزشمند خواهد بود. بر همین اساس یکی از ویژگی‌های رهبران دیجیتالی عبارت است از توجه خاص به تقویت سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه IT و برقراری ارتباط با شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات IT. در دنیای امروز دیگر نیازی نیست که لایه‌های مختلف و متعدد شرکت درگیر فعالیت‌های مرتبط با فناوری اطلاعات شوند، بلکه بخش عمده این فعالیت‌ها را می‌توان برون سپاری کرد و با انعقاد قرارداد با شرکت‌های صاحب‌نام و باتجربه در زمینه IT، بانک اطلاعاتی غنی و عظیمی را تهیه کرد که تصمیم‌گیری‌های آتی بر مبنای اطلاعات برآمده از آن صورت می‌گیرد. این برون‌سپاری هم از نظر هزینه تا حد زیادی مقرون به صرفه است و هم کیفیت بالاتر اطلاعات جمع‌آوری شده را به ارمغان می‌آورد.

 

 

2) سازمان تان را کوچک‌تر و لاغرتر کنید

در بسیاری از کشورهای دنیا اشتغال به‌کار در یک شرکت یا سازمان تا زمان بازنشستگی یا حتی استخدام مادام العمر امری متداول و پذیرفته شده است و وفاداری متقابل بین سازمان و کارکنان یک ارزش محسوب می‌شود. با این همه در دنیای دیجیتالی امروز که در آن سرعت، کیفیت و دگرگونی‌های سازنده حرف اول را می‌زند، تحرک و پویایی نیروی کار و کاهش هزینه‌های نیروی انسانی به شدت مورد توجه است. بر این اساس وقتی 40 نفر از کارکنان باسابقه و قدیمی سازمان تان همان کاری را انجام می‌دهند که 20 نفر از کارکنان یک شرکت دیگر انجامش می‌دهند، پس بهتر است انجام آن کار را از همان شرکت بخواهید. به‌طور کلی برون سپاری خدمات IT و واگذار کردن آنها به شرکت‌هایی که در آن تخصص دارند هم کیفیت بالاتری را به ما هدیه می‌دهد و هم هزینه کمتری را برای سازمان ما به دنبال دارد.

 

3) دانش شبکه سازی و امنیت سیستم خود را ارتقا دهید

آشنایی و تسلط کامل رهبران سازمان‌ها و شرکت‌ها بر سیستم‌های اطلاعاتی ابری و نیروی کار مجازی از ملزومات اصلی امروزه محسوب می‌شود. به همین دلیل رهبران دیجیتالی حتما باید در دو حوزه مطلع وکارشناس باشند: اول شبکه سازی و دوم امنیت سیستم‌های اطلاعاتی. شاید شما هم جزو آن دسته از مدیرانی باشید که فکر می‌کنند از اطلاعات کافی در این دو حوزه برخوردارند، درحالی‌که با توجه به تغییر وتحولات سریع در تکنولوژی‌های اطلاعاتی، به‌ویژه در زمینه انتقال داده‌ها بین پایگاه‌های اطلاعاتی ابری و همچنین بین پرسنل و کاربران، نیاز مبرمی به به‌روزشدن دانش فنی مدیران ارشد و رهبران سازمان‌ها در این دو حوزه وجود دارد. شما باید بدانید که شرایط در مقایسه با چند سال قبل که می‌شد تمام اطلاعات و داده‌های شرکت را پشت یک فایروال ساده محافظت کرد به‌طور کامل تغییر کرده و هرگونه غفلت رهبران سازمان‌ها از امنیت سیستم‌ها و همچنین شبکه سازی نوین در درون سازمان می‌تواند هزینه‌های سنگینی را به دنبال داشته باشد. البته این به آن معنا نیست که یک مدیر ارشد یا رهبر یک سازمان باید از تمام نوآوری‌ها و جزئیات مربوط به حفاظت از اطلاعات آگاه باشد، بلکه منظور این است که او باید از روند‌های کلی و استراتژی‌های سازمان تحت رهبری خود در این دو حوزه کلیدی اطلاع نسبی و کافی داشته باشد. آمار و ارقام حکایت از آن دارند که در سال 2015 میزان کل هزینه‌های صرف شده در بخش محصولات امنیت اطلاعات در جهان به بیش از 75 میلیارد دلار رسید و پیش‌بینی می‌شود این عدد تا سال 2021 به بیش از یک تریلیون دلار افزایش یابد.

 

توصیه‌هایی کاربردی برای رهبران دیجیتالی

اغلب کسانی را که در دهه‌های 1990 و بعد از آن به دنیا آمده‌اند، می‌توان «نسل دیجیتال» نامید، کسانی که از ابتدای زندگی‌شان با اینترنت و موبایل و تبلت و فناوری‌های اطلاعاتی مانوس بوده‌اند بنابراین می‌توان با جرات ادعا کرد که آنها در مقایسه با نسل قبل از خود بسیار دیجیتالی‌تر هستند. اما خبر بد اینکه اکثر مدیران ارشد و رهبران کنونی سازمان‌ها و شرکت‌های دنیا را کسانی تشکیل می‌دهند که به این نسل تعلق ندارند و دهه‌های چهل یا پنجاه زندگی‌شان را سپری می‌کنند و در نتیجه کمتر دیجیتالی و به روز هستند. برای جبران این نقص لازم است که رهبران و مدیران به سمت دیجیتالی‌تر شدن گام بردارند. در اینجا توصیه‌هایی کاربردی برای دیجیتالی شدن رهبران ارائه شده است:

 

تفکر دیجیتالی داشته باشید

در دنیای تمام دیجیتالی امروز بر هر مدیر ورهبری واجب است که نسبت به آگاهی یافتن از جدیدترین دستاوردهای تکنولوژیک در حوزه فناوری اطلاعات حساس و متعهد باشد و به عبارت بهتر دارای تفکر دیجیتالی در مدیریت روزمره خود باشند. دیجیتالی فکر کردن و دیجیتالی تصمیم گرفتن در دنیای امروز یک امتیاز و برتری مدیریتی برای هر رهبری محسوب می‌شود.

 

توانمندی‌های دیجیتالی خود و کارکنانتان را افزایش دهید

در محیط‌های کاری دیجیتالی امروز باید هم مدیران و هم کارکنان دارای سواد دیجیتالی بالایی باشند که با استفاده از آن بتوانند ارزش‌آفرینی و رقابت‌پذیری بالاتری را از خود بروز دهند.برگزاری دوره‌های آموزشی وکارگاه‌های عملی در حوزه IT و به روز کردن دانش فنی و تکنولوژیک افراد در این عرصه می‌تواند مفید وموثر باشد و هیچ گاه نباید چنین تصور كرد که تسلط نسبی کارکنان به تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی به معنای بی‌نیازی آنها از به‌روزسازی دانش فنی آنهاست.

 

میل به تجربه کردن را در همه کارکنان تقویت کنید

استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای آگاهی یافتن از جدیدترین علایق وسلایق مشتریان ازجمله راه‌هایی است که مدیران و تصمیم‌گیران سازمان‌ها و شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا نسبت به تحولات و دگرگونی‌ها در بازار واکنش نشان دهند و در این میان میل همگانی به تجربه کردن و آموختن چیزهای جدید اهمیتی تعیین‌کننده در میدان پرتکاپوی رقابت دارد و عاملی خواهد بود برای تشویق و تحریک مدیران و کارکنان برای نوآوری‌های بیشتر و موثرتر.

 

بفهمید تکنولوژی چگونه جامعه و دنیای کسب‌وکار را تغییر داده است

بسیاری از رهبران به اشتباه فکر می‌کنند که درک کاملی از شرایط حاکم بر جامعه و بازار کسب‌وکار دارند؛ درحالی‌که نحوه تاثیرگذاری تکنولوژی بر جوامع و کسب‌وکار‌ها آن چنان سریع و باورنکردنی است که همه مدیران، حتی باتجربه‌ترین آنها را غافلگیر می‌کند. کافی است فقط به تحولات عظیمی که شبکه‌های اجتماعی تنها طی سه چهار سال اخیر در جوامع و در دنیای کسب‌وکار به وجود آورده‌اند نگاهی بیندازید تا دریابید تکنولوژی تا چه حد می‌تواند زمینه ساز بروز انقلابی عظیم شود. به همین دلیل هم هست که توانایی رهبران در پیش‌بینی و شناخت درست نحوه تاثیرگذاری تکنولوژی بر کسب‌وکار به یکی از مهارت‌های کلیدی مدیران در حال حاضر تبدیل شده است.

 

محیط‌های کاری تعاملی را گسترش دهید

امروزه دیگر نمی‌توان به بخش تکنولوژی اطلاعات به‌صورت جداگانه و مستقل از سایر بخش‌های سازمان نگاه کرد، بلکه باید آن را در تار و پود تمام بخش‌های سازمان تنیده دید. در واقع تکنولوژی‌های دیجیتالی در تمام عملیات و فرآیند‌های سازمان نقش‌آفرین و تعیین‌کننده هستند و تاثیری کلیدی بر توانمندسازی کارکنان و تحقق پیدا کردن اهداف راهبردی سازمان‌ها دارند. علاوه‌بر این تکنولوژی‌های اطلاعاتی تا به آن حد گسترده شده‌اند که مرزهای جغرافیایی و سنتی بین محیط‌های کاری مختلف حتی بین خانه و محل کار را ناپدید ساخته‌اند.امروزه بسیاری از شرکت‌های مترقی در سرتاسر جهان از سیاست موسوم به «وسیله‌ات را همراه خود بیاور» (Bring Your Own Device) پیروی می‌کنند که بر اساس آن کارمندان می‌توانند به جای کار کردن با کامپیوتر‌های مستقر در محل کارشان با استفاده از لپ‌تاپ، تبلت یا تلفن همراه شخصی خود و با بهره‌گیری از بانک‌های اطلاعاتی و پردازنده‌های مرکزی در محل کار خود کارهایشان را چه در محل کار و چه در منزل یا هر جای دیگری انجام دهند.

 

با استفاده از شبکه‌های اجتماعی شرکتتان را «مشتری محور» کنید

بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی فراگیر و رایجی چون توییتر، فیس‌بوک و تلگرام می‌تواند فرصتی را برای شرکت‌ها و سازمان‌ها فراهم کند تا آرمان «مشتری محوری» را به معنای واقعی کلمه تحقق ببخشند. توجه خاص به شبکه‌های پرنفوذ اجتماعی و تبدیل شدن آن به بخشی کلیدی از فرهنگ سازمانی گامی است درجهت مشتری محوری واقعی و تسهیل کار گروهی در بین کارکنان.

 

به جای استفاده صرف از تکنولوژی‌ها از اطلاعات برآمده از آنها استفاده کنید

یکی از سوءتعبیرها و اشتباهات اصلی اغلب مدیران و رهبران در برخورد با تکنولوژی‌های اطلاعاتی و دیجیتالی این است که بیشتر از آنکه از اطلاعات برآمده از تکنولوژی‌های اطلاعاتی بهره ببرند و آنها را در تصمیم‌گیری‌های خود لحاظ کنند، به استفاده صرف از محصولات تکنولوژیک بسنده می‌کنند و فکر می‌کنند استفاده پرحجم و دائمی از کامپیوتر و تبلت و اینترنت به معنای دیجیتالی شدن است؛ درحالی‌که همه می‌دانیم دنیای امروز دنیای اطلاعات و نه صرفا تکنولوژی اطلاعات است. در دنیای کسب‌وکار استفاده گسترده از تکنولوژی یک مزیت رقابتی محسوب نمی‌شود؛ بلکه این اطلاعات است که شرکت‌ها و سازمان‌ها را از سایرین متمایز می‌سازد. با استفاده درست از اطلاعات پردازش شده است که می‌توان عملکردهای کاری و بهره‌وری در محیط کار را بهبود بخشید و از محصول تکنولوژی اطلاعات که چیزی نیست مگر اطلاعات و داده‌های ارزشمند برای پیشرفت و دگرگون ساختن جهان بهره برد.

منبع: forbes

 

یکشنبه, 14 آذر 1395 15:11

منفورترین بت !

 

منفورترین بتى که در زمین پرستش شده !

آرزوهای طولانی به مرور زمان مرگ و یاد آن را از زندگی انسان خارج می کند و وقتی انسان مرگ را فراموش کرد، گناه کردن آسان خواهد شد و ابایی از گناه کردن نخواهد داشت. یاد مرگ و قبر انسان را راغب به سمت خیرات می کند و آرزوهای بلند توان انسان را برای انجام کار خیر می گیرد.

 

بت، بت خانه، شرک

 

هواپرستی مرز ندارد

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:اِنّ اَخْوَفَ ما اخافُ علیکم اتّباعُ الهوی و طولُ الأمل(کنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553) ؛ بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بیم دارم.

این موضوع در نهج البلاغه نیز با کمی تفاوت آمده است. اولین مطلب در حدیث این است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: ترس من این است که شما در زندگی به جای خداپرستی، هواپرست شوید یعنی پیرو هوی و هوس شوید. "هوی" در لغت عرب به معنای میل است .

انسان باید میل به خدا داشته باشد و خدا را عبادت کند؛ اما شیطان و هوای نفس به تدریج و گام به گام، انسان را به جایی می رسانند که معبودش هوای نفس و شیطان می شود.

قلب انسان باید عرش الهی باشد و اگر بتکده هوا و هوس  شود به مرور زمان به جای پیروی از خرد و عقل که اطاعت از خداوند است؛ تابع تمایلات نفسش می شود؛ این روند تا جایی در مسیر باطل پیشروی می کند که صدای فرمان های عقلش را نمی شود و تسلیم محض هوس می شود.

هوا پرستی مرز ندارد و هر مقدار انسان به جلو پیش برود باز هم خواسته های گوناگون و امیال مختلف وجود دارد

در قرآن کریم می فرماید: أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ: پس آیا دیدى كسى را كه هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده  اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه كسى او را هدایت  خواهد كرد آیا پند نمى  گیرید. (آیه 23 سوره جاثیه)

برای آیه 23 جاثیه دو تفسیر ذکر شده است؛ نخست این که خداوند به کیفر گناه شخص هوا پرست، ضلالت و گمراهی را نصیبش می کند؛ طبق تفسیر دوم؛ خداوند شخص هواپرست را گمراه می کند؛ زیرا او با علم و آگاهی به عواقب گناه از هوای نفسش پیروی کرده است.

چرا پیروی از امیال خطرناک است؟

باید توجه داشت که به دنبال میل رفتن زمانی خطرناک است که این موضوع پرده ای بر روی عقل انسان بیاندازد و عقل انسان حق را نبیند. مثال آن دیداری است که امام حسین علیه السلام قبل از عاشورا با عمر سعد داشت و او را دعوت به حق کرد اما او با بهانه های مختلف امام را رد کرد، دلیل آن این بود که هوای ری به گونه ای عقل عمر سعد را گرفته بود که حتی سخن امام زمان خود را نمی شنید.

هوا پرستی مرز ندارد و هر مقدار انسان به جلو پیش برود باز هم خواسته های گوناگون و امیال مختلف وجود دارد.

منفورترین بتی که در زمین پرستش شده !

مبغوضترین و منفورترین بتى که در زمین پرستش شده است بت هوا است! و اگر نیک بیندیشیم به عمق این سخن به خوبى واقف مى شویم، چرا که هواپرستى سرچشمه غفلت و بى خبرى است، چنانکه قرآن مى گوید: « ... وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ... ؛ از کسى که قلب او را غافل از یاد خود کرده ایم و پیرو هواى خویش است اطاعت مکن» (کهف/ 28)

از سوى دیگر هواپرستى سرچشمه کفر و بى ایمانى است، چنانکه قرآن گوید: « فَلَا یَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا یُوْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ...؛ تو را از ایمان به قیامت باز ندارد کسى که ایمان به آن ندارد و پیرو هواى خویش است» (طه/ 16) 

برای آیه 23 جاثیه دو تفسیر ذکر شده است؛ نخست این که خداوند به کیفر گناه شخص هوا پرست، ضلالت و گمراهی را نصیبش می کند؛ طبق تفسیر دوم؛ خداوند شخص هواپرست را گمراه می کند؛ زیرا او با علم و آگاهی به عواقب گناه از هوای نفسش پیروی کرده است

از سوى سوم هواپرستى بدترین گمراهى است، قرآن مى گوید: « ... وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ ...؛ چه کسى گمراهتر است از آن کس که از هواى نفس خویش پیروى مى کند و هدایت الهى نیافته است» (قصص/ 50)

از سوى چهارم هواپرستى نقطه مقابل حق طلبى است و انسان را از راه خدا بیرون مى برد، چنانکه در قرآن مى خوانیم: «... فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ...؛ در میان مردم به حق داورى کن و پیرو هواى نفس مباش که تو را از راه خدا گمراه مى کند» (ص/ 26) 

از سوى پنجم هواپرستى مانع عدالت و دادگرى است، چنانکه در قرآن مى خوانیم: «... فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا ...؛ پیروى هوى مانع اجراى عدالت شما نگردد» (نساء/ 135) 

بالاخره اگر نظام آسمان و زمین بر محور هوى و هوس مردم بگردد فساد سرتاسر پهنه هستى را خواهد گرفت: «... وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ ...؛ اگر حق از هوى و هوس آنها پیروى کند آسمانها و زمین و تمام کسانى که در آنها هستند فاسد مى شوند» (مومنون/ 71)

منظور از آرزوهای طولانی چیست؟

اگر آرزو به یک موضوع حقیقی و واقعی تعلق بگیرد خوب و منطقی است و اگر به آن برسی به همه چیز خواهی رسید مثلا اینکه در رکاب امام زمانت باشی و برای رسیدن به آن تلاش کنی. اما اگر به یک چیز واهی تعلق بگیرد و واقعیت نداشته باشد مانند کف روی آب است. مثلا می گوید اگر من این خانه را بخرم یا فلان چیز را بخرم و...   

مشکل این آرزوهای پیاپی این است که انسان تمام توان خود را روی مسائل دنیوی می گذارد و نتیجه این می شود که نمی تواند برای آخرت وقت بگذارد و به آن فکر کند، اصلا نیرویی برای این کار نخواهد ماند. آرزوهای طولانی به مرور زمان مرگ و یاد آن را از زندگی انسان خارج می کند و وقتی انسان مرگ را فراموش کرد، گناه کردن آسان خواهد شد و ابایی از گناه کردن نخواهد داشت. مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ(حکمت 30 نهج البلاغه)؛ کسی که از آتش ترسید گناه نخواهد کرد. یاد مرگ و قبر انسان را راغب به سمت خیرات می کند و آرزوهای بلند توان انسان را برای انجام کار خیر می گیرد. فایده اینکه مرگ جلوی چشمان انسان باشد این است که همه کارهایش را با مراقبت انجام خواهد داد و فرصت توبه همیشه وجود ندارد.

قلب انسان باید عرش الهی باشد و اگر بتکده هوا و هوس شود به مرور زمان به جای پیروی از خرد و عقل که اطاعت از خداوند است؛ تابع تمایلات نفسش می شود؛ این روند تا جایی در مسیر باطل پیشروی می کند که صدای فرمان های عقلش را نمی شود و تسلیم محض هوس می شود

کلام آخر:

آنجا که هواپرستى است نه پاى دین در میان است و نه پاى عقل، در آنجا چیزى جز بدبختى و رنج و بلا نیست، در آنجا جز بیچارگى و شقاوت و فساد نخواهد بود. در تاریخ معاصر و گذشته به نام کسانى برخورد مى کنیم که به خاطر هواپرستیشان هزاران و گاه میلیونها انسان بى گناه را به خاک و خون کشیده اند و نام ننگینشان تا ابد به زشتى برده مى شود. این اصل استثناپذیر نیست حتى دانشمندان و عابدان پرسابقه اى هم چون بلعم باعورا بر اثر پیروى از هواى نفس چنان از اوج عظمت انسانیت سقوط کردند که قرآن مثل آنها را به سگ پلیدى مى زند که همواره پارس مى کند. (اعراف/ 176) 

رمزگشایی از رفتارهای یک آقازاده َی دهه هفتادی! (قسمت اول)

دهه هفتادی ها، بر خلاف فرزندان دهه قبل، جمعیت کمتری دارند. سطح رفاه بیشتری داشته اند و مقولاتی نظیر جنگ تحمیلی را ندیده اند و تنها آن را از رسانه ها و خاطرات دنبال میکنند. برای همین، آقازاده های این نسل هم کاملاً متفاوت هستند.

فاطمه ناظم زاده - بخش اجتماعی تبیان
سیاست

این روزها شاهد ورود آقازاده های دهه هفتادی به بازار کار هستیم. بازار کار ایران، از ارگان َهای دولتی گرفته تا بخش های مثلاً خصوصی، نیمه خصوصی، کمی تا قسمتی خصوصی، تقریباً خصوصی و برخی کاملاً خصوصی نیز حتماً به انواع مختلف، پذیرای این نسل جدید هستند.
این نسل شرایطش فرق میکند؛ سطح سلایق و نگاه متفاوتی با دهه قبل از خود دارد. دهه هفتادی ها، بر خلاف فرزندان دهه قبل، جمعیت کمتری دارند. سطح رفاه بیشتری داشته اند و مقولاتی نظیر جنگ تحمیلی را ندیده اند و تنها آن را از رسانه ها و خاطرات دنبال میکنند.
برای همین، آقازاده های این نسل هم کاملاً متفاوت هستند. ضمن اینکه پدرانشان انبوهی از تجارب را به مرور به آنها انتقال میدهند که به وسیله آنان، یک آقازاده با یک فرآیند بسیار پیچیده و ناگهانی به جایی میرسد که اگر شنیدید یک آقازاده ایرانی نامزد ریاست جمهوری آمریکا شد، نباید تعجب کنید.
آقای زاده های دهه شصتی، مثل هم دوره ای هایشان زیاد بودند و رقابتهای درونی بینشان زیاد بود. اما این عزیزان حاضر، کم جمعیت ولی پر از تجربه های پیشنیان از تمام دهه ها هستند...
بگذریم!
آقازاده های دهه شصتی آنقدرها مهارت نداشتند و پدرانشان هم هنوز در پی کسب تجارب و تکمیل و حتی آموختن مقولاتی چون اختلاس نبودند. اما آقا زاده های دهه هفتادی با انبوهی از تجربه ها مثل دور زدن، زیرآب زدن، خلاف قانون رفتار کردن، خالی بستن و از همه مهتر اختلاس کردن از طرف پدران شریف خود وارد عرصه شده اند.
آموزش ها و انتقال تجربیات گرانسنگ به بهترین شکل به انها منتقل شده و حالا وقت آن است که راه پدران خود را ادامه بدهند.
بنابراین این قشر منحصر به فرد که قرار است طی این ده سال وارد بازار کار بشود، باید دقیقاً وارسی شود تا ما ?آدمهایی که پدرانمان طبل زن نبوده اند- این بار با خنگ بازی کمتری با این مقوله، یعنی "آقازاده ایسم" مواجه بشویم و آسیب های کمتری ببینیم.

چند نکته:

اولاً آقا زاده ها فقط از جنس مذکر نیستند. بلکه این روزها سیل دختران آقازاده با امتیاز ویژه ی حمایت از جامعه بانوان، بر این مسیر هستند، بلکه بیشتر و بیشتر.
ثانیاً: هر آقازاده ای به خاطر آقازاده بودنش بد نیست و هر مدیر کشوری و لشکری هم آدم بدی نیست. بین این جماعت ?بلکه اکثریت آنها- افرادی خدوم و زحمت کش وجود داشته و دارند تا جایی که جانشان را برای این مملکت هدیه کرده اند. روحشان شاد
ثالثاً: طعم این نوشتار کمی طنز و گاهی تلخ است. خداکند به تریج قبای کسی برنخورد... که فردا بلایی سرمان بیاورند.


٢-یک آقازاده دهه هفتادی چگونه به یک سازمان وارد میشود؟
این فرآیند زیاد سخت نیست. کافی است پدر بزرگوار، چند دوست، آشنا، رفیق، هم محله، هم دانشگاهی (از همان هم دانشگاهی هایی که باهم سر کلاس نمیرفتند ولی مدرک میگرفتند) یا ... در یکی از ارگانهای مثلاً خصوصی داشته باشد؛ که حتماً دارد. از حالا به بعد باید بررسی کند که فرزند عزیزش در کدامیک از این ارگان َها میتواند کار کند یا به عبارت بهتر کدامیک بیشتر به دردش میخورد.
در زمانی که بچه های دیگران یا دربه در دنبال کار میگردند یا دنبال یک سرمایه گذار هستند تا برای خودشان و بر اساس ایده هایشان کار کنند، در همین زمان گزینه های زیادی روی میز آقا زاده برای انتخاب وجود دارد و او و پدرش و سایر مشاوران باید بهترین را انتخاب کنند.
بنابراین این بندگان خدا در انتخابی بسیار سخت و دشوار مجبورند روزها بررسی و تلاش کنند تا بلکه بتوانند پول آور ترین یا مقام آورترین شغل را بیابند.... که بالاخره هم می یابند چراکه اراده های قوی ایی نزد ایشان است و بس!

٣-صلاحیت های او چگونه بررسی میشود؟
بالاخره یکی از این ارگان َها پیدا شد و آقازاده یک روز صبح اول صبح، به سرعت باد، در محل آن ارگان یا اداره یا سازمان یا شرکت یا هرچه میخواهید نامش را بگذارید، ظاهر میشود. سریعاً خودش را به آشنا میرساند و سلام پر مهر پدر را به او میرساند. او هم میگوید که با آقاجون شما قبلاً مفصل صحبت کرده ام و میدانم که شما جوان لایق و با استعدادی هستید.
او هم در جواب میگوید: ما حالا حالا ها باید از شما چیز یاد بگیریم .
و آن یکی هم میگوید: همین که شما فرزند آقای فلانی هستید خودش یک دنیا تجربه است و خلاصه حسابی برای هم نوشابه باز میکند.
خُب ملاحظه فرمودید؟ صلاحیت تایید شد. به همین راحتی. اصلاً باید کار این جوانها را به همین راحتی راه انداخت و نگذاشت آنها سردرگم بمانند. جوان مردم گناه نکرده که بخواهد از این اتاق به آن اتاق بشود!
صلاحیت این عزیزان با مقولاتی چون ضریب رفاقت پدر با دیگران، چرب زبانی، تملق، خالی بندی و سایر مواد لازم به تایید میرسد. یعنی اینجور صلاحیتها از قبل هم تایید شده است و جای هیچگونه نگرانی نیست. البته مدیون هستید اگر فکر کنید قصه کنکور این عزیزان هم به همین صورت است.

سیاست

٤-شاخصه های اصلی رفتاری این آقازاده َها در سازمان چیست؟
١-٤- تواضع و فروتنی شدید با تمانینه با افراد بالادستی و از ماه سوم اطلاع رسانی به آنها
٢-٤- رفاقت مافوق سریع با هم ردیفان امروز
٣-٤- سکوت مطلق در برابر رقبای احتمالی
٤-٤- تحقیر و تخریب (البته از ماه دوم) با افراد پایین دستی
٥-٤- کسب درآمدهای جانبی در کنار حقوق و مزایا از طرق حلال مثل تخلف و رشوه و مانند آن
٦-٤- تحصیل مدرک همزمان با کار بدون حاضر شدن در کلاس دانشگاه توسط دوستان خارج از محیط کار. به این ترتیب که دیگران میروند و برای آقازاده در قبال پول، حاضری میزنند. البته این دانشگاه ها در ایران نیست و احتمالا در هند است.
٧-٤- جهش های پی در پی و تحیر آمیز
و...

٥-چگونه در کوتاه مدت پله های ترقی را زودتر از پیشکسوت ها و ستونهای اصلی سازمان طی میکند؟
خواستن توانستن است. کافی است که بخواهید و اراده کنید و تمام نیروهای مثبت را در خود جمع کنید و البته آقازاده باشید.
همه چیز از تواضع های مثال زدنی و فروتنی های مافوق تصور در برابر مدیر بالادستی شروع میشود. حرکتهای آرام، راه رفتنهایی مثل تصویر آهسته این فیلمها و برخوردهای حساب شده با مدیران بالا دستی و خلاصه یک هنرپیشه تمام عیار بودن، اولین پله ترقی است.
دومین پله، جلسات خصوصی با مدیران بالا دستی است و رساندن سلام پدر بزرگوار به آن مدیران، حتی اگر آن مدیران رابطه ای با پدر ایشان نداشته باشند و فقط از طرق واسطه ها معرفی صورت پذیرفته باشد.
در دومین پله خبرهای ریز و درشت آن هم کم کم و یواش یواش جوری که دیر فکر نکند دارد خبرچینی صورت میپذیرد و شما هم که این سطور را میخوانید چنین فکری نکنید.
در سومین پله، کم کم روی آقازاده تو روی مدیر باز میشود و درخواستهایش را بیان میکند.
فلان مسئولیت را به من بدهید؛ ضمناً ذکر خیرتان پیش پدر و آقای فلانی (آدم مهم) بود
حقوقم خیلی کم است؛ پدر میگفتند شما مدیر لایقی هستید.
میشود چند روز مرخصی تشویقی داشته باشم؛ پدر میگفتند برای پیشرفت باید خودم را تابع محض شما بدانم (خودمانیم اصلاً آقای پدر آن مدیر را نمیشناسد)
میشود اتاق آقای فلانی (همان کسی که حداقل 15 سال از آقازاده سابقه و سن و سال بیشتری دارد) را به من بدهید. من تو این یکی اتاق نمیتوانم کار کنم؛ ضمناً این هدیه ناقابل برای شماست.
در سومین پله، پس از اجابت تمام خواسته ها، تغییرات محسوسی در امکانات، امتیازات، جایگاه، رفت و آمدها و ... در مورد آقازاده دیده میشود. سایر پرسنل حساب کار دستشان می آید که با یک قدرت طرف هستند.
در پله چهارم رفتار پرسنل هم تغییر میکند. آنهایی که نوعی سندروم چاپلوسی در آنها هست یا با آقازاده رفیق میشوند و خودشان را به او نزدیک میکنند. با اینکه نسبت به او تملق میکنند و از حالا او را رییس نه چندان دور خود میشناسند. آدمهایی دیگر هم که اصلا حواسشان به این مناسبات نیست ناراحت و معترض میشوند که این اعتراضات جز به ضررشان تمام نمیشود.
تصور کنید آدمهایی با سن و سال و تجربه بیشتر، شاهد و ناظر امتیازات ویژه برای یک آقازاده میشوند و نمیتوانند تحمل کنند. یا سکته میکنند، یا دعوا میکنند، یا استعفا میدهند یا توسط آقازاده فرآیند اخراجشان تکمیل میشود.
پله پنجم: تصحیلات تکمیلی تا دکترا در حین کار تمام وقت است.
پله ششم: شروع شدن موضوع رشوه از ارباب رجوع. اصلاً از روز اول جایی انتخاب شده است که بتواند بار مالی داشته باشد. بنابراین کم کم سر و کله ی پولهای حلال دیگر! پیدا میشود. آقا زاده چند برابر حقوقش را رشوه میگیرد و کم کم قدرت اقتصادی اش بیشتر میشود. حالا بخشی از درآمد را در همان سازمان بین پرسنلی که بیشترین خدمات را برای او داشته باشند هزینه میکند.
پله هفتم: توسعه روابط با مدیران بالادستی تر، مدیران برون سازمانی، تبادل خدمات و نان به هم قرض دادنها و ... سبب میشود اولین جایگاه مدیریتی بدون کوچکترین استحقاق، نصیب آقازاده بشود.
البته پله های بعدی همان است که نهایتاً از اختلاس و مانند ان سر در می آورد که بررسی آنها، محمل دیگری را می َطلبد.

ادامه دارد....

سه شنبه, 09 آذر 1395 10:13

ارکان استراتژیک سازمانی !

 
 
آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند (بخش بیست‌وپنجم)
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرویز نصرتی کردکندی
عضو انجمن ایرانیان فارغ‌التحصیل ژاپن و مدیر استراتژی شرکت پارسا پلیمر شریف
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

محققان و نظریه‌پردازان برنامه‌ریزی استراتژیک در سازمان‌ها، از دهه‌های گذشته تاکنون، ایجاد ارکان جهت‌ساز برای یک برنامه‌ریزی استراتژیک موثر را ضروری می‌دانند، ولی نکته مهم وجود تفاوت‌های ماهوی آن با سال‌های نه چندان دور است. در پارادایم جدیدی که فضای کسب‌وکار در شروع هزاره سوم به سازمان‌ها تحمیل کرده است، نیاز به سطح بالاتری از ارکان جهت‌ساز به روشنی احساس می‌شود، که درصورت عدم توجه به آن قابلیت استراتژی‌های تدوین‌شده را به چالش می‌کشد.

 

ارکان جهت‌ساز چیست؟

ارکان جهت‌ساز مشخصه غالب مکاتب با مفاهیم پارادایم تجویزی و رویکردهایی است که به نظام برنامه‏ریزی و مدیریت استراتژیک نگاه فرآیندی دارند و به همین دلیل اقدامات فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک را بر یک توالی منطقی تعریف و اجرا می‌کنند. به همین دلیل در اولین گام آنها به موضوع ارکان جهت‌ساز شرکت که ماموریت سازمان، چشم‌انداز و ارزش‌های کلیدی سازمان است می‌پردازند.

 

ماموریت سازمانی چیست؟

ماموریت عبارت است از رسالت، فلسفه وجودی، اهداف بنیادین یا به عبارتی مقصود اصلی که شرکت در جامعه به‌عهده خود گرفته است تا بتواند با خدماتی که می‌رساند آن را محقق کند؛ به بیانی دیگر ماموریت نیت اصلی سازمان است که آن را متمایز از سایر کسب‌وکارهای دیگر می‌کند. نیاز واقعی چشم‌انداز می‌تواند آینده واقع‌گرایانه، قابل تحقق و جذاب را به ارمغان آورد و بیان صریح سرنوشتی که سازمان باید به سوی آن حرکت کند را مجسم کند و در واقع هنر دیدن زودهنگام سرنوشت شرکت را مهیا می‌کند. مواردی که در تعیین ماموریت یک سازمان مورد عنایت قرار می‌گیرد:

- چه نقشی در جامعه خواهد داشت و او را با چه مشخصه‌ای خواهند شناخت.

- نیت اصلی شرکت چیست و چه کاری انجام خواهد داد.

- اهداف بنیادین سازمان چیست و این اهداف بنیادین بنا به چه دلایلی تعیین شده است و جایگاهی که در محیط کسب‌وکار خواهد داشت چه خواهد بود که معمولا با 9 سوال کلیدی تعیین می‌شود.

 

تغییر ماهیت ماموریت‌های سازمانی

تغییر ماهیت ماموریت سازمانی در حال حاضر با توجه به حفظ محیط زیست و دغدغه‌های جهانی در این زمینه تغییر اساسی یافته است، چرا که ماموریت سازمانی دیگر فراتر از درک صرفا مشتریان آنها است و اگر ماموریت یک سازمان به‌رغم خدمت به مشتریان، به دیگران آسیب بزند و حتی این اتفاق در آینده بیفتد، اقبال عمومی به آن کم شده و ماندگاری کسب‌وکار شما را به خطر می‌اندازد، چون خدمات فعلی یک سازمان تنها مورد نظر نیست و اگر صنعتی ماهیت سبز نداشته باشد دیگر مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.

 

چشم‌انداز چیست؟

جمله معروفی است که: اگر ندانید کجا می‌خواهید بروید، بعید است که بتوانید به آنجا برسید. چشم‏انداز یا دورنما، تجسمی از آینده سازمان است که با اهداف و استراتژی‏هایی باید به آن دست یابید. چشم‌انداز نشان می‌دهد چه انتظاری از سازمان شما می‌رود و موفقیت سازمان، به واسطه آن افزایش می‌یابد. بعضی از تعریف‌های دیگر چشم‌انداز عبارت است از:

- چشم‌انداز وضیعت آینده سازمان را تشریح می‌کند و آن چیزی را که مدیران آرزوی آن را دارند نشان می‌دهد.

- چشم‌انداز وضعیتی را تشریح می‌کند که سازمان پس از اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی‌ها به آن دست خواهد یافت.

- چشم‌انداز یک عامل کلیدی و یک جنبش ذهنی از شناخته‌ها به ناشناخته‌ها است که رهبری اثربخش را قادر می‌سازد با در کنار هم قرار دادن حقایق، آرزوها، ایده‌آل‌ها، فرصت‌ها، تهدیدها، آینده‌ای جذاب برای شرکت خود خلق کند.

- جهت‏دهنده و برانگیزانده باشد.، روشن، شفاف و قابل فهم باشد، تغییرات آینده را بتواند پاسخگو باشد، ارزش‏های مشترک را به سهولت ممکن سازد، هیجان، انگیزه و تحرک بین ذی‌نفعان به‌خصوص کارکنان به وجود آورد.

 

بخشی از شاخص‌هایی که ضرورت چشم‌انداز را نشان می‌دهند عبارت است از:

- وجود اختلال و تعدد نگرش به آینده بین مدیران و کارکنان.

- کارکنان از کافی نبودن چالش در کار خود شکایت دارند.

- مشکلات عدیده در رقابت با رقبا در سهم بازار خود داریم.

- رقبای جدیدی در حال ظهور هستند که می‌توانند خدمات بهتری را ارائه کنند.

- حرکت شرکت نسبت به حجم سرمایه‌گذاری و روندهای تغییر قابل توجه نیست.

- احساس غرور و افتخار در سازمان رو به کاهش است.

- کسانی هستند که فقط برای پول کار می‌کنند و هیچ تعهد و انگیزشی نسبت به سازمان ندارند.

- بخشی از افراد فقط در چارچوب و مقررات محدود مانده‌اند و در مقابل تغییرات مقاومت می‌کنند.

- احساس مشترک نسبت به پیشرفت وجود دارد ولی نبود آرمان مشترک مانع شکوفایی می‌شود.

 

ویژگی‌های چشم‌انداز مطلوب چیست؟

برای اینکه چشم‌انداز بتواند نقش خود را در برانگیختن احساس، فراهم آوردن زمینه تلاش و تعهد برای دستیابی ایفا کند. باید از ویژگی‌های زیر برخوردار باشد:

- شفافیت جهت و مقصد

- تجلی‌بخش شرایط مثبت‌تر و متعالی‌تر، به طوری که هرگونه شک و شبهه راجع به آینده را رفع کند.

- انرژی‌بخش، افتخارآمیز و برانگیزاننده باشد.

- بلند پروازانه و ایده آل و بلندنظرانه (جاه‌طلبانه) قابلیت ایجاد و چالش و سعی در کمال جویی را فراهم کند.

- ایجاد استانداردهای متعالی و ایده آل برای بهبود عملکرد کارکنان باشد.

- منعکس‌کننده خصوصیات منحصربه‌فردی شود.

- امور غیر مهم در سازمان را غربال کرده و تمرکز کارکنان را به امور حیاتی و تحقق بخش آینده طلایی جلب کند.

- پلی بین حال و آینده شرکت باشد.

- قابلیت تبدیل و تبیین به اهداف ماموریت‌های عملی را داشته باشد و قابل اندازه گیری باشد.

- فرصت‌های موجود را نشان داده و نحوه بهره‌گیری از آنها را بنمایاند.

 

تبدیل چشم‌انداز به آرمان مشترک

امروزه «آرمان» مفهومی کاملا آشنا و شناخته شده در رهبری سازمان‌ها است و کم کم به جای چشم‌انداز مورد استفاده قرار می‌گیرد. آرمان مشترک به‌خصوص اگر با تاکید بر نیروهای داخلی شکل گرفته باشد، منبع الهام بخش و برانگیزنده بزرگی محسوب می‌شود که هر فرد حضور آن‌را در کنار خود احساس می‌کند. وجود آرمان مشترک به کارکنان القا می‌کند که با انجام کار خود هدفی بزرگ‌تر و والاتر را تعقیب کنند. به عبارت دیگر، سازمان تنها محل کار آنها نیست بلکه وسیله‌ای است که آرمان و آرزوی آنها را برآورده می‌سازد. آرمان می‌تواند سبب شادی و نشاط شود و سازمان را از خمودی و روزمرگی نجات داده، شکل و محتوای روابط افراد با سازمان را تغییر دهد و احساس تعلق عمیقی را در درون افراد ایجاد کند. وجود آرمان متعالی می‌تواند شهامت و شجاعت افراد را در برخورد با مسائل و مشکلات به‌طور فزاینده‌ای افزایش دهد.

 

نمونه‌هایی از آرمان‌های سازمانی

شرکت تئودوویل، در آرزوی تحقق ایجاد شبکه جهانی تلفن بود؛ آرمانی که تحقق آن نزدیک به پنجاه سال به طول انجامید و طی مدت فوق همواره به‌عنوان عنصر حیاتی در حرکت و برانگیختن کارکنان عمل کرد. فورد، به دنبال آن بود که انحصاری بودن خرید خودرو را از دست گروهی ثروتمند و خواص خارج کندتا طیف وسیعی از مردم بتوانند آن را خریداری و از آن استفاده کنند. بنیانگذاران اپل می‌خواستند که قدرت کامپیوتر را به تمامی انسان‌ها نشان دهند و این توان را به خدمت مردم درآورند. شرکت کوماتسو، رسیدن به کاترپیلار را طی دو دهه دنبال کرده و به آن رسید. کانن، ظرف بیست سال به آرمان خود که رسیدن به سهم بازاری برابر با زیراکس بود دست یافت.

به این ترتیب باید گفت: سازمان‌ها بدون آرمان مشترک نخواهند توانست به سازمان فراگیر مبدل شوند؛ چرا که وجود هدف نهایی و تجسمی از آینده که کارکنان واقعا طالب آن باشند مهم‌ترین زیرساخت سازمان‌های امروزی در جهت ماندگاری و رشد آنها است. تجارب موجود نشان می‌دهدکه خلق آرمان مشترک در سازمان‌ها در سایه تبادل آزاد اطلاعات و اندیشه‌ها شکل می‌گیرد. فضایی که در آن افراد خارج از فشارها و کنترل‌های مرسوم در سازمان‌های سنتی قادرند نه‌تنها افکار و اندیشه خود را بیان کنند بلکه تحمل شنیدن پیشنهادهای سایرین را نیز دارند. در اثر همین گفتمان و تبادل و تنویر اندیشه‌ها، دیدگاه‌های جدید و بدیع سر بر می‌آ‌ورند. برای کسانی که قدرت سازمانی دارند و خود را مخزن ایده‌های لازم و ضروری برای سازمان می‌دانند، گوش دادن بسیار دشوارتر از سخن گفتن است. ایجاد قابلیت که تحمل شنیدن ایده‌های مختلف را داشته باشیم و در عین حال ایده خود را نیز قربانی نکنیم ظرافت خاصی می‌خواهد که باید اشاعه یابد.

 

ارزش‌های سازمانی

زیر بنای فرهنگ سازمانی ارزش‌های مورد احترام آن است و شرط بقا و رشد سازمان اصول راهنما است. این ارزش‌های سازمانی رفتار کارکنان در سازمان را مورد توجه قرار می‌دهد. بسیاری از محققان بر این باورند که نگهداری پایدار یک سازمان به میزان اهتمام کارکنان به ارزش‌های اعلامی آن است، در تعیین ارزش‌های سازمانی باید پنج ویژگی مورد عنایت قرار گیرد: شفاف و قابل رویت باشد. در سازمان قابل رویت باشد. مبنای رشد افراد در سازمان باشد. با چشم‌انداز و اهداف سازمانی همسو باشد. ارزش‏ها باید نسبت به هم‏ همسو و هم‏افزا باشند. ارزش‏ها همان بایدها و نبایدهای سازمان هستند که آرمان‏ها و ماموریت سازمان بر مبنای آنها تدوین می‏شوند و تصویر آینده و مطلوب سازمان در آن شکل می‏گیرد. در تعیین ارزش‌های سازمانی باید الزامات محیطی، به‌خصوص مورد قبول بودن آنها در جامعه به‌عنوان یک ارزش مطرح در اجتماع تاکید شود چرا که در حال حاضر برنده شدن از طریق استفاده از ارزش‌های منفی از دید جامعه مطرود است و تنها اخلاق حرفه‌ای و رقابت سالم را می‌پذیرند. در بخش‌های بعدی به موارد دیگری از آنچه استراتژیست‌ها باید بدانند خواهیم پرداخت، سه‌شنبه‌ها با ما باشید.

یکشنبه, 07 آذر 1395 12:05

باید و نبایدهای والدین !

باید ها و نباید های والدین برای تربیت فرزندان

با
parents-do-dont

نظر شما را نمی دانم اما من کلمه«نظم» را دوست ندارم. این مفهوم تنبیه، با تحکم صحبت کردن، حتی ضربه و تنبیه بدنی را می رساند. بچه ها باید دیده شوند و حرفهای بد را نشنوند.

. متحد با هم حضور یابید

باید متوجه باشید که وقتی شما پشت همسرتان را خالی می کنید با فرزندانتان آنقدر مهربان نیستید که در آینده دوستتان بدارند. (بله، در نوشته های پایین تصدیق خواهید کرد). شما در حقیقت آنها را سردرگم می کنید، احترامشان را نسبت به هر دوی شما  و اعتماد به مرزی که بسیار با اهمیت است را از دست می دهند.

اگر شما تک  والد هستید، این قضیه چیزی از مسئولیتتان  نسبت به فرزندان کم نمی کند. هنوز افرادی هستند که  بتوانید از آنها تقاضا کنید در مسئولیت فرزندان  با شما همکاری کنند. مانند  والدینتان وقتی با شما به مسافرت می آیند، یا مربی مهدکودک و دوستتان که در بعد از ظهر های بعد از مدرسه  می تواند از آنها  مراقبت کند.

اگر می خواهید کودکتان احساس امنیت کند، باید  شما و همسرتان پشت همدیگر را داشته باشید.  حتی نقش های بد را  نیز با هم شریک  و همراه باشید. این ارزشش را دارد: در این صورت آنها احساس شادی خواهند کرد، تصور و دید شفاف تری نسبت به حدو مرز خودشان با نهایتا به شما احترام بیشتری خواهند گذاشت و شما را بیشتر دوست خواهند داشت.

البته شما مجبور نیستید با همه ی قوانین کوچک و جزئی موافقت کنید اما تنها وقتی یکی از شما چیزی می گوید دیگری از او حمایت کند. « وقتی پدر می گوید نه، پاسخ نه است». اما مسئله مهم، صرف نظر از اینکه گاهی مجبورید از حرفهای بد حمایت کنید ، این حقیقت است که موافقت و حمایت شما اهمیت دارد نه چیزی که با آن موافقت می کنید.

. ثابت قدم باشید

وقتی من بچه بودم، برخی روزها جواب مادرم را  با گستاخی و بی ادبی می دادم و او در پاسخ  فقط می خندید . روز بعد همان جواب  را مشابه قبل با گستاخی می گفتم و  بخاطرش به شدت تنبیه می شدم. و هرگز هیچ نشانه ای مشخصی وجود نداشت که مادرم طبق چه روندی رفتار می کند. این کار نه تنها در صحبت کردن بلکه در خیلی از چیزهای دیگر هم تکرار می شد.

و من اکثر اوقات  با احتیاط رفتار می کردم انگار که روی پوسته نازکی که هر آن احتمال شکسته شدن دارد در حال حرکت هستم.همچنین این بدین معنی بود که نمی دانستم برای   انجام چه کارهایی  اجازه دارم یا ندارم و به نظر می رسید  که رفتار مادرم  براساس شانس  بود که من راز آن را نمی دانستم. بنابراین نکات کمی برای تنظیم و کنترل رفتارم  وجود داشت.

در نهایت، من گاهی اوقات  با مشکل مواجه می شدم  و بعضی مواقع که بخت با من یار بود مشکلی به وجود نمی آمد. در کل در رفتار با مادرم من بایستی ریسک می کردم.همه بچه های شما برابرند. آنها باید بدانند که چه چیزهایی برایشان پذیرفته و قابل و قبول است و چه چیزهایی قابل قبول نیست. آنها به کمک اینکه چه چیزی در دیروز یا دو روز قبل درست بود یا نبود قضاوت می کنند و رفتارشان را با آن تنظیم می کنند.

اگر پیام ثابتی را دریافت نکنند آنها نمی دانند که چطور باید رفتار کنند و همه چیزهایی  که در مرز خانواده و در حریم  آن مهم است به خوبی حفظ  نمی شود. این بدین معنی است که  کودکان احساس سردرگمی ، نا امنی و حتی  بی عشقی می کنند.من سخت ترین نکته  در این قانون را به شما خواهم گفت:  این بدین معنی است که بیشتر اوقات نمی توانید قوانین را زیر پا بگذارید حتی وقتی که می خواهید. این  امر برای کودک مهربانانه نیست.

اگر شما تصمیم گرفته اید اجازه ندهید کودکتان با شما در رختخواب بخوابد، باید روی آن پافشاری کنید و روی حرفتان باقی بمانید( مگر اینکه دارید برای تغییر دائمی قانون آماده می شوید).  فقط به این خاطر که کودک شما امروز کمی به این خاطر ناراحت می شود، و کودکتان خیلی خونگرم  است و و قتی در حمام بازی و خنده های او را می بینید، نسبت به خودتان احساس عذاب وجدان کنید…

نه نه نه همانجا متوقف شوید!  یکبار اجازه دادن به آنها درون رختخوابتان نه گفتن به آنها را ده بار سخت تر می کند و آنها درک نمی کنند که چرا. همین حالا نه بگویید (به آرامی و با آغوش گرفتن) و به یاد داشته باشید که فقط در مهربان بودن ظالم باشید( یعنی به اندازه ای که برای فرزندتان مهربان هستید با خودتان هم مهربان باشید).

. بر روی مشکلات تمرکز کنید نه روی افراد

وقتی به بچه ای می گویید که آنها بازیگوش، خودخواه، تنبل، چاق، احمق، بی ادب، زورگو، بی ملاحظه یا هر چیز دیگری هستند به آنها برچسب می زنید. و اگر آنها آن برچسب را باور کنند زندگی را براساس آن شروع می کنند. آنها فکر خواهند کرد « هیچ دلیلی ندارد که تلاش کنم، می دانم که تنبلم». یا « چه چیزی می خواهم از دست بدهم؟ به هر حال آنها مرا بازیگوش می پندارند».

البته، این یک فرایند آگاهانه نیست، حداقل وقتی در سنین پایین هستند. اما اگر به آنها برچسب بزنید براساس آن زندگی خواهند کرد.

کاری که شما باید انجام دهید این است که رفتارشان را محکوم کنید نه خودشان را. می توانید به آنها بگویید « این عمل خودخواهانه ایست» یا« زورگویی خیلی بی ادبانه است». به این طریق شما آنها را قضاوت نکرده اید بلکه رفتارشان را خطاب قرار داده اید. اگر اینجا شما دلتان می خواهد فریاد بزنید و بگویید « اما او تنبل است»  به شما نمی گویم که اشتباه می کنید

هر چند برای من سخت است که شما را تایید کنم. فقط می گویم شما باید هرگز در مقابل فرزندتان  این را نگویید یا به کسانی که گفته شما را  به گوش او می رسانند. سعی کنید از روشهای دیگری برای تنبیه او استفاده کنید.  به عنوان مثال اگر برای سه بار پشت سر هم بدون تمیز کردن میزش از اتاق خارج شد، به عنوان جریمه از او بخواهید که در شستن ظرفها به شما کمک کند.

برچسب های مثبت کاملا مقوله ی جدایی هستند. اگر این برچسبها دقیق و صحیح باشند( طوری نباشد که  بچه ها را مجبور به انجام کاری کنید که توانایی انجام آن را ندارند)، بچه ها را تشویق می کند تا مانند آن برچسب ها رفتار کنند… بافکر، محتاط، شجاع یا هر چیزی.

و در حقیقت شما می توانید از این برچسب های مثبت استفاده کنید تا رفتارهای خوب را تقویت کنید مثلا وقتی آنها لغزش کردند : « من واقعا سورپرایز شدم که دیدم بی ادبانه رفتار کردی. همیشه فکر می کردم مودب هستی.»  این او را مطمئن می کند که شما دید مثبتی راجع به او دارید و خیلی طول نمی کشد که براساس برچسب «مودب» رفتار می کند.

. اگر شما حالت متعادلتان را از دست بدهید، باخته اید

فرزندان ما با دیدن رفتارمان یاد می گیرند. اگر ما بگوییم لطفا و ممنونم آنها هم در همان لحظه یاد می گیرند. اگر با دیگران مودبانه رفتار کنیم آنها هم مشابه عمل می کنند اگر ما قبل از صبحانه کراک و کوکائین بکشیم فکر می کنند طبیعی است. اگر وقتی دیگران مطابق خواست ما عمل نمی کنند تعادلمان را از دست می دهیم  آنها فکر خواهند کرد این رفتار صحیح است.

بیشتر اوقات ساده است همانطور رفتار کنیم که از فرزندانمان توقع داریم. اما وقتی عصبی شده و  فشار خونتان  شروع به بالا رفتن می کند زمانی است که قضیه بحرانی می شود بنابراین وقتی کودکتان با شما جر و بحث می کند چطور با او برخورد می کنید؟ آیا آرام می مانید، صدایتان را بالا نمی برید و به چیزی که می خواهد بگوید گوش می کنید؟ این ساده نیست، خدا می داند، ولی این تنها راه است که بشود پاسخ مشابهی هم از آنها دریافت کرد.

در برخی از زوجین به برخی دلایل ، یکی  از والدین زمینه عصبی شدن و از کوره در رفتن  بیشتری در مورد یک فرزند را  نسبت به دیگر فرزندان خانواده دارد. اگر این مورد برای  شما نیز مصداق دارد، احساس شکست نکنید رفتار شما نرمال است. اما لازم است بدانید هر زمان که شما حالت نرمالتان را در مواجه با کودکتان از دست می دهید ،

شما به پاسخ عصبی آنها مهر تایید می زنید. و این امر شما را به یک شکست خورده تبدیل می کند. و در آینده به آنها و روابطشان کمک نخواهد کرد، مخصوصا  اگر با این فکر بزرگ شوند که از کوره در رفتن شما باعث می شود به چیزی که می خواهید برسید و به این باور برسند که  این روش استانداردی  برای حل کردن ناسازگاری ها می باشد.

یک عمل مشابه دیگر کتک زدن است. هر نظری که راجع به تنبیه بدنی  داشته باشید حقیقت این است که این کار موثر نیست. این کار این  پیام را به کودکتان می دهد که ، حداقل برخی اوقات، کتک زدن افراد راهی است برای رسیدن به چیزی که می خواهید. اگر این کار را در حین عصبانیت انجام دهید آنها می فهمند که کنترلتان را از دست داده اید.

این کاملا برای بچه ها خطرناک است و همچنین به آنها می گوید از دست دادن کنترل و خشونت بلا اشکال است. اگر آن را با خونسردی انجام دهید نشان می دهد شما کاملا در مورد آن فکر کرده اید و به این نتیجه رسیده اید که را ه حل موثر، خشونت است.

. اگر کار اشتباهی کردید معذرت خواهی کنید

یکی از موضوعاتی که تا الان باید به آن رسیده باشیم این است که طریقی که ما  طبق آن رفتار می کنیم قوی ترین مدلی است که بچه های ما برای رفتارشان دارند. . گفتیم اگر می خواهید آنها تعادلشان را از دست ندهند شما هم نباید از دست دهید، و اگر می خواهید آنها بگویند لطفا و ممنون  شما هم باید مثل آنها مودب باشید. خب، حالا اینجا موضوع دیگری که شما باید با کودکتان انجام دهید مطرح می شود که که اکثر والدین با این مورد مشکل دارند.

من گمان می کنم تصوری که  اغلب در بین والدین وجود دارد این است که اگر شما بپذیرید اشتباه کرده اید ، اعتماد کودکتان را به قدرتی که دارید از بین برده اید.  مثلا اگر بگویید متاسفم آنها می فهمند شما همیشه کامل نیستید. بهتر است در اینجا نکته ای را مطرح کنیم. این امر تنها زمانی دارای اهمیت است که آنها از قبل این کار را انجام داده باشند.  همچنین شما می توانید به آنها نشان دهید که خدا نیستید و ممکن است اشتباه کنید.

اگر شما آمادگی بیشتری برای معذرت خواهی هنگامیکه اشتباه می کنید داشته باشید،  بیشتر فرزندان شما را کوچک نخواهند شمرد و رشد یافتن طبق یک روش نادرست را تایید نکرده بلکه از شما سپاسگزار خواهند بود که می توانند از دوران کودکی در قبال اشتباهاتشان عذر خواهی کنند. آنها همچنین می بینند که هر کسی می تواند اشتباه کند و جایی برای خجالت و شرمندگی نیست.

لازم است کودک شما در نظر داشته باشد همانطور که کار غریزی را انجام می دهد معذرت خواهی را هم انجام دهد یعنی قبل از اینکه کسی را ناراحت یا اذیت کند.

. اجازه دهید به آغوشتان برگردند

شاید مواقعی پیش بیاید که با فرزندتان درگیری داشته باشید.  در این موارد یا  خوب از عهده اش برآمده اید یا خیر. اما  به هرحال شما والدین قانونمندی هستید پس این نمی تواند خیلی بد بوده باشد. در طرف دیگر این دعوا و درگیری  فرزند شما قرار دارد که به او دستور داده اید به اتاقش برود.

بعد ازاین چه اتفاقی می افتد؟این یک  وضعیت کاملا بحرانی و حساس  است و من آن را یک قانون می دانم زیرا والدینی را دیده ام که این کار را کاملا اشتباه انجام می دهند. بچه های آنها به صورت پشیمان و حتی عذرخواهانه بر می گردند و والدین آنها مجددا یادآوری می کنند که چقدر بد رفتار کرده اند . عمل بعدی این است که  با جر و بحث آنها را دوباره به اتاقشان برمی گردانند. یا شاید والدین با بچه ها حرف نزنند و  و برای مدتی با آنها قهر بمانند.

رویه دیگری که شما اجازه نمی دهید کودک از حال بدی که دچارش است خارج شود. اخیرا شنیده ام والدین به کودکانی که معذرت خواهی می کنند می گویند « چیزی که اهمیت دارد عذرخواهی نیست، بلکه تکرار نکردن مجدد آن اشتباه است». البته این حرف درست است. اما زمان مناسبی برای گفتن آن نیست. زیرا بچه های ضعیف احساس می کنند هنوزهم بخشیده نشده اند  و من می توانم چهره ی مچاله و گرفته آنها را ببینم.

مهمترین چیز این است که کودکتان بداند شما هنوز دوستش دارید. لازم است همچنین بداند نکاتی در عذرخواهی تغییر رفتارش وجود دارد که باید آنها را رعایت کند.

اگر هنوز از دستش عصبانی هستید چرا او باید از این عصبانیت اذیت شود ؟ پس وقتی دعوا تمام شد بگذارید حس کند بخشیده شده و می تواند مجددا به آغوش شما باز گردد.و اینکه شما بخاطر معذرت خواهی و توانایی او در تشخیص اینکه او مسئول اشتباه است ممنون هستید.

سه دوره پس از رحلت پیامبر(ص)!

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گروهی تلاش کردند تا با نسبت های خویشاوندی که با رسول خاتم داشتند و بدون توجه به آینده ی پیش رو، بر اساس سلیقه شخصی خویش اسلام را پیش ببرند.

محمد باعزم-بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
م

 

رحلت رسول خاتم صلی الله علیه و آله موضوعی مهم در تاریخ اسلام است. دلایل متعددی را می توان برای این موضوع نام برد. اما مهم ترین دلیلی که برای این مسئله می توان گفت، موضوع جانشینی ایشان است. این نوشتار در صدد اثبات یا طرح مسئله جانشینی پیامبر اکرم نیست اما این موضوع را عامل اساسی در تعیین سرنوشت مردم پس از پیامبر می داند.

رفتارهای متناقض پس از رحلت رسول اکرم موضوعی بسیار مهم و سرنوشت ساز برای تاریخ اسلام بود. خودرأیی و عدم توجه به دستورات قرآن و سنت و همچنین باب کردن مسائل مختلف که هیچ انطباقی با اسلام نداشت، مسیر اساسی دین را منحرف ساخت و باعث شد که مسائلی در جهان اسلام به عنوان سنت تلقی گردند که حقیقی و واقعی نبودند. پس از رحلت رسول اکرم رفتارهای متناقض و دوگانه نما در اسلام رواج یافت.

بسیاری از سردمداران به علت مصاحبت و همنشینی با رسول خاتم که خود را صحابی می خواندند با معیار و ملاک شخصی و بدون اساس عمل می کردند و این عمل بدون ساختار و ملاک آثار متعددی را از خود برجای گذاشته بود که حتی تا همین عصر حاضر شاهد آن هستیم. اعمالی که ممکن بود هیچ گاه به وقوع نپیوندد. قبیله گرایی یا بهتر بگوییم خویشاوند گرایی شروعی دوباره و جانی تازه گرفت. عباس و ابوسفیان نه به خاطر شناخت مقام و منزلت امیرالمومنین بلکه برای قدرت دست یاری رساندند و در مقابل گروه های دیگر نیز به خاطر منتی که بر اسلام می گذاشتند هر کدام خواستار قدرت و ثروت بودند.(1)

طرز برخورد با اسلام در سه دوره پس از رحلت پیامبر

الف: یکی برخورد مصلحت جویانه دست کم از سر ناآگاهی و تأویل گرایانه (البته با خیلی اما و اگر ها) سهکه در دوره ی پیش از خلیفه سوم مطرح بود. یعنی خط میانی قریش که ملاحظات مختلفی داشت و از نظر دین شناسی هم نگرش مصلحت جویانه و بدعت گرایانه را دنبال می کرد. دقیقا همین مصلحت اندیشی بود که خط ولایت را به خط خلافت تبدیل کرد.
ب: برخورد سودجویانه با دین و ارائه ی تعبیری اشرافی از آن. همان جیزی که در سوره ی عبس و تولی قرآن از آن نهی کرده؛ یا در آیه ی کنز با آن مقابله نموده و یار در قصص انبیاء آن را مذمت کرده است. از اواخر دوره ی خلیفه سوم، تعبیر اشرافی از دین برای امویان و حتی بسیاری از اصحاب به نظر طبیعی و قابل توجیه درآمد. ادعای این که بیت المال ملک خلیفه است (چون مال، مال الله است و خلیفه هم، خلیفه الله!)(2)
ج: برخورد با احترام و با توجه بسیار امام علی علیه السلام با کتاب و سنت که می توان از آن با عنوان خط اهل بیت علیهم السلام یاد کرد؛ خطی که اسلام را از دریچه ی خود اسلام و منابع اصلی آن یعنی کتاب و سنت می نگرد. آن هم بدور از مصلحت اندیشی ها و بدعت گرایی ها. چنان که وفاداری امام علی علیه السلام به قرآن و سنت نبوی، به خوبی در نهج البلاغه منعکس است. روبرو شدن ایشان با بدعت ها و تصورات مصلحت اندیشانه ی کسانی که معتقد بودند اسلام ناقص است و آنان باید تکمیلش کنند، نشانگر همین نگرش در امام است. وفاداری شخصی به سیره ی نبوی، زندگی ساده، حفظ و حراست از قرآن و حدیث همه نشان از وجود این نگرش در امام علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام دارد. برای توجیه این برخوردهای متفاوت - و همچنین به عنوان محصول این قبیل برخوردها با دین - میتوان به مسأله ی ایجاد شبهات در دین اشاره کرد. حتی کم مانده بود که قران را هم ضایع کنند وجود شبهه در شناخت دین و این که کدام نگرش درست است، زمینه اختلاف و فتنه را در جامعه فراهم می کند که کرد.

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گروهی تلاش کردند تا با نسبت های خویشاوندی که با رسول خاتم داشتند و بدون توجه به آینده ی پیش رو، بر اساس سلیقه شخصی خویش اسلام را پیش ببرند.

سنت گرایی

سنت یافتن یک سری از تعلیمات خلفا پیش از حکومت امیرالمونین موضوعی اساسی در تاریخ اسلام است. مشکل اساسی حکومت امیرالمونین هم همین سنت های نابجا و غلطی بود که پس از پیامبر در میان مردم به ودیعه نهاده شد!!. «سنّت» به معناى شیوه و سیره است؛ مى گویند «سَنَّ الماء؛ آب را پیاپى و آسان ریخت»، «سَنَّ السَّبیل؛ در راه حركت كرد» و «سَنَّ رسولُ اللّه صلى اللّه علیه وآله كذا؛ یعنى رسول خدا صلى اللّه علیه وآله این امر را تشریع و آن را آیین قرار داد». (3)اهل شرع معتقدند كه سنّت نبوى شامل سخن، فعل و تقریر رسول خدا صلى اللّه علیه وآله مى شود و به همین جهت در ادلّه شرع مى گویند: كتاب و سنّت یعنى قرآن و حدیث. پیامبر از خویش سنت های نیکویی برجای گذاشت و آن چیزی بود که بر اساس مراد خداوند یکتا رقم می خورد اما با وجود آنکه  رسول اکرم از وقوع اختلافات فراوان در دوران پس از خود، خبر داده و آن گاه با استفاده از كلمه «فعلیكم» به تمامى افرادى كه آن دوران را درك مى كنند، دستور داده از سنّت ایشان و سنّت خلفاى پس از ایشان پیروى كنند. بنابراین، در همه متون آمده است: «هر كدام از شما كه پس از من زنده بمانید اختلافات فراوانى را خواهید دید، پس به سنّت من و سنّت خلفا... تمسّك جویید». آنان که خلیفه 12 گانه امام را می شناختند، افرادی مانند ابوذر و عمار و مقداد و غیره بر سنت رسول خدا استوار ایستادند و اما آنان که در پی قدرت طلبی و سهم خواهی خویش بودند بدون آنکه اهتمامی به دستور رسول خدا داشته باشند به تحریف خلفای پس از پیامبر پرداختند.(4)
نتیجه آن شد که تعلیمات پیامبر که از آن به عنوان سنت حقیقی یاد می شود به مرور زمان به ورطه فراموشی سپرده شود و مردم آن چنان که شایسته است مقام خلافت حقیقی را نشناسند و بعد از آن ماجرای مهم تاریخی هر یک از خلفای دوازده گانه پیامبر یکی پس از دیگری رقم بخورد.


پی نوشت ها:
1. حلیة الأولیاء: 2 / 17
2. عارضة الأحوذى: 10 / 145
3. النهایة: 2 / 368
4. تاریخ طبری، ج 2، ص164

 

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد

دست راست مدیر ارشد اجرایی کیست؟ نایب رئیس فروش؟ مدیر ارشد مالی؟ یا رئیس منابع انسانی؟منابع انسانی معمولا در این طبقه‏‏بندی «دست راست» قرار نمی‏گیرد و این امر مایه شرمساری است؛ چرا که رهبران منابع انسانی برای موفقیت هر سازمانی مهم و ضروری هستند. آنها نقشی فراتر از تصور مردم ایفا می‏کنند. بدون منابع انسانی، کسب‏و‏کارها تیم‏های اختصاصی متشکل از افراد مستعد نخواهند داشت و بدون این افراد هیچ‌کسب‌وکاری نیز وجود ندارد. در اینجا چندین دلیل برای اینکه چرا پرسنل منابع انسانی در موفقیت هر سازمان و هر مدیر ارشد اجرایی مهم هستند را آورده‏ایم:

 

آنها برای استخدام بهترین افراد کار می‏کنند

شاید به نظر ساده بیاید، اما استخدام افراد فرآیند بسیار پیچیده‏ای است. در حقیقت 48 درصد مدیران ارشد اجرایی که وب‏سایت کاریابی CareerBuilder در سال 2015 آنها را مورد مطالعه قرار داد، اذعان داشتند که شرکت‌های آنها به‌دلیل استخدام‏های ناکارآمد ضرر کرده‏اند و این فرآیند تا کنون آسان‏تر نشده است. بین استخدام‏کننده‏هایی که امسال به وسیله نرم‏افزار Jobvite در مورد آنها تحقیق شده، 95 درصد انتظار داشتند که فرآیند استخدام در سال 2017 به همین اندازه یا بیشتر چالش‏برانگیز باشد. اما این جایی است که بخش‏های منابع انسانی وارد کار می‏شوند. منابع انسانی تلاش نمی‏کند خیلی سریع و ارزان افراد را استخدام کند. آنها به دنبال بهترین افراد برای شغل مورد نظر هستند و این کار موجب پس‏انداز پول در بلندمدت می‏شود. یک واحد منابع انسانی در مورد استانداردهای پسااستخدام مانند عملکرد و حفظ استخدام‏های جدید، بیشتر نگرانی دارد تا استانداردهایی که فرآیند استخدام مانند هزینه و زمان استخدام را اندازه می‏گیرند. این تمرکز بر موفقیت کارمندان جدید برای سلامت سازمان به عنوان یک کل بسیار مهم است. طبق گزارشی که توسط موسسه گالوپ در ماه مه منتشر شد، جابه‌جایی کارکنان نسل هزاره به تنهایی سالانه 5/ 30 میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا هزینه وارد می‏کند، اما زمانی که منابع انسانی زمان کافی برای یافتن بهترین استعدادها برای شغل مورد نظر صرف می‏کند و سپس راه‏هایی برای راضی نگهداشتن این افراد می‏یابد، استعدادها در سازمان حفظ می‏شوند. حفظ استعدادها موجب می‏شود شرکت‌ها به پیش بروند و در عین حال زمان و پول نیز ذخیره می‏شود.

 

تمرکز بر تعهد کارمند

تعهد کارمند یکی از بزرگ‌ترین مشکلات نیروی کار محسوب می‏شود. پژوهش موسسه گالوپ در سال 2013 در مورد بیش از 350 هزار پاسخ‏دهنده در سراسر آمریکا، تخمین زده است که کارمندان غیرمتعهد در سال هزینه‏ای بین 450 تا 550 میلیارد دلار را به‌دلیل از دست رفتن بهره‏وری به کسب و کارهای آمریکا وارد می‏کنند. اما منابع انسانی، با هدایت این مسیر این اطمینان را ایجاد می‏کند که کارمندان در کار خود متعهد هستند. در حقیقت، تعهد می‏تواند به تنها چند عامل شامل شناسایی کارمندان، بازخورد، یادگیری و توسعه، پاداش مازاد، مزایا و توازن کار-زندگی خلاصه شود. بنابراین، پرسنل نیروی انسانی همواره به دنبال بهترین استراتژی‏های تعهد برای متناسب‏سازی کارمندان‏ و فرهنگ شرکت هستند. انگیزه‏بخشی، شناسایی و تعهد کارمندان اثر فوق‏العاده‏ای دارد. بین کارمندان مورد مطالعه شرکت تحقیقاتی Globoforce در سال 2016، مشخص شد زمانی که آنها احساس می‏کنند مورد قدردانی قرار گرفته‏اند، 82 درصد تعهد بیشتری از خود نشان داده‏اند و 78 درصد نیز بهره‏ور‏ی بیشتری داشته‏اند.

 

دیدگاه‏هایی که کسب و کار را بهبود می‏بخشند

منابع انسانی، دیدگاه منحصربه‌فردی از شرکت و افرادی که پشت آن هستند ارائه می‏دهد و آنها را در موقعیت درستی برای کمک کردن در اخذ تصمیمات مهم کسب و کار قرار می‏دهد، گرچه بخش منابع انسانی به‌طور سنتی به‌عنوان بخشی از تیم استراتژی در نظر گرفته نمی‏شود، اما 65 درصد مدیران ارشد اجرایی در پژوهش CareerBuilder بیان کرده‏اند که نظرات منابع انسانی وزن بیشتری در تصمیمات مدیریت ارشد دارد. علاوه‌بر این، 73 درصد نیز اذعان کرده‏اند که رهبران منابع انسانی اطلاعاتی فراهم می‏کنند که مدیران شرکت آنها را در استراتژی کسب و کارشان دخیل می‏سازند. اگر همه چیز آن طور که باید پیش برود، بخش منابع انسانی یک شرکت درک عمیقی از استعداد و چگونگی کار کارمندان دارد و اطلاعات بسیاری برای پشتیبانی پیشنهادهای آنها ارائه می‏دهد. بیش از نیمی از مدیران ارشد اجرایی (57 درصد) در پژوهش CareerBuilder گفته‏اند که مدیران منابع انسانی می‏توانند با استفاده بهتر از سرمایه انسانی شرکت، راه‏هایی برای افزایش کارآیی و کاهش هزینه‏ها ارائه دهند. زمانی که بخش منابع انسانی و مدیران ارشد با یکدیگر کار می‏کنند نتایج اثربخش‏تر خواهند بود. پژوهش سال 2014 که توسط EY انجام شد نشان داد زمانی که شرکت‌ها از همکاری قوی بین منابع انسانی و بخش مالی در درون سازمان خود سخن می‏گویند، درآمد بیشتر و بهبود قوی‏تر در طیفی از استانداردهای منابع انسانی مانند «تعهد کارمندان» نیز گزارش شده است. بخش‏های موثر منابع انسانی به سازمان‏ها کمک می‏کنند بیشترین بازدهی را از افرادشان بگیرند و در ضمن آنها را راضی نگه دارند. با دید‏گاه‏های منابع انسانی، کارفرمایان می‏توانند تصمیمات هوشمندانه‏تری در مورد اینکه کجا و چگونه در استعدادها سرمایه‏گذاری کنند بگیرند تا از آنها منفعت به‌دست آورند.

منبع: entrepreneur

شنبه, 06 آذر 1395 15:24

معیار سنجش فسق

ترازویی که فسق را می‌سنجد!

بنا به فرموده خدا در قرآن، دوستی اهل و عیال و مال و منال و حتی تجارت و مسکن، باید تابع دوستی خدا و رسولش باشد. یعنی اگر لازم شود همه آنها باید در راه خدا و رسول هزینه شوند. در غیر این صورت، مدعی ایمان، فاسقی بیش نیست.

شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

دوستی خدا

چون ایمان حقیقتی است مربوط به قلب آدمی، لذا با صرف ادعا، نمی‌توان کسی را داخل در دایره ایمان و یا بیرون از آن انگاشت. بنا به فرموده خدا در قرآن، دوستی اهل و عیال و مال و منال و حتی تجارت و مسکن، باید تابع دوستی خدا و رسولش باشد. یعنی اگر لازم شود همه آنها باید در راه خدا و رسول هزینه شوند. در غیر این صورت، مدعی ایمان، فاسقی بیش نیست. قرآن در کریمه 24 توبه، در مقام تشخیص مومن از مومن‌نُما، ترازو و شاخصی به دست داده است که همگان می توانند ایمانشان را با آن محک بزنند؛ می فرماید:
قُلْ‌ إِنْ‌ کَانَ‌ آبَاؤُکُمْ‌ وَ أَبْنَاؤُکُمْ‌ وَ إِخْوَانُکُمْ‌ وَ أَزْوَاجُکُمْ‌ وَ عَشِیرَتُکُمْ‌ وَ أَمْوَالٌ‌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ‌ کَسَادَهَا وَ مَسَاکِنُ‌ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَ‌ إِلَیْکُمْ‌ مِنَ‌ اللَّهِ‌ وَ رَسُولِهِ‌ وَ جِهَادٍ فِی‌ سَبِیلِهِ‌ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى‌ یَأْتِیَ‌ اللَّهُ‌ بِأَمْرِهِ‌ وَ اللَّهُ‌ لاَ یَهْدِی‌ الْقَوْمَ‌ الْفَاسِقِینَ‌ (24/توبه)
بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و خویش شما و اموالى كه بدست آورده‏اید و تجارتى كه از كساد آن مى‏هراسید و مسكن‏هایى كه بدان علاقمندید در نظر شما محبوب‏تر است از خدا و رسول او و جهاد در راه او، پس منتظر باشید تا خدا فرمان خود را بیاورد، و خدا مردم تبه‏كار را هدایت نمى‏كند.
خلاصه این آیه آن است كه براى یك موحد و مسلمان مكتبى، خدا و رسول و جهاد در راه خدا باید از پدر و فرزند و برادر و همسر و اقوام و ثروت و تجارت و خانه مسكونى محبوبتر باشد، آنها را به خطر اندازد نه مكتب را، از آنها دست بكشد نه از خدا و رسول و جهاد، به طور كلى اینها نمى‏توانند بهانه باشند، و گر نه آن مؤمن، فاسق است و از بندگى ساقط شده و در ضلالت مى‏باشد.(1)

نكته‏ ها و اشاره ‏ها:

1. هنگامى كه به مسلمانان دستور جهاد داده شد، برخى به فكر پدران، برادران و فرزندان كافر خویش بودند كه مى‏بایست با آنان بجنگند، و برخى دل در گرو سرمایه‏ها و تجارت خویش داشتند كه تا حد زیادى در دست مشركان بود و با مسافرت‏هاى آنان به مكه رونق مى‏گرفت و گروهى نیز كه خانه‏هاى خوبى در مكه داشتند، از ویرانى یا تعطیلى آن‏ها در جنگ هراس داشتند.
این آیه ناظر به حال این افراد بوده و به آنان سخت هشدار مى‏دهد.
2. در آیه به سرمایه‏هاى هشت‏گانه زندگى مادى بشر اشاره شده است كه چهار قسمت آن‏ها یعنى پدران، فرزندان، برادران و همسران، به گروه خویشان نزدیك مربوط است و قبیله نیز به گروه اجتماعى بشر مربوط مى‏باشد و دو قسمت نیز به سرمایه و كار انسان‏ها ارتباط دارند و سرانجام به مسكن و خانه‏هاى پر ارزش اشاره شده است.
3. مقصود آیه آن نیست كه انسان سرمایه‏هاى اقتصادى و عواطف انسانى خود را نادیده بگیرد، بلكه منظور آن است كه معیار ایمان واقعى را بیان كند. مؤمن واقعى كسى است كه بر سر دو راهى حق و باطل، عشق به امور اقتصادى و زن و فرزند و خویشان، او را از خدا، پیامبر و جهاد باز نكند؛ مؤمن واقعى كسى است كه امور اقتصادى در نظرش از دین او مهم‏تر نباشد.
4. آیه شامل همه‏ى مسلمانان در همه‏ى عصرها مى‏شود؛ در جهان امروز نیز اگر مسلمانان براى جهاد آماده نباشند و منافع مادى خود را بر رضاى خدا و رسول ترجیح دهند، آینده آنان تاریك خواهد شد و به خطر خواهند افتاد.
5. ترجیح امور مادى بر خدا، پیامبر و جهاد، نوعى نافرمان‏بردارى و فسق است، و این‏گونه دل‏باختگان زرق و برق زندگى مادى، شایستگى هدایت الهى را ندارند.
6. در آیه، با جمله‏اى مبهم و سربسته دل‏باختگان دنیا تهدید شده‏اند؛ یعنى كسانى كه منافع مادى خود را بر رضاى خدا مقدم مى‏دارند، صبر كنند تا كیفر الهى برسد، و یا این‏كه خدا پیروزى پیامبرش را از راه دیگرى و به واسطه‏ى افراد شایسته‏ترى تحقق بخشد.
7. آیه نفرموده است كه خویشاوندان و سرمایه‏هاى مادى خود را دوست نداشته باشید، بلكه فرموده است آن‏ها را بیش‏تر از خدا و پیامبرش و جهاد دوست نداشته باشید.(2)

 پی‌نوشت ها:

1. تفسیر احسن الحدیث، ج‏4، ص: 207
2. تفسیر قرآن مهر، ج‏8، ص: 175و 176

سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1395/09/06 
 
امروز مردم به واسطه شبکه‌های اجتماعی از بسیاری از رسانه‌ها جلوتر هستند و همین معنا باعث می‌شود بگوییم سال‌های پیش رو سال‌های شبکه‌های اجتماعی است، و فرهنگ و تبلیغ تابع آن.

تصور کنید شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند و این حادثه اتفاق می‌افتاد. به جرات می‌توان گفت مردم شهر فومن هم متوجه این مسئله نمی‌شدند. امروز به واسطه وسعت گرفتن شبکه‌های اجتماعی امروز روستایی در جنوب خراسان یا مردی از اهالی سیستان، جوانی در خوزستان می‌دانند که ماموری بر صورت پیرزنی تنها به جرم دست فروشی سیلی زده است.

به گزارش نامه نیوز، در هفتهای که گذشت فیلم سیلی خوردن زن دستفروش از یک مامور سد معبر شهرداری فومن در استان گیلان بازتاب‌های فراوانی در فضای مجازی داشت.جدا از حرکت زشت مامور سد معبر شهرداری که در مقاله‌های گوناگون به آن پرداخته شده است، این سیلی باعث شد تا پیش از پیش به قدرت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی پی ببریم.

در سال‌های گذشته نمونه‌های بی‌شماری از این قبیل اتفاقات یا ناهنجاری‌های اجتماعی در ایران رخ می‌داد بدون اینکه کسی از آن مطلع شود. امروز اما به واسطه گستردگی اطلاعاتی و شبکه‌های اجتماعی  تمام اتفاقات خوشایند و ناخوشایند به سرعت در جامعه پخش می‌شود و مردم از آن مطلع می‌شوند.

تصور کنید شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند و این حادثه اتفاق می‌افتاد. به جرات می‌توان گفت مردم شهر فومن هم متوجه این مسئله نمی‌شدند. امروز به واسطه وسعت گرفتن شبکه‌های اجتماعی امروز روستایی در جنوب خراسان  یا مردی از اهالی سیستان، جوانی در خوزستان می‌دانند که ماموری  بر صورت پیرزنی تنها به جرم دست فروشی سیلی زده است.

عذرخواهی شهردار فومن و امام جمعه این شهر، حضور یک خواننده مشهور پاب و دیدار با این پیرزن دستفروش و واکنش‌های گوناگون مردم، تنها و تنها به خاطر حضور شبکه‌های اجتماعی است.

مردم و مسئولان باید بدانند که دیگر در این فضا نمی‌شود یک اتفاق، یک  سخنرانی، یا حرکت و یا ... را سانسور کرد. هرجا گوشی موبایلی باشد اینترنتی، آنجا به جهان وصل است. امروز تمام جهان در گوشی‌های موبایل خلاصه شده است و یا به زبان ساده تر می‌شود گفت جهان بزرگ کودکی‌های بسیاری از ما امروز تبدیل به گوشی کوچک موبایل یا تبلتی شده است که در دست ریز و درشت این جامعه قرار دارد.

نکته جالب در این میان مسئله‌ای است که برخی مسئولان به آن توجه نمی‌کنند. برخی از مسئولان کشوری تلاش می‌کنند با لغو سخنرانی‌ها یا مراسم‌ها،  انتشار کتاب‌ها و یا اکران فیلم‌ها تلاش می‌کنند جلوی انتقال پیام‌ها را بگیرند غافل از اینکه امروز بسیاری از افراد با زدن یک کانال تلگرامی و یا قرار دادن فیلم و کتاب خود در اینترنت با مخاطبان خود ارتباط برقرار می‌کنند. این در حالی است که در یک سخنرانی حداکثر مخاطب آنها 300 یا 400 نفر است اما در فضای مجازی مخاطبان آنها هزاران هزاران نفر هستند.

امروز فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی  کمک بسیاری به شفاف شدن فضای اجتماعی و سیاسی ایران کرده است. این فضا باعث شده است بسیاری از افراد مواظب رفتار خود باشند. دیگر هیچ چاردیواری در ایران وجود ندارد.

در این میان البته باید گفت بسیاری از اخبار پخش شده در این شبکه صحت ندارد و یا در تهیه خبر دقت به عمل نیامده است. بر همین اساس باید سعی کنیم از انتشار اخباری که واقعا از درستی آن اطمینان نداریم پرهیز کنیم. با این کار جلوی پخش بسیاری از شایعات گرفته می‌شود.

امروز مردم به واسطه شبکه‌های اجتماعی از بسیاری از رسانه‌ها جلوتر هستند و همین معنا باعث می‌شود بگوییم سال‌های پیش رو سال‌های شبکه‌های اجتماعی است، و فرهنگ و تبلیغ تابع آن.