ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

پنج شنبه, 04 آذر 1395 13:33

سخت ترین امتحان و غربال !

بهوش باشیم ! امتحان سختی پیش رو داریم!

 

در روایات امتحان شدن انسان ها در زمان غیبت به غربال شدن تشبیه شده است یعنی در اثر غیبت امام درجه ایمان انسان ها سنجیده می شود و همان طور که با غربال کردن ناخالصی های مواد از آن جدا می شود، با طول غیبت امام افراد سست ایمان و دنیا طلب از مومنین خالص جدا می شوند.

اعظم کارگر شریف - بخش مهدویت تبیان

امام زمان، امام مهدی، صاحب الزمان

منتظران بهوش باشید! امتحان سختی پیش رو داریم. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً باید غربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند.

یکی از بحث های مهم در موضوع مهدویت، بحث غیبت است. پرسش پیرامون علت غیبت، نه تنها پس از وقوع غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بلکه حتی قبل از پیدایش ظاهری آن حضرت، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان پس از ایشان مطرح می شده، به گونه ای که روایات زیادی درباره این موضوع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار وارد شده است که برخی از آنان به وقوع غیبت و در برخی به طولانی شدن زمان غیبت و نیز روایاتی علت غیبت امام را بیان نموده اند، به طور حتم علت حکیمانه ای برای غیبت وجود دارد، ما ایمان داریم که خداوند عالم هیچ کاری را جز بر اساس حکمت و مصلحت انجام نمی دهد خواه این مصلحت را بشناسیم یا خیر! امام صادق علیه السلام در جواب فردی که از علت غیبت سوال کرد فرمودند: «غیبت سرّی از اسرار الهی است ولی چون می دانیم که خداوند بزرگ حکیم است می پذیریم که همه کارهای او بر اساس حکمت است اگر چه علّت آن کارها برای ما معلوم نباشد»( کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب 44،ح 11)

اما اگر با پذیرش حکمت خداوند به دنبال دانستن راز و رمز بعضی از رویداد های عالم باشیم تا اطمینان قلبی بیشتری پیدا کنیم ایرادی ندارد، بنابر این با اندک جستجویی در می یابیم در مورد علت غیبت امام زمان (علیه السلام) هم روایاتی بیان شده و دلایل مختلفی از جمله محفوظ ماندن جان حضرت، بیعت نکردن با طاغوت، تأدیب و آزمایش مردم مطرح شده است که در این نوشتار به احادیث آزمایش و امتحان مردم اشاره می شود. 

امتحان یک سنت الهی

یکی از علل غیبت امام زمان علیه السلام آزمایش مردم است تا از یک سو، گروهی که بی ایمانند، باطنشان ظاهر شود و از سوی دیگر، کسانی که ایمان در ژرفای دلشان ریشه کرده است با انتظار فرج و شکیبایی در سختیها و ایمان به غیب کامل تر شوند و به درجاتی از اجر و پاداش دست یابند. همچنانکه قرآن کریم می فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان كردند همین اندازه كه اظهار ایمان كنند و شهادت به توحید و رسالت پیامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى شوند ؟! (سوره عنکبوت آیه 1)

در قرآن کریم بیش از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى آزماید، یعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى گدازند تا به اصطلاح آب دیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى دهد تا مقاوم گردد.( تفسیر نمونه  ج 1  527) دوری از امام معصوم و تحمل غیبت ایشان و در عین حال باور و یقین داشتن به حضور امام ایمان بالایی می خواهد، بسیارند کسانی که دم از عشق خدا و محبت امام زمان می زنند ولی در عمل استقامت نداشته آنچنان سست و ناتوانند که وقتی منافع مادی شان به خطر افتد همان ایمان ضعیف را هم از دست می دهند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: " او [امام زمان علیه السلام] کسی است که از یاران و شیعیانش غایب می شود، غیبتی که در آن غیبت کسی در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمی ماند، مگر کسی که خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد." (البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 2 ؛ ص104)

آزمایش و غربال انسان های صالح

در مورد غیبت امام زمان علیه السلام، ائمه معصومین مطالبی را بیان فرمودند و به مسلمانان هشدار دادند، از جمله، مفضّل بن عمر گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: «بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانا به خدا که امام شما سالهای سال از روزگار این جهان غایب شود و هرآینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مُرد، کشته شد، به کدام درّه افتاد، ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتیهای گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده است و به وسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود). مفضّل گوید: من گریستم و عرض کردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت به شعاعی از خورشید اشاره کرد و فرمود: ای اباعبدالله این آفتاب را می بینی؟ عرض کردم: آری فرمود: به خدا امر ما از این آفتاب روشن تر است»(شیخ کلینی،  اصول کافی، ج2، ص134، ح3) یعنی علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان برای راهنمایی مردم به حق از آفتاب روشن تر است. در این حدیث شریف امام صادق علیه السلام در ضمن پیشگویی غیبت امام دوازدهم و آگاهی دادن به شیعیان به روشن و واضح بودن حق و حقیقت اشاره فرمودند که با کمی دقت و آگاهی میتوان در راه درست قدم گذاشت و پیرو امام زمان(علیه السلام) بود. 

غربال شدن انسان ها 

در روایات امتحان شدن انسان ها در زمان غیبت به غربال شدن تشبیه شده است یعنی در اثر غیبت امام درجه ایمان انسان ها سنجیده می شود و همان طور که با غربال کردن ناخالصی های مواد از آن جدا می شود، با طول غیبت امام افراد سست ایمان و دنیا طلب از مومنین خالص جدا می شوند. امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم حتماً باید تمییز یابید، به خدا قسم حتماً باید پاک شوید به خدا قسم حتماً بایدغربال شوید همانطور که گندم را از زوان [علف هرزی شبیه گندم] غربال می کنند. (همان ،ص240، ح 8) 

و نیز غیبت کبرای آنحضرت چنین توصیف شده است: و دومین غیبت همان است که سفیران و واسطه ها از میان برداشته شدند به جهت کاری که خدای تعالی خواسته بود و به خاطر تدبیری که خداوند در میان مردم  به کار برد تا مدعیان این امر از یکدیگر جدا شوند و آزمایش به عمل آید و زیر و رو و غربال و تصفیه شوند چنانچه خدای عزّوجل می فرماید: «ما کَانَ اَللهُ لِیذَرَالمُومِنینَ عَلی ما اَنتُم عَلَیهِ حَتّی یمِیزَ الخَبیثَ مِنَ الطَّیبِ وَ ما کانَ اَللهُ لِیطلِعَکُم عَلَی الغَیبِ » خدا افرادی را که بر طریقه شما ایمان دارند فرو نمی گذارد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند و خداوند شما را از غیب آگاه نسازد. (آل عمران 178-179)

و اکنون همان زمان است که فرا رسیده است. خداوند، مارا از ثابت قدمان بر حق قرار دهد و از افرادی باشیم که در غربال گرفتاری از غربال بیرون نشویم. از خداوند می خواهیم که فرج دوستان خود را از آن غیبت نزدیک فرماید و ما را در جایگاه برگزیده ای که از آنان راضی است و آنان را برای یاری دینش و خلیفه اش انتخاب فرموده است، قرار دهد. 

خلاصه سخن

در روایات آمده است که، حکمت غیبت حضرت ولی عصر،امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غربال شدن انسان های  صالح و آزمایش مردم است. چه بسا که بر اثر طولانی شدن غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، گروهی از مردم منکر وجود مبارک حضرت می شوند و از عقیده خود باز می گردند، بنابر این وظیفه داریم هر چه بیشتر نسبت به امام زمانمان معرفت کسب کرده و اعتقاداتمان را محکم کنیم تا در صراط مستقیم باقی بمانیم. 

پنج شنبه, 04 آذر 1395 13:22

تکنولوژی خطرناک هارپ !

دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه نيز در تحليل موضوع هارپ مي‌گويد: «ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي‌كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند.
 
کد خبر: ۲۲۴۰۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۴:۵۰ 02 February 2012
امتیاز خبر: 91 از 100 تعداد رای دهندگان 213310

از هارپ (HAARP) چه می‌دانیم؟ آیا این تکنولوژی مخوف واقعیت دارد؟ دستکاری در آب و هوا تا چه میزان ممکن است؟ آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ‌های غافلگیرانه آتی است؟ برای راز گشایی از این سوالات با گزارش‌های ویژه مشرق همراه شوید....
 
به گزارش مشرق، انستيتو تحقيقات استراتژيك كالج جنگ ارتش آمريكا داراي نشريه‌اي داخلي با نام «انقلاب در امور نظامي» است. به عنوان مقدمه‌اي بر اين گزارش بخشي از يكي از مقالات اين نشريه بسنده خواهد بود:

«چيزهايي كه براي ما اهميت دارند به مرور زمان تغيير مي‌كنند و تكنولوژي با پيشرفت خود به افق‌هاي جديدي مي‌رسد. در زمان جنگ سرد، تسليحات و پروژه‌هاي رواني، مراحل ابتدايي خود را مي‌گذراندند. اما در زمان كنوني كه علوم الكترونيك و بيوالكترونيك را در دسترس داريم، لازم خواهد بود در قراردادهاي اخلاقي و حد و حدود ذهني خود كه از به كارگيري تكنولوژي‌هاي به بازي گيرنده روح و روان دشمن ممانعت مي‌كند؛ تجديد نظر كنيم.

در صورت فراهم شدن اين بازنگري، شركت‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي را تشويق خواهيم كرد كه به بهره‌ برداري و توسعه تكنولوژي‌هاي متناسب با اين اهداف بپردازند. در نتيجه خواهيم توانست با به كارگيري انواع تسليحات جديد مانند ميكروبي، رواني و ساير تكنولوژي‌هاي پيشرفته وارد عمل شده و به اهداف خود برسيم

هارپ سلاحي براي بي ثبات كردن كشورها
«هارپ» به صورت يك فرستنده امواج الكترومغناطيسي عمل مي‌كند كه هدف آن تاثيرگذاري بر آسمان و الكترون‌هاي آزاد لايه يونوسفر است. اين سيستم، الكترون‌هاي اين لايه را در ارتفاع تقريبا 275 كيلومتري به جنبش وامي‌دارد. در حالت عادي اين لايه داراي دمايي معادل 1400 درجه سانتيگراد است كه در اثر اين تحريك انرژي فراواني در آن به وجود آمده و در نتيجه دما تا 20درصد افزايش مي‌يابد و اين ناحيه به حالت انبساطي در مي‌آيد.

تاثير گذاري بر آسمان و الكترون‌هاي آزاد لايه يونوسفر


«زبيگنيو برژينسکي»، مشاور «جيمي کارتر» رئيس جمهوري سابق آمريكا و مشاور کنوني «اوباما» معتقد است كه «هارپ» سلاحي براي بي‌ثبات کردن کشورهايي است كه با واشنگتن اتحاد و همسويي ندارند. به گفته او «با استفاده از تکنولوژي‌هاي جديد و روش‌هايي كه اين تكنولوژي‌ها در اختيار کشورهاي بزرگ قرار مي‌دهند؛ اين كشورها مي‌توانند حتي بدون آنکه نيروهاي امنيتي خود را در جريان قرار دهند جنگ‌هايي سريع و غافلگيرکننده به راه بيندازند.»

برژينسکي اضافه مي‌کند: «اكنون تكنولوژي‌هايي در اختيار ماست که به کمک آنها مي‌توانيم تغييراتي در آب وهوا ايجاد كرده و شرايطي مانند خشکسالي و طوفان به وجود آوريم كه اين امر مي‌تواند توانايي‌هاي دشمنان احتمالي ما را تضعيف كرده و آنها را به پذيرش شرايط ما مجبور كند.»

ممنوعيت تحقيقات نظامي در فضا
بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد استفاده از تسليحات الكترو مغناطيسی و نيز استفاده از فضا براي انجام هرگونه تحقيقات و عمليات نظامي ممنوع مي‌باشد، اما دولت‌هاي خودكامه اي مانند دولت آمريكا همانگونه كه بسياري قطعنامه‌هاي ديگر سازمان ملل و شوراي امنيت را نقض مي‌كنند؛ در اين زمينه نيز تعهدي نداشته و در نهان فعاليت‌هاي گسترده اي انجام مي‌دهند. هارپ را مي‌توان يكي از ده‌ها پروژه مخفي و مخرب دانست كه از طرف سياستمداران آمریکایی حمايت شده و روز به روز به گسترش فعاليت‌ها و نيز توان تخريبي آن افزوده مي‌شود.


حفره معروف به حفره هارپ كه گاهي در آسمان نقاط مختلف ديده مي‌شود.


شدت حوادث كنوني با طبيعت ناهمخوان است
بشر در طول هزاران سال با حوادث و بلایای طبیعی بسياري دست به گريبان بوده است و همواره اين حوادث را جزئي طبيعي از رندگي خود بر روي كره زمين دانسته است. اما در دهه‌های اخیر اتفاقاتي روي داده که با حافظه تاريخي او در مورد طبيعي بودن این حوادث ناسازگار است. بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني همراه با خساراتي بوده است. اما، آنچه كه امروز اتفاق مي‌افتد نسبت به گذشته شدت بي سابقه اي دارد.

اين درحالي است كه بي نظمي‌هاي بزرگ جوي و حوادثي مانند سيل، توفان، زلزله و فعاليت‌هاي آتشفشاني همگي عموماً به تأثيرات گازهاي گلخانه اي ربط داده مي‌شود. ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و دوره‌هاي گرمايي و سرمايي كاملا بي سابقه و شديد در نقاط مختلف زمين نيز به پديده گرم شدن كره زمين احاله مي‌گردد. اما به اعتقاد برخي از متخصصين و حتي سياستمداران ردپاي تکنولوژی‌های پیشرفته در تولید و هدايت اين حوادث با اهداف سياسي و استعماري كاملا معلوم بوده و نشانه‌هاي فراواني از دخالت‌هاي بشري در آن ديده مي‌شود.

اتفاقات عجيب
اتفاقات عجيب فراواني در سال‌هاي اخير روي داده است كه به باور دانشمندان غير از دخالت يك عامل الكترومغناطيسي هدايت شونده چيز ديگري نمي‌تواند مسبب آنها باشد. براي مثال خشکسالی‌هاي بزرگ، آتش فشان‌ها، زلزله‌ها و سونامي‌هاي ويرانگر سال‌هاي اخير، وقوع سيل‌ها و توفان هايی نظير توفان کاترینا در نیواورلئان و توفان گانو در عمان، مرگ عجیب هزاران ماهي ساردین در سواحل شيلي، سقوط جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها از آسمان سوئد، مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزاس، بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی، مرگ دسته جمعي میلیون‌ها ماهي در خلیج «چزاپیک» آمریکا، مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و ده‌ها هزار خرچنگ در انگلیس، مرگ ماهي‌ها و دلفين‌هاي سوخته خليج فارس، مرگ دسته جمعي نهنگ‌ها در استراليا هيچ كدام حالت طبيعي نداشته و احتمال مي‌رود در اثر آزمايش‌ها و حمله‌هايي در اثر امواج هدايت شونده روي داده باشند.


مرگ دسته جمعي هزاران ماهي در سواحل شيلي

 
دلفين‌هاي سوخته خليج فارس

  
جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها در سوئد
 

مرگ دسته جمعي دلفين ها


بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز

    
منشا مشكوك اين حوادث
در اين ميان اما گزارش‌هاي مفصلي منتشر مي‌شود كه منشا اين اتفاقات را طبيعي ندانسته و در نتيجه دخالت هدفمند سيستم‌ها و تكنولوژي‌هاي پيشرفته اي مانند «هارپ» مي‌دانند. تكنولو‍ژي‌هايي كه به استناد گفته‌هاي برژينسكي، مشاور اوباما، مي‌توانند توانايي‌هاي ملت‌هايي را كه آمريكا دشمن خود مي‌داند تضعيف كرده و آنها را به پذيرش سياست‌هاي توسعه طلبانه آمريكايي مجبور كند.

نيروي تزريقي به يونوسفر توسط هارپ، نوسانات موجي فراواني در اين لايه ايجاد مي‌كند به طوريكه امواجي با طول موج‌هاي خاص و فركانس‌هاي پايين كه بازه‌اي از 40 هرتز تا يك هزارم هرتز را شامل مي‌شود؛ به وجود مي‌آيند. اين فركانس‌هاي پايين داراي برد عميقي تا هزاران كيلومتر بوده و قادرند بر روي زمين به اهداف وسيعي از بدن انسان گرفته تا اعماق درياها نفوذ كنند.

اين پروژه تا كنون مورد توجه افراد فراواني بوده و اقدامات افشاگرانه‌ي نيز انجام شده است. از جمله مي‌توان به دكتر «نيك بگيش» يكي از دو مولف كتاب «فرشتگان اين هارپ را نمي‌نوازند» اشاره كرد كه در 1997 طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست اشاره مي‌كند كه 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا مربوط به پروژه‌هاي مخفي است. اين نويسنده مدعي شد كه اين پروژه‌ها تا جايي امنيتي هستند كه حتي كنگره آمريكا نيز از ابعاد و زواياي كامل آن بي خبر است. در اين كتاب به زواياي پنهان هارپ به عنوان يك اسلحه پرداخته شده است.

 


دكتر بگيش هارپ را يك سلاح معرفي مي‌كند


نگراني‌هاي بين المللي
در اين ميان هارپ نگراني برخي از سياست‌ مداران و كارشناسان تسليحاتي كشورهاي ديگر را نيز باعث شده است. براي مثال نمايندگان پارلمان اروپا در اين مورد تحقيقاتي را آغاز كرده‌ و يك كارشناس انرژي به نام «گراتان هيلي» را براي مشاورت در اين مورد به كار گرفته‌اند. هيلي هم اكنون درحال جمع آوري اسناد و مداركي است تا به كمك آنها بتواند راهي براي افشا و درنتيجه خاتمه دادن به اين طرح پيدا كند. «مگوا هالووت» كه رئيس گروه سبزهاي پارلمان اروپاست، مسئوليت پيگيري اين پرونده را به عهده دارد. او در حال پيگيري درخواست سبزها براي وادار ساختن پارلمان اروپا به اعمال فشار بر ناتو است تا از دولت آمريكا در مورد هارپ توضيح بخواهد. به نظر هالووت اين نوع تسليحات علاوه بر پيامدهاي خطرناك زيست محيطي، آزادي‌هاي فردي و دموكراسي را نيز به خطر مي‌اندازد.

هارپ يك سلاح است
از نظر تاريخي «هارپ» پروژه اي است كه در ۱۹۹۳ در ظاهر جهت بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر جو زمين با استفاده از امواج رادیویی شروع به كار كرد. اما تاريخ شروع تحقيقات بر روي امواج براي بررسي امكان استفاده از آنها به عنوان سلاح‌هاي مرگبار به دهه‌هاي قبل برمي‌گردد.

به بياني مي‌توان گفت كه سيستم هارپ، نتيجه تلاش‌ها و پژوهش‌هاي حداقل پنجاه ساله ارتش آمريكاست كه كاركرد آن تنها محدود به بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر نبوده و قادر است براي شناسايي پايگاه‌هاي مخفي اعماق زمين را جستجو كند، تمامي ارتباطات رادیویی و موجي را متوقف سازد، بر رفتارها و حالت رواني انسان‌ها تأثير بگذارد، جريانات جوي را تغيير دهد، با متمركز ساختن امواج بر روي اهداف هوايي مانند هواپيماها و دسته‌هاي بزرگ پرندگان آن‌ها در آسمان بسوزاند و برشته کند، لرزش‌هاي شديدي در لايه‌هاي مختلف كره زمين ايجاد كرده و زلزله توليد كند و يا انفجارهايي به قدرت بمب‌هاي هسته‌اي ايجاد كند.


امواج هارپ بر حالت رواني افراد تاثير منفي دارد


با اين توصيف مي‌توان هارپ را يك اسلحه عظيم نوين دانست كه هزینه‌های آن به طور مشترك از طرف نیروی هوایی و دریایی ارتش آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه‌های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا تامين مي‌شود. در واقع «هارپ» يك سلاح تمام عيار آب و هوايي است که با ارسال يک انرژي عظيم به لايه فوقاني اتمسفر، مولکول‌هاي تشكيل دهنده آن را به جنبش درآورده و به بازتاب قوي انرژي حاصل از اين جنبش وادار مي‌كند كه اين انرژي پس از هدايت شدن توسط سيستم هارپ مي‌تواند اختلالات گسترده‌اي مانند خشکسالي، بارش برف و باران، سرماي شديد، سونامي، توفان، زلزله و... در نقطه معيني از كره زمين به وجود آورد.

هارپ شامل ده‌ها برج آنتن آلومنیومی بر روی زمیني به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا ‌است كه امواج مافوق کوتاه تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند. هريك از اين آنتن‌ها به فرستنده اي به قدرت يك ميليون وات متصل است. قدرت نهايي اين آنتن‌ها با توسعه بيشتر به يك ميليارد وات افزايش يافت كه از 360 آنتن به دست مي‌آيد. فرستنده‌ها توسط 6 توربين به قدرت هريك 3600 اسب بخار تغذيه مي‌شوند و به ازاي هر روز 95 تن مازوت مصرف مي‌كنند.


آنتن‌هاي هارپ


احتمال بزرگنمايي هدف دار
اما نگاه ديگري نيز وجود دارد كه تمامي گفته‌ها در مورد هارپ را يك بزرگنمايي و پروپاگانداي تبليغاتي از طرف خود آمريكا مي‌داند و معتقد است كه نه هارپ و نه هيچ تكنولوژي بشري ديگري حداقل با توجه به محدوديت‌هاي دانش كنوني نمي‌تواند چنين قدرتي داشته باشد و كارهايي با اين وسعت انجام دهد. ديدگاه مذكور اين تبليغات را در راستاي ترساندن ديگر ملت‌ها از آمريكا و به انقياد و انفعال كشيدن آنها دانسته و باوري به كارايي هارپ در ايجاد خشكسالي، زلزله، توفان و ديگر اتفاقاتي كه به طور مثال ذكر شد ندارد.

براي مثال دكتر ناصر حافظي مقدس، زمين شناس، مهندس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفتگو با كيهان درباره پديده هارپ مي‌گويد: «پروژه مطالعاتي هارپ درخصوص مطالعه اصول فيزيكي كنترل كننده يونوسفر است كه علاوه بر آمريكا چند كشور ديگر نيز در آن مشاركت دارند. هدف اصلي اين پروژه بهبود ارتباطات راديويي بوده است اگرچه ارتش آمريكا در اين پروژه بدنبال كنترل و نظارت بر ارتباطات راديويي است.»

دكتر حافظي مقدس مي‌افزايد: «مطرح شده كه آمريكا در ادامه پروژه جنگ ستارگان به دنبال نوعي سلاح الكترومغناطيسي جديد است كه با فشرده سازي بخشي از يونسفر و انعكاس آن امواج الكترومغناطيسي با فركانس بالا كه قدرت حرارتي زياد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح كره زمين وارد كند. اين مطلب فرضيه‌هايي است كه مشخص نيست قابليت اجرايي داشته باشد. » اين مهندس زلزله شناسي به ارتباط هارپ و زلزله اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «منشأ شايعاتي كه درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شايد از اين طريق مي‌باشد كه زلزله‌هاي بزرگ همراه با تغييرات وسيع در اتمسفر بالاي منطقه كانوني مي‌باشند و اغتشاشاتي را در كره يونسفر ايجاد مي‌كنند. تلاش‌هايي جهت استفاده از اين پديده براي پيش بيني زلزله نيز در حال انجام است. اما اينكه با هدايت امواج الكترومغناطيس بتوان در يك منطقه زلزله ايجاد نمود توجيه علمي ندارد.»

 

دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه نيز در تحليل موضوع هارپ مي‌گويد: «در وهله اول بايد اشاره كنم كه «هارپ» پروژه اي است توسط چند كشور جهان از جمله آمريكا، روسيه، ژاپن، كانادا و... دنبال مي‌شود و هدف آنها نيز شناخت لايه آيونوسفر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمريكا يا يك كشور خاصي نيست، از طرفي هم ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي‌كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند.»

دكتر رحماني نيا در ادامه تصريح كرد: «اگر زلزله طبيعي اتفاق بيافتد در لايه يونوسفر اختلالاتي ايجاد مي‌شود و از اين اختلالات ايجاد شده در واقع مي‌توان وقوع برخي زلزله‌ها را پيش بيني كرد، از همين موضوع آمريكاييان بحث هارپ را پيش كشيده‌اند و در واقع با اين اقدام مي‌خواهند اذهان عمومي مردم جهان را فريب داده و به نفع خود از آن بهره برداري كنند.»

با توجه به سابقه نظام آمريكا در سوءاستفاده‌هاي گسترده و غير انساني از علوم و دانش‌هاي گوناگون بايد گفت كه به نظر مي‌رسد «هارپ» كه به معناي ساز «چنگ» است؛ اين بار توسط جانيان آمريكايي در سمفوني به ويراني كشيدن كره زمين و تهديد زيستن انسان در آن نواخته مي‌شود.

پنج شنبه, 04 آذر 1395 11:17

ذهن خلوت و موفقیت !

رابطه هوش هیجانی با سکوت ذهن چیست؟
                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای موفقیت، نیاز به یک ذهن خلوت و منظم داریم. برای تصمیم‌‌گیری نیاز به یک ذهن گسترده، خلوت و منظم داریم. برای بررسی و تصمیم‌گیری درست نیز، نیاز به یک ذهن خلوت و منظم داریم. ذهن اکثر ما آنقدر آشفته از افکار، احساسات، ناکامی‌‌ها و برنامه‌های مختلف است که دیگر دچار سردرگمی شده‌‌ایم و با انرژی کمی به زندگی ادامه می‌‌دهیم. یک ذهن آشفته، همیشه خسته و بلاتکلیف است، همچنین، اغلب خستگی جسمی ما نیز به خاطر خستگی ذهن ما است. در حقیقت، انرژی‌ای که یک ساعت تشتت ذهنی از ما می‌گیرد شاید برابر با 6 ساعت کار جسمی باشد.

 

ذهن افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند غالبا" خلوت، سبک و گسترده است، زیرا این افراد طی پروسه‌ای شدت هیجانات خود را به تعادل رسانده و تمام افکار و هیجانات اضافی را با روش مناسب و صحیح از ذهن خود تخلیه کرده‌اند. این افراد می‌توانند ترس‌ها، خشم‌ها و استرس خود را مدیریت کنند، بنابراین، همیشه انرژی بیشتری نسبت به افراد عادی دارند. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند عادات و وسواس‌های فکری خود را رها کرده‌اند، بنابراین انرژی ذهنی زیادی را می‌توانند ذخیره کنند. آنها معنای زندگی را یافته‌اند، بنابراین، زندگی پویاتر و شادتری دارند. این افراد می‌دانند که بر چه چیز‌هایی کنترل دارند و چه چیزهایی خارج از کنترل آنها است، بنابراین، بابت آنچه که خارج از کنترل‌شان است استرس و نگرانی به خود راه نمی‌دهند.

آنها نگرانی‌های گذشته را دور ریخته و تنها درس‌های گذشته را با خود حمل می‌کنند و ذهن خود را مشغول آینده نیز نمی‌کنند. این افراد به‌خوبی می‌دانند که چه می‌خواهند و به‌دنبال آن می‌روند، در نتیجه، کمتر دچار سردرگمی شده و از انرژی ذهنی خود در جای درست استفاده می‌کنند؛ بنابراین آیا می‌توانید تصور کنید که این افراد چه ذهن سبک و پر از آرامشی دارند؟  اولین کاری که بهتر است انجام دهید این است که با خود و با افکار و احساساتتان مواجه شوید و آنها را بشناسید. سپس، آن را از ذهنتان روی کاغذ تخلیه کنید، یعنی افکار و احساسات خود را بنویسید تا بتوانید آنها را بهتر ببینید. سپس باید هر کدام را طبقه بندی کنید، پرونده‌های ناتمام احساسی و فکری را تمام کرده و پرونده‌های بسته شده را در طبقه مناسب خود بگذارید. در نهایت برای زندگی سالم‌تر و شادتر نیاز دارید که ذهنتان را تربیت کنید و کنترل آن را به دست بگیرید. تربیت ذهن تکنیک‌هایی دارد که باید آنها را بیاموزید و همچنین نیاز به اصلاح بینش دارد. بینش در واقع به معنی نوع جهان‌بینی ما است. اینکه به جهان اطراف و به اتفاقات پیرامون خود چگونه نگاه می‌کنیم و چه برداشتی از آنها و چه برخورد و واکنشی نسبت به آنها داریم همگی به «بینش» ما برمی‌گردد. هرچه بینش ما وسیع‌تر و گسترده‌تر باشد ذهن ما و زندگی ما نیز آرام‌تر خواهد بود.

 

برای تخلیه ذهن خود می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید:

لیستی از اهدافتان بنویسید و آنها را اولویت‌‌بندی کنید. سپس قدم‌های لازم برای رسیدن به اهداف را نوشته و اقدام کنید. مهم نیست هدفتان چه باشد. باز هم می‌گویم سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع می‌شود. هدف شما می‌تواند آرامش باشد، می‌تواند یک خانه باشد، می‌تواند یک ماشین باشد و...

لیستی از علایق خود بنویسید.

لیستی از کارهای تمام شده و تمام موفقیت‌هایتان بنویسید. حتی کوچکترین و پیش ‌پا افتاده ‌ترین کارها، مثلا تمام کردن یک پروژه درسی (و...) را بنویسید. سپس، برای خود جشن بگیرید و به خود جایزه‌ای بابت اتمام آن کار‌ها بدهید.

لیستی از کلیه کارهای ناتمام‌‌تان بنویسید.

اولویت‌بندی کنید. کارهایی را که دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید خط بزنید. سپس، برای کارهایی که می‌خواهید تمام کنید زمان تعیین کنید و به خود «تعهد» دهید که تا آن زمان آن کار را می‌کنید. به تاخیر نیندازید. وقتی به خود تعهد می‌دهید باید به خود احترام بگذارید و به عهد خود وفا کنید. اگر شما به عهد خودتان به خود وفا نکنید، دیگران هم نسبت به شما احترام و وفاداری نخواهند داشت. هر کار را که تمام کردید به خود بابت آن جایزه دهید. فراموش نکنید: «یک کار در یک زمان.»

نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و غم‌‌هایتان را بنویسید. ناراحتی‌ها و حاشیه‌‌های ذهنتان را روی کاغذ یا نزد فردی قابل اعتماد خالی کنید، این‌ها موانع موفقیت شما هستند.

کلیه حاشیه‌‌ها را از زندگیتان حذف کنید. حرف‌های حاشیه‌ای و بیهوده، افکار حاشیه‌‌ای، افراد حاشیه ‌پرداز، افراد سمی و ...

 

نکته بسیار مهم:

فراموش نکنید که انرژی افرادی که اطراف خود جمع می‌کنید و به معاشرت با آنها می‌پردازید بر شما تاثیر بسزایی دارد. اگر موفقیت می‌خواهید در انتخاب دوستان‌تان دقت کنید. با افراد موفق و مثبت معاشرت کنید. افراد حاشیه ‌پرداز را از زندگی‌تان حذف کنید. در این برهه دست از ناجی بودن و تاثیرگذاری بر آنها هم بردارید، فعلا فقط نوبت خود شماست. شاید برداشتن این قدم‌ها ابتدا دشوار به نظر بیاید، اما به محض ورود به این راه و تمرین آن، تبدیل به یک بازی برای شما خواهد شد و معنای جدیدی به زندگی‌تان خواهد داد. فراموش نکنید که موفقیت شما در آرام‌سازی و سکوت ذهن مستلزم تخلیه آن از بیهودگی‌ها و زندگی در حال است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهمال کاری یا به تعویق انداختن انجام کارها یکی از آفت‌های موفقیت در انجام وظایف و یکی از بزرگ ترین موانع در مسیر موفقیت است. اهمال کاری کارهای آسان را سخت می‌کند و کارهای سخت را سخت تر! افراد اهمال کار از روی عادت و عمدا کارهایی که باید انجام شوند را تا لحظه آخر به تعویق می‌اندازند. تقریبا تمام انسان‌ها در زندگی خود موضوعی برای اهمال کاری دارند، تمام انسان‌ها در زندگی خود کارهایی دارند که همیشه آنها را به تعویق می‌اندازند، یا تمام انسان‌ها در مقطعی از زمان دچار اهمال کاری می‌شوند؛ بنابراین نمی‌توان گفت که بعضی از افراد اصلا اهمال کار نیستند، اما برخی از انسان‌ها به اهمال کاری عادت می‌کنند.

 

ما برای اهمال کاری‌های خود دلایل مختلفی داریم، از جمله:

1- عادت. من در لحظات آخر خیلی بهتر می‌توانم کار کنم! مشکلی نیست، من همیشه کارها را در لحظات آخر به انجام می‌رسانم. یا اینکه، من همیشه باید کارها را در لحظه آخر انجام دهم.

2- استرس.الان استرس دارم، کمی آرام‌تر که شدم می‌توانم کار کنم!

3- خطا در زمان سنجی.حالا وقت هست! بالاخره آن را در زمان مناسب خود انجام می‌دهم.

4- خودناباوری. می‌ترسم که نتوانم!

5- تنبلی. انجام این کار سخت است، می‌خواهم راحت باشم!

6- ابراز مخالفت. اصلا دوست ندارم این کار را انجام دهم به‌دلیل اینکه .... ! (این نوع اهمال کاری، شیوه مقابله‌ای است با دیگرانی که آنها را دوست نداریم یا با وظیفه‌ای که با آن مخالف هستیم؛ بنابراین اگر کاری مربوط به آنها شود تا لحظه آخر انجام آن را به تعویق می‌اندازیم.)

7- لذت جویی. الان می‌خواهم از زندگی‌ام لذت ببرم، آن کار را هم بعدا انجام می‌دهم.

8- حل مساله در گذر زمان. خیلی وقت‌ها خیلی مسائل را باید به حال خود رها کنی تا خود به خود حل شوند. اهمال کاری احساس بدی را در افراد ایجاد می‌کند زیرا طی پروسه آن، فرد عزت کلام و ارزش‌های خود را زیر پا می‌گذارد تا از کاری فرار کند و در نهایت مجبور است که دوباره بازگردد و آن کار را انجام دهد. اهمال کاری را می‌توان نوعی فرار محسوب کرد، فرار از چیزهایی که در نهایت مجبور به انجام آنها هستیم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم. اهمال کاری فرآیندی است که از هیجانات ما علیه ما سوء‌استفاده می‌کند. این فرآیند با تحریک هیجانات ناخوشایند بر ما تاثیر گذاشته و ما را از انجام مسوولیت‌هایمان دور می‌کند. در این زمان یکی از بزرگ ترین اقداماتی که ما می‌توانیم انجام دهیم، «تقویت هوش هیجانی» است. هوش هیجانی ما به شناسایی و مدیریت هیجانات ناخوشایند پرداخته و ما را متقاعد می‌کند که عزت نفس خود را زیر پا نگذاشته و هر چه زودتر اقدام کنیم.

الگو‌های تکراری در انجام اهمال کاری بسیار تاثیرگذار هستند، به عنوان مثال، زمانی که شما وظیفه‌ای دارید که باید آن را انجام دهید، طبق عادت، ذهن شما به بررسی موضوع می‌پردازد و دلایلی می‌آورد که شما را مجاب به فرار می‌کند، دلایلی مانند: « این کار زمان زیادی می‌خواهد»، «این کار مهارت زیادی می‌خواهد»، «تو از پس انجام این کار بر نمی‌آیی»، «این کار انرژی زیادی از تو می‌گیرد» و... تمامی این افکار هیجانات شما را تحریک کرده، انرژی شما را تخلیه و ترس و استرس را درون شما ایجاد می‌کند. این روند تا جایی شما را پیش می‌برد که تصمیم به فرار بگیرید. در حقیقت می‌توان آن را نوعی واکنش دفاع روانی در مقابل ترس و استرس دانست.  برای رهایی از این چرخه می‌توانید قدم‌های زیر را تمرین کنید (فراموش نکنید که پاسخ هر سوال را باید بنویسید):

1- اولین حالت و مکالمات ذهنی خود را در زمانی که باید کاری را انجام دهید؛ اما تمایلی به انجام آن ندارید شناسایی کنید. چه احساسی دارید؟ چه افکاری دارید؟ چه مقاومتی درون شما است؟

2- فکر می‌کنید که چه احساسات و افکاری باید جای احساسات و افکار فعلی شما باشند تا شما پویاتر و فعال‌تر شوید؟

3- چه بهانه‌هایی برای خود می‌آورید که مانع حرکت شما می‌شود؟

4- از خود بپرسید که «اگر این کار را به تعویق بیندازم چه عواقبی خواهد داشت؟ چه احساساتی در مورد خود پیدا می‌کنم؟ چه حالت‌هایی را دوباره تجربه می‌کنم؟» سپس، از خود بپرسید که « اگر این کار را انجام دهم چه خواهد شد؟»

5- تصمیم بگیرید که این کار را انجام دهید.

افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند نمی‌توانند هیجانات خود را مدیریت کنند و تحریک هر نوع هیجان در آنها موجب کاهش عملکرد مثبت و کاهش چابکی آنها می‌شود. اهمال کاری یک فریب ذهنی از سیستم دفاع روانی افراد است. قدم اول شناسایی ترفند‌های این سیستم است. قدم بعدی تقویت هوش هیجانی است که توسط آن بتوانید هیجانات خود را مدیریت کرده و وظایف‌تان را به انجام برسانید. ناگفته نماند که گاهی برخی از کارها به تعویق می‌افتند زیرا ما هیچ علاقه یا تعهدی به انجام آنها نداریم. در این زمان، آزاد هستیم انتخاب کنیم که « آیا می‌خواهم این کار را انجام دهم؟ آیا آن را دوست دارم؟ آیا انجام این کار در اولویت قرار دارد؟ آیا این کاری است که من دوست دارم انجام دهم، یا خیر.» می‌توانید انتخاب کنید که انرژی و زمان خود را در کارهایی سرمایه‌گذاری کنید که دوست دارید، بنابراین، اگر کاری را دوست ندارید پس تغییرش دهید و اگر نمی‌توانید آن را تغییر دهید، پس سعی کنید که دوستش داشته باشید.

پنج شنبه, 04 آذر 1395 10:42

شنوندگی فعال !

 

 

میترا فتحی
مربی بین‌المللی هوش هیجانی و اجتماعی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گوش دادن یکی از مهارت‌های بسیار مهم ارتباطی است که هر فردی در جامعه باید آن را بیاموزد. شنونده خوب بودن نقش بسزایی در برقراری ارتباط موثر چه در سطح روابط اجتماعی، چه در روابط عاطفی و چه در روابط حرفه‌ای و کاری ایفا می‌کند. این هنر و مهارت باعث جلب اعتماد، ایجاد حس درک شدن در دیگران، افزایش تاثیرگذاری و متقاعد‌سازی دیگران، کاهش تعارضات و کاهش سوء‌برداشت‌ها می‌شود.

 

 

معمولا هدف ما از گوش دادن به صحبت دیگران 1- دریافت اطلاعات 2- فهمیدن و درک کردن 3- لذت بردن 4- یادگیری است. همه ما گمان می‌کنیم که شنوندگان خوبی هستیم؛ اما تحقیقات ثابت کرده است هنگامی که فردی با ما سخن می‌گوید ما فقط بین 25 تا 50 درصد از صحبت‌های او را گوش می‌دهیم.

 

چرا ما شنوندگان خوبی نیستیم؟

علاوه‌بر تحقیقات انجام شده، با نگاهی اجمالی بر روابط‌مان می‌توانیم کاملا متوجه شویم که برخلاف باور خودمان، چندان هم شنونده خوبی نیستیم. چه چیزهایی مانع می‌شوند که ما شنوندگان خوبی باشیم؟

1- بیشتر حرف می‌زنیم به جای اینکه گوش دهیم.

2- هنگام گوش دادن به حرف دیگران کلمات را با واژگان و مفاهیم ذهنی خود انطباق می‌دهیم.

3- هنگام گوش دادن به حرف دیگران با ذهنیت قبلی خود پیش می‌رویم.

4- هنگام گوش دادن به حرف دیگران، صحبت‌ها را تعبیر و تفسیر می‌کنیم.

5- هنگام گوش دادن به حرف دیگران، بر برداشت‌ها و تعابیر ذهنی خود اصرار می‌کنیم.

6- هنگامی که دیگری صحبت می‌کند در ذهن خود به‌دنبال جواب می‌گردیم.

7- هنگام گوش دادن به دیگران، منتظر هستیم تا صحبت او تمام شود تا ما پاسخ دهیم.

8- تنها آنچه را که دوست داریم بشنویم (چه خوب و چه بد)، می‌شنویم.

9- هنگام گوش دادن به حرف دیگران در لحظه حضور نداریم.

10- هنگام گوش دادن به حرف دیگران، در ذهن خود نگرانی و دغدغه‌های خود را مرور می‌کنیم.

11- گاهی، هنگام گوش دادن به حرف دیگران در این فکر هستیم که «او چه قصدی از گفتن این جملات دارد؟» و ...همین یازده دلیل، دلایل خوبی هستند بر اثبات اینکه ما شنونده خوبی نیستیم.

 

شنونده فعال چه کسی است؟

یک شنونده خوب و فعال کسی است که علاوه‌بر اینکه کلمات گوینده را کاملا می‌شنود بلکه درک صحیح و کاملی از صحبت او دریافت می‌کند. علاوه‌بر این، ما در معنی اصطلاح Reflective Listening به این مفهوم می‌رسیم که یک شنونده خوب، شنونده‌ای است که هنگام گوش دادن به حرف دیگران با آن فرد همدلی نیز دارد و علاوه‌بر شنیدن کلمات و درک کامل آن، احساسات گوینده را نیز درک می‌کند.

 

چگونه شنونده خوبی باشیم؟

برای اینکه یک شنونده فعال و خوب باشید باید تمرین کنید. بدین منظور، راهکارهای زیر را ابتدا خوب بخوانید، بشناسید، سپس قدم به قدم انجام دهید و تمرین کنید. خبر خوش این است که با «تمرین» زیاد مهارت شنوندگی در ما تقویت می‌گردد.

1- مهارت خودآگاهی را بیاموزید و در خود تقویت کنید. کسانی که خودآگاهی بالایی دارند سبک ارتباطی خود را می‌دانند، بنابراین، هنگام برقراری ارتباط با دیگران تسلط بیشتری بر خود دارند. آگاهی بر خود، بر هیجانات و بر سبک ارتباطی خود باعث می‌شود که فرد هنگام برقراری ارتباط با دیگران دچار سردرگمی نشود.

2- هنگام گوش دادن به حرف دیگری، خوب به حرف‌های او گوش دهید و هر جا که متوجه نشدید از او بخواهید که تکرار کند. برای خوب گوش دادن باید تمرکز خود را بر حرف‌های گوینده بگذارید و هر چیزی را که حواس شما را پرت می‌کند نادیده بگیرید. هنگامی که به صحبت دیگری گوش می‌دهید باید تمامی حواس خود را به او بدهید، هر چیزی که حواس‌تان را پرت می‌کند کنار بگذارید، با او تماس چشمی برقرار کنید و به زبان بدن او نیز توجه کنید.

3- هنگام گوش دادن به حرف دیگران از مباحثه، قطع صحبت او و بحث متقابل بپرهیزید، اجازه دهید تا صحبت طرف مقابل تمام شود، منظور او را خوب درک کنید و بعد شما صحبت خود را شروع کنید. این اتفاق مخصوصا در گروه‌ها زیاد رخ می‌دهد که افراد صحبت یکدیگر را قطع می‌کنند، چنین اتفاقی باعث ایجاد حس ناامنی در افراد شده و حس همدلی میان آنها را از بین می‌برد. حتما برخی از شما می‌گویید که «بعضی‌ها ممتد و بدون وقفه صحبت می‌کنند و ما مجبور هستیم که وسط حرف آنها صحبت کنیم»، درست است، بنابراین، علاوه‌بر شنونده خوب بودن باید گوینده خوبی نیز باشیم.بنابراین، صحبت‌های خود را بیش از حد طولانی نکنید تا دیگران خسته شوند و مجبور شوند که صحبت شما را قطع کنند و نظر خود را بیان کنند. به‌خاطر بیاورید که چطور صحبت ممتد و بدون وقفه دیگران در شما خستگی ایجاد می‌کند و صحبت او را قطع می‌کنید؛ بنابراین «نوبت در مکالمه» را رعایت فرمایید. رعایت حد و زمان صحبت کردن برای حفظ ارتباط دو جانبه یکی از مهارت‌ها و اصول گفت‌و‌گو است.

4- برای اینکه متوجه شوید صحبت‌های گوینده را به درستی دریافت کرده‌اید، دریافت خود را برای او تکرار کنید و از او بخواهید که اگر اشتباه برداشت کرده‌اید اصلاح نماید. «پرسیدن سوالات قدرتمند» نیز یکی دیگر از راه‌های موثر برای درک صحبت گوینده است. با استفاده از این دو تکنیک خود را از دام قضاوت نجات می‌دهید و حس اعتماد و دلگرمی را در گوینده ایجاد می‌کنید. به این منظور، می‌توانید از جملات زیر استفاده کنید:

چیزی که من برداشت کردم این است که ........ آیا درست متوجه شده ام؟ اگر نه لطفا اصلاح کنید.

ببین من درست متوجه شده‌ام که .........؟

در صحبت خود از کلمه ...... استفاده کردی، منظورت از این کلمه چه بود؟

5- هنگام گوش دادن به حرف دیگری نشانه‌هایی از حضور و اشتیاق برای ادامه صحبت را برای او ارسال کنید. این نشانه‌ها می‌توانند شامل تکان دادن سر، گفتن کلماتی مانند «آها! اوهوم و...»، برقراری تماس چشمی، تغییر حالات صورت، لبخند زدن و ... باشند. برخلاف ظاهر فریبنده و ساده خود، شنوندگی فعال یک هنر است که چندان کار آسانی هم نیست، اما یادگیری این هنر و مهارت می‌تواند بسیاری از تعارضات و اختلافات در روابط را حل کند. تمرین کنید تا در شما نهادینه شود.

 

  

یک روانشناس با بیان اینکه خانواده‌ها در شهرهای بزرگ دوستی فرزندانشان با جنس مخالف را پذیرفته‌اند، گفت: متاسفانه برخی والدین استدلال می‌کنند که اگر فرزندشان بتواند در دوران نوجوانی با جنس مخالف ارتباط برقرار کند در بزرگسالی می‌تواند زندگی مشترک موفقی داشته باشند، اما این طرز تفکر برعکس اصول روانشناسی است.

مهدی بیاتی در گفت‌وگو با ایسنا،  افزود: ارتباط با جنس مخالف در دوران نوجوان می‌تواند به طرفین آسیب وارد کند، بنابراین اگر دختر و پسری در دوران راهنمایی دوستی نافرجام داشته باشند، اثرات روانی چنین ارتباطی در تمام طول زندگی آنها ادامه خواهد داشت و ناخودآگاه مسیر زندگی آنان را تغییر می‌دهد.

وی تاکید کرد: مقصر این آسیب‌ها خانواده‌ها هستند که به علت ناآگاهی و صرفا پز اجتماعی فرزندان خود را به سمت دوستی‌هایی سوق می‌دهند که در زندگی آنها اثرات جبران ناپذیری ممکن است داشته باشد.

 

سن کنجکاوی جنسی کاهش یافته است

این روانشناس با اشاره به کاهش سن کنجکاوی جنسی کودکان گفت: سن کنجکاوی جنسی کودکان به کمتر از 2.5 سال کاهش پیدا کرده و ورود ماهواره‌ها به خانواده و نوع ارتباط برخی والدین با هم بر این مسئله موثر است.

این روان شناس همچنین عنوان کرد: علی رغم آنکه گاهی شاهد رفتارهای سخت گیرانه اشتباه از سوی والدین با کودکان در حوزه کنجکاوی های جنسی هستیم، گاهی اوقات نیز شاهد بروز رفتارهای بدون محدودیت و آزاد گذاشتن کودک در این حوزه از سوی والدین می‌شویم که این برخورد نیز باعث ایجاد مشکلات متعدد و در نهایت منجر به عدم پاسخگویی والدین در برابر برخی سوالات کودکان خواهد شد در حالیکه کنترل کردن این گروه سنی با انجام برخی رفتارهای پیشگیرانه از سوی والدین باعث می‌شود فرآیند رشد جنسی کودک به طور طبیعی طی شود.

 

عضویت کودکان در شبکه‌های اجتماعی، پز خانواده‌های ایرانی

وی همچنین با اشاره به تاثیر عضویت کودکان در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام و... بر کنجکاوی جنسی آنها گفت: یکی از مراجعان من کودکی پنج ساله دارد که این کودک عضو اینستاگرام است و عکس‌های خود را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و والدینش به او کمک می‌کنند. در واقع عضویت کودکان در این شبکه های اجتماعی در خانواده‌های ایرانی تبدیل به یک پز اجتماعی شده است.

بیاتی همچنین  با اشاره به ورود تلفن همراه به دبستان‌ها اظهار کرد: استفاده از این وسیله ارتباطی نیز در کاهش سن کنجکاوی جنسی کودکان نقش داشته است.

وی در پایان با تاکید بر اینکه مسائل و کنجکاویهای جنسی در کودکان کاملا با بزرگسالان متفاوت بوده و عاری از لذت‌ است، گفت: در برخی مواقع کودکان رفتارهایی را خصوصا در مهدهای کودک که دختر و پسر در آن حضور دارند انجام می‌دهند که ممکن است والدین با دیدن آن رفتارها تصورات منفی از کودکان خود پیدا کنند درحالیکه باید بدانیم تمامی رفتارهای این چنینی کودکان صرفا تقلید محض بوده و هیچ گونه لذتی با آن همراه نیست؛با این وجود به هیچ وجه جداسازی مهدهای کودک کار صحیحی نیست زیرا هرچه کودک را از مسئله‌ای منع کنیم تاثیرات منفی بیشتری به دنبال خواهد داشت در حالیکه می‌توان با تغییر نوع نگاه و ارائه راهکارهای اصولی بدون حذف صورت مسئله، در کنار رفتارهای پیشگیرانه به راحتی از بروز مشکلات متعدد دراین زمینه جلوگیری کرد.

چهارشنبه, 03 آذر 1395 10:50

رشد در مایکروسافت

 

نویسندگان: Carol Dweck , Kathleen Hogan

مترجم: سیدساجد متولیان

پژوهش‏ها نشان می‏دهند وقتی شرکت‌ها مدل ذهنی رشد (Growth Mindset) را به‌کار می‏گیرند، مدیران می‏توانند پتانسیل بالاتری از رهبری را در کارکنان‏شان مشاهده کنند. منظور از مدل ذهنی رشد این باور است که استعدادها در هرکسی می‏تواند و باید پرورش یابد و این استعداد موهبتی ذاتی و ثابت نیست که برخی دارای آن هستند و برخی آن را ندارند. اما این سازمان‏ها برای اینکه بتوانند استعدادهای‏شان را پرورش دهند چه کارهایی انجام می‏دهند؟

 

 برای یافتن پاسخ این سوال بیایید نگاهی به شرکت مایکروسافت بیندازیم که به‌طور عامدانه فرهنگی از مدل ذهنی رشد را ایجاد کرده و نگاهی نو به مفهوم توسعه مهارت‏های رهبری کارکنان داشته است. در نتیجه به‌کارگیری این مدل ذهنی، رهبرانی که تا دیروز به‌رغم توانمند بودن ناشناخته مانده بودند، به سطوحی ارتقا می‏یابند که در مدل‏های توسعه سنتی میسر نبود.مدیرعامل شرکت عموما به‌عنوان پیشگام فرهنگ سازمانی در نظر گرفته می‏شود و تحت رهبری ساتیا نادلا (Satya Nadella)، مدیرعامل مایکروسافت، این شرکت بر یادگیری و خلاقیت تاکید می‏ورزد. نادلا باور دارد که رهبران این‌گونه پرورش می‏یابند و این ایده را در برنامه‏های گوناگونی پیاده کرده است که در ادامه به مرور سه تا از آنها می‏پردازیم:

۱) هکاتون‏ها: هکاتون (hackathon) سالانه مایکروسافت (منظور از هکاتون‏ رویدادی است که در آن متخصصان برنامه‏نویسی برای توسعه نرم‏افزار دور یکدیگر جمع می‏شوند) به کارکنان این فرصت را می‏دهد که از کارهای روزمره‏شان جدا شوند و مهارت‏های رهبری مانند همکاری با سایر تخصص‏ها و حمایت از ایده‏ها را تمرین کنند. یک کارمند که دارای یک ایده با ارزش کسب‏وکاری یا اجتماعی است – و هک نامیده می‏شود – می‏تواند در این برنامه‏ها شرکت کند و افراد دیگری که دارای علایق مشترکی با او هستند برای پیوستن به تیم او درخواست می‏دهند تا در کنار یکدیگر یک مدل کسب‏و‏کار را توسعه دهند، نمونه اولیه بسازند و در نهایت ایده‏شان را برای عموم افراد ارائه بدهند. تیم‏های برنده از حمایت‏های مالی برخوردار می‏شوند تا بتوانند ایده‏شان را به محصول تبدیل کنند.گاهی اوقات اعضای تیم‏ها نقش‏های رهبری را عهده‏دار می‏شوند، حتی اگر قبلا در این زمینه تجربه‏ای نداشته باشند. برای مثال کارکنانی که ابزارهای یادگیری را برای نرم‌افزار وان‌نوت (نرم‏افزاری برای بهبود مهارت‏های خواندن و نوشتن) توسعه دادند، هم‏اکنون شاهد گسترش بازار محصول‏شان هستند.

۲) پروژه‏های پرریسک: ما همچنین می‏توانیم ببینیم که وقتی پای ریسک کردن در میان باشد، مهارت‏های رهبری در افراد نمایان خواهد شد. پروژه هولولنز (Hololens) مایکروسافت را در نظر بگیرید که به‌عنوان یک پروژه محاسبات هولوگرافیک تعریف شده بود. از نظر میزان ریسک، می‏توان این پروژه را معادل پروژه «سفر به ماه» در نظر گرفت. اعضای تیم باید ریسک آن را می‏پذیرفتند و این فرصت را داشتند که با پیوستن به تیم اجرایی پروژه چیزی راجع به هدف اصلی آن یعنی «قرار دادن فناوری در مسیری انسانی‏تر» بیاموزند. این ریسک‏پذیری توانست هزینه‏هایش را جبران کند و مایکروسافت یادگیری حاصل شده از این پروژه که از آزمون و خطای سریع‏تر به‌دست آمده بود را به رسمیت شناخت و مورد تقدیر قرار داد. فرجام کار آن بود که افرادی که حس روشنی از هدفمندی داشتند و ریسک‏ حضور در این پروژه را پذیرفتند، بعدا به‌عنوان رهبرانی متمایز شناخته شدند. بسیاری از این افراد در مقایسه با افراد دیگری که در نقش‏های ارشد سازمانی حضور داشتند، سریع‏تر پیشرفت کردند. اکنون مایکروسافت در حال کار بر روی گام بعدی است؛ اینکه اطمینان حاصل کند افراد به پذیرفتن ریسک‏های هوشمندانه ترغیب می‏شوند و این ریسک‏ها صرف‌نظر از اینکه پروژه به نتیجه برسد یا نه، با پاداش همراه خواهند بود زیرا در هر صورت این ریسک‏ها بصیرت‏هایی را به دنبال خواهند داشت که کسب‏وکار را به پیش می‏رانند.

۳)‏ یک برنامه استعدادیابی بازتعریف شده: در رویکرد سنتی توسعه استعدادها (Talent Development)، شرکت از طریق یکسری معیارها و مشخصه‏های صفر و یکی به شناسایی گروهی از رهبران بالقوه می‏پردازد. ایده‏ای که پشت این تفکر قرار دارد این است؛ اگر بتوانید افرادی را بیابید که دارای یکسری ویژگی‏های ذاتی هستند، می‏توانید آنها را برای عهده‏دار شدن نقش‏های رهبری هدایت کنید اما اگر فرض کنید هرکسی دارای استعداد رهبری هست و این استعداد ماهیت از پیش تعیین شده و ایستا ندارد چطور؟ آن موقع ماجرا چقدر متفاوت خواهد بود؟

مایکروسافت از تلاشش برای شناسایی و پرورش افراد با استعداد بالا دست برنداشت، اما آن را با برنامه‏ای به نام گفت‌وگوهای استعداد (Talent Talks) تکمیل کرد. هرسال، مدیرعامل و تیم رهبری ارشد او با مدیران هرکدام از بازوهای اجرایی شرکت (از بخش مهندسی گرفته تا فروش و دیگر بخش‏های سازمانی) دیدار می‏کنند تا کارکنان‏ واحدها را ارزیابی کنند، راجع‌به جابه‌جا کردن افراد در تیم‏ها به‌صورت افقی یا عمودی بحث کنند و در نهایت راجع به روش‏های توسعه مهارت‏ها و افزایش تجارب کارکنان با یکدیگر به بحث و تبادل‌نظر بپردازند. هرچند این مباحثات حدود یک هفته از وقت مدیرعامل را می‏گیرد، اما در نهایت آنها به دیدگاهی وسیع‏تر راجع‌به استعدادهای آتی دست می‏یابند و راهی کارآمدتر برای شناسایی و پرورش رهبران جدید را ایجاد می‏کنند. این رویکرد به مایکروسافت این امکان را می‏‏دهد تا ضمن ایجاد فرصت رشد برای همه از مزایای شناسایی و توسعه زودهنگام استعدادها نیز بهره‏مند شود.

این برنامه‏ها با فراهم‌کردن فرصت تبدیل شدن به رهبر برای افراد، استعدادهای نهفته بیشتری را در سازمان شکوفا می‏سازند، ضمن اینکه موجب جذب استعدادهای خارج از سازمان نیز خواهند شد. درحالی که مایکروسافت هنوز در مراحل ابتدایی به‌کارگیری مدل ذهنی رشد در سازمانش است، اما در همین مدت کوتاه نیز نتایج مثبتی از اجرای این برنامه‏ها به‌دست آورده است. این نتایج مثبت در قالب تولید محصولات خلاقانه‏تر نمود پیدا کرده است، ضمن اینکه بسیاری از کارکنان شرکت نیز در همین مدت توانسته‏اند مهارت‏های رهبری را در موقعیت‏های غیرمنتظره‏ای که انتظار آن نمی‏رفته است، بروز بدهند.

منبع: HBR

طرح تقسیمات شهری پایتخت تدوین شد
 
تجزیه 10 منطقه فعلی و ادغام مناطق جنوبی

دنیای اقتصاد: طراحی «تهران جدید» در قالب تغییر اساسی نقشه مناطق، نواحی و محله‌های فعلی پایتخت، در دستور کار مدیریت شهری قرار گرفت. جزئیات طرح مطالعاتی «اصلاح تقسیمات شهری تهران» که با هدف تقلیل مناطق 22 گانه به 11 منطقه جدید تدوین شده است، از برنامه‌ریزی برای رفع دست کم چهار چالش فعلی پایتخت و دستیابی به منافع حاصل از «تقسیم شهر به اجزای کوچک‌تر» حکایت دارد. در قالب این طرح، ترکیب فعلی مناطق از طریق «تجزیه» مناطق بزرگ‌تر به دو تا چهار قسمت و «ادغام» مناطق کوچک‌تر، به‌گونه‌ای تغییر می‌کند که تعداد محله‌ها از 376 به 539 محله افزایش یابد. ماحصل این پلان، بهبود کیفیت خدمات‌رسانی به همه قسمت‌های شهر از طریق تقویت مدیران میانی -کاهش شهرداران منطقه و افزایش شهرداران نواحی- عنوان شده است. نقشه فعلی پایتخت به دلیل «ناموازنه شدید» جمعیتی بین مناطق و «اختلال» در مرزبندی مناطق به‌واسطه شبکه بزرگراهی فرامنطقه‌ای، دارای نارسایی است. بررسی برای کاهش تعداد مناطق، در یکی از کمیسیون‌های شورای شهر آغاز شده و فعلا سه پیشنهاد مکمل برای نحوه تغییر تقسیمات شهری تهران، مطرح است. در صورت تصویب طرح اولیه، مناطق جدید به جای «شماره‌بندی»، با «اسامی» عناصر طبیعی یا تاریخی شاخص هر منطقه، نام‌گذاری خواهند شد.

 

دنیای اقتصاد: مدیریت شهری تهران با تکیه بر مطالعاتی که سال 92 مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران انجام داده و همچنین با استناد به تکلیفی که طرح جامع شهر تهران بر عهده شهرداری گذاشته قصد دارد ساختار کلان‌شهر تهران را از طریق تقسیم‌بندی جدید مناطق، نواحی و محلات شهری دگرگون و یک تقسیم‌بندی جدید برای مناطق پایتخت طراحی کند. برای این منظور کمیسیون عمران شورای شهر تهران طرحی را تنظیم کرده که قرار است پس از تکمیل و جمع‌بندی در شورا مطرح شود. بررسی‌های «دنیای اقتصاد» از جزئیات این طرح و همچنین مطالعات پشتیبان آنچه در مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران انجام شده حاکی است که مدیریت شهری تهران بنا دارد تهران جدید را در قالب تجزیه و تفکیک مناطق بزرگ و گسترده و ادغام مناطق کوچک به یک کلان‌شهر با 11 منطقه تبدیل کند. تهران جدید اگرچه به لحاظ تعداد مناطق سبک‌تر می‌شود اما تعداد ناحیه‌ها و از آن مهم‌تر تعداد محلات با افزایش چشمگیری مواجه می‌شود به‌طوری که تعداد آنها 4/ 1 برابر بیشتر می‌شود.

تجربه تقسیمات منطقه‌ای ابرشهرهای موفق دنیا به لحاظ مدیریت شهری نشان می‌دهد: «تقسیم‌بندی درست به‌صورت تعدد محله‌های شهری» در دنیا یکی از ابزارهای کارآمد برای تسلط و پیچیدگی شهر محسوب می‌شود به این معنی که هر چقدر شهرهای بزرگ به اجزای کوچک تقسیم شوند و شهرداران مناطق و نواحی از اختیارات لازم و گسترده در مقایسه با مدیریت مرکزی و ستادی شهر برخوردار شوند سطح خدمات‌رسانی به همه شهر افزایش پیدا می‌کند. در مطالعه‌ای که برای تغییر نظام فعلی تقسیمات منطقه‌ای تهران انجام شده بر تغییر نام مناطق جدید از «شماره» به «اسامی» تاکید شده است به این معنی که در پلان پیشنهادی مناطق 11 گانه تهران جدید، برای هر یک از مناطق نام عناصر طبیعی یا مصنوعی شاخص در آن منطقه به‌عنوان اسم منطقه تعیین شده است.

شهرداری تهران سال 85 پیرو تصویب طرح جامع شهر تهران در شورای عالی شهرسازی و معماری کشور مکلف شد در قالب یک برنامه زمانی با سه دوره مجموعا 10 ساله کلان‌شهر تهران را از نو تقسیم‌بندی کند. تکلیفی که طرح جامع برای تغییر تعداد مناطق در نظر گرفته است بر چهار محور اصلی استوار بوده‌است. محور اول اینکه تعداد مناطق شهر تهران به 20 منطقه کاهش پیدا کند، محور دوم آنکه مناطق بزرگ‌تر تفکیک و مناطق کوچک‌تر با یکدیگر ادغام شوند، تشخص بیشتر به مرکز اصلی شهر به‌عنوان محور سوم و نهایتا تعیین مرزبندی دقیق مناطق با شبکه اصلی بزرگراهی، شریانی و عناصر طبیعی چهارمین محور مورد تاکید در این طرح بوده است. در طرح پیشنهادی مرکز مطالعات و برنامه‌‌ریزی شهر تهران نیز 3 محور مورد تاکید طرح جامع برای نحوه اصلاح نظام منطقه‌بندی شهر تهران رعایت شده اما محور مربوط به کاهش مناطق به 20 منطقه با کاهش مناطق به 11 منطقه جدید جایگزین شده است.

به گزارش «دنیای اقتصاد» این تحقیقات با نگاهی به روند شکل‌گیری مناطق 22 گانه شهر تهران، ضرورت ایجاد تغییر در نظام منطقه‌بندی شهر تهران را به دو علت «نارسایی‌های فعلی» و «مزایای آتی» تشریح کرده است. چراکه در حال حاضر بررسی‌ها از وضعیت تقسیم‌بندی مناطق 22‌گانه شهر تهران نشان می‌دهد: در مناطق شهری پایتخت از یکسو توازن جمعیتی و فرصت‌های شغلی در میان مناطق وجود ندارد. در حال حاضر پراکندگی جمعیت در مناطق 22گانه از یک ناموازنه شدید برخوردار است. به این معنی که تعدادی از مناطق شهر تهران از جمله مناطق 21 و 22 حدود 150 هزار نفر جمعیت دارند در حالی که تعداد زیادی از مناطق نیمه جنوبی شهر بین 200 تا 300 هزار نفر و دو منطقه شرقی و غربی تهران یعنی منطقه چهار و پنج بیش از سه برابر متوسط جمعیت در سایر مناطق با تراکم شدید جمعیت رو‌به‌رو شده‌اند.

از سوی دیگر مرزبندی مناطق و انسجام کالبدی درون منطقه‌ها به دلیل عبور بزرگراه از میان آنها رعایت نشده‌است. به این معنی که هویت فیزیکی مناطق تحت‌الشعاع بزرگراه‌های بین منطقه‌ای قرار گرفته است. علاوه بر این نبود هماهنگی میان تقسیم‌بندی مناطق شهری و سایر دستگاه‌های خدمات‌رسان همچون آموزش‌و‌پرورش، آب، برق و... ضرباهنگ کاهش کیفیت خدمات‌رسانی شهری را تندتر کرده است. بروز این نارسایی‌ها در تقسیم‌‌بندی مناطق شهری سبب شده تا محققان و برنامه‌ریزان شهری بازتعریف تقسیم‌بندی مناطق را اولین ابزار برای تحقق مدیریت یکپارچه شهری تلقی کنند و با ترسیم پنج مزیت برای تغییر نقشه منطقه‌بندی پایتخت این طرح را بزنگاه ایجاد پوشش مناسب برای مدیریت مناطق تبدیل کنند. مطابق با تحقیقات انجام شده تقویت ویژگی شهری محله‌ها و نقش محله‌ها در احیای روابط ‌اجتماعی شهروندان، ایجاد شرایط رفاه و آسایش شهروندان و توزیع عادلانه خدمات، زمینه‌سازی مشارکت برای شهروندان، خوانا‌کردن مرزهای جداکننده و هماهنگی نظام مدیریتی مناطق با ساختار کالبدی موجود مهم‌ترین مزایایی است که در صورت تغییر شکل فعلی مناطق عاید شهر خواهد شد.

این تقسیم‌بندی علاوه بر این مزایا دو دگرگونی مثبت برای شهر تهران دارد که متوجه نیاز مسکن و نیاز شغلی پایتخت‌نشینان می‌شود. بررسی‌هایی که مرکز مطالعات درباره روند حداقل 100 ساله توزیع جمعیت در مناطق مختلف شهر تهران انجام داده نشان می‌دهد: خانوارهای ساکن پایتخت برای انتخاب منطقه یا محله موردنظر خود برای سکونت ابتدا وضعیت درآمد و قدرت خرید خود را لحاظ و سپس این شاخص را با هزینه تامین مسکن مقایسه می‌کنند. همچنین خانوارها برای انتخاب شغل و محل شغلی و مسکونی خود، شاخص مربوط به فراوانی خدمات، تاسیسات شهری و میزان دسترسی به شبکه بزرگراهی در مناطق مختلف را مبنا قرار می‌دهند. از این رو طرح پیشنهادی برای تبدیل تهران 22 منطقه‌ای به تهران 11 منطقه‌ای به گونه‌ای تدوین شده که درجه ناهمگن‌بودن این شاخص‌ها بین مناطق مختلف تا حد ممکن به سمت همگن شدن پیش خواهد رفت.

در طراحی تهران جدید به 11 منطقه به تجربه انگلیس در کنار آمریکا و فرانسه به‌عنوان کشورهایی که مرجع جهانی برنامه‌‌ریزی و طراحی شهری محسوب می‌شوند توجه شده است. در شهرهای بزرگ انگلیس از جمله لندن محله‌ها و نواحی شهری از تعدد برخوردار هستند ضمن آنکه در لندن شمار شهروندان در مناطق مختلف تقریبا یکسان و کمترین شکاف میان مناطق از این دیدگاه وجود دارد. این در حالی است که در حال حاضر شهر تهران نه تنها از عدم توازن جمعیتی بین مناطق 22گانه با آسیب‌های مختلف از جمله ضعف خدمات رسانی شهری به مناطق پرجمعیت مواجه است بلکه مساحت مناطق مختلف شهر تهران نیز دچار ناهماهنگی شدید است.

به‌عنوان مثال پنج منطقه بزرگ شهر تهران در حال حاضر بیش از دو برابر سایر مناطق پایتخت وسعت دارند. مناطق 4، 22،21،5 و 2 به ترتیب بزرگ‌ترین مناطق تهران هستند که حدود 67 کیلومترمربع، حدود 58 کیلومترمربع، 51 کیلومتر مربع، 52 کیلومترمربع و 47 کیلومترمربع وسعت دارند در حالی که سایر مناطق حدود 15 تا 30 کیلومترمربع وسعت دارند. کارشناسانی که طرح مطالعاتی تقسیم‌بندی جدید مناطق تهران را انجام داده‌اند ضمن مرور تاریخ 130 ساله نحوه شکل‌گیری مناطق تهران به مدیران فعلی پایتخت یک هشدار بابت تبعات تغییر منطقه بندی بدون جلب مشارکت شهروندان می‌دهند. تهران در 130 سال گذشته یعنی در فاصله 1266 خورشیدی تاکنون، 7 مرتبه با تغییر تقسیمات محله‌ای و منطقه‌ای مواجه شده است.

به این صورت که تهران در سال 1266 خورشیدی دارای پنج محله، در سال 1311 شهری با 10 ناحیه و در سال 1345 به شهری با 10 منطقه تبدیل شده است. بعد از آن در سال 1347 همزمان با تهیه اولین طرح جامع شهر تهران به توسعه شمال به جنوب شهر توجه شد و در سال 1355 مناطق شهر تهران به 12 منطقه افزایش پیدا کرد. نهایتا تهران در سال 1370 در جریان اجرای طرح جامع ساماندهی به 22 منطقه تبدیل شد. در جریان اجرای طرح بنا شد حوزه مرکزی با هویت تاریخی، حوزه شمالی با هویت اداری و دیپلماتیک، حوزه شرقی با هویت تجاری، حوزه جنوبی با هویت مذهبی و حوزه غربی با هویت ورزشی توسعه پیدا کنند اما به دلیل عدم جلب مشارکت شهروندان توسعه هیچ یک از این حوزه‌ها به سرانجام نرسید. کارشناسان می‌گویند تغییرات مکرر منطقه‌ای در تهران اقدام کم‌سابقه در سایر کشورها محسوب می‌شود و این موضوع نشان می‌دهد تغییرات منطقه‌ای در تهران برمبنای سلیقه مدیران شهری طی سنوات گذشته بود که مانع از تغییرات طبیعی نظام منطقه‌ای و محله‌ای براساس هویت و اصالت محله‌ها شده‌ است.

 

نمای جدید از تهران

در الگوی تحقیقات مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران که با تکیه بر مطالعات طرح جامع ارائه شده پیشنهاد شده است که تعداد مناطق شهری پایتخت از 22 منطقه فعلی به 11 منطقه کاهش پیدا کند. در قالب طرح جامع که تهران شهری با 22 منطقه، 116 ناحیه و 376 محله معرفی شده است پیشنهاد شده که تعداد مناطق از طریق تفکیک مناطق بزرگ‌تر و ادغام مناطق کوچک‌تر و ایجاد مرزبندی کاهش پیدا کند به این صورت که مناطق پایتخت از 22 به 11 منطقه کاهش و در مقابل تعداد نواحی از 116 به 161 و تعداد محلات از 376 به 539 محله افزایش پیدا کند؛ در نظام منطقه‌بندی جدید شهر تهران که در یک برنامه سه مرحله‌ای اجرایی خواهد شد «نام مناطق» جایگزین «شماره مناطق» می‌شود. به این معنی که به جای مناطق 22‌گانه، شهر تهران شامل 11 منطقه با نام‌های شهرری، قصرفیروزه، راه‌آهن، یافت‌آباد، لویزان، شمیران، پردیسان، تهران‌قدیم، مهرآباد، چیتگر و عباس‌آباد می‌شود. تغییر مناطق به گونه‌ای است که 8 منطقه فعلی پایتخت شامل مناطق پنج، هفت، 9، 11،13،15،19، و 22 به دو قسمت نامساوی تقسیم می‌شوند. همین‌طور منطقه چهار به‌عنوان بزرگ‌ترین منطقه شهر به سه قسمت تفکیک می‌شود.

 

در عین حال منطقه دو نیز به چهار قسمت تجزیه خواهد شد. در بین مناطق جدید پردیسان بزرگ‌ترین منطقه خواهد بود. علاوه بر این الگو در قالب مطالعات انجام‌شده از سوی کمیسیون عمران شورای شهر تهران سه مدل برای ایجاد تغییر در نظام منطقه بندی شهر تهران پیشنهاد شده‌است. در دو مدل این مطالعات پیشنهاد شده است با ادغام و ترکیب برخی مناطق همچون مناطق 9 و 10، مناطق 13 و 14 و مناطق 7 و 8 شهر تهران به 17 منطقه یا آنکه به 15 منطقه تبدیل شود. در مدل سوم از این تحقیقات نیز پیشنهاد شده‌است برای ایجاد تغییر در نقشه تقسیم‌بندی تهران، به جای استفاده از نظام منطقه‌بندی از نظام حوزه‌بندی استفاده شود به این صورت که شهر تهران از ترکیب مناطق با بکدیگر در مجموع به 7 حوزه اصلی شامل شمال، جنوب، مرکز، شمال‌شرق، شمال‌غرب، جنوب غرب و جنوب‌شرق تقسیم‌بندی شود. در این نظام تمامی هفت حوزه به لحاظ وسعت و جمعیت با یکدیگر انطباق و هماهنگی دارند. این در حالی است که در نقشه فعلی برخی مناطق شهری همچون منطقه چهار جمعیتی معادل پنج منطقه شهری و بیش از دو برابر جمعیت مرکز استان یزد دارد.

 

آن سوی تغییر چهره تهران

از میان این چهار الگو به نظر می‌رسد طرح نخست یعنی تبدیل تهران از 22 منطقه به 11 منطقه به دلیل سابقه مطالعاتی احتمالا در جریان بررسی‌های اصلی قرار گیرد؛ اما نکته قابل توجه که در تحقیقات مرکز مطالعات نیز به آن توجه شده، برخی پیامدهای احتمالی وارد بر شهر ناشی از جابه جایی و تغییر شکل منطقه‌بندی پایتخت است، در مطالعات ارائه شده از سوی مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهری تهران که چهار سال پیش به سرانجام رسیده است عوارض احتمالی تغییر در پهنه‌بندی تقسیمات شهری با نگاه کاهش تعداد مناطق در سه بخش حقوقی، مدیریتی و مالی بررسی شده‌است. در بخش حقوقی یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناشی از دگرگونی شکل مناطق عدم همخوانی اسناد پس از جابه‌جایی و ادغام مناطق، با یکدیگر خواهد بود. در عین حال به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین چالش‌های احتمالی در بخش مدیریتی ناشی از جابه‌جایی و ترکیب مناطق شهری، کاهش تعداد شهرداران مناطق و پذیرش این تغییرات از نگاه مدیران شهری باشد. اما مهم‌ترین عوارض ناشی از تغییر شکلی شهر تهران در بخش مالی و اقتصادی هویدا خواهد شد. مطابق با بررسی‌های انجام شده استارت تغییر در تقسیم‌بندی مناطق منجر به ایجاد نگرانی‌هایی از سوی شهروندان بابت تغییر در ارزش املاک در اثر تغییرات محدوده مناطق است. به این معنی که اگر شهروندان در جریان این نحوه تغییرات قرار نگیرند و در اجرای آن مشارکت نکنند، عوارض احتمالی طرح افزایش پیدا خواهد کرد. در عین حال در این بخش، تنظیم بودجه جدید و تامین هزینه تغییرات نیز با مشکلاتی مواجه خواهد شد. به اعتقاد کارشناسان اقتصاد شهری اولین تاثیر اجرای این طرح بر بازار مسکن خواهد بود، به این گونه که با اجرای این طرح و تقلیل تعداد مناطق شهری تعدد قیمت مسکن در مناطق مختلف به تناسب کاهش تعداد مناطق کاهش پیدا می‌کند و قیمت مسکن به سمت همگن‌شدن پیش خواهد رفت؛ اما این نکته که با ادغام چند منطقه با یکدیگر قیمت مسکن به سمت قیمت بالاتر می‌رود یا آنکه خود را با قیمت‌های پایین‌تر تطبیق می‌دهد، هنوز جای سوال است. از سوی دیگر تغییر منطقه‌بندی شهر تهران بر سایر فعالیت‌های اقتصادی شهر همچون سرمایه‌گذاری برای ساخت‌و‌سازهای تجاری یا اداری نیز اثرگذار خواهد بود.

راهکارهایی برای ایمنی در مقابل آسیب های فضای مجازی، مهم ترین بحران های فضای مجازی٬ تربیت صحیح فرزندان، مهم ترین روش های تربیتی و محیط مناسب برای فرزندان از جمله موضوعات تشریح ­شده در اینفوگرافی «خانواده؛ اولین کلینیک سواد رسانه» می باشد که به همت فرهنگسرای رسانه تبیین و تولید شده است.

 

http://infonegareh.ir/sites/default/files/content/images/story/95-06/14/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-3.jpg