rezas
غدیر و ما !
برای رساندن خبر ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) در غدیر چه می کنید؟
غدیر را می توان علت خلقت دانست چرا که اگر خداوند عالم جهان و موجوداتش را آفرید اگر من انسان و افلاک را خلق کرد و اگر .... « یا احمد لولاک لما خلقت الأفلاک و لولا علی لما خلقتک و لو لا فاطمة لما خلقتکما » تمام هستی اگر آفریده شد تنها دلیل آن وجود مبارک صاحبان ولایت و صاحبان غدیر است ... (جنة العاصمة : 148 ، مستدرک سفینة البحار : 3 / 334 عن مجمع النورین : 14 ، عن العوالم )

عید گرفتن غدیر به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاریخى در دل هاى شیعیان و احیاى محتواى آن در مقابل دشمنان است و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاریخ تشیع نقش بسته و نشان دائمى ولایت است.
غدیر سخن از چه می گوید؟ آیا غدیر تنها یک واقعه تاریخ است که در طول زمان رنگ تکرار و کهنگی و عادت به خود گیرد؟ نه، هرگز! اگر این گونه بود در طول این هزار سال از بین رفته بود و اهمیت خویش را از دست داده بود... پس چگونه است که غدیر هر روز تازه تر می شود و دشمنان در از بین بردن آن حریص تر می شوند؟
غدیر را می توان علت خلقت دانست چرا که اگر خداوند عالم جهان و موجوداتش را آفرید اگر من انسان و افلاک را خلق کرد و اگر .... « یا احمد لولاک لما خلقت الأفلاک و لولا علی لما خلقتک و لو لا فاطمة لما خلقتکما » تمام هستی اگر آفریده شد تنها دلیل آن وجود مبارک صاحبان ولایت و صاحبان غدیر است ...(جنة العاصمة : 148 ، مستدرک سفینة البحار : 3 / 334 عن مجمع النورین : 14 ، عن العوالم)
غدیر بذر و دانه ای بود در بوستان رسالت ؛ چرا که تداوم مسیر رسالت و نبوت را تمام و کمال می کند (الْیَوْمَ أَكْمَلْت لَكمْ دِینَكمْ وَأَتْمَمْت عَلَیْكمْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَكم الإِسْلاَمَ) (مائده، 3)
بدون این بذر ، نه تنها بوستان رسالت ثمر و نتیجه ای ندارد ( بَلِّغْ مَا أنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ) بلکه رسالت 124 هزار پیامبر است که اگر غدیر نباشد ( وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه) می شود. (مائده، 67)
در حقیقت بدون قبول و گواهی بر غدیر کسی اجازه ی ورود به بهشت راندارد... (مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 27، ص 194)
انکار کننده غدیر، دوزخی خواهد بود ... ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد و او را به عذابی شدید تا ابدیت و تا آخر روزگار معذب نماید. (قسمتی از خطبه غدیر)
غدیر آزمونی است برای یک امت، نه تنها برای یک روز و 30 روز و یک ماه و یک سال بلکه برای تمام مدت عمر برگزار گشته تا مقبولین و مردودین امت پیامبر صلی الله و علیه و آله معلوم شوند.
آیا شایسته نیست برای چنین روزی، که خداوند بر ارزش و اعتبار آن مهر تأیید زده تا آنجا که به پیغمبر (رحمة للعالمین) ؛ کسی که که به امانت داری، و به خوش خلقی شهرت داشته را به بطلان رسالتش تهدید می کند و می فرماید: "یا أَیّهَا الرَّسول بَلِّغْ ما أْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَ اللَّه یَعْصِمکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ (مائده، 67)
ابلاغ کن آنچه را که خداوند به تو نازل کرده که در غیر این صورت رسالت خداوند را انجام نداده ای.
عیدی که به سبب آن خداوند آن را اکمال دین و تمام نمودن نعمت را از سوی خود عنوان می نماید و به کالبد اسلام با غدیر روح می دهد و آنگاه آن را کامل می کند.
آری ... به واقع بهترین روزی که شایستگی دارد ملقب به بزرگترین عید شود، غدیر است.
شخصى یهودى كه در مجلس خلیفه دوم حاضر بود گفت: اگر آیه ى "الْیَوْمَ اَكْمَلْت لَكمْ دینَكمْ..." "كه در روز غدیر نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عید مى گرفتیم! (الغدیر: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303)

امام صادق علیه السلام مى فرماید: انبیاء بنى اسرائیل روزى را كه جانشینِ بعد از خود را تعیین مى كردند عید قرار مى دادند.
"عید غدیر" هم روزى است كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله، على علیه السلام را براى مردم منصوب فرمود .... (بحارالأنوار: ج 37 ص 170)
پیامبر رحمة للعالمین صلى اللَّه علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام وصیت فرمود كه این روز را عید بگیرد، و فرمود: انبیاء هم چنین مى كردند و به جانشینان خود وصیت مى كردند كه این روز را عید بگیرند. [ عوالم: ج 3:15 ص 211]
امام رضا علیه السلام فرمود: روز غدیر، روزى است كه خداوند به جبرئیل امر مى كند تا تختى از كرامت خود در مقابل بیت المعمور قرار دهد.
سپس جبرئیل بر فراز آن قرار مى گیرد و ملائكه از همه ى آسمان ها جمع مى شوند و بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله ثنا مى فرستند و براى شیعیان امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام و محبّان ایشان استغفار مى كنند. [ همان ص 222]
آری، برترین روزها و اعیاد، روز ولایت و بندگی، روز عید غدیر می گذرد و ما می مانیم و این سؤال؛
ما چه کرده ایم؟ آیا واقعاً به فرموده پیامبرمان صلی الله و علیه وآله «عید غدیر برترین عید امت است» عمل کرده ایم؟
آیا آنان که از اسلام هیچ نمی دانند و اعیاد ما را می بینند، متوجه می شوند که عید غدیر از همه اعیاد بالاتر و برتر است؟
به راستی ما شیعیان ، عید غدیر را در مقایسه با سایر اعیاد ملی و مذهبی در کدام رتبه قرار داده ایم؟
آیا گامی برای عظمت بخشیدن به این عید الهی که در آسمان شور و هیجانی خاص بر پا می کند برداشته ایم یا کلامی تاثیرگزار گفته ایم؟
عیدی که در میان اعیاد دیگر چون ماه است در میان ستارگان.
من برای این مهم ترین عید چه اندیشیده ام؟
یادمان باشد آنچه مهم است کیفیتِ تلاش و میزان اخلاص ماست نه کمیت. بیایید به قدر توانمان و برای رضای خدا فرهنگ غدیر را گسترش دهیم.
در این فرصت و مجالی که در حد خواندن یک مقاله با هم هستیم، پیشنهاداتی را برای این روز خدمتتان عرض می کنم؛ انشالله که مفید واقع شوند ...
زنده کردن جمله مشهور در تمامی دید و بازدیدها
«الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمه المعصومین-علیهم السلام-»
برگزاری جشن ها و شادی هایی پر انرژِی و در شأن صاحب این روز
برگزاری مراسم عقد اخوت.
درباره آداب عمل عقد اخوت در این روز نقل شده است: دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن بگذارد و خود صیغه اخوت را چنین بخواند:
«واخَیتک فِی الله وَصافَیتک فِی اللهِ وصافَحتک فِی اللهِ، وَعاهَدت ٌالله وَمَلائِکتَه وَکتبَه وَ رسلَه وَاَنبِیاءَه، وَالاَئِمَّهِ المَعصومینَ علیهم السَّلام، عَلی اَنّی اِن کنت مِن اَهلِ الجنَّه وَالشَّفاعَه، وَاذِنَ لی بِاَن اَذخلَ الجَنَّه لا اَذخلها اِلّا وَاَنتَ مَعی» آن گاه آن فرد مؤمن بگوید «قَبِلت» پس بگوید «اَسقَطت عَنک جَمیعَ حقوقِ الاخوَّهِ ما خَلاَ الشَّفاعَهَ وَالدعاءَ وَالزِّیارَهَ.»
طرح اطعام و افطاری دادن
در باب اهمیت اطعام و افطاری در این روز در مقاله ای که در باب این موضوع نوشته شده مراجعه بفرمایید.
آشتی کنان راه بیاندازیم
هرکسی تصمیم بگیرد به حرمت امیرالمومنین علیه السلام اگر از یکی از محبین امیرالمومنین علیه السلام کدورتی دارد آن کدورت را کنار بگذارد به نیت شادی قلب مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام، تا دلش انشالله آماده شود برای دریافت نور بدون کدورت.
پس در این کار سبقت بگیریم: وَالسَّابِقونَ السَّابِقونَ، أولئِک الْمقَرَّبونَ
بنابر این حرف هایی مثل تقصیر کی بود و چی بود را کنار بگذاریم و به خاطر صاحب این روز غرورمان را زیزپا بگذاریم کنیم ؛ یادمان نرود که هر چیزی سخت به دست آید ارزشش بیشتر است ...
رفع گرفتاری از مؤمنین
شاید این عمل ازبقیه ی اعمال زیباتر باشد چقدر خوب است هرکدام فکر کنیم در خانواده ،فامیل، همسایه ها یا دوستان چه مشکلات و گرفتاری هایی وجود دارد ... اسلام دین شادی حقیقی است ... ای کاش این توفیق دست بدهد تا شادی واقعی را به محبین اهل بیت علیهم السلا هدیه کنیم.
امام کاظم علیه السلام فرموده اند: هركس نمی تواند ما را صله كند ، پس نیكان پیرو ما را صله نماید ، برای او ثواب صله ما نوشته می شود. (كامل الزیارات، 319، باب 105 به نقل از مكیال المكارم)
خیلی از کارهای زیبای دیگری وجود دارند تا عظمت و زیبایی این عید بزرگ را به نمایش بگذارد. انشالله که هر یک از ما توفیق داشته باشیم اعمال و رفتارهای شایسته ای در این روز داشته باشیم.
غدیر شهادت یا سکوت
اگر در غدیر بودیم، شهادت می دادیم یا سکوت می کردیم
تصوّر کنید بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السّلام به مناسبت اربعین حسینی، اعلام شود: «ایشان مسیر نجف به کربلا را پیاده طی خواهند کرد، برای همین از عموم علاقمندان جهت شرکت در این پیاده روی دعوت می گردد» به نظر شما چه اتّفاقی خواهد افتاد؟ امیدوارم باشیم و ببینیم.

کمتر مسلمانی است که جریان غدیر خمّ را اصلا نشنیده باشد، شیعیان هم که به لطف خدا مطّلعند؛ امّا اجازه دهید این بار به گونه ی دیگری بیان کنیم.
ماه های پایانی عمر رسول الله صلی الله علیه و آله است و ایّام حجّ هم از راه رسیده، اعلام می شود که «رسول خدا صلی الله علیه و آله به حجّ خواهند رفت و هر مسلمانی که مایل است می تواند در این سفر، رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراهی کند. به یاد داشته باشید این حجّ، تنها حجّ رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد، ضمناً در این سفر مناسک حجّ نیز توسّط رسول الله صلی الله علیه و آله تعلیم داده خواهد شد.»
مگر کار رسول صلّی الله علیه و آله غیر از این است که آنچه به او گفته شد را به مردم منتقل کند؟ پس این تأکید و تهدید برای چیست؟ در این 23 سالی که از دوران نبوّت و رسالت ایشان گذشته چه بسیار اقدامات تبلیغیِ در شرایط دشوار که توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله صورت گرفته، چه بسیار جنگهایی که ایشان پشت سر گذاشته، چه مطلبی را پیامبر صلّی الله علیه و آله باید به مردم برساند که تأکید و تهدید می طلبد؟
ملاحظه می فرمایید که جمعیّت فراوانی همراه ایشان شدند و در خدمت ایشان حضور داشتند، همین افراد، رویدادها را پس از بازگشت به اطّلاع دیگران هم رساندند. از لحظ شروع سفر تا پایان آن اتّفاقات مختلفی روی داده که بسیاری از آنها در تاریخ ثبت شده است.
یکی از مهمترین آنها، موضوع معرّفی رسمی جانشین رسول الله صلّی الله علیه و آله در غدیر خمّ می باشد.1 تا اینجا را همه می دانیم لکن اشاره ای گذرا به دو آیه ای که در مقطع زمانی غدیر نازل شده است:
آیه 67 سوره مائده: «یا أَیّهَا الرَّسول بَلِّغْ ما أ نْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَ اللَّه یَعْصِم كَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ ؛ ای رسول، آنچه از ربّ تو بر تو نازل شده را تبلیغ کن و اگر انجام ندهی (تبلیغ نکنی)، رسالت ربّ را تبلیغ نکرده ای...»
مگر کار رسول صلّی الله علیه و آله غیر از این است که آنچه به او گفته شد را به مردم منتقل کند؟ پس این تأکید و تهدید برای چیست؟ در این 23 سالی که از دوران نبوّت و رسالت ایشان گذشته چه بسیار اقدامات تبلیغیِ در شرایط دشوار که توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله صورت گرفته، چه بسیار جنگهایی که ایشان پشت سر گذاشته، چه مطلبی را پیامبر صلّی الله علیه و آله باید به مردم برساند که تأکید و تهدید می طلبد؟ و البته اینکه خدا تو را از مردم حفظ می کند.
آنگاه که مطلب بیان می شود، بخشی از آی 3 سور مائده نازل می شود، توجّه کنید:
«الْیَوْمَ أَكْمَلْت لَكمْ دینَكمْ وَ أَتْمَمْت عَلَیْكمْ نِعْمَتی وَ رَضیت لَكم الْإِسْلامَ دینا ؛ امروز دین شما را بر شما اکمال، و نعمت را بر شما اتمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.»
آنچه را پیامبر صلّی الله علیه و آله در آن مقطع مهمّ تبلیغ کردند سبب اکمال دین و اتمام نعمت است، و اسلام می شود دینی خدا پسند. چه موضوعی می تواند چنین تَوانی داشته باشد؟ اگر بسیاری از معاندان در این خیال بودند که با وفات پیامبر صلّی الله علیه و آله، اسلام نیز از سر راه برداشته می شود، امروز با تعیین رسمی جانشین (و خلیفه2)، دین اسلام خداپسند شده است. چنانچه در همین آیه 3 از سوره مائده می فرماید: «امروز کافران از دین شما مأیوس و ناامید شدند»، یعنی اسلام ماندگار شد آن هم با امامت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام.
طولی نکشید که نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله رحلت کردند و شد آنچه شد. سؤال جدّی این است که آن جمعیّت زیاد چه شدند؟! جواب این سؤال، مجال دیگری را می طلبد. گاهی شنیده می شود که اگر امام علی علیه السّلام از طرف رسول الله صلّی الله علیه و آله به عنوان جانشین معرّفی شدند، چرا خود امام علیه السلام به این مطلب اشاره ای نکردند؟
اگر بسیاری از معاندان در این خیال بودند که با وفات پیامبر صلّی الله علیه و آله، اسلام نیز از سر راه برداشته می شود، امروز با تعیین رسمی جانشین (و خلیفه2)، دین اسلام خداپسند شده است. چنانچه در همین آیه 3 از سوره مائده می فرماید: «امروز کافران از دین شما مأیوس و ناامید شدند»، یعنی اسلام ماندگار شد آن هم با امامت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام
باید گفت امام علی علیه السّلام بارها به مناسبتهای مختلف به جریان غدیر اشاره کردند و حتّی بر این مطلب از حاضران شهادت گرفتند. بخشی از این موارد را مرحوم شیخ عبدالحسین امینی -که رضوان خدا بر او- در کتاب ارزشمند «الغدیر» آورده است که نمونه ای از آن را مورد توجّه قرار می دهیم:
وقتی امام علی علیه السلام دیدند که درباره ی جایگاهشان نسبت به رسول الله صلّی الله علیه و آله مورد اتّهام قرار گرفتند و در باب خلافت ایشان نزاع صورت گرفت، در رَحب کوفه (زمین وسیع) حاضر شدند و با مردم درباره ی جریان غدیر مناشَده کردند. "مناشده" در لغت به این معناست که از طرف مقابل درباره ی موضوعی سؤال می شود در حالی که او را قَسَم می دهد که حقیقت را بگوید3. این جریان با طرق مختلف نقل شده است؛ بر اساس یک نقل، امام علیه السلام، مردم حاضر در جلسه را قَسَم داده، فرمودند: چه کسی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنید که فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»؟ عدّه ای شهادت دادند و تعدادی هم با اینکه در غدیر بودند، سکوت کردند، در روایت دارد که امام علی علیه السّلام افرادی که در غدیر بودند ولی شهادت ندادند را نفرین کردند. یکی از این افراد زید بن أرقم است که به نفرین امام علیه السّلام نابینا گشت.4 در روایت دیگری از جابر بن عبدالله انصاری چنین می خوانیم: روزی امام علی علیه السّلام در حال سخنرانی بود که خطاب به مردم فرمود: میان شما گروهی از اصحاب رسول الله صلّی الله علیه و آله هستند که انس بن مالک، براء بن عازب، اشعث بن قیس و خالد بن یزید از ایشانند. آن گاه امام علیه السلام از یک یک آنها در خصوص جریان غدیر سؤال کردند که شما شنیدید رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود «من کنت مولاه فعلیّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه»، امّا امروز شهادت نمی دهید، سپس امام ایشان را نفرین کردند.5
اکنون عنوان مقاله را با هم مرور کنیم:
اگر در غدیر حضور داشتیم، آیا به آنچه در غدیر دیده بودیم، شهادت می دادیم یا سکوت می کردیم؟
پی نوشت:
1.در مقاله ای با نام «هر پیامبری جانشین دارد» سال گذشته در همین ایّام به تبیین این موضوع پرداختیم.
2. خلیفه از اصطلاحات مهمّ در اسلام است که در طول تاریخ به سبب اعمال ناشایست دستگاه خلافت أموی و عبّاسی، و امروز توسّط گروه های افراطی، بار معنایی بدی پیدا کرده است.
3.ابراهیم مصطفی و دیگران، المعجم الوسیط، دارالدعوة، استانبول، 1410ق، ص921.
4.امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السّنة و الادب، مرکز الغدیر للدّراسات الاسلامیة، چاپ اوّل، قم،1416 ق، ج1، ص339.
5.صدوق، الامالی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ پنجم، بیروت، 1410ق، ص106.
هر حاجی یک مبلغ وهابیت!
توهم سعودی ها؛ هر حاجی یک مبلغ وهابیت!
آل سعود تحمیل عقیده را به تامین امنیت حجاج ترجیح می دهند
سعودی ها که سالانه میزبان میلیون ها زائر و گردشگر مذهبی هستند، به جای آنکه بیشترین تلاش و توان و امکانات خود را برای سلامت و امنیت حجاج به کار گیرند، ترجیح می دهند از این کار صرفنظر کرده و برای تبلیغ وهابیت سرمایه گذاری کنند!

"اعطای بورس تحصیلی به 40 کشور؛ ساخت صدها مسجد در سراسر دنیا؛ برپایی همایش مبلغان در امریکا، سنگال، اندونزی، آرژانتین، ونزوئلا، تایلند، اوکراین و...؛ چاپ و توزیع رایگان میلیون ها نسخه کتاب مذهبی و دعوت و پذیرایی رایگان و محترمانه از صدهاهزار نفر در هر سال."
آنچه ذکر شد مربوط به فعالیت های یک بنیاد خیریه یا سازمان بین المللی نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از فعالیت های تبلیغی وهابیون با سوءاستفاده از اقتصاد نفتی و ابزار و امکانات جغرافیایی عربستان است.
سالانه میلیون ها مسلمان در قالب کاروان های حج و گروه های گردشگری مذهبی عازم عربستان می شوند و از این طریق میلیاردها دلار ثروت را به سادگی وارد این کشور می کنند. از سوی دیگر عربستان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و دارای ذخایر عظیم نفتی است.
موقعیت خاص و ویژه عربستان از نظر جغرافیایی، اقتصادی و تاریخ اسلام آنها را از سال ها قبل به این تفکر واداشته است که از این شرایط برای تبلیغ مذهب وهابیت استفاده کرده و عقاید و نگرش های خود را به مذاهب دیگر تحمیل کنند. آنها برای موفقیت بیشتر در این راه، مبلغان وهابیت را از طریق آموزش های همه جانبه به آمادگی کامل علمی و دینی می رسانند؛ به طور مثال بسیاری از مبلغان وهابیت به زبان های مهم مانند فارسی، انگلیسی، مالیایی، ترکی، فرانسوی و آلمانی آشنا هستند. آنها به طور منظم در کلاس هایی حضور می یابند که هدف از آنها به روزرسانی و تازه کردن اطلاعات عمومی و علمی مبلغان وهابیت است.
تبلیغ وهابیت به جای تامین امنیت گردشگران!
سعودی ها که سالانه میزبان میلیون ها زائر و گردشگر مذهبی هستند، به جای آنکه بیشترین تلاش و توان و امکانات خود را برای سلامت و امنیت حجاج به کار گیرند، ترجیح می دهند از این کار صرفنظر کرده و برای تبلیغ وهابیت سرمایه گذاری کنند!
می دانیم که در طول سال های گذشته فقط در 9 روز و تنها در 9 حادثه بزرگ که برای حجاج در عربستان رخ داده است، 3500 نفر کشته و هزاران نفر مصدوم و مجروح شده اند؛ یعنی هر یک از این حوادث به طور متوسط 380 کشته بر جای گذاشته است. امسال نیز حوادث بسیار مشکوک و بحث برانگیزی در سفر حج رخ داد که نزدیک به هزار و 500 کشته و مصدوم داشت.
طبیعتا در چنین شرایطی از سعودی ها انتظار می رود که علم و دانش خود را برای میزبانی مناسب و مطابق با شرف و کرامت انسان ها ارتقا دهند تا چنین حوادث تلخی را فقط در طی چند روز شاهد نباشیم؛ یعنی ناگهان 420 نفر بر اثر یک آتش سوزی یا آتش سازی (!) جان خود را از دست ندهند.
همچنین سعودی ها باید به این درک و فهم برسند که افرادی که راهی خانه خدا می شوند، برای خود عقاید و افکار محترم دینی و مذهبی دارند که این عقاید در طول سال های عمرشان در آنها جا گرفته و به تدریج تکمیل می شود؛ بنابراین تلاش و اصرار مبلغان وهابیت برای تغییر عقیده گردشگران و حجاج به دور از ارزش های انسانی و اصول پذیرفته شده در جهان است. چرا که در هیچ کشور جهان از اروپا و امریکا گرفته تا افریقا و آسیا تا این سطح و به این شدت برای تغییر عقاید گردشگران و توریست ها تلاش و سرمایه گذاری نمی کنند.
درست است که دین مبین اسلام از سرزمین عربستان برخاسته است اما این موضوع اصلا دلیل و بهانه خوب و قابل قبولی برای تبلیغ وهابیت و تغییر عقیده و تفکر مذهبی گردشگران نیست؛ چرا که سعودی ها در قبال موقعیت خاص جغرافیایی و تاریخی و البته بدون ارائه امکانات مناسب و بدون تضمین امنیت جانی برای حجاج، پول و ثروت فراوانی به جیب می زنند؛ بنابراین نباید گردشگران را برده و اسیر خود فرض کنند و بهتر است برای شعور، فکر و درک و اندیشه تمام حجاج ارزش و احترام قائل باشند.
بانک اطلاعاتی وهابیون از موقعیت تحصیلی و اجتماعی حجاج!
مروری بر روش های تبلیغ وهابیت نشان می دهد که این مبلغان برای هر فرد با هر سطح دانش و فرهنگ، برنامه تبلیغی مجزایی دارند. وهابیون از طریق بانک اطلاعاتی فوری که با لابی های خاص به دست می آورند، استادان دانشگاه، پزشکان، مهندسان و مشاغل اینچنینی را از میان حجاج شناسایی می کنند و مبلغانی در همان سطح معلومات و دانش را به سراغ آنها می فرستند تا بتوانند با شیوه های خاص خود در آن افراد تاثیر بگذارند. وهابیون معمولا بهترین پذیرایی را از این افراد دارند و البته بودجه و هزینه هنگفت این پذیرایی را از اقتصاد نفتی خود تامین می کنند!
مبلغان وهابیت همچنین با شیوه های تاثیرگذار و مهربانانه، خود را به افراد عادی و معمولی از نظر سواد و جایگاه اجتماعی نزدیک می کنند و با تقدیم کتاب های رایگان و به راه انداختن بحث های اعتقادی، نظرات و تفکرات مذهبی خود را به دیگران تحمیل و القا می کنند.
تبلیغ گسترده علیه شیعه
یكی دیگر از سیاست ها و برنامه های تبلیغی وهابیون تولید محتوا و انتشار و توزیع کاب ها و جزوه هایی است که شامل ترویج عقاید و تفكرات وهابیت و البته علیه مذهب و عقاید شیعه و شیعیان است. سعودی ها و وهابیون مبالغ هنگفتی از اقتصاد نفتی خود را در این مسیر صرف می کنند و نیز این کتاب ها را به زبان های مختلف دنیا ترجمه و توزیع می کنند.
در همین باره حامد الگار در كتاب وهابی گری در باره مهم بودن ابزار اقتصاد نفتی در تبلیغ وهابیت می گوید : "نخست آنكه وهابیگری در تاریخ كاملاً طولانی و پر بار اندیشه اسلامی جایگاه ویژه ای ندارد. این جنبش كه از اصالتی عقلانی بر كنار بود این نیك بختی را داشت كه در شبه جزیره عربستان (هر چند در حد نقطه ای نسبتاً كوچك و دور افتاده در این شبه جزیره) و در نتیجه در نزدیكی حرمین، مركز اصلی جغرافیایی جهان اسلام پدیدار شود و سرنوشت پشتیبانان سعودی آن این بود كه در سده بیستم به ثروت عظیم نفت دست یابند كه بخشی از آن صرف تلاشهایی برای تبلیغ وهابیگری در جهان اسلام و فراسوی آن شود. اگر این دو عامل نبود وهابیگری به صورت جنبش فرقه گرایانه ای كم اهمیت و ناپایدار به تاریخ سپرده می شد. این دو عامل تا حدی از طریق تناسب با گرایش های دیگری در جهان اسلام موجب دوام به نسبت زیاد وهابیگری شد."
پنج میلیون فعالیت تبلیغ وهابیت فقط در یک سفر حج!
در این فرصت کوتاه می خواهیم فقط به بخش کوچکی از حجم عظیم و گسترده فعالیت مبلغان وهابیت تنها در طول یک سال اشاره کنیم: فعالیت 500 مبلّغ در موسوم حج، دعوت از 1000 چچنی به عنوان میهمان، دعوت از 1400 حاجی از آسیای میانه به عنوان میهمان، تاسیس كتابخانه در دانشگاه های چین با رویکرد غالب عقاید وهابیت، تبلیغ وهابیت در كنفرانس های جهانی، آماده سازی 2000 مبلغ جدید و انجام 290 هزار فعالیت تبلیغی فقط در سال 1417، 5 میلیون و 200 هزار فعالیت تبلیغی برای وهابیت در عربستان فقط در سال 1418، برگزاری و تشکیل 300 جلسه درس د ینی و مذهبی در مساجد بحرین در ماه صفر 1418 و 3 هزار و 650 سخنرانی مذهبی و نشر 41 هزار و 176 نسخه نشریه های دینی در سال 1417، انجام 3 هزار و 789 مورد فعالیت تبلیغی و توزیع 11 هزار و 698 نسخه از نشریه های مختلف مذهبی با رویکرد غالب وهابیت در دبی، انجام هزار و 418 سخنرانی و موعظه و نیز نشر 13 هزار و 715 نسخه نشریه دینی در قطر، 6 هزار فعالیت تبلیغی در فجیره امارات در ماه رمضان 1418، 165 هزار و 269 مورد فعالیت تبلیغی در سال 1417 در پاكستان، اعزام ده ها مبلغ به افغانستان، ایران(!)،هند، نپال، بریتانیا، فرانسه و هلند، انجام 12 هزار و 990 فعالیت تبلیغی در بریتانیا در سال 1417 كه شامل ارائه 10 هزار و 800 درس علمی در مدرسه ها، زندان ها، بیمارستان ها و... بوده است.
ساخت صدها مسجد و تربیت هزاران مبلغ در سراسر دنیا!
از دیگر فعالیت های مرتبط با وهابیت در طی همان یک سال می توان به این موارد اشاره کرد: برگزاری دوره آموزشی برای مبلغان اندونزیایی و نیز برای طلاب تاتارستان، برگزاری دوره فشرده زبان عربی و تبلیغ وهابیت برای روسای جمعیت ها ومراكز اسلامی ونزوئلا، آموزش فشرده مبلغان امریكای لاتین در آرژانتین و نیز در قزاقستان، کنیا، تایلند، سنگال، قرقیزستان، تاسیس دانشسرای تربیت مبلغ در چین، ساخت 104 مسجد در فیلیپین، ساخت وترمیم 90 مسجد دربوسنی، سهیم شدن در ساخت هزار و 359 مسجد در جهان، كمك به 300 مسجد در بلژیك، برگزاری دوره تربیت مبلغ در روسیه، فعالیت های آموزشی و ترویجی برای وهابیت در دانشگاه مسكو، اعطای بورسیه تحصیلی به 34 كشور، ایجاد دانشسرای علوم عربی و اسلامی در توكیو و ده ها اقدام دیگر فقط در یک سال.( آن هم با امکانات 20 سال پیش )
چه چیز مرا از امام خویش محروم کرد؟
چه چیز مرا از امام خویش محروم کرد؟
هم اکنون که ما در زمان غیبت امام زمانمان ارواحنا فداه به سر می بریم و از نعمت دیدار حضرت محروم هستیم، این سؤال گاهی به ذهن می آید، که چرا ما نباید مانند پیشینیان از محضر امام زمانمان بهره ببریم؟

هم اکنون که ما در زمان غیبت امام زمانمان ارواحنا فداه به سر می بریم و از نعمت دیدار حضرت محروم هستیم، این سؤال گاهی به ذهن می آید، که چرا ما نباید مانند پیشینیان از محضر امام زمانمان بهره ببریم؟ ضرورت و اهمیت این بحث آن قدر روشن است که نیازی به بیان ندارد؛ زیرا انسانی که مهمترین هدفش، دستیابی به کمال و قرب الهی است، قطعا بدون امام و مقتدا موفق نخواهد شد. چه چیز از این مهمتر و حیاتی تر که انسان محضر ولیّ خدا و امام زمانش را درک کند و برای رسیدن به آن هدف مهم از وجود امام معصوم بهره مند گردد؟ بنابراین باید به دنبال پاسخ این سوال بود که چه چیزی مانع ظهور حضرت ولیّ عصر ارواحنا له الفدا شده است؟
اخباری که انتظارش را نداریم
اولین چیزی که در این مورد به ذهن می رسد این است که آیا اعمال ما شیعیان می تواند در امر ظهور و زمان آن تأثیر داشته باشد؟ برای پاسخ به این سؤال به سراغ روایات می رویم، امام کاظم علیه السلام فرمودند: «اذا غَضِبَ الله تبارکَ و تَعالی علی خَلقِه نَحّانا عَن جَوارِهِم؛ زمانی که خداوند تبارک و تعالی بر خلقش غضب می کند ما را از همجواری ایشان دور می گرداند.» در این حدیث علت دوری امام از امت، غضب خداوند بیان شده است و غضب خداوند در اثر نافرمانی و گناه مردم می باشد. حضرت بقیة الله علیه السلام در بخشی از نامه و توقیعی که به شیخ مفید (ره) نوشتند، فرمودند:
«... چنانچه شیعیان ما که خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى کردند نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب به ایشان مى رسید و اینها همه در پرتوی شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى رسد و ما را مكروه و ناراحت مى سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد.»
دلیلی محکمتر از این نیاز نداریم که خود حضرت علیه السلام علت محقق نشدن ظهور و دوری امام از شیعیان را اعمال و رفتاری می دانند که باعث ناراحتی حضرت می شود و می فرمایند رفتاری که ما انتظارش را نداریم از ایشان به ما می رسد.
دلیلی محکمتر از این نیاز نداریم که خود حضرت علیه السلام علت محقق نشدن ظهور و دوری امام از شیعیان را اعمال و رفتاری می دانند که باعث ناراحتی حضرت می شود و می فرمایند رفتاری که ما انتظارش را نداریم از ایشان به ما می رسد، که مسلماً همان گناهان ما می باشد، البته در این قسمت از نامه امام به سه نکته اشاره فرمودند:
اول: تفرقه و جدایی امت شیعی
دوم: عدم معرفت و شناخت، نسبت به امام زمان علیه السلام (و جاهل بودن به حق آن حضرت(
سوم: اعمال ناشایست شیعیان
اول: تفرقه و جدایی امت
امام مهدی علیه السلام می فرمایند: «اگر شیعیان در وفای به عهدشان متحد می شدند سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد.» متأسفانه جدایی شیعیان از یکدیگر و عدم اجتماعشان بر اهداف واحد، از اَن اسبابی است که شیعیان را از نصرت و یاری امام زمانشان مشغول گردانیده است. آنها عمده تلاش خود را صرف امور بین خودشان می کنند و امامشان را تنها رها کرده اند، این تفرقه و جدایی موجود میان شیعیان با آنچه حضرت مهدی علیه السلام طلب می کند در تناقض است؛ چون آنچه مطلوب حضرت است اجتماع و اتحاد و یکپارچگی امت شیعی می باشد.

دوم: عدم شناخت امام زمان
اما در مورد معرفت باید گفت، تا شناخت کامل نسبت به امام معصوم نباشد اطاعت و تسلیم صورت نمی گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا می رود و قطعا زندگی و حیات او هم در جهل و جاهلیت خواهد بود.»
مامون رقی روایت می کند: نزد آقایم امام صادق علیه السّلام بودم که شخصی به نام «سهل بن حسن خراسانی» رسید، سلام كرده و نشست. عرض كرد یابن رسول الله ! شما رئوف و مهربان هستید، چرا از حق خود دفاع نمی كنید؟ چه چیزی مانع این امر است؟ در صورتی كه بیش از صدهزار شیعه شمشیرزن دارید!
حضرت فرمودند: ای مرد خراسانی بنشین، سپس حضرت امر كردند، تا تنور را روشن كنند، وقتی تنور برافروخته شد، حضرت رو به مرد خراسانی نموده و فرمود: بلند شو و داخل تنور شو.
در این هنگام مرد خراسانی ترسید و عرض كرد: یابن رسول الله ! مرا با آتش مسوزان، از من درگذر، ...
حضرت فرمودند: تو را بخشیدم.
در این هنگام یكی از اصحاب امام صادق علیه السّلام به نام «هارون مكی» وارد شد در حالی كه كفش خود را با انگشت گرفته بود. خدمت آن حضرت رسید و سلام كرد. امام علیه السّلام جواب سلام او را داد و فرمود: نعلین را از دست خود بینداز و برو داخل تنور ...
هارون مكی، نعلین را انداخت و داخل تنور شد. امام علیه السّلام شروع كرد با مرد خراسانی صحبت كردن و از اوضاع خراسان از او پرسیدن و ... سپس گفت ای خراسانی برو و داخل تنور را نگاه كن.
مرد خراسانی به طرف تنور رفت و دید كه «هارون مكی» چهار زانو در تنور نشسته است. امام علیه السّلام از مرد خراسانی سئوال كرد: از این یاران در خراسان چند نفر پیدا می شود؟
مرد خراسانی عرض كرد: به خدا قسم یك نفر هم نیست.
متأسفانه جدایی شیعیان از یکدیگر و عدم اجتماعشان بر اهداف واحد، از اَن اسبابی است که شیعیان را از نصرت و یاری امام زمانشان مشغول گردانیده است. آنها عمده تلاش خود را صرف امور بین خودشان می کنند و امامشان را تنها رها کرده اند، این تفرقه و جدایی موجود میان شیعیان با آنچه حضرت مهدی علیه السلام طلب می کند در تناقض است
امام علیه السّلام فرمودند: ما تا زمانی كه پنج نفر یاور این چنینی نداشته باشیم قیام نخواهیم كرد. ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر می دانیم.
بنابراین امام صادق علیه السّلام طبق این روایت، فرق شیعه و یاور واقعی امام با مدعیان یاوری را در «تسلیم بودن و اطاعت محض» در برابر امام معصوم دانستند. اینجاست که اهمیت معرفت و شناخت امام روشن می شود، چرا که معرفت امام، راهی به سوی تسلیم محض شدن در برابر آن بزرگوار است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «بنده تا زمانى كه خدا و رسول خدا و همه امامان و امام زمان خود را نشناسد، و به او باز نگردد و تسلیم نشود، مؤمن نیست.» سپس فرمود: «چگونه ممكن است كسى نسبت به نخستین (امام اول و جریان امامت) جاهل باشد و بازپسین را (امام زمان خود را) بشناسد؟»
پس تسلیم محض بودن در برابر امام معصوم ممکن نخواهد بود مگر بعد از تحصیل معرفت نسبت به آن حضرت، بنابراین برای اینکه این صفت و خصوصیت نیکو در شخص پیدا شود لازم است که نسبت به امام زمان خویش معرفت پیدا کند چون رسیدن به مقام تسلیم قبل از تحقق معرفت امکان ندارد.
سوم: اعمال ناشایست شیعیان
یکی از مهمترین موانع ظهور که امام به آن اشاره فرمودند اعمالی است که شایسته پیرو اهل بیت علیهم السّلام نیست و آن چیزی جز گناه و نافرمانی الهی نمی باشد، یاران امام زمان علیه السّلام که با آمادگی آنان ظهور محقق خواهد شد، معرفت، شناخت و اعتقاد کامل به امامشان دارند، شب ها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می برند و اصلا فکر گناه هم به ذهنشان راه ندارد.
اگر ما ایمان داشتیم که هر لحظه ممکن است آن حضرت علیه السّلام شرفیاب شوند، خانه دل خود را از جمیع گناهان و صفات رذیله و حیوانی و شیطانی و محبت دنیا پاک می کردیم و آن را برای تشریف فرمایی آن عزیز به صفات حمیده مزین می کردیم، زیرا هر مقدار که ما گناهان را ترک کنیم می توانیم ظهور را نزدیکتر کنیم.
خوب است از هم اکنون تصمیم بگیریم در تعجیل ظهور امام زمانمان مؤثر باشیم و با دقت گناهان خود را هر چند کوچک ترک نموده و به دنبال شناخت واقعی امام خود باشیم تا بتوانیم مطیع امر ایشان بوده و قدمی در راه زمینه سازی ظهور برداریم.
وسیله ای که اخلاق های کج را درست می کند!
وسیله ای که اخلاق های کج را درست می کند!

شخصی خدمت رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و عرض كرده یا رسولالله! شما می فرمایید که باید روی پهلوی راست بخوابیم ولی من هرچه تلاش می کنم که روی پهلوی راست بخوابم، سریعاً روی پهلوی چپم می غلطم، شما می فرمایید چه کار کنم؟ حضرت او را در آغوش گرفتند و كمی فشار دادند و فرمودند برو از این به بعد روی پهلوی راست بخواب.
آن شخص میگوید از آن به بعد هر چه تلاش میکنم كه به پهلوی چپ بخوابم میل به خوابیدن روی پهلوی راست دارم. ...
وجود مقدس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با یک توجه به آن شخص، میل او را تغییر دادند. ..آری! گاهی میل ها کج است و با نظر پیامبر صلی الله علیه و آله این میل ها عوض می شود.
همه ما انسان ها غیر از امام معصوم، میل هایمان کج است، تنها کافی است امام معصوم به ما نظری کند تا میل های ما راست شود و عمل هایی که منطبق با میل های راست است از ما صادر شود، چون؛
اولاً: آن ذوات مقدس مقامشان مقام واسطة فیض است و سبب متصل بین ارض و سماء می باشند و لذا در تمام مراتب وجود قدرتِ تصرف دارند.
ثانیاً: جان آنها عین عصمت است، و لذا به هر کجی كه برخورد کنند آن را راست میكنند.
... عموم ما بعضی از كارها را قبول داریم و مایلیم انجام دهیم، اما انجام نمی دهیم و بعضی از كارها را قبول نداریم و می خواهیم انجام ندهیم، اما انجام می دهیم، چرا؟ و چه باید کرد؟
آری اكثراً به خوبیها دانا هستیم اما دارای خوبیها نیستیم. همه می دانیم که خدا خوب است ولی این «خدا دانی» است، «خدا داری» چیز دیگری است.
این جا است که باید متوجه شد راه دیگری غیر از کتاب و درس برای اصلاح خود نیاز داریم. باید راهی باشد که از طریق آن، انسان معصومی -كه نمایش بالفعل همة خوبیهاست- به کمک نظر مبارکش کار ما را درست کند.
نظر امام زمان (عج) می تواند آن راه باشد، قدرت و عظمت امام (عج) در این است كه اگر به قلب انسان نظر کند، آن قلب، تحت تأثیر قلب امام معصوم قرار می گیرد و لذا کجی هایش راست میشود.
راه دیگری غیر از کتاب و درس برای اصلاح خود نیاز داریم. باید راهی باشد که از طریق آن، انسان معصومی -كه نمایش بالفعل همة خوبیهاست- به کمک نظر مبارکش کار ما را درست کند. نظر امامزمان عج میتواند آن راه باشد، قدرت و عظمت امام علیه السلام در این است كه اگر به قلب انسان نظر کند، آن قلب، تحت تأثیر قلب امام معصوم قرار میگیرد و لذا کجیهایش راست میشود
در همین راستاست که آیة الله بهاء الدینی«رحمة الله علیه» بزرگترین برکت وجود مقدس امام زمان علیه السلام را برای مومنین، تغییر مبادی میل مومنان می دانستند، به این معنی که نظر مبارک حضرت، می تواند میل های حیوانی را به میل های انسانی و الهی تبدیل کند.
چگونه به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک شویم؟
چه كسانی به پیامبر خدا از همه نزدیكترند؟ هر كس عبودیتش بیشتر است به پیامبر نزدیک تر است. جایگاه پیامبر آنجاست. شهادت می دهیم انه عبده. او در آن مقام است. هر كس خاكی تر است، افتاده تر است. در عالم نیستی و فنا بیشتر راه می رود. بیشتر جان به خدا داده. بیشتر تفویض كرده، بیشتر مرده، او جلوتر است.
زنده كدام است بر هوشیار آنكه بمیرد به سر كوی یار
در رأس همه بندگان شایسته خدا كه موت كامل، و تسلیم محض خدا شده اند پیامبر است، بعد هم امیرالمومنین علیه السلام و هر كس به اینها نزدیک تر است. چه كسی به پیامبر نزدیک تر است؟ هر كس خوش اخلاق تر است، در روایت داریم: چه كسی به پیامبر نزدیك تر است؟ هر كس محبتش به پیامبر از همه بیشتر است.
كه در رأسش امیرالمومنین علیه السلام جان پیامبر بود. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمود: «أَوْلَى النَّاسِ بِی فِی یوْمِ الْقِیامَه أَكْثَرُهُمْ عَلَی صَلَاه»[جامع الأخبار/ تاج الدین شعیری/ص: 59 ] نزدیک ترین فرد روز قیامت به من کسی است که بیشتر از همه به من صلوات بفرستد. چون كسی را كه آدم بیشتر دوست دارد، بیشتر یادش می كند، بیشتر دعا می كند. این یك واقعیت خارجی است. یعنی کسی که زیاد به پیامبر دعا کند معلوم است که بیشتر از همه پیامبر او را دوست دارد.
چیزهایی كه بین ما و پیامبر پیوند ایجاد می كند، و پیوند را قوی تر و محكم تر می كند، همین ذكر صلوات است و مداومتش، ما را به پیامبر نزدیک تر می كند. ذكر هر چیز و هر كس وسیله قرب به آن چیز است. و لذا پیامبر خدا فرمود: «أَوْلَى النَّاسِ بِی فِی یوْمِ الْقِیامَه أَكْثَرُهُمْ عَلَی صَلَاه». سزاوارترین، اولی ترین، نزدیك ترین افراد به من روز قیامت كسانی هستند كه بیش از همه صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده اند.
در آن صورت است كه می توان گفت:
خاک بودیم این چنین موزون شدیم
خاک ما زرگشت،سیمین جان شدیم
هماهنگی بین گفتار و رفتار رمز موفقیت همسران
هماهنگی بین گفتار و رفتار رمز موفقیت همسران

براساس آیات و روایات و سیره معصومین علیهم السلام این نکته اساسی بدست می آید که تشکیل خانواده و پیوند ازدواج از مقدس ترین پیوندها و نهادها و ارتباط عاشقانه و خداپسندانه با همسر از بارزترین نشانه های ایمان و علاقه به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به شمار می آید. همچنین ارتباط کلامی، از نمودهای مهم علاقه و محبت است.
1- هر چه علاقه بیشتر، ارتباط عمیق تر و پایدارتر. این قاعده مهم و مسلم حتی در ارتباط با خدا نیز صادق است. چرا که هر کس عشق و محبتش به خدا بیشتر باشد. راز و نیاز و خلوت و ارتباط کلامی و عاطفی اش با او بیشتر خواهد بود. بیشترین و عمیق ترین ارتباط کلامی و عاطفی را معصومین علیهم السلام با خداوند متعال داشته اند.
کاهش ارتباط کلامی از نشانه های آشکار سردی و کاهش ارتباط عشقی و عاطفی بین زوجین در خانواده ها به شمار می آید.
2- ارتباط کلامی نباید به مجادله و دیالوگ های تنش زا و آزار دهنده منجر شود. در مجادله هیچیک از طرفین پیروز نخواهند شد و در حقیقت در فضایی مه آلود گم خواهند شد. خستگی و انزجار بیشتر شده و روابط عاطفی به شدت کاهش خواهد یافت. در مجادله هر یک از طرفین بدون توجه به نیازهای طرف مقابل در پی اثبات و تحمیل خواسته های خود می باشد.
قرآن کریم مجادله را مورد نکوهش شدید قرار داده تا جایی که مجادله با غیر مسلمان را نیز ممنوع اعلام کرده است.
آنجا که می فرماید: لا تجادلو اهل الکتاب اِلاّ بالتی هِیَ اَحسنَ ... با اهل کتاب جز به نیکوترین روش مجادله نکنید (عنکبوت / 46)
و نیز در سوره آل عمران آیه 459 خطاب به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: نرمی و لطافت و مهربانی تو باعث شد که مردم از اطراف تو پراکنده نشوند.
حتی خطاب به موسی (علیه السلام) در ارتباط با فرعون می فرماید: برو به سوی فرعون و با او با زبان نرم و لیّن سخن بگو تا شاید اثرگذار باشد. (طه / 44)
با چنین فرهنگ و آموزه هایی آیا صحیح است که در آشیانه ای که برای تسکین و مودت و رحمت تشکیل شده و زن و شوهر براساس قرآن با یکدیگر عهد و پیمان بسته اند، زبان تلخ و تنش زایی داشته باشند؟
3- نیت در ارتباط کلامی، باید جلب رضایت خدا و محبت همسر باشد و لاغیر. هدف از ارتباط کلامی نباید صِرف تخلیه هیجانات و عصبیت های فرو خورده و محکوم کردن مخاطب و مچ گیری و تحقیر و تحمیل عقیده باشد. در رویکرد دینی، هر کاری برای خدا (اگرچه کوچک) باشد. عبادت محسوب شده و انسان را به کمال و آرامش می رساند.
نیت، عمل و ارتباط بین اعضای خانواده را ارزشمند و هدفمند می کند. از همین رو در آیات قرآن هفتاد بار کلمه ی «فی سبیل الله» به کار رفته است. مقدس ترین کارها، با نیت و هدف بد، فاسد می شود، نیت خدایی عامل جذب الطاف و عنایات الهی می شود، راهها روشن و هموار می شوند.

اینجاست که (در سوره عنکبوت آیه 69) می فرماید: وَالذین جاهدوا فینا لنهدینَّهم سُبُلنا اگر نیت ما در ارتباطات اجتماعی و خانوادگی در جهت جلب رضایت حضرت حق باشد، خداوند دل ها را متمایل و شیفته ما نموده و تصریح می فرماید: «آنانکه ایمان به خدا آورند و کارهای شایسته انجام دهند، خداوند بر ایشان محبوبیت ایجاد می کند (مریم / 96)
محبوبیت را باید از خداوند بخواهیم چرا که او مقلب القلوب است و دل های همه در دست اوست.
ائمه اطهار علیهم السلام که با نگاهی قرآنی و وحیانی جهان را نگریسته و الگوی تمام نمای هر انسان مصلح و مسلمانی می باشند. زندگی پاک و پایداری در دوستی و محبت را منوط به پاکی و زلالی نیت دانسته و می فرمایند: مَن حَسُنَت نیَتُهُ کَثُرَت مَتُوبَتُهُ وَ طابّت عیشَتُهُ و وَجَعَت مَوَدَّته «هر که دارای حسن نیت باشد، موقعیت او بیشتر و زندگیش پاک تر می شود و دوستی با او لازم است» (از سخنان علی علیه السلام – به نقل از فهرست غرر – ص 399 – کلمه نیّت)
علت عمده خستگی و ناتوانی در جلب محبت و همسر و ریشه اصلی تنش ها و تلخی ها و طلاق های عاطفی و کاهش ارتباط کلامی بین زوجین را می بایست در آلوده شدن هدف و نیت به خودخواهی و خودمحوری و دوری از نیت خالص الهی جستجو کرد.
4- اعتقاد قلبی به محتوای پیام در ارتباط کلامی، از دیگر عوامل موثر در ارتباط عاطفی و کلامی با همسر می باشد که نباید مورد غفلت قرار گیرد.
چه خوب گفته اند که بین حال و قال حال صادق تر است. چه خوب است که حال و قال همسو باشند. اینجاست که سخن و ارتباط کلامی معجزه می کند. نباید فراموش کرد که: گزاره های عاطفی، تربیتی و اخلاقی مثل گزاره های فیزیک و شیمی و ریاضی نیست که صرف اطلاع رسانی و انتقال کافی باشد. باید اعتقاد قلبی پشتوانه انتقال پیام باشد. بهترین شاهد اعتقاد قلبی عمل کردن به پیام است.اینجاست که قرآن می فرماید: یا ایها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لا تفعلون. کبر مَقتاً عِندالله ان تقولوا ما لا تفعلون. (صف / 2 و 3)
ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ این عمل که سخن بگویید و خلاف آن عمل کنید، بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می آورد.
چه بساز زنان و مردانی که همواره در پی تزریق رونق و نشاط در روابط ین اعضای خانواده بوده و از روند به رو به کاهش ارتباط عاطفی و کلامی بین خود و همسرشان گله و شکایت می کنند، اما به عوامل کاهش دهنده فرآیند ارتباطی توجهی ندارند. از کاستی ها و ناراستی های خود غافلند و کوچکترین ضعف در طرف مقابل را بر نمی تابند و همین موجب سردی و انجماد روابط (بین زوجین) می شود. علی علیه السلام می فرماید: اَکبرُ العَیبِ اَن تعیبَ ما فیکَ مِثلُهُ (حکمت 345)
بزرگترین عیب این است که عیبی را که مثل آن در تو هست بر دیگری خرده گیری. در جای دیگری می فرماید: به عیوب خود مشغول شوید تا از عیوب دیگران غفلت کنید. همچنین می فرماید: الداعی بلا عَمَل کالهَّ امی بلا وتر (فصاء – 330) دعوتگری که به حرف خود عمل نکند تیراندازی را ماند که زه بر کمان ندارد.
5- زبان گفتاری با زبان غیر گفتاری باید هماهنگ باشد. باید زبان بدن (لباس، طرز نشستن، ایماء، اشاره، حرکات دست و چهره، غم، اندوه، اخم، تبسم، تعجب، تأسف، تأثر و...) نه تنها کمتر ازتأثیر زبان سر (گفتاری) نیست بلکه اگر درست و به موقع بکار گرفته شوند مۆثر از زبان سر خواهند بود. موارد زیادی را شاهد بوده ایم که مثلاً زن در حال پاک کردن عدس با همسرش سخن می گوید و یا مرد به هنگام تماشای تلویزیون به همسرش می گوید گوشم با توست حرفتو بزن! این ارتباط کلامی به دلیل عدم هماهنگی زبان گفتار و غیرگفتاری نه تنها اثر گذار و جذاب نخواهد بود بلکه زمینه های سردی روابط و گسست بین اعضای خانواده را فراهم خواهد ساخت.
روانشناسان براساس تحقیقات به عمل آمده می گویند:
زبان بدن بالاترین اثر را در ارتباطات داشته و 55% نفوذ و تأثیرگذاری در مخاطب مربوط به بکارگیری صحیح حرکات بدن می باشد. آنها 38% را به طنین و لحن و تنها 7% را به صِرف کلام و زبان سر مربوط می دانند.
6- سخن باید صریح، رسا، شاداب، محکم، امّا نرم و لیِّن باشد.
در قرآن نیز همانطور که در سطور قبل اشاره شد قولاً لیّنا و قولاً سدیداً آمده است. سخن نباید توأم با ابهام و کنایه و بدتر از همه با تمسخر و تحقیر و تحمیق باشد. زبان گاهی همچون شمشیری است که هم گوینده را مجروح می سازد هم شنونده را. بخش مهمی از دعواها و اختلافات زوجین، به جهت عدم رعایت این اصل مهم می باشد.
عدم شناخت نیازها، مطالبات و منظور مخاطب (همسر) و پوشاندن سخن در هاله ای از نیش و کنایه های آزار دهنده و پنهان نمودن و یا بیان ناقص موجب بدبینی، بد فهمی و بی اعتمادی از یکسو و ارتباط بیمار و ناسالم و سرد با مخاطب از سوی دیگر شده و فضای یخ زده و منجمدی را در نهاد خانواده حاکم می سازد. رسایی و شفافیت در بیان اگر چه ممکن است در مقطعی کوتاه موج دلخوری و ناراحتی شنونده شود. اما در فرآیند زندگی باعث شناخت خواسته ها و احتیاجات طرفین گفتگو (زوجین) شده و ارتباط کلامی و عاطفی را صادقانه، صمیمی و پایدار خواهد کرد.
حصر سایبری -مجموعه کامل 1تا5
عناوین پنج بخش:1-تاثیر رسانه های اجتماعی بر سبک زندگی 2-شیر ( share) می کنم پس هستم
3-سبک زندگی کاربران شبکه های اجتماعی 4-اعتیاد مجازی به شبکه های اجتماعی
5- ملاحظات لازم پیرامون حضور در رسانه های اجتماعی
هدایایی برای پوست کندن!
هدایایی برای پوست کندن!
هر هدیهای، رایگان نیست؛ بعضی هدایا به قیمت تمامِ زندگی آدم تمام میشوند. هدیههایی که پوست میکنند از زندگی آدم.

یک. ریسمان لای اسکناس را دیدهاید؟ تمام مایه و اعتبار هر اسکناسی بند به همین یک مثقال "بند" است. "انگیزه" ما هم نسبت به "انگیخته"مان، عینا حکم همین ریسمان لای اسکناس را دارد. اسکناس بدون ریسمان، ولو خشک باشد و تانخورده، مفت نمیارزد. به اصطلاح رایج بین علما، اعمالی هم که از ما سر میزند، هم باید صورت فاعلیاش، خوب باشد(حُسن نیت) و هم صورت فعلیاش(حُسن ظاهر). و گرنه، مقبول درگاه حضرت دادار نمیافتد.
اهل منطق(علم منطق) البته خیلی به "انگیزه"ها کاری ندارند، "انگیخته"ها برایشان مهمتر است. از دید آنها خلط بین این دو، اساسا یک روش مغالطی است در فرآیند اندیشه و گفتمان. در آئین شریعت، اما، حساب نیت از عمل جدا نیست بل قوام عمل وابسته است به نیت عامل. چنانکه گفتهاند: "الاعمال بالنیات".
داستانی را فیض کاشانی - خدایش رحمت کناد - در کتاب پرارج "محجهالبیضاء" (ج8، ص103) آورده که در جریان یکی از جنگهای صدر اسلام، فردی در جبهه مسلمین، ساز و برگ دشمن را زیر نظر داشت، کسی را دید سوار بر الاغی سفید و رهوار. دلش رفت پی این الاغ. همانجا دوستش را شاهد گرفت که این را من نشان کردهام، از هماینک گفته باشم بعد از جنگ اگر پیروز شدیم، این الاغ از آن من است. عاقبت هم به همین نیت روانه میدان شد و از قضا به دست همان مرکبسوار نیز کشته شد. بعد از جنگ جسدش را آوردند نزد پیامبر(ص) تا بر او نماز بگذارد. حضرتش ابا ورزید، سبب پرسید: فرمود: من فقط بر "مجاهد فی سبیل الله" نماز میخوانم نه بر "کشته راه الاغ!".
دو. در عالم رفاقت، برای دوستی که میارزد، هر چقدر هم که مایه بگذاری، کم گذاشتی. رفیقبازی برای خودش رسم و رسوماتی دارد البته. گاهی برای اینکه قوام ببخشی به این دوستی، پارهای از این رسومات را چاشنی رفاقتت میکنی. مثلا با بهانه یا بیمناسبت، در قالب کادو و هدیه، چیزی را به او پیشکش میکنی به این امید که انس و الفت بیشتری دست دهد. چون چشمداشتی هم نداری، ابایی هم نداری که هدیهات را جلوی چشم دیگران و در جَلوت بدهی یا در خلوت. اما گاهی بعضی آدمها دوست دارند از زیر میز هدیه بدهند و هدیه بگیرند. این جور هدایا داستانش بالکل متفاوت است. بر خلاف هدیه نوع نخست که دوستی بر دوستی میافزاید، این هدایا، نکبت بر نکبت افزون میکند و پوست میکند از زندگی یا آبروی آدم.
ظاهرش هدیه است اما پشت آن یک نیت پلید خوابیده است که باطنش را بدل کرده است به طبقی از آتش. در لسان دین به این جور هدیهها میگویند: رَشوه یا رُشوه ( به فتح یا ضم راء، هر دو درست است).
گرچه واژه "رشوه" در قرآن نیامده اما دو کلیدواژه قرآنی " سُحت " و "ادلال" مترادف و مُبیِّن معنای رشوه است.
لابد دیدهاید توی پارکها و جنگلها که درختها را پلاکگذاری میکنند. یکی از فواید این کار این هست که اگر شیرناپاکخوردهای، به هر بهانهای مثل نوشتن یادگاری و الخ، بنا کرد بر کندن پوست درخت، بتوانند به صورت قانونی تعقیبش کنند. چه، این کار، جرمی است آشکار که درخت را فرسوده میکند و عمرش را کوتاه.
"سُحت" نیز در زبان عرب، یعنی پوستی که از درخت (یا هر چیز) جدا میشود. از این جهت "رشوه" را از مصادیق "سحت" برشمردند. چون پوست میکند از دین، آبرو یا زندگی آدمها؛ درست ماننده نهالی که پوست از تنه و ساقهاش کنده شده و پژمرده است.
قرآن در سوره مائده، کریمه چهل و یکم میفرماید: سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ...[ پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مىخورند.)
صدر این آیه، توصیف حال مردمانی است که گوششان به اکاذیب علمای یهود عادت کرده(سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ) و همینطور علمایی که دستشان به گرفتن رشوه از توده، دراز گردیده است(أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ).
در روزگاری که ما نفس میکشیم، یک عده خواستهاند با تغییر اسم، ماهیت مسمّی را عوض کنند. زهی خیال باطل! چه فرقی میکند؟ اسمش را بگذارند شیرینی، پول چایی، حقالسعی و ... نفس این کار، اکل مال حرام است و فرجامش، دخول در آتش که "الراشی و المرتشی کلاهما فی النار"(میزان الحکمه، ج4).
عجبا! رشوه، آنقدر پلید است که پیامبر رحمت(ص) که زبانش به لعن خلق نمیچرخیده، در حق رشوهدهنده، رشوهگیر و مشیکننده بین این دو(واسط)، میفرماید: " لَعَنَ اللّه ُ الراشیَ و المُرتَشِیَ و الرائشَ الذی یَمشِی بَینَهُما ."(میزان الحکمه، ج4).
یادمان باشد مال شبههناک، کار آدمی را به جایی میرساند که در روز روشن شمشیر آخته، پرداخته کند برای قتل امام مبینش.
نقش طبیعت در اخلاق ما !
نقش طبیعت در اخلاق ما !

انسان خواه ناخواه رابطه تنگاتنگی با طبیعت دارد، زیرا او ناچار است نیازهای خود چون خوراک و پوشاک و.... را از طبیعت تأمین کند.اما آنچه در این مقاله مورد نظر ماست، ارتباط اخلاقی انسان با طبیعت است. طبیعت و محیط اطراف زندگی انسان از مهم ترین عواملی است که ارتباط مستمر انسان با آن و تأثیرات متقابل انسان از آن نقش ویژهای در سیر تکامل انسان به عنوان خلیفه خداوند در زمین خواهد داشت.
کاربردهای ویژه طبیعت در مسیر تکامل بشر، از چنان جایگاهی برخوردار است که ما را ملزم به توجهی خاص به این بخش از عالم هستی مینماید.
انسان در رابطه با « طبیعت» دو نوع بهره گیری می تواند داشته باشد:
1ـ بهره گیری مادّی
2ـ بهره گیری معنوی
بهره گیری مادّی
برخی از نیازهای انسان به پدیده های مادّی به گونه ای است كه با چشم پوشی از آنها قادر به ادامه حیات نیست؛ مانند: هوا، آب، غذا، و... قرآن راجع به این رابطه مادّی فرموده است:
«وَالْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ وَ لَكُمْ فیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ ... (1) (خداوند) چهارپایان را برایتان بیافرید. در آنها برایتان چیزهایی است (پشم، كرك، پوست) كه شما را گرم و از سرما حفظ می كند. (و نیز) منافع دیگری در آنهاست (از گوشت، شیر و ... می خورید). و در آنها زینت و منظره نیكویی است؛ به هنگام برگشتن از چراگاه (درشب) و هنگام خروج آنها به چراگاه (در صبح).»
انسان در بهره گیری از موجودات در طبیعت لازم است نكاتی را در رابطه با آنها رعایت كند:
1ـ استفاده و بهره برداری از نعمت های زمینی باید همراه با شكرگزاری صاحب نعمت(خداوند متعال) باشد. و شكرگزاری به این است كه ، از او غافل نباشیم و از اطاعتش خارج نشویم؛ همه نعمت ها را از او بدانیم و آنها را در رضای او صرف كنیم.
«یاأَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا كُلُوا مِنْ طَیّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وً اشْكُرُو ِاللهِ إنْ كُنْتُمْ إیّاهُ تَعْبُدُونَ(2)ای كسانی كه ایمان آوردید! از طیّبات آنچه به شما روزی دادیم بهره گیرید. و شكرگزار خدا باشید، اگر فقط او را می پرستید.»
2ـ خداوند متعال معیشت ما را در زمین قرار داده و وظیفه اخلاقی انسانی ماست كه از آن به خوبی استفاده كنیم.استفاده صحیح و درست، بستگی به اطلاعات لازم از پدیده ها و نیز به نحوه توجیه زندگی دارد. بر اساس بینش توحیدی برای ما مسلّم است كه باید زندگی عبادی در روی زمین داشته باشیم ؛ بنابراین، هر چه اطلاعات ما از طبیعت بیشتر بهره برداری ما از نعمت های مادّی سالمتر خواهد بود.
نمونه بارز بهره برداری غلط، بهره گیری هایی است كه محرّک شهوات و به افراط كشاندن خواسته های حیوانی و نیز ساختن طعام ها و مشروباتی كه تخدیر كننده افكار است، می باشد.
3ـ روح و بدن تأثیر متقابل در یكدیگر دارند؛ همان گونه كه معنویّت روح یا شقاوت آن بر اعمال و نحوه استفاده از طعام ها و آشامیدنی ها اثر مثبت یا منفی می گذارند ؛ متقابلا برخی از غذاها بر روح ما تأثیر می گذارند.
امام علی (علیه السّلام ) فرمود: «عَلَیْكُمْ بِالْهَرِیْسَهِ فَانَّها تُنَشِّطُ للعبادهِ...(3) ؛ بر شما باد به غذایی كه از گوشت و حبوبات ترتیب داده می شود. زیرا موجب نشاط در عبادت است.»
از امام باقر(علیه السّلام) : خون بدان جهت حرام شده كه سبب قساوت قلب، كمی مهربانی، رحمت و بخشش می شود.(4)
4ـ روز و شب از جمله پدیده های جهان مادّه هستند كه انسان بیشترین بهره را از آن ها می برد. گذشتِ روزها و شب ها موجب افزایش سن انسان شده و آدمی را به مرگ نزدیک تر می كند. لذا داشتن رابطه سالم و عقلانی با روز و شب و گذراندن ساعات آنها با معنویّت، از جمله اخلاق انسانی است. خداوند شب را ساعات آرامش و روز را جهت تحصیل معاش قرار داده است، «وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً»(5)

بهره گیری معنوی
یكی از مسائلی كه اسلام به آن توصیه فراوان می كند، تعقّل و تفكّر در آیات آفاقی است و از جمله وظایف اخلاقی عقلانی انسان این است كه یک چنین رابطه فكری با جهان طبیعت داشته باشد.
رابطه فكری با طبیعت به دو منظور می تواند انجام شود:
1. با كشف قوانین و رابطه بین پدیده ها بتوانیم آن ها را در رفع نیاز های مادّی به استخدام بگیریم.
2. با تفكّر در موجودات، با مبدأ و معاد و ظرایف آفرینش آشنا شویم.
آیات قرآن عمدتاً ظهور در منظور دوم دارد. قرآن كتاب طبیعت نیست، كتاب ارشاد و هدایت است؛ هدایت انسان به جانب مبدأ و معاد. لذا توجّه دادن به موجودات طبیعی و دعوت به تفكّر و تعقّل واسطه در اثبات مبدأ و معاد می باشد.
با اندیشیدن در موجودات مادّی، به وابستگی وجودی آنها آشنا می شوید و سپس به قضاوت نشسته از روی علم و واقع گرایی می گویید: «هر موجود وابسته، نیازمند است و هر نیازمندی محتاج به وجود خالق و ربّ است؛ پس عالم طبیعت، كه وجودی نیازمند است، محتاج به خالق یكتاست كه دارای وجود مستقلّ مطلق می باشد.» بنابراین، پی بردن به نیازمندی جهان، ما را به وجود مستقلّ مطلق (خدای متعال) آشنا می كند.
تفكّر در هر پدیده و نعمتی موجب تعقّل و رابطه عقلانی با آن می شود. رابطه عقلانی با جهان مادّه، فطرت توحیدی ما را بیدار می كند و انسان را از حالت فراموشی حق به تذكّر منتقل می سازد و متذكّر شدن معرفتی همراه با عقد قلب، در ما بوجود می آورد كه به سپاس و شكر الهی منتهی می شود. پس رابطه ادراكی ما با طبیعت، باید به ستایش و خضوع و فرمانبری از خداوند متعال كشیده شود.
یكی دیگر از بهره گیری های معنوی انسان در رابطه ادراكی با پدیده های طبیعت، شناخت معاد است. از تحوّلات موجود در طبیعت و از عامل مرگ و حیات در پدیده ها می توان به وجود قیامت آگاه شد. برخی از آیات قرآن به این مطلب اشاره كرده و انسان را دعوت به تعقّل در آن فرموده است:
«وَ هُوَ الَّذی ذَرَأكُمْ فی الْأَرْضِ وَاِلَیْه تُحْشَرُونَ؛ وَ هُوَ الَّذی یُحْیی وَیُمیتُ وَلَهُ اخْتِلافُ اللَّیلِ وَالْنَّهارِ أَفَلاتَعْقِلُون(6) و اوست خدایی كه شما را در زمین بیافرید(از خاک خلق كرد) و به سوی او گرد آورده می شوید. و اوست خدایی كه زنده می كند و می میراند و آمد و شد شب و روز به (اراده) اوست؛ چرا تعقّل نمی كنید؟»
مرگ و زندگی در دست اوست و رفت و آمد شب و روز، آیه و نشانه مرگ و حیاتند. كیست كه با اختلاف شب و روز فصول را پدید می آورد و در هنگام بهار به تن بی جان طبیعت حیات می دهد؟ تعقّل كنید؛ آن كس كه به مادّه خاكی حیات بخشید و انسان را در آن بیافرید؛ همان كس، پس از مرگ در عالم دیگر او را محشور خواهد ساخت، زیرا حیات و مرگ در ید قدرت اوست. پس در تحوّلات طبیعی تعقّل كنید تا به این حقیقت كه معادی در پیش دارید، واقف شوید.(7)
کلام آخر:
بنابراین انسان در ارتباط با طبیعت دو نوع بهره می برد؛ یکی مادی و دیگری معنوی. در بهره گیری معنوی با ادراک در طبیعت می تواند به مبدأ و معاد برسد و در بهره گیری مادی باید به آیات و روایات وارده رجوع کند تا با آگاهی کافی در راه تکامل معنوی خود از مواهب طبیعت بهره ببرد.
پی نوشت ها:
1ـ سوره نحل/ 8-5
2ـ سوره بقره/172
3ـ بحار،ج63،روایت3
4ـ بحار،ج65،ص166-164
5ـ سوره نبأ/10-11
6ـ سوره مۆمنون/80-79
7ـ سوره مۆمنون/ 22-12
حصر سایبری(1)
حصر سایبری(1)
تاثیر رسانه های اجتماعی بر سبک زندگی کاربران
نوجوانان امروز به طور متوسط حدود یازده و نیم ساعت را با رسانهها سپری میکنند، که این مقدار بیشتر از شش ساعت و نیم همین پنج سال پیش است. کامپیوترهای شخصی یک ِال.ِاس.دی جدیدند.
تا چند سال پیش تلویزیون را عامل دورکردن اعضای خانواده از یکدیگر میدانستند چرا که تلویزیون باعث میشد افراد به جای نگاه کردن به یکدیگر به صفحه تلویزیون چشم بدوزند، اما امروز اعضای خانواده برای صدا کردن یکدیگر پیامک میزنند و حتی همان زمان اندک تماشای تلویزیون را نیز صرف گذراندن در اینترنت و یا استفاده از ابزارهای ارتباطی نوین میکنند. رسانههای اجتماعی محبوب ترین بخشهای فضای مجازی برای استفاده عموم هستند. از کودکان و نوجوانان گرفته تا مادر بزرگ ها، مدارس، شرکتهای دولتی، انجمنهای خیریه، برندهای تجاری و ... همه و همه سعی میکنند در رسانههای اجتماعی حضور پیدا کرده و ضمن تولید محتوا برای خود مخاطبان ثابتی دست و پا کنند.
دلایل و نیازهای متنوع کاربران روز بروز بر رشد و دامنه گسترش رسانههای اجتماعی میافزاید. کاربران گوناگون در سطوح مختلف سنی، تحصیلی، فرهنگی و با جنسیت، نژاد و زبانهای متفاوت بر حسب علائق، اهداف، دلایل و نیازهای خود طیف وسیعی از محتوا را تولید و یا بازنشر میکنند. در نتیجه استفاده و وابستگی به رسانههای اجتماعی رشدی روز افزون داشته و در زندگی فرد جایگاه مشخصی پیدا خواهد کرد، و پس از مدتی جزئی از سبک زندگی فردی و جمعی افراد یک جامعه خواهد شد. در نتیجه شناخت و بررسی ابعاد مختلف رسانههای اجتماعی با توجه به جوان بودن جمعیت کشور ضروری مینماید، در این سری از گزارشها با رسانه های اجتماعی و تأثیرات آنها بر سبک زندگی بیشتر آشنا میشویم.
رسانههای اجتماعی(Social Media) برنامههای کاربردی مبتنی بر اینترنت هستند که بر پایه بنیانهای ایدئولوژیکی و تکنولوژیکی وب2 امکان ایجاد و تبادل محتوا را برای کاربران فراهم میکنند. وب2 به نوعی نسل دوم وب است که در آن سایتها از حالت یکسویه خارج شده و با کاربران خود تعامل دارند. در وب2 کاربران تنها خواننده مطالب نیستند بلکه خود نیز قسمتی از تولید محتوا و اطلاع رسانی را برعهده دارند، در حالیکه برای نسل اول وب هماننده رسانه های سنتی مانند رسانههای مکتوب و رسانه هایی مانند تلویزیون و رادیو امکان تعامل زنده با مخاطب وجود نداشت. در واقع اصطلاح رسانه های اجتماعی به تعاملات میان افراد در جوامع و شبکه های مجازی که در آن محتوا را ایجاد، و سپس به اشتراک گذاشته و یا تبادل میکنند گفته میشود. تولید محتوا در رسانههای اجتماعی متفاوت از رسانههای سنتی است و وجه اختلاف اساسی آنها نیز در مشارکت مخاطبان و کاربران در فرایند تولید و به اشتراک گذاری محتواست.
وب2 امکان ظهور و بروز رسانه های اجتماعی را فراهم کرد.
رسانههای اجتماعی انواع گوناگونی دارند و میتوان آنها را در هشت گروه دسته بندی کرد:
*شبکه اجتماعی(Social Network)
یک شبکه اجتماعی زنجیری بهم پیوسته از پروفایلهای افراد مختلف و صفحات و گروههای ایجاد شده توسط کاربران است. اگرچه در ابتدا شبکه های اجتماعی تنها امکان برقراری ارتباط با دوستان و آشنایان، تشکیل و عضویت در گروه، ایجاد صفحات شخصی، به اشتراک گذاری محتوا و نظایر اینها را برای کاربران خود فراهم میکردند اما امروزه برای باقی نگهداشتن کاربران و افزایش تعداد آنها امکاناتی نظیر برگذاری نظرسنجی، انجام بازیهای آنلاین، تماشای فیلمهای کمپانیهای معتبر و مانند اینها را نیز به ویژگیهای خود افزوده اند.
*پروژه مشترک – ویکی(Wiki)
در ویکیها کاربران به صورت مشترک بر روی موضوعی خاص فعالیت کرده و در کنار یکدیگر محتوای ویکی را ساماندهی میکنند. امکان تغییر محتوا برای تمام کاربران باز است و مدیرانی که از بین کاربران انتخاب شده اند، بر روند فعالیت ویکی نظارت میکنند. ویکی فاصله مکان – زمانی برای کار بر روی پروژه-های مشترک را از بین میبرد و به کاربران امکان مشارکت در پروژه را از فواصل دور و در بازه های زمانی متفاوت میدهد.
*وبلاگ (Blog)
وبلاگ ساده ترین شکل یک رسانه اجتماعی است، رسانهای که میتوان آن را به رسانه شخصی مدیر و صاحب وبلاگ تعبیر کرد. قواعد نوشتن در وبلاگ را مدیر آن تعیین میکند. وبلاگستان هر جامعه، بازتاب منحصر به فردى از ویژگىهاى خاص اجتماعی، فرهنگى و سیاسى آن است.
*جامعه محتوایی(Content Community)
در این سایتها کاربران محتواهای گوناگونی نظیر صوت، ویدئو، عکس و ... را بارگذاری کرده و به اشتراک میگذارند.
*فروم (Forum)
فرومها امکان تبادل نظر، پرسش و پاسخ و گفتگو پیرامون موضوع و یا موضوعاتی مشخص را فراهم میکنند. هر فروم از زیرمجموعه های موضوعی متفاوتی تشکیل شده است که کاربران بسته به نیاز خود وارد یکی از آنها میشوند. فرومها گاه مستقل اند و گاه بخش جانبی یک سایت هستند.
*میکرو بلاگ (Microblog)
*میکروبلاگها تلفیقی از شبکه اجتماعی و وبلاگ هستند که در آنها طول پیامهای کاربران از تعداد مشخصی کاراکتر پیروی میکند. به جهت کوتاهی متن پیامها اغلب کاربران این سایتها از تلفن همراه و یا افزونه های ویژه مرورگر خود برای ارسال پیام استفاده میکنند بدون اینکه وارد سایت اصلی شوند.
*پادکست (Podcast)
نوعی از فایلهای صوتی و تصویری که بر روی اینترنت بارگذاری شده و قابلیت به اشتراک گذاری دارند. علاوه بر پادکستهای شخصی، افراد مشهور و همچنین برخی شبکه های رادیویی و تلویزیونی نیز از پادکست استفاده میکنند.
*جهان مجازی(Virtual World)
جهان مجازی عملکردی شبیه شبکه اجتماعی دارد با این تفاوت که افراد در این محیط همانند دنیای واقعی فعالیت خواهند کرد. نحوه کار به این ترتیب است که کاربر ابتدا برای خود یک آواتار ساخته و سپس همانند دنیای واقعی برای خود محل زندگی، کار و تفریح تعیین و همچنین خانواده و گروه دوستان تشکیل خواهد داد.
حضور در رسانههای اجتماعی هزینه زیادی را بر کاربر تحمیل نمیکند و همچنین به تخصص و سواد بالایی نیز نیاز ندارد چرا که اغلب رسانه های اجتماعی از زبانهای گوناگون پشتیبانی میکنند، همچنین به دلیل شباهت قالب و نحوه فعالیت در هر یک از انواع رسانه های اجتماعی و نیز ساده بودن کلمات و اصطلاحات، کاربر به راحتی میتواند در رسانههای مختلف ولو اینکه به زبان دیگری باشند فعالیت کند. نتیجه آنکه روز به روز بر تعداد کاربران و استفاده کنندگان از رسانه های اجتماعی افزوده خواهد شد.
در کنار سهولت در استفاده، امکان شخصی سازی و آزادی بیانی که در رسانه های اجتماعی وجود دارد تمایل افراد برای نگارش و ارسال هرآنچه که دلشان میخواهد را افزایش میدهد. در رسانه های اجتماعی مرز بین مخاطب و رسانه بسیار کمرنگ است. مدیران این رسانه ها به ندرت مانع ارسال پستهای کاربران میشوند چرا که رسانههای اجتماعی از قواعد جوامع آزاد تبعیت میکنند.
امکان عضویت در انجمنهای گوناگون و تعامل با افرادی که حول موضوع و یا موضوعاتی مشخص دور هم جمع شده اند نیز از جمله عواملی است که افراد را به سمت رسانه های اجتماعی میکشاند.
از طرف دیگر رسانه های اجتماعی دامنه فعالیت خود را به سمت ارتباط با سایتها و منابع گسترش میدهند که این نیز میتواند رغبت کاربران را به عضویت افزایش دهد، به عنوان مثال سایتی را در نظر بگیرید که فایل پی دی اف کتابی را که جستجو کرده اید میفروشد ولی اگر شما با اکانت فیسبوک خود وارد سایت شوید میتوانید آن را به شکل رایگان دانلود نمائید.
از بین ویژگی هایی که به آنها اشاره شد و همچنین سایر ویژگیهای رسانههای اجتماعی شخصی سازی و به نوعی رسانه شخصی داشتن را میتوان پررنگ ترین عامل گرایش افراد به رسانههای اجتماعی دانست. افرادی که در جامعه دیده نمیشوند و یا با مخاطبان محدودی سر و کار دارند در رسانههای اجتماعی مجال مییابند حرفها، عقاید و نظرات خود پیرامون هر موضوعی را به هر شکلی که دوست دارند بدون اعمال هیچ قید و بندی با مخاطبان بسیار در میان بگذارند.
رسانههای اجتماعی در چند سال گذشته تغییراتی اساسی در سبک زندگی شهروندان دهکده جهانی داده اند، اگر چه این تغییرات بر حسب مناطق جغرافیایی، فرهنگها و شرایط اقتصادی جوامع مختلف شدت و ضعف دارند اما انکار ناپذیر نیستند همچنان که اجتناب ناپذیر هم نیستند. برای درک بهتر تاثیرات رسانه های اجتماعی و مطرح شدن حضور در آنها به عنوان بخشی از سبک زندگی، بهتر است به آمارها مراجعه کنیم:
*هر روز بیشتر از ۲۹۴ میلیارد ایمیل فرستاده میشود.
*هر روز بیش از ۲ میلیون پست وبلاگ نوشته میشود.
*اگر فیسبوک کشور بود امروز سومین کشور بزرگ دنیا بود.
*در هر ثانیه دو کاربر جدید وارد لینکدین میشود.
*هر روز بیش از دو میلیارد لایک در فیسبوک زده میشود.
*هر روز بیش از 340 میلیون توئیت در توئیتر منتشر میشود.
*بیش از ۲۷۰ هزار دلار در دقیقه آنلاین هزینه میشود.
*بیش از یک و نیم میلیارد کاربر آنلاین گفتهاند که رویدادها را از طریق برندهای اجتماعی دنبال میکنند! این رقم ۲۰ درصد جمعیت جهان است.
*در مجموع هر روز کاربران بیش از ۲۰ هزار سال در فیسبوک وقت صرف میکنند.
* مبادلات از طریق تجارت اجتماعی ظرف مدت ۵ سال آینده به بیش از ۳۰ میلیارد دلار میرسد.
رسانههای اجتماعی امتحان خود را در رویدادهای اجتماعی پس داده و موقعیت خود را در جوامع و تصمیم گیریها و فعالیتهای کلان تثبیت کرده اند. انتخابات ریاست جمهوری امریکا در دوره گذشته نشانی از حضور و تأثیر رسانه-های اجتماعی است.
همانطور که آریانا هافینگتون بنیانگذار سایت هافینگتن پست(huffingtonpost) درنشست وب۲ بعد از انتخابات ۲۰۰۸ گفت: «اگر اینترنت نبود اوباما نمیتوانست رئیس جمهور باشد، اگر اینترنت نبود او حتی نمیتوانست کاندیدای ریاست جمهوری بشود». به عنوان مثالی از نتایج فعالیتهای تیم رسانهای تیم اوباما میتوان اشاره کرد که اوباما تا روز انتخابات ۲۰۰۸ به یکی از محبوبترین چهرهها در میکروبلاگ توئیتر تبدیل شده بود و بیش از ۱۱۸۰۰۰ دنبالکننده داشت، در حالی که رقیب جمهوریخواهش مککین تنها از ۴۹۴۲ دنبال کننده برخوردار بود. تیم رسانهای اوباما بیش از 14.5 میلیون ساعت ویدئوی رایگان بر روی یوتیوب قرار داد و تعداد ۸۴۴۹۲۷ نفری دوستان اوباما در سایت مای اسپیس(MySpace) چهار برابر بیشتر از مک کین بود. همچنین شبکه اجتماعی My.BarackOBAMA.COM بیش از دو میلیون عضو داشت.
در سال 2008 هنوز رسانه های اجتماعی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده بودند، از افتتاح توئیتر تازه 2 سال می-گذشت و تعداد کاربران فیسبوک کمتر از 100 میلیون نفر بود، همچنین تلفنهای هوشمند و تبلتهای امروزی نیز در آن زمان فراگیر نبوده و قابلیتهای امروز را نداشتند. در سال 2012 جمهوری خواهان با درس گرفتن از شکست قبلی سعی کردند اشتباهات خود را جبران کنند. کمپین انتخاباتی رامنی با رفتاری عجیب اکانت هایی جعلی در توئیتر خرید و بدین ترتیب متوسط روزانه دنبال کنندگان جدید او از 4-3 هزار نفر به بیش از 20 هزار دنبال کننده جدید در روز رسید. همچنین این کمپین اپلیکیشینی(Application) مخصوص iOS و گوشیهای اندروید معرفی کرد. یک تیم کامل از متخصصان علوم ارتباطات در بوستون که تعدادشان از 14 نفر شروع و به بیش از 100 نفر رسید فعالیتهای کمپین رامنی را جهتدهی کردند.
در طرف دیگر اوباما نیاز چندانی به تغییر استراتژی اش در استفاده از رسانه های اجتماعی نداشت. حضور او به عنوان رئیس جمهور امریکا طی چهارسال باعث ارتقاء رتبهی او در شبکه های اجتماعی شده بود. اکانت توئیتر او در بین سایر دولتمردان جهان با 20 میلیون دنبال کننده در مکان نخست قرار داشت و در فیسبوک نیز اکانت او 30 میلیون لایک دریافت کرده بود. تیم اوباما نیز همانند رامنی استفاده از اپلیکیشنهای موبایل، پیام کوتاه و سایر ابزارهای نوین را در دستور کار خود قرار دادند.
رسانه های اجتماعی جایگاه خود را در رویدادها و تصمیم گیریهای کلان جوامع پیدا کردهاند.
اوباما پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری را مدیون شبکههای اجتماعی است.
همچنین در جنگ اخیر غزه، توئیتر به عنوان یک ابزار جنگی مورد استفاده قرار گرفت، به گفته رسانه ها اگر ۲۰ سال پیش این CNN بود که اولین گزارشها را از جنگ به خانهها میبرد به نظر میرسد که حالا نظامیها با دور زدن رسانهها قصد دارند تا خودشان به طور مستقیم با مخاطبان رو بهرو شوند. طرفین منازعه با استفاده از اکانت هایشان در توئیتر آخرین اخبار پیرامون رویدادها و اتفاقات جنگ را از نگاه خود مخابره میکردند.
برای ارسال حجم بسیار زیاد محتوا کاربران اینترنتی به شکل شبانه روزی و از سراسر دنیا در حال فعالیت هستند. از همین روست که رسانهه ای اجتماعی هر روز امکان و قابلیت جدیدی را برای کاربرانشان فراهم میکنند چرا که ادامه حیات و رتبه و جایگاه آنها بسته به حضور و فعالیتهای کاربرانشان است.
بخش زیادی از کاربرانی که امروز نقش نویسنده، خبرنگار، عکاس، مدیر محتوا و ... را در رسانه های اجتماعی بر عهده گرفته اند پیش از آن حضور در این عرصه را به عنوان بخشی از زندگی خود قبول کرده اند. قبول کرده اند که همیشه و در همه جا آنلاین باشند، از طریق موبایل، لپتاپ، کامپیوتر شخصی و لپتاپ در خانه، محل کار، فرودگاه، کافی شاپ، سینما و غیره. پذیرفته اند که ساعتهای زیادی را صرف خواندن محتوای تولید شده دیگران و بازنشر و به اشتراک گذاری آنچه که پسندیده اند باشند، پذیرفته اند که زندگی خود را بین جهان واقعی و جهان مجازی تقسیم کنند.
بدین ترتیب رسانههای اجتماعی مبتنی بر گزاره های لیبرالیسم، جهانی تازه را پیش روی انسان قرار داده اند، جهانی که بودن در آن گاهی نبودن در جهان واقعی را به دنبال خواهد داشت و گاهی به علت تسریع در انجام کارها زمان بیشتری برای واقعی بودن در اختیار انسان خواهد گذاشت.
عصر ارتباطات نه تنها جنبه هایی از زندگی انسان و رفتار جمعی او را تغییر داده بلکه حتی بر روی جسم او نیز تاثیر گذاشته است، فراتر از تأثیراتی مانند آرتروز، چاقی، افزایش تحریک پذیری، تضعیف حافظه، پرخاشگری، گوشه نشینی و ... پیچیدگیهای این عصر بر روی عملکرد مغز انسان نیز اثر داشته است، به گفته پرفسور گید(Giedd): «شیوهای که امروز ما اطلاعات را دریافت کرده، خودمان را سرگرم میکنیم و تعاملمان با دیگران در ده سال گذشته بیش از پانصد سال گذشته تغییر کرده است. ... نوجوانان امروز به طور متوسط حدود یازده و نیم ساعت را با رسانهها سپری میکنند، که این مقدار بیشتر از شش ساعت و نیم همین پنج سال پیش است. در نتیجه فعالیتهای کودکان و نوجوانان به میزان زیادی تغییر کردهاند. مغز نوجوان در ظرفیت فوق العاده خود را برای انطباق با محیط اطراف آن (نسبت به کودکان و بزرگسالان) متمایز است.
نوجوانان اولین انطباق پذیران(early adopters) با تغییرات پُرشتاب تکنولوژیک هستند. 38 سال زمان برد تا رادیو در دسترس 50 میلیون نفر قرار بگیرد، این تعداد برای تلفن 20 سال و برای تلویزیون 13 سال بود، برای وب جهانی 4 سال طول کشید تا 50 میلیون نفر کاربر بدست آورد، برای فیسبوک 3.6 سال و برای توئیتر اندکی کمتر و برای گوگل پلاس 88 روز.
از لحاظ انطباق تکاملی حتی 10000 سال نیز یک چشم برهم زدن است، نیازی به تکامل مغز ما برای خواندن نیست(که قدمت آن به 5000 سال میرسد) چه برسد به اینکه بسیاری از ساعتهای بیداری خود را به تنهایی صرف سروکله زدن با واژگان و نمادها کنیم. امروز یادگرفتن انطباق سریع و کارآمد برای مغز نوجوانان مانند تأمین غذا و سرپناه برای زنده ماندن امری ضروری است.
... این هوشمندانه است که به یاد داشته باشیم که بیشتر انسانهایی که زندگی کرده و مردهاند هرگز سواد خواندن نداشتهاند. بنابراین، ما توانا به تغییر کار مغز هستیم. ... اکنون پرسش این است که آیا ما توانایی تغییر و آمادگی در مواجهه با موج اطلاعاتی که از انواع منابع گوناگون هست را هم داریم. تاکنون مغز انسان به خوبی وظیفهاش را در مواجهه با تغییرات انجام داده است – و خودش را با محیط هماهنگ کرده، اما محدویتهایی در توانایی وجود دارد. از این رو دیدن آنهایی که بومیان دیجیتال(Digital Natives) خوانده میشوند خیلی جالب است… بچههایی که در حال بزرگ شدن هستند و هرگز با ابزارهای مولتی مدیا آشنا نبودهاند… توانایی مغز آنها در مطابقت به گونهای متفاوت از مسنترها خواهد بود.»
آن چه که گید آنها را بومیان دیجیتال نامیده حتی در جوامع در حال توسعه نیز دیده میشوند، خردسالانی که بدون آشنایی با زبان بیگانه و یا تسلط بر پیچیدگیهای تکنیکی با موبایلها و اسمارت فونها بازی میکنند نمونه این بومیان دیجیتال اند، کودکانی که بیشتر از مدرسه، پارک، تفریح گاه و خیابان وقت خود را در انواع رسانه های اجتماعی میگذرانند.
پرفسور گید (Dr. Jay Giedd) – متخصص اعصاب
بیش از 70درصد نوجوانان در امریکا به رسانه های اجتماعی متصل هستند، نوجوانان و جوانان همانگونه که برای رشد و توسعه علوم رایانه ای در نیم قرن گذشته نقش موثری داشتند هم اکنون نیز با انطباق روش زندگی خود حتی به گونه بیولوژیکی و ناخودآگاه برای تثبیت پایه های زندگی دوم و جایگاه رسانه های اجتماعی در حیات انسان پیشرو هستند. هنوز 100 روز از انتشار خبر خودکشی آرون سوارتز(Aaron Swartz) نابغه ای که او را رابین هود اینترنت لقب داده بودند، نگذشته است. شکل گیری شخصیت هایی مانند استیو جابز و بیل گیتس نیز محصول دورانی است که نوجوانان دهه 1960 امریکا با دانش کامپیوتر آشنا شدند:
« ... این ائتلاف میان جنبش قدرت گل(FlowerPower - تقدیم گل به نیروهای پلیس) و قدرت پردازنده ها و روشنفکری و فناوری، توسط کسی به عینیت و شهود رسید که صبحها مشغول مراقبه میشد، روزها به کلاسهای فیزیک استنفورد میرفت، شبها در آتاری کار میکرد و نیز در حال رویاپردازی برای شروع کسب و کار خودش بود، استیو جابز.
در ابتدا ارتباط خوبی میان فناوران و هیپیها برقرار نشد. بسیاری از جنبشهای ضدفرهنگی کامپیوتر را بدشگون و اوروِلی(تداعی گر فضای آثار جرج اوروِل(George Orwell)) و همسو با اهداف پنتاگون و ساختار قدرت میدانستند. اما در آغاز دهه 1970 تغییری در راه بود. جان مارکوف(John Markoff) در مقاله اش راجع به همگرایی ضدفرهنگها با صنعت کامپیوتر، نوشت: «کامپیوتر از ابزاری برای نظارت بوروکراتیک تبدیل شده به نمادی برای آزادی و ابراز عقیده». پیوند علوم کامپیوتری با زندگی جوان های آن دوره، زمانی تأیید شد که تیموتی لیری(Timothy Leary) گفت کامپیوترهای شخصی یک ِال.ِاس.دی جدیدند.
بونوی خواننده که بعدها به یکی از دوستان جابز بدل شد اغلب با او راجع به اینکه چطور موادمخدر در بستر ضدفرهنگ عصیان گر منطقه ی خلیج میتواند به ایجاد صنعت کامپیوترهای شخصی کمک کرده باشد بحث میکرد. میگفت: «آدم هایی که قرن بیست و یکم را پایه گذاری کردند یک عده معتاد و هیپیهای صندل به پا از ساحل غربی بودند، درست مثل استیو. آنها دنیا را جور دیگری میدیدند. نظامهای سلسله مراتبیِ ساحل شرقی، انگلستان، آلمان و ژاپن، چنین تفکر متفاوتی را تشویق نمیکردند. فضای دهه ی شصت بستری شد برای رشد تفکرات هرج و مرج طلب و این برای تخیل راجع به دنیایی که هنوز وجود نداشت، عالی بود.»
کسی که اهالی ضدفرهنگها را به همکاری با هکرها ترغیب کرد استیوارت برند(Stewart Brand) بود. رویاپردازی خوش مشرب که ایده ها و سرگرمی های زیادی در طول دهه های بعد خلق کرد. برند با دوست و همکارش کن کیزی از برگزارکنندگان گردهماییهای مصرف اِل.اِس.دی بودند. برند بعدها گفت: «اکثر هم دوره های ما کامپیوتر را به عنوان مظهر نظارت مرکزی به باد تمسخر و استهزاء میگرفتند. ولی لشکری کوچک – که بعدها به هکرها معروف شدند – عاشق کامپیوترها بودند و آنها را ابزار اعاده ی آزادی قرار دادند. بعدها همین بدل شد به جاده ای شاهانه به سوی آینده.»
برند برای جابز یکی از تجسمهای تلفیق فرهنگها بود. برند به من[نویسنده] گفت: «استیو درست در نقطه-ی پیوند ضدفرهنگها و تکنولوژی قرار داشت، از همان موقع خیلی خوب مفهوم ابزارهای کمک دست بشر را فهمیده بود.» (استیو جابز(زندگی نامه)، والتر آیزاکسن(Walter Isaacson)، مترجم ناصر دادگستر، سایت نارنجی – ص 69-67)»
جابز و وازنیاک در گاراژ، 1976 آرون سوارتز
پیشرو بودن نوجوانان و جوانان در راه تجربه کردن فناوریهای نوین امری طبیعی است، چرا که با روحیات، سطح مسئولیتها و رویاپردازیهای نوجوانانه بیشترین قرابت را دارد، نوجوانان دهه 1960 و 1970 امریکا در کنار زیست تحت لوای سبک زندگی امریکایی و نیز تاثیر پذیری از انواع مکتبهای فکری منحط و پوچ، همان طور که اشاره شد علوم کامپیوتر را به عنوان یک اِل.اِس.دی جدید که هیجانات آنها را تخلیه میکرد پذیرفته و برای رشد و توسعه آن تلاش شبانه روزی انجام دادند همانند نوجوانان امروز که برای بسط زندگی دوم به شکلی خستگی ناپذیر در محیط مجازی مشغول فعالیت اند.
پروین صفایی
ادامه دارد.....