ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

مزایا و مشخصه‌های سازمان‌های یادگیرنده
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهدی گازر

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

امروزه، تغییر و تحولات سریع عوامل محیطی، میزان پیچیدگی و ابهام را افزایش داده و مدیریت سازمان‌ها را با چالش‌های جدی رو به رو کرده است. در چنین شرایطی، استفاده از پارادایم قدیمی فرماندهی و کنترل که بر تخصص‌گرایی و کارآیی تاکید دارد و منجر به ایجاد سازمان‌های چندبخشی شده است، چاره‌ساز نیست. در محیطی که نشانه‌های اصلی آن توسعه روزافزون دانش و فناوری است، حیطه‌های کسب‌وکار شکل سنتی خود را از دست داده و در اشکال نوینی ظاهر می‌شوند. این شرایط محیط کسب‌وکار را به محیطی رقابتی و پر از چالش تبدیل کرده و پارادایم جدیدی را طلب کرده است. در پارادایم‌های جدید کسب‌وکار بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی، «توان یادگیری» است.

بر این اساس، سازمان‌هایی موفق ترند که زودتر، سریع‌تر و بهتر از رقبا یاد بگیرند. به این منظور شکل جدیدی از سازمان‌ها در حال گسترش است که «سازمان یادگیرنده» نام دارد. در این سازمان‌ها بر فرآیندهایی چون تیم‌سازی، کاهش سطوح میانی مدیریت و به‌کارگیری فرآیندهای یادگیری، از قبیل شاخص‌سازی و تجربه‌اندوزی تاکید می‌شود. در این سازمان‌ها تمرکز بر یادگیری، استراتژی رویارویی با چالش‌های آتی تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، با افزایش به هم پیوستگی جهان، کسب‌وکارها بسیار پیچیده و پویا می‌شود و سازمان‌ها نیز ناگزیرند با روش‌های پیچیده و پویا با آن روبه‌رو شوند. یادگیری سازمانی نیروی محرکه قدرتمندی برای موفقیت بسیاری از شرکت‌های امروزی است. سازمان‌ها به‌منظور یادگیرنده شدن، فرآیند چهارمرحله‌ای شناسایی و خلق اطلاعات، تعبیر و تفسیر و تبادل اطلاعات، کاربرد عملی اطلاعات و تولید دانش و در نهایت نهادینه کردن و مستندسازی دانش (ضبط در حافظه سازمانی) را به‌کار می‌گیرند. اجرای چنین فرآیندی نیازمند بستر مناسب سازمانی است. سازمان‌هایی که ویژگی‌های خاصی را در رهبری، نیروی انسانی، طرح سازمانی، فرهنگ و ماموریت و استراتژی خود ایجاد می‌کنند، زمینه را برای یادگیرنده شدن فراهم می‌سازند. سازمان‌ها به‌طور اتفاقی یادگیرنده نمی‌شوند، بلکه حرکت به سمت یادگیرنده شدن، مستلزم برنامه‌ریزی و تلاش‌های هدفمند است.

اصطلاحات یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده، با شروع دهه 90 میلادی مطرح شدند. یادگیری سازمانی عبارت است از؛ مجموعه فرآیندهای شناختی افراد سازمان. افراد می‌توانند به‌عنوان خرده سیستم در سازمان، مورد توجه قرار گیرند. مفهوم سازمان یادگیرنده، به سازمان به عنوان یک موجودیت مستقل توجه می‌کند و بر ویژگی‌هایی متمرکز است که یادگیری اعضا را تشویق کنند. سازمان یادگیرنده، سازمانی است که در آن اعضا به‌طور مستمر خود را در جهت تحقق هدف‌ها و آمالی که واقعا در پی آنند، توسعه می‌دهند. الگوهای نوینی در جهت گسترش دامنه تفکر رواج می‌یابد، فضا برای آرمان‌طلبی جمعی وجود دارد و نهایتا سازمانی است که اعضای آن به‌طور دائم می‌آموزند که چگونه دسته جمعی یاد بگیرند. سازمان یادگیرنده سازمانی است که در آن یادگیری، نیاز همیشگی کلیه کارکنان تلقی می‌شود و در آن ضمن تاکید بر چگونگی آموختن و جذب و توزیع دانش نو، به خلق و تولید اطلاعات و دانش جدید و مورد نیاز پرداخته می‌شود و تمامی این دانش‌ها در رفتار و عملکردها متجلی می‌شوند. سازمان‌هایی با چنین ویژگی‌هایی به‌دلیل تشویق نوآوری، کسب دانش و توسعه قابلیت‌ها، علائم را از محیط دریافت، تفسیر و در فرصت‌ها اعمال می‌کنند. برخی استدلال می‌کنند که سازمان یادگیرنده، یک نگرش است. یادگیری سازمانی یک چرخه یادگیری مستمر است و هیچ سازمانی نمی‌تواند به نقطه‌ای از یادگیری برسد که خود را یک سازمان یادگیرنده بداند. از سوی دیگر نیز هیچ سازمانی نمی‌تواند در وضعیت ثابتی از یادگیری باشد و در عین حال خود را به عنوان یک سازمان فعال در یادگیری معرفی کند.

در یادگیری سازمانی اعضای سازمان با تشخیص صحیح اشتباهات و علل به وجود آورنده آنها و نیز اصلاح اشتباهات، برای آینده درس گرفته و برای مقابله با تغییرات و حوادث احتمالی آماده می‌شوند. در محیط متغیر و عرصه پیچیده رقابتی که همه سازمان‌ها با آن مواجه هستند، موفقیت در فضای کسب‌وکار امروز به‌طور کامل به یادگیری سازمانی و فردی بستگی دارد. میزان یادگیری سازمانی باید مساوی یا بیشتر از میزان تغییر در محیط خارج باشد، در غیر این صورت سازمان از بین می‌رود. نتیجه یک بررسی که در سال 1983 میلادی توسط شرکت شِل صورت گرفت، حاکی از این بود که یک سوم شرکت‌هایی که در 1970میلادی جزو 500 شرکت بزرگ دنیا بوده‌اند، محو شده و از بین رفته‌اند. در همین مطالعه تخمین زده شده است که طول عمر متوسط عظیم‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کمتر از 40 سال بوده است. به نظر پیتر سنگه مشکل اصلی گریبانگیر سازمان‌های امروزی این است که آنها اغلب به صورت یک کل، قادر به شناسایی تهدیدها و آثار آنها نبوده و از خلق گزینه‌ها و راه حل‌ها عاجزند، به بیانی دیگر سازمان‌ها در یادگیری دچار مشکل هستند. حتی موفق‌ترین سازمان‌ها در صورتی که دچار فقر یادگیری باشند، با وجود اینکه به حیات خود ادامه خواهند داد، هرگز تمامی قابلیت‌های خود را به منصه ظهور نخواهند رساند.

موضوع جالب توجه این است که نکته کلیدی در موفقیت سازمان‌های ماندگار و پایدار توانایی آنها در جست‌و‌جو برای کسب‌وکار و فرصت‌های سازمانی جدید تشخیص داده شد که منابع بالقوه جدیدی برای رشد فراهم می‌آورند. یادگیری سازمانی بر چگونگی توسعه یادگیری در یک سازمان نیز تمرکز دارد و بر این اساس می‌توان آن را به دو نوع از یادگیری بخش‌بندی کرد: یادگیری که استراتژی‌ها را تغییر می‌دهد اما ارزش‌ها را تغییر نیافته رها کند، «یادگیری تک‌حلقه‌ای» است و آن نوع از یادگیری که نتیجه آن تغییر در ارزش‌ها است، «یادگیری دو حلقه‌ای» است. یادگیری ساده یا تک‌حلقه‌ای زمانی رخ می‌دهد که ما با یادگیری از نتایج اعمال گذشته خود اقدام بعدی را اصلاح کنیم. این یادگیری یک فرآیند بازخوردی از عمل به نتیجه است؛ بدون آنکه الگوی ذهنی که محرک عمل است، مورد پرسش قرار گیرد.

سازمان یادگیرنده اساسا با تکمیل نظریه‌های مربوط به یادگیری و یادگیری سازمانی شکل گرفته است و از این‌رو محققان متعددی در شکل‌گیری این نظریه نقش داشته‌اند. به اقرار کلیه صاحب‌نظران، نظریه پرداز اصلی سازمان یادگیرنده پیتر ام. سنگه از دانشگاه MIT است. سازمان یادگیرنده از نظر پیتر سنگه، سازمانی است که با استفاده از افراد، ارزش‌ها و سایر خرده سیستم‌ها و با تکیه بر درس‌ها و تجربه‌هایی که به‌دست می‌آورد، به‌طور پیوسته عملکرد خود را تغییر می‌دهد و آن را بهبود می‌بخشد، به نظر وی اجزای اصلی هر سازمان یادگیرنده عبارتند از:

1- قابلیت‌های شخصی: عبارت است از نظامی که فرد به صورت مستمر دیدگاه‌های شخصی خود را روشن‌تر و عمیق‌تر می‌کند، انرژی و توان خود را متمرکز می‌کند، صبر و بردباری خود را گسترش می‌دهد و بالاخره آنکه واقعیات را منصفانه و بی‌غرض درمی‌یابد.

2- مدل‌های ذهنی: مدل‌های ذهنی انگاشت‌های بسیار عمیق یا حتی تصاویر و اشکالی هستند که بر فهم ما از دنیا و نحوه عمل ما در مقابل آن اثر می‌گذارند.

3- آرمان مشترک: عبارت است از ظرفیت ایجاد یک تصویر و آرمان از آینده‌ای که به دنبال آن هستیم. به سختی می‌توان سازمانی را نام برد که به درجه‌ای از موفقیت رسیده باشد بدون آنکه دارای اهداف، ارزش‌ها و آرمان‌هایی باشد که عمیقا در سطح موسسه پذیرفته شده باشند.

4- یادگیری جمعی: فراگیری تیمی حائز اهمیت بسیار است چراکه تیم‌ها و نه افراد، سنگ‌بنای یادگیری در سازمان‌های مدرن را تشکیل می‌دهند. تا زمانی که تیم‌ها یادنگیرند، سازمان‌ها نیز قادر به یادگیری نخواهند بود.

5- نگرش سیستماتیک: تفکر سیستمی به عنوان پنجمین فرمان معرفی شده است چراکه سایر قواعد را یکپارچه می‌کند و آنها را در ساختار هماهنگ از مبانی نظری و عملی ترکیب می‌سازد.

دورنمای تمام سازمان‌های یادگیرنده رسیدن به موفقیت مطلوب و ایده‌آل است بنابراین برای چنین سازمان‌هایی مواردی چون شناخت هدف، وجود رهبران اندیشمند، وجود کارکنان یادگیرنده و خلاق، تفویض اختیار به کارکنان و آموزش آنها، مشارکت کامل در اطلاعات، برخورداری از یک الگوی پوینده و به‌کارگیری علم و تجربه ضروری است.

مهم‌ترین راهبردهای گسترش سازمان یادگیرنده را به شرح زیر می‌توان برشمرد:

• تدوین برنامه جامع و بلندمدت انتقال از سازمان موجود به سازمان یادگیرنده.

• تدوین هدف‌ها و سیاست‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، به نحوی که تحقق آنها مستلزم آموزش و یادگیری مستمر کارکنان باشد.

• سازماندهی مجدد وظایف و فعالیت‌های سازمانی، به نحوی که آموزش و یادگیری عنصر اساسی کلیه مشاغل، شرایط احراز و شرح وظایف مشاغل به‌شمار آید.

• سپردن مسوولیت آموزش و بهسازی نیروی انسانی به مطلع‌ترین، باتجربه‌ترین و علاقه‌مندترین مدیران ارشد سازمان.

• تدارک سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای علمی و پژوهشی موردنیاز و فراهم‌کردن زمینه‌های قانونی، فرهنگی و انگیزش لازم برای استفاده علمی از آنها.

• بسط و گسترش انواع راهکارهای مشورتی و هدایتی برای کلیه گروه‌ها و افراد سازمانی.

• طراحی و به‌کارگیری ساز و کارهای تشویقی مناسب به نحوی که بالاترین پاداش‌ها نصیب بیشترین تلاش‌های یادگیری و کاربست آموخته شده شود.

در سازمان‌های یادگیرنده برای هر یک از ویژگی‌های سازمانی می‌توان خصوصیات ذیل را بر شمرد:

ویژگی‌های نیروی انسانی: نیروی انسانی خلاق، مبتکر و نوآور، با انگیزه یادگیری بالا، مشتاق، کنجکاو، ریسک‌پذیر و مسلط به فعالیت‌های کاری، سازمان را در راه رسیدن به ماموریت اصلی خود یعنی دستیابی به هدف، کسب رضایت مشتریان و کارکنان و سهم بالای بازار و کسب سود حمایت می‌کند. بدون‌شک نیروی انسانی چرخ‌های این حرکت عظیم است و یادگیری تنها از طریق وی انجام می‌شود.

ویژگی‌های رهبری: رهبری اندیشمند، متعهد به یادگیری، دارای تفکر سیستمی، تحول‌گرا که نقش حامی را در سازمان نسبت به کارکنان و زیردستان ایفا می‌کند، بر فرآیند یادگیری سازمانی تاثیر مثبت دارد.

ویژگی‌های ماموریت/ استراتژی: داشتن یک استراتژی یا ماموریت خاص، واضح و شفاف و موردقبول کارکنان می‌تواند یادگیرنده بودن سازمان را تحت‌تاثیر قرار دهد؛ یعنی اگر استراتژی سازمان حفظ موقعیت سازمان در حال حاضر باشد، نمی‌توان انتظار یادگیری و استفاده از دانش و تکنولوژی جدید را داشت زیرا کاربردی کردن دانش و یادگیری‌های جدید نیازمند تمایل به داشتن روحیه ریسک‌پذیری است که با شرایط حفظ موقعیت فعلی سازمان به‌شدت
در تضاد است.

ویژگی‌های فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی که چارچوب حاکم بر سازمان را به تصویر می‌کشد، مشخص می‌کند که آیا این سازمان یک سازمان یادگیرنده و به‌روز است یا برعکس سازمانی مانده و راکد. فرهنگ سازمانی اگر از یادگیری حمایت کرده و برای افراد، نوآوری و تغییرات مثبت احترام قائل باشد، می‌توان انتظار پیاده‌سازی فرآیند یادگیری در سازمان را داشت، اما اگر فرهنگ سازمانی بر خلاف یادگیری باشد و با یادگیری در سازمان برخورد منفی صورت پذیرد، نمی‌توان انتظار داشت که سازمانی یادگیرنده داشته باشیم.

ویژگی‌های یادگیری سازمانی: بر این اساس یادگیری سازمانی یک فرآیند همه‌گیر و گسترده است که نیاز به حمایت همه‌جانبه دارد و باید از سوی همه کارکنان، مدیران، واحدها، فرآیندها، برنامه‌ها و... پذیرفته شده و به اجرا در آید. یادگیری به تنهایی موثر نیست بلکه یادگیری با پیاده‌سازی آموخته‌ها تاثیرگذار خواهد بود.

ویژگی‌های طرح سازمانی: طرح سازمان‌های یادگیرنده باید طرحی خاص و متمایز از طرح سازمان‌های سنتی باشد، طرحی که بتواند به جذب و گسترش علوم و دانش جدید در سازمان منتج شود و از آن حمایت کند. طرح‌های سنتی و کلاسیک اغلب دارای چارچوبی از پیش تعیین‌شده هستند که خروج از این چارچوب می‌تواند به زوال سازمان بینجامد اما سازمان‌های یادگیرنده طرح‌هایی دارند که تقریبا شناور بوده و ساختار آنها می‌تواند از هرگونه تغییر مثبت حمایت کند و کمترین آسیب را ببیند.

در پایان لازم است بدانیم که در سازمان‌های یادگیرنده و یاددهنده، خبری از بازی‌های قدرت و رویه‌های اعمال نفوذ نیست بنابراین می‌توان چشم‌انداز مشترکی از آینده خلق کرد و با حمایت اعضای سازمان، آن را تقویت کرده و گسترش داد. در واقع سازمان یادگیرنده راه علاجی است بر درد رکود و افسردگی سازمانی. گفته می‌شود که چنین سازمانی، خلاق و به‌طور دائم متغیر است و قادر خواهد بود با ابهام‌ها و عدم اطمینان‌های فراروی خود، مقابله کند لذا سازمان یادگیرنده به چنین ابهاماتی، نه به دید یک تهدید که به‌عنوان یک فرصت می‌نگرد.

مترجم: فريبا وليزاده

اغلب شرکت‎ها منابع قابل توجهی را صرف دریافت مشاوره‎های راهبردی از نیروهای خارج از سازمان می‎کنند، این در حالی است که یکی از پربارترین منابع بینش استراتژیک، یعنی کارکنان سازمان را همواره نادیده می‎گیرند. متاسفانه زمانی که ایده‎های استراتژیک کارکنان مورد توجه مدیران سازمان قرار نمی‎گیرد، شانس ترک سازمان از سوی آنان افزایش پیدا می‎کند. به این ترتیب ایده‎های ناب نیز از سازمان پر می‌کشند!

بدون شک بهترین منبع برای کسب بینش استراتژیک درون شرکت شما و نزد کارکنانتان است. وضعیت شرکت والت دیزنی را در سال‎های ۱۹۸۰ در نظر بگیرید، در این بازه زمانی جان لستر -انیماتور جوانی که برای این شرکت کار می‌کرد- به شدت مشغول لابی‌گری با مدیران شرکت بود تا زمینه‏های توسعه انیمیشن‎های کامپیوتری را فراهم کند. مزیت رقابتی دیزنی از سال‎های دور شامل تولید فیلم و شخصیت‏های انیمیشن بوده است که بعدها به پارک‌های دیزنی نیز راه پیدا کردند. به باور لستر استفاده از فناوری انیمیشن کامپیوتری نقطه عطفی در پیشرفت این شرکت بود. اما مدیریت ارشد دیزنی با کم‌اهمیت جلوه دادن این ایده در نهایت موجب شدند که لستر سازمان را ترک کند. لستر به گروه گرافیک کامپیوتری Lucasfilm پیوست، شرکتی که بعدها با نام Pixar به فعالیت خود ادامه داد. شركت Pixar به سرعت جایگاه دیزنی را به عنوان برترین تولیدکننده انیمیشن از آن خود کرد. در سال ۲۰۰۶، دیزنی شرکتPixar را به مبلغ 4/ 7 میلیارد دلار خریداری کرد و لستر هم‌اکنون مدیر ارشد نوآوری شرکت والت دیزنی و استودیو انیمیشن‌سازی Pixar است.

الگوی مشابه ديگري در مورد فرار ایده‎ها نیز قابل بحث است. در میانه دهه ۱۹۸۰ شرکت Seagate Technology در میان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان هارد دیسک جهان قرار داشت. موسس شرکت مذکور Finis Conner، پیشنهاد تولید هارد دیسک‎های کوچک‌تر به جای تلاش برای جلب رضایت مشتریان موجود از طریق افزایش ظرفیت محصولات را مطرح كرد. چون استراتژی‎های مذکور الزاما منحصربه‌فرد نبودند بنابراین مدیریت شرکت اين استراتژي را رد كرد و تصمیم به ادامه تولید هارد دیسک‌‎های بزرگ گرفت.

Conner، شرکت مذکور را ترک کرد و در سال ۱۹۸۵ شرکتی تحت عنوان Conner Peripherals تاسیس كرد. شرکت وی که به تولید هارد دیسک‌های کوچک‌تر روی آورده بود، موفقیت قابل‌توجهی به دست آورد و به تولیدکننده‎ای تبدیل شد که به سرعت فروش بالای یک میلیارد دلار را تجربه كرد. در سال ۱۹۹۶، Seagate شرکت Conner Peripherals را به قیمت یک میلیارد دلار خریداری كرد.

همان‌طور که از نمونه‎های ذکر شده بر می‎آید، می‎توان تحرکات کارکنان را – چه به دلخواه و چه با تصمیم مدیریت سازمان- یکی از مهم‎ترین شاخص‎های تاثیرگذار در چشم‌انداز سازمان‎ها در نظر گرفت. اگرکارکنان احساس کنند در تصمیمات استراتژیک سازمان نقشی ندارند سازمان رابه همراه ایده‌های خود ترک خواهند کرد. دو شرکت دیزنی و Seagate برای جبران خطاهای پیشین خود مجبور به تحمل هزینه‌های گزافی شدند. موضوع ترک سازمان و از دست دادن ایده‌های نو کارکنان موضوعی دور از ذهن و جدید نیست.Albert Hirschman اقتصاددان با طراحی چارچوبی ساده تلاش کرد که نشان دهد ترک سازمان از سوی کارکنان واکنشی به افت عملکردی سازمان در قبال آنان است. طرح وی قابل توسعه بوده و نه تنها موضوع افول سازمانی را روشن‌تر می‌کند، بلکه نامطلوب بودن استراتژی‌ها و ابعاد مختلف رشد سازمان را تحت نظر دارد. نقش منابع انسانی سازمان در کسب اطمینان از تعامل مطلوب با کارکنان مهم‎ترین نکته در انتخاب استراتژی مناسب است.

 

اجازه دهید کارکنان آزادانه اظهار نظر کنند

وقتی شخصی سازمان را ترک می‌کند، نشانه‎ای از نارضایتی وجود دارد. شرکت‌ها می‌توانند با ایجاد سازوکارهایی که امکان مطرح شدن نظرات کارکنان را فراهم می‌کنند، از ترک سازمان پیشگیری كنند. شرکت Valve که در واشنگتن فعالیت می‌کند از راهکاری مشابه استفاده کرده است. این شرکت اخیرا نرم‌افزار Steam را با هدف به اشتراک‌گذاری بازی‌های ویدئویی منتشر كرده است. این شرکت در سال ۱۹۹۶ توسط کارکنان پیشین شرکت مایکروسافت پایه گذاری شد. موسسان Valve از همان آغاز معتقد بودند Valve باید شرکتی باشد که به جای خفه کردن صدای کارکنان آن را تقویت كند. Valve به کارکنان خود اجازه می‌دهد تا در پروژه‌هایي وارد شوند که به نظرشان امیدوارکننده‌تر هستند. یکی از سوالاتی که در دفترچه راهنمای کارکنان تازه وارد مطرح شده است: به نظر شما آیا Valve کاری که باید انجام دهد، نمی‎دهد؟ این شرکت به کارکنان خود می‎گوید شرکت آماده است تا شما آن را هدایت کنید.

برای تشویق کارکنان برای کشف مسیرهای جدید، شرکت Valve اقدامی ساده را تحت عنوان قانون سه‎گانه در نظر گرفته است. اساسا اگر کارکنان آنها معتقد باشند اقدام، پروژه یا استراتژی خاصی ارزشمند است، قدرت و اختیار لازم به آنها اعطا خواهد شد. به‌طور کلی، درحالی‌که کارکنان شرکت Valve درخصوص ارزشمند بودن یا نبودن پروژه‌ای جدید و معلق كردن پروژه‌های در حال اجرا تصمیم‌گیری می‌کنند، مسلما قضاوت‌های مهمی به نفع شركت و برای بهبود عملکرد سازمان انجام می‌شوند. تمامی شرکت‌ها نمی‌توانند عملکردی مشابه آنچه شرکت Valve داشته است، داشته باشند. اما اين رویکرد را می‎توان در مقیاس‎های کوچک‌تر، در قالب‌‎های بهبود یافته و با قدرت بیشتری به اجرا گذاشت. صرف‌نظر از مکانیزم مورد استفاده، کسب اطمینان از شنیده شدن صدای کارکنان اهمیت استراتژیک دارد. به واسطه نیاز به تعامل کارکنان با فناوری‎های نوظهور و مشتریان نقش استراتژی پررنگ‌تر شده است. مدیریت ارشد نباید از این فعل‎وانفعالات به دور باشد؛ چرا که نادیده گرفتن بینش‌های استراتژیک کارکنان نقش بسزایی در رویارویی با مخاطرات دارد.

منبع: sloanreview.mit


صادق قادری کنگاوری

دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

همواره در طول تاریخ توفیق با برخی سازمان‌ها رفیق بوده و ماندگار شده‌اند و برخی تقدیر بر مدار تدبیر آنان نچرخیده و رو به زوال رفته‌اند؛ از این رو شاید به جرات بتوان گفت همواره در میان اهداف بشری و سازمانی «حفظ بقا» یکی از اصلی‌ترین و اولویت‌دارترین اهداف عنوان شده است. راه‌های مختلفی برای حفظ بقای سازمان‌ها وجود دارد که در اینجا مجال پرداختن به تک‌تک آنها وجود ندارد ولی سعی شده است یکی از مهم‌ترین آنها مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در اوایل دهه 1950 آسیب‌شناسان سازمانی بر آن شدند تا ضمن شناسایی ارکان کلیدی هر سازمان به‌عنوان موجودی زنده، کاستی‌های و کژ رفتاری‌های آن را نیز شناسایی و درمان کنند و بایسته‌های حفظ بقا را فراهم آورند. از این رو علم آسیب‌شناسی شکلی منسجم و علمی به خود گرفت و رشد و نمو یافت. آسیب‌شناسی سازمانی با آسیب‌شناسی حوزه درمان ارتباط تنگاتنگ و قابل تاملی دارد. همان‌طور که همه انسان‌ها و موجودات زنده ممکن است به امراض مختلفی گرفتار آیند، سازمان‌ها و شرکت‌ها نیز علائم بیماری ویژه خود را دارند.

نمونه‌های فراوانی از آسیب‌شناسی سازمانی در طول نیم‌قرن اخیر ظهور و زوال داشته‌اند. هر کدام از آنها نیز ارکان مختلفی از سازمان‌ها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. این نمونه‌های آسیب‌شناسی به دنبال اهداف مهمی از جمله موارد زیر بوده‌اند:

1. افزایش قوه ادراک و شناخت کارکنان و مدیران از موجودیتی به‌عنوان سازمان

2. تقویت دیدگاه «تفکر سیستمی» در سازمان

3. شناسایی آسیب‌ها و کج رفتاری‌های بخش‌های مختلف

4. ارائه راهکارهایی برای بهبود عملکرد

5. تشویق و ترغیب سازمان‌ برای متعالی شدن

6. جلوگیری از ورشکستگی و به پستی گراییدن سازمان‌ها

اما گذشته از آنچه آمد، پرسش قابل تامل این است که کدام ارکان سازمان همواره مورد توجه آسیب‌شناسان سازمانی قرار گرفته‌اند؟ پاسخ به این سوال می‌تواند به صورت عام شناسایی همه ابعاد مورد بررسی این نمونه‌ها و به صورت خاص، درک چگالی و عمق نگاه آسیب‌شناسان سازمان را در پی داشته باشد. مدیران سازمان‌ها و واحدهای مختلف می‌توانند اهمیت این ارکان سازمانی را بیش از پیش درک و نسخه‌های پیشگیرانه برای آسیب‌های احتمالی تجویز کنند. برای یافتن پاسخ پرسش مذکور، 10 نمونه آسیب‌شناسی معتبر و مشهور را مورد بررسی قرار داده و نتایج آن در قالب جدول 1 خلاصه شده است. در این جدول علاوه بر ارکان مورد نظر آسیب‌شناسان، میزان تکرار آنان نیز در ستون آخر قابل مشاهده است. ارکانی که فراوانی آنها کمتر از 20 درصد بوده در جدول نشان داده نشده است.

در جدول یک 12 رکن اصلی از پیکره سازمانی نشان داده شده است. نکته قابل تامل وجود چهار رکن ساختار، اهداف، راهبرد و پایش محیط بیرونی در صدر جدول است. جالب آنجاست اکثر اندیشمندان حوزه مدیریت و سازمان در خصوص ارتباط منطقی این چهار عامل مباحث علمی فراوانی داشته‌اند. یکی از کارآمدترین آنها دیدگاه برتون و همکارانشان است که ارتباط بین ارکان یاد شده را به‌خوبی نشان می‌دهد. در جدول ‌2، چهار حالت مختلف از ترکیب ساختار، محیط، راهبرد و اهداف نشان داده شده است.درخصوص توضیح جدول 2، به صورت نمونه در حالت چهار مشاهده می‌شود که سازمان‌هایی که در محیطی آشفته زیست می‌نمایند، راهبردی تحلیلگر و ساختاری ماتریسی را نیاز دارند و از طرفی می‌توانند هر دو هدف افزایش اثربخشی و کارآیی را دنبال کنند. در پایان پیشنهاد می‌شود مدیران بهتر است چیدمان داخلی سازمان را از ابعاد اهداف، راهبرد و ساختار جدی گرفته و تعامل متناسب و مناسب با محیط بیرون را نیز همواره مد نظر قرار دهند. از این‌رو تجهیز مدیران به ابزارهای دقیق برای شنیدن و دیدن رویدادهای محیط بیرونی پیشران اقدامات مدیریت علمی و منطقی خواهد بود.

چهارشنبه, 31 شهریور 1395 20:26

اعضا مدیر میخواهند یا دوست ؟

کارمندان (اعضا) مدیر می‌خواهند، نه دوست !

اداره موفق گروه، تیم و کلاس

 

نویسنده: Chris Myers

مترجم: مریم رضایی

اوایل کارم، برای مدیری کار می‌‌کردم که به‌ندرت می‌توانست رفتارهای اهانت‌آمیز نسبت به کارکنانش را کنترل کند. هر کاری می‌کردید، او خوشش نمی‌آمد. به تدریج روحیه تیمی کارکنان خدشه‌دار شد و من برای اینکه رفتار او را رمزگشایی کنم، زمان بیشتری صرف کردم. اما در نهایت متوجه نشدم چه چیزی عامل این‌گونه رفتارهای او بود. این تجربه تاثیری ماندگاری بر من داشت. سال‌ها بعد، وقتی کسب‌وکار خودم به نام بودتری (BodeTree) را راه‌اندازی کردم، به خودم قول دادم هیچ گاه مثل او رفتار نکنم. می‌خواستم محیطی ایجاد کنم که در آن کارکنانم احساس قدرت و احترام کنند و از اینکه عضوی از تیم هستند، خوشحال باشند. اما در تلاش برای جلوگیری از ایجاد محیطی سمی مثل آنچه خودم قبلا تجربه کرده بودم، بیش از حد پیش رفتم و از آن سوی بام افتادم. می‌خواستم با اعضای تیمم دوست باشم و این باعث شد از مخالفت کردن اجتناب کنم، انتظارات بیش از حد بین کارکنان ایجاد کنم و در نهایت نتوانم آنها را مدیریت کنم. بالاخره به این نتیجه رسیدم که کارمندان به یک مدیر نیاز دارند، نه یک دوست.

 

کمک کردن یا دوست داشته شدن

رهبری سازمان شباهت زیادی به نقش پدر و مادری دارد. وقتی فرزند دارید، آنقدر به فرزندتان عشق می‌ورزید که دوست دارید هر آنچه طلب می‌کند در اختیار او قرار دهید. همیشه وسوسه می‌شوید که برای آنها هدیه بخرید و باعث شادمانی آنها شوید. اما واقعیت این است که پدر و مادر بودن همیشه سرگرمی و بازی نیست. باید در عین حال فرزندتان را طوری تربیت کنید که در بزرگسالی فردی شریف، قابل احترام و موفق باشد. این موضوع مستلزم تادیب و انضباط، اختصاص وقت و اتخاذ تصمیم‌های دشوار است. اگر بهترین‌ها را برای فرزندتان می‌خواهید، ابتدا باید ولی او باشید سپس دوست او. همین منطق برای مدیریت یک تیم کاری هم کاربرد دارد. به عنوان یک رهبر سازمانی، وقتی تیم آرام، راحت و سرزنده است، احساس خوبی دارید و «رئیس شوخ‌طبعی» به چشم می‌آیید که همه دوست دارند با او ارتباط برقرار کنند. اما درست مثل پدر بودن، رهبری به چیزهای بیشتری نیاز دارد. بدون اعمال فشار بر افراد، نمی‌توانید باعث رشد و بلوغ آنها شوید. اگر انتظارات مشخصی برای تیم تعریف نکنید، آنها را از منطقه امنشان بیرون نکشید و به آنها مسوولیت ندهید، در مهم‌ترین نقش خود به عنوان یک رهبر شکست خورده‌اید. تلاش برای اینکه با همه دوست باشید، اساسا اقدامی خودخواهانه است. رهبری یعنی به دیگران کمک کنید بهترین باشند، نه اینکه چقدر شما را دوست داشته باشند.

 

برخورد نکردن یعنی بدتر کردن شرایط

برخوردها اگر مناسب و بجا صورت بگیرند، می‌توانند انگیزه‌بخش باشند. اما من همیشه از برخوردهای درون محیط کار اجتناب می‌کردم و ترجیح می‌دادم به کارمندان این مزیت را بدهم که خودشان تشخیص بدهند کار درست چیست. چنین رویکردی بیش از آنکه از بروز مشکل جلوگیری کند، به ایجاد آن می‌انجامد. دلیل آن این است که افراد معمولا دوست ندارند کار اشتباه انجام دهند. وقتی رفتارها ناامیدکننده است یا با انتظارات همخوانی ندارد، دلیل آن معمولا اختلاف در درک مسائل است و برخورد نکردن تنها به ایجاد موقعیت منفی منجر می‌شود و همه چیز را بدتر می‌کند.

رهبران در عوض باید انتظارات خود را روشن کنند، حتی وقتی این انتظارات ناخوشایند باشد. مثلا ساعات کاری ما در «بودتری» نسبتا منعطف است. اگر یکی از اعضای تیم بخواهد از ساعت 8:30 تا 17:30 کار کند، مشکلی وجود ندارد. اما بعضی از کارکنان به خاطر ماهیت کارشان باید راس ساعت 8 سر کار حاضر باشند. در گذشته، به دلایل مختلف برای اینکه این قضیه را جا بیندازم همواره با خودم در کشمکش بودم. اول اینکه فکر می‌کردم افراد خودشان باید وظایف خود را بدانند. دوم، از اینکه بخواهم معیارهای متناقض تعیین کنم متنفر بودم. در نتیجه، به آنها چیزی نمی‌گفتم؛ اما چنین رویکردی اصلا کارآمد نیست. کاری که باید می‌کردم این بود که آن چند نفر را صدا کنم، موقعیت را برای آنها توضیح دهم و انتظاراتم را مشخص کنم. ابهامی که به‌دلیل اجتناب من از برخورد کردن ایجاد شده بود، فقط به سردرگمی و ناکامی منجر شد.

 

بپذیرید که تنهایید

هنوز خیلی‌ها به مدل هرمی رهبری استناد می‌کنند که در آن رئیس در نوک هرم قرار می‌گیرد و بقیه در رده‌های بعدی به او کمک می‌کنند. اما در واقع رهبری درست مثل یک هرم وارونه است که کل سازمان به یک رهبر در پایین هرم، تکیه کرده‌اند. نمی‌توان از این واقعیت فرار کرد که مدیرعامل، نقش تنهایی دارد. وقتی تلاش می‌کنید بهترین دوست کارمندان خود باشید، در واقع به آنها آسیب می‌زنید. رهبری یعنی دیگران را جلوی خودتان قرار دهید و این نیازمند انضباط، فداکاری و جرات است. اگر در مورد تک تک کارکنان و نیز کل تیم بهترین اقدام ممکن را انجام دهید، ممکن است باعث شود همه دوستتان نداشته باشند، اما این درست‌ترین کار است؛ چون کارمندان به مدیر نیاز دارند، نه یک دوست صمیمی.

منبع: Forbes

چهارشنبه, 31 شهریور 1395 20:10

مشکل ،افرادند یا ساختارها !؟

آیا مساله ما، افراد هستند یا ساختارها؟

 داستان رشد و توسعه اجتماعی

محمود سریع‌القلم

استاد دانشگاه شهید بهشتی

خاطرم هست سی و چهار سال پیش با استادم، جیمز روزنا، در پیاده‌رو قدم می‌زدم که درحین بحث، دوچرخه‌سوار در پیاده رو را با علامت دست، نگه داشت و به او گفت: طبق بند دو ماده ۱۳۰ قانون شهرداری، شما نمی‌توانید در پیاده رو، دوچرخه‌سوار شوید. لطفا در خیابان و در قسمت خط کشی شده دوچرخه‌سواری کنید.

 

چرا در کشور ما، اینقدر تجزیه و تحلیل مسائل، حول و حوش افراد است؟ چرا برای اینکه بهتر زندگی کنیم، جامعه سالمی داشته باشیم، اقتصاد با ثباتی داشته باشیم، با فساد مالی مبارزه کنیم، تصور می‌کنیم باید متکی به افراد باشیم؟ چرا ما در پی افراد هستیم تا مسائل ما را حل کنند؟ بحث داغ ده‌ها رسانه در کشور این است که رئیس‌جمهور فعلی، آیا یک دوره‌ای است یا دو دوره؟ یا اگر فلان شخص از فلان جریان و جناح کاندیدا شود، مسائل ما حل می‌شود؟ آیا مبارزه با قاچاق که گفته می‌شود حدود نصف درآمد نفت کشور است با تغییر رئیس و اعضای شورای مبارزه با قاچاق حل می‌شود؟ آیا مشکلات بانکی و محیط زیستی ما به‌عنوان مثال، به‌خاطر وجود مجریان آنهاست یا ساختارهایی است که این مجریان بر آنها مدیریت می‌کنند؟ آیا مساله اصلی ما این نیست که اتفاقا در مدیریت، افراد و مناسبات بین آنها حاکم است و نه قواعد، آیین‌نامه‌ها، اندیشه‌ها و ساختار‌ها؟ تصور کنید در جو کره زمین چه اتفاقی می‌افتاد وقتی هزاران هواپیما صرفا با رای و تشخیص خلبان‌ها هدایت می‌شدند؟ این در حالی است که یک ساختار نرم‌افزاری هشدار دهنده وقتی هواپیمای دیگری در ۵ کیلومتری هواپیما قرار می‌گیرد، خلبان‌ها را متوجه موقعیت هواپیمای خود نسبت به هواپیماهای دیگر می‌کند.

مبارزه با فساد و صدها مشکل دیگر در کشور، اول اندیشه‌های جهان شمول آزمون شده منطقی می‌خواهد و سپس یک ساختار برای اجرا و مدیریت. در قانون اساسی سوئیس تصریح شده که خوشبختی عموم مردم سوئیس زمانی تحقق پیدا می‌کند که حکومت، رفاه اقشار ضعیف جامعه را تضمین کند. سپس در مجموعه قوانین و ساختار‌ها، این فکر جنبه عملیاتی و اجرایی پیدا می‌کند. بی دلیل نیست که در اروپا، ساعت پنج بعد از ظهر به بعد همه زندگی می‌کنند؛ اما در کشور ما حتی تا ۱۱ شب جلسات اجرایی تشکیل می‌شود. مدیریت در آلمان، منطقی فکر کردن و بعد ساختار‌سازی برای اجراست؛ مدیریت در کشور ما، مناسبات بین افراد است. در آلمان، اعتماد دو فرد اجرایی به یکدیگر ریشه در فکر و قاعده و قانون و ساختار دارد و نه در نسبت‌های خانوادگی یا اینکه دو نفر مثلا با هم به یک دبیرستان رفته باشند. حدود ۱۰۷ سال پیش، مورگان شوستر برای تنظیم نظام مالی و مالیاتی به ایران آمد ولی بعد از مدتی کوتاه، کشور را ترک کرد. یکی از دلایل ناکامی او این بود که مناسبات افراد، کلیدی‌تر از قاعده و قانون بود.

چه این رئیس‌جمهور بماند و چه شخص دیگری رئیس‌جمهور شود، در فقدان اندیشه‌های آزمون شده حکمرانی و نبود ساختارهای اجرایی غیرفردی، بسیاری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیستی و ما حل نخواهند شد. در کشور ما، پیرامون حکمرانی مطلوب و اینکه کدام مبانی فکری باید حکمرانی مطلوب را شکل دهد، به‌نظر می‌رسد حتی تا ۲۰ درصد هم اجماع نیست. این مبانی فکری و فلسفی همان قرارداد‌های اجتماعی است که ژان ژاک روسو در سال ۱۷۶۲ به رشته تحریر درآورد. حتی امیرکبیر، ۱۵۶سال پیش برای حکمرانی مطلوب سراغ ساختار‌سازی رفت. تازه بعد از اینکه این مبانی فکری برای حکمرانی و مدیریت با بحث و جدل، همدلی و همفکری، احترام و ادب، گوش کردن و شنیدن و اولویت دادن به مصالح کشور و آینده آن تنظیم شد، بعد باید برای عملیاتی کردن آنها، ساختار بسازیم. بنا کردن این ساختارها به‌قدری کارهای سهمگینی هستند که با سخنرانی، بیانیه، سمینار و هشدار به‌دست نمی‌آیند. در اهمیت فکر و اندیشه منطقی برای حکمرانی می‌توانیم این مثال را مطرح کنیم: از سال ۱۸۴۸ و تنها با دو متمم، چارچوب فکری و حقوقی سوئیس تابه‌حال کار کرده و ثبات داشته است. دو متمم در سال‌های ۱۸۷۴ و ۱۹۹۹ اعمال شده‌اند.

مسائل ما ایرانیان با تغییر افراد هرچند به‌صورت خوش فکر و خوش‌بیان و خوش ظاهر و خوش ادا حل نمی‌شوند. دلیل دارد چرا ایرانی با استعداد در ساختار مایکروسافت قرار می‌گیرد، خوب عمل می‌کند و موفق می‌شود. اگر بیل گیتس را به این کشور بیاورند، موفق نمی‌شود؛ چون باید از طریق افراد مسائل خود را حل کند و نه قواعد و ساختارها. بهترین و دقیق‌ترین و علمی‌ترین برنامه‌های اقتصادی، مالی، بانکی و سیاست خارجی وقتی تابع مناسبات فردی باشند، جواب نخواهند داد. در سال ۱۳۵۲، موجی از مهاجرت افراد متخصص و کارآفرین از ایران آغاز شد. دلیلی اصلی: شاه به این تصور رسیده بود که او تصمیم گیرنده تمام مسائل ریز و درشت کشور است حتی اینکه سفیر ایران در مکزیک چه کسی باید باشد. یک نظام تصمیم‌گیری مبتنی بر قرارداد اجتماعی و یک ساختار مبتنی بر قاعده و قانون و آیین‌نامه وجود نداشت تا همه را حول و حوش مصالح کلان کشور جمع کند: کاری که اروپایی‌ها از اواخر قرن هجدهم آغاز کردند و آسیایی‌ها از اواخر دهه ۱۹۶۰، افراد مهم نیستند، فکر و اندیشه آنها مهم است. در هیچ جامعه‌ای، فکرها یکی نشده‌اند، بلکه به هم نزدیک شده‌اند و این معنای دقیق قرارداد اجتماعی است. تقسیم‌بندی‌ها و چندگانگی‌های متضاد فکری، فلسفی عموما ضدتوسعه و پیشرفت هستند. چرا توماس‌هابز و ماکس وبر مهم هستند؛ چون گفتند بشر بتواند، سوءاستفاده می‌کند باید ساختار ساخت تا نتواند سوءاستفاده کند.

اگر سیاست‌مداران نصحیت کنند و دانشگاهیان هشدار دهند، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. دلیل اینکه هواپیما کار می‌کند؛ چون یک سیستم و ساختار است. دلیل اینکه سنگاپور با پنج میلیون جمعیت، حدود 70 درصد تولید ناخالص داخلی ما را دارد به خاطر سیستم بودنش است و دلیل اینکه نروژ تنها ۴ درصد از درآمد نفتی خود را در بودجه‌های جاری کشور مصرف می‌کند؛ چون نظام تصمیم‌گیری معقول و ساختاری مبتنی بر قاعده و نه فرد و از همه مهم‌تر چون قرار داد اجتماعی دارد که همه را حول و حوش آن به اجماع و همکاری می‌رساند. قهرمان پروری و اسطوره‌سازی با مبانی فکری و فلسفی پیشرفت و توسعه مغایرت دارند. افکار گاندی مهم‌تر از فرد اوست. به اندیشه‌های افراد و ظرفیت ساختارسازی آنها توجه کنیم بهتر از این است که به مناسبات فردی آنها دقت کنیم.

و نکته آخر: تاریخ مطالعات توسعه گواه است که تا زمانی که اعتقادی عمیق و با ثبات میان نویسندگان، کارآفرینان، سیاستمداران و شهروندان نسبت به کشور وجود نداشته باشد، قرارداد اجتماعی حول و حوش مصالح کشور شکل نمی‌گیرد و بدون قرارداد اجتماعی، نمی‌توان به ساختار‌سازی و سیستم‌سازی مبادرت ورزید.

 
 
الزامی قطعی برای رشد سازمانها و مجموعه ها
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مترجم: فریبا ولیزاده

بسیاری از مدیران از ظهور فناوری‌های نوین، رقبای جدید و انواع خطراتی که همیشه در حال تغییرند چندان دل خوشی ندارند. در مقاله حاضر به‌منظور افزایش قدرت کنترل این گروه از مدیران به معرفی چهار راهکار خواهیم پرداخت.«نرم‌افزار در حال بلعیدن تمام جهان است». این جمله‎ از کارآفرین دیجیتال کهنه‎کار مارک اندرسون است که چند سال پیش مطرح کرده بود. هیات‎مدیره سازمان‎ها این روزها مفهوم این جمله را به خوبی درک می‎کنند. آنها مشاهده می‎کنند که بازیگران پیشرو بازار دیجیتال چگونه رقبای خود را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارند. اکنون تقریبا از هر سه مدیر، یک مدیر اعتراف می‌کند که مدل کسب‌وکار آنها تا ۵ سال آتی غیرقابل استفاده خواهد بود.

در یکی از نظرسنجی‌های مک‎کینزی در سال ۲۰۱۵، حدود ۱۷ درصد از مدیران اشاره داشته‎اند که هیات‌مدیره شرکت آنها از طرح‌های دیجیتال حمایت می‌کند. در نظرسنجی دیگری نیز ۱۶درصد از مدیران گفته‌اند از شرایط پویای صنعت خود به خوبی اطلاع دارند. تجربه نشان می‌دهد واکنش عمومی هیات‌مدیره اغلب کسب‌وکارها به تغییرات شامل استخدام یک مدیر دیجیتال یا یک مدیر ارشد دیجیتال، سفر به سیلیکون ولی یا راه‌اندازی کمیته‌های فرعی در حوزه دیجیتال است.

چنین اقداماتی در کنار ارزشی که دارند اغلب برای پوشش شکاف تخصصی موجود در اعضای هیات‌مدیره کافی نیستند، ازاین رو سازمان را با مجموعه‌ای از عواقب جدی روبه‌رو می‌کنند. کلاس جدیدی از مشکلات وجود دارند که مدیران را در اداره امور و کسب درآمد از دارایی‌های قدیمی به چالش می‌کشند. همگام شدن با رقبای جدید، چرخه مالی شگفت‌آور در سیلیکون ولی یا سایر کانون‌های توسعه و پرورش فناوری، تغییرات در تقاضای مشتری در صنایع دیجیتال و بروز خطرات جدید شرایطی دلهره‌آور برای مدیران به بار می‌آورد. بسیاری از هیات‌مدیره‌ها از رویارویی با چنین شرایطی خسته و دلزده هستند.

هیات‌مدیره هر سازمانی برای ایفای نقش یک شریک خوش فکر باید رابطه‌ای قوی‌تر با فرآیندهای دیجیتال برقرار کنند. آنها به دانش بیشتر در خصوص محیط فناوری، تاثیرات بالقوه آن بر بخش‌های مختلف سازمان و زنجیره تامین و مهم‌تر از همه نحوه تضعیف استراتژی‌های موجود سازمان و تقویت نیاز به استراتژی‌های جدید به واسطه ظهور فناوری نیاز پیدا می‌کنند. علاوه‌بر این، نیاز به روش‌های چالاک و تاثیرگذارتر برای ایجاد زمینه‌های پذیرش فناوری در سازمان و ایجاد مفاهیم نو برای جذب استعدادهای دیجیتال قابل مشاهده است. در واقع، برخی مدیران ارشد و اعضای هیات‌های اجرایی بر این باورند که ماهیت گسترده فناور‌ی‌های نوظهور پذیرش نقش کاتالیزور در میان اعضای هیات‌مدیره سازمان را به ضرورتی برای تحقق تحولات دیجیتال تبدیل کرده است. دست‌کم، تیم‌های ارشد مدیریتی باید در تصمیم‌گیری پیرامون سرمایه‌گذاری در طرح‌های تجاری متحول کننده شرایط بازار یا تصمیم‌گیری درخصوص تطبیق‌پذیری کسب‌وکار با نیازمندی‌های عصر دیجیتال، به‌عنوان شریکی قابل اعتماد برای هیات‌مدیره ایفای نقش کنند. در ادامه به چهار اصل برای افزایش شانس تعامل اعضای هیات‌مدیره با فناوری‌های دیجیتال می‌پردازیم.

 

حذف شکاف‌های بینشی

تعداد کمی از هیات‌مدیره‌ها از تخصص کافی برای برقراری تعاملات دیجیتال مطلوب با مدیران ارشد سازمان برخوردار هستند. فقط ۱۱۶ تن از اعضای ۳۰۰ نفره هیات‌مدیره‌های برجسته جهان، هیات‌مدیره دیجیتال محسوب می‌شوند. راه‌حل به سادگی جذب یک یا چند مدیر فناوری از شرکت‌های برتر دیجیتال جهان نیست. دلیل نخست اینکه اصولا تعداد این گروه از مدیران ارشد بسیار محدود است و دلیل دیگر اینکه دنیای دیجیتال امروزه بسیار گسترش پیدا کرده و دانش و تجربه موردنیاز فقط در دستان یک یا دو نفر از افراد آشنا به فناوری است.

به‌منظور رویارویی با چنین چالشی، کمیته‎ای منتخب از اعضای هیات‌مدیره سازمان با هدف فائق آمدن بر چالش‎های آتی کسب‌وکار ماتریس مشتری، بازار و مهارت‌های دیجیتال را طراحی کرد. این ماتریس آنان را وادار کرد تا به راه‌حلی فراتر از جذب استعدادهای جهانی بیندیشند و بر بخش‌هایی از صنایع و کسب‎وکارها تمرکز کنند که تحولات دیجیتال قابل‌توجهی را پیاده‎سازی کرده‌اند. این فرآیند به کمیته مذکور در تمرکز بر لایه‎های عمیق‎تر کمک کرد، یعنی درک هرچه بیشتر فناوری و انجام تعاملات سازنده با تیم‌های مدیریتی.امروزه ۵ درصد هیات‌مدیره‎های شرکت‌های فعال در آمریکای شمالی کمیته‌های فناوری دارند. درحالی‌که این رقم احتمالا در آینده رشد قابل‌توجهی خواهد داشت، کمیته‎های آتی نیز چهره‌ای متفاوت نسبت به آنچه اکنون دارند به خود خواهند گرفت. برای مثال، اخیرا برخی از شرکت‌ها اقدام به راه‌اندازی کمیته‎های تخصصی و شوراهای مشورتی برای بررسی موضوعات خاص دیجیتال کرده‎‌اند.

 

درک چگونگی تضعیف مدل کسب‌وکار

بسیاری از هیات‌مدیره‌ها به اشتباه معتقدند از ریشه تمامی فشارهای وارده بر مدل کسب‌وکار خود آگاه هستند. برای مثال، طراحی تجارب انسان محور: یکی از اساسی‎ترین مفاهیم در رقابت‎های دنیای دیجیتال. هنوز هم معدودی از اعضای هیات‌مدیره‎های سازمان‎ها توانسته‎اند زمان کافی را به بررسی نحوه تغییر شکل و نظارت بر این فرآیند اختصاص دهند یا برنامه‌ریزی‎های مدیریتی مربوط به آن را مطالعه کنند.

در یک شرکت تولیدکننده محصولات مصرفی، برخی اعضای هیات‌مدیره نسخه بتای محصولات دیجیتال جدید و اپلیکیشن‎ها را مورد استفاده قرار می‎دهند تا از مطلوب بودن کیفیت رابط کاربری و قانع‌کننده بودن ویژگی‎های اعمال شده اطمینان حاصل کنند. این اعضا با ارائه نظرات خود فرآیند بازخورد ارزشمندی برای تیم‎های مدیریتی فراهم می‎آورند. برخی هیات‌مدیره‎ها هم مدیران اجرایی سازمان را مجبور به ارزیابی دارایی‎های دیجیتال سازمان می‎کنند. سازمان‎هایی که بتوانند پتانسیل تحلیل الگو، یادگیری ماشینی و تجزیه‎و‎تحلیل‏های پیشرفته از میان انبوهی از داده‎های متنی و تصویری را درک کنند، بدون شک قله‎های جدیدی از مرز دانش را فتح خواهند کرد. دیجیتال‎سازی در عین حال از طریق کاهش هزینه و ضایعات و همچنین افزایش سرعت پیشرفت سازمان مدل‎های کسب‌وکار را دچار تحول کرده است. همچنین خودکارسازی کم‌هزینه و مقیاس‌پذیر و معماری ساده فناوری اطلاعات در برخی سازمان‎ها حملات مهاجمان دیجیتال را سهل‌الوصول کرده است. هیات‌مدیره سازمان باید مدیریت ارشد را وادار به واکنش منطقی کنند زیرا گرایش به ساختارهای سنتی بازیگران جدید صنعت را تشویق به طراحی فروشگاه‎های آنلاین، اعمال تغییرات در شبکه‎های توزیع‎کنندگان و ارائه فروش مستقیم به مشتریان آنان می‎کند.

 

تعامل بیشتر و عمیق‎تر پیرامون استراتژی و خطرات پیش‌رو

امروزه بحث‎های استراتژیک با مدیران اجرایی مستلزم ریتمی متفاوت است، ریتمی که منطبق بر شتاب تغییرات باشد. یک حمله سایبری بزرگ می‌تواند در عرض یک روز یک سوم ارزش سهام یک شرکت را از بین ببرد یا یک دشمنی یا خصومت دیجیتال می‎تواند به‌راحتی فروش محصولی پررونق را برای مدتی تقریبا طولانی با مشکل مواجه کند. در چنین شرایطی، یک یا دو جلسه در سال برای بررسی استراتژی چندان کارساز نیست. برگزاری جلسات منظم برای کمک به مدیران ارشد در بازگو کردن تنش‎های موجود ضروری است. بحث درخصوص خطرات پیش‌روی سازمان نیز مستلزم بازاندیشی است. در عصر خطرات سایبری مستمر، تنها یکی از هر پنج مدیر اجرایی معتقد است که کنترل‎ها، مقیاس‎ها و گزارش‌های لازم برای شناسایی تحرکات سایبری در نظر گرفته شده است.

به طور مثال یک کمیته فرعی در جلسه‌ای فشرده با مدیران فناوری اطلاعات سازمان سعی در ارائه تعریف قابل قبولی از ریسک‌پذیری داشت. این کمیته در بررسی داده‎های حاصل از نظرسنجی به این نتیجه رسید، هر دو دقیقه اختلال ماهانه در سیستم‌های سازمان نقش قابل‌توجهی در کاهش اعتماد مشتری به سازمان دارد. این کمیته برای حل این مشکل و موارد مشابه، مدیران فناوری اطلاعات را مسوول توسعه استراتژی‎های بهبود یافته دانست.

ابزاری‌های فناوری قدرتمند نیز می‎توانند مدیران ارشد را در ایجاد نگرشی بهتر پیرامون نحوه رویارویی با چالش‎های ناشی از فعالیت رقبای دیجیتال در بازار یاری رسانند. هیات‌مدیره یک بانک بین‌المللی از داشبوردی دیجیتال استفاده می‎کند که از قابلیت ارزیابی چند شاخص کلیدی عملکرد (برای مثال درصد پردازش‎های روزانه بانک که بدون دخالت انسان صورت گرفته‎اند) برخوردار است. این داشبورد علاوه‌بر معیارهای مالی استاندارد، ویژگی‎های مهم دیگری نیز دارد که امکان ارزیابی فرآیندهای دیجیتال مربوط به خدمات بانکداری را در قیاس با رقبا فراهم می‎کند.

 

هماهنگی هرچه بیشتر با مدیران دیجیتال

هیات‌مدیره سازمان‎ها در تلاش برای تقویت موقعیت خود از نظر جذب استعدادهای دنیای دیجیتال با این حقیقت روبه‌رو هستند که اغلب این مدیران جوان و در فرهنگ‎های متفاوت سازمان رشد پیدا کرده‎اند و شاید هیچ‌گونه تجربه‎ای در زمینه تعامل با هیات‌مدیره در پیشینه خود نداشته باشند. به‌منظور یافتن بهترین گزینه باید چیزی بیش از مهارت‎های تخصصی و زمینه کاری این افراد بررسی شود، مهارت انطباق‌پذیری خلق‎وخو و تعهد به زمان. گزینه دوم به‌دلیل زمان محدود اعضای هیات‌مدیره از اهمیت خاصی برخوردار است.

نمونه‎هایی از مدیران موفق دیجیتال که به‌عنوان عضوی از هیات‌مدیره انتخاب می‌شوند به‌راحتی با هرج‎ومرج‎های پیش روی کسب‌وکار کنار می‎آیند اما به‌خوبی می‌دانند شرکت در جلسه هیات‌مدیره با حضور 10 مدیر ارشد برجسته و تنها با پوشیدن کت و شلوار راهی به پیش نمی‌برد. مدیران ارشد دیجیتال تازه‌کار باید از توان تاثیرگذاری بر فرهنگ حاکم بر هیات‌مدیره برخوردار باشند. اما در هر صورت همیشه جایگزین‎هایی وجود دارد، اگر مدیری نمی‎تواند با قدرت‎نمایی هیات‌مدیره مقابله کند بهتر است نقش یک مشاور را برای ارائه بهترین راهنمایی‎های تخصصی بر عهده بگیرد.

اعضای هیات‌مدیره باید با ارتقای دانش دیجیتال خود نسبت به هدایت سازمان فراتر از مرزهای کنونی اقدام کنند. بدون شک پیاده‎سازی رویکرد‎های مطرح شده در مقاله حاضر، چالش‎هایی را برای سازمان در پی خواهد داشت. با این حال، روشن است که از سرعت توسعه فرآیندهای دیجیتال هرگز کاسته نخواهد شد از این رو ویژگی اصلی موفق‎ترین هیات‌مدیره تعامل مستمر، آگاهانه و متقاعدکننده با مدیران ارشد بر سر مسائل مهم است.

منبع: mckinsey

یکشنبه, 28 شهریور 1395 11:30

ایرانی جویای حقیقت

پرسش جوان ایرانی و پاسخ صحابی رسول خدا

کتاب بلندترین داستان غدیر

لیست موضوعات کتاب :

اهدا مقدمه جوان ايرانى...! - حذيفه يمانى...! غدير...! بلندترين داستان غدير- شرايط فكرىِ داستان بلند غدير- شرايط زمانى - شرايط مكانى -  شرايط اجتماعى - معرفى حذيفه، راوى داستان غدير-  خصوصيت حذيفه در اين حديث - نقل حديث بلند توسط يك نفر- حضور شخصى در قضايا - توجه به اهميت بنيادى جريانات - مرورى بر زندگى جوان ايرانى - مادر جوان ايرانى و روحياتش - اسناد و منابع بلندترين داستان غدير-  معرفى منابع شناختى از منبع اصلى - تطبيق روايات اسناد بلندترين داستان غدير - قتل عثمان و خلافت صاحب غدير - نامه اميرالمؤمنين به حذيفه حاكم مدائن - نامه اميرالمؤمنين به مردم مدائن - سخنرانى حذيفه درباره خلافت صاحب غدير - كنجكاوى جوان ايرانى درباره غدير و سقيفه - سلام جبرئيل به صاحب غدير با لقب 'اميرالمؤمنين'  - اعلام عمومى سلام به اميرالمؤمنين - مراسم سلام به اميرالمؤمنين و عكس العمل منافقين - اولين سخنان منافقين درباره غصب خلافت - فتنه عظيم سقيفه - مقدمات واقعه غدير و توطئه هاى منافقين پايه گذاران اصلى غصب خلافت - اعلان عمومى سفر حجة الوداع - اولين نشانه هاى غدير - اصرار عايشه براى اطلاع از اسرار غدير - افشاء سرّ غدير توسط عايشه - آيه هاى اعلان عمومى غدير - واقعه غدير خم - سخنرانى پيامبر قبل از معرفى اميرالمؤمنين - معرفى اميرالمؤمنين و دعوت براى بيعت مراسم بيعت غدير-  نشانه هاى فتنه در غدير - توطئه بر ضد غدير: قتل پيامبر و صحيفه ملعونه اول - معرفى توطئه گران ضد غدير-  برخورد شديد پيامبر با توطئه گران - اساسنامه اصلى ضد غدير - اساسنامه سقيفه - سخنرانى پيامبر درباره صحيفه ملعونه دوم - مقابله عايشه با غدير، و يارى توطئه گران بر ضد غدير - مواخذه عايشه براى افشاى راز غدير-  اشاره پيامبر به فتنه عايشه در جنگ جمل - تشكيل لشكر اسامه براى اخراج منافقين از مدينه - توطئه منافقين براى بازگشت به مدينه - آغاز اقدامات ضد غدير براى تشكيل سقيفه - نماز ابوبكر و عكس العمل پيامبر-  سخنان پيامبر درباره غاصب حق صاحب غدير-  ماجراى سقيفه - ريشه يابى نفوذ فتنه سقيفه بين مردم - جوان ايرانى در خدمت صاحب غدير - اتمام حجت و شهادت در راه صاحب غدير-  پيروزى غديريان در جنگ جمل و پايان... مويدات بلندترين داستان غدير-  يك حديث مفصل در تأييد بلندترين داستان غدير - تاييد فرازهاى حديث از منابع ديگر - برگرداندن عثمان حكم بن ابى العاص را به مدينه - صاحب شدن ابوبكر و عمر لقب اميرالمؤمنين را - حضور جبرئيل نزد پيامبر به صورت دحيه كلبى - اعتراض ابوبكر و عمر در مسئله ى سلام به امرة المؤمنين - سخنان بريده در اعتراض به ابوبكر - اعلان عمومى حج - خطبه غدير - بيعت مردان در غدير-  بيعت زنان در غدير - اعتراض ابوبكر و عمر در بيعت غدير - تحويل ودايع انبياء به على بن ابى طالب - مشورت در قتل پيامبر در برگشت از تبوك -عقبه هرشى - صحيفه ملعونه اول - كلام اميرالمؤمنين كنار جنازه كفن پيچيده عمر - حمله سگهاى حوأب به عايشه -  دور كردن بعضى از اصحاب از حوض كوثر-  تخلف ابوبكر و عمر از جيش اسامة - نماز ابوبكر-  شهادت جوان ايرانى در جنگ جمل نتيجه گيرى از بلندترين داستان غدير

 

اهدا

به آن جوان ايرانى؛

كه با كنجكاوى خود؛

اين ميراث عظيم را؛

از حذيفه يمانى تحويل گرفت

و براى ما به يادگار گذاشت؛

و به همه ى جوانان ايران

كه در تاريخ اعتقادى خود

ژرف مى نگرند و كنجكاوند.

محمد رضا

 

مقدمه

جوان ايرانى...! حذيفه يمانى...! غدير...!

 

غدير كجا... مدائن كجا...؟!

يك جوان ايرانى در پايخت هفتصد ساله ى ايران كجا... بلندترين متن از داستان غدير كجا...؟

يك اتفاق كوچك نتايج زيبايى را به ثمر رساند كه در نگاه اول نه جوان ايرانى انتظارش را داشت و نه حذيفه يمانى. حتى تاريخ گمان نمى كرد چنين حقايق ناگفته اى در آن روز از زبان يكى از معتمدترين اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر صفحاتش نقش ببندد.

ما اكنون بلندترين روايت از واقعه ى غدير را پيش رو داريم كه شامل ناگفته هاى بسيارى از زواياى مختلف آن است. آنچه در اين حديث بلند آمده ثمره ى سؤالات يك جوان كنجكاو و پرشور ايرانى است كه در شهر بزرگ مدائن در محضر صحابى گرانقدر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حذيفه ى يمانى مطرح كرده است. اين صحابى دانشمند نيز بعنوان بزرگترين اتمام حجت در عمر خود، بى پرده حقايق زير خاك مانده ى غدير و دشمنانش را بر زبان آورده؛ و مقارن طلوع دوباره ى خورشيدِ غدير، زنگارهاى بيست و پنج ساله را زدوده است.

جا دارد از دور دستهاى زمان، از حذيفة بن يمان تشكر نماييم كه در سن كهولت و با تحمل زحمت، اين داستان بلند را در پاسخ به سؤالات يك جوان ايرانى با تمام جزئياتش بيان نموده، كه هر بخش آن پرونده هايى از گذشته ى اعتقادى ما را مى گشايد و آگاهى دو چندان نسبت به آنچه تا كنون درباره ى آنها مى دانسته ايم در صفحات عقيده ى ما مى افزايد.

از آن جوان ايرانى نيز تشكر مى كنيم كه از بين آن جمعيت به خواب رفته در اثر تبليغات سقيفه، اين گونه آگاهانه تاريخ دينش را دنبال كرده است. در حقيقت او بانى شده تا چنين حقايقى از لسان يكى از معتمدترين اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بازگو شود و ما پس از هزار و چهارصد سال ثمره ى شيرين آن را- كه به عظمت يك تحقيق تاريخى است- در قلب خود احساس كنيم.

احياى ميراث فرهنگى شيعه در كتاب حاضر جلوه ى تازه اى به خود گرفته است. احاديث بلند و همه جانبه اى در منابع ما وجود دارد كه تحقيق و عرضه ى تنظيم شده ى آنها مى تواند از نمونه هاى بارز احياى يادگارهاى علمى تشيع به شمار آيد، چرا كه تا آن روايات در منابع اصلى هستند بين هزاران حديث توجه خاصى به آنها نمى شود، ولى با استخراج از كتب مرجع و تبيين جوانب اعتقادى تاريخى آن و سپس تنظيم متن و محتواى آن معلوم مى گردد چه حقايق مهمى از تاريخ و عقيده در آن نهفته است.

يكى از ده ها حديثى كه از چنين خصوصيتى برخوردارند، اين حديث حذيفه يمانى درباره ى غدير است كه طى مراحل زير آماده شده است:

الف. مقدمه اى براى مطالعه ى حديث در پنج بخش تنظيم شده است:

1. بيان بلندترين بودن اين داستان غدير.

2. تبيين شرايط زمانى و مكانى و اجتماعى نقل اين حديث در مدائن.

3. معرفى حذيفه، راوى داستان غدير.

4. مرورى بر زندگى جوان ايرانى.

5. اسناد و منابع بلندترين داستان غدير.

ب. متن حديث پس از مقابله با چند نسخه در نُه بخش مرحله بندى شده و فرازهاى آن عنوان گذارى گرديده است. پاورقى هاى بسيار مهمى در نظر گرفته شده كه شامل دو جهت است:

1. توضيح برخى فرازهاى متن بخاطر اهميت آن در بُعد اعتقادى.

2. آوردن تفاصيل قضاياى تاريخى كه در متن به اشاره آمده است.

ج. پى نوشتها كه شامل دو بخش زير بعنوان بازيافت آثار اين داستان بلند غدير است:

1. مؤيدات مفصل براى فرازهاى اين حديث.

2. نتيجه گيرى از بلندترين داستان غدير. اينك چهارده قرن از ماجراهاى غدير و سقيفه گذشته، و ما موظفيم اين حديث عظيم را- كه سهم به سزايى در بيان حقايق ناگفته ى آن دو ماجراى متقابل دارد- به نسلهاى حاضر و آينده معرفى كنيم و پيام آن را برايشان تبيين نماييم.

در اين حديث حقايقى را دنبال خواهيم كرد كه هر يك از آنها سازنده ى آيه اى از دين ماست. به اميد روزى كه بزرگ وارث غدير حضرت بقية الله الاعظم عجل الله فرجه الشريف پرده هاى ديگرى از رازهاى پنهان غدير و سقيفه بردارد و زواياى مهمترى از آن دو واقعه ى سرنوشت ساز امت را بيان فرمايد.

محمد رضا انصارى

عيد غدير 1422،  

 

بلندترين داستان غدير

واقعه ى بزرگ غدير كه نزد شيعه و سنى متواتر است، در قالب عبارات كوتاه و بلندى نقل شده است. بعضى از راويان تنها جمله ى 'من كنت مولاه فهذا على مولاه' را ذكر كرده اند، و بعضى ديگر جمله ى 'اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله' را نيز در كنار آن نقل نموده اند.

در بعضى روايات، منظره ى غدير از نظر درختان و بركه و منبر و جمعيت ترسيم شده؛ و در بعضى ديگر جزئيات بيشترى درباره ى كيفيت خروج از مدينه و اتفاقات مربوط به مكه و وقايع راه از مكه تا غدير خم و مراسم سه روزه ى غدير ذكر شده است. در اين ميان بعضى راويان داستانهايى مانند شعر حسان بن ثابت يا ماجراى حارث فهرى را نيز ذكر كرده اند و عده اى ديگر به كارشكنى ها اشاره نموده اند.

آنچه در همه ى موارد ديده مى شود اين است كه هر يك از راويان گوشه هايى از اين مراسم عظيم را نقل كرده اند، و تنها حديث بلندى كه همه ى جوانب غدير را به نقل از يك شاهد عينى آورده باشد فقط اين حديث حذيفه است كه اينك پيش روى شماست.

در اين روايت شاهد مجموعه اى منسجم درباره ى غدير هستيم كه براى درك كامل و امكان تحليل صحيح و همه جانبه ى اين واقعه ى عظيم نياز به آن است. حذيفه با توجه به همين نكته سعى كرده جوانب مختلف ماجرا را با نظم دقيق زمانى و مكانى آن ارائه دهد، و در كنار آن توطئه هاى ضد غدير را نيز خاطر نشان سازد كه مبادا شنونده اى پس از تصوير آن واقعه ى عظيم، از ماجراهاى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبهوت بماند و از تحليل قضايا عاجز گردد.

حذيفه يمانى ابتدا براى جداسازى اميرالمؤمنين حقيقى از غير حقيقى- كه سر نخ سؤال جوان ايرانى است- داستان مفصل سلام رسمى مردم بر على عليه السلام بعنوان 'اميرالمؤمنين' را مطرح مى سازد و همانجا اشاره اى به سرباز زنندگان از اين فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى نمايد. سپس داستان غدير را آغاز مى كند و مراحل آن را تا پايان مراحل حج مرحله به مرحله پى مى گيرد تا اعلان عمومى براى غدير را مطرح مى كند و قافله را همراه با فرامين لحظه به لحظه ى الهى در اين مهمترين فرمان آسمانى پيش مى برد تا در غدير اعلان رسمى ولايت و امامت على عليه السلام را با بيانات مفصل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيان مى كند.

حذيفه اين مرد بيدار، در اينجا فوراً سخن را متوجه كسانى مى نمايد كه دقيقاً همزمان با غدير پيمان نامه بر ضد آن امضا مى كنند، و سپس نقشه ى قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بين راه مى كشند و آن را به مرحله ى اجرا مى گذارند ولى خداوند خطر را از آن حضرت دور مى كند. خبر از پيمان نامه ى دوم كه پس از بازگشت به مدينه در محرم سال يازدهم هجرى به تحرير در آمد نيز دليل بر اطلاع حذيفه از اسرار است. سپس مسئله ى تشكيل سپاه اسامه را مطرح مى سازد و علت تخلف عده اى از شركت در آن لشكر را با ظرافت تمام بيان مى كند.

بزرگمرد يمانى در كنار داستان غدير، نقش عايشه در آن جريانات را با شواهد مورد مشاهده ى خود از قضايا ارائه مى دهد، كه چگونه در مراحلى كه توطئه گران كارشكنى مى كردند او نيز قدم به قدم ياور آنان بوده و در بسيارى از موارد اقدامات مخفيانه ى لازم در خانه ى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بر عهده مى گرفته است.

حذيفه اين دانشمند فرزانه، اسرار بسيارى از اقدامات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى مقابله با منافقين را بقدرى شفاف بيان مى كند كه هر فرد مسلمانى براحتى به اسرار قضاياى غدير تا سقيفه و آن تحولات عظيم در اجتماع مسمانان پى مى برد.

با توجه به جامعيت و انسجام و بلنداى داستانى كه حذيفه درباره ى غدير نقل كرده، با اطمينان خاطر مى توان گفت: هيچ حديثى درباره ى غدير- كه از يك نفر بصورت كامل نقل شده باشد- به بلنداى اين حديث حذيفه وجود ندارد، و با اذعان كامل بايد آن را بعنوان 'بلندترين داستان غدير' در سرتا سر تاريخ اسلام معرفى كرد.

 

شرايط فكرىِ داستان بلند غدير

قبل از مطالعه ى روايت ژرف حذيفه، لازم است زمانى را كه او چنين مطالبى را با جرئت بر زبان آورده و شرايط مكانى شهر عظيم مدائن را مورد تحليل قرار دهيم؛ و با توجه به اين دو جهت، وضعيت فكرى و اجتماعى مخاطبان او را مورد توجه قرار دهيم. جمع بندى اين شرايط بخوبى ثابت خواهد كرد كه محتواى بى نظير روايت حذيفه از ارزش فوق العاده اى در دفتر اعتقاد ما برخوردار است.

شرايط زمانى

با توجه به سؤالهاى جوان ايرانى مى توان دريافت در بيست و پنج سالى كه مردم تحت سيطره ى فكرى و عملى سقيفه بودند تا چه حد از احاديث و جرياناتى كه اصحاب حضرت آنها را مى دانسته اند دور بوده اند؛ بخصوص كه قانون منع از تدوين معارف دين، فاصله ى زيادى بين مردم و حقايق حيات بخش الهى انداخته بود. در زمانى كه آغاز خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام بوده، حذيفه ماجراهايى را بيان مى كند كه آن مردم به خواب رفته را بيدار نموده و آن جوان ايرانى را به سوى اميرالمؤمنين حقيقى رهسپار مى نمايد. اين شرايط نه قبل از آن موجود بود و نه بعد از آن چنين امكانى ادامه پيدا كرد.

شرايط مكانى

خواننده ى گرامى همچنان كه داستان را به دقت دنبال مى كند نبايد فراموش كند كه اين سخنان در شهرى بزرگ و پر جمعيت كه در آن روزگار يكى از چند شهر معروف جهان بوده بيان شده است. از سوى ديگر اكثريت مردم اين شهر را ايرانيان تشكيل مى دادند و از اسلام جز آنچه اهل سقيفه معرفى كرده بودند چيزى نمى دانستند

 

 

پی گیری ادامه داستان  از کتابخانه دیجیتال تبیان یا لینک زیر

http://library.tebyan.net/fa/60017

یکشنبه, 28 شهریور 1395 10:21

بزرگترین نعمت

گرانبهاترین هدیه خداوند به بشر

زیباترین و بالاترین نعمتی که خدای متعال به بشر ارزانی داشته، نعمت ولایت و امامت است. از آنجا که بشر به تنهایی قادر به دستیابی به قله های معرفت، شناخت و کمال واقعی نیست، باری تعالی با تعیین ولی و سرپرست الهی، بشر را به سوی آن اهداف والا راهنمایی کرده است. 

علی بیرانوند
علی ، غدیر

خدای متعال به خوبی می دانست که پس از درگذشت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) این امت نوپا و جامعه ی ضربه پذیر، در برابر دشمنان  قسم خورده، نیازمند رهبری مقتدر و با درایت است، که بتواند به خوبی آنان را به قله های سعادت و کمال و رستگاری در دنیا و آخرت رهبری کند، از اینرو در سال های پایانی عمر شریف پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) وظیفه ای بس خطیر و مهم را بر دوش این پیامبر آسمانی قرار داد. وظیفه ای که اگر به درستی و به نحو احسن اجرا نمی شد، نعمت خداوند بر امت کامل نمی شد و دین محمد(صلی الله علیه و اله) ناقص می ماند و به هدف واقعی خود نائل نمی شد.

گرانبهاترین هدیه و نعمت خداوند به انسان

در اهمیت و ارزش این نعمت همین بس که خدای متعال در روز غدیرخم پیامبر خود را مأمور به انجام فریضه ای واجب می نماید، و حضرت را این چنین تهدید می نماید که اگر به درستی از عهده مأموریت خود برنیاید گویا اصلاً رسالت خود انجام نداده است

انسان در طول حیات خود از نعمت های بی شمار خداوندی بهره مند بوده است، ولی با ارزش ترین وگرانبها ترین این نعمت ها را به راستی می بایست نعمت ولایت دانست. در اهمیت و ارزش این نعمت همین بس که خدای متعال در روز غدیرخم پیامبر خود را مأمور به انجام فریضه ای واجب می نماید، و حضرت را این چنین تهدید می نماید که اگر به درستی از عهده مأموریت خود برنیاید گویا اصلاً رسالت خود انجام نداده است: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّ  هُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّ  هَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ؛[سوره مائده، آیه 67] اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى كند».
همچنین در آیه دیگر خدای متعال می فرماید: « الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی  وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلام؛[سوره مائده، آیه3] امروز، دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم». به اذعان بسیاری از مفسران شیعه و سنی شأن نزول این آیات شریف در روز عید غدیر بوده است. با نزول آیه تبلیغ در غدیر خم، رسول اکرم(صلی الله علیه و اله)، امام علی(علیه السلام) را به عنوان جانشین و ولی بعد از خود معرفی فرمودند،[1] نقل شده است که بعد از انزال آیه اکمال دین پیامبر(صلی الله علیه و اله) فرمود: «اَللهُ أکبرُ عَلی إکمالِ الدّینِ وَ إتمامِ النِّعمةِ وَ رِضَی الرَّبِّ بِرِسالَتی وَ وِلایةِ عَلیِّ بنِ اَبیطالبٍ مِنْ بَعدی؛[2] الله اکبر بر کامل کردن دین و تمام کردن نعمت و رضایت خداوند به پیامبری من و ولایت علی بن ابیطالب پس از من).

آثار و برکات نعمت غدیر و ولایت

اگر تاریخ به خوبی اجازه می داد که فرهنگ غدیر، به طور صحیح و کامل در بین جوامع اسلامی رونق می یافت و ترویج شد، هیچ گاه کشورهای اسلامی اختلاف ها و چند دسته گی و ویرانگری های امروزی را به نظاره نمی نشستند و گروهای تکفیری و اسلام ستیز و جیره خوار کشورهای استکباری قدرت جولان و نفوذ در صفوف مسلیمن را پیدا نمی کردند، جامعه اسلامی یک صدا و متحد می شد وکسی جرائت بر هم زدن نظام آن را در سر نمی پروراند، از این رو است که در روایتی زیبا از امام علی(علیه السلام) جایگاه امامت این چنین مورد توجه و بیان قرار می گیرد: «الْإِمَامَةَ نِظَاماً لِلْأُمَّةِ وَ الطَّاعَةَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَة؛[3] امامت و رهبری عامل نظم و ثبات امت، و پیروی از امام، مایه بزرگداشت مقام امامت است». در روایت دیگری از امام علی(علیه السلام) این چنین نقل شده است: «َ إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عُرَفَاوُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُم؛[4]  امامان از اهل بیت از جانب خداوند تدبیر كننده امور مردم، و مراقبان حق بر بندگانند. به بهشت وارد نمى شود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان هم او را بشناسند. و به جهنّم وارد نمى گردد مگر كسى كه آنان را انكار نماید».

وظایف مسلمین در قبال غدیر

امامان از اهل بیت از جانب خداوند تدبیر كننده امور مردم، و مراقبان حق بر بندگانند. به بهشت وارد نمى شود مگر كسى كه آنان را بشناسد و آنان هم او را بشناسند. و به جهنّم وارد نمى گردد مگر كسى كه آنان را انكار نماید

1-زنده نگاه داشتن فرهنگ غدیر: اولین و مهمترین وظیفه جوامع و امت های اسلامی در قبال غدیر، زنده نگه داشتن و فرهنگ سازی غدیر است. با توجه به فرهنگ غدیر و تبیین جایگاه و اهمیت غدیر و آثار و برکات فراوان دنیوی و اخروی آن و همچنین با توجه به تبعات شوم و خطرناک آن، می توان جوامع به خواب رفته ی اسلامی را بیدار ساخت.
2-شکر نعمت ولایت را به جا آوردن: دومین و مهمترین وظیفه ای که همگان در قبال غدیر برعهده دارند، شکرگزار بودن  در برابر این نعمت ارزشمند است. بی توجهی و کفران این نعمت ارزشمند می تواند عذاب سخت دنیوی و اخروی باری تعالی را به دنبال داشته باشد. خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی  لَشَدیدٌ؛[سوره ابراهیم، آیه 7] اگر شكرگزارى كنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنید، مجازاتم شدید است!».
محققان تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: «حقیقت شكر تنها تشكر زبانى یا گفتن" الحمد للَّه" و مانند آن نیست، بلكه شكر داراى سه مرحله است نخستین مرحله آن است كه به دقت بیندیشیم كه بخشنده نعمت كیست؟ این توجه و ایمان و آگاهى پایه اول شكر است، و از آن كه بگذریم مرحله زبان فرا مى رسد، ولى از آن بالاتر مرحله عمل است، شكر عملى آن است كه درست بیندیشیم كه هر نعمتى براى چه هدفى و در چه راستایی به انسان داده شده است».[5]
3-محبت و انس با ولایت و امامت: خدای متعال در قرآن کریم به طور صریح و آشکار وظیفه ی همگان را در قبال امامت تبیین کرده است. «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى؛[سوره شوری، آیه23] بگو:«من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزدیكانم [اهل بیتم ]». البته پر واضح است، که قانون محبت تبعیت را نیز می طلبد، کما اینکه خدای متعال در خصوص همراه بودن محبت لزوم تبعیت در قرآن این چنین می فرماید: « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُم؛»[آل عمران، آیه 31]  با این نکته می توان این چنین بیان داشت که اجر رسالت تنها به معنای محبت ظاهری نیست، بلکه مقصود محبتی است که تبعیت را نیز به دنبال دارد.
سخن آخر
اگر در برهه ای از زمان، غدیر و فرهنگ ارزشمند آن به خاطر بی توجهی عده ای به فراموشی سپرده نمی شد و اهمیت و شکرش به جا آورده می شد، تا سالیان متمادی تبعات شوم این فراموشی و بی توجهی دامن گیر نسل های بعدی نمی شد. تبعات شومی که اختلاف، جنگ و ستیز و چند دسته گی را تحفه ی کشورهای اسلامی نمود.
پی نوشت ها:
[1]. سیوطی، ج 2، ص 298؛ آلوسی، ج 6، ص 194؛ نیشابوری، ج 1، ص 250.
[2]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 37، ص156.
[3]. تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص177.
[4]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص212، خطبه152.
[5]. تفسیر نمونه، ج 10، ص 278.


یکشنبه, 28 شهریور 1395 10:16

خلفای مبهم یا خلفای معیَّن !

 

 

 اگر برای پیامبر سخت است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند، چگونه ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند؟

 
محمدحسن بشیری- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
ب

 

 از آنجا که خالق نظام هستی حکیم است هر آنچه برای رسیدن انسان به هدف آفرینش،لازم داشته باشد،برایش بیان شده است حال ممکن است این بیان در قرآن کریم باشد یا توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علی و آله بیان شده باشد امام باقر علیه السّلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَكَ وَ تَعَالى - لَمْ یَدَعْ شَیْئاً تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّةُ إِلَّا أَنْزَلَهُ فِی كِتَابِهِ، وَ بَیَّنَهُ لِرَسُولِهِ صلى الله علیه و آله ...»(1) خدا تمام آنچه را امّت به آنها احتیاج داشته در قرآن نازل و برای پیامبرش بیان کرده است. پیامبر هم پس از دریافت،بدون هر گونه تغییری به مردم منتقل کرده است.همین مطلب از أمّ المومنین عایشه به این صورت نقل شده: «مَن حَدَّثَکَ أنّ مُحمّداً صَلّی اللهُ عَلیه و آلِه کَتَمَ شَیئاً مِمّا أُنزِلَ علیه فَقَد کَذَبَ»(2) اگر شخصی بگوید رسول خدا مسئله ای از مسائلی که بر او نازل شده را کتمان کرده چنین شخصی دروغ گفته است وی در ادامه به این آی قرآن استناد می کند: {یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ}(3) آیه ای که بر اساس روایات در جریان غدیر خم نازل شده است.تا اینجا می توان گفت به اعتقاد هم مسلمانان پیامبر در امر تبلیغ دین خدا هیچ کوتاهی نکرده اصلاً فرض ندارد شخصی به عنوان سفیر الهی(4) در ابلاغ سخن خدا کوتاهی کند.اکنون به مطالب گفته شده اضافه کنید این سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله را: «لا یَزالُ الإِسلامُ عَزیزاً إلی إثنَی عَشَرَ خَلیفةً...»(5) امّت اسلامی عزیز است مادامی که دوازده خلیفه وجود دارد؛این سخن با عبارت های گوناگون در کتب متعدّد اهل سنّت نقل شده است؛مسئله خلافت پس از رسول خدا یکی از مهمّترین مباحث جهان اسلام است شاهدش حوادثی است که درست بعد از رحلت نبیّ گرامی اسلام روی داده و تا امروز هم ادامه دارد ما در این فرصت قصد نداریم آن وقایع را گزارش کنیم که البته در جای خود مطرح شده و به صورت تحقیقی مورد بررسی قرار گرفته است در این ایّام که عید الله الأکبر است تنها سوالی مطرح می کنیم: اگر پیامبر که رحمةً للعالمین(6) است و برایش گران است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند(7)،ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند و هیچ کدام از اصحاب ایشان هم سوال نکنند که بالأخره این دوازده نفر چه کسانی هستند؟ به نظر می آید دور از حکمت باشد که پیامبر، خُلفایی مبهَم را به امّت معرّفی کرده باشد.جالب اینکه خلیفه اوّل با التفات به این موضوع هنگام وفات ضمن وصیّتی،خلیفه دوم را به عنوان جانشین خود معرّفی می کند؛به ایشان عرض می کنیم شما هم به صورت مبهَم،به عددی یا چیز دیگری اشاره می کردید چرا به صورت معیّن جانشین خود را معرّفی کردید چون اگر غیر از این بود خلاف حکمت بود در اینجا سوال دیگری رُخ می نماید: چرا کاری را که خلاف حکمت است و خود حاظر به انجام آن نیستید بدون هیچ اِبایی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله که مظهر حکمت خداست،نسبت می دهید؟ آیا این عمل تخریب شخصیّت پیامبر نیست؟ به اعتقاد شیعه امامیّه مسئله جانشینی رسول خدا صلّی الله علیه و آله نه یک بار بلکه بار ها توسّط پیامبر مطرح شده است از روز اوّلِ علنی شدن دعوت به اسلام در سال سوم بعثت تا روز آخِر عمر مبارک پیامبر؛جریان غدیر یکی از مهمّترین مواردی است که در آن مسئله خلافت بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله به اطّلاع مسلمانان رسید.توجّه به آی 67 سور مائده و لحن آن صرف نظر از روایات،حکایت از موضوع بسیار مهمّی دارد؛توجّه کنید:

اگر پیامبر که رحمةً للعالمین است و برایش گران است که امّتش گرفتار نزاع ها و درگیری های سخت باشند،ممکن است نسبت به مسئله مهم جانشینی خود در حدّ بیان یک عدد اکتفا کند و هیچ کدام از اصحاب ایشان هم سوال نکنند که بالأخره این دوازده نفر چه کسانی هستند؟

 { یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین } پیامبر با عنوان رسول مورد خطاب قرار گرفته یعنی شأن رسالت و تبلیغی ایشان مورد نظر است؛فرمان به تبلیغ آنچه بر پیامبر نازل شده؛این فرمان برای چیست؟مگر می شود مطلبی به رسول نازل شود(مطلبی مربوط به مسلمانان)ولی ایشان به مردم نگوید؟در ادامه خدا،پیامبرش را تهدید می کند که اگر این مسئله را تبلیغ نکنی اصل رسالت،انجام نشده و در پایان به پیامبر وعده می دهد که در برابر مردم،حفظش کند.آیا بیان احکام حجّ و یا حتّی طرح مسئله دوستی با علیّ بن أبی طالب علیه السّلام به این لحن شدید احتیاج دارد؟به نظر شما بیان چه موضوعی شایست چنین لحنی می باشد؟حال اگر مجموع روایات و شأن نزول های مربوط به آی فوق را ضمیمه کنیم،بدون تردید به مسئله رهبری جامعه اسلامی بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله خواهیم رسید.


پی نوشت ها
1.کلینی،محمد بن یعقوب،الکافی،دار الحدیث،چاپ اوّل،1429ق،قم،ج1،ص150.
2.بخاری،محمّد بن اسماعیل،صحیح البخاری،دار الکتب العلمیّه،چاپ سوم،1426ق،بیروت،ج 3،ص 185،ح4612.
3.مائده/67. 4
.در تعریف نبوّت چنین آمده است:«النبوة سِفارةٌ بینَ اللّه و بین ذوی العقول من عباده، لازاحة علّتهم فی أمر معادهم و معاشهم »الاهیات علی هدی الکتاب و السّنة العقل،ج3،ص20.
5.نیشابوری،مسلم بن حجّاج،دار الکتب العلمیّه،بیروت،ج3،ص1452،ح1821.
6.{وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین }انبیاء/107.
7.{لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُوْمِنینَ رَوُفٌ رَحیم } توبه/128.

شنبه, 27 شهریور 1395 17:18

تربیت جنسی کودک و نوجوان

دلایل خودارضایی در کودکان و نوجوانان

خود ارضایی در کودکان به چه شکل است؟ چگونه با آن مقابله کنم؟ آیا برخورد های قهری مناسب تر اند یا برخورد های نصیحت گونه؟ 

رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره

خود ارضایی کودک

خودارضایی یعنی اینکه یک فرد، رفتاری را با خود انجام بدهد تا بتواند به لذت جنسی برسد. ولی این عمل در کودکان صرفا و فقط یک لذت و یک منبع آرامش بخش است و هیچ گونه قصد لذت بردن جنسی به معنای بزرگسالی در کودکان وجود ندارد. در نوجوانان نیز این عمل ممکن است به دلیل مسایل مربوط به دوران بلوغ و تصورات جنسی که می تواند انجام دهد و ناشی از ترشح و رشد هورمون های جنسی است باشد. این عمل انتخابی است و خود کودک یا نوجوان در یک لحظه تصمیم می گیرد که این عمل را انجام دهد. 

علت خودارضایی 

کودکان باید حداقل دو ساعت قبل از خواب مایعات ننوشند و قبل از خواب به تخلیه مثانه خود بپردازند. زیرا پر بودن آلت تناسلی و فشاری که به مثانه وارد می شود می تواند به تحریک این ناحیه کمک کند

یکی از اولین دلایلی که ممکن است یک کودک را وادار به دستکاری اندام تناسلی خود کند، این است که کودک تازه از پوشک گرفته شده است و می تواند آلت تناسلی بدن خود را مشاهده کند. این مشاهده می تواند حس کنجکاوی کودک را برانگیخته نماید. کافیست یک کودک یک بار به اندام تناسلی خود دست بزند و این دست زدن ها به صورت عادت برایش در بیاید. لذتی که از لمس این ناحیه از بدن به کودک دست می دهد کاری می کند که کودک این عمل را پی در پی و البته در شرایط خاصی انجام دهد. 
در نوجوانان نیز این عمل ناشی از رشد و ترشح هورمون های جنسی که در شرایط بلوغ برایش ایجاد می شود، اتفاق می افتد. 
ولی نکته ای که هم در کودکان و هم در نوجوانان و یا بزرگسالان می تواند مشترک باشد این است که همه ی این اقشار در زمانی که دچار یک مساله مهم روانشناختی می شوند دست به این عمل می زنند و آن هم اضطراب و استرس می باشد. در واقع یک عامل بسیار مهم مبنی بر اینکه کاری کند تا یک کودک یا نوجوان دست به مالش آلت تناسلی خود بزند شرایط روانی سخت و دشوار و اضطراب ها و نگرانی و استرس هایی است که آن فرد تحمل می کند و برای رسیدن به یک لذت کاذب موقتی دست به عمل خود ارضایی می زند. 

والدین چه کار کنند؟ 

در نوجوانان عمل خودارضایی بیشتر به صورت مالش مستقیم آلت تناسلی با دست یا یک شیء خارجی است ولی در کودکان کوچکتر این عمل ممکن است یا به صورت مالش با دست باشد و یا به صورت انبساط و انقباض عضلانی ران های پاهای خود و یا به صورت نشستن بر روی شیء ای خاص مثل دسته صندلی، لبه صندلی و یا پای یک فرد و کشیدن خود بر روی آن باشد. 
والدین با دیدن این صحنه ها اولین کاری که باید انجام بدهند این است که آرامش خود را حفظ کنند زیرا اگر از کنترل خارج شوند و فرزندشان را دعوا کنند دقیقا شرایط را برای ادامه کار فرزندشان فراهم کرده اند. یعنی اضطراب ناشی از دعوای والدین می تواند کاری کند که فرزند دوباره این کار را انجام بدهد.  

احتلام در نوجوانی 

یکی از مسایلی که در نوجوانی و بلوغ برای افراد اتفاق می افتد به ویژه در پسران، مساله احتلام و دیدن خواب های خاصی می باشد. البته این مساله حتمی نیست و تقریبا در 70 درصد پسران و 10 درصد دختران ممکن است این اتفاق بیافتد. معمولا در افرادی که آرامش روانی ندارند و هیجان منفی و اضطرابشان زیاد است بیشتر از دیگران این مساله برایشان ایجاد می شود.  

راهکارهای جلوگیری از خودارضایی کودک و نوجوان

 1- اولین قدم برای جلوگیری از خودارضایی در کودکان این است که همزمان با از پوشک گرفتن کودک سعی کنیم که حداقل تا حدود 5 الی 6 سالگی آلت تناسلی جنس مخالف خود را نبیند. زیرا در این مرحله کودک کنجکاو است حال اگر آلت تناسلی جنس مخالف خود را ببیند کنجکاوی اش بیشتر  می شود و ممکن است به دلیل در آوردن تفاوت خود با دیگری به جستجو بپردازد. 
2- والدین از ابتدای تولد به ویژه از 3 سالگی باید تربیت جنسی را آموزش ببینند. 
3- در تربیت جنسی گفته می شود که برای شستن کودکان نوزاد دست والد نباید به صورت حرکت رفت و برگشت باشد بلکه بهتر است از سمت مثانه به سمت مقعد دست کشیده شود و بعد دست را برداشته و دوباره این عمل را انجام داد. 
4- در تربیت جنسی گفته می شود که کودک از حدود 3 سالگی با والد جنس مخالف خود نباید به حمام برود ولی اگر بنابر دلایلی مجبور شد این کار را انجام دهد والد جنس مخالف باید با پوشش باشد و نواحی جنسی اش مشخص نباشد. 

والدین با دیدن این صحنه ها اولین کاری که باید انجام بدهند این است که آرامش خود را حفظ کنند زیرا اگر از کنترل خارج شوند و فرزندشان را دعوا کنند دقیقا شرایط را برای ادامه کار فرزندشان فراهم کرده اند

5- در تربیت جنسی گفته می شود که از حدود سن 3 سالگی والدین باید مراقب لباس پوشیدن خود در منزل و در حضور کودکشان باشند. مادران و پدران جدا باید از پوشیدن لباس های بسیار باز که نواحی جنسی آنها را کامل و واضح نشان می دهند خودداری کنند. 
6- شیرآلات دستشویی باید چک شود. آن دسته از شیرهایی که خراب هستند و یا به دلیل رسوب گرفتگی آب از آنها به درستی خارج نمی شود ممکن است به تحریک آلت تناسلی فرد پرداخته و این فرد تصمیم بگیرد که خودارضایی خود را با استفاده از آب انجام بدهد. 
7- در مورد شیرهای آب سرویس های بهداشتی باشد گفته شود که استفاده از آب های پر فشار و بسیار داغ نیز می تواند به ایجاد این تحریک کمک کند. 
8- در سنین نوجوانی بهتر است نوجوان قبل از خواب شبانه غذای کمتر و سبکی را بخورند. 
9- داشتن تحرک جسمانی و ورزش کردن به دلیل اینکه کمک به تخلیه هیجانات اضافی فرد می کند،    می تواند به رساندن فرد به آرامش کمک کند. 
10-باید کودکان را از ابتدا به این مساله عادت بدهیم که به روی شکم نخوابند زیرا این حالت ممکن است به تحریک آلت تناسلی به ویژه در پسران کمک کند. 
11-والدین باید محیط زندگی کودک و نوجوان خود را به گونه ای فراهم کنند که در آرامش به سر برند و از ایجاد هر گونه اضطرابی به دور باشند. نحوه رفتار با فرزند بسیار مهم است و پیشنهاد می شود که والدین حتما دوره های فرزند پروری و ارتباط با نوجوان را بگذرانند. 
     12-لباس زیر کودک و نوجوان نباید تنگ، جسبان و یا پلاستیکی باشد. زیرا این موارد می تواند به تحریک    آلت تناسلی کودک کمک کند. 
 13-والدین باید مراقب انجام اعمال جنسی خود باشند. قبل از اینکه با یکدیگر رابطه زناشویی داشته باشید از اینکه کودکتان متوجه این مساله نمی شود خاطر جمع باشید. شنیدن صدای والدین در حین اعمال جنسی و یا حتی صدایی که ممکن است از تخت والدین در بیاید می تواند به کنجکاوی کودک کمک کند. 
14- کودکان باید حداقل دو ساعت قبل از خواب مایعات ننوشند و قبل از خواب به تخلیه مثانه خود بپردازند. زیرا پر بودن آلت تناسلی و فشاری که به مثانه وارد می شود می تواند به تحریک این ناحیه کمک کند. 
15- خوردن بیش از حد غذاهای محرک و تند می تواند مضر باشد. حتما بعد از خوردن این غذاها یک غذای خنک و به اصطلاح سردی به کودک یا نوجوان داده شود.