ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

شنبه, 27 شهریور 1395 16:49

بیگانگان در حیاط خلوت

 

بهایی ها در من و تو، بی بی سی و صدای آمریکا+ فیلم

 آیا می دانید بهایی ها چه برنامه ای برای شما دارند؟ این آش آنقدر شور است که صدای برخی از رسانه های ضد انقلاب هم درآمده است!

محسن بابایی- بخش ارتباطات تبیان
 بهاییت

رسانه های غربی ارزش هایی را ترویج می کنند که می توان در آنها به صورت مستقیم و غیر مستقیم رد پای نحله های فکری دست نشانده دول آنها را مشاهده کرد. روح مشترک  همه ی این پیام ها، مبتنی بر اومانیسم، مادی گرایی و لذت گرایی می باشد.
سبک زندگی غربی در فرا متن پیام ها و تولیدات این رسانه ها دیده می شود، نمایندگان این تولید محتوا افراد مختلف از فرقه ها و باورهای همسو با غرب هستنددر این بین نگاهی به ساختار منابع انسانی و تحلیل محتوای پیام رسانه های فارسی زبان ماهواره ای و  اینترنتی به طور خاص نقش بهایی ها را در مدیریت و چرخه تولید محتوای آنها نشان می دهد.
بهاییت دینی جعلی محصول صهیونیسم و غرب است. فرقه ای که توسط انگلیس راه اندازی شد تا ایران بیشتر همگام با غرب شود. عمق نفوذ بهایی ها در دوران پهلوی دیده میشد با این حال وجود این فرقه قبل از آن نیز مسبوق به سابقه است، برخی مورخان از دلایل مخالفت شیخ فضل الله با مشروطیت را ردپای این فرقه ضاله در پس آن جنبش عنوان می کنند. از آن زمان تا به حال خط اصلی فعالیت های بهایی ها ترویج افکار ضاله بهاییت و همچنین ترویج بی بند و باری و ضدیت با اسلام است.  خطی که اکنون درشبکه های ماهواره ای اغلب با مدیریت همین افراد مدیریت می شود.
 در ادامه رویکردهای مستقیم و غیر مستقیم و مشترک با دشمنان ملت ایران را  توسط این فرقه در رسانه ها مرور می کنیم:

بی بی سی فارسی

ریشه بهاییت در رسانه های اینترنتی و ماهواره ای فارسی زبان تنها محدود به خاک انگلیس نیست بلکه این فرقه در رسانه های فارسی زبان آمریکایی نیز نفوذ کرده است

"در این هنگام که خبر فرستی به وسیله رادیو به زبان فارسی از بریتانیای کبیر آغاز می‌شود، بنگاه رادیوی انگلستان به تمام گوش دهندگان ایرانی و فارسی زبانان درهر جای جهان که باشند درود می‌گوید"(1)
جمله ی بالا، صدای "بال یوزی" در لحظه افتتاح رادیو بی‌بی‌سی فارسی است؛ مدیر وقت این رادیو و از سران فرقه ضاله بهائیت. در واقع خشت بنای اولین رسانه فارسی زبان خارجی در ایران با سرمایه گذاری بهایی ها و کمک وزارت امور خارجه بریتانیا در سال 1319  بوده است.
ورود بهایی ها در رسانه ایران به این یک نفر ختم نشد و یوزی تشکیلات بهایی را در بی بی سی فارسی کادر سازی کرد. یوزی حتی بعد از خود دهقان عضوی دیگر از این فرقه را  جانشین خود کرد .
بهایی های دیگری هم در این رادیو بودند که از بین آنها شاداب وجدی، لطفعلی خنجی و باقر معین توانستند در نقش گوینده و تهیه کننده به بالاترین مقام برسند افرادی که نقش به سزایی در ایجاد بخش های دیگر داشتند.

 

بی بی سی و بهائیت
 
 


اما بهاییت از همان موقع در این رسانه ریشه دوانده و حال ردپای آن در شبکه ی ماهواره ای فارسی زبان این بنگاه خبرپرکنی بیش از گذشته دیده می شود. این مهم را علاوه بر ساختار منابع انسانی این شبکه در رپورتاژ آگهی های این رسانه برای این فرقه ضاله می توان مشاهده نمود به ویژه این رسانه  با اعزام خبرنگاران خود به سرزمین‌های اشغالی، سعی می کند تا با توسل به ترفندهای مختلف، چهره بهائیت را تطهیر كند.
• بهائیت، آیینی است که توسط بخش‌های سکولار جامعه اسرائیل …
• کسری ناجی از شمال اسرائیل گزارش می‌دهد …
• یکی از دوستان خوب من بهایی بود …
این‌ها رپورتاژ آگهی‌های خوش خدمتانه‌ای است که انگلیسی‌ها  در حمایت از دوستان بهائی از طریق شبکه "‌بی‌بی‌سی" بر روی آنتن می‌برند.
علاوه بر نیروی انسانی و برنامه ها جای دیگری که می توان دست بهایی ها را در پشت این رسانه دید، کمک های مالی افراد و بنیادهای بهایی به آن است که در کنار کمک های دولتی از مالیات انگلیسی ها قابل توجه است.
یکی از  شایعاتی که بعنوان نمونه در اینباره مطرح است مبنی بر کمک ۱ میلیون پوندی مرکز بهائیت در اسرائیل به این رسانه است . علاوه بر این کمک های ویژه، منابع موثق از کمک ۱ میلیون پوندی مرکز اصلی بهائیت در سرزمین های اشغالی (اسرائیل)، کمک ۷۵۰ هزار یورویی چند خانواده ثروتمند و معروف بهایی، و کمک یک میلیون و ۳۰۰ هزار پوندی انجمن یهودیان ایرانی لندن به شبکه بی بی سی فارسی خبر می دهند.

من و تو

شاید بتوان من و تو را بهایی ترین رسانه فارسی زبان ماهواره ای عنوان کرد. این رسانه بیشترین سهم را در ترویج اندیشه بهایی و اهداف ضد دینی دارد.
اوج آشکار سازی بهایی بودن این شبکه در آگهی ای که رها اعتمادی عضو این شبکه در وبلاگش بعنوان آگهی استخدام  منتشر کرد، خود را نشان داد. او شرط اصلی برای پذیرفته‌شدن به عنوان مجری در این شبکه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و آمادگی داشتن برای عریان شدن عنوان می‌کند.
رها اعتمادی که فردی بهایی زاده و از خانواده  نوکران و خدمتکاران دربار پهلوی است، از چند سال پیش با پشتیبانی همه جانبه و البته غیر علنی عوامل بی بی سی، گروهی به نام «جوانان بدون مرز» را برای ضدیت با جمهوری اسلامی ایران راه‌اندازی کرد و تمامی عناصر همسو با فرقه ضاله بهائیت و ضد جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و هسته اولیه من و تو را با آنها شکل داد. 
من و تو بر خلاف شبکه هایی چون بی بی سی خیلی مستقیم تر و صریح تر ارزش های  غربی و بهایی را جزو برنامه های خود قرار می دهد و در ترویج سبک زندگی غربی و ضدیت با اسلام  مانند بهایت جدی است.
رویکرد من و تو رد اینباره تا حدی است که مدیران شبکه های ضد انقلاب از جمله نادر رفیعی مدیر شبکه امید ایران، فرزان دلجو مدیر شبکه لایو و حمید احمدی مدیر شبکه آی سی‌سی بر ناسازگاری برنامه های این شبکه با فرهنگ مردم ایران اشاره داشته اند.

صدای آمریکا

باید با دقت با محتوایی که در شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی منتشر می شود مواجه شویم، چرا که رد پای بهاییت در بسیاری از رسانه ها و پیام های ضد دینی و غیر اخلاقی که مشاهده می کنید، دیده می شود.

ریشه بهاییت در رسانه های اینترنتی و ماهواره ای فارسی زبان تنها محدود به خاک انگلیس نیست بلکه این فرقه در رسانه های فارسی زبان آمریکایی نیز نفوذ کرده است. ریشه این نفوذ به حضور احمدرضا بهارلو نخستین رئیس بخش فارسی "صدای آمریکا" بر می گردد. او با اینکه چند بهایی نبود اما ارتباط خوبی با آنها و تمایل به نزدیکی به آنها داشت. او هسته اولیه از کسانی چون رامش راسخ، بهروز عباسی که از بهاییان نامدار در رادیو و تلویزیون دوران پهلوی در ایران بودند، استفاده کرد.
بعد از بهارلو این ارتباط قطع نشد و  شیلا گنجی از اعضای جامعه بهایی در سازمان ملل به عنوان ریس بخش فارسی بر کرسی مدیریت این شبکه در سال 2004 نشست،  او حلقه ی بهایی در این رسانه را وسعت بخشید. بعد ها ستاره درخشش که از مهره های اصلی ای بود که با ورود گنجی وارد این شبکه شد، خود در جایگاه گنجی نشست و همان خط را دنبال کرد.
وی هر چند باعث اخراج عده ای از این شبکه شد و خود در نهایت به دلیل افت کیفیت این رسانه به سرنوشت آنان دچار گشت اما نقش عمده ای در حفظ و تقویت بهاییت در این شبکه ایفا کرد. کارمندان اخراجی در اینباره می گویند او صدای امریکا را به صدای بهایی ها تبدیل نمود. درخشان در بدو ورود اکثر کسانی که بهایی بودن از جمله بهنود مکری، پریسا فرهادی، مهشید ندیری و نگار محمدی را در سمت خود ابقا و با بخشیدن مسئولیت های دیگر آنان را تقویت نمود.
 بهایی گرایی نکته ای است که به اذعان افراد دخیل همسو با این شبکه موجب ریزش مخاطبان آن شده است.
در واقع بهاییت مانند شبکه های دیگر در صدای آمریکا هم فقط در محتوای برنامه ها محدود نشده و فارغ از رپورتاژ آگهی های این شبکه در ساختار منابع انسانی نیز قابل مشاهده است.

رادیو فردا

خط بهاییت در رادیو فردا بیشتر در بطن برنامه ها و پوشش اخبار مربوط به این فرقه و افراد آن دیده می شود. بعنوان نمونه  وقتی دادستان وقت تهران به افرادی که با بهاییان ارتباطات دارند هشدار داد این رسانه در خبری با تیتر"هشدار مقام قضایی به افرادی که «با بهاییان ارتباط می‌گیرند»" می نویسد:
"در ادامه حملات مقام‌های جمهوری اسلامی به آیین بهایی و حامیان حقوق پیروان این آیین، دادستان کل ایران به «افرادی که با این فرقه ارتباط می‌گیرند» هشدار داده که باید منتظر عواقب قانونی خود باشند». دادستان کل کشور همچنین از آیین بهایی به عنوان «جمعیتی منحرف و ساخته و پرداخته انگلیس و اسرائیل» نام برده است."
 

 بهاییت

در ادامه این خبر، این رسانه برای این فرقه ضاله مظلوم نمایی کاملی همراه با معرفی آن منتشر می کند:
"فقهای شیعه و سپس حاکمان جمهوری اسلامی به شدت با این آیین مخالفت می‌کنند. در ۳۷ سال گذشته بسیاری از پیروان این آیین در ایران اعدام یا زندانی شدند. پیروان آیین بهایی همچنین از بسیاری از حقوق شهروندی مانند تحصیل در دانشگاه محرومند. ارتباط با دولت‌های خارجی یا جاسوسی برای آنها و به ویژه اسرائیل به دلیل قرار داشتن مقبره بهاءالله در حیفا، معمولاً یکی از اتهاماتی است که از سوی دستگاه قضایی و مقام‌های امنیتی ایران به پیروان آیین بهایی زده می‌شود."(2)

کلام آخر:

همانطور که مشهود است اهدافی چون ترویج اندیشه های بهاییت و ارزش های ضد دینی که هدف غرب است در محتوای برنامه ها به وضوح دیده می شود علاوه بر این رخنه بهاییت به برنامه ها محدود نشده و در ساختار اداری این موسسات نیز وجود داشته و دارد. و لاجرم با حضور این افراد این هدف، برنامه ریزی تر شده و عمیقتر دنبال خواهد شد. البته بهایی ها برای خود شبکه مستقل هم دارند اما مسلما هدف اصلی آنها دستیابی و تاثیر بر افکار عمومی از رویکرد غیر مستقیم و رسانه هایی چون من و تو و بی بی سی است. باید با دقت با محتوایی که در شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی منتشر می شود مواجه شویم، چرا که رد پای بهاییت در بسیاری از رسانه ها و پیام های ضد دینی و غیر اخلاقی که مشاهده می کنید، دیده می شود.
پی نوشت:
1-پیوند بی بی سی فارسی با فرقه ضاله بهائیت ، جام جم آنلاین، 1395
2- رپورتاژهای رادیو فردا برای فرقه اسرائیلی بهائیت، شهدای ایران، 1395 

undefined

 

آموزش عالی را نقطة تلاقی سه قلمرو فرهنگ، قدرت، و دانش تعبیر كرده اند. آموزش عالی در ظرف جامعه و فرهنگ عمل می كند و با آن دادوستد مستمر دارد، گرچه جریان رسمی آموزش معمولاً به كاركردهای ضمنی و پنهانی خود بی اعتناست، اما این امر نافی اهمیت ابعاد فرهنگی و اجتماعی آموزش نیست...

 
تاریخ، تدریس

آموزش عالی را نقطة تلاقی سه قلمرو فرهنگ، قدرت، و دانش تعبیر كرده اند. آموزش عالی در ظرف جامعه و فرهنگ عمل می كند و با آن دادوستد مستمر دارد، گرچه جریان رسمی آموزش معمولاً به كاركردهای ضمنی و پنهانی خود بی اعتناست، اما این امر نافی اهمیت ابعاد فرهنگی و اجتماعی آموزش نیست. تعلیم و تربیت ارائه یك سری مهارت های خنثی به دانشجویان نبوده و كاركرد آن آزمون گیری و صدور گواهی نامه نیست، بلكه دانشجویان را با گفتمان های جدید و نحوة كاركرد دانش در جامعه درگیر می كند. همچنین آموزش عالی موجب عمق بخشیدن به نگرش های علمی و فرهنگی، تعمیق فرهنگ گفت وگو، مدارا و كاركرد جمع، ارتقای تنوع غنای فرهنگی، و نظریه پردازی برای حل مسائل و بحران های جهانی می شود. بنابراین دانشگاه به منزلة نهاد پیشتاز در تحولات جامعه عمل می كند و از طریق رصدكردن تغییرات اجتماعی وفرهنگی، به ویژه در عرصة علم و فنّاوری، جامعه را برای تسلط بر رویدادهای آینده توانمند مهیا می كند.1 بدین ترتیب وجود نهاد دانشگاه و رونق آن نشان دهنده فرهنگ حاکم بر هر جامعه ای است. ایران بعنوان کشوری تاریخی محسوب می شود که از زمانهای باستان از نهاد دانشگاه و آموزش آکادمیک برخوردار بوده است و این نهاد مهم اجتماعی- فرهنگی همواره نقش بی بدیلی در تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشته است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1359 لایحه قانونی تشكیل شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی به تصویب شورای انقلاب رسید و به دنبال آن به منظور ایجاد تحولی اساسی در دانشگاهها و به درخواست دانشجویان مسلمان و انقلابی ستادی با عنوان ستاد انقلاب فرهنگی با فرمان امام خمینی (ره) تشكیل شد

سابقه ی آموزش عالی در ایران به زمان های بسیار قدیم باز می گردد، به گونه ای که تاریخ نگاران کهنسال ترین دانشگاه جهان را «جندی شاپور» معرفی می کنند. این دانشگاه که در دوران قبل از اسلام به وجود آمد و شهرت جهانی یافت و به شاهپور اول - پادشاه ساسانی - منسوب بوده، از قرن چهارم تا دهم میلادی تداوم داشته است. دانشگاه جندی شاپور یا گندی شاپور از لحاظ آموزش و تحقیق در فلسفه و طب شهرت داشت. این دانشگاه دامنهء علوم آن روز را وسعت بخشید و با تلفیق نکات مثبت از روش های یونانی و هندی، قوانینی وضع کرد که در دنیای آن روز روش نوین علم پزشکی بود. با ظهور اسلام و توسعه ی معارف اسلامی، این مرکز بزرگ علمی به تدریج اهمیت و اعتبار خود را از دست داد تا آنکه در حدود قرن پنجم هجری، خواجه نظام الملک (ابوعلی حسن بن اسحق) به ترویج علم و هنر و تأسیس مدارس عالی همت گمارد. او در سال 485 هجری، ساختمان نظامیه ی بغداد را آغاز کرد و در شهرهای دیگر ایران نیز -- از قبیل نیشابور، بلخ، هرات، آمل، اصفهان و ...-- دست به تأسیس مدارس عالی موسوم به «نظامیه» زد، که مهمترین و معروف ترین آنها مدارس بیهقیه و سعیدیه بود و مواد درسی آن شامل فقه، حدیث، تفسیر، علم حساب و پزشکی می شد. در دوره ی صفویان، موجبات وحدت ملی، از طریق وحدت در عقاید مذهبی فراهم آمد و مدارس عالی دینی به منظور تربیت مبلغان مذهب جعفری و معلمانی که بتوانند فرایض دینی را به کودکان و جوانان بیاموزند و آنان را به آداب تشیع آشنا کنند، بنیان گذاری شد. در مدارس عالی دوره ی صفوی، طلاب علوم دینی به تحصیل فقه، اصول، معانی و بیان، علم کلام و شرعیات اشتغال داشتند. از هنگام تأسیس دانشگاه جندی شاپور تا زمان تشکیل دولت صفویه، آموزش عالی سنتی ایران همواره نیازمند حمایت دولت ها بوده و به همین جهت همگام با تحولات سیاسی، دچار فراز و نشیب می شده است. حاکمان حکومت صفویه در پرتو وحدت سیاسی و مذهبی که به ارمغان آوردند، سیستمی را بنیان گذاری نمودند که به موجب آن، مردم خودشان داوطلب ایجاد، اداره و حفظ مدارس شدند و این نظام تا به امروز در آموزش عالی کما بیش به همان نحو عمل می کند.2 
برخورد ملت ایران با ملل اروپایی، بخصوص در اثر تجاوز کشورهای روسیه و انگلستان در اوایل قرن سیزدهم هجری، پیامد مهمی برای ایران داشت. اولیای امور دریافتند که ایران از قافله ی تمدن، به خصوص در زمینه های مختلف علوم، فنون و صنایع، به کلی عقب مانده است و برای مقابله با تجاوز کشورهای غربی، راه چاره را در این دیدند که هر چه سریع تر به کسب علوم و فنون غربی همت گمارند، لذا این فکر را از دو طریق به مرحله ی عمل گذاردند؛ در مرحله ی اول با اعزام محصلان ایرانی به خارج برای کسب علوم جدید و در مرحله ی دوم با استخدام مشاوران خارجی برای تعلیم و تربیت ایرانیان در رشته ها و فنون علمی جدید. هسته ی اولیه ی تعلیمات عالیه ی نوین در ایران با ایجاد مدرسه ی دارالفنون شکل گرفت. در سال 1266 ه   . ق میرزا تقی خان امیرکبیر در گوشه ای از ارگ تهران بنای مدرسه ای را به سبک مدارس عالیه ی اروپا شروع کرد و آن را دارالفنون نامید. 3 قبل از تاسیس دانشگاه تهران ، مراکز علمی به صورت پراکنده و جدا از یکدیگر قرار داشتند ، اما بعدها به منظور تمرکز مدارس عالی در یک محدوده معین و برای آنکه تعلیمات عالیه در ایران بر پایه اساسی استوار گردد و امور آموزشی و علمی مدارس عالیه تحت نظم و تربیت معینی درآید ، تأسیس دانشگاه تهران درخرداد ماه 1313 به تصویب مجلس رسید . ازسال 1326 ش با تأسیس دانشگاه تبریز ، دولت به فکر ایجاددانشگاه هایی در شهرستان ها افتاد . در تاریخ سوم خرداد ماه 1328 بنا به تصویب مجلس ، به وزارت فرهنگ اجازه داده شد که در شهرستان های مشهد ، اصفهان ، شیراز و هر شهرستان دیگری که وزارت فرهنگ لازم بداند ، به تدریج دانشگاه تأسیس نموده و دانشگاه تبریز را تکمیل و در اهواز اقدام به تأسیس دانشکده پزشکی نماید . از سال 1332 تا 1341 دانشگاه اهواز ،ملی ، مدرسه عالی نقشه برداری ، مدرسه عالی ادبیات و زبان های خارجی دانشکده پلی تکنیک و انیستیتو خواروبار به وجود آمدند. آموزشگاه عالی بهداری مشهد که در سال 1318 و آموزشگاه های بهداری اصفهان و شیراز که هر دو در سال 1325 تأسیس یافته بودند ، به ترتیب هسته های نخستین ایجاد دانشگاه های مشهد ، اصفهان و شیراز را تشکیل دادند . دانشگاه شیراز که در سال 1335 رسمیت یافته بود ، در سال 1341 با ارائه طرفی نوین تبدیل به دانشگاه پهلوی شد و از سال 1340 به بعد ، دولت اجازه تأسیس مدارس عالی به اشخاص و هیأت های خصوصی را هم صادر کرد . بدین ترتیب تا سال 1357 تعداد دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالی کشور به 23 دانشگاه و 206 موسسه آموزش عالی در دوره های روزانه ، شبانه و در سطوح مختلف تحصیلی بالغ گشت .4

در دوره ی صفویان، موجبات وحدت ملی، از طریق وحدت در عقاید مذهبی فراهم آمد و مدارس عالی دینی به منظور تربیت مبلغان مذهب جعفری و معلمانی که بتوانند فرایض دینی را به کودکان و جوانان بیاموزند و آنان را به آداب تشیع آشنا کنند، بنیان گذاری شد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1359 لایحه قانونی تشكیل شورای عالی فرهنگ و آموزش عالی به تصویب شورای انقلاب رسید و به دنبال آن به منظور ایجاد تحولی اساسی در دانشگاهها و به درخواست دانشجویان مسلمان و انقلابی ستادی با عنوان ستاد انقلاب فرهنگی با فرمان امام خمینی (ره) تشكیل شد كه این ستاد بزرگترین نقش را در سیاستگذاری فرهنگی و آموزشی كشور به عهده گرفت. در مرداد 1364 با تصویب قانون " تشكیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی"، كلیه اختیارات، وظایف و مسوولیتهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آموزش پزشكی به وزارتخانه جدید انتقال یافت. وزارت فرهنگ و آموزش عالی در تاریخ 3/2/1379 به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی كشور، به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تغییر نام داد و وظایف برنامه ریزی، حمایت و پشتیبانی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارتخانه مذكور افزوده شد.5 پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحولات عمده ای در آموزش عالی ایران ایجاد گردید و تعداد دانشگاهها و دانشجویان چند برابر گردید. به طور کلی می بایست تاریخ آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی را به سه دوره مجزی تقسیم بندی کرد.
دورة اول: این دوره با پیام نوروزی امام خمینی)ره( در سال 1359 آغاز می شود. ایشان در آن پیام بر ضرورت ایجاد انقلاب اسلامی در دانشگاهها ، تصفیه استادان وابسته به شرق و غرب و تبدیل دانشگاه به محیطی سالم تصریح كردند . وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی وقت نیز  بر دگرگونی آموزش عالی و دانشگاه ها به صورت كامل تأكید داشت. به هر صورت، با توجه به پیام امام و نظر مسئولان عالی انقلاب و شرایط موجود در دانشگاه ها و درخواست شدید دانشجویان انقلابی، دانشگاه ها تعطیل شد و ستاد انقلاب فرهنگی برای بررسی مشكلات و تغییر برنامه ها و تطبیق آن ها با اهداف انقلاب اسلامی و بازسازی آموزش عالی به وجود آمد.
دورة دوم:  در این دوره برای احیای مجدد آموزش عالی و سازش دادن برنامه و كار و مدیریت و ... با اهداف انقلاب، كاهش وضع آموزش عالی در ابعاد گوناگون زیر را شاهدیم:
1. كاهش مراكز آموزشی؛
2. كاهش پذیرش دانشجو؛
3. كاهش اعزام دانشجو به خارج از كشور؛
4. كاهش استاد؛
5. تعطیلی آموزش از راه دور؛
6. كاهش بودجه.6

دورة سوم:  این دوره به افزایش مراكز آموزش عالی و دانشگاه ها معروف است. در دورة سوم تحول آموزش عالی، آموزش از راه دور یا نیمه حضوری در قلمرو وسیع و متنوعی از كشور از جمله استان های محروم و شهرهای كوچك گسترش یافت. در كنار این مسئله دوره های شبانة دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی كشور شكل گرفت و عدة قابل ملاحظه ای دانشجو در رشته های شبانه پذیرفته شدند.7 دانشگاه آزاد نیز رونق پیدا کرد و دانشگاه پیام نور ایجاد شد و بنابراین تعداد دانشگاهها و دانشجویان به یکباره چندبرابر گردید. بدین ترتیب و طبق گفته مدیرکل گسترش آموزش عالی ایران تا سال 1390 تعداد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ایران به قرار زیر افزایش پیدا کرد.

تعداد مراکز آموزش عالی و دانشگاههای ایران تا سال 1390(8)

 

دانشگاهها و موسسات آموز شی وابسته به وزارت علوم  مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت آموزش و پرورش موسسات آموزش عالی وابسته به سایر دستگاههای اجرایی  واحدهای دانشگاه پیام نور واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی  موسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی 
 واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی 
جمع
2390 385 295 739 550 28 274 119


جدول سهم مقاطع از آموزش عالی(9)

 

سهم (وضع مطلوب) سهم (وضع موجود)  مقطع تحصیلی 
1/2 0/62  دکتری
 11/3 6/32 کارشناسی ارشد
1/5 0/43  دکتری حرفه ای
37 66/82  کارشناسی
49 27/81  کاردانی

پی نوشت ها
1. اصغر باقری و موسی کریم اف،" تحلیلی نقادانه از روند تاریخی آموزش عالی در ایران"، مجله جامعه پژوهی فرهنگی، سال چهارم، شماره اول، بهار 1392، ص 24.
2. http://darghoranjarolya.parsiblog.com/Posts/620
3. http://darghoranjarolya.parsiblog.com/Posts/620
4. http://www.ihoosh.ir/article/10334/
5. ویکی پدیا
6. اكرمی، سیدرضا،آموزش عالی و انقلاب اسلام ، ی تهران: بنیاد دانش نامة فارسی،1383، ص46.
7. باقری و کریم اف، پیشین، ص 43.
8. http://www.unp.ir/news/university/university-news/12377
9. http://www.unp.ir/news/university/university-news/12377

 

پنج شنبه, 25 شهریور 1395 10:09

نقش والدین در ازدواج فرزندان

 

باید تصمیم گیری های کوچک را به فرزندان آموخت تا در زمان تصمیم گیری های بزرگ بتوان به فرزندان اعتماد کرد. یکی از این تصمیمات مهم ، تصمیم برای ازدواج است. ازدواج چیزی است که تمام افکار آدمی را به خود مشغول می سازد. ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می دارد. این اقدام می تواند تمام زندگی یک فرد را از نو بسازد و یا خراب کند. می تواند باعث رشد همه جنبه از اخلاق فرد گردد و یا وی را تبدیل به انسانی افسرده و شکست خورده کند.

مریم عطاریان-بخش کلوب ازدواج تبیان
عشق

همانطور که فرزندان به سمت بزرگسالی می روند باید تصمیم گیری را یاد بگیرند و انتخاب کردن را تمرین کنند و با پیامد انتخابشان مواجه شوند. دستور دادن های والدین مانع از یادگیری فرزندان می شود. تسلیم شدن نیز تصمیم گیری را به فرزندان یاد نمی دهد.
وقتی والدین دست از کنترل فرزندان بردارند آنها شروع به تغییر می کنند. اما تغییر هیچگاه یک شبه اتفاق نمی افتد. ممکن است کارها ابتدا بدتر شود و سپس رفته رفته بهبود یابد. وقتی والدینی که قبلا تسلیم می شدند ، علاقه و توجه نشان دهند، فرزندان احساس می کنند والدینشان آنها را بیشتر دوست دارند و احترام بیشتری برایشان قایل هستند. به این ترتیب فرزندان به تدریج می توانند به والدینشان بیشتر اطمینان کنند. البته باز هم تاکید می کنیم که این تغییرات یک شبه رخ نمی دهد و احتمال دارد کمی طول بکشد تا فرزندان احساس مسئولیت کنند.
باید تصمیم گیری های کوچک را به فرزندان آموخت تا در زمان تصمیم گیری های بزرگ بتوان به فرزندان اعتماد کرد.

یکی از این تصمیمات مهم ، تصمیم برای ازدواج است.

متاسفانه برخی خانواده ها با پیاده نمودن الگوهای غلط معاشرتی و هزینه ای، مانعی بر سر راه ازدواج به موقع و آگاهانه جوانان قرار داده اند، لذا باید برای رهایی، از این رسوم غلط فرهنگ سازی لازم است.

ازدواج چیزی است که تمام افکار آدمی را به خود مشغول می سازد. ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می دارد. این اقدام می تواند تمام زندگی یک فرد را از نو بسازد و یا خراب کند، ممکن است وجود و شخصیت وی را بنا کند و یا متلاشی سازد. می تواند باعث رشد همه جنبه از اخلاق فرد گردد و یا وی را تبدیل به انسانی افسرده و شکست خورده کند.
ازدواج ارتباطی است که دارای ویژگی های بی نظیر و گسترده ای است. به عبارت دیگر همزیستی زوجین در درون خانواده موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرار داد ناشی از آن دارای نوعی تقدس است.
 البته نقش پدر و مادر در زندگی هر فردی آنقدر پر رنگ و واضح است که نیازی به توضیح ندارد. اما گاهی شرایطی به وجود می آید که لازم است والدین به ایفای نقش متفاوتی پرداخته و علاوه بر پدر یا مادر بودن ، در جایگاه یک دوست، مشاورو غم خوار نیز برای جوان خود ظاهر شوند. یکی از این جایگاه ها زمانی است که خانواده به ثمر نشسته و فرزندان در سن ازدواج قرار گرفته اند.

بر همین اساس است که خانواده ها در امر ازدواج مهمترین راهنما برای فرزندانشان محسوب می شوند و خانواده هایی که توانایی برقراری ارتباط خوب با جوان خود را دارند ؛ لازم است مواردی را حتما مد نظر داشته باشند:

فقط پیشنهاد دهنده باشید

والدینی که سعی می کنند دنیا و به خصوص مسیر ازدواج را از زاویه دید  جوان خود نگاه کنند، و با فرزند در مسیر ازدواج خود هم قدم شده و احساس درونی او را جستجو کنند؛ می توانند او را به یک ازدواج موفق رهنمون سازند. در یک جمله بهتر است اینگونه بیان شود که لازم است تا والدین دنیا را از دید فرزند خود ببینند تا میزان علاقه او به فرد مورد نظرش یا به زندگی آینده اش را درک کنند.

والدین باید سعی کنند در چنین زمانی در نقش یک پیشنهاد دهنده ظاهر شوند و به صورت بدون تاکید و خیلی دوستانه منظور خود را در قالب یک پیشنهاد برای فرزند خود اعلام کنند.

به فرزند‌تان فرصت انتخاب بدهید

پدر و مادر نقش یک راهنما و کمک ‌دهنده را برای فرزندان خود دارند. در زمان گذشته به دلیل آن‌که محرک‌های بیرونی کمتر بوده است، اگر پدر و مادر برای ازدواج فرزند تصمیم می‌گرفتند، احتمال موفقیت فرزندان در زندگی مشترک بیشتر بود. اما در جامعه امروز ما به دلیل محرک‌های خارجی توقعات هر دو جنس برای همسرگزینی بالا رفته است لذا فرصت دادن به فرزندان برای این انتخاب مهم بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

فرزندان را به حال خود رها نکنید

برخی والدین بر این عقیده‌اند که اگر در زندگی فرزندشان دخالت کنند، احتمال این‌که فرزند بعدها مشکلات و کمبودهای زندگی خود را از چشم آنها ببیند، زیاد است. بنابراین فرزند را در سن ازدواج آزاد می‌گذارند تا خود تصمیم گرفته و برای خود همسریابی کند، اما به گفته نصیر عابدینی، این‌که پدر و مادر به جای فرزند تصمیم‌گیری کنند یا آن‌که فرزند را به حال خود رها کنند هر دو کاری نادرست

زیبایی‌های زندگی مشترک را برای فرزندان بیان کنید

یکی از راهکارهای مهم در امر تشویق جوانان به ازدواج، بیان شیرینی‌های زندگی مشترک برای جوانان است. البته موفقیت در این امر منوط به ان است که واقعا خود والدین نیز یک عمر با گذشت و فداکاری و رضایت در کنار هم زندگی کرده باشند و الگوی عملی خوبی برای فرزندان خود باشند.

فرهنگ ساده‌زیستی را برای فرزندتان نهادینه کنید

گاهی شرایطی به وجود می آید که لازم است والدین به ایفای نقش متفاوتی پرداخته و علاوه بر پدر یا مادر بودن ، در جایگاه یک دوست، مشاورو غم خوار نیز برای جوان خود ظاهر شوند. یکی از این جایگاه ها زمانی است که خانواده به ثمر نشسته و فرزندان در سن ازدواج قرار گرفته اند.

گرایش به تجملات، سخت ‌گیری خانواده‌ها مانع از شکل گیری ازدواج‌ها آسان در کشور شده و تاخیر در ازدواج سبب افزایش بی‌بند و باری در جامعه می‌شود.
 متاسفانه برخی خانواده ها با پیاده نمودن الگوهای غلط معاشرتی و هزینه ای، مانعی بر سر راه ازدواج به موقع و آگاهانه جوانان قرار داده اند، لذا باید برای رهایی، از این رسوم غلط فرهنگ سازی لازم است.
با توجه به  اینکه امروز افزایش تجملات و هزینه های بی مورد موجب فرار برخی جوانان از ازدواج به موقع شده، خانواده ها باید با نهادینه سازی الگوی ازدواج آسان و به موقع، جوانان را یاری کنند و زمینه ساز این سنت نیکوی اجتماعی باشند.
ازدواج هسته اول ایجاد خانواده و به نوبه خود، واحدی در سنگ بنای جامعه انسانی است. ازدواج زمینه ساز مطلوب ترین فرصت برای زیباترین تلاقی چشم ها، گیراترین تبادل كلام ها، استوارترین گام ها، تجلی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین كانون نزد خالق متعال است. 
ازدواج ، به وجودآورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت و ایثار است. این پیوند مقدّس، روان پرالتهاب و مضطرب جوان را به ساحل آرامش نزدیك می كند و او را در دریایی از صفا و مودّت غوطه ور می سازد و موجب می شود تا این دو همسر جوان در كنار همدیگر، با نشاط زندگی مشترك را آغاز كنند. البته این نتیجه وقتی حاصل می گردد كه در انتخاب همسر و تشكیل خانواده، معیارهای شرعی و اخلاقی و منطقی رعایت شود. 
به همین دلیل است که نقش والدین در بروز یک ازدواج موفق بسیار ارزشمند است و والدین باید تمام امکانات مادی و معنوی خود را به درستی به کار برند تا از فرزندان خود به درستی حمایت کرده و فرصت یک ازدواج سرشار از سلامت و موفقیت را رقم زنند.
برای اطلاع از طرح همسان گزینی تبیان اینجا کلیک کنید

پنج شنبه, 25 شهریور 1395 09:43

فرار از مرگ جاهلی

 

می توانیم جاهلانه نمیریم!

تحریف یکی از ابزار دشمن جهت بی اثر کردن پیامی است که نمی تواند انکارش کند. هنگامی که مشاهده می کردند تاثیر کلام  پیامبر چقدر بر مردم عمیق است، او را متهم به سحر و جادو می کردند تا اذهان عمومی را اینگونه از اعجاز کلام حضرت منحرف کنند. مقوله عمیق و ریشه دار مهدویت نیز یکی از این مواردی است که از این ترفند دشمن آسیب ها دیده است.

 

مرگ جاهلیت

 

تحریف یکی از ابزار دشمن جهت بی اثر کردن پیامی است که نمی تواند انکارش کند. به عنوان مثال هنگامی که مشاهده می کردند تاثیر کلام پیامبر چقدر بر مردم عمیق است و نمی توانستند این اثر را انکار نمایند، او را متهم به سحر و جادو می کردند تا اذهان عمومی را اینگونه از اعجاز کلام حضرت منحرف کنند. مقوله عمیق و ریشه دار مهدویت نیز یکی از این مواردی است که از این ترفند دشمن آسیب ها دیده است.

روایتی متواتر از رسول اکرم صلی الله علیه و آله

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. پیامی صریح و روشن  که بر اساس آن جریان حق از باطل جدا و منفصل می گردد. روایت در نگاهی دقیق، نه زندگی فرد، بلکه مرگ او را جاهلی معرفی می کند تا از این طریق کیفیت زندگی ابدی او را نیز به تصویر بکشد. مرگ جاهلی هر چند ما حصل و عصاره زندگی جاهلی است، اما از طرف دیگر آغاز و تولدی است برای حیات اخروی با رنگ و بوی جاهلی. آن کس که در دنیا چشم خود را به روی حقیقت می بندد، طبیعی است که در آخرت کور و نابینا محشور شود.

تحریف روایت

كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه می گوید، مراد از امام زمان در این دوران، حجت بن الحسن المهدى علیه السلام است ولی عامه می گویند: مراد از امام هر سلطان و زمامداری است كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست

من  مات  و لم  یعرف  امام زمانه مات میتة جاهلیة «كسى كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت است» شیعه می گوید، مراد از امام زمان در این دوران، حجت بن الحسن المهدى علیه السلام است ولی عامه می گویند: مراد از امام هر سلطان و زمامداری است كه بر مردم حكومت كند، چه عادل باشد یا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ایشان بر هیچ خردمندى پوشیده نیست، زیرا شناختن سلطان ظالم چه تأثیرى در ایمان و عقاید دارد تا كسى كه او را نشناخت و مرد همانند مردم زمان جاهلیت باشد ( أصول الكافی / ترجمه مصطفوى ؛ ج 2 ؛ ص131) چنین تعابیر مغرضانه یا جاهلانه ای است که عبدالله بن عمر را شبانه به سوی منزل حجاج می کشاند. چون حجّاج داخل مكّه شد و ابن زبیر را بدار زد عبد اللّه ابن عمر شبانگاه نزد او آمده گفت: دستت را بده تا براى عبدالملك با تو بیعت نمایم كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیّة؛ یعنى كسی كه بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد مانند مردن زمان جاهلیّت مرده، پس حجّاج پایش را دراز كرده گفت بگیر پایم را و بیعت كن زیرا دستم به كار است.(ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام) ؛ ج 6 ؛ ص1214)

منظور از جاهلیت چیست؟

با مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام نکته ای ظریف در باب مفهوم جهل و جهالت بدست می دهد که در سایه آن ریشه هر گونه تحریفی از این روایت خشکانده می شود. در بیانی دقیق و عمیق جهل در روایات مقابل عقل قرار داده شده و جاهلان فاقدان عقل معرفی شده اند. (مراجعه شود به اصول کافی روایت جنود عقل وجهل) در این تعبیر ممکن است کسی دانش فراوان داشته باشد اما همچنان در زمره جاهلان قرار بگیرد. همچنان که در طول تاریخ شاهد نمونه های بسیاری از این دست بوده ایم. به عنوان نمونه رسول اکرم صلی الله علیه واله می فرمایند: «خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل نبخشیده است. زیرا خوابیدن عاقل از شب بیداری جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل-بسوی حج و جهاد- بهتر است. (اصول کافی،ترجمه مصطفوی،ج1،ص14) در واقع جاهل کسی است که در سایه عدم بهره مندی از نور عقل، قدرت تشخیص سره از ناسره و درست از نادرست را ندارد. معیار عمل چنین فردی در عرصه های مختلف یا گمان خویش است یا عقیده و آرای آبا و اجداد یا رأی و نظر اکثریت. به همین علت است که شب بیداری او دارای ارزشی نیست چون معیار عملش ارزشمند نیست. در واقع عبارت مرگ جاهلی اشاره دارد به زیستنی فاقد معیار و شاخص و حشر و برانگیخته شدنی متناسب با آن.

حقیقت عقل

با مراجعه به روایات اهل بیت علیهم السلام نکته ای ظریف در باب مفهوم جهل و جهالت بدست می دهد که در سایه آن ریشه هر گونه تحریفی از این روایت خشکانده می شود. در بیانی دقیق و عمیق جهل در روایات مقابل عقل قرار داده شده و جاهلان فاقدان عقل معرفی شده اند

عقل از جمله واژگانی است که در لسان آیات و روایت به وفور برای بیان و شرح حال بهشتیان و جهنمیان مورد استفاده قرار گرفته و استفاده یا عدم استفاده از آن به عنوان اصلی مهم تذکر داده شده است. «انّ شرّ الدّوابِّ عندالله الصّمّ البکم الذین لایعقلون» (انفال/22) زیرا در سایه تعقل است که انسان راه را از بیراهه، نور را از ظلمت و هدایت را از ضلالت تشخیص می دهد. عقل است که یافته های ذهنی ما را با موازین الهی تطبیق داده، درستی و نادرستی آن را کشف و معیارهای صحیح زندگی را بدست می دهد. عدم بهره مندی از این ابزار است که انسان را در ظلمت و تاریکی جهل فرو می برد. «الامام الصادق علیه السلام فی جواب من قال له: ما العقل ؟ قال: ما عبد به الرّحمان و اكتسب به الجنان» امام صادق علیه السلام- در پاسخ این پرسش كه «عقل چیست؟» گفت: عقل همان (نور و نیروى باطنى) است كه خداپرستان خدا را به وسیله آن [مى شناسند و] مى پرستند و صالحان راه رسیدن به بهشت را به راهنمایى آن مى پیمایند» (الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص228) رمز و راز این هدایت و رهبری به سمت نور در روایتی معروف از علی ابن ابی طالب علیه السلام (مراجعه شود به اصول کافی/ترجمه مصطفوی؛ج1؛ص11) است که حیا و دین را همراه همیشگی عقل معرفی می فرماید. لذاست که صاحبان عقل، صاحبان دین و حیا خواهند بود.

 

کدام امام رها کننده از جهل است؟

باتوجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت خود قرار قرار گیرند. أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام : «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ، وَبِنَا عُرِفَ اللَّهُ، وَبِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالى» (صافى در شرح كافى [ملا خلیل قزوینى] ؛ ج 2 ؛ ص485) امامی که برای انجام ماموریت بزرگ خویش، تایید شده از جانب خداوند باشد. طبق روایت معروف «اثنی عشر خلیفة» از رسول اکرم صلی الله علیه واله امامان دوازده گانه، کسانی هستند که شناخت یا عدم شناخت نسبت به ایشان تعیین کننده نوع مرگ و آغاز زندگی جاودان خواهد بود و روایت ذکر شده در صدر مقاله مصادیقی جز این بزرگواران نخواهد داشت.

خلاصه سخن

هر کس که اندک آشنایی با مباحث امامت داشته باشد قطعا روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» را شنیده است و در قطعیت صدور آن تردیدی ندارد. با توجه به نکات ذکر شده جای هیچ گونه توجیه و تحلیلی غیر از این برای روایت متواتر ذکر شده نمی ماند که امام مورد نظر، امامی است مشخص و معصوم که در سایه رهبری و ولایت او دین به تمامه در جامعه احیا شده و بندگان در مسیر عبودیت قرار گیرند.

شنبه, 20 شهریور 1395 10:07

خستگی یا بیماری

 

بیماری هایی که خستگی می آورند

هر چند که خستگی در اثر عواملی مانند خواب ناکافی و یا فشار کاری و ... طبیعی است، اما گاهی می تواند نشانه ی یک مشکل جدی تر مانند یک بیماری باشد. زمانی که سیستم ایمنی بدن در حال مبارزه با یک بیماری است، نیاز به انرژی دارد. پس این موضوع تعجب آور نیست که در هر نوع بیماری احساس خستگی کنید.

زینب حکیمی - بخش سلامت
خستگی

کم کاری تیروئید

تیروئید یک غده ی کوچک واقع در جلوی گردن است که همه چیز، از سطح انرژی گرفته تا متابولیسم و عملکرد سیستم ایمنی بدن را تنظیم می کند. مشکلات تیروئید در جهان  بسیار شایع است و در ایران نیز شاهد آمار بسیار بالای مبتلایان به کم کاری تیروئید هستیم.
در حالی که خستگی اولین و برجسته ترین علامت کم کاری تیروئید است، افزایش وزن، یبوست، خشکی پوست و احساس سرمای دائمی نیز از علائم این بیماری هستند که باید مراقب آن ها باشیم.

نارسایی غده فوق کلیه

در حالی که این بیماری کمتر از کم کاری تیروئید دیده می شود، اما دومین بیماری غدد درون ریز است که افراد مبتلا به آن، از خستگی شاکی هستند.

در دیابت، بدن در حال تلاش برای کنترل میزان قند خون است و به همین جهت فرد احساس خستگی شدید می کند

در این مشکل غدد آدرنال یا فوق کلیه، به خوبی کار نمی کنند و بدن فرد به اندازه ی کافی کورتیزول نخواهد داشت.

سرگیجه، کاهش وزن، درد شکم، اسهال و بروز تکه های تیره پوست ، از علائم نارسایی آدرنال هستند.

سندرم خستگی مزمن

مشخصه ی این بیماری، خستگی ناتوان کننده است. زندگی فرد مبتلا به این بیماری مختل می شود و او قادر به انجام تقریبا هیچ کاری نخواهد بود. حدود 25 درصد افراد مبتلا، ناچار به بستری شدن و یا ماندن در خانه هستند. رنج و درد و تفکر مه آلود از علائم سندروم خستگی مزمن می باشند. این بیماری به احتمال زیاد با یک التهاب غیر قابل کنترل آغاز می شود.

کم خونی

کم خونی یک بیماری است که در آن گلبول های قرمز خون به اندازه ی کافی سالم و قادر به حمل اکسیژن نیستند. کمبود آهن و یا ویتامین ب12 ، قاعدگی های سنگین و پولیپ از علل شایع این بیماری هستند. خستگی و رنگ پریدگی پوست در این بیماری دیده می شود. کم خونی علائم مشترکی نیز نشان می دهد که شامل شکنندگی ناخن ها، ضربان تند قلب، سرگیجه و سردرد است.

دیابت

دیابت

خستگی همراه با تشنگی بیش از حد و تکرر ادرار، اغلب یکی از اولین و ماندگارترین علائم دیابت است. در این بیماری، بدن در حال تلاش برای کنترل میزان قند خون است و به همین جهت فرد احساس خستگی شدید می کند.

افسردگی بالینی

افسردگی یک اختلال مغزی است که می تواند به خلق و خوی پایین و خستگی فلج کننده منجر شود. افسردگی هنوز کمی ناشناخته است، پس نمی توان گفت که دقیقا خستگی آن ناشی از چیست.

تمام افراد مبتلا به آپنه ی خواب در طول روز احساس خستگی می کنند

خستگی ناشی از افسردگی می تواند فرد را خانه نشین کند و میل او برای انجام های کارهای حتی ساده را کم کند.

احساس غم و اندوه، کاهش اشتها و مشکلات تمرکز ذهن از علائم همراه می باشند.

اندوکاردیت

اندوکاردیت، عفونت یا التهاب قلب است. عفونت باکتریایی از طریق خون به پوشش داخلی قلب می رسد و به آن متصل می شود. افرادی که قبلا دچار بیماری قلبی شده اند و یا دریچه ی مصنوعی در قلب خود دارند، در معرض خطر هستند. تب و لرز از علایم شایع این بیماری هستند. درمان شامل درمان آنتی بیوتیکی و همچنین در برخی موارد عمل جراحی می باشد.

آپنه خواب

راه های هوایی تنگ و یا بسته، موجب تنفس کم عمق و یا توقف موقتی تنفس در هنگام خواب می شود. گاهی توقف تنفس تا یک دقیقه طول می کشد و فرد سعی می کند با خروپف یا سرفه مشکل را حل کند. هر چند این بیماری خطرناک نیست، اما تمام افراد مبتلا به آپنه ی خواب در طول روز احساس خستگی می کنند.

شنبه, 20 شهریور 1395 09:57

زشتی در زیبایی

 

چیزهایی که شما را زشت می کند

همه ما به دنبال زیبایی هستیم و مقالاتی که راه کارهای زیباتر شدن را بررسی می کند و رمز و راز جوانی را بازگو می کند، را می خوانیم، اما چه چیزهایی ما را زشت می کند؟

زینب عشقی - بخش زیبایی تبیان
زیبا

جوانی را در نظر بگیرید که روی ظاهر خود بسیار حساس است و یک ملاقات کاری و یا احساسی دارد، او تمام چیزهایی که می داند برای زیباتر شدن و خوش تیپ تر شدنش لازم است را رعایت می کند، اما احساس می کند یک چیزهایی کم است و همه چیز سر جایش نیست.
در اینجا به شما چیزهایی را نشان می دهیم که شما را از سکه می اندازد، پیرتر نشانتان می دهد و اصطلاحا شما را زشت می کند.

دندان هایی زرد و کثیف

خانومی بود در نهایت ثروت، اما همیشه مشخص بود که ناهار چه خورده است! می دانید از کجا؟ از باقی مانده ی غذا روی دندان هایش! حتما بعد از غذا و قبل از خروج از خانه و رسیدن به قرار ملاقاتتان، از نخ دندان استفاده کنید و مسواک بزنید.
 لازم به یادآوری نیست که استفاده از سیگار دندان هایتان را زرد می کند؟ اگر می خواهید دندان هایتان سفید و زیبا و درخشان باشد، سیگار را کنار بگذارید و هر شش ماه یکبار به دندان پزشک مراجعه کنید.

بوی بد

خیلی ها عادت دارند که هر شنبه تمام لباس هایشان را عوض می کنند، اما در شاید پوشیدن یک لباس آنهم در یک هفته خیلی درست نباشد، حداکثر سه روز برای کثیف و آلوده شدن لباس آنهم در آب و هوای بد شهر ما کافی است

لباس هایتان را چند وقت یکبار می شویید؟ لباس های زیرتان را چند وقت یکبار عوض می کنید؟ آیا با لباس بیرونتان در آشپزخانه کار می کنید؟ مسواک می زنید تا دهانتان بوی بدی ندهد؟ قبل از قرار ملاقاتتان پیاز، سبزی خوردن و سیر ترشی می خورید؟
همیشه به یاد داشته باشید، بوی بد عاملی است که اطرافیان را از شما دور و دورتر می کند. لباس هایتان را زود به زود بشویید و از مایع نرم و خوشبو کننده در ماشین لباسشویی استفاده کنید.
 خیلی ها عادت دارند که هر شنبه تمام لباس هایشان را عوض می کنند، اما در شاید پوشیدن یک لباس آنهم در یک هفته خیلی درست نباشد، حداکثر سه روز برای کثیف و آلوده شدن لباس آنهم در آب و هوای بد شهر ما کافی است.
 لباس زیر را هر روز و یا یک روز در میان باید عوض کرد، و توجه کنید که با لباسی که قرار است در قرار ملاقاتتان می پوشید حتی برای آب خوردن هم وارد آشپزخانه نشوید!

ناخن

هیچ تصویری زشت تر از ناخن های بلند در یک مرد و ناخن های نا مرتب در یک بانو نیست. به خصوص این که زیر آنهم سیاه و چرک باشد.

اصلاح صورت

آمارها نشان می دهد آقایانی که صورت خود را دیر به دیر اصلاح و مرتب می کنند، جذابیت کمتر و بانوانی با موی صورت، دافعه ای دو چندان دارند! اصلاح و مرتب کردن صورت، تنها نشانه ی نظم و توجه به ظاهر در شماست.

کفش کثیف

چه از کفش های چرمی استفاده کنید، چه کفش پیاده روی و راحتی، نظافت کفش ارتباط مستقیم با شخصیت شما دارد.  انسان های با شخصیت هیچگاه اجازه نمی دهند آلودگی و خاک بر روی کفش شان بنشیند، چه برسد به این که چرک مرده هم شود!

 ایراد در لباس

خودتان را برسی کنید، آیا کمربندتان پوست پوست شده است؟ آیا زیر بغل پیراهنتان پاره شده است؟ آیا کنار شلوارتان درز کش شده است؟ آیا پایین چادرتان خاکی است و نخ کش شده است؟ اگر ایرادی در لباستان هست با این جمله که "ای بابا چه کسی می بیند؟!" سرسری از ان عبور نکنید، شاید همه نبینند اما آن کسی که باید ببیند، می بیند و در ثانی چه کسی از خودتان با شخصیت تر برای دیدن ایرادی در لباستان وجود دارد؟ پس به خودتان احترام بگذارید و با لباسی که ایراد دارد در انظار ظاهر نشوید.

شنبه, 20 شهریور 1395 09:24

اقتصاد دیجیتالی کتاب و نشر

کاهش شمارگان کتاب‌ها، ناشران را به سمت چاپ‌های ارزان‌تر سوق می‌دهد

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گروه فرهنگ و هنر، بهنام ناصح: عمر فناوری دوربین دیجیتال در کشورمان به کمتر از دو دهه می‌رسد؛ پدیده‌ای که حرفه‌‌ای‌ها مثل هر پدیده‌ جدیدی، ابتدا جدی‌اش نگرفتند، سپس در مذمت ناتوانی‌هایش در مقابل دوربین‌های آنالوگ جبهه گرفتند و بعد با پیشرفت آن کم‌کم خود به آن روی آوردند. امروز چاپ دیجیتال نیز در مقابل چاپ افست چنین وضعیتی دارد، با این فرق که کمتر از نیم دهه از عمر آن می‌گذرد و با شتاب بیشتری با بهبود تکنولوژی آن به پیش می‌تازد. اهمیت فرهنگی چنین فناوری شاید به همان اندازه دوربین‌های دیجیتال باشد زیرا همان‌طور که با ظهور آن به نوعی سواد بصری میان توده مردم گسترش یافت، با گسترش چاپ دیجیتال هم نوعی امکان عرض اندام برای نویسندگان تازه‌کار، ناشر- مولفان و کسانی که تمایل دارند کتاب‌های شخصی و خاطرات خود را بین خویشان و دوستان به هزینه‌ای اندک به اشتراک بگذارند فراهم می‌‌کند؛ از این‌رو می‌توان چاپ دیجیتال را همانند فضاهای مجازی راهی برای عدالت اجتماعی به منظور امکان بروز اندیشه‌ها دانست.

 

چاپ دیجیتال چیست؟

چاپ دیجیتال یکی از روش‌های تبدیل تصاویر دیجیتال به محصولات چاپی است. این روش معمولا شامل چاپ حرفه‌ای با شمارگان کم توسط نشر رومیزی و دیگر منابع دیجیتال است که به‌وسیله چاپگرهای لارج فرمت یا چاپگرهای لیزری و جوهرافشان حرفه‌ای انجام می‌شود. چاپ دیجیتال دارای هزینه بیشتری برای چاپ هر صفحه در مقایسه با روش‌های سنتی مثل چاپ افست است ولی این قیمت بالاتر معمولا با صرفه‌جویی در هزینه‌های دیگری که در فرآیند چاپ انجام می‌شوند برای تیراژهای کم تعداد جبران می‌شود.

 

مزایای چاپ دیجیتال کتاب

الف- نداشتن ضایعات: چون این نوع از چاپ براساس تقاضا صورت می‌گیرد، ضایعات به همراه ندارد. فرآیند چاپ دیجیتال به اتوماسیون صنعتی برمی‌گردد و در نتیجه در این نوع چاپ، حداقلِ نظارت و دخالت انسانی وجود دارد؛ در هر فرآیندی هم که نظارت و دخالت انسانی کمتر باشد، خطای انسانی کاهش پیدا می‌کند و در مقابل، دقت آن افزایش می‌یابد.

ب- امکان تولید در میزان معدود: از آنجا که ناشر یا سفارش‌دهنده کتاب، بر حسب نیاز یا تقاضای بازار، اقدام به تولید کتاب می‌کند، این روش از هزینه‌های انبارداری، ضررهایی که از خواب طولانی‌مدت کتاب در انبار متوجه ناشر می‌شود و بسیاری از هزینه‌های دیگری که روش سنتی چاپ کتاب دربردارد، مبراست. به این ترتیب ناشران با انتشار تعداد معدودی از کتاب با چاپ دیجیتال، ارزیابی صحیحی از ذائقه مشتریان کتاب کسب می‌کنند و سپس می‌توانند آن را با تیراژ بالاتر چاپ کنند.

ج- کاهش زمان تولید: در چاپ افست به طور معمول پنج تا هفت روز زمان لازم است تا کتاب از چاپخانه به دست ناشر برسد در حالی که امروزه در چاپ دیجیتال فرآیند چاپ کتاب از زمان دریافت فایل تا زمان تحویل کتاب‌ها، تنها در هشت ساعت انجام می‌گیرد.

د- شخصی‌سازی: تولید کتاب با شمارگان کم و امکانات محدود راه را برای عرضه آثار نویسندگان ناشناس فراهم می‌کند، علاوه بر این به دلیل حذف فرآیند پرخرج فیلم و زینک و... امکان تغییرات در چاپ‌های مختلف مهیاست. یک عامل بسیار مهم در انتخاب چاپ دیجیتال برای کتاب، قیمت خود کتاب نیست بلکه بررسی تعداد مخاطبان کتاب است. باید در نظر داشت امروزه کتاب‌هایی وجود دارند که مخاطبان خاص دارند و در تیراژ بسیار پایین باید عرضه شود چون خریدار زیادی ندارند. مثلا شاید چاپ کتابی با ماشین دیجیتال با تیراژ بیست عدد هر نسخه 200 هزار تومان هزینه داشته باشد در صورتی که چاپ هر نسخه این کتاب در تیراژ بالا با ماشین افست 20 هزار تومان تمام می‌شود ولی باز هم به چاپ دیجیتال مراجعه می‌شود چون تعداد زیاد از این کتاب خاص فروش نخواهد داشت و باید در انبار بماند که خواب سرمایه را به دنبال خواهد داشت و توجیه اقتصادی ندارد.

ه- بی‌نیازی از امکانات مکانی و سهولت جابه‌جایی: چاپ دیجیتال برخلاف چاپ انبوه که در مکان‌های خاصی مانند زیرزمین یا طبقه همکف ساختمان‌ها قابلیت اجرایی دارد، در هر ساختمان و در هر طبقه‌ای، حتی طبقات بالاتر یک ساختمان، می‌تواند قابل بهره‌برداری باشد. همچنین چاپ دیجیتال به فضای چندان بزرگی که در تولید انبوه است، نیاز ندارد و در یک مکان کوچک هم قادر به تولید محصول است؛ این ویژگی‌ها در شرایطی که در بازار اجاره مکان بسیار گران است، از اهمیت دوچندان برخوردار می‌شوند.

و- هزینه نگهداری و استهلاک پایین: تعداد مواد مصرفی در چاپ دیجیتال (مرکب و پودر و مَسپر) نسبت به مواد مصرفی تولید انبوه (مرکب، مواد شیمیایی، نوردها، خودروهای مرکب، پودر، خشک‌کن و ...) محدود است و در نتیجه هزینه نگهداری مواد و هزینه استهلاک ماشین‌آلات در چاپ دیجیتال بسیار پایین‌تر از تولید انبوه است.

ز- پایین بودن هزینه‌های پرسنل: چاپ دیجیتال در مقایسه با تولید انبوه، به تعداد پرسنل اندکی نیازمند است، در نتیجه برای کسی که چاپ دیجیتال انجام می‌دهد، هزینه‌های مربوط به پرسنل و نیروی انسانی تقلیل می‌یابد.

ح- حفظ محیط زیست: چاپ دیجیتال فاقد پساب‌های صنعتی است و از این نظر کمتر به محیط زیست آسیب وارد می‌کند همچنین آلودگی صوتی تولید نمی‌کند و امکان بهره‌گیری از آن در محیط‌های شهری وجود دارد.

 

معایب چاپ دیجیتال

الف- عمر کوتاه: از برخی نظرها وضعیت حاکم بر فناوری‌های دیجیتال نسبت به فناوری‌های سنتی چاپ بسیار بحرانی‌تر است، چراکه عمر تجهیزات دیجیتال بسیار کوتاه است و اگر چاپخانه‌دار با الزامات بهره‌برداری آن به‌سرعت آشنا نشود، قبل از اینکه بتوان استفاده تجاری و عملیاتی درستی از آن بکند، فناوری‌های جدیدی جایگزین فناوری قبلی خواهد شد.

ب- قیمت تمام شده بالا: قیمت تمام‌شده محصول نهایی چاپ دیجیتال نسبت به تولید انبوه، با اینکه در چاپ دیجیتال مواد مصرفی کمتری به‌کار گرفته می‌شود، بالاتر است که همین شاید تنها دلیل برخی ناشران برای استفاده نکردن از چاپ دیجیتال باشد.

ج- کیفیت چاپ: کیفیت محصول نهایی، به نوع ماشینی که قرار است در چاپ دیجیتال یا تولید انبوه از آن استفاده شود، بستگی دارد؛ به‌طور مثال اگر در هر دو نوع چاپ پایین‌ترین مدل ماشین به‌کار گرفته شود، از نظر ماندگاری رنگ، اغلب ترجیح با تولید انبوه (اُفست) است. در چاپ دیجیتال هنوز دانش کنترل رنگ حتی نزد اغلب افرادی که از آن استفاده می‌کنند، وجود ندارد.

د- کیفیت صحافی: چاپ دیجیتال برای کتاب‌های کم‌ورق مناسب‌تر است زیرا در کتاب‌هایی که وزن بیشتری دارند، اگر ته دوخت نداشته باشند، ممکن است به مرور زمان صفحات از کتاب جدا شوند چون در چاپ دیجیتال برخلاف چاپ سنتی، امکان ته دوخت کردن کتاب‌ها وجود ندارد؛ هرچند اغلب با استفاده از چسب‌های قوی و «لب چسب» سعی می‌شود این موضوع جبران شود. در چاپ دیجیتال محدودیت مواد وجود دارد؛ به‌طور مثال در این نوع چاپ، هر کاغذی امکان چاپ ندارد. همچنین استفاده از جلد سخت برای کتاب‌هایی که نیاز به عمرهای طولانی دارند، در چاپ دیجیتال عملی نیست چون اکثرا چسب گرم دارند که بعد از مدتی شیرازه آنها از بین می‌رود.

 

آینده چاپ دیجیتال

با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی می‌توان پیش‌بینی کرد در آینده نزدیک سیستم تولید انبوه هرچه بیشتر به سمت سیستم چاپ دیجیتال سوق یابد تا جایی که اگر سیستم‌های آنالوگ در تولید انبوه خودشان را به‌روز نکنند، به‌راحتی از صحنه روزگار حذف شوند. با توسعه‌ای که در چاپ‌های دیجیتال از نظر کاهش قیمت و افزایش سرعت در کار، در حال انجام است، کاملا طبیعی است که همه به سمت این نوع چاپ خواهند رفت. هرچند تحقق این امر به‌ویژه در ایران مقداری زمان‌بر است، اما بدون تردید کمتر از 10 سال دیگر چاپ دیجیتال نخستین گزینه چاپ انبوه خواهد شد.

شنبه, 20 شهریور 1395 08:57

ده عارضه ضد زندگی و عافیت


در تهران، 10 عارضه ضدزندگی تحت تاثیر نظام ناسالم تامین مالی شهرداری -فروش تراکم و تغییر کاربری- وجود دارد.

به گزارش اقتصادنیوز، بدعهدی دولت‌ها طی 33 سال گذشته در عمل به تعهد قانونی‌شان در قبال بودجه شهرها از یک طرف و منافع مشترک شهرداری و بساز و بفروش‌ها در تبدیل شهر به کارگاه ساختمانی از طرف دیگر، پایتخت را با 10 عارضه ضدزندگی دچار کرده و ضربان حیات شهر را به پایین‌ترین حد ممکن رسانده است. در شهر تهران از هر سه واحد منبع مالی که به وسیله شهرداری برای پوشش هزینه‌های پایتخت تامین می‌شود، حداقل دو واحد، درآمدهای «به شدت هزینه»زا است که مستقیم از محل «صدور مجوز افزایش تراکم ساختمانی» و «تغییر کاربری ملک» به دست می‌آید.


هر چند در بودجه امسال شهرداری، سهم این دو منبع مالی مخرب برای شهر، به حدود 50 درصد کل بودجه رسیده است‌-در بودجه 18 هزار میلیارد‌‌تومانی سال 1395 پایتخت، چهار هزار میلیارد تومان درآمد از محل مازاد تراکم و چهار هزار میلیارد تومان نیز از محل تغییر کاربری پیش‌بینی شده است- اما طی 10 سال گذشته، عملکرد مدیران شهری تهران بیانگر وابستگی 70 تا 86‌درصدی شهرداری به درآمدهای ساختمانی بوده است.

این وابستگی، رابطه مستقیم و تنگاتنگ با دوره‌های رونق-رکود مسکن دارد به طوری که در سال 1386 که جهش 80‌درصدی قیمت مسکن اتفاق افتاد و سود ساخت و سازهای مسکونی برای بساز و بفروش‌ها حداکثر شد، پیامد آن با ابعاد وسیع‌تر در کارنامه مالی شهرداری انعکاس پیدا کرد و سبب شد میزان وصولی انواع عوارض ساخت و ساز به 86 درصد کل درآمدهای سال شهرداری برسد. این در حالی است که رقم مصوب درآمدهای ساختمانی در بودجه 86 تهران در آن سال، حدود 82 درصد بود اما اشتیاق سرمایه‌گذاری مسکن، وسوسه صدور مجوز بیشتر از حد مجاز بودجه شهرداری را سبب شد. الگوی معیوب تامین مالی سهل‌الوصول از محل فروش مجوزهای تراکم و تغییر کاربری، طی دوره چهارساله گذشته عیناً از سوی مدیران شهری سایر کلانشهرهای کشور، کپی‌برداری شده و هم‌اکنون سهم منابع ناپایدار عوارض ساختمانی در بودجه تهران، شیراز، اصفهان، مشهد و تبریز به‌طور متوسط 79 درصد است.

«زمین» به عنوان فضای سطحی برای گسترش افقی شهر در بلندمدت و «ارتفاعات» به عنوان فضای استراتژیک شهری برای توسعه عمودی شهرهای محصور (به لحاظ محدوده جغرافیایی و وجود شهرستان‌های متعدد در حریم شهر اصلی که عملاً امکان توسعه افقی را از آن شهر سلب می‌کند)، دو نوع دارایی سرمایه‌ای عمده هر شهر محسوب می‌شود.

استادان شهرسازی معتقدند: دارایی‌های اصلی شهر به عنوان سرمایه‌های ذخیره هر شهر باید در قالب برنامه‌های کاملاً بلندمدت و برحسب مولفه‌هایی همچون «رشد جمعیت، میزان خدمات مورد نیاز شهر و ظرفیت تحمل شهر برای توسعه فیزیکی»، مورد مصرف و فروش مدیران شهری قرار بگیرد.

نرخ استفاده از دارایی‌های سرمایه‌ای شهر از سوی شهرداری‌ها، حداکثر معادل 10 درصد کل بودجه یک سال اداره شهر است.

اما در کلانشهرهای ایران و به‌خصوص در تهران، رویه موجود در مجوزهایی که برای تغییر کاربری زمین و افزایش ارتفاع ساختمان‌های جدید (تراکم) صادر می‌شود، از نوعی شهرفروشی به‌واسطه حراج دارایی‌های سرمایه‌ای شهر به نفع «امروز شهر» حکایت دارد که تداوم آن می‌تواند «آینده شهر» را با محرومیت شدید در امکانات و ذخایر احتیاطی برای توسعه خدمات و نیازهای توسعه شهری روبه‌رو کند.

در تهران طی 10 سال گذشته، 120 هزار میلیارد تومان خرج شهر شده است که با احتساب سهم حداقل 50‌درصدی درآمدهای ناپایدار حاصل از عوارض ساختمانی، می‌توان برآورد کرد طی یک دهه گذشته حداقل 50 هزار میلیارد تومان از دارایی‌های سرمایه‌ای شهر فروخته شده است. «آلودگی هوا» و «ترافیک» به ترتیب جزو هزینه‌های نامرئی و مرئی حاصل از شهرفروشی یا همان واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای شهر به حساب می‌آیند که در نتیجه رشد جمعیت به‌واسطه افزایش ظرفیت سکونتی و تشدید ترافیک و رفت و آمدهای درون‌شهری، دامن شهرهای بزرگ را فراگرفته است.

در تهران، 10 عارضه ضدزندگی تحت تاثیر نظام ناسالم تامین مالی شهرداری -فروش تراکم و تغییر کاربری- وجود دارد که شامل «اولویت منافع سازنده‌ها نسبت به شهروندان، کاهش کیفیت زندگی، نرخ بالای تخریب ساختمان‌های کم‌سن برای بهره‌برداری از تراکم بیشتر، تحمیل هزینه اولیه به سازنده‌ها، مانع برای سرمایه‌گذاری در شروع به کار پروژه، بی‌ارتباطی شهرداری با شهروندان به‌واسطه عدم دریافت بهای خدمات شهری و در نتیجه پاسخگو نبودن مدیریت شهری، خطرات ناشی از گودبرداری، سلب آسایش، آلودگی‌های زیست‌محیطی و هزینه‌های جدید از محل کسب درآمدهایی همچون جریمه کسری پارکینگ» است. به این ترتیب، شهرداری‌ها در یک چرخه باطل، برای دستیابی به منابع مالی، بر درآمد حاصل از عوارض ساخت و ساز تمرکز کرده‌اند و با وصول آن، چون مجموعه‌ای از هزینه‌های پنهان و آشکار را به شهر تحمیل می‌کنند، به منابع بیشتر برای پوشش آنها، محتاج می‌شوند. در این پروسه ناسالم، روند وابستگی به فروش دارایی‌های سرمایه‌ای غیرقابل افزایش شهر، سال به سال افزایش پیدا می‌کند.

چرخه «درآمد هزینه‌زا و درآمدهای بیشتر برای پوشش هزینه‌های جدیدتر»، از روی یک آمار 25‌ساله درباره نرخ برج‌سازی در پایتخت مشهود است. تعداد مجوزهایی که طی دهه اخیر برای ساخت بلندمرتبه‌های مسکونی و تجاری در تهران صادر شده، بیش از 70 درصد نسبت به دوره موسوم به دهه تراکم‌فروشی افزایش یافته است. علت این وضعیت را می‌توان در نیازمندترشدن شهرداری به منابع مالی نجومی برای اداره شهر دانست. بودجه شهرداری تهران در 10 سال گذشته، عملاً 18 برابر شده است. حدود 60 درصد منابع مالی سالانه شهرداری صرف پروژه‌های عمرانی در حوزه حمل و نقل همچون مترو، ساخت بزرگراه و تونل می‌شود. این پروژه‌ها همان هزینه‌هایی است که از محل افزایش ظرفیت جمعیت‌پذیری شهر ناشی از افزایش ساخت و ساز، به پایتخت تحمیل می‌شود. شهرداری‌ها و سرمایه‌گذاران ساختمانی دو هدف متفاوت را در بازار ساخت و ساز دنبال می‌کنند اما منافع این دو، در این بازار مشترک است. شهرداری با صدور پروانه ساختمانی، از کوتاه‌ترین مسیر به بیشترین درآمد ممکن در مقایسه با سایر منابع درآمدی قابل وصول در شهر، دست پیدا می‌کند بنابراین برای تحقق این هدف که البته در نهایت آن را صرف هزینه‌های اداره شهر می‌کند، همواره تمایل به اخذ عوارض از ساخت و ساز به هر طریق ممکن همچون مجوز تراکم اضافه، مجوز تغییر کاربری، جریمه تخلفات ساختمانی، جریمه کسر پارکینگ و... را دارد.

در سمت مجاور شهرداری‌ها، فعالان ساختمانی هستند که با هدف کسب سود اقتصادی از بازار ساخت و ساز، به دنبال حداکثر بهره‌برداری ممکن از پروژه ساختمانی هستند. سود بساز و بفروش‌ها متناسب با افزایش تراکم و تغییر کاربری از فضای سبز به مسکونی یا از مسکونی به تجاری، به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. به عنوان مثال، ارزش یک زمین باغی بعد از دریافت مجوز برج‌باغ، حداقل پنج برابر می‌شود و چنانچه کاربری یک ملک مسکونی به تجاری تغییر کند، قیمت آن ملک در وضعیت موجود -پیش از ساخت و ساز- حداقل دو تا سه برابر افزایش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، کل قیمت تمام‌شده ساخت مسکن در تهران، مترمربعی کمتر از چهار میلیون تومان است (برای ساخت و سازهای متوسط و معمولی) که در مقابل، فروش هر مترمربع بنای نوساز در شهر به‌طور میانگین با قیمت پنج میلیون تومان انجام می‌شود بنابراین، هر سازنده، بابت هر طبقه تراکم بیشتر، دست‌کم 25 درصد فقط از محل این مجوز، سود می‌کند.

 نقطه مشترک منافع شهرداری و سازنده‌ها در مسیر شهرفروشی، منافع شهروندان را در سمت مقابل این دو طیف قرار داده است. در این میان، کوتاهی دولت‌ها در سنوات گذشته -از سال 1362 تاکنون- برای طراحی کانال‌های پایدار و سالم تامین مالی برای شهرداری‌ها، بهانه‌ای شده برای اعتیاد بیشتر به منابع ناپایدار و در نتیجه تخریب ظرفیت زیستی محدود شهرها که آثار آن در حال حاضر به شکل وجود نانو‌ذرات سمی آلاینده در هوای تهران (ذرات با قطر کمتر از یک‌دهم میکرون)، کمبود آب شرب، کمبود فضاهای سبز و باز و تفریحی و... در پایتخت و دیگر شهرهای کشور، بروز کرده است. بر اساس بند ب تبصره 52 قانون بودجه سال 1362 کل کشور دولت موظف شده بود حداکثر ظرف شش ماه لایحه‌ای تقدیم مجلس کند که به موجب آن شهرداری‌های کشور طی یک برنامه‌ریزی سه‌ساله به خودکفایی کامل برسند، امری که با گذشت چندین سال از تصویب قانون بودجه تا به امروز محقق نشده است. این تکلیف، در پی قانون مربوط به خودکفایی شهرداری‌ها تعریف شد. شهرداری‌ها پس از انقلاب اسلامی به یک نهاد عمومی غیردولتی مبدل شدند و برابر با قانون خودکفایی‌ها که در سال 1359 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، تامین هزینه و درآمدها بدون دریافت کمک از دولت بر عهده شهرداری‌ها قرار گرفت.

در حال حاضر لایحه‌ای تحت عنوان «درآمدهای پایدار شهرداری‌ها» در کمیسیون‌های تخصصی هیات‌دولت در دست بررسی است که منابع جایگزین عوارض ساخت و ساز، در آن پیش‌بینی شده است.

پنج شنبه, 18 شهریور 1395 09:54

آزمایشهای ضروری

آزمایش های لازم بعد از 45 سالگی

با افزایش سن تغییراتی در بدن رخ می دهد. اگر شما به سلامتی تان اهمیت می دهید لازم است که بعد از این سن به طور منظم چکاپ انجام دهید. همین بررسی های منظم وضعیت سلامت، اطلاعات خوبی در خصوص عملکرد ارگان های داخلی در اختیارتان می گذارد و شما می توانید راحت تر بدن تان را کنترل کنید. در این مطلب 5 آزمایش ضروری را معرفی می کنیم که لازم است بعد از 45 سالگی به طور مرتب آنها را انجام دهید.

فاطمه حلوایی - بخش سلامت تبیان
آزمایش خون

آزمایش قند خون برای کنترل دیابت

دیابت از وجود میزان زیادی قند در خون ناشی می شود. قند به جای جذب شدن توسط سلول ها، در خون انباشته شده و باعث افزایش قند خون می شود. با انجام آزمایش خون می توانید به میزان قند خون تان واقف شوید.

اگر میزان قند خون زیر 1.10 گرم در لیتر (6.6 میلی مول در لیتر) باشد نه پای دیابت در میان است و نه وضعیت پیش دیابت. در این صورت می توانید یک تا سه سال بعد آزمایش بررسی قند خون را تکرار کنید.

اگر جواب آزمایش بین 1.10 گرم در لیتر و 1.25 گرم در لیتر (6 و 6.8 میلی مول در لیتر) را نشان دهد مرحله قند خون خفیف یا پیش دیابت تشخیص داده می شود. در این صورت لازم است که یک سال بعد نیز آزمایش دهید.

اگر میزان قند خون بالاتر و یا برابر 1.26 گرم در لیتر (7 میلی مول در لیتر) باشد، دیابت نوع دو تشخیص داده می شود. اما انجام تست قند خون دوم در حالت ناشتا ضروری است تا تشخیص درست داده شود.

مقدار بالای هورمون محرک تیروئید علامت این است که تیروئید به اندازه کافی کار نمی کند و مشکل کم کاری تیروئید وجود دارد

باید بدانید که بعد از 45 سالگی پزشکان احتمال ابتلا به دیابت را در همه افراد در نظر می گیرند، چون ممکن است که یک فرد مبتلا، سال ها بدون بروز علائم زندگی کند. در این دوره خاموش بیماری، قند خون بالا بدون علامت و در خفا به بدن آسیب می زند و عوارض آن بروز می کند. بنابراین لازم است که بعد از 45 سالگی، انجام تست قند خون برای تشخیص دیابت را جدی تر بگیرید.

آزمایش چربی خون برای کنترل کلسترول

کلسترول بخشی از چربی های ضروری برای عملکرد خوب بدن ما محسوب می شود، اما مازاد آن بخصوص بعد از 45 سالگی باعث افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی مانند سکته قلبی، مغزی و غیره می شود.

برای اینکه بدانید کلسترول خون تان در چه وضعیتی است، باید همانند تشخیص قند خون، آزمایش خون(به صورت ناشتا) بدهید. در این آزمایش میزان LDL(کلسترول بد) تان اندازه گیری می شود. میزان ایده آل این نوع کلسترول باید زیر 1.5 گرم در لیتر باشد. در عین حال لازم است که میزان HDL یا کلسترول مفید نیز بالای0.4 گرم در لیتر برای آقایان و 0.5 گرم در لیتر برای خانم ها باشد. 

آزمایش چربی همچنین میزان تری گلیسیرید را نیز بررسی می کند که باید کمتر از 1.5 گرم در لیتر باشد. اگر در جواب آزمایش، میزان کلسترول با مقادیر ذکر شده در بالا متفاوت باشد، پزشک دستور آزمایش های دقیق تری را می دهد تا با دقت بیشتری میزان چربی بدن سنجیده شود.

آزمایش تیروئید

آزمایش TSH برای بررسی وضعیت غده تیروئید

در دوره یائسگی بروز کم کاری تیروئید امر نادری نیست. این اختلال اغلب از پیری زودهنگام غده تیروئید ناشی می شود که بدون شک به کاهش هورمون های زنانه مربوط می شود.  تنها راه بررسی عملکرد تیروئید و وقوف به کم کاری آن، تست میزان هورمون TSH یا هورمون محرک تیروئید است. مقدار طبیعی این هورمون باید بین 0.15 تا 5  mUI/l باشد.

مقدار بالای این هورمون علامت این است که تیروئید به اندازه کافی کار نمی کند و هورمون تولید نمی کند. در نتیجه مشکل کم کاری تیروئید وجود دارد. توجه داشته باشید که یک آزمایش خون ساده به تنهایی برای تشخیص کافی نیست. قبل از تایید کم کاری تیروئید، میزان TSH چندین بار آزمایش می شود.

آزمایش عفونت های منتقله آمیزشی برای سیفلیس و اچ آی وی

اگر تغییری در زندگی جنسی شما بروز کرده باشد، پزشک درخواست آزمایش برای بررسی عفونت های منتقله آمیزشی را می دهد.  افرادی که رفتارهای جنسی پرخطر دارند و از کاندوم استفاده نمی کنند، باید مسئله را با پزشک در میان بگذارند، چون ممکن است بدون اینکه متوجه باشند دچار بیماری های مقاربتی شده باشند.

هپاتیت C با انجام آزمایش خون ساده و توسط پزشک عمومی نیز تشخیص داده می شود

بنابراین لازم است که این مشکلات هر چه زودتر تشخیص داده شوند، چون اکثر عفونت های منتقله آمیزشی به تنهایی درمان نمی شوند. بیماریی هایی که با انجام آزمایش خون تشخیص داده می شوند شامل سیفلیس و ایدز هستند. دیگر بیماری های این دسته، با آزمایش ادرار یا نمونه برداری از ترشحات واژینال قابل تشخیص هستند.

تست هپاتیت C

نتایج بررسی های اخیر نشان داده است که انواع بیماری هپاتیت بویژه هپاتیت C بیش از ایدز قربانی می گیرد. هپاتیت C با انجام آزمایش خون ساده و توسط پزشک عمومی نیز تشخیص داده می شود. در این صورت وجود آنتی بادی مقابله کننده با ویروس هپاتیت در سرم خون وجود دارد.

با این حال این آنتی بادی ها با سرعت در خون ظاهر نمی شوند و گاهی تا هشت هفته طول می کشد که آنتی بادی ها در خون دیده شوند. بنابراین لازم است که در صورت مشکوک بودن به بیماری، آزمایش تجدید شود.

به طور کلی توصیه می شود که بعد از سن 45 سالگی اهمیت ویژه ای به سلامتی تان بدهید و بدون اینکه بدن را در موقعیت های پرخطر قرار دهید، دست به اقدام بزنید.

سه شنبه, 16 شهریور 1395 10:37

افضل الناس بعد النبی (ص)

 

برترین فرد بعد از پیامبر از دیدگاه اهل سنت

همان طور كه مردم وظیفه دارند از رسول خدا به صورت مطلق اطاعت كنند و آن حضرت ولایت مطلق بر همگان دارد، همان ولایت برای امیرمؤمنان علیه السلام نیز ثابت است

اهل سنت

تردیدی نیست كه رسول خدا صلی الله علیه وآله بر همه مؤمنان و بلكه بر تمام بشریت ولایت مطلق دارد، و آن حضرت در تمام امور مسلمانان اولی به تصرف نسبت به خود آن ها است، اطاعت مطلق و بی چون چرا از آن حضرت واجب و مخالفت با او حرام مطلق است؛ چنانچه خداوند در آیه ششم سوره أحزاب همین مطلب را به روشنی به اثبات می رساند.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم (الاحزاب/6) پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
بنابراین تردیدی در ولایت مطلق رسول خدا صلی الله علیه وآله بر همه افراد بشر نیست. رسول خدا صلی الله علیه وآله همین ولایت مطلق را برای امیرمؤمنان علیه السلام طبق روایت صحیح السندی كه علمای اهل سنت نقل كرده اند، ثابت كرده است.

اصل روایت

أبونعیم إصفهانی در كتاب معرفة الصحابة در شرح حال وهب بن حمزه می نویسد:
حَدَّثَنَا سُلَیْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ عَمْرٍو الْبَزَّارُ، وَأَحْمَدُ بْنُ یَحْیَی بْنِ زُهَیْرٍ، قَالا: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ كَرَامَةَ، ثنا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَی، ثنا یُوسُفُ بْنُ صُهَیْبٍ، عَنْ رُكَیْنٍ، عَنْ وَهْبِ بْنِ جَمْرَةَ (حمزة) قَالَ: صَحِبْتُ عَلِیًّا مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَی مَكَّةَ، فَرَأَیْتُ مِنْهُ بَعْضَ مَا أَكْرَهُ، فَقُلْتُ: لَئِنْ رَجَعْتُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص) لأَشْكُوَنَّكَ إِلَیْهِ، فَلَمَّا قَدِمْتُ لَقِیتَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَقُلْتُ: رَأَیْتُ مِنْ عَلِیٍّ كَذَا وَكَذَا، فَقَالَ: لا تَقُلْ هَذَا، فَهُوَ أَوْلَی النَّاسِ بِكُمْ بَعْدِی؛ ركین از «وهب بن حمزه» نقل كرده كه گفت: از مدینه تا مكه با علی (علیه السّلام) همراه بودم. در این مسیر، كارهائی انجام داد كه برای من خوشایند نبود، برای همین گفتم: وقتی پیش رسول خدا صلی الله علیه وآله برگشتم، از تو پیش آن حضرت شكایت خواهم كرد. وقتی به مدینه رسیدم، رسول خدا صلی الله علیه وآله ملاقات كردم و گفتم: از علی (علیه السلام) چنین و چنان دیدم؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: این سخن را نگو؛ چرا كه او بعد از من، بر همه مردم اولویت دارد.(1)
تفسیر« النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم » از نگاه مفسران اهل سنت
اولویت در این آیه به این معنی است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله هر تصرفی را كه بخواهد و هر تدبیری را كه صلاح بداند می تواند در حق مسلمین انجام دهد و مسلمانان وظیفه دارند كه از او در تمام امور اطاعت نمایند؛ چنانچه مفسران بزرگ اهل سنت از این آیه همین مطلب را استنباط كرده اند كه نام چند تن از آن ها را ذكر می كنیم:

تردیدی نیست كه رسول خدا صلی الله علیه وآله بر همه مؤمنان و بلكه بر تمام بشریت ولایت مطلق دارد، و آن حضرت در تمام امور مسلمانان اولی به تصرف نسبت به خود آن ها است، اطاعت مطلق و بی چون چرا از آن حضرت واجب و مخالفت با او حرام مطلق است؛ چنانچه خداوند در آیه ششم سوره أحزاب همین مطلب را به روشنی به اثبات می رساند.

1. محمد بن جریر طبری (متوفای 310 ق)

طبری، مفسر مشهور اهل سنت در باره این آیه می نویسد:
النبی أولی بالمؤمنین... یقول تعالی ذكره النبیُ محمدٌ أولی بالمؤمنینَ یقول: أحق بالمؤمنین به من أنفسهم أن یَحْكُم فیهم بما یشاء من حكمٍ فیجوز ذلك علیهم. كما حدثنی یونس قال أخبرنا بن وهب قال قال بن زید النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم كما أنت أولی بعبدك ما قضی فیهم من أمرٍ جازَ كما كلما قضیتَ علی عبدك جاز. در این آیه: النبی اولی بالمؤمنین... خداوند پیامبر را سزاوارتر از مؤمنان بر جانشان دانسته و او را شایسته تر می داند تا آنچه لازم می داند در حق آنان انجام دهد.(2)

2.  ابن كثیر دمشقی  (متوفای774 ق)

او در تفسیر این آیه می نویسد: النبی أولی بالمؤمنین... قد علم تعالی شفقة رسوله صلی الله علیه وسلم علی أمته ونصحه لهم فجعله أولی بهم من أنفسهم وحكمه فیهم كان مقدَّما علی اختیارهم لأنفسهم كما قال تعالی «فَلا وَرَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَكِّمُوكَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً»؛ خداوند مهربانی و دلسوزی رسولش را در باره امتش می داند و لذا او را سزاوارتر از خود آنان می داند و فرمان او را در حق آنان مقدم دانسته است؛ چنانچه خداوند می فرماید: به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینكه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نكنند و كاملا تسلیم باشند.(3)

اهل سنت

3. عبد الرحمن بن جوزی (متوفای 597ق )

وی در تفسیر این آیه می نویسد: قوله تعالی « النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم » أی احق فله أن یحكم فیهم بما یشاء قال ابن عباس إذا دعاهم إلی شئ ودعتهم أنفسهم إلی شئ كانت طاعته أولی من طاعة أنفسهم وهذا صحیح فان أنفسهم تدعوهم إلی ما فیه هلاكَهم والرسولُ یدعوهم إلی ما فیه نجاتَهم. این سخن خداوند كه فرموده است: النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم، به معنای سزاوارتر است، یعنی رسول خدا هرگونه كه بخواهد می تواند در باره آنان فرمان دهد، ابن عباس گفته است: اگر رسول خدا مردم را به چیزی و نفس آنان به چیزی دیگر فرمان داد پیروی رسول مقدم و اولی است، سپس می گوید: این سخنی است صحیح، چرا كه نفس مردم آنان را به چیزی می خواند كه هلاكت و نابودی در آن است ولی رسول خدا به آنچه در آن نجات است دعوت می كند.(4)

از مجموع سخنان بزرگان از مفسران اهل سنت به این نتیجه می رسیم كه اولویت در این آیه به این معنی است كه پیروی و اطاعت از رسول خدا بر همه مسلمانان واجب است و آن حضرت می تواند در تمام امور مسلمانان تصرف نماید و در اداره امور آن ها از خودشان سزاوارتر است

4.  أبوالقاسم زمخشری (متوفای 538ق )

زمخشری مفسر و أدیب پرآوازه اهل سنت در تفسیر آیه می نویسد:
«النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ ( فی كل شیء من أمور الدین والدنیا ) منْ أَنفُسِهِمْ » ولهذا أطلق ولم یقید، فیجب علیهم أن یكون أحبّ إلیهم من أنفسهم، وحكمه أنفذ علیهم من حكمها، وحقه آثَرَ لدیهم من حقوقها، وشفقتهم علیه أقدم من شفقتهم علیها، وأن یبدلوها دونه ویجعلوها فداءه إذا أعضل خطب، ووقاءه إذا لقحت حرب، وأن لا یتبعوا ما تدعوهم إلیه نفوسهم ولا ما تصرفهم عنه، ویتبعوا كل ما دعاهم إلیه رسول الله صلی الله علیه وسلم وصرفهم عنه، لأنّ كل ما دعا إلیه فهو إرشادٌ لهم إلی نیلِ النجاةِ والظفرُ بسعادةِ الدارین وما صَرَفَهم عنه، فأخذ بحجزهم لئلا یتهافتوا فیما یرمی بهم إلی الشقاوة وعذاب النار؛ رسول خدا در تمام مسائل مربوط به دنیا و آخرت مردم بر آنان اولویت دارد، به همین جهت هم بدون هیچگونه قیدی بیان شده است، بنا بر این بر امت واجب است كه رسول خدا محبوب تر از خودشان نزد آنان باشد و دستور و حكم او نافذتر و حقوق او برتر و مهربانی به او مقدم و جانشان را نثارش نمایند و در هنگام جنگ او را محافظت كنند و از خواهشهای نفسانی و آنچه كه آنان را از وی دور كند پیروی نكنند و از هر آنچه كه آنان را به او فرا خواند متابعت نمایند زیرا او آنان را به سعادت دنیا و آخرت دعوت می كند و از عذاب آتش دور می نماید.(5)

نتیجه:

از مجموع سخنان بزرگان از مفسران اهل سنت به این نتیجه می رسیم كه اولویت در این آیه به این معنی است كه پیروی و اطاعت از رسول خدا بر همه مسلمانان واجب است و آن حضرت می تواند در تمام امور مسلمانان تصرف نماید و در اداره امور آن ها از خودشان سزاوارتر است. رسول خدا صلی الله علیه وآله همین مقام و موقعیت را با روایت « فَهُوَ أَوْلَی النَّاسِ بِكُمْ بَعْدِی» برای امیرمؤمنان علیه السلام ثابت كرده است؛ یعنی ولایت امیرمؤمنان علیه السلام همان ولایت رسول خدا صلی الله علیه وآله است، همان طور كه مردم وظیفه دارند از رسول خدا به صورت مطلق اطاعت كنند و آن حضرت ولایت مطلق بر همگان دارد، همان ولایت برای امیرمؤمنان علیه السلام نیز ثابت است.


پی نوشت ها:
(1.)الأصبهانی، ابو نعیم أحمد بن عبد الله (متوفای430ه )، معرفة الصحابة، ج5، ص2723، ح 6501، طبق برنامه الجامع الكبیر.
المناوی، محمد عبد الرؤوف بن علی بن زین العابدین (متوفای 1031ه )، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج4، ص357، ناشر: المكتبة التجاریة الكبری - مصر، الطبعة: الأولی، 1356ه .
السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911ه )، جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الكبیر)، ج8، ص250، طبق برنامه الجامع الكبیر.
الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای975ه )، كنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج11، ص281، ح32961 ، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، 1419ه - 1998م.
(2).الطبری، محمد بن جریر بن یزید بن خالد أبو جعفر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج21، ص 122، ناشر: دار الفكر - بیروت - 1405ه .
(3).القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن كثیر أبو الفداء (متوفای774ه )، تفسیر القرآن العظیم، ج3، ص 468، ناشر: دار الفكر - بیروت - 1401ه .
(4).إبن الجوزی، عبد الرحمن بن علی بن محمد، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج6 ، ص 352، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1404ه .
(5).الزمخشری الخوارزمی، أبو القاسم محمود بن عمر ، الكشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج3 ، ص 531، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.