ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

دوشنبه, 05 آذر 1397 12:50

رفتارهای مخرب زن و شوهرها

آسیب های رفتارهای مخرب بر زندگی زناشویی

 

 

هنگامی‌که به زوج‌های خوشبخت نگاه می‌کنیم، این احساس در ما به وجود می‌آید که آنان بنا به علتی خاص خوشبخت و سعادتمند هستند. با چنین افکاری سعی داریم خود را این‌گونه توجیه کنیم که آنان یا همسر مناسب و دلخواهشان را یافته‌اند، یا انتخابشان درست بوده است؟
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

 

قدرت طلبی زوجین

 

 

همسرم مرد مهربانی است اما گاهی اوقات انتظار بیجایی دارد که حرف‌های غیرمنطقی‌اش را قبول کنم و من مخالفت می‌کنم، دعوا و پرخاشگری بین ما اوج می‌گیرد و در نهایت کتکم میزند و فحش و ناسزا می‌گوید. منم آدم پرخاشگری هستم اما پدر و مادرم به رفتارم آشنا بودن و آرامم می‌کرد اما شوهرم ... اصولاً هم بحثمان سر چیزهای جزئی هست، اما همسرم عادت دارد بیخودی داد بیداد کند و به هر دو خانواده خبر دهد و موضوع کوچک را بزرگ کند و اوضاع خیلی بدتر می‌شود. لطفاً راهنمایی‌ام کنید.


از سؤال شما مشخص است که مشکل فقط از جانب همسرتان نیست. البته دست بزن و خبرکشی و... جز معایب بزرگ رفتاری است که یک فرد می‌تواند در زندگی زناشویی داشته باشد اما باید توجه داشت که طرف مقابل چه برخوردی می‌کند که راه‌انداز این سبک‌رفتاری در همسرش می‌گردد.

هنگامی‌که به زوج‌های خوشبخت نگاه می‌کنیم، این احساس در ما به وجود می‌آید که آنان بنا به علتی خاص خوشبخت و سعادتمند هستند. با چنین افکاری سعی داریم خود را این‌گونه توجیه کنیم که آنان یا همسر مناسب و دلخواهشان را یافته‌اند، یا انتخابشان درست بوده است، یا این شانس را در زندگی داشته‌اند که مشکلات جدی و حادی برایشان پیش نیامده است یا با مسائل رنج‌آور و روزهای سخت مواجه نشده‌اند و یا اینکه به‌نوعی تقدیرشان چنین رقم خورده و در زندگی شانس با آنها یار بوده است؛ اما هرگز چنین نیست. در حقیقت، فقط نوع رابطه زوجین است که در خوشبختی آن‌ها نقش جدی دارد؛ روابطی که ناآگاهانه است و اختلافات را دامن می‌زند و روابطی که آگاهانه است و می‌تواند خوشبختی را به همراه آورد؛ مثلاً وقتی شما بر روی احساسات و نقاط ضعف همسرتان دست بگذارید در مقابل او هم درصدد انتقام برمی‌آید یعنی به‌جای اینکه عمل اصلاحی انجام دهد و مانع از مشکلات ارتباطی شود متقابلاً احساسات شمارا جریحه‌دار می‌کند و مثلاً دست روی شما بلند می‌کند یا خبر اختلافات را به گوش اطرافیان می‌رساند.

وقتی ما با خشم و عصبانیت همسرمان را به باد انتقاد می‌گیریم یا به او حمله‌ور می‌شویم، وقتی آماده سرزنش و انتقاد هستیم، نباید از اینکه دریابیم رابطه‌مان در میان شعله‌هاست، متعجب شویم. روابط نزدیک و صمیمی خواه‌ناخواه متحمل صدمات شدید و طاقت‌فرسایی می‌شود. درواقع با آتش به مقابله و جنگ آتش رفتن، یک روش ابتدایی به‌عنوان آخرین راه چاره است که در آن مصالحه و آشتی وجود ندارد و به آن‌ها نیز ختم نمی‌شود.

وقتی شما با آتش به جنگ آتش می‌روید، زمین هر دو طرف درگیر، می‌سوزد. درحالی‌که شما می‌توانید با استفاده از فرآیند خویشتن‌داری و عمل اصلاحی، برای آرام کردن دو طرف استفاده کنید، بطوریکه ایمنی و پیروزی هردوی شما تضمین شود.

در ادامه به شما آموزش می‌دهم که وقتی با یک رفتار مخرب همسرتان مواجه می‌شوید، چه رفتاری را انجام دهید:
وقتی همسرتان سرزنش می‌کند؛ شما باید از همسرتان انتقاد نکنید. او را تشویق کنید رفتارهای دیگری را انجام بدهد. با در آغوش کشیدن، نوازش و تحسین همسرتان بر اعمال مثبت او صحه بگذارید.

وقتی همسرتان با گفتار یا رفتارش درصدد توجه‌طلبی است؛ شما باید تا حد امکان اغماض کنید. دلسوزی‌ها و رفتارهای سازنده همسر خود را تصدیق کنید. وقتی همسرتان رفتار مخربی انجام می‌دهد، به‌جای فشار آوردن به او، دنبال راه‌ها و گزینه‌ها بگردید.

وقتی همسرتان با گفتار یا رفتارش درصدد توجه‌طلبی است؛ شما باید تا حد امکان اغماض کنید.


وقتی همسرتان می‌خواهد قدرت‌طلبی کند یعنی توانایی و قدرتش را به شما نشان دهد و به رخ بکشد؛ شما باید برای آنکه از جنگ قدرت جلوگیری کنید، در مشاجرات دنبال بُرد نباشید. وقتی عصبانی هستید با همسرتان وارد بحث نشوید.

وقتی همسرتان می‌خواهد انتقام بگیرد و تلافی یکی از کارهای شما را بکند؛ شما باید انگیزه همسرتان را بفهمید. آرامش خود را حفظ کنید. از تلافی کردن و رنجاندن حذر کنید. عشق و احترام خود را نشان دهید. با همسرتان مهربان باشید. با او صادقانه ارتباط برقرار کنید. شما و همسرتان می‌توانید با پی بردن به هدف رفتار یکدیگر و درک احساسات و باورهای یکدیگر به‌جای پاسخ مخرب پاسخ مفید داده و عمل اصلاحی انجام دهید. می‌پرسید چطور می‌توانم به هدف همسرم پی ببرم؟ جوابش این است که - با توجه کردن به اعمال همسرتان - با توجه کردن به احساس خودتان - و با توجه کردن به عمل همسرتان بعد از پاسخی که می‌دهید. بعد از شناسایی اهداف رابطه خراب کن می‌توانید با یک‌رشته اعمال اصلاحی، اهداف مثبت را جایگزین کنید.

 

آیا طرح اتاق بازی در مدارس قابل اجراست؟

 

 

 

به‌تازگی وزیر آموزش‌وپرورش از اجراشدن طرح اتاق اسباب‌بازی در 10 استان کشور برای پایه‌های اول تا سوم خبر داد اما آیا این طرح با توجه به وضعیت موجود در مدارس از نظر فیزیکی و تعداد دانش آموزان در هر کلاس درس قابل اجراست؟
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

  

بازی کودکان

 

 


آموزش‌وپرورش یکی از ارکان اصلی و مهم در جهت رشد و پیشرفت کشور است و این درواقع آموزش‌وپرورش است که نسلی را تربیت می‌کند که به هویت ملی خود علاقه‌مند باشد و در مواقع خطر و تهدید خود را نبازد؛ نقش آموزش‌وپرورش در اعتلای جوامع امروزی بسیار مهم و ارزشمند است و محور توسعه و زیربنای استقلال در کشور است که بر همهٔ نهادها و دستگاه‌های جامعه تأثیر می‌گذارد؛ این محور توسعه خود نیازمند نظام آموزشی برنامه محور و علمی است.

بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت، ترقی و توسعه در جوامع پیشرفته نشان می‌دهد که همهٔ این کشورها از آموزش‌وپرورش توانمند و کارآمد برخوردار هستند چنانچه آگوست کنت پدر علم جامعه‌شناسی می‌گوید: «پیشرفت و ترقی بشر به آموزش‌وپرورش صحیح بستگی تمام و کمال دارد زیرا تعلیم و تربیتی صحیح است که حس تفاهم را بین افراد پرورش می‌دهد.»

همچنین پیاژه روانشناس سوئیسی عقیده دارد: «هدف اساسی آموزش‌وپرورش بار آوردن افرادی است که بتوانند دست‌به‌کارهای خلاق و تازه بزنند، نه اینکه فقط به تکرار کارهای گذشتگان بپردازند. غرض، ساختن اشخاصی است که خلاق، مخترع و کاشف باشند.»

لستر فرانک وارد جامعه‌شناسی آمریکایی هم معتقد است: «تعلیم و تربیت در پیشرفت اجتماع اثر فراوان دارد زیرا اگر انسان صحیح پرورش یابد، قادر به حل مشکلات موجود خود خواهد بود و مشکلاتی را که درراه پیشرفت و ترقی اقتصادی و اجتماعی است، از بین خواهد برد.»

با توجه به اهمیت نظام آموزشی و تأثیر آن در رشد و پیشرفت کشور می‌بینیم که ایران ازنظر شاخص آموزشی در رتبهٔ 74 قرار دارد. برترین نظام‌های آموزشی به ترتیب از آنِ کره جنوبی، ژاپن، سنگاپور، هنگ‌کنگ، فنلاند، بریتانیا، کانادا، هلند، ایرلند و لهستان است؛ درواقع چهار کشور از شرق آسیا در صدر این رده‌بندی قرار دارند.

اینکه چرا ایران نسبت به این کشورها رتبهٔ پایینی دارد و با چه چالش‌هایی روبرو است بحثی است که سید مجید حسینی استاد دانشگاه تهران و کارشناس آموزشی به آن‌ها پاسخ می‌دهد:

متأسفانه چالش و معضلات آموزش‌وپرورش خیلی مفصل است اما یکی از مهم‌ترین معضلات که باید روی آن تمرکز کرد مسئلهٔ تبعیض در آموزش‌وپرورش است که همه‌چیز را تحت تأثیر قرار داده است به‌عنوان‌مثال چندی پیش رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش از حذف شدن مشق برای پایه‌های اول تا سوم خبر داد اما این طرح تنها به مدارسی تعلق می‌گیرد که ظرفیت کلاس‌های آن 16 تا 20 نفر باشد درصورتی‌که طبیعتاً ما مدارس دولتی داریم که ظرفیت کلاس‌های آن‌ها به 40 نفر هم می‌رسد.

همچنین به‌تازگی وزیر آموزش‌وپرورش از اجراشدن طرح اتاق اسباب‌بازی در 10 استان کشور برای پایه‌های اول تا سوم خبر داد که مسلماً شهرهایی مثل سیستان و بلوچستان، ایلام، کرمانشاه و ... جزو این 10 استان نخواهند بود و این طرح در شهرهای بزرگی ساخته می‌شود که از امکانات کافی برخوردار باشند اما این طرح با توجه به وضعیت موجود که برخی از مدارس هنوز بودجهٔ کافی برای خریدن سیستم گرمایشی را ندارند یا ساختمان در حال ریزش است چگونه می‌تواند قابل‌اجرا باشد؟! لذا ما وقتی طرحی را تبعیض‌آمیز اجرا می‌کنیم انگار خود آن طرح می‌شود عاملی برای اختلاف طبقاتی اما اگر این طرح به‌دوراز هرگونه تبعیضی اجرایی شود می‌توان گفت که بهترین شیوه درس دادن خواهد بود.

باید دقت کرد که مهم‌ترین محور شادی در مدارس تبدیل درس به بازی است. ما نباید بازی را جدای از درس تعریف کنیم و درس باید بر اساس بازی به بچه‌ها آموخته شود.

حسینی اشاره کرد: متأسفانه سرانهٔ مدارس در شهرهایی مثل تربت پانصد هزار تومان است درحالی‌که در مناطق تهران این سرانه برای هر بچه بیست‌وپنج میلیون تومان است که این مسئله راه را برای پیشرفت طبقات پایین کم می‌کند. اتفاقی که افتاده است این است که طبقات پایین که روزی امید داشتند بدون پارتی و پول در کنکور شرکت کنند و با درس خواندن آن را با موفقیت پشت سر بگذارند، امروز این شانس را ازدست‌داده‌اند چنانچه به‌طور میانگین مؤسسات کنکور هشت هزار میلیارد تومان، مدارس دولتی ده هزار میلیارد تومان و مدارس غیردولتی بیست هزار میلیارد تومان از مردم می‌گیرند یعنی جمعاً سی هزار میلیارد تومان در بخش رسمی و هشتاد میلیارد تومان در بخش غیررسمی از مردم بابت آموزش پول دریافت می‌شود که این نوعی تبعیض است چراکه طبقات پایین مسلماً قادر به پرداخت این پول نخواهند بود لذا مشکل اصلی آموزش‌وپرورش حول محور تبعیض است.

این کارشناس آموزشی به اهمیت نظام آموزشی در پیشرفت کشور اشاره می‌کند و می‌گوید: شرط کافی برای رشد و پیشرفت یک کشور داشتن آموزش‌وپرورش عادل و خلاق است.

حسینی اذعان داشت: راه پیشرفت از دو مسیر می‌گذرد؛ اروپای غربی از راه اصلاحات دینی به پیشرفت رسید، درحالی‌که آسیای شرقی مسیر آموزش را برگزید لذا راه‌حل ما هم برای پیشرفت آموزش است.

  متأسفانه سیستم آموزشی در ایران، دانش آموزان را دچار فقدان عزت‌نفس و خلاقیت کرده است؛ به‌عنوان‌مثال اگر دانش‌آموزی در درس ادبیات نمرهٔ 20 و در ریاضی نمرهٔ 14 بگیرد نظام آموزشی به‌طور خودکار به‌جای اینکه تمرکز خود را بر روی درس ادبیات که نشان‌دهندهٔ استعداد فرد است قرار دهد، روی درس ریاضی که نقطه‌ضعف اوست، تمرکز می‌کند و از این راه سعی در به تعادل رساندن تمام زمینه‌ها در فرد دارد؛ درصورتی‌که  یک نظام آموزشی پیشرو در مواجهه با این فرد، درس ریاضی را به صفر می‌رساند تا فرد بتواند استعداد خود در درس ادبیات را به نبوغ برساند. به هر ترتیب تا زمانی که نظام آموزشی به سمت خلاقیت، استعدادیابی و از بین بردن تبعیض در مدارس و در بین دانش آموزان نرود، به رتبه‌های بهتری حتی در خواندن و نوشتن نیز دست نخواهد یافت.


بیشتر بخوانید

دانش آموزان درس زندگی را در مدارس یاد نمی گیرند/ فضای مجازی نظام آموزشی را عقب مانده کرده

استبیست هایی که آفت می شوند

انشای امروز: می خواهم متفکر شوم!

دوشنبه, 05 آذر 1397 12:37

10 راهکار کتاب خوانی

چگونه می‌توانیم کتاب خواندن را به عادت تبدیل کنیم؟

 

 

همه آرزو داریم کتاب‌هایی که مدت‌هاست در قفسه‌ کتابخانه‌مان خاک می‌خورند را دست بگیریم و با برنامه‌ای، خواندن‌شان را شروع کنیم. در این مقاله سعی خواهیم کرد، 10 راهکار برای تبدیل کتاب خواندن به یک عادت ارائه دهیم.
 
 
 
نویسنده : مریم سمیعی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

 

کتابخوانی

 

 

یکی از ویژگی‌های جوامع توسعه‌یافته فرهنگ کتابخوانی است. اما کتابخوانی چه زمانی می‌تواند در جامعه‌ای به عنوان فرهنگ رایج درآید؟ چگونه می‌توان کتاب خواندن را در میان افراد یک جامعه به عادتی روزانه بدل کرد؟ برای فرهنگ‌سازی و رواج یک عادت خوب در سطحی وسیع ابتدا لازم است از افراد آن جامعه آغاز کنیم. از آنجایی که کتابخوانی عادتی مبنایی است و در پس آن طرز نگرش و سایر رفتارهای روزمره‌ی فرد هم دستخوش دگرگونی می‌شود، در این مقاله 10 راهکار کتابخوانی در سطح فردی را مرور می کنیم:

1.   

مدت زمانی را به کتاب خواندن اختصاص دهیم: همانطور که غذا خوردن برای رشد جسم ضروری است، کتاب خواندن هم غذای روح است و لازم است در کنار سایر امور روزمره گنجانده شود. می توان با حداقل زمانی که در روز می‌توانیم صرف کرد، آغاز کنیم. آغاز کردن یک کار شاید سخت باشد اما به مرور و با ملزم کردن خود، این چرخه ادامه پیدا می‌کند. با برنامه‌ریزی برای پر کردن وقت اضافی متوجه خواهیم شد که اوقات زیادی از روزمان هدر می‌رود. در ابتدا لازم نیست وقت اضافه‌ای صرف کنیم، پر کردن همان زمان‌هایی که طی روز در مسیر کار، در ترافیک یا جلوی تلویزیون می‌گذرانیم، کافی است.

2.     

در گروه‌های ادبی عضو شویم: عضویت در گروه‌های ادبی مجازی یا حقیقی، حال و هوای کتابخوانی را در ما زنده می‌کند. شرکت در این گروه‌ها ضمن اینکه برای در دست داشتن برنامه‌ای هدفمند برای کتابخوانی مؤثر است، به ما امکان نقد و بررسی آثار را نیز می‌دهد.

3. 

فهرستی از کتاب‌های مورد علاقه، تهیه کنیم:انتخاب یک لیست با در نظر گرفتن علایق شخصی یا توجه به آثار برتر در سطح جهان، کتابخوانی ما را هدفمند می‌کند. از این رو خوب است که برای هر سال تعداد مشخصی کتاب مطالعه کنیم. با در نظر گرفتن حداقل‌ها و تلاش برای دستیابی آنها، نسبت به وقتی که اهداف غیرممکن در نظر بگیریم، حس اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنیم.

 

همراه داشتن نسخه‌ی الکترونیک یا نسخه‌ی صوتی کتاب، در تلفن همراه در شرایطی که امکان همراه داشتن کتاب را نداریم هم راحت است و هم مفید.



4. 

کتاب‌هایی که جذابیت ندارند، زمین بگذاریم: یکی از موانع کتابخوانی، کتاب‌هایی هستند که صرفاً به این دلیل که شروع کرده‌ایم، از زمین گذاشتن‌شان می‌ترسیم. به همین خاطر است که گفته می‌شود که با گذشتن از فصل‌های ابتدایی کتاب در صورتی که کتاب با اهداف و سلایق شما سازگاری ندارد، بهتر است آن را کنار بگذارید.

5.  

سعی کنیم از کتاب‌هایی که می‌خوانیم خلاصه‌ای تهیه کنیم: تهیه‌ی خلاصه و نوشتن طرز فکرمان نسبت به اثر و به مشارکت گذاشتن آن با دیگران هم برای خودمان و هم برای سایرین مفید است. سعی کنیم از جملات زیبای کتاب و یا بخش‌هایی که ممکن است بعدها برای ارجاع به اثر به کارمان بیاید، یادداشت‌برداری کنیم.

 

6.  

متناسب با کتاب‌های مورد علاقه‌مان، کتاب انتخاب کنیم: در فضای مجازی سایت‌هایی همچون گودریدز، بخشی دارد که به مخاطب، کتاب‌هایی پیشنهاد می‌کند که متناسب با کتاب‌های مورد علاقه‌ی پیشین اوست. نویسنده‌هایی که سبک یکسانی دارند یا موضوعات و ژانرهایی که مورد علاقه‌ی فرد هستند با توجه به امتیازی که به کتاب‌هایی که خوانده شده می‌دهد، ضبط می‌شود.

7.     

به کتابفروشی یا کتابخانه برویم: رفتن به کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها و دیدن و لمس کردن کتاب‌های تازه منتشر شده و مشورت گرفتن از اهل ادب، به ما در این مسیر انگیزه می‌دهد.

8.  

در صورت نیاز به نسخه‌های الکترونیک یا نسخه‌ی صوتی مراجعه کنیم: همراه داشتن نسخه‌ی الکترونیک یا نسخه‌ی صوتی کتاب در تلفن همراه در شرایطی که امکان همراه داشتن کتاب را نداریم هم راحت است و هم مفید. در مترو و محیط‌های پر سر و صدا که تمرکز کردن ممکن نیست، گوش دادن به نسخه‌ی صوتی کتاب مورد علاقه‌مان آرامش‌بخش است.

9.    

کتاب‌های تازه منتشر شده بخوانیم: خواندن کتاب‌هایی که به تازگی چاپ شده‌اند و نوشتن یادداشت بر آنها و یا توصیه کردن آن به دیگران به این دلیل که حس پیشرو بودن به ما می‌دهد، ما را در مسیر کتابخوانی باانگیزه می‌کند.

10. 

در محافل و دورهمی‌ها از کتاب‌هایی که می‌خوانیم صحبت کنیم: هیچ چیز به این اندازه نمی‌تواند کتاب خواندن را در سطح یک جامعه به یک عادت تبدیل کند. با صحبت کردن از کتاب‌هایی که می‌خوانیم و از موضوع آنها لذت بردیم برای دیگران هم سایرین را به کتاب خواندن دعوت می‌کنیم و دانسته‌هایمان را با دیگران قسمت می‌کنیم و هم احتمال اینکه مطالبی که برای آنها گفته‌ایم را فراموش کنیم، کم می‌کنیم.   

این تصورات غلط را درباره ازدواج دور بریزید

 

 

 

خراسان نوشت: باورهای رایجی درباره ازدواج در جامعه ما وجود دارد. بگذارید چند مثال برای تان بیاورم: «ازدواج، هندونه سربسته است»، «پیشونیت باید بلند باشه تا خوشبخت بشی»، «تا نری زیر یک سقف، معلوم نمیشه که طرف مقابلت چه اخلاق هایی داره» و ... .
 

قبل از هر چیز باید دانست هر باوری که در ذهن ما وجود دارد، ریشه و گذشته ای دارد. شاید ریشه این دسته از باورها در این تفکر باشد که ازدواج قابل پیش بینی نیست اما باید دانست که این هندوانه سربسته نیست! دانش امروزه ما در زمینه مشاوره قبل از ازدواج بر مبنای پژوهش هایی بنا شده است که تا حد زیادی از ازدواج های ناموفق درس گرفته اند. باورهای نادرست زیادی در بین بعضی دختر و پسرهای در آستانه ازدواج وجود دارد که می تواند مشکل ساز باشد. در این نوشتار و به بهانه بیشتر شدن ازدواج ها در این ایام مبارک، به بعضی از رایج ترین این باورها اشاره می کنیم.

 

۱- ازدواج به درمان بیماری روانی کمک می کند

ریشه این باور تحت تاثیر این فرضیه نادرست است که مشکلات جنسی، علت بیماری های روانی اند. پس اگر خلاء جنسی فرد پر شود، این موضوع باعث بهبود فرد خواهد شد! خانواده هایی که چنین باوری دارند، فرزند بیمار خود را تشویق به ازدواج می کنند. برای این قبیل خانواده ها باید توضیح داد که درمان فرزندشان روان درمانی و دارو درمانی است نه ازدواج! در واقع گاهی ازدواج موجب بدتر شدن حال این افراد هم می شود زیرا ازدواج یک تغییر بزرگ در زندگی افراد است و هر تغییری حتی نوع مثبت آن استرس زاست و نیاز به تطابق دارد که برای یک بیمار روانی، کار دشواری است.

 

۲- ازدواج حل کننده مشکلات است

برخی ازدواج را پایانی برای تمامی مشکلات و شروع خوشبختی می دانند. این باور رایج، نادرست است. ممکن است ازدواج، پایان بخش مشکلات تجرد باشد ولی همان طور که گفته شد نیاز به تطابق دارد. اگر فردی با این دید ازدواج کند که از فردای روز عروسی همه مشکلات تمام می شود، بعد از دیدن واقعیات زندگی مشترک احساس ناامیدی می کند. ممکن است از زندگی مشترک خود دلسرد شود یا فکر کند ازدواج مناسبی نداشته که این مشکلات به سراغش آمده است. با این حال، اگر دید واقع بینانه ای به مقوله ازدواج و زندگی مشترک داشته باشد، خود را برای شروع زندگی مشترک از لحاظ روانی تجهیز می کند و شانس موفقیت او در ازدواج بالا می رود.

 

۳- قیافه طرف مقابل عادی می شود

اگرچه معیارهای زیبایی نسبی است و هر فردی بنا به سلیقه شخصی خود معیارهای متفاوتی دارد و اگر زیبایی به عنوان تنها ملاک مد نظر قرار گیرد مشکل ساز می شود ولی واقعیت این است که زوج ها باید تا اندازه ای برای هم جذابیت داشته باشند و به اصطلاح ظاهر هم را بپسندند تا به ازدواج با یکدیگر رغبت پیدا کنند. نکته ای که این جا وجود دارد، این است که چهره زیبا در طول سالیان زندگی مشترک به مرور عادی می شود اما این اتفاق متاسفانه درباره قیافه زشت صادق نیست. جذابیت نداشتن جسمانی همسران برای هم، زمینه ساز مشکلات بسیاری از جمله خیانت است.

 

۴- شانس فقط یک بار در خانه آدم را می زند

اعتقاد به این باور موجب می شود که فرد در فرایند تصمیم گیری تحت فشار (به دلیل تصور این که شانس فقط یک بار در خانه آدم را می زند) قرار گیرد و نتواند جوانب امر را به درستی بسنجد. ترس و اجتناب حاصل از این تفکر، باعث می شود فرد عجولانه به شخصی که شناخت کافی از وی ندارد، پاسخ گوید زیرا اگر به این موقعیت جواب مثبت ندهد، شرایط بهتری هم سر راهش قرار نمی گیرد. دادگاه های خانواده پر از افرادی است که با این باور غلط ازدواج کرده اند. همیشه به یاد داشته باشیم که گاهی مجرد ماندن، گزینه بهتری از داشتن ازدواج ناموفق است.

 

5- با لباس سفید برو و با کفن برگرد

اگرچه این باور در نسل جوان امروزی کمتر شایع است اما متاسفانه باز هم شاهد هستیم که برخی افراد از زجر زندگی زناشویی ناموفق به خودکشی، خود سوزی، خیانت یا فرار از خانه روی می آورند. علاوه بر آن، اگر فردی خود معتقد به این باور نباشد اما در خانواده ای بزرگ شده باشد که این باور را داشته باشند، از نظرش ازدواج عملی اضطراب برانگیز است. این فرد می تواند از ازدواج اجتناب کند یا بعد از ازدواج با داشتن حس تنهایی و حمایت نشدن از سوی خانواده، نقش سلطه پذیر و منفعلی را ایفا کند. این نوشته به منزله تاییدی بر طلاق نیست یا قصد ترویج آن را ندارد بلکه بهتر است این طور گفته شود که «چه خوب است که وقتی با لباس سفید به خانه بخت می روی تا آخر عمر زندگی مشترک با دوامی داشته باشی اما اگر گرفتار همسر بیمار، آزاردهنده یا نااهل شدی، برگشتن به خانه پدری بهتر از برگشتن با کفن است.»

 

۶- خوشگل ها مال مردم هستند

این باور که افراد زیبا قابل اعتماد و وفادار نیستند، موجب اجتناب از این افراد می شود. به طور کلی چسبیدن به یک ملاک و در نظر نگرفتن عوامل دیگر موجب بروز مشکل در تصمیم گیری می شود که در این موضوع خاص هم صدق می کند. بنابراین با این تصورات اشتباه، گزینه های ازدواج تان را خط نزنید.

7

- عشق برای خوشبختی کافی است

در بررسی این باور ابتدا باید بین عشق و علاقه تمایز قائل شویم. عشق به معنای علاقه شدید و خواستن بی اندازه همراه با شیفتگی به طرف مقابل است. این احساس می تواند به احساسات خوشایندی مانند تعلق، سرخوشی و لذت منجر شود. گرد و غبار ناشی از این هیجان مثبت مانع دیدن واقعیت می شود. افراد عاشق، اغلب تحت تأثیر عواطف مثبت شدید، دچار تحریف اطلاعات می شوند. در این وضعیت برخی اطلاعات مربوط به معشوق رنگ می بازد، برخی پررنگ و برخی دیگر کم رنگ می شود. بنابراین فرد عاشق از دسترسی به اطلاعات ناب محروم است. پس می توان این طور نتیجه گرفت که عشق قبل از ازدواج تا حدی چالش برانگیز است، در حالی که علاقه مند شدن به فرد قبل از ازدواج مشکلی ایجاد نمی کند. چه بسیار افرادی که به شخصی علاقه مندند اما با وجود این علاقه، از توانایی قضاوت درست نیز برخوردارند یعنی طرف مقابل را با ضعف ها و امتیازاتش می بینند. این گروه می توانند انتخاب مناسبی داشته باشند. سه مرحله مناسب برای ازدواج عبارت اند از: آشنایی، علاقه و بعد از آن عشق. در خوش بینانه ترین حالت، علاقه قبل از ازدواج به گذشت، همراهی و انعطاف پذیری می انجامد و می تواند روند یک ازدواج معقول و شادمان را تسریع کند وگرنه زندگی مشترک را به شدت تهدید خواهد کرد.

 

تاثیر شغل والدین بر سلامت فرزندان

 

 

نویسنده: Stewart D. Firedman
مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: HBR :
 
 
 
همه پدر و مادرهای شاغل از اینکه برنامه‌های مورد علاقه فرزندانشان مانند یک بازی فوتبال یا یک اجرای تک‌نوازی پیانو را از دست بدهند، احساس گناه می‌کنند. وقتی که تغییرات لحظه آخری در برنامه‌های کاری پیش می‌آید یا مجبور هستید به مشتری خود سر بزنید، طبیعی است که احساس کنید پیوسته در حال رنجاندن کودک خود هستید.
 

سوالی که پیش می‌آید این است که چگونه کار ما بر زندگی فرزندانمان تاثیر می‌گذارد. حدود دو دهه پیش، در یک تحقیق روی تقریبا ۹۰۰ نیروی کار بین ۲۵ تا ۶۳ سال در تعدادی از صنایع، من به همراه جف گرینهاوس از دانشگاه درکسل، رابطه بین شغل و زندگی خانوادگی را بررسی کردیم و توضیح دادیم که چگونه این دو جنبه از زندگی در کنار هم و در عین‌حال در تقابل با هم هستند.  در پرتو توجه روزافزون به مشکلات سلامت روحی در جامعه، باید نگاهی تازه به بعضی از یافته‌هایمان در ارتباط با تاثیر شغل والدین بر زندگی عاطفی فرزندان به‌عنوان ذی‌نفعان غیرقابل‌رویت در فضای کار، انداخت. یافته‌های تحقیقات ما نشان‌دهنده تاثیر منفی حواس‌پرتی دیجیتالی والدین، یا technoference، و نیز تاثیرات زیانبار استرس ناشی از کار در زندگی خانوادگی بر فرزندان است.

اکثر تحقیقات در زمینه تاثیر شاغل بودن والدین بر فرزندان، مواردی که در ادامه آمده است را در برمی‌گیرد: اینکه آیا مادر شاغل است (و اینکه اخیرا پدر شاغل نیست)، والدین به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت کار می‌کنند، مدت زمانی که والدین صرف کارشان می‌کنند، و زمان شاغل بودن والدین در طول زندگی فرزندان. ولی تحقیقات ما فراتر از مسائل مربوط به زمان است و علاوه بر آن به تجربیات شغل می‌پردازد. مسائلی از قبیل میزان اهمیت شغل و خانواده برای والدین، تداخل روانی ایجاد شده روی زندگی خانوادگی توسط شغل (یعنی زمانی که به‌صورت فیزیکی در خانه و در کنار خانواده هستیم، مشغول اندیشیدن به کارمان باشیم)، میزان درگیری احساسی در کار و در نظر گرفتن و کنترل شرایط کاری.

یافته‌های ما نشان داد که تمامی جوانب کاری والدین، ارتباط مستقیم با میزان مشکلات رفتاری فرزندان دارد که شاخص‌های کلیدی سلامت روانی آنها به حساب می‌آید. ما این موضوع را با «لیست رفتاری کودک» ارزیابی کردیم که یک استاندارد در ادبیات تحقیقاتی توسعه کودک است که در روانشناسی سازمانی در هیچ تحقیق دیگری استفاده نشده است.

متاسفانه، تاکنون، تاثیرات خاص تجارب کاری والدین (منظور زمان سپری شده در محیط کار نیست) بر سلامت روانی فرزندان دارای اولویت تحقیقاتی بالا در این رشته و زمینه نبوده است. ولی باید اهمیت بیشتری به این موضوع داده شود، به این دلیل که این امر می‌تواند فاکتور دیگری در رابطه با عواقب مهم کار روی سلامتی باشد. در ادامه بعضی از نکات برجسته مشاهدات ما آورده شده است.

هم در مورد مادرها و هم پدرها، دریافتیم که سلامت عاطفی فرزندان در مواردی که والدین خانواده را در اولویت بالاتری قرار می‌دهند، بیشتر است و این امر به مدت زمانی که والدین به کار اختصاص می‌دهند، بستگی ندارد. همچنین مشخص شد در حالتی که والدین به کار به‌عنوان یک منبع چالش، خلاقیت و لذت بردن نگاه می‌کنند، فرزندان وضعیت بهتری دارند و باز هم این امر به زمان اختصاص داده شده به کار بستگی ندارد. به‌طور مشخص، مشاهده شد که زمانی که والدین راضی از کارشان به‌صورت فیزیکی در کنار فرزندشان حضور دارند، فرزندان در وضعیت بهتری به سر می‌برند.

فرزندان، در صورت درگیری ذهنی بیش از حد پدرانشان در مسائل کاری، حتی اگر آنها ساعات زیادی را به کار مشغول نباشند، مشکلات رفتاری بیشتری از خود نشان می‌دهند. از سوی دیگر، به همان اندازه که یک پدر در داخل خانه رفتار درست داشته و در عین حال از کارش راضی باشد، به همان میزان فرزندان مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان می‌دهند و باز هم این امر ربطی به میزان ساعات کاری ندارد.

از سوی دیگر، در مورد مادران، برخورداری از قدرت و حق رای در محیط کار، با سلامت روانی بیشتر فرزندان مرتبط است. به عبارت دیگر، اگر مادران بر آنچه در محیط کار برایشان پیش می‌آید، کنترل داشته باشند، فرزندان از این موضوع سود می‌برند. همچنین، مادرانی که برای خودشان یا در واقع برای آرامش و مراقبت از سلامت جسم و روان خود، وقت صرف می‌کنند، پیامدهای مثبتی برای فرزندان خود دارند.

 این موضوع فقط در مورد کار کردن زن در بیرون یا داخل خانه نیست، بلکه موضوع این است که وقتی مادران در داخل خانه  هم هستند، زمان آزاد و غیرکاری خود را چگونه می‌گذرانند. اگر مادران وقت بیشتری به خود اختصاص دهند، تاثیرات مخرب بر فرزندان داشت. ولی به همان میزان که مادران بیشتر وقت خود را درگیر کارهای خانه هستند، به همان اندازه فرزندان بیشتر در معرض مشکلات رفتاری هستند.

از زمان آغاز این تحقیق، بدون شک نقش‌های سنتی پدران و مادران در حال تغییر است. ولی همچنان زنان بار روانی بیشتری از مسوولیت‌های والدین را بر دوش می‌کشند. تحقیقات ما نشان داد که مادران با اختصاص دادن زمان بیشتری به خود، نسبت به کارهای خانه، توانایی‌های مادرانه خود برای تربیت و نگهداری از فرزندان را افزایش می‌دهند و پدران با حضور ذهنی کامل در کنار فرزندانشان و نیز افزایش حس شایستگی و خوشبختی از طریق شغل، می‌توانند تجارب بهتری برای فرزندانشان به ارمغان آورند.

خبر خوب در این تحقیق این است که این قابلیت‌های زندگی شغلی والدین، تا حدودی تحت کنترل آنهاست و قابل تغییر است. نکته عجیب این بود که در تحقیق ما، مدت زمانی که والدین به کار و نگهداری از فرزندانشان اختصاص می‌دهند، بر سلامت روانی فرزندان تاثیری ندارد و این مدت زمان اختصاص داده‌شده، متغیری است که با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و صنعتی، قابل‌کنترل نیست.

 بنابراین اگر تاثیر کارمان بر سلامت روانی فرزندمان برایمان اهمیت دارد، می‌توانیم برای یافتن روش‌های خلاقانه برای حضور فیزیکی و ذهنی در کنار فرزندانمان تلاش بیشتری به کار ببندیم و حتما باید این کار را انجام دهیم و نیز باید بدانیم که این موضوع لزوما به معنی صرف ساعات بیشتر با فرزندان نیست. موضوع مهم و اصلی زمان مفید و کیفیت زمانی است که به آنها اختصاص می‌دهیم.

مدل چهار مرحله ای رفتار جرأت مندانه

 

 

 

رفتار جرأت مندانه یک مدل چهار مرحله ای دارد. البته در موقعیت های بین فردی برای بروز رفتار جرأت مندانه کمتر با رعایت دقیق این مرحله بندی رفتار می کنیم و در اینجا جهت تسهیل در یادگیری به این صورت آن را مطرح می کنیم.
 
 
 
نویسنده : یگانه داودی
زمان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه

محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان

مدل چهار مرحله ای رفتار جرأت مندانه

 

 

مدل چهار مرحله ای رفتار جرأت مندانه


رفتار جرأت مندانه یک مدل چهار مرحله ای دارد. البته در موقعیت های بین فردی برای بروز رفتار جرأت مندانه کمتر با رعایت دقیق این مرحله بندی رفتار می کنیم و در اینجا جهت تسهیل در یادگیری به این صورت آن را مطرح می کنیم.

همه ما وقتی فردی رفتار نامناسبی در حق ما انجام می دهد، مثلاً درخواست نامعقولی از ما می کند، ناراحت می شویم، ولی بسیاری از افراد نمی توانند این احساس ناراحتی خود را بیان کنند و از فرد مقابل بخواهند که رفتارش را تغییر دهد. به عبارت دیگر منفعلانه عمل می کنند. این نوع رفتار موجب احساس بد در ما شده و اعتماد به نفس مان را کاهش می دهد. از طرف دیگر چون فرد مقابل بازخوردی از ما دریافت نمی کند، چه بسا به رفتارهای منفی خود ادامه می دهد. این موضوع در رابطه فرزاندانمان در محیط مدرسه نیز می تواند برایشان مساله ساز گردد. لذا آگاهی از برخی نکات می تواند به تعامل بهتر عزیزانمان با همکلاسی ها کمک کند.
برای جلوگیری از این ناراحتی ها و مسائل سعی کنید بر اساس چهار گام زیر عمل کنید:

گام 1:بیان رفتار
رفتار یا عملی را که منجر به ناراحتی شما شده است را بیان کنید.مثال: " وقتی من می بینم که در حضور دیگران مرتب از من ایراد می گیرید..."

" من می شنوم که پشت سر من حرف می زنی..."
 
در هنگام انتقاد از رفتار منفی دیگران، اصول زیر را رعایت کنید:
*از کلی گویی و برچسب زدن به افراد بپرهیزید. مثلاً نگویید:"تو آدم بی توجهی هستی"، بلکه از رفتار خاص فرد انتقاد کنید.

*از مطلق جلوه دادن امور با استفاده از کلماتی مانند هرگز، همیشه و...پرهیز کنید:"تو همیشه این طور رفتار می کنی"،"تو هرگز عوض نمی شوی".

*من و من نکنید و صریح سخن بگویید.

*با استفاده از ضمیر من حرف های خود را شروع کنید.

گام 2:بیان احساس خود
به شخص مقابل بگویید که رفتار خاص ایشان چه احساسی در شما ایجاده کرده است. احساس خود را با ضمیر من بیان کنید و از به کار بردن ضمیر شما بپرهیزید.

مثلاً بگویید: "من احساس خشم، ناامیدی، ناراحتی، رنجش و... می کنم".

بجای اینکه بگویید:"تو مرا عصبانی می کنی"، "تو مرا ناامید می کنی".

وقتی ما احساسات خود را با استفاده از ضمیر من بیان می کنیم، به معنای آن است که مسوولیت احساسات خود را می پذیریم و خود را به عنوان منبع مدیریت و کنترل آن ها می دانیم نه دیگران را.

گام3:ارائه راه حل جانشین
در این مرحله باید راه حل بدیل و مطلوب خود را به شخص مقابل ارائه دهید.

یعنی اگر طرز رفتار فعلی او را نمی پسندید، دوست دارید او با شما چگونه رفتار کند. با این کار شما  انتقاد تخریب گرانه که صرفاً با هدف تخریب فرد مقابل و خالی کردن خشم خود انجام می شود را از انتقاد سازنده جدا می کنید. هدف انتقاد سازنده، بهبود وضع موجود است. پس در کنار ایرادی که از رفتار دیگران می گیریم، باید راه حل خود را نیز مطرح کنیم تا طرف مقابل از نیت صلاح شما با خبر شود. مثلاً:

"من دوست دارم اگر انتقادی از من دارید، مستقیماً با خودم در میان بگذارید".

گام 4: ذکر پیامدهای مثبت رفتار
در این مرحله باید پیامدهای مثبتی را که در صورت عمل کردن به پیشنهاد شما بوجود خواهد آمد، گوشزد کنید. به عنوان مثال می توانید بگویید:

"اگر این کار را بکنید، ما می توانیم رابطه خوبی با هم داشته باشیم"

"ما می توانیم به همکاری خودمان ادامه بدهیم"

"اگر شما در بیرون از این مکان سیگار بکشید هم شما راحتید هم  دود سیگار دیگران را ناراحت نمی کند"

 


نویسنده: امید زاهدی
منبع: کتاب کودک و خانواده

 

مطالب مرتبط:
راه های ارتباط موثر بافرزندان
مهارت ارتباطات مؤثر

 

تغییر عادت معجزه می‌خواهد/ چگونه عادت‌شکن باشیم؟

 

 

 

عادت کردن به هر رفتاری در زندگی موجب می‌شود این عادات بر زندگی مسلط شده و انسان را اسیر و بنده خود کند که البته تغییر این عادات کار بسیار دشواری است به‌طوری که در بیان مولا علی(ع)تغییر عادت مانند معجزه است!
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
 
عادت ها

 

 


ما انسان‌ها ماشین‌های یادگیری خوبی هستیم. به‌طوری که از همان زمانی که چشم به این دنیا گشودیم سعی کردیم روزبه‌روز بیشتر یاد بگیریم و در طول زندگی فهمیدیم که اگر خوب یاد نگیریم دچار مشکلات زیادی خواهیم شد.

موضوع این مطلب بی‌ارتباط با امر یادگیری نیست؛ موضوعی با نام عادت. عادت‌هایی که حاصل تکرار و یادگیری انسان است؛ چنانچه اگر انسان رفتار، گفتار و یا کاری را به‌صورت مکرّر انجام دهد، کم‌کم به‌صورت خودکار و بدون هیچ زحمتی انجام می‌شود.

عادت پیدا کردن به کار ، رفتار و یا منشی انسان را اسیر و بنده خود می‌کند. به تعبیر دقیق‌تر انسان اسیر و بندهٔ عادت‌هایش خواهد بود.


تا به حال به این امر فکر کرده‌اید که در طول زندگی چه عادت‌هایی را به‌دست آورده‌اید؟ به عبارتی سبک زندگی ما چه شاکله‌ای به خود گرفته است؟ وقتی انسان کاری را مدام انجام دهد؛ حال چه این کار به صورت اجباری به او تحمیل شده یا انتخابی باشد، این کار طوری که عادت و رویهٔ او بشود می‌تواند آن را جزء سبک زندگی او به حساب آورد.

وقتی ما به سبکی از زندگی عادت کردیم اگر بخشی از عادات بد باشد، باعث می‌شود عادت بد پیدا کنیم و همین عادت بد در برخی مواقع برای بیچاره کردن ما کافی است. از سوی دیگر اگر در سبک زندگی خود عادت خوب داشته باشیم، همین عادت‌های خوب در بسیاری از مواقع نجات‌دهنده خواهند بود.

این امر موجب شده امروزه افرادی با نام‌های مختلف با برگزاری سمینارها و همایش‌هایی با مبالغ بالا با نام‌های خارجی و نوشتن کتاب‌ها و مقالات علمی الگوها و تکنیک‌هایی را معرفی کنند و به مردم نوید دهند که برای موفقیت و پیروزی در زندگی باید از عادت‌های خود مطلع بود و در رفع عادت‌های بد تلاش کرد.

عنصر مهم و کلیدی در سبک زندگی

ما در این فرصت بر آن هستیم تا در رابطه با "عادت" عنصر مهم و کلیدی در سبک زندگی صحبت کنیم و بیان کنیم برای مطلع شدن از آن‌ها و ترک عادت‌های بد لازم نیست حتماً هزینه‌های سرسام‌آوری متحمل شد. کافی است دین را در بستر زندگی‌مان وارد کنیم و مرام و سبک زندگی را با آن تطبیق دهیم. آن‌وقت است که خواهیم دید این حرف‌ها تنها برای امروز آن هم به اسم غربی‌ها نیست بلکه دستاوردهای بزرگی است که از بطن دین اسلام و کلام اهل‌بیت آمده است.

عادت، جزیی از طبیعت انسانی است

یکی از نکات مهم در خصوص موضوع عادت این است که قبل از هرچیز باید بدانیم که بشر به هر رفتاری عادت کند این عادت بر او مسلط خواهد شد. ممکن است انجام عملی در آغاز کار، دشوار و حتی ناگوار باشد ولی بعد از تکرار و اعتیاد پیدا کردن به آن، آسان و حتی شیرین می‌شود، به طوری که گویا از ابتدا با آن انس و الفتی داشته و از افعال طبیعی او بوده است. راز این کلام را از امام المتقین علی (ع) می‌شنویم که می‌فرمایند؛ "عادت طبیعت ثانوی است."(1) بنابر‌این "عادت جزیی از طبیعت آدمی بوده و معرف بخشی از هویت و طبیعت انسان است و اگر انسان بخواهد به خلق نیکو شناخته شود باید در صدد باشد که آن را عادت خویش سازد."(2)  

عادت دادن؛ یکی از روش‌های مهم تربیتی 

بسیاری از علمای اخلاق در بحث تربیت، عادت دادن به کارهای خوب و مصادیق آموزشی را یکی از روش‌های مهم تربیتی دانسته و برای آن اهمیت زیادی قائل شده‌اند. آنان این مهم را بر پایه این مبنا می‌دانند که عادت پیدا کردن به کار یا رفتار و یا مَنشی خاص انسان را اسیر و بنده خود می‌کند و به تعبیر دقیق‌تر انسان اسیر و بندهٔ عادت‌هایش خواهد بود؛ "لِلْعَادَةِ عَلَی کُلِّ إِنْسَانٍ سُلْطَان"(3) 

پیشگیری بهتر از درمان

باید مراقب بود که چه عملکرد و عاداتی را سلطان خود قرار داده و بنده چه عادت‌هایی هستیم، چراکه تغییر و فرار از آن‌ها کاری بس دشوار است به حدی که در روایات از آن به "معجزه" تعبیر می‌شود؛ "رَدُّ الْمُعْتَادِ عَنْ عَادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ"(4) و غلبه بر عادات فضیلتی برتر و حتی از بالاترین عبادات شمرده شده است.(5)

بنابراین به موجب اصل عقلانی "پیشگیری بهتر از درمان" باید تا می‌توانیم از شکل‌گیری عادات نامطلوب جلوگیری کنیم. در این میان توصیه‌ها و نکاتی که از معصومین (ع) رسیده بسیار می‌تواند سازنده و کارساز باشد. به‌طور مثال در بیانی امیرالمؤمنین (ع) راز موفقیت و رسیدن به خواسته‌ها را در عادت پیدا کردن به داشتن نیت خوب برای دیگران می‌دانند.و نیز "عادت به کارهای نیک را مقدمه‌ای برای رسیدن به شرافت نفس، آباد شدن آخرت و زیاد شدن ستایش‌کنندگان معرفی می‌کنند." (6) و (7)

باید مراقب بود که چه عملکرد و عاداتی را سلطان خود قرار می‌دهیم، چرا که تغییر و فرار از آن‌ها کاری بس دشوار است به حدی که در روایات از آن به "معجزه" تعبیر می‌شود؛ "رَدُّ الْمُعْتَادِ عَنْ عَادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ" و غلبه بر عادات فضیلتی برتر و حتی از بالاترین عبادات شمرده شده است.



مراقب عادت‌های اعضای بدنمان باشیم

از طرف دیگر در باب عاداتی که هر‌یک از اعضای بدن ما با آن‌ها خو گرفته‌اند باید توجه کرد و چه بهتر اینکه برای این عادت‌ها بتوان جهت‌دهی صحیحی داشت تا گرفتار عادات بد نشده که بخواهیم به‌سختی بر آن‌ها غلبه کنیم. 

مراقب باشیم چه طرزی از سخن گفتن، را برای خود به عنوان عادت در پیش گرفته‌ایم؛ آیا تنها عادت کرده‌ایم که نکات منفی و نقاط ضعف را ببینیم و نِق بزنیم و منفی‌بافی کنیم؟ آیا در برابر خوبی‌ها، لطف‌ها و مهربانی دیگران عادت به تشکر کردن داریم؟ مراقب هستیم که توجه کردن به عیوب دیگران و عیب‌جویی تبدیل به یک رویه و عادت برای ما نشود؟ و اینجاست که فرمایش مولایمان علی (ع) راهکار بسیار به جایی است برای جهت دهی رفتار و عملکردهایمان، حضرت می‌فرمایند؛ "عَوِّدوا أنفُسَکُم بِالخَیرات: به کارهای خوب نفس خودتان را عادت بدهید."(8) و رمز این عادت به خوبی‌ها در همین است که وقتی کار نیک و عمل خوب برای آدمی عادت شود، ترک کردنش سخت و در لسان اهل‌بیت "معجزه" می‌خواهد و البته نتایج و بهره‌های دنیوی و اخروی خواهد داشت. 
در مسیر عادت‌دهی زبان فرمایشی از امام علی (ع) است که حضرت عادت دادن زبان به نرم‌خویی و سلام کردن را راهی برای زیادی دوستان و کم شدن دشمنان معرفی کرده ‌اند.(9)

عادت‌شکن باشیم

عادت به چیزهای بد را کنار بگذارید. یکی از عادات بدی که ضربه فراوانی به انسان و اطرافیان او می‌زند، عصبانیت و کنترل نکردن خشم است، چراکه غضب همچون ماده مخدر اعتیادآور است و در روایات به پرهیز از آن با تعبیرات شدیدی پرداخته شده است. در بیانی داریم امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: "لَاتَسْرَ عَنَّ إِلَی الْغَضَبِ، فَیَتَسَلَّطَ عَلَیْکَ بِالْعَادَةِ؛ در غضب کردن، سرعت مکن، زیرا اگر غضب بر تو مسلّط شود، برای تو عادت می‌گردد."

هیچ‌کاری نشد ندارد

یادمان نرود که ما انسان‌ها در مقام اشرف مخلوقات با توانایی‌های بالایی که در اختیار داریم، قدرت انجام هر عمل و تغییری را داریم. مهم این است که بخواهیم و هر چه زودتر شروع کنیم. اگر امروز تصمیم گرفته‌اید که سرو سامانی به عادت‌هایتان دهید و با عادات بد مبارزه کنید وقت را از دست ندهید، راه سختی را در پیش دارید اما با تلاش قطعاً نتیجه می‌گیرید.

هرچه این مبارزه زودتر اتفاق بیافتد راحت‌تر می‌توانید از آن رهایی پیدا کنید چرا که توقف در آن‌ها، عادت را ریشه دارتر کرده به طوری که رهایی از آن سخت‌تر است. به قول مثنوی؛

                                                     خاربن در قوت و برخاستن
                                                                       خارکن در پیری و در کاستن

در این میان اساتید مختلفی برای رهایی از عادت‌های اشتباه و بد راهکارهایی را نکاتی ارائه داده‌اند؛ اگر تصمیمتان را گرفته‌اید، با شدت و قدرت شروع کنید. در این مسیر خود را در مقابل دیگران متعهد کنید، بر خودتان سخت بگیرید و در این زمینه هیچ استثنایی را قائل نباشید که اگر یک‌بار یا یکجا این استثناء اعمال شود، کار به نتیجه نخواهد رسید.

عده‌ای نیز برای ترک عادات بد با تأسی به آیات قرآن کریم، نظر دارند که عادات بنابر میزان نامطلوبی و مضراتی که دارند، ترک آن‌ها به فوری و تدریجی تقسیم می شود؛ چنانچه در برخی آیات عتاب آنقدر شدید است که ترک آن نیازمند یک حرکت فوری است؛ وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ/ وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ و برخی برای  ترک کردنش نیازمند فراهم شدن مقدماتی است. پس با درایت و آگاهی کافی، درست و به موقع عمل کنید.

 



پی نوشت:
1- غررالحکم، ص26
2- کنز العمّال، ح ۲۸۷۲۲
3- عادت برای هر کسی تبدیل به یک سلطان می‌شود و آن عادت یک سلطنتی بر انسان پیدا می‌کند؛ غررالحکم، ص 544، حدیث 10
4- اینکه کسی به چیزی عادت کرده باشد و بخواهد آن را تغییر دهد مانند معجزه است؛ تحف العقول/ص 489
5-  غرر الحکم، ص 176، ش 45/ همان، ص 16، ش 411
6- عَوِّدْ نَفْسَكَ حُسْنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ الْمَقْصَدِ، تُدْرِكْ فى مَباغیكَ النَّجاحَ؛ خودت را به داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته هایت موفق شوى؛ غررالحكم، ح 6236
7- غرر الحكم: ح ۶۲۳۲ 
8-  تحف العقول : ۲۲۴
9- تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص435، ح9946

گفتگوی تبیان با دکتر حشمت‌الله قنبری، استاد و پژوهشگر تاریخ اسلام؛

نتیجه نفوذ اشرافیت‌طلبی و تجمل‌گرایی در پست‌های مدیریتی

 

 

 

استفاده از الگو و شیوه‌های زندگی بر پایه ساختار‌‌سازی رسول خدا احتیاج به مقدمات واجبی دارد که می‌بایست آن را به دست آورد، کسی می‌تواند از الگوی جامع نبوی برخوردار شود که اولاً: مؤمن و معتقد و امیدوار به وعده‌های الهی در دنیا و قیامت باشد و ثانیاً: با اعتماد به وعده‌های الهی و با یاد و اتکال به خداوند بال پرواز پیدا کرده باشد.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 22 دقیقه

 

الگوسازی از پیامبر

 

 

به مناسبت سالروز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر آن شده‌ایم تا در رابطه با اهمیت سبک زندگی و روش و منش پیامبر اکرم (ص) با دکتر حشمت‌الله قنبری، استاد و پژوهشگر تاریخ اسلام گفتگویی داشته باشیم.

تبیان: ضمن عرض تبریک به مناسبت خجسته سالروز میلاد پیامبر اکرم اسلام (ص)، برای ما بفرمایید با توجه به اینکه مقام و جایگاه پیامبر اعظم اسلام جایگاه والا و آسمانی است، چگونه می‌توان از روش زندگی پیامبر اکرم (ص) الگوبرداری نمود؟
بنده نیز سالروز میلاد رهبر عالیقدر اسلام و هفته وحدت را به جنابعالى و همه موحدان و مسلمانان عالم تهنیت و شادباش عرض مى كنم و از اینكه من را مورد لطف خود قرار دادید تا لحظاتى را به اتفاق شما در اوصاف و فضایل عزیزترین گوهر هستى سخن بگوئیم متشكرم.

در مورد رسولان و انبیاء الهی خاصه رسول عظیم الشأن اسلام نگاه‌های متفاوتی وجود دارد و طبقات و صنوف اندیشمندان منطبق با عقل و اندیشه و جهان‌بینی خود در اطراف و ابعاد وجودی آنان سخن گفته و کتاب‌ها نوشته و افکار خود را به باور بخش‌هایی از پیکره جامعه بشری تبدیل کرده‌اند. برخی اعتقاد دارند که رسول گرامی اسلام و ذوات مقدسه عترت طاهره سلام‌الله علیهم موجودات قدسی و غیرقابل دسترسی هستند که حضور آنها در عالم ناسوت لطف خاص و کرامت استثنایی خداوند متعال بوده است و هیچ‌کس و هیچ‌چیز با آنها قابل مقایسه نیست و کارکرد آنها گره‌گشایی از امور و برآورده ساختن حاجات و تمنیات مردم و شفاعت و دستگیری از امت در روز قیامت به‌قدرت اعجازی است که خداوند متعال در اختیار آنها قرار داده است. لذا باید وجود مبارک آنها را مقدس دانست و به‌عنوان استثنائات آفرینش در قاب مقدسی قرار بگیرند و در هر مناسبت و موقعیتی مورد تجلیل و تعظیم قرار گیرند.

کسی می‌تواند از الگوی جامع نبوی برخوردار شود که اولاً: مؤمن و معتقد و امیدوار به وعده‌های الهی در دنیا و قیامت باشد و ثانیاً: با اعتماد به وعده‌های الهی و با یاد و اتکال به خداوند بال پرواز پیدا کرده باشد.

 

بدون خورشید زندگی کردن ممکن نیست

بخشى از این افکار و اندیشه‌ها درست است، در عالم خلقت نظیری برای رسول خدا وجود ندارد. ولادت او بعثت او و رسالت بی‌نقص او جامع مأموریت‌های همه انبیاء و فرستادگان الهی بود همانطوری‌که امیرالمؤمنین فرموده‌اند: أنْ بَعَثَ اللّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله لِإِنْجازِ عِدَتِهِ و تَمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأْخوذاً عَلَی النَّبِیّینَ میثاقُهُ مَشْهُورَةً سِماتُهُ، کَریماً میلادُهُ؛ خداوند محمد را برای به انجام رساندن وعده‌اش و به پایان بردن مقام نبوّت مبعوث کرد، در حالی که قبولی رسالت او را از تمام انبیا گرفته بود، نشانه‌هایش روشن و میلادش باعزّت و کرامت بود. هم خود رسول خدا شخصیت بی‌تکرار و غیرقابل‌دسترس آفرینش بود و هم برای عترت طاهره او همانندی آفریده نشده است.
مرحوم علامه مجلسى در جلد ٣٩ بحارالانوار صفحه ٨٤ از رسول اكرم روایت كرده است كه آن حضرت به امیرالمومنین فرمود: "یَا عَلِیُّ مَا عَرَفَ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ غَیْرِی وَ غَیْرُكَ وَ مَا عَرَفَكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ غَیْرُ اللَّهِ وَ غَیْرِی" یا اینكه امیرالمومنین فرمودند: "لا یُقاسُ بِآلِ مُحَمَّد مِنْ هذِهِ الاُمَّهٍ اَحَد و لا یُسَّوی بِهِمْ مَن جَرَت نِعْمَتُهُم عَلَیْهِ اَبَداً هُمْ اَساسُ الدَّینِ و عِمادُ الیَقینِ."

اما این بدان معنا نیست که چون امکان مانند آنها شدن فراهم نیست پس همه‌چیز را رها کنیم. نخیر ما نمی‌توانیم به خورشید نزدیک شویم اما بدون خورشید زندگی کردن هم ممکن نیست، زمین محتاج به نور و روشنایی و گرمای دل‌انگیز و هزاران فیض و لطف خورشید است تا رویش‌ها و تداوم زندگی ساکنان کره خاکی تحقق پیدا کند.
لذا خداوند متعال در کتاب وحی به صراحت فرموده است: "لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا": عالی‌ترین الگو و زیباترین اسوه برای اهل ایمان و جامعه انسانی رسول خداست
، اسوه یعنی الگو و الگو می‌بایست هم قابل دسترس باشد و هم قابلیت اجرایی در متن زندگی را برای استفاده‌کنندگان از خود فراهم آورده باشد.

اینکه ذات اقدس متعال رسول خدا را به عنوان اسوه حسنه پیش روی مردم قرار داده است، یعنی اینکه در بهانه‌جویی و توجیه تراشی به روی تنبل‌ها و سوءاستفاده کنندگان از حریم انسانیت و و غافلانی که در تمامی سطوح زندگی انسان غافلانه و یا عامدانه مرتکب انواع تخلفات و تبهکاری‌ها و ظلم‌ها می‌شوند بسته است.

شما وقتی حیات نورانی رسول اکرم اسلام را پیش و بعد از رسالت و در دوران هجرت و تأسیس حکومت مورد بررسی قرار می‌دهید با اندکی درنگ دریافت خواهید کرد از کوچکترین زاویه‌های رفتار شخصی و مناسبات خانوادگی، تا پیچیده‌ترین حوزه‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی عالی‌ترین الگو و روشمندی‌های مطلوب در زندگی آن حضرت برای استفاده در اختیار خاص و عام مردم قرار دارد، البته استفاده و برخوردار شدن از الگوی الهی و انسانی رسول خدا برای همه‌کس ممکن نیست همانطوریکه خداوند متعال فرموده است: لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا. استفاده از الگو و شیوه‌های زندگی بر پایه ساختار سازی رسول خدا احتیاج به مقدمات واجبی دارد که می‌بایست آن را به دست آورد، کسی می‌تواند از الگوی جامع نبوی برخوردار شود که اولاً: مؤمن و معتقد و امیدوار به وعده‌های الهی در دنیا و قیامت باشد و ثانیاً: با اعتماد به وعده‌های الهی و با یاد و اتکال به خداوند بال پرواز پیدا کرده باشد.

تبیان: آیا می‌شود در حوزه دولت‌داری ، اخلاق و رفتار حکومتی یک نمونه از مدل سازی‌های پیامبر اعظم را ارائه کنید؟
شما می‌دانید که بعد از افشای توطئه مستکبران عرب در رابطه با ترور و حذف رسول اکرم اسلام از ناحیه غیب عالم، آن حضرت با تمهیدات حسابگرانه‌ای از شهر مکه خارج شد و هجرت آن حضرت به مدینه، آغاز دوره جدیدی از حیات اسلام بود.

از مدت‌ها پیش مردمان یثرب در انتظار قدوم رسول خدا بودند لذا اخبار مربوط به مهاجرت پیامبر اعظم به مردم یثرب واصل شد، مردمان شهر یثرب و نواحی اطراف آن با شور و شعف بی‌نظیری برای استقبال از رسول خدا خود را به محله قبا رساندند. تاریخ یثرب چنان جمعیت باشکوه و متراکمی را به خود ندیده بود و اقشار مختلف مردم خود را مهیا کرده بودند تا با استقبالی تاریخی و شکوهمند آن حضرت را به‌عنوان رهبر جامعه خود به یثرب وارد کنند.

استفاده و برخوردار شدن از الگوی الهی و انسانی رسول خدا برای همه‌کس ممکن نیست همانطوریکه خداوند متعال فرموده است: لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا. استفاده از الگو و شیوه‌های زندگی بر پایه ساختار سازی رسول خدا احتیاج به مقدمات واجبی دارد که می‌بایست آن را به دست آورد.


رسول خدا بعد از دوازده شبانه‌روز راهپیمایی پر ماجرا به منطقه قبا در چند کیلومتری مدینه وارد شد و در میان استقبال گرم و صمیمانه مردم، در منزل کلثوم بن هِدْم یکی از مشایخ قبیله بنی عمرو بن عوف سکنی گزید. همزمان با حضور رسول خدا در قبا عده‌ای از مهتران و بزرگان مردم که در میان آنها ابوبکر بن ابی قحافه به چشم می‌خورد مصرانه درخواست می‌کردند تا آن حضرت به یثرب وارد شوند.

علامه مجلسی، در جلد ١٩ بحار الانوار، صفحه ١٠٦ و ابن خلدون، در جلد دوم تاریخ خود صفحه ٤٢٢ نوشته‌اند: رسول خدا در پاسخ به همه درخواست‌ها می‌فرمود: مادامی‌که برادرم علی بن ابیطالب به اینجا نرسیده است، قبا را ترک نخواهم کرد. لذا تا پیش از حضور امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره آن حضرت در قبا ماندند و بعد از ورود امام علی نیز گویا دو روز دیگر نیز درنگ فرمودند.

به هرحال پیام‌آور رحمت عازم مدینه شد. مردم با شور و هیجان زایدالوصفی اطراف رسول خدا گرفته بودند و گروه‌هایی از مردم نیز تمام ظرفیت و توانائی‌های خود را به استخدام در آورده بودند تا رسول خدا در میان طایفه و به منازل و سفره‌های آنان وارد شوند. لذا سران و سرشناسان و شخصیت‌های یثرب نوبت به‌ نوبت خود را در مسیر ناقه رسول اکرم قرار می‌دادند و با تضرع و خواهش از آن حضرت تمنا داشتند تا بر آنها وارد شود. پاسخ پیام‌آور رحمت به همه آنها یک عبارت کوتاه بود: "خَلُّوا سبیل‌ها؛ فَإِنَّهَا مَأْمُورَةٌ": شما راه ناقه را باز کنید او خودش مأمور است و می‌داند کجا زانو بزند و بنشیند!!

با اندکی درنگ دریافت می‌شود که این پاسخ نه با روح اخلاقی رسول خدا سازگار به نظر می‌رسد و نه خوشایند گروه‌های مشتاقی بود که آرزومند میزبانی از رسول اکرم و همراهان او بودند. به راستی مأموریت شتر چه بود؟ چه کسی به شتر مأموریت داده بود؟! آیا معجزه‌ای فعلی تحقق پیدا کرده بود؟! ما می‌توانیم با نگاهی تعبدی، ماجرای هجرت را یک استثناء به حساب آورده، و به آن مباهات کنیم،! و یا اینکه با نگاهی کاوشگرانه و جامعه‌شناسانه با شناخت ترکیب جمعیتی و تحلیل روحیات طبقات و صنوفی که برای میزبانی پیامبر سینه چاک می‌کردند حکمت‌های تدبیر رسول خدا را استخراج کنیم؟! من در سایه همین آیه کریمه قرآن، لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الآخِرَ معتقد به اسوه بودن رسول خدا و اثربخشی و هدایت آفرینی سنت‌ها و راه و روش و گره‌گشا بودن مطالعه تمهیدات آن حضرت هستم.

تردید نداشته باشید آنهایی که به هر شکل ممکن در تلاش بودند تا رسول خدا را میهمان خانه‌ها و سفره‌های خود کنند مردمان عادی نبودند و هر‌گروه از متقاضیان میزبانی، نماینده افکار و اندیشه‌های طبقاتی از جامعه انسانی بودند که از همراهی با مردان الهی و مصلحان اجتماعی به دنبال منافع و مطامع خودشان بودند.

قاطبه مردم (بیش از نود و چند درصد از آنهایی که مشتاقانه به استقبال رسول اکرم اسلام آمده بودند) نه امکان میزبانی و پذیرایی از رسول خدا و همراهان او را داشتند و نه توقع و انتظار داشتند که پیام‌آور رحمت به منازل آنها وارد شود، پس قاطبه مردم تاکید رسول خدا به مأمور بودن شتر را نه حمل بر اهانت نسبت به خود می‌کردند و نه دچار تکدر و آزردگی خاطر از رسول اکرم می‌شدند مانند مردم شریف روزگار خود ما که اگر حضرت ولی امر به شهر و دیار آنها وارد شوند، با اخلاص و عشق همانند پروانه اطراف ایشان را می‌گیرند، اما هیچ انتظار و توقعی جز سلامت و رضایت ایشان را ندارند.

انگیزه‌های متفاوت برای میزبانی از پیامبر اسلام

اما آن روز نیز در نقطه مقابل اکثریت بزرگ و قاطع مردم عده‌ای حضور داشتند که باانگیزه‌های متفاوت برای میزبانی پیامبر مسابقه گذاشته بودند، آن جمعیت حداقلی به چند دسته تقسیم می‌شدند؛

١- تعدادی از آن جمعیت حداقلی، مومنان متمکن و متدین بودند که خالصانه مشتاق میزبانی رسول خدا بودند، اگر توفیق میزبانی و خدمتگزاری به صاحب رسالت را پیدا می‌کردند خوشحال می‌شدند و شاکر بودند و اگر به هر علتی رسول اکرم درخواست آنها را اجابت نمی‌کرد با رضایت پیامبر خشنود می‌شدند. در هر حالتی همه‌چیز آنها با خواست رسول اکرم هماهنگ بود لذا این دسته هم ابلاغ مأمور بودن شتر را اهانت به خود نمی‌دانستند.

اما گروه‌های حداقلی دیگری هم بودند که علیرغم کم تعداد بودن، آرزوهای بزرگ داشتند و رویاهای مهمی را در سر می‌پروراندند و هر‌کدام مطابق با توانمندی‌های خود برای آینده برنامه ریزی می‌کردند.

٢- گروه دوم اهل معامله و تجارت بودند و میزبانی از رسول خدا را به منزله یک سرمایه‌گذاری مطمئن سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده بودند، آن‌کسی صاحب و مالک ده‌ها هکتار از اراضی یثرب بود و یا املاک و زمین‌های فراوانی را متعلق به خود کرده بود اگر موفق می‌شد با نقشه‌ای حساب شده ابتدا رسول خدا را میهمان خود می‌کرد سپس قطعه زمینی را در اختیار آن حضرت قرار می‌داد و برای آن حضرت عمارتی برپا می‌کرد، به طور طبیعی منزل و اقامتگاه پیامبر به نقطه کانونی شهر تبدیل می‌شد و در نتیجه زمین‌های او که پیشتر هزار متر آن به پنج دینار هم نمی‌ارزید، قیمت میلیونی پیدا می‌کرد. خوب اگرچه این عقل و دوراندیشی انسانی نیست و ارزش این فکر و انگیزه از منش حیوانات هم پائین تر است، اما چنین افراد و نگرش‌هایی پوسته وجود داشته است و با پاسخ رسول خدا تحقیر می‌شدند.

٣- گروه سوم افراد جاه‌طلب سیاسی و ریاست طلب‌های دین به دنیا فروش بودند. اینها یقین داشتند که در آینده‌ای نزدیک رسول اکرم به شخصیت اول یثرب و شبه جزیره عربستان تبدیل خواهد شد و به‌طور طبیعی برای اداره حکومت خود مسئولیت‌ها را در میان افرادی تقسیم خواهد کرد. پس باید از همین آغاز راه برای توجیه خودشان سابقه و رزومه درست می‌کردند. این شبه آدم‌ها نیز در ستادها و کمیته‌هایی که برای دنیای خودشان (اما به نام رسول خدا) ساخته بودند ریخت و پاش‌ها می‌کردند، همراهی اینها با جریان حق خطرناک است لذا پیامبر رحمت فکر و اندیشه آنها را با بیان خود تحقیر کرد، اینها حق دارند از پاسخ رسول خدا تکدر خاطر پیدا کنند.

٤- گروه چهارم افرادی بودند که نماینده جریان‌های نفوذی و جاسوسی بودند، کسانی‌که از نابودساختن اسلام و حذف رسول خدا مأیوس شده بودند و پروژه نفوذ و ایجاد انحراف در حرکت اسلامی و انشقاق در میان مسلمانان را نمایندگی می‌کردند. این گروه به مراتب از سایر گروه‌های مضر و مخرب، خطرناک‌تر بودند و اینها معمولاً مأموریت‌های خود را با حوصله و نرمش و تظاهر بیشتری پیگیری می‌کنند و در افکار عمومی مردم چهره مطلوب‌تری را از خود به نمایش می‌گذارند. اما برنامه آنها اینست که درگذر ماه‌ها و حتی سالهای طولانی نهایتاً دولت اسلامی را از محتوای دینی تهی سازند، اینها این قابلیت را دارند که خود را نسبت به اسلام و رسول خدا حتی از اهل‌بیت رسالت نیز دلسوزتر و وفادارتر نشان دهند و افکار عمومی را مطیع خود سازند. اینها شیطان در لباس آدم هستند، لذا اینها خود را مخاطب رسول خدا می‌دانند و از پاسخ و شیوه برخورد پیامبر ناراحت می‌شوند.

اگر مقامات کشور در تبعیت از رسول خدا به سینه این جریان‌های مفسد و منحرف و نماینگان و منتصبین به آنها دست رد می‌زدند شرایط عمومی کشور به شکل دیگری بود و قلب رئوف ملت ایران تا به این اندازه از مسئولین آزرده نمی‌شد و نقشه‌های دشمنان اسلام و انقلاب و مردم هم به همین میزان فعلی کارساز نبود.


٥ - گروه پنجم افراد محترم اما خوش‌خیال و خودخواهی بودند که گرفتار کیش شخصیت بودند. تمام دلخوشی اینها این بود که با رسول خدا عکسی بگیرند و در قاب حضور آن شخصیت ممتاز الهی نشانی از آنها باشد. این طبقه ممکن است به حسب ظاهر آثار زیانباری هم نداشته باشند، اما نقش آنها در کنار رسول خدا مانند خشت و آجر دیوارهاست، چون به خودشان مشغول هستند، از هدایت نبوت و امامت کم‌بهره و حتی ممکن است بی بهره بمانند. البته تجربه تاریخی ثابت کرده است از آنجا که این قبیل افراد چون شخصیت مستقل و تفکر و اندیشهٔ عمیقی ندارند در مواردی بازی می‌خورند و بازیچه مخالفین و معاندین امام حق شده‌اند.

عبارت "خَلُّوا سبیل‌ها فَإِنَّهَا مَأْمُورَةٌ" دست رد زدن به سینه همه این گروههای خودنما، منفعت‌طلب و ماجراجویی بود که به بهانه همراهی با رسول خدا در پی تأمین مصالح و منافع خود بودند و رسول خدا در آغاز ین روزها و در اولین فرصتی که برای تأسیس نظام اسلامی در اختیار آن حضرت قرار گرفت، با به کار‌گیری یک روش مدبرانه بدون اینکه از کسی نام برده باشد سران، زمامداران و مدیران جوامع اسلامی را در تمامی اعصار، با مبانی و روح اصلاحگرای نظام دینی آشنا فرمودند.

مقامات دولت اسلامی نباید مخدومین خود را به دنبال خودشان بدوانند و برای بررسی و تأمین حداقل خواسته‌ها آنها را به دنبال اتومبیل‌ها و پشت درب دفاتر بکشانند ، زمانی مردم در اطراف امام و رهبر الهی خود اجتماع می‌کنند و مدت‌ها در انتظار قدوم مبارک او می‌مانند (مانند ورود رهبر عالیقدر اسلام، و حضور حضرت امام خمینی در روز ورود به تهران، و یا استقبالی که مردم در شهرهای مختلف از رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی به عمل می‌آورند) این حضور و تظاهر نمایش قدرت و نشانه پیوند امت با امام است که یکی از دستاوردهای آن یأس دشمنان اسلام و مردم از اجرای نقشه‌های خائنانه بر علیه مردم و نظام اسلامی است.

مقامات و مناصب حکومتی کارگزار نظام و خدمتگزار و خادم مردم هستند

غیر از امامان امت بقیه مقامات و مناصب حكومتى كارگزار نظام و خدمتگزار و خادم مردم هستند و خادم باید به دور مخدوم خود بگردد و بدود ، نه اینكه اقبال و احترام كریمانه و بزرگوارانه مردم را سند شایستگى و بایستگى خود قرار داده و از انجام وظایف شرعى و قانونى خود غفلت نماید

مهمترین علت‌ پیدایش مصیبت‌ها و مفاسد در ایران

شما وقتی فهرست مفاسد و بلاهای تحمیلی به کشور خود ما را ملاحظه می‌کنید به راحتی دریافت می‌کنید که مهمترین علت‌ پیدایش مصیبت‌ها و مفاسد و اذیت و آزارهایی که به ملت بزرگ ایران روا داشته می‌شود، غفلت مقامات اصلی دولت‌ها از حضور این دستجات مفسد و طمع‌کار و بی‌توجهی به حضور خائنانه آنها در مصادر سیاسی و مالی و اقتصادی است، اگر مقامات کشور در تبعیت از رسول خدا به سینه این جریان‌های مفسد و منحرف و نماینگان و منتصبین به آنها دست رد می‌زدند شرایط عمومی کشور به شکل دیگری بود و قلب رئوف ملت ایران تا به این اندازه از مسئولین آزرده نمی‌شد و نقشه‌های دشمنان اسلام و انقلاب و مردم هم به همین میزان فعلی کارساز نبود.

تاریخ به ما می‌گوید رسول خدا بی اعتنا به فریب سازان و متظاهرین نفوذی و ماجراجویان و خودنمایان تبهکار راه خود را پیش گرفت و ناقه آن حضرت در محله بنی مالک بن نجار و در زمینی که متعلق به دو یتیم از همین طایفه بود زانو زد، و رسول خدا به خانه ابو ایوب انصاری وارد شد تا همه بدانند نظام اسلامی اعتبار اجتماعی خود را از محترمین یتیم و مسکین و مستضعف می‌گیرد و نازپروردگان رانت‌خوار و تجمل‌گرایان مطرف و اشراف بی‌درد جایی در نظام مدیریتی برخواسته از دین ندارند.

حاصل نفوذ اشرافیت طلبی و تجمل‌گرایی و تعصب و جهل و خرافه گرایی در مواضع کلیدی و پست‌های دیوانی جز رنج و تکدر خاطر امام و امت را در پی نخواهد داشت ، این یک نمونه‌ای که مطالبه فرمودید

تبیان: شما در آغاز مصاحبه تعاریف نحله‌های مختلف فکری از پیامبر‌اکرم(ص) را مطرح ساختید و با بیان یک مورد به اسوه بودن رسول خدا پرداختید، لطفاً به موارد دیگر بپردازید
چشم، گروهی نیز وجود دارند که معتقدند رسول خدا یک انسان معمولی بوده‌اند که با هدایت غیبی و یا با اتکاء به ظرفیت‌های والای انسانی خود در دوره‌ای از زندگی بشر منشاء خدمات بزرگ و تحولات اساسی در زندگی مردمان عرب و غیر عرب بوده و نگاهشان به رسالت از جنس نگاه تاریخی و تقویمی به مصلحان اجتماعی است.
برخی از این نظریه‌پردازان به آیات قرآن مانند آیه ١١٠ سوره مبارکه کهف و برخی از روایات استشهاد می‌کنند، آنجایی که خداوند متعال فرموده است: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَیٰ إِلَیَّ، کسانی‌که چنین ادعاها و برداشت‌هایی را داشته و در قالب شبهه به متن جامعه منتقل می‌کنند عامدانه و یا غافلانه به انسانیت انسان خیانت می‌کنند.

خداوند متعال به خود پیامبر امر فرموده است که: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ، یعنی اینکه تمامی ظرفیت اقدام و عمل و زیستن انسانی اولاد آدم بر پایه خواست خدا در وجود مبارک حضرت نبوی قابل رصد کردن است و جامع خوبی‌ها و حسنات بنی آدم از زاویه وجود پیامبر رحمت قابل یافتن است.


همانطوری‌که از ظاهر آیه کریمه قرآن معلوم است خداوند متعال به رسول عالیقدر خود فرمان داده است: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ، در هیچ جای قرآن به مردم، به انسان، به جامعه مسلمانان و به مومنان ابلاغ نفرموده است که مثلاً یَا أَیُّهَا الْإِنْسَان، یَا أَیُّهَا النَّاسُ، یَا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا، یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا، إِنَّمَارَسُولُ الله بَشَرٌ مِثْلُکُمْ

اگر خطاب حضرت حق تعالی به طبقات و صنوف مردم بود این قبیل ادعاها قابل بررسی و فهم بود یعنی اینکه خداوند متعال به بندگان خود فرموده است او هم یکی مثل شماست، و شما باید مثل او باشید، یا اینکه چرا مثل او نیستید؟ اما خداوند متعال به خود پیامبر امر فرموده است که: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ، یعنی اینکه تمامی ظرفیت اقدام و عمل و زیستن انسانی اولاد آدم بر پایه خواست خدا در وجود مبارک حضرت نبوی قابل رصد کردن است و جامع خوبی‌ها و حسنات بنی آدم از زاویه وجود پیامبر رحمت قابل یافتن است.

به عبارت شفاف‌تر اینکه انسانیت مطلوب خداوند تعالی در سایه سکوت و سخن و قول و عمل آخرین فرستاده او قابل فهم و درک است، چراکه اراده خداوند در پوشاندن لباس انسان بر تن آخرین فرستاده آسمان، از یک سو لطف و فیض او برای نمایاندن الگوی جامع در پیش روی انسان است، و از طرف دیگر هدایت‌های مهمی را به متن فهم ادراک انسانها وارد می‌سازد.

اول اینکه برخی از مسلمانان و مومنان با مشاهده شخصیت بی‌تکرار و اعمال بی‌مثال و معجزات رسول خدا نسبت به آن حضرت دچار انحراف و التقاط نشوند و آن حضرت را خدایی در قالب بشر و یا فرشته‌ای در هیئت آدمی به تعریف و تصویر نکشانند و ثانیاً توجیهی برای فرار از اوامر و نواهی الهی با این بهانه که پیامبر یک خلقت استثنایی است لذا چون حال و احوال و اعمال آن حضرت در جایگاه خاص به ظهور می‌رسد برای ما قابل درک نیست.

خلقت پیامبر اکرم از نسل آدم ابوالبشر اراده شده و مانند تمامی اولاد آدم، غذا میل می‌کند، بیمار می‌شود، گرسنگی و تشنگی را درک می‌کند، و جریان زندگی اجتماعی مانند ازدواج و همسر‌داری و اولاد‌داری و همسایه‌داری برای آن حضرت وجود دارد و نهایتاً هم از دنیا می‌رود تا نسخه عملی خداوند برای بندگان او قابل درک و قابل الگو پذیری باشد. و این‌گونه است که فرموده است: قُل إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثلُکُم، اما در ادامه فرموده است این را هم ابلاغ کن که یُوحی إِلَیَّ، و این یُوحی إِلَیَّ است که اگر درک شود و ایمان حقیقی و اطمینان قطعی نسبت به آن در دل و جان مومنان به وجود آید، آنها را در دنیا و قیامت به مقام قرب و لقاء می‌رساند.

اساس معرفت برای انسان در شناخت واقعی پیامبر اکرم تواضع و ادب و عمل مؤمنانه به آن چیزی است که بر او نازل شده و در اختیار ما قرار گرفته است، لذا در ادامه هدایت فرموده است که به آنها این را هم بگو که أَنَّما إِلهُکُم إِلهٌ واحِدٌ فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلیَعمَل عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشرِک بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً خدای شما یگانه است پس هر که امید دارد که به پیشگاه پروردگار خویش رود باید عمل صالح انجام دهد و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند. لذا خداوند متعال درب‌هاى الهى شدن انسان را از طریق مدل و الگوى جامع حضرت نبوى به روى بندگان خود گشوده است.

پیشنهادی مفید برای کودکان و نوجوانان

 

 

کتاب هایی خواندنی در بازار نشر موجود هستند که کودکان و نوجوانان را با پیامبر گرامی اسلام و زندگی در زمانه ایشان، آشنا می کنند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
کتاب

 

 

 پیامبر اکرم (ص)، آخرین فرستاده خدا بر روزی زمین، چهره‌ای شناخته‌شده در میان مسلمانان و حتی غیرمسلمانان هستند. هر مسلمانی به‌اندازه خود درباره محمد مصطفی (ص) وزندگی ایشان داستان‌ها و روایت‌های بسیاری شنیده است. اما کودکان و نوجوانان با توجه به شرایط سنی خود، معمولاً اطلاعات کمتری دراین‌باره دارند.

علاوه بر روح جستجوگر و پرسشگر، این رده سنی نیازمند به اطلاعات مفید و معتبر دراین‌باره است تا از هرگونه کژی و یا انحراف جلوگیری شود.نویسندگان و شاعران فارسی‌زبان ایرانی خصوصاً در نسل های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آثار بی‌شماری درباره پیامبر (ص)، خصوصیات اخلاقی و زندگانی پربرکتشان برای کودکان و نوجوانان تولید کرده‌اند.

به مناسبت سالروز میلاد پیامبر مهربانی‌ها به معرفی چند اثر فاخر در این زمینه می‌پردازیم که خوانش آن در این ایام، لذتی دوچندان داشته و گزینه‌های مناسبی برای هدیه به کودکان و نوجوانان توسط بزرگ‌ترهاست.
رمان بلند و چند جلدی «پیامبر (ص)» حاصل تلاش و کوشش چندین ساله نقی سلیمانی نویسنده 57 ساله تهرانی است که بیش از سی اثر درزمینه رمان، داستان، زندگینامه، نقد و پژوهش برای رده‌های سنی مختلف است.

 

رمان نقی سلیمانی در کنار همه جذابیت‌های داستانی‌اش، یک کلاس تاریخ برای خواننده کودک و نوجوان است تا اگر از متون خشک و بی‌روح کتاب‌های مدرسه بیزار است، در عوض با خواندن رمانی خواندنی بازندگی و زمانه پیامبر مهربانی‌ها بیشتر آشنا شود



رمان پیامبر (ص) همان‌طور که در طرح جلد آن اشاره‌شده، به زندگانی پیامبر اسلام در مقاطع مختلف در 9 جلد پرداخته است. این مجموعه با کتاب «پیش از تولد» آغاز می‌شود.  «کودکی پیامبر (ص)»، «نوجوانی»، «جوانی»، «بزرگ‌سالی»، «میان‌سالی» و «کلان‌سالی» عناوین کتاب‌های بعدی است که به‌صورت متوالی در قالب یک رمان بلند منتشرشده است.

پیامبر (ص) بر اساس قرآن و با استفاده از نهج‌البلاغه و سایر کتاب‌های معتبر روایی نوشته‌شده است. به همین منظور نویسنده با ایده‌ای جالب در ابتدای هر فصل رمان و همین‌طور در لابلای روایت‌ها، به آیات قرآن که با موضوع مرتبط بوده، اشاره‌کرده است.

از نکات جالب‌توجه در هر رمان، معرفی شخصیت‌های اصلی و فرعی داستان و حتی نسبت‌های خانوادگی‌شان در ابتدای هر کتاب است. نویسنده از همان ابتدا به معرفی چهره‌های رمانش می‌پردازد تا خواننده با پیش‌زمینه‌ای ذهنی وارد فضای قصه شود. اهتمام نویسنده بر آن بوده که هرچه در رمان آمده است، مستند یا روایتی از منابع معتبر باشد. هر جا هم که اطلاعات کافی وجود نداشته با استفاده از شیوه فصل‌بندی «جاهای خالی»، قدرت تخیل خواننده را هم به تکاپو واداشته است.

دو کتاب نخست این مجموعه یعنی کتاب اول با عنوان «پیش از کودکی» و کتاب دوم و سوم بانام «کودکی»، روایت‌هایی قبل از تولد پیامبر و هنگام تولد و بعدازآن است. در کتاب اول که به دوران قبل از تولد پیامبر می‌پردازد، خواننده با اوضاع‌واحوال سرزمین حجاز و مکه آشنا می‌شود. قصه‌هایی از عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر و فرزندشان یعنی عبدالله، پدر پیامبر و معرفی مادر آن حضرت یعنی آمنه بخش‌های دیگری از این رمان بلند را تشکیل می‌دهند.

وقایع پیش از تولد پیامبر (ص) همچون داستان حمله سپاه ابرهه به مکه، سفر کاروان تجارتی عبدالله به شام و مرگ پدر پیامبر در سفر و دست‌آخر تولد حضرت محمد (ص) از بخش‌های خواندنی این کتاب است.
بخشی از کتاب را مرور می کنیم: «... اندوه بی‌پایان به چشم‌ها، دست‌ها و پاهای آمنه زده بود. رنگش پریده و مهتابی شده بود. همه نزدیکان نگران بچه‌ای بودند که درراه داشت. با همه این اندوه، او هر بار که دستی بر شکم خود می‌کشید آرام می‌شد. شادی عجیبی در وجودش می‌دوید و قلبش می‌تپید...»

این کتاب اگرچه در قالب رمان نوشته‌شده، اما مخاطب خود را با بخشی از تاریخ صدر اسلام آشنا می‌کند.
رمان نقی سلیمانی در کنار همه جذابیت‌های داستانی‌اش، یک کلاس تاریخ برای خواننده کودک و نوجوان است تا اگر از متون خشک و بی‌روح کتاب‌های مدرسه بیزار است، در عوض با خواندن رمانی خواندنی بازندگی و زمانه پیامبر مهربانی‌ها بیشتر آشنا شود: «... روز هفتم تولد نوزاد، عبدالمطلب، او را محمد (یعنی پسندیده و نیکو، ستایش‌شده) نام گذاشت. این اسم در میان عرب رسم نبود و به نظر آن‌ها غریب می‌نمود.

از طرف دیگر آمنه مادر نوزاد، او را احمد (یعنی کسی که خدا را بیشتر ستایش می‌کند) نامید.آن سال همان سالی بود که ابرهه، با ساهش و فیل‌هایش به مکه حمله کردند تا خانه کعبه را خراب کنند. ...این واقعه چنان شگفت‌انگیز بود که مبدأ نسل عرب‌ها شد و آن سال را «سال فیل» نامیدند. و محمد در سال فیل به دنیا آمد...»

رمان بعدی این مجموعه که کتاب دوم و سوم و با عنوان کودکی نام‌گرفته است به داستان زندگی پیامبر بعد از تولد می‌پردازد.از چهره‌های اصلی این رمان که نسبت به کتاب قبل به شخصیت‌های اصلی اضلفه شده‌اند می‌توان به حلیمه دایه پیامبر و شیطان راهبی بالباس بلند سیاه و چشم‌های سرخ وحشی اشاره کرد.

فضای این رمان در دوران کودکی پیامبر می‌گذرد. زندگی نزد حلیمه زنی که به‌عنوان دایه محمد (ص) انتخاب‌شده، حوادث زندگی در قبیله قریش و شناخته شدن نوه عبدالمطلب میان اهالی مکه و سفر فرزند عبدالله همراه کاروان تجاری و ... قصه‌هایی است که در بخش‌های مختلف این رمان روایت می‌شود:

«آمنه هم منتظر دایه‌ها بود، اما هرکدام که برای گرفتن بچه می‌آمدند، همین‌که از وضع محمد باخبر می‌شدند، می‌گفتند: او که پدر ندارد. اگر به او شیردهیم، چه چیزی به ما می‌رسد؟ هر بار که دایه‌ها دست رد به سینه آمنه می‌زدند، آمنه احساس بیهودگی می‌کرد. حس می‌کرد دست به کاری زده است که هیچ نتیجه‌ای ندارد. اشک در چشمانش حلقه می‌زد و بغض راه گلویش را می‌بست ...در میان دایه‌ها دایه‌ای بود به نام حلیمه سعدیه. حلیمه به دنبال دایه‌ها، آخر از همه به مکه رسید ... حلیمه در همه مکه گشت تا او هم شیرخواره‌ای از ثروتمندان نصیبش شود اما هیچ‌کس حاضر نشد نوزاد خود را به آن‌ها دهد ...»

دو کتاب اول و دوم مجموعه رمان‌های پیامبر (ص) نوشته نقی سلیمانی، مناسب ایام ولادت آن حضرت در هفدهم ربیع‌الاول است که توسط انتشارات به نشر، منتشرشده است.

مجموعه کتاب توحید (3 مجلد)

نالیف دکتر سید محمد بنی هاشمی

مجلد اول: در اثبات صانع بخش اول شامل کشف مصنوعیت در پرتو نور عقل- تلازم مصنوعیت با وجود صانع مختار- مباینت بین صانع و مصنوعات- تنزیه صاتع متعال- خروج صانع متعال از حدین- توحید صانع متعال-بخش دوم در شواهد نقلی اثبات صاتع متعال...

مجلد دوم: در معرفت خدا و آثار و احکام آن بخش اول در معرفت و آثارش شامل: معرفت چیست- عجز از معرفت با نور علم و عقل- امکان حصول معرفت نه با نور علم و عقل- وجدان معرفت الله- شواهد نقلب بر تحقق معرفت الله- آثار و برکات معرفت الله-                                                        

بخش دوم: احکام و اوصاف معرفت الله- معرفت واجب به خداوند- اوصاف معرفت الله- احکام معرفت الله- بینونت خالق و خلق- احتجاب خلق از خداوند

مجلد سوم: بخش اول تسبیح خداوند شامل: توصیف ناپذیری خداوند- توصیفناپذیری هم ارز تصور ناپذیری- معرفت الله بالله- رابطه توهم با توحید- بررسی نظریه جمع بین تشبیه و تنزیه- تفی صفات از ذات- جمع میان اثبات صفات ذات و نفی صفات آز ذات

                                                                                                          

بخش دوم توحید خداوند شامل: اهمیت و فضیلت سوره توحید- تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم و قل هو الله احد و الله الصمد- سوره توحید مرز نهایی توحید- توحید فطری- نظریاتی در فطرت الله- نقد نظریه بت پرستان موحدان واقعی

لطفا جهت داتلود به فایل پیوست مراجعه شود

صفحه94 از365