ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

محمد صلی الله علیه و آله پیامبر صلح و دوستی

 

  با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 
 
 
 
 
تو را با بوی عطر، با مهربانی، تو را با لبخند شراکت شادی ها شناختیم. سایه بان حمایت تو را هرگز هیچ خسته ای کم نیاورد و در انزوای غربت هیچ تنهایی، پس از بردن نام تو بی نصیب از شوق نماند. تو آمده بودی تا سلام کردن را حتی به کبوتران بیاموزی. بیشتر از باران برای تشنگی ها حقیقت داشتی.
 

تاریخ آخرین بروزرسانی: 20 آبان 1397

پیامبر مهربانی صلی الله علیه و آله، در قرآن و سیره

یکی از ویژگیهای رسول گرامی اسلام، رحمت عام و فراگیر آن گرامی نسبت به تمام اهل عالم است. ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله درخشش نور رحمت و محبّت بر سر تا سر گیتی بود. خدای تعالی از مادری همانند حضرت آمنه علیهاالسلام بزرگ ترین ارمغان بشریت و مظهر عطوفت و رحمت را به انسانهای خسته از خشونت و کینه و عداوتهای شیطانی تقدیم داشت.

 خدای عالمیان در مورد پیامبرش فرمود: «وَما أرْسَلْناکَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»؛ «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.»

 و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إنَّما بُعِثْتُ رَحْمَةً؛ من برای رحمت مبعوث شده ام.»

 به راستی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جلوه بارز زیباترین صفات الهی از جمله رحمت، محبت، شفقت، مودّت، رأفت و عطوفت است.

سیمای حضرت رسول صلی الله علیه و آله در آیینه وحی

ویژگی های رسول اکرم (ص) از دیدگاه قرآن

محبت در سیره رسول خدا

حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم

ویژگی های اخلاقی پیامبر اکرم(ص)

شرح صدر پیامبر(ص)

جلوه هایی از رحمت محمدی صلی الله علیه و آله

تو را با بوی عطر، با مهربانی، تو را با لبخند شراکت شادی ها شناختیم. سایه بان حمایت تو را هرگز هیچ خسته ای کم نیاورد و در انزوای غربت هیچ تنهایی، پس از بردن نام تو بی نصیب از شوق نماند. تو آمده بودی تا سلام کردن را حتی به کبوتران بیاموزی. بیشتر از باران برای تشنگی ها حقیقت داشتی. هموارتر از نسیم، گره گشای غنچه ها بودی. فصل ها فرمانبردار تو بودند و سر به راه دعاهای بارآورت. نور با اجازه تو منتشر می شد. زمین به حکم تو حاصل خیز بود. قلب تو گرمای آفتاب، دست تو سخاوت ابر، چشم تو عنایت آسمان را رقم می زد. بی دریغِ هدایت بودی و سپیده هر سحر، راه افق ها را از نگاه های شب بیدار تو می آموخت.
هرگز به خواب نرفتی، هرگز چشم از زمین و مردمانش برنداشتی، هرگز خطاهای جهل آدمیان را به روی شان نیاوردی، جز سخن از دانش و عشق نگفتی و با نامهربانان هیچ مدارا نکردی. چه آبی بود دلت که در کنارش آسمان رنگ می باخت. چه بیکران بودی که دریاهای عالم به تو تکیه می دادند. وحی را تو اگر آواز نداده بودی، کجا زندگانی می آموختیم، ما نابلدانِ ملکوت و عبادت. فرسودگی قلب های فقر دیده با لبخندی از سوی تو جوان می شد و به غنا می رسید.

مظهر خلق عظیم

پیامبر رحمت و رأفت

میراث مهربانی و مدارا

آمدن اعرابی خدمت پیامبر اکرم (ص)

رفتار شناسی پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر همیشه گشاده رو، نرم خو و آسان گیر بود. (دیگران به آسانی به او نزدیک می شدند.) پرخاش نمی کرد، فحش نمی داد، عیب جو نبود و تعریف و تمجید زیاد نیز نمی کرد. از آن چه خوش نداشت با تغافل می گذشت (آن را نادیده می گرفت) و کسی را ناامید نمی فرمود.

خویشتن را از سه کار باز می داشت: جدال (گفت و گوی بیهوده)، زیاده خواهی، پرداختن به امور بی فایده.

و در رفتار با مردم نیز از سه کار پرهیز می فرمود: هیچ کس را به بدی یاد نمی کرد، کسی را سرزنش نمی فرمود، از عیب ها و خطاهای مردم پی جویی نمی کرد. از چیزهایی سخن می گفت که از نتیجه اش امید داشت؛ هنگام سخن گفتنش، اصحاب سر به زیر می انداختند، آنچنان که گویی بر تارک آنان پرنده ای نشسته است. (آرام و بدون حرکت می ماندند،) به کلام او گوش می سپردند و زمانی که پیامبر ساکت می شد، آنان سخن آغاز می کردند.

همنشینان پیامبر بر سر چیزی با یکدیگر جنگ و جدال نمی کردند، هر کس سخن می گفت، دیگران به او گوش می سپردند تا کلام او پایان پذیرد. تنها یک نفر از آنان سخن می گفت (چند نفر با هم سخن نمی گفتند.)

رفتار پیامبر با یاران

برخورد پیامبر با یاران و اصحابش

رفتار اخلاقی پیامبر خدا (ص) با غیر مسلمانان

پیامبر و یهودی

پیامبر صلی الله علیه وآله و زنان

پیامبر اعظم(ص) همواره مردان را به اکرام و احترام زن سفارش می فرمود و منزلت و شأن والای آنان را گوشزد می کرد. آن حضرت اولین عامل آن تعالیم بود و با سیره و منش زیبای خود الگو و راهنمای مردان در تعالیم و حفظ حقوق زنان بود.

سیره نویسان احادیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند که فرمود: أنا ابن العواتکه و أنا ابن الفواطم در بین سلسله مادران حضرت، 12 نفر از آنان عاتکه و 4 نفر فاطمه نام داشتند. یعقوبی مورخ شیعه تأکید می کند که پیامبر اعظم(ص) دو جمله فوق را بسیار به کار می برد. علت نیز آن بود که در جاهلیت زن ها بسیار تحقیر می شدند و حقوق آن ها پایمال می گردید. گرامی داشت سلسله نسب افراد از جانب پدر منظور می گردید و نامی از مادران آن ها به میان نمی آمد. پیامبر اعظم(ص) با توجه ویژه به زنان جایگاه همانندی با مردان برای آنان قایل بود. و برخلاف این عقیده که زن و نام او را مایه شرمساری می دانستند و حتی دختران خود را زنده به گور می کردند، آن حضرت با افتخار از مادران خویش یاد فرمود.

رفتار رسول اعظم(ص) با زنان

جایگاه زنان در عصر نبوی

عنایت پیامبر به زنان

پیامبر صلی الله علیه وآله و کودکان

رسول اکرم(ص) به کودکان احترام می گذاشت، از کنار بازی آن ها به آرامی می گذشت تا مزاحم لحظه های شاد آنان نگردد، هیچ وقت آنان را موجود کوچک و حقیر به حساب نمی آورد، و با همة بچه ها در خور شأن و منزلت آنان رفتار می نمود. أنس بن مالک می گوید: رسول خدا(ص) وقتی از کنار بچه ها می گذشت به آن ها سلام می کرد.

سجستانی نقل می کند پیامبر(ص) بر جوانان در حال بازی کردن وارد شده به آنان سلام می نمود. همچنین می گوید: ما بچه های نوجوانی بودیم رسول خد(ص) بر ما وارد شد و به ما سلام نمود.

نقل شده که در زمان پیامبر(ص) مردم اطفال کوچک خود را خدمت حضرت می آوردند تا پیامبر(ص) برای آنان دعا کند و اسمی برای آنان انتخاب نماید. حضرت اطفال را با نهایت احترام در بغل گرفته و نسبت به والدین آن ها اظهار محبت می نمود. گاهی پیش می آمد که بچه ها در بغل حضرت ادرار می کردند، والدین شان از این کار بچه ناراحت شده سر آنان داد می کشیدند، اما پیامبر(ص) به شدت از این کار منع می کرد و می گذاشت تا نوزادان قضای حاجت نمایند. آنگاه اسمی برای آن برگزیده و در حق شان دعا می فرمود و طفل را به والدین می سپرد. بعد از رفتن آنان لباس خود را آب می کشید، و با این کار خود موجب سرور و خوش حالی مردم می گردید.

رفتار پیامبر (ص) با کودکان

رسول اعظم و حقوق کودک

قانون تشویق در برخورد با کودکان در مسجد

بازی کودکان

پیامبر و کودکان گرسنه

پیامبر صلی الله علیه و آله و حقوق حیوانات و طبیعت

پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله درباره مدارا و مهربانی با حیوانات و نیز مراعات حال ضعیف شان هنگام سوار شدن و در مسیر حرکت، سفارش های عجیبی داشته اند؛ مانند: «خدا مدارا کردن را دوست دارد و بر انجام آن کمک می کند. پس هرگاه بر چهارپایان لاغر سوار شدید، آنها را در منزل هایشان (توقف گاه ها) فرود آورید. اگر زمین خشک و بی گیاه بود، با شتاب از آن بگذرید، و اگر سرزمین سرسبز و پرعلف بود، آنها در آنجا استراحت دهید!»

براساس روایت دیگری، وقتی که از آن حضرت پرسیدند: ای رسول خدا! آیا حمایت از حیوان ها و مهربانی با آنها، ثوابی برای ما دارد، در جواب می فرمودند: «حمایت از هر جگر "تری" (سیراب کردن هر تشنه ای) پاداشی نزد خدا دارد» طبق روایتی که ـ عده ای از قول عایشه و ـ حلبی آن را از قول فردی نامعلوم در غزوه تبوک نقل کرده اند، آن حضرت به طور ویژه اسبش را نوازش و تیمار می کرد.

حقوق حیوانات در سیره و سخن رسول رحمت 1

حقوق حیوانات در سیره و سخن رسول رحمت 2

سیره رسول خدا (ص) درباره طبیعت، کشاورزی و محیط زیست

حکومت رحمانی پیامبر صلی الله علیه و آله

از منظر پیامبر مکرم اسلام سیاست و حکومت هدف نیست، بلکه وسیله ای جهت خدمت به خدا و بندگان او و رساندن جامعه به سعادت میباشد. پیامبر اسلام مهم ترین هدف سیاست را اجرای عدالت، احقاق حق، اقامه حدود و احیای ارزش های الهی و انسانی میداند. از دیدگاه اندیشمندان اسلامی نیز هدف سیاست و اخلاق همانا خیر آدمیان و رساندن انسان به فضیلت و نیک بخشی میباشد. تقید و پایبندی به مبانی و اصول اخلاقی که بر خواسته از بطن اسلام و ریشه در بعثت نبی مکرم اسلام داشته، در اندیشه و رفتار سیاسی حضرت محمد(ص) جایگاه ویژه ای دارد. در این پژوهش مهم ترین اصول سیاست اخلاقی پیامبر که عبارتند از خدا محوری و غایتمداری، کرامت و عزت انسانی، عدالت محوری، صداقت، مشورت و مشارکت پذیری، وفای به عهد و پیمان، شایسته سالاری و انتخاب شایستگان، نظارت و نقد عملکردها، طرد ریاست طلبی و محور بودن اصالت الهی و اکتفا نمودن به حداقل مواهب دنیوی پرداخته شده است. بطور کلی از دیدگاه مبارک نبوی تعامل دیانت و سیاست و همگامی سیاست با اخلاق سعادت جامعه انسانی را بدنبال خواهد داشت حضرت با بکارگیری اصول اخلاقی در سیاست این مساله را به خوبی ثابت کرده است.

بررسی شاخص های سیره سیاسی و اخلاقی پیامبر اکرم (ص)

اخلاق حکومتی پیامبر اکرم (ص)

اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر (ص)

نقش اخلاق پیامبر (ص) در ترویج حقوق شهروندی

بررسی حقوق اقلیت های دینی و نژادی در حکومت پیامبر اسلام (ص)

حقوق مخالفان در زمان حکومت پیامبر اسلام (ص)

برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله با ایجاد رعب و وحشت در مردم توسط تندروها

سیره پیامبر اکرم (ص) در برپایی امنیت پایدار در جامعه اسلامی

جایگاه انتقاد در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

دیپلماسی پیامبر صلی الله علیه و آله

شناخت اندیشه و سیره پیامبر اکرم(ص)، به ویژه در عرصه حکومت و سیاست، امروزه، نه تنها برای پیروان آن حضرت که برای همه جهانیان، از ضروریات است؛ چه او در این بعد نیز چونان سایر ابعاد، انسان کامل و اسوه ای تمام عیار است. آن حضرت با تکیه بر وحی الهی و عقلانیت حکیمانه، سیاست خارجی حکومت خویش را با معنویت متعالی و الهی و فضیلت در هم آمیخته و به آن رنگ خدایی بخشیده است و با توجه به اینکه وظیفه رهبر جامعه اسلامی هدایت همه انسان ها به سوی سعادت راستین است، سیاست خارجی اعلامی و اعمالی خود را در این راستا تعریف و عملی ساخته است. سیاست خارجی حکومت پیامبر مبتنی بر نگرش وحیانی عقلی، الوهی است. رسول اعظم ما با توجه به نگاه وحیانی و عقلانی، اصول و قواعد سیاست خارجی حکومت خویش را محقق ساخته است. بر این مبنا، سیاست خارجی حکومت پیامبر خدا(ص) در عرصه طراحی، تصمیم گیری و عمل بر چهار بنیان هویت بخش توحید، عدل، حق گرایی و توجه به فطرت سلیم انسانی بنا شده است.

بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص)

دیپلماسی حکومت پیامبر (ص)

رفتار و اخلاق سیاسی پیامبر (ص)

رحمت محمدی صلی الله علیه و آله در نگاه اندیشمندان

خانم کارن آرمسترانگ، از صاحب نظران غیر مسلمان وین است. پس از یازده سپتامبر 2002 م. در مورد زندگی پیامبر اسلام، کتابی نوشت که در ردیف پرفروش ترین کتاب های سال آمریکا و اروپا قرار گرفت. انگیزه اصلی او در نوشتن کتاب مذکور، دفاع از اسلام و روشن کردن ذهن مسیحیان غربی به پیامبر اسلام بود. او در مقدمه کتابش چنین نوشته است:

«بیشتر همّ پیامبر صرف جلوگیری از برخوردهای وحشیانه گردید؛ زیرا لغت اسلام که به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است، از ریشه «سلام» به معنای «صلح» گرفته شده است. محمد مرد جهاد بود، ولی یک صلح طلب واقعی هم بود؛ زیرا جان و اعتقاد نزدیک ترین یاران خود را در جریان صلح با مکه به گرو گذاشت تا این اتحاد بدون خونریزی به انجام رسد. او به جای خونریزی و قتل عام، در فکر مذاکره و صلح بود. آگاهی از داستان واقعی زندگی حضرت محمد در این مقطع خطرناک تاریخ بشری، لازم است و نباید اجازه داد که متعصبین خیره سر با تحریف زندگی پیامبر به نفع خود از آن استفاده کنند. انسان غربی معاصر از داستان زندگی آن حضرت، مسائل بسیار مهم تری را برای هدایت خود در این دنیای متغیر باید بیاموزد».

سیمای پیامبر(ص) در اندیشه امام خمینی

پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره)

پیامبر اعظم(ص) از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

محمد از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان

پیامبر رحمت، در گفتار بزرگان

پاسخ به شبهات

پس از هجرت پیامبر به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، دین اسلام با شمشیر پیش نرفت و با عدالت و صلح و دوستی به پیش رفت. اسلام برای نجات محرومان موانع و عناصر پلید را برداشت. پیامبر کسی را وادار به قبول اسلام نکرد. حتی کسانی که در کنار پیامبر می جنگیدند مثل صفوان بن امیه، که بعد از فتح مکه از نزد پیامبر گریخت و پیامبر عمامه خویش را به عنوان امان برای او فرستاد و به او چهار ماه، مهلت فکر کردن داد. تا آنکه سرانجام به طور ارادی به اسلام گروید.

نبردهای پیامبر صلی الله علیه و آله به منظور گسترش عقاید اسلامی و گسترش عدالت اجتماعی بود. در دوران پس از هجرت پیامبر به مدینه تا رحلت آن بزرگوار 74 جنگ روی داد که بیست و هفت «غزوه» و چهل و هفت «سریه» بود. «غزوه» آن جنگهایی بود که پیامبر شخصا در آن شرکت می فرمود ولی «سریه» آن جنگهایی بود که پیامبر فقط رهبری آنها را داشته و در آن شرکت نمی کردند.

مهمترین غزوات پیامبر عبارت بودند از؛ غزوه بدر، اُحُد، خندق... و.. سریه های ایشان عبارتند از؛ جنگ موته و جنگ ذات السلاسل. (تاریخ انبیاء (از آدم خلیفة اللّه (ع) تا خاتم رسول اللّه (ص))، ص 410)

جنگ های پیامبر صلی الله علیه و آله در طول ده سال

تفسیر آیه 50 و 51 سوره احزاب درباره ازدواج ها و زوجات پیامبر اکرم (ص)

چرا پیامبر (ص) با عایشه ازدواج کرد؟

بررسی علل تقابل قبیله قریش و قبایل تابع، با پیامبر گرامی اسلام (ص)

مصطفی صلی الله علیه وآله در شعر و ادب

زنده ای تو خیلی پر رنگ تر از آفتاب که هر روز صبح از مشرق جوانه می زند. خیلی ملموس تر از آسمان که می بارد. درختی که تویی در چهار فصل سال شکوفه و بار دارد؛ درختی که تویی سبز است و شکوهمند. آن قدر بزرگ که سایه اش تمام زمین را می پوشاند و شکوفه هایش به همه اهالی زمین می رسد. تو ریشه در بهشت داری و بهشت تجلی خداست. تو هم بنده خدایی، بنده ای با عظمت و ستودنی؛ بنده ای که همه کاینات را از حضور خودش مست و متحیر کرد؛ بنده ای بزرگوار که دل سوزترین فرد نسبت به هم نوعانش بود و اگر این حس سرشار در او موج نمی زد، محال بود خداوند ردای پیامبری را به دوشش بیندازد.
تو پاک ترین چشمه ساری هستی که به مردم زمین وقف شد. حالا بعد از هزار و چهارصد سال، وقتی تشنه می شویم، وقتی نیاز به پاکی داریم، به ساحت مقدس تو پناه می بریم. چشمه ساری که رود های زیادی از وجودش ظهور کرده اند. نسبت همه رودخانه ها و دریاها به تو می رسد. سرچشمه زندگی که خضر را نامیرا کرد. وجود مقدس توست. ولادتت در تاریکی مکه اتفاق افتاد، زندگی ات در تاریکی مدینه و هنوز هم در تاریکی دنیا می شود تو را یافت. یافتن چشمه زندگی آن قدر دشوار نیست که می گویند، اما هر کس به اندازه سبویش از آن سود می برد.

پیامبر رحمت، در شعر شاعران

و محمد می آید... 

 

ویژه نامۀ ولادت امام جعفر صادق علیه السلام

 

  با کلیک کردن بر روی هر مطلب فرعی از لیست موضوعات ویژه نامه در ذیل، به مقاله مرتبط مطلب جهت مطالعه دسترسی خواهید یافت.

 

 
 
 
ششمین اخترتابناک آسمان امامت حضرت امام جعفر صادق(ع) درروز جمعه 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. امام صادق(ع) مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با امام سجاد(ع) و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با امام باقر(ع) زندگی کرد مدت امامت ایشان 34 سال به طول انجامید که 18 سال در دوره اموی و 16 سال در دوره عباسی بوده است.
 

آخرین تاریخ بروزرسانی: 30 آبان 1397

شناسنامه امام جعفر صادق علیه السلام

جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، ششمین امام شیعیان، و پنجمین امام از نسل امیر المؤمنین (ع) کنیه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق » است. لقبهای دیگری نیز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل.

ولادت او ماه ربیع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ص) ، و در هفدهم آن ماه بوده است. ولی بعض مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم از هجرت نوشته اند و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به دیدار پروردگار شتافت .مدت زندگانی او شصت و پنج سال بوده است.

نام مادر او فاطمه یا قریبه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و ام فروه کنیت داشته است.

چنان که مشهور است فرزندان آن حضرت ده تن بوده اند، هفت پسر به نامهای اسماعیل، عبد الله، موسی، اسحاق، محمد، عباس و علی و سه دختر به نامهای ام فروه، اسماء و فاطمه.

شناسنامه

شناخت مختصری از زندگانی امام صادق (ع)

امام صادق (ع)

امّ فروه مادر امام صادق علیه السلام

اوضاع سیاسی عصر امام جعفر صادق علیه السلام

در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموی به دودمان عباسی منتقل شد.

عباسیان از بنی هاشم اند و عموزادگان علویین به شمار می روند. در آخر عهد امویین که کار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، به عللی سست شد، گروهی از عباسیین و علویین دست به کار تبلیغ و دعوت شدند.

علویین دو دسته بودند: بنی الحسن که اولاد امام مجتبی بودند، و بنی الحسین که اولاد سید الشهداء علیهما السلام بودند. غالب بنی الحسین که در راسشان حضرت صادق علیه السلام بود از فعالیت ابا کردند. مکرر حضرت صادق دعوت شد و نپذیرفت. ابتدای امر سخن در اطراف علویین بود. عباسیین به ظاهر به نفع علویین تبلیغ می کردند. سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهیم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن، معروف به «نفس زکیه» بیعت کردند و حتی منصور - که بعدها قاتل همین محمد شد - در آغاز امر رکاب عبد الله بن حسن را می گرفت و مانند یک خدمتکار جامه او را روی زین اسب مرتب می کرد، زیرا عباسیان می دانستند که زمینه و محبوبیت از علویین است. عباسیین مردمی نبودند که دلشان به حال دین سوخته باشد. هدفشان دنیا بود و چیزی جز مقام و ریاست و خلافت نمی خواستند. حضرت صادق علیه السلام از اول از همکاری با اینها امتناع ورزید.

پرتوی از رخدادهای عصر امام صادق علیه السلام

اوضاع سیاسی در عهد امام صادق علیه السلام

حیات سیاسی امام صادق (ع)

نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام صادق (ع)

معارضه امام صادق (ع) با حاکمان عباسی

امام صادق علیه السلام و قیام های زمان

تقابل مشی ائمه(ع)با سکولاریزم

سیره فرهنگی و تبلیغی امام صادق علیه السلام

امام صادق (ع) در سال های آخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان، با استفاده از درگیری بنی امیه و بنی عباس و مشغولیت آنان به مسایل خود که موجب تخفیف خفقان شده بود، نهضت علمی و مذهبی خود را گسترش داده و عملا مدینه را حوزه درسی قرار دادند که در آن هزاران پژوهنده مشتاق، در رشته های گوناگون از محضر آن امام بهره می گرفتند . شهرت علمی امام در بلاد اسلامی آن چنان چشمگیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط بسیار دور سرزمین های اسلامی برای کسب فیض به مدینه و حوزه درس او می آمدند و از دریای بی کران علوم الهی او بهره می بردند . حتی بسیاری از متفکران غیر مسلمان نیز برای مذاکره علمی با امام به خدمتش می رسیدند و حضرت به میزان سطح درک و علمشان پاسخ می گفتند؛ گاهی سطح علمی سؤال کننده ایجاب می کرد که حضرت پاسخ علمی و فلسفی بدهد و گاهی پاسخ در حد ابطال دلیل خصم بودن و گاهی ساده تر از آن .

بدین گونه، حضرت با نهضت علمی خود افق معارف اسلامی را چنان گسترش داد که دیگر توطئه های دشمنان نتوانست جلوی فوران انوار معرفت را بگیرد .

در آمدی بر تلاش های فرهنگی امام صادق (ع)

کاوشی در مواضع فرهنگی امام صادق علیه السلام

امام صادق (ع) و اصلاحات فرهنگی

از امام صادق علیه السلام بیاموزیم

سیره آموزشی امام صادق علیه السلام

نگاهی به شیوه های تبلیغی امام صادق علیه السلام

پاسدار حریم ولایت

تعامل بی بدیل امام صادق (ع) با ادیان و مذاهب

امام صادق علیه السلام و شیوه های علمی و عملی آموزش و پرورش

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

روش های تربیت اجتماعی در سیره امام صادق علیه السلام

سیره ی امام صادق علیه السلام در تعامل با اهل سنت

مناظره امام صادق عليه السلام و ابو شاكر

مناظره امام صادق علیه السلام و ابوحنیفه

غالیان، اقدامات و موضع امام صادق (ع)

فضایل و سیره اخلاقی امام صادق علیه السلام

امام صادق (ع) از نسل علی بود و در شجاعت بی نظیر. او شجاعت و پایداری را از پدران خود به ارث برده بود. در مقابل زورمندان و امیران از گفتن حق پروا نداشت. روزی منصور، خلیفه عباسی، از مگسی درمانده شد و از وی پرسید: چرا خداوند مگس را آفرید؟ امام (ع) پاسخ داد: «تا جباران را خوار کند.»

امام (ع) مهابتی خدادادی داشت، چهره اش نورانی بود و نگاهش نافذ. عبادت بسیار سبب شده بود ابهتش دلها را جذب کند. عظمت و مهابت وی چنان بود که ابو حنیفه بر منصور وارد شد و امام (ع) حضور داشت، به گفته خودش چنان تحت تاثیر هیبت امام (ع) قرار گرفت که مهابت منصور با آن همه خدم و حشم در برابر آن هیچ بود.

نه تنها خود را در غم و شادی نزدیکان و یاران و پیروانش شریک می دانست، بلکه با تمام مردم همدردی می کرد. وقتی در مدینه نرخها بالا رفته بود به وکیل خرجش فرمان داد تا مواد غذایی موجود را بفروشد و مانند سایر مردم روزانه غذا تهیه کند. «معتب» می گوید: چون در مدینه نرخها بالا رفت، امام به من فرمود: چقدر مواد غذایی داریم؟ گفتم: چند ماهی را کفایت می کند. فرمود: آنها را بفروش. گفتم: مواد غذایی در مدینه نایاب است. فرمود: آن را بفروش و بعد مانند مردم هر روز مواد غذایی خریداری کن. ای معتب، نیمی از خوراک خانواده ام را گندم قرار بده و نیمی را جو.

صادق آل محمد علیه السلام

شخصیت قرآنی امام صادق(ع)

امام صادق (ع) را بهتر بشناسیم

گستردگی علم امام صادق علیه السّلام

معجزات کلام امام صادق علیه السلام و توحید مفضّل

سیری در سیره امام صادق علیه السلام

کرم و سخاوت امام صادق علیه السّلام

به پاس داشت میلاد امام صادق(ع)

شمه ای از کرامات امام صادق (ع)

خوشه خورشید

بازار سیاه

گوهرهایی از کلام نورانی امام صادق علیه السلام

حضرت صادق علیه السلام در حالی که هنوز امام مهدی علیه السلام متولد نشده، برای دوران غیبت او این چنین ناله می زند: «سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادِی وَضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادِی وَابْتَزَّتْ مِنِّی راحَةَ فُؤادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصابِی بِفَجائِعِ الاَبَدِ؛ آقای من! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربُوده وبسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابد پیوند داده است.»

سدیر می گوید: در چنین حالی که امام صادق علیه السلام را آن گونه دیدیم، عقل از سرمان پرید و از شدّت جزع قلوبمان چاک چاک گردید... و گفتیم: ای فرزند بهترین خلایق! چشمانت گریان مباد! از چه حادثه ای اشکتان روان و سرشک از دیدگان ریزان است؟ حضرت صادق نفس عمیقی کشید که بر اثر آن [غم] درونش برآمد و هراسش افزون شد، آن گاه فرمود: «نَظَرْتُ فِی کِتابِ الْجَفْرِ صَبِیحَةَ هذا الْیَوْمِ... وَتَأَمَّلْتُ فِیهِ مَوْلِدَ قائِمِنا وَ غَیْبَتَهُ وَابْطاءَهُ وَطُولَ عُمْرِهِ وَبَلْوَی الْمُؤْمِنِینَ فِی ذلِکَ الزَّمانِ وَتَوَلُّدَ الشُّکُوکِ فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیْبَتِهِ؛ صبح امروز به کتاب جفر نگریستم... و تأمّل کردم در آن درباره میلاد قائم ما و غیبت او و تأخیر آن و طول عمرش و گرفتاری مؤمنان در آن زمان و پیدایش شکوک در قلوب آنها بر اثر طول غیبتش.»

با امام صادق(ع) در سایه قرآن

سخنان امام صادق(ع) درباره قرآن

تجلی قرآن در نامه های امام صادق(ع)

نامه به شیعیان

غیبت امام زمان علیه السلام در اندیشه امام صادق علیه السلام

مکتب اخلاقی امام صادق (ع)    

رهنمودهای تربیتی امام صادق علیه السلام

جایگاه رفیع اخلاق در سخنان امام صادق علیه السلام

گذری بر اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام

علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع)

مهم ترین ویژگیهای مسئولان از دیدگاه امام صادق(ع)

جوان در کلام امام صادق(ع)

اصحاب و شاگردان امام صادق علیه السلام

مکتب پربار جعفری و محضر گهربار امام صادق اسلام شناسانی بزرگ به جامعه اسلامی هدیه کرد دانشمندانی که هر یک خود مرجعی مهم در مسائل علمی و مذهبی به شمار می آیند.

همه شاگردان آن حضرت در راه حفظ آثار اهل بیت (علیهم السلام) اهتمام می ورزیدند، اما برخی از آن ها نقش بیشتری داشتند و درست به همین دلیل، امام بر خود لازم دیده است که از تلاش های برجسته و صادقانه آن ها قدردانی نماید. درباره زراره فرمود: «رحم الله زرارة بن اعین، لو لا زراره لاندرست آثار النبوة و احادیث ابی؛ خدا رحمت کند زراره را که اگر تلاش های او نبود آثار نبوت و احادیث پدرم تباه می شد». و در حق زراره و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و لیث بختری فرمود: اینان از نجبا هستند و از امنای الهی به شمار می آیند، حلال و حرام خدا را می دانند و اگر اینان نبود آثار نبوت تباه می شد.

سیره امام صادق (علیه السلام) در رفتار با اصحاب

شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع)

آل اعین هاله ای برگرد آفتاب

محمد ابن مسلم ثقفی کوفی

مفضل کوفی، امین امام

برید بن معاویه عجلی

هشام بن حکم

مناظره هشام بن حکم و عمرو بن عبید

بال می گشاید و حجت می شکند...

جابر بن حیان و خاورشناسان

امام صادق علیه السلام از نگاه دیگران

مالک بن انس، فقیه مدینه می گوید: هرگاه نزد امام صادق(ع) می رفتم، آن حضرت بالش به من می داد تا برآن تکیه کنم. او ارج ومنزلتی برایم قائل بود و می فرمود: مالک! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند می گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهی را به جای می آوردم. وی هرگز از سه حال بیرون نبود: یا روزه بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود. آن بزرگواراز پرهیزکاران بزرگ و پارسایان والا مقام و خدا ترس بود...مجالسش لذت بخش و سودش به دیگران بسیار بود. هرگاه می خواست بگوید: «قال رسول الله » رنگ مبارکش گاهی سبز و گاهی زردمی شد، به طوری که دیگر نزد آشنایان خود هم شناخته نمی شد.

در یکی از سال ها با وی حج گزاردم. هنگامی که شتر آن حضرت به محل احرام «میقات » رسید، هرچه می خواست بگوید: «لبیک اللهم لبیک » نتوانست. به روی زمین بیفتاد. عرض کردم: آقا! ناچارهستید از این که تلبیه را بگویید. آن حضرت فرمود: ای ابن ابی عامر! چگونه به خود جرات دهم و بگویم: «لبیک اللهم لبیک »؛ در حالی که می ترسم که پروردگار در جواب بگوید: «لالبیک و لا سعدیک ».

امام صادق علیه السلام از نگاه شاگردان

کلمات بزرگان اهل سنت درباره امام صادق(ع)

امام صادق علیه السلام از منظر دانشوران اهل سنت

سخن مالک بن انس درباره امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در آینه شعر و ادب

آسایش دو عالم اگر آرزو کنی

باید به آستانه صادق تو رو کنی

حق راست او طلیعه و دین راست او مدار

کز وی بود حقایق اسلام، آشکار

هرجا کتاب و مکتب و دانشگهی بود

از خوان علم و معرفت اوست ریزه خوار

عالم از او کمال و حیات و آبرو گرفت

گلزار دین ز تربیتش رنگ و بو گرفت

زینت گرفت دفتر خلقت زنام او

سیراب شد فضیلت و تقوا ز جام او

از درک قدر اوست چو کوتاه، دست فکر

یک ره نگر فضیلت و قدر «هشام » او ..

سرچشمه فضایل، امام صادق(ع)

میلاد حضرت امام جعفرصادق علیه السلام

علمدار علم

آیینه صداقت

کتابشناسی امام صادق علیه السلام

کتابشناسی امام جعفر صادق(ع)

یک کتاب دریک مقاله

لینک های مرتبط

دانشنامه امام جعفر صادق علیه السلام

ویژه نامه سیره سیاسی امام صادق علیه السلام

فرهنگ كوثر

 

شما هم برنامه پنج ساله برای زندگی تان تنظیم کنید

 

 

 

هر چند سال که از زندگی مشترک تان گذشته باشد حتما زمانی برای درست کردن غذا یک برنامه هفتگی نوشته اید و آن را به در یخچال چسبانده اید تا طبق آن با دانستن اینکه هر روز چه چیزی باید درست کنید، زندگی را پیش ببرید. حال اگر از شما خواسته شود که نه فقط برای برنامه غذایی خانواده که برای سایر کارهای خود و اعضای خانواده چنین برنامه ای را تنظیم کنید متعجب می شوید که مگر می توان برای همه زندگی برنامه ریزی کرد؟!
 
 
 
 
نویسنده : حسن فرامرزی
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

  

از زوج های روزمره تا زوج های  بابرنامه

 

 

 

بسیاری از ما گمان می کنیم داشتن برنامه فقط متعلق به سازمان برنامه و بودجه است یا مثلا شرکت ها و سازمان های بزرگ باید برنامه داشته باشند. اگر بشنویم که کشوری دارای برنامه پنج ساله است تعجب نمی کنیم اما اگر کسی بگوید خانواده اش دارای برنامه پنج ساله است شگفت زده می شویم. مگر خانواده هم برنامه می خواهد؟ مثل این می ماند که بپذیرید یک بدن یا ارگانیسم زنده بدون برنامه و هدف جلو  نمی رود اما تعجب کنید کوچک ترین عضو این کالبد یا ارگانیسم یعنی سلول ها هم برای خود برنامه مشخصی دارند و کار خاصی را دنبال می کنند. از این زاویه می توان متوجه شد ریشه بسیاری از نابسامانی هایی که امروز در خانواده و به یک معنا در جامعه به چشم می خورد از این  ناشی می شود که خانواده های ما روزمره شده اند و برنامه خاصی را دنبال نمی کنند. اما از کجا متوجه شویم که خانواده ما برنامه ندارد؟ از کجا متوجه شویم ما زوج روزمره ای هستیم یا زوجی که با برنامه زندگی می کند؟

آیا در زندگی برنامه مشخصی را دنبال کردید؟

اگر همین الان گزارشگر یک رسانه جلوی شما ظاهر شود و بگوید در پنج سال گذشته شما به عنوان یک زوج یا خانواده مشخصا چه برنامه ای را دنبال کرده اید به او چه می گویید؟ مثلا بپرسد در پنج سال گذشته چه برنامه آموزشی داشته اید؟ فعالیت اجتماعی شما در این سال ها چه بوده است؟ اگر از درآمد خانواده راضی نبوده اید مشخصا چه راهکارهایی برای ترمیم درآمد خانواده دنبال کرده اید؟ اگر از وضعیت تغذیه و سلامتی خود راضی نبوده اید چه راهکارهایی برای عبور از این وضعیت اتخاذ کرده اید؟  پاسخ صریح،  شفاف و واقعی شما به این پرسش ها می تواند نشان دهد که آیا خانواده شما به عنوان یک زوج روزها را به روزمرگی سپری کرده اید یا  نه برنامه مشخصی را دنبال کرده اید.

اما پرسش این است که  چطور یک خانواده روزمره یا یک زوج روزمره نباشیم؟ در ابتدا باید غیر طبیعی بودن این وضعیت را عمیقا متوجه شویم. برخی روزمرگی را امری طبیعی می دانند. عده ای از اینکه یک سال گذشته اما هنوز کتاب تازه ای نخوانده اند، فکری به حال اضافه وزن شان نکرده اند، برای بهبود روابط شان با فرزند یا همسرشان دنبال راهکارهای جدید نبوده اند و... را امری طبیعی تصور می کنند.
 تا زمانی که هر فرد در درون خود این امور را طبیعی بداند به دنبال خروج از روزمرگی نخواهد بود. مثل این می ماند که کسی به گرسنگی خود نمی خواهد پاسخ دهد طبیعی است که تا وقتی او این امر را طبیعی بداند سراغ غذا نخواهد رفت بنابراین ما هم تا زمانی که این بی اشتهایی نسبت به داشتن برنامه را طبیعی بدانیم در روزمرگی خود خواهیم ماند.

از ساعت های منفعلانه تا ساعت های فعالانه

 فردی متوجه شده است که نه تنها بی برنامگی در خانواده طبیعی نیست بلکه کاملا غیر طبیعی است در آن صورت به دنبال آن خواهد بود که چطور می تواند برنامه ای برای زندگی خود داشته باشد. فرض کنید  که او هر روز 6 بعدازظهر به خانه می آید و 12 شب هم می خوابید. اگر ساعت 12 شب کسی از او بپرسید در این 6 ساعت چه کار مفیدی انجام دادید که قابل ذکر باشد و فرد چیز خاصی برای گفتن نداشته باشد و با طبیعی دانستن این سبک زندگی این سوال را مطرح می کرد که مگر آدم قرار است در خانه کار خاصی انجام دهد؟ حالا عمیقا متوجه آن 6 ساعت زمان ارزشمند خود شده است. قبلا فکر می کرد این ساعت هایی که در خانه می گذرد ارزش خاصی ندارند و آمده اند که آدم دورشان بریزد. او حالا متوجه شده  که اتفاقا این ساعت ها بسیار ارزشمند هستند. اولین اتفاقی که برای این فرد می افتد این است که فکر کند با این ساعت ها چه کاری می تواند کند. آن وقت مواجهه وی با این ساعت ها فعالانه خواهد بود نه منفعلانه. به دنبال گوشی تلفن یا تلویزیون یا هر عامل دیگری نخواهد بود که برای ساعت هایش برنامه ریزی کند بلکه ابتکار را خود به دست خواهد گرفت. ممکن است  در وضعیت جدید هم سراغ گوشی تلفن و شبکه های اجتماعی برود اما این رفتن فعالانه خواهد بود نه منفعلانه. آگاهانه خواهد بود نه وسواسی و نه بر اساس یک اعتیاد. ممکن است در این وضعیت سراغ یخچال برود و چیزی برای خوردن انتخاب کند اما این خوردن آگاهانه و بر اساس یک گرسنگی واقعی خواهد بود نه از سر بی حوصلگی.

ببینید نیازهایتان واقعی است یا توهمی؟

زوج یا خانواده ای که می خواهد برای زندگی خود برنامه داشته باشد اول از همه باید نیازهای واقعی و نه نیازهای توهمی را تشخیص دهد و بعد برای آن ها برنامه ریزی کند. نیاز واقعی یعنی نیازی که از قیاس یا قضاوت نمی آید. من خانه 100 متری دارم و در خانه ام زندگی می کنم اما چون خواهرم خانه 300 متری دارد من هم می خواهم چنین خانه ای داشته باشم، این نیاز یک نیاز توهمی و مبتنی بر قیاس است اما مثلا من نگاه می کنم به این که  ساعات زیادی از روز درگیر استرس هستم، بعد احساس نیاز می کنم به این که چطور می توانم این استرس را مدیریت کنم. این یک نیاز واقعی است. من مدت هاست که می خواهم ورزش را شروع کنم چون اضافه وزن دارم و این اضافه وزن واقعی است نه توهمی. من سال هاست که می خواهم زبان یا مهارتی یاد بگیرم تا در کار خود به آخرین مقالات و کتاب ها دسترسی پیدا کنم یا حرفه خود را با دانش روز بیامیزم، این یک نیاز واقعی است.

وقتی نیازهای واقعی خود را شناسایی کردم و به این نکته رسیدم که زمان های بسیاری وجود دارند که هر کسی می تواند فعالانه از آنها بهره ببرد در این صورت امکان پاسخ دادن ورفع کردن به نیازهای واقعی بالا خواهد بود.

 
 
بیشتر بخوانید

به همه بگویید که زوج خوشبختی هستید

با درون گرایی یا برون گرایی همسرتان چگونه کنار بیایید؟

وقتی شما خسته هستید و کودک همبازی می خواهد

منشأ الزام احکام چیست؟

 

 

 

از مباحث فقهی، رابطه انسان و خدا نوعی رابطه عبد و مولایی برداشت می‌شود که این رویکرد ضعف‌هایی دارد و در حقیقت با مراتب نازل خلوص در عبادت سازگار است؛ باید نوعی دیگر از رابطه را با خداوند امتحان کرد.
 
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
دین

 

 


انسان دین‌دار باید بداند چه نوع ارتباطی بین او و خداوند وجود دارد. ایمان به‌عنوان محور دین‌داری که تأکید فراوانی بر آن شده، مستلزم شناخت موجودی است که ایمان به او تعلق گرفته؛ چراکه نمی‌شود به موجود ناشناخته ایمان آورد. یکی از مراتب شناخت خداوند، فهم ارتباط خدا با انسان است که در دین‌داری ما مؤثر است.

این بحث را به‌عنوان "منشأ الزام احکام دینی" در فلسفه فقه می‌توان دنبال کرد. این مهم است که خداوند از چه جایگاهی برای انسان احکامی را وضع کرده است.

ارباب و عبد یا عاشق و معشوق؟

در این خصوص رویکردهای متفاوتی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را در طول یکدیگر دسته‌بندی کرد. یکی از رایج ترین رویکردها که محور مباحث فقهی را تشکیل می‌دهد، نگاه عبد و مولایی، نظیر رابطه ارباب و عبدی است

 انسانی که خدا را ارباب و مولا می‌داند، ممکن است درازای انجام تکالیف الهی بر او منت بگذارد هرچند آن را اظهار نکند.

. به‌طور مثال فقها می‌گویند مولا از ما خواسته نماز بخوانیم و ماهم باید اطاعت کنیم، اگر به آنچه مولا از ما خواسته عمل نکنیم مستحق عذابیم و مولا ما را توبیخ می‌کند.

اما نگاه دیگری هم در این موضوع مطرح شده که بیشتر در مباحث اخلاق و عرفان کاربرد دارد. گفته می‌شود رابطه انسان با خدا می‌تواند رابطه عاشق و معشوق باشد، یعنی چون خدا مخلوقاتش را دوست دارد، پس مطابق با مصالح آن‌ها احکامی را وضع می‌کند و در مقابل اگر انسان این رابطه را بپذیرد، چون معشوق و معبود از او کاری را خواسته انجام می‌دهد.

با رویکرد عبد و مولایی از دین لذت نمی‌بریم

تفاوت این دو دیدگاه در نحوه عمل مؤمنین به احکام دینی خود را نشان می‌دهد. زمانی که خدا ارباب سختگیر ما باشد، انجام دستورات او نیز تکلف‌آور خواهد بود؛ شاید به همین دلیل است که برخی از متدینین در عمل به دستورات دینی مثل روزه گرفتن، خود را همچون برده‌ای می‌انگارند که تحت شکنجه قرار گرفته‌. اما اگر انسان دین‌دار به این درک برسد که «یحبهم و یحبونه»[1]، یعنی هم خدا انسان را دوست دارد و هم انسان خدا را، در این صورت با میل باطنی بیشتری اعمال و مناسک دینی را به‌جا می‌آورند و فقط به‌قصد رفع تکلیف، دین‌داری نمی‌کنند، بلکه از دین‌داری لذت می‌برند.

انسان عاشق بر معبود منت نمی‌گذارد

«گروهی خدا را برای چشم‌داشت، می‌پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می‌کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاسمندانه می‌پرستند و این پرستش آزادگان است»

همچنین انسانی که خدا را ارباب و مولا می‌داند، ممکن است در ازای انجام تکالیف الهی بر او منت بگذارد، هرچند آن را اظهار نکند. شاید برای همه ما پیش آمده باشد که با غرولندهایی از خدا طلبکار شویم که چرا منی که به دستوراتت عمل می‌کنم را کمک نمی‌کنی؟

این پندار منت گذارانه نسبت به معبود خطا و اشتباه است. در قرآن آمده است که «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ»[2]، یعنی این بندگان نیستند که مستحق منت گذاشتن به خدا باشند بلکه خداوند باید منت بگذارد که ما را از اهل ایمان و اسلام قرار داده؛ اما انسان عاشق شکرگذار است که خداوند او را در زمره مؤمنین و مسلمین قرار داده است.

مراتب هفتگانه اخلاص در عمل

بزرگان اخلاق و عرفان هفت مرتبه برای سنجش میزان خلوص در عمل ذکر کرده‌اند. این هفته مرتبه به ترتیب عبارت است از: سعادت دنیوی، ترس از عذاب، شوق بهشت، حیا از خداوند، مقام شکر و وفا، عشق و محبّت و مقام عنداللّهی. توضیح همه این مراتب یک نوشتار مستقل و مفصل می‌طلبد، اما به‌طور اجمالی این مراتب که برگرفته از روایات معصومین است، نشان می‌دهد اکثر مؤمنین به مراحل و مراتب بالای اخلاص نرسیده‌اند و ما نماز می‌خوانیم برای آنکه به جهنم نرویم و یا روزه می‌گیریم که به بهشت برویم و به دیگران کمک می‌کنیم تا سپر آتش جهنم شود.

دین‌داران با مسائل اخلاقی ایمان و اخلاص خود را تقویت کنند تا هم افعال دینی موجب تکامل وجودی آن‌ها شوند وهم تکالیف شرعی کالبد بی‌جانی نباشد؛ علاوه بااینکه طعم عبادات را بچشند و بتوانند از دین‌داری لذت ببرند.

امیرالمؤمنین علی (ع) درباره انگیزه‌های پرستش می‌فرماید: «گروهی خدا را برای چشم‌داشت، می‌پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می‌کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاسمندانه می‌پرستند و این پرستش آزادگان است»[3]

و یا در حدیث دیگری فرموده‌اند: «ما عبدتک خوفاً من نارک و لاطمعاً فی جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة فعبدتک؛ خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برین که من تو را سزاوار عبادت دیده و به پرستش تو می‌پردازم». [4]

به فقه نباید اکتفا کرد

با توجه به‌مراتب اخلاص در عمل نمی‌توان گفت آن‌هایی که نماز را به‌قصد بهشت می‌خوانند خطاکارند، بلکه آن‌هایی که نماز را برای اتصال به معشوق می‌خوانند انسان‌های کامل‌تری هستند؛ بنابراین نگاه اطلاقی به این موضوع نباید داشت و هر مرتبه را باید مستقل بررسی کرد.

نکته دیگر اینکه آنچه که به‌عنوان فقه و مسائل فقهی به مردم عرضه می‌شود، مبتنی بر نگاه عبد و مولایی بوده و ازاین‌جهت محدود به‌مراتب پایین اخلاص است؛ بنابراین باید دین‌داران با مسائل اخلاقی ایمان و اخلاص خود را تقویت کنند تا هم افعال دینی موجب تکامل وجودی آن‌ها شوند و هم تکالیف شرعی کالبد بی‌جانی نباشد؛ علاوه براینکه طعم عبادات را بچشند و بتوانند از دین‌داری لذت ببرند.

 

پی‌نوشت‌ها:
[1] سوره مائده، آیه 54
[2] سوره حجرات، آیه 17
[3]نهج البلاغة، ص 510، حکمت 237
[4]بحار، ج 67، ص 186.

چهارشنبه, 30 آبان 1397 13:11

کسب مهارت نه گفتن به دیگران

 

چگونه به دیگران "نه" بگوییم؟

 

 

 

رفتاری قاطعانه است كه بدان وسیله از ابراز احساساتی چون خشم و پرخاشگری یا اضطراب خودداری شود. افرادی كه رفتار قاطعانه‌ای از خود بروز می‌دهند، معتقدند كه هم خود و دیگران موجوداتی ارزشمند و صاحب حق هستند.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 6 دقیقه

 

مهارت نه گفتن

 

 

بنده در نه گفتن ضعف دارم و وقتی وارد هر کاری می‌شوم توانایی نه گفتن ندارم البته نه به شکلی که از ابتدا نتوانم نه بگویم بلکه اگر وارد یک کار شوم و از انجام آن کار پشیمان شوم و بخواهم آن کار را نیمه‌کاره رها کنم، در پاسخ به کارفرما و یا هرکسی نمی‌توانم نه بگویم. لطفاً مرا راهنمایی کنید و در مورد اینکه چگونه نه بگویم و از تبعات آن هراس نداشته باشم.


اگر منظور شما به دست آوردن مهارتی برای نیمه‌کاره رها کردن‌هاست اصلاً چنین مهارتی را به شما توصیه نمی‌کنیم نیمه‌کاره رها کردن به‌هیچ‌وجه خصیصه مثبت و ستودنی نیست. بلکه به‌مرور با ایجاد عادتی منفی، شما را از زندگی بازمی‌دارد و در مرحله‌ای از زندگی احساس می‌کنید به هیچ جایی نرسیده‌اید؛ اما اگر منظور شما کسب مهارت جرئت ورزی و ابراز وجود و نه گفتن به خواسته‌های نامطلوب است راهکارهایی را به شما معرفی می‌کنیم.

ابتدا بهتر است با نحوه تفکر و پردازش‌های ذهنی افراد جرئت مند آشنا شوید.

افراد جرئت مند دارای خصوصیات زیر می‌باشند:

داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم‌های خود، داشتن روحیه انعطاف‌پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتمادبه‌نفس بالا و تن صدای محکم و استوار. این فرد به‌ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می‌پذیرد.

یکی از دلایلی که ما را به دام عدم جرئت ورزی می‌کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجادشده است؛ مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می‌شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، ... اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرئت مندانه داشته باشیم: مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می‌توانیم بگوییم: ببخشید دوست داشتم حرف‌هایم را تمام کنم. می‌دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای‌کاش اجازه می‌دادید حرفم تمام شود.«و یا با کمترین مقدار جرئت مندی شروع می‌کنیم و اگر طرف مقابل بی‌تفاوت بود به‌تدریج بر جرئت مندی خود می‌افزاییم؛ مثلاً در مقابل فروشنده‌ای که با اصرار می‌خواهد جنس خود را بفروشد این‌گونه می‌گوییم: ۱- نه من هیچ‌کدام از آن‌ها را نمی‌خواهم. ۲- نه گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.۳- دو بار گفتم نه از شما می‌خواهم این‌قدر اصرار نکنید.

رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط مؤثر کمک می‌کند:
- بامحبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه‌گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی‌مان را پر می‌کنیم.

- مسائل را نه‌تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. یادتان باشد دریافت مهارت‌های جرئت مندی به‌یک‌باره امکان‌پذیر نیست از علائم استرس به وجود آمده نترسید. هرچه به دلیل ترس، از رفتارهایی ممانعت کنید ترس بر شما غلبه می‌کند. سعی کنید پله به پله علائم اضطراب را تحمل‌کنید و پیشرفت رفتاری داشته باشید. از طرفی خود گویی ها و افکار مستمر خود را در همه موقعیت‌ها بر مبنای توانمندی و ارزشمندی خود بنا کنید. از بیان نظرات خود نترسید حتی اگر دیگران به آن توجهی نکنند و یا نظرات شما اعمال نگردد.

برای ابراز یک رفتار جرئت مندانه مراحل زیر را در نظر داشته باشید:

الف: پیش از اعلام موضع
1 ـ ابتدا از موضع خود مطمئن شوید، یعنی مشخص كنید كه می‌خواهید بگویید بله یا خیر. اگر مطمئن نیستید، بگویید كه برای پاسخ دادن باید كمی فكر كنید.

2 ـ اگر شما کاملاً متوجه نشده‌اید كه فرد مقابل از شما چه تقاضایی دارد، از او توضیح روشنی بخواهید.

دریافت مهارت‌های جرئت مندی به‌یک‌باره امکان‌پذیر نیست از علائم استرس به وجود آمده نترسید. هرچه به دلیل ترس، از رفتارهایی ممانعت کنید ترس بر شما غلبه می‌کند. سعی کنید پله به پله علائم اضطراب را تحمل‌کنید و پیشرفت رفتاری داشته باشید.


ب: اعلام موضع با جمله سه‌بخشی
1 ـ بخش همدلانه یا بازخورد مثبت: این بخش که با کلمه «من» شروع می‌شود فضا را دوستانه می‌کند و از پرخاشگرانه بودن جمله‌تان جلوگیری می‌کند. «من می‌دانم که تو موبایل من را لازم داری...»

2 ـ بخش استدلالی: در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودمان را اعلام می‌کنیم. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه، واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام می‌شود: «اما چون تصمیم گرفتم موبایلم را به کسی قرض ندهم/ یا/ چون در طول روز به موبایلم احتیاج پیدا می‌کنم...»

3 ـ بخش قاطع اعلام تصمیم: در این بخش ما تصمیممان را بدون تعارف اعلام می‌کنیم: «موبایلم را به شما نمی‌دهم.»

ج: اعلام موضع در شرایط خاص
این بخش زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که طرف خیلی سمج بوده و از موضع خود کوتاه نیاید می‌توانید از تکنیک‌های خاص این بخش استفاده کنید:

1 ـ سی‌دی خش‌دار: در این تکنیک که به آن «صفحه خط افتاده» هم می‌گویند ما دقیقاً مثل یک سی‌دی آسیب‌دیده مرتب یک جمله را بی‌کم‌وزیاد تکرار می‌کنیم.

2 ـ قاطعیت پیش‌رونده: شما می‌توانید از یک جمله سه‌بخشی محترمانه شروع کنید و در صورت ادامه، مرتب زبان بدن و لحن و محتوای جمله‌تان را قاطعانه‌تر کنید و اگر جواب نداد محیط را ترک کنید.

3 ـ شما بعد از به کار بردن جمله سه‌بخشی در مقابل این افراد معمولاً می‌شنوید: «خیلی خودخواهی» بهترین راه در مقابل این افراد این است که بگویید «اگر این کار خودخواهیِ بله من خودخواه‌ام» و او سلاحش را ازدست‌داده است! البته یادتان باشد حتماً مطمئن باشید طرف می‌خواهد سوءاستفاده کند.

4 ـ خود را به خنگی زدن: این تکنیک در مقابل انتقادهای زیاده از حد کاربرد دارد. در مقابل این موقعیت خود را به خنگی بزنید. یک لبخند احمقانه بزنید و بگویید: «آره اتفاقاً خودمم فکر می‌کنم کارمو بلد نیستم!»

5 ـ عوض کردن موضوع صحبت: وقتی شما با چند بار گفتن جمله سه‌بخشی نتیجه نگرفته‌اید موضوع صحبت را عوض کنید. رفتار قاطعانه رفتاری است كه بدان وسیله بتوان احساسات، افكار و گفتار خود را صادقانه و با صراحت بیان نمود. در چنین شرایطی افراد باید بدانند كه هدف از بیان صریح و صادقانه احساسات و افكار، توهین و آسیب به فرد مقابل نیست.

هنر ابراز رفتار قاطعانه آن است كه بتوان احساسات و آسایش فرد مقابل را نیز در نظر گرفت؛ بنابراین، هدف از یادگیری و ابراز رفتار قاطعانه آن است كه بتوان از حقوق خود دفاع كرد، بی‌آنکه به حقوق قانونی، اجتماعی، روانی و عاطفی دیگران تجاوز نمود.

 اما سؤال این است كه آیا رفتار قاطعانه به ما می‌آموزد كه هر احساسی را آزادانه بیان كنیم؟ آیا در ابراز احساساتی چون خشم و پرخاشگری یا اضطراب می‌توانیم قاطعانه رفتار كنیم؟ حقیقت این است كه رفتاری قاطعانه است كه بدان وسیله از ابراز احساساتی چون خشم و پرخاشگری یا اضطراب خودداری شود. افرادی كه رفتار قاطعانه‌ای از خود بروز می‌دهند، معتقدند كه هم خود و دیگران موجوداتی ارزشمند و صاحب حق هستند.

چهارشنبه, 30 آبان 1397 13:06

کودکان کار لاکچری

پیامدهای منفی مدلینگ شدن کودکان

 

 

تا به حال شده با دیدن بچه ای دلتان ضعف برود؟ این مسئله در دنیا مجازی امروز زیاد اتفاق می افتد که کودکی را می بینید و سریع لایک می کنید و گاهی هم با نوشتن کامنتی احساساتتان را ابراز می کنید؛ اما این همه ماجرا نیست بلکه این خود ماجرا است که یک کودک زیبا را به مدلینگ تبدیل می کند...
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
مدلینگ، شو لباس، کودکان

 

 

ماجرا از گذاشتن عکس‌های زیبا از کودکان در اینستاگرام شروع می‌شود؛ از تعریف‌های بیش‌ازاندازهٔ دیگران که «چه دختر خوشگلی»، «چقدر خوب ژست میگیره»، «چقدر لباست زیباست»، «چهره‌اش به درد مدل و تبلیغات می‌خورد» و... این‌ها جرقه‌ای می‌شود تا مادر و پدر تصمیم بگیرند کودکشان، زیبایی‌هایش را به نمایش بگذارد و از این طریق کسب درآمدی هم برایش به وجود بیایید؛ اشتباه نکنید این والدین دچار نیاز مالی نشده‌اند و قصد ندارند که با زیبایی کودکشان ثروتمند شوند  بلکه آن‌ها مرفه هایی هستند که دچار نیاز روحی و روانی شده‌اند.

مدل شدن کودکان به شیوه‌های مختلفی همچون تیزرهای، بیلبوردهای و عکس‌های تبلیغاتی محصولات و حتی شوهایی که برای فروش لباس‌های بچه‌گانه راه‌اندازی می‌شوند، به نمایش گذاشته می‌شود که همگی نشان از مدل شدن کودکان در سنین 4 سال به بالا دارد.

مدل شدن کودکان به این راحتی‌ها نیست؛ آن‌ها باید آموزش ببینند و ژست‌هایی را تمرین کنند و اگر مدل شدن کودکان برای تیزرهای تبلیغاتی باشد که کار به‌مراتب سخت‌تر می‌شود؛ تصور کنید کودکی که باید در حال بازی کردن باهم سن و سال‌هایش باشد، با بزرگ‌ترها مشغول آموختن ژست گرفتن و مدل شدن است! آن‌ها گاهی برای یک ژست گرفتن باید ساعت‌ها تمرین کنند و چندین بار از کلافگی شروع می‌کنند به گریه کردن اما آن‌قدر باید این ماجرا تکرار شود تا بالاخره صاحب‌کار راضی شود و کودک هم به یک مدلینگ تبدیل شود. به‌تازگی به این پدیدهٔ نوظهور، کودک‌آزاری لاکچری یا کودکان کار لاکچری می‌گویند. به‌هرحال کار کردن فرقی نمی‌کند سر چهارراه بالباس کثیف باشد یا در تبلیغات و شوها بالباس‌های شیک! کار کردن کودک در سنین 3 تا 4 سالگی در هر شرایطی می‌تواند برای او آزاردهنده باشد.

آذر دخت داوری روانشناس بالینی در گفت‌وگو با تبیان به پیامدهای منفی مدلینگ شدن کودکان اشاره‌کرده است:

توجه افراطی به‌ظاهر کودکان

کودکانی که در این جرگه قرار می‌گیرند درواقع کاری انجام می‌دهند و در ازای آن پولی می‌گیرند درحالی‌که او در سنین پایین تنها باید کودکی کند و نیازهایش را برآورده سازد اما متأسفانه کودکانی که مدلینگ می‌شوند توجهات افراطی از اطرافیان می‌گیرند و گاهی اوقات آنها دچار اعتمادبه‌نفس کاذب می‌شوند و سطح توقعاتشان به‌قدری بالا می‌رود که انتظار دارند وقتی در کنار کودکان دیگر قرار می‌گیرند دائما موردتوجه قرار بگیرند اما این اتفاق نمی‌افتد و در اینجاست که اولین ضربه به او وارد می‌شود چراکه فرد دچار خودبزرگ‌بینی شده است و انتظار توجه از همهٔ افراد را دارد.

توجه افراد به‌ظاهر کودک به خاطر ظاهر، ایستادن، طرز لباس پوشیدن و ...است اما آیا این کودک فقط ظاهرش باید موردتوجه قرار بگیرد؟!

والدین باید یک بازنگری کنند و ببینند که واقعاً به چه دلیلی کودکانشان را مدلینگ می‌کنند؛ شاید نیاز مالی نداشته باشند و تنها به خاطر موردتوجه قرار گرفتن کودکشان این کار را می‌کنند اما باید توجه داشت که درست است که موردتوجه قرار گرفتن یکی از نیازهای اساسی بشر و مخصوصاً کودکان است اما به چه قیمتی؟!

داوری اشاره می‌کند: کودکان باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و در سن خودشان رشد کنند. کودکی که بین 3 تا 4 سال است باید بازی کند حتی دعواها و شکست‌هایی که در بازی کودکان وجود دارد همه آموزنده است و چیزهایی را به کودک یاد می‌دهد اما والدین با مدلینگ کردن کودکان، آنان را از یادگیری یکسری چیزها محروم می‌کنند.

تأثیر مدلینگ در آینده کودکان

کودکی که در سن 3-4 سالگی به ظاهرش توجه بیش‌ازحد می‌شود این مسئله در دوران بزرگ‌سالی در او شکل می‌گیرد اما آیا ویژگی‌های اخلاقی می‌تواند در فردی که توجه تمام‌قد به ظاهرش شده است  رشد پیدا کند؟!

داوری تأکید می‌کند که کودک را نباید صرفاً به خاطر ظاهرش موردتوجه قرارداد بلکه او را به خاطر عملی که انجام می‌دهد، تلاش‌هایی که می‌کند و موفقیت‌هایی که به دست آورد باید مورد تشویق قرارداد اما ما وقتی می‌بینیم که کودکی در این سن تنها ظاهرش مورد تأیید دیگران قرار می‌گیرد، ویژگی‌های اخلاقی در بزرگ‌سالی برای این فرد چندان اهمیت پیدا نمی‌کند.

 آسیب مدلینگ شدن کودکان در دوران بلوغ به‌خوبی خود را نشان می‌دهد و این کودکان در دوران بلوغ دچار مشکلاتی همچون افسردگی می‌شوند چراکه آن‌ها در دوران کودکی همیشه ظاهری شیک و زیبا داشته‌اند و حالا در دورانی قرارگرفته‌اند که ظاهرشان تغییر کرده است و دیگر مانند دوران کودکی موردتوجه قرار نمی‌گیرند و این مسئله باعث آسیب روحی در فرد می‌شود.

پیشگیری از رفتارهای ناآگاهانهٔ والدین

مادری که فرزندش را تشویق به مدلینگ می‌کند بیشترین توجه اش صرف زیبا جلو دادن کودکش جلوی دید دیگران می‌شود و بیشترین وقتش را در شبکه‌های مجازی می‌گذارند اما آیا این مادر می‌تواند وقت باکیفیتی برای تربیت فرزندش بگذارد و نیازهای عاطفی فرزندش را برآورده سازد؟!

شاید در نگاه اول مدلینگ شدن کودک خیلی جذاب و حتی باعث افتخار باشد اما این عمل آیندهٔ کودکان را در معرض خطر قرار می‌دهد و درواقع هویت کودکان را سلب می‌کند لذا آگاهی دادن به والدین و مشکلاتی که مدلینگ در شخصیت آیندهٔ افراد ایجاد می‌کند می‌تواند در پیشگیری از این مشکل کمک کند.

 
 
بیشتر بخوانید

باز کردن پای رقیب در چهاردیواری زندگی

چوب حراج به دختران ایرانی

مرا از روی ظاهر بشناس

عشق مادر با عشق همسر چه تفاوت هایی دارد؟

 

 

صبح او را از خواب بیدار می کنید؛ بیدار شدنش به همین راحتی ها نیست باید کلی قربان صدقه اش بروید تا از رختخواب بلند شود، صبحانه را آماده می کنید و برایش لقمه می گیرید تا مبادا دیرش شود، لباس هایش را اتو کشیده می گذارید روی دسته ی مبل و تذکرات اخلاقی شروع می شود که کلید را حتما بردارد، تذکر می دهید ناهار حتما بخورد و... اشتباه نکنید این حرف های یک مادر با پسر 7 ساله اش که میخواهد به مدرسه برود نیست! بلکه حرف های یک زن با همسر خود است...
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه
همسر، عشق، ازدواج

 

 

 

سالهاست ازدوج کرده اید و صاحب دو فرزند شده اید اما همیشه احساس می کنید مادر سه فرزند هستید؛ شوهرتان را هم بچه ای در نظر می گیرید که خود را ملزم  به مادری کردن برای او می دانید؛ این رابطه زناشویی در خیلی از خانواده ها رواج دارد و متاسفانه برخی زنان با محبت های بیش از اندازه، باهمسر خود همچون کودکی رفتار می کنند که انگار ناتوان است و نمی تواند از خودش مراقبت کند به همین دلیل تمام مسئولیت های زندگی را خودش به گردن می گیرد اما چند سال بعد می بینید که زندگی آن زن مهربان ویران شده است و شوهرش به او خیانت می کند! همه تعجب می کنند که زن به این مهربانی چه شوهر بی لیاقتی داشت؛ قدر محبت های او را ندانست.
بعد هم برچسبی به مردها می زنید و می گویید: "همه میگن نباید به مردها زیاد محبت کرد، بیا اینم آخر و عاقبت محبت زیاد!..." اما مسئله ای که این وسط فراموش می شود این است که مرد از زندگی کردن با زنی که همچون مادرش است خسته شده است و می خواهد با زنی زندگی کند که معشوق و همسر باشد.

دکتر محسن محمدی نیا روانشناس و مشاور خانواده در گفت و گو با تبیان به تفاوت عشق مادرانه و عشق همسر اشاره می کند و به این سوال پاسخ می دهد که آیا یک زن می تواند در نقش مادر قرار بگیرد یا خیر ؟

متاسفانه خیلی ها چون نمی دانند که چگونه باید به همسرشان محبت کنند با در نظر گرفتن معشوق خودشان به عنوان یک بچه، نقش مادر را برعهده می گیرند در نتیجه رابطه شان را به قهقرا می برند؛ یعنی به جای آنکه آن رابطه یک رابطه عاشقانه و هر روز زیباتر شود، تبدیل  به رابطه مادر و بچه می شود.

نظریه نقش ها به بهترین شکل پاسخ می دهد و می گوید: مشکل زوجین از آنجایی شروع می شود که هر فردی از نقش خودش خارج می شود و آن را به خوبی ایفا نمی کند. وظیفه ی یک مرد در خانواده این است که حامی باشد و امنیت زندگی را فراهم کند و زن باید عشق آفرین باشد و مهر و محبت را به رابطه بیاورد؛ حالا شما تصور کنید که زنی از نقش عاشقانه ی خودش به عنوان معشوق خارج می شود و در نقش مادر قرار می گیرد.

مادر وقتی در نقش مادری قرار می گیرد مراقبت کننده، پرورش دهنده و رشد دهنده است و از آنجایی که کودک خود را ضعیف و نیازمند مراقبت می داند خیلی از مسئولیت هایی که بچه هایش باید انجام دهند را خودش به دوش می کشد و در نتیجه مدام به آنها تذکر می دهد که مثلا "داری میری مدرسه وسیله ات رو برداشتی، کتاب علومت رو گذاشتی توی کیفت، دفترت رو چی؟!؛" حالا همین نقش را زن در ارتباط با همسرش بازی می کند: "سوئیچت رو برداشتی، بنزین زدی، پول آب رو یادت نره بدی و..."، یعنی مدام تذکراتی می دهند که مسئولیت مرد است اما زن به مردش به عنوان یک طفل نگاه می کند که از پس مسئولیتش بر نمی آید.

دکتر محمدی نیا به نکته ی اصلی در این مورد اشاره می کند که زن با اینگونه رفتارها بار مسئولیت همسرش را به دوش می کشد به گونه ای که مرد هیچ احساس مسئولیتی نمی کند و کار به جایی می رسد که اگر روزی مسئولیتی را که مرد باید انجام دهد، دچار مشکل شود تقصیر را به گردن همسر خود می اندازد مثلا مرد عادت دارد که توسط همسرش از خواب بیدار شود حال اگر یک روز خواب بماند طبلکارانه به همسرش می گوید همش تقصر توست که من خواب ماندم! لذا در اینجاست که زن، مرد را به کودک تبدیل می کند و باعث می شود او مسئولیت هایش را به گردن همسرش بیاندازد.
این روانشناس و مشاور خانواده با تاکید بر افراطی شدن محبت گفت: یاد بگیرید که نقطه های حساس را بشناسید و بدانید که رابطه زناشویی با افراط در محبت کردن های مادرانه و به دوش کشیدن بار مسئولیت همسر،  به انحراف می رود که در نتیجه  این موارد باعث می شود که اعتماد به نفس مرد پایین بیاید و دیگر احساس ارزشمندی نداشته باشد؛ آدمی که احساس لیاقت و ارزشمندی ندارد نمی تواند خودش را دوست داشته باشد و کسی هم  که خودش را دوست نداشته باشد بالطبع نمی تواند همسرش را دوست داشته باشد؛ همچنین کم کم از مداخلات و دخالت های شما بیزار می شود و روزی ممکن است شما را ترک کند بنابراین شما وقتی در ارتباط با یک مرد قرار می گیرید سعی کنید بار مسئولیت او را به دوش نکشید و مدام به او تذکر ندهید که چکار کند و نکند چرا که با تذکرات بیش از حد نه تنها از او یک آدم ضعیف و چلمن می سازید بلکه او را از خود دور می کنید.

کاری کنید که عشق همسرتان به شما بیشتر شود نه نیازهای اساسی اش! نقش حافظه ی سیار همسرتان را بازی نکنید چرا که اگر بخواهید به این شکل ادامه دهید یک دفعه چشمتان را باز می کنید و می بینید همسرتان را از دست داده اید :

مه نامهربانم بی گنه دامن کشید از من!

چه بد کردم

چه بد رفتم

چه گفتم

او چه دید از من؟!

 
 
بیشتر بخوانید

شوهرتان زن می‌خواهد نه مادر

دلایل بی‌وفایی مردان به همسرانشان

زن‌هایی که شوهرشان را بچه می‌کنند

چهارشنبه, 30 آبان 1397 11:15

تعهد در کارمندان نسل هزاره

تعهد در کارمندان نسل هزاره

 

 

مترجم: بهاره صفوی
منبع: mckinsey :
 
 
آینده اینجاست. نسل هزاره نیروی کار را به اشغال خود درآورده‌اند. آنها خدایگان فناوری و تکنولوژی، سازگار و خلاق هستند. اما این نسل، دارای انتظارات و نیازهای خاصی نیز هست. به‌علاوه، شرکت‌های کمی نیز به آنها وفادار می‌مانند. طبق آمارهای موسسه گالوپ، حدود ۸۷ درصد از کارمندان جهان، از نظر عاطفی به شغل خود تعهدی ندارند. معمولا، بهره‌وری و نهایتا سودآوری قربانی این انگیزه پایین می‌شود. سازمان‌ها ‌می‌توانند این امر بدیهی را نادیده بگیرند و به کار خود ادامه دهند یا محیط کاری سنتی را مجددا ارزیابی کرده و برای جذب و حفظ استعدادهای جوان تغییرات لازم را ایجاد کنند. میزهای پینگ‌پونگ، میزهای ناهارخوری و صندلی‌های مخصوص استراحت را فراموش کنید. آینده‌نگرترین ‌شرکت‌ها روی تعهد شغلی کارمندان تمرکز کرده‌اند.
 

نشانه‌های تجاری محیط کاری مدرن: پیتر جی مارتل، مشاور ارشد توسعه استعدادها، می‌گوید: اغلب، شرکت از او درخواست می‌کرد که حتی اگر سازمان‌ها متوجه مشکلات شرکت شده‌اند، او مشکلات را پنهان کند. به‌طور مثال مشتریان از مسائلی مانند ارسال کالا شکایت می‌کنند و در این موضوع حقوق پایین کارمندان مقصر اصلی نشان داده می‌شود. اما طبق گفته‌های مارتل: «اگر به ما اجازه بدهند که مسائل را عمیق‌تر بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که توجه به دستمزد و پاداش تنها ما را از مشکل اصلی منحرف می‌کند. توجه داشته باشید نشانه‌های مشکل کافی نیست، خود مشکل را حل کنید.» ریشه این مشکل معمولا تعهد پایین کارکنان و در نتیجه نارضایتی از محل کار و مدیریت است. مارتل ‌می‌گوید: «باید به آنها بگوییم که مساله اصلی، نفرت کارکنان از شغل‌شان است. آنها دوست ندارند هرروز به محل کارشان بیایند.»  شکایتی دیگر در این حوزه مسائلی مانند روحیه پایین و بهره‌وری کم است که ‌شرکت‌ها انتظار دارند این مشکلات سریعا حل شوند؛ اما مارتل ‌می‌گوید صرفا ترفیع دادن پاسخ مشکلات نیست. طبق گفته‌های مارتل «کارمندان ‌می‌خواهند احساس ارزشمندی کنند و بهترین راه برای نشان‌دادن این ارزش، سرمایه‌گذاری روی افراد است.» پاداش‌های رقابتی به این مساله کمک می‌کند؛ اما ‌سازمان‌ها باید یک رویکرد کلی را در نظر بگیرند. سرمایه‌گذاری در آموزش و ارائه منابع لازم برای توسعه شخصی، تعهد کارمندان را تضمین ‌می‌کند. مارتل معتقد است که از نظر عملکرد سازمانی، یک نیروی کار متعهد، یک نیروی کار مطلوب است.

رویکردی استراتژیک برای مدیریت خود و دیگران: یکی از گزارش‌های اخیر گالوپ، این ادعا را تایید کرده است که در شرکت‌هایی که تیم‌های بسیار متعهدی کار می‌کنند، سودآوری تا ۲۱ درصد، بهره‌وری شرکت تا ۲۰ درصد و کیفیت محصول تا ۴۰ درصد افزایش و غیبت کارکنان تا ۴۱ درصد کاهش ‌می‌یابد.  طبق سخنان مارتل، اگر کارفرمایان واقعا بخواهند عملکرد بالایی در سازمان خود داشته باشند، سیستم‌های پاداش و کار آنها باید با تعهد به محیط کار هماهنگ باشد. در این ‌سازمان‌ها، بخش‌های سیار با یکدیگر کار ‌می‌کنند.

پرورش رهبران جوان: برخلاف تصور عموم، همه رهبران سازمانی، رهبر متولد نشده‎‌اند. بسیاری از آنها در طول زمان یاد گرفته‌اند که چگونه تبدیل به یک رهبر سازمانی شوند. مک نیلی ‌می‌گوید: «مدیران معمولا در حرفه خود رشد ‌می‌کنند؛ زیرا از لحاظ فنی کارشان را خوب انجام ‌می‌دهند. سپس به نقطه‌ای می‌رسند که ناگهان یک تیم ۱۲ نفره را مدیریت ‌می‌کنند و متوجه می‌شوند که هیچ چیز از نظارت و سرپرستی نمی‌دانند.» در طول این سال‌ها، در تمام تحقیقاتی که در مورد تعهد کارمندان مشاهده کرده‌ام، اگر نیروی کاری از مدیرشان خوش‌شان نیاید، مخالفت خود را ابراز می‌کنند و استعفا ‌می‌دهند.

 فرآیند ایجاد یک محیط پویا و سالم، آسان به‌نظر می‌رسد. مهارت‌های ارتباطی همواره ذاتی نیستند و همان‌طور که مک نیلی نیز اشاره کرده‌ است «همیشه به مدیران یاد داده نمی‌شود که چه مکالمه‌ها و صحبت‌هایی با کارمندان خود داشته باشند. آنها نمی‌دانند که برای اینکه کارمندان احساس کنند شرکت به آنها اهمیت ‌می‌دهد، چه مطالبی را باید بگویند». بنابراین، ‌سازمان‌ها باید به نیروی اجرایی کمک کنند تا مهارت‌های رهبری سازمانی خود را هرچه زودتر توسعه دهند.

استقبال از پویایی کارمندان: ‌نسل هزاره فقط برای بالا رفتن از پله‌های ترقی کار نمی‌کنند. تحقیقات اخیر کرنراستون، نشان ‌می‌دهد که بزرگ‌ترین محرک برای تغییر جایگاه‌ها، وعده هدف و اتمام کار است: بنابراین کارکردن فقط انگیزه مالی ندارد. مک نیلی ‌می‌گوید: این نسل از ما ‌می‌خواهند که نسبت به روش سریع‌تر تفکر شغلی آنها پاسخ بدهیم. شرکت‌هایی که این مساله را تشخیص داده و به آن پاسخ داده‌اند، دقیقا همان چیزی هستند که مردم ‌می‌خواهند.  مطالعات یک تیم پژوهشی در سال ۲۰۱۵ نشان ‌داده ‌است که ‌نسل هزاره در دوران شغلی خود، ۲۰ بار شغل عوض ‌می‌کنند، حدودا ۲ برابر همتایان خود که در دوران جنگ به دنیا آمده‌اند. بنابراین در نظر بگیرید که ۶۶ درصد از کارمندان، قبل از اینکه به دنبال موقعیت شغلی خارج از شرکت باشند، به دنبال فرصت‌های داخلی هستند. ‌شرکت‌ها ‌می‌توانند با توسعه نیروی متخصص و حرفه‌ای، کارکنان با ارزش را جذب کرده و حفظ کنند. «این نسل از ما ‌می‌خواهد که نسبت به روش سریع‌تر تفکر شغلی آنها پاسخ بدهیم. شرکت‌هایی که این مساله را تشخیص داده و به آن پاسخ داده‌اند، دقیقا همان چیزی هستند که آنها ‌می‌خواهند.»

طبق گفته‌های او «اگر شما ‌نسل هزاره را سرزنش کنید و آنها راه به‌خاطر عجول بودن و تغییر شغل سرزنش کنید، بخشی از نیروی کار خود را از دست می‌دهید.» بنابراین به‌نظر می‌رسد که فقط تعداد کمی از ‌سازمان‌ها به این مساله سریعا پاسخ داده‌اند. مطالعه کرنراستون نشان می‌دهد که ۸۴ درصد از کارکنان احساس ‌می‌کنند که کارفرما منابع برنامه‌ریزی شغلی را ارائه نمی‌کند. به‌علاوه، ۷۰ درصد از کارکنان معتقدند رئیس آنها، رشد حرفه‌ای سازمان خود را هدایت نمی‌کند.کارکنان ‌می‌توانند با ورود به یک موقعیت شغلی جدید، کمبود اطلاعات خود را جبران کنند. فرصت دادن و حمایت کردن از آنها در جهت کشف مسیرها و روش‌های جدید، علاوه بر اینکه تعهد کارکنان را تقویت ‌می‌کند، درک آنها را نسبت به نحوه کار شرکت در پروژه‌ها و دپارتمان‌های مختلف افزایش ‌می‌دهد. این دانش، یک پایه باثبات برای رهبران آینده ‌می‌شود.

 

تهیه شده در موسسه معنا

سه شنبه, 29 آبان 1397 17:03

فرضیه عرفى شدن دین

 

فرضیه عرفى شدن دین

 

 

 

عرفى شدن دین یا فقه، نخستین بار در غرب و نسبت به دین مسیحیت مطرح شد. پس از انقلاب اسلامى، این بحث درباره اسلام به میان آمد و عده اى این فكر را دنبال كردند كه چگونه مى توان فقه یا دین را عرفى كرد؟
زمان تقریبی مطالعه : 15 دقیقه
فقه وعرف

مقدمه
عرفى شدن دین یا فقه، نخستین بار در غرب و نسبت به دین مسیحیت مطرح شد. پس از انقلاب اسلامى، این بحث درباره اسلام به میان آمد و عده اى این فكر را دنبال كردند كه چگونه مى توان فقه یا دین را عرفى كرد؟ پیش از ورود به بحث لازم است یادآور شوم كه سیره فقهاى ما از زمان شیخ طوسى تاكنون (بلكه از عصر امام صادق(علیه السلام) تا به حال) این بوده كه همواره به عرف مراجعه مى كرده اند و هیچ یك از آنان خود را بى نیاز از عرف نمى دانسته اند.

موارد مراجعه فقها به عرف
به عنوان مثال در چند مورد فقها به عرف مراجعه مى كنند:

1. در تبیین مفاهیم و رفع ابهام از آن ها: مثلاً فقیه براى فهم «صعید» در آیه ( فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا ) ( [36]) به لغت مراجعه مى كند. روشن است كه لغت هم از عرف عام گرفته شده است. فقها در الفاظ مجمل به عرف رجوع مى كنند و یا به كمك عرف مشخص مى كنند كه مثلاً لفظ «بیع» شامل «بیع معاطاتى» هم مى شود یا نه؟

2. در تبیین مصادیق: مثلاً آیا اراضى موات از انفال است. براى این كه مشخص كنیم آیا مصداق موات، موات بالذات است یا موات بالعرض را هم در بر مى گیرد؟ در این باره به عرف رجوع مى كنیم.

3. در مسائل قضاوت و داورى: به این معنى كه عرفیات هر قوم براى قاضى حجت است. به عنوان نمونه، زن و شوهرى در مهریه اختلاف دارند، مرد مدعى است مهریه را پرداخته، ولى زن منكر آن است. در این جا اگر قاضى بخواهد با مراجعه به اصل فقهى داورى كند، چون زن منكر است حق با زن است و مرد باید بیّنه و شاهد بیاورد. اما اگر در نزد آن قوم، دادن مهریه عرف باشد، قاضى مى تواند با استناد به عرف، زن را محكوم و به نفع مرد حكم دهد.

4. در رفع غرر: پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) از بیع غررى نهى كرده است، اما رفع غرر ممكن است در یك منطقه با كیل و در یك جا با وزن و در جاى دیگر با شمردن مشخص شود. در این گونه موارد فقه تابع عرف است. بنابراین فقه به این معنا عرفى است و از آن كمك مى گیرد.

معانى عرفى شدن دین
به تازگى برخى از آن هایى كه چهره دینى دارند اما دینى نیستند، مسئله دیگرى به نام عرفى كردن دین یا فقه را مطرح كرده اند. این حرف دو تفسیر دارد كه ما هر دو برداشت را مورد بحث قرار خواهیم داد:

الف . عقلایى كردن احكام
اولین تفسیر كه از غرب گرفته شده، این است كه مى گویند، دین دو بخش دارد: یكى عقاید و دیگرى احكام.
عقاید و معارف را باید عقلانى كنیم ولى احكام باید عقلایى شود. به نظر ایشان معارف و اعتقادات را تنها باید از عقل گرفت و كتاب و سنت را كنار گذاشت و از احكام و شریعت هم آنچه كه جنبه مدنى و اجتماعى دارد، باید از طریق قانون گذارى و عقل جمعى به دست آورد. بنابراین نیازى به فقه و شریعت و شوراى نگهبان نیست و تنها امور فردى با دین ارتباط دارد.

نقد و بررسى :
الف . بستر عقلانى كردن معارف، مسیحیت است نه اسلام. زیرا مسیحیت مى گوید اول ایمان بیاور بعد بیندیش. در آن جا همه چیز بر محور ایمان مى چرخد و عقل كم رنگ است. در دین مسیحیت، حق با گوینده است و معارف را باید عقلانى كرد، باید اول اندیشه باشد سپس ایمان; ایمان بى اندیشه، معنا ندارد. اما دین اسلام از ابتدا معارفش عقلانى است. قرآن مسائل را با برهان مطرح مى كند. مرحوم كلینى اصول كافى را با كتاب عقل و جهل، و سپس علم و دانش شروع مى كند.

انجیل فعلى را با قرآن، و مسیحیت را با اسلام مقایسه نكنید. شما مطالبى در غرب شنیده اید و آن ها را، این جا مطرح مى كنید، در حالى كه در اسلام اول عقل و تعقل است سپس ایمان، چون عقاید اسلامى، عقلانى و برهانى است. به عنوان نمونه كتاب «توحید» مرحوم صدوق را ببینید، همه اش دلیل است. پس صحبت شما درباره عقلانى كردن معارف و عقاید اسلامى، «سالبه به انتفاء موضوع» است.

البته اتكاى به عقل در عقاید اسلامى به این معنا نیست كه عقل از وحى بى نیاز باشد. عقل و وحى مكمل یكدیگرند. عقل بخشى از عقاید و وحى بخشى دیگر را برهانى مى كند. آن دسته از معارف كه مافوق عقل است; مانند وحى، دوزخ و صراط، عقل راهى به درك آن ها ندارد ولى ضد عقل نیستند. آنچه در آموزه هاى دینى از آن به «غیب» تعبیر مى شود، از این دسته است.

ب . گزاره «احكام اجتماعى را عقلایى كنیم و با عقل جمعى و تشكیل مجلس به جاى فقه و شریعت، قانون وضع كنیم»، انشایى است یا خبرى؟ یعنى شما پیشنهاد مى كنید كه اجتماعیات اسلام عقلایى باشد یا مى گویید واقع اسلام چنین است؟

اگر سخن شما تنها یك پیشنهاد است، این پیشنهاد خیلى غلط است. مگر عقل جمعى توانسته مشكلات بشر را حل كند؟ نمایندگان دویست كشور جهان سال هاست در سازمان ملل جمع شده اند اما نتوانسته اند مشكلات كره زمین را حل كنند. بیست سال پیش مشكلى به نام ایدز و ترور وجود نداشت و امروز وجود دارد. مشكل گرم شدن زمین نبود. اما حالا هست. حتى زشتى به آن جا رسیده است كه عقل جمعى برخى كشورها، همجنس گرایى را به رسمیت شناخته و به كشورهاى مخالف آن هم هشدار مى دهند!!

ج . بر فرض كه عقلا قانون وضع كردند، آیا مشكل حل مى شود؟ خیر. چون این قانون ضامن اجرا ندارد و پلیس همه جا حاضر نیست، اما ضامن اجراى احكام دین، معاد است.

بنابراین اگر صحبت شما پیشنهاد است، دو اشكال دارد:
1. عقل جمعى بشر نتوانسته مشكلات را حل كند.
2. قانون گذارى بشر، فاقد ضمانت اجرایى است.
و اگر سخن شما خبر است، این خبر، دروغ است. چون قرآن چنین نگفته است. قرآن در سوره «انعام» ده رفتار و قانون را بر مى شمارد و در ادامه مى فرماید: ( وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِى مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ) ( [37]) . این ده رفتار عبارت است از:
1. أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا
2. وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا
3. وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَق
4. وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
5. وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ
6. وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِى هِیَ أَحْسَنُ
7. وَأَوْفُواْ الْكَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ
8. لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا
9. وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ
10. وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ( [38])
عقلایى كردن قوانین و وضع آن ها توسط عقل بشرى، با این آیه سازگارى ندارد. این آیه مى گوید به این قوانین عمل كنید كه صراط مستقیم الهى همین هاست و از راه هاى دیگر پیروى نكنید: ( وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ ) ( [39]) از اینرو عقلایى كردن احكام و امور اجتماعى خلاف منطق قرآن است و به عنوان یك مسلمان نمى توان چنین سخنى را پذیرفت.

د . عرفى شدن دین به معناى عقلایى شدن احكام مدنى و اجتماعى، سخن مسلكهاى استعمارى همچون بهائیت است. بهائى ها مى گویند: «ما در مسائل اجتماعى و سیاست و نكاح، تابع "بیت العدل" هستیم». در آنجا عقلاى بهائیت جمع مى شوند و سرنوشت اجتماع بهائى ها را معین مى كنند. بنابراین عرفى شدن به این معنا واپس گرایى است نه پیشرفت.

منطق بهائیت این است كه شریعت و جهان متغیر است و با شریعت ثابت، نمى توان جهان متغیّر را اداره كرد. پس باید به شریعت متحول كه سازنده اش «بیت العدل» است، اعتقاد پیدا كرد. قائلان به عرفى شدن دین خواسته یا ناخواسته، حرف بهائیت را تكرار مى كنند و رویكردى واپس گرایانه دارند. ما در پاسخ به این ادعا مى گوییم: شریعت دو بخش است; گوهر و صدف; گوهر شریعت، ثابت و صدف آن متغیر است. گوهر عبارت است از احكامى كه یا مطابق فطرت و آفرینش انسان است و یا براساس مصالح ثابت و واقعى وضع شده است.

اسلام مى گوید: «اطلبوا العلمَ مِنَ المهدِ إلى اللّحد»( [40]) . دین همه را به كسب علم و دانش دعوت كرده اما ابزار آن را در اختیار خود انسان قرار داده است. آنچه اسلام مى خواهد جزء گوهر دین است و قابل عوض شدن نیست، مثلاً عزت گوهر دین است اما صدف عزت، كه همان ابزار است، روزى تیر و كمان بود ولى امروز تانك و موشك و مانند این هاست. قرآن به ابزار خاصى نظر ندارد بلكه مى فرماید: ( وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة ) ( [41]) . قرآن مى گوید نه همیشه بجنگید و نه همیشه در صلح باشید، بلكه اصل عزت را در نظر بگیرید. ممكن است این عزت در جنگیدن باشد وگاهى در صلح. رمز خاتمیت هم همین است.

ب . تفكیك دین از سیاست
معنى دوم عرفى شدن دین، تفكیك دین از سیاست است یعنى سكولاریزم. در حقیقت طرفداران عرفى شدن دین مى خواهند جامعه دینى، سكولار شود. پیش از تحلیل و تجزیه این نظریه لازم است نكته اى را یادآور شوم: در حال حاضر، دین پژوهى در دانشگاه هاى جهان به صورت یك رشته وجود دارد و وضعیت بسیار خوبى هم دارد. اما باید توجه داشت كه دین پژوهان بر دو دسته اند:

1. دین پژوهان متدین مانند حكما و متكلمان اسلامى.

2. دین پژوهان غیر معتقد به دین. ایشان مسائل و موضوعات دینى را به عنوان یك پدیده اجتماعى تحقیق مى كنند.
برخى از دین پژوهان غربى و داخلى از دسته دوم هستند و پژوهش هاى دینى آنان مانند حكما و متكلمان اسلامى نیست. تفكر سكولاریسم ریشه در تفكرات غربى دارد و متأسفانه بعد از انقلاب، افرادى پیدا شده اند كه كلام مسیحى خوانده اند و با زیركى، اندیشه ها و افكار غربى ها را منتقل مى كنند. سكولاریست ها در واقع ماتریالیست هستند. یعنى عالم طبیعت را قبول دارند ولى ماوراى طبیعت را قبول ندارند و چون مى بینند این مكتب مشترى ندارد و مردم به ماوراء معتقدند، از راهى دیگر وارد مى شوندو آن راه تغییر اسم و شكل است. آن ها خود را «سكولاریست» مى نامند. به نظر آن ها دین حق است اما مجراى دین فقط امور فردى و رابطه فرد با خداست. محدوده دین را منحصر به مسجد و خانه مى كنند و به تفكیك مذهب از مسائل اجتماعى معتقدند.

ریشه هاى پیدایش سكولاریسم در غرب
سكولاریسم اول بار در غرب مطرح شده است. عواملى كه سبب پیدایش این تفكر شد سه چیز است:
1) اولین عامل، انجیل كنونى است. چون در آن، مسائل سیاسى- اجتماعى مطرح نشده است و فاقد این گونه احكام است. همین امر، الهام بخش اندیشه تفكیك دین از سیاست شد. حتى در انجیل محرَّف، نشانه هایى از ترویج فكر جدایى دین از سیاست هم پیدا شد، زیرا در انجیل آمده است: «كار خدا را به خدا و كار قیصر را به قیصر واگذار كنید».

2) عامل دوم، كارهاى پاپها در قرون وسطا بود. از جمله تفتیش عقاید كه سبب مى شد دانشمندان از بیان افكار نو، حتى در حوزه طبیعیات باز داشته شوند.

3) عامل سوم، علم گرایى بیش از حد است. علم خوب است اما علم زدگى نه. محصور شدن در دایره كوچكى به نام علم، درست نیست. علم زدگى سبب كنار زدن دین و خارج شدن مسائل اجتماعى از دایره دین شد.

این عوامل سبب بروز اندیشه سكولاریسم در غرب شد كه به نظر بنده تعبیرى محترمانه از ماتریالیسم است. زیرا باطن سكولاریسم مادى گرى است، ولى با ظاهرى محترمانه مطرح مى شود. متـأسفـانـه بـرخـى از نـویسنـدگان كـه قبـل از انقلاب، همـراه انقلاب بودند، و بعد از آن انحرافاتى پیدا كردند، این مسئله را جستـه و گریخته مطرح مى كنند در حالى كه اگر سكولاریسم پذیرفته شود، بخش اعظم قـرآن و فقه متروك مى شود.

دلایل اندیشه سكولاریسم و پاسخ آن ها
1. امضایى بودن قوانین اسلام
قواعد و قوانین اسلام امضایى است. به این معنا كه اسلام بسیارى از رفتارها و هنجارهاى اعراب جاهلى مانند بیع و نكاح و... را امضا كرده است. آیا بشر قرن بیست و یكم به مقدار عرب جاهلى عقل ندارد كه این مسائل را با اندیشه خود حل كند؟ آیینى كه رسوم جاهلیت را پذیرفت و آن ها را امضا كرد، باید براى قوانین برخاسته از عقل بشرِ مدرن اعتبار بیشترى قائل شود و آن ها را تأیید كند.

پاسخ:
اولا: به قول معروف «شما در وسط دعوا نرخ تعیین كردید». به گفته شما، پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) قوانین عرب جاهلى را پذیرفت. این سخن اشتباه است. پیامبرآن دسته از قوانین جهان بشرى كه اختصاص به یك قوم و ملت خاص نداشت را پذیرفت نه همه قوانین جاهلیت را.

ثانیا: بر فرض كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در یك مورد، رسم جاهلى را پذیرفته باشد، دلیل نمى شود كه همه قوانین اسلام امضایى است. پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به تنهایى با افكار جاهلى مبارزه كرد و بسیارى از رفتارهاى آنان مانند رباخوارى، فحشا، شراب خوارى، برده دارى و مانند آن را ممنوع كرد.

ثالثا: اگر حكمى در عرب جاهلى بود، این بدان معنا نیست كه عرب واضع و جاعل آن حكم بوده است، بلكه ممكن است جهان بشرى پدید آورنده آن باشد. از اینرو پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) قوانین را از عرب جاهلى نگرفته، بلكه این قوانین ریشه بشرى و جهانى داشته است و آنچه را به صلاح بود پذیرفت و موارد دیگر را لغو كرد. به خاطر آن كه هیچ گاه یك جامعه نمى تواند صددرصد بر خطا باشد. و از طرفى پذیرش یك رفتار و امضاى آن نمى تواند دلیلى بر امضائى بودن همه قوانین اسلامى باشد.

2. وجود منطقة الفراغ در دین
بنا بر نظر آیت الله شهید صدر، در اسلام «منطقة الفراغ»داریم. یعنى جایى هست كه اسلام در آن جا حكم ندارد. غیر از امور حرام، حلال و مستحب و مكروه، امورى هست كه هیچكدام از اینها نیست. این منطقه، در اختیار مردم و عرف است و موجب عرفى شدن دین در این منطقه مى شود.

پاسخ:
ما چنین منطقه اى در دین نداریم. «منطقة الفراغ»اگر به معناى مباحات باشد، مباح خودش حكمى از احكام شرعى است. «إنّ الله لم یَدَعُ شیئا تحتاجُ الیه الامةُ الا انزلَه فى كتابِه و بیّنه لرسوله»( [42]). ما چیزى نداریم كه حكم نداشته باشد. بر همین اساس است كه هر مسئله ى جدید و مستحدثى پیش مى آید، فقیهان اسلام طبق ضوابط خاصى حكم آن را از منابع دین استخراج مى كنند.

3. مسئله خاتمیت
نبوت، پایان یافته است و اگر چه قوانین دین محدود است ولى حوادث روزگار نامحدود است. چگونه با قوانین محدود، مى توان حوادث نامحدود را پاسخ داد؟! پس باید دین عرفى شود و حكومت عقل جمعى را در حوادث جدید بپذیریم.
پاسخ: قوانین اسلام محدود است اما استنباط از آن ها نامحدود است. قوانین اسلام پویایى دارد و با آن ها مى توانیم هر حادثه اى را پاسخ دهیم.

4. ولایت فقیه
یكى از ادله قائلین به جدایى دین از دنیا، موضوع ولایت فقیه است، مى گویند: ولى فقیه باتوجه به ولایت و اختیاراتى كه دارد به جعل و تشریع حكم در دایره دین مى پردازد.

پاسخ: ولى فقیه، نگهبان دین است و اجازه نمى دهد حركت دولت بر خلاف مكتب باشد. ولى فقیه مدیریت عالى جامعه اسلامى را بر عهده دارد. باید توجه داشت كه ولایت فقیه مشرِّع نیست بلكه ولى فقیه اهم و مهم مسائل را تشخیص مى دهد و در موارد تزاحم، اهم را بر مهم مقدم و تزاحم را برطرف مى كند.


پی نوشت:
ــــــــــــــــــــــــــــ
[36] . نساء: 43.
[37] . انعام: 153.
[38] . انعام: 151و152.
[39] . انعام: 153.
[40] . آداب المتعلمین ص 111.
[41] . انفال: 60.
[42] . كافى، اصول، ج1، كتاب فضل العلم، باب الرد إلى الكتاب والسنة، حدیث2.

سه شنبه, 29 آبان 1397 16:55

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت نمایشی

 

 

1ختلال شخصیت نمایشی از جمله اختلالات شخصیتی است که در جوامع بخشی از افراد به آن مبتلا هستند. این نوع اختلال به لحاظ شیوع و جمعیت مبتلا به آن بیشتر در جوانان رواج دارد. در این اختلال جلب توجه، خودنمایی، به چشم آمدن و بروز رفتار نمایشی مبنای شکل گیری بیماری را تشکیل می دهند افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی تحریک پذیر و هیجانی اند و رفتاری پر رنگ و لعاب، نمایشی و برون گرایانه دارند..
 
 
 
 
نویسنده : مهدی رحمانی
زمان تقریبی مطالعه : 5 دقیقه

سیزدهمین دوره از پروژه های دانش آموزی تبیان نیز با یاری خداوند و حضور پر شور شما دوستان و علاقمندان به پایان رسید اما کار ما هنوز تمام نشده است! این دوره نیز همچون سال های گذشته دوستان بسیاری با ثبت طرح ها و ایده های خلاقانه خود در منوی "پیشنهاد موضوع" ما را در ارتقای تنوع پروژه ها یاری نموده اند. هم چون گذشته بر آن شدیم تا با گردآوری این ایده های جالب، علاوه بر قدر دانی از این دوستان نوآور، زمینه ای را برای ایده پروری سایر پژوهشگران علاقمند فراهم آوریم. فراموش نکنید که ما همیشه منتظر طرح های جدید شما عزیزان هستیم.

نام ایده: اختلال شخصیت نمایشی
نام ارائه دهنده/دهند گان: سوگند مناف زاده
زمینه و نوع پروژه: روان شناسی
درجه سختی: دشوار
نام مدرسه: دبیرستان

اختلال شخصیت نمایشی


 چکیده پروژه
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اختلال شخصیت نمایشی با عزت نفس زنان بود.

مقدمه
اختلال شخصیت نمایشی از جمله اختلالات شخصیتی است که در جوامع بخشی از افراد به آن مبتلا هستند. این نوع اختلال به لحاظ شیوع و جمعیت مبتلا به آن بیشتر در جوانان رواج دارد. در این اختلال جلب توجه، خودنمایی، به چشم آمدن و بروز رفتار نمایشی مبنای شکل گیری بیماری را تشکیل می دهند افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی تحریک پذیر و هیجانی اند و رفتاری پر رنگ و لعاب، نمایشی و برون گرایانه دارند، اما علارغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقی که دارند اغلب نمی توانند دلبستگی عمیقی را به مدت طولانی حفظ کنند. در جوامع امروزی بحث بدن، یکی از مباحث رایج در سال های اخیر بوده است. بر خلاف گذشته که بدن تنها در علوم پزشکی و زیستی مطالعه می شد، امروزه به موضوع مورد علاقه در روانشناسی و جامعه شناسی تبدیل شده است. بدن، به عنوان پدیده ای روانشناختی، بیشتر در قالب مفاهیمی مانند تصویر بدن مطالعه شده است وضعیت خود قرار گیرد. مطالعه ای با عنوان زیبایی به مثابه جایگاه اجتماعی، براساس یک آزمون تجربی نشان داد که بسیاری از اثرات زیبایی می تواند آن را به عنوان یک مولفه جایگاه اجتماعی معرفی کند. ارونیگ گافمن مدیرت تاثیر گذاری مطرح می کند و به نظر او افراد می خواهند در کنش متقابل جنبه ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران و جامعه پسند باشند، کسب ارزش احترام در جامعه می تواند در گرایش زنان به انجام عمل زیبایی موثر باشد. عزت نفس احساس ارزشمندی و به طور کلی ارزیابی ای است که فرد از خود پنداره خودش بر حسب ارزش کلی آن دارد. به عبارت دیگر عزت نفس میزان تایید، پذیرش و احساس ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن خود دارد. عزت نفس قطعی ترین عامل در روند رشد روانی افراد می باشد. بررسی ها نشان داده اند که عزت نفس پایین موجب اختلالات روان تنی، اضطراب، افسردگی، مصرف مواد مخدر، ارتباط جنسی ناسالم، بزهکاری، نا موفقیت و اختلال در خوردن می شود. عزت نفس به این معناست که افراد تا چه اندازه ای برای خود احترام قائل هستند، تا چه اندازه ای نسبت به خود احساس غرور می کنند و چقدر از حس ارزشمند بودن برخوردارند. عزت نفس به عنوان اعتبار فرد از دیدگاه خودش در نظر گرفته می شود. عزت نفس ارزش و احترامی است که فرد برای خویشتن قائل است و قضاوت شخصی در مورد میزان توانمندی های خود اوست. مطالعه عزت نفس از این جهت حائز اهمیت است که احساس فرد نسبت به خودش می تواند بر اعمال و رفتار او تاثیر گذار باشد.

انجمن بین المللی جراحی زیبایی اعلام کرد: در سال 2013 بیش از 23 میلیون عمل جراحی و روش غیر جراحی زیبایی در دنیا انجام شده است که ایران در میان 10 کشور اول دنیا است. اثرات روانی جراحی بینی روی فرد می تواند شگرف باشد. دلیل اصلی که افراد به دنبال جراحی زیبایی می روند بیشتر کسب عزت نفس می باشد. با توجه به بررسی های انجام شده که اغلب در کشورهای اروپایی و آمریکا بوده است، حدود ۲۰ درصد افرادی که جراحی زیبایی بینی انجام می دهند مبتلا به اختلالات روان نژندی هستند. از نظر سنی، اعمال جراحی زیبایی بینی بیشتر در سنین ۱۵ تا ۲۵ سال انجام می شود. جراح پلاستیک می تواند یک روانشناس باشد، که چاقویی در دست دارد و علاوه بر اصلاح نقایص ظاهری، در بالابردن عزت نفس و بهتر شدن روحیات افراد نقش به سزایی ایفا کند. حال که تا این اندازه عمل های زیبایی شیوع پیدا کرده و افراد با انجام این اعمال سعی در بالا بردن عزت نفس خود دارند تا به نوعی خودرا به نمایش بگذارند حائز اهمیت است به بررسی تاثیر اعتماد به نفس بر اختلال شخصیت نمایشی پرداخته شود.

 هدف
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین رگه های اختلال شخصیت نمایشی با عزت نفس در زنان شهر تهران بود.

اختلال شخصیت نمایشی

روش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، تحقیق همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان با رگه های اختلال شخصیت نمایشی ساکن شهر تهران در سال 1396 بود. نمونه مورد پژوهش شامل 60 نفر از زنان بین سنین 20 تا 40 سال، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه‌ های کوپراسمیت (1967) و میلون استفاده گردید. برای بررسی فرضیه پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده (دو متغیره) استفاده شد.

مهارت های کسب شده
1. آشنایی با شیوه انجام کار گروهی
2. آشنایی با شیوه های جستجو در اینترنت
3. آشنایی با شیوه انجام پژوهش و نوشتن مقاله
4. آشنایی با نحوه ارائه گزارش عملکرد
5. آشنایی با روش ایده یابی (توفان مغزی)
6. آشنایی با مهارت کاربرد ابزار و وسایل مورد نیاز
7. آشنایی با پروپوزال نویسی
8. آشنایی با نحوه انجام آزمایش

دانش آموزان در پژوهش حاضر کدام اختلال را مورد بررسی قرار دادند؟ اختلال شخصیت نمایشی
1. اتیسم
2. اختلال شخصیت نمایشی
3. نازایی
4. هیچکدام

مطالب مرتبط:
شخصیت
تربیت، دوستان و اجتماع

تهیه کننده: مهدی رحمانی - تنظیم کننده: محبوبه همت

صفحه95 از365