rezas
چگونه به فرزندان تان در انجام تکالیف شان کمک کنید
چگونه به فرزندان تان در انجام تکالیف شان کمک کنید

تکالیف مدرسه هم مانند بسیاری از چیزها نسبت به زمانی که ما بچه بودیم روز به روز پیچیده تر و سخت تر می شوند. انتظارات از دانش آموزان و معلمان بالاتر است و والدین چالش های اضافی دارند مانند: کنترل آیپدها/ گوشی های هوشمند/ تلویزیون/ برنامه های ورزشی و تسلط بر یک برنامه درسی جدید از جمله: این مکعب های لعنتی که در حال حاضر در مهد کودک ها در درس ریاضی از آن ها استفاده می کنند.
علی رغم مطالعاتی که نشان می دهد تکالیف حتی برای مدارس ابتدایی فایده ای ندارند، اما هنوز هم وجود دارند. خبر خوب این است که: نیازی نیست آنقدرها که فکر می کنید در این تکالیف دخالت کنید. در حقیقت نباید دخالت کنید و نباید آن ها را برایشان انجام دهید. دکتر کتی وُتروت استاد آموزش در دانشگاه میسوری سنت لوییس و بنیان گذار سایت آموزشی HomeworkLady.com می گوید: " هدف از تکالیف این است که به فرزندان خود کمک کنیم تا به یادگیرندگانی مستقل تبدیل شوند". آیا این بدان معناست که شما می توانید آن ها را در اتاق شان نگه دارید و انتظار داشته باشید که 30 دقیقه ی بعد با چک لیست کامل شده بیرون بیایند؟ متاسفانه، نه. اما راهکارهای ساده ای وجود دارند که می تواند این روند را برای هر کسی که درگیر این موضوع است ساده تر کند.
اجازه دهید فرزندتان یک برنامه روزانه ایجاد کند
گام اول این است که با دادن این اجازه که چه زمان، کجا و چگونه تکالیف خود را تکمیل کند او را قدرتمند و صاحب اختیار کنید. دکتر دبورا استیپل، مشاور والدین و مشاور دانشکده تربیت بدنی دانشگاه استنفورد پیشنهاد می کند: "از او بپرسید که آیا ایده ای برای مدیریت بهتر تکالیفش دارد یا خیر". اگر ایده ای ندارد، پیشنهاداتی به او بدهید. مثلا: ("بهتر نیست اول یک میان وعده سبک بخوری؟" "آیا می خواهی قبل از انجام تکالیفت در حیاط خلوت کمی بازی کنی"؟) هر چیزی که او پذیرفت را به عنوان یادآوری یادداشت کنید.
به یاد داشته باشید که ممکن است شما زیر یک سقف روزمرگی های متفاوتی داشته باشید. سارا هولووی مادر چهار فرزند در هاولاکِ کالیفرنیای شمالی می گوید: "هر یک از بچه های من در مکان های مختلف خانه درس می خوانند". "فرزند 9 ساله م روی زمین، فرزند 16 ساله م روی تختش، و دو فرزند دیگرم که 11 و 12 ساله هستند روی میز نهار خوری تکالیف شان را انجام می دهند". کارشناسانی که با آن ها صحبت کردم به من گفتند: مورد آخر گزینه بسیار خوبی ست زیرا شما در حین انجام کارهای خودتان می توانید به فعالیت آن ها هم نظارت داشته باشید.
یک چیز در مورد تمام بچه های هالووی مشترک است، آن هم این است که تا تمام نشدن تکالیف هیچ کدام اجازه ندارند تلویزیون تماشا کنند. استفانی دونالدسون پرسمان مدیر کل مرکز روان شناسی کودکان انگلستان جدید می گوید: "این قانون این پیغام را می رساند که ابتدا باید تکالیفت را انجام دهی سپس تلویزیون تماشا کنی". اگر در تابستان هیچ برنامه ای برای تماشای تلویزیون و چیزهایی از این قبیل نداشتید، در ابتدای سال تحصیلی چنین قانونی را وضع کنید".
به او نزدیک باشید تا بر کارش نظارت داشته باشید (نه این که اشتباهاتش را تصحیح کنید)
تکالیف به معلمان کمک می کند تا متوجه شوند که دانش آموزان درس را یاد گرفته اند یا خیر پس شما آن ها را به جای فرزندان تان انجام ندهید. مت واکارو یک معلم مقطع ابتدایی در لوکاست وَلی در نیویورک می گوید: "ما دوست داریم اشتباهات را بدانیم". شما باید این طرز فکر که هرگز نباید اشتباهی داشته باشی را از فرزندان تان بگیرید هر چند که در برخی بچه ها کار بسیار سختی ست.
دونالدسون پرسمکن این رویکرد را توصیه می کند: "به بچه های خود بگویید می توانند هر شب فقط سه سوال از تکالیف روزانه شان را از شما بپرسند اما از این تعداد بیشتر را خودشان موظفند انجام دهند یا دور آن را خط بکشند و به معلم شان نشان دهند". من این را با پسرم تمرین کردم، و او معتقد است من تنها مادری در دنیا هستم که به سوالات فرزندش پاسخ نمی دهد. زمانی که او از من پرسید: "این جمله برای چیست؟" من پاسخ دادم، "آیا این واقعا یکی از همان سه سوالی ست که می خواهی شب از من بپرسی؟" جمله ای که او در نهایت نوشت چه بود؟ "تکالیف بسیار سخت است زیرا مادرم به من کمک نمی کند". من به خودم افتخار کردم.
اگر فرزند شما فریاد می زند که "مامان، من به کمک نیاز دارم" به او بگویید به محض اینکه کاری که دارید انجام می دهید تمام شود بالای سر او خواهید بود. جسیکا لاهِی معلم انگلیسی مقطع راهنمایی و نویسنده "مزیت شکست: چگونه والدین یاد می گیرند با آزادی عمل دادن به فرزندان شان آن ها موفق بار خواهند آمد" می گوید: " هر چقدر دیرتر به سراغ فرزندتان بروید، احتمال اینکه دستورالعمل ها را دوباره مرور کند و دوباره روی مسئله ها کار کند بیشتر است".
با این حال، چون تکالیف روزانه ی درسی برای مدیریت کردن زمان هستند، پس اجازه ندهید فرزندان تان زمان زیادی را صرف انجام تکالیف کنند. انجمن ملی آموزش و پرورش و انجمن آموزش ملی توصیه می کند که فقط 10 دقیقه در شب برای مقطع اول، 20 دقیقه برای مقطع دوم و 30 دقیقه برای مقطع سوم و در سایر مقاطع تحصیلی به همین ترتیب. (البته این شامل زمانی که بچه ها از جمله بچه من، قبل از اینکه چیزی بنویسد، شروع به شکایت می کند؛ نیست). به ساعت نگاه کنید: اگر فرزند شما صادقانه تلاش کند اما تکالیف در زمان تعیین شده به پایان نرسیدند، کار را تعطیل کنید و یادداشتی را به معلمش بنویسید.
با معلم فرزندتان به طور مرتب در ارتباط باشید
به فرزندتان نشان دهید که شما و معلمش با یکدیگر همکار هستید، و ارتباط مداومتان با یکدیگر کاملا ضروری ست. کِسی فرگوسن معلم مقطع چهارم در بنینگتُنِ وِرمُنت می گوید: "من به والدین می گویم هر زمانی که در مورد تکالیف سوالی دارند، با من تماس بگیرند، به من ایمیل بزنند یا حضوری با من صحبت کنند".
با این که معلمان از بازخورد استقبال می کنند، اما از گفتن نظرات انتقادی در مقابل فرزندتان بپرهیزید. اگر فرزندتان از موضوعی شکایت می کند، نگویید: این مسخره ست. من با معلمت تماس می گیرم. دکتر استیپِک می گوید: "شما می خواهید فرزندتان بداند که شما همیشه طرف او هستید، اما هرگز چیزی که در مدرسه اتفاق می افتد را زیر سوال نبرید".
مثلا ریاضیات درسی است که والدین اغلب به روش های مختلف آن را یاد گرفته اند و یکی از مباحثی ست که اختلاف نظر ایجاد می کند. برای مقابله با این مشکل، وَکارو برگه هایی برای والدین می فرستد که بتوانند از آن ها استفاده کنند. اکثر مدارس نیز پورتال هایی ارائه می کنند یا سمینارهایی برگزار می کنند تا در مورد محتوایی که در هر مقطع تدریس می شود توضیح دهند.
مسئولیت هایی را به فرزندان خود محول کنید
تکالیف مدرسه به اندازه یادگیری مباحث درسی مهم و ضروری ست. این بدان معناست که دانش آموزان باید آن را به بهترین نحو انجام دهند، جمع و جورشان کنند و با خود به مدرسه ببرند. یکی از مدارس اورلاندو به تازگی انجام شدن تکالیف به کمک والدین را ممنوع کرده است. لاهِی می گوید: اگرچه سخت به نظر می رسد اما " معلمان به دانش آموزان کمک می کنند تا راهکارهایی را برای به یادآوردن مطالب شان پرورش داده و آن ها را از آن سیستم کوتاه مدت یادآوری های شما دور کند". (یادداشتی برای شما: از پیام دادن به معلم برای عکس گرفتن از کلماتی که فرزندتان نمی تواند در کلاس بنویسد دست بردارید).
اگر فرزندتان شکایت می کند که نمی تواند تکالیفش را انجام دهد، اجازه دهید آن را نا تمام رها کرده و چوبش را بخورد. واکارو می گوید: "زمانی که دانش آموزی تکالیفش را تمام نمی کند یا بیش از حد غلط دارد، اجازه دهید دیرتر آن را انجام دهد یا غلط هایش را اصلاح کند. "وقتی کم کم زمان های بازی را از دست داد، پیغام را دریافت می کند و خود به خود متوجه جریمه می شود".
عقب ایستادن کار راحتی نیست، اما در دراز مدت برای شما و فرزندتان مناسب است. پسرم اخیرا روی برگه ریاضی خود سُس سالسا ریخت. معلمش دور لکه قرمز دایره کشید و نوشت: "لطفا در هنگام انجام تکالیف چیزی نخور". من این کار را دوست داشتم. او هم چنین بخاطر دست خط بد، نمره از دست داد و در مورد اضافه کردن جزئیات اضافی به مقالاتش یادداشت هایی دریافت کرد. برای من سخت است که در برابر اصرار او برای عدم استفاده از خودکار قرمز مقاومت کنم اما بازخوردی که از معلمش دریافت می کند بسیار تاثیر گذارتر است.
آرامش تان را حفظ کنید و ادامه دهید
لورا مارکام، متخصص روانشناسی کودک، نویسنده ی "والدین آرام؛ فرزندان شاد: نحوه ی متوقف کردن فریادها و آغاز برقراری ارتباط" می گوید: عدم موفقیت در انجام تکالیف یک راه معمول و طبیعی ست که نشان می دهد بچه ای در انجام تکالیفش با مشکل روبرو شده است.
کودکی که بغض کرده ممکن است فقط نیاز داشته باشد که او را در آغوش بگیرید یا به او بگویید " ما راه حل را پیدا کرده" و حلش خواهیم کرد. اما اگر مچاله کردن کاغذ او را آرام می کند، به او اجازه دهید این کار را بکند. به او بگویید: "می دانم که ناراحتی". سپس به جملات بی ربط او گوش داده و هیچ عکس العملی نشان ندهید. دکتر مارکام می گوید: "تا زمانی که فرزندتان احساس نکند که حرف هایش شنیده شده شما نمی توانید او را متقاعد کنید که موضوع را از دیدگاه شما نیز بشنود".
چه می شود اگر شما او را سرزنش کنید؟ اِمی پات مادر سه فرزند در نشویل می گوید:، وقتی پسر سوم ابتداییش از او خواست که کلمه "آورد"را برایش هجی کند بسیار عصبانی شدم. "من فریاد زدم آ و ر د ، و گفتم مطمئنم که این کلمه بسیار پیش پا افتاده و مربوط به دوره مهد کودک است. و می گوید: "اما بعدا که با دوستانم صحبت کردم و آن ها گفتند که "آورد" کلمه سختی ست، احساس بسیار بدی داشتم".
اجازه ندهید فرزندتان فکر کند که تکلیف مدرسه اش را دست کم گرفته اید. من واقعا مجبور شدم "تنفس لاماز" را انجام دهم تا طی انجام "پروژه استرالیای" پسرم نفس کم نیاورم. دکتر مارکام پیشنهاد می کند، اگر تپش قلب تان بالا رفت، راه بروید، روی صورت خود آب بپاشید یا هر کاری که شما را آرام می کند انجام دهید. سپس بگویید: "متاسفم من عصبانی شده ام". فکر می کنم هر دوی ما به استراحت نیاز داریم. یک زمان 10 دقیقه ای تنظیم کنید و اجازه دهید فرزندتان مطالعه یا بازی کند. وقتی 10 دقیقه تمام شد، بگویید: "بسیار خب، بیا در مورد نحوه انجام این کار با یکدیگر صحبت کنیم، و اگر از پسش بر نیامدیم یادداشتی برای معلمت خواهیم نوشت". نکته خوب در مورد تکالیف این است که همیشه فردا (و روز بعدی و روز بعدتری) برای انجام بهتر آن ها وجود دارد.
مطالب مرتبط:
کودک و والدین و تکالیف شب دوست نداشتنی!
تکالیف درسی به زحمتش می ارزد
طبقه بندی تکالیف دانش آموزی
منبع: تیزلند
راهکارهای عملی برای ارتباط مؤثر
راهکارهای عملی که می توانیم ارتباط مؤثر داشته باشیم
محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان

راهکارهای عملی که می توانیم ارتباط مؤثر داشته باشیم
*توجه کردن به فرد متقابل
*به فردی که صحبت می کند نگاه کنید. در عین حالی که سایر افراد حاضر را نیز مد نظر دارید و به واکنش های آن ها توجه می کنید، بیش ترین تماس چشمی را با فرد راوی برقرار کنید.
*علاقه نشان دادن با استفاده از واژه ها و اصوات نظیر بله، آهان، متوجهم، تکان دادن سر، لبخند زدن از نشانه های کلامی و غیرکلامی توجه کردن هستند.
*بیشتر اوقات کمی به طرف او متمایل شوید. حالت بدنی آسوده و راحتی به خود بگیرید. حرکت و جنبشی نیز یکی خود را به حداقل برسانید.
*ببینید هر چیزی چگونه گفته می شود. هیجان و نگرش پشت کلمات حتی از آنچه که عملاً گفته می شود مهم تر هستند. بنابراین به چیزی بیشتر از صرف کلمات به زبان آورده شده توجه کنید. به یاد بیاورید که زبان بدن و آهنگ صدا بسیار مهم هستند.
*کم تر صحبت کنید. زمانی که کسی صحبت می کند کم تر می تواند گوش کند.
*سوال کنید.
*سوال کردن نشان می دهد که شما علاقمند به گوش دادن هستید.
*سوال کردن وسیله خوبی برای جمع آوری و سازمان بندی اطلاعات است.
*سوال کردن روشی است برای ابراز آنچه که اگر خبر به حالت سوال مطرح می گردید. جنبه موعظه و یا درس کلاسی و نصیحت پیدا می کرد.
گاهی تکرار چند کلمه آخر گوینده او را به ادامه گفتار تشویق می کند. بهترین راه این است که نسبت به واژه های کلیدی و مهم طرف مقابل حساس باشید و همان ها را به عبارتی دیگر تکرار کنید.
*گوش دادن فعال بازگو کردن آنچه گوینده بیان کرده است باعث می گردد که اصل موضوع معلوم گردد و بار منفی صحبت کردن برداشته شود. و ارتباط تداوم یابد صورت بندی مجدد همچنین وسیله ای جهت ترجمه جملات موقعیتی به جملات مربوط به علایق و نیازها.
*فرایند ارتباط را مدیریت کنید.
*مرتبط با موضوع صحبت پیش بروید. ممکن است بخواهید چیز دیگری بگویید ولی بهتر است اول اجازه بدهید که صحبت گوینده تمام شود.
توصیه هایی برای افزایش کیفیت گوش دادن فعال
*آنچه را که می خواهید بیان کنید به وضوح ابراز کنید.
*به جنبه های مثبت موضوع و فرد اشاره کنید.
*مشخص و متمرکز اظهار نظر کنید. از واژه های کلی مبهم نظیر این و آن کمتر استفاده می کنید.
*بر رفتار فرد متمرکز باشید و نه برخود فرد.
*به رفتارهایی بپردازید که قابل تغییر دادن هستید.
*توصیفی بازخورد بدهید و نه قضاوتی و ارزشیابانه.
*با اول شخص مفرد و ضمیر من بازخورد بدهید.
*کمتر از واژه هایی نظیر همیشه و هرگز استفاده کنید.
*حتی الامکان نصیحت نکنید. بیشتر آدم ها از نصیحت شدن گریزان هستند، به جای آن به فرد کمک کنید به درک بهتری از مو ضوع و جایگاه خودش در آن برسد.
خصوصیات گوش دادن فعال
*اختصاص زمان بیشتر به گوش دادن بجای صحبت کردن
*عدم تکمیل جملات دیگران
*عدم پاسخ به سوال با یک سوال دیگر
*آگاه بودن از سوءگیری های شخصی
*نپرداختن به تخیل یا عدم اشتغال ذهنی با مسائل دیگر
*عدم سلطه جویی در مکالمه
*پاسخ دادن پس از پایان یافتن صحبت های فرد مقابل
*دادن بازخورد
*پرسیدن سوالات باز
نویسنده: امید زاهدی
منبع: کتاب کودک و خانواده
آیا رابطه جنسی تنش بین زوجین را کم می کند؟
دکتر بای فوق دکترای اختلالات جنسی به این سوال پاسخ می دهد:

بارها در رابطه با طلاق عاطفی گفته شده است اما کمتر اسم طلاق جنسی به گوشتان خورده است. طلاقی که برعکس طلاق عاطفی زن و شوهر از لحاظ عاطفی، عشق و علاقه در یک راستا هستند اما هم آغوش مناسبی برای یکدیگر نیستند و مانند خواهر و برادرند که حاضرند جانشان را برای همدیگر بدهند اما رابطه جنسی نداشته باشند! لذا این روزها با توجه به افزایش طلاق جنسی باید بیش از پیش به اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشویی اهمیت داد اما اینکه چقدر این رابطه مهم است و چند درصد ازدواج را تشکیل می دهد موضوعی است که دکتر روح الله بای فوق دکترای تشخیص و درمان اختلالات جنسی و سلامت خانواده درباره آن به تبیان توضیح داده است:
رابطه جنسی تاثیر فوق العاده ای در نزدیک کردن یا دور کردن همسران از یکدیگر دارد. هر چه عشق و علاقه بین زن و مرد بالاتر باشد بالطبع انها رابطه جنسی بهتری را تجربه خواهند کرد.
همه ی انسانهای کره ی زمین حتی دوقلوهای هم سان که در یک خانواده تحت یک تربیت بزرگ می شوند هم با یکدیگر متفاوتند؛ بدیهی است که در ازدواج که زن و مرد از 2 فرهنگ متفاوت هستند این تفاوت ها به اوج خود برسد؛حال وقتی تفاوت وجود دارد یعنی ما باید منتظر تنش در ارتباط باشیم لذا تنش و اختلاف در ارتباط زناشویی اجتنباب ناپذیر است اما چیزی که می تواند این تفاوت را در رابطه ی زناشویی پوشش دهد نیاز غریزی است که در انسان ها وجود دارد یعنی تنها فاکتوری که کمک می کند تا تنش در رابطه زناشویی کم شود، رابطه جنسی است.
دکتر بای ادامه می دهد: بر اساس تحقیقات ثابت شده است که بین میزان رضایت از رابطه جنسی و میزان رضایت از رابطه زناشویی هم بستگی مثبت وجود دارد لذا یک رابطه ی جنسی خوب باعث خواهد شد که رابطه عاطفی زوجین هم بهبود پیدا کند. رابطه جنسی به قدری در زندگی زناشویی اهمیت دارد که حتی می تواند رابطه عاطفی را هم تحت تاثیر قرار دهد به طوری که اگر زوجی از لحاظ عاطفی خیلی خوب باشند اما رابطه جنسی سالمی نداشته باشند به همان اندازه رابطه ی عاطفی هم دچار تغییر خواهد شد و ما باید منتظر باشیم که ساختار خانواده دچار آسیب شود.
امروزه رضایت جنسی از ازدواج و تاهل به عنوان متغیری دو سویه به عنوان شاخصی مناسب برای ثبات ازدواج مشخص گردیده است. به طور کلی، زوجهایی که رضایت جنسی کمتری در مورد ازدواج خود دارند به دنبال آسودگی خود به واسطه ی طلاق میباشند اما شرایط و موقعیتهایی وجود دارد که در آن یک زوج از وضعیت ازدواج خود رضایت کمی داشته اما به خاطر تعهد زناشویی بالا، این شرایط را تحمل میکنند.(1)
همچنین ارتباط جنسی در بین زوجین یک فرآیند دو سویه است که هر گونه اختلال در آن می تواند باعث بروز مشکلاتی در کانون خانواده باشد.گاهی زوجین در مسائل جنسی دچار مشکلاتی از قبیل زود انزالی، ناتوانی، کمبود تمایلات و... می شوند که ممکن است این مسائل به خاطر ترس، اضطراب، شرم و حیا مخفی مانده و بیان نشوند و در بسیاری از مواقع این مشکلات نهفته ممکن است خود را با علائم و عوارض دیگری همچون افسردگی و ناراحتی های جسمانی و عدم تعهد زناشویی نشان دهند و زندگی زناشویی را تا مرز اختلافات خانوادگی و حتی طلاق پیش ببرند. متاسفانه مسائل جنسی در بین برخی از زوجین نوعی تابو بوده و هست؛ به گونه ای که وجود حجب و حیا در بین زوجین و عدم بازگویی مسایل و مشکلات جنسی و مطالعات بسیار کم باعث شده است تا امروز شاهد امار طلاق و خیانت باشیم. لذا باید ادبیاتی را ایجاد کنیم که با توجه به عقاید مذهبی و چارچوب های اسلامی حاکم بر جامعه و با لحاظ کردن نیازهای خانواده، جوابگوی نیازهای زوجین باشیم.
پی نوشت:
1- تامسون RL، استوارت KA. پیش بینی دوستی: چگونه کیفیت زناشویی، خلق و خوی مادر، وامنیت دلبستگی به ارتباط همسالان فرزندان مرتبط است. Appl Dev Psychol 2007؛ 499-514.
اگر رابطه طولانی میخواهید، بخوانید
اگر رابطه طولانی میخواهید، بخوانید

او را ببخشید
هر کسی ممکن است مرتکب اشتباه شود و این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت. اگر شما به راستی طرف مقابل تان را دوست دارید و می خواهید که با او رابطه ای بلند مدت داشته باشید، باید بتوانید که از برخی اشتباهات او بگذرید. البته هر اشتباهی ارزش بخشش ندارد اما بی بخشش هم هیچ رابطه ای دوام نخواهد داشت.
همراه او باشید
رابطه عاطفی یک رابطه دو نفره است، بدین معنی که شما نباید از شریک زندگی تان انتظار داشته باشید که تمام کارها را، از کارهای خانه گرفته تا ابراز علاقه و... یک طرفه انجام دهد. حتی اگر شریک زندگی تان قبول کرد که تمام مسئولیت ها را یک تنه به عهده بگیرید، شما نباید این روند را پیش بگیرید، زیرا خیلی زود او نیز از این که تنهایی تمام کارها را انجام دهد، خسته خواهد شد.
پذیرا باشید
مطمئنا شما تمام ایده ها و رفتارهای طرف مقابل تان را قبول ندارید اما زمانی که به رابطه با او تن می دهید، باید او را همانگونه که هست بپذیرید. به عنوان مثال اگر او اعتقادات فرهنگی متفاوتی دارد، نباید آنها را سرکوب کنید. برای داشتن یک رابطه بلند مدت، شما باید انعطاف پذیر بوده و توانایی پذیرش چیزهایی که بدان علاقه ندارید را نیز داشته باشید.
علاقمندی های خودتان را دنبال کنید
درست است که شما بیشتر وقت تان را با شریک زندگی تان می گذرانید اما این بدین معنی نیست که باید دور علاقمندی های خودتان خط بکشید. اتفاقا اگر شما برای علاقمندی هایتان ارزش بگذارید، او نیز احترام بیشتری برایتان قائل خواهد شد. این شیوه فواید بسیاری دارد، به عنوان مثال شریک زندگی تان هم مثل شما می تواند به آنچه علاقه دارد بپردازد یا این که با انجام آنچه دوست دارید، روحیه هر دوی شما بهتر می شود و در نهایت موضوعات بیشتری برای حرف زدن با یکدیگر خواهید داشت.
رابطه، مسابقه نیست
یکی از دلایلی که باعث می شود اکثر روابط عاطفی دوامی نداشته باشد، بالا رفتن انتظارات است. شما نباید رابطه عاطفی تان را مانند یک بازی ببینید. اگر شما کاری برای شریک زندگی تان کردید، نباید آن را جار بزنید و منتظر باشید تا او پاسخ خوبی شما را بدهد. در واقع شما باید بی هیچ چشم داشتی به او لطف کنید.
خودتان را از یاد نبرید
زمانی که وارد رابطه ای عاطفی می شویم، مدام به فکر پیدا کردن راهی برای خوشحال کردن طرف مقابل مان هستیم به طوری که گاهی خودمان را هم از یاد می بریم، اما لازم است که شما راز خوشحالی خودتان را نیز بدانید. چه چیزی شما را شاد می کند؟ تنها در شرایطی که شما شاد باشید، می توانید شریک زندگی خوبی برای طرف مقابل تان شوید. پس خودتان را هیچگاه فراموش نکنید.
سرزنش نکنید، راه حل بدهید
اگر مشکلی در رابطه عاطفی شما بوجود آمد، به جای این که مدام طرف مقابل تان را نقد کنید، بهتر است که به او راه حل پیشنهاد دهید. در این شرایط، نه تنها مشکل شما زودتر حل خواهد شد بلکه اعتماد طرف مقابل تان نیز به شما بیشتر می شود.
اشتباهات تان را بپذیرید
همه ما در شرایطی گیر کرده ایم که حاضر نبودیم اشتباهات مان را قبول کنیم اما این رفتار می تواند به رابطه عاطفی آسیب بزند. پس اگر رابطه ای بلند مدت می خواهید، باید غرورتان را کنار بگذارید و اشتباهی که انجام داده اید را قبول کنید. مطمئن باشید که شریک زندگی شما نیز با دیدن این رفتار، شما را به سادگی خواهد بخشید.
رک باشید
اگر حرفی در دلتان مانده که می خواهید به شریک زندگی تان بزنید، تامل نکنید و آن را به زبان آورید. در غیر این صورت این حرف ها تلمبار می شوند و روزی سر باز می کنند، روزی که دیگر برای حل کردن شان خیلی دیر است.
به دوستان او احترام بگذارید
یکی دیگر از چیزهایی که باید برای تداوم یک رابطه به آن اهمیت دهید، احترام به اطرافیان طرف مقابل تان است. حتی اگر شما از دوستان شریک زندگی تان خوش تان نمی آید، باید به آنها احترام بگذارید. احترام به آنها در واقع نشاندهنده احترام شما به طرف مقابل و خواسته های اوست.
رمانتیک باشید
شریک زندگی تان را با گل سورپرایز کنید، او را به یک شام رمانتیک دعوت کنید و برایش متن های عاشقانه بفرستید. در واقع هر کاری که میزان توجه شما را به او نشان بدهد، تاثیر مثبتی در رابطه تان خواهد گذاشت. رمانتیک بودن شیرینی رابطه شما را دوچندان خواهد کرد، بنابراین به سادگی از کنار آن نگذرید.
منبع:برترین ها
ترجمه همان استعمار علمی است
مادر كتابدارى ایران در برنامه شوکران؛
جامعهای مردمسالار است که کتاب بخواند

کتاب و کتابخوانی گرچه امری ناشناخته در ایران نیست، اما این جریان مطابق با شانیت ملتی باسابقه طولانی علم، حکمت و ادب پیش نمیرود. سرانه مطالعاتی ایران، حدود 13 دقیقه اعلام شده است که با متوسط کشورهای توسعهیافته فاصلهی زیادی دارد.
رهبر انقلاب چندی پیش گفته بودند که با تلخی باید اعتراف کنیم که رواج کتاب و روحیهی کتابخوانی در میان ملت عزیز ما که خود یکی از مشعلداران فرهنگ و کتاب و معرفت در طول تاریخ پس از ظهور اسلام بوده است، بسی کمتر از آن چیزی است که از چنین ملتی انتظار میرود.
اندیشه مردمسالاری در جامعهای شکل میگیرد که میخواند، میداند، میفهمد و انتخاب میکند و محل شکلگیری این مباحث کتابخانه است
درحالیکه ابزاز استعمار در عصر کنونی از جنگهای نظامی به سمت نفوذ فرهنگی توسعه پیدا کرده، به نظر میرسد هنوز ما بهطور کامل برای مقابله با این خطر مهم خود را مجهز نکردیم و کتاب را بهعنوان سلاح کارآمد مبارزه با استعمار فرهنگی جدی نمیگیریم.
در جهان امروز که موضوعات مختلف تخصص علمی و گرایش آکادمیک پیدا کرده است، کتابداری نیز بهعنوان یک رشته دانشگاهی در دنیا دنبال میشود. نوشآفرین انصاری متولد ١٣١٨ در هندوستان بوده او که یکی از متخصصین کتاب و کتابداری محسوب می شود به پاس تلاشهایش در این حوزه لقب بنیانگذاران کتابداری نوین ایران را به او اختصاص دادهاند؛ او شاگرد محمدعلی جمالزاده و عباس زریابخویی بوده و دارای مدرک دکترای کتابداری از دانشگاه تورنتو است.
در شانزدهمین برنامه شوکران پیام فضلی نژاد با مادر کتابداری ایران به گفتوگو پرداخته است.
جامعهای مردمسالار است که کتاب بخواند
انصاری در ابتدای برنامه به وضعیت نابسامان کتابداری در ایران اشاره کرد و گفت که هنوز نقش کتابدار شناخته شده نیست و کتابخانهها آنطور که باید مدیریت نمیشوند. این مشکلی که ما با وضع کتابخانهها و کتابداری داشتیم و داریم ضرر عظیمی به پیشرفت جامعه میزند و با این کار ما تیشه به ریشه اطلاعات میزنیم.
باید نسلی به مدرسه برود که با ادبیات کودک آشنا شود و آنجا سرچشمههای لذت را پیدا کند؛
دبیر شورای کتاب کودک، کتابخانه را مکانی برای حفظ و تنظیم اطلاعات توصیف کرد و گفت: اندیشه مردمسالاری در جامعهای شکل میگیرد که میخواند، میداند، میفهمد و انتخاب میکند و محل شکلگیری این مباحث کتابخانه است.
به اعتقاد انصاری جامعه مردمسالار در کودکی رشد میکند و در خانوادهای شکل میگیرد که صلح در آن جریان دارد و سلطه گری در آن کمرنگ است و همه افراد میتوانند در آن صحبت کنند.
راهکار خانوادهها در مواجهه با نظام بیثبات آموزش
رئیس پیشین کتابخانه دانشکده ادبیات معتقد است، بااینکه مدرسه و نظام آموزشی موظف به تدوین کتب خلاق، متنوع و سرزنده است، اما در کتابها نوعی دستور و امتحان نهفته است. باید نسلی به مدرسه برود که با ادبیات کودک آشنا شود و آنجا سرچشمههای لذت را پیدا کند؛ این لذت است که ماندگار است و به نظر میرسد امتحان، درس دادن و نمره گرفتن خیلی ماندگار نیست.
او در پاسخ به این سؤال که خانوادهها در مواجهه با نظام بیثبات آموزشوپرورش باید چهکار کنند، دو راهکار ارائه کرد. یکی اینکه خانوادهها باور و شجاعت داشته باشند و از این نترسند که فرزندشان با خواندن کتب غیردرسی از درس عقب میافتد. گام دوم هم عضو شدن در کتابخانههای عمومی است.
جامعه برای خواندن نیاز به اعتماد دارد
انصاری از آینده کتابخوانی در ایران اظهار امیدواری کرد و گفت: تجربه من از 55 سال حضور در شورای کتاب کودک، به من نشان میدهد که این عبارات که میگوییم «جامعه نمیخواند»، «جامعه دور میشود» اساسا خیلی درست نیست. جامعه باید اطمینان کند، باید بداند چیزی که به او ارائه میشود، با کیفیت است. باید به طرف مقابلش اطمینان کند و مطمئن باشد که خیر او را میخواهد. شواهدی است که جامعه خواهان خواندن است؛ مادران، خواهان بیشتر دانستن هستند و خواهان این هستند که کتابهای خوب به فرزندانشان بدهند.
در مقابل استعمار باید ادبیات بومی را فعال کنیم
نسل اخیر امکان سفر بهاندازه کافی به جهان را پیدا نکرد است. کم سفرکردن، کم جهاندیده شدن، ما را در دام بسیاری از فکرها و باورها میاندازد
انصاری استعمار علمی را با ترجمه کتاب اندیشمندان کشورهای دیگر گره زد و ترجمه را یک نوع ورود اندیشه خارجی توصیف کرد. به اعتقاد او 90 درصد کتبی که ترجمه میشوند از منابع انگلیسی-آمریکایی ترجمه میشوند و این خودش، حرف خودش را دارد میزند. بحث این نیست که جلوی آن جریان پویا گرفته شود، ولی بحث این است که چگونه ادبیات بومی را فعال کنیم که نویسندگان ما تشویق شوند بیشتر بنویسند. باید جدیتر و عمیقتر با این مسائل برخورد کرد.
چرا نسل جدید انگیزه نسل گذشته را ندارد؟
این استاد دانشگاه رسالت خود را پس از اتمام تحصیل در رشته کتابداری و بازگشت به ایران، دیپلماسی فرهنگی خواند تا بتواند کتاب و ادبیات ایران را به جهان معرفی کند.
او درباره اینکه چرا این انگیزهها در نسل جوان کمرنگ شده است گفت: یکی از دلایل، بحث دربسته بودن و اینکه دو نسل اخیر امکان سفر بهاندازه کافی به جهان را پیدا نکرد است. کم سفرکردن، کم جهاندیده شدن، ما را در دام بسیاری از فکرها و باورها میاندازد که این باورها درست نیست و یادمان میرود که خودمان چه هستیم و آن هویت داخلی خودمان چیست؛ آزادی عمل برای نسل جوان کم است.
اگر به دنیا خوش بین هستید، تیپ 7 محسوب می شوید
شما در کدام گروه تیپ شخصیتی قرار دارید؟ (7)

انسانها در طول عمر زندگی تحصیلی، شغلی، اجتماعی، شخصی و فردی خود در موقعیتهای گوناگونی قرار میگیرند و با افراد زیادی برخورد میکنند. در مواردی به آنها این احساس دست میدهد که جایگاه یا موقعیتی که در آن قرارگرفتهاند با روحیات و خلقیاتشان سازگاری ندارد و یا در تضاد کامل با آنها است. بهاجبار یا باید در آن شرایط بمانند و باوجود اختلاف کار را دنبال کنند یا خود را از بند وضعیتی که به آن تعلق ندارند رها سازند. این پدیده را میتوانیم با شعر مولانا که "از کجا آمدهام و آمدنم بهر چه بود؟" تفسیر کرد که هر فردی بنا به ویژگیها رفتاری که دارد امکان موفقیت اش در شرایطی که با آن همخوانی بیشتری دارد بالطبع بالاتر است.
در علم روانشناسی شناخت خود و ویژگیهای رفتاری تحت عنوان شخصیت شناسی (اناگرام) از آن یاد میشود. اناگرام شخصیتها را در 9 دسته طبقهبندی و ویژگیهای متداولی که هر تیپ از خود در موقعیتهای مختلف بروز میدهد را توصیف میکند.
تبیان بهمنظور واکاوی "چگونگی شکلگیری شخصیت انسان" و "تیپهای شخصیتی" با دکتر مهشید رضوی روضوانی روانشناس و مشاور خانواده، به سلسله گفتگوهایی دراینباره میپردازد. شما میتوانید با دنبال کردن این مباحث تیپ شخصیتی خود را شناسایی و متناسب با خصوصیاتی که دارید آن را در زندگی فردی و اجتماعی تان به کار ببندید.
تیپ 7ها، تیپ های خوش گذران و خوش بین
تیپی که امروز به آن اشاره می کنیم تیپ7ها یا تیپ شخصیت خوش گذران است. همانطور که از اسم آن بر می آید یک نوع خوشی، شادی و نشاط در آنها می بینیم. تیپ 7ها بر اساس طبقه بندی که در درونی اناگرام( غریزی و شعوری، هیجانی و ذهنی)وجود دارد در گروه ذهنی ها قرار می گیرند اما بر خلاف دو تیپ 5 و 6 (محقق و عدالت طلب ها) که در گروه ذهنی جای دارند، این تیپ یک نگاه کاملا مثبت و خوش بینانه ای دارند.
_ در رفتار تیپ 7ها یک نشاط و شادابی پیوسته وجود دارد. روش آنها این است که زندگی فرصت های زیادی را پیش روی من گذاشته است که من باید از آن استقبال کنم و لذت ببرم.
_ این افراد وقتی با یک رنج و سختی یا فشار مواجه می شوند، سعی می کنند آن رنج را نادیده بگیرند و با مزاح و شوخی از کنار آن عبور کنند.
_ به طور معمول وقتی تیپ 7 ها را در جمع ببینید کاری می کنند که جمع با نشاط و شادی روبرو شود با طنز و مزاح خلاقانه از در جمع بودن لذت ببرند.آنها در جمع که قرار بگیرند جدای از اینکه اهل مزاح، شوخی و ایجاد نشاط هستند افراد بسیار اجتماعی، خون گرم، خوش بین و به جوش هستند که با شما و نوع ارتباطی که با شما می توانند داشته باشند به سبک خودشان می توانند فضای مفرحی را برای خودشان، شما و جمع ایجاد کنند. افرادی نیستند که از جمع و اجتماع گریزان باشند.
_ ممکن است تیپ 7ها را به علت تجربه های مختلفی که می خواهند داشته باشند، افرادی ببینید که مداوم شغلشان را عوض می کنند. یک چیزی را یاد می گیرند و دوباره سراغ چیز دیگر می روند. برای آنها آنقدر مهم است که آن یادگیری با لذت، نشاط و کسب یک تجربه دلنشین همراه باشد. تا جایی که لذت می برند و از این لذت شان سرخوش هستند یادگیری را دنبال می کنند اما خسته که شدند یا وقتی فکر کنند باید برای پیشبرد یادگیری تلاش زیادی داشته باشند آن را رها می کنند.
_ خوش بین ها، ذهن خلاقی دارند و می توانند آفرینش های ذهنی خوبی داشته باشند. البته خلاقیت یک تیپ 7 با خلاقیت یک تیپ4 متفاوت است. بیشتر خلاقیت تیپ 7 را در تحلیل کردن ها به خصوص در محاسبات پیچیده می بینید. یعنی مثلا یک تیپ 4 به عنوان یک فرد خلاق در آفرینش های هنری (نقاشی،خطاطی، موسیقی و ...) فعالیت می کند اما یک تیپ 7 معمولا در آفرینش و خلق کارهای تحلیلی و استدلال گر خوب می تواند پیش برود مثل معادلات ریاضی، هندسی و فنی و حرفه ای.
_ تیپ 7ها از یک جایی که احساس کنند کنترل می شوند و باید چارچوبی را برای خودشان رعایت کنند و متعهد شوند دیگر استقبال نمی کنند چرا که از حد و مرزها گریزان اند.
_ ذهن این تیپ شخصیتی مملو از موضوعات مختلف است به گونه ای که انگار در هر کاری مهارت دارند. معمولا این افراد سریع، و زود کارهایشان را پیش می برند. البته باید دقت کرد که آنها در کارهایشان بی نظمی و بی برنامگی دارند. انضباط و چارچوب داشتن برای آنها بسیار سخت است. از این رو اگر یکی از اعضای خانواده تان را را بی نظم می بینید یا فرزندتان می بینید گرچه ظاهرا در اتاق آنها نظم نیست اما در فضای ذهنی خودشان یک برنامه برای انگیزه ها و علایق شان به سبک خودشان دارند.
_ یکی از ویژگی های جالب در تیپ خوش گذران، اشاره کردن به تجربه های شیرین دوران کودکی شان است. معمولا به صورتی ازاین دوران صحبت می کنند که گویی کودکی را پشت سر گذاشته اند که تا کنون کسی نداشته است.
البته یک تیپ 7 با بال 8 و یک تیپ 7 با بال 6 بسیار متفاوت هستند. منظور از بال یا جناج در واقع دو تیپی هستند که در کنارشان قرار گرفته است. منظور از بال های تیپ 7 دو تیپ 6 و 8 هستند که در اطراف آن وجود دارند. برای مثال تیپ 2 یک بال آن تیپ1 و بال دیگر تیپ3 است، تیپ 3 یکی تیپ 2 و دیگری تیپ 4 است. یک تیپ 7 با بال 6 بسیار محتاطانه رفتار می کند در حالی که یک تیپ 7 با بال 8 بسیار بی پرواست.
هر تیپ شخصیتی سه سطح مختلف دارد این رفتارها از سطح سالم، میانی و ناسالم وجود دارد. هر سطح هم 3 لایه دارد که 9 لایه می شود که از یک لایه ناسلام غیرقابل پذیرش در سطح ناسالم و پایین می تواند به یک لایه ایده آل و بالا در سطح سالم برسد. برای مثال سطح ایده آل در یک تیپ 7 فقط از او یک تیپ خوش گذران نمی بینید بلکه همه تیپ های دیگر را به تناسب دارند. اگر به طور معمول یک نوع آشفتگی و بی نظمی در ذهنش می بینید کم کم این فرد عمیق تر می شود، از گستردگی اجتناب می ورزند و منضبط و دقیق تر می شوند.
تیپ 7 ها آدم ها یک جا ساکنی نیستند
در مورد تیپ 7 توجه داشته باشید این که گفته می شود تنوع را دوست دارند و کارهای مختلفی را دنبال می کنند به این معنا نیست که اگر حرفه های مختلف را دنبال می کنند در یک جا آخر متوقف و عمیق نمی شوند. همه تیپ های شخصیتی برای رشد و تعالی شان به یک جایی می رسند که کافی است و باید تجربه، دانش و کار را عمیق دنبال کنند. در مورد تیپ 7 هم همینطور اتفاق می افتد هر چند این استعداد ذاتی را دارند که تجربیات مختلف را داشته باشند. از تجربیات مختلف شان هم می توانند درآمد زایی برای خودشان ایجاد کنند و یک تیپ 7 این استعداد را دارد که کارهای مختلف را یاد بگیرد و می تواند از کارهای مختلف پول در بیاورد اما ممکن است ببیند این پراکندگی به ضرر او تموم می شود بنابراین روی یک دانشی تاکید می کند و آنجا عمیق تر می شود و آنجا است که باید عمیق سازی، انضباط را دنبال کند و این کار را هم می کند چون انسان های بسیار توانمندی هستند.
چه مشاغلی برای تیپ 7ها مناسب است؟
تیپ 7ها با توجه به ظرفیت ذاتی که دارند در هر حرفه و موقعیتی که قرار بگیرند معمولا افرادی هستند که می توانند نوآوری داشته باشند. این نوآوری در رشته های فنی، یا حوزه سیاست یا در یک موسسه دولتی، به طور مشخص هر موقعیتی که یک تیپ 7 بتواند از فضای ذهنی و خلاقیت ذهنی که دارد بهره ببرد می تواند موفق باشد. چیزی که یک تیپ خوش گذران را آزرده می کند این است که نتواند انرژی ذهنی اش را به کار ببندد و خیلی مجبور شود در یک فضای بسته و محدود عمل کند. در هر شغلی که بتواند این انرژی ذهنی را به کار ببندند میتواند خلاق، مفید و کارآمد باشد.
تیپ 7ها در زندگی مشترک چگونه عمل می کنند؟
یک تیپ7 در زندگی مشترک همیشه نشاط و شادابی اش مشهود و محسوس است. همسران این افراد باید بدانند که فرصت تجربه های شیرین را باید برای او حفظ کنند. اگر یک تیپ 7 با یک تیپ 5 ازدواج کرده باشد، تیپ 5 بسیار مشتاق به مطالعه و حوزه محدود خودش است اما تیپ 7 از فرصت های مختلف استفاده می کند تا تجربه های دیگری بدست بیاورد. به نظر می رسد که این دو فرد با هم جمع پذیر نیستند اما تیپ ها به نحوی باهم ارتباط دارند. یک تیپ 5 با یک تیپ 7 که به نظر هیچ گونه سنخیتی ندارند اما اگر در نمودار اناگرام نگاه کنید با هم ارتباط دارند. تیپ های مختلف جدای از ویژگی ذاتی که دارند وقتی در کنار هم قرار می گیرند با شناخت از همدیگر باید فضای ارتباطی را باهم پیدا کنند.
پس این گونه نیست که بگوییم یک تیپ با یک تیپ دیگر اصلا نمی تواند خوب باشد. شاید یک تیپ با یک تیپ دیگر بهتر بتواند عمل کند اما به این معنی نیست که بگوییم این تیپ با تیپ دیگر اصلا سازگار نیست و نمی تواند زندگی مشترگی داشته باشد باید ببینیم این تیپ های مختلف در چه سطحی از رفتار، در چه سمتی از تیپ های مختلف کشیده می شوند و نسبت شان با تیپ های دیگر چگونه است تا بتوانیم بگوییم تیپ های مختلف باهم دیگر چه ارتباط هایی دارند.
*ویژگی مثبت آنها که خوب است همه یاد بگیریم اینکه، نگاه مثبت به تجربه زندگی داشته باشیم و وجه مثبت قضیه را ببنیم. از فرصت های زندگی استقبال و سعی کنیم بیشترین بهره را برای یادگیری و شناخت به گونه ای که لذت ببریم از زندگی داشته باشیم.
یاری کننده ها؛ دومین تیپ از تیپ های نه گانه شخصیت
موفقیت طلب ها؛ سومین تیپ از نه گانه های شخصیت
هنرمند و رمانتیک ها؛ چهارمین تیپ از نه گانه های شخصیت
راه های ارتباط مؤثر با فرزندان
راه های ارتباط مؤثر با فرزندان

*دیدن مسائل از نگاه فرزندان.
*توجه به آنان از طریق شناسایی توانایی ها و احترام گذاشتن و دوری از سرزنش و توبیخ، و تذکرات شلاق گونه و آمرانه و دم انتظارات بی جا از فرزندان و پرهیز از تکرار بیش از حد حرف ها .
تذکرات تکراری، سوهان روح فرزندان است.
در دوران کودکی رابطه والدین با فرزند رابطه عمودی از بالا به پایین مشتمل بر امر و نهی و در برگیرنده دستورات مشخص از انظباط و رعایت موازین اخلاقی است، اما در دوران نوجوانی چارچوب این گونه روابط در هم ریخته و می بایست به رابطه افقی تغییر یابد به گونه ای که والدین خود را در سطحی مساوی نوجوان خویش قرار داده و از طریق هم دلی، تفاهم و درک وضعیت نوجوان مبادرت ورزند به طوری که نوجوان والدین را در کنار خود یافته وآن ها را در وضعیت بالاتر و دست نیافتنی احساس نکند.
مهارت های گوش دادن و رفع موانع برقراری ارتباط
*برقراری تماس چشمی و نگاه کردن به صورت فرزندان و عدم انجام دادن کار دیگران در زمان صحبت با آنان. (پرهیز از خواندن روزنامه، دیدن تلویزیون، انجام کار اداری در منزل، ظرف شستن و ....)
*صبر در گوش دادن و عدم قطع صحبت های آنان .
*تمرکز و درک کردن صحبت های نهفته و درونی فرزندان (اولویت به گوش کردن واقعی به جای شنیدن سطحی)
*تشخیص نیازهای آنان و پرهیز از حل مسئله و مشکلات آن ها.
*عدم نتیجه گیری و قضاوت عجولانه نسبت به خواسته های فرزندان.
خانواده هایی که فاقد ارتباط مؤثر با فرزندان هستند با شاخصه های زیر در فرزندان مواجه خواهند شد:
*احساس حقارت، کوچک بودن و حسادت.
*عدم خود باوری و اعتماد به نفس.
*بروز افکار منفی نسبت به خود و دیگران(ارزیابی منفی از خود).
*روحیه حساس دو جانبه (پرخاشگر،مجری بی چون و چرا).
*عدم توان تصمیم گیری منطقی.
*تابع فشار گروه همسالان.
*انزواطلبی و گوشه گیری.
*عزت نفس پایین و احساس بی ارزشی.
*بروز مشکلات عاطفی، خودنمایی و برقراری روابط سوء جنسی.
*خلق و خوی خشن و رفتار خصومت آمیز.
*ناامیدی.
*بی برنامگی و افت تحصیلی.
*عدم احساس مسوولیت نسبت به اعمال و رفتار خود و مقصر دانستن دیگران.
*احساس درماندگی و بی علاقگی برای هر گونه پیشرفت.
*اقدام به فرار از منزل.
*اقدام به خودکشی.
خانواده هایی که با فرزندان خود ارتباط مؤثر دارند فرزندان آنان دارای ویژگی های زیر می باشد:
*احساس آرامش، شادی و رضایت داشته و برای خود و دیگران ارزش قایل هستند.
*دارای ذهنی خلاق هستند.
*با مشاهده موفقیت ها احساس غرور کرده و بر تلاش خود می افزایند.
*نه هیجانی و نه ناامیدند.
*از خودشان انتظار واقعی دارند.
*به تأیید دیگران نیاز ندارند.
*به خودشان دروغ نمی گویند.
*باور دارند که مورد قبول و احترام دیگران هستند.
*نسبت به خود صریح و رو راست هستند.
*دریک کلام از اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی برخوردارند.
نویسنده: امید زاهدی
منبع: کتاب کودک و خانواده
با درون گرایی یا برون گرایی همسرتان چگونه کنار بیایید؟
با درون گرایی یا برون گرایی همسرتان چگونه کنار بیایید؟

خصلت ها و ویژگی رفتاری انسان ها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. برخی ترجیح می دهند اوقات خود را در گروه و در جمع باشند و عده ای ترجیح می دهند فرصتی که بدست می آورند را در خانه بمانند و به کارهای خود بپردازند. تا زمانی که فرد مجرد است خودش تصمیم می گیرد که تنهایی را بیشتر می پسندد یا معاشرت را. بعد از تآهل آنها نسبت به شخص دیگر نیز احساس تعهد و مسئولیت دارند. با ازدواج دایره ارتباطات، مسافرت ها، برخوردها، و... افراد وارد مرحله جدیدی میشود که اگر فرد نتواند با آن کنار بیاید زندگی را به کام خود و همسرش تلخ خواهد کرد.
یکی از مشکلاتی که بارها از سوی کاربران تبیان با مشاوران ما در میان گذاشته شده است، معاشرتی بودن یا نبودن همسر، عدم ارتباط گیری با خانواده همسر و از این دست سوال ها است که برای اطلاع بیشتر سرور سعیدی مشاور و روان درمانگر این گونه به آنها پاسخ می دهد.
تفاوت های بین آدم ها باعث می شود تا آنها را به درون گرا و برون گرا تقسیم کنیم. قبل از ازدواج افراد فکر می کنند که با فردی می توانند زندگی را شروع کنند که مثل خودشان درون گرا یا برون گرا باشد. یک اصلی به نام جذب تفاوت وجود دارد؛ در این اصل فرد درون گرا دوست دارد با کسی همراه شود که برون گراست و برعکس کسی که درون گراست دوست دارد با ویژگی های شخصیت برون گرایی همراه باشد.
قبل از ازدواج تست و آزمون های مختلفی وجود دارد که ویژگی های شخصیتی را نشان می دهد. به سبب انسان بودن و اینکه ما آدم ها با هم متفاوت هستیم ممکن است رتبه و نمره های مختلفی گرفته شود که این یک امر طبیعی است اما گاهی این تفاوت بسیار زیاد می شود و موجبات شکاف را فراهم می کند، در این حالت افراد درگیر آسیب های زیادی می شوند که می تواند آنها رابه سمت جدایی و سردی نسبت به هم بکشاند. همانگونه که گفتیم نیمه گمشده افراد و آن چیزی که ما نیستیم و دیگری هست برای ما جذاب است ولی این نباید باعث شود که به سمت انتخاب های نادرست پیش برویم.
پس از ازدواج شناخت درون گرایی و برون گرایی شخصیتی از دو راهکار کاربردی قابل بررسی است که ما را به سوی روابط بهتری می کشاند.
1-آگاهی؛ آگاهی از اینکه ویژگی افراد درون گرا و برون گرا چیست البته هیچ کدام از ویژگی ها بهتر از دیگری نیست. در واقع افراد درون گرا خودشان را با تنهایی، مطالعه و برنامه ریزی های درونی می شناسند. حتی گاهی اوقات این افراد نیاز دارند به غار تنهایی خودشان پناه ببرند، دوباره خودشان را بازیابند، بشناسند و بعد بیرون بیایند. در حالی که افراد برون گرا از طریق در جمع بودن و معاشرت با افراد خودشان را می شناسند.
2-تکنیک های حل تعارض؛ به سه تکنیک حل تعارض اشاره خواهیم کرد: دادن فرصت، فردی که درون گراست برای آنکه بتوانند مسائل خودش را حل کند نیاز به فرصت دارد در حالی که فرد برون گرا خیلی عجله دارد و می خواهد خیلی زود مسائل اش حل شود. اینکه ما به همسر درون گرایمان فرصت و مجال دهیم که بتواند خودش را بشناسد و در یک فرصت مناسب مسئله را حل کند بسیار مهم است. راهکار دوم این است که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم به خودمان تذکر بدهیم یعنی نه فرصت زیاد و وسواس گونه و نه فرصت های عجولانه و کم. راهکار سوم استفاده از برنامه ریزی است وقتی ما برای مسائل و مشکلات زندگی مان از قبل برنامه ریزی داریم و برای کارهایی که می خواهیم انجام دهیم قانون می گذاریم در واقع در یک شرایط قابل پیش بینی قرار می گیریم و شرایطی که قابل پیش بینی باشد به افراد احساس امنیت می دهد و این حس امنیت پیام آور شادی در زندگی است.
ما می توانیم یکسری از قانون ها را در زندگی داشته باشیم مثلا اینکه در سال چندبار به مسافرت برویم؟ یا در ماه چقدر به گردش برویم؟ اگر قرار است به خانواده هایمان سر بزنیم یا با دوستانمان معاشرت و روابط داشته باشیم به چه صورت و چه روزها و چگونه باشد؟ در این صورت می توانیم با یک همسر درون گرا یا برون گرا و درواقع با وجود تفاوت ها زندگی کنیم اما همراه با آرامش.
لعن اختصاصی به خدا و حجتهای خداوند ندارد
گفتگوی تبیان با محمد علی موحدی، پژوهشگر حوزه علوم "اسلامی"؛
آیهای که مؤمنین را از سب نهی میکند

با وجود انتشار و اظهارنظرهای فراوان و نگاشتن مقالات و تفاسیر زیادی در رابطه با اصل "برائت" و موضوعات "لعن" و "سب"، گویی هنوز جایگاه این موضوعات مغفول مانده است. بنابراین تبیان بر آن شده تا در این رابطه گفتوگویی با علی موحدی، پژوهشگر حوزه علوم "اسلامی" داشته و مطالبی را دراینباره ارائه دهد.
تبیان: لطفا در رابطه با معنای لغوی و اصطلاحی لعن و سب، برای ما بفرمایید.
لعن در لغت به معنی طرد و ابعاد است؛ یعنی دورگرداندن کسی از چیزی یا کسی است. اصل لعن طرد و ابعاد من الله است. در این قسمت نکتهای وجود دارد و آن این است که این دور شدن از خدا، گاه به معنای طرد شدن از رحمت خداوند است و گاهی دور شدن شخص از نعمتهای خداوند است.
محور لعن الله است، بدین معنا که من کسی یا چیزی را دور میکنم از خداوند؛ یا من رحمت الله است یا من نعمت الله. ماهیت لعن دعایی است البته علیه او؛ یعنی نفرین صورت میگیرد و ماهیت سب انتسابی است که نسبتی را به کسی میدهید.
در بسیاری از آموزههای دینی لعن به معنای دور کردن از رحمت خداوند به کار رفته اما در بعضی از موقعیتها هم ممکن است منظور دور شدن از نعمتهای خدا باشد که برای مثال روایتی از حضرت حجت است که فرمودند؛ کسی که نماز صبح خود را آنقدر به تأخیر بیندازد که ستارهها دیگر دیده نشوند و به حدی هوا روشن شود که ستارهای در آسمان نباشد، ملعون است. به قرینه دیگر روایات لعن در این جا به معنای دور شدن شخص از نعمتهایی است که خداوند برای او در نظر گرفته شده بود، میباشد.
معنای سب متفاوت از لعن است. در لغت برای معنای سب ناسزا، فحش و شتمی که غلیظ باشد، گفته شده است. بعضی معنای دیگری برای سب بیان کردهاند و آن اینکه وقتی چیز یا شخصی را به وصفی متصف کنیم که آن وصف سبب بیان زشتی و نقص آن شخص باشد این جا سب اتفاق افتاده است. مثلاً به مسلمان بگوییم یهودی اما به یهودی مسلمان گفتن، سب نیست. مثلاً اگر به حمار بگوییم حمار سب نیست اما به انسان حمار بگوییم، چون با دادن وصفی به او زشتی را نسبت دادهایم، در حقیقت سب او را کردهایم.
نکته مهم که باید در معنای لعن و سب مورد توجه قرار گیرد آن است که؛ محور لعن الله است، بدین معنا که من کسی یا چیزی را دور میکنم از خداوند؛ یا من رحمت الله است یا من نعمت الله. ماهیت لعن دعایی است البته علیه او؛ یعنی نفرین صورت میگیرد و ماهیت سب انتسابی است که نسبتی را به کسی میدهید.
تعریف اصطلاحی این واژهها بسیار به معنای لغوی نزدیک هستند؛ در اصطلاح دینی لعن یعنی درخواست از خداوند برای دور شدن فرد از رحمت و یا نعمتهای خداوند و سب به معنای بیان زشتیهای فرد که این زشتیها دو دسته است که یا فرد مستحق آن زشتیها است مثلاً کسی اهل بدعت است و من به او بگویم تو اهل بدعت هستی یا طرف مستحق آن زشتی نیست.
لعن اختصاصی به خدا و حجتهای خداوند ندارد
تبیان: بعد از مشخص شدن معنای لغوی و اصطلاحی لعن و سب، برای ما بفرمایید که آموزههای دینی با این اصطلاحات چه نسبتی دارند؟
بیش از 40 فقره در قرآن کریم در مورد لعن سخن گفته شده و گروههای متعددی لعن شدهاند. به عبارتی لعن در آموزههای دینی ما جایگاه بسیار محکمی داشته و در آن هیچ تردیدی وجود ندارد.
نظر عدهای بر این است که لعن کار خداوند بوده و بندگان و مردم عادی نمیتوانند کسی را لعن کنند. محمد علی موحدی، پژوهشگر علوم "اسلامی" به این نظر اینگونه پاسخ میدهد:
تبیان: با توجه به اینکه سب، به معنای شتم و نوعی فحش و نسبت دادن صفت زشت و تنقیصی به فرد است، بنابراین با روح و آموزههای دینی سازگاری ندارد. نظر شما در این رابطه چیست؟
این کلام به تنهایی و اینکه بخواهیم آن را به عنوان یک اصل و کل بپذیریم، صحیح نیست، چراکه سب هرگونه معنا شود، در آیات و روایات اهلبیت قابل مشاهده است. وقتی خداوند در قران رسماً و صریحاً سب کرده، در لسان پیامبر و اهلبیت که موید روحالقدس هستند میبینیم که گروهی را سب نمودهاند.
به عنوان مثال در قرآن کریم به نمونههای سب میتوان به آیه 176 سوره اعراف اشاره کرد؛ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ. و یا در آیه 5 سوره جمعه؛ مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ که به صراحت عدهای را سب نموده و آنها را حیواناتی نسبت داده است.
آیات 10-13 سوره قلم، بعد از چندین سب، در آیه 14 صفت "زنیم" را به آنها نسبت میدهد؛ وَ لاتُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهینٍ، هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمیمٍ، مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثیمٍ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنیمٍ.
در حیطه روایات نیز شاهد مواردی از سب در بیان اهلبیت هستیم. که از باب مثال یکی از این نمونهها را میتوان در ج 1 کتاب احتجاج از امام مجتبی (ع) مشاهده کرد که خطاب به عمروعاص میفرمایند. صحبتهای امام مجتبی (ع) با معاویه و عمروعاص، نامههای امیرالمؤمنین(ع) به معاویه، همه اینها نشان میدهند که سب کردن صحیح و بهجا نه تنها با روح دین ناسازگار نیست، بلکه سازگاری آن در حدی است که میتوان در قنوت نماز آن را گفت چنانچه در سیره امام حسن عسگری(ع) مشاهده میشود. بنابراین نمیتوانیم بگوییم که اصل سب لزوماً و تحت هر شرایطی با آموزههای دینی در تعارض و ناسازگاری است.
برای اهل بدعت اظهار برائت و سب داشته باشید
"موحدی" در پاسخ به عدهای که سب را تنها در حیطه خدا و در نهایت حجتهای خدا میدانند اینگونه پاسخ میدهد؛
وقتی پیامبر خواستند بتهای کعبه را از بین ببرند، ابتدا مشرکان را از مسجد الحرام دور کردند. چرا که بتها برای مشرکان عزیز و قابل احترام بود و پیامبر در غیاب آنها و به دور از چشمانشان به نابود ساختن بتها پرداختند.
تبیان: در نهجالبلاغه میبینیم که حضرت امیر (ع) به کسانی که به طرفداران و خود معاویه دشنام میدادند را نفی کرده و میفرمایند؛ من دوست ندارم شما از سبابین باشید. حال این روایت چه طور با بقیه روایات که بهصراحت به سب گروه و افرادی پرداختهاند قابل تجمیع است؟
اگر به بیان حضرت دقت کنید میبینید که حضرت میفرمایند؛ من دوست ندارم که شما از سبابین باشید. اما در ادامه میبینید که حضرت بعد از نفی از یک نوع از سب، دستور به سب میدهند. این به معنای این است که سب در دو معنا و رویکرد مختلف وجود دارد؛ بعضیها تنها، از روی عادت و زبان بد داشتن زبان به فحش باز میکنند، که حضرت این نوع رفتار مردم را حتی در مقابل معاویه خوش نمیدارند. اما در ادامه میفرماید: به جای این رفتار و فحش دادن بدون مبنا و پایه، زشتیهای آنان را بگویید، نسبت تنقیصی به آنها بدهید که همه اینها هم نوعی سب است و حضرت از این عمل تعریف کرده و مردم را به انجام آن وادار میکنند.
بنابراین قضیه صرف فحش دادن از روی عادت و اخلاق بد طرف با سب کردن و دادن نسبت زشتی به کسی که لایق و سزاوار و شایسته آن است فرق میکند. حضرت از یک نوع سب نهی کرده و یک نوع سب را امر کردهاند، پس حکم سب مثل حکم لعن نیست.
سب در صورتی صحیح است که اولاً؛ نسبتی که به طرف داده میشود راست باشد، ثانیاً: آن فرد اهل بدعت باشد. ثالثاً هدف ما از این سب تبعیت نکردن مردم از او باشد.
آیهای که مؤمنین را از سب کردن نهی میکند
تبیان: در آیه 108 سوره انعام دستور صریحی وجود دارد مبنی بر اینکه بتها را فحش نداده و سب نکنید. از طرفی هم در آیات دیگر قرآن کریم و هم روایات اهلبیت داریم که اظهار برائت و بیزاری را از دشمنان خدا و اهلبیت داشته باشید. آیا این گفتهها با هم تعارض ندارند؟
در قرآن در رابطه با سب ما با دو دسته آیات مواجه هستیم؛ یک دسته که فقط یک آیه است و از سب کردن نهی کرده و آن همین آیه 108 انعام است و دسته دیگر آیاتی که رسماً در آنها سب صورت گرفته است، که این باعث شده در نگاه اول بعضی فکر کنند که آیات ظاهراً با هم تناقض دارد، در حالی که ساحت قرآن عاری از تناقض و تعارض است.
سب در صورتی صحیح است که اولاً؛ نسبتی که به طرف داده میشود راست باشد، ثانیاً: آن فرد اهل بدعت باشد. ثالثاً هدف ما از این سب تبعیت نکردن مردم از او باشد.
برای فهم بهتر بار دیگر آیه را بازنگری کرده و با دقت بیشتری آن را میخوانیم؛ "وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ" میبینید که آیه نمیفرماید بتها را سب نکنید چون سب کردن کار بدی است و باروح دین سازگار نیست.
نهی در این آیه نهی مفصل، نهی معلّل و نهی مقید است، نهی است که دلیلش ذکر شده، میفرماید؛ اگر شما در مقابل دیدگان مشرکان بتها را سب کنید، آنها هم از روی ناآگاهی، لجاجت و دشمنی خدا را سب میکنند.
اهانت به مقدسات هریک از ادیان و مذاهب اشکال دارد
در حقیقت در آیه 108 سوره انعام، سب کردن فقط به خاطر علتی که ذکر شد، مورد نهی قرار گرفته است. بله، توهین، اهانت و سب به محترمات و مقدسات هریک از ادیان و مذاهب اشکال شرعی، عرفی و اخلاقی دارد. چراکه طرف مقابل امری را غلط یا درست مقدس میداند و من حق ندارم در برابر عقیده او بیاحترامی کنم. لذا وقتی پیامبر خواستند بتهای کعبه را از بین ببرند، ابتدا مشرکان را از مسجد الحرام دور کردند. چرا که بتها برای مشرکان عزیز و قابل احترام بود و پیامبر در غیاب آنها و به دور از چشمانشان به نابود ساختن بتها پرداختند.
بنابراین نهی اظهار برائت و سب، یعنی در مواجهه با مشرکان و مخالفان آنچه را که مورد احترام آنان است را در برابرشان بیاحترامی و سب نکنید.
و امروز نیز باید رعایت بسیاری از امور اجتماعی را داشته باشیم. اما همه اینها به این معنا نیست که از اشکالات و عقیده اشتباه آنها برای خود بهعنوان مسلمان شیعه نقد و اشکال و عیبجویی نداشته و در تربیت فرزندان از آن غافل باشیم.
آسیبشناسی دسترسی به تمامی رسانههای ارتباطاتی
چرا بیبیسی و تلگرام نداریم؟

امروزه، زندگی در قرن 21 آن هم بدون استفاده از تکنولوژی بهویژه در حوزه رسانه غیرقابل باور و غیرممکن به نظر میرسد. انقلاب صنعتی چهارم، عصر اطلاعات و عصر ارتباطات ازجمله عناوینی هستند که برای این عصر در نظر گرفته و عنوان شدهاند. میتوان این انتخاب و نامگذاریها را محصول پیشرفت و افزایش ضریب نفوذ رسانهها در زندگی بشر امروزی دانست.
پساساختارگرایان بهطور خاص به نقش رسانهها در زیست و سبک زندگی بشر اشاره دارند، آنها فرهنگ و گفتمان امروز را برخلاف ساختارگرایان نه بازتاب واقعیات بیرونی که بازنمایی و تولید کننده واقعیت میدانند؛ فارغ از اینکه این قرائت را از پستمدرنیسمها بپذیریم یا خیر، تأثیر رسانهها در فرهنگ و هویتهای ملی و همچنین رفتارهای فردی و اجتماعی جوامع غیرقابل انکار است.
فرقی نمیکند از شبکههای ماهوارهای صحبت میکنیم یا وب 1، 2 و 3 امروزه اهمیت رسانهها تا آنجا است که حتی در دیپلماسی عمومی، قدرت نرم و حتی استعمارفرانو این رسانهها و فرایندهای ارتباطاتی هستند که حرف اول را میزنند و مولد و مؤید قدرت است.
دولتها در سیاستگذاریهای خود با ایجاد هژمونی رسانهای میتوانند افکار عمومی جهانی را با خود و سیاستهایشان همسو کنند.
این شرایط باعث شده است که دولتها در روند علمی و تحقیقاتی خود به رشتههای مرتبط با حوزه رسانه و قدرت نرم اهمیت داده و برای این دانشکدهها و دانشآموختگان آنها امتیازهای خاصی قائل شوند؛ بهعنوان مثال در دانشگاهی در ایالت ایلینوی آمریکا چهار دانشکده بیزینس کلاس وجود دارد که به دلیل اهمیت آنها برای آینده این کشور جزو رشتههایی هستند که بدانها اهمیت و امتیاز مخصوصی میدهند ازجمله رشتههای این طیف،IT و فناوری است.
مشکل دیگر این است که دانشجویان در سیستم آموزشیِ مورد اشاره، بیشتر با تئوریهای فکری و انسانی در روند آموزشی خو میگیرند.
بااینحال در کشور ما روند علمی مربوط به مدیریت رسانه و طراحی پیامهای رسانهای هنوز جایگاه خود را پیدا نکرده است.
ما در راستای دستیابی به قدرت منطقهای و جایگاه تعریف شده در اسناد چشمانداز داخلی نیازمند دستیابی به ارتقای تکنولوژیک رسانهای و فناورانه هستیم. علاوه بر این در معرض جنگ نرم نابرابر هستیم، به صورتی که دریکی از عرصههای آن در مواجهه با بیش از 200 شبکه ماهوارهای فارسیزبان که به دنبال استحاله هویت ایرانی اسلامی میباشند قرار داریم؛ بااینحال هنوز نمیتوانیم ادعا کنیم که نتیجه و ماحصل حوزههای علمی و تحقیقاتی ما میتوانند هژمونی رسانهای جمهوری اسلامی را در دهکده جهانی ارتباطات ایجاد و یا رهبری کنند.
لازمه دستیابی به قدرت نرم و دیپلماسی رسانهای موفق در جهان و هدایت و حراست از افکار عمومی و فرهنگ داخلی ایجاد رویکردهای صحیح علمی و آموزشی که ماحصل آن نیروهای نخبهای هستند که خواهند توانست فراگردهای لازم برای دستیابی به این مهم را مدیریت کنند.
در این راستا میبایست در علوم ارتباطات و مدیریت رسانه در حوزه انسانی و IT در حوزه فنی به رویکردهای مناسب آموزش و تربیت دست پیدا کنیم. در حوزه فنی در وضعیت مطلوبتری قرار داریم. نقطهضعفهای ما در نهادهای آموزشی مرتبط بیشتر در حوزههای انسانی و وحدت این دو حوزه کلان است. دانشآموختههای رشتههای ارتباطات و مدیریت رسانه با مشکلات گوناگونی دستوپنجه نرم میکنند:
1- نبود آموزشهای کاربردی و میدانی در حوزههای اجرایی:
دراینباره آنچه مشخص است بسیاری از آموزشهای موردنیاز در دانشکدههای ما صرفاً نظری و بدون در نظر گرفتن میدانهای اجرایی و شرایط محیط کار رسانهها است.
درواقع آنچه دانشآموختگان آموزش میبینند با روندهای تولید در نهادهای رسانهای دارای تفاوت است. علاوه بر این بااینکه بسیاری از موقعیتهای تولید پیام و مدیریت یک رسانه نیازمند آموزش کارورزانه است اما دانشجویان بهصورت تئوری و محدود با این مفاهیم آشنا شده و آموزشدیده و توانایی اجرای مناسب و خلاقانه را در محیط کار دارا نیستند، بهعنوانمثال در تجربهای که برای نگارنده وجود دارد در کلاس آموزشی طراحی گرافیکی بهجای آموزش با نرمافزارهای روز طراحی مانند فتوشاپ و ایندیزاین، دانشجویان با صفحات نور مربوط به دهههای گذشته آموزش داده میشوند!
2- تجربهگرایی در نهادهای رسانهای:
نهتنها دانشآموختگان واردشده در حوزه کار تخصص کافی و کاربردی را ندارند بلکه بسیاری از کارکنان رسانه نیز به دلیل تجربهگرایی حاکم در نهادهای رسانهای، تخصص کارآمد در تولید پیام یا مدیریت یک رسانه را ندارند، این بدین دلیل است که در رسانهها تخصص و تجربه آمیختگی لازم را نداشته و کمیت هرکدام در یک رسانه حرفهای لنگ میزند.
این وضعیت همچنین برای دانشآموختگان دانشکدههای رسانه دید منفی نسبت به آینده شغلی و بیانگیزگی برای کسب مهارتها را ایجاد میکند.
3- بهروز و جامع نبودن واحدهای آموزشی موردنیاز:
اساسیترین مشکل در بخش آموزش این است که دانشجویان ما تنها بر اساس تاریخچه و مفاهیم تئوری ارتباطات و رسانه آموزش داده میشوند. آنها همچنین در آگاهی و استفاده از نظریات روز محروم بوده و از طریق اساتید نکتهای قابلتوجه دستگیرشان نمیشود. این مشکل تا آنجا است که باید گفت در اکثر دانشکدههای مرتبط اثری از آموزشهای مرتبط با فضاهای جدید ارتباطات و رسانه مانند مدیریت اجرایی و محتوایی وب 2 و 3 وجود ندارد.
مشکل دیگر این است که دانشجویان در سیستم آموزشیِ مورد اشاره، بیشتر با تئوریهای فکری و انسانی در روند آموزشی خو میگیرند و از آموزش و آشنایی آنها با ابعاد فنی و تکنولوژیک رسانه غفلت میشود و اکثر این دانشآموختگان نسبت به امور فنی رسانهها و تنظیم یک عملیات با توجه به خصوصیات تکنولوژیک رسانهها ناتوان و دچار ضعف هستند. این روند، باعث میشود در مدیریت رسانه و طراحی پیکارهای ارتباطاتی خلاقیت و تأثیرهای لازم را نداشته باشند.
سؤال اینجاست دانشجویان در واحدهای درسی چند واحد مرتبط درباره مسائل نوینی چون شبکههای اجتماعی و نوروساینس مدیا میگذرانند؟
در کشوری که اهمیت فضای مجازی نزد رهبر آن به میزانی است که میفرماید: "اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم حتماً رئیس فضای مجازی کشور میشدم"، چرا روند آموزش و پژوهش در حوزههای مرتبط با رسانه بهویژه فضای سایبری با عف های جدی روبرو است؟ قطعاً از چنین روند علمی در کشور مشکل پارازیت و واگذاری عرصه به شبکههای ماهوارهای پیش میآید؛ مسئله فیلترینگ و جولان شبکههای اجتماعی خارجی به وجود میآید، ناتوانایی در مدیریت صحیح وب 2 و 3 و مشکل تولید محتوا، فرهنگسازی و تولید پیامرسانهای داخلی مطرح میشود و موضوع مهمی چون حکمرانی فراملی به یک چالش تبدیل میشود؛ بگذریم از اینکه در آیندهای نزدیک با بحرانهایی درزمینهٔ اینترنت ماهوارهای و اینترنت اشیا نیز روبرو خواهیم شد.(1)
ما هنوز نیروهایی توانمند برای مدیریت فنی و محتوایی تکنولوژی رسانه و فرهنگ زیست رسانهایمان تربیت نکردهایم. در این زمینه مزیتی برای هدایت افکار عمومی و فرهنگسازی داخلی نداشته و همچنین در ایجاد هژمونی رسانه و قدرت فناورانه کارآمدی لازم را دارا نیستیم.
قدم اول در تغییر وضعیت فعلی و دستیابی به قدرت نرم در منطقه و جهان، اصلاح سیاستگذاریها و روند علمی و آموزشی در حوزه محتوایی و فنی ارتباطات و رسانه است.


