ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

یکشنبه, 20 آبان 1397 14:33

جشن‌های لاکچری یا وارداتی!

روانشناسان تبیان به آسیب شناسی جشن های غربی در ایران می پردازند:

 

 

 

«تعیین جنسیت لاکچری؛ شما چی فکر می‌کنید دختره یا پسر؟!»، «چقدر شیرین است وقتی کوچولوت برای اولین بار راه می‌رود؛ مرسی از مهمون هایی که تو جشنمون شرکت کردند»، «جشن هالووین مهشید جون در مدرسه» و...این جملات اینستاگرامی برایتان آشنا نیست؟ چند تا از این پست‌ها را تا به حال لایک کرده‌اید؟
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه
جشن وارداتی، جشن غربی، ایران،

 

 

جشن‌های ایرانیان عمر چند صد ساله‌ای دارد که می‌توان عمر برخی از این جشن‌ها را با عمر این ملت و مردم برابر دانست اما این روزها مدگرایی به دامنهٔ جشن‌های ایرانی هم رسیده است و حالا دیگر جشن‌هایی به گوش می‌رسد که اسمش هم عجیب است.

برگزاری جشن در مناسبت‌های مختلف برای نسل‌های دو-سه دههٔ پیش ساده اما پر از صمیمت و شادی بود و هنوز هم از خاطر آنها محو نشده است اما به تازگی جشن‌های عجیب و غریبی مد شده است که اسم آن ها را می‌گذارند روشنفکری و امروزی بودن؛ ما هم مثل شما با این جشن‌ها آشنا نبودیم و با آنها از طریق شبکه‌های مجازی آشنا شدیم؛ جشن‌هایی که عکس انها در صفحات مجازی منتشر می‌شود و لایک های زیر آن میخ انحطاط را بیشتر از قبل به قلب رسم و رسومات قدیمی می‌کوباند.

عده ای جوانان این دوره و زمانه را مقصر برگزاری این جشن‌ها می‌دانند اما این جشن‌ها نه ربطی به دهه هفتاد و هشتادی‌ها دارد و نه ربطی به بالای شهر و پایین شهر.این روزها جشن‌هایی مثل هالووین، طلاق، ولنتاین، تعیین جنسیت، گودبای پنپرز و...بهانه‌ای برای شادی در میان برخی از مردم ایران شده است! این درحالی است که برگزاری برخی از این جشن‌ها که به تقلید از غرب گرفته شده است حتی در آن کشورها هم ریشه در خرافت مردم دارد.

جشن‌هایی از بارداری تا گرفتن از پوشک!

برای خیلی از پدر و مادرهای امروزی دیگر جشن‌های تولد و حمام زایمان و... قدیمی شده است و آنها دست به خلاقیت زده‌اند و جشن‌هایی را راه انداخته‌اند که کمی تا قسمتی عجیب و غریب است. این جشن‌ها از زمانی که مادر متوجه بارداری‌اش می‌شود شروع می‌شود و تا هر زمانی که دلشان بخواهد به بهانه‌های مختلف این جشن‌ها را ادامه می‌دهند.

یک زمانی زوج‌ها از اینکه حتی به دیگران بگویند که بچه دار شده‌اند هم شرم و حیا داشتند و تا مدت‌ها این مسئله را حتی از والدین خود پنهان می‌کردند اما امروز دیگر نه تنها بچه دار شدنشان را پنهان نمی‌کنند بلکه برای تعیین جنسیت فرزندشان جشن هم می‌گیرند و با ترکاندن بادکنک یا بریدن کیک، راز جنسیت فرزندشان برای بقیه روشن می شود.

بعد از به دنیا آمدن بچه، جشن ها همچنان ادامه می یابد؛ از زمانی که بچه دندان در می‌آورد تا زمانی که از پوشک گرفته می‌شود، جشن هایی تدارک دیده می شود که تمام تم های آن مطابق با آن مراسم است.

جشن طلاق!

این جشن حتماً تا به حال به گوشتان خورده است؛ جشنی که بیان کننده مجرد شدن برگزار کننده مراسم است. در رابطه با اینکه اولین کشوربرگزار کننده جشن طلاق کدام کشور است اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای معتقدند جشن طلاق برای اولین بار در کشور انگلستان برگزار شد به طوری که زوج‌های انگلیسی پس از طلاق و جدایی از هم به مناسبت این حادثه تلخ یا شیرین دوستان و آشنایان خود را به مهمانی دعوت می‌کردند و برای این مجلس کیک بزرگی را که عروسک‌هایی از زن و شوهری که از هم جدا می‌شوند روی آن قرار داشت، سفارش می‌دادند.
عده‌ای دیگر معتقدند جشن طلاق ابتدا از آمریکا وارد شده است؛ چنانچه روانشناسان آمریکایی اعتقاد داشتند این جشن، زهر جدایی و تلخی‌اش را می‌گیرد و تحمل رنج زندگی پس از طلاق را می‌کاهد. 

عده‌ای هم ژاپنی ها را از طرفداران پر و پا قرص جشن طلاق می‌دانند و می گویند: ژاپنی‌ها در پایان جشن طلاق، حلقه‌های ازدواج خود را با پتک خورد کرده و در دهان قورباغه‌ای که در فرهنگ ژاپنی نماد شادی و رهایی است می‌اندازند و عروس هم دسته گل طلاق را در میان جمع مهمانان پرتاب می‌کند و دسته گل به دست هر کسی برسد، طلاق بعدی از آن اوست. به هر ترتیب جشن طلاق از هر کشوری که وارد شده باشد اکنون به یکی از پدیده‌های شوم کشور ما هم بدل شده است که خبر رسمی برگزاری این مراسم در ایران در سال 88 در یکی از روزنامه‌ها کار شد.

جشن هالووین!

هالووین یکی از جشن‌های مسیحیت غرب است که درشب 31 اکتبر (9 آبان) برگزار می‌شود. برای آماده شدن در این جشن چهره‌ها باید ترسناک باشد و به همین منظور افراد چهره یشان را با نقاشی ترسناک می‌کنند و لباس‌های عجیب می‌پوشند. همچنین کدو تنبل از نمادهای این جشن است که داخل آن را خالی می‌کنند و با درست کردن چشم و ابرو آن را به شکل ترسناکی در می‌آورند. این جشن چند سالی است که به تقلید از غرب در ایران رواج یافته است و این مسئله زمانی جلوه ناراحت کننده‌ای به خود می‌گیرد که از سوی مدارس که مکانی جهت تربیت دانش آموزان که همان آیندگان جامعه هستند ترویج می‌شود.

سنگ بنای ظهور جشن‌های غربی

امان الله قرائی مقدم آسیب شناس و جامعه شناس در گفت و گو با تبیان در این خصوص می‌گوید: فرهنگ داشته‌های ماست و تمدن آن چیزی است که بر ما وارد می‌شود لذا این جشن‌های غربی، تمدن کشورهای مختلفی از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه و... است که بر ما وارد شده است و این فرهنگ وارداتی بر فرهنگ ملی ما تأثیر منفی می‌گذارد. همچنین مسئله فرهنگ به قدری پیچیده است که اگر با خلأ مواجه شود، عناصر دیگری جایگزین آن خواهند شد؛ چنانچه ما در ایران باستان حداقل در هر ماهی یک روز جشن داشتیم اما به مرور زمان از تعداد این جشن‌ها کاسته شد و با خالی شدن عناصر فرهنگی عناصر دیگری از تمدن‌های بیگانه وارد کشورمان شد. مثل جشن‌های کریسمس، ولنتاین و هالووین و ...

قرائی مقدم مسئولان فرهنگی را متولی برگزاری جشن‌های ملی می‌داند و اظهار می‌کند: جوانان نیاز به شادی دارند و ما باید با برگزاری جشن‌های ملی شرایطی را برای آنان فراهم کنیم تا شاهد غرب زدگی جوانان نباشیم.

علت گرایش به برگزاری جشن‌ها غربی

مجید ابهری رفتار شناس اجتماعی هم در گفت و گو با تبیان به بی توجهی نهادهای متولی و خانواده‌ها به مناسبت‌های ملی و دینی اشاره کرد و اظهار داشت: کم لطفی به هویت ملی و گسترش فضای مجازی باعث شده است که جشن‌های ملی کم کم کمرنگ شود و جشن‌هایی مثل هالووین مورد توجه جوانان قرار بگیرد.
ابهری در ادامه افزود: بزرگرار کنندگان این گونه جشن‌ها 2 دسته هستند؛ دستهٔ اول افرادی هستند که به تقلید از دیگران و بخاطر عقب نماندن از دوستان خود به اینگونه مسائل تظاهر می‌کنند گروه دوم افرادی هستند که یا در غرب زندگی می‌کنند و یا با بعضی از افراد حاضر در غرب ارتباط فامیلی دارند و به پیروی از آنها تن به این کارها می‌دهند. همچنین در این مورد باید به نقش برخی از فروشگاه‌ها اشاره کرد که در زمان‌های خاصی همچون ولنتاین و کریسمس و... دکوراسیون خود را تغییر می‌دهند و هدایای مناسب جشن‌های غربی را حتی با تخفیفات ویژه در مغازه خود می‌چینند و به فروش می‌رسانند.

ابهری تصریح کرد: راه پیشگیری از این مسائل برخوردهای سلبی نیست چرا که با چنین برخوردهایی تنها راه را برای زیرزمینی شدن این جشن‌ها فراهم می‌کنیم که همین موضوع زیان‌های سنگینی را به جامعه و فرهنگ ما وارد می‌کند لذا تنها راه پیشگیری از این مسئله این است که خانواده‌ها و مسئولان در مناسبت‌های مذهبی جشن‌هایی برگزار کنند و اجازه ندهند که هویت فرهنگی و ملی ما جای خود را به هویت غربی و مناسبت‌های مختلفی دهد که حتی در میان جوانان غربی هم مورد توجه نیست.

مقبولیت جشن‌های بیگانه!

مردم ایران هر چیزی را که ببینند، بخوانند و مورد تأیید قرار دهند، بی‌چون‌وچرا آن را قبول می‌کنند اما متاسفانه ما گوش و چشم مردمان را بر روی یکسری از مسائل بسته ایم و در این راه غرب موفق تر عمل کرده است چنانچه می‌بینیم غرب با تبلیغ و بازگو کردن تاریخچهٔ جشن‌ها، آن را در دید مردم جذاب جلوه داده است به گونه ای که  مردم جامعه از جشن‌های بیگانه بهتر و بیشتر از جشن‌ها داخلی اطلاعات دارند و آن را می‌پذیرند! علت آن‌هم می‌تواند این باشد که یا مردم ما از تاریخچهٔ جشن‌های داخلی اطلاعات لازم را ندارند و به همین دلیل هم برای آنها مراسمی در نظر نمی‌گیرند و یا شور و نشاط برگزاری جشن‌های داخلی را به‌اندازهٔ جشن‌های بیگانه نمی‌دانند لذا لازم است که در این زمینه تدبیری اندیشیده شود تا جامعه فرهنگ ایرانی و ملی خود را همچنان حفظ کند.

 
 
بیشتر بخوانید

'ولنتاین' افسانه ای در برابر آیین های واقعی ایرانی - اسلامی

پارتی های پرخطر در تهران

مهد کودک، نوستالژی جدید کودکان ما

شنبه, 19 آبان 1397 14:06

هوش درون فردی گاردنر

هوش های 9گانه گاردنر، بخش هفتم

 
 
 
 
نویسنده : یگانه داودی
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه

محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان

هوش های 9گانه گاردنر  ( بخش  هفتم: هوش درون فردی)

 

 

این هوش از طریق آگاهی عمیق از احساسات درونی افرادی که از آن بهره ور هستند بروز می کند. این هوش به صاحبان آن این اجازه را می دهد که از توانایی هایشان باخبر باشند و امکاناتشان را در یابند.

افرادی که از این هوش بهره مندند میل به استقلال و خودراهبری دیده می شود و اغلب در مو ضوعات بحث برانگیز دارای نقطه نظرات محکمی هستند. حس اعتماد به نفس قوی دارند، از اینکه خودشان به تنهایی روی پروژه و طرح هایشان کار می کنند.لذت می برند. در تنهایی به تفکر و اندیشه علاقه مندند. فقط در جلساتی بیشتر شرکت می کنند که موضوع آن و هدفشان چگونگی رشد فردی است. معمولاً یک سرگرمی دارند که به آن دل مشغول هستند. مثلاً جمع آوری سکه-تمبر و...

تنهایی را ترجیح می دهند و از مهمانی یا گردهمایی یا صرف اوقات فراغت در بیرون منزل لذت نمی برند. خود را مصمم و مستقل می داند.اهداف مهمی برای زندگی دارد که مرتب به  آن فکر می کند از حالات روحی، مقاصد،انگیزه ها، آرزوها، خودآگاهی ارزیابی از خود توانایی ها و انضباط شخصی ... تصویر دقیقی دارد.


 مشاغل و حرفه های موفقیت آمیز برای آن ها:
1.روان درمان
2.فیلسوف
3.روانشناس
4.رهبر مذهبی
5.حکیم الهیات
6.معلم علوم دینی

 

مطالب مرتبط:
هوش های چند گانه ی گاردنر
هوش کلامی، زبانی(بخش اول: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش ریاضی-منطق(بخش دوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش دیدی-فضایی-مکانی(بخش سوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش موسیقیایی-ریتمیک-موزون(بخش چهارم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش حرکتی – جسمی(بخش پنجم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش برون فردی(بخش ششم:هوش های 9گانه گاردنر)
هوش درون فردی(بخش هفتم: هوش های 9 گانه گاردنر)
هوش طبیعت گرا - هوش هستی گرا ( بخش هشتم و نهم هوش های 9گانه گاردنر)

خیانت را فقط از زاویه جنسی نبینیم

 

 

برخی می خواهند به خیانت نگاه جنسی کنند مثلا اصرار دارند بگویند اگر همسرش به درستی نیازهای جنسی فرد را تأمین کرده بود او مرتکب چنین کاری نمی شد در حالیکه هستند زوج هایی که رابطه ی جنسی موفقی دارند اما با این حال خیانت می بینند پس اگر خیانت پروژه ای جنسیتی نیست پس چیست؟
 
 
نویسنده : حسن فرامرزی
زمان تقریبی مطالعه : 8 دقیقه

 

خیانت

 

 

نیمه های شب است. صدای زنی که با حرارت تمام جیغ می زند محله را در تسخیر خود درآورده است. مدام به کسی که بعدا با قرائن متوجه می شوی همسرش است داد می زند و از او می خواهد که از جلوی چشم هایش برود کنار. کلماتی مانند عوضی و آشغال از زبانش نمی افتد و لابلای همین خطاب ها متوجه می شوی که داستان خیانت در کار است: "برو با همون دختر باش. عوضی! تو که گفتی من باهاش رابطه ندارم." گلوی این زن حدود ده دقیقه سکوت محله را می شکند و دوباره سکوت برقرار می شود. آیا مساله حل شده است؟ نه! مساله دوباره زیر پوست شهر رفته است.

خیانت صرفا پروژه ای جنسی نیست

بسیاری از ما حتی تحلیلگران، دچار این تحریف شناختی می شوند و اصرار می کنند که خیانت را پروژه ای جنسیتی معرفی کنند. مثلا می گویند که مردها بیشتر خیانت می کنند تا زن ها  و آمار و ارقام  مختلفی را هم می آورند اما این آمارها یک ایراد اساسی دارد و آن است که برای هر خیانتی به دو ضلع نیاز است: این یعنی اگر خیانتکار یک مرد است زنی با او در بیرون از چارچوب رابطه زناشویی برای خیانت همکاری کرده است و اگر خیانتکار زن است مردی بیرون از چارچوب رابطه خانواده و زناشویی با او همکاری کرده است.  بنابراین اگر در جامعه ما این اصرار وجود داشته باشد که خیانت را پروژه ای جنسیتی قلمداد کنیم در واقع صورت مساله را بد دیده ایم. این در واقع نوعی فرافکنی است چون اگر این گونه ادعا شود که مردها خیانتکار هستند زمینه فرافکنی برای فرار از تعهد و مسئولیت زنان در این باره فراهم شده است و اگر ادعا شود که زن ها خیانتکار شده اند مردها دچار این توهم خواهند شد که آن ها ایرادی ندارند.

ریشه معنایی تنوع خواهی جنسی کجاست؟

با این حال اگر خیانت پروژه ای جنسیتی نیست پس چیست؟ چرا افراد به همدیگر در پروژه زناشویی خیانت می کنند؟ بگذارید از یک زاویه ای دیگر به این مساله نگاه کنیم. برخی می خواهند فقط از مدل های جنسی به این داستان نگاه کنند در صورتی که مدل های جنسی جوابگوی شرح این داستان نیست. مثلا اصرار دارند بگویند اگر همسرش به درستی نیازهای جنسی فرد را تأمین کرده بود او مرتکب چنین کاری نمی شد. می خواهند موضوع را در قالب سردمزاجی و گرم مزاجی حل و فصل کنند در حالی که شما اگر سری به اتاق های مشاوره و سایت ها و پیج هایی که در آن ها زنان و مردان با سرپرستی یک روانشناس درباره موضوعاتی از این دست سخن می گویند بزنید  می بینید که بسیاری از زنان می گویند تنوع طلبی همسر آن ها ربطی به تأمین نشدن نیازهای جنسی او ندارد چون هیچ مشکل جنسی در رابطه آن ها وجود نداشته است.

پس چرا زن یا مردی که ظاهرا هیچ حفره جنسی در رابطه زناشویی خود نداشته باز به دنبال یک رابطه جنسی دیگر رفته است. چالش را باید در معنای زندگی و تلقی که فرد از معنای زندگی خود دارد جستجو کرد. درست است که ظاهر داستان این است که مثلا مردی به همسر خود خیانت کرده و با یک جنس مخالف رابطه برقرار کرده است اما در حقیقت زیر بستر این رابطه چیزهای دیگری در جریان است.  فرض کنید من کسی هستم که مدام در زندگی و ذهن خود احساس بی ارزشی و پوچی می کنم. احساس می کنم که  فرد کم ارزشی هستم از آن سو در جامعه تلقی های تحریف شده ای درباره ارزش و هنجار و قدرت و برتری مردانه وجود دارد. مثلا  من این گونه برداشت می کنم که:  من ارزش و جایگاه خودم را به عنوان یک مرد باید نشان دهم پس اگر در یک اداره به من اجازه ندادند که فرصت خودنمایی و جلوه گری داشته باشم می توانم این عقده و گره را با شروع یک رابطه خارج از زناشویی جبران کنم. در واقع فرد این گونه خود را فریب می دهد و پوشش بر روی احساس کم ارزشی خود می کشد.

توهّم حل شدن مساله با جابجایی آن

از آن سو زنی را تصور می کنید که مثلا احساس می کند رابطه زناشویی او با همسرش دچار یکنواختی و کسالت شده است.  احساس می کند  همسرش دیگر او را دوست ندارد یا این که از نوع دوست داشتن مهرطلبانه افراطی همسرش خسته شده است بنابراین درصدد می آید که رابطه دیگری را مثلا با فردی که بهتر می تواند ابراز محبت و عشق کند شروع کند.  در این جا هم مساله به جای آن که حل شود در واقع جابجا می شود. زن با توهم "حل شدن مساله با جابجایی آن" وارد رابطه ای دیگر شود و انتظار دارد از این یکنواختی خارج خواهد شد اما در واقع مساله به جای حل منتقل می شود.  چون حتی اگر بپذیریم که نوع دوست داشتن همسر او  مهرطلبانه افراطی و وابستگی منفی بوده است جای تردیدی نیست که زن نیز بخشی از این داستان است  و به جای این که با همسر خود در این باره صحبت و سعی کند که رابطه اش با او را تصحیح و ترمیم کند یا اگر کارد به استخوان رسیده از او جدا شود مشکل را به سویی دیگر می برد.

حفره درونی، گره و چالش اصلی است

کسی که به همسر خود چه مرد یا چه زن در رابطه زناشویی خیانت می کند ریشه تنوع خواهی خود را باید در مسایل دیگری جستجو کند. در واقع مساله حقیقی او برقراری یک رابطه دیگر نیست چون اگر آن رابطه هدف بود پس چرا مردانی هستند که به دنبال روابط متعدد کشیده می شوند با این حال نمی توانند به یک رضایت درونی برسند. چون مساله رابطه جدید نیست مساله این است که فرد نتوانسته رابطه درستی با خود و حفره های درونی اش برقرار کند. در واقع مساله این است:  من می ترسم به آن چالش های درونی خود نگاه بیندازم، می ترسم به احساس بی ارزشی یا میل روزافزون به قدرت طلبی یا خودبرتربینی نگاه کنم و بنابراین مساله ام را با عدول از یک رابطه می پوشانم.
اگر کسی که در رفتار خیانت، شرطی شده است با رفتار خود یکی نشود و بتواند رفتار خود را تماشا کند، به بینش جدیدی درباره خود و رفتارش خواهد رسید. در واقع اغلب کسانی که بیرون از متن زندگی مشترک، رابطه عاطفی دیگری را در بیرون خانه آغاز می کنند به جای این که مساله خود را بپذیرند سعی می کنند آن را فرافکنی کنند مثلا می گویند شریک زندگی شان، آن ها را درک نمی کند به نیازهایشان بی توجهی می کند یا گرمایی در این رابطه نمانده است یا این که من از سوی دیگران بهتر فهمیده می شوم تا از سوی همسرم در حالی که حتی اگر این استدلال ها صادقانه باشد که اغلب نیست یعنی طرف می تواند بپرسد که آیا من شی بی جان هستم و طرف مقابل فقط باید رابطه را گرم کند؟ مسئولیت من در این باره چیست؟ و ... - با فرض این که مثلا همسر طرف به او بی توجهی می کند باز سوال این خواهد بود که آیا ریشه واقعی و نه فرافکنانه خیانت من به همسرم از بی توجهی او می آید؟ انگار همسرم دست مرا می سوزاند و من در برابر آن دست دیگرم را هم می سوزانم که آن درد را برطرف کنم. راهکار این است که من در این باره با او گفتگو کنم و ببینم اولا منشا آن سردی چیست و در ثانی به فرض وجود سردی در رابطه سهم من در این میان چیست؟ بنابراین مهم است که فرد برخورد واقع بینانه ای در رسیدن به ریشه های واقعی خیانت داشته باشد و مثلا به وضوح دریابد که او به شدت درگیر گرفتن تایید از بیرون است و اصالت رفتاری خود را نه از درون بلکه از بیرون می گیرد بنابراین وقتی یک زن بیرون از رابطه ازدواج او را تایید می کند بلافاصله احساس می کند که با او می تواند خوشبخت تر باشد.

 
 
بیشتر بخوانید

آیا خیانت را باید بخشید؟

خیانت زنان به یکدیگر!

شوک بعد از کشف خیانت

چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی می‌آورد؟

 

 

 

اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است.
 
 
 
مان تقریبی مطالعه : 3 دقیقه

 

رابطه جنسی،همسر،لذت جنسی، اعتیاد، خانواده ایرانی

 

 

طی سال‌ها رابطه‌ی جنسی با همسر سابقم باعث شده کارهای احمقانه‌ای بکنم. مثل وارد شدن به روابطی که هیچ برنامه‌ای برای‌شان نداشته‌ام، فقط به این دلیل که به‌خاطر رابطه‌جنسی‌ به او وابسته شده بودم.

البته دلیلش این نبود که آن رابطه‌ی جنسی آنقدر هوش از سرم پرانده بود که نمی‌توانستم دست از آن فرد بکشم ولی به‌این خاطر که آن رابطه‌جنسی مغزم را فریب داده بود که از آن آدم بهتر روی زمین پیدا نمی‌شود.

من اسم این پدیده را «دیوانگیِ ناشی از رابطه‌ی جنسی» می‌گذارم. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از ایجاد رابطه‌ی جنسی با یک فرد جدید، ذهن منطقی‌تان مغلوب ذهن احساسی‌تان می‌شود. ولی چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی‌ای اینچنینی ایجاد می‌کند؟

دو سال تمام طول کشید تا اینکه ذهن منطقی‌ام بتواند در جنگ پیروز شود و آن فرد را کنار بگذارم. بااین‌حال بااین‌که می‌دانستم آن رابطه هیچ‌وقت به هیچ‌کجا نمی‌رسد، قلبم شکسته بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این احساسات را به فرد دیگری هم پیدا کنم؟ همه چیز افتضاح بود. ولی بعد از بیرون کردن کامل او از ذهنم خیلی طول نکشید که بتوانم درک کنم چقدر آن رابطه برایم مضر بوده است.

بعد از اینکه از شرِ طلسم آن رابطه‌ی جنسی خلاص شدم نمی‌فهمیدم که چرا زودتر خودم را از آن رابطه بیرون نکشیده‌ام. اوایل به‌خاطر حماقتم خودم را سرزنش می‌کردم ولی بعد برایم مشخص شد که منطق هیچ قدرتی در چنین شرایطی ندارد. همه چیز به شیمی مغز برمی‌گردد.

۱. هورمون عشق واقعیت دارد – و خیلی هم قدرتمند است.

آیا هر زمان که با فردی جدید وارد رابطه ی جنسی می‌شوید، حتی اگر از قبل تصور نمی‌کردید به درد رابطه‌ی جدی با هم بخورید، وابسته می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید؛ مقصر هورمون اوکسی‌توسین است که طی رابطه‌جنسی تولید شده و در بدنتان پخش می‌شود و باعث می‌شود بخواهید کنار آن فرد بمانید. اوکسی‌توسین همچنین به ایجاد پیوندهای متعهدانه بین زوج‌ها هم کمک می‌کند و بین افراد حس اعتماد به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، مغزتان شما را به بازی گرفته است.

البته ازآنجاکه زندگی هیچ‌وقت عادلانه نیست، اوکسی‌توسین در مغز زنان بسیار بیشتر از مغز مردان ترشح می‌شود و به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان بعد از رابطه‌ی جنسی دچار وابستگی می‌شوند.

۲. قسمتی از مغز در زمان اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود.

اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است.

۳. عشق اعتیادآور است.

شده تابه‌حال دوستی داشته باشید که فکر می کند به عشق اعتیاد دارد (شاید هم آن دوست خودتان باشید)؟ این افراد معمولاً از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌روند، رابطه‌هایی که هیچ‌کدام به دردشان نمی‌خورند. این افراد ممکن است از نوعی اعتیاد رنج ببرند. به آن اعتیاد به اوکسی‌توسین می‌گویند و مشکل‌شان کاملاً جدی است.

اوکسی‌توسین بخش پاداش در مغز را فعال کرده و نوعی حس شادی ایجاد می‌کند. درواقع، درست همان قسمت از مغز را فعال می‌کند که هروئین فعال می‌کند. این چرخه‌ی پاداش می‌تواند اعتیادی واقعی به واکنش نورولوژیکی به عشق ایجاد کند.

خُب الان دیگر همه چیز را می‌دانید. می‌دانم وقتی به موضوع خیلی علمی نگاه می‌کنید از بارِ عاشقانه بودن رابطه کم می‌کند ولی از طرفی هم وقتی بدانید این چیزی نیست که در کنترل‌تان باشد یک نفس راحت می‌کشید. این مغز و آن هورمون‌های مزاحم‌اند که شما را وارد این داستان می‌کنند. بنابراین بااینکه نمی‌توانید جلوی وابسته شدن خودتان را بگیرید، دست‌کم می‌توانید بفهمید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. و دانایی (درمورد اینکه چطور به دام نیفتید) توانایی است.

 


 

منبع : مردمان

با ازدواج های باکلاس آشنا شوید

 

 

 

گرچه می‌توان بدون پاسخ به این سوال‌ها ازدواج کرد، اما اگر هر کس، پیش از ازدواج، کلاس ازدواج خود را بشناسد و تا جایی که می‌تواند آن را ارتقا بسیار موثرتر و مفیدتر دهد، این ارتقا رشد او را در بسیاری زمینه‌ها تضمین خواهد کرد. همچنین شناخت کلاس ازدواج کسی که برای ازدواج انتخاب می‌کنیم، کمک می‌کند که هماهنگی و همخوانی طرف مقابل را با خود بهتر پیش‌بینی کنیم.
 
 
 
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه
ازدواج، کلاس، نیاز جنسی،عشق، کلوب ازدواج

 

 

خود من اولین بار که شنیدم ازدواج کلاس یا طیف‌هایی دارد (چیزی حدود نه و به طور فشرده چهار کلاس)، تعجب کردم. گمان می‌کردم همه انسان‌ها به دلایلی کم و بیش مشابه هم ازدواج می‌کنند و اهداف‌شان از ازدواج و آرزوهای‌شان در ازدواج کم و بیش مثل هم است؛ اما با اطلاع از کلاس‌های ازدواج متوجه شدم که اینطور نیست.
در واقع، ازدواج هر کس در کلاس بخصوصی می‌گنجد و کسی در ازدواج موفق است که بتواند کلاس خود را ارتقا دهد و از یک به دو، سه و... برساند.
بدین ترتیب، کلاس اول ازدواج، به نوعی تحت آگاهی کمتر طرفین انجام می‌شود و کلاس‌های بالاتر، به ترتیب با آگاهی‌های بیشتری صورت می‌گیرند و بهره‌وری از ازدواج نیز به همین ترتیب افزایش می‌یابد.

کلاس صفر در ازدواج!

باید گفت که کلاس‌های ازدواج از یک شروع نمی‌شوند و کلاس صفر هم در ازدواج وجود دارد! شاید نامگذاری صفر به این دلیل است که این کلاس بهتر است با ارتقای رشد و آگاهی انسان‌ها از ازدواج و دستاوردهای آن، هر چه زودتر حذف شود و جایگزین‌های بهتری پیدا کند.
به هر صورت کلاس صفر، ابتدایی‌ترین حالت ازدواج است که فقط جنسیت یا روابط جنسی آن مطرح است در واقع در اکثر موارد، این ازدواج‌ها بدون بررسی عمیق‌ طرف مقابل و بدون توجه به شخصیت او انجام می‌شود و گویی تنها مسأله «جنسیت» است. در چنین ازدواجی، اصل، برقراری روابط جنسی است.
بنابراین، شخصیت، موقعیت، وضعیت و شرایط طرف مقابل اصلا مهم نیست یا اهمیت کمی دارد. علائق و اهداف نیز هیچ ارزشی ندارند. حتی چهره و اندام و ملاک‌های ظاهری‌تر هم مهم نیستند و همسر تنها باید بتواند نیاز جنسی را برطرف کند!

ازدواج «کلاس» یک

ازدواج کلاس یک، به نوعی همان ازدواج‌های فیلمی است! در این نوع ازدواج، زندگی مثل یک فیلم زیبا تصویر می‌شود و رویاهای طرفین شبیه داستان‌های سیندرلایی یا فیلم‌های عشق و عاشقی دهه هشتاد هالیوود است.
یک دختر و پسر که دوستان خوبی هستند و همدیگر را خیلی دوست دارند با هم به گردش و سفر و تفریح و مهمانی و ... می‌روند و از بودن با هم بسیار لذت می‌برند و بالاخره در حالی‌که عاشق هم هستند ازدواج می‌کنند و یکی دو تا بچه به‌دنیا می‌آورند که بچه‌های خوب و دوست داشتنی هستند و همین‌طور به زندگی ادامه می‌دهند تا ... اما تا کجایش هم چندان روشن نیست.
آخر این داستان‌ها معمولا تا حدودی مبهم است و فقط یک فضای شاد و سرسبز و سرزنده به تصویر کشیده می‌شود. این کلاس، به رغم اینکه چندان واقعی هم نیست؛ یعنی در واقعیت به این سادگی‌ها رخ نمی‌دهد، اما بسیاری از دختر و پسرها درگیر آن هستند. زندگی را با این رویا‌ها شروع می‌کنند و تنها آرزوی‌شان یک زندگی خوب و راحت، توام با دوست داشتن است. البته این بد نیست، اما می‌تواند بسیارکامل‌تر و بهینه بشود.

ازدواج «کلاس» دو

در ازدواج کلاس دو، اهداف کمی متفاوت‌تر شده و به دستاوردهای ازدواج توجه می‌شود. طرفین تنها به یک زندگی معمولی و خوشحال کننده تن نمی‌دهند، بلکه به واسطه ازدواج می‌خواهند به چیز بزرگ‌تری برسند. در این کلاس، انتخاب همسر به دلیل (نوعی) اعتبار طرف مقابل انجام می‌شود.
یک یا هر دو طرف از طریق پیوند با فردی که اعتبار خاصی در یک یا چند زمینه دارد، صاحب اعتبار جدیدی می‌شود. گویی هر یک از طرفین (یا یکی از آنها)، یک کارت اعتباری که به واسطه آن کارت اعتباری، در زندگی به نقطه عطفی که دست‌کم شرایط زندگی و رشد و پیشرفت آنها را تغییر داده و تسهیل می‌کند به دست می‌آورد همچنین مانند یک سکوی پرتاب عمل کرده و مجوز ورود آنها را به یک وادی جدید صادر می‌کند.
به بیان دیگر در این نوع ازدواج، طرفین اعتبار و ارتقا دهنده و بهره‌مند کننده یکدیگر از مزایای جدید هستند که جز با ازدواج به دست نمی‌آمد.

ازدواج «کلاس» سه

در ازدواج کلاس سه، دیدگاه طرفین، نوعی دیدگاه هنری است. در این کلاس، هدف، یک هدف جهانی است. خلق یک اثر، ایجاد تغییرات جهانی، ایجاد یک ساختار جدید جهانی، کسب شهرت جهانی در یک زمینه و رشته خاص یا چیزی نظیر اینها. در این دیدگاه، برای ازدواج و انتخاب همسر یک سوال اساسی وجود دارد.
اینکه طرف مقابل چه کمکی می‌تواند به جهانی شدن من کند؟ چه کمکی می‌تواند به تحقق ظهور همه استعدادها و توانمندی‌هایم کند؟ آیا در کنار او می‌توانم چیزی را خلق کنم و آثاری از خود بر جای گذارم؟ می‌توانم یک سیاستمدار یا مثلا انقلابی یا دانشمند بزرگ شوم ؟ (بسته به خواسته شخص)، می‌توانم شکوفاتر شوم؟ می‌توانم به موفقیت‌های بزرگ و جهانی برسم؟ در کنار او رویاهای بنیادین و اصیل من تحقق می‌یابند و در درجاتی بالاتر، زندگی با او ماموریت و طرح الهی من اجرا و محقق خواهد شد یا نه؟ و...
اگر بله، او جفت خوبی برای من است و اگر نه، از ازدواج با او صرف نظر خواهم کرد. کلاس ازدواج شما چیست؟ کلاس ازدواج خود را بشناسید و آن را بالاتر ببرید.

 


 

منبع : زندگی آنلاین

شنبه, 19 آبان 1397 13:23

هوش برون فردی گاردنر

هوش های 9گانه گاردنر، بخش ششم

 
 
 
 
نویسنده : یگانه داودی
زمان تقریبی مطالعه : 2 دقیقه

محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان

هوش های 9گانه گاردنر ( بخش ششم: هوش برون فردی  )

 

 

هوش برون فردی که از آن با نام هوش  اجتماعی نیز نام می برند. این هوش در افرادی دیده می شود که از انواع فعالیت های اجتماعی و یا در کنار دوستانشان بودن لذت می برند، از تنها بودن بیزار هستند.

این افراد از کار گروهی خوششان می آید و معمولاً در هنگام فعالیت های اجتماعی و تعامل با دیگران بهتر آموزش می بینند. هنگام مشاجرات چه در خانه، چه در مدرسه و یا در اجتماع همیشه نقش میانجی را به عهده می گیرند. و همیشه داوری ها و قضاوت را پیش او می برند.

روش های آموزش برای این افراد از طریق فعالیت های دسته جمعی طراحی می شود، شاید طراحان این فعالیت های آموزشی برای این افراد خود نیز از   این  هوش بهره مند هستند. مشاوره های خوبی هستند و معمولاً برای مشاوره به او مراجعه می کنند.

خود نیز در مشکلات سعی می کند از مشورت دیگران استفاده کند. از فعالیت های اجتماعی مانند شرکت در انواع سازمان های غیر دولتی، خیرخواهانه و کمک به حیوانات در حال انقراض، حفظ طبیعت، یا زلزله زدگان و سایر مصایب طبیعی جلو دار هستند.

از مهمانی لذت می برند و در جمع ها و مهمانی ها معمولاً میدان دار هستند.

این دسته از افراد معمولاً اجتماعی sociable می نامند. مصداق این افراد در ایران کسانی هستند که در میان اقوام و آشنایان و دوستان معمولاً برنامه ریز و رهبر اجرایی-مراسم عزا-تدفین-تشییع جنازه-عروسی ها و مراسم دیگر مثل بازگشت از سفرهای مذهبی هستند و حتی در جشن تولدها همیشه افراد خاصی را می بینید.

این افراد در درک حالات روحی-مقاصد-اغراض-انگیزه ها و احساسات دیگران قابلیت بالایی دارند، دوست باز هستند و دوستان زیادی دارند. در میان جمع احساس راحتی می کنند.

 


 مشاغل و حرفه های موفقیت آمیز برای آن ها:
1.سیاست مدار
2.رهبر ارگان-سازمان-حزب و تشکیلات و نهادهای اجتماعی
3.معلم
4.واعظ
5.مدیر
6.جامعه شناس
7.مردم شناس
8.روان شناس
9.مدیر روابط  عمومی

 


مطالب مرتبط:
هوش های چند گانه ی گاردنر
هوش کلامی، زبانی(بخش اول: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش ریاضی-منطق(بخش دوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش دیدی-فضایی-مکانی(بخش سوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش موسیقیایی-ریتمیک-موزون(بخش چهارم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش حرکتی – جسمی(بخش پنجم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش برون فردی(بخش ششم:هوش های 9گانه گاردنر)
هوش درون فردی(بخش هفتم: هوش های 9 گانه گاردنر)
هوش طبیعت گرا - هوش هستی گرا ( بخش هشتم و نهم هوش های 9گانه گاردنر)

کتاب الکترونیکی آیات العقايد

تالیف آیت الله سید جعفر سیدان

 

آﻧﭽﻪ در اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﯽ کنید  ﺳﻠﺴﻠﻪ درس ﻫﺎ و ﻣﺒﺎﺣﺜﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﺳـﺘﺎد ﻣﻌﺎرف ﺣﻀﺮت آﯾﺖ اﷲ ﺳﯿﺪ ﺟﻌﻔر سیدان داﻣﺖ ﺑﺮﮐﺎﺗه  در ﺟﻤﻊ ﮔﺮوﻫـﯽ از ﻃـﻼب ﺣﻮزة ﻋﻠﻤﯿﻪ ﻣﺸﻬد اﻓﺎﺿﻪ ﻓﺮﻣﻮده اﻧﺪ و ﺑﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ و ﺗﺒﯿﯿﻦ آﯾﺎت اﻋﺘﻘـﺎدي ﭘﺮدا ﺧﺘـﻪ و ﭘﺎره اي از اﻧﺤﺮاﻓﺎت و ﺑﺮداﺷﺖ ﻫﺎي ﻧﺎدرﺳﺘﯽ را ﮐﻪ از اﯾﻦ آﯾﺎت ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﯿﺎن ﮐﺮده اند.  
 اﯾﻦ ﺑﺤﺚ ﻫﺎ ﮐﻪ از ﻧﻮار ﭘﯿﺎده ﺷﺪه ﺑﻮد ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﯽ از ﺷـﺎﮔﺮدان ﻣـﻮرد اﻋﺘﻤـﺎد ﻣﻌﻈﻢ ﻟﻪ ﺟﻬﺖ اﺳﺘﻔﺎدة ﺑﯿﺸﺘﺮ داﻧﺶ ﭘﮋوﻫﺎن و ﺷﯿ ﺘﮕﺎن ﻣﮑﺘﺐ اﻫﻞ ﺑﯿـﺖ، ﺗﻠﺨـﯿﺺ وﯾﺮاﯾﺶ و ﻣﻨﺒﻊ  ﯾﺎﺑﯽ ﮔﺮدﯾﺪ و ﺑﻪ ﺻﻮرت کتاب ﺣﺎﺿر  اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳت .

 

لطفا جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه شود.

کودکان را سرگردان تناقض های خانه نکنیم

 

 

والدین آینه ای در برابر فرزندان خود هستند و آنها عملی را تکرار و دنبال می کنند که از والدین شان سر می زند. اما گاهی آنها در گفته و عمل پدر و مادر خود دچار تفاوت هایی می شوند که بین حرف و عمل انجام شده گرایش به سوی عمل انجام شده بواسطه الگو قرار دادن والدین شان گرایش پیدا می کنند. لذا حرف های جذاب و مورد تایید تازمانی که به مرحله عمل نرسند کودکان نمی توانند آن را درست یاد بگیرند.
 
 
 
نویسنده : حسن فرامرزی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

  

رفتار کودکان

 

 


تناقض های رفتاری؛  یعنی آن چیزی که ادعا می کنیم هستیم  با آن چه که رفتار می کنیم. این عمل بیش از هر کسی کودکان ما را سردرگم می کند. کودکان ما هنوز وارد روابط تناقض آمیز و  بازی های گیج کننده دنیای بزرگ ترها نشده اند بنابراین بیشترین آسیب را در این باره متحمل می شوند. خوب است  هر کدام از ما متوجه  این تناقض ها به ویژه در خانه باشیم و بدانیم که کودکان ما  هشیارانه متوجه این تناقض ها هستند.

تناقضِ  زل زدن به گوشی تلفن همراه در تاریکی خوب نیست

به کودک تان می گویید خوب نیست آدم این همه به گوشی تلفن زل بزند به ویژه در تاریکی.  به او توضیح می دهید که باید نگاه کردن به صفحه گوشی را مدیریت کرد و بیش از اندازه به صفحه گوشی زل نزد چون باعث می شود مهره های گردن آدم آسیب ببیند یا چشم هایش ضعیف شود.  به او می گویید  بهتر است گوشی تلفن یا تبلت را کنار  بگذارد و بخوابد.  کودک حرف شما را قبول می کند اما چند ساعت بعد که از خواب می پرد یا خوابش نمی برد می آید و شما را نگاه می کند که به گوشی تلفن در تاریکی زل زده اید و پیام رد و بدل می کنید و شما غافلگیر می شوید.  حتی اگر کودک شما کم سن و سال باشد اما متوجه این تناقض رفتاری می شود.

تناقض های رفتاری در تربیت کودک

 

تناقضِ زود بخواب تا صبح سرحال باشی

به کودک خود می گویید  شب به خاطر این است که آدم استراحت کند و صبح وقتی بیدار می شود سرحال باشد. کودک این گفته شما را قبول می کند اما شما تا دیروقت بیدار نمی مانید آن هم برای وب گردی ها؟ اگر زود خوابیدن برای این است که آدم صبح سرحال باشد پس چرا پدر یا مادر نمی خواهند صبح سرحال باشند؟ سرحال بودن فقط برای بچه ها خوب است؟

تناقض های رفتاری در تربیت کودک

 

تناقضِ نوشابه  نخور چون پوکی استخوان می آورد

درباره مضرات نوشابه های گازدار کلی برای کودک خود سخنرانی می کنید. درباره این که نوشابه های گازدار باعث می شود که جذب کلسیم برای بدن ناممکن شود و ما به پوکی استخوان مبتلا شویم آن وقت مجبوریم که در بیمارستان بستری و زود پیر و از کارافتاده شویم. اماکودک در مهمانی یا خانه می بیند که شما لیوان تان را پر از نوشابه گازدار می کنید و در یک نفس سر می کشید و چشم هایتان هم از خوشحالی و لذت می درخشد. کودک دچار این تناقض می شود: آیا پدر یا مادر می خواهند به پوکی استخوان مبتلا شوند؟  آیا پدر یا مادر می خواهند در بیمارستان بستری شوند؟ اگر پدر و مادر در بیمارستان بستری شوند من چه کار باید بکنم؟

تناقض های رفتاری در تربیت کودک

 

تناقض اهمیت راستگویی و نرفتن به مسافرت

به اتفاق کودک تان به مسافرت رفته اید. پدر درباره اهمیت راست گویی کلی سخنرانی می کند. چون مادر تعریف کرده  که فرزندشان خیلی وقت ها الکی می گوید دستشویی دارد اما وقتی به دستشویی می رود آب بازی می کند. پدر درباره اهمیت راستگویی کلی سخنرانی می کند وسط سخنرانی گوشی تلفن او زنگ می خورد. پدر رو به مادر می گوید  تا ما پایمان را از شهر بیرون می گذاریم انگار همه متوجه می شوند. شیشه ها را بالا می کشد و خودرو را کنار جاده متوقف می کند  و وانمود می کند که در خانه هستند. کودک متوجه این تناقض رفتاری می شود. چرا پدر شیشه ها را بالا کشید؟ چرا وانمود کرد ما مسافرت نرفته ایم؟

تناقض خوب نبودنِ خوردن آب از شیشه

مادر به پدر می گوید کودک مان دوست دارد از شیشه آب بخورد. پدر تذکر می دهد که  آدم نباید از شیشه یا پارچ آب بخورد و نشان می دهد که پدر آب را از شیشه یا پارچ  به لیوان می ریزد و می خورد. شب در اتاق کودک باز است و می بیند که پدر در یخچال را باز کرد و از شیشه یا پارچ آب خورد.

مهم نیست چقدر خوب سخنرانی می کنید

این فهرست را می توانید همچنان ادامه بدهید اما فصل مشترک همه این اتفاقات، تناقض هایی است که در دنیای ما بزرگ ترها عادی شده است اما برای کودکان عادی نیست و آن ها را دچار سرگشتگی و عدم امنیت می کند. کودکان وقتی در برابر چیزی قرار می گیرند که هم وجود دارد هم وجود ندارد دچار احساس ناامنی می شوند چون نمی دانند  بالاخره مسواک زدن خوب است یا نه ؟اگر مسواک زدن خوب است پس چرا مادر یا پدر نمی زند. از یاد نبریم که مهم نیست چقدر خوب درباره ارزش های اخلاقی یا رفتاری  می توانیم سخنرانی کنیم،  هنر این است که بین آنچه ما می گوییم یا نشان می دهیم با آنچه که در واقعیت زندگی می کنیم شکافی وجود نداشته باشد.

 
بیشتر بخوانید

بازی برای افزایش مسئولیت پذیری کودکان

بررسی علل و راهکارهای کُندنویسی در دانش آموزان ابتدایی

بازی هایی که ترس کودکان را از بین می برد

پنج شنبه, 17 آبان 1397 20:48

هوش حرکتی-جسمی گاردنر

هوش های 9گانه گاردنر  بخش پنجم

 
 
 
 
نویسنده : یگانه داودی
زمان تقریبی مطالعه : 1 دقیقه

 محبوبه همت - مرکز یادگیری تبیان 

هوش های 9گانه گاردنر  ( بخش پنجم: هوش حرکتی-جسمی  )

 

 

افرادی که از این هوش بهره ور هستند از طریق حواس بدنشان اطلاعات را پردازش می کنند به جنب و جوش علاقمند هستند. هنگام صحبت بیشتر از حرکات بدنی برای انتقال مفاهیم استفاده می کنند، بیشتر اوقات فراغتشان را بیرون از منزل سپری می کنند.
 
موقع صحبت مخاطب را با دست لمس می کنند، این افراد از مهارت های خوب ماهیچه های بزرگ و کوچک برخوردارند. از ورزش،رقص و فعالیت های حرکتی لذت می برند. برای انتقال و تبادل اطلاعات ترجیح می دهند به صورت عملی و نمایشی صورت بگیرد.

برای نشان دادن و انتقال هیجانات روحی و حالات روانی از رقص استفاده می کنند. در یکی  از ورزش ها معمولاً جلودار هستند. در کلاس به خاطر حرکات به ظاهر اضافی اغلب با بچه های بیش فعال اشتباه گرفته می شوند. از خیاطی-بافندگی-مکانیکی-بنایی و نجاری و کنده کاری خوششان می آید. کلیه ی فعالیت هایی که با حرکات فیزیکی مرتبط است و با موتور کورتکس مغز که حرکات بدنی را کنترل می کند در ارتباط است درحوزه این هوش می باشد.

 

شغل هایی که این گروه در آن موفقند به قرار زیر است.
1.ورزشکار
2.هنرپیشه
3.رقصنده
4.منبت کار
5.مجسمه ساز
6.مکانیک
7.نجار
8.آهنگر
9.جراح
10.هنرمند صنایع دستی(بافندگی)وغیره
11.بندباز
12.سفال گر
13.بنا
14.جواهر ساز

 

مطالب مرتبط:
هوش های چند گانه ی گاردنر
هوش کلامی، زبانی(بخش اول: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش ریاضی-منطق(بخش دوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش دیدی-فضایی-مکانی(بخش سوم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش موسیقیایی-ریتمیک-موزون(بخش چهارم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش حرکتی – جسمی(بخش پنجم: هوش های 9گانه گاردنر)
هوش برون فردی(بخش ششم:هوش های 9گانه گاردنر)
هوش درون فردی(بخش هفتم: هوش های 9 گانه گاردنر)
هوش طبیعت گرا - هوش هستی گرا ( بخش هشتم و نهم هوش های 9گانه گاردنر)

بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه

 

 

 

مسئله توانایی برقراری ارتباط با دیگران در تمام مراحل زندگی افراد اهمیت بسیاری دارد به طوری که یکی از تاثیرگذارترین عوامل در پیشرفت و موفقیت های افراد است. دانشمندان مهارت های اجتماعی را این گونه تعریف می کنند: رفتارهای اکتسابی جامعه پسندی که فرد را قادر می سازد تا آن گونه با دیگران در تعامل باشد که احتمال بروز رفتارهای مثبت آنان بیشتر کرده و از واکنش های منفی آن ها اجتناب ورزد...
 
 
نویسنده : مهدی رحمانی
زمان تقریبی مطالعه : 4 دقیقه

سیزدهمین دوره از پروژه های دانش آموزی تبیان نیز با یاری خداوند و حضور پر شور شما دوستان و علاقمندان به پایان رسید اما کار ما هنوز تمام نشده است! این دوره نیز همچون سال های گذشته دوستان بسیاری با ثبت طرح ها و ایده های خلاقانه خود در منوی "پیشنهاد موضوع" ما را در ارتقای تنوع پروژه ها یاری نموده اند. هم چون گذشته بر آن شدیم تا با گردآوری این ایده های جالب، علاوه بر قدر دانی از این دوستان نوآور، زمینه ای را برای ایده پروری سایر پژوهشگران علاقمند فراهم آوریم. فراموش نکنید که ما همیشه منتظر طرح های جدید شما عزیزان هستیم.

نام ایده: بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه
نام ارائه دهنده/دهند گان: ریحانه آهن سازان
زمینه و نوع پروژه: علوم اجتماعی
درجه سختی: دشوار
نام مدرسه: دبیرستان دوره اول نمونه دولتی شهید طهماسبی

 

بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه

 

 

 چکیده پروژه
هدف دانش آموزان از پروژه حاضر بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه بود.

 مقدمه
مسئله توانایی برقراری ارتباط با دیگران در تمام مراحل زندگی افراد اهمیت بسیاری دارد به طوری که یکی از تاثیرگذارترین عوامل در پیشرفت و موفقیت های افراد است. دانشمندان مهارت های اجتماعی را این گونه تعریف می کنند: رفتارهای اکتسابی جامعه پسندی که فرد را قادر می سازد تا آن گونه با دیگران در تعامل باشد که احتمال بروز رفتارهای مثبت آنان بیشتر کرده و از واکنش های منفی آن ها اجتناب ورزد. در حقیقت مهارت های اجتماعی مجموعه رفتارهایی به حساب می آیند که متناسب با هنجارهای اجتماعی و موقعیت در ارتباطات فردی با سایرین به کار گرفته می شود و نتایج مثبت را به بار می آورد. امروزه مهارت های اجتماعی به چند دسته تقسیم می شوند که از جمله آن ها می توان به مهارت های ارتباطی، مهارت های جرئت ورزی، مهارت های مسئولیت پذیری و نوع دوستی اشاره کرد. آموزش مهارت های اجتماعی از سنین پایین می تواند بسیار موثرتر از آموزش چنین مهارت هایی در سنین بالا باشد. زیرا آموزش و یادگیری مهارت های اجتماعی باعث می شود تا افراد عملکردهای موفق و مثبت را در زندگی خود در موقعیت های مختلف بروز دهند. با این وجود آموزش مهارت های اجتماعی در هر سنی برای افراد جامعه بسیار مثبت ارزیابی می شود زیرا مهارت های اجتماعی از جمله عواملی است که می تواند در سلامت رفتاری و اجتماعی افراد تاثیر گذار باشد. عدم فراگیری این آموزش ها می تواند منجر به عدم برقراری ارتباط صحیح و عدم بروز رفتارهای صحیح در موقعیت های مختلف در خانه، مدرسه، محل کار و یا اجتماع شود. بنابراین نداشتن مهارت های اجتماعی احتمال بروز بیماری های روحی مانند افسردگی، پرخاشگری، اضطراب را افزایش می دهد و افراد را آسیب پذیر کند.

 هدف
هدف دانش آموزان از پروژه حاضر بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه بود.

 

 

بررسی مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آن در موفقیت و پیشرفت زندگی افراد جامعه

 

 

 روش
پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربرد یو از لحاظ روش از نوع پژوهش‌های پیمایشی بود. در این طرح دانش پژوهان پس از کسب مهارت های لازم، به جمع آوری مقالات و متون علمی مرتبط با پروژه پرداخته اند و سپس به مطالعه و فیش برداری منابع پرداخته اند. زندگی انسان ها همواره با برخوردهای اجتماعی همراه است و زندگی بدون ارتباط با دیگران غیر ممکن یا بسیار سخت است. بنابراین عدم فراگیری چنین مهارت هایی در زندگی افراد، می تواند منجر به صدمات جبران ناپذیری در پیشرفت تحصیلی، شغلی و موقعیت زندگی افراد جامعه داشته باشد. به همین خاطر هدف اصلی دانش پژوهان جوان معرفی انواع مهارت های اجتماعی و اهمیت آموزش و یادگیری آ ن در پیشرفت زندگی افراد جامعه بود.

مهارت های کسب شده
1. آشنایی با شیوه انجام کار گروهی
2. آشنایی با شیوه های جستجو در اینترنت
3. آشنایی با شیوه انجام پژوهش و نوشتن مقاله
4. آشنایی با نحوه ارائه گزارش عملکرد
5. آشنایی با روش ایده یابی (توفان مغزی)
6. آشنایی با مهارت کاربرد ابزار و وسایل مورد نیاز
7. آشنایی با پروپوزال نویسی
8. آشنایی با نحوه انجام آزمایش

پروژه حاضر در چه حوزه ای انجام شده است؟ علوم اجتماعی
1. علوم اجتماعی
2. فنی مهندسی
3. شیمی
4. ریاضی

 

مطالب مرتبط:
رمز موفقیت تحصیلی و شغل آینده افراد یک جامعه ارتباط مستقیم با انتخاب آگاهانه رشته تحصیلی دارد
قوانین مهم کلاس

 

تهیه کننده:مهدی رحمانی- تنظیم کننده: محبوبه همت