ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

این مواقع بهترین زمان‌ برای نوشیدن آب است!

 
 
 
ايسنا : کاهش اندک سطح آب بدن باعث سردرد، خشکی دهان و سرگیجه می‌شود و در طولانی مدت احتمال دارد به عفونت دستگاه ادراری و سنگ کلیه بیانجامد.
 
 
این مواقع بهترین زمان‌ برای نوشیدن آب است!

 

«امیلی لیمینگ»، متخصص ارشد تغذیه در این رابطه می‌گوید: آب بیش از نیمی از وزن بدن ما را تشکیل می‌دهد، بنابراین برای حفظ سلامت بدن بهتر است به آن آب کافی برسانیم. در ادامه این مطلب به طور خاص توصیه شده که در برخی مواقع و شرایط، نوشیدن آب می‌تواند برای بدن مفیدتر باشد از جمله:

- وقتی احساس گرسنگی را با تشنگی اشتباه می‌گیریم

بیشتر مردم مواقعی هست که به نظرشان می‌رسد گرسنگی شروع شده‌ است و متوجه نمی‌شوند که واقعا تشنه هستند. مغز، این محرک‌ها را یکسان تشخیص می‌دهد. بنابراین قبل از شروع غذا خوردن، ابتدا مقداری آب بنوشید، سپس چند دقیقه فرصت دهید تا ببینید که آیا میل به غذا خوردن را برطرف می‌کند یا خیر.

 

- وقتی از خواب بیدار می‌شوید

اول صبح یکی از بهترین زمان‌ها برای هیدراته کردن بدن است. برای یک شروع ساده، نصف لیمو را در اولین لیوان آب خود بریزید تا مواد مغذی گیاهی آنتی اکسیدانی، ویتامین C و پتاسیم نیز در هنگام نوشیدن آب دریافت کنید.

- وقتی عرق کرده‌اید

هر چیزی که باعث تعریق شما شود - سونا یا جکوزی، پیاده‌روی در یک روز گرم و ... - باعث از دست دادن مایعات بدن شما می‌شود. همینطور ورزش کردن نیز موجب گرم شدن ماهیچه‌ها می‌شود و در نتیجه بدن شما عرق می‌کند تا گرما را دفع کند.

- قبل، حین و بعد از ورزش کردن

ورزش کردن موجب تعریق می‌شود بنابراین ما آب زیادی را برای جایگزین کردن آنچه در پی عرق کردن از دست داده‌ایم، نیاز داریم. بنابراین قبل، حین و بعد از ورزش کردن آب کافی بنوشید.

- وقتی بیمار هستید

هنگامی که بیمار هستید، نوشیدن کافی آب، کلید درمان است. علائمی مانند اسهال، استفراغ و تب می‌توانند باعث از دست دادن شدید آب بدن شوند. در اولین نشانه بیماری، مقدار زیادی آب بنوشید به خصوص اگر گرسنه نیستید. همچنین از مصرف نوشیدنی‌های کافئین‌دار پرهیز کنید.

- وقتی در هواپیما هستید

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا هنگام پرواز بیشتر تشنه می‌شوید؟ همه چیز مرتبط با ارتفاع است. هرچه هواپیما بالاتر می‌رود، هوای کابین خشک‌تر می‌شود و تقریبا نیمی از هوای کابین شما از بیرون به داخل جریان می یابد. برای مبارزه با رطوبت بسیار کم، یک بطری آب خالی به همراه داشته باشید تا در صورت نیاز در طول پرواز آن را پر کرده و مصرف کنید.

- قبل از عادت ماهانه

زنان می‌توانند با نوشیدن آب زیاد قبل از عادت ماهانه و همچنین در طول این دوره، مشکلات قبل از قاعدگی را کاهش دهند. یکی از بزرگترین دلایل گرفتگی عضلات یا سردرد در این دوره، کم آبی بدن است.

- وقتی بی‌حال هستید

زمانی که انرژی شما کم است به جای نوشیدن یک فنجان قهوه، یک لیوان آب بنوشید تا خلق و خوی شما را تقویت کند. ژورنال تغذیه انگلیس گزارش می‌دهد که وضعیت هیدراتاسیون شما به طور مستقیم بر خلق و خو، حافظه و ادراک بصری شما تأثیر می‌گذارد.

- وقتی سردرد دارید

یکی از مهمترین محرک های میگرن، کم آبی بدن است. برخی افراد گزارش می دهند که حتی کاهش جزئی مایعات مصرفی آن‌ها می تواند سردرد شدید ایجاد کند. همچنین می تواند باعث ایجاد احساس گیجی شود و در برخی موارد حتی نیاز به درمان پزشکی داشته باشد. اگر مستعد میگرن هستید، همیشه یک بطری آب در دسترس داشته باشید.

- قبل از خوردن یک وعده غذایی

نوشیدن آب قبل از غذا ممکن است به کاهش وزن کمک کند. داده‌های یک مطالعه نشان داده افرادی که قبل از غذا خوردن، آب می‌نوشند کاهش وزن جزئی را تجربه کرده‌اند. آب همچنین احساس سیری و متابولیسم شما را افزایش می‌دهد.

- زمانی که می‌خواهید سرحال باشید

آیا می دانستید تقریباً سه چهارم مغز شما حاوی مایع است؟ اگر سطح آب در مغز شما خیلی پایین بیاید، رگ های خونی در این اندام کوچک می شوند. داده‌های یک مطالعه نشان داد که این وضعیت می تواند بر هماهنگی، حافظه کوتاه مدت، دامنه توجه و استقامت شما تأثیر بگذارد. بنابراین اگر احساس خستگی می‌کنید، نوشیدنی‌های انرژی‌زای کافئین‌دار را کنار بگذارید. صرف نوشیدن آب می تواند به شما کمک کند تا به حالت اولیه برگردید.

آب دریافتی روزانه را علاوه بر نوشیدن آن به تنهایی، می‌توان از طریق غذاها نیز دریافت کرد. نیاز روزانه هر فرد به آب با توجه به وضعیت سلامتی، میزان فعال بودن و آب‌ و هوای محل زندگی‌اش متفاوت است.

 
سه شنبه, 26 ارديبهشت 805 03:19

صنعت آی‌تی ایران در مسیر تحول؟

رویداد روز ملی فناوری اطلاعات برگزار شد

صنعت آی‌تی در مسیر تحول؟

 
تاریخ چاپ:
 
دنياي اقتصاد- آوا فلاح : روز سه‌شنبه رویداد بزرگ روز فناوری اطلاعات به میزبانی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران در برج میلاد برگزار شد. در این رویداد محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، عیسی زارع‌پور وزیر ارتباطات، محمدامین آقامیری‌ دبیر شورای عالی فضای مجازی و جمعی از نمایندگان مجلس حضور داشتند. با این همه این مراسم در حالی برگزار شد که حدود یک سال از فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی پرکاربر و محدودیت‌های اینترنتی می‌گذرد و چالش‌های ناشی از این اتفاقات ضربه سنگینی بر صنعت فناوری کشور وارد کرده است.
صنعت آی‌تی در مسیر تحول؟

در این مدت فعالان صنف به‌طور مکرر از چالش‌ها و مشکلاتشان صحبت کرده‌، اما راه به جایی نبرده‌اند. آنها در نهایت فرصت برگزاری این رویداد را غنیمت شمرده و سعی داشتند تا صدای انتقاداتشان را در این مراسم به گوش مسوولان برسانند. در این رویداد محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز عنوان کرد که فعالان حوزه فناوری اطلاعات و مهندسان این حوزه، در هر ارگان و سازمانی توانایی حل مسائل را دارند. حالا مهم‌ترین ابزار قدرت، فناوری است و فناوری دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. او اظهار کرد که حالا حکمرانی هوشمند، مهم‌تر از دولت الکترونیکی است.

فضای مجازی؛ جزء جدایی‌ناپذیر زندگی

در ابتدای این رویداد علیرضا کشاورز، دبیر سازمان نصر تهران بیانیه این سازمان را به مناسبت روز فناوری اطلاعات قرائت کرد. در این بیانیه با اشاره به اینکه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران همچنان تلاش می‌کند که پاسدار حقوق کسب‌وکارها و فعالان حوزه فناوری اطلاعات ایران باشد، آمده است: «فناوری اطلاعات در دنیا و ایران امروز به زیرساخت توسعه تبدیل شده و باید این زیرساخت و اعتباربخشی به آن گسترش پیدا کند.» در ادامه این بیانیه ذکر شده است: «از سال پیش تاکنون، اتفاق‌های زیادی افتاده و بحران‌های بزرگی را دیده‌ایم؛ همه با هم نداشتن اینترنت را تجربه کرده‌ایم. تورم و سرگشتگی اقتصادی را چشیده‌ایم، دوستانی تصمیم به رفتن و دوستانی دیگر، تصمیم به سکوت گرفتند. عده‌ای آگاهانه از حوزه فناوری خارج شده‌اند، کنجی نشسته‌اند و حتی اخبار را هم دنبال نمی‌کنند. عده‌ای دیگر، سقف آرزوهایشان را کوتاه کردند. بعضی‌ها قهرند و نیامده‌اند، برخی دیگر نیز انگیزه‌اش را نداشته‌اند، نیامده‌اند. گروهی پشت درهای بسته مانده‌اند و گروهی هم اینترنت‌شان یاری نکرده، کُند و تند شده، پیچیدگی آزارشان داده و نیامده‌اند.»

 

علیرضا کشاورز، دبیر سازمان نصر تهران ضمن بیان اینکه امروز فعالان حوزه فناوری ایران برای دومین‌بار دور هم جمع شده‌اند تا چهره‌به‌چهره از دستاوردهای یک سال گذشته بگویند، در ادامه بیانیه نصر آمده است: «فعالان فناوری اطلاعات برای معرفی کسب‌وکارهایشان، مشاهده هم‌صنفی‌ها و موفقیت‌هایشان و آگاهی از اخبار جدید دنیای فناوری کنار یکدیگر جمع شده‌ایم تا نگاه‌مان را به آینده بدوزیم و از پیشرفت سریع هر آنچه برچسب فناوری دارد، بگوییم و موج فناوری‌های جدیدی را که به سمت‌مان سرازیر خواهد شد، بررسی کنیم.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «در روزگاری که فعالیت صنفی برای بسیاری از افراد بی‌معنا شده و شرایط اقتصادی نشانه‌ای است برای اینکه خیلی‌ها بیش از این جلوتر نروند و جان مضاعفی از خود هزینه نکنند، سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران همچنان تلاش می‌کند به ‌دور از هیاهوهای مرسوم و طبق آنچه برای آن به عنوان وظیفه ترسیم شده، پاسدار حقوق کسب‌وکارها و فعالان حوزه فناوری اطلاعات ایران باشد. اوضاع اینترنت هرچه باشد، محدودیت‌ها هرچقدر هم که بیشتر شده باشد، قوانین هر چقدر هم که همچنان دست‌وپاگیر باشند؛ امروز اقتصاد دیجیتال، کسب‌وکارهای دانش‌بنیان، استارت‌آپ‌ها و تیم‌های جوان فعال در اقتصاد نوآوری ایران به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با مفهوم بازار و صنعت فناوری اطلاعات مرتبط هستند.»

در بخش دیگری از بیانیه نصر تهران با اشاره به اینکه فناوری اطلاعات در دنیا و ایران امروز به زیرساخت توسعه تبدیل شده و باید این زیرساخت و اعتباربخشی به آن گسترش پیدا کند، ذکر شده است: «متاسفانه تعارضات در باورها و سلایق چه امسال و چه در سال‌های قبل، مانع از آن شده که بتوانیم با اثربخشی حداکثری فعالیت کنیم، اما در این زمینه، چاره‌ای جز گفت‌وگو برایمان باقی نمانده است.»

محمد‌امین آقامیری، دبیر شورای عالی فضای مجازی کشور نیز در رویداد روز فناوری اطلاعات بر اهمیت تنظیم‌گری در حوزه فناوری تاکید کرد. او همچنین فضای مجازی را جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم دانست و اظهار کرد: «همان‌طور که در زندگی نیازمند تنظیم‌گری هستیم، باید در فضای مجازی نیز شاهد تنظیم‌گری درست باشیم.» آقامیری همچنین گفت: «امروز فضای مجازی فضای زندگی، کار و تفریح مردم است و جزء جدایی‌ناپذیر زندگی مردم به‌شمار می‌رود. همان‌گونه که برای زندگی مردم سعی می‌کنیم محیطی سالم فراهم کنیم، در فضای مجازی هم باید سعی کنیم تمام مفاهیم رفاه را ایجاد کنیم؛ مفاهیمی چون خدمات و سرویس‌های مختلف تا در راستای فراهم‌کردن زندگی مطلوب حرکت کنند. جمع حاضر نیز تکمیل‌کننده حلقه‌های این مهم است.»

دبیر شورای عالی فضای مجازی کشور تصریح کرد: «فعالان این عرصه جامعه‌سازانی هستند که می‌توانند خدمتی کامل و مطلوب ارائه دهند. از این نظر همه ما جایگاهی برای رسیدن به این هدف داریم. نقش حاکمیت این است که باید در خصوص طرح نقشه‌ها به وحدت نظر برسد؛ نقشه‌هایی مانند تسهیلات و حمایت‌ها.» وی در ادامه با تاکید بر تنظیم‌گری گفت: «تنظیم‌گری مبحث مهمی است؛ اگر روزی هر کس در زندگی به دلخواه خود‌ اقدام به هر کاری بکند، کارها پیش نمی‌رود. این امر در فضای مجازی نیز صادق است و فضای مجازی نیازمند نظم‌دهی است. امروزه کسب‌و‌کارها پیشروتر از تنظیم‌گری هستند. وظیفه تنظیم‌گری ایجاد چارچوب است. در صورت وجود این چارچوب، مردم می‌فهمند چه کار کنند و کسب‌وکارها نیز به حقوق خود واقف‌ می‌شوند.»

دبیر شورای ‌عالی فضای مجازی تصریح کرد: «اگر فضای مجازی تنظیم‌گری نشود، مردم و کسب‌وکارها در احقاق حقوق خود دچار مشکل می‌شوند. اکنون ما در مرحله تنظیم‌گری برای این حوزه قرار داریم. کسب‌وکارهایی وجود دارند که مردم از آنها راضی هستند؛ چراکه محصولات و خدمات مناسبی را ارائه می‌دهند. در این راستا درخواست من این است که در مرحله تنظیم‌گری و استانداردسازی دست به دست هم دهیم تا حاکمیت و کسب‌وکارها نقش خود را بدانند؛ در این صورت آثار مثبت تنظیم‌گری را به‌زودی مشاهده خواهیم کرد.»

عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز با حضور در مراسم بزرگداشت روز فناوری اطلاعات، پیام رئیس‌جمهوری را قرائت کرد. او در ابتدای این مراسم گفت: «سازمان نصر کشور و تهران چراغ این روز را روشن نگه داشته‌اند. نکته‌ای که باید در اینجا تاکید کنم این است که یک فصل منسجم برای هوشمندسازی و توسعه حوزه فناوری اطلاعات در برنامه هفتم دیده شده و همه دستگاه‌ها به استفاده از هوش مصنوعی و با تکیه بر ظرفیت بخش خصوصی ملزم شده‌اند. بر این اساس تمام دستگاه‌های اجرایی ملزم شده‌اند که یک نقشه‌راه برای افزایش استفاده از فناوری اطلاعات ترسیم کرده و ما در دولت هم حمایت حداکثری از آن خواهیم داشت.»

 او در ادامه پیام رئیس‌جمهوری برای بزرگداشت روز فناوری اطلاعات را قرائت کرد: «اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته با تمرکز بر بخش نفت و انرژی پیشرفت کرده، ولی در سال‌های گذشته فناوری اطلاعات در اقتصاد ایران توانسته جایگاه خوبی به دست آورد و جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. این دولت هم معتقد است تحقق گام‌های اقتصادی در گرو داشتن یک جامعه کارآفرین است؛ بنابراین حمایت از کارآفرینان حوزه فناوری اطلاعات از اولویت‌های دولت بوده است.»

در ادامه این پیام، رئیس‌جمهور به برنامه هفتم توسعه اشاره کرده و افزوده است: «ابلاغ قانون جهش تولید دانش‌بنیان جزو اقدامات دولت در این حوزه بوده؛ چرا که معتقدیم باید در مسیر کارآفرینی و حذف قوانین دست‌وپاگیر، فرصت‌هایی نو برای رشد و ترقی جمهوری اسلامی به وجود بیاوریم. دو برابر شدن سهم اقتصاد دیجیتال در برنامه هفتم توسعه از ۵/ ۸ به ۱۵ درصد هدف‌گذاری شده است. تحقق این هدف با همکاری تمام دستگاه‌های اجرایی از جمله بانک مرکزی و شورای عالی فضای مجازی و بخش خصوصی ممکن است و همگی باید حل چالش‌های پیش‌روی اقتصاد دیجیتال را در برنامه قرار دهند. زادروز خوارزمی یادآور مهمی است که چگونه می‌توان با مجاهدت عالمانه در دنیا و قرن‌ها، ماندگار و منشأ خیر بود.»

فناوری اطلاعات؛ یک ضرورت

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز با حضور خود در دومین رویداد روز فناوری اطلاعات و اشاره به اینکه طی سال‌هایی که در نیروی هوایی سپاه، نیروی انتظامی و شهرداری تهران خدمت می‌کرده، هیچ صنفی در ایجاد تحولات انجام‌شده به اندازه حوزه فناوری اطلاعات تاثیرگذار نبوده، گفت: «فناوری اطلاعات، مهم‌ترین پیشران کشور در برنامه هفتم است. در گذشته اگر این سوال مطرح می‌شد که علم بهتر است یا ثروت، امروز می‌گوییم، تجارت، بدون بستر علم امکان‌پذیر نیست و معتقدیم تحول کشور و اقتصاد آن به این حوزه وابسته است و شما هستید که می‌توانید اساس این کار را پیش ببرید. فناوری اطلاعات امروز دیگر برای جامعه و همچنین حکمرانی، یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت است و حکمرانی هوشمند مهم‌تر از دولت الکترونیک است.»

او با تاکید بر اینکه صنف فناوری اطلاعات، دارای قدرت حل مساله است، اظهار کرد: «امروز مهم‌ترین چالش کشور، رشد اقتصادی است. رشد اقتصادی سه عامل دارد؛ سرمایه‌گذاری، بهره‌وری و منابع انسانی. از برنامه سوم تا ششم با وجود اینکه طبق پیش‌بینی‌ها، رشد ۵۰درصدی برای بهره‌وری و باقی برای سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شده بود، اما در واقعیت وضعیت رشد بهره‌وری مایل به صفر است. امروز مهم‌ترین ابزار تولید و قدرت در کشورها فناوری است و وقتی حرف از فناوری به میان می‌آید، در حقیقت تکیه ما روی نیروی انسانی است.»

به گفته قالیباف در کشور باید در بهره‌وری به گونه‌ای عمل کنیم که بتوانیم مسائلی مانند ناترازی انرژی را حل کنیم. ما در سال حدود ۱۰۰ میلیارد دلار انرژی هدر می‌دهیم که فناوری اطلاعات می‌تواند در زمینه جبران آن کمک‌کننده باشد. رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به ارزشمندی هوش مصنوعی بیان کرد: «امروز دیگر نگاه بر مبنای تهدید و فرصت به موضوعات، غلط است. ما در عرصه فناوری اطلاعات دیگر چیزی تحت عنوان تهدید نداریم و باید به هر آنچه در پیش‌روست، به چشم فرصت‌هایی با ریسک‌های کم و زیاد نگاه کنیم. هوش مصنوعی یکی از این فرصت‌هاست که می‌تواند در حل مساله به ما کمک کند.»

قالیباف در پایان به عنوان رئیس مجلس قول داد که در حل مشکلات به فعالان حوزه فناوری اطلاعات کمک کند و در برنامه هفتم با رقم‌زدن اتفاقی مهم، جایگاه فعالان این صنف با کمک فعالان آن به‌درستی در نظر گرفته شود و از فعالان این حوزه خواست تا دست در دست یکدیگر بگذارند و در ساختن ایرانی قوی کمک کرده و به جامعه امید دهند.

‌بهناز آریا‌، رئیس کمیسیون افتای نصر تهران نیز ضمن قرائت بیانیه اختتامیه این رویداد و تقدیر از حضور مدیران و متخصصان کلیدی صنعت فناوری اطلاعات در مهم‌ترین گردهمایی فعالان آی‌تی کشور گفت: «روندی که تحت عنوان تحول دیجیتال در ساختارهای سنتی دنیای اطراف ما شکل گرفته و در جریان است، موجی است که نه به عنوان یک گزینه انتخابی، بلکه به عنوان یک برنامه جدی در تصمیم‌گیری‌های خردورزانه از سوی حاکمیت، اصناف، کسب‌و‌کارها و مردم تاثیر خواهد گذاشت.»

آریا در ادامه تاکید کرد: «سازمان نصر تهران، به عنوان نماینده صنف پیشتاز در مسیر تحول دیجیتال و در راستای امانت‌داری و صیانت از آرای فعالان این صنف ۱۰ مطالبه اساسی از تصمیم‌سازان کشور دارد که نخستین مورد آنها بهبود وضعیت اینترنت به عنوان بستر حیاتی بسیاری از کسب‌و‌کارها و کاهش اختلالات موجود است.» او مقابله با فیلترینگ گسترده سرویس‌های پرکاربرد را دیگر مطالبه اساسی سازمان نصر از حاکمیت عنوان کرد و گفت: «انتظار می‌رود حاکمیت به توانمندی بخش خصوصی در تامین امنیت ملی با استفاده از روش‌های کارآمد و کارشناسانه توجه ویژه داشته باشد.»

ضرورت ورود به بحران مهاجرت نیروی کار تخصصی از طریق الزام نظارت بر مسوولیت دستگاه‌های اجرایی در راستای ایجاد اقتصاد و رفاه ملی پایدار و همچنین ضرورت رعایت کپی‌رایت و حقوق معنوی نرم‌افزارهای داخلی و خارجی جهت احیای صنعت رو‌به‌افول نرم‌افزار و بازنگری و تعریف نظام‌های تعرفه‌ای برای استفاده از نرم‌افزارهای خارجی دو مطالبه دیگر سازمان نظام صنفی از قانون‌گذاران و تصمیم‌سازان کشور است.

لحاظ‌ کردن نقش فعالان صنفی در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های مجلس شورای اسلامی، تدوین، تصویب و به‌روزرسانی قوانین و به رسمیت شناختن دارایی‌های دیجیتال و حریم خصوصی و همچنین بازنگری بنیادین در سیاست‌های ارزی و گمرکی در خصوص اولویت‌دهی به اقلام زیرساختی فاوا نیز از جمله مطالبات دیگری بودند که بهناز آریا بر آنها تاکید کرد.  مجوز‌زدایی، اصلاح فرآیند و کاهش روند بوروکراتیک اخذ و تمدید مجوزهای گوناگون، تمرکز مجوزها از جمله مجوزهای متعدد افتا برای تسهیل کسب‌وکار، جلوگیری از هرگونه رانت و فساد و همچنین جلوگیری از حضور ناعادلانه خصولتی‌ها در رقابت با بخش خصوصی و فراهم‌کردن فضای کسب‌‌وکار سالم، پایدار و پویا مطالبه نهایی ذکر شده در بیانیه اختتامیه رویداد ملی روز فناوری اطلاعات بودند.

 

هولاکراسی؛ استراتژی توسعه برای بقا

 
تاریخ چاپ:
 
«اگر همه مجبورند خارج از چارچوب‌‌‌ها بیندیشند، شاید چارچوب‌‌‌ها نیاز به تغییر دارند.» (مالکوم گلادول)

 

منبع: کتاب هولاکراسی، سیستم جدید مدیریت  برای دنیای به‌‌‌سرعت در حال تغییر

داور نظری ‌اردبیلی

 

شاید «برایان جی. رابرتسون» هرگز گمان نمی‌‌‌کرد بی‌‌‌توجهی به چراغ هشدار به ظاهر بی‌‌‌اهمیت «ولتاژ کم است»، هنگام پرواز با هواپیمای آموزشی خلبانی‌‌‌، وی را تا مرز سقوط و مرگ پیش ببرد. آن هم در شرایطی که تمام اجزای دیگر هواپیما به‌‌‌درستی کار می‌‌‌کرد. نادیده گرفتن این پیام اما، به این دلیل که سایر تجهیزات درست کار می‌‌‌کردند، تصمیم کوته‌‌‌‌‌‌بینانه‌‌‌ای بود که ممکن بود به قیمت زندگی‌‌‌اش تمام شود. اما این تجربه باعث شد که رابرتسون بیندیشد چگونه در سازمانی که در آن مشغول کار است، روزانه چند چراغ هشدار از سوی کارکنان در سطوح مختلف به صدا در‌می‌‌‌آیند، در حالی که او و سایر مدیران، حتی اگر دل‌‌‌شان بخواهد، توانایی شنیدن آنها یا به کار بستن ایده‌‌‌های خلاقانه کارکنان خود را ندارند.

پرسش این است: «چگونه می‌توانیم این هشدارها، ایده‌‌‌ها و نظرات را از دالان‌‌‌های بلند بوروکراسی سازمان، جریانات سیاسی پیچیده آن و در لابه‌‌‌لای جلسات طولانی‌‌‌مدت فرساینده بشنویم، به کار ببندیم و به فرآیندهای معنی‌‌‌دار «تغییر» تبدیل کنیم؟» یا «چگونه می‌توانیم در بازارهای پیچیده، بسیار پویا و متغیر کنونی، امکان تکامل و تطابق با محیط پیچیده کسب و کارهای فناورانه و نوآورانه را کسب کنیم؟»

 

واقعیت این است که ساختار بوروکراتیک یا سنتی سازمان‌های کنونی برای پذیرش این حجم از تغییرات و الزامات بازارهای پیچیده امروز دنیا ساخته نشده‌‌‌اند.

 

این وضعیت تاثیر خود را بیشتر بر سازمان‌های حوزه فناوری اطلاعات می‌‌‌گذارد. چراکه پویایی بازار و تحولات این اکوسیستم بسیار بالاتر از سایر بازارهای رقابتی است.

این واقعیت زمانی تلخ‌‌‌تر می‌شود که بدانیم تحقیقات نشان داده وقتی اندازه جمعیت یک شهر دو برابر می‌شود، خلاقیت و بهره‌‌‌وری هر شهروند به‌‌‌طور میانگین ۱۵‌درصد افزایش می‌‌‌یابد، اما وقتی سازمان‌ها بزرگ‌تر می‌‌‌شوند، خلاقیت و بهره‌‌‌وری نیروی انسانی به‌‌‌طور عام کاهش پیدا می‌کند. راه حل چیست؟ اصلاح سازمان یا تغییر فراگیر؟

 پاسخ رابرتسون حرکت به سوی یک «فناوری اجتماعی» و عبور از رویکردهای اصلاح‌‌‌گرایانه در سازماندهی است. چیزی کاملا متمایز از سیستم‌های سنتی مدیریت سازمان‌ها و ساختارهای سلسله‌‌‌‌‌‌مراتبی رایج: هولاکراسی!

هولاکراسی چیست؟ یک فناوری اجتماعی که هدف آن اداره سازمان‌ها و شکل‌‌‌دهی به آنها با قواعد کاملا متمایز از سیستم‌های مدیریت سازمان‌هاست و شامل اجزای زیر است:

۱-«نظام‌‌‌نامه‌‌‌» یا کتاب قانون برای پیاده‌سازی الگوی توزیع مجدد اختیارات سازمانی: سازمان هولاکراتیک، سازمان بدون راس یا بدون مدیر است. اما مدیرعامل‌‌‌ها زمانی‌‌‌که با تمام اجزای هولاکراسی آشنا می‌‌‌شوند، برخلاف تصور از آن استقبال می‌کنند، آنها قهرمانان هولاکراسی هستند. اما در هولاکراسی توزیع قدرت، تنها به‌‌‌معنای خارج‌‌‌کردن قدرت از دستان رهبران و واگذاری آن به سازمان یا حتی گروه‌‌‌های داخل سازمان نیست. بلکه قدرت «از فرد به فرآیند» منتقل می‌شود و این مساله با جزئیات در نظام‌‌‌نامه هولاکراسی می‌‌‌آید. در چارچوب این طراحی، هیچ فردی حتی رهبران سازمانی، اجازه ورود به محدوده اختیارات دیگران را ندارند. بنابراین مهم‌ترین وعده هولاکراسی، انتقال قدرت سازمانی از مدیرعامل به‌‌‌صورت‌‌‌ قانونمندانه و در قالب فرآیندهای سازمانی است، به‌‌‌طوری که اطمینان کافی از پیشبرد امور با شیوه‌‌‌ای درست وجود داشته باشد. بنابراین هولاکراسی «حکومت قانون» است.

۲- شکل جدیدی از «طراحی ساختار»: چارت سازمانی شرکت خود را در نظر بگیرید. کارکنان شرکت تا چه اندازه امور را بر اساس چارت مرسوم پی می‌‌‌گیرند؟ چندبار در سال به آن مراجعه می‌کنند؟ این «ساختار رسمی» چه نسبتی با «ساختار موجود» سازمان‌‌‌تان دارد؟ تا چه اندازه افراد پرنفوذ یا «ابرقهرمان» روند تصمیم‌گیری را برخلاف چارت مصوب تغییر می‌دهند؟ احتمالا پاسخ روشن است. ساختاری که سازمان مطابق با آن رفتار می‌کند، متفاوت از چارت سازمانی است. اما پاسخ هولاکراسی به این چالش چیست؟

هولاکراسی با استفاده از استعاره بدن انسان که ماهیتی «خودسازمان‌ده» و «خودمختار»، همزمان با یکپارچگی و همبستگی دارد، به این چالش واکنش نشان می‌دهد. در هولاکراسی، این استعاره از طریق جایگزینی «نقش» با «فرد» و ساخت سلسله‌‌‌مراتبی با «هولارکی» محقق می‌شود. یک هولارکی بیشتر شبیه تعدادی حلقه تودرتو است. در هولاکراسی هر بخش یا هر «هولون» زیرمجموعه بخش‌‌‌های بالاتر خود نیست، بلکه به‌‌‌صورت خودمختار عمل می‌کند و استقلال و تمامیت خود را دارد. البته از طریق سازوکارهای مشخص، پاسخگویی بیرونی به‌‌‌عنوان بخشی از یک موجودیت بزرگ‌تر را دارد. در این حالت، افراد به‌‌‌جای انجام وظایف در یک نقطه متمرکز در ساختار هرمی سازمان، می‌توانند مانند «بازیکن آزاد»، نقش‌‌‌های متفاوتی را در بخش‌‌‌های مختلف سازمان به‌‌‌طور همزمان ارائه کنند. جالب آنکه رابرتسون در شرکت خود بیش از ۳۰ نقش را برعهده دارد. فقط کافی است تصور کنید که کارشناس دیجیتال مارکتینگ در سازمان شما، یک نقش در واحد روابط عمومی، یک نقش در واحد مدیریت ارتباط با مشتریان و یک نقش در واحد امور قراردادها داشته باشد. آیا چنین شرایطی به پویایی سازمان و توانمندسازی کارکنان کمک نمی‌‌‌کند؟ تجربه پیاده‌سازی هولاکراسی در بیش از ۵هزار کمپانی در سراسر دنیا به این پرسش، پاسخ مثبت می‌دهد.

۳- فرآیند «تصمیم‌گیری» معین برای به‌‌‌روزرسانی این نقش‌‌‌ها و اختیارات: ساختار سازمانی در هولاکراسی پیوسته در حال تکامل، تغییر و پالایش است. بنابراین در یک سازمان هولاکراتیک، کارکنان به‌‌‌صورت جدی‌‌‌تر و حتی گاهی به‌‌‌صورت یک رفتار روزمره به شرح مشاغل تدوین‌‌‌‌‌‌‌شده خود مراجعه می‌کنند. در هولاکراسی همیشه تمرکز بر این است که به تصمیمی انجام‌‌‌پذیر برسیم و بعد اجازه دهیم شرایط گام بعدی ما را مشخص کنند، نه اینکه در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد برنامه‌‌‌ریزی کنیم. به این معنا، هولاکراسی عملا با نظام برنامه‌‌‌ریزی راهبردی سنتی همراه نیست. چراکه خود را به نتیجه پیش‌بینی شده خاصی محدود نمی‌‌‌کند. به این دلیل که همواره این خطر وجود دارد که وقتی با واقعیتی خلاف آنچه پیش‌بینی کرده‌‌‌ایم روبه‌رو شویم، با آن بجنگیم.        

۴- فرآیند برگزاری «جلسات»: اگر فقط یک چیز باشد که تمام افراد یک شرکت، از بالاترین مقام گرفته تا پایین‌‌‌ترین آن، با هم در مورد آن اشتراک داشته ‌‌‌باشند، بیزاری از تلف کردن زمان در جلسات طولانی و کم‌‌‌بازده است. جلساتی که عمدتا بدون نتیجه مشخص تمام می‌شود.

هولاکراسی با تعریف فرآیندهای مشخص و با ترکیب مسوولیت فردی، شفافیت و سادگی تیم و جلسات منعطف و کوتاه تاکتیکی موجب می‌شود بتوانیم جلسات موثر، مناسب و سازنده انجام دهیم.

توصیه رابرتسون و دوستانش این است که اگر به هر دلیلی نمی‌توانید هولاکراسی (که پیاده‌سازی آن پروژه‌‌‌ای پنج‌‌‌ساله است) را در سازمان‌‌‌تان اجرا کنید، اولویت‌‌‌تان الگوبرداری از روش برگزاری جلسات باشد.

به‌‌‌طور‌‌‌ کلی، هولاکراسی با تکیه بر شفافیت، زدن مُهر پایان بر وحدت فرماندهی و خودسازماندهی غیر‌متمرکز که دیگر در آن کارکنان طبقه‌‌‌بندی نمی‌‌‌شوند، سعی در تطابق بیشتر سازمان‌ها با پویایی‌‌‌ها و پیچیدگی‌‌‌های فراوان محیط دارد. پدیده‌‌‌ای که برخلاف سایر هم‌‌‌خانواده‌‌‌هایش بنیان نظری مشخصی ندارد و بر اساس تجربه و آزمون و خطا شکل گرفته و به باور بنیان‌گذارانش همچنان به تکامل جوهره وجودی‌‌‌اش نیاز دارد و اکسیری برای حل همه مشکلات سازمانی نیست.

داور نظری ‌اردبیلی

منبع: کتاب هولاکراسی، سیستم جدید مدیریت  برای دنیای به‌‌‌سرعت در حال تغییر

 
 

جایگاه کشورها بر اساس معیارهای سرمایه‌گذاری، نوآوری و به‌کارگیری این فناوری مشخص شد

رتبه ایران در هوش‌مصنوعی

 

 
تاریخ چاپ:
 
دنياي اقتصاد-آوا فلاح :
درحالی‌که معاون علمی رئیس‌جمهور در اوایل هفته جاری از برنامه‌های جدی این معاونت برای توسعه هوش مصنوعی در کشور خبر داد و وزیر ارتباطات هم در ماه‌های اخیر بارها بر عزم جدی دولت برای پیشرفت در این حوزه تاکید کرد، اما ایران در اولین رتبه‌بندی جهانی از توسعه هوش مصنوعی جایگاهی ندارد. این در حالی است که همسایگان ایران رتبه‌های قابل قبولی در این فهرست به‌دست آورده‌اند.
 
رتبه ایران در هوش‌مصنوعی

 

 اوایل هفته جاری معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهوری از برنامه‌های جدی این معاونت برای توسعه هوش مصنوعی در کشور خبر داد. با گسترش نفوذ هوش مصنوعی در جهان و تلاش دولت‌ها برای بهره‌گیری از کاربردها و مزایای آن، وزیر ارتباطات ایران هم در ماه‌های اخیر بارها بر عزم جدی دولت برای فراهم آوردن زیرساخت‌ها و شرایط لازم در راستای توسعه هوش مصنوعی تاکید کرده است. هوش مصنوعی این روزها دنیای فناوری را متحول کرده و حالا کشورهای مختلف برای پیشرو بودن در بهره‌گیری از آن، در رقابت تنگاتنگی با یکدیگر قرار گرفته‌اند.

 با این اوصاف است که برای نخستین بار رتبه‌بندی جهانی از توسعه هوش مصنوعی در کشورهای مختلف انجام و منتشر شده است. این شاخص که از نتیجه بررسی‌های وب‌سایت تحلیل داده Tortoise Media به دست آمده است، سهم و جایگاه کشورها از توسعه هوش مصنوعی را نشان می‌دهد و جالب اینکه ایران در این رتبه‌بندی جایگاهی ندارد. این در حالی است که در ماه گذشته وزیر ارتباطات اعلام کرد که شورای عالی فضای مجازی در حال تدوین سند توسعه هوش مصنوعی است. او همچنین اظهار کرد که تقسیم کار درباره هوش مصنوعی در نهادهای مختلف دولت و متولی ایجاد قوانین پیرامون آن، توسط مرکز ملی فضای مجازی صورت می‌گیرد و این مرکز مدت‌هاست که روی سند توسعه هوش مصنوعی کار می‌کند. با این حال کارشناسان معتقدند که با وجود محدودیت‌ها و اقداماتی که در حوزه زیرساختی انجام شده است، به نظر نمی‌رسد تدوین این سند تاثیر زیادی بر توسعه این فناوری در کشور داشته باشد.

 

رتبه‌های قابل قبول کشورهای همسایه

هوش مصنوعی حالا فضای کسب‌وکارها، دولت‌ها و جوامع را متحول کرده و امسال جهشی بزرگی به سمت جلو داشته است. ظهور چت‌بات چت جی‌پی‌تی و رقابت بر سر آن در میان شرکت‌های بزرگ فناوری برای توسعه مدل‌های هوش مصنوعی مولد، به یک بحث عمومی در مورد بهترین نحوه مدیریت مخاطرات و چالش‌های این فناوری جدید منجر شده است. در همین راستا Tortoise Media برای نخستین بار از نتایج بررسی‌ها و تحقیقاتش به شاخصی رسیده است که در آن کشورها بر مبنای معیارهایی نظیر میزان سرمایه‌گذاری، نوآوری و به‌کارگیری هوش مصنوعی رتبه‌بندی شده‌اند. شاخص جهانی هوش مصنوعی با هدف تبیین مفهوم هوش مصنوعی و روند توسعه آن در ۶۲ کشور جهان، کشورها را بر اساس سه معیار تحلیل - سرمایه‌گذاری، نوآوری و به‌کارگیری- رتبه‌بندی کرده است.

در این رتبه‌بندی، ایالات متحده با کسب ۱۰۰ امتیاز از مجموع ۱۰۰، بیشترین سهم از میزان توسعه هوش مصنوعی در جهان را به خود اختصاص داده و در هر سه رکن اصلی - به‌کارگیری، نوآوری و سرمایه‌گذاری- مقام اول را در اختیار گرفته است. چین در این رتبه‌بندی ا‌متیاز ۶۲ از ۱۰۰ را به دست آورد و دومین کشور در این فهرست است. با این حال آن‌طور که پیداست این کشور فاصله قابل‌توجهی با ایالات متحده دارد و با وجود پیشرفت در زمینه نوآوری و سرمایه‌گذاری، اما هنوز در زمینه به‌کارگیری هوش مصنوعی و بهره‌گیری از کاربردهای آن، از آمریکا عقب است.  کشورهای بعدی در این فهرست که بیشترین امتیاز را کسب کرده‌اند، به ترتیب در اروپای غربی، شرق آسیا و آمریکای شمالی قرار دارند. سنگاپور به‌طور کل امتیاز خوبی در این رتبه‌بندی دارد و در جایگاه سوم قرار دارد. بریتانیا (رتبه چهارم) در زمینه تحقیقات و سرمایه‌گذاری تجاری در هوش مصنوعی برتری دارد و آلمان (رتبه هشتم) نیز در مرحله پیاده‌سازی امتیاز بالایی را کسب کرده است.

بر اساس بررسی‌های Tortoise Media، عربستان از نظر شاخص کلی هوش مصنوعی جایگاه ۳۱ را در جهان به خود‌ اختصاص داده است. دیگر کشورهای خاورمیانه هم در این فهرست رتبه‌های جالبی دارند و به عنوان مثال قطر در حوزه تحقیقات هوش مصنوعی با رتبه ۱۷ از ژاپن هم جلو افتاده است و امارات متحده عربی با رتبه ۲۸ بهترین رتبه را از این نظر میان کشورهای عربی کسب کرده‌ است. ترکیه نیز از نظر شاخص کلی هوش مصنوعی جایگاه ۳۹ را از آن خود کرده است. به‌طور کلی بررسی‌های Tortoise Media نشان می‌دهد که به‌ترتیب کشورهای عربستان سعودی، مصر، امارات، ترکیه، قطر، اسرائیل، مراکش، تونس و بحرین، از نظر استراتژی و برنامه‌ریزی دولت برای توسعه هوش مصنوعی، در دسته کشورهای پیشرو در خاورمیانه به حساب می‌آیند. با این همه اما کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در دسته‌بندی‌های مربوط به استعدادهای ماهر و تحقیق و توسعه، امتیاز پایین‌تری را کسب کرده‌اند. آمار منتشر شده در این شاخص نشان می‌دهد که امارات توانسته است در زمینه زیرساخت‌‌های هوش مصنوعی، جایگاه چهارم را از آن خود کند. نکته قابل توجه دیگر در این بررسی‌ها آن است که در این شاخص کیفیت اینترنت، برق‌رسانی و توانایی‌های مربوط به پردازش ابرکامپیوتری نیز مورد سنجش قرار گرفته است.

محدودیت‌های زیرساختی در نقش یک مانع جدی

 با اینکه نام اغلب کشورهای آسیایی در این فهرست دیده می‌شود، اما ایران هیچ جایگاهی در این رتبه‌بندی ندارد. این در حالی است که کشورهای خاورمیانه و به خصوص همسایگان ایران، ضرورت توسعه هوش مصنوعی را به خوبی دریافته‌اند و مدت‌هاست در حال سرمایه‌گذاری‌های گسترده و ایجاد زیرساخت‌های لازم برای توسعه هوش مصنوعی‌ هستند. در ایران اما محدودیت‌های زیرساختی و تنظیم‌گری، راه رشد تکنولوژی و اقتصاد‌ دیجیتال را مسدود کرده‌اند. با این حال، روح‌الله دهقانی فیروزآبادی، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور، روز یکشنبه در ادامه سفر به استان قم با حضور در آیین افتتاح رویداد تبادل فناوری اطلاعات در حوزه علوم و فرهنگ اسلامی، بر اولویت‌ها و برنامه‌های دولت در راستای توسعه هوش مصنوعی تاکید کرد. او با بیان اینکه هوش مصنوعی، یکی از اولویت‌های جدی در توسعه فناوری‌های تحول‌ساز و بنیان‌برافکن است، به خبرگزاری «سیتنا» گفت: «فناوری‌های بنیان‌برافکن یا تحول‌ساز، همان فناوری‌هایی هستند که ظهور و بروزشان تحولی در ساختارهای پیشین رقم می‌زند و مسیر آینده فناوری‌ها را دستخوش تحول می‌کنند. هوش مصنوعی نیز یکی از همین فناوری‌های تحول‌آفرین به شمار می‌رود که معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان، توسعه این فناوری و تسلط فناورانه کشور بر این حوزه را از طریق ایجاد هاب یا آزمایشگاه ملی دنبال می‌کند.»

رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به شکل‌گیری این زیرساخت توسعه فناوری در حوزه هوش مصنوعی با ابعاد ملی در ماه‌های آینده، ادامه داد: «این مراکز به امکانات مناسبی برای محققان جهت توسعه فناوری‌ها از جمله هوش مصنوعی مجهز شده‌ و به بستری برای حضور افراد برجسته و فناور، آزمایش‌ها، فعالیت‌های پژوهشی و فناورانه مشترک تبدیل خواهند شد.»

دهقانی فیروزآبادی در ادامه با تاکید بر تسلط فناورانه کشور در حوزه هوش مصنوعی و حرکت فراتر و دوراندیشانه‌تر از کاربری صرف این فناوری، عنوان کرد: «هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری زاینده و تولیدکننده با همین روندی که توسعه می‌یابد تا کمتر از یک دهه آینده، نقش اندیشیدن را ایفا خواهد کرد و در کمتر از پنج سال آینده حتی طراحی‌های پیشرفته و صنعتی، توسط هوش مصنوعی انجام خواهد شد.»

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در ماه گذشته از تدوین سند هوش مصنوعی خبر داد. او در همین راستا در حاشیه جلسه هیات دولت به خبرگزاری مهر گفته بود: «متولی ایجاد قوانین در زمینه هوش مصنوعی، شورای عالی فضای مجازی است که روی سند توسعه هوش مصنوعی در حال کار هستند.» او در ادامه اظهار کرد: «تقسیم کار درباره هوش مصنوعی در نهادهای مختلف دولت و متولی ایجاد قوانین پیرامون آن، مرکز ملی فضای مجازی است و این مرکز مدت‌هاست که روی سند توسعه هوش مصنوعی کار می‌کند.»

به گفته عیسی زارع‌پور، در پژوهشگاه ارتباطات نیز از یک سال و نیم گذشته، روی نقشه راه هوش مصنوعی کار می‌شود. زارع‌پور همچنین تاکید دارد که در برنامه هفتم توسعه، پرداختن به هوش مصنوعی جزو تکالیف است و ارتباطات، هوشمندسازی و استفاده حداکثری از این فناوری برای همه دستگاه‌ها توصیه می‌شود.

زارع‌پور با تاکید بر توجه جدی به حوزه ارتباطات و هوشمند‌سازی در پیش‌نویس لایحه قانون برنامه هفتم توسعه گفت: «یک فصل مجزا با عنوان شبکه ملی اطلاعات، ارتباطات و هوشمندسازی در این لایحه پیش‌بینی شده است و یکی از محورهای اصلی آن تکلیف به همه دستگاه‌ها برای استفاده حداکثری از ظرفیت‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی برای ایجاد تحول در سازمان اجرایی کشور است.» وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره گسترش استفاده از هوش مصنوعی در دنیا هم گفت: «شورای عالی فضای مجازی به عنوان مرجع تصمیم‌گیر در این حوزه روی تدوین سند توسعه هوش مصنوعی کار می‌کند و ما در وزارت ارتباطات از یک سال و نیم قبل مرکز توسعه هوش مصنوعی را در پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات راه‌اندازی و یک نقشه راه ملی نیز برای توسعه هوش مصنوعی در کشور تدوین کردیم و در اختیار مراکز سیاستگذار و تصمیم‌گیر قرار دادیم که بر اساس آن همه دستگاه‌ها مکلف هستند ظرفیت‌های خود برای استفاده از هوش مصنوعی برای هوشمند‌سازی ارائه خدمات را احصا کنند.» در حالی که ماراتن کشورهای مختلف جهان برای پیشی‌گرفتن از یکدیگر در بهره‌گیری از هوش مصنوعی و کاربردهایش هر روز جدی‌تر می‌شود، این فناوری هنوز در کشور ما بیگانه است. همزمان با تلاش کشورهای جهان برای قانون‌گذاری در زمینه استفاده از قابلیت‌های هوش مصنوعی و همچنین سرمایه‌گذاری‌ و فراهم کردن زیرساخت‌‌های لازم برای توسعه این فناوری، در ایران اما همچنان مشکلات زیرساختی از جمله محدودیت‌های اینترنتی ادامه دارند و همین معضلات حرکت به سمت استفاده از هوش مصنوعی را کند کرده است.

 

نسخه کتاب ارزشمند جانشینی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)

تالیف پروفسور ویلفرد مادلونگ مستشرق بزرگ آلمانی

 

در هنگام مطالعه این کتاب توجه کنید که این کتاب توسط یک شخص مسلمان و شیعه نوشته نشده و مطمئنا بخشهای قابل توجهی از آن ممکن است با عقاید شیعه یا مسلمانان سازگار نباشد پس نباید به آن نگاهی جزمیگرایانه و مطلقگرایانه سیاه و سفید داشته باشید، بلکه نکته مهم و ارزشمند این کتاب این که مولف آن پروفسور مادلونگ در این کتاب به عنوان یک غیرمسلمان و انسانی بیطرف با دید سکولار و بیطرفانه ار منابع دست اول مسلمانان اثبات میکند که خلافت حق امیر المومنین علیه السلام بوده و حق ایشان را غصب کردند؛ و در این اثر ارزشمند با نگاه تیزبین، دانش عمیق، درک بالا و دید غیرفرقهای و غیرمتعصبانه، دهها برابر بیش از آخوندهای پرمدعای شیعه و سنی، اطلاعات و اسرار ارزشمندی را پیرامون اسلام و تشیع و ادیان در اختیار مردم گذاشته است. انتشار این کتاب دید بسیار از مردم جهان خصوصا مجامع علمی غرب را پیرامون شیعه و اهل بیت علیهم السلام به شکلی اساسی تغییر داد.

لطفا جهت دانلود کتاب به فایل پیوست مراجعه فرمایید.

 

آینده تعاملات سازمانی در پرتو‌GPTها

 
تاریخ چاپ:
 

شماره خبر: ۳۹۸۱۶۷۶

 
مترجم: منا اختیاری منبع: hbr غوغا و هیجان پیرامون «مدل‌‌‌های زبانی بزرگ» (LLM، فرآیند درک زبان طبیعی توسط هوش مصنوعی به واسطه آموزش گسترده با داده‌‌‌های متنی) و انواع دیگر هوش مصنوعی مولد (GenAI) به این زودی‌‌‌ها رنگ نمی‌‌‌بازد.
 
آینده تعاملات سازمانی در پرتو‌GPTها

 

کاربران هوش مصنوعی مولد هر روز کاربردهای جدید و جالبی را برای کسب‌وکار و زندگی شخصی‌‌‌شان پیدا و به دیگران پیشنهاد می‌کنند. بسیاری از این پیشنهاد‌‌‌ها بر پایه این پیش‌‌‌فرض بنا شده که هوش مصنوعی مولد نیازمند فرمانی از سوی انسان (prompt)  است.

مجله تایم به‌‌‌تازگی اعلام کرده که بازار رشته مهندسی پرامپت  (Prompt Engineering  رشته‌‌‌ای است که در آن چگونگی تعامل انسان با سیستم‌های هوش مصنوعی با هدف تولید نتایج بهینه بررسی می‌شود) بسیار داغ خواهد بود و درآمدش تا ۳۳۵‌هزار دلار در سال می‌‌‌رسد.

 

شرکت‌های تکنولوژی و سایت‌‌‌های آموزشی هم تمرکزشان را روی این رشته گذاشته‌‌‌اند؛ تا جایی که سایت یودمی (Udemy) به همین سرعت دوره‌‌‌های مهندسی پرامپت برگزار می‌کند و بسیاری از سازمان‌هایی که ما با آنها همکاری می‌‌‌کنیم، کم‌‌‌کم دارند سرمایه‌گذاری‌‌‌های قابل‌‌‌توجهی انجام می‌دهند تا کارمندانشان را تعلیم دهند که چگونه نهایت بهره را از چت‌‌‌ جی‌‌‌پی‌‌‌تی ببرند.

با این‌‌‌حال، شاید بد نباشد که اندکی دست نگه داریم تا به دیگر روش‌های تعامل با تکنولوژی جی‌‌‌پی‌‌‌تی بپردازیم که احتمالا به‌‌‌زودی  پدیدار می‌‌‌شوند.

آنچه اینجا می‌‌‌خوانیم بر اساس بررسی‌‌‌های خودمان درباره پیشرفت هوش مصنوعی مولد و مکالماتمان با شرکت‌هایی است که به دنبال توسعه نسخه‌‌‌ای از این تکنولوژی هستند.

 چارچوب تعاملات جی‌‌‌پی‌‌‌تی

یک شروع خوب برای دستیابی به این چارچوب این است که مشخص کنیم در این تعامل پای چه کسی در میان است؟ -فرد، گروهی از افراد یا یک ماشین دیگر- و چه کسی این تبادل اطلاعاتی را شروع می‌کند؛ انسان یا ماشین.

به ‌‌‌این‌‌‌ ترتیب، به شش نوع متفاوت می‌‌‌رسیم که در ادامه به آن می‌‌‌پردازیم. اولین آنها چت‌‌‌ جی‌‌‌پی‌‌‌تی است که در آن کاربر ارتباط با ماشین را آغاز می‌کند و به‌‌‌قدر کافی شناخته ‌‌‌شده است. ما انواع دیگر جی‌‌‌پی‌‌‌تی را توصیف و قابلیت‌‌‌های بالقوه آنها را مشخص می‌‌‌کنیم.

کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی (CoachGPT) یک دستیار شخصی است که برای مدیریت بهتر زندگی روزانه‌‌‌تان پیشنهاد‌‌‌هایی ارائه می‌دهد. این پیشنهاد‌‌‌ها نه بر اساس فرمان‌‌‌های دقیق شما که بر اساس مشاهدات هوش مصنوعی از کارهای شما و محیط اطرافتان است. به‌‌‌عنوان‌‌‌مثال، ممکن است کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی مشاهده کند که شما یک مدیر اجرایی هستید و متوجه شود که با مشکل اعتمادسازی در تیمتان مواجه هستید؛ در آن صورت کارهای مشخص و دقیقی را برای غلبه بر این نقطه‌‌‌ضعف پیشنهاد می‌دهد. حتی می‌تواند برای مذاکره درباره میزان حقوق هم راهکارهای منحصربه‌‌‌فردی ارائه دهد. بعد بررسی می‌کند ببیند کدام توصیه‌‌‌هایش را به کار گرفتید و کدام‌‌‌ها را نادیده گرفتید یا کدامشان به سودتان بود و کدام‌‌‌ها به نفعتان نبود تا کم‌‌‌کم مشورت بهتری به شما بدهد. به ‌‌‌این ‌‌‌ترتیب، به ‌‌‌مرور زمان یک مشاور، مربی یا راهنمای مختص خودتان خواهید داشت. شرکت‌ها می‌توانند با استفاده از کوچ‌‌‌ جی‌‌‌پی‌‌‌تی امکان استفاده بهینه از محصولات را برای مشتریانشان فراهم کنند؛ چه آن شرکت ابزارآلات ساختمانی که کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی را عرضه می‌کند تا به مصرف‌کننده‌‌‌اش بیاموزد چگونه نهایت بهره را از آن ببرد؛ چه آن شرکت حسابرسی که در خصوص بهترین شیوه محاسبه مبادلات، مشاوره‌‌‌های آنی ارائه می‌دهد. برای کارآیی بهتر کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی، اشخاص و شرکت‌ها باید به آن اجازه بدهند همواره در پس برنامه‌‌‌های دیگر باز باشد و فعالیت‌‌‌های آنلاین و آفلاین را رصد کند.

 بدون شک پیش از آنکه خصوصی‌‌‌ترین افکارمان را با سیستم به اشتراک بگذاریم، لازم است تمهیدات حریم خصوصی شدیدی صورت بگیرد. با ‌‌‌وجود این‌، قابلیت‌‌‌های بالقوه این ماشین چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه‌‌‌ای، بی‌‌‌نهایت است.

گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی (GroupGPT) می‌تواند یک عضو واقعی از گروه شما باشد و تبادلات بین اعضا را مشاهده و در بحث‌‌‌ها مشارکت کند. به‌‌‌عنوان نمونه می‌تواند اعتبارسنجی کند، خلاصه‌‌‌ای از جلسات و مکالمات تهیه کند، برای گفت‌‌‌وگوهای بعدی موضوع پیشنهاد بدهد، ‌ساز مخالف بزند، نماینده دیدگاه رقیب باشد، تاب‌‌‌آوری و حساسیت ایده‌‌‌ها را بسنجد یا حتی برای یک مشکل فوری، راه‌‌‌حل خلاقانه‌‌‌ای پیشنهاد دهد.

دغدغه حفظ حریم خصوصی که قبلا درباره‌‌‌اش حرف زدیم، در خصوص گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی هم صادق است؛ اما اگر مساله امنیت اطلاعاتی افراد از میان برداشته شود، شرکت‌ها می‌توانند برای مدیریت پروژه‌‌‌ها، به‌‌‌خصوص پروژه‌‌‌های زمان‌بر و پیچیده که شامل تیم‌‌‌های گسترده‌‌‌ای از گروه‌‌‌های مختلف در مناطق گوناگون می‌شود، از گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی بسیار سود ببرند. ازآنجا‌‌‌که گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی از نظر ظرفیت ذخیره‌‌‌سازی اطلاعات و پردازش آنها محدودیت انسان را ندارد، می‌تواند برای پشتیبانی تیم‌‌‌های پراکنده و پیچیده ایده‌‌‌آل باشد.

باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی (BossGPT) بدون اینکه لازم باشد فرمانی دریافت کند، نقش موثری در راهنمایی و هدایت افراد ایفا می‌کند. این هوش مصنوعی می‌تواند توصیه‌‌‌های اختصاصی هم برای اعضا فراهم کند؛ اما ارزش واقعی‌‌‌اش زمانی خود را نشان می‌دهد که شروع به سازمان‌‌‌دهی کار اعضای تیم می‌کند و به آنها می‌‌‌گوید هر کدام باید چه وظیفه‌‌‌ای را بر عهده بگیرند تا خروجی تیم به حداکثر برسد. همچنین می‌تواند با پیشرفت پروژه و تکاپوی تیم وارد عمل شود تا مشاوره‌‌‌های فردی و توصیه‌‌‌های بیشتری ارائه دهد.

الگوریتم‌‌‌های ضروری برای پیاده‌سازی موثر باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی بسیار پیچیده‌‌‌تر از سایر زیرگروه‌‌‌های جی‌‌‌پی‌‌‌تی هستند؛ چون باید واکنش‌‌‌های نسبتا غیرقابل‌‌‌پیش‌بینی افراد و گروه‌‌‌ها به دستورات ماشین را در نظر بگیرند؛ اما می‌تواند کاربردهای عدیده‌‌‌ای داشته باشد. برای مثال، یک مدیر اجرایی که دارد شغلش را عوض می‌کند، می‌تواند درخواست بدهد و ریز واکنش‌‌‌هایش به دستورات باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی شرکت پیشین را دریافت کند و بر اساس آن بسنجد تا چه حد با شرکت جدید و باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی مختص آن همخوانی دارد و شرکت جدید مناسب اوست یا نه. شرکت‌ها می‌توانند برای مدیریت افراد در سطوح سازمانی از باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی استفاده کنند؛ تا جایی که مدیران کنونی را کاهش دهند، یا حتی کاملا حذف کنند. به همین ترتیب، باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی کاربرد فوق‌‌‌العاده‌‌‌ای در هماهنگی ارتباط بین چند سازمان و مدیریت زنجیره تامین و توزیع کالا خواهد داشت.  شرکت‌ها می‌توانند باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی را به یک محصول تبدیل کنند و در اختیار مشتریانشان بگذارند. این کارکرد از باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی می‌تواند دنباله مثال‌‌‌های کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی باشد که پیش‌تر آوردیم؛ مثلا آن شرکت ابزارآلات ساختمانی می‌تواند برای ایجاد هماهنگی بین کارکنان محل ساخت‌وساز، باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی را ارائه کند و شرکت حسابرسی می‌تواند آن را برای هدایت کارمندان مشتریانش تامین کند تا عملیات حسابداری‌‌‌شان با بیشترین راندمان ممکن اجرا شود.

اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی (AutoGPT) مستلزم این است که کاربر درخواست یا دستوری را به ماشین بدهد و آن ماشین، سیستم‌های دیگری را به کار بگیرد تا کار را تمام کنند. ساده‌‌‌ترین حالت این فرآیند این است که کاربر به ماشین دستور می‌دهد عملی را انجام دهد؛ اما ماشین متوجه می‌شود برای انجام این کار به نرم‌‌‌افزار خاصی احتیاج دارد که آن را ندارد؛ پس ابتدا نرم‌‌‌افزار مورد نظر را در گوگل جست‌‌‌وجو و بعد دانلود و نصب می‌کند و با استفاده از آن، دستور را اجرا می‌کند.

حالت پیچیده‌‌‌ترش این می‌شود که کاربر می‌تواند به اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی یک هدف بدهد - مثلا ساخت بهترین ویدئوی فراگیر یوتیوب- و به آن بگوید با بقیه جی‌‌‌پی‌‌‌تی‌‌‌ها تبادل اطلاعات کند تا با تکرار و تمرین و آزمون‌‌‌وخطا به فرمان ایده‌‌‌آل چت‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی برای تحقق این هدف برسد. به‌‌‌این‌‌‌ترتیب ماشین فرآیند را با فرمانی به ماشین دیگر و سپس ارزیابی پاسخ ماشین دوم شروع می‌کند و با اصلاح فرمان و تکرار این فرآیند به هدف نهایی نزدیک و نزدیک‌‌‌تر می‌شود.

اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی در پیچیده‌‌‌ترین حالت ممکن‌اش می‌تواند قابلیت‌‌‌های دیگر جی‌‌‌پی‌‌‌تی‌‌‌هایی را که تا اینجا به آنها پرداختیم به کار بگیرد. به‌‌‌عنوان نمونه، یک رهبر تیمی می‌تواند وظیفه‌‌‌ بیشینه‌‌‌سازی کارآیی و رضایت از کار اعضای تیمش را به ماشین بدهد. در آن صورت اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی می‌تواند با کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی افراد را هدایت کند و با گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی شرایط خوشایندتری را برای تعاملات تیمی مهیا کند و همزمان با باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی دستورالعمل‌‌‌های لازم را صادر کند. بعد هم می‌تواند از هرکدام از این بخش‌‌‌ها بازخورد بگیرد و سایر فعالیت‌‌‌ها را اصلاح کند تا به هدف محوله دست یابد.  برخلاف حالت‌‌‌های ذکرشده که هنوز محقق نشده‌‌‌اند، حالتی از اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی توسعه‌‌‌یافته و در آوریل سال ۲۰۲۳ رونمایی شده است و به‌‌‌سرعت دارد جا می‌‌‌افتد. این تکنولوژی هنوز ایده‌‌‌آل نیست و نیاز به اصلاح و بهبود دارد؛ اما به همین سرعت نشان داده که اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی قادر است کارهایی را به اتمام برساند که در آنها لازم است چند وظیفه یکی بعد از دیگری انجام گیرند. ما بیشترین کاربرد اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی را در انجام کارهای پیچیده‌‌‌ای چون هماهنگی زنجیره‌‌‌ تامین و توزیع کالا و در حوزه‌‌‌هایی همچون امنیت سایبری می‌‌‌بینیم. برای مثال، شرکت‌ها می‌توانند به اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی فرمان بدهند که بی‌‌‌وقفه آسیب‌‌‌پذیری‌‌‌های سایبری‌‌‌شان را رصد کند - که قطعا وجود دارد- و بعد به‌‌‌جای اینکه صرفا آن را اعلام کند، به دنبال راه‌‌‌حلی برای آن خطر بگردد یا کد خودش را برای مقابله با آن بنویسد. اگرچه همچنان ممکن است کاربری در این چرخه حضورداشته باشد؛ اما باور داریم در قسمت‌‌‌هایی که سیستم خودکفاست، به ‌‌‌احتمال ‌‌‌زیاد پاسخ اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی سریع‌‌‌تر و موثرتر از انسان باشد.

امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌‌تی‌(ImperialGPT) آرمانی‌‌‌ترین- و شاید متحول‌‌‌کننده‌‌‌ترین- هوش مصنوعی مولد است که در آن دو یا چند ماشین با همدیگر در تعامل هستند و در نهایت انسان را هدایت می‌کنند تا عملیاتی را انجام دهد. این نوع جی‌‌‌پی‌‌‌تی خاص اغلب تحلیلگران هوش مصنوعی را که از ناتوانی در کنترل هوش مصنوعی و طغیان و سرکشی‌‌‌اش می‌‌‌ترسند، نگران می‌کند. دغدغه‌‌‌ای که کاملا بجاست و ما آن را تصدیق می‌‌‌کنیم؛ به‌‌‌خصوص اگر - مثل همین حالا- هیچ مرز مشخصی برای کارهایی که هوش مصنوعی مجاز به انجامشان است، وجود نداشته باشد.

با این ‌‌‌حال، باور داریم که اگر امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی صرفا بتواند ایده پردازی کند و آن را با انسان در میان بگذارد، اما اجازه اعمال آن ایده‌‌‌ها را نداشته باشد، می‌تواند راه‌‌‌حل‌‌‌های خلاقانه خارق‌‌‌العاده‌‌‌ای به وجود بیاورد؛ به‌‌‌خصوص برای جهل مرکب که دانش و خلاقیت انسان در آن کم می‌‌‌آورد. در چنین شرایطی امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی می‌تواند به ‌‌‌راحتی اتفاقات نادر و بدترین حالات ممکن را تجسم و رویکردهای مقابله را با تمام هزینه‌‌‌ها و نتایج احتمالی‌‌‌شان طراحی کند تا به راه‌‌‌حل‌‌‌های ممکن برسد. با توجه به خطرات بالقوه‌‌‌ امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی و نیاز به نظارت سفت ‌‌‌و سخت بر آن، بعید می‌‌‌دانیم امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی، حداقل ازنظر تجاری، به این زودی‌‌‌ها راه بیفتد.

بااین‌‌‌حال، پیش‌بینی می‌‌‌کنیم که دولت‌‌‌ها، سرویس‌‌‌های اطلاعاتی و ارتش‌‌‌ها تمایل داشته باشند امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی را تحت شرایط به‌‌‌شدت کنترل‌‌‌شده‌‌‌ای به کار بگیرند.

 پیاده‌سازی هوش مصنوعی مولد برای کسب‌و‌کار شما

حالا معنای این چارچوب برای سازمان‌ها و شرکت‌های سرتاسر دنیا چیست؟ باید چه‌‌‌کار کرد؟

پیش از هر چیز از شما می‌‌‌خواهیم دست نگه دارید و پیشرفت‌‌‌های اخیر چت‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی را به‌‌‌عنوان صرفا اولین اپلیکیشن تکنولوژی هوش مصنوعی جدید خوب در نظر بگیرید. بعد از شما درخواست می‌‌‌کنیم به اپلیکیشن‌‌‌های گوناگونی که اینجا ذکر شد فکر کنید و از چارچوب ما استفاده کنید تا برای سازمان یا شرکت خودتان اپلیکیشن مناسب را پرورش دهید. مطمئنا در حین انجام این کار با انواع دیگر جی‌‌‌پی‌‌‌تی مواجه می‌‌‌شوید که ما به آنها نپرداختیم. سوم، به شما پیشنهاد می‌‌‌کنیم این جی‌‌‌پی‌‌‌تی‌‌‌ها را بر اساس ارزش بالقوه هرکدام برای کسب و کار شما و هزینه توسعه دادنشان طبقه‌‌‌بندی کنید.

به عقیده ما ساخت اپلیکیشن‌‌‌هایی که با فرمان یک انسان آغاز می‌شود یا ماشین با انسان در تعامل است (گروپ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی و کوچ‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی) احتمالا از همه ساده‌‌‌تر است و ارزش کسب و کار قابل‌‌‌توجهی هم تولید می‌کند که باعث می‌شود برای شروع کار بهترین گزینه باشند.

در عوض ممکن است پیاده‌سازی اپلیکیشن‌‌‌هایی که تعاملاتشان نیازمند چند ماشین است یا ماشین آغازگر کار است (اوتوجی‌‌‌پی‌‌‌تی، باس‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی و امپریال‌‌‌جی‌‌‌پی‌‌‌تی) و الزامات قانونی و اخلاقی‌‌‌شان پیچیده‌‌‌تر است، مشکل‌‌‌تر باشد.

شاید بخواهید کم‌‌‌کم به دغدغه‌‌‌های نظارتی، قانونی و اخلاقی پیچیده‌‌‌ای هم که با هر نوع جی‌‌‌پی‌‌‌تی به وجود خواهد آمد، فکر کنید. سرسری گرفتن این مسائل شما و شرکتتان را در معرض دردسرهای قانونی و مهم‌تر از آن، تاثیر منفی ناخواسته‌‌‌ای بر بشریت قرار می‌دهد.

سایر توصیه‌‌‌هایمان به نوع شرکت شما برمی‌‌‌گردد. یک شرکت تکنولوژی یا استارت‌آپ یا شرکتی که منابع فراوانی برای سرمایه‌گذاری در این حوزه دارد، باید توسعه یک یا چند مورد از جی‌‌‌پی‌‌‌تی‌‌‌های عنوان‌‌‌شده را شروع کند. بدون شک این یک استراتژی ریسک بالا- سود بالاست.

برعکس، اگر قدرت رقابتی‌‌‌تان در هوش مصنوعی نیست یا منابع موردنیاز را ندارید، شاید برایتان بهتر باشد که رویکرد دندان روی جگر گذاشتن را در پیش بگیرید.

درست است که با این کار تکنولوژی جدید را به‌‌‌کندی به کار می‌‌‌گیرید، اما منابع ارزشمندتان را برای چیزی حرام نمی‌‌‌کنید که شاید  به‌‌‌جایی نرسد.

در عوض می‌توانید سیستم‌های داخلی‌‌‌تان را به‌‌‌روزرسانی کنید تا با کیفیت بهتری به جمع‌‌‌آوری و ذخیره داده بپردازند و به‌‌‌این‌‌‌ترتیب شرکتتان را آماده کنید تا جی‌‌‌پی‌‌‌تی‌‌‌های جدید را چه از نظر فرآیند کاری و چه فرهنگی با آغوش باز بپذیرد.

هوش مصنوعی مولد نویدبخش پیشرفت‌‌‌های غیرمنتظره‌‌‌ای در حل مسائل اساسی مهندسی و دانش کامپیوتر است؛ بااین‌‌‌حال، به‌‌‌صورت پیش‌‌‌فرض برای تمام سازمان‌ها تولید ارزش نمی‌‌‌کند. شرکت‌های هوشمند باید پیش از آنکه به دنبال بهترین راه برای کسب درآمد از این نوآوری‌‌‌ها باشند، روی اصلاح و تطابق تکنولوژی اصلی سرمایه‌گذاری کنند. بعید نیست شرکت‌هایی که این کار را به‌‌‌درستی انجام می‌دهند، در هجوم هوش مصنوعی مولد یک‌‌‌شبه ره صدساله را بروند.

 

وزیر ارشاد:

بازی‌های رایانه‌ای در کشور ۳۴ میلیون نفر مخاطب دارد

 
تاریخ چاپ:
 

شماره خبر: ۳۹۸۱۶۷۲

 
سیتنا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعلام اینکه ۳۴ میلیون نفر در کشور مخاطب بازی‌های رایانه‌ای هستند، اظهار کرد: از این میان پنج میلیون نفر به صورت حرفه‌ای بازی می‌کنند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلاش می‌کند بازی‌های رایانه‌ای را به فرصتی برای کشور و نسل جدید تبدیل کند.
 
 بازی‌های رایانه‌ای در کشور ۳۴ میلیون نفر مخاطب دارد

 

محمدمهدی اسماعیلی در مراسم افتتاح مرکز پایش کیفیت زیرساخت بازی‌های ایرانی در بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای اظهار کرد: امروزه بازی‌های رایانه‌ای به موضوعی فراتر از پرکردن اوقات فراغت تبدیل شده است. طبق آخرین پیمایش انجام شده در سال گذشته، ۳۴میلیون نفر در کشور مخاطب بازی‌های رایانه‌ای هستند که از این میان ۵میلیون نفر به صورت حرفه‌ای بازی می‌کنند. بنابراین بازی‌های رایانه‌ای پس از موسیقی، بالاترین میزان مصرف فرهنگی را به خود اختصاص داده‌اند.

وزیر فرهنگ با اشاره به جایگاه بازی‌های رایانه‌ای در حوزه صنایع فرهنگی و مدیریت فرهنگی کشور گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلاش می‌کند بازی‌های رایانه‌ای را به فرصتی برای کشور و نسل جدید تبدیل کند. این ظرفیت در بازی‌های جدید تولید شده در کشور و موفقیت بازی‌های ایرانی در نقاط مختلف جهان نمایان است. وی با تقدیر از فعالیت‌های بنیاد بازی‌های رایانه‌ای، برگزاری مسابقه یک میلیون نفری بازی‌های تلفن همراه را ابتکاری ارزشمند برشمرد و افزود: این مسابقه که از عید قربان تا ۱۷ ربیع‌الاول و همزمان با ولادت پیامبر اکرم‌(ص) و امام جعفر صادق‌(ع) برگزار می‌شود، زمینه حضور پرشور علاقه‌مندان به بازی‌های ایرانی را فراهم می‌کند.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی حمایت از تولید بازی‌های رایانه‌ای بومی و نظارت بر بازی‌های داخلی را از مهم‌ترین وظایف بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای دانست و گفت: این بنیاد حمایت از تولید بازی‌های داخلی، کیفیت بازی‌ها و رعایت هنجارهای فرهنگی کشور را با جدیت پیگیری می‌کند. به‌طوری که سامانه‌های برخط بنیاد، اطلاعات و رده‌بندی بازی‌ها را در اختیار والدین و اولیای مدارس قرار می‌دهد.

اسماعیلی همچنین با اشاره به لزوم نظارت جدی بر محتوای بازی‌های خارجی افزود: بنیاد بازی‌های رایانه‌ای باید با دروازه‌بانی بازی‌های خارجی تلاش کند بازی‌های متناسب با اقتضائات فرهنگی کشور در دسترس کودکان و نوجوانان قرار گیرد تا موجبات اطمینان و آرامش خاطر خانواده‌ها فراهم شود. وی با یادآوری حمایت وزارت فرهنگ از سیاست تمرکززدایی و آموزش فراگیر مرکز رشد بنیاد بازی‌های رایانه‌ای تصریح کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ محدودیتی برای حمایت از ایده‌ها و بازی‌سازان ایران‌زمین در گروه‌های سنی مختلف قائل نیست.

محمدامین حاجی‌هاشمی، مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای نیز پیش از سخنان وزیر فرهنگ با اشاره به راه‌اندازی و گشایش مرکز پایش کیفیت زیرساخت بازی‌های ایرانی با حضور وزیر فرهنگ گفت: بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از ماه‌ها پیش با همکاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات چالش‌های بازی‌سازان ایرانی در بخش زیرساخت و شبکه را پیگیری کرده و امروز شاهد افتتاح رسمی این مرکز با هدف رفع اختلال زیرساختی و ارتقای تجربه بازیکنان بازی‌های ایرانی در ایران و خارج از کشور هستیم.

وی با یادآوری وظیفه قانونی بنیاد بازی‌های رایانه‌ای در حمایت از زیست‌بوم بازی‌سازی در کشور ادامه داد: بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در برنامه‌های خود، فرآیند آموزش، حمایت از تولید، بهینه‌سازی، انتشار و صادرات بازی‌های رایانه‌ای را به‌طور کامل مورد توجه قرار داده است.

 
پنج شنبه, 28 -2663 03:22

محتوای بی محتوا !

محتوای بی محتوا !

و ضرورت آموزش رسانه برای اصحاب آموزش و تربیت !

 

 

عباس مدحجی، گروه فرهنگی الف،   4020411016

محتوای بی محتوا !

با همه گیر شدن راه های ارتباطی نسل جدید و رخنه ی فناوری در زیر ساخت ارتباطات نوع بشر، شبکه های اجتماعی هم به سرعت جزو لاینفک زندگی ما شدند. نفوذ ارتباط الکترونیکی یا مجازی به حدی رسیده که توانسته نه تنها تبدیل به عضو ثابت هر خانواده یا ارتباط انسانی شود که در بسیار موارد تعیین کننده، قاضی، افشا کننده و حتی راهبَرِ این روابط هم باشد. روابطی که برای این نسل ناشناخته و در مواردی غیر قابل درک است و با آزمون و خطا در حال فهم آن است. و در این بین روابط انسانی شاید شکننده تر از هر زمان و عصری شده و به واسطه یک پسند و نظر و تاخیر در پاسخ دادن (یا به عبارتی لایک ، کامنت و دیر  سین کردن) میتواند پایانش را نوید داد! 

در این بین اما "تولید محتوا" نقشی کلیدی بازی میکند. خصوصا در شبکه ها و رسانه هایی که نقشی پررنگ در زندگی روزمره ی عوام [و حتی خواص] دارند و علیرغم پرمخاطب بودن از غیرتخصصی ترین و کم کیفیت ترین محتوا رنج میرند، رنجی که البته به مذاق مخاطبان که اینجا مصرف کنندگان محتوا هستند بسیار خوش آمده است. محتواهایی که صِرف درگیر کردن احساس مصرف کننده را در دستور کار دارند و عقلانیت، تخصص، دانش و نگاه ژرف به هر موضوعی را آشکارا به کناری رانده اند. آشپزانی که فقط غذای خوش طعم سرو میکنند فارغ از دقت به مواد اولیه تهیه غذا ‌و تاثیرش بر روح، روان و حتی جسم مخاطب کم سوادِ پُر ولع.

کافی ست که عضو یکی از شبکه های پُرمخاطب اجتماعی بر بستر اینترنت باشید. با یک اسکرول ساده با حجم وسیعی از محتواهای تکراری، کم کیفیت‌، سطحی، زرد، سرگرم کننده، احساسی، نمایشی، ساختگی و بدون پشتوانه علمی روبرو شوید. فرق چندانی نمیکند که از تلگرام شروع کنید یا ردایت، واتساپ یا اینستاگرام ، توییتر یافیس بوک، همه با توجه به مخاطبانشان کم و بیش درگیر این سرطان بدخیم هستند و تنها تفاوتش در دُز و غلظت آن است. اگر مخاطبان یک شبکه مثلا قشر فرهیخته باشند، این محتواها به شکل اصولی تری [البته با همان نیت و کیفیت] تهیه و منتشر میشوند. زحمت در شبکه هایی که مخاطب عوام دارند کمتر و البته پُر درآمدتر و پُرمخاطب تر است.

تبلیغات غذاهای حجیم و بمب و گُنده و عجیب و غریب، کیف و کفش و مدو لباس و چگونه ست کردن آن رنگ با این لباس و این کفش با آن کلاه، ترید و بورس بازی و ترفندهای یک شبه پولدار شدن، راونشناسی زرد و بدون بنیه علمی با آثار مخرب، مسخره کردن گویش ها و اقوام و افراد و اشتباهاتی که سر از تصویر و صدا درآورده اند، ترند کردن بی دلیل یک موسیقی [بی دلیل برای مخاطب و پُردلیل برای تولید کنندگان محتوا]، توصیه های پزشکی مدرن و سنتی و عطاری که معلوم نیست کدام اساس علمی آنها را تایید کرده، توسل به هر روشی برای فروش اینترنتی و متقاعد کردن مخاطب خریدار، اندام نمایی به نام ورزش و فعالیت های ورزشی و باشگاه و آموزش، پروپاگاندای خبری جهت پررنگ یا کم رنگ کردن موضوع، فرد یا تصمیمی، تبدیل هر جمله و اکت بی ربطی از سینما و ادبیات و افراد مختلف به جملات تاثیر گذار [و اصطلاحا سُس ماستی]، عقده گشایی های جنسی_روانی در هر قالبی، درآوردن اشک یا خنده ی مخاطب به هر قیمتی برای بیشتر دیده شدن، نمایش اگزجره از تمایلات و تفکرات سیاسی، مذهبی و فلسفی برای کسب پیرو و عضو و هزاران مثال دیگر ...

این آفتی ست که روی تمام ابعاد زندگی امروز ما چنبره زده و حتی اگر خودمان را مستقیم درگیر نکرده باشد به واسطه ی درگیر کردن اطرافیان و عزیزانمان که با ما مرتبط اند‌، ماراهم نیش زده است. محتوایی که قضاوت ها، ارتباطات، سبک زندگی، نوع نگاه به پدیده ها و اتفاقات اطراف و حتی احساساتمان به پیش آمدهای زندگی و محیط را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده و چنان ما را در خلسگی بلعیده که جز بر طریقت مجازی، طریقت دیگری را نمیبینیم. محتواهایی که پشت اغلب آنها نه یک متفکر سمج یا پزشک حاذق یا گروه تولید متخصص قوی که یک یا چند بلاگر است با هدف بیشتر دیده شدن، پسند مخاطب بودن، افزایش بازدید داشتن و شاید کسب درآمد تبلیغ. بلاگری که نه نگران عواقب محتوایی ست که نشر میکند و نه پیگیری قضایی مچش را میگیرد. فضایی که بلاگر را تبدیل به سلبریتی یا شخصیت تاثیر گذار میکند و اورا تا حد متخصصان بالا می آورد. فضایی که البته خاص ایران نیست و در تمام جهان کمابیش رخنه کرده. بله، در حلقه ی اول نسخه ی زاویه ی دید ما توسط همین افراد پیچیده میشود و در حلقه های بعد پروپاگانداها و جریان سازها و در حلقه های بعد مالکان و تصمیم سازان این فضای درهم و برهم.

گرچه نمیتوان نقش و حضور افراد، حسابها، رسانه ها و فعالان صحیح و کیفی را ندید گرفت اما سطح محتواسازی فِیک آنقدر بالارفته که بر محتوای درست و تخصصی غالب گشته و حتی در مواردی هم تشخیص سره از ناسره و محتوای فیک از اوریجینال سخت شده است. از سویی دیگر همین اندک توان در تولید و نشر محتوای صحیح باید تقویت، هویت بخشی و ارزش گذاری شود.

شناخت نوع و ارزش محتوا باید در دستور کار تمام واحدهای فرهنگی قرار بگیرد همانطور که برای تشخیص اخبار واقعی از اخبار جهت دار و غیرواقعی توان گزارده میشود. منابعی که چون به نظم حاکم بر مجازی و تولید محتوای بی بنیه تن نداده اند، گُم، مهجور ویا منزوی میشوند. نیل به این هدف در جامعه ای که هنوز گمان میکند اگر پیامی را برای هفت نفر ارسال کند گوشی موبایلش شارژ میشود البته کار راحتی نیست. بیشترین تلفات این راه هم وقت و عمر و ذهن مخاطب است. تبدیل ناهنجار به هنجار و تسهیل تلف کردن عمر و وقت، ارزشمندی جهل و سرگرمی و وقت گذرانی بر مجاهدت و تلاش و دانش اندوزی‌، کسب هویت جعلی، غرق شدن در دنیای غیرواقعی و فاصله پیداکردن با واقعیت، کاهش قدرت درک و تحلیل با تکیه بر اطلاعات نادرست واصله، اهمیت یافتن امورات زندگی شخصی افراد بر دستاوردها و آثارشان از مهمترین پیشامدهای  این فضاست. 

شاید نگاه اول برای رهایی از این محتوای تقلبی به فیلترینگ دوخته شود. بدترین و البته غیرکاربردی ترین راه فیلتر کردن است. در دنیایی که تهیه ی فیلترشکن رایگان و پولی کار چندان سختی نیست‌، فیلترینگ فقط به رشد بی اعتمادی مخاطب و حساب بانکی فیلترشکن فروشان و نارضایتی جمعی می انجامد. ریشه ی هبوط مخاطبان به چاه بی دانشی در فضای مجازی، فقدان آموزش صحیح است. مخاطب هوشمندی که سواد رسانه دارد و آموزشهای پایه و اولیه علمی، بهداشتی‌، روانی‌، اقتصادی، مذهبی و... را در گذشته آموخته و میداند برای پذیرش هرچیزی باید ریشه اش را کجا دنبال کند و متوجه است که وقتش را روی چه مواردی متمرکز کند تا اعتیاد مجازی عمرش را قورت ندهد، براحتی میتواند زندگیش را از این گزند حفظ کند. پیگیری و نظارت بر کار کاربران مجازی که خطرآفرین، کلاه بردار، مروج ناهنجاری سواستفاده، قانون شکنی و امثالهم هستند هم می تواند این موقعیت را بهبود بخشد[ البته نه چیزی که امروز توسط پلیس فتا شاهدش هستیم].

امروز در شرایطی هستیم که یک دختر ۱۶ ساله از منزلش و فقط با یک موبایل میتواند خیلی بیشتر از یک نماینده مجلس طرفدار داشته باشد، یک جوان ۲۴ ساله با همان امکانات و کمی بیشتر بیش از وزیر در اجرا یا عدم اجرای قانون دخالت کند، یک صفحه یا حساب کاربری قوی تر و سریعتر از یک قاضی، متهمی را مجازات کند، آن هم در زمانی که نمایندگان و وزرا و مسولان در شبکه هایی عضوند که خود فیلتر کرده اند!

  ساده انگارانه است اگر نخواهیم این نقش های پررنگ را جدی بگیریم و ساده انگارانه تر است اگر برای کنترل فضا فقط فیلتر کردن به ذهنمان برسد. فیلترینگی که بطرز مضحکی هیچ کس هم مسؤلیت آن را گردن نمی گیرد. فراموش نکنیم محتوای مزورانه، جهت دار، شبهه انگیز و فاقد هرگونه وجاهت همیشه در طول تاریخ بوده است. تنها چیزی که توان مقابله با آن را داشته فهم، درک، دانش و آموزش مردم زمانه است. روشنگری ذهن مخاطب و کاهش مشتری دکان دروغ و شایعه قوی ترین نسخه ی خداحافظی با محتوای بی محتواست.



دیدگاه کاربران

ناشناس۳۱۲۱۶۹۰۱۲:۰۷:۰۹ ۱۴۰۲/۴/۱۱
باید در مدارس سواد رسانه تعلیم داده شود. عکس شخص را می گذارند و یک جمله از او می نویسند بدون ذکر هیچ منبعی که شخص این حرف را کجا و کی گفته. سخنان و فیلم ها را تقطیع می کنند. تصاویر را فتوشاپ می کنند و هزار ترفند دیگر
 
ناشناس۳۱۲۱۸۰۲۱۳:۱۱:۰۰ ۱۴۰۲/۴/۱۱
بله محتوای تولید شبکه های داخلی محتوای بی معنی و بدرنخور که اصلا کابر بهش توجه نمی کنه ولی کلی بابتش بودجه هزینه شده و بیشتر سبب بی اعتمادی میشه چون نیت و عملکرد تهیه کنندگان محتوی داخلی نه جلب رضایت عموم مردم بلکه جلب رضایت صاحبان قدرت دارای پول هست !
 
ناشناس۳۱۲۱۸۰۳۱۳:۱۲:۵۸ ۱۴۰۲/۴/۱۱
الف عزیز من سالهاست که از فیلتر شکن استفاده نمیکردم به این معنی که نیازمندی هایم در اینترنت نیاز به فیلتر شکن نداشت اما از زمانی که شبکه های اجتماعی فیلتر شده مجبور به خرید فیلتر شکن شده ام . بنظر میرسه که بسیاری از افراد همین جامعه مشابه بنده می باشند . در داخل پرانتز بگویم از زمانی که فیلتر شکن دارم گاها به سایتهای خبری خارج از کشور هم سری میزنم در صورتی که قبلا اصلا نیازی به اخبار آنها نداشتم .
 
ناشناس۳۱۲۱۹۳۰۱۴:۲۶:۰۵ ۱۴۰۲/۴/۱۱
شما اینطور بودید! بنده از سال 2008 از فیلتر شکن استفاده می کردم! زیرا ما sharepoint کار می کردیم و بسیار جدید بود و تمام بلاگ های مربوط به آن فیلتر بود!! همچنین بسیاری از بلاگ های مربوط به سیستم های مایکرسافت فیلتر بود!
 
ناشناس۳۱۲۱۹۵۶۱۴:۴۰:۴۲ ۱۴۰۲/۴/۱۱
طبق آمار داخلی 80 درصد کاربران به شبکه های اجتماعی خارجی دسترسی دارن. یعنی عملا فیلتر کردن بی معنی است. فقط هم یک دلیل برای فیلتر کردن باقی مانده. گردش مالی به گفته روزنامه دنیای اقتصاد 50 هزار میلیارد تومنی
 
ناشناس۳۱۲۲۲۱۵۱۸:۲۳:۱۹ ۱۴۰۲/۴/۱۱
اگر از روز اول فیلتر می کردن الان کمتر مراجعه می کردن ولی در کل شبکه های اجتماعی بیشتر دردسر درست کرده تا در خدمت بشریت
 
ناشناس۳۱۲۱۸۲۵۱۳:۲۹:۲۲ ۱۴۰۲/۴/۱۱
نگارنده محترم بهتر است توجه داشته باشد از زمانی که بشر نقش را اختراع کرد و اقدام به تصویر سازی کرد و بعد تر متوجه شد که می توان از همین تکنیک پیشرفته تر استفاده کند و خط را اختراع کرد و شروع به داستان سرایی کرد، تولید محتوا هم شکل گرفت. همواره و در همه دوران تولید محتوای زرد وجود داشته و عامه مردم نیز در روزمرگی شان به آن علاقه داشته اند و برای داشتنش و سرگرم شدن با آن هزینه کرده اند! ولی آنچه مانده و به ارث رسیده آن محتوا های زرد که اتفاقا همیشه از نظر کمیت از سایر محتوا ها بیشتر هستند، نبوده اند بلکه بشر آثار سقراط و افلاطون و فیثاغورس و طالس و ارسطو و خسروانی یا بعد ها شکسپیر ها و داستایوفسکی ها و سعدی ها و خیام ها و غیره را حفظ کرده و آموخته و عمل کرده! به همین دلیل نیز جام زهر به سقراط دادند چون قدرت دیکتاتوری و محتوای موثر همواره در تضاد است! بنابراین بهتر است اینقدر نگران محتوای زرد که در همه طول تاریخ بشر وجود داشته نباشید و طوری سخن نگویید که انگار ستون عالم در حال ریزش است، نگرانی باید مربوط به حفظ حرمت قلم از طریق نشکستن صاحب قلم توسط تشنگی قدرت باشد!
 
ناشناس۳۱۲۱۸۸۳۱۴:۰۰:۴۹ ۱۴۰۲/۴/۱۱
آموزش خیلی مهم هست.
 
عمران۳۱۲۱۹۵۱۱۴:۳۸:۳۱ ۱۴۰۲/۴/۱۱
بسیاری از این صحبتها درست است، اما برادر عزیز ما در چندین قدم پیش از این بحثها مانده ایم. هنوز در اینکه استدلال غلط و درست چیست، و اینکه راه درست را رفتن بهتر از پنهان کردنِ مسیر غلطِ گذشته است، مانده ایم. شما ابتدا این افراد را اصلاح کنید بعد به سراغ آسیبهای شبکه های اجتماعی و اینترنت. فعلا بالابردن درک و فهم مهمترین قدم است، مقابله و مبارزه با باطل و برطرف کردن مشکلات قدمهای بعدی است.
 
ناشناس۳۱۲۲۰۳۱۱۵:۲۸:۲۶ ۱۴۰۲/۴/۱۱
با هر تفسیری که نگاه کنیم من هنوز متوجه نشدم چرا الان واتس اپ باید فیلتر باشه.؟
 
ناشناس۳۱۲۲۰۵۰۱۵:۳۹:۵۲ ۱۴۰۲/۴/۱۱
گیریم همه حرفای شما درست. لینکدین رو چرا فیلتر کردید؟ گوگل پلی چرا؟ اونی که محتوای زرد تولید مبکنه، داره از این راه پول درمیاره. شما آیا بازار آزاد و رقابتی کسب و کار رو درست کردید که به تولیدکنندگان محتوای زرد ایراد میگیرید؟
 

۹ تیر ۱۴۰۲ - ۱۳:۴۷

محقق داماد: موافق اسلامی شدن علوم انسانی نیستم / هم‌لباس‌های من در حکومت اشتباهات زیادی را مرتکب شده اند

 

مبلغ نوشت: علم از مقوله هستی و دین از مقوله بایستی است. هستی و بایستی دو مقوله متفاوت هستند. تکنولوژی در حال حاضر به چنان شتابی رسیده است که نمی‌شود جلوی این شتاب را گرفت اما دانش الهیات به‌رغم سابقه چندین قرنه، هنوز اندر خم یک کوچه است و هنوز سوال‌هایی که پیش از میلاد مسیح در یونان باستان برای سقراط و افلاطون و ارسطو مطرح بوده، حل نشده است. مسائلی مانند جبر و اختیار، اراده بشر، رابطه مغز و ذهن و ...

 

محقق داماد: موافق اسلامی شدن علوم انسانی نیستم / هم‌لباس‌های من در حکومت اشتباهات زیادی را مرتکب شده اندآیت‌الله محقق داماد

 

مبلغ نوشت: راهروهای فرهنگستان علوم، مملو از اتاق‌های کوچکِ متعددی است که در کنار درب ورودی هر یک از آنها نام یکی از چهره‌های سر شناس ایران در حوزه‌های مختلف علم و دانش، فرهنگ، سیاست، فلسفه و ... نقش بسته است.

چهره‌هایی که هریک برای ایرانی آباد و سرافراز زحمت‌ها کشیده‌اند.

مجتهد، فیلسوف، حقوقدان، عضو پیوسته و رییس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران، عضو هیات امنای فرهنگستان‌های کشور، عضو هیات امنای سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، استاد حوزه علمیه قم، استاد بازنشسته و مدیر گروه پیشین گروه حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تنها بخشی از یک عمر تلاش و افتخارات استادی است که تحصیل و تدریس در حوزه و دانشگاه را همزمان تجربه کرده است.

در هفتمین گفت‌وگو از مجموعه «گفت‌وگو با چهره‌ها»، برای گفتگو با آیت‌الله دکتر «سیدمصطفی محقق احمدآبادی» معروف به «محقق داماد» به فرهنگستان علوم رفتیم و با این استاد حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم که شرح کامل این مصاحبه تفصیلی در زیر می‌آید:

« سال ۱۳۲۴ خورشیدی در شهر قم و در یک خانواده کاملاً روحانی متولد و بزرگ شدم. پدرم، سیدمحمد محقق داماد، فقیه نامداری بود که در زمان خودش استاد شناخته‌شده‌ای بود و فُضلای جویای درس فقه و اصول، پای درس ایشان می‌نشستند. مادرم نیز دختر مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود که موسس حوزه علمیه قم بودند.

زمانی که به‌دنیا آمدم، ۲۴ سال از تاسیس حوزه علمیه قم می‌گذشت. پدرم را «محقق داماد» می‌خواندند، به دلیل این‌که داماد موسس حوزه علمیه بود و از این جهت معروف به محقق داماد شده بود. پدرم فقیه بود و دو دایی‌ام نیز هر دو روحانی، فقیه و فیلسوف بودند. برادر بزرگ‌ترم که سه سال از من بزرگ‌تر بود نیز همین راه را رفته بود. تمام بیت ما، خاله‌زاده‌های من همه فقیه بودند و من در چنین خانواده‌ای متولد شدم.
به قول سعدی:
همه قبیله من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت


تخریب مدارس جدید و فاجعه «جهل مقدس»

در آن زمان، بچه‌ها در مکتب‌خانه‌ها درس می‌خواندند و ملاباجی‌ها (پیرزنان معلم قرآن) یا پیرمردان آموزگار قرآن، نوشتن و خواندن و ... را به بچه‌ها می‌آموختند. در این مکتب‌خانه‌ها خبری از میز و صندلی نبود و ساعت درسی مشخصی هم نداشت. اما من دوره دبستان را در دبستان اسلامی گذراندم. مرحوم «حاج شیخ عباس اسلامی» در سراسر کشور، مدرسه‌های جدید تاسیس کرده بود. منظور از مدرسه‌های جدید، این بود که به شکل مکتب‌خانه نبود و میز، صندلی، تخته سیاه و ... داشت. زنگ مدرسه زده می‌شد، صف بسته می‌شد و ... این‌ها همه جدید بود.

حدود ۲۰ تا ۲۵ سال قبل از رسیدن ما به سن مدرسه، مدرسه‌های جدید عنوان تجدد داشتند و در آن زمان نقطه منفی برای مردمان متدین بود! شخصی به نام «ملاحسین رشدیه» که سبک این مدارس را از کشورهای دیگر فرا گرفته بود، این نوع مدرسه‌ها را در ایران رواج داد. اما هرجا که این مدارس را ساخته بود، مردم متدین به تحریک ملاخانه‌ها، می‌ریختند و مدارس را خراب می‌کردند!

من تاریخ این ماجرا را در یکی از کتاب‌های خود به نام «فاجعه جهل مقدس» نوشته‌ام. این مدارس را در همه شهرها مثل تبریز، مشهد، تهران، اصفهان و ... خراب می‌کردند. اما مرحوم ملاحسین خسته و مایوس نمی‌شد:

آن‌که در راه طلب خسته نگردد هرگز پای پر آبله بادیه‌پیمای من است

مرحوم ملاحسین رشدیه در انتهای عمرش به قم آمده بود و در پناه فقیه و مرجع تقلید شهر و مؤسس حوزه علمیه که همان جَد من بود، مدرسه‌ای تاسیس و ایشان نیز آن را تأیید کرده بود و دیگر کسی آن مدرسه را خراب نکرد.

ما این نسل را گذرانده بودیم، ولی بازهم در زمان ما دختران به مکتب‌خانه می‌رفتند و مدرسه‌های دخترانه در قم تأسیس نشده بود. مثلاً خواهر من نزد ملاباجی درس می‌خواند، اما من و برادرم به مدرسه می‌رفتیم. کتاب‌های دبستان آن روز، بسیار فاضلانه و عالمانه بود. گلستان سعدی در کتاب‌ها داشتیم که من از آن زمان، قسمت‌های زیادی از گلستان سعدی را در حفظ دارم.

بعد از کلاس ششم که خواندن و نوشتن یاد گرفته بودیم، هر کسی که به دبیرستان می‌رفت، می‌گفتند تحصیلات جدیده دارد. تحصیلات جدیده برای کسانی بود که بعد از کلاس ششم به دبیرستان می‌رفتند ولی من راه طلبگی را در پیش گرفتم.

آن زمان این‌طور نبود که همه شناسنامه داشته باشند و البته شناسنامه گرفتن هم اجباری نبود. مرحوم پدرم برای من و برادرم شناسنامه نگرفت و می‌گفت: اگر شناسنامه بگیرم، شما را به نظام اجباری (سربازی) می‌برند. البته کسانی می‌توانستند در امتحان ششم ابتدایی شرکت کنند که شناسنامه داشته باشند و در اداره فرهنگ آن زمان (آموزش و پرورش فعلی) امتحان گرفته می‌شد. بنابراین امتحان ششم ابتدایی را از ما نگرفتند و من و برادرم نوروز ۱۳۳۶ از دبستان بیرون آمدیم.


ورود به حوزه علمیه و ادامه مسیر پیشینیان

از کلاس ششم که از مدرسه بیرون آمدیم، راه ما روشن بود و یک راه بیشتر وجود نداشت: «ره چنان رو که رهروان رفتند» و ما نیز راهی را رفتیم که دیگرانِ قبل از ما و پیشینیان ما رفته بودند.

***قم در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی واقعاً قم آکادمیک بود. قم یک شهر کاملا تحصیلی بود، نه شهر مقدس‌بازی و مقدس‌مآبی! حوزه علمیه قم زمان آیت‌الله بروجردی از لحاظ جدیت تحصیل، شرایط بسیار عجیبی داشت. مرحوم آیت‌الله بروجردی با مداخله‌های سیاسی آن زمان موافق نبود و حتی با حضور افرادی مثل «نواب صفوی» که برای فعالیت سیاسی به قم می‌آمدند موافق نبودند؛ چون فدائیان اسلام می‌آمدند و طلاب را برای مشارکت در فعالیت‌های سیاسی تحریک می‌کردند و این اقدامات داشت به (کیفیت آموزش و تحصیل) در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه ضربه می‌زد. مرحوم آیت‌الله بروجردی معقتد بودند که طلبه باید در مدت کوتاهی بتواند تبدیل به مجتهد، حکیم و فیلسوف شود و حوزه علمیه جای فعالیت سیاسی برای طلاب نیست و وظیفه طلبه، درس خواندن است؛ برای همین اجازه حضور فدائیان اسلام را در حوزه علمیه قم ندادند.

در روزهای نخستین طلبگی در قم باید استادی را انتخاب می‌کردیم که به ما درس بدهد. این کلاس‌ها شلوغ نبود مثلاً یک معلم، دو تا سه شاگرد طلبه داشت. من هم به راهنمایی برادر بزرگترم، معلمی را برای خودم انتخاب کردم و شروع به درس گرفتن کردیم.

واقعیت این است که زندگی آن‌روز ما در کمال سختی از نظر مضیقه مالی بود. ولی زندگی همه همین‌گونه بود و اکثر مردم فقیر بودند و در تمام شهر قم جز چند تاجر معروف، بقیه یا کسبه بودند یا علما و طلاب. طلاب همه مستمند و فقیر بودند و با کمال قناعت و مناعت زندگی می‌کردند. بنابراین از نداری و بی‌چیزی ناراحت نبودیم و چندان نگران این مسئله هم نبودیم؛ چون ما مستثنی نبودیم و دیگران نیز همین‌گونه بودند.

در آن دوره تحصیلی، پیش از شروع کتاب «جامع ‌المقدمات»، کتابی به نام «نصاب الصبیان» بود. من توصیه می‌کنم این کتاب را ورق بزنید و ببینید. این کتاب مربوط به قرن هفتم هجری و سروده «ابونصر فراهی» است و در حقیقت، یک دوره لغت‌نامه عربی است که در آن لغات عربی به شعر درآمده است. البته فقط لغت‌نامه نیست و بلکه یک دایره‌المعارف جامع است و همه چیز در این کتاب آمده است.

تمام اوزان عروضی را ما در این کتاب یاد می‌گرفتیم. یعنی هر بابی را با یکی از اوزان عروضی با یک وزن تمام می‌کرد و هر باب بر وزن یکی از اوزان عروضی سمرقندی بود. در آن سن و سال، بعد از چند وقت تمام این کلمه‌ها را از حفظ می‌شدیم.

در آن سال‌ها ما لغت‌های جالبی را یاد می‌گرفتیم. مثلاً چندی قبل در یکی از سخنرانی‌هایم در مورد فرهنگ، گفتم کلمه «فرهنگ» در ادبیات ما از قرن هفتم است. به دلیل این‌که ابونصر فراهی در یکی از اشعارش می‌گوید: «ذکی است زیرک ونحریر وحبر دانشمند- ادیب مر ادب‌آموز دان، ادب فرهنگ». اساتید حاضر تعجب کردند و گفتند بله چنین لغتی در ادبیات ما وجود داشته است.

ما در آن دوره همچنین در قالب شعر، تاریخ، نام زوجات پیامبر، خلفای بنی‌عباس و نام‌های قراء ... را یاد می‌گرفتیم و طلبه‌ای که این کتاب را می‌خواند، بعد از مدتی به اندازه نیاز لغت عربی بلد بود. این‌طور یاد می‌دادند و بعد از مدتی ما هم لغت، هم تاریخ، هم ادبیات، هم ابواب عروضی سمرقندی بلد بودیم.

بعد از این مرحله تازه وارد یادگیری کتاب «جامع‌المقدمات» (مجموعه‌ای از پانزده کتاب که در سال‌های ابتدایی در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شد) می‌شدیم. اول از «امثله»، «شرح امثله»، کتاب‌های بزرگان دانش صرف و نحو شروع می‌کردیم؛ بعد که صرف را تمام می‌کردیم، نحو را شروع می‌کردیم و چند کتاب می‌خواندیم، مانند عوامل ملا محسن، هدایه، صمدیه شیخ بهایی. این کتاب‌ها را که تمام می‌کردیم، به خودمان می‌بالیدیم که جامع ‌المقدمات را تمام کردیم.

بعد از آن «سیوطی» می‌خواندیم. سیوطی مولفش جلال‌الدین سیوطی است و شرح الفیه ابن مالک است. الفیه ابن‌مالک یعنی هزاره ابن‌مالک. وی در هزار بیت، همه ادبیات صرف و نحو عربی را به شعر درآورده است. چندین شرح بر آن نوشته شده که یکی از آن ابن‌عقیل است و یکی دیگر سیوطی است که در زمان ما باید شرح جلال‌الدین سیوطی را می‌خواندیم. این که تمام می‌شد، کتاب «مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب» را می‌خواندیم. یعنی «بی‌نیازکننده هر خردمندی از هر کتاب اعرابی». این کتاب چندین باب داشت باب اول درحروف بود یعنی به ترتیب الفبا بود. مثلاً همزه در کجاها به کار می‌رود و چند جور الف داریم و الی آخر.

یادم می‌آید در دوران طلبگی چون در خانواده بودیم، همه چیز برای ما از سوی پدر و مادر فراهم بود. برای همین خیلی زود موفق شدم که این دوره را تمام کنم. ادبیات را خواندم و به «شرح لمعه» رسیدم؛ این کتاب را مردی بسیار دانا و استاد سابقه‌دار به نام «شیخ محمد تقی ستوده اراکی» درس می‌داد.

فقه و اصول و منطق را هم خواندم و بعد از آن به «رسائل و مکاسب» وسپس «کفایه» رسیدم و آن‌ها را نزد مراجع تقلید فعلی از جمله مرحوم آیت‌الله سلطانی طباطبائی و آیت‌الله سبحانی و آیت‌الله فاضل لنکرانی ، آیت‌الله نوری همدانی خواندم و به درس خارج رفتم. درس خارج دیگر کتاب مشخصی ندارد و استادها باید کتاب‌های متعددی را بخوانند و خودشان درس بدهند. این دوره همزمان با ازدواج من با دختر استادم، مرحوم میزا هاشم آملی بود. ایشان در آن سال‌ها تازه از نجف به حوزه علمیه قم آمده بودند و من در کلاس‌های درس ایشان شرکت می‌کردم.

همان‌طور که اشاره کردم، همه خانواده من فقیه بودند و جَدم نیز موسس حوزه علمیه قم بود و سطح توقعات از من بسیار بالا بود. از پدرم حساب می‌بردم و مراقب بودم ایشان ناراحت نشود و همیشه دیگران به من تذکر می‌دادند که این طور لباس نپوش، این‌طور کفش نپوش، این کار را نکن، در فلان جلسه شرکت نکن! به همین خاطر، توقع از من خیلی زیاد بود و در حوزه همه می‌گفتند: پسر آقای داماد است. هیچ‌وقت یک خنده بی‌جا یا یک کار بی‌ادبانه انجام نمی‌دادم و یک وقار خاصی بر ما مستولی بود؛ فقط هم به ملاحظه خانوادگی. از طرفی هم مشهور بودم که طلبه درسخوانی هستم. در حوزه، هر طلبه‌ای که می‌خواست ماهیانه ( کمک هزینه تحصیلی) بگیرد، امتحان می‌داد. امتحان شرح لمعه و قوانین که دادم، نمره بالا گرفتم و مرحوم آیت‌الله بروجردی در آن زمان ۱۰تومان به من جایزه داد که مبلغ کمی نبود. وقتی برای جایزه گرفتن نزد ایشان شرف‌یاب شدیم همه رتبه اولی‌ها با هم بودیم. یکی از اساتید من را معرفی کرد که فرزند فلانی است. ایشان این بیت را خواندند: «بابه اقتدی عدی فی الکرم / و من یشابه ابه فما ظلم» (این شعر در تعریف شاعر از فرزند حاتم طایی «عدی» سروده شده و به این معنی است که «عدی به پدر خویش (حاتم) اقتدا کرده است و هر کس شبیه پدر خود باشد، ستم نکرده است.» مقصود این است که کار بی‌جایی نکرده است). »


علاقه‌مندی به فلسفه و آشنایی با شهید بهشتی

دکتر محقق داماد در خصوص آشنایی خود با دکتر سیدمحمد بهشتی، چنین می‌گوید:

« بخشی از درس مکاسب را نزد مرحوم آیت‌الله منتظری و بخش دیگر آن را نزد مرحوم آیت‌الله بهشتی خواندم. آیت‌الله بهشتی آن زمان دبیر و مدیر دبیرستان دین و دانش بود. به توصیه پدرم برای درس مکاسب، به حضور ایشان رفتم و به‌طور خصوصی تا زمانی که حدود سال‌های ۱۳۳۹ یا ۱۳۴۰ به تهران تبعید شدند بخش خیارات مکاسب شیخ انصاری را نزد ایشان خواندم.

در آن زمان دوست داشتم معقول (فلسفه) بخوانم. برخی طلبه‌ها فلسفه نمی‌خواندند و فقط می‌رفتند فقه و اصول می‌خواندند. اما من علاقه زیادی به فلسفه داشتم. این احساس فلسفه خواندن تحت تاثیر دایی کوچک‌ترم، دکتر مهدی حائری یزدی بود. به همین دلیل ابتدا منظومه (یکی از کتاب‌های درسی اصلی فلسفه اسلامی در حوزه علمیه) را نزد یکی از اساتید شروع کردم که استاد پس از مدتی به من گفتند تو خیلی خوب منظومه را می‌فهمی و حتی می‌توانی درس بدهی. بعد از مدتی من به مرحوم مطهری در تهران برخورد کردم و در کلاس‌های درس ایشان در مدرسه مروی شرکت کردم. نحوه تدریس ایشان مرا شیفته فلسفه کرد. »

محقق داماد همچنین از روزهایی می‌گوید که دانشگاه رفتن حوزویان چندان مرسوم نبوده و معدود افرادی مانند دکتر بهشتی، دکتر مفتح و امام موسی‌صدر که سابقه تحصیل در دانشگاه را داشتند، طلبه‌ها را به تحصیل دانش جدید تشویق می‌کردند.

« امثال مرحوم دکتر بهشتی، دکتر مفتح و امام موسی صدر که سابقه رفتن به دانشگاه تهران و تحصیل در این دانشگاه را داشتند، می‌گفتند که باید سبک دانش جدید را به طلبه‌ها بیاموزیم. این‌ها ما را تحت تاثیر قرار داده بود که امروز، مدرک علمی، مدرک دانشگاهی است. آن زمان مدرک حوزه ارزش چندانی نداشت و فقط برای منبر رفتن و امام جماعت شدن فقط کاربرد داشت.

مرحوم دکتر بهشتی کلاس‌هایی را بعدازظهر در دبیرستان دین و دانش که خود رییس آن‌جا بودند برای طلاب جوان برگزار می‌کردند و ما طلاب جوان، علاقه‌مند یادگیری فیزیک و شیمی و زبان انگلیسی شدیم. در این زمان علاقه‌مند شرکت در امتحان‌های متفرقه شدیم و تصمیم گرفتیم مثل دکتر بهشتی و دیگران به دانشگاه هم برویم.

سال ۱۳۴۰ بود که آیت‌الله بهشتی، من و برادرم را تشویق کرد که در امتحانات متفرقه شرکت کنیم و ایشان به ما زبان انگلیسی درس می‌داد. من و برادرم برای خودمان شناسنامه گرفتیم و به صورت متفرقه در امتحان تصدیق پایه ششم شرکت کردیم. البته برادرم دیگر درس‌های کلاسی را ادامه نداد، ولی من ادامه دادم و در ظرف سه سال، دیپلم گرفتم. بعد از دیپلم هم به تشویق دکتر بهشتی در کنکور شرکت کردم.


به دنبال یادگیری فلسفه در حوزه و دانشگاه

آن زمان کنکور سراسری نبود و هر دانشگاه، کنکور خاص خودش را داشت؛ دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز و دانشگاه اصفهان. در کنکور همه دانشگاه‌ها شرکت کردم و همه دانشگاه‌ها قبول شدم و در نهایت به دانشگاه تهران آمدم. درس‌هایم را طوری تنظیم می‌کردم که بتوانم در کلاس‌های درس مرحوم مطهری در مدرسه مروی هم شرکت کنم.

یادم می‌آید که در آن زمان مرحوم علامه طباطبایی تدریس درس اسفار را پس از مرحوم بروجردی شروع کرده بودند. همزمان در کلاس‌های درس اسفار ایشان نیز شرکت می‌کردم و در رشته فلسفه در دانشگاه تهران ادامه تحصیل هم می‌دادم.

دوره تحصیلم در دانشگاه تهران تمام شد. همکلاسی‌های دیگر دانشگاه که هم‌دوره من بودند، به استخدام دولت درآمدند، ولی من این کار را نکردم. پدر همسرم (مرحوم میزا هاشم آملی) به من گفتند: تو حیف هستی. مدرک دانشگاه را که گرفته‌ای؛ در قم تدریس می‌کنی و این‌همه شاگرد داری، برای چه می‌خواهی استخدام دولت شوی؟ و خلاصه این کار را نکردم.


روزهای تدریس در حوزه علمیه

در قم مشغول تدریس بودم و درسی که تدریس می‌کردم بسیار آبرومند بود و شاگردان زیادی داشتم؛ به‌خصوص دروس ادبیات عرب که تدریس می‌کردم، شاگردان زیادی در کلاس حضور داشتند. ادبیات عرب را که تدریس می‌کردم، حافظه خوبی داشتم و به ادبیات فارسی هم مسلط بودم و مثال‌های متعددی از غزلیاتی از حافظ و سعدی می‌آوردم که مورد اقبال طلاب قرار می‌گرفت. درس شرح «لمعه» و «اصول فقه مظفر» را هم تدریس می‌کردم که خیلی شلوغ بود و طلاب زیادی در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند. بعد از اینکه درس منظومه را نزد مرحوم مطهری فرا گرفتم، به این درس کاملا مسلط شدم. شروع به تدریس درس منظومه کردم و شاگردان زیادی هم داشتم. نحوه تدریس درس منظومه من کاملا به سبک مرحوم مطهری بود و همین باعث شده بود که کلاس‌های این درسم بسیار شلوغ باشد.

مرحوم مطهری با من ارتباط خوبی پیدا کردند. ایشان را دعوت کردیم که هفته‌ای دو، سه روز به قم بیایند و در منزل ما اقامت می‌کردند. تدریس ایشان به صورت خصوصی در منزل ما آغاز شد و عده‌ای از فضلای قم هم در این کلاس‌های خصوصی شرکت می‌کردند.


وقتی نطفه انقلاب در منزل ما بسته شد ...

مرحوم مطهری در حوزه علمیه قم، تدریس عمومی داشتند و خیلی شلوغ می‌شد؛ اما این کار به نوعی پوشش برای این تدریس خصوصی بود. هدف مرحوم مطهری از این تدریس خصوصی، انجام کارهایی برای انقلاب بود. اتفاقاً در آن زمان از طرف ساواک چندبار احضار شدم و از من سوال شد که دلیل حضور مرحوم مطهری در منزل شما در قم چیست؟ گفتم ایشان معلم و مدرس ما هستند و فلسفه تدریس می‌کنند. دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی که الان استاد دانشگاه پرینستون آمریکا هستند، هم‌مباحثه و هم‌درس من در این کلاس‌های خصوصی مرحوم مطهری بود. سید حسن طاهری، دکتر احمد بهشتی، مرحوم ربانی املشی از دیگر افرادی بودند که در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند. بعدها افراد دیگری به این کلاس اضافه شدند، از جمله مدتی بعد حجت‌الاسلام محمد خاتمی (رییس دولت‌های هفتم و هشتم).

این درس به شکل خصوصی برگزار می‌شد، اما برخی مشاوره‌های سیاسی (در مورد انقلاب) هم آنجا انجام می‌شد؛ به‌خصوص در سال ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، نطفه انقلاب از منزل ما و از همین جلسه‌ها شروع شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، من همچنان در قم مشغول تدریس بودم. تا این‌که آیت‌الله بهشتی برای رییس دیوان عالی کشور و مرحوم موسوی اردبیلی هم برای دادستان کل کشور انتخاب شدند. »


زمانی که قم یک شهر آکادمیک بود؛ نه شهر مقدس‌بازی و مقدس مآبی

این استاد حوزه و دانشگاه، از قمِ دوران آیت‌الله بروجردی، به عنوان یک شهر آکادمیک یاد می‌کند. از نظر او در آن زمان در حوزه علمیه جدیت تحصیلی زیادی وجود داشت و به گفته او؛ آیت‌الله بروجردی وظیفه "طلبه" را در درس خواندن می‌دانست، نه فعالیت سیاسی:

« در یکی از کتاب‌هایم تحت عنوان «قم، آنگونه که من دیدم»، شرایط دوران تحصیلم در قم را تشریح کردم. قم در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی واقعاً قم آکادمیک بود. قم یک شهر کاملا تحصیلی بود، نه شهر مقدس‌بازی و مقدس‌مآبی! هیچ طلبه‌ای در شب‌های هفته در حرم حضرت معصومه (س) دیده نمی‌شد. همه طلاب می‌بایست شب‌ها مشغول مطالعه مباحثی می‌شدند که صبح فراگرفته بودند. مدرسه فیضیه، شب‌ها سکوت مطلق بود و همه طلاب مشغول تحصیل بودند. فقط شب‌های جمعه، طلاب برای زیارت به حرم مشرف می‌شدند. حوزه علمیه قم آن زمان در مقایسه با دانشگاه‌های دیگری که بعدها در کشورهای دیگر دیدم، اصلا قابل مقایسه نبود.

حوزه علمیه قم زمان آیت‌الله بروجردی از لحاظ جدیت تحصیل، شرایط بسیار عجیبی داشت. طلبه درس‌خوان از معدود طلبه‌های درس‌نخوان کاملاً مشخص و متمایز بودند و همه آن‌ها را می‌شناختند. در آن مقطع نشاط درس و تحصیل بر کل فضای حوزه علمیه قم حکم‌فرما بود.

مرحوم آیت‌الله بروجردی با مداخله‌های سیاسی آن زمان موافق نبود و حتی با حضور افرادی مثل «نواب صفوی» که برای فعالیت سیاسی به قم می‌آمدند موافق نبودند؛ چون فدائیان اسلام می‌آمدند و طلاب را برای مشارکت در فعالیت‌های سیاسی تحریک می‌کردند و این اقدامات داشت به (کیفیت آموزش و تحصیل) در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه ضربه می‌زد.

مرحوم آیت‌الله بروجردی معقتد بودند که طلبه باید در مدت کوتاهی بتواند تبدیل به مجتهد، حکیم و فیلسوف شود و حوزه علمیه جای فعالیت سیاسی برای طلاب نیست و وظیفه طلبه، درس خواندن است؛ برای همین اجازه حضور فدائیان اسلام را در حوزه علمیه قم ندادند. به هرحال طرز فکر ایشان این‌گونه بود؛ البته همان موقع بزرگانی نیز از گروه نواب صفوی حمایت می‌کردند. »

بعد از درگذشت آیت‌الله بروجردی، آغاز قیام امام خمینی (ره) و دستگیری ایشان، دروس حوزه تعطیل می‌شود و یاس و ناامیدی، جای شور و نشاط تحصیلی حوزه علمیه را می‌گیرد؛

« فروردین ۱۳۴۰ آیت الله بروجردی درگذشت و سال ۱۳۴۲ قیام امام خمینی (ره) شروع شد و ۱۵ خرداد همان سال ایشان را دستگیر کردند. درس‌ها در حوزه تعطیل شد و وقتی آن موقع به مدرسه فیضیه وارد می‌شدی، گرد قبرستان بر آنجا پاشیده بودند. طلاب در حوزه حضور نداشتند و یک سردی در کنار یأس تمام حوزه را فراگرفته بود که چه آینده‌ای در انتظار روحانیت است. چندین ماه حوزه علمیه قم تعطیل بود و وقتی دوباره فعالیت از سر گرفته شد، حوزه علمیه قم آن گرمای سابق را نداشت و آن حس یأس همچنان وجود داشت.


گرفتن گواهی اجتهاد و معافیت دائم از سربازی

زمانی که تحصیل در دانشگاه را به اتمام رساندم، باید به سربازی می‌رفتم. کسی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شد، باید به سربازی می‌رفت. یک راه وجود داشت و کار ساده‌ای نبود. کسی که مجتهد بود، یعنی اجازه اجتهاد از مراجع تقلید قم و نجف داشت، می‌توانست به سربازی نرود و آن موقع بود که فهمدیم درس حوزه هم برایم بسیار مهم بوده است.

آن زمان در قم مدرس بودم و مراجع تقلید وقت در قم برای من گواهی اجتهاد صادر کردند. این گواهی اجتهاد را باید به شورای عالی فرهنگ آن زمان در تهران می‌آوردم. در این شورا، که از رییس دانشگاه تهران و چندین تن از اساتید مشهور تشکیل می‌شد؛ از من امتحان گرفتند و در نهایت مجتهد شناخته شدم و از سربازی معاف دائم شدم. »


باید یک محقق باشی؛ نه یک مُبلّغ!

دکتر محقق داماد در این بخش از مصاحبه به روزهایی اشاره می‌کند که به برای تحصیل در رشته حقوق بین‌الملل به بلژیک رفته بود و از نحوه مواجهه آن‌ها با یک مسلمان روحانی می‌گوید:

« بعد از پایان دوران فوق لیسانس، احساس کردم دلم می‌خواهد حقوق بین‌الملل بدانم. در ایران چیزهایی که لازم بود را یاد گرفته بودم. موفق شدم که بر اساس مدارک علمی‌ام در دانشگاه «لوون جدید» (Louvain-la-Neuve) بلژیک ثبت‌نام کنم. دو امتحان زبان انگلیسی و زبان فرانسه از من گرفتند و سپس چند لِکچر و سخنرانی از من خواستند و ارائه دادم و موفق شدم در دانشگاه Louvain-la-Neuve در دپارتمان حقوق بین‌الملل (international law) پذیرفته شوم. رساله دکتری من با دکتر «ورهوون» با این موضوع بود: «حقوق شهروندان غیر نظامی در دوران جنگ مسلحانه از نظر حقوقی بین‌الملل و حقوق اسلام» (Protection of Individual in Times of Amed Conflict according to International and Islamic law)؛ یک مطالعه تطبیقی انجام دادم و تِز من در آمریکا چاپ شده است.

در آنجا مراوده‌ای که با من (به عنوان یک مسلمان و روحانی) داشتند جالب بود. دانشگاه لوون بلژیک با "لاهه" دو ساعت فاصله داشت. در لاهه حقوق‌دان‌های ایرانی زیاد حضور داشتند، به همین دلیل من برای آن‌ها به عنوان یک حقوقدان معرفی شدم؛ نه به عنوان یک روحانی.

حتی فراموش نمی‌کنم؛ استادهای راهنما مانند برخی اساتید اینجا نبودند که یک نگاه کلی به رساله بیندازند، خط به خط آن را می‌خواندند. من در یک بخشی از رساله زبانم گرم شده بود (و جواب کسانی را داده بودم که) علیه‌اسلام صحبت می‌کردند. استاد کنارش نوشته بود: شما باید یک محقق باشید نه یک مُبلغ (you are researcher, not a preacher). بنابراین به من به عنوان یک حقوقدان نگاه می‌کردند.

نکته جالب این دوره تحصیلی من هم این بود که آن‌جا برایشان فرقی نمی‌کند که حقوقدان چه لباسی بپوشد؛ البته که من آن‌جا با عمامه نمی‌رفتم، ولی برای آن‌ها فرقی هم نمی‌کرد.

در حوزه مباحث اسلامی مطالعه می‌کردم و اتفاقاً آن‌ها خوششان می‌آمد و برایشان جالب بود. حتی بعد از حمله صدام به کویت قرار شده بود از عراق خسارت بگیرند و این به دپارتمانی که من در آن درس خوانده بودم، ارجاع داده شده بود. استادم به من گفت که ما به چند متخصص علوم اسلامی که آشنا با موازین اسلامی باشند نیاز داریم.

حقوق اسلامی آنگونه که من در مقالاتم عرضه کردم، یک نظام است و حقوق اسلامی را به عنوان یک نظام معتبر حقوقی عرصه کرده بودم و آن‌ها نیز بدشان نمی‌آمد که کسی در دانشگاه آن‌ها چنین حرف‌هایی بزند. »


مسائل علوم انسانی، پس از قرن‌ها هنوز حل نشده‌اند

این فیلسوف و حقوقدان به اهمیت علوم حوزوی و پیچیدگی این علوم اشاره می‌کند. او پیچیدگی این علوم را ناشی از پیچیدگی انسان می‌داند و از نظر او سوالات علوم انسانی هنوز، پس از قرن‌ها به پاسخ نرسیده است. این مجتهد و استاد برجسته دانشگاه در مورد اهمیت علوم انسانی و تفاوت این علوم با علوم تجربی یا Science می‌گوید:

***بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، مناصب زیادی را هم‌لباس‌های من گرفتند. روحانیت این مناصب را گرفت ولی باید تصدیق و اعتراف کنیم که عده زیادی از متصدیان مُلبس به این لباس در کار خود موفق نبودند. عدم موفقیت این قشر به نظر من به ضرر اسلام تمام شد و یک حالت گله‌مندی از اسلام ایجاد شد. درحالی که اگر موفق می‌شدیم توسعه را در کنار دین به درستی پیاده کنیم، شاید هیچ‌وقت چنین حالتی برای این نسل پیش نمی‌آمد.

« از زمانی که با مرحوم مطهری مأنوس شدم، نگاه من به علوم حوزوی بسیار عوض شد و متوجه شدم که این علوم بسیار مهم هستند. در حوزه باید ادبیات عرب، علوم قرآنی، تفسیر، فلسفه، فقه و کلام بدانی. این چیزها برای من خیلی ارزشمند شد.

شما {گروه ایسنا} با اساتید رشته‌های مختلف صحبت کرده‌اید. با اساتید رشته‌های تجربی گفتگو کرده‌اید؛ یعنی اساتیدی که در science متخصص هستند؛ فیزیکدان، شیمیدان، ریاضیدان، متخصصان مهندسی گفت وگو کرده‌اید. تجربه این ۷۸ سال زندگی‌ به من نشان می‌دهد که این علوم آخرش به تکنولوژی می‌رسد و بشر، اینگونه مسائل را طوری حل کرده که تکنولوژی در حال حاضر به چنان شتابی رسیده است که نمی‌شود جلوی این شتاب را گرفت.

اما دانش الهیات به‌رغم سابقه چندین قرنه، هنوز اندر خم یک کوچه است! پیچیده‌ترین دانش‌ها، دانش علوم انسانی است و در میان علوم انسانی، دانش الهیات از همه پیچیده‌تر است. چرا؟ زیرا این دانش به پیچیدگی خود انسان است. انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است، به عدد هر انسان، جهانی وجود دارد. جهان شما غیر از جهان دوست شما و جهان شما غیر از جهان من است.

به دلیل پیچیدگی انسان، علوم انسانی هم پیچیده هستند و در میان این علوم، دانش الهیات بسیار پیچیده است. به نظرم همان سوال‌هایی که پیش از میلاد مسیح در یونان باستان برای سقراط و افلاطون و ارسطو مطرح بوده، همان سوال‌ها هنوز حل نشده است. به من بگوئید شما مجبورید یا مختار؟ جبر و اختیار حل شده است؟ خیر. اراده بشر حل شده است؟ خیر. ذهن بشر حل شده است؟ خیر.

مسائل فسلفی هنوز اندر خم یک کوچه است. این‌همه کتاب نوشته شده است. چقدر مکتب‌های مختلف ایجاد شده‌اند، اما مسائل هنوز حل نشده‌اند. اما تکنولوژی روز به روز توسعه پیدا می‌کند؛ علم پزشکی هر روز پیشرفت می‌کند. پزشکی الان کجا و پزشکی زمان بوعلی سینا کجا؟ »


ناآشنایی با الهیات به جهل دینی می‌انجامد

محقق داماد معتقد است که ناآشنایی با الهیات به جهل دینی می‌انجامد و فهم نادرست دین «بن‌لادن‌»ها و «ابوبکر بغدادی‌»ها را به‌وجود می‌آورد که به نام دین خونریزی می‌کنند. به عقیده او باید مدرسه‌های الهیات روز به روز متخصصان بیشتری تربیت کنند و افرادی که در رسانه‌های جمعی از دین صحبت می‌کنند، ترویج جهل نکنند.

« ممکن است سوال کنید این‌ها چه اثری دارد و چه مشکلی را از جامعه حل می‌کند؟ جواب این است که اگر ابوبکر بغدادی درست الهیات خوانده بود، هرگز مرتکب چنین جنایاتی نمی‌شد و اگر مردمی که به دنبالش راه افتادند الهیات را خوب می‌دانستند تسلیم بی چون و چرای او نمی‌شدند.
اگر طالبان درست الهیات خوانده بودند، این‌گونه حق را پایمال نمی‌کرد.

می‌بینید یک آدم دُگم که فهم درستی از دین ندارد، چه بلایی بر سر مردم می آورد. چقدر خونریزی در منطقه خاورمیانه در سایه نفهمیدن درست دین اتفاق افتاد. به نام دین این کارها صورت گرفت و اینها ناشی از ضعف الهیات است. اگر دانش الهیات در خاورمیانه خوب پیشرفت کرده بود، امثال ابوبکر بغدادی، ملاعمر و بن‌لادن‌ها به‌وجود نمی‌آمدند. هر روز یک فرقه به‌وجود می‌آید. اگر مردم دانش الهیات داشتند، هرگز مرید چنین افرادی نمی‌شدند. این‌همه فرقه‌ها که در کشور خودمان به‌ وجود آمد و موجب انحراف جوان و پیر شد، ناشی از نادانی الهیات است.

تجربه من این است که باز هم باید مدرسه‌های الهیات با اساتید برجسته فرهیخته شروع به فعالیت کنند و طلاب با انگیزه و با استعداد را آموزش دهند و متخصص الهیات روز به روز در کشور بیشتر شود. انتظار آن است که اگر کسی تریبونی به دست می‌آورد و به خود اجازه می‌دهد که در یک رسانه جمعی از دین سخن بگوید، باید از یک سابقه تحصیلاتی بسیار بالایی برخوردار باشد و به جای تزریق معرفت، ترویج جهل نکند.

یک متخصص الهیات باید ادبیات عرب را خوب بداند، زبان قرآن را متخصص بشود، و بعد هم اگر بتواند با زبان‌های بین‌المللی آشنا شود. معارف اهل بیت (سلام الله علیها) الان هم غریب است. معارف اهل بیت هنوز هم مظلوم هستند و به درستی شناخته نشده است و خرافات بیشتر از معارف اصیل مطرح می‌شود. الان برخی بر کرسی خطابه تکیه می‌زنند که فقط چند تا خواب در خصوص اهل بیت (س) مطرح می‌کنند؛ آیا این‌ها معارف اهل بیت است؟ »


گذر از جهل مقدس تا دین‌داری بامعرفت

این استاد حوزه و دانشگاه اعتقاد دارد که غرب وضعیت فعلی ما در خاورمیانه را پیش‌تر در قرون وسطی تجربه کرده بود او در پاسخ به سوال ایسنا در مورد این‌که چه شد که غرب توانست از تندروی‌ها گذر کند؟ گفت:

« غرب این تجربه‌ای که ما الان در خاورمیانه آن را تجربه می‌کنیم، در قرون وسطی تجربه کرده بود و واقعاً کلیسای خرافی را پشت سر گذاشته است. کتاب «جهل مقدس» را بخوانید. این کلمه جهل مقدس را از «جوردانو برانو» گرته گرفته‌ام. جوردانو برانو را می‌خواستند به جرم روشنگری آتش بزنند و بسوزانند، او را به چوب بسته بودند تا آتش بزنند. یک پیرزن عصازنان آمد و گفت من تکه‌ای چوب آورده‌ام تا در سوزاندن این ملحد شریک باشم. اینجا بود که برانو گفت: «نفرین بر این جهل مقدس!» در کتاب جهل مقدس نوشته‌ام که چه جنایت‌هایی در قرون وسطی به نام دین و مسیحیت انجام شد. کلیسا قدرت می‌خواست و برای توجیه قدرت خود به این خرافات متوسل می‌شد.

غرب این دوره را پشت سر گذاشته است. از آن به بعد هم در مدارس الهیات به نحو جدید، تحقیق را آزاد کردند، آزادانه تحقیق کردند و دخالت کلیسای خرافاتی را از قدرت جدا کردند. در برخی جوامع توانستند کاری کنند که اگر مردم دین‌دار هستند، از روی معرفت دین‌دار باشند و اگر بی‌دین هستند، از روی معرفت بی‌دین باشند. چون بی‌دین شدن متوقف بر معرفت دین است. در جوامع اسلامی نیز باید این کار صورت بگیرد و دین‌دار از روی معرفت، دین‌دار باشد و بی‌دین از روی معرفت، بی‌دین شود. نمی‌گویم که مردم بی‌دین شوند، اما مردم باید بفهمند که دین چیست و دلیل آن را از روی معرفت درک کند و از روی نادانی و تقلید از فلان فرد یا فلان برنامه، یا فلان رسانه بی‌دین نشوند. چون من مطئنم که چنانچه افراد تحت تربیت مربی‌های کامل، معرفت دینی حاصل کنند هدایت الهی شامل آنان می‌شود. این است معنای آیه شریفه والذین جاهداوا فینا لنهدینهم سبلنا. »
مردم به جای آن‌که از هم‌لباسانِ من گله‌مند شوند، از اصل دین گله‌مند شده‌اند

از نظر رییس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران، عدم موفقیت عده زیادی از روحانیان بعد از تاسیس جمهوری اسلامی به ضرر اسلام تمام شده است و مردم از اصل دین گله‌مند شده‌اند ولی در حقیقت این‌ها آثار بد دین نیست و نباید کردار بد افراد، مردم را از خدا دور کند.

« واقعیت این است که بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، مناصب زیادی را هم‌لباس‌های من گرفتند. روحانیت این مناصب را گرفت ولی باید تصدیق و اعتراف کنیم که عده زیادی از متصدیان مُلبس به این لباس در کار خود موفق نبودند. عدم موفقیت این قشر به نظر من به ضرر اسلام تمام شد و یک حالت گله‌مندی از اسلام ایجاد شد. به جای اینکه از شخص من و هم‌لباس‌های من گله‌مند شوند، یک اشتباه کردند و بدون معرفت، از اصل دین گله‌مند شدند.

یک علت دیگر هم این است که روحانیت می‌گفت این حرفی که من می‌زنم حرف خداست، این‌طور رفتار می‌کنم، حرف خداست و حرف دین است. مردمی که دچار فقر بودند، یک جمع و تفریق کردند و نتیجه گرفتند که پس دین برای من فقر خواسته است؛ دین برای ما عدم توسعه خواسته است. پس دین برای ما توسعه نمی‌آورد و از این جهت از دین اسلام، گله‌مند شدند. درحالی که اگر موفق می‌شدیم توسعه را در کنار دین پیاده می‌کردیم، شاید هیچ‌وقت چنین حالتی برای این نسل پیش نمی‌آمد؛ البته این استدلال اشتباه است. دین باعث فقر نشده است؛ من (با رفتار و عملکرد اشتباهم) باعث این مسائل شده‌ام، نه دین اسلام ناب محمدی (ص).

امروز اگر خدای ناکرده در دانشگاه به نام دین، استاد را بیرون کنند؛ به نام دین، دانشجو را اخراج کنند؛ به نام دین، افراد بی‌سوادی را به نام استاد بر آن‌ها تحمیل کنند، نگاه نسل جوان به دین چه خواهد شد؟ من انتظارم از عزیزانم آن است که باید اهل تحلیل و تامل باشید. اینها آثار بد دین نیست؛ کردار بد افراد، شما را از خدا دور نکند.

جوانان به نوعی با دین قهر کرده‌اند؛ البته شاید برخی با نظر من مخالف باشند، بگویند اینطور نیست و هیچکس از دین زده نشده و به دلائلی هم متمسک شوند. نظر آنان هم محترم است؛ می‌توان با یک تحقیق میدانی به داوری نشست. اگر هرکس کار خود را بکند نه کاری که متخصص نیست به یقین بهتر و منتج‌تر خواهد بود. »


چندان موافق اسلامی شدن علوم انسانی نیستم

سال‌هاست که علوم انسانی در ایران وضعیت مناسبی ندارد. برخی متخصصان، ناکارآمدی علوم انسانی را ناشی از وارداتی بودن این علم یا علوم انسانی غیربومی می‌دانند و برخی دیگر معتقدند که علوم انسانی در ایران اجازه رشد و بالندگی نیافته است. در این بین نگاه مهندسی در کشور غالب شده و بیشتر تصمیم‌گیران در کشور به‌ویژه در حوزه علوم و فناوری، مهندسان بوده‌اند. محقق داماد در مورد این موضوع می‌گوید:

« در حوزه علوم انسانی مقام معظم رهبری اشاره کردند که نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد. من خودم از جمله کسانی هستم که معتقدم رشته‌های مختلف علوم انسانی اکثراً جزو علوم به معنای خاص یا Science است. روانشناسی علم است؛ جامعه شناسی علم است و روش علمی می‌خواهد. علم نه مسلمان است و نه کافر. شیمی نه مسلمان است و نه کافر. مثلاً این‌که فرمول شیمیایی آب از ترکیب H۲O حاصل می‌شود، به این معنی که هر یک از مولکول‌های آن حاوی یک اکسیژن و دو اتم هیدروژن است؛ نه مسلمان است و نه کافر! این علم است و ربطی به اسلام و کفر ندارد.

به هرحال من چندان موافق اسلامی شدن علوم انسانی نیستم؛ چرا؟ چون علم از مقوله هستی است و دین از مقوله بایستی است. هستی و بایستی دو مقوله متفاوت هستند. منظورم این است که برای تعلیم آن (علم) باید از روش علمی بهره گرفت و نه روش فلسفی. البته گاهی در برخی رشته‌ها بی‌تردید مباحث فلسفی نیز مطرح می‌شود؛ مثلاً استاد باید در روانشناسی از مباحث علم‌النفس ابن‌سینا بهره بگیرد.

حتی من در مورد اقتصاد اسلامی هم منتقد هستم. پسوند اسلامی برای اقتصاد غلط است. آنچه که در فقه داریم، حقوق بازرگانی است نه اقتصاد. مکاسب شیخ انصاری حقوق بیزنس است که غیر از اکونومی(economy) است. economy یعنی چه فرمولی تورم را پایین می‌آورد و این در فقه ما وجود ندارد. این‌ها فکر می‌کنند مکاسب شیخ انصاری اقتصاد است، درحالی که مکاسب شیخ، حقوق بازرگانی است.


کاندیدای ریاست جمهوری باید کلیات علم اقتصاد را بلد باشد

این استاد حوزه و دانشگاه به اهمیت توجه به تخصص‌گرایی اشاره می‌کند و معتقد است هر فردی باید در جایگاه تخصصی خود قرار بگیرد:

« علم مدیریت هم یک علم است. ما کمبود مدیر داریم. حتی معتقدم رییس بیمارستان هم نباید طبیب باشد، بلکه باید یک مدیر بیمارستانی برای این سمت انتخاب شود. در علم سیاست هم همین‌طور است.

در بسیاری ممالک وقتی می‌خواهند کسی را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری انتخاب کنند، می‌گویند باید چند مکتب اقتصادی را مطالعه کرده باشد و خودش طرفدار یک مکتب باشد و با استدلال، آن را اثبات کند. کسی که می‌خواهد رییس جمهور شود، فردا باید یک نفر را به عنوان رییس بانک مرکزی انتخاب کند؛ اگر لااقل کلیات علم اقتصاد بلد نباشد، چه می‌داند که بانک مرکزی یعنی چه؟ باید بداند پول یعنی چه؟ و ماهیت حقوقی پول چیست؟

ما در تاریخ معاصر ایران فردی به نام «فروغی ذکاءالملک» را داریم که هم فیلسوف، هم ادیب و هم سیاستمدار بود. این فرد این مطالب را مطالعه می‌کرد و یاد می‌گرفت. »

با وجود اهمیت علوم انسانی، افراد زیادی علاقه‌مند به علوم انسانی نیستند و حتی در گذشته عنوان می‌شد که رشته علوم انسانی برای دانش‌آموزان ضعیف‌تر است. در حالی که بسیاری از مشکلات کشور را با تکیه بر تخصص دانش‌آموختگان برجسته علوم انسانی می‌توان حل کرد. حال؛ چگونه باید جوانانی که امروز دغدغه شغل و درآمد دارند را به علوم انسانی علاقه‌مند کنیم؟

« متاسفانه از زمان قبل انقلاب، از روزی که تمام این پست‌ها را به مهندسان و پزشکان دادند، ضعیف‌ترین استعدادها به علوم انسانی رفتند. چون می‌دانستند که در آخر باید دبیر دبیرستان شوند و کاری دیگری به آن‌ها نمی‌دهند.

این وضعیت برای علوم پایه هم ایجاد شده است. علت همین است؛ به‌قول حکیمان عدل؛ وضع شی اندر موضعش است. عدالت این است که هرچیزی جای خودش قرار بگیرد. »

 

حمله واتیکان به اسلام را مودبانه جواب دادم

رییس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران در سال‌های گذشته، چند مرتبه با پاپ دیدار داشته است. او همچنین در سال ۱۴۰۰ به کنفرانسی در مورد موضع ادیان نسبت به تغییر اقلیم دعوت شده است. او به چرایی این دیدارها و نحوه آشنایی با پاپ و برخورد پاپ با خود اشاره کرد و گفت:

« من از سال ۱۳۶۵ شروع به شرکت در کنفرانس‌های بین‌المللی دیالوگ بین ادیان کردم. زمانی که حجت الاسلام خاتمی وزیر ارشاد بود، از من دعوت کرد تا در جلسه‌ای در آتن در مورد گفتگو میان اسلام و مسیحیت شرکت کنم. من از زمانی که در آن کنفرانس شرکت کردم، علاقه‌مند به اینطور جلسات شدم و از آن زمان تا کنون کماکان سالی چند جلسه دعوت می‌شوم و یکی از آن‌ها را شرکت می‌کنم.

من با پاپ قبلی آشنایی داشتم و آشنایی من با واتیکان به واسطه پاپ قبلی بود. ایشان یک‌بار یک حمله‌ای به اسلام کرد و گفت اسلام با شمشیر جلو رفته است و حمله خیلی تندی کرد. من یک نامه مفصل و البته مؤدبانه‌ای به ایشان نوشتم و گفتم این همه فلاسفه و حکما که از میان مسیحیان علاقه‌مند به اسلام شدند و مسلمان شدند، آیا با جنگ مسلمان شدند؟ و اسامی افراد مختلف را بردم تا به "کُربن" (Henry Corbin) رسیدم و گفتم خودم در برخی جلسات گفتگوهای "کُربن" با «علامه طباطبایی» حضور داشتم. به زودی این مقاله را به صورت کتاب چاپ می‌کنم و اسم آن را «راز دلربایی اسلام» گذاشتم.

این بزرگوار وقتی این نامه را خوانده بود، مشاور خود را در امور خاورمیانه به تهران فرستاد و به فرهنگستان علوم آمد و پیش من آمد و گفت جناب پاپ از شما تشکر کرده است. البته مکتوب چیزی ننوشت و شخصی فرستاد و گفت که "پدر مقدس" گفته من از نامه ایشان تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم دارم مطالعه بیشتری در مورد اسلام کنم.

چند وقت بعد کنفرانسی در واتیکان با نام «سینود» برگزار شد. در این کنفرانس تمام اسقف‌ها و کشیش‌هایی که در منطقه خاورمیانه هستند، دعوت شده بودند. این کنفرانس هر چند سال یک بار تشکیل می‌شود. پاپ، من را برای سخنرانی در مورد گفتگوی بین ادیان دعوت کرد و من یک سخنرانی بسیار مهربانانه و دوستانه انجام دادم که ما همه انسانیم و برادریم و همه یک‌دین داریم و پدرمان ابراهیم است. پاپ در سخنرانی من شرکت کرد و به من اظهار محبت و ادب کرد و من را به اتاق خصوصی خود دعوت کرد.

دوران ایشان تمام شد و "پاپ فرانسیس" روی کار آمد. پاپ فرانسیس ۸ نفر را از سراسر دنیا برای موضوع تغییر اقلیم دعوت کرد. چون می‌دانست که من در مورد ادیان و محیط زیست کار کرده‌ام و کتابی با عنوان الهیات محیط زیست یا Ecotheology نوشته‌ام. کتاب من را ایشان خوانده بود و من را به عنوان یکی از آن ۸ نفر درباره موضع ادیان نسبت به تغییر اقلیم دعوت کرد. بنده، رهبر بوداییان، شیخ الازهر و …. هشت نفر بودیم و من را به عنوان یک نفر از مذهب تَشیع دعوت کردند. چندین جلسه تشکیل شد و در جلسه آخر یک سخنرانی بزرگ شد و یک بیانیه‌ای را امضا کردیم که پاپ به سران کشورها بدهد. »
وضعیت موجود تقصیر امثال ماست!

دکتر محقق داماد در حوزه محیط زیست نیز دیدگاه‌ها و نظرات بسیار جالبی دارد. وی در مورد نحوه مواجهه دین با مسائل و مشکلات محیط‌زیستی معتقد است که دین ظرفیتی دارد که از آن در حفظ محیط زیست استفاده نشده است.

« عده‌ای خیال می‌کنند که مشکلات کشور به دلیل فقه است و فقه باعث بدبختی کشور است. بنده معتقدم که اصلاً اینطور نیست و عدم عمل به فقه باعث این مشکلات شده است.

این وضعیت تقصیر امثال ماست. اگر می‌گفتنیم که تراکم‌فروشی حرام است، شهرداری دیگر این کار را نمی‌کرد. حق افراد را پامال می‌کنند وقتی مجوز چند طبقه اضافه را می‌دهند. این اتفاق از کی شروع شد؟ هوای من و شما را می‌فروشند؛ این کار حرام است. هوای شهر حق عموم مردم است به نظرمن تمامی مسئولین شهرداری که مرتکب این محرمات الهی شده اند بایستی روزی در محاکم شرعی محاکمه شوند.

در مورد جنگل‌ها… این‌ها همه احکام شرعی دارد. درمورد معادن همینطور. این‌طور نفت فروختن‌ها و اینجور انفال را از بین بردن؛ تمام این‌ها احکام شرعی خود را دارد. به نظر من یکی از جاهایی که دین می‌تواند کمک کند، حلال و حرامی است که در زمینه محیط زیست گفته است، درمورد انرژی گفته است، در مورد آب گفته است. مصرف مسرفانه آب حرام است هرچند برای وضو باشد!

اگر ما توجه داشتیم که وقتی می‌خواهیم وضو بگیریم، اگر شیر را باز بگذاریم و آب هدر رود، عمل حرامی مرتکب شده‌ایم و از نظر حکم وضعی در قبال عموم ملت ضامن هستیم هرگز این همه آب هدر نمی‌رفت. به نظر من دین ظرفیتی دارد که از آن در حفظ محیط زیست استفاده نشده است. »


عده‌ای تصور می‌کنند که شریعت مهمتر از اخلاق است در صورتی که اشتباه می‌کنند

چند سالی است دانشگاه‌های ما درگیر معضلی به نام بی‌اخلاقی‌های علمی و پژوهشی شده‌اند، این استاد حوزه و دانشگاه در مورد نحوه ترویج اخلاق علمی در دانشگاه‌ها، معتقد است که ما باید نگاهمان به اخلاق را عوض کنیم، اخلاق در مقابل دین نیست و باید به سمت اخلاق برگردیم:

« به نظر من نگاه ما به دین و رابطه‌اش با اخلاق باید تغییر کند. الان عده‌ای تصور می‌کنند که اخلاق چیز مهمی نیست و آن‌چه که نیاز است، شریعت است. در حالی که هدف از شریعت، اخلاق است. چون پیغمبر فرمود «بعثت لأتمم مکارم الأخلاق» و عظمت پیامبر (ص) در قرآن خلق عظیم است. باید بدانیم آن‌چیزی که با آن می‌توان به بهشت رفت، اخلاق است و با صرف عمل به شریعت و مرتکب شدن اعمال خلاف اخلاق، کسی به بهشت نمی‌رود.

تنها راهی که ما داریم این است که نگاهمان را به اخلاق عوض کنیم. اخلاق یک دُکان در مقابل دین نیست و تمام شریعت باید در چارچوب اخلاق تفسیر شود. راه‌حل این است و باید (به سمت اخلاق) برگردیم. بنده یک کتاب الان در دست تالیف دارم و در آن همین کار را کرده‌ام که باید همه چیز را در چارچوب اخلاق بدانیم.

البته فرق اخلاق دینی و اخلاق سکولار زیاد است. من معتقدم که اگر من اخلاقی عمل کنم، به اصطلاح قرآن مجید«محسن» خواهم بود و خدا به منِ محسن جزا می‌دهد. اما سکولار این عقیده را ندارد و می‌گوید بشریت، انسانیت و …اما من می‌گویم خدا از من خواسته و خداوند اجر می‌دهد. در سوره مبارکه «الشَّمْس»، وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، دل انسان می‌گوید این کار بد است و این کار خوب است. به طور مثال، همه می‌دانیم که حکم شریعت در خصوص احکام ازدواج مجدد برای مردان چیست اما به راستی در اینجا جایگاه اخلاق کجاست؟ خانمی که به عنوان همسر یک مرد، جوانی خود را با او بوده و فقر و نداری را با آن مرد تحمل کرده و حالا زمانی که مثلا آن مرد پول‌دار شده و می‌خواهد زن خود را طلاق بدهد و او را بی‌سرپرست رها کند؟! خوب شاید در اینجا شریعت دست مردان را باز بگذارد اما بر اساس اخلاق که همیشه نیز دین اسلام بر آن تاکید داشته این کار خلاف انسانیت است و غضب الهی را به همراه دارد. »

 
بخش دوم و پایانی

وقتی استرس‏‏‏‌های کوچک، مشکلات بزرگ ایجاد می‌کنند

 

 
تاریخ چاپ:
 

 

مترجم: مریم مرادخانی
منبع: HBR
 
همه ما استرس را تجربه کرده‌‌‌‌ایم. بحران‌های بزرگ، مثل بیماری یکی از عزیزان یا طلاق، معمولا با استرس زیادی همراهند. اما فقط این بحران‌ها نیستند که ما را دچار استرس می‌کنند. حتما برای شما هم پیش آمده که در پایان روز، احساس استرس شدید کنید، به حدی که دچار بی‌‌‌‌خوابی یا ضعف جسمانی شوید. اما اگر از شما بپرسند که منشأ استرس‌‌‌‌تان چیست، احتمالا جوابی برایش ندارید. گاهی، عامل استرس ما، بحران‌های بزرگ نیستند بلکه اتفاقات روزمره‌‌‌‌ای هستند که روی هم تلنبار شده‌‌‌‌اند. مثلا یک مشتری عصبانی، بدقلقی رئیس یا یک ایمیل بدموقع یا ترافیک غیرمنتظره. در بخش نخست این مطلب (به تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۲، صفحه ۳۱) به ‌بخشی از گفت‌‌‌‌وگوی کارن دیلن، سردبیر سابق مجله کسب و کار هاروارد و راب کراس، استاد دانشگاه بابسون که استرس‌‌‌‌های ناشی از اتفاقات کوچک را «خرده‌استرس» می‌‌‌‌نامند، پرداختیم. خرده‌استرس‌‌‌‌ها می‌توانند به مرور زمان، مثل گلوله برفی بزرگ و بزرگ‌تر شوند و بدون آنکه متوجه باشیم، عملکرد، بازدهی و سلامت ما را به مخاطره بیندازند.
 
ارتباطات؛ شمشیر دولبه خرده استرس‏‏‏‌ها

 

خرده‌‌استرس‌ها، سریع اتفاق می‌‌‌‌افتند و کوتاهند. به‌همین دلیل، گاهی اصلا نمی‌توانیم تشخیص‌شان دهیم. اما تاثیراتشان به شدت ملموس و مشهود است.

منشأ اصلی این استرس‌ها، تعاملات روزمره ما، یا ارتباطات شخصی و حرفه‌‌‌‌ای هستند که اگر مدیریت نشوند، می‌توانند دومینووار به اطرافیان ما نیز سرایت کنند. ما شرطی شده‌‌‌‌ایم که هر روز از آنها عبور کنیم و بگذریم. از آنجا که منشأ این استرس‌‌‌‌ها، روابط است، تاثیرشان می‌تواند عمیق‌‌‌‌تر از استرس‌‌‌‌های غیرمرتبط، مثل عدالت اجتماعی یا جنگ باشد چون برایمان ملموس‌‌‌‌ترند. در اینجا احساساتمان دخیلند. مثلا فرض کنید در ساعت پایانی کار، درست نیم ساعت مانده به ترک شرکت، یک ایمیل غیرمنتظره از رئیسمان دریافت می‌‌‌‌کنیم. او از ما اطلاعاتی خواسته که نمی‌‌‌‌دانیم از کجا باید پیدایش کنیم.

 

از ترس قضاوت از سوی رئیس، دستپاچه می‌‌‌‌شویم. به تک تک همکارها زنگ می‌‌‌‌زنیم و آنها را نیز درگیر این ماجرا می‌‌‌‌کنیم. نهایتا بدون یافتن آن اطلاعات، شرکت را ترک می‌‌‌‌کنیم. با ذهنی درگیر به خانه می‌‌‌‌رسیم و با اعصاب خراب و پس از برخورد بد با خانواده، شام نخورده به رختخواب می‌‌‌‌رویم. یک ایمیل ساده، می‌تواند روز چند نفر، حتی آنهایی را که اصلا در جریان نبوده‌‌‌‌اند خراب کند. راه‌حل چیست؟ خرده‌‌استرس‌ها به شدت شخصی هستند، به این معنا که نمی‌توانیم برای مقابله با آنها یک راه‌حل کلی برای همه ارائه کنیم. اما راه‌حل‌‌‌‌های تاکتیکی بسیاری وجود دارند. مثلا در این مورد می‌توانید به جای دستپاچگی، با رئیس تماس بگیرید و بپرسید

«دقیقا چه اطلاعاتی می‌‌‌‌خواهید؟ آیا تا آخر وقت به آن نیاز دارید؟» شاید او بگوید که تا آخر هفته به آنها نیازی نیست. اگر مساله اورژانسی باشد، می‌توانید بدون ایجاد استرس در سایر همکارها، با آنها همزمان تماس بگیرید و با کمک هم و به صورت گروهی، راه یافتن آن اطلاعات را پیدا کنید. به این ترتیب از یک موج استرس جلوگیری کرده‌‌‌‌اید. کارن و راب پیشنهاد می‌کنند که به جای نوشتن یک لیست بلند بالا از استرس‌‌‌‌ها، سه یا چهار عامل خرده استرس در تعاملات روزمره خود را پیدا و روی همان‌‌‌‌ها تمرکز کنیم. بخش دوم گفت‌‌‌‌وگوی این دو نفر را با الیسون بیرد، از نشریه هاروارد می‌‌‌‌خوانیم. در این بخش، آنها توضیح می‌دهند که چطور تعاملات استرس‌‌‌‌زا را مدیریت کنیم.

 شما گفتید که منشأ اصلی خرده‌‌استرس‌ها، روابط هستند. پس وقتی ارتباطاتت زیاد است، درخواست‌‌‌‌ها هم از تو زیادتر خواهد بود. مثلا وقتی خانواده پرجمعیت یا تیم بزرگی داری. اما ارتباطات، راه‌حل این مشکل نیز هستند. وقتی کلی آدم دور و برمان هستند که ما را دچار استرس می‌کنند و در عین حال، کلی آدم هم هستند که حامی ما در شرایط استرس‌‌‌‌زا هستند، چطور می‌توانیم بالانس را حفظ کنیم؟

راب: ما برای تالیف کتابمان، با افراد زیادی مصاحبه کردیم که اتفاقا آدم‌‌‌‌های بسیار موفقی در حوزه حرفه‌‌‌‌ای خود بودند. در دقایق اول مصاحبه، هر چه تعریف می‌‌‌‌کردند، گل و بلبل بود. همه چیز عالی بود. اما از یک جایی به بعد، متوجه می‌‌‌‌شدی که یک جای کار می‌‌‌‌لنگد. بعضی از آنها توضیح می‌‌‌‌دادند که چه شرایطی در زندگی شخصی و حرفه‌‌‌‌ای برای خودشان ایجاد کرده‌‌‌‌اند و چه فشارها و تعهداتی بر دوش دارند.

 

گاهی در پایان مصاحبه، گریه‌‌‌‌شان می‌‌‌‌گرفت. اما چیزی که جالب بود این بود که ۱۰‌درصد آنها روش دیگری را در پیش گرفته بودند. آنها کار و زندگی و روابط را به شکل‌‌‌‌های مختلف ادغام کرده بودند که باعث می‌‌‌‌شد استرس را جور دیگری تجربه کنند.

آنها معمولا دو یا نهایتا سه گروه ارتباطی داشتند. و در روابط کاری و روابط خانوادگی‌‌‌‌شان با اعضای اصلی خانواده، نقش مهمی ایفا می‌‌‌‌کردند. وقتی چنین نقشی داری، تنوع طرز فکر در زندگی‌‌‌‌ات بیشتر می‌شود و زندگی‌‌‌‌ات، بُعد پیدا می‌کند. و می‌توانی از زوایای مختلف به مسائلی که

 برایت مهمند نگاه کنی.  در حال حاضر، مشکل ما، تعدد روابط است که باعث استرس بیش از حد ما شده. ما به‌خصوص بعد از کرونا، بیشتر به هم متصل شده‌‌‌‌ایم و بیشتر در دسترس هستیم. بعضی‌‌‌‌هایمان تصمیم گرفتیم که تعاملات بیشتر و شدیدتری داشته باشیم. همین‌‌‌‌ها، احتمال استرس ما را دوچندان کرده‌‌‌‌اند.

از سوی دیگر، فاصله‌‌‌‌گذاری اجتماعی باعث شد از بعضی از گروه‌‌‌‌های ارتباطی‌‌‌‌مان فاصله بگیریم. این می‌توانست نقطه شروع مدیریت روابط باشد. افرادی که از آنها نام بردم، خوب بلد بودند روابط مهم زندگی خود را حفظ کنند. آنها لزومی نمی‌‌‌‌دیدند برای آنکه صرفا شغلی داشته باشند، زمان و زندگی خود را فدا کنند. پس یکی از راه‌‌‌‌های مدیریت تنش‌‌‌‌ها، همین است.

 درباره راه‌حل‌‌‌‌های فردی صحبت کردیم و درباره راه‌حل‌‌‌‌های تیمی برای ایجاد هنجارهای بهتر در رابطه با روابط. اما چطور می‌توان این راه‌‌‌‌ها را در سطوح سازمانی اعمال کرد؟ آیا مدیران ارشد می‌توانند کاری کنند که خرده‌استرس‌‌‌‌ها در سازمان‌ها اتفاق نیفتند و تاثیر منفی بر کارکنان نداشته باشند؟

راب: در حال حاضر شاهد اعمال این ایده‌‌‌‌ها در سطح سازمانی هستیم. گام اول، حذف هر عامل و یافتن منشأ مشکل و کمک به افراد در کشف راه‌حل‌‌‌‌های فردی بود. اما حالا داریم می‌‌‌‌بینیم که بعضی سازمان‌ها این را به خوبی اجرا می‌کنند. مثلا رهبر یک گروه در یک شرکت نرم‌‌‌‌افزار از کارکنانش خواسته بود که کارهایی را که در راستای سلامت خود انجام می‌دهند در برنامه عملکرد خود بگنجانند. و در تلاش بود تا ببیند چطور باید مطمئن شد که افراد، اقداماتی برای جلوگیری از خرده‌‌استرس‌ها انجام می‌دهند؟ همچنین سازمان‌هایی هستند که برنامه‌‌‌‌هایی در این راستا به اجرا در آورده‌‌‌‌اند. آنها از تیم‌‌‌‌ها می‌‌‌‌خواهند که در یک بازه زمانی چهار یا شش هفته‌‌‌‌ای، راه‌حل‌‌‌‌هایی برای سه یا چهار خرده استرس شایع پیدا و اعمال کنند و ببینند آیا می‌توانند برای نحوه شیوع استرس در سازمان، راه‌حلی فرهنگی‌‌‌‌ پیدا کنند یا نه. پس هنوز در مراحل اولیه هستیم اما فکر می‌‌‌‌کنم اقداماتی از این دست، و سایر اقدامات مثل شناسایی موانع کاری، از جمله تاییدیه‌‌‌‌های غیرضروری برای تصمیم‌گیری‌‌‌‌ها، در حال ایجاد تحول هستند و مشتاقم ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد.

کارن: نکته مهم در مورد خرده استرس این است که منشأ آن، افراد سمی یا بدقلق یا پرخاشگر نیستند که سعی دارند در کار شما اختلال ایجاد کنند. عامل این استرس‌‌‌‌ها، سرعت و شتاب فعالیت‌‌‌‌های روزمره است. ما سعی داریم کارها را فشرده و سریع انجام دهیم. با کل تیم تعامل و همکاری داریم و اصطکاک طبیعتا اتفاق می‌‌‌‌افتد. به عنوان کسی که مدیر یک عده هستی، باید ببینی آیا خودت عامل آن استرس‌‌‌‌ها هستی یا نه و به اعضای تیمت اجازه دهی که درباره‌‌‌‌اش صحبت کنند و با هم راهی پیدا کنید که مشکل بدتر نشود.

 بخشی از مشکل رهبر سازمان در حل این مشکل، این است که خرده‌‌استرس‌ها بسیار شخصی هستند و هر کس می‌تواند استرس‌‌‌‌های مختص به خود را داشته باشد. ممکن است شما بابت چیزی دچار استرس شوی که همکارت، آن را عادی می‌‌‌‌پندارد. پس چطور می‌توان به این استرس‌‌‌‌ها حمله کرد؟

راب: من به عنوان یک نویسنده به شما می‌‌‌‌گویم که آدم‌‌‌‌ها به دنبال یک چیز هستند. «کدام اقدام است که اگر انجام دهم، بیشترین تاثیر را خواهد داشت؟»

 ما گاهی سعی می‌‌‌‌کردیم از میان ده‌‌‌‌ها خرده استرس، پرتکرارترین را پیدا کنیم و بگوییم «این مهم‌ترین عامل ایجاد خرده استرس است.» اما به محض اینکه با یک گروه دیگر مصاحبه و نظرسنجی می‌‌‌‌کردیم و می‌‌‌‌پرسیدیم «کدام‌یک از این چهارده مورد، بیشتر به شما آسیب می‌‌‌‌زند؟» هر کدام یک چیز می‌‌‌‌گفتند.  ما در فصل پنجم کتاب به افراد توضیح می‌‌‌‌دهیم که به جای ارائه یک راه‌حل برای همه، با در نظر گرفتن شرایط فرد، از او بپرسند که «چهار یا پنج عامل استرس‌‌‌‌زا یا نقطه تلاقی، که باید به آنها فکر کنی و تغییری در آنها ایجاد کنی چیستند؟»

 اپلیکیشنی به نام «تاثیر خرده استرس» در اپ‌استور داریم که رایگان است و به افراد کمک می‌کند که چند عامل اصلی خرده‌‌استرس‌های خود و راهی برای مقابله با آنها پیدا کنند. چون حق با شماست، هم شکل خرده‌‌استرس‌ها و هم منشأ آنها در افراد با هم فرق دارد و به بستر زندگی، شرایط کاری، مرحله اشتغال و عناصری از این قبیل  بستگی دارد.

 پس به‌عنوان یک مدیر، وظیفه شما این است که به افراد، قدرت و اختیار عمل دهی تا این اقدامات را برای خود انجام دهند و سپس به آنها فضا و زمان و ادبیات مورد نظر را بدهی تا درباره‌‌‌‌اش صحبت کنند؟

راب: بله. اخیرا می‌‌‌‌بینم که بعضی از مدیران که با آنها در ارتباطم، از کارکنان خود در جلسات دونفره می‌پرسند «در زندگی شخصی‌‌‌‌ات چه می‌‌‌‌گذرد؟»

ما چند استراتژی عالی پیدا کرده‌‌‌‌ایم. یکی‌‌‌‌اش این است که یکی از علایق قدیمی‌‌‌‌ات را دنبال کنی تا بهانه‌‌‌‌ای باشد که وارد یک گروه جدید شوی. یکی از مصاحبه‌‌‌‌های مورد علاقه‌‌‌‌ام، گفت‌‌‌‌وگوی ما با یک دانشمند عصب‌‌‌‌شناسی در یکی از معتبرترین بیمارستان‌‌‌‌های آمریکا بود. او چند بار با ما تعامل داشت.

 سه یا چهار ماه بعد، یادداشتی برای ما با این مضمون نوشت: «من به یک گروه موسیقی راک پیوسته‌‌‌‌ام و بهترین دوران زندگی‌‌‌‌ام را می‌‌‌‌گذرانم. انگار که یک عینک جدید زده‌‌‌‌ام و حالا زندگی را جور دیگری می‌‌‌‌بینم.»

تاکید می‌‌‌‌کنم که هدف، پرداختن به یکی از علایق با هدف ورود به گروهی جدید و یافتن پیوندهای پنهان است، همان ارتباطاتی که ۵ یا ۱۰ سال پیش داشته‌‌‌‌ای اما سال‌هاست که دیگر با آنها تماسی نداری. من و کارن یک آزمایش انجام دادیم. با بعضی از این افراد، تماس گرفتیم. در حد هفت هشت دقیقه. هیچ کسی این تماس‌‌‌‌ها را رد نمی‌‌‌‌کند. نیازی هم نیست که از چند ماه قبل، برایشان برنامه بریزی چون هفت هشت دقیقه‌‌‌‌اند و هر کسی، این‌قدر وقت دارد. اما همین تماس‌‌‌‌های کوتاه، باعث ارتباط دوباره با آنها شد، لذتی که منجر به اتفاقات دیگر شد.

راه حل دیگر این است که به نحوه فعالیت‌‌‌‌هایی که انجام می‌‌‌‌دهی، نگاه کنی و ببینی چطور می‌توانی همان کارها را طوری انجام دهی که باعث ایجاد ارتباطات واقعی با دیگران شود. یکی دیگر از مصاحبه‌‌‌‌های مورد علاقه‌‌‌‌ام، با یکی از مدیران سیلیکون‌ولی بود. او حدودا ۳۵ ساله بود. از دانشگاه استنفورد بیرون آمده بود و به دوندگی به صورت حرفه‌‌‌‌ای ادامه داده بود. می‌‌‌‌گفت «اگر در طول سال، یک رکورد نزنم، آن سال را سال بدی برای دویدن می‌‌‌‌دانم.»

اما مشکل اینجاست که او تمام زندگی‌‌‌‌اش را حول محور دویدن پیش می‌‌‌‌برد. هر روز زود از خواب بیدار می‌‌‌‌شد، یوگا می‌‌‌‌کرد و تمرینات ورزشی دیگر را نیز در برنامه خود گنجانده بود اما همه این کارها را یا تکی انجام می‌‌‌‌داد یا به شیوه خاصی یا با گروه کوچکی از افراد. یک روز از خواب بیدار شد و گفت «دویدن برای من به این معنا نیست. چیزی که واقعا دلم می‌‌‌‌خواهد این است که بتوانم با دخترم، یا دوست صمیمی‌‌‌‌اش یا والدین او بدوم.»

دوست صمیمی دخترش، همسایه‌‌‌‌شان بود. او نهایتا این گروه را تشکیل داد. گروه به مرور بزرگ و بزرگ‌تر شد و ده‌‌‌‌ها والدین و فرزندانشان به آنها پیوستند که چند بار در هفته با هم می‌‌‌‌دویدند. این بهانه‌‌‌‌ای بود که دور هم جمع شوند و سلامت جسمی خود را نیز ارتقا دهند. همان‌طور که می‌‌‌‌بینی، او داشت دقیقا همان کاری را انجام می‌‌‌‌داد که سال‌ها مشغول به آن بود، یعنی دویدن.

اما حالا آن را به شکلی جدید انجام می‌‌‌‌داد که او را به روابط جدید سوق می‌‌‌‌داد. روابطی که مهم‌‌‌‌اند. در این مورد، جمع شدن و خانواده است که مهم بوده. او می‌‌‌‌گفت هیچ‌‌‌‌وقت در زندگی‌‌‌‌اش تا این حد از دویدن راضی نبوده.

کارن: این را هم اضافه کنم که مهم این نیست که در طول روز، وقت بیشتری را صرف انجام این کارها کنی یا ارتباطات بیشتر یا دوستان بیشتر یا شبکه ارتباطی بزرگ‌تری داشته باشی. مهم این است که بتوانی خارج از خانه و محل کار، ارتباطاتی قدرتمند برای کاهش خرده‌‌استرس‌ها پیدا کنی.

 
 
صفحه17 از365