rezas
صلواتی که ارزشش کم است
بر پیامبر (ص) صلوات ناقص نفرستید
کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم، محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم از مباحثی است که علاوه بر بیان نحوه آن در متون دینی، مورد تأکید نیز قرار گرفته و ثواب و اجر بسیاری بر آن مترتب گشته است، هر چند در نحوه فرستادن صلوات بین شیعیان واهل سنت اختلاف وجود دارد ولی اصل آن مسلّم است.

در آیه 56 سوره«احزاب» مى خوانیم: «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما»؛ (خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى فرستند؛ اى کسانى که ایمانآورده اید، بر او درود فرستید و [در برابر اوامر او] کاملاً تسلیم باشید.)
در این آیه مقام پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) به عالى ترین وجه ترسیم شده است؛ مقام پيامبر (صلي الله عليه و آله )آنقدر والا است كه آفريدگارعالم هستي و تمام فرشتگان كه تدبير اين جهان به فرمان حق بر عهده آنان گذاشته شده است بر او درود مي فرستند و این گونه به همه خلایق عالم این پیام را می رسانند که شما نيز با اين جهان هستي هماهنگ شويد: "اي كساني كه ايمان آورده ايد بر او درود بفرستيد و سلام بگوييد و در برابر فرمان او تسليم باشيد ."
در بیانی امام علی علیه السلام می فرماید: آنان ـ آل محمد صلی الله علیه و آله ـ محل اسرار خداوند ملجأ فرمان او و محل علم پروردگار هستند. آنان مرجع احکام خداوند و پناهگاه کتابهای او و کوههای استوار دین او می باشند
در حقیقت ذکر صلوات در هر زمان و در تمام حالات، امری مستحب است و آیه مبارکه بدون آن که زمان و مکان خاصی برای آن تعیین کند، به آن فرمان می دهد.
چگونه بر پیامبر درود بفرستیم؟
درست است که در آیه 56 احزاب، سخنى از آل پیامبر(صلى الله علیه و آله) به میان نیامده است، ولى در روایات بسیارى مى خوانیم که وقتى اصحاب و یارانش از حضرتش سوال کردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستیم؟
پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله) «آل» را در کنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى که از خداوند براى او تقاضا مى شد، براى «آل» خود نیز مقرر فرمود. این قرینه است بر اینکه صلوات و درود خداوند و ملائکه نیز تعمیم دارد، هم شامل پیامبر(صلى الله علیه و آله) و هم شامل «آل» او مى شود و این یک مساله ساده نیست؛ بلکه نشان مى دهد که آل پیامبر صلی الله و علیه وآله مقاماتى دارند در راستا و همسو با مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ماموریتى دارند که در جهاتى شبیه ماموریت اوست وگرنه این همه مقام تنها به خاطر خویشاوندى، غیر ممکن است.
در بیانی امام علی علیه السلام می فرماید: آنان ـ آل محمد صلی الله علیه و آله ـ محل اسرار خداوند ملجأ فرمان او و محل علم پروردگار هستند. آنان مرجع احکام خداوند و پناهگاه کتابهای او و کوههای استوار دین او می باشند. (1)
در قسمت دیگر از خطبه نهج البلاغه می فرماید:(لایقاس به ال محمد و هذا الامه احمد لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا، هم اساس الدینی و عماد الیقین)؛ (هیچ کس از این امت را با آل محمد صلی الله علیه واله مقایسه نتوان کرد. آنان که ریزه خوار نعمت آل محمدند یا آنها برابر نخواهند بود. آنها اساس دین و ارکان یقین اند.) .(2)
| بیشتر بخوانیم: بی تأثیری صلوات ناقص و کیفیت صلوات کامل آداب صلوات فرستادن هر که را حاجتی باشد اوّل صلوات بفرستد |
آل پیامبر چه کسانی هستند؟این کلمه معمولا به معنای خاندان و دودمان به کار می رود که اخص از معنای لغوی آن است و تنها برای کسانی بکار می رود که به نوعی صاحب شرافت و برتری باشند و هرگز به خاندان کسی که ناشناخته و گمنام باشد و یا برتری ویژه ای نداشته باشد، آل گفته نمی شود.
در فرهنگ اسلامی و مواردی که در قرآن وجود دارد، نسل و خاندان یک شخص اختصاصی به پسران و پسرزادگان ندارد و خاندان یک شخص بواسطه فرزندان دختر او نیز قابل تعریف است.
به همین دلیل است که در آیه مباهله ، از امام حسن و امام حسین علیهما السلام به عنوان فرزندان پیغمبر یاد شده است.
آنچه منظور اصلی در دعاها و اذکارهای نظیر “ اللهم صل علی محمد و آل محمد ” است، تنها گروه خاصی از دودمان رسول خدا صلی الله و علیه وآله را در بر می گیرد که همان اهل بیت رسول خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) است .
در حقیقت منظور از آل محمد اهل بیت آن حضرت است که در آیه 33 احزاب می فرماید :انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت . و با توجه به احادیث موجود، ایشان همان ائمه 12گانه معصومین و حضرت زهرا(سلام الله علبها) می باشند.
امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل می کند که روزی رسول خدا فرمود:«من از میان شما می روم و دو چیز ارزشمند در بین شما باقی می گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم.»
در این هنگام جابربن عبدالله انصاری برخاست و پرسید:«یا رسول الله! عترت شما کیانند؟»
رسول خدا فرمود:«علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین که نهمین آنها مهدی است که قیام خواهد نمود.» (3)
در تفسیر المیزان نیز علامه طباطبائی در این زمینه احادیثی را می آورند که 5 تن آل عبا را اهل بیت معرفی می کند. (4)
در جایی ابن حجر هیثمی از پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نقل می کند که آن حضرت فرمود: پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمود: «برای من درود مقطوع و بریده نفرستید، عرض شد مقصود شما چیست؟ فرمود: نگویید: «اللهمّ صلّ علی محمّد»، وسکوت کنید، بلکه لازم است بگویید: اللّهمّ صلّ علی محمّد وعلی آل محمّد.»(5)
آنچه منظور اصلی در دعاها و اذکارهای نظیر “ اللهم صل علی محمد و آل محمد ” است، تنها گروه خاصی از دودمان رسول خدا صلی الله و علیه وآله را در بر می گیرد که همان اهل بیت رسول خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) است .
از این رو صلوات شیعه، صلوات کامل و با روایت صحیح بخاری که اصح کتب حدیثی اهل سنت مطابق است.
در «صحیح بخارى» که معروفترین منابع حدیث برادران اهل سنت است روایات متعددى در این زمینه نقل شده که علاقمندان به توضیح بیشتر، مى توانند به متن خود کتاب مراجعه کنند.
در «صحیح مسلم» نیز دو روایت در این زمینه آمده است.(6)
عجب این که در همین کتاب، با این که در این دو حدیث چند بار «محمّد و آل محمّد» با هم ذکر شده، باز عنوانى را که براى این باب انتخاب کرده: «بابُ الصَّلاهِ عَلَى النَّبِىّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ» (بدون ذکر آل) است!!
این نکته نیز قابل توجه است که در بعضى از روایات اهل سنت و بسیارى از روایات شیعه، حتى کلمه «على» میان «محمّد» و «آل محمّد» جدائى نمى افکند بلکه کیفیت صلاه به این صورت است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد».
جمعى از فقهاى بزرگ اهل سنت اضافه «آل محمّد» را بر نام آن حضرت در تشهد نماز واجب مى شمرند.(7)،(8)
پی نوشت:
1- نهج البلاغه، خطبه 2
2- نهج البلاغه، خطبه 2
3- احزاب/56
4- ترجمه المیزان، ج16، ص: 465 تفسیر آیه 33 احزاب
5- الصواعق المحرقه، 146
6- «صحیح مسلم»، جلد 1، صفحه 305، باب الصلاة على النبى(صلى الله علیه وآله)
7- «علامه حلى» در کتاب «تذکره» در بحث تشهد این قول را علاوه بر همه علماى شیعه از «امام احمد» و بعضى از «شافعیه» نقل مى کند.
8- گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج 17، ص 446
منابع:
سایت آیت الله مکارم شیرازی
سایت حوزه؛ بیانات آیت الله سبحانی
سایت اسک دین
رهروان ولایت
بدون تلگرام چه باید کرد؟
بدون تلگرام چه باید کرد؟
تلگرام روز دوشنبه برای مدتی دچار اختلال شد؛ اتفاقی که در یک ماه برای دومین بار رخ میداد؛ برای چند ثانیه وایفای و دیتایی به تلگرام وصل نمیشود، اما مابقی فعالیتهای اینترنتی مشکلی ندارند، با روشن کردن فیلترشکن هم تلگرام همچنان باز نمیشود؛ خبر در رسانهها از توییتر تلگرام میآید که اختلال سراسری در این پیامرسان ایجاد شده و کاربران را به صبوری دعوت میکند. بعد از چند دقیقه توییتر تلگرام نوید رفع اختلال را میدهد و همه چیز به حالت عادی برمیگردد. اما این سوال هم مطرح شد که در این چند دقیقه که تلگرام قطع بود، کسبوکارها چه اندازه نگران شدند و فعالیتهای عادی مردم چقدر مختل شد؟
تلگرام از همان زمان که به صورت جدی وارد عرصه پیامرسانی شد، با خطر فیلترینگ از طرف مسوولان داخلی مواجه بود، اما همواره یکی از وعدههای دولت باز گذاشتن فضای مجازی بود؛ بدین ترتیب که لازم نیست کاربران اینترنتی و شبکههای اجتماعی ترسی از فیلتر شدن شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به خود راه دهند و شاید همین مواضع بود که تاکنون مانع از اضافه شدن پیامرسانها و شبکههای اجتماعی جدید به لیست فیلترینگ شده است.
با وجود این، در روزهایی که به دلیل برخی ناآرامیها، تلگرام برای مدت کوتاهی مسدود شده بود، تقریبا به نوعی برخی فعالیتها از این مسدودیت متاثر شدند. کسبوکارها از ضررهای میلیونی خبر دادند، شغلهایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به تلگرام وابسته بودند، متضرر شدند و کمترین مشکلی که ایجاد شده بود، قطع ارتباط در فضاهای خانوادگی و دوستانه بود! همه این مسائل هم به دلیل فضای انحصاری تلگرام بود، پیامرسانی که برای ما ایرانیان به وسیلهای جایگزین رسانه، تسهیلکننده کسب و کار و تقریبا همهکاره تبدیل شده است.
اما وزیر ارتباطات درباره این فضای انحصاری ایجادشده میگوید: «از همان ابتدای شکلگیری این سرویسهای داخلی و خارجی، نگاهی وجود داشته که نسبت به مفهوم به اشتراکگذاری و استفاده از این ظرفیتها مخالف بود. ماحصل این نگاه دوقطبی این بوده که یک پیامرسان خارجی (تلگرام) در دولت یازدهم وارد عرصه شود که دسترسی به آن محدود نشده و این فضا انحصاری شده است؛ به طوریکه کاربرد بهاشتراکگذاری ویدیو، کاربرد رسانه، کاربرد گروههای مرجع و مجموعهای از این نیازمندیها در این پیامرسان وجود دارد؛ بنابراین کوچ مردم از این شبکه اجتماعی به هر جای دیگر کار سادهای نیست.» او همچنین یکی از دلایل فضای انحصاری ایجادشده توسط تلگرام را بستن دست و پای داخلیها میداند.
از طرفی به گفته آذری جهرمی، اینکه یک پیامرسان خارجی تمامی زیرساختهای فناوری اطلاعات ما را از آن خود کند، نه از دید فناوری، نه امنیتی و نه حکمرانی صحیح نیست. زیرا ممکن است این پیامرسان به هر دلیلی از دسترس خارج شود؛ چه مسدود شدن آن از طرف مسوولان داخلی و چه اتفاقاتی مشابه اختلال ایجادشده در تلگرام که در یک ماه گذشته دو بار رخ داد و هیچ تضمینی نیست که این اتفاق دیگر رخ ندهد و یا دفعات بعدی هم زمان اختلال کوتاه باشد. بنابراین اصلا منطقی نیست که یک پیامرسان خارجی زیرساخت اشتغال ما باشد، زیرا این شرایط پایدار نیست و امنیت شغلی و اقتصادی ما زیر سوال میرود.
البته همان زمان که پیامرسان تلگرام از داخل مسدود شد، پیامرسانهای داخلی که بخواهند جایگزین تلگرام شوند هم معرفی شدند؛ اما یا با استقبال از طرف کاربران مواجه نشدند و یا نتوانستند از پس هجوم کاربران برآیند و با کندی روبهرو بودند و همین موضوع باعث شد اگر حتی برخی افراد به کلیشههای عدم اطمینان به پیامرسان داخلی اعتقادی نداشتند، ضعف فنی این پیامرسانها، آنها را از نمونههای مشابه داخلی مایوس کند.
در نهایت، اگر چه اکنون پیامرسان تلگرام با بیشترین تعداد کاربر در ایران، از نظر فنی و کاربری دچار مشکل نیست، اما بهتر است پیش از اینکه از طرف داخل دسترسی به تلگرام محدود شود، این شرکت برای مدت طولانی دچار اختلال سراسری شود و یا هر اتفاق دیگری که ممکن است کار را برای کسانی که به تلگرام وابسته هستند سخت کند، فکری جدی برای این انحصار تلگرامی کرد.
آیا زمان سمزدایی دیجیتال فرا رسیده است؟
آیا زمان سمزدایی دیجیتال فرا رسیده است؟
در دنیای کار، دیجیتالسازی راههای جدید بسیاری را برای سازمانها و کارکنانشان گشوده است مثل ارتباط و همکاری بین کارکنان در سراسر دنیا، جذب رشدیافته نیرو، فرآیندهای مدیریت استعداد و انعطافپذیری محل کار که به سازمانها اجازه میدهد تا خود را با موقعیتهای شخصی کارکنانشان تطبیق دهند و به این شکل مدیریت عملکرد را بهبود ببخشند.ما در دادهها غرق شدهایم: اما دیجیتالسازی برخلاف تمام این محسنات انعطافپذیر و انکارناپذیر با خودش مجموعهای از مشکلات ریز و درشت هم برای سازمانها و افراد میآورد. در سطح فردی، ما با حجم بیش از حد اطلاعات و حواسپرتیهای پیوسته درباره فعالیتهای اصلیمان مواجه هستیم.
سطح مصرف مطالب اینترنت بهقدری بالاست که باورکردنی نیست؛ با آمار عجیبوغریب ۵/ ۲ میلیون جستوجو در گوگل، ۸/ ۲ میلیون تماشای ویدئو در یوتیوب، ۲۱ میلیون پیام در واتساپ و هفتصدهزار ورود به فیسبوک که در هر دقیقه اتفاق میافتد. کارکنان در حال غرقشدن در جریانی از اطلاعات هستند و مجبورند برای عقب نماندن از قافله ساعتهای طولانیتری کارکنند. بهجای اینکه فناوری برای ما زندگیای با فراغبال به ارمغان بیاورد، افراد مجبور میشوند «همیشه آنلاین» باشند، به همین دلیل سطح استرسشان هم بالا میرود. این تناقض ما را بر آن داشت تا درباره حجم بیش از حد اطلاعات تحقیق کنیم و در کتابمان به نام «غلبه بر حجم بیش از حد اطلاعات دیجیتال» برای آن راهحلی ارائه دهیم. قرار بر این بود که فناوری دیجیتال شیوه کار ما را بهبود ببخشد و بهرهوریمان را بالا ببرد. اما به راستی چه اتفاقی افتادهاست؟ سطوح کلی درگیری کارکنان با کار دیگر به اندازه میزان درگیریشان در ۱۰ سال گذشته نیست. بهرهوری آمریکا از زمان معرفی آیفون به بازار کند شدهاست، پس به این نتیجه میرسیم که ابزار و تکنیکهای جدیدی که در اختیار داریم بهرهوریمان را بیشتر نمیکند.
آیا ما چیزی نیاموختهایم؟ تحقیقاتی که طی بیش از یک قرن انجام شده این مطلب را تایید میکند که کار بسیار طولانی برای سلامتیمان خوب نیست و برای سازمانهایی که چنین چیزی را از ما میخواهند، ضرر دارد. اوضاع وقتی بدتر میشود که فکر کنیم ممکن است طولانیتر کردن ساعتهای کاری در روز با کار کردن در خانه در مقابل کار در دفتر برای ما بهتر باشد. اخیرا یک مطالعه علمی که در روزنامه Sunday Times انگلستان منتشر شده، نشان داد که «پرداختن به مسائل کاری در خانه برای سلامتی مضر است و مستقیما با بیماریهای قلبیعروقی در ارتباط است.»
تقصیرها را گردن فناوری نیندازید: این همه استرس از کجا میآید؟ آیا میتوانیم تقصیرها را گردن فناوری بیندازیم و به مردم بگوییم آن را خاموش کنند؟ بعضی از سازمانها این روش را امتحان کردهاند و موفقیت محدودی داشتهاند اما این کار مثل این است که روی مشکل سرپوش بگذاریم. راهحل در لایههای عمیقتر کسبوکار نهفته است و چیزی است که باید در سطوح ارشد مدیریت به آن پرداخته شود. ما فرهنگهای سازمانیای خلق کردهایم که باعث ایجاد الگوهای کاری تنشزا میشوند. میگویند کسی که ساعتهای طولانی کار میکند «دلسوز» و «وفادار» است و کارمند «سختکوش» تحسین میشود. در نتیجه، ما فرهنگهایی داریم که به شکل ظریفی ساعتهای طولانی کار را اجر مینهد و اینکه آخر هفتهها یا هنگام سفر هم ارتباطمان را با کارمان قطع نکنیم، برای ارتقای کارمان مثبت ارزیابی میشود.
درباره چگونگی انجام کار تجدیدنظر کنید: برای حل مشکل، رهبران باید درک کنند که کار برای یک هدف انجام میشود. آنها باید با افرادشان اهداف مشترک داشته باشند و آنها را با نتایجشان محک بزنند. آنها باید به بازده و نتیجه پاداش دهند، نه به ورودی. این مساله فرهنگی با عملکرد بالا ایجاد میکند و نشان میدهد که افرادی که در کوتاهترین زمان ممکن به اهدافشان میرسند بیشترین بهرهوری را دارند و در نتیجه برای ساعتهای کوتاه پاداش میگیرند، نه برای ساعتهای طولانی. بهترین کارکنان همانهایی هستند که زود به خانه میروند و زندگی متعادلی دارند. آن کارکنانی که مجبورند ساعتهای طولانی کار کنند دیگر موفق به حساب نمیآیند.
شیوههای کار منسوخشده را دوباره طراحی کنید: ما باید درباره طرح کار تجدیدنظر کنیم تا شیوهمان عمدا باعث ضربهزدن به سلامتیمان نشود. این نکته دیگر تنها مساله دپارتمان مدیریت منابع انسانی نیست بلکه مساله استراتژی رهبری سازمانی است. اگر فرهنگ یک سازمان این است که برای سلامتی نیروی کارش ارزش قائل باشد، باید پشتوانهای از سیاستها و مثالهایی با بالاترین سطح داشته باشد. ما در نهایت با سازمانهایی که آنها را سرتاسر از شغل ساختهایم به ساختارهایی رسیدهایم که منسوخ شدهاند. این شغلها در یک نمودار سازمانی چیدهشدهاند تا خطوط گزارشدهی و سطوح سلسلهمراتب سازمانی را نشان دهند. اما سازمانهای واقعی بر مبنای کار پایهریزی میشوند، نه بر مبنای شغلها، آدمها، سمتها و همکاریها و نه بر مبنای گزارشدهی. رهبران باید درک کنند که همکاری بینوظیفهای چگونه منجر به نتیجه میشود، تیمهای غیررسمی چگونه توسعه پیدا میکنند و شکوفا میشوند و شبکه انسانها چگونه شکل میگیرند و همیشه تکامل پیدا میکنند. رهبران خیلی راحت میتوانند بر روی شاخصهای ملموس تمرکز کنند و غیرملموسها را نادیده بگیرند. بسیاری از رهبران با درک صحیح از مدیریت مالی، تحقق بودجه و ارائه دستورالعملهای شفاف به سمتهای ارشدشان رسیدهاند. اما دنیای واقعی را علاوهبر سیستمها مردم هم میگردانند؛ مردمی که عقیده، احساس و نیازهای فردی خودشان را دارند. اغلب اوقات نیازهای فردی فدای نیازهای سازمانی میشوند.
فرهنگ باید مدیریت شود: فقط به این دلیل که فرهنگ به اندازه مسائل مالی ملموس نیست، این بهانه را به رهبران نمیدهد که آن را نادیده بگیرند. در حقیقت، به این دلیل که تعریف آن کمی مشکل است، باید در صدر فهرست اولویتهای رهبران قرار بگیرد. نشانه یک رهبر سازمانی خوب خلق محیطی است که در آن افراد تشویق شوند تا نتایج چشمگیری ایجاد کنند. اداره یک کسبوکار بدون توجه به فرهنگ در بهترین حالت محکوم به عملکردی نهچندان خوب و در بدترین حالت محکوم به شکست است.
«این مطلب در دپارتمان تامین محتوای موسسه توسعه مدیریت و فن معنا تهیه شده است.»
صبر كليد خوشبختی
صبر كليد خوشبختی
هر انسانى در فعاليت هاى روزانه اش هدف و ايده اى دارد، هدف و ايده اى كه باعث تلاش و فعاليت او خواهد شد؛ با اين تفاوت كه اهداف و ايده ها، گوناگون و متفاوت و از حيث ارزش و جايگاه نيز مختلف اند، هدف گاه پست و كم ارزش و گاه عالى و ارجمند است.

حركت از مبدأ تا رسيدن به مقصد، كار ساده اى نخواهد بود، امكان دارد در طول مسير، مشكلات و موانعى سبز شده و حركت انسان را كند نمايد و يا به طور كلى متوقف سازد؛ اگر انسان تجربه كافى نداشته باشد، ممكن است در اولين برخورد با مانع، مأيوس و نااميد شود و از ادامه مسير خوددارى نموده و از مقصد و مقصود دست بردارد.
ولى در صورتى كه انسان، تجربه كافى داشته باشد، و عواملى را كه به نوعى به كمك و يارى انسان آمده و زمينه رسيدن به اهداف را فراروى او قرار مى دهد، شناسايى نموده و در زندگى خود رعايت نمايد، بدون ترديد ضريب موفقيت او افزايش خواهد يافت.
در اين نوشته برآنيم راجع به صبر و پايدارى كه از جمله عوامل موفقيت انسان به حساب مى آيد با توجه به آيات قرآن و احاديث معصومين(ع)، مطالبى را همراه با خوانندگان فرهيخته و صبور، مرور نماييم:
ضرورت صبر در زندگى
صبر به معناى استقامت و پايدارى در مواجهه و رويارويى با علل و عواملى كه مانع حركت انسان به سمت مقصد و مقصود مى شود؛ از جمله صفات ارزشمندى است كه در آموزه هاى دينى، توجه خاصى نسبت به آن مبذول شده است؛ چرا كه در سايه داشتن ويژگى صبر و پايدارى انسان مى تواند در عرصه هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى، رشد و تكامل نموده و به اهداف خويش دسترسى پيدا نمايد.
كودكان كه به دنيا مى آيند در سايه صبر و تحمل پدر و مادر، رشد و نمو نموده و بزرگ مى شوند و در پرتو آشنايى با تعاليم انسانى اسلامى؛ به معلمان فرداى جامعه، تبديل مى شوند. اگر پدر و مادر در پرورش كودك، صبور و بردبار نباشند، بدون شك، رشد جسمى و معنوى كودك، آسيب خواهد ديد؛ و به تبع آن، جامعه نيز از افراد مريض و بيمارانى كه با الفباى زندگى، آشنايى ندارند، تشكيل مى شود و خطرات و زيان هاى زيادى را متحمل خواهد شد.
كشاورزى كه در فصل مناسب، بذرافشانى مى نمايد، مدت ها بايد صبر و پايدارى به خرج دهد و با علل و عواملى كه مخل رشد و سلامت محصولات كشاورزى است، مبارزه نموده، دست و پنجه نرم نمايد؛ تا بتواند محصولات خوب و سالمى به دست آورد. اگر صبر و تحمل نداشته باشد، چگونه مى تواند محصول سالم به دست آورد.
دانش آموز و دانشجويى كه قصد رسيدن به مدارج علمى و فتح قله هاى بلند علم و دانش را دارد در پرتو صبر و پايدارى و مبارزه طاقت فرسا با موانع و مشكلات مى تواند به اهداف عالى دسترسى پيدا كند و اگر صبر و پايدارى و پشتكار نداشته باشد؛ در برخورد با اولين مانع، مأيوس و نااميد خواهد شد و از حركت باز خواهد ماند.
انسان هاى مبارزى كه اسلحه در دست مى گيرند تا در برابر عناصر فاسد داخلى و نيروهاى متجاوز خارجى، جنگ و جهاد نمايند؛ در سايه صبر و تحمل مى توانند از ارزش هاى ملّى و مكتبى خويش، دفاع و حراست به عمل آورده و پيروزى و موفقيت را به دست آوردند و اگر صبر و تحمل نداشته باشند در اولين برخورد با دشمن، سنگر را رها كرده در نتيجه زمينه حضور و پيروزى دشمن را فراهم مى نمايند.
با توجه به نقش عمده و اساسى كه صبر و پايدارى در موفقيت انسان در عرصه هاى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى و دنيا و آخرت داشته و دارد، خداى سبحان در بيش از هفتاد آيه، واژه صبر و كلمات هم خانواده آن را به كار برده است و پيامبراكرم(ص) امت اسلامى را به رعايت آن در مراحل مختلف زندگى توصيه و تشويق نموده است؛ لذا به چند نمونه از پيروزى ها و موفقيت هايى كه در پرتو صبر و پايدارى، نصيب انسان مى شود با استفاده از آيات قرآن ، اشاره خواهد شد:
صبر و موفقيت در بندگى
روح و روان آدمى با مقوله آزادى بهتر و بيشتر علاقه و سازگارى دارد و از تكليف و فرمانبردارى بيزار و رويگردان است؛ لذا عبوديت و بندگى كه آزادى انسان را محدود نموده، اعمالى را متوجه او مى سازد؛ تا حد زيادى مشكلاتى را به وجود مى آورد و در برخى موارد باعث طغيان و سركشى انسان مى شود. صبر و حوصله از جمله ابزارى است كه مى تواند به يارى انسان آمده، قدرت و قوت او را براى انجام تكاليف الهى، افزايش دهد.
به قول غزالى: «عبوديت و بندگى به هر ترتيب و به هر شكل براى انسان، دشوار است. هر يك از عبادات به مناسبتى براى انسان ناخوشايند است؛ نماز به خاطر سستى، زكات به خاطر بخل و دنيادوستى، و حج و جهاد به خاطر هر دو؛ بنابراين صبر در مقام بندگى و پرستش خداوند در حقيقت صبر و مقاومت در برابر سختى ها و دشوارى هاى گوناگون است.»
خداى سبحان خطاب به پيامبراكرم(ص) او را در مقام انجام عبادت و پرستش؛ به صبر و پايدارى دعوت و سفارش نموده مى فرمايد: «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ؛ پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو قرار دارد. پس او را پرستش كن و در راه پرستش او شكيبا باش. آيا براى او مثل و مانندى مى يابى !»
و در جاى ديگر خطاب به پيامبر(ص) مى فرمايد: « و خانواده خود را به نماز، فرمان ده؛ و بر انجام آن شكيبا باش؛ از تو جوياى روزى نيستيم؛ [بلكه] ما به تو روزى ميدهيم؛ عاقبت [نيك] براى پرهيزگارى است.»
از اينكه خداى متعال پيامبراكرم(ص) را پس از امر به عبادت و بندگى و انجام فرايض؛ به صبر و پايدارى توصيه و سفارش مى نمايد، مى توان نتيجه گرفت كه موفقيت در انجام تكاليف الهى در سايه صبر و استقامت به دست مى آيد.
پيامبراكرم(ص) نيز براى تشويق و ترغيب امت اسلامى به صبر و پايدارى، در يك تقسيم بندى، صبر را به سه دسته تقسيم مى نمايد و از اجر و پاداشى كه خداى سبحان براى صابران در مقام عبوديت و بندگى در نظر گرفته است، خبر داده و مى فرمايد: «صبر بر سه قسم است؛ صبر در مصيبت، صبر بر طاعت، و صبر از گناه، و هر كس در مقام انجام طاعت خدا صبر و پايدارى نمايد، خداوند براى او ششصد درجه مقرر فرمايد كه فاصله هر درجه با درجه ديگر به اندازه فاصله بين قعر زمين تا عرش است.»
راه رسیدن به بندگی خدا
راه رسیدن به بندگی خدا
خداوند از انسان ها خواسته تا بندگی اختیاری را انتخاب کنند و در چارچوب نظام عدالت الهی عدالت را روا داشته و بدان قیام کنند و حق هر صاحب حقی را عطا کنند و هر چیزی را در جای مناسب آن به کار گیرند که همان عدالت است.

بندگی اختیاری انسان
خداوند آفریدگار و پروردگار و مالک همه هستی است؛ زیرا همه هستی از شئونات خداوندی است. این بدان معناست که خالق، همان مالک و مخلوق همان بنده است. خداوند در آیاتی از جمله آیه 11 سوره فصلت بیان می کند که همه هستی به اختیار یا اکراه و اجبار مطیع اویند؛ زیرا نمی توانند بیرون از دایره بندگی باشند و هیچ کس را گریزی از این نیست.
خداوند همچنین در آیات 4 و 7 سوره فتح می فرماید که همه هستی سربازان خداوند هستند و همه تحت اطاعت مطلق اویند و هیچ کس بیرون از اراده و مشیت او چیزی نمی خواهد و انجام نمی دهد. این بدان معناست که حتی موجودات دارای اراده و اختیار چون جنیان و انسان ها نیز از این قاعده و اصل کلی مستثنا نیستند و لذا در آیاتی از جمله 30 سوره انسان و 29 سوره تکویر، از تقدم مشیت الهی بر مشیت انسانی سخن به میان می آید تا دانسته شود که مشیت انسان هرگز نمی تواند بیرون از مشیت خداوندی باشد.
در حقیقت سیستم عاملی که به عنوان نرم افزار جهان از جمله جان انسانی را مدیریت می کند، یک نظامی است که خداوند آفریده و در چارچوب مشیت و اراده الهی قرار دارد.
البته در میان موجودات هستی یک سیستم عاملی خاص برای برخی موجودات در نظر گرفته شده که آنان را از دیگر موجودات و آفریده های الهی جدا می کند. نظام عاملی که انسان و جن را مدیریت می کند با دیگر نظام های عامل، فرق اساسی دارد و همین ویژگی موجب می شود که انسان و جن در جایگاهی برتر قرار گیرند؛ چرا که به انسان و جن اراده ای داده شده تا میان دو راه اصلی یکی را خود به اختیار انتخاب کنند. این دو راه هر چند که در نهایت به یک جا ختم می شود، اما یکی به جلال الهی و نماد دوزخ آن ختم می شود و آن دیگری به جمال الهی وبهشت رضوان می رسد.[1]
نرم افزاری که نظام انسان و جن را مدیریت می کند، به سبب همین ویژگی، انسان را در مرتبه ای قرار داده که بندگی کامل خود را می تواند به اختیار به جا آورد یا ترک کند. البته ترک کامل، اتفاق نمی افتد بلکه تنها ترک محدودی در چارچوب نظام خاص اتفاق می افتد هر چند که از چارچوب نظام عامل اصلی هرگز بیرون نیست. از این رو خداوند از این بندگی اختیاری یا ترک آن به عنوان شکر و کفر تعبیر کرده است.[2]
به سخن دیگر، عبادت خاص انسان و جن[3] در ارتباط با استفاده درست از نعمت های الهی یا نادرست از آن است. اگر هر چیزی در جای مناسب آن استفاده شود و حق هر چیزی به خوبی ادا و عطا شود، در آن صورت می توان گفت که در نظام عدل، کارها به خوبی انجام یافته، اما اگر این گونه نشد، در آن صورت کفران صورت گرفته که مصداقی از کفر و بی ایمانی است. از همین رو میان شکر و ایمان و کفران و کفر ارتباط تنگاتنگی است؛ چنان که میان کفر و بی عدالتی و ظلم از سویی و میان ایمان و عدالت از سوی دیگر ارتباطی استوار وجود دارد.
خداوند از انسان ها خواسته تا بندگی اختیاری را انتخاب کنند و در چارچوب نظام عدالت الهی عدالت را روا داشته و بدان قیام کنند و حق هر صاحب حقی را عطا کنند و هر چیزی را در جای مناسب آن به کار گیرند که همان عدالت است. اما بسیاری از انسان ها و جنیان به دلایلی، خلاف این نرم افزار که صراط مستقیم را به ایشان نشان می دهد و در درون و بیرون، آنان را راهنمایی می کند، رفتار کرده و ترک عبادت و بندگی اختیاری می کنند و به هواهای نفسانی وسوسه های شیطانی گوش فرا می دهند و ظلم و کفران و کفر می ورزند.
چگونه بندگی کنیم؟
اما اینکه چگونه بندگی کنیم و مفهوم بندگی اختیاری چیست؟ پرسشی است که آیات قرآن افزون بر فطرت و عقل و قلب آدمی، به آن پاسخ داده است. روایات معصومان(ع) نیز در مقام تبیین این مهم بر آمده است. البته در آیات و روایات گاه سخن از عبادت خاص است و گاه عام. به این معنا که گاه به ما می آموزد که چگونه در همه احوالات بنده باشیم حتی اگر خواب باشیم و هیچ فعل و عملی را انجام نمی دهیم ولی گاه تنها به عبادت خاص اشاره می کند که آثار خاصی هم دارد.
منظور ما از بندگی و عبادت، همان مفهوم عام آن است که همه افکار و احوال و افعال ما را در بر می گیرد و اختصاص به افعال و اعمالی چون نماز و روزه ندارد؛ زیرا چنانکه گفته شد عبادت در اشکال گوناگونی بروز می کند، ولی حقیقت آن همان اطاعت بی چون و چرا از خداوندی است که آفریدگار، پروردگار و مالک ما و هستی است.
اینکه امام کاظم(علیه السلام) می فرماید اوقات خود را بر اساس یک نظام مشخص تنظیم کنید از آن روست که می خواهد همه اقسام بندگی را تجربه نماییم. ایشان می فرماید: «اجتهدوا فی أن یکون زمانکم أربع ساعات: ساعه لمناجاه الله، و ساعه لامرالمعاش، وساعه لمعاشره الاخوان و الثقاه الذین یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن، وساعه تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم و بهذه الساعه تقدرون علی الثلاث ساعات؛ بکوشید که اوقات شبانه روزی شما چهار قسمت باشد: 1- قسمتی برای مناجات با خدا، 2- قسمتی برای تهیه معاش، 3- قسمتی برای معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد که عیب های شما را به شما می فهمانند و در دل به شما اخلاص می ورزند 4- و قسمتی که در آن خلوت می کنید برای درک لذتهای حلال (و تفریحات سالم) و به وسیله انجام این قسمت است که بر انجام وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید.»[4]
از این سخن امام(ع) نکته ای دیگر می توان استنباط کرد و آن این است که انسان باید نسبت به بندگی و چگونگی آن معرفت داشته باشد؛ چرا که معرفت حلال و حرام و یا امور دیگر اصل اساسی است تا بتوان در زندگی نظم و ترتیبی داشت و به درستی از فرصت ها بهره برد و حق هر چیزی را ادا نمود و شکر هر نعمتی را به جا آورد. از این رو آن حضرت(ع) در چارچوب همان اصول قرآنی و آموزه هایش به معرفت، توجه ویژه ای مبذول می دارد و به عقل و قلب به عنوان منابع معرفتی توجه می دهد.
آن حضرت(ع) در تبیین ارزش و جایگاه عقل و معرفت می فرماید: «خداوند پیامبران و فرستادگانش را به سوی بندگانش بر نینگیخته مگر آن که از طرف خدا تعقل کنند. پس نیکوترینشان از نظر پذیرش، بهترینشان از نظر معرفت به خداست، و داناترینشان به کار خدا، بهترینشان از نظر عقل است، و عاقلترین آنها، بلندپایه ترینشان در دنیا و آخرت است.»[5]
عقل، معیار بندگی
پس معیار بندگی و عبودیت نیک، معرفت بندگان و میزان تعقل آنان است، اگر بندگی، بی معرفت باشد، بندگی بی پایه و اساسی است که کمترین ارزشی ندارد و اگر ارزشی داشته باشد بسیار ناچیز است.
انسان ها لازم است در کسب معرفت بکوشند از همین رو در آیات قرآنی کسب معرفت به عنوان یک هدف در خلقت انسان معرفی می شود و اصولا انسان ها ارزش و اعتباری که در شرافت و کرامت نسبت به مخلوقات دیگر کسب کرده و می کنند به سبب همین علم و معرفت است.[6] لذا انسان باید تلاش کند که عبادتش معرفتی و از روی علم و دانش باشد و هر کاری می کند درباره نیک و حلال و خیربودن آن آگاهی داشته و فلسفه و تاثیر و آثار آن را بداند و بشناسد.
البته خداوند راه های گوناگونی برای کسب معرفت و شناخت و علم و دانش قرار داده که از مهمترین آنها می توان به عقل و فطرت و قلب در درون و آموزه های وحیانی پیامبران در بیرون اشاره کرد. بر این اساس عقل و وحی به عنوان دو حجت برای انسان معرفی می شود؛ زیرا انسان با این دو طریق می تواند چگونه بندگی کردن را بداند و بدان عمل کند. امام کاظم(ع) در این باره می فرماید: «ان لله علی الناس حجتین، حجه ظاهره و حجه باطنه، فأما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و أما الباطنه فالعقول؛ همانا برای خداوند بر مردم دو حجت است، حجت آشکار و حجت پنهان، اما حجت آشکار عبارت است از: رسولان و پیامبران و امامان؛ و حجت پنهانی عبارت است از عقول مردمان.»[7]
عقل به عنوان حجت باطنی به انسان می آموزد که چگونه می تواند بندگی کند و بهترین بنده اختیاری خداوند باشد و به اهداف بندگی جامه عمل بپوشاند.
بسیاری از گرفتاری های بشر به سبب بی عقلی و به کار نگرفتن عقل و تعقل است. انسان اگر عقل خویش را به کار گیرد در زندگی هم انتخاب خوبی خواهد داشت و هم از مشکلات آن در امان خواهد ماند. انسان حتی اگر بخواهد دنیایش خوب شود باید تعقل ورزد. امام در این باره می فرماید: «من اراد الغنی بلامال و راحه القلب من الحسد و السلامه فی الدین فلیتضرع الی الله فی مسالته بان یکمل عقله، فمن عقل قنع بما یکفیه و من قنع بما یکفیه استغنی و من لم یقنع بما یکفیه لم یدرک الغنی ابدا، هر کس بی نیازی خواهد بدون دارایی، و آسایش دل خواهد بدون حسد و سلامتی دین طلبد، باید به درگاه خدا زاری کند و بخواهد که عقلش را کامل کند، هر که خرد ورزد، بدانچه کفایتش کند قانع باشد. و هر که بدانچه او را بس باشد قانع شود، بی نیاز گردد. و هر که بدانچه او را بس بود قانع نشود، هرگز به بی نیازی نرسد.»[8]
انسان برای این که عقل خود را پرورش دهد و به رشد کامل برساند می بایست هم به اعمال نیکی که عقل می گوید عمل کند تا عمل به آن تقویت گر عقل شود و هم این که با کسانی مجالست و نشست و برخاست داشته باشد که دارای عقل بندگی هستند و این گونه او را در مسیر عبودیت و عبادت قرار می دهد.
امام(ع) در این باره می فرماید: «مجالسه اهل الدین شرف الدنیا و الاخره، و مشاوره العاقل الناصح یمن و برکه و رشد و توفیق من الله، فاذا اشار علیک العاقل الناصح فایاک و الخلاف فان فی ذلک العطب، همنشینی اهل دین، شرف دنیا و آخرت است و مشورت با خردمند خیرخواه، یمن و برکت و رشد و توفیق از جانب خداست، وقتی خردمند خیرخواه به تو نظری داد، مبادا مخالفت کنی که مخالفتش هلاکت بار است.[9]
از آن جایی که ارزش عبادت به معرفت و شناخت حقایق و نیز انجام اعمال عبادی درست، مرهون شناخت خوب و بد و حلال و حرام است، لازم است که انسان خردمند پیش از هر کاری به تفقه در دین بپردازد تا نسبت به وظیفه الهی خود در دنیا آگاه شود. از این رو امام می فرماید: «در دین خدا دنبال فهم عمیق باشید، زیرا که فهم عمیق دین،کلید بصیرت و بینایی و کمال عبادت و سبب تحصیل درجات بلند و مراتب بزرگ در امور دین و دنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند برتری آفتاب است بر کواکب و کسی که در دینش فهم عمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.[10]
البته نباید فراموش کرد که دنیا بهترین مکان تربیت الهی انسان و کسب بندگی است و اگر انسان نتواند از ابزار دنیا به خوبی بهره گیرد در حقیقت گرفتار خسران بزرگی است که در سوره عصر بیان شده است. پس لازم است که انسان از دنیا به عنوان بهترین وسیله عبادت و جایگاه بندگی استفاده کند و آن را ناچیز و حقیر نشمارد، زیرا اگر کسی در دنیا نتواند بار آخرت خود را ببندد هیچ گاه در عالم برزخ چنین فرصتی نخواهد یافت و تا ابد بدبخت خواهد شد. امام(ع) در این باره هشدار داده و می فرماید: «اجعلوا لانفسکم حظا من الدنیا باعطائها ما تشتهی من الحلال و ما لا یثلم المروه و مالا سرف فیه و استعینوا بذلک علی امور الدین، فانه روی «لیس منا من ترک دنیاه لدینه او ترک دینه لدنیاه، برای خود بهره ای از دنیا برگیرید و آنچه خواهش حلال باشد و رخنه در جوانمردی ایجاد نکند و اسراف نباشد منظور دارید، و به این وسیله برای انجام امور دین، یاری جویید؛ زیرا که روایت شده است: «از ما نیست کسی که دنیایش را برای دینش ترک گوید یا دینش را برای دنیایش رها سازد.»[11]
پی نوشت:
[1] بلد، آیه 10
[2] انسان، آیه3
[3] ذاریات، آیه56
[4] تحف العقول، ص 409
[5] تحف العقول، ص 386
[6] بقره، آیه 31
[7] تحف العقول، ص 386
[8] تحف العقول، ص 388
[9] تحف العقول، ص 398
[10] تحف العقول، ص 410
[11] تحف العقول، ص 410 و نیز حیاه الامام موسی بن جعفر(ع)، ج 1، ص 256
منبع : پایگاه حوزه
تأثیرات عجیب لقمه در زندگی
فرقی بین غذای حلال و حرام نیست !
خوراكي كه انسان مي خورد همچون بذري است كه در زمين ريخته مي شود، اگر حلال و پاكيزه باشد، اثرش در قلب كه به منزله سلطان بدن است ظاهر خواهد شد و قلبي مي شود سرشار از صفا و از اعضاء و جوارحش جز خير و نيكي نمي تراود. لكن اگر خوراك، پليد و حرام باشد قلب را كدر و تيره خواهد نمود.

در نگاه اسلام، اقتصاد موضوع بسیار مهمی است و به آن بسیار توجه شده است؛ چرا که نیازهای بدن و جسم انسانی از این راه تامین میشود و پاکی و ناپاکی لقمه بر فکر و اندیشه و ایمان و باورهای قلبی او تاثیر مستقیمی به جا میگذارد؛ چنانکه امام حسین (علیه السلام) خاستگاه شقاوت مردم کوفه را لقمههای حرام میداند.
اصولا دستاوردها و درآمدهای انسانی بیانگر شخصت هر انسانی است. به این معنا که هر چه انسان کسب میکند، نشان میدهد که دارای چه شخصیتی است و همچنین آینده او را تعیین میکند. از این رو در روایات بسیاری به انسانها سفارش شده به طعام و خوراکی که جسم و روح از آن بهره مند میشود دقت بسیار کنند که شخصیت و سرنوشت انسان در گرو آن است.
از دید ظاهری فرقی بین غذای حلال و حرام نیست، ولی لقمه حرام و حلال هر کدام تأثیری بر جان و شخصیت آدمی دارند که کشف آن از محدوده علوم ظاهری بشر خارج است.
در بیانی خداوند این موضوع را این گونه بیان می کند: «اي مردم! از آنچه در زمين حلال و پاكيزه است، بخوريد و پيرو برنامه هاي شيطان نشويد كه البته او با شما آشكارا دشمني دارد».(1)
در جایی دیگر می خوانیم که: «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا»: ای فرستادگان! از غذاهای پاک بخورید و عمل صالح انجام دهید.(2)
از ترتیب دو جلمه «از غذاهای پاکیزه بخورید» و «عمل صالح انجام دهید» به دست میآید که غذای حلال زمینه را برای اعمال صالحه مهیا مینماید.
تأثیر لقمه در دیندار بودن
در بیانی امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «لا تَدَعْ طَلَبَ الِّرزْقِ مِنَ الحَلالِ، فَاِنَّهُ وَ عَوْنٌ لَکَ عَلي دينکَ»: طلب روزی حلال را فرو نگذار، که روزی حلال تو را در دینداری کمک میکند.(3)
از این روایت به دست میآید، کسانی که در اعتقاداتشان سست شدهاند و در بسیاری از دستورات دینی سهل انگاری میکنند، این حالت ریشه در رزق و روزی آنان دارد، چنانچه اگر روزی، حلال بود انسان را بر فرامین الهی یاری مینمود.
| بیشتر بخوانیم: احکام و تأثیرات لقمه حرام تأثیرات ژنتیکی لقمه حرام بر نسل ها هشدار! عدم قبولی نماز تا چهل روز |
کسب روزی حلال سخت است
قال النبی(صلی الله و علیه وآله) « الشَّاخِصُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ الْحَلَالِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه» کسی که به خاطر خداوند در جستجوی روزی حلال از مکانی به مکان دیگر مسافرت میکند مانند رزمندهای است که در راه خدا جهاد میکند.(4)
لقمه حلال، دعا را مستجاب می کند
مردی خدمت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) آمد و عرض کرد دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمودند: « طَهّرْ مَأکَلَکَ وَ لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ »: غذای خود را پاک کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.(5)
کلام آخر
در نظام هستی، هر کاری اثری بر جای میگذارد؛ هر چند در مواردی نتوان این تأثیر را با چشم ظاهری دید.
مردی خدمت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) آمد و عرض کرد دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمودند:« طَهّرْ مَأکَلَکَ وَ لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ»: غذای خود را پاک کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.
مثلا عمل زنا و نكاح چه فرقى با هم دارند كه يكى گناه شده و ديگرى ثواب، با اينكه سكناتی كه عمل، از آن تشكيل يافته در هر دو يكى است؟
و همچنين خوردن كه در حلال و حرام يكى است؟ اگر دقت كنيم خواهيم ديد تفاوت اين دو در موافقت و مخالفت خدا است، مخالفت و موافقتى كه در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل، چون نفس و حركات و سكنات كه يا آن را زنا مى گوييم و يا نكاح، به هر حال فانى شده از بين مى رود و تا يك جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است كه وقتى خود فعل از بين رفت عنوانى هم كه ما به آن بدهيم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
و حال آنكه ما مى گوييم: عمل انسان چون سايه دنبالش هست، پس مقصود آثار عمل است كه يا مستلزم عقاب است و يا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز « تُبْلَى السَّرائِرُ» خود را نمايان كند. (6) و این گونه است که از دید ظاهری فرقی بین غذای حلال و حرام نیست، ولی لقمه حرام و حلال تأثیری بر جان و شخصیت آدمی دارند که کشف آن از محدوده علوم ظاهری بشر خارج است.
بنابر این همانگونه كه انسان سعي دارد غذايش از هر نوع آلودگي ظاهري به دور باشد، به همين خاطر غذاها را در ظرف هاي سرپوشيده و دور از دست هاي آلوده و گرد و غبار نگهداري ميكند، بايد تلاش نمايد غذاي خود و خانواده اش را از هر نوع آلودگي به حرام نيز حفظ نمايد.
پی نوشت:
1- بقره، آیه 168
2- مومنون، آیه 51
3- الحیاة، ج4، ص650
4- بحارالانوار، ج100، ص17
5- وسایل الشیعه، ج14، باب 467
6- ترجمه الميزان، ج15
منابع:
سایت موعود
سایت کیهان
سایت انهار
پرسمان
صبر کن ، طلاق نگیر
چگونه می توان بر مشکلات زندگی صبر کرد؟
وقتی می شنوید که زوج جوانی از آشنایان یا دوستان کمتر از یک سال از زندگی مشترک از یکدیگر جدا می شوند با خود می گویید حتما جدایی آنها علتی داشته است. در واقع هیچ طلاقی بدون علت نخواهد بود اما...

وقتی پای درد دل زوج های امروزی که جدا شده اند می نشینید گاهی از مسخره بودن علت طلاقشان خنده تان میگیرد. علت هایی مثل : دخالت خانواده شوهر، مشکلات مالی، اختلاف سلیقه ای و ... در حالیکه اینها هیچ کدام علت موجهی برای طلاق نخواهند بود و هر کدام راهکار خاص خود را دارند و اگر این زوج های طلاق گرفته ی امروزی را با والدین خود مقایسه کنید می بینید که والدینتان با وجودصد چندان مشکلاتی بزرگتر از اینها دست و پنجه نرم کردند و به قول معروف به پای هم پیر شدند.
زن و شوهرها باید نسبت به اشتباهات همدیگر توان چشمپوشی داشته باشند و تمرین کنند تا به هنگام رنجشها، اختلافات و سختیهای زندگی قوی، مهربان و شکیبا باشند
صبر، یعنی حفظ آرامش. تفاوتها و اختلافهای کوچک و بزرگ، میتواند در شرایط بحرانی و اتفاقات ناخوشایند زندگی مشترک مانع وقوع بسیاری از حوادث ناخوشایند شود، اما در جریان رویدادهای زندگی مشترک، چگونه میتوان صبر پیشه کرد و از پا در نیامد؟ این مقاله، سعی در پاسخگویی به این پرسش دارد.
صبر در روابط خانوادگی
یعنی به فکر انتقام نباش؛ تلافی نکن؛ به روی خودت نیاور؛ نگویید که با این کارها او جَری می شود؛ اصلاَ در ازدواج بحث از جری شدن نیست؛ بلکه باید گذشت کرد؛ به روی خود نیاورد و چشم پوشی کرد. البته به خاطر داشته باشید که نتیجه ی چنین رفتاری از سوی شما، الزاماً به نتیجه ی زود هنگام منجر نمی شود. نگویید که یکی دو بار امتحان کردم و همسرم جری تر شد؛ این نقد ماجراست؛ اما در دراز مدت، ثمره ی شیرین آن را خواهید دید. نهالی که می نشانید، دیر به بار می نشیند اما پر و شیرین به بار خواهد نشست.
«درواقع اگر خانم می بیند شوهرش دچار یک انحراف می شود، فرضاً در یک جریان غلطی می افتد، اول کسی که باید او را حفظ کند زن است و یا متقابلاً اولین کسی که باید زن را حفظ کند شوهر اوست. البته حفظ کردن با محبت و زبان خوش و منطق و برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل می شود؛ نه با بداخلاقی و قهر و این چیزها».
البته باید مصادیقی که صبر بر آنها جایز است را بشناسیم و بعد نسبت به آنها صبور باشیم. اگر همسر فردی معتاد است، زمان مشکلش را حل نمی کند؛ بلکه زمان مسئله را حادّتر می کند. صبر در مقابل همسری که اهل فحشاء است، به معنی سکوت نیست؛ و یا در مورد همسری که شراب می خورد، زمان درمان مناسبی نیست. در این موارد باید به مشاوران مطمئن یا علماء با تجربه مراجعه کرد.
درواقع حیطه ی بحث ما مربوط به عدم توافق های اخلاقی و نقطه ضعف های عرفی است که عموماً هر فردی ممکن است به آن دچار باشد؛ مانند فردی که کم حرف است؛ تنبل است؛ زیاد غر می زند؛ رازدار نیست یا به آراستگی ظاهر خود توجهی نداردو... البته تحمّل اینها نیز در زندگی زناشویی سنگین و سخت است؛ ولی این مشکلات در سطحی نیستند که عرف و اجتماع به حادّ بودن آنها نظر دهند و یا جامعه آنها را به عنوان فسادهای بیّن و محکمه پسند تلقی کند.
تحمل کردن بدون گله و شکایت
اینکه چطور یک فرد در شرایط بحرانی انتخاب کند که چگونه واکنش دهد، خیلی مهم است. یک فرد میتواند انتخاب کند که از نو بسازد، یا با فرار کردن اجازه دهد زندگی متلاشیتر شود. صبر یعنی آرام بودن، ماندن و غرنزدن. برای اینکه فردی در برابر ناملایمات زندگی محکم بایستد، لازم است افکار منفی را از خودش دور سازد و امیدوار باشد همه چیز بالاخره درست خواهد شد. صبر، یعنی تمرکز روی چیزهای خوب و تلاش برای رسیدن به روزهای خوب.
جان زندگی تان در دستان صبر شما است
مرگ ناگهانی زندگی های مشترکِ نوپا به دلیل کم صبری زوجین، اتفاق تلخی است که در این سال ها زیاد دیده می شود. اگر شما هم جزء زوج هایی هستید که تازه ازدواج کرده اید و یا در شُرُف ازدواج هستید برای تقویت صبرتان چند کار انجام بدهید:
1) درباره صبر مطالعه کنید. مهم است که شما معنای درست صبر را درک کنید و بدانید که صبر چه است و چه نیست.
2) جدول صبر تهیه کنید. یک صفحه کاغذ بردارید و روی آن یک جدول با دو ستون بکشید. در ستون اول مواردی را که موفق شدید صبر کنید بنویسید و در ستون دوم مواردی را که موفق به صبر نشدید ثبت کنید. از موارد کوچک شروع کنید و هر هفته تعداد موارد نوشته شده در ستون اول و دوم را با هم مقایسه کنید. هر بار که تعداد موفقیت هایتان بیشتر شد به خودتان جایزه بدهید.
3) قبل از لبریز شدن کاسه صبرتان، حواستان را پرت کنید. برای مثال اگر از یکی از رفتارهای همسرتان خوشتان نمی آید و قبلاً در این باره با او صحبت کرده اید ولی او همچنان آن رفتار را دارد، قبل از اینکه نسبت به رفتار او واکنش نشان بدهید کاری بکنید، مثلاً تا ده بشمارید یا صلوات بفرستید.
4) زمان بدهید. کنار آمدن با تفاوت های یکدیگر و پذیرفتن آنها، حل کردن مسائل و اختلاف نظرها و ایجاد تفاهم همگی نیاز به زمان دارند.
بنی اسرائیلی های مادرانه و پدرانه
پدر و مادرانی که به ازدواج فرزند خود رضایت نمی دهند
والدین وقتی خود ازدواج کردند قطعا به اندازه الان یک جوان امروزی که تازه درسش تمام شده و هم سرباز است و هم نیم شغلی دارد درآمد نداشتند اما انتظار دارند که داماد آیندشان در سن کم پول دارترین و دارای بهترین شغل باشد. والدین عزیز! کلاهتان را قاضی کنید.

"پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند جوان ها زود ازدواج کنند- چه دخترها و چه پسرها- البته با میل خودشان و با اختیار خودشان، نه اینکه دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه خودمان این را رواج دهیم. جوان ها در سنین مناسب، وقتی از دوران جوانی خارج نشده اند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج کنند. این برخلاف برداشت و تلقی خیلی از افراد است که خیال می کنند ازدواج های دوران جوانی، ازدواج های زودرس است و ماندگار نیست. درست برعکس است، این طور نیست اگر درست صورت بگیرد، ازدواج های بسیار ماندگار و خوبی خواهد بود و زن و شوهر در چنین خانواده ای کاملا با هم صمیمی خواند بود.
بهانه های که در اصطلاح بنی اسرائیلی هستند.قد و قیافه، خانواده و مدل ماشین، خانه و حساب پس انداز، سربازی و استخدام رسمی بودن یا نبودن، نظامی یا غیر نظامی و چند صد دلیل منطقی و غیر منطقی دیگر که از درک فرزندان و گاها خود والدین نیز خارج است.
"وقتی زن گرفتید، وقتی شوهر کردید باید گذشت کنید، باید محبت کنید، باید او را دوست بدارید، و باید به او وفاداری کنید اینها همه اش احکام شرع است و البته شرایط مادی سهل ترین است. آنچه که در ازدواج مهم است، رعایت های بشری و انسانی است. رعایت های اخلاقی است که دختر و پسر باید تا آخر عمرشان رعایت کنند و رعایت اصلی حفظ این پیوند است."(1)
بارها و بارها این جملات را از بزرگان دین و صاحب نظران حوزه های مختلف شنیده و بارها هم به نشانه تایید سر تکان داده اید. اما زمانی که پسر یا دختر جوانتان در باب ازدواج در آن سن با تمام ویژگی و شرایطی که دارد سخن به زبان می آورد، تنها سرتان را به نشانه منفی بودن تکان می دهید.
قصه های هزار و یک شب کار و خدمت سربازی برای پسران ،ادامه تحصیل و وعده خواستگار بهتر در آینده برای دختران داستان هایی است که والدین می گویند تا شاید فرزندشان به خواب بی خیالی فرو رود و هوای متاهل شدن از سرش بیفتد.
پسری با اخلاق، متدین، با خانواده و تحصیل کرده، دختری پاک دامن، تحصیل کرده، هر کدام اگر نیت بر ازدواج بگیرند با هزاران مانع از سوی خانواده های خود و خانواده های طرف مقابل مواجه می شوند.
بهانه های که در اصطلاح بنی اسرائیلی هستند.قد و قیافه، خانواده و مدل ماشین، خانه و حساب پس انداز، سربازی و استخدام رسمی بودن یا نبودن، نظامی یا غیر نظامی و چند صد دلیل منطقی و غیر منطقی دیگر که از درک فرزندان و گاها خود والدین نیز خارج است. فرزندان به فکر هم کفو بودن و والدین هم کفو بودن را در ملاک هایی می بینند که اصلا ملاک نیست.
"در شرع مقدس اسلام، آنچه که معین شده است این است که دختر و پسر باید کفو یکدیگر باشند و عمده مسائل در باب کفو، عبارت است از ایمان، یعنی هر دو مومن، هر دو دارای تقوی و پرهیزگار و هر دو معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به آنها باشند، اینکه تامین شد بقیه چیزها اهمیتی ندارد وقتی تقوی و پاکدامنی و طهارت دختر و پسر معلوم شد، سایر چیزها را خدای متعال تامین می فرماید."(2)
| بیشتر بخوانید: پسرها، حالا وقت ازدواج است! دهه هفتادی های ازدواجی |
بنی اسرائیلی های مادرانه و پدرانه
پدران دختر داری که انتظار دارند یک جوان 25 ساله شبیه چیزی باشند که خودشان بعد از 20 سال زندگی به دست آورده اند. حاضر نیستند یک حساب سرانگشتی کنند که یک پسر در این سن، چگونه هم دارای تحصیلات عالیه، کارت پایان خدمت، دفترچه بیمه، شغل رسمی، پس انداز مکفی، خانه ای 50 متری در محله ای مناسب، حداقل یک پراید و سایر امکانات باشد تا آنها بتوانند به او به عنوان یک گزینه روی میز فکر کنند.
مادران پسر داری که انتظار دارند یک دختر سفید روی و لپ قرمز، با اندامی سوپراستاری، تحصیل کرده، یک آشپز متخصص با هنرهایی که از هر بند انگشت بریزد، بدون هیچ توقعی، برای تنها پسر خوبی که در عالم وجود دارد و پسر اوست، پیدا کنند.
انتظاراتی که نه دختر و نه پسر نمی تواند با عقل سلیم آنها را هضم کند. اما حرف شان یک کلام است و هر چه پدر و مادر می گویند، فرزند در آستانه ازدواج باید گوش فرا دهد. جوانان زیادی در بهترین سال ها ازدواج خود به علت سخت گیری های که از سوی والدین شان صورت می گیرد برای همیشه با تشکیل خانواده خداحافظی و آن را به سال های بعد اگر فرصتی بین کارشان و پول درآوردنشان باشد، موکول می کنند. دخترانی که هرگز نمی توانند به پدر خود بگویند که شما هم در این سن و سال با هیچ شروع کردید، چرا انتظارتان نابجا است؟ یا پسرانی که نمی توانند به خانواده خود و طرف مقابل این ایمان را بدهند که "من می توانم" و اگر اعتماد کنید زندگی بهتر از آنچه که شما در ذهنتان برای من تصور کرده اید، می سازم.
والدین همیشه ناراضی
رضا آذريان کارشناس و مشاور خانواده در ارتباط با عدم رضایت ازدواج فرزندان از سوی والدین می گوید: مطمئنا هيچ پدر و مادري مانع خوشبختي فرزندشان نمي شوند حتي اگر با ازدواج او ۱۰۰درصد مخالف باشند. بنابراين اگر پدر يا مادري با فرد موردنظر فرزندشان براي ازدواج مخالف هستند، فرزندان بايد دلايل آن ها را بشنوند. فرزندان بايد روي دلايل منطقي فکر کنند. اگر هم دلايل غيرمنطقي بود، در گام اول بايد در يک فضاي صميمي و يک فرصت مناسب با والدين خود صحبت کنند. جوانان بايد ملاک هايشان را براي پدر و مادرشان بازگو کنند و بگويند که چرا و بر چه اساسي از اين انتخاب شان دفاع مي کنند. زماني که پدر و مادر به هيچ وجه راضي نمي شوند و به عبارتي اصلا حاضر نيستند حرف هاي شما را بشنوند يا طرف مقابل را ببينند، بايد بدانيد که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نيست. شما بايد صبر کنيد تا پدر و مادر از فضاي عاطفي و هيجاني خود بيرون بيايند چون در فضاي هيجاني آدم ها نمي توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصميم بگيرند، بنابراين دختر و پسر بايد با درايت، صبر کنند تا زمان مناسب براي حرف زدن فرا برسد.
در هر حال جوانان بهتر است اگر والدین شان با وجود شنیدن حرف هایشان باز مرغ شان یک پا داشت، از ناظر سوم کمک بگیرند. فامیل یا خویشاوند، دوست یا کسی که والدین نسبت به آنها و نظرشان ارزش زیادی قائل هستند. از آنها بخواهید تا پدر و مادرانتان را در ارتباط با ازدواج در سن مناسب با شرایط و ملاک هایی که مورد پسند خودتان است راضی و قانع کنند. در عین احترام گذاشتن به آنها، اجازه ندهید تا زمانی که شور و شوق ازدواج در شما وجود دارد، شما را از این کار منع کنند.
گرچه والدین باید بدانند بالاخره اگر جواني با فردي که هيچ علاقه اي به او ندارد، ازدواج کند به احتمال زياد زندگي او شکست خواهد خورد و شايد باعث سرشکستگي اجتماعي خانواده اش هم بشود. پدر و مادرها بايد به فرزندانشان کمک کنند تا آن ها قدرت تصميم گيري و انتخاب صحيح را در خودشان افزايش دهند زيرا در غير اين صورت، اعتماد به نفس فرزندشان به شدت کاهش مي يابد.
به اسم آزادی، به کام اسارت
کجای مسیر مدگرایی آزادی وجود دارد؟
موضوع مد و مدگرايي، غالباً ريشه در زيبايي جويي و تنوع طلبي دارد، اگر در چهارچوپ موازين شرعي و عرفي باشد و مورد تأييد عقل باشد، اشكالي ندارد. بحث اشکال دار قضیه آن جا است که مدگرایی ناشی از تقليد كوركورانه ای می شود که به اسم آزادی، در اسارت قرار گیرند؛ یک روز لباس تنگ، یک روز لباس گشاد. یک روز لباس کوتاه، یک روز لباس بلند. یک روز لباس پاره و یک روز ...

آزادی، واژه ای است که حرف و حدیث هایی را هر از چندگاهی با خود به همراه دارد؛ مثل همیشه گروهی مسیر افراط و گروهی راه تفریط را در این موضوع پیش گرفته و برای عنوان آزادی تعریف هایی را مطرح می کنند.
در این میان عده ای به اسم آزادی خود را اسیر مد و مد گرایی کرده اند، باید گفت که آن ها فکر می کنند که آزاد هستند چرا که در حقیقت آنان هم به نوعی اسیر خواسته و تمایلاتشان هستند، با دقت و وسواس زیاد، چشم به راه مدهای جدید هستند تا با تمام وجود، به قول خودشان تمام زندگی شان را «به روز» کنند. این در حالی است که این پیروی بی چون و چرا، هیچ حد و مرزی نمی شناسد؛ از رنگ و نوع لباس و مدل مو و نوع آرایش گرفته تا نوع گفتار روزمره و محاوره و معاشرت اجتماعی و حتی طرز راه رفتن و غذا خوردن.
در حقیقت این دسته از افراد آزاد نیستند و خیال می کنند که در آغوش آزادی قرار دارند؛ تلاش این گروه از آدم ها یا در راستای این است که همرنگ جماعت شوند و یا می خواهند که از دیگران متفاوت تر باشند ... بنابر این همه ی زندگیشان اسیر این گونه خواسته ها و افکار است. به نظر شما کجای این مسیر آزادی وجود دارد؟!
هر چند گرایش به بعضی از مظاهر زیبایی در فطرت و ذات انسان نهفته است، ولی به روشنی پیداست هر نوع گرایش به زیبایی و یا مُد و برند مطرح جهان را نمی توان جلوه ای از گرایش فطری به زیبایی دانست؛ باید مراقب دستان شیطان باشیم، نقش شیطان در عدم تشخیص صحیح مورد توجه قرآن قرار داشته، به این معنا که شیطان نازیبایی ها را برای انسان زیبا جلوه می دهد: «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُم؛ شیطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود.»
آیا غیر از این است که آنها دچار بی هویتی شده اند؛ به این معنا که بسیاری از رفتارها و هنجارهایی که تحت عنوان مد از آن پیروی می کنند را از الگوهای فرهنگی بیگانه و غیر خودی که برای آن ها دیکته شده دریافت می کنند که این خود باعث تقویت تسلط فرهنگ غیر دینی بر جامعه اسلامی شده و می شود. این در حالی است که خدای متعال از این چنین تسلطی نهی نموده است: « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً؛ و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.» (1)
در جایی دیگر می توان رفتار و عملکرد این دسته از انسان ها را در این آیه قرآن کریم نتیجه گیری کرد؛ که به تعبیر قرآن کریم در زندگی و رفتار خود مذبذب هستند;" مُّذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَ َلِکَ لاَ َّ إِلَیَ هَـََّؤُلاَءِ وَلاَ َّ إِلَیَ هَـََّؤُلاَ َّءِ وَمَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُو سَبِیلاً؛ بین خدا و غیر خدا سرگردان اند نه با گروه مؤمنان و نه با گروه کافران [یک سو و یک دل] اند و هر که را خدا گمراه کند برایش راهی نیابی." (2)
ناگفته نماند که این موضوع مد و مدگرايي، غالباً ريشه در زيبايي جويي و تنوع طلبي دارد، اگر در چهارچوپ موازين شرعي و عرفي باشد و مورد تأييد عقل باشد، اشكالي ندارد. بحث اشکال دار قضیه آن جا است که مدگرایی ناشی از تقليد كوركورانه ای می شود که به اسم آزادی، در اسارت قرار گیرند؛ یک روز لباس تنگ، یک روز لباس گشاد. یک روز لباس کوتاه، یک روز لباس بلند. یک روز لباس پاره و یک روز ... اینان منتظر هستند تا در آزادی حصر شده ی خود، برایشان تصمیم گرفته شود که چه لباسی بپوشند، چه نوع آرایشی داشته باشند و چه اصطلاحاتی به کار ببرند.
اینان از آزادی فاصله دارند و آزاد نیستند، چرا که از ترس اینکه آن ها را عقب مانده نخوانند هر لباس و هر نوع آرایش و ظاهری را به خود می گیرند حتی اگر خودشان تمایل نداشته باشند.
کلام آخر
یادمان باشد هر چند گرایش به بعضی از مظاهر زیبایی در فطرت و ذات انسان نهفته است، ولی به روشنی پیداست هر نوع گرایش به زیبایی و یا مُد و برند مطرح جهان را نمی توان جلوه ای از گرایش فطری به زیبایی دانست؛ باید مراقب دستان شیطان باشیم، نقش شیطان در عدم تشخیص صحیح مورد توجه قرآن قرار داشته، به این معنا که شیطان نازیبایی ها را برای انسان زیبا جلوه می دهد: «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُم؛ شیطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود.» (3)
پی نوشت:
1- سوره نساء، آیه 141
2- النسأ:143
3- سوره عنکبوت، آیه 38
چگونه از دیدن فیلم های مبتذل، توبه کنم؟
چگونه از دیدن فیلم های مبتذل، توبه کنم؟
گناه و معصیت مانند باتلاق و لجن زار متعفنی است که اگر انسان مدتی در آن بماند، حس بویایی انسان از کار افتاده و انسان دیگر بوی تعفن را احساس نمی کند و هرچه بیشتر در آن فرو می رود، بیشتر دچار عفونت ها و بیماری های آن می شود. تا جایی که دیگر قدرت و اراده ی خود را برای نجات از دست می دهد و اگر هم خواهان نجات خود باشد، دیگر نمی تواند.

پرسش
جوانی 23 ساله هستم که چند سالی است به دیدن فیلم های مبتذل گرفتار شده ام و این کار با ورود ماهواره به منزل، آسان تر نیز شده است. بارها توبه کردم اما موفق به ترک این گناه نشدم، خواهشمندم مرا درباره چگونگی توبه از این عمل، راهنمایی کنید.
پاسخ اجمالی
گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، کمتر بوی تعفن آن را حس می کند؛ زیرا حس بویایی او از کار می افتد و متوجه غرق شدن بیشتر خود نمی شود.
از طرف دیگر، تصمیم جدی انسان به بازگشت از هر جای این مسیر باتلاق و متعفن، خود یک پیروزی است. کسی که الآن و در این مرحله به این پیروزی رسیده است، باید سعی کند انگیزه خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، تا در مراحل بعدی هم پیروزی شود.
اما در مورد راه های قوی کردن انگیزه برای مبارزه با گناه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. توجه به مفاسد و مضرات گناه
2. توجه به ارزش والای شخصیت خود
3. توجه به مقام عظیم خداوند و رعایت کردن دستورهای او
4. توجه به ارزش مبارزه با گناه و هوای نفس، به عنوان یک هنر و لذت بخش بودن پیروزی بر نفس.
علاوه بر این، باید با دوری کردن از محیط های خلوت و پرکردن اوقات فراغت با برنامه هایی هم چون مطالعه، ورزش، قرائت و حفظ قرآن، عبادت، روزه گرفتن، ارتباط با افراد متدین و خود ساخته و... شرایط و زمینه های گناه را از بین برد.
در صورتی که ازدواج نکرده اید، سریعا به این کار اقدام کنید که ارضای غریزه جنسی از راه حلال، می تواند شما را در دست یابی به اهداف تان کمک فراوانی نماید.
نکته بسیار مهم در این راه، مایوس نشدن از رحمت الاهی و استعانت از او و توکل به اوست. از توبه شکنی مکرر خود به هیچ وجه دلسرد نشوید و با عزمی جزم و با توجه به راهکارهای اشاره شده در بالا، به مبارزه با این پدیده برخیزید. ما بر این باوریم که با دستگیری و لطف پروردگار مهربان، شما در این مبارزه پیروزخواهیدشد.
پاسخ تفصیلی
گناه و معصیت مانند باتلاق و لجن زار متعفنی است که اگر انسان مدتی در آن بماند، حس بویایی انسان از کار افتاده و انسان دیگر بوی تعفن را احساس نمی کند و هرچه بیشتر در آن فرو می رود، بیشتر دچار عفونت ها و بیماری های آن می شود. تا جایی که دیگر قدرت و اراده ی خود را برای نجات از دست می دهد و اگر هم خواهان نجات خود باشد، دیگر نمی تواند.
از طرف دیگر، انسان از هر جای این باتلاق عمیق گمراهی، تصمیم به بازگشت و جبران بگیرد و در راه نجات خود قدم بردارد، جلوی ضرر را گرفته است و این خود پیروزی بزرگی است که پایه و مبنای پیروزی های بعدی است.
توجه شما به زشتی و گناه آلود بودن این گونه فیلم ها، در این مرحله که ابتدای فرو رفتن در گناه است، نشانه وجدان بیدار شما و لطف خداوند به شماست. و تصمیم شما به توبه و بازگشت و پیدا کردن راه حل در این مرحله، یک پیروزی بزرگ بر نفس است و خود یکی از مراحل توبه است که بسیار با ارزش است.
اما باید دانست که توبه دارای مراتبی است:
1. عزم بر ترک گناه
2. ترک گناه
3. جبران گناه (کسب فضائل اخلاقی و انجام اعمال نیک)
ما این عزم و اراده استوار شما را برای ترک گناه که در حقیقت ورود به اوّلین مرحله توبه است، به شما تبریک می گوییم. اما شما باید به زودی وارد مرحله بعدی شوید. برای این کار، باید بدانید که چرا می خواهید عمل گناهی را که انجام داده اید ترک کنید و کنار بگذارید؛ زیرا تا انگیزه قوی برای این کار نداشته باشید، نمی توانید موفق شوید و این به خاطر جذاب بودن گناه است. چنان که حضرت صادق (ع) می فرمایند: "بهشت (اعمالی که موجب رفتن به بهشت است) آمیخته با سختی ها و رنج هاست و آتش جهنم (اعمالی که موجب رفتن به جهنم است) آمیخته با میل و علاقه نفسانی انسان است".[1]
پس، باید برای ترک گناه، انگیزه ای قوی تر از جذاب بودن گناه داشته باشید. اگر این انگیزه را ندارید، باید آن را در خود ایجاد کنید و سپس هر چه بیشتر آن را تقویت نمایید.
در این جا، به بعضی از راه های ایجاد و تقویت انگیزه مبارزه با گناه اشاره می نماییم:
1. مطالعه برای کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر از مضرات گناه و عواقب آن؛ مسلم است اگر انسان به ضررهای بی شمار کوتاه مدت و دراز مدت عملی آشنا بوده و به آنها توجه داشته باشد، هرگز مرتکب آن نخواهد.
2. توجه پیدا کردن به مقام و شخصیت خود به عنوان یک انسان (خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین) و این که با انجام گناه، انسان از این مقام سقوط خواهد کرد.
3. توجه به مقام عظیم خداوند. رعایت کردن دستورهای او، و این که او حاضر و ناظر بر اعمال ماست و محضر خدا جای گناه نیست.
4. توجه به این نکته که یک جوان مسلمان، یک فرد مؤثر در اجتماع است و می تواند در اثر تربیت نفس خود و مبارزه با گناه، منشأ اثرات مثبتی در جامعه باشد و نه تنها می تواند خود را از دام گناه برهاند، بلکه می تواند اسباب آزادی و نجات دیگران را هم فراهم کند.
5. توجه داشتن به این مسئله که اگر خداوند مهربان، بندگانش را از کاری نهی کرده و بر حذر داشته است، حتماً برای ضرر و زیان هایی است که آن عمل به دنبال داشته است و گرنه خداوند مهربان هیچ گاه ما را از اعمالی که سودمند باشند، باز نمی دارد. پس اگر خداوند از ارضای غریزه جنسی از غیر راه ازدواج شرعی منع کرده[2] و برای کسانی که از این دستور سرپیچی کنند، مجازات هایی در این جهان و در آن جهان تعیین کرده است، برای ضرر و زیان های فراوان آن است. اگر کسی خدا را دوست دارد باید با دستور او مخالفت نکند و اگر (نعوذ بالله) خدا را دوست ندارد، حداقل باید برای ضررهایی که متوجه او است از این عمل دوری کند.
6. توجه به این که لذت گناه برای چند لحظه و بسیار زودگذر است، ولی عواقب مضر آن ماندگار است و هیچ انسان عاقلی برای لذت زودگذر، خود را گرفتار ضررهای طولانی مدت نمی کند.
7. توجه به این که در وادی گناه غلطیدن، هیچ هنری نیست، این کاری است که از هر انسان بی اراده ای ساخته است. ارزش و هنر انسان این است که در مقابل هواهای نفسانی و شیطانی بایستد و با آنها مقابله کند. وارد شدن در این مقابله و مبارزه، خود یک پیروزی بزرگ است.
با توجه به موارد یاد شده، سعی کنید تا حد امکان از محیط گناه و از محیط های خلوت که در آن ابزار گناه مهیاست، دوری نمایید. اوقات فراغت خود را با برنامه هایی هم چون ورزش، مطالعه کتاب های سودمند، قرائت و حفظ قرآن، ارتباط و رفت و آمد با افراد خودساخته و متدین، روزه گرفتن و ...، و تلقین به خود که شما می توانید با این عمل مبارزه کرده و آن را کنار بگذارید، پرکنید.
در صورتی که ازدواج نکرده اید، سریعا به این کار اقدام کنید که ارضای غریزه جنسی از راه حلال، می تواند شما را در دست یابی به اهداف تان کمک فراوانی نماید.
دوست عزیز! مبارزه با گناه و وسوسه های نفس و شیطان، خیلی سخت، اما بسیار با ارزش و لذت بخش است و لذت پیروزی، در هر مرحله این مبارزه را با هیچ لذت دیگری نمی توان مقایسه کرد. و به قول شاعر :
تو گر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس، لذت نخوانی
پس، سعی کنید انگیزه خود را برای ترک این عمل بسیار مضر، هر چه بیشتر قوی کنید و در همه حالات بدانید که یک پشتیبان بسیار قوی و مهربان دارید و آن خدای متعال است که در صورت توبه واقعی، از گناهان ما می گذرد و ما را در مسیر مبارزه با گناه، یاری می دهد آن هم از راه هایی که حتی به فکر ما نمی رسد.
در این راه، از رحمت الاهی مأیوس نشوید و از خدا استعانت جسته و به او توکل کنید و از این که به طور مکرر توبه نموده و آن را می شکنید، دلسرد نشوید و دوباره عزم خود را جزم کرده و با راهکارهایی که در بالا بدان اشاره شد، به مبارزه با این پدیده برخیزید. ما بر این باوریم که با استعانت از لطف پروردگار مهربان، در این مبارزه موفق می شوید، ان شاءالله.
پی نوشت:
[1]الجنة محفوفة بالمکاره و جهنم محفوفة باللذات والشهوات"؛ وسائل الشیعة، ج 15، ص 309، باب 42 (باب وجوب اجتناب الشهوات و اللذات المحرمه).
[2] "فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون"، مؤمنون، 7.
منبع : اسلام کوئست