rezas
موضع قرآن در استفاده از دانش غرب چیست؟
موضع قرآن در استفاده از دانش غرب چیست؟

شبهه ای در فضای مجازی مطرح شده پیرامون آیه 149 سوره آل عمران مبنی بر اینکه بر اساس این آیه مسلمانان نباید از کفار اطاعت و پیروی کنند اما بر خلاف این محتوای این آیه می بینیم که مسلمان ها در زمینه های گوناگون در علم و دانش و تکنولوژی از کفار و مشرکین پیروی می کنند.
پاسخ اجمالی:
در شأن نزول این آیه آمده است: شكستى كه در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد سبب شد كه جبهه كفر از مشركان و يهود و نصارى و منافقان همگى بر ضد مسلمانان تبليغ كنند و مسلمانان را از ادامه راه خود باز دارند. با توجه به شأن نزولی که بیان شد معلوم شد که این آیه و شبهه مطرح شده هیچ ربطی به هم ندارند. زیرا در این آیه بحث درباره مسائل عقیدتی است و برگشت به کفر ولی بحثی که در شبهه مطرح شده پیرامون مسائل علمی است. اما در سایر علوم اشکالی ندارد که ما از برخی از دانش های آنها استفاده کنیم همانگونه که آنها هم از بعضی از مواهب و نعمت هایی که در کشورهای مسلمان وجود دارد استفاده می کنند.
پاسخ تفصیلی: برای اینکه درک صحیحی از این آیه داشته باشیم ابتدا آیه به همراه ترجمه آن را ذکر کرده و سپس شأن نزول آن را بیان می کنیم تا جریان و شبهه مورد بحث روشن شود.
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرين؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اگر از كسانى كه كفر ورزيده اند اطاعت كنيد، شما را از عقيده تان بازمى گردانند و زيانكار خواهيد گشت.»[ آل عمران/149]
در شأن نزول این آیه آمده است: شكستى كه در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد سبب شد كه جبهه كفر از مشركان و يهود و نصارى و منافقان همگى بر ضد مسلمانان تبليغ كنند و مسلمانان را از ادامه راه خود باز دارند. آنها مى گفتند: شما از دين خود دست برداريد و حتى در هنگام جنگ كه كشته شدن پيامبر را به غلط شايع كرده بودند، به مسلمانان مى گفتند: عبد الله بن ابى را واسطه قرار دهيد و براى خود از ابو سفيان امان بگيريد و از اين تبليغات مسموم كننده زياد بود. در اين آيه خداوند به كمك مسلمانان مى آيد و به آنها هشدار مى دهد كه اگر از گفته هاى كافران اطاعت كنيد شما را از دينتان بيرون مى كنند و به دوره جاهليت برمى گردانند و با اين سير قهقرايى، شما از زيانكاران مى شويد و چه ضرر و زيانى بالاتر از اينكه انسان از نور ايمان به سوى ظلمت كفر برگردد و از نعمت اسلام محروم باشد.
البته براى دلگرمى مسلمانان و بالا رفتن روحيه آنان در آیه بعد خاطرنشان مى سازد كه خدا مولى و سرپرست شماست و او بهترين ياوران است. «بَلِ اللَّـهُ مَوْلَاكمُ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِين؛ آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترين يارىدهندگان است. »[آل عمران/150] او به شما كمك مى كند و در مواقع خطر يارو ياور شماست. با اين تذكر، مسلمانان ديگر نبايد خوف و هراس به خود راه بدهند.[1]
با این توضیحات و شأن نزولی که بیان شد معلوم شد که این آیه و شبهه مطرح شده هیچ ربطی به هم ندارند. زیرا در این آیه بحث درباره مسائل عقیدتی است و برگشت به کفر ولی بحثی که در شبهه مطرح شده پیرامون مسائل علمی است. اتفاقا دین اسلام به مسلمانان دستور می دهد علم را از هر کس باشد بگیرند حتی اگر مشرک یا منافق باشد. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «خُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ دانش و حکمت را فرا بگیریید ولو از مشرک»[2] و آن حضرت در کلام دیگری می فرماید: « الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاق؛ حکمت و دانش گمشده مومن است، پس دانش را بدست بیاورید و لو از اهل نفاق»[3] البته معلوم و روشن است که مراد از دانش و حکمت را بیاموزید، ولو از کافر و ...، منظور توحید و معاد و قرآن و تفسیر و فقه نبوده است زیرا آنان جاهل به این علوم بودهاند.
اما در سایر علوم اشکالی ندارد که ما از برخی از دانش های آنها استفاده کنیم همانگونه که آنها هم از بعضی از مواهب و نعمت هایی که در کشورهای مسلمان وجود دارد استفاده می کنند. تلاش کفار برای اطاعت مسلمانان از خود
امروزه و در عصر تکنولوژی کفار می کوشند تا با امپراطوری رسانه ای خود اعتقادات مسلمانان را هدف قرار دهند و آنها را غیر مستقیم مجبور به اطاعت از عقاید خود کنند. برخی از ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف خود دنبال می کنند عبارت است از:
در قالب فیلم و رسانه
کمپانیهای بزرگ فیلمسازی همچون هالیوود، کار هنری خود را در خدمت سیاست و تبلیغ فرهنگ غربی به کار گرفتهاند. انسان مسلمان با دنبال کردن این فیلمها و رسانههای کفار، به مرور زمان، فرهنگ خود را ناقص و غیر صحیح میپندارد و در مقابل، تصور غیر واقعی از دنیای غرب در ذهن او شکل خواهد گرفت. چنین شخصی خود را تهی میانگارد و سعادت و خوشبختی را در تبعیت از کفار تصور میکند.
در قالب تخریب زیرساختهای استقلال کشورهای اسلامی؛ کفار با بهانههای واهی و دروغین، تلاش میکنند زیرساختهای کشورهای اسلامی را از بین ببرند به جهت اینکه مسلمانان برای گذراندن زندگی خود، نیازمند آنان باشند تا بتوانند تامین نیازهای آنان را مشروط به اطاعت از خود کنند. گاهی به بهانه تسلیحات هستهای به عراق حمله میکنند، گاهی به بهانه طالبان و تروریسم به افغانستان هجوم میآورند، گاهی به بهانه حقوق بشر در سوریه جنگ به راه میاندازند و ... .
پی نوشت:
1. ناصر مکارم شیرازی،تفسير نمونه، ج3، ص 124، طباطبایی محمدحسین، ترجمه الميزان، ج4، ص65.
2.طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص134.
3.نهج البلاغه، صبحی صالح، صفحه 481.
تعریف جدید از کار در عصر هوش مصنوعی
حتی در دنیای روباتها، آموزش مداوم میتواند اشتغال افراد را حفظ کند
همه ما با این عنوان روبهرو شدهایم: روباتها و هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) مشاغل را نابود خواهند کرد اما ما شاهد چنین روندی نیستیم. ما تصویر پیچیدهتری را میبینیم که در آن هوش مصنوعی تحول تدریجی در بازار شغل را تقویت میکند؛ تحولی که- با درکی درست- مثبت خواهد بود و افراد هنوز کار خواهند کرد؛ اما با کمک هوش مصنوعی کار آنها موثرتر و کارآتر خواهد بود.
تصور کنید که هوش مصنوعی تا چه حد فرآیند طراحی محصول را بهبود میبخشد: یک مهندس متریال یک بخش، ویژگیهای مطلوب و محدودیتهای مختلف را تعریف و آن را به یک سیستم هوش مصنوعی وارد میکند که تعدادی شبیهسازی ارائه میدهد. مهندسان یا یکی از گزینههای ارائهشده را انتخاب میکنند یا اینکه تغییرات کوچکی در دادههای خود انجام داده و از هوش مصنوعی میخواهند تا دوباره تلاش کند.
بسیاری از افراد نگران هستند که روباتها- و دیگر ماشینها با هوش مصنوعی- بهطور تهدیدکنندهای بسیاری از مشاغل را ربوده و در نتیجه آیندهای با بیکاری گسترده و فراگیر در انتظار انسان خواهد بود. اما حتی نگاهی به تاریخ نشان میدهد که ما قبلا نیز در چنین شرایطی بودهایم.
بهعنوان یک مثال، به مجموعه عناوینی که تنها از یک روزنامه (نیویورکتایمز) آورده شده است توجه کنید: در سال ۱۹۲۸، نیویورکتایمز مقالهای با عنوان «رژه ماشینها، انسانها را بیکار میکند» منتشر کرد. در سال ۱۹۵۶ این روزنامه اعلام کرد که «کارگران تصور میکنند «انقلاب روباتها» آنها را از کار بیکار خواهد کرد» و در دسامبر ۲۰۱۷، سرمقالهای با این عنوان که «آیا روباتها شغل فرزندان ما را خواهند گرفت؟» منتشر کرد و پاسخ آن یک «احتمالا» توام با اضطراب بود.
با این حال ایالاتمتحده آمریکا در حال نزدیک شدن به اشتغال کامل است. بار دیگر شاهدیم که هشدارهای زیادی در مورد مشاغل از دسترفته شنیده میشود و بار دیگر، دلیلی برای شک و تردید در این هشدارها وجود دارد. ممکن است چالش واقعی بهوجود آمده توسط هوش مصنوعی، کمبود مداوم نیروی کار ماهر باشد.
قطعا روباتها از طریق پیشرفت در هوش مصنوعی در حال باهوشتر شدن هستند. آنها بسیاری از وظایف تکراری را به عهده میگیرند که ممکن است برای نیروی کار انسانی خبر خوشایندی نباشد، اما این روند باید در زمینه نوآوریهای مداوم تکنولوژیک و پیشرفت جهانی اقتصاد مورد توجه قرار بگیرد که پیشینهای قدرتمند در ایجاد مشاغل برای انسانها دارند.
در سال ۱۹۵۰، تنها ۵۵ درصد جمعیت در سن اشتغال در آمریکا استخدام شده بودند. تا سال ۲۰۱۵ که بسیاری از تکنولوژیهای قاتل مشاغل، از جمله جرثقیلهای بارگیری، دستگاههای ATM و جدول دادههای کامپیوتر شخصی معرفی شدند، این درصد به ۶۰ درصد افزایش یافت– که افزایش خالصی حدود ۱۰۰ میلیون شغل را نشان میداد. همین اتفاق میتواند درباره ابداعات در زمینه آموزش صادق باشد که به مردم کمک میکند تا خودشان را با شرایط جدید وفق دهند.
از لوکس تا ضروری
دو دلیل وجود دارد که اغلب، خودکارسازی (اتوماسیون) به سطح بالاتری از اشتغال میانجامد. اولین دلیل مربوط به تواناسازی مشتریان است. تکنولوژیهای جدید آنچه در گذشته لوکس بوده را به نیازهای حال تبدیل میکند و برای پشتیبانی از این ضروریات جدید به نیروی کار احتیاج دارد.
بهعنوان مثال در سال ۱۹۵۰، تعداد بسیار کمی از افراد میتوانستند از عهده سفر هوایی بربیایند اما وقتی قیمت بلیت هواپیما پایین آمد، صنعت توریسم برای مسافتهای طولانی شکوفا شد. امروزه، طبق یک گزارش سالانه قریب به ۱۰۰۰ پارک تفریحی بزرگ و شهربازیها در سراسر جهان توسط حدود یک میلیارد نفر بازدید میشوند و بیش از ۴/ ۲ میلیون شغل تنها در آمریکا و اروپا ایجاد شده است.
حال چه این مشاغل ایجاد شده، هنرمندان و مهندسانی باشند که وسایل بازی جدید اختراع میکنند یا بازیگرانی که با بچهها عکس میگیرند یا مدیران دکههای غذا و یا افرادی که کمپینهای بازاریابی ایجاد میکنند، اینها مشاغل بسیار زیادی هستند که در سال ۱۹۵۰ وجود نداشتند.
مثال دیگر نزدیکترین شعبه بانکی شماست. در دهه ۱۹۶۰، اگر نیاز به پول نقد از یک شرکت خدمات مالی داشتید، نزد کارمند بانک میرفتید. در سال ۱۹۶۷، وقتی اولین خودپرداز بانکی (ATM) توسط بانک بارکلیز در لندن نصب شد، مردم تصور میکردند که این اختراع موجب قلعوقمع مشاغل بانکی خواهد شد. لازم به ذکر نیست که آنها اشتباه میکردند. بله، زمانی که کارمندان وقتشان را صرف شمردن اسکناس برای مشتریان میکردند به پایان رسیده است. شمار تحویلداران استخدامشده در هر شعبه بانکی کاهش یافته است. اما تکنولوژی ATM افتتاح شعب را ارزانتر کرده است. تحویلداران نسبت به گذشته، خودشان را در حال حل مشکلات پیچیدهتری برای مشتریان یافتند و نسبت به آنچه بانکها در دهه ۱۹۶۰ میتوانستند ارائه دهند، تجربه مشتری به مراتب بهتری ارائه میدادند. در واقع شمار کلی تحویلداران استخدامشده افزایش یافت.
البته، یک تحویلدار در دهه ۱۹۶۰ نمیتوانست یکی از مشاغل بانکی در دنیای امروز را به سهولت و بدون آموختن مهارتهای جدید بهدست آورد و این چالشی است که تکنولوژی جدید به ارمغان میآورد. هیچ دشواری در یافتن یک شغل آزاد وجود ندارد اما یافتن افراد برای مشاغلی که وجود دارد، دشوار است. بهعنوان مثال، در صنعت تکنولوژی، کمبود نیروی کار در همه جا وجود دارد. طبق برخی تخمینها، در سال ۲۰۱۷، کمتر از ۵۰ هزار فارغالتحصیل علوم کامپیوتر برای پر کردن ۵۰۰ هزار شغل توسعهدهنده نرمافزار در آمریکا وجود داشت. در مطالعه سال ۲۰۱۷ که توسط Salesforce Research انجام شد، ۵۲ درصد رهبران IT اذعان کردهاند که شکافهای مهارتی یک چالش عمده در سازمانها بوده است. پاول داترتی و جیمز ویلسون در کتاب جدیدشان «انسان+ماشین: تصور دوباره کار در عصر هوش مصنوعی» مینویسند: «در عصر حاضر با بهبود فرآیند کسبوکار، سیستمهای هوش مصنوعی جای ما را نمیگیرند؛ آنها مهارتهای ما را تقویت میکنند و برای دستیابی به عملکرد بهتر با ما همکاری میکنند؛ چیزی که قبلا ممکن نبوده است.»
دوام مشاغل و ناپدید شدن وظایف
دلیل دومی که مشاغل، حتی در موج فعلی تغییرات تکنولوژی از بین نخواهند رفت، مربوط به ماهیت مشاغل است. فردی که یک شغل واحد دارد وظایف بسیار متفاوتی را انجام میدهد و گرچه برخی از این وظایف در برابر خودکارسازی آسیبپذیر هستند، اما برخی دیگر اینگونه نیستند. بنابراین، گرچه دقیق نیست که بگوییم هوش مصنوعی جایگزین بسیاری از مشاغل خواهد شد، اما هوش مصنوعی میتواند بسیاری از وظایفی که مشاغل امروز ما را شکل میدهند، به عهده بگیرد.
کارهای فیزیکی قابلپیشبینی برای خودکارسازی بسیار آسان خواهند بود. ماشینها در کارهایی با حجم بالا و روتین فوقالعاده هستند. آنها از قدرت مکانیکی برای جایگزینی نیروی انسانی استفاده میکنند. همچنین آنها جایگزین افراد در وظایف دفتری و خدماتی خواهند شد که مدام نیاز به تکرار دارند.
اما آنها در وظایف انتزاعی مانند حل مسائل پیچیده و حتی بدتر در تعاملاتی که نیاز به همدلی و حس مشترک دارد، بسیار ضعیف خواهند ماند. همچنین آنها به آسانی محیطهای جدید که در آن دادههای اندکی در دسترس است را مدیریت نخواهند کرد.
یادگیری ماشینی بستگی به داشتن تاریخچهای در دسترس و مملو از داده دارد که از طریق آن سیستم کامپیوتری میتواند نتیجهگیری کند. بنابراین محول کردن مدیریت افراد، حل مشکلات غیرساختاری و نوآوری به یک روبات- مهم نیست تا چه اندازه خوب برنامهریزی شده باشد- تقریبا غیرممکن خواهد بود. حتی اگر وظایف قدیمی ناپدید شوند، وظایف جدید ظهور خواهند کرد. مشاغل آینده حول این وظایف ایجاد خواهند شد. شرکتها نیاز به کمک به کارمندانشان برای بهبود مهارتشان و دستیابی به مهارتهای جدید ضروری خواهند داشت.
نقلقولی منتسب به آلوین تافلر۱ است که میگوید «بیسوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمیتوانند بنویسند و بخوانند. بلکه کسانی هستند که نمیتوانند بیاموزند، آموختههای کهنه خود را دور بریزند و دوباره یاد بگیرند.»
طبق برخی تخمینها، امروزه ۶۵ درصد کودکان در مدارس در نهایت کارهایی را انجام خواهند داد که هنوز وجود ندارند. آنها نیاز به بازآموزی مداوم خواهند داشت. کارمندان نیز به همین شکل خواهند بود.
ارزیابی دوباره در مشاغل شرکتها
اگر رهبر یک کسبوکار هستید، هنوز باید چالش اتوماسیون را حل کنید؛ اما از روشی که احتمالا انتظار آن را ندارید. وقتی رقبا توانمندیهای جدیدی برای رفع نیازهای جدید مشتریان اضافه میکنند، شما باید یا با همان نرخ مشابه حرکت کنید یا از آنها پیشی بگیرید. بنابراین نیاز خواهید داشت تا در مورد مشاغلی که دارید، وظایفی که این مشاغل را شکل میدهند، مهارتهایی که کارمندان شما نیاز خواهند داشت و آموزشی که به آنها ارائه میدهید، خلاقانهتر فکر کنید.
هماکنون با در نظر گرفتن مشاغل در سازمانتان شروع کنید. با تفکیک آنها به وظایف جدا از هم شروع کنید. سپس تعیین کنید که چه وظایفی برای انسانها ایدهآل هستند و کدام یک برای ماشینها مناسبند. هر کدام از این مشاغل کنونی در شرکت شما میتوانند به این روش دوباره ارزیابی شوند.
به عنوان مثال، شما به رانندگان کامیونی نیاز نخواهید داشت تا صرفا یک وسیله نقلیه را از یک نقطه به نقطه دیگر هدایت کنند. اما در جهانی که شرکتها بهطور فزاینده بر مبنای کیفیت تجربهای که برای مشتری ایجاد میکنند قضاوت میشوند، شما به کارمندانی نیاز خواهید داشت که بتوانند مهارتهای یک ارگان خدمات به مشتری، بازاریاب، و فروشنده را ترکیب کند تا در آن کامیونها بنشینند و وقتی ارسالها را انجام میدهند با مشتریان تعامل داشته باشند.
برخی از آگاهترین شرکتها، دولتها و اتحادیههای کار فقط بر ارائه مقدار بیشتری از آموزش تاکید نمیکنند؛ بلکه هدفشان افزایش کارآیی آن نیز هست. کنگره اتحادیه معاملات (Trades Union Congress) که یک سندیکای مرکزی در انگلستان است ابتکاری به نام Unionlearn بر مبنای یک مدل آبشاری۲ دارد و بیش از ۳۰ هزار «نماینده یادگیری اتحادیه» را آموزش داده است که آنها نیز در عوض به بیش از ۲۲۰ هزار نماینده دیگر مشاوره میدهند.
در شرکت Salesforce (یک شرکت رایانش ابری در کالیفرنیا) نیز نیاز به انجام این کار را احساس میکنیم؛ ما یک پلتفرم رایگان و به شکل بازی به نام Trailhead ایجاد کردیم که به همه افراد اجازه میدهد تا رویکردهای سیلزفورس را همراه با مهارتهای وسیعتر کسبوکار یاد بگیرند. ما آن را برای مشتریانمان باز کردیم تا مسیرهای یادگیری هدایتشده خودشان را برای کارمندانشان ایجاد کنند.
همه این برنامهها بر تکنولوژی جدید متکی هستند تا فرآیند یادگیری را بهبود بخشیده یا سرعت ببخشند. ابزارهای جدید به سرعت در حال ظهور هستند که بر مبنای بیولوژی عصبی، پارادایمهای محاسباتی جدید و یادگیری ماشینی قرار دارند؛ این ابزارها قادر به تسریع و بهبود توانایی افراد برای یادگیری هستند. در بسیاری از موارد، تکنولوژیهای مشابه که به نظر میرسد در حال حذف مشاغل هستند، ابزارهای ایجاد مهارتهای جدید خواهند بود که افراد را شاغل نگه خواهند داشت.
امروزه بازآموزی افراد برای یک محیط جدید نسبت به آنچه باید باشد، دشوارتر شده است. به عنوان یک جامعه، اگر ما شروع به تسهیل آموزش و بازآموزی مهارتها نکنیم، آنگاه شکاف بین افراد غنی و فقیر را گسترش میدهیم و بیثباتی اقتصادی و سیاسی را در سراسر جهان افزایش خواهیم داد. من نمیتوانم ادعا کنم که آموزش فینفسه مشکلات اقتصادی ما را حل خواهد کرد؛ اما افزایش کارآیی آموزش یک پیشنیاز برای انجام چنین کاری است.
افرادی که هشدار میدهند روباتها در حال مسلط شدن بر ما هستند، از تهدید اشتباهی میترسند. ایجاد فرهنگی که در آن یادگیری مداوم اصل اول است به ما میآموزد که چگونه از اقتصاد امروز به یک اقتصاد جدید حرکت خواهیم کرد؛ اقتصادی که در آن به اکثر افراد فرصتی برای پیشرفت داده میشود.
بسیار مهم است که بدانیم مسوولیت ارائه این آموزش تنها بر دوش دولتها نیست. در یک محیط به سرعت در حال تغییر که یادگیری مداوم بسیار مهم و تعیینکننده است، کسبوکارها نقشی کلیدی ایفا خواهند کرد. اما آیا شرکت شما آماده چنین چیزی هست؟
پینوشت:
۱. نویسنده و آیندهپژوه آمریکایی که برای آثارش در زمینه انقلاب دیجیتال و انقلاب ارتباطات شناخته میشود.
۲. cascade model ارائه آموزش از طریق لایههای آموزشدهندگان است؛ تا زمانی که به گروه هدف نهایی دست یابد.
لطفا عاشق فامیل نشوید
عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان نبسته اند

از قدیم الایام رسم بر این بود که بزرگترها برای دختر و پسری که به سن ازدواج میرسند و توانایی چرخاندن ارابه سنگین زندگی مشترک را دارند و اصطلاحا از آب و گل در میایند آستین بالابزنند.
از خرید وسایل و لوازم ریز و درشت و تمام نشدنی گرفته تا تهیه خانه و کاشانه ای گرم و نقلی که مأمنی آرامش بخش برای استراحت و کنار هم بودن زوج تازه پیوند یافته شود.
از آرزوهای پدر و مادر برای برپایی جشن ازدواج و سور وسات عروسی فرزندانشان که بگذریم ، فامیل و آشنا ،دوست و غریبه هم بیکار نمیمانند و اگر دختر و پسری مجرد را در اطرافشان ببینند به یکدیگر معرفی میکنند.جدا از اینکه این اقدامات شیرین و خیرخواهانه تشکیل یک زندگی مشترک را در پی خواهد داشت؛ گاهی دیده میشود پدرها و مادرها نیز اصرار زیادی به وصلت با خویشاوندان نزدیک خود دارند ؛ چرا که معتقدند شناختی که قرار است طی وصلت با غریبه در گذر زمان پیدا کنند ؛ زمینه ی آن را با یک وصلت خویشاوندی نزدیک که سالیان دراز با خصوصیات و ویژگی های هم آشنا بوده اند ؛ دارند؛ از حق نگذریم پر بی راه هم نگفته اند چرا که اینگونه وصلت ها و ازدواج های فامیلی هر دو خانواده را چندین قدم جلوتر میبرد.
اما گاهی این تمایلات تا حدی بالا میرود که خانواده ها بدون در نظر گرفتن خواسته های دختر و پسر به توافق میرسند! طبیعی است که پدرها و مادرها هرکدام تمایل دارند با اقوام نزدیک خودشان وصلت کنند اما بد نیست قبل از اقدام و اصرار به انجام این کار؛ نظر دختر و پسرشان را که تا کنون فقط به واسطه حجب و حیا و حفظ احترام سکوت کرده است جویا شوند.چرا که به هر حال بعد از ازدواج عرصه فقط عرصه جولان دو نفره است!
دو نفری که درست است نسبت به خانواده هم شناخت دارند؛ اما احتمال دارد توانایی تحمل نظرات مخالف یکدیگر را نداشته باشند!
حمیدرضا رحمانی روان شناس و مشاور خانواده در خصوص ازدواج فامیلی گفت: این گونه ازدواج ها بواسطه شناختی عمیق که طی سالیان دراز بین دو خانواده شکل گرفته است ماندگاری و جاودانگی بیشتری را دارند ؛ اما مسائل و مشکلاتی که با ازدواج فامیلی پیدا میشوند قابل چشم پوشی نیست!
تناسب خانوادگی نقطه عطف شروع زندگی مشترک است
داشتن تناسب رفتاری ؛ در موضوعات مختلف از جمله مزایای ازدواج فامیلی محسوب میشود. چرا که به دلیل نزدیکی روابط ؛ نوع تربیت و شرایطی که هر دوطرف در آن پرورش یافته اند تا حدودی یکسان است.اما علاوه بر موارد ذکر شده داشتن تناسب فرهنگی و اعتقادی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا در صورتی افراد در شرایطی متفاوت از هم رشد کرده باشند طبیعتا نوع نگرش آنها نسبت به مسائل اعتقادی و دینی هم با یکدیگر متفاوت است.
رحمانی در خصوص برتری ازدواج بین خویشاوندی تصریح کرد: برقراری روابط عاطفی و ازدواج های فامیلی به دلیل شناخت کافی از لحاظ فرهنگی ؛ تربیتی و دینی-اعتقادی خانواده ها از دیگر و اطمینان خاطری که در پی آن وجود دارد مورد تایید است؛ البته در صورتی که این وصلت بین خانواده هایی که دارای رابطه فامیلی بسیار نزدیک با یکدیگر هستند صورت نپذیرد! و خانواده شناخت کافی را تنها ملاک خود برای ازدواج فرزندانشان با یکدیگر قرار ندهند.
عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان نبسته اند
در گذر زمان و با پیشترفتهایی که در علم پزشکی خصوصا ژنتیک صورت گرفت نتایجی بدست آمد تا افراد به دور از تعصبات بی جا و بی دلیل خود مبنی بر اصرار ورزی به وصلت با اقوام نزدیک ؛ کمی دور اندیشی کرده و نسبت به آینده ای نه چندان روشن که در انتظار زوج به ظاهر خوشبخت و راضی که باهم پیوند زناشویی بسته اند ؛ بی تفاوت نباشند.
محمدحسین فقیهی مشاور ازدواج نیز در این خصوص اظهار داشت: گاهی پس از انجام آزمایشات قبل از ازدواج نتیجه ی بدست آمده آنقدر که باید دلچسب نیست ؛ البته این مورد ممکن است دربرگیرنده ازدواج های غیر خویشاوندی نیز باشد اما در مواردی که دختر عمو و پسر عمو ؛ دخترخاله و پسرخاله تصمیم به ازدواج میگیرند توجه و دقت بیشتری را طلب میکند.به همین دلیل قبل از ازدواج باید تمامی جوانب و اثرات محیطی و ارثی موثر بر آن را مدنظر گرفت تا به موقع بتوان از تولد نوزاد دارای نقص جلوگیری به عمل آورد.
اختلال ژنتیکی در ازدواج فامیلی ٢ برابر است
زندگی در عصر ارتباطات باعث میشود تا افراد پیرامون هرموضوعی که ذهنشان را مشغول میکند به سرعت به آرامش برسند؛ به طوری که با یک گشت و گذار کوتاه در صفحات مجازی و خواندن مطالبی که در پی آن هستند اطلاعات خود را تا حدودی تکمیل کنند .
طبق تحقیقات اخیر که توسط انجمن نوروژنتیک ایران انجام شده است؛ احتمال بروز اختلالات ژنتیکی درازدواج های فامیلی دو برابر ازدواج های غیر خویشاوندی است. علاوه بر آن در صورتی که افراد دارای فرزندی معلول هستند باید قبل از بارداری مجدد با مراجعه به مشاوران ژنتیک و انجام آزمایشات مربوطه از تولد نوزاد معلول دیگر؛ جلوگیری نمایند.
وقتی اختلافات خانوادگی خطرناک میشود
اما جدا از بحث مشکلات ژنتیکی؛ گاهی ممکن است شرایطی به وجود بیاید که دو خانواده علی رغم اصرارهایی که پیش از این به ازدواج فرزندانشان داشته اند؛ اختلافاتی را با یکدیگر پیدا کنند .تا جایی که این مشکلات به زندگی فرزندانشان هم راه پیدا کرده و روابط انها را تحت تاثیر خود قرار دهد ؛ این اثرات گاهی آنقدر شدید میشوند که زن و مرد به بهانه طرفداری از خانواده هایشان وارد بحث و جدالی ناخواسته میشوند!
حمید رضا رحمانی با اذعان به این مطلب بیان داشت:به اکثر خانواده ها و همچنین دختران و پسرانی که علاوه بر داشتن یک رابطه خانوادگی نزدیک تمایل به وصلت با یکدیگر را دارند ؛ توصیه میکنیم حتی المقدور از تصمیم خود منصرف شوند ؛ به همین دلیل طی جلساتی که با والدین برگزار میشود به موضوعات و مسائل ژنتیکی نیز تاکیدات ویژه ای خواهد شد؛ علاوه بر آن به دختران و پسران نیز توصیه میشود جهت جلوگیری از مشکلات ژنتیکی و خانوادگی که ممکن است در پی این گونه ازدواج ها گریبانشان را بگیرد از بستن پیوندزناشویی خویشاوندی نزدیک خودداری نمایند.
منبع : باشگاه خبرنگاران
با این عمل از گرو رهن خدا بیرون بیایید
با این عمل از گرو رهن خدا بیرون بیایید

در ماه مبارک رمضان ما مهمان مأدبه الهي، سفره قرآن، سفره روايات، سفره نوراني اهل بيت(عليهم السلام) هستيم. فرمود اين ضيافت و مهماني عمومي است و همه را دعوت کرد و ضيف خداست. فرمود در سرزمين مکه حاجيان و معتمران، جزء «ضيوف الرحمان» هستند، در ماه مبارک رمضان، روزهدارها هم جزء «ضيوف الرحمان» هستند.
در خطبه نوراني پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود اين «شهر الله» اقبال کرده است، بکوشيد خودتان را آزاد کنيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ»؛[1] فرمود: گناه ميدانيد يک بار سنگيني است. اين بار را غير از صاحب بار کسي نميبرد، چون اين کلمه «لا»، لاي نفي جنس است که درباره قيامت دارد: ﴿لا وَزَرَ﴾؛[2] يعني اصلاً باربر در قيامت نيست تا کسي بگويد من چيزي به او ميدهم تا بار مرا ببرد. ﴿لَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَ أَثْقَالاً مَعَ أَثْقَالِهِمْ﴾، اصلاً باربر در آنجا نيست. «وَزَر»؛ يعني باربر. «وِزر»؛ يعني بار سنگين. «وزير» به کسي ميگويند که بار سنگين مملکت بر دوش اوست.
حضرت در اين خطبه فرمود: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ»؛ پشت شما از اين بار گران خم شده. اين بار را سبک کنيد.
مطلب ديگر اينکه باربر، خود شخص است. حالا اگر کسي خلاف کرد، چه بايد بدهد؟ زندان بايد برود؟ جريمه بايد بشود؟ نه! خود تبهکار را به بند ميکشند، خود شخص در زنجير ميافتد. اگر کسي بدهکار باشد در دنيا بدهکار چه کار بايد بکند؟ بايد گرو بدهد، حالا يا خانه را گرو ميدهد يا زمين را گرو ميدهد يا فرش را گرو ميدهد، کالايي را رهن ميگذارد. حضرت فرمود: شما بدهکاران خدا هستيد حقوق الهي در ذمه شماست، احکام الهي از اين غيبت کردن، او را نيش زدن، آبروي او را بردن، پشت سر او حرف زدن، به هر حال اينها بند است.
فرمود: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ»، شما که «حق الله» را نداديد حق مردم را نداديد پس بدهکار هستيد، اين اصل اوّل.
بدهکار بايد گرو بسپارد، اين اصل دوم.
رهن در دنيا حالا يا خانه است يا زمين است يا فرش است، قابل قبول است؛ اما رهن در برابر خدا چيست؟ فرمود خود آدم را گرو ميگيرند. اينکه ميبينيد بعضيها ميگويند ما نميتوانيم چشممان را از نامحرم کنترل کنيم، نميتوانيم زبانمان را کنترل کنيم، هر چه ميخواهيم بلند شويم و نماز شب بخوانيم نميتوانيم، راست ميگويند بيچارهها، براي اينکه در بند هستند در رهن هستند. فرمود جان شما را گرو ميگيرند: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ»، البته اين تفسيرِ همان دو تا آيه قرآن است که فرمود: ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ﴾،[3] يک؛ ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ﴾، دو.
اين «رهين» فعيل به معني مفعول است. اين ﴿كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ﴾، ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ﴾،[4] اين «فعيل»ها به معني مفعول است؛ يعني مرهون است گرو هست. ميبينيم که درست ميگويد اين بيچاره، ميگويد من هر چه ميخواهم چشم هاي خود را کنترل کنم نميتوانم، براي اينکه در اختيار خودش نيست. حضرت فرمود شما در رهن ديگري هستيد در بند هستيد خودتان را آزاد کنيد. ماه مبارک رمضان ماه آزادي است. يک آمدن لازم است، خدايا آمدم.
فرمود شما در بند هستيد، رهن هستيد، فکّ رهن کنيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ»؛ فکّ رهن کنيد بگوييد: «أستغفروا الله ربي و أتوب إليه» اين راه باز است و گرنه آن مشکلات هست. آن مشکلي که احدي به فکر آدم نيست. اگر انسان ميمُرد ميپوسيد، خبري نبود و راحت بود؛ اما وقتي ميميرد از پوست به در ميآيد و ميشود ابدي. اين بيان فقط در قرآن کريم است که انسان مرگ را ميميراند، نه بميرد. ما هستيم که هستيم که هستيم که هستيم. فرمود اين سفره پهن است ماه مبارک رمضان هم هر سال دارد ميآيد: «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّه»، با رحمت و برکت و ضيافت و عنايت و شما هم در رهن هستيد. اگر شما فرشي را رهن گذاشتيد ديگر در اختيار شما نيست، در اختيار ديگري است.
فرمود شما رهن هستيد: «إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُم»؛ اين خداست! و اگر با يک آمدم قبول ميکند، چرا نرويم؟ چه چيزي از اين بهتر؟ فقط ذات اقدس الهي از ما ميخواهد که بگوييم: «أستغفر الله ربي و أتوب إليه».
پی نوشت:
[1] . الأمالي( للصدوق)، النص، ص94.
[2]. سوره قيامت، آيه11.
[3] . سوره طور، آيه21.
[4] . سوره مدثر، آيه38.
منبع:
سایت اسراء؛ بیانات آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق (1397/02/20)
ابلیس از همه منبریها عالمتر بود
ابلیس از همه منبریها عالمتر بود

نصیحتهای ابلیس به موسی بن عمران
ابلیس برای موسی بن عمران ظاهر شد و گفت: میخواهم ده نصیحتت بکنم. گفت: برو من نصیحت تو را نمیخواهم. خطاب رسید: ردّش نکن، ابلیس به موسی(علیه السلام) گفت: هیچ کجا با زن نامحرم تنها نشو، ابلیس میدانست که اگر مرد جوانی با زن نامحرم جوانی مقدماتی فراهم کنند و سپس در مکانی خلوت قرار گیرند، زنا قطعی است.
نصیحت دیگر ابلیس به موسی این بود: در هیچ برنامهای از برنامههای این کره زمین که پیش میآید عصبانی نشو، جای عصبانی شدن ندارد.
نصیحت دیگر اینکه در داوری بین مردم خدا را فراموش نکن که نکند به ناحق داوری کنی. اگر کارمند دادگستری، دادیار، قاضی یا دادستان شدی، آنجا زور من ضدّ تو خیلی زیاد خواهد بود، مواظب من باش سرت را کلاه نگذارم، علف اسکناس نشانت ندهند که حکم را به نفع ظالم امضا کنی و مهر کنی و به ضد مظلوم؛ یعنی حیوان صفت نشو که با علف اسکناس جفتک بیندازی در حکم دادن.
پیشنهادی که شیطان به موسی داد
بعد از اینکه موسی این سه نصحیت را از ابلیس شنید، خدا فرمود که هفت مورد دیگر را گوش ندهد، ابلیس یک پیشنهاد به موسی کرد و گفت: خیلی با خدا رفیق هستی موسی، در تمام انبیائش فقط با تو بیواسطه حرف میزند، کلیم الله هستی، ما سه تا نصیحتت کردیم و حق به گردنت پیدا کردیم، از خدا بخواه من را بیامرزد و به من رحم کند. موسی به پروردگار گفت و خداوند فرمود: به او بگو بلند شو برو به قبر آدم ـ آدرسش هم معلوم است ـ سجده کن، من همه گذشتهات را میبخشم. بلند شد گفت: موسی به خدا بگو من به زنده بودنش سجده نکردم حالا به قبرش سجده کنم؟ نمیخواهم.
ابلیس نسبت به سه مسأله عالمتر از منبریهاست
ابلیس اگر بخواهد منبر برود به سه مسأله عالمتر از ما منبریهاست. طبق آیات قرآن یکی به مسأله توحید که آگاهی کامل به توحید دارد؛ هم توحید ذات، هم توحید صفات، هم توحید افعال و اگر آگاه نبود خدا در قرآن از قولش نقل نمیکرد «فَبِعِزَّتِك» (ص، 82) معلوم میشود هم خدا را قبول دارد، هم به پروردگار و صفات آگاه است که به صفت عزت سوگند یاد میکند.
آگاهی ابلیس به توحید از کل منبریهایی که مُردند و زنده هستند و بعدها میآیند بیشتر است. ممکن است منِ منبری همکار ابلیس باشم، در حد خودم آگاهی داشته باشم ولی اخلاق ابلیس در من موج بزند، برای بعضیها این اتفاق میافتد یا افتاده یا اکنون هست. ابلیس غیر از توحید به نبوت انبیای الهی، لطائف، مقاصد و اهداف نبوت کاملاً آگاه است.
ابلیس تمام زوایای آخرت را میدانست و انکار آخرت نکرد
زمانی که ابلیس چنین سخنی را گفت، هنوز انبیاء و ائمه نبودند، ولی ابلیس آگاهی داشت چرا که از علم به نبوت برخوردار بود. همه کمال انسان علم به توحید و علم به نبوت و علم سوم است. ابلیس تمام زوایای آخرت را می دانست و انکار آخرت نکرد مثل بعضی آدمها که درباره قیامت با آنها صحبت میکنید میگوید: چه کسی رفته از آنجا خبر بیاورد، حرفها را شما آخوندها ساختید، دروغ است. شیطان بیادبی راجعبه قیامت نکرد، از این آدمها خیلی با ادبتر بود، نسبت به قیامت اینها خیلی پستتر از او هستند، اینها زیر پای او هستند ولی او یک سر و گردن از همه آنها بلندتر است. ابلیس کامل قیامت را قبول داشت، قیامت هم هنوز واقع نشده بود، اصلاً آثارش هم هنوز پدید نیامده بود اما آگاه به قیامت و زوایای قیامت بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرماید: ابلیس شش یا هفت هزار سال از سالهای دنیا یا غیر دنیا، با ملکوتیان بود و ظرفش از علم پر شده بود؛ لذا علم به توحید، علم به قیامت، علم به انبیاء داشت.
درخواستی که شیطان از خدا دارد
ابلیس به خداوند گفت: حال که من از مقامم سقوط کردم یک درخواست دارم: «أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون» (اعراف، 14) تا روز برپا شدن قیامت به عزرائیل بگو جان من را نگیرد، مرگ من را نرسان. خطاب رسید: «إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِين»(اعراف، 14) حتماً، خیالت راحت باشد، تو از گروه مهلتیافتگان هستی. من ملک الموت را به سراغت نمیفرستم، تا قیامت زنده باش.
چرا خداوند ابلیس را زنده نگاه داشت تا انسانها را به گناه بکشاند
خدا میگوید: من به ابلیس مهلت دادم ولی به انسان هم عقل، فطرت و آگاهی دادم، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوازده امام کنارت گذاشتم، قرآن هم قرار دادم، به جای گوش دادن به دعوت ابلیس به سوی دعوت خداوند، انبیاء، امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) حرکت کنید، به دعوت عقل و فطرت گوش دهید. اینکه خداوند تا قیامت به ابلیس مهلت داد اصلاً هیچ ضرری برای انسان ندارد. سلمان، ابوذر، مقداد و شما متدینین این روزگار کنار همین ابلیس زندگی میکنید، روزه را میگیرید، نمازتان را میخوانید، حق مالی خدا را میدهید، به اقوامتان رسیدگی میکنید، زنا نمیکنید، ربا نمیخورید، ابلیس هم زنده است، اما کاری به ما ندارد. ما به این مهلت یافته میتوانیم نه بگوییم.
منبع :
بیانات حجت الاسلام انصاریان در مسجد امیر، رمضان 97
سواد را به کودکان پیش از دبستان نیاموزید
در مصاحبه با معاون اجتماعی سازمان بهزیستی مطرح شد:

کودکان لوح سفیدی هستند که بر روی ذهنشان هر چه بنویسیم همان به عنوان سرلوحه زندگی نقش می بندد و در مسیر ادامه زندگی به طور مداوم آموخته های جدید را با آموخته هایی که در ذهنش به ثبت رسیده اند مقایسه و بررسی می کند. پدرها و مادرها عموما در استفاده از تبلت و یا تلفن های هوشمند، دو هدف افزایش هوش و یادگیری و سرگرم کردن کودکان را دنبال می کنند. برخی از آنها عقیده دارند که استفاده از این وسایل برای تقویت ذهن کودکانشان مفید است اما این در حالی است که کودکان از سنین پایین ذهن آماده ای برای یادگیری دارند بنابراین عادات های بد استفاده بیش از حد از این تکنولوژی ها حداقل برای کودکانی که به مدرسه نمی روند مناسب نیست.
روان شناسان بالینی در آمریکا به والدین هشدار داده اند که کودکان نباید ساعات طولانی در اتاقشان با این وسایل مشغول به بازی باشند و حتی اگر به عنوان اسباب بازی از این وسایل استفاده میکنند باید با نظارت والدین باشد.
دکتر حبیب الله مسعودی فرید معاون اجتماعی سازمان بهزیستی تهران و دبیرعلمی کنگره کودکان زیر شش سال در ارتباط با نقش رسانه و فضای مجازی بر یادگیری کودکان می گوید: فضای مجازی و رسانه ها یک بستر مناسب برای یادگیری هستند اما نکته مهم این است که قبل از استفاده آن باید آموزش ها و زیرساخت های لازم فراهم شود. افراد باید در سنین مختلف سواد رسانه ای و استفاده از آنها را یادبگیرند. در استفاده کودکان زیر 6 سال باید بر روی سواد رسانه ای والدین کار کنیم.
در ادامه گفتگوی تبیان را با دکتر مسعودی فرید بخوانید:
تبیان: سهم و کارکرد رسانه های تصویری و الکترونیکی در آموزش به کودکان چه میزان است؟
متاسفانه امروزه رسانه ها نقش "نگهدار بچه" را پیدا کرده اند؛ یعنی کودک از صبح تا شب با تلویزیون سرگرم می شود و در شکل جدید استفاده از تلفن همراه و تبلت نیز به آن اضافه شده است. والدین از این امکانات برای آرام کردن کودک بهره می برند در حالی که این روش مورد قبول و تایید روان شناسان نیست.
در استفاده از رسانه و ابزار الکترونیکی هدف ما نباید سرگرم کردن کودک بلکه باید در جهت رشد و تکامل کودکان باشد. این ابزار قطعا بر رشد کودکان اثر می گذارد اما آنچه مهم است اینکه حتما باید کنترل شده و برنامه ریزی شده مورد استفاده قرار بگیرند.
تبیان: در برخی از مهدهای کودک از این وسایل به منظور آموزش به کودکان استفاده می شود تا چه میزان می تواند مفید واقع شود؟
طراحی بازی های آنلاین و غیره موجود در تبلت ها و تلفن همراه اغلب مناسب گروه سنی کودکان نیست. اما از سوی دیگر این بازی ها می تواند فرصت دیگری را به ما بدهد. اگر با نگاه رشد و تکامل همه جانبه کودکان نگاه کنیم می توانیم با برنامه ریزی مناسب در جهت پرورش بچه ها از آنها بهره ببریم. اما اینکه چگونه از این فرصت استفاده کنیم بسته به محتوای آن دارد. گاهی استفاده از روش های تدریس سنتی که محتوای لازم را ندارند نیز برای تعلیم کودکان مناسب نیست. در پیام رسان ها و کانال هایی که برای کودکان تهیه می شود محتوای شکل گرفته مهم است. این محتواها قطعا باید با رویکرد تعاملی مورد استفاده قرار بگیرند که با مشارکت خود کودکان باشد. محتواها نباید موجب منفعل شدن کودک شود و در عوض باید موجب ترغیب و تشویق و حتی در مواردی فعالیت های بدنی باشد. باید به گونه ای تهیه شوند که علاوه بر رشد جسمانی و روانی و ذهنی کودک مهارت های لازم نیز به آنها آموزش داده شود. تاکید ما بر این بوده است که یادگیری بهتر است به شکل غیر مستقیم تحت لوای بازی، شعر، داستان و قصه باشد.
در مهد کودکی برای آنکه خلاقیت ذهنی کودکان را بالا ببرد از آنها خواسته شد تا با روش های مختلفی طول اتاق را طی کنند. در این گونه از بازی ها علاوه بر افزایش خلاقیت ذهنی همزمان موجب فعالیت بدنی آنها نیز می شود.
| بیشتر بخوانید: تغییر ذائقه در بازی های کودکانه! گوشی هایی که کودک را آزار می دهد 9 اصل که فرزندتان به گوشی موبایل معتاد نشود! |
تبیان: رسانه ملی در تربیت و آموزش کودکان چه نقشی دارد؟
از رسانه ملی باید در حد خودش انتظار داشت و نمی توان اندازه مهد کودک که جنبه تعاملی دارد و کودک خودش حضور دارد توقع آموزش و تربیت داشت. تاثیر ابتدایی و اولیه رسانه باید بر روی خانواده و والدین باشد. اینکه والدین در ارتباط با کودک خود چگونه باید رفتار کنند.
به نظر من در شورای سیاست گذاری سلامت در رسانه ذیل آن باید یک کمیته کودک تعریف شود. وقتی برنامه های کودک را در کانال های مختلف نگاه می کنید باید در پَس آموزه های آن این به ذهن متبادر شود که برای تهیه و تدوین برنامه های کودک با توجه به رشد همه جانبه کودک برنامه ها تهیه و تدوین می شوند. متاسفانه اکنون یک هدف مشترک در چنین برنامه هایی دیده نمی شود و هر شبکه به صورت مستقل کار می کند حتی در یک شبکه هم برنامه های مختلف آن با هم یک رویکرد مشترک ندارند.
تبیان: برخی از والدین با دیدن یک کودک استثنایی که می تواند در سن پیش از دبستان بخواند یا بنویسد فرزند خود را مجبور به آموزش می کنند، این چه تاثیری در یادگیری های بعدی او دارد؟
این مطالب در یادگیری های بعد اثر بسزایی دارد. اگر محتوا مناسب نباشد در یادگیری های بعدی که همان مطلب را با شیوه درست به کودک آموزش می دهد او دچار مشکل می شود. به طور مثال، با کودکان پیش از دبستان نوشتن و خواندن را کار نکنید. گرچه در برخی از برنامه های تلویزیونی کودکانی را نشان می دهند که در سن کم می توانند بنویسند یا بخوانند و یا تبلیغاتی که به این کودکان نوشتن و خواندن را آموزش می دهد. این امر به هیچ عنوان توسط روان شناسان توصیه نمی شود چرا که ممکن است باروش های سوادآموزی که در مدرسه قرار است کودک یادگیرد منافات داشته باشد. روش غلط سواد آموزی به کودک هم یادگیری های بعدی او را دچار مشکل می سازدو هم معلمان در حذف مطالب پیشین و جایگزین کردن شیوه درست دچار سختی می شوند. کودکان یارانه نیستند که بتوانیم با یک دکمه آنها را فرمت کنیم و برنامه جدیدی در ذهن شان بریزیم. منافات یادگیری های قبلی با مطالب جدید او را دچار سرگردانی می کند.
ورود ممنوع خانوادهها به آگاهی جنسی فرزندان!
بررسی علل افزایش سوءاستفاده جنسی از فرزندان در جامعه

زندگی اجتماعی، همواره نیازمند آموزشهایی است که همه ما در نقشهای مختلف از فرزندی گرفته تا پدر و مادر بدان نیازمندیم. اما گاهی این آموزشها برای خانواده، تبدیل به خط قرمزهایی میشود که ورود به آن را برای خود ممنوع میدانند و به راحتی از کنار آن عبور میکنند.
رفتارهای اجتماعی، آموزشهای جنسی متناسب با سن فرزندان، آموزشهای تحصیلی و... بخشی از محتویات ذهنی همه ما را تشکیل میدهد که بسیاری از آنها در خانواده فراگرفته میشود، البته بسته به شاخصهای مختلفی از جمله سطح سواد والدین، آموزشهای فراگرفته شده توسط آنها در دوران کودکی، توانایی پدر و مادر در انتقال این مسائل و... به فرزندان منتقل میشود که متأسفانه در بسیاری از خانوادههای ایرانی نوع یادگیری و نیازمندیهای کودکان در دوران مختلف از جمله دوران بلوغ جنسی، همواره با مشکلات فراوانی روبرو بوده که این رویه؛ فرزندان را نیز با چالشهایی همراه ساخته که میتواند آسیبهایی را برای آنها در پی داشته باشد.
خوشبختانه در چند سال اخیر و با همت نهادهای زیربط و فعالان حوزه اجتماعی، پزشکی و روانشناسی؛ سبک آموزش فرزندان از ابتدا تا زمان ازدواج و تشکیل زندگی مستقل تغییرات فراوانی داشته اما تا کامل شدن این چرخه، یعنی تکمیل اطلاعات و آموزشهای مورد نیاز هر یک از ما در دوران یاد شده، راهی طولانی در پیش است که در این یادداشت سعی داریم تا با ارائه راهکارهایی به روند از بین بردن این خلاءها در جامعه کمک کنیم.
یکی از موارد مهمی که از نیازهای اساسی کودکان به یادگیری در آنها همواره مورد بحث بوده مسئله جنسی و دانستن در خصوص مشکلات و آسیب های این حوزه برای وی است.
چراغِ خاموش آموزشهای جنسی در خانواده
شاید اگر خانواده های ایرانی روزی به این باور می رسیدند که نقش آموزش های جنسی در تحکیم بنیان خانواده و بهتر شدن زندگی فرزندانشان چقدر مهم است از ابتدا خجالت را کنار گذاشته و به سمت مطالعه در این رابطه و فراگیری نحوه انتقال آموزش مناسب به فرزندان خود پیش می رفتند.
امروزه بسیاری از مشکلات ازدواج و یا طلاق در انواع مختلف (عاطفی، جنسی و...) وابستگی شدیدی به رابطه زوجین با یکدیگر دارد و این امر بدان معناست که فرد در دوران زندگی اجتماعی قبل از تشکیل خانواده به خوبی آموزش های لازم را ندیده و در زندگی با مشکلات عدیده ای روبرو شده است و این مشکلات ناشی از ندانستن رفتارهای صحیح بخصوص مراودات جنسی با همسر خود است. این یک بخش از زیانهای عدم ارائه آموزش های مناسب به فرزندان است اما از سوی دیگر با توجه به شرایط اجتماعی باید به این نکته توجه داشته باشیم که وقتی کودک ما در خانواده بسیاری از مسائل را به درستی یاد نمی گیرد خود به سمت یادگیری حرکت می نماید و این امر به دلیل نیازهای اساسی است که در وی احساس می شود.
|
بیشتر بخوانید: |
یکی از موارد مهمی که از نیازهای اساسی کودکان به یادگیری در آنها همواره مورد بحث بوده مسئله جنسی و دانستن در خصوص مشکلات و آسیب های این حوزه برای وی است. وقتی روند آموزش در دورن خانواده به هر دلیلی همانند خجالت، عدم توانایی والدین در انتقال این سبک از آموزش ها به فرزند کامل نشود به دلیل حس کنجکاوی در یادگیری، بچه ها ممکن است مراحل نا مناسبی را برای این مدل آموزشی طی نمایند که در اینجا روی آوردن به فلیم های بعضأ مستحجن که متأسفانه با شرایط فعلی بخش ارتباطات مجازی در جامعه، دسترسی به محتوای این امر بسیار سهل شده است و در بخش خطرناک تر نیز به ارتباطات خارج از عرف و شرع جامعه با جنس مخالف نیز روی می آورند و عمیق شدن روابط آنها مشکلات گسترده ای را برایشان پدید می آورد.
عدم آموزش های جنسی در خانواده و خطرات پیش رو
همانطور که گفته شد وقتی آموزش در درون خانواده کامل نشود ممکن است فرزندان راه های مناسبی را برای فراگیری انتخاب نمایند. وقتی فرزند به سمت ارتباطات کنترل نشده روی آورد خطراتی برای خود و سلامت اجتماعی از این رابطه متصور است و امکان دارد سلامت جسمی و روانی برای وی نیز با مشکلاتی روبرو شود.
روابط جنسی به دلیل جذابیت آن برای فرد همواره از نیازهای اساسی مطرح می شود اما فروکش نمودن آن اگر خارج از حوزه روابط اجتماعی عرف و شرع صورت پذیرد همواره خطر آفرین است. دوران بلوغ برای هریک از انسان ها بسیار مهم محسوب میشود و نیازمند آموزشهای ویژهای بوده که بخشی از آن در خانواده و مقداری نیز در اجتماع صورت میپذیرد اما در شرایط فعلی جامعه ما این امر اندکی با تأخیر و کاستی صورت میپذیرد.
سلامت روانی ، جنسی و جسمی برای جامعه بسیار مهم است و هر بخشی از آن با مشکل روبرو شود، آرام آرام حوزه های دیگر را نیز با معضلاتی روبر می سازد.
اگر سلامت اجتماعی برای همه ما مهم است باید به این نکته توجه داشته باشیم که آموزش های مختلف از جمله جنسی و نحوه رفتار با جنس مخالف را از دوران کودکی و دورن خانواده شروع نماییم تا در آینده با معضلات گسترده ای روبرو نشویم.
احکام استدلالی تقلید؛
چرا باید تقلید کنیم؟

مسئله تقلید از مباحث مهم برای شیعیان است که از سال های گذشته تاکنون، اشکالات و شبهاتی پیرامون این موضوع مطرح شده است؛ به همین منظور در شماره های متعدد، نکاتی خلاصه و مفید پیرامون این بحث ارائه خواهیم داد.
* احكام تقليد
- مسلّم است كه خداي متعال از ما تكاليفي خواسته است؛ از كجا بفهميم تكليف ما چيست؟
عقيدۀ مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، ولى در احكام غيرضرورى دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل به دست آورد، يا از مجتهد تقليد كند؛ يعنى به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طورى به وظيفۀ خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است،
مثلًا اگر عدّه اى از مجتهدين عملى را حرام مى دانند و عدّۀ ديگر مى گويند حرام نيست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحبّ مى دانند، آن را به جا آورد؛ پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمى توانند به احتياط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقليد نمايند. توضيح المسائل امام عليه الرحمه مسئله 1-
- تقليد به چه معناست؟
رجوع نمودن جاهل به عالم را تقليد گويند. ( موسوعه آيه الله خوئي ج1 ص67
- چرا بايد تقليد كرد؟
روشن است يك مسلمان عاقل براي كارهاي خود نياز به دليل دارد و روشن ترين ادله عبارتند از:
1- قرآن 2- سنت و روايات معصومين عليهم السلام 3- دليل عقل 4- سيره و روش عقلا
1- قرآن دستور مي دهد: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ/ پس اگر نمى دانيد از اهل ذكر (يعنى علما و دانشمندان هر امت) سؤال كنيد ( انبياء 7 و نحل / 43)
2- همواره ائمه طاهرين عليهم السّلام شاگردانى تربيت مى كردند و به أطراف مى فرستادند و نيز پيوسته افرادي مى آمدند و از آن بزرگواران تعليم مى گرفتند و به اوطان خود بر مى گشتند و مشغول تدريس و تعليم و حكومت و قضاء در بين مردم مى شدند و شيعيان براي پاسخ مسائل خود به آنان مراجعه مى كردند.
يونس بن عبد الرّحمَن كه از بزرگان أصحاب ائمه است، در مسجد كوفه مى نشست و مردم مى آمدند و مَسائلشان را سؤال مى كردند، و او هم فتوى مى داد و در بين مردم فصل خصومت مى كرد.
از حضرت امام رضا عليه السلام سؤال شد: اَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ثِقَةٌ ءَاخُذُ عَنْهُ ما احتاج اليه من مَعَالِمَ دِينِى؟ قَالَ: نَعَمْ/ «آيا يونس بن عبد الرّحمن، ثقه است؟ من از او معالم دينم را أخذ كنم؟ حضرت فرمودند: بله، معالم دين را از او أخذ كن.» در حالى كه حضرت در مدينه بودند و يونس در كوفه بود. {وسايل الشيعه ج27 ص 147 ح33}
نكته آنكه: دسترسى به خودِ إمام معصوم در دوره حضور معصوم هم براى همۀ مردم مَيسور نبود و به دلائل گوناگون نمی توانستند سؤالات خود را از شخص امام بپرسند و هم اکنون هم زمان غيبت است و حضرت إمام زمان عليه السلام غائب هستند.
به عنوان نمونه حضرت صادق عليه السّلام د رجامعه حضور داشتند و لكن أوّلًا حضرت در مدينه بودند و مردم شهرهاى ديگر كه از مدينه منقطع بودند دسترسى به آن حضرت نداشتند كه در جزئى ترين مسأله به آن حضرت مراجعه كنند. أفرادى كه در كوفه، شام، مكّه و يا در سائر شهرها بودند، دسترسى به إمام صادق عليه السّلام نداشتند و حتّى در خود مدينه تمام أفراد به ايشان دسترسى نداشتند كه هر مرد و هر زنى در جزئى ترين مسأله به خدمت ايشان رفته و از حضرت سؤال كند، اين طرز فراگيرى أصلًا غير قابل إمكان بود.
ثانيا اينكه آن حضرات غالباً در تقيّه و خوف و تحت نظر دولت بودند، و كسى نمى توانست با آنها ملاقات كند. بنابراين جهات، خود آن بزرگواران مى گفتند كه أصلًا نزد ما نيایید و به ما مراجعه نكنيد! بلكه نزد رُوات أحاديث ما و آنها كه در حلال و حرام ما نظر مى كنند برويد؛ و آنها را ميان خود حَكَم قرار بدهيد؛ حكم آنها حكم ماست. ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج1، ص: 85
3- عقل ميگويد مخالفت با حكم خداي متعال استحقاق عقوبت را در پي خواهد داشت و از باب دفع ضرر محتمل و اينكه امان از عقاب باشي يا بايد خودت عالم شوي (مجتهد)، يا بايد رجوع به عالم كني (تقليد) ويا احتياط نمايي (موسوعه آيه الله خويي ج1 ص2)
4- سيره و روش عقلا در امور مختلف به ويژه براي حل مشكلات و مسائل روز مره زندگي خودشان چنين است كه به افرادي كه بهتر مي دانند مراجعه مي كنند و حال آنكه قطعا مسأله اي مهمتر از اين كه حكم خدا چيست پيدا نمي شود؛ بنابراين بايد به كساني که مي توانند حكم الله را تشخيص دهند مراجعه كرد .
نتيجه آنكه: به دليل 1- قرآن 2- سنت و روايات معصومين عليهم السلام 3- دليل عقل 4- سيره و روش عقلا ، بايد تقليد كرد .
منبع: خبرگزاری رسمی حوزه
مدیریت را به زندگی شخصی خود بیاورید!
گذراندن دوره بیکاری مانند یک شغل تمام وقت
اخیرا وقتی دوستان و آشنایان جوانم را که بیکار هستند، میبینم، به جای اینکه بپرسم «کار پیدا کردی یا خیر» از او میپرسم: «در این مدت چند کتاب خواندهای؟»متاسفانه برای این سوال من تقریبا هیچیک از دوستانم جواب قابل قبولی نداشتهاند. در واقع بهترین پاسخهایی که دریافت کردهام، مطالعه یک یا دو کتاب صد صفحهای در طی سه ماه بوده است. این در حالی است که فردی مانند وارن بافت، سرمایهگذار مشهور آمریکایی، که خود را هنوز در ۸۷ سالگی به صورت تمام وقت شاغل محسوب میکند، روزانه ۵۰۰ صفحه مطالعه و بیان میکند در جوانی روزانه تا ۱۰۰۰ صفحه مطالعه میکرده است.
وقتی با بسیاری از این دوستان جویای کار صحبت میکنم و میپرسم، چرا بهرغم اینکه «بیکار» بودهاند اینقدر کم مطالعه کردهاند، بازهم به جواب قانع کنندهای نمیرسم.یکی از بزرگترین مشکلاتی که جوانان با آن روبهرو هستند و این مساله به هیچ ارگان و نهادی چه دولتی و چه خصوصی مربوط نمیشود، مشکل ناتوانی آنها در مدیریت زندگی روزانهشان است.
مطالعه میتواند یک شغل تمام وقت باشد
شرایط یک جوان تحصیلکرده بیکار را از این زاویه ببینید: جوانی که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شده است. به احتمال بسیار زیاد از هیچ سابقه کاری برخوردار نیست، چراکه تقریبا هیچیک از جوانان ما در طول دوره تحصیل کار نمیکنند. اگر پسر باشد، احتمالا خدمت نظام وظیفه خود را به پایان رسانده است. این جوان، در بهترین حالت روزانه چند ساعتی را صرف بررسی آگهیهای کار اینجا و آنجا میکند؛ چند ایمیل ارسال میکند. در برخی موارد که ممکن است بیشتر از یک بار در هفته نباشد، چند ساعتی برای انجام مصاحبه به یکی از این شرکتها میرود. در مجموع بعید است تمامی این فعالیتها بیشتر از ۱۵ ساعت از وقت او را در هفته به خود اختصاص دهند.
این در حالی است که یک کارمند تماموقت، در هفته ۴۴ ساعت کار میکند. به عبارتی حداقل ۲۹ ساعت وقت برای مطالعه باقی میماند. به علاوه یک روز آخر هفته که اگر آن را هم اضافه کنیم، به ۳۴ ساعت مطالعه خواهیم رسید. با فرض اینکه یک فرد بهطور متوسط در هر ساعت ۵۰ صفحه کتاب بخواند، یک جوان جویای کار میتواند در هفته حداقل ۱۷۰۰ صفحه کتاب بخواند.
به این ترتیب جوان بیکار ما میتواند در طول یکسالی که به دنبال کار میگردد، بیش از ۸۸ هزار صفحه کتاب خوانده باشد. حجم متوسط کتابها را اگر ۳۵۰ صفحه فرض کنیم، به بیش از ۲۵۰ کتاب خوانده شده در سال خواهیم رسید.بیلگیتس، بنیانگذار شرکت مایکروسافت، هر هفته یک کتاب میخواند، پس حداقل این کار کاملا شدنی خواهد بود.
حال شرایط را از این منظر نگاه کنید: یک جوان در مصاحبه کاری حاضر میشود.کارفرمای احتمالی از او میپرسد: «اخیرا به چه کاری مشغول بودهاید؟»
او پاسخ میدهد: «من بهصورت تمام وقت مشغول مطالعه هستم» یا حداقل «هر هفته یک کتاب میخوانم».
خیلی بعید است که کارفرما از تعجب دهانش باز نماند و در ادامه درباره اینکه چه چیزهایی مطالعه کرده است و اصلا چرا به این فکر افتاده است نپرسد. اصلا میتوانید فردی با این میزان مطالعه را در برابر خود تصور کنید و او را تحسین نکنید؟ مطالعه کردن نه تنها از تلف کردن وقت شما جلوگیری میکند، بلکه ایدههای جدید را به ذهن شما روانه میسازد. هیچ فردی را نخواهید یافت که بگوید، کسی که یکسال مداوم مطالعه کرده است، از نظر دانش و درک و تصمیمگیری مانند همان فرد یکسال قبل است.
در یکسال هر زبانی را میتوانید فرابگیرید
اما مطالعه تنها بخشی از کارهایی است که میتوانید در زمان بیکاری خود انجام دهید. یکی دیگر از کارهای بسیار مفید، یاد گرفتن یک زبان جدید است. برآوردهایی که برای مدت زمان لازم برای یادگیری زبان انگلیسی وجود دارند، تخمینهای خوبی را در اختیار قرار میدهند. بر اساس برخی از این برآوردها، برای فارسی زبانان، یادگیری زبان انگلیسی تا سطحی که فرد بتواند در محیط کاری نیز تسلط نسبی به زبان داشته باشد، در حدود ۷۲۰ ساعت زمان نیاز دارد. اگر فرض کنیم، جوان جویای کار روزانه ۳ ساعت برای یادگیری زبان وقت صرف کند، در عرض یکسال میتواند تسلط خوبی بر زبان انگلیسی پیدا کند. حال اگر به جای آن، روزانه ۵ ساعت برای یادگیری زبان وقت بگذارد، در کمتر از ۶ ماه آن را فرا خواهد گرفت و در ۶ ماه دوم بهطور قطع میتواند زبان انگلیسی خود را به سطحی بسیار بالاتر برساند.
برای یادگیری زبانهای دیگر نیز تخمینهایی وجود دارند. به عنوان مثال برای یادگیری زبان آلمانی تا سطح متوسط برای انگلیسی زبانان بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ ساعت لازم است. یادگیری زبان مانند ورزش کردن است. وقتی سراغ یک ورزش جدید میروید، خیلی مهم نیست سابقه ورزشی شما چه بوده است، هرقدر ورزیدهتر باشید، شروع ورزش جدید برایتان آسانتر خواهد بود. همین مساله در مورد یادگیری زبان نیز صادق است؛ ممکن است زبان سومی که انتخاب میکنید، سختتر باشد، اما از آنجا که در یادگیری زبان قدری ورزیده شدهاید، با سرعت بیشتری در آن پیشرفت خواهید کرد.
پس تا اینجای کار، پس از یکسال دوره بیکاری، جوان قصه ما وقتی در مصاحبهای حاضر میشود، ممکن است سابقه کاری نداشته باشد، اما حداقل یک زبان جدید را تا سطح خوبی آموخته و بیش از ۵۰ کتاب مطالعه کرده است.
همه این کارها با توجه به دسترسی اکثر جوانان به اینترنت و ابزارهای متفاوتی که وجود دارند، میتوانند با کمترین هزینهها به دست بیایند. آنقدر برنامههای آموزشی زیاد شدهاند و ابزارهای آموزشی متنوعی در دسترس همه قرار دارند که کسی بهانه هزینه را نمیتواند داشته باشد. برای کتاب هم همین مساله صادق است، از کتابهای دست دوم یا الکترونیکی گرفته تا کتابهای صوتی. در ضمن فرد اگر مقداری اضافه وزن داشته باشد، میتواند از این مدت استفاده کند و برای سلامتیاش با ورزش از شر اضافه وزن خود خلاص شود. برای ورزش کردن نیز، لازم نیست حتما سراغ ورزشهای گرانقیمت بروید، میتوانید دو بار در هفته کوه بروید، یا سه بار در هفته در پارک بدوید.
آنچه یاد میگیرید را به اشتراک بگذارید
یکی دیگر از فعالیتهایی که به افراد بیکار توصیه میشود، ساختن یک وبلاگ است. شما میتوانید با ترکیب آنچه هر روز مطالعه میکنید و مطالب مربوط به رشته تحصیلی یا شغلی که در پی آن هستید، به انتشار مطالب جذاب بپردازید. زمانیکه در مصاحبههای کاری حاضر میشوید، میتوانید وبلاگتان را به کارفرمای خود معرفی کنید. از آنها نظر بخواهید. به این ترتیب نه تنها خود را در رابطه با شغلی که به دنبالش هستید فعال نشان میدهید، بلکه به واسطه آن مهارتهای جدیدی نیز خواهید آموخت. مهارتهایی نظیر طراحی یک وبلاگ، نگارش روان و صحیح یک متن (که متاسفانه بسیاری از فارغالتحصیلان از آن برخوردار نیستند). مهارت خود را در جستوجوی مطالب مرتبط در اینترنت تقویت کنید. به علاوه میتوانید با استفاده از شبکههای اجتماعی، وبلاگتان را به سایرین معرفی کنید. برای اینکه بتوانید به خوبی از پس این کار برآیید، مجبور خواهید شد، روشهای درست استفاده از شبکههای اجتماعی را بیاموزید که خود مهارتی بسیار مهم در دنیای دیجیتال امروز به شمار میرود. ممکن است از قبل ندانید، اما ممکن است کارفرمای آتی شما در میان همین بازدیدکنندگان وبلاگتان باشد. ممکن است با انتشار یک ایده درست و جذاب بتوانید نظر جوان دیگری را آنقدر به خود جلب کنید که بتوانید یک ایده برای کسبوکار خودتان به راه بیندازید. از این طریق خواهید توانست یک شبکه ارتباطی با افراد حرفهای مربوط به رشته یا علاقهتان بسازید، حتی اگر این شبکه در ابتدا به آهستگی رشد کند.
مساله این است که اگر یک جوان در مدت زمان بیکاری خود، روزانه چندین ساعت مطالعه کند، چند ساعت زبان یاد بگیرد، این مطالب را در وبلاگی خلاصه و جمعآوری و در نهایت عرضه کند و با سایرین از طریق شبکههای اجتماعی ارتباط برقرار کند، در مدت تنها یکسال آنقدر کار کرده است که تنها چیزی که احساس نمیکند، بیکاری است!
قطعا چنین فردی هرگز بیکار نخواهد ماند و روز به روز ایدههای جدید به ذهن او خطور خواهد کرد. امتحان این روشها برای هر جوانی رایگان است، این تصمیم با خود اوست که بهترین روزهای عمر خود را چگونه سپری کند. اما با گذراندن هر سال به بطالت، شانس یافتن شغل مناسب نیز سختتر خواهد شد.
خواهر و برادری جانشین ندارد
فرزند کمتر، زندگی بهتر؟

این روزها وقتی حرف از فرزند بیشتر میشود به یاد تبلیغات چند سال قبل میافتیم که حتی روی بستههای پفک هم نوشته شده بود "فرزند کمتر، زندگی بهتر! اما حالا نقطه مقابل آن حرفها بیان میشود. صرف نظر از تمامی جانب داری های سیاسی و حتی مذهلی، داشتم فرزند دوم و سوم مسئله ای است که نه فقط در روند رشد و پرورش و آموزش خود فرزندان که برای والدین نیز یک نسخه زندگی با آثار روانی مثبت و اثربخش است.
با یک جستجوی ساده در اینترنت با انبوه مقاله هایی مواجه می شوید که برای شما از مزایا و معایت تک فرزندی گفته است اما سوال اینجاست که مزایا را به معایت ترجیح دهیم یا برعکس؟ مهم ترین مساله در مورد تک فرزندی قدرتِ روحی و روانیِ تک فرزند است که به مراتب از کودکانی که در خانواده های با فرزندانِ بیشتر حتی با فاصله سنی زیاد زندگی می کنند کمتر است. اولین محیط و اولین اجتماعی که هر فرزند تجربه می کند خانواده است و اولین پیشامدها برایش در این گروه اتفاق میفتد. رقابت ها ،بازی ها و احساساتی که شاید هرگز در جمع دوستان و مدرسه تجربه نشود در خانواده شکل می گیرد و چون محیطی پایدار و از هم گسستنی نیست پس فرد در این کانون در مواجهه با لحظاتی چون قهر، شادی، دشمنی، دوستی، رقابت، حسادت، ناکامی و ... یاد میگیرد از خود چگونه دفاع کند و مدیریت احساساتِ خود را به دست بگیرد. پس صرف نظر از اینکه پدر و مادر می توانند تمام توجه خود را صرف یک دانه فرزند خود کنند تک فرزندی باعث نمی شود فرد قدرتمندی از نظر سلامتِ روانی تربیت شود. پس شاید با تک فرزندی پدر و مادر زندگی بهتری داشته باشند ولی برای فرزندِ خود لزوما نمی توانند زندگی بهتر را تضمین کنند.
زخمی شدم اما قوی شدم
مساله که از زبان اکثر خانواده های با تعداد فرزندانِ بالا می شنویم، دعوا و سر به سر هم گذاشتن و قهر و آشتی های پشت سرِ هم و سلسله وار بچه ها در خانه است. دعواهایی که بسته به سنِ بچه ها گاه به زد و خورد هم کشیده می شود، اما در پسِ پرده ی این کشمکش های خواهر-برادرانه است که روح و جانِ فرزندِ شما شکل می گیرد. او یاد میگیرد چگونه همنوعِ خودش را دوست داشته باشد، مهارت های ارتباطی اش را قوی کند و به مرور روش های مختلفی را برای رسیدن به هر خواسته بیاموزد. اما مهم ترین چیز که اندکی قبل هم به آن اشاره کردم همین اهمیتِ به همنوع و علاقه به برقراری ارتباط با اوست، در بستر خانواده و در کنارِ خواهرها و برادرها، او محبت، دلسوزی، رقابتِ همراه با رفاقت، از خود گذشتگی و مهربانی را می اموزد، چیزی که شاید تک فرزندِ شما هرگز از محیطِ مدرسه و مهدکودک یاد نگیرد چون با هیچ کدام از دوستانش در تعامل دائمی و شبانه روزی نیست. پس دعواهای خواهر-برادری شاید فرزندانِ شما را زخمی کند ولی از آنها روحی قوی برای اداره ی یک زندگیِ موفق در فردا می سازد.
نسخه ی راحتی از مهربانی و همدلی
زیاد بودنِ تعداد بچه ها در خانه باعث می شود آنها روحیه ی همکاری و همدلی را بیاموزند، فرزندانِ شما یاد می گیرند که از وسایل یکدیگر با اجازه استفاده کنند.
اگر یک نفر به موفقیتی دست یافت به دلیل مهر و محبتی که نسبت به هم دارند به ندرت طعم حسادت را می چشند و احساس می کنند موفقیتِ یک نفر موفقیت بقیه ی اعضایِ خانواده است.
بچه ها در مواجهه با یکدیگر مهربانی را تمرین می کنند و با کمک کردنِ بچه های بزرگتر به بچه های کوچکتر روحیه ی همدلی و همراهی در آن ها شکل می گیرد.
اضطراب ممنوع
وقتی به خودتان این جرات را می دهید و این فرصت را در اختیار تک فرزندِ خود می گذارید تا خواهر و برادرهای بیشتری داشته باشد، او را از حمایت عاطفیِ دائمی خود محروم می کنید و در عوض انبوهی از بازی ها و همفکری ها و همراهی ها را برای او و خواهر و برادرانش فراهم می کنید که مواجهه ی او با تمام اینها باعث اضطراب و استرسِ کمترِ او در بزرگسالی می شود چون در اجتماعِ کوچکتری و در بسترِ خانواده ای امن قهر و آشتی را تجربه کرده و مدیریت احساسات و روابط خود را یاد گرفته است.
سهم پدر و مادر در بازی بچه ها
شما به عنوانِ پدر و مادر در خانواده ای که بیش از یک یا دو فرزند دارد، می توانید در کارها از آنها کمک بخواهید، باعث همکاری و مشارکت بیشتر فرزندان در امور منزل شوید و آموزش های بسیاری را در کنارِ کارهای معمولِ روزانه به آنها بدهید. پدر و مادرهایی که فرزندهای زیادی دارند معمولا به فعالیت های جسمی و روحی بیشتری در طول روز می پردازند و عمرِ طولانی تر و روحیه ی شادتری دارند. البته این را هم بدانید که نیاز نیست برای داشتنِ فرزندِ بیشتر هزینه های بیشتری هم بکنید. بچه های کوچکتر می توانند از وسایل و لباس های بچه های بزرگتر استفاده کنند. از دیگر مزایای چند فرزندی این است که شما نمی توانید برای همه ی بچه ها به یک اندازه وقت بگذارید پس باید آنها را آزاد بگذارید تا در مواقعی اشتباه کنند و با آزمون و خطا کاری را پیش ببرند تا در نهایت موفق شوند، همین امر باعث می شود شما فرزندانِ خلاق تر و بلندپروازتری تربیت کنید.