rezas
سبک زندگی را از دوران نامزدی تعریف کنید
دلایل چاقی دختران بعد از متاهل شدن

دختران از چاق شدن افراطی آنها بعد از متاهل شدنشان ناراضی و گله مند هستند. تا قبل از ازدواج بسیار تلاش کرده اند که اندام شان به قول خودشان بهم نریزد اما بعد از بله گفتن و نامزدی روز به روز بر وزن شان اضافه می شود. این چاقی از قدیم وجود داشته و با عباراتی مثل «آب زیر پوستش رفته» یا «زندگی بهش ساخته» قابل توصیف است. اما اینکه چرا بعد از ازدواج زنان سیر صعودی اضافه وزن را پیدا می کنند، علاوه بر دلایل فیزیولوژیکی علت های فرهنگی و اجتماعی نیز دارد.
شروع پاگشاهای اقوام
یکی از مهمترین عوامل چاقی بعد از ازدواج رسوماتی است که برای عروس و داماد وجود دارد. مراسم های مختلفی در ایران برای عروس و داماد برگزار می شود که یکی از آنها پاگشا کردن تازه عروس و داماد و آشنا شدن آنها با فامیل است.
خانواده عروس، داماد و دوستان و آشنایان طبق یک سنت دیرینه عروس و داماد را به مهمانی دعوت می کنند. این مهمانی ها که گاه تا چند ماه طول می کشد، باعث می شود عروس و داماد، مخصوصاً عروس ها فعالیت های روزانه خود را تعطیل کنند و با شرکت در آنها میزان فعالیت بدنی شان کاهش یابد.
اقوام و دوستان برای اینکه به اصطلاح سنگ تمام بگذارند، انواع غذاها، دسرها، شیرینی ها و... را درست می کنند و از عروس و داماد می خواهند بیشتر غذا بخورند تا جایی که اگر عروس و داماد از خوردن چیزی که به آنها تعارف شده امتناع یا تعارف کسی را رد کنند، کارشان به دلایل فرهنگی پسندیده نیست و باعث دلخوری خانواده ها می شود همین مهمانی های طولانی و پشت سر هم دلیلی بر شروع یک اضافه وزن می شود.
مخالفت کردن بد نیست
بعضی از عروس خانم ها اوایل ازدواج خجالتی هستند و سر میز غذا در مقابل تعارف های آقای داماد یا فامیل همسرشان تسلیم می شوند چرا که نمی خواهند دست آقای داماد یا فامیل را رد کنند. اگر به فکر تناسب اندام و از همه مهم تر سلامتتان هستید، تعارف را کنار بگذارید و بقیه را هم به سالم غذا خوردن عادت دهید.
آرامش دست یافتن به همسر خوب
این آرامش خاطر باعث افزایش تولید سروتونین و افزایش تولید هورمون های اشتها می شود و افزایش مصرف غذا را در پی خواهد داشت. علاوه بر این خیلی از خانم ها بعد از ازدواج به اصطلاح خود را رها می کنند. در واقع به خاطر آرامشی که به وجود آمده، ار انجام کارهای روزمره شان خودداری می کنند. برای مثال اگر ورزش را دنبال می کردند و یا منظم باشگاه می رفتند آن را به بهانه های مختلف برای مدتی کنار می گذارند . حتی گاهی ممکن است بعضی از آنها شغل شان را برای مدتی یا برای همیشه تعطیل کنند. اضافه وزن ممکن است در اثر هر کدام از این عوامل هم رخ دهد.
به اندازه معده خودتان بخورید
بدون شک در اولین روزهای آشنایی، زوجین حرف های زیادی برای گفتن دارند و شور و شوق با هم بودن و گفت و گوهای دو نفره باعث می شود که هنگام غذا خوردن حواسشان به بشقابشان نباشد. حتی بسیار از تازه عروس و دامادها می خواهند همزمان با هم غذایشان را تمام کنند و پا به پای طرف مقابل به خوردن ادامه می دهند اما حواسشان نیست که نیاز بدن افراد به دریافت کالری با هم متفاوت است.
پس عروس خانم و آقای داماد لطفا هول نشوید و برحسب نیازتان و فعالیت های جسمی تان غذا بخورید تا ازدواج چاقتان نکند.
مساوی تقسیم نکنید!
اگر به هر دلیلی فعالیت بدنیتان کم است و ورزش نمی کنید، به کالری کمتری نیاز دارید اما اگر شوهر شما اهل ورزش است و یا کارش سنگین است، نیاز دارد بیشتر غذا بخورد. نه او را محروم کنید و نه خودتان را در معرض دریافت کالری های بیشتر قرار بدهید.
اصلا نیازی نیست که مثل هم و با حجم یکسان غذا بخورید. مثلا به جای اینکه برای خودتان هم به اندازه همسرتان غذا بکشید، بشقابتان را پر از سالاد کنید و به این ترتیب تا آخرین لقمه غذای همسرتان او را همراهی کنید.
چیپس و پفک ممنوع
معمولا تازه عروس و دامادها زمان زیادی را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند. اگر می خواهید دچار چاقی نشوید، چیپس، پفک، شیرینی و تنقلات پرکالری را در دسترستان قرار ندهید چون هنگام تماشای تلویزیون حواستان پرت می شود و هیچ کنترلی روی کالری دریافتیتان ندارید. به میان وعده های سالم فکر کنید و یادتان باشد سالاد میوه در این شرایط بهترین گزینه است.
بیرون رفتن های خطرناک
در دوران نامزدی و عقد، زوجین برای باهم بودن رستوران و کافه های مختلفی را برای صحبت کردن با هم انتخاب می کنند. گاهی بیرون رفتن های آنها به ساعات آخر شب منتهی می شود و باید بیرون از منزل شام بخورند، اولین گزینه پیش روی خود را غذاهای فست فودی انتخاب می کنند و تکرار زیاد این امر موجب افزایش وزن می شود.
از همان اول جلویش را بگیرید
خانم ها لازم است بدانند اینکه بدن خود را رها کنند و بگویند «حالا می خورم، بعد سر فرصت رژیم می گیرم» درست نیست. یک مثال مشهور برای این موضوع دارم و می گویم «وقتی کسی ۵۰ میلیون تومان بدهکار است، می تواند آرام آرام آن را پس دهد اما وقتی این بدهی تسویه نمی شود و می رسد به ۲ میلیارد تومان دیگر پس دادنش سخت می شود و فرد به زندان می افتد.» درباره غذا خوردن و اضافه وزن هم همین طور است. وقتی وزن ما کمی اضافه می شود و در جریان آن قرار می گیریم باید در همان روزهای اولیه سعی کنیم این اضافه وزن را کنترل کنیم. بهتر است وزن مان را مرتب کنترل کنیم. و از افزایش یا کاهش آن آگاه باشیم اگر اضافه وزن روی هم تلنبار شود، به ناچار به این اضافه وزن تن می دهیم چون کم کردن آن روز به روز سخت تر می شود و وقتی متوجه می شویم ۸ تا ۱۰ کیلو چاق شده ایم. حالا یا تنبلی می کنیم و به آن تن می دهیم یا با سختی بسیار وزن مان را کم می کنیم اما اگر جلوی این سیلاب را از اول بگیریم به یک سیل ویرانگر منتهی نمی شود.
سبک زندگی را از دوران نامزدی تعریف کنید
بیشتر خانم ها برای شب عروسیشان رژیم های سخت غذایی می گیرند اما زمانی که به تغذیه عادی و معمولی خود بر می گردند متاسفانه عادت های سالم غذاییشان را از دست داده اند. به جای اینکه خودتان را برای شب عروسی شکنجه دهید و همان شب آخرین شب رژیمتان باشد از همان ابتدای نامزدی درست و به جا غذا بخورید و عادت های غلط غذایی یکدیگر را اصلاح کنید، به بهانه با هم بودن و آشنایی بیشتر سراغ رستوران های فست بود و غذاهای پرکالری نروید، برای آشپزی و ورزش روزانه وقت معینی تعیین کنید و بعد از ازدواج هم پایبند این قوانین باشید.
پیاده روی عاشقانه
به جای اینکه روزهای تعطیل را در رستوران ها و یا پای تلویزیون در خانه بگذرانید با هم پیاده روی کنید، با دوستانتان قرار کوه بگذارید و فعالیت های بدنیتان را فزایش دهید. حتی می توانید طرز تهیه غذاهای سالم را یاد بگیرید و در اوقات فراغت با همسرتان آشپزی کنید و از با هم بودن و خوردن غذاهای سالم و خوشمزه لذت ببرید و نگران اضافه وزنتان هم نباشید.
منابع: افکار نیوز، سلامت نیوز
قرآن از ما چه انتظاراتی دارد؟
قرآن از ما چه انتظاراتی دارد؟

من یک انتظاراتی را از متن قرآن گرفتم. میگوید: این چیزها را من از شما میخواهم. در این فرصت به ده انتظاری که قرآن به مسلمانها میگوید: من از شما این چیزها را میخواهم می پردازیم.
انتظار اول؛ قرائت یعنی مرا بخوانید. قرآن یعنی کتاب خواندن. فقط ماه رمضان نه، همیشه قرآن بخوانیم.
چه زمانی قرآن بخوانیم؟ برای زمانش هم سه پیشنهاد وجود دارد؛
یکی صبحها، مسلمانها صبحها که از خواب برخواستید، امام رضا فرمود: نماز خواندید، قرآن بخوانید. «قُرْآنَ الْفَجْر» (اسراء/78) قرآن صبحگاهی!
پیشنهاد دوم قبل از همه نمازها باشد. پیشنهاد خود قرآن این است که قبل از نماز، «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ» (عنکبوت/45) در حضور قلب در نماز هم اثر دارد. یک صفحه قرآن چند دقیقه طول میکشد؟ شاید دو سه دقیقه، قبل از نماز یک صفحه قرآن بخوانیم. یا نیم صفحه قرآن بخوانیم. این سفارش خود قرآن است.
پیشهاد سوم در دل شب، الآن سبک زندگیها طوری شده که خیلی همت میخواهد در دل شب برخیزیم ولی قرآن ستایش میکند کسانی را که «يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ» (آلعمران/113) شب در وقتی که همه خواب هستند و امکان ریا نیست و خلوت با خدا بیشتر است، قرآن را باز کنیم و بخوانیم. خداوند به پیامبر میفرماید: «قُمِ اللَّيْلَ» برخیز. «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلا» (مزمل/4)
چطور قرآن را بخوانیم؟
با پاکی، «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون» (واقعه/79) یعنی فکر پاک و دل پاک میخواهد تا قرآن به ما چیزی بدهد.
چقدر بخوانیم؟
خود قرآن یک کلمه مبهمی را به کار برده است. میگوید: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن» (مزمل/20) هرچقدر میتوانید بخوانید.
انتظار دوم؛ دومین انتظار قرآن از ما تلاوت است. به ظاهر ممکن است بگویند: تلاوت و قرائت یکی است. قرائت به هر نوع خواندنی میگویند. تلاوت به لغت مراجعه میکند، میگوید: خواندن کتابهای آسمانی را تلاوت میگوییم. یعنی با یک نوع احترامی باید همراه باشد. این یک معنای تلاوت است.
معنای دیگر تلاوت یعنی به ردیف، به ترتیب بخوانیم. چینش این کتاب به فرمان خدا انجام شده است. اول سوره حمد، بقره، آل عمران، نساء، مائده تا سوره ناس، یعنی ترتیب را باید حفظ کنیم. تلاوت یعنی همه کتاب را بخوانید.
انتظار سوم، ترتیل است. یعنی با دقت بخوانید، با علاقه بخوانید. کلمه ترتیل که ما در نوع قرائت میبریم یعنی این کتاب را با یک جدیتی، با یک عطش و توجهی، «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلا» یک معنایش این است که سریع و شتاب زده نخوانید. با توجه بخوانید.
چهارمین انتظار قرآن از ما تدبر است. تدبر از ریشه دَبر است. دَبر یعنی پشت، این روی کلمات و آیات است، پشت آن معناها هستند. ظاهر و باطن، اکتفا کردن به ظاهر؛ این ما را با خسارت رو به رو میکند. سرمایه اصلی در باطن است، در معنا و مفهوم است. امام صادق(ع) در تفسیر آیه 121 از سوره بقره، حدیثی را فرمود و قسم خورده که حق تلاوت فقط به خواندن ظاهر نیست. خواندن تا آخر سوره نیست. خواندن تا آخر جزء نیست. اکتفا کردن به الفاظ، مخارج حروف، نه اینکه اینها نباید باشد، باید باشد. اما فقط این نیست. تدبّر یعنی پشت این کلمهها، مثلها، رهنمودها چه پیامهایی هست؟ کتاب آسمانی ما 114 سوره دارد. شش هزار و دویست و سی و شش آیه دارد و 78 هزار کلمه دارد. مسلمانها در هر کجای کره خاکی هستند باید با معنای این 78 هزار کلمه آشنا باشند.
انتظار پنجم استماع است. یعنی گوش کنیم. خواندن یک اثر دارد و گوش دادن یک اثر دیگر دارد. گاهی شما یک کتابی را خواندی، فرزند شما میگوید: عجب کتابی است. شما میپرسی: کجایش؟ میگوید: فصل سومش، میگویی: من خواندم، به این نکته توجه نکردم. معلوم میشود گاهی وقتها دیگران بخوانند و بر ما بگویند: یک اثر دیگری دارد. قرآن فرمانش این است «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف/204) صدای قرآن پخش میشود خاموش باشید و گوش فرا دهید.
انتظار ششم قرآن از ما تعلیم است. یعنی هرکس از این کتاب هرچه بلد است برود به کسی که آن را بلد نیست یاد بدهد.
انتظار هفتم که خیلی مهم است، تأثیر است. قرآن از ما میخواهد تحت تأثیر این کتاب قرار بگیریم. فقط بخوانیم نه، خلق و خوی ما و رفتار و منش ما عوض شود. اطرافیان به ما بگویند: تا حالا اینطور نبودی، چه شده است؟ بگویم: این آیه مرا عوض کرده است.
هفت پله را آمدیم، از سطح به عمق آمدیم. اینطور اگر باشد روز قیامت قرآن میپرسد: تو برای من چه کردی؟ حتی در حدیثی داریم کسی هست که آرام آرام آمادهاش میکنند برای بردن به جهنم، قرآن میآید وساطت میکند. پروردگارا! او این کارها را برای من کرده است. بخاطر همین کارها شفاعت او پذیرفته میشود. قرآن شفاعت کنندهای است که شفاعتش پذیرفته میشود.
منبع:
برنامه سمت خدا؛ حجت الاسلام بهشتی؛ "قرآن از ما چه انتظاراتی دارد؟"، مورخ 97/1/19
در ماه رمضان چگونه مطالعه کنیم ؟
توصیه هایی برای مطالعه ی با کیفیت در ماه رمضان

افت میزان مطالعه طبیعی است
افت میزان ساعت مطالعه درسی در این ایام، موضوعی طبیعی است، اگرچه می توانید به روش های مختلفی برنامه ریزی کنید که میزان کیفیت مطالعه کاهش پیدا نکند. با این حال باید بدانید این وضعیت تقریبا همگانی و فراگیر است و همه دانش آموزان و کنکوری ها تا حد زیادی با آن مواجه می شوند. بنابراین اعتماد به نفس تان را از دست ندهید و با قدرت به راه تان ادامه دهید.
به هیچ وجه از برنامه ریزی غفلت نکنید
این یک اصل کلی است که شاید اهمیت رعایت آن در ماه مبارک رمضان، بیش از پیش خود را نشان دهد. بنابراین برنامه ریزی را فراموش نکنید. قبل از شروع مطالعه برای خودتان مشخص کنید که قرار است در روزی که پیش رو دارید، کدام مباحث را مطالعه کنید. اگر در زمان روزه دار بودن موفق به تمام شدن آن مباحث نشدید، خود را مقید کنید که پس از افطار برنامه خود را تمام کنید و آن مبحث را نیمه تمام رها نکنید.
مطالعه را فقط به بعد از افطارها موکول نکنید
به هیچ عنوان در ماه رمضان و در ساعات روزه بودن، درس خواندن را متوقف نکنید. ممکن است که کیفیت کار مانند زمان های قبل نباشد اما توقف می تواند علاوه بر مختل کردن روند آماده سازی شما، شروع مجدد فعالیت درسی را با کندی رو به رو سازد. بنابراین مطالعه را فقط به افطار تا سحر موکول نکنید و در روز هم برای مطالعه، برنامه ریزی داشته باشید.
بعد از سحر و ساعات ابتدایی روز را دریابید
درس های سنگین و مهم تر را در ساعات ابتدایی صبح و بعد از سحر در برنامه خود قرار دهید چون میزان قند خون در بالاترین سطح ممکن قرار دارد. البته به شرطی که در وعده سحری، غذای سنگین نخورده نباشید.
میزان مطالعه در بعدازظهرها را کاهش دهید
هنگام ظهر کمی استراحت کنید و در بعدازظهر، زمان های مطالعه خود را به فاصله های کوچک تر 45 دقیقه ای تقسیم کنید تا بازدهی بیشتری داشته باشید. به طور مثال اگر در ساعات ابتدایی روز به ازای هر یک ساعت و نیم مطالعه، 20 دقیقه استراحت می کردید، در ساعات پایانی روز و قبل از افطار، به ازای هر 45 دقیقه مطالعه، 20 دقیقه استراحت کنید تا کیفیت مطالعه تان افزایش یابد.
خلاصه برداری هایتان را در بعدازظهرها مرور کنید
اگر در بعدازظهرها بی حوصله و خسته بودید، می توانید از خلاصه هایی که قبلا از درس های تان نوشته اید، استفاده کنید و به مطالعه مطالب ساده تر و مرور آن ها بپردازید. در این شرایط، کنکوری ها به هیچ عنوان از تست زنی غافل نشوند و به مرور دانسته های پیشین خود بپردازند و از فراگیری مطالب جدید در این مدت پرهیز کنند.
جای شب و روز را برای مطالعه عوض نکنید
جای شب و روز را برای درس خواندن عوض نکنید چون بهترین زمان برای داشتن خواب عمیق و کافی بین ساعت 11 شب تا 5 صبح است. همچنین این کار باعث تغییر ساعت بیولوژیک بدن می شود و عواقب دیگری را بعد از این ایام برای فرد به دنبال دارد و مدتی طول می کشد تا فرد دوباره به روال طبیعی خواب خود برگردد. بنابراین تغییر 180 درجه ای ساعت مطالعه توصیه نمی شود.
در وعده افطار غذای سنگین نخورید
در وعده افطار از خوردن غذاهای حجیم پرهیز کنید که سنگین نشوید و بتوانید مطالعه کنید. این مورد برای سلامتی تان هم از لحاظ پزشکی بهتر است.
در دیدن سریال های ماه رمضان افراط نکنید
در ماه رمضان، سریال های متعددی از تلویزیون پخش می شود. دقیقا از دقایقی بعد از افطار تا نیمه شب، این سریال های مناسبتی پشت سر هم پخش می شود و وقت زیادی از مردم می گیرد. دیدن سریال های متعدد باعث می شود مدیریت زمان را از دست بدهید و زمان مطالعه شما محدود شود و از برنامه خود عقب بمانید.
حداکثر تا ساعت 11 شب درس بخوانید
بعد از افطار و پس از کمی استراحت، مطالعه خود را شروع کنید و تا ساعت 11:30-11 ادامه دهید و تا سحر بخوابید. همان طور که گفته شد، بهترین زمان برای داشتن خواب عمیق و کافی بین ساعت 11 شب تا سحر است.
کلاس های متفرقه را در این ماه تعطیل کنید
انرژی خود را ذخیره کنید. بهتر است برنامه هایی مانند کلاس های متفرقه و ... را موقتا تا پایان ماه رمضان و امتحانات تعطیل و به بعد از آن موکول کنید.
به رقبایتان فکر کنید
به فکر رقابت باشید در لحظه ای که شما به دلایل مختلف دست از درس خواندن کشیده اید، دانش آموزان بسیاری هستند که با وجود شرایط مشابه، سختی ها را تحمل و با جدیت مطالعه می کنند. فکر کردن به این موضوع، عامل محرکی برای حرکت شما به سمت تلاش بیشتر و موفقیت تحصیلی است.
منبع : خراسان
جهان مجازی و چالشهای پیشروی انسان
چه کسانی تندترین نقدها بر یک طرز فکر را ارائه میدهند؟

اختلافنظر همۀ ما را به افرادی ناخوشایند تبدیل کرده است. ابتذال در جامۀ بحثهای متفکرانه شبکههای خبری را آلوده کرده. آدمها که قانع شدهاند میزان صحت استدلالهایشان به میزان بلندی صدایشان ربط دارد، بر شلوغی این نطقهای آتشین میافزایند. رسانههای چاپی تیترهایی میزنند که عوض هدفگرفتن آرای مخالفانشان شخصیت آنها را ترور میکند.
دنیای مجازی ما را به جدالهای سطحی آنلاین کشیده است
دنیای مجازی ما را به جدالهای سطحی آنلاینی کشیده است که به گفتوگوهای شخصی ما نیز سرایت کرده است. تحقیق مرکز پژوهشی پیو نشان میدهد ۹۱ درصد از جمهوریخواهان و ۸۶درصد از دمکراتها نظر ناخوشایندی نسبت به گروه مقابل دارند. راحت ولی نامنصفانه است که تقصیر را گردن سیاستمداران و روشنفکران حوزۀ عمومی و روزنامهنگاران بیندازیم ولی خود ما مردم نیز در این سقوط شریک جرم هستیم.
وقتی در قبیلههای اعتقادی خود دور آتش حلقه میزنیم، از تابش گرم عقاید زیرسؤالنرفتۀ خود لذت میبریم. استدلالهایی را که به طور کامل درون حلقۀ اعتقادی ما نمیگنجند کاریکاتوروار ترسیم میکنیم. با کنارگذاشتن تأمل عمیقاً دردناک بهنفع لفاظی، به خلق و بقای محیطی کمک کردهایم که مخالفت را فقط تا جایی تحمل میکند که آن نظر مخالفْ موردقبول ما باشد.
چون قبیلهای گاو مقدس را محترم میشمارد و قبیلهای دیگر آن را سلاخی میکند، هم آن ستایش و هم این سلاخی را وحشیانه میبینیم. سیستم ایمنی ما، در هراس از اینکه مبادا بدنمان به صرفِ رودرروشدن با نظرات مخالف دچار کمخونیِ اخلاقی شود، پاسخی دفاعی میدهد و ما را به عقایدی که خارج از پنجرۀ اُورتنِ شخصیشدۀ ما قرار دارند آلرژیک (و کَر) میسازد. این عصرِ بهشدت شبکهایشدهْ ما را از یکدیگر دور و نامتصل ساخته و شیوعِ سریعِ طرفداریِ متعصبانۀ همهگیر را تسهیل کرده است.
در یک حکایت مشهور هندی، عدهای نابینا که پیشتر شناختی از فیل نداشتند با یک فیل رودررو میشوند. بسته به اینکه چه قسمتی از فیل را لمس کردهاند، هریک از آنها دربارۀ چیستی آن حیوان به نتایج متفاوتی میرسند و دیگران را به عدمصداقت متهم میکنند و اختلافها بالا میگیرد. این افسانه به فرهنگهای دیگر نیز راه پیدا کرده است و در جملۀ مشهور جان استوارت میل بازتاب یافته است:
«هرکسی که فقط روایت خودش از موضوع را میداند چیز زیادی نمیداند». تجارب ناکاملِ گمراهکننده و محدودیتِ نظرگاههای ذهنی بر اهمیت گفتوگوی صادقانه در جستوجوی حقیقت عینی صحه میگذارد.
اصل همساندوستی، افرادِ همفکر را در شبکههای اجتماعی دور هم جمع کرده است. استفاده از زبان عاطفی نکتهای محوری در افزایش گردش توییتهایی است که به آرای سیاسی میپردازند.
دو دانشمند علوم شناختی، دن اسپربر و هوگو مرسیِ، در تحقیق مشهورشان با نام «چرا انسانها فکر میکنند؟» متون روانشناسی شناختی و اجتماعی را بررسی کردهاند و نتیجه گرفتهاند قوای فکری ما نه برای جستوجوی حقیقت که برای فراهمساختن استدلالهایی فرگشت یافتهاند که از عقاید موجود ما پشتیبانی میکنند. جهتگیری تأییدی، که رفتاری در پی کسب آرامش است، حاکی از این است که همۀ ما راویانی غیرقابلاعتماد در جهان کوروساوا هستیم. عقلْ آن دسته از واکنشهای وکیلوار را تقویت میکند که برای دعواهای اعتقادی لازم هستند و علاقۀ خاصی به فهم کلیت فیل ندارد.
همساندوستی، افرادِ همفکر را در شبکههای اجتماعی دور هم جمع کرده
درعوض، اصل همساندوستی، افرادِ همفکر را در شبکههای اجتماعی دور هم جمع کرده است. پروفسور ویلیام بردی و همکارانش در دانشگاه نیویورک در پژوهشی در سال ۲۰۱۷ میلادی دریافتند استفاده از زبان عاطفی نکتهای محوری در افزایش گردش توییتهایی است که به آرای سیاسی میپردازند. علاوهبراین، انتشار چنین توییتهایی در درون حلقههای لیبرال یا درون حلقههای محافظهکار بیشتر بود ولی میان این دو گروه کمتر بود. این بالکانیزه شدن دیجیتال منجر شده است به پدیدآمدن تعدادی اتاق پژواک که از نظرات یکدیگر دور ماندهاند. وقتی این توییتها از زمین خودی خارج میشوند، در واکنش به آن توییت، به جای نقد دقیق معمولاً اتهام نمایشگری اخلاقی منتظر آنهاست. در اقتصاد توجه، محکومکردن پرفورماتیو با پوششی از گزینگویی دست بالا را دارد.
چرا بحث سیاسی تبدیل به زخم زبان و حملات شخصی شد؟
حال که محدود به جمعهای اعتقادی شدهایم و قوۀ تفکر نیز به ما خیانت کرده است، آیا هیچ راهی برای جلوگیری از آن شبهایی وجود دارد که صبح بعدش دوستان دشمن شدهاند؟ چرا بحث سیاسی تبدیل به زخمزبان و حملات شخصی شد؟ آناتول رپوپورت، روانشناس و نظریهپرداز بازی، پیشنهاد میکند پیش از مبارزه علیه یک استدلال رقیب، در راستای رسیدن به بحثی سازنده و صادقانه، دو گام برداریم که هم مهم و هم همواره شدنی است. در گام نخست، موضع رقیب خود را بهشیوهای منسجم و منصفانه تکرار کنید تا مطمئن شوید با قویترین شکل استدلال آنها روبهرو خواهید شد. در گام بعدی، تمام موارد موردتوافق را جزءبهجزء مشخص کنید و توضیح دهید که از این موارد چه آموختید. فقط پس از اجرای این مراحل است که میتوانید موضع طرف مقابل را نقد کنید.
حملۀ موفق به یک ایدۀ بیجان را نباید با نشاندادن قوّتِ موضع خویش اشتباه بگیریم
گام نخست را «پهلوانآهنیسازی» مینامند که متضاد و پادزهر «پهلوانپنبهسازی» است. حملۀ موفق به یک ایدۀ بیجان را نباید با نشاندادن قوتِ موضع خویش اشتباه بگیریم. پهلوان آهنی سازی نیاز مبرم صداقت فکری در هر تضارب آراست. صورتبندی گشادهدستانۀ تمامی نکات مورد توافق راه را برای رسیدن به زمینۀ مشترک، هرقدر هم که شکننده، هموار میسازد. فهرستکردن آموختهها از بحث به آن جهت میدهد و شاید آن را در مسیری پُربار و در حالوهوایی سخاوتمندانه و مبادیآداب به پیش ببرد. اگر رقبای عقیدتی را چنین پیشداوری کنیم که از لحاظ اخلاقی ورشکسته هستند و همزمان فضیلت معصوم انگیزههای خود را سبکسرانه فرض بگیریم، تمرین ریاکاری را به جستوجوی حقیقت ترجیح دادهایم. این ایدهها و جهتگیریهای شناختی هستند که باید دادگاهی شوند نه ویژگیهای اخلاقی.
چه کسانی تندترین نقدها بر یک طرز فکر را ارائه میدهند؟
خوانندگان نیویورک تایمز باید برای خواندن نشنال ریویو هم وقت بگذارند. خوانندگان تلگراف باید لطفشان را شامل حال گاردین هم بکنند. هریک از موافقان خروج بریتانیا از اتحادیۀ اروپا باید پیش از رد نظر مخالفان خروج از اتحادیۀ اروپا بتوانند قویترین حالت استدلال مخالفان را صورتبندی کنند (و برعکس). حتی ترامپ هم سزاوار آن است که سرسختترین مخالفانش دستاوردهایش (هرچند کم) را بپذیرند (هرچند سخت). سفتوسختترین و تندترین نقدها بر یک طرز فکر را معمولاً کسانی ارائه دادهاند که زمانی دل در گروی آن داشتهاند زیرا ازلحاظ روانشناختی با نقاط قوت و ضعف آن آشنا هستند.
پذیرش یک خطا میتواند شبیه تجربهای عرفانی باشد
درک و پذیرش یک خطا میتواند شبیه تجربهای عرفانی باشد که شدت آن بستگی دارد به میزان قداست گاو موردنظر. اگر قرار است گفتوگو سازنده باشد، پیش از تسلیمشدن به هیجانِ سلاخیْ باید به آن امر مقدسِ عمیق بیندیشیم.
پینوشت:
این متن خلاصهای است از مقاله «Our Tribes and Tribulations» که در وبسایت کویلیت منتشر و با عنوان «برام مهم نیست چی میگی» در وب سایت ترجمان علوم انسانی ترجمه و منتشر شده است.
وقتی نماد های دینی هم گرفتار مصرف گرایی می شوند
وقتی نماد های دینی هم گرفتار مصرف گرایی می شوند

گاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست داده و به جای آن که به عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او در میآید. بدین گونه وسیله به هدف تبدیل میشود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد بر اثر مصرفزدگی در سراشیبی سقوط قرار گیرد.
با توجه به اهمیت موضوع مصرف در زندگی امروزی، سؤالاتی در گفت وگو با حجتالاسلام محمدتقی اکبر نژاد، مدیر مؤسسه فقاهت و تمدن سازی مطرح شده که در ادامه تقدیم حضور علاقه مندان می شود.
چه الگوهایی در راستای مصرف صحیح وجود دارد؟
ما بر حسب اینکه انسان هستیم و در عالم خاکی به سر میبریم نیاز به مصرف داشته و مصرف لازمه بقا و تکامل ماست. دلیل این که نیاز به الگو داریم این است که منابع ما محدود بوده و اگر بخواهیم بدون الگوی مناسب مصرف کنیم دچار کمبود میشویم. علم اقتصاد هم که پیدا شده میخواهد رابطه بین منابع محدود و مصرف را تنظیم کند. لذا این ضرورتی است که باعث میشود سراغ الگوی مصرف برویم.
اگر بخواهیم الگوی مصرف را تعریف کنیم باید یک سری شاخصها را تعریف کنیم. از منظر دین چون آخرت اصل است و دنیا فرع است و نگاه انسان نباید به این صورت باشد که در دنیا آفریده شده که هر چه میتواند از این فرصت محدود برای مصرف کردن استفاده کند، لذا طبیعتاً دو نگاه در این زمینه وجود دارد؛ نگاه مادی به مصرف و نگاه اخروی به آن. در نگاه مادی میل به مصرف کردن بیشتر از نگاه اخروی است.
نگاه اخروی باور به آخرت را در انسان ایجاد میکند که میتواند در خوراک، پوشاک و… خود را نشان دهد. بدین جهت توجه به مبانی عقیدتی و اسلامی و پاسخی که آنها به مسائل در راستای الگوی مصرف میتوانند بدهند، لازم است. از طرف دیگر الگوهای روشنی مثل پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) را داریم که زندگی و نوع مصرف آنها نیز میتواند یک نوع الگو تلقی گردد.
از نگاههای دیگری که ما را در رسیدن به یک الگوی مناسب کمک میکند، توجه به توحید و این که حرکت توحیدی انسان مبتنی بر زهد در دنیا است، میباشد. یعنی اگر میخواهیم زندگی ما توحیدی شود باید از دنیا فاصله بگیریم به طوری که دنیا ما را مشغول نکرده و به مادیات آن توجه نکنیم. طبیعتاً این نگاه نیز ما را در رسیدن به یک الگوی مناسب کمک میکند. در همین راستا نظام ارزشی تغییر کرده و در مصرف دیگر خودمان را لحاظ نکرده، بلکه ملاحظه دیگران را هم میکنیم.
برای نمونه مسئلهای که در نوع الگوی مصرف ما تأثیر میگذارد، مساوات است که در روایات جزء حقوق ضروری بین مسلمین شمرده شده است. توجه به این مسئله سبب میشود فقط خود را در امکاناتی که در اختیارمان هست نبینیم بلکه نگاه توحیدی به انسان کمک میکند که به برادران ایمانی خود هم توجه کرده و توزیع مصرف اتفاق بیفتد. در مقابل نگاه کفر و الحادی را داریم که اساساً مصرف را یک فضیلت حساب میکند. طبق نظام فکری او ما برای کار کردن یا تلاش برای دنیای دیگری اساساً نیامدهایم.
هم اکنون یکی از شاخصههای خوشبختی در جوامع، میزان مصرف کردن آنهاست. طبیعتاً اگر در جامعه مصرف زیاد باشد، نشان میدهد که آن جامعه سرزندهای است. به عنوان مثال اکنون آمریکا به عنوان یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان است. البته آنها به خاطر اینکه چرخ اقتصاد و تولید بچرخد مصرف را بالا بردهاند. چون در آنجا تکاثر ارزش دارد. در نظام ارزشی دینی تکاثر مذموم است.
چه چالشهایی در راستای الگوی صحیح مصرف وجود دارد؟
طبیعتاً اگر بخواهیم تولید رونق داشته باشد باید مصرف بالا رود. در یک نگاه مردم شناسانه مردم ما مردم مصرف گرایانه هستند و متأسفانه بر خلاف بسیاری از کشورهای اروپایی مثل آمریکا که در کنار مصرفگرایی پرکار هم هستند، ولی مردم ما کم کار و پرمصرف هستند و آسیبهای آن به وضوح مشاهده میشود و همین عامل سرآغاز یک بحران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی میشود.
در جامعه ما مصرفگرایی حتی در نمادهای دینی نیز خودش را نشان داده و وارد شده است. مثلاً مسجد باید مظهر بندگی خدا باشد. به جای اینکه مردم پیام بندگی از آن جا دریافت نمایند، مساجد ما جزء تشریفاتیترین ساختمانهای هر منطقه شده است. برای نمونه بعضی از مصلی ها مثل مصلی تبریز، تهران و… خیلی با شکوه ساخته شده است. یا در حرم امام رضا(ع) و امام خمینی(ره) از لوسترهای بسیار گران قیمت و حتی ضریحهای طلایی استفاده شده است.
بدین جهت ما مصرف نادرست را وارد نمادهای دینی کردهایم به جای این که دین را وارد این نمادها کنیم. لذا اصلیترین جایی که میتوانست برای مصرف الگوساز باشد، خودش گرفتار مصرف شده است. وقتی انسان دائماً در این مکانها رفتوآمد میکند از آن الگو گرفته و حتی متدینترین انسانها را هم وقتی به منزلشان نگاه میکنیم میبینیم تشریفاتی است. این یک مصیبت بزرگی است که نتوانستهایم از ظرفیت دین خود در جهت الگوهای برجستهای که در آن وجود دارد الگوسازی کنیم، بلکه به جای اینکه فرهنگ اسلامی بر فرهنگ ایرانی غالب گردد فرهنگ بومی و ایرانی ما بر فرهنگ اسلامی ما غالب شده است.
دین به چه صورتهایی میتواند افراد را به سمت مصرف بهینه هدایت کند؟
چنانچه ماهیت دین در خصوص مصرف بهینه تبیین گردد لزوماً دین این اقتضا را دارد. وقتی ماهیت دین مبتنی بر زهد در دنیا است و باید بیشتر به دنیا توجه داشت، لذا همین مورد الگوساز است. مثلاً در خوراک اسلام فرموده که قبل از سیر شدن دست بکشید. در پوشاک گفته اسراف و زیاده روی نکنید. در ساخت منزل روایت شده بزرگ بسازید ولی از تجملاتی شدن آن بپرهیزید.
در دین به حاکمان و دولتمردان امر شده است که ساده زیست باشند و خودشان را در کنار طبقات محروم ببینند. اگر ما میتوانستیم همین ساده زیستی ائمه(ع) را در جامعه تفهیم کنیم بسیار خوب بود. اکنون مسئله مهمان نوازی اهلبیت(ع) را در جامعه تفهیم نکردهایم که زندگیها تجملاتی شده است در صورتیکه اهلبیت(ع) هم مهمان زیاد داشتند و هم ساده میگرفتند. بنابراین ماهیت دین بهگونهای است که منشأ اصلی مصرفگرایی را که تعلق به دنیا و دنیا دوستی است کنترل میکند و ظرفیت آن برای الگوسازی مصرف بسیار بالاست.
مشکل اصلی کجاست که مسلمانان گرفتار اسراف شدهاند؟
بخشی از مسائل مربوط به اسراف به اسلام مختص نبوده بلکه به مردمشناسی هر جامعه مربوط میشود. عرب از ابتدا اهل کار نبوده اند، به این صورت نبوده که بگوییم اسلام آنها را چنین بار آورده باشد. حتی معاش خود را از جنگ به دست میآوردند نه با تولید.
لذا یک سری از ویژگیها مربوط به ویژگیهای کهن بومی و ملی مردم است و به اسلام مربوط نمیشود. طبیعتاً وقتی کشوری نفت خیز باشد و از آن طرف هم حاکمانی نداشته باشد که در زمینه مصرف تدبیری بیندیشند، تنبلی پدید میآید. بدین خاطر در ایران گاهی با توجه به ثروت های بسیاری که داشته ایم و هم چنین عملکرد نادرست حاکمان و دولتمردان سبب بروز مصرفگرایی و اسراف در بین مسلمانان شده است.
روایت داریم که مردم به بزرگان مملکتی خود شبیه ترند تا به پدران خود. دلیل اینکه فرمایشات رهبری هنوز در راستای الگوی مصرف پیگیری نشده و روز به روز هم روحیه مصرفگرایی در جامعه افزایش یافته این است که وقتی مردم به مسئولین نگاه می کنند که خوراک و پوشاک و منزل و تفریحشان بیشتر است طبیعتاً مردم نیز شبیه آنها عمل کرده و اصلاح نمی شوند.
براساس آموزه های دینی آیا می توان برای فرد اسراف کار، مجازات ها و جریمه های مختلف در نظر گرفت؟
در این زمینه می توان مجازات در نظر گرفت اما اول باید از فرهنگسازی شروع شود و الا تبدیل به لجبازی خواهد شد. هر کاری که در حوزه حکومت اسلامی از فرهنگسازی شروع نشود، به مقاومتی در مقابل مردم خواهد انجامید. همان طور که می دانیم حجاب یکی از ضرورت های دین است اما چون فرهنگسازی نشد خود حجاب عامل فشار بر حکومت تلقی شده است، بهطوریکه وجهه فرهنگی خودش را هم از دست داده و سیاسی شده است.
در خصوص اسراف هم اگر فرهنگسازی نشود اجبار در این زمینه فایده ندارد. البته ظرفیت این عمل در دین وجود دارد، به طوری که حاکم برای حکم ثانویه به جهت هر معصیتی که بخواهد جامعه انجام دهد و وجهه اجتماعی داشته باشد میتواند مجازاتی اعمال نماید. در اسراف نیز چنین عملی امکان پذیر است.
اسراف مسئله شخصی نیست. اسراف الان در جامعه به یک پدیده اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده و آثار بحرانی را از خود نشان داده است. به نظر بنده قبل از اینکه در زمینه اسراف فرهنگسازی صورت گیرد باید به نسبت برخورداری این رفتار فرهنگسازی انجام گیرد نه اینکه افراد عادی که اصلا چنین عملی را انجام نمی دهند ببریم سمت کسانی که اسراف و تبذیر می کنند.
وقتی در جامعه ما دولت ها این قدر ضعیف هستند که نمیتوانند جلوی زمین خواری را بگیرند و در هر مکانی دولتمردان و ثروتمندان کاخ و ویلا ساخته اند، چطور میتوانند مردم به الگوی صحیح مصرف کشیده شوند. تعذیرات و مجازات ها اگر بخواهد منطقی باشد باید از بالا شروع شود. مردم سطح پایین را نباید اذیت کرد که اگر آنها اذیت شوند آثار جدی برای جامعه به دنبال خواهد داشت. فراموش نکنیم پایگاه اصلی دین ما فقرا هستند، یعنی باید از این ها برای رسیدن به اغنیا کمک می گرفتیم. حال که زورمان به اغنیا نمی رسد مردم دیگر را از خودمان ناراضی نکنیم.
چرا امروزه به گونهای فرهنگ سازی شده که افراد اسراف را در خوراک و پوشاک می دانند؟ مگر اتلاف وقت و عمر اسراف به شمار نمیآید؟
علت اینکه امروزه بهگونهای فرهنگسازی شده که افراد اسراف را در خوراک و پوشاک می دانند این است که الگوی مصرف بیشتر به مادیات مربوط شده است. هم چنین اگر بخواهیم جلوی اسراف در عمر را بگیریم تنها دولت میتواند در این زمینه اقدام کند. امروزه عمر بسیاری از مردم در ادارات دولتی و… تلف میشود.
یا مثلاً در نظام آموزش و پرورش ۱۲ سال عمر یک فرزند تلف میشود اما محتوایی که به دانش آموز آموزش داده شده است در زندگی او فایدهای ندارد. یک دختر به جای اینکه مسائل شوهرداری، تربیت فرزند و خانه داری را در مدارس فرا بگیرد همه همتش شده درس های بی مصرف و بی فایده و حتی در منزل به مادرش هم کمک نمیکند. لذا لازم است در راستای بحث الگوی مصرف و اسراف تدابیری اندیشیده شود.
منبع: پایگاه خبری تحلیلی طلیعه؛
رابطه تساهل در غرب و نرمش در دین
رابطه تساهل در غرب و نرمش در دین

در گفتمان اندیشه سیاسی جهان امروز، واژه تساهل زیاد به کار گرفته می شود. خیلی ها هم بدون اینکه بدانند تساهل دقیقا در اصطلاح به چه معنا است، آن را به کار می برند و حتی گاهی برای نشان دادن روشنفکر بودنشان از آن استفاده می کنند.
باید دید تساهل در اندیشه غرب و در اندیشه اسلامی با چه رویکردی مطرح شده تا بتوانیم درباره این مفهوم داوری صحیحی داشته باشیم.
معنای تساهل در لغت
تساهل به معنای به آسانی و نرمی با کسی برخورد کردن است و درباره دو نفر که با هم با نرمی و بخشش رفتار می کنند می گویند : این دو با هم تساهل کردند.
معادل این کلمه در انگلیسی واژه tolerance به معنای تحمل کردن، اجازه دادن و ابقا کردن است.
اندیشه غرب؛ تساهل یا اباحه گری؟
شکل گیری اندیشه تساهل و تسامح در غرب با مبانی مختلفی مطرح شده است در اینجا به دو مبنا اشاره می شود:
1. مبنای معرفت شناختی: که همان نسبیت در باب معرفت و شناخت است؛ طبق این مبنا هیچ معرفت و شناختی یقینی و مطلق نیست. طبق این مبنا آدمیان در برداشت از واقعیت (ارزشی یا غیر ارزشی) گوناگون هستند و معیار مطلق وجود نداردکه درست از نا درست شناخته شود، بنابر این بهتر است انسان ها از قضاوت درباره برداشت های مختلف خودداری ورزد.
نقد دیدگاه: یکی از اشکالات بسیار روشن این مبنا درون نا سازگاری آن است؛ زیرا در صورتی که معیار واقعی و مطلقی برای ارزیابی صحت و سقم ادعا های گوناگون وجود نداشته باشد، طرفداران عدم تساهل و خشونت و استبداد و دیکتاتوری و... نیز می توانند ادعا کنند که نظریه آنان دست کم به اندازه نظریه های مخالف درست و به حق است.
2. مبنایی دیگری که در غرب وجود دارد مبنای انسان گرایانه و فردگرایانه است که بر اساس آن از یک سو منبع و مرجعی ورای انسان وجود ندارد که ملاک حقانیت باشد و از سوی دیگر همه انسان ها دارای ارزش و حقوقی برابرند در نتیجه هیچکس یا گروهی حق تحمیل ارزش ها و باور های خود بر دیگران را ندارد.
اسلام اهل تساهل است
تساهل به گونه ای که در غرب مطرح است مورد پذیرش اسلام نیست.
اگر تساهل را به معنای تحمل عقاید دیگران در نظر بگیریم قطعا مورد پذیرش اسلام بوده و یکی از دلایل موفقیت اسلام همین تساهل است. مسلمانان از همان ابتدا اجازه می دادند تا اندیشمندان اهل کتاب وارد جامعه اسلامی شود تا بتوانند از معلومات آن ها استفاده کنند.
همچنین احادیثی مانند «خذ الحکمه و لو من مشرک..» ، « الحکمه ضاله المومن یاخذ ها اینما وجدها» و آیاتی چون «یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکه فقد اوتی خیرا کثیرا» دال بر تسامح و تساهل دینی است.
یکی از عوامل گسترش اسلام در قرون ابتدایی ظهورش همین مسئله تساهل و احترام عقاید مختلف بود. شهید مطهری در اینباره می گوید:
«پیدایش و اضمحلال تمدن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن از سال 81 هجری تا 597 هجری از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی و ادبیات و تحقیق علمی و علوم و طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.»
سازش بر سر دین هرگز
قرآن کریم، رسول اکرم را از مداهنه و مصانعه یعنی سازشکاری با کفار نهی می کند و سازش با کفار و اهل کتاب را به منزله اطاعت از آنان می داند.
قـرآن بارها به پيامبر (ص) هشدار داده كه هرگز كمترين انـعـطـافـى در بـرابـر ايـن پـيـشـنـهـادهـاى انـحـرافـى از خـود نـشـان نـدهـد، و بـا اهـل بـاطـل هـرگز مداهنه نكند، چنانكه در آيه 49 سوره مائده مى خوانيم «و ان احكم بينهم بـمـا انـزل الله و لا تـتـبـع اهـوائهـم و احـذرهـم ان يـفـتـنـوك عـن بـعـض مـا انـزل الله اليـك؛ در مـيـان آنـهـا (اهـل كـتـاب ) بـر طـبـق آنـچـه خـدا نازل كرده حكم كن و از هوسهاى آنها پيروى مكن ، و برحذر باش كه تو را از تعليماتى كه خدا بر تو نازل كرده منحرف نسازند.
يدهنون از ماده مداهنه در اصل از دهن به معنى روغن گـرفته شده ، و در اينگونه موارد به معنى نرمش و انعطاف به خرج دادن است . و معمولا اين تعبير در مورد انعطافهاى مذموم و منافقانه به كار مى رود.
با توجه به آنچه گذشت تساهلی که در غرب مطرح می شود فراتر از تحمل آراء دیگران است و اگر آن مبنا بخواهد در دستور کار قرار گیرد، به احتمال زیاد و به مرور زمان به مداهنه در دین و نرمش در عقائد ختم خواهد شد که از نگاه اسلامی به شدت محکوم شده است.
منبع:
مقاله "مبانی تساهل گرایی" به قلم محمد تقی اسلامی که درشماره 14 مجله رواق اندیشه منتشر شده است.
مقاله "مطهری و تساهل"، علی دژاکام که در شماره 14 و 15 مجله "کتاب نقد" منتشر شده است.
آیا هر علمی حق انتشار دارد؟
آیا هر علمی حق انتشار دارد؟

در شرع اسلام حقیقتی که برهان و دلیل حقیقت بودن آن را اثبات کرده و مردم به آن نیازمندند حق بیان دارد، یعنی باید بیان و اظهار شود و نباید در بوته کتمان ماند و پنهان گردد.
آیات متعدّدی در قرآن کریم این مطلب را مورد تأکید قرار دادهاند، ازجمله:
«وَ إذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکتَابَ لَتُبَینُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لَا تَکتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَبِئْسَ مَا یشْتَرُونَ».
«إِنَّ الَّذِینَ یکتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَ الْهُدَی مِن بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکتَابِ أُولَئِک یلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ * إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَینُوا فَأُولَئِک أَتُوبُ عَلَیهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ».
در این دو آیه پس از تأکید بر حرمت کتمان بینات الهی و اینکه کتمان بینات الهی موجب استحقاق لعن الهی و لعن و نفرین همه لعنت کنندگان میشود بر وجوب بیان این بینات و حقایق تأکید شده است.
«وَ مَا کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِینفِرُوا کافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِینذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرُونَ».
کلمه «لِیُنذِرُوا» در این آیه بر وجوب انذار دلالت دارد و مقصود از انذار تعلیم دستورات و اوامری است که خداوند متعال برای ایجاد نظم در زندگی بشر فرو فرستاده است و بیدارسازی مردم و هشدار به آنان نسبت به نتایج وخیم و شقاوت و رنجی است که در نتیجه مختلف از آن دستورات دامنگیر آنها میشود.
در روایات وارده از معصومین نیز بر این مطلب تأکید شده است:
کلینی رحمةالله علیه به سند معتبر از امام صادق علیه السلام روایت میکند:
«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَرَأْتُ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنَ اللَّهَ لَمْ یَأْخُذْ عَلَی الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّی أَخَذَ عَلَی الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ».
از روایات دیگر استفاده میشود مراد از علمی که بیان آن در شرع واجب است علم سودمندی است که مورد نیاز انسانها در طلب کمال و تحقق سعادت است.
در هر صورت آنچه در آیات و روایات بر آن تأکید شده است وجوب بیان و تعلیم علمی است که مردم به آن نیاز دارند و در صلاح زندگی دنیایی یا آخرتی آنها نقش دارد، نه دانستهای که هیچ نقشی در صلاح امر زندگی دنیا و آخرت ندارد.
ازآنچه گفتیم به این نتیجه میرسیم که حق بیان حقیقت، حق مردم است نه حق حقیقت از آن نظر که حقیقت است. حقیقتی که سودی به حال مردم ندارد وجوب بیان و اظهار ندارد، تا چه رسد به حقیقتی که بیان آن به ضرر مردم است.
عملی که ضرر میرساند نه تعلیم آن و نه تعلّم آن جایز است و ازآنجاکه تعلیم در حقیقت بیان مطلب برای متعلّم است بنابراین بیان و اظهار مطلبی که ضرر میرساند هرچند حقیقت باشد جایز نیست.
ازآنچه گفتیم و از مجموع ادله شرعی میتوان چنین نتیجه گرفت که بیان حقیقت از نظر حکم شرعی دارای احکام خمسه است:
1. وجوب بیان در آنجا که مطلبی حقیقت است و مفید به حال مردم است و فایدهای که بر آن مترتب میشود فایده ضروری برای زندگی مردم است بهگونهای که با عدم بیان آن زندگی مردم دچار اختلال میشود بیان آن واجب است .
علمی که طلبش واجب است علمی است که برای زندگی دنیوی و اخروی ضرورت دارد -و روایات صحیحهای که با مضمون «طلب العلم فریضه» وارد شده است و معلوم است که وجوب سؤال و طلب علم بر وجوب جواب و تعلیم عالم دلالت التزامی دارد.
از رسول خد صلی الله علیه و آله و سلم روایت است که فرمود:«مَنْ کَتَمَ عِلْماً نَافِعاً أَلْجَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِلِجَامٍ مِنْ نَار».
2. استحباب بیان در آنجا که بر بیان مطلبی که حقیقت است فایدهای که دارای رجحان شرعی یا عقلی است مترتب میشود.
این مطلب را از ادلهای که بر رجحان مطلق تعلّم و تعلیم علم نافع دلالت دارند میتوان استفاده کرد
بنا بر آنچه از مجموع روایات فوق استفاده میشود تعلیم و تعلّم علمی که نافع است خواه منفعت دنیایی حلال و خواه منفعت اخروی باشد، از بهترین مستحبات و مندوبات شرعیه است.
منبع:
مجله اندیشه مهر؛ بیانات آیت الله اراکی در جلسه دهم ؛ سلسله دروس خارج فقه فرهنگ
کتاب الکترونیکی160 شبهه جدیده حول القرآن الکریم
کتاب الکترونیکی160 شبهه جدیده حول القرآن الکریم
تالیف محسن الانصاری الخزرجی
مقدمه و تعلیق المرجع الدینی شیخ شمس الدین الواعظی دام ظله
جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه نمایید.
بانوی نواندیشی که مرز خرافات را شکست
به مناسبت وفات حضرت خدیجه(س)
خدیجه؛ مشاور شایسته پیامبر(ص)

دهم رمضان سالروز وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها، اولین بانوی مؤمنه ای است، که به پیامبر اکرم صلوات الله علیهم اجمعین ایمان آورد و مسلمان شد و در سخت ترین شرایط زندگی و خفقان جهل و بی بصیرتی جامعه، دوشادوش نبی اکرم حرکت کرد.
باید گفت که عظمت این بانوی مؤمنه در این مقطع تمام نمیشود، چرا که خدمات ایشان در برههها و اشکال مختلفی، درخت اسلام را آبیاری کرد.
حضرت خدیجه سلام الله علیها همه ثروت خود را در زمانه غربت پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، خرج اسلام کرد، به طوری که بارها پیغمبر از ایشان یاد کرده و می فرمایند:" اگر مال خدیجه نبود اسلام به اینجا نمی رسید."
خانم های امروز اگر بخواهند به واقع رشدی برای خود داشته باشند، حضرت خدیجه سلام الله علیها بهترین منظرگاه رشد آنان است چرا که ایشان هم در مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی حضور داشتند و هم در حیطه خانه و خانوادگی، می توانسته یک مرد قدرتمند، سیاسی، نظامی، عقیدتی را حفاظت کرده و حامی ایشان باشد.
در این فرصت بر آن شده ایم حول شخصیت این بانوی برجسته و خدمات ایشان به جهان اسلام و نیز فعالیتهایی که ایشان در سطوح مختلفی داشتند، مروری داشته باشیم.
وجودی که از همه آلودگی ها مبرّا بود
زهرا فخر روحانی،کارشناس حوزه و دانشگاه در رابطه با شخصیت حضرت خدیجه سلام الله علیها معتقد است: حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بانوی ارزشمندی است که در روزهای سخت و دشوار تبلیغ اسلام در مکه، به عنوان یک ستون در کنار پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله حضور داشتند.
بانویی که در خانواده ای به دنیا آمد که از نظر شرافت خانوادگی و نسبتهای خویشاوندی ، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشت، بر اخلاق نیکو پرورش پیدا کرده، واجد هر نوع دوراندیشی و عفت بود تا جایی که قوم و قبیله ایشان، از وی با عنوان "طاهره" یاد می کنند.
حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، بانوی بزرگواری هستند که در دوران تلخ جاهلیت، وجودش آلوده پلیدی ها و زشتی ها نشد و خداوند ایشان را از گرفتار شدن به این آلودگی ها حفظ کرد.
در تعبیر طاهره همیز، کارشناس امور مذهبی و مشاور خانواده؛ وجود خانم خدیجه سلام الله علیها به قدری شایسته بود و لیاقت داشت که همان طور که قرآن کریم در مورد حضرت مریم می فرماید: فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ ... خداوند مریم را قبول کرد، و در قبال این قبولی، به ایشان پسری را داد که یکی از پیامبران اولوالعزم شد. و همین طور است که وجود حضرت خدیجه سلام الله علیها به قدری مورد قبول و عنایت خداوند قرار گرفت که افتخار مادری بانویی چون حضرت زهرا سلام الله علیها را پیدا کرد و از وجود ایشان 12 معصوم به جهان بشریت عطا می کند.
فخر روحانی نواندیشی و نوگرایی را از ویژگی های برجسته حضرت خدیجه دانسته و می گوید: نواندیشی و نوگرایی حضرت در جامعه ، آن هم در زمانه ای که جامعه غرق در جاهلیت بوده، به این بانو برتری خاصی داده است. در حال و هوایی که مردم به جای خردورزی به خرافات روی آورده بودند، ایشان مرز خرافات را شکست و از فرهنگ جاهلی فاصله گرفت.انتخاب پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به عنوان همسفر و هم مسیر تکامل و رشد خود قرار می دهد، نشان دهنده این خردمندی و خردورزی ایشان است.
به تعبیر فخر روحانی؛ پاک روشی و پاک منش بودن این بانوی مکرمه مهم ترین دلایلی بودند که باعث حفظ ارزش های انسانی ایشان در آن دوره تیره جاهلیت شده بود.
وی، حضرت خدیجه سلام الله علیها را مشاور و وزیر شایسته ای برای رسول خدا دانسته و می گویند: همراهی، هممنشی و حمایت او از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله در تلخترین شرایط تبلیغ اسلام که به عنوان مشاور و وزیر شایسته ای در کنار پیامبر اکرم فعالیت می کرد، از او شخصیت ممتازی ساخته بود. این بانوی ممتاز واجد تمام امکانات مادی بود که بعد از ازدواج با پیامبر اکرم در اختیار اسلام و تبلیغ اسلام قرار داد. قدرت مدیریت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تجاری ارزشمندی داشت که با اسلام آوردنش تماماً آن ها را در خدمت بارور شدن درخت اسلام مصرف کرد.
بانوی کارآفرینی که از مردم گرهگشایی می کرد
فخر روحانی در باب فعالیت های اقتصادی، حضرت خدیجه سلام الله علیها و نیز فداکاری های این بانوی گرامی این گونه بیان می کند: ایشان به جوانانی که بیکار بودند هزینه ای را به عنوان سرمایه کار می دادند و آن ها را تحت حمایت خود مدیریت می کردند
ویژگی های ممتاز در این بانو، از او شخصیتی ساخته است که به تعبیر قرآن در سوره احزاب از این بزرگوار به عنوان مادری فداکار یاد میکند، مادری که هیچ کسی نمی تواند حضور اسلام در جهان را بی ارتباط با فداکاری های این بانو در تبلیغات تلخ و غریبانه اسلام در مکه تصور کند.
در حال و هوایی که مردم به جای خردورزی به خرافات روی آورده بودند، ایشان مرز خرافات را شکست و از فرهنگ جاهلی فاصله گرفت. انتخاب پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به عنوان همسفر و هم مسیر تکامل و رشد خود قرار می دهد، نشان دهنده این خردمندی و خردورزی ایشان است.
در شرایطی که ابر تیره جاهلیت بر سرزمین عربستان سایه افکنده بود، ایشان متوجه شخصیت ممتاز پیامبر اکرم شد و به او پیشنهاد ازدواج داد که این ازدواج در جایگاه خود بسیار تکان دهنده بود.
فخر روحانی در این زمینه می گوید: حقیقت این بود که با توجه به اینکه این بانوی ثروتمند شبه جزیره عربستان، خواستگاران بسیار متمولی داشت، کسی فکر نمی کرد که روزی حضرت خدیجه سلام الله علیها خود به کسی پیشنهاد ازدواج دهد که بهره ای از مال دنیا ندارد و نیز از زیردستان خود در مسائل مادی و اقتصادی باشد، اما از آن جا که معیار حضرت خدیجه در این امر مال و ثروت نبوده و معیار تقوا و نیز معیار ارزشی بود، حضرت روی این انتخاب پافشاری می کنند. پیامبر اکرم به همراه عموی خود ابوطالب برای خواستگاری آمدند. در پی این انتخاب، تیرهایی از حرف و سخن هایی به وجود آمد که گویی تمامی نداشتند.
همیز با اشاره به برهه تلخ زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها بیان می کند؛ تمام زنان قریش به جهت فعالیت های سیاسی و اجتماعی این بانو، ایشان را در شرایط وضع حملش تحریم کردند، اما در زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها می خوانیم که 4 بانوی بهشتی شرافت پیدا کردند که در آن لحظه در کنار حضرت خدیجه قرار بگیرند(نکته ی اصلی این جا است که آن ها به واسطه حضور در کنار خدیجه سلام الله علیها شرافت پیدا کردند نه این که حضرت خدیجه با آن ها شرافت پیدا کند) بنابراین ایشان زنی هستند که با همین ظاهر عادی خود، طوری محبت خداوند را توانسته به خود جلب کند که خداوند این همه کمالات به او عطا کند؛ هم زوجه پیامبری است که اشرف همه پیامبران اوالعزم هستند، و هم مادر زهرای مرضیه که در تعبیر معصومن علیهم السلام سیدة النساء العالمین هستند، قرار دارند.
برکت اموال خدیجه(س) در شعب ابیطالب
به تعبیر فخر روحانی، حضرت خدیجه سلام الله علیها در سه سالی که مسلمانان در شعب ابیطالب بودند، همه مال التجاره و موجودی مالی خود را در خدمت رسانی به پیامبر قرار داد و جان تازه مسلمانانی که در شعب ابیطالب بودند، به برکت اموال حضرت خدیجه محفوظ ماند.
این در حالی است که قرآن کریم نقل می کند منافقین به هم می گفتند: به کسانی که اطراف پیامبر هستند کمک مالی نکنید تا این تشکیلات از هم پاشیده شود، اما بر خلاف این دیدگاهِ منافقین، می بینیم که حضرت خدیجه همه اموال، محبت قلبی و احساسات و زندگی خود را یکجا به پیغمبر اکرم تسلیم کرد و آن را در مسیر اسلام قرار داد.
تاجر بودن غیر از فروشنده بودن است
همیز در این رابطه بیان می کنند: حضرت خدیجه سلام الله علیها، قبل از ازدواجشان از تاجران بزرگ بودند. امروز شاهد هستیم که بانوان در حیطه های مختلف اقتصادی، فروشندگی و.. صاحب درآمد بوده و فعالیت اقتصادی می کنند اما فراموش نکنیم که فعالیت های حضرت خدیجه سلام الله علیها از یک فکر اقتصادی و تجاری نشأت گرفته است. ایشان چنان مدیریت اقتصادی بالایی داشتند که کارگزاران بسیاری را تحت مدیریت خود حمایت می کرد.
بینش اقتصادی برای تجارت بسیار مهم است. بازرگانی و تجارت نیازمند یک بینش و شناخت بسیار بالایی در حیطه های مختلف جامعه شناسی، حقوق، انسان شناسی، روانشناسی است تا بتواند سودی را نصیب خود کند.
ایشان بسیار زمانهشناس و انسانشناس بودند که توانستند در پرتو این تواناییها ثروت زیادی را کسب کنند. تاجر بودن با فروشنده بودن بسیار فرق می کند. تجارت و بازرگانی نیازمند یک علم اقتصادی، اجتماعی و یکی بینش بسیار قوی است تا بتواند در این امر موفق باشد.
خدیجه(س) در همه نقش ها خوش درخشید
به عبارتی حضرت خدیجه سلام الله در نقش های مختلفی در زندگی خود بسیار خوش درخشیدند؛ شخصیت زنانه ایشان به طوری بود که پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله وقتی می خواستند با ایشان سخن بگویند ایشان را با الفاظ بسیار زیبایی مورد خطاب قرار می دادند. جایگاه مادرانه ایشان، شخصیت اقتصادی ایشان در زمانه ای که همه تجار از مردان تشکیل می شد اما او با قدرت عظیمی تبلور خاصی داشتند.
به تعبیر این استاد حوزه و دانشگاه،خانم های امروز اگر بخواهند به واقع رشدی برای خود داشته باشند، حضرت خدیجه سلام الله علیها بهترین منظرگاه رشد آنان است چرا که ایشان هم در مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی حضور داشتند و هم در حیطه خانه و خانوادگی، می توانسته یک مرد قدرتمند، سیاسی، نظامی، عقیدتی را حفاظت کرده و حامی ایشان باشد.
در زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها می خوانیم که 4 بانوی بهشتی شرافت پیدا کردند که در آن لحظه در کنار حضرت خدیجه قرار بگیرند(نکته ی اصلی این جا است که آن ها به واسطه حضور در کنار خدیجه سلام الله علیها شرافت پیدا کردند نه این که حضرت خدیجه با آن ها شرافت پیدا کند)
تنها درخواست حضرت خدیجه در بستر احتضار
فخر روحانی در بیان چگونگی رحلت این بانوی فداکار می گویند: حضرت خدیجه کبری پس از طی 3 سال دوران سخت در شعب و آزادی مسلمانان، بیمار شدند و متاسفانه چشم از جهان فرو بستند و همراهی ایشان برای پیامبر تا این زمان بیشتر نبود، اما قطعا نام این بانو در تاریخ اسلام می درخشد.
قبرستان حَجون در شهر مکه که امروزه به قبرستان ابوطالب در میان شیعیان معروف است، پیکر این بانوی بزرگوار را در برگرفته و این شخصیت همیشه به عنوان شخصیتی مثال زدنی در تاریخ اسلام مطرح است.
این بانوی بزرگوار وقتی در بستر احتضار قرار داشتند، برای اولین بار از پیامبر تقاضایی کردند که البته برای این تقاضا باز هم رو در رو با پیغمبر مواجه نشد.درخواست ایشان از رسول خدا این بود که پیامبر لباس خودشان را به عنوان کفن برای حضرت در نظر بگیرند تا از نورانیت وجود پیغمبر زیر پرده های خاک هم بهره مند شوند.
شدت علاقه رسول خدا به حضرت خدیجه(س)
به تعبیر طاهره همیز، کارشناس امور مذهبی و مشاور خانواده؛ حضرت رسول اکرم صلی الله و علیه وآله علاقه ویژه ای به این بانو داشتند و پیوسته چهار بانو را از اهل بهشت شمارش می کردند که یکی از آن ها خدیجه کبری است.
فخر روحانی این علاقه را این گونه بیان می کند؛ شدت علاقه پیامبر به حضرت خدیجه به گونه ای بود که اگر در روزی نام حضرت خدیجه به زبان نمی آمد تا آخر شب کسی حضرت را خندان نمی دید.
زمانی که خدیجه سلام الله علیها بار سفر را بستند و از این دنیا چشم فروبستند، حضرت گریه کرده و فرمودند: "خدیجة و أین مثل خدیجة؛ صدقتنی حین کذَّبنی الناس و وازرتنی على دین الله و أعانتنی علیه بمالها؛ انّ اللَّه عز و جلّ أمرنی أن أبشر خدیجه ببیتٍ الجنه من قصب الزمرد لاصخب فیه و لانصب: چه کسی میتواند مثل خدیجه باشد؟ آن زمان که همه مرا دروغگو میپنداشتند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در دین خدا پشتیبانی کرد و در دین و پیشبرد آن با مالش مرا یاری کرد. خداوند بلندمرتبه به من امر فرموده که به خدیجه مژده دهم که در بهشت خانهای از زمرد به او خواهد داد که در آن هیچ ناگواری و سختی نخواهد بود.(1)
حتی بعد از وفات ایشان وقتی حضرت گوسفندی را قربانی می کردند، نیمی از گوشت قربانی را به بانوانی که از دوستان خدیجه بوده و در حیاتش با او در ارتباط بودند قرار می داد.
بانویی که امین وحی می شود
همیز در رابطه با جایگاه عرفانی حضرت خدیجه به نقل از ماجرایی ذیل آیه 8 سوره انشقاق پرداخته و می گوید: ذیل آیه 8 سوره انشقاق، نقلی از حضرت خدیجه سلام الله علیها دارد. با توجه به اینکه باید بدانیم که حضرت خدیجه سلام الله علیها در مکه هستند. روزی پیامبراکرم صلوات الله علیها از غار حرا بسیار آشفته به منزل می آیند و حضرت خدیجه به زیبایی از ایشان استقبال می کند و جویای نگرانی حضرت می شوند.
حضرت جویای امیرالمؤمنین می شوند و حضرت خدیجه بیان می کنند که علی علیه السلام برای مأموریتی که از جانب شما دستور داده شده بود، چند روزی است که به سفر رفته اند.
حضرت خدیجه کبری پس از طی 3 سال دوران سختی در شعب و آزادی مسلمانان، بیمار شدند و متاسفانه بعد از اینکه مسلمانان آزاد شدند، حضرت خدیجه چشم از جهان فرو بستند و همراهی ایشان برای پیامبر تا این زمان بیشتر نبود اما قطعا نام این بانو در تاریخ اسلام می درخشد.
در این فرصت پیامبر اکرم راز بسیار بزرگی که بعد از رحلت رسول خدا در مدینه رخ می دهد را برای خدیجه می گویند.
این ماجرا، گذشته از جایشگاه و شخصیت اجتماعی و اقتصادی عظیم حضرت خدیجه، بیانگر جایگاه عظیم عرفانی ایشان نیز هست که رسول خدا رازی را که در آینده تحقق پیدا می کند،با این بانو در میان می گذارند.
حضرت در خصوص این راز بیان می کنند که علی علیه السلام کسی است که پس از مرگ من، مراسم من را اجرا می کند دوم اینکه: برای علی علیه السلام اتفاقی می افتد که 34 مرد جنگی بر خانه ی او هجوم می آورند و او کشته می شود قبل از اینکه او را به شهادت برسانند.(این اشاره دارد به جریان هجوم به خانه علی و حضرت زهرا سلام الله علیها) و بعد می فرمایند: در آخرت نیز پرچم من"لا اله الا الله" در دستان او است. (2)به عبارتی حضرت خدیجه امین وحی بوده اند.
پینوشت:
1. کتاب کشف الغمه، جلد1، صفحه 360
2. این مساله در کتاب فرات کوفی/تالیف ابراهیم کوفی ص 547-548 وجود دارد
کارهایی که رابطه تان را به سکوت می کشاند!
رایج ترین اشتباهات زوجین که مخرب گفت و گوهایشان می شود

شکایت به جای بیان توقعات ممنوع
اگر در گفت وگو با همسرتان مشکل دارید، به احتمال قوی شما توقعات تان را طرح نمی کنید بلکه به نوعی انتظارات تان را تحمیل می کنید یا بدتر از آن، همسرتان را تهدید می کنید. اگر مرد هستید با اعمال قدرت و محرومیت های خاص و اگر زن هستید با ناآرام کردن فضای خانه یا اعمال فشارهای ناپسند مردان. مشکل این جاست که ابراز خشم و عصبانیت با ابراز خود منطقی شما ترکیب می شود و متاسفانه حتی اگر حرف منطقی بزنید چون لحن و شکل مستبدانه ای دارد نه تنها پذیرش نمی شود بلکه دفاع طرف مقابل را برمی انگیزد. بنابراین توصیه اکید می شود در هنگام خشم و عصبانیت نه تصمیم بگیرید و نه پرحرفی کنید. برعکس آن هم صدق می کند یعنی در خوشحالی مفرط نیز چنین کارهایی نکنید.همیشه و بعد از آرام شدن، خواسته ها و انتظارات خود را با مختصاتی که در ادامه مطرح می شود، بیان کنید.
بی توجهی به خصوصیات ذاتی همسر ممنوع
تلاش کنید در طرح خواسته ها به خصوصیت ذاتی همسر خود به عنوان مرد یا زن دقت کنید. برای مثال مردان از حفظ اقتدار و زنان از ابراز علاقه که حس امنیت و بقای رابطه را به آن ها متبادر می کند، لذت می برند و هم مرد و هم زن آن را نشانه مهم مورد احترام بودن می دانند. بنابراین هرگز به نقاط حساس شخصیتی همسر خود نتازید و کلیت ازدواج خود را تخریب نکنید. مصداق این گفته را در یک مثال برای تان آورده ایم. اگر شما به عنوان یک خانم می خواهید به همسر خود گوشزد کنید که چرا معاش خانه را به نحو مکفی تامین نمی کند، نگویید که تو حتی عرضه خرجی خانه خودت را هم نداری یا این که تو از پس همین یک کار که همه مردان وظیفه خود می دانند و انجام می دهند نیز بر نمی آیی یا حتی نوع به ظاهر محترمانه آن، عزیزم بد نیست یک سری به یخچال بزنی یا نداشتیم که بپزم پس بخر تا بپزم و موارد مشابه ... . گفتن این موارد از دید شما به عنوان یک زن، تحریک غیرت تامین معاش مرد و ترغیب او به کار و تامین آن است ولی متاسفانه این گونه نیست و دقیقا تخریب کلیت زندگی مشترک شماست چراکه مرد شما به احترام، حفظ اقتدار و داشتن انگیزه کار و تلاش نیاز دارد و شما دقیقا همان را نشانه رفته اید و تخریب کرده اید.
شوخی های نامناسب ممنوع
یک اشتباه رایج در آقایان، تهدید همسر خود به ترک رابطه حتی به شوخی و طنز و بدتر از آن به صورت جدی است که در واقع برای مرد نشانه بی نیازی، استقلال و قدرت است و برای زن نشانه بی اعتنایی و بی اهمیت بودن و در نهایت ناامنی. ذات زنانه براساس تکامل و غریزه دایم در پی اطمینان جویی و تایید شدن از سوی مرد عاطفی و رسمی خود است که در تجرد، بیشتر پدر و در تاهل بیشتر وظیفه همسر است. بنابراین اگر شما به عنوان مرد دایم با طرح انتظارات با چاشنی تهدید به ترک رابطه، وی را مورد حمله قرار دهید بی تردید کمر به تضعیف و تخریب رابطه خود و وی گماردید.
توجه افراطی به گذشته ممنوع
علت دیگر نداشتن تفاهم کلامی زوج، توجه افراطی آن ها به گذشته و طرح و نقد رفتارها و مشکلات قدیمی و کهنه یکدیگر است که متاسفانه نه تنها هیچ دردی را دوا نمی کند بلکه موجب افزایش دفاع و خشم طرف مقابل می شود. زن و شوهرها باید یاد بگیرند به شدت از گذشته نگری پرهیز و در زمان اکنون طرح موضوع کنند. گفتن واضح و شفاف خواسته ها و انتظارات خود بدون چاشنی تلخ گذشته نگری، مفهوم این حرف ها بود. به یک مثال در این باره توجه کنید. «من انتظار دارم در معاشرت با اقوام و خویشانم، این قدر مته به خشخاش نگذاری و مثل سری قبل خودخواهی نکنی و بدون قید و شرط بیایی. اگر یادت باشه چندین بار این کار را کردی و دیگه عصبیم می کنی.» اگر دقت کنید درخواست این فرد منطقی و شفاف بود اما با چاشنی تلخی که به آن اشاره کرد، درخواست وی نه تنها دیده نمی شود بلکه باید منتظر شنیدن سابقه رفتارهای اشتباه خود از منظر همسرش نیز باشد و متعاقب آن شدت گرفتن این چرخه غلط. اما اگر درخواست بالا با یک چاشنی دیگر مطرح می شد، آیا اثر بخشی بیشتری نداشت: «ممنونم که با حوصله و خویشتن داری، بیشتر مواقع به دید و بازدید اقوام من آمدی. بعضی مواقع هم که مکدر شدی، من از طرف آن ها عذر خواهی می کنم.»
تهدید ممنوع
هرگز تهدید نکنید و اگر ناخودآگاه اشتباهی رخ داد با قدری سکوت و تامل عذرخواهی کنید و سپس ادامه دهید
منبع : خراسان