rezas
«پژوهشی فقهی، اخلاقی پیرامون مسأله بازی وسرگرمی»
«پژوهشی فقهی، اخلاقی پیرامون مسأله بازی وسرگرمی»

بازی به معنی هرگونه فعالیتی است که صرفاً بهقصد سرگرمی و لذتجویی باشد و مشمول کسب و کار نشود.
راغب در این خصوص میگوید:
«أصل الکلمه اللُّعَابُ و هو البزاق السائل و قد لَعَبَ یلْعَبُ لَعْباً: سال لُعَابُهُ و لَعِبَ فلان: إذا کان فعله غیر قاصد به مقصدا صحیحا، یلْعَبُ لَعِباً. قال: «وَ ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»۱. یعنی لَعْب بهمعنی بازی از ریشه لُعَاب که همان بزاق و آب دهان است، گرفته شده است. فعل آن “لَعَبَ یلْعَبُ لَعْباً” است، یعنی بزاق دهانش جاری شد اما “لَعِبَ فلان” با کسره حرف (ع) در موقعی است که کسی کاری را بدون قصد و هدف و مقصد صحیحی انجام دهد، مضارعش “یلْعَبُ” و مصدرش “لَعِباً” است. در آیات قرآن آمده است: «زندگی دنیا اگر بدون هدفی متعالی برگزار شود، صرفاً بازیچه و کار بیهودهای بیش نیست»۲.
او سرگرمی و لهو را نیز اینگونه تعریف کرده است:
«اللَّهْو و هو کلُّ شیءٍ شَغَلَک عن شیء، فقد ألْهَاک»۳؛ لهو هرگونه مشغولیت و سرگرمی به چیزی است که انسان را از پرداختن به چیز دیگر بازدارد.
از مجموع احادیث شیعه و سنی اینگونه دریافت میشود که حرمت و حلیت بازی و سرگرمی برای افراد مکلف بستگی به این دارد که از بازی چه هدفی داشته باشند و با چه ابزاری بازی کرده و چه مدتزمانی را صرف آن کنند، سرگرمی با برخی انگیزهها حلال و با برخی پیامدها حرام است. راجع به سرگرمیها، زمان و ابزار نیز در حلیت و حرمت آن تأثیر دارد. بازی با برخی ابزار و نیز سرگرمی در مدت زمان طولانی که انسان را از امور مهمِ و وظایف لازمه بازدارد، به یقین حرام است.
اقسام بازی در احادیث شیعه
الف) بازیهای حرام
از نظر احادیث شیعه، هرگاه بازی و سرگرمی، عنوان لهو، قمار یا غنا یا هر عنوان حرام دیگری پیدا کند، حرام است. اینکه این عناوین با ابزار مخصوص به خودش ایجاد شود یا با ابزار دیگری، در حرام بودن آن تفاوتی ایجاد نمیکند. قمار و غنا که حکمش معلوم است و نیاز به توضیح ندارد اما لهو در لغت به معنای هر چیزی است که انسان را سرگرم نموده و فکرش را از هدف اصلی زندگی غافل نماید.
معنای لهو بهگونهای به معنی لغو نزدیک است؛ زیرا لغو به معنای بیهوده و پوچ و انجام کاری است که از روی بیفکری باشد. بهطور معمول نیز کلمه لهو همراه با کلمه لعب به کار میرود. لعب چنانکه از راغب نقل کردیم، به معنای بازی کردن و انجام کار بیثمر است.
البته چنانکه گفتیم، عنوان لهو حرام یا لهو به اصطلاح شرعی زمانی بر خوشگذرانی و بازی انسان گذاشته میشود که به لحاظ عرف گفته شود او وقت و عمرش را به بطالت و خوشگذرانی تلف میکند؛ بنابراین لهو حرام شامل زمانهای اندکی که به تفریح میگذرد، نمیشود؛ چون لهو مذموم به لحاظ شرعی آن است که انسان را از هدف اصلی و وظایف واجب بازدارد و مشغول شدن به بازی فقط اگر در مدت طولانی باشد، چنین نتیجهای دارد. راغب نیز به این نکته اشاره دارد و میگوید:
«لَهْو آن چیزی است که انسان را از آنچه برای او لازم و مهم است بازمیدارد. لَهَوْتُ بکذا و لَهَیتُ عن کذا. هر دو عبارت به این معنی است که با لهو از آن کار بازماندم.»۴
به نظر راغب، مراد از نهی در آیه: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ»۵، مذموم بودن کار و زشتی بازرگانی نیست، بلکه نهی از غرق شدن و بهکلی پرداختن به آن است، بهطوریکه انسان را از عبادات و یاد خدا باز دارد:
«و لیس ذلک نهیا عن التّجاره و کراهیه لها، بل هو نهی عن التّهافت فیها و الاشتغال عن الصّلوات و العبادات بها»۶.
پس معلوم شد که لهو به لحاظ شرعی هنگامی مذموم و حرام است که زمان نسبتاً طولانی از وقت انسان به کارهای بدون هدف عقلانی و بیهیچ فایده دنیایی و اخروی مصرف بشود، بهگونهای که انسان از کارهای مطلوب و سرنوشتساز بازداشته شود. برحسب آیات قرآن حتی امور دنیوی، اگر انسان را از سعادت اخروی به لحاظ اهمیتی که دارد، بازدارد، لهو محسوب میشود.
در زیر، به برخی از احادیثی که دلالت بر حرمت انجام اینگونه بازیها دارد، اشاره میشود:
* در کتاب فقه الرضا آمده است: «بدان که (خداوند تبارکوتعالی) به تحقیق، از همه انواع قمار نهی کرد و بندگان را موظف به دوری از آنان کرد و آنها را پلید و خبیث نامید. پس فرمود: از کارهای پلید شیطان است، پس از آن دوری کنید! مانند شطرنج و نرد و دیگر قمارها و نرد بدتر از شطرنج است؛ چونکه نگهداشتن آن کفر به خداوند بزرگ است و بازی با آن شرک است و حرکت دادن و زیر و رو کردنش گناه کبیره و نابودکننده است و سلام کردن بر کسی که با آن بازی میکند، کفر است و حرکتدهنده آن همانند تماشاگر فرج مادرش است و بازیکننده با نرد، مانند گوشت خوک خوار است و مَثَل بازیکننده با آن بدون قمار، مَثَل کسی است که دستش را در خون و گوشت خوک میگذارد و مَثَل کسی که با یکی از اینها بازی میکند، مَثَل کسی است که بر زنا پافشاری میکند و خود را از بازی با انگشترها و اربعه عشر و هر قماری حتی [مثل] بازی کردن کودکان با گردو و بادام و کعب، حفظ کن و بپرهیز از چوگانبازی؛ زیرا شیطان همراه تو میدود و فرشتگان از تو میگریزند و هرکسی اسبش بلغزد و بمیرد، وارد آتش میشود.»۷
* در کتاب المقنع آمده است: «از تمام آلات لهو و بازی با انگشترها و اربعه عشر و هر قماری دوریکن؛ زیرا پیشوایان معصوم(ع) از همه اینها نهی کردهاند.»۸
* سماعه از امام صادق(ع) روایت میکند که فرمود: «پس از درگذشت آدم(ع)، ابلیس و قابیل در فقدان وی شادمان شدند. آنها با هم در مکانی جمع شدند و ابلیس به جهت شادمانی درگذشت آدم(ع)، شروع به نواختن معازف و آلات لهو کرد. پس هرگونه لهوی که در زمین انسان از آن لذت میبرد، از آنجاست.»۹
* عامر طایی از امام رضا(ع) روایت میکند که فرمود: «یک روز وقتی امیرمؤمنان(ع) در مسجد جامع کوفه بود، مردی از اهل شام بپاخاست و گفت: ای امیرمؤمنان، من از شما پرسشهایی دارم! امام(ع) فرمود: برای یادگیری بپرس… . آن شخص در خلال پرسشهای خود، از معنای آواز کبوتر راعبیه پرسید. امام(ع) در پاسخ فرمود: به اهل آلات لهو و موسیقی و کنیزان خواننده و نیها و عودها، نفرین میکند.»۱۰
* زید نرسی روایت میکند که از امام صادق(ع) درباره کسی که برای سرگرمی و خوشگذرانی به شکار میرود یا چوگانبازی میکند یا به شطرنج میپردازد، سؤال شد که حکمش چیست؟ حضرت فرمود: «مؤمن از این کارها برکنار است. طلب آخرت او را از لهو بازداشته است و به تحقیق، مؤمن از همه اینها برکنار است. او را با لهو و سرگرمی چهکار! بیگمان لهو، قساوت قلب و نفاق به دنبال میآورد. هنگامیکه چوگانبازی میکنی، شیطان همراهت میدود و فرشتگان از تو میگریزند و اگر در این راه به تو صدمهای وارد شود، پاداش نداری و هر که را اسبش بر زمین اندازد و بمیرد، وارد آتش میشود.»۱۱
ب) بازیها و سرگرمیهای مکروه
به نظر میرسد اگر سرگرمیها و بازیها متصف به عناوین و انگیزههای حرامی چون برد و باخت و غنا و لهو به معنایی که از وظایف واجب در زندگی بازدارد نباشد، با توجه به احادیث ذیل، کراهت دارد؛ چون این احادیث نکات اخلاقی را نسبت به لهو و سرگرمی مطرح کرده است، لذا بر بیشتر از کراهت دلالت ندارد.
* در کتاب غررالحکم و درر الکلم از علی(ع) روایت شده که فرمود: «مؤمن لهو را رها میکند و با جِد مأنوس است»۱۲.
* در ارشاد القلوب دیلمی از معصوم روایت شده است که: «مؤمن اهل لهو و غفلت نیست، بلکه همت او تفکر و عبرتآموزی است» و نیز فرمود: «کسی که عاشق و سرگردان بازی و آزمند به سرگرمی و لهو و خوشگذرانی باشد، عاقل و اندیشمند نیست»۱۳.
* علی بن جعفر از برادرش امام موسی بن جعفر(ع) درباره بازی کردن با اربعه عشر و مانند آن سؤال کرد: امام(ع) فرمود: «هیچ بازی جز مسابقه اسبسواری و تیراندازی، پسندیده و دوستداشتنی نیست»۱۴.
* در جای دیگری بهصراحت فرح و بازی بدون هدف عقلانی را مکروه معرفی کرده است: «آزمندی را چهار شاخه است: شادمانی، نوشخواری، لجاج و کبر. شادمانی در نزد خدا ناپسند است و نوشخواری خودپسندی است و لجاج بلاست برای کسی و او را به ارتکاب گناه ناچار سازد و کبر، لهو و لعب و سرگرمی است و برگزیدن چیزی که پستتر است بهجای چیزی که نیکوتر است»۱۵.
ج) بازیها و سرگرمیهای مباح و مستحب
اگر بازی کردن انسان اندک هدف عقلانی داشته باشد و در حد افراط نیز نباشد؛ فیالمثل انگیزهاش جلب شادی و نشاط و رفع خستگی و آمادگی برای کارهای مهم زندگی و عبادت در راه خدا باشد، نهتنها مبغوض نیست، بلکه مباح و مستحب است، در این خصوص میتوان احادیث زیر را شاهد آورد؛
* از پیامبر خدا روایت شده است که فرمود: «به سرگرمی و بازی بپردازید! زیرا من دوست ندارم که در دین شما سختگیری و خشونتی دیده شود»۱۶.
* رسول خدا در جای دیگر میفرماید: «بهترین سرگرمی مؤمن، شناست و بهترین سرگرمی زن، دستگاه نخریسی است»۱۷.
* امام باقر(ع) میفرماید: «لهو و سرگرمی مؤمن در سه مورد است: بهرهگیری از زنان، شوخی کردن با برادران دینی و نماز شب»۱۸.
* و نیز از حضرت رسول روایت شده است: «همه سرگرمیهای مؤمن، جز در سه مورد، باطل است: در پرورش دادن اسب، تیراندازی باکمان و بازی کردن با همسرش»۱۹.
چنانکه مشاهده میشود، مواردی که از لهو خارجشده و یا لهو مجاز دانسته شده است، متفاوتاند. گاه از شنا نامبرده شده و هنگامی از تیراندازی و زمانی نیز از گفتوشنود و شوخیهای دوستانه در بین برادران دینی، در برخی از موارد نیز از پرورش اسب سخن گفته شده است. پس معلوم میشود منظور از ذکر این موارد، حصر موارد جواز در عدد معیّن نبوده و هر کاری که عقلانی باشد، جایز است.
تیراندازی و شنا برای مرد مسلمان لازم است، همانطور که پرداختن به خانه و خانواده نیز کاری عقلانی است. پرورش اسب و بالا بردن قوّه و بنیه نظامی و رزمی هم برای جامعه ضروری است. همچنین شوخی کردنی که از حد نزاکت و اخلاق خارج نباشد، برای مؤمن لازم بوده و خستگی روحی او را میزداید. ولی مسئله مهم این است که تمام زندگی انسان به شوخی بدل نشده و تمام عمر وی صرف سرگرمی و بطالت نشود. در کنار مشاغل مهم زندگی، سرگرمیهای مقطعی برای تفریح و تفرج مباح است.
آنچه امروز ورزش خوانده میشود نیز اینچنین است. اگر ورزش، تحت عنوان لهو قرار گرفته، هدفدار نبوده و انسان را به غفلت بکشاند یا افکار مردم جهان را مشغول ساخته و از مسائل جدی زندگی منحرف نماید، چنین ورزشی حرام یا دستکم مکروه خواهد بود. در غیر اینصورت اگر ورزش بهمنظور صحت و سلامتی، پرهیز از اعتیاد و انحرافات دیگر، تقویت بنیه رزمی، تقویت ذهن، روح و حافظه و اهداف عالی و بلند دیگری از این دست، صورت بگیرد، نهتنها حرام نیست، بلکه مستحب و مطلوب است.
نتیجه
از تأمل در مجموع احادیث شیعه و سنی (که در یادداشت دیگری مورد بررسی قرار گرفت) دریافت میشود که اگر بازی و سرگرمی آمیخته به امور حرامی چون قمار، اضرار به خود یا دیگران و حیوانآزاری و ترک واجب و بازی با امور دین باشد، حرام است، ولی اگر آمیخته با برد و باخت نبوده، موجب ضرر به جان یا مال کسی یا حیوان آزاری یا بازی با امور دین نباشد، مباح است.
ظاهراً نظر منفی نسبت به بازی از آن رو شکل گرفته است که بازیها در گذشته بیشتر یا ابزار قمار بودهاند یا لهو و سبب غفلت از یاد خدا و معاد و گذران بیفایده عمر میشدهاند یا ناشی از خوشی و لذتجویی بیش از اندازه همراه با رفتارهای ناشایست و کارهای غیراخلاقی بودهاند. ظاهراً احادیث و نیز فقیهان با نظر به اینگونه بازیها و آثار آنها بوده است که در مواردی بازی را حرام و یا مکروه شمردهاند. امروزه اگر بازی این پیامدها را نداشته باشد، مباح است.
ــــــــــــــــــــــــ
پینوشت:
[۱]. عنکبوت/۹۴.
[۲]. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص ۷۴۱.
[۳]. احمد بن فارس بن زکریا، ابوالحسین، معجم مقائیس اللغه، ج ۵، ص ۲۱۳.
[۴]. «اللَّهْوُ: ما یشغل الإنسان عمّا یعنیه و یهمّه. یقال: لَهَوْتُ بکذا و لهیت عن کذا: اشتغلت عنه بِلَهْوٍ».
[۵]. نور/۳۷.
[۶]. حسین بن محمد، راغب أصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص ۷۴۹.
[۷]. «اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ نَهَی عَنْ جَمِیعِ الْقِمَارِ وَ أَمَرَ الْعِبَادَ بِالاجْتِنَابِ مِنْهَا وَ سَمَّاهَا رِجْساً فَقَالَ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطانِ فَاجْتَنِبُوهُ مِثْلَ اللَّعِبِ بِالشِّطْرَنْجِ وَ النَّرْدِ وَ غَیرِهِ مِنَ الْقِمَارِ وَ النَّرْدُ أَشَدُّ مِنَ الشِّطْرَنْجِ فَإِنَّ اتِّخَاذَهَا کفْرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ اللَّعِبُ بِهَا شِرْک وَ تَقْلَابُهَا کبِیرَهٌ مُوبِقَهٌ وَ السَّلَامُ عَلَی اللَّاهِی بِهَا کفْرٌ وَ مُقَلِّبُهَا کالنَّاظِرِ إِلَی فَرْجِ أُمِّهِ وَ اللَّاعِبُ بِالنَّرْدِ کمَثَلِ الَّذِی یأْکلُ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَثَلُ الَّذِی یلْعَبُ بِهَا مِنْ غَیرِ قِمَارٍ مَثَلُ الَّذِی یضَعُ یدَهُ فِی الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ مَثَلُ الَّذِی یلْعَبُ فِی شَیءٍ مِنْ هَذِهِ الْأَشْیاءِ کمَثَلِ الَّذِی مُصِرٌّ عَلَی الْفَرْجِ الْحَرَامِ وَ اتَّقِ اللَّعِبَ بِالْخَوَاتِیمِ وَ الْأَرْبَعَهَ عَشَرَ وَ کلِّ قِمَارٍ حَتَّی لَعِبِ الصِّبْیانِ بِالْجَوْزِ وَ اللَّوْزِ وَ الْکعَابِ وَ إِیاک وَ الضَّرْبَهَ بِالصَّوْلَجَانِ فَإِنَّ الشَّیطَانَ یرْکضُ مَعَک وَ الْمَلَائِکهَ تَنْفِرُ عَنْک وَ مَنْ عَثَرَ دَابَّتُهُ فَمَاتَ دَخَلَ النَّار» (منسوب به علی بن موسی، امام هشتم(ع)، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا(ع)، ص ۲۸۴)
[۸]. «و اجتنب الملاهی کلّها و اللّعب بالخواتیم و الأربعه عشر (و کلّ قمار) فانّ الصادقین(ع) قد نهوا عن ذلک أجمع» (محمد بن علی، ابن بابویه، المقنع (للصدوق)، ص ۴۵۸.)
[۹]. «عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ(ع) لَمَّا مَاتَ آدَمُ(ع) وَ شَمِتَ بِهِ إِبْلِیسُ وَ قَابِیلُ فَاجْتَمَعَا فِی الْأَرْضِ فَجَعَلَ إِبْلِیسُ وَ قَابِیلُ الْمَعَازِفَ وَ الْمَلَاهِی شَمَاتَهً بِآدَمَ(ع) فَکلُّ مَا کانَ فِی الْأَرْضِ مِنْ هَذَا الضَّرْبِ الَّذِی یتَلَذَّذُ بِهِ النَّاسُ فَإِنَّمَا هُوَ مِنْ ذَاک» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی (ط – الإسلامیه) ج ۶، ص ۴۳۱)
[۱۰]. «أَحْمَدَ بْنِ عَامِرٍ الطَّائِی عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرِّضَا(ع) فِی حَدِیثِ الشَّامِی أَنَّهُ سَأَلَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ(ع) عَنْ مَعْنَی هَدِیرِ الْحَمَامِ الرَّاعِبِیهِ قَالَ تَدْعُو عَلَی أَهْلِ الْمَعَازِفِ وَ الْمَزَامِیرِ وَ الْعِیدَانِ.» (محمدبن حسین حرّ عاملی، وسائل الشیعه؛ ج ۱۷؛ ص ۳۱۴؛ آقاحسین بروجردی، جامع أحادیث الشیعه (للبروجردی)؛ ج ۲۲؛ ص ۴۱۸)
[۱۱].«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَفِی شُغُلٍ عَنْ ذَلِک شَغَلَهُ طَلَبُ الْآخِرَهِ عَنِ الْمَلَاهِی وَ أَمَّا الشِّطْرَنْجُ فَهِی الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ فَقَوْلُ الزُّورِ الْغِنَاءُ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِیعِ ذَلِک لَفِی شُغُلٍ مَا لَهُ وَ الْمَلَاهِی فَإِنَّ الْمَلَاهِی تُورِثُ قَسَاوَهَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ وَ أَمَّا ضَرْبُک بِالصَّوَالِجِ فَإِنَّ الشَّیطَانَ مَعَک یرْکضُ وَ الْمَلَائِکهَ تَنْفِرُ عَنْک وَ إِنْ أَصَابَک شَیءٌ لَمْ تُؤْجَرْ وَ مَنْ عَثَرَ بِهِ دَابَّتُهُ فَمَاتَ دَخَلَ النَّارَ» (بحار الأنوار (ط – بیروت)؛ ج ۷۳؛ ص ۳۵۶)
[۱۲]. «ألمؤمن یعاف اللّهو و یألف الجدّ» (عبدالواحد بن محمد، تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم؛ ص ۸۰)
[۱۳]. «أن المؤمن لیس بذی لهو و لا غفله و إنما همته التفکر و الاعتبار» (إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی) ج ۱، ص ۲۳)
[۱۴]. «وَ سَأَلْتُهُ عَنِ اللَّعِبِ بِأَرْبَعَهَ عَشَرَ وَ شِبْهِهَا هَلْ یصْلُحُ؟ قَالَ لَا نَسْتَحِبُّ شَیئاً مِنَ اللَّعِبِ غَیرَ الرِّهَانِ وَ الرَّمْی» (علی بن جعفر عریضی، مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص ۱۶۲)
[۱۵]. «و الطّمع علی أربع شعب، علی الفرح و المرح و اللّجاجه و الکبر، فالفرح مکروه عند اللَّه و المرح خیلاء و اللّجاجه بلاء لمن اضطرّته الی حمل الآثام و الکبر لهو و لعب و شغل و استبدال بالّذی هو أدنی بالّذی هو خیر». (ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی، الغارات (ط – الحدیثه) ج ۱؛ ص ۱۳۴)
[۱۶]. «الهوا و العبوا، فانّی اکره ان یری دینکم غلظه» (ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه؛ ص ۲۵۹)
[۱۷]. «خیر لهو المؤمن السّباحه و خیر لهو المرأه المغزل» ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه؛ ص ۴۷۳
[۱۸]. «لهو المومن فی ثلاثه اشیاء التّمتّع بالنّساء و مفاکهه الاخوان و الصّلاه باللیل» (محمد بن علی ابن بابویه، الخصال؛ ج ۱؛ ص ۱۶۱)
[۱۹]. «کل لهو المومن با طل الا فی ثلاث: فی تادیبه الفرس و رمیه عن قوسه و ملاعبته امراته، فاتهنّ حق» (محمدبن یعقوب کلینی، کافی؛ (ط – الاسلامیه) ج ۵؛ ص ۵۰)
ــــــــــــــــ
منابع
۱. اصفهانی، حسین بن محمد راغب، مفردات الفاظ القرآن، در یک جلد، دار العلم – الدار الشامیه، لبنان – سوریه، اول، ۱۴۱۲ ه ق.
۲. ابن بابویه، محمد بن علی، المقنع (للصدوق)، ۱ جلد، مؤسسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۵ ق.
۳. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.
۴. بروجردی، آقا حسین، جامع أحادیث الشیعه (للبروجردی)، ۳۱ جلد، انتشارات فرهنگ سبز – تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶ ش.
۵. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط – بیروت)، ۱۱۱ جلد، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.
۶. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعه من کلمات و حکم الإمام علی علیهالسلام)، ۱ جلد، دار الکتاب الإسلامی – قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۰ ق.
۷. منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیهالسلام، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیهالسلام، ۱ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام – مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق.
۸. عریضی، علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ۱ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام – قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.
۹. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، ۱ جلد، دنیای دانش – تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ ش.
۱۰. ثقفی، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، الغارات أوالإستنفار (ط – الحدیثه)، ۲ جلد، انجمن آثار ملی – تهران، چاپ اول، ۱۳۹۵ ق.
۱۱. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ۲ جلد، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ ش.
منبع: وبسایت شبکه اجتهاد
چرا شرکتهای ایرانی نوآوری نمیکنند؟
چرا شرکتهای ایرانی نوآوری نمیکنند؟
نوآوری حاصل پیادهسازی ایدههایی خلاق است که ریشه در رویاپردازی دارند. این رویاهای فردی است که جرقههای اولیه نوآوری را میزنند. همان جرقههایی که در ادامه در بسترسازمان جاری میشوند و به بازار میرسند. این رویاها که فراتر از وضعیت موجود و از جنس آینده هستند، همان تصویری از آینده است که شرکتها را به پیش میراند. شرکتی که در آن مجالی برای رویاپردازی نباشد، نمیتواند بستر نوآوری باشد. درست همچون ماشینی است که موتور محرک نداشته باشد.
اما شرکتهای نوآور برای برای تعریف و تحقق رویاهای بزرگ، به مدیران و کارکنان رویاپرداز نیاز دارند. نوآورترین شرکتهای جهان را کسانی مدیریت میکنند که در دنیای کسبوکار، رویایی بزرگ ترسیم کرده و کمر به ساختن آن رویا بستهاند. این مدیران الهامبخش تصویر زیبایی از رویای خود ارائه میکنند که ذهن و دل کارکنان را تسخیر میکند. کارکنان چنین شرکتهایی، برای مشارکت در تحقق آن رویای بزرگ اشتیاق دارند و اهمیت این مشارکت را بیشتر از حقوق و مزایای دریافتی میدانند. همین اشتیاق موجب میشود که آنها تخصص و خلاقیت خود را با جانودل در راه اهداف شرکت به خدمت بگیرند. شرکتهایی که رویای بزرگ دارند، علاوهبر کارکنانشان، میتوانند شرکای تجاری و حتی مشتریان و کاربران خود را با فرآیند نوآوری خود همراه کنند. همه این همراهان احساس میکنند که با این همراهی میتوانند نقشی هر چند اندک در آفرینش آن رویای بزرگ داشته باشند.
برای نمونه، امروزه ایلان ماسک و شرکتهایش نماد رویاپردازی در دنیای کسبوکار هستند. رویاهای بزرگ وی برای اسکان انسان روی مریخ، تولید انبوه خودروهای برقی و فراگیر کردن استفاده از انرژی خورشیدی، دل میلیونها نفر را تسخیر کرده است. کارکنان شرکتهای اسپیسایکس، تسلا و سولار سیتی و حتی خریداران محصولات و شرکای تجاری این شرکتها دل در گرو تحقق رویاهای بزرگ ایلان ماسک دارند و از مشارکت در راه تحقق آن رویاها احساس خشنودی میکنند.
شرکتهای بیرویا، بسیار درگیر دیروز و امروز خود هستند. شرکتهای بیرویا از جنس گذشته هستند و نمیتوانند الهامبخش باشند. شرکتهایی که به ضرورت و نقش کلیدی نوآوری در کسبوکارشان ایمان دارند، حتما باید راهی برای تشویق و ترغیب کارکنان به رویاپردازی داشته باشند و رویاپردازی را به یکی از وجوه ممیزه و شایستگیهای کلیدی سازمانشان تبدیل کنند. در چنین شرکتهایی، شخص مدیرعامل باید شاخص رویاپردازی برای کسبوکار باشد. رویاهای بلند وی باید الهامبخش و محرک رویاپردازی همکارانش شود. این شرکتها همچنین برنامههای مشخصی برای تمرین رویاپردازی سازمانی دارند.
شاید توجه به رویاپردازی در بیان آسان باشد اما در عمل تعهد بالای مدیریت را میطلبد. تشویق و تقویت نوآوری نیازمند اختصاص زمان و منابع باارزشی است که رقابت بر سر آن زیاد است و در بسیاری از شرکتها، رویاپردازی در رقابت با فعالیتهای روزمره در اولویتهای بعدی قرار میگیرد و کنار میرود. بهخصوص باید توجه داشت که تقویت رویاپردازی نتایج آنی و سریع ندارد. بلکه همچون ورزش روزانه است که افراد را از نظر بدنی آماده نگاه میدارد و به آنها امکان میدهد تا در زمان مناسب، توان بدنی خود را به بهترین شکل به خدمت بگیرند. تمرین رویاپردازی شرکتی هم به کارکنان امکان میدهد تا در فرصت مناسب، بهترین عملکرد ممکن را از نظر خلاقیت و نوآوری به نمایش بگذارند.
اما پرورش رویاپردازی در شرکتهای ایرانی یک چالش بزرگ است. پروبال دادن به رویاها ریشه در فرهنگ ملی و سازمانی دارد. متاسفانه نظام آموزشی ایران به گونهای است که کودکان را در بالاترین سطح رویاپردازی ذاتی تحویل میگیرد و بهصورت پیوسته و نظاممند این توانمندی را در آنها سرکوب میکند. نظام آموزشی ایران بر حفظ و تکرار چشمبسته آنچه بهصورت یکطرفه و دستوری برای دانشآموزان و دانشجویان تجویز شده، تاکید دارد. این نظام آموزشی برای کشوری مناسب است که نیازی به نوآوری نداشته باشد. کشوری که با درآمد نفت گذران کند و نهایتا به دنبال پرورش کارمندانی برای انجام امور اداری تکراری یا کارگرانی برای بهرهبرداری ساده از تجهیزات وارداتی باشد. این نظام آموزشی و فرهنگ اجتماعی برآمده از آن، توان رویاپردازی ایرانیان را سرکوب و در لایههای عمیق درونی افراد پنهان میکند. در درون فضای کسبوکار ایران نیز رویاپردازی نه تنها تشویق نشده بلکه در بیشتر موارد از آن به عنوان امری منفی و ضدارزش تعبیر میشود. در محیطی که هدف حفظ شرایط موجود باشد و فعالیتهای روتین و روزمره در کانون تمرکز مدیران باشند، رویاپردازی فضا را مسموم میکند و امری مذموم است. در این فضا، برداشت عمومی از فرد رویاپرداز کسی است که با واقعیتها و مشکلات اجرایی کسبوکار آشنایی ندارد و از سر بیاطلاعی و بیتجربگی به سیر در رویاها بسنده کرده و ایدههای غیرقابل اجرا ارائه میکند. در چنین فضایی، نه تنها مدیران تلاشی برای تشویق و توانمندسازی کارکنان برای رویاپردازی نمیکنند، بلکه تلاش میکنند تا دامن خود را از این مفهوم مسموم به کلی پاک و مبرا نگاه دارند.
شرایط فوق باعث شده که بیشتر مدیران و در نتیجه شرکتهای ایرانی بیرویا و در نتیجه، بسیار درگیر دیروز و امروز خود باشند. مدیران و شرکتهای بیرویا هم از جنس گذشته هستند و نمیتوانند الهامبخش باشند. در غیاب رویا و رویاپردازی، فضای کاری بیشتر شرکتهای ایرانی برای جذب و نگهداشت افراد خلاق و رویاپرداز مناسب نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کتابی که به توصیه امام زمان (عج) نوشته شد
کتابی که به توصیه امام زمان (عج) نوشته شد

مؤلف کتاب «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (عج)» مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی مشهور به فقیه احمدآبادی فرزند سید عبدالرزاق از علمای بزرگ اصفهان است. وی سال 1301ق در اصفهان به دنیا آمد. مقدمات علوم اسلامی را نخست نزد پدر و پسر عمه اش سید میرزا اسدالله و سید محمود حسینی گلشادی اصفهانی آموخت. سطوح عالی را نیز از محضر سیدابوالقاسم دهکردی و شیخ عبدالکریم گزی و حاج آقا منیرالدین بروجردی، حاج میرزا بدیع درب امامی و آقا محمد کاشانی استفاده کرد و از بعضی از آنها اجازه اجتهاد و روایت دریافت کرد.[1]
او علاوه بر کتاب مکیال، کتب دیگری از جمله: تذکرة الطالبین فی ترجمه آداب المتعلمین، ابواب الجنات فی آداب الجمعات، بساتین الجنان فی المعانی و البیان، آداب صلاة اللیله وظیفة الانام فی زمن غیبة الامام، سراج القبور، توضیح الشواهد، ترغیب الطلاب، انیس المتأدبین، کتاب المنابر، محاسن الادیب فی دقایق الاعاریب و دیوان اشعار دارد و در شعر به تقی یا شرعی زاده تخلص می کند.[2]
از مقدمه ای که مرحوم سید محمد تقی بر مکیال نوشته، چنین برمی آید که از شدت عشق و علاقه ای که به حضرت حجت (عج) داشته، شبی آن حضرت را در خواب می بیند. امام(علیه السلام) تألیف این کتاب را به وی توصیه و تأکید می فرماید و حتی نام آن را نیز «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» تعیین می کند. سید از خواب بیدار می شود، ولی توفیقی برای تألیف آن برایش حاصل نمی شود. تا اینکه در سال 1330ق عازم سفر حج شد. در این سفر بسیاری از حاجیان گرفتار مرض وبا شدند و از دنیا رفتند. آیت الله سید محمد تقی با خدای خویش عهد بست اگر از این سفر سالم برگردد، کتابی را درباره حضرت ولی عصر(عج) به رشته تألیف درآورد.[3] چون از سفر برگشت، به عهد خود وفا کرد و کتاب مکیال المکارم را که حاوی موضوعات مهم در شناخت امام زمان و وظایف شیعیان در قبال آن حضرت است، به رشته تحریر درآورد.
کتاب مکیال المکارم در اصل به زبان عربی نگارش شده است و اخیراً محقق محترم آقای سید مهدی حائری قزوینی آن را به فارسی ترجمه کرده که در دو مجلد، با 625 صفحه، در تیراژ 4000، آبان 1379ش برابر شعبان 1421 از چاپ خارج شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. همین ترجمه بار دیگر در سال 1382ش از طریق انتشارات مسجد جمکران تجدید چاپ شد.
این کتاب ارزشمند دارای هشت بخش مهم است که درآن مؤلف ژرف اندیش با استناد به آیات و روایات متعدد، موضوعات بسیار اساسی و سرنوشت سازی را که اغلب جنبه کاربردی است و مورد ابتلای شیعیان و مسلمانان می باشد، مورد کاوش و دقت نظر و تأکید قرار داده است.
در بخش اول به موضوع وجوب شناخت امام زمان(عج) از دیدگاه عقل و نقل می پردازد.
بخش دوم کتاب اختصاص به اثبات وجود حضرت حجت (عج) دارد.
بخش سوم در بیان پاره ای از حقوق و توجهات آن حضرت بر شیعیان است که به صورت مختصر و مفید ارائه شده است.
بخش چهارم که از بخش های مهم و مفصل کتاب به شمار می آید، اختصاص به توضیح درجات و ویژگی های آن حضرت دارد که سبب دعای ما شیعیان به آن امام غایب می گردد.
بخش پنجم نیز که از فصول مفصل کتاب به شمار می آید، به ثمرات و پیامدهای گوارای دعا برای فرج حضرت حجت (عج) اختصاص یافته است و مؤلف محقق در این بخش نیز با استناد به آیات و روایات، بحث های جذاب و جالبی را برای خوانندگان ارائه می دهد و بدین ترتیب، جلد اول کتاب مکیال المکارم به پایان می رسد.
جلد دوم کتاب با بخش ششم آغاز می شود. در این بخش مؤلف کتاب با تحقیق فراگیر خود که از میان آیات و روایات استخراج کرده، به پنجاه زمان و هشت مکان مشخص اشاره می کند که دعا برای آن حضرت در این زمان ها و مکان ها مورد عنایت و تأکید قرار گرفته است.
بخش هفتم، به چگونگی دعا برای تعجیل ظهور امام مهدی (عج) اختصاص دارد.
بخش هشتم که آخرین بخش کتاب است، در تبیین وظایف و تکالیف بندگان به خصوص شیعیان و مسلمانان در برابر ساحت مقدس حضرت حجت، امام مهدی(عج) است.
این کتاب گران سنگ در نوع خود کم نظیر است و از ابتکار عمل و نوآوری مؤلف حکایت دارد و به همین سبب مورد استقبال رجال علمی، پژوهشگران و عموم مردم قرار گرفته است.
در انتهای کتاب بنابر نوشته آقای سید محمد موسوی اصفهانی، فرزند مؤلف، مرحوم مؤلف در آخر عمر شریف خویش، قصد داشت خاتمه ای بر این کتاب اضافه کند، ولی با کمال تاسف اجل مهلت نداد[4] و او در ماه رجب 1348ق برای زیارت عتبات عالیات عازم عراق شد. ماه شعبان به اصفهان بازگشت. بی درنگ کسالت بر وی عارض شد و در بستر بیماری افتاد، تا اینکه در 25 رمضان همان سال چشم از جهان فروبست و در قبرستان تخت فولاد اصفهان جنب مقبره پدر اندیشمندش آرام گرفت.[5]
پی نوشت:
1 . شرح حال وی در مقدمه ترجمه مکیال المکارم، به قلم سید محمد علی روضاتی، ص 16 17.
2 . همان، ص19.
3 . همان، مقدمه مؤلف، ص26.
4 . مکیال المکارم، ج2، ص489.
5 . همان، ج1، ص32.
منبع:
سایت حوزه؛مجله فرهنگ كوثر تابستان 1387 - شماره 74
نقد تکنیکهای نوین آرامش و موفقیت
راهکار اسلام برای بالا بردن عزت نفس

در بزنگاههای زندگی، نیاز به آرامش و دلخوشی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و درست همین نقاط نیاز، میتواند نقطهی آسیبپذیری ما شود. زیرا نیازهای ما برای عدهای، محل کسب سود است.
در این ماجرا، ممکن است سه گروه ذی نفع باشند:
اول آنهایی که برای پول درآوردن به سراغت میآیند. تو مشتری هر حرف راهگشا هستی تا به هر طریقی از تنگنا و مشکل رها شوی. پس بهترین فرصت است برای جریان یک تجارت پرسود. تو را راضی میکنند تا برای فلان کلاس متدهای کسب آرامش یا فلان بستهی آموزشی موفقیت و کامیابی هزینه کنی و تو معتقدی که زندگی بهتر، ارزش هزینه کردن دارد؛ پس ابایی نداری که چنین سودی را در جیب این جریان بریزی.بازار کاسبی اصل! آرامش
دوم کسانی هستند که به حضور و تأیید تو چشم امید دارند تا پایه های شهرت و یارکشی شان قویتر شود. اینها دیگر حرف از فلان "مکتب " میزنند و تو را دعوت به طرفداری و حضور در جرگهی حامیان فلان مکتب میکنند. رییس آن مکتب، قوانین خاص خود را دارد و تو اگر وارد شدی، فقط با رعایت آن قوانین است که به اصلِ! آرامش میرسی.جریان شیطان و شیطان صفتان
اما برای جریان سوم، همین کافی است که تو برای آرام کردن تلاطمهای زندگیات، به سراغ جبههی حق نرفته باشی. کم کردن حتی یک نفر از طرفداران حق و حقیقت، برایشان یک پیروزی محسوب میشود. جریان سوم، جریان شیطان و شیطان صفتان است.آدرس غلط؛ خودت را دوست داشته باش
هر سه جریان، در دادن یک آدرس غلط، شبیه هماند: تو را به خودمحوری سوق میدهند و از خدامحوری دورت میکنند. برای مثال، تأکید بسیاری دارند بر مفهوم "خودت را دوست داشته باش". این مفهومی است که مدعیان تکنیکهای موفقیت و شادکامی و مثبتاندیشی و غیره، خیلی رویش مانور میدهند. میگویند هر روز خودت را ببوس! یا هر روز جلوی آینه بایست و به خودت بگو تو خوبی.حقیقت این است که "حب نفس" یا همان دوست داشتن خویشتن، درون همهی انسانها وجود دارد و همین حب نفس، موتور محرکهی ماست برای حرکت به سمت پیشرفتهای مادی و معنوی. اما این "نفس" بر اساس فطرتی آفریده شده که خدایی است. "فطرت الله التی فطرالناس علیها"(1) این نفس، سراسرش نیازمندی و فقر نسبت به خالق بینیاز خویش است. "یا ایهالناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید" (2)
تاثیر مفهوم "فقر الی الله" در بالا رفتن عزت نفس
برعکس آن تبلیغاتی که روی مفاهیم خودمحورانه و انسانگرایانه میشود، توجه به مفهوم "فقر الی الله" بیش از هر چیز دیگر، میتواند به انسان عزت نفس و قوت روحی بدهد. فقر الی الله یعنی من متکی به یک وجود بینهایت هستم که هیچ کس و هیچ چیزی او را شکست نمیدهد. من بندهی خدایی هستم که در عین اینکه قادر مطلق است، مهربانترین موجود است نسبت به من. اگر با او باشم، کدام مشکل، کدام دشمن، کدام بحران میتواند پشت مرا بلرزاند؟ من چه بخواهم چه نخواهم، سرتاپا نیازمندی دارم؛ خب چه بهتر که نیاز خود را پیش کسی ببرم که امکان ندارد از پس حل آن برنیاید و امکان ندارد با من نامهربانی کند و امکان ندارد آبروی مرا ببرد. وقتی من چنین کسی را دارم، از چه بترسم؟ اگر ترسی هست، ترس از این است که از این پشتیبان بینظیر خود دور شوم.شیطان به هر حیله میخواهد انسان یا همان نفس مرا از خدای خالق خویش، دور کند. با غفلت، با گناه. انسانِ از خدا بریده، مثل پرکاهی در طوفان زندگی، به هرسو میرود تا تکیه گاهی پیدا کند. به دنبال آرامش به هر دری میزند که نمیداند آرامش آنجا نیست.
آنچه که در قالب تکنیک های کسب آرامش و موفقیت و شادکامی، در کلاسها و کارگاهها و کتابها گفته و نوشته میشود، خالی از مفاهیم و جملات خوب و ارزشی هم نیست. بعضی از آن جملات نه فقط زیبا و جذاب هستند، بلکه شاید درست هم باشند. مثلاً مفهوم "مثبت اندیشی". نگرش و اندیشهی مثبت یا همان دیدن نیمهی پر لیوان، مفهومی است که دین الهی هم به آن پرداخته است. ماجرای معروف حضرت عیسی مسیح علیه السلام نمونهای از توصیههای دینی مبنی بر مثبت اندیشی است. آنجا که نقل شده ایشان با اصحاب خود از کنار بدن مرده و متعفن یک سگ عبور کردند. همه گفتند چه بوی بدی میدهد؛ عیسی علیه السلام فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد!
مثبت اندیشی افراطی
مثبت اندیشی خوب است اما بشرط آنکه به آفت خودفریبی و ساده لوحی دچار نشود. تنها نباید مثبت دید؛ بلکه باید درست هم دید. باید مراقب بود که مبادا مثبت اندیشی افراطی سبب شود راه را از چاه و دوست را از دشمن تشخیص ندهیم و خدای نکرده به دردسر بزرگتری مبتلا شویم. بازار حرفهای قشنگ داغ است. اما باید برای تشخیص حق و باطل آنها، هوشیار بود.پینوشت:
1. روم، 302. فاطر،15
3. برگرفته از داستانهای بحارالانوار، ج9، محمود ناصری.
آیا امام زمان در آینده متولد خواهد شد؟
امام مهدی، موجود موعود است

اصل مهدویت اصلی ثابت در میان شیعیان و اکثر اهل تسنن است، اما محل اختلاف و آماج شبهات مهدوی وجود آن موجود شریف در زمان حال است. به تعبیر دیگر آیا امام دوازدهم متولد شده و هم اکنون وجود دارد؟ و یا در آینده به دنیا می آید؟ شیعه با ادله نقلی و عقلی پاسخ می دهد که باید امام دوازدهم وجود داشته باشد.
مهدی موعود موجود
بر اساس فرموده حضرت ختمی مرتبت نبوت و گفتار اهل بیت عصمت و طهارت، عدد امامان معصوم و جانشینان راستین رسول اعظم خدا دوازده نفر است،[1]
انسان کامل مجرای فیض خالقیت است و همواره به مردم توجه دارد و همگان از هدایت ها و رهنمود های باطنی حضرتش بهره می برند
و اسامی آن ذوات مقدس و تمام ویژگیهای هویت آنان ترسیم و تقریر گردیده است و از مطالعه تاریخ و سیره به دست می آید که یازده نفر از امامان به دنیا آمده و امامت کرده و با شمشیر یا زهر به شهادت رسیدهاند؛ و بر پایه حکم مسلم عقل و نقل هرگز جامعه انسانی بی امام معصوم نخواهد بود و زمین هرگز از حجت ذی عصمت خالی نیست.
نتیجه قطعی این مبادی سه گانه این است که امام معصوم دوازدهم متولد شده و اکنون زنده است و هر زمانی که خدا بخواهد ظهور خواهد کرد.[2]
امام عصر به عنوان انسان کامل باید حضور داشته باشد
مقام شریف و والای انسان کامل را می توان با تأمل در جریان تعلیم اسما باز شناخت: «و علم ءادم الاسماء کلها»[3]. انسان کامل همانطور که بر اساس « یعلمهم الکتاب و الحکمه» [4] در نشئه طبیعت معلم جامعه است، در جمع فرشتگان نیز مسئولیت« یا آدم انبئهم باسمائهم» را بر عهده دارد و فرشتگان مدبر امور رهنمود های خود را از انسان کامل و ولی موجود هر زمان می گیرند.
این مقام شامخ مجرای فیض خالقیت است و همواره به مردم توجه دارد و همگان از هدایت ها و رهنمودهای باطنی حضرتش بهره میبرند و دعای مستجابش نیازهای مردم را بر می آورد.[5]
هماره انسان کاملی از میان خود انسان ها و همنوع آنان وجود دارد که ولی الله مطلق و واسطه فیض میان خلق و خالق است و این ولی اعظم الهی، انسانی حی و حاضر است
انسان کامل مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطه وجود او از انوار الهی فیض میبرند: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء.[6]
امروز در سراسر جهان هستی انسان کاملی جز وجود مبارک بقیه الله الاعظم مهدی موجود منتظر نیست. او معلم فرشتگان و آدمیان، دارای مقام عصمت مطلق و «خلیفه الله الاعظم» است.[7]
هانری کربن؛ تنها شیعه مکتبی حیاتبخش است
در میان تمام مذاهب اسلامی، اعتقاد به مهدی موجود موعود، ویژه شیعیان اهل بیت است و همین باور عمیق سبب پویایی و پایایی حیات شیعه است.
علامه سید محمد حسین طباطبایی از پروفوسور هانری کربن نقل می فرمود «هنگامی که در دانشگاه سربن فرانسه کنفرانسی را در زمینه ادیان معرفی می کردم، گفتم در میان تمام ادیان و مذاهب ملل جهان تنها شیعه است که مکتبی حیاتبخش و قابل عرضه دارد. آنان معتقدند که رابطه انسان با خدا هرگز قطع نمی گردد و هماره انسان کاملی از میان خود انسان ها و همنوع آنان وجود دارد که ولی الله مطلق و واسطه فیض میان خلق و خالق است و این ولی اعظم الهی، انسانی حی و حاضر است» که جهان به انتظار ظهور آن دادگستر مطلق است و این مطلب برای مخاطبان بسیار مهم و شایان توجه بود.[8]
پی نوشت ها:
[1] کافی، ج 1، ص 529
[2]کتاب امام مهدی موجود موعود، تالیف آیت الله جوادی آملی، ص 103
[3] بقره، 31
[4] بقره، 129
[5] کتاب امام مهدی موجود موعود، ص 110 و 111
[6] مفاتیح الجنان، دعای «عدیله»
[7] کتاب امام مهدی موجود موعود، ص 117
[8] همان ، ص 106
با فردی که این نقطه ضعف را دارد ازدواج نکنید
اصالت خانوادگی چقدر در ازدواج اهمیت دارد ؟

حتما شنیده اید که در ازدواج کردن با دختر می گویند مادر را ببین دختر را بگیر و برای پسر هم پدر را ببین پسر را انتخاب کن! حالا فرض کنید که فرد در خانواده ای بزرگ شده باشد که نه مادر با اصالتی دارد و نه پدرِ با اصالتی و به قولی فرد در خانواده ی نجیب و موجهی بزرگ نشده است ؛آیا از ازدواج با چنین افرادی باید اجتناب کرد؟ اصالت خانوادگی چقدر در ازدواج مهم است ؟
یکی از مسائلی که در پیوند میان دختر و پسر بسیار موثر است بحث فرهنگ خانوادگیست که عدم توجه به تفاوت های فرهنگی در آینده مشکلات زیادی را به دنبال خواهد داشت. بحث اصالت خانوادگی در ازدواج تا جایی اهمیت دارد که اسلام تاکید می کند "درباره سابقه ی خانوادگی همسر آینده تحقیق کنید چرا که اصالت خانوادگی در زندگی جدید و نسل های بعد تاثیر خواهد گذاشت."
دراصالت خانوادگی توجه به دو عامل وراثت و تربیت از اهمیت به سزایی برخوردار است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اُنْظُرْ فى أىِّ شىْءٍ تَضَع ولدک فإنَّ العرق دَسّاس؛ نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار مى دهى، زیرا نطفه (و ژنها و خصوصیات ارثى)، خواه ناخواه منتقل مىشود و تأثیر میگذارد».( جواهر، ج 29، ص 37)
امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: «تَزَوَّجوا فِی الحِجر الصالِح، فَإنَّ العِرق دَسّاس[2]؛ با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا بر عرق (نطفه و ژن ها) اثر می گذارد.»
معیارهای اصالت خانوادگی چیست؟
بعد از تاکیدات فراوان بر داشتن اصالت خانوادگی طرف مقابل در ازدواج ،نکته حائز اهمیت این است که با توجه به چه معیارهایی می توان به اصالت خانوادگی پی برد.
دکتر امیر حسین بانکی پور فرد کارشناس مسائل خانواده معتقد است که اصالت خانوادگی دو معنا دارد:
یک معنایش این است که اساسا پاک باشند. در اصل خانواده ای اصیل است که در منطقه، شهر، و بلاد خودشان خوش نام باشند و شهرت به بدنامی نداشته باشند.
دومین جنبه اصالت خانوادگی این است که رابطه فرد با خانواده اش از هم گسیخته نباشد چرا که ممکن است فرد خانواده ی خوش نامی داشته باشد اما هیچ پیوندی با خانواده اش نداشته باشد و هیچ اعتقادی به باورهای دینی و مذهبی و حرام و حلال و ... نداشته باشد.
خودش مهمه نه خانواده اش!
همان هایی که چشم بسته و از روی احساسات عاشق می شوند و بدون توجه به مسائل اصلی ازدواج از جمله اصالت خانوادگی تصمیم به ازدواج میگیرند معتقدند که خودش مهمه نه خانواده اش! اما این حرف تا چه حدی درست است؟ آیا اگر کسی در خانواده ی با اصالتی بزرگ نشده است و در مقابل ،خود فرد هم خانواده اش را تایید نمی کند و زمین تا آسمان با خانواده اش متفاوت است باید قربانی شود و مدام العمر بخاطر خانواده اش از ازدواج محروم شود؟
از نظر دکتر بانکی پور فرد ممکن است هر فردی نقطه ضعفی داشته باشد مثلا یک نفر بیماری داشته باشد یا فردی اخلاق مناسبی نداشته باشد و یا زیبا نباشد و ... ؛نداشتن اصالت خانوادگی هم در واقع یک نوع نقطه ضعف است اما با این وجود هم نمی توانیم بگوییم کسی که نقطه ضعفی از جمله خانواده بی اصالتی دارد پس نباید ازدواج کند . در ازدواج با چنین فردی ابتدا باید نکات مثبت فرد را یاد داشت کنیم و در کنارش نقطه ضعف او را هم در نظر بگیریم و در نهایت بسنجیم که آیا نکات مثبت او به اندازه ای است که بتوانیم چشممان را بر روی نقطه ضعف های او ببندیم یا نه؟!
اگر جوابتان مثبت بود حال باید در زمینه ی نقاط ضعف از جمله نداشتن اصالت خانوادگی با تحقیق کردن به این نتیجه رسید که فرد با خانواده اش متفاوت است و می توان به او به عنوان همسر اینده تکیه کرد همچنین باید به این نکته توجه داشت که کسی که چنین فردی را می پذیرد ممکن است خودش نقاط ضعف دیگری داشته باشد لذا نباید دنبال ایده آل باشد.
با تمام این اوصاف و با توجه به رعایت همه ی جوانب گفته شده اما توصیه اکثر مشاوران ازدواج و تاکید اسلام بر این است که تا جایی که می توانید از ازدواج با خانواده بی اصالت دوری کنید. چنانچه" پیامبر گرامی اسلام می فرمایند : دقت کنید که نسل و فرزند خویش را در چه ریشه ای قرار می دهید و بدانید که این ریشه اثری پنهانی دارد ." و امام صادق می فرمایند: "با خانواده ی صالح وصلت کنید . " همچنین در آيات 24سوره های رعد و ابراهیم قرآن پاكي و اصالت خانوادگي را نشانگر پرورش فرزندان صالح و شايسته ميداند. اميرمؤمنان حضرت علي(ع) ميفرمايد: عليكم في طلب الحوائج بشراف النفوس ذوي الاصول الطيبه فانّها عندهم اقضي وهي لديهما ذكي ؛ در جست وجوي حوايج به افراد با شرافت و صاحب خانوادههاي پاك مراجعه كنيد؛ زيرا حوايج در نزد آنان بهتر روا شده وپاكيزهتر صورت ميگيرد .(غررالحکم.)
بیشتر بخوانید :
سراغ دختران "گلخن" در ازدواج نروید
معيارهاي اساسي انتخاب همسر
معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم(ص)
دعواهایی که با ماه رمضان بیشتر می شود
جنجال زوجین در ماه رمضان

با شروع ماه مبارک رمضان ممکن است این مسئله، مشکل زوجین بسیاری باشد که باعث ایجاد اختلاف شود اما چه باید کرد ؟
ما بارها به اهمیت تناسب اعتقادی در ازدواج تاکید کرده ایم و همچنین بارها گفته ایم که تن به ازدواج با شرط و شروط و به امید تغییر دادن یکدیگر ندهید. شما که با این امید واهی ازدواج کردید باید این واقعیت را بپذیرید که شما دانسته و با این آگاهی که فرد مقابلتان کاهل نماز است دست به ازدواج با او زده اید و این ریسکی است که شما انجام داده اید؛ شما باید این احتمال را می دادید که میزان موفقیت شما در تغییر دادن او 50 درصد است و 50 درصد احتمال دارد موفق به تاثیر گذاری طرف مقابلتان نشوید و یا او مقاومت کند. در هر حال این واقعیتی است که پیش روی شماست و شما بنا به اعتمادی که به قول و وعده ی همسرتان کردید تن به چنین ازدواجی دادید حالا وظیفه ی شما برای همراه کردن همسرتان در اعتقادات مذهبی چیست ؟
دلیل تغییر اعتقادات دینی همسر
اگر همسر شما اعتقادات مذهبی داشته و بعد از گذشت مدتی آنها تغییر کرده است باید به علت آن پی ببرید. یکی از مهمترین عواملی که باعث می شود همسر از نظر اعتقادی تغییر کند لجبازی است. وقتی فرد احساس می کند که طرف مقابلش به تعهدات و وظایف خود عمل نمی کند و باورهای مذهبی را معیار و سنجش هر چیزی قرار می دهد دچار نوعی لجبازی و تلافی می شود و مهمترین بخش زندگی همسرش را هدف قرار می دهد.دلیل دیگر تغییر اعتقادات به فضای زندگی مربوط می شود.محیط کار، محیط دوستان، محل زندگی، حضور در شبکه های مجازی و ... هر کدام به نوعی می توانند باعث تغییر در اعتقادات افراد شوند.
با همسر روزه خوار و کاهل نماز چگونه برخورد کنیم ؟
به او نزدیک شوید
اصرار بیش از اندازه، سرزنش کردن، انتقام گرفتن و ... هیچ وقت نتیجه ی مثبتی نداشته و نخواهد داشت لذا اول از همه دست از سماجت برای نماز خواندن و روزه گرفتن همسرتان بردارید در مقابل ابتدا روابط عاطفیتان را با او نزدیک کنید .هنگاهی که روابط عاطفیتان به یکدیگر نزدیک می شود در خواست هایتان را راحت تر می توانید مطرح کنید اما باز هم حواستان باشد که در خواستتان همراه با اصرار نباشد مثلا هنگامی که نماز می خوانید جا نماز را جمع نکنید و به همسرتان با لحنی محبت امیز بگویید :« عزیزم!جا نماز را جمع نکردم تا اگر خواستی نمازت را بخوانی» این کار را بارها انجام دهید ؛ یا در ماه رمضان با لحن مسالمت آمیز از همسرتان بخواهید که سحر همراه شما بیدار شود تا احساس تنهایی نکنید . در واقع او را گام به گام با خود همراه کنید تا به مروز زمان تاثیراتش را ببینید.
همچنین کارهایی که همسرتان دوست دارد که شما انجام دهید در صورتی که از حد شرعی خارج نشود انجام دهید و به او ثابت کنید که بخاطر او حاضرید هر کاری انجام دهید؛با این روند او هم کم کم یاد می گیرد که بخاطر همسرش باید یکسری آداب شرعی را رعایت کند و به آنها پایبند باشد و این مسئله باعث می شود که به مرور زمان دیگر نه بخاطر شما بلکه با اعتقاد قلبی دستورات دینی را انجام دهد.
معاشرت با خانواده و دوستان متدین
حتما در برنامه هایتان معاشرت با خانواده های مذهبی را قرار دهید . با افرادی که همسرتان با آنها ارتباط نزدیکی دارد و آدمهای موجهی هستند رفت و آمد کنید و یا از آنها بخواهید در این زمینه به صورت غیر مستقیم با همسرتان صحبت کنند چرا که ممکن است آن تاثیری که حرف های دیگران مخصوصا دوستان صمیمی همسرتان بر روی او می گذارد صحبت های شما چنین تاثیری را نداشته باشد و به حرف های شما به دید نصحیت و پند و اندرز نگاه کند ؛ یک دوست خوب تاثیر بسیار موثری را می تواند در زندگی انسان داشته باشد .تشویق کنید
شما ابتدا با عمل خود او را تشویق به نماز خواندن و روزه گرفتن کنید یعنی خودتان نمازتان را سر وقت بخوانید و حتی اگر مثلا در راه سفر و یا مهمانی هستید که فکر می کنید ممکن است تا رسیدن به مقصد نمازتان قضا شود از همسرتان بخواهید که شما را به مسجد ببرد تا نمازتان را بخوانید؛ با این عمل به او نشان می دهید که نماز برای شما از اهمیت زیادی برخوردار است و یا در ماه مبارک رمضان سعی کنید افراد متدین و نماز خوان و روزه گیر را افطاری دهید و او را در تدارک این مهمانی دخالت دهید و از خیر و برکت های این ماه و ثواب افطاری دادن برای او بگویید و اگر کوچیک ترین گامی در این راه برداشت از او تشکر کنید.همچنین اگر همسرتان حتی یکبار هم دو رکعت نماز خواند او را تشویق کنید و بگویید که بخاطر داشتن چنین همسری به او افتخار می کنید . از احساستان به او بگویید که با نماز خواندش آرامش خاصی در وجودتان حاکم می شود.
صبر ، صبر، صبر
انتظار نداشته باشید که نتیجه ی کارهایتان را یک روزه بگیرید.باید صبر و تحمل خود را زیاد کنید تا به تدریج رفتار همسرتان را نسبت به نماز و روزه اصلاح کنید. در این مسیر از غر زدن، کنایه، سرزنش و مقایسه کردن دوری کنید که در غیر اینصورت تمام زحمتتان بی نتیجه خواهد ماند. زبان خوش و محبت آمیز رمز موفقیت شما در این راه است.دانشآموزان را به فعاليت سوق دهيد نه گوش دادن!
چگونه خلاقیت دانش آموزان را شکوفا کنیم؟

دیوید گوبلار مدرس دانشگاه آيوا در مقاله اي با عنوان Your Students Learn by Doing, Not by Listening از شيوه ي جديدي در آموزش سخن مي گويد. اين شيوه نه تنها در تحصيل و آموزش افراد در مدرسه و دانشگاه بلكه در شيوه تربيتي والدين نيز به شدت تاثير گذار است. در واقع اتكا به اين شيوه ميتواند سرچشمه ي بسياري از تغييرات در عرصه هاي مختلف زندگي فردي باشد.
گوبلار؛ آموزش را به سطح بالاتري ارتقا ميدهد. آموزشي كه در آن ذهنيت افراد تغيير پيدا كند و افراد تنها به دريافت يكسري اطلاعات اكتفا نكنند، بلكه با اين شيوه آموزشي در جريان عمل قرار مي گيرند و مجري آموزش ميشوند و دست به ايجاد ابداعات و ابتكارات ميزنند. با اين شيوه آموزش است كه دانشجو بودن از يادگيري و گوش دادن به سخنراني استادان به درگير شدن با مطالب و فعاليت و ابداع نسخههاي خاص تغيير جهت ميدهد. در ادامه با اين شيوه آموزش بيشتر آشنا ميشويد.
گوبلار در ابتداي يادداشت خود به مقاله جديدي از نیویورک تایمز ارجاع ميدهد. نتایج جالب اين مطالعهي جدید بيانگر آن است كه "کیفیت رژیم و نه كميت آن" کلید کاهش وزن است. بر اساس اين مطالعه، تمرکز بر مصرف زیاد سبزیجات و غذاهای فرآوری نشده استراتژی بهتري از شمارش کالری است. در اين مطالعه حدود 600 نفر يكي از اين دو نوع رژيم را انتخاب كرده بودند و تحت نظر قرار گرفته بودند. با این حال، نزدیک به پایان مقاله، متوجه نكتهاي غيرعادي شدند: افراد در هر دو گروه کالری مصرفي شان کمتر از آن مقدار كالري بود كه مي توانستند مصرف كنند. ناگهان ادعا در مورد کیفیت در برابر كميت مشکوک به نظر رسید.
بهترین یادگیری دانش آموزان زمانی است که خودشان چيزي را کشف کنند
گوبلار در ادامه عنوان ميكند: هم زمان با اين كه روند اين تحقيق را مطالعه مي كردم؛ متوجه شدم نكته كليدي در مورد رژيم غذايي نيست بلكه در مورد آموزش و تعليم است. گاهی اوقات نگرانم که کلمه تدریس ما را به سمت دانشگاه و مدرسه گمراه کند. متعاقبا وقتي تنها تدريس را در مدارس و دانشگاهها خلاصه كنيم؛ وظيفه ما به عنوان اساتيد دانشگاه نيز اين مي شود كه علوم جديد را در سر دانشجويان فرو كنيم. اما تجربه به من نشان داده؛ بهترین یادگیری هنگامی رخ می دهد که دانش آموزان خودشان چيزي را یاد بگیرند و کشف کنند و این دقيقا همان چیزی است که در این مطالعه رژيمهاي غذايي اتفاق افتاد.
از نظر نويسنده، علوم پایه تغذیه تغییر نکرده است: افرادی که کالری بیشتری مصرف میکنند نسبت به سوخت و ساز بدن وزنشان زياد ميشود. اما فقط گفتن اين موضوع به مردم براي كاهش وزن كفايت نميكند. اگر اين طور بود؛ همه در BMI ايدهآل بوديم. پس محققان مطالعه به گونهاي متفاوت عمل كردند. آنها به مردم آموختند که چگونه عادتهای غذايی را در خود ايجاد كنند که به طور طبیعی كالري كمتري مصرف كنند.
شرکت کنندگان در کلاسها برای یادگیری عادات غذایی سالم در دو ماه اول یک بار در هفته ، و به مرور كمتر در كلاسها شركت مي كردند. اندازه كلاس كوچك بود (حداكثر 22 دانشجو)، و مربيان بر «تغييرات پايدار شيوه زندگي و نه تنها رژيم غذايي موقت» تمركز كردند.
علاوه بر اين، بر اساس بازخورد اوليه، محققان شيوه آموزش خود را تغيير دادند. آنها سعي كردند كلاسها و مطالب فشرده و متراكم ارائه نشود و جنبه تعليم و آموزشي نداشته باشيد بلكه بيشتر تعاملیتر باشد. مربیان کمتر سخنرانی کردند و سعي كردند کلاسهای خود را بر محور فعالیت مخاطبان قرار دهند. به عنوان مثال هركس دستور پخت غذايي خود را تهيه ميكرد و با اين كار عملا حضوري فعالانه در جريان برنامه پيدا ميكردند.
دانش آموزاني در تحصيل موفق ترند که خودشان یاد می گیرند
با اين اوصاف دانش آموزاني در دورههای تحصيلي خود موفق ترند که خودشان یاد می گیرند. همانطور که شرکت کنندگان در این مطالعه نيز به صورت عملياتي خودشان را در فرآيند تعليم قرار دادند. آنها ذهن خود را درباره چگونگی غذا خوردن و رفتارشان تغییر دادند. ما اساتيد در دانشگاه و حتي مدرسه، نيز به دنبال دست يافتن به اين فرآيند هستيم و سعي ميكنيم دوره های آموزشی طراحی كنيم که به دانشآموزان و دانشجويان کمک كند تا در اين فرآيند آموزش قرار بگيرند و خودشان ياد بگيرند و نه كسي به آنها ياد بدهد.
تغيير ذهنيت افراد كار بسيار سختي است
از نظر اين استاد دانشگاه تغيير ذهنيت افراد كار بسيار سختي است. وي در ادامه مي گويد: در دوره آموزش سخنرانی من و دانشجويانم متفق القوليم كه تغيير ذهنيت افراد كار سختي است و افراد غالبا در برابر پذيرش اشتباهاتشان مقاومت مي كنند. زماني كه هنر متقاعدسازي را آموزش مي دهم؛ چالشهايي را كه به عنوان معلم با آنها روبه رو شده ام؛ به خاطر مي آورم.
به ندرت، کتاب یا سخنرانی اي؛ مردم را به متفاوت فکر کردن دعوت می کند
تدریس، تغییر ذهن دانش آموزان نیست؛ به این معنی که آنها را متقاعد سازيم که موضع دیگری در مورد برخی مسائل داشته باشند. اما تدریس موفق باعث تغییر ذهنيت می شود. دائما سعی میکنم به دانش آموزان کمک کنم که تصورات غلط خود را کشف و بر این اساس آنها را اصلاح کنند. گرچه متقاعد کردن برای سخنراني مهم است؛ هدف مشخص نوشتن و صحبت کردن، متقاعد کردن خوانندگان و مخاطبان استدلال ماست. باید اعتراف کنیم که حتی بهترین نویسندگان اغلب اوقات در متقاعد کردن خوانندگان ناکام می مانند. به ندرت، کتاب یا سخنرانی اي؛ مردم را به فکر کردن متفاوت دعوت می کند.
دانشجويانم در این ترم موظف بودند سخنراني با موضوع" .... ذهن من را تغییر داد" ارائه دهند. دانش آموزان مجبور بودند در مورد چیزی بنويسند که تفکرشان را به طور قابل توجهی تغییر داده بود و تجزیه و تحلیل کنند که چرا و چگونه چنين تغييري در آنها رخ داده است. در نهايت اين طور به نظر مي رسيد كه حتي فكر كردن به مثالي مناسب در اين زمينه براي بسیاری از دانش آموزان دشوار بوده است. اما همه اينها به معناي آن نيستند كه آموزش يا متقاعدسازي غيرممكن است.
اغلب، به دانشآموزانم میگویم، تنها چیزی که میتواند ذهن ما را تغییر دهد، چیزی است که از خودمان می گذرد. در مطالعه جاما، محققان در تغییر عادات غذا خوردن شرکت کنندگان موفق بودند؛ چراكه فقط به گفتن اصول تغذيه سالم اكتفا نكردند و فراتر از آن را به مخاطبان خود آموزش دادند. اين محققان نوعی استراتژی یادگیری فعال را که همه ما باید در کلاسهاي درس استفاده کنیم، به کار بردند.
تدريس به شیوه های قدیمی برای اکثر دانشآموزان اين شيوه كارساز نيست
ما باید فراتر از اين ایده برويم که تدريس كامل و بي نقص، تدريسي است كه در ان اكثريت دانشجويان آموزش ببينند و يكسري مطالب آموزشي را دريافت كنند. چنین آموزش هایی (كه شايد بهتر باشد آنها را سخنراني بنامیم) برای برخی از دانش آموزان موثر خواهد بود. اما برای اکثر دانش آموزان اين شيوه كارساز نيست و بايد مخاطبانمان را به عمل وادار كنيم و در جريان يادگيري قرار دهيم.
چگونه خلاقیت و نوآوری دانش آموزان را شکوفا کنیم؟
چنین شيوه آموزشي کار ساده ای نیست. اما همانطور که مطالعه جاما نشان می دهد، با برنامه ریزی کافی، تخصص و انعطاف پذیری، قابل دستیابی است. این کافی نیست که تنها به دانش آموزانمان بگوييم كالري كمتري بخورند بلكه بايد آنها را در آشپزخانه تنها بگذاريم تا خودشان پخت و پز كنند و دستور غذايي خاص خود را ابداع كنند. در چنين فرآيندي است كه نه تنها فرآيند آموزش آنها تكميل مي شود بلكه خلاقيت و نوآوري آنها شكوفا مي شود.
چگونه از همسرم دلجویی کنم ؟
راه حل آشتی کردن با همسر بعد از دعوا

مسلما اگر در زمان بحث، دعوا شدت و تندی زیادی نداشته باشد و به آرامی دعوا کنیم و صبر بیشتری به خرج دهیم. آشتی کردن و برقراری دوباره ارتباط راهی سادهتر خواهد بود. اما در جنبهی دوم اگر دعوا شدت بیشتری داشته باشد و به یکدیگر ناسزا بگویم و یا در حین دعوای حتی یکدیگر را بزنیم، این رابطه را به سختی میتوانیم برقرار کنیم یا حتی زمانی که این رابطه برقرار شد، دیگر آن صمیمت سابق را ندارد و مثل چینی ترک خوردهای میباشد که با یک ضربه کوچک برای همیشه میشکند و فنا میشود... همیشه این موضوع رابه هنگام دعوا بخاطر داشته باشید تا حدی جلو بروید که جایی برای بازگشت داشته باشید و به قول ما ایرانیها همهی پلهای پشت سر خود را خراب نکنید که دیگر راهی برای بازگشت نداشته باشید.حالا چگونه آشتی کنیم؟
اولین گام برای آشتی کردن این است که بپذیریم همهی انسانها نظرات مختلفی نسبت به یکدیگر دارند و مسلما ما و شخصی که با او نزاع داشتهایم نیز دارای ایدهها و عقاید متفاوتی هستیم و اولین گام این است که این موضوع را بپذیریم و نظرات یکدیگر را حتی متفاوت قبول کنیم و برای صحبتهای یکدیگر ارزش قائل شویم. و مهم تر اینکه بعد از دعوا به دنبال انتقام جویی نباشیم وبه دنبال این نباشیم که بعد از دعوا با صحبتهای و یا رفتارمان دیگری را تحقیر کنیم و یا اینکه قصد آزار او راداشته باشیم به جای این کارها به تفاهم برسید و با یکدیگر سازش کنید.
زنها بیشتر قهر میکنند یا مردها؟
نمیتوان دقیق گفت مردها بیشتر قهر میکنند یا زنان، ولی بین زنان و مردان در علت توسل به این رفتار تفاوت وجود دارد.
قهر واکنش تنبیهی برای نشان دادن نارضایتی است که زنان از قهر برای نمایش نارضایتی خود استفاده میکنند. زنان مشتاق نشان دادن عواطف و احساساتشان به محیط اطراف هستند، بنابراین با تصمیم به قهر سریعا میخواهند ثابت کنند که از مسالهای ناراحت هستند، در واقع یک زن با هدف جلب توجه طرف مقابل قهر میکند؛ از سوی دیگر زن برای بیان احساسات و عواطف خود از کلمات استفاده کرده و تصور میکند بدترین جریمه برای دیگران، محروم کردن آنها از حرف زدن است، اما این هرگز به معنی قطع کل رابطه نیست و آشتی کردن حتمی است، اما مردان از قانون همه یا هیچ استفاده میکنند یک رابطه یا از نظرشان کلا مختومه است یا ادامه دار، هیچ نقطه میانی در یک رابطه برای خودشان قائل نیستند و چون نسبت به زنان در ارتباط کلامی ضعف دارند، به همین دلیل نمیتوانند از قهر بهعنوان ابراز ناراحتی استفاده کنند، چون مانند آنها از گفتوگو نکردن ناراحت و اذیت نمیشوند، شاید به همین دلیل است که برخی از مردان اگر قهر کنند و در دور باطل لجبازی گرفتار شوند، دیگر کمتر حاضر به آشتی میشوند، حتی اگر به ضررشان تمام شود.
چرا قهر میکنیم؟
افرادی که زیاد قهر میکنند،عموما انتقاد ناپذیر و زودرنج هستند و اعتماد به نفس کمی دارند و از عزت نفس بالایی برخوردار نیستند. آنها هنگام رویارویی با مشکلات یا اختلاف عقیده با دیگران، احساس ترس و حقارت میکنند و به ناچار برای دفاع از خود و اجتناب از استرس و اضطراب، راهی جز قهر نمییابند، در حقیقت فرد با قهر و محل نگذاشتن به دیگری به نوعی از مساله فرار میکند که این خود نشانه ترس و ضعف شخصیتی فرد است.
بعد از قهر چگونه منت کشی کنیم ؟
برای دلجویی پیشقدم شوید
وقتی هر دو از موضوعی ناراحت هستید، شاید منتظر بمانید تا دیگری قدم اول را برای دلجویی بردارد؛ این یعنی شما مهارت لازم را برای ترمیم آسیب احساسی که در زندگی مشترکتان ایجاد شده است، ندارید و توجه ندارید که به خاطر همین اشتباهتان، ممکن است به مرور زمان، علاقه شما و همسرتان کمرنگ شود؛ بنابراین برای دلجویی، خودتان پیشقدم شوید.
از لحاظ روحی خود را برای آشتی آماده کنید و بعد پیش بروید
اگر احساس میکنید که حتی یک درصد برای مصالحه و سازش آمادگی ندارید به هیچ وجه پیش نروید زیرا ممکن است که صحبتی شود و شما کنترل خود را از دست دهید و اوضاع از اینکه هست بدتر شود برای همین گفته میشود که از لحاظ روحی آمادگی کامل داشته باشید و بعد جلو بروید. شما از خود گذشتگی کنید و علی رغم تمامی هیجانات منفی خود که به نوعی شما را از این کار منع میکند اما باز هم به سمت طرف مقابل خود بروید، و رابطه را ادامه دهید. این کار شما باعث میشود که او از کردهی خود پشیمان شود و ارزش شما را بهتر درک کند. در دعواها به تنهایی پیش نروید و قضاوت پیش از موعد نداشته باشید و مانند نوجوانان پرخاش جو و یکه تاز نباشید. شما باید یک فرقی با نوجوانان داشته باشید.
معذرت خواهي سخت است اما...
بسيار پيش ميآيد كه افراد با هم دعوا ميكنند. فقط به اين دليل كه نتوانستند به درستي منظورشان را به يكديگر بفهمانند يا از عبارات و كلماتي استفاده ميكنند كه به درستي منظورشان را نشان نميدهد و باعث سوءتفاهم بسيار ميشود، همين ميتواند براي زندگي زناشويي شما بسيار مضر باشد. بنابراين نخستين كار بعد از هر دعوا اين است كه غرور و تكبرتان را كم كنيد و براي بهوجود آمدن دعوا و كارها و حرفهاي اشتباهتان اظهار تاسف كنيد. در واقع يك عذر خواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشد كه ما به شما ميدهيم. بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه بوده و تا به حال هيچ كس بعد از گفتن آن غش نكرده است.
حتما به او بگویید که دوستش دارید
هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.
با تفاوت شیوه دلجویی از خانمها و آقایان آشنا شوید
در دلجویی باید بدانید شیوه دلجویی از مرد و زن به چه صورت است و به تفاوت این دو جنس بیشتر دقت کنید. از آنجا که خانمها خیلی شنیداری هستند و دوست دارند بشنوند بهتر است، مردها عبارتهایی مانند اینکه «من هنوز تو رو دوست دارم» و «تو برایم مهمی» و «من منظوری نداشتم» را زیاد استفاده کنند. نیاز ذاتی خانمها دوست داشته شدن و دوست داشتن است؛ بنابراین وقتی در موضوعی قرار میگیرند که آزرده خاطرند نیاز ذاتیشان، آسیب میبیند و با خودشان فکر میکنند «من رو دوست نداره» یا «نفهمید من دوستش دارم.»
در خور ذکر است که نیاز ذاتی آقایان نیز قدرت و توانایی است. معمولا در بحرانها احساس آزاردهنده آقایان بیکفایتی و تحقیر شدن است؛ بنابراین باید کلماتی به کار گرفته شود که این احساس از او گرفته و حس توانمندی به او بازگردانده شود؛ بیان عبارتهایی مانند «من میدونم که تو میتونی» و «میدونم به فکر ما هستی و حواست هست» بسیار مهم است. به طور کلی در دلجویی کردن باید به فرهنگ کلماتی که بینتان است، بیشتر توجه کنید و هر آنچه را که برای بهتر شدن حال طرف مقابلتان لازم است انجام دهید.
قبول كنيد كه اشتباه كردهايد
زمانيكه بهطور شفاف مشخص شد كه مرتكب اشتباه شدهايد و مـطـلقا راه گريزي از پيامدهاي حاصله از خطاكاري و جرمتان وجود نداشت، بايد گناه خود را بپذيريـد. براي جبران خرابكاري و رسيدگي كردن به موقـــعيت ايـجـاد شده پيش برويد. اگـر در اين مـرحله در بيان جزئيات متوسل به دروغ شويد، احتمال اينكه او احساس كند، بهطور كـامـل بـا او صـادق نـيستـيد، زياد ميشود يا ممكن است داستان شما را بهصورت متفاوتي از شخصي ديگر بشنود.
رو راست و يكدل باشيد اما كار غيرعاقلانه انجام ندهيد. تا ميتوانيد اشتباه خود را بياهميت جلوه دهيد. هـمسر شـما شـديدا ميخواهد باور كند كه شما قصد اذيت و آزار او را نداشتهايد، بنابراين تمام تلاش خود را براي پاك كردن ذهـن او بكار ببنديد. حتی اگر یك عذر و بهانه بهنظر شما ناكار آمد برسد، اگر بهصورت متقاعدكنندهای آنرا بیان كنید باز او خریدارش خواهد بود.
شما هم ببخشید و فراموش کنید
عذر خواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متأسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.
| بیشتر بخوانید : خودآموز منتکشی از همسر منتکشی کنیم یا بیمحلی؟ ۳ رفتار جایگزین قهر کردن برای متاهله |
منابع : نمناک / خانواده سالم / جام جم / برترین ها / شفا انلاین
گناهی که عواقبش در دنیا نیز گریباگیر است
پردهدری نکنیم !

در دین مبین اسلام، دستوراتی وجود دارد که رعایت نکردن آنها علاوه بر جهان آخرت، در این دنیا نیز گریبان انسان را میگیرد. یکی از آن کارهای بد و ناپسند، "پرده دری نسبت به دیگران" است. روایات اهلبیت گویای این مطلب است که، هر کس به دنبال بی آبرو کردن دیگران و پردهدری نسبت به آنان باشد، جهنم در انتظار اوست و خداوند، آبروی او را خواهد برد.[1] زیرا که فاش کردن راز دیگران و پرده برداشتن از اسرار آنان، نوعی ظلم است و ظلم یکی از کارهای بدی است که آثارش به انسان بازمیگردد.[2]
انسان موجودی اجتماعی است و برای ادامه زندگی دوستانی دارد؛ به طور طبیعی دوستان در اثر رفت و آمد و نشست و برخاست از اسرار زندگی شخصی و خانوادگی یکدیگر مطلع می شوند؛ این اسرار شخصی، زمانی که بین دوستان کدورتی پیش می آید، ممکن است توسط یک طرف، فاش شده و باعث ریختن آبروی دیگری شود. از این رو در احادیث بر انتخاب دوستان خوب تاکید شده و دوست خوب را کسی دانسته که در غیاب فرد بدگویی(پرده دری ولو کوچک) نکند.[3]
هنگامی که شخص متوجه شود که اسرار او توسط دوست دیگر برملا شده، ممکن است دست به واکنش متقابل و یا انتقام بزند. چه بسا بسیاری از مشکلات و ناهنجاریها مانند اسید پاشی، درگیری های خیابانی وغیره، نتیجه فاش کردن(پردهدری از) اسرار شخصی یک دوست باشد. چنانچه این پرده دری در خصوص افراد شاخص و برجسته رخ دهد، ماجرا ابعاد تازه ای پیدا میکند، چراکه هواداران آنها نیز به تبع آنها وارد گود شده و به تخریب یکدیگر میپردازند.
امروزه بنیان خانواده با وجود فضای مجازی و دیگر القائات شیطانی، مورد تعرض قرار گرفته است. چه طلاق هایی که بر اساس پرده دری زوجین رقم می خورد.
پرده براشتن از رازهای دیگران، در محیطهای دوستانه و نیز بین زوجین، اثرات ناگواری دارد که فارغ از جهان آخرت، چه بسا در این دنیا گریبان انسان را بگیرد.
پی نوشتها:
1ــ پیامبر اسلام: هر كس براي عيبجويي و فاش كردن اسرار برادر دينياش قدم بردارد اولين قدم او ورود به جهنم خواهد بود! و خداوند اسرار و عيوب او را نزد همة خلايق فاش و علني خواهد ساخت. (لئاليالاخبار، ج ٥، ص ٢٤١)
2ــ پیامبر اسلام: «سه خصلت است كه در هر كس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم كردن و...» نهج الفصاحه ص 422 ، ح 1281
3ــ پیامبر اسلام: «سه چيز دوستى را يكرنگ مى سازد :... پاسداری در غیاب(و بدگويى نكردن) و ...»( مجموعه ورام ج2، ص121
اگر در خصوص این موضوع سوالی