ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

 

تست‌های روان‌شناسی قبل از ازدواج؛ آری یا نه؟

 

 

 

خود را بیشتر بشناسید، میزان تفاهم با همسرتان را بسنجید، به سوالات پاسخ دهید تا به اضطراب‌تان پی ببرید، یک ازدواج موفق را برای خود رقم بزنید، با ترس‌هایتان روبه‌رو شوید و... شاید بارها و بارها با چنین جملاتی در فضای مجازی مواجه شده باشید و تست‌های روان‌شناسی مختلفی در پیش رویتان قرار گرفته باشد.
 
 
تستس پیش از ادواج

این تست‌ها چقدر می‌توانند به شما کمک کنند؟ آیا این تست‌ها معتبر هستند و ما را از مراجعه به روانپزشک بی‌نیاز می‌کنند؟ اینها سوالاتی است که دکتر محمدرضا شالبافان روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران به آن پاسخ می‌دهد.

یک ابزار مفید

تست‌های روان‌شناختی، در واقع یک ابزار مهم برای روانپزشکان به‌حساب می‌آید و می‌توان به کمک این تست‌ها در کنار صحبت کردن با فرد، به وضعیت او پی برد. روانپزشک با نتیجه به دست آمده از تست، اقدام به درمان فرد می‌کند که این درمان با توجه به شرایط می‌تواند دارویی یا در برخی موارد غیر دارویی در نظر گرفته شود. تنها در برخی موارد مثل افسردگی، وضعیت جسمی فرد نیز، از نظر ابتلا به بیماری‌هایی چون کم‌خونی و کم‌کاری تیروئید، مورد بررسی قرار می‌گیرد تا مشخص شود که فرد به‌دلیل ابتلا به این بیماری‌ها، دچار علائم افسردگی نشده باشد.

تست‌هایی متناسب با فرهنگ ما

یکی از سوالاتی که به ذهن افراد ممکن است برسد، میزان اعتبار تست‌های روان‌شناختی است. در پاسخ به این سوال باید گفت که موارد بسیار زیادی روی اعتبار یک تست تاثیر می‌گذارند. برای مثال، تست‌های روان‌شناختی تحت تاثیر زبان و فرهنگ هر کشور، باید بومی‌سازی شوند و توسط متخصصین، مواردی که با فرهنگ ما سازگاری ندارد، تغییر کند. تست‌ها در زمان بومی‌سازی شدن، در اختیار یک نمونه اتفاقی از مردم جامعه قرار می‌گیرند و سپس بررسی و پژوهش زیادی روی آنها انجام می‌شود. این تست‌ها بعد از استانداردسازی بومی، در اختیار افراد قرار می‌گیرند و می‌توانند از آنها بهره ببرند. امروزه تست‌های خوبی در دسترس مردم قرار دارد و در فضای مجازی به‌راحتی می‌توان به این تست‌ها دسترسی پیدا کرد ولی مردم بهتر است از تست‌هایی که در سایت‌های وابسته به محیط‌های دانشگاهی (مثل دانشکده‌های روان‌شناسی و علوم پزشکی سراسر کشور) قرار گرفته‌اند بهره‌برد.

تست به تنهایی کافی نیست

شاید خیلی از افراد تصور کنند که تست‌های روان‌شناختی، به تنهایی کافی هستند در حالی‌که این تست‌ها در شرایطی می‌توانند ارزش داشته باشند که در کنار آنها مصاحبه و معاینه بالینی توسط روانپزشک انجام شود. اما در شرایطی که از این تست‌ها به عنوان غربالگری استفاده شود، می‌توانند بسیار مفید باشند. افرادی که تا به حال به روانپزشک مراجعه نکرده‌ا‌ند و سابقه بیماری قبلی هم ندارند، می‌توانند به وسیله این تست‌های روان‌شناختی، از وضعیت کلی خود آگاه شوند و در صورتی که نتایج به‌دست آمده از تست در آنها مشکلی را نشان بدهد، باید حتما برای بررسی و درمان به روانپزشک مراجعه کنند.

خطایی در کار است؟

گاهی نتیجه تست‌های روان‌شناختی می‌تواند مثبت یا منفی کاذب باشد. البته بیشتر تست‌ها خطای کمی دارند ولی با این حال، مواردی دیده می‌شود که فرد درست متوجه سوال‌های تست نمی‌شود و به گونه‌ای پاسخ می‌دهد که نتیجه تست، او را مثلا افسرده نشان می‌دهد در حالی‌که مصاحبه و بررسی‌های بالینی توسط روانپزشک، افسرده بودن فرد را تائید نمی‌کند. پس در شرایطی که فرد با انجام تست باز هم احساس کرد با مشکلی مواجه است و در نتیجه تست شک داشت، باید حتما به روانپزشک مراجعه کند. روان‌پزشک در صورت نیاز ممکن است فرد را به روان‌شناس ارجاع دهد. آن دسته از افرادی هم که قبلا سابقه مراجعه به روانپزشک دارند، نباید این تست‌ها را بدون نظر روانپزشک انجام دهند.

تاثیر هزینه بر کیفیت تست

تفاوت‌های زیادی در تعرفه‌ها برای انجام تست‌های روان‌شناسی وجود دارد و عوامل زیادی روی این مساله دخیل است. برای مثال، تستی که در مرکز خصوصی انجام شود با تستی که در مرکز دولتی صورت بگیرد، تعرفه متفاوتی دارد. علاوه بر این، ممکن است مدت زمان انجام یک تست طولانی باشد و تحلیل آن نیز زمان زیادی ببرد و به همین دلیل تعرفه بالاتری برای آن مطرح شود، پس نباید تعرفه تست‌ها را چندان با یکدیگر مقایسه کرد.

ولی به‌طور کلی، اگر افراد تصور کنند که با پرداخت هزینه بیشتر، آن تست بهتر است، این باور درستی نیست و اصلا به افراد توصیه نمی‌شود که هزینه‌های بسیار بالایی را برای این منظور بپردازند. اگر روانپزشک انجام چنین تست‌هایی را ضروری بداند، می‌توان در مراکز دولتی آنها را با بیمه و با هزینه خیلی پایین‌تر انجام داد. برای مثال، یک تست می‌تواند در مرکز دولتی، هزینه‌ای حدود 20هزار تومان داشته باشد در حالی که همان تست در مرکز خصوصی حدود‌100هزار تومان هزینه داشته باشد. به‌طور کلی، هزینه تست تفاوتی در کمکی که روانپزشک و روان‌شناس به فرد می‌کند، ایجاد نخواهد کرد. امروزه مراکز زیادی در سراسر کشور وجود دارند که وابسته به دانشگاه‌های علوم پزشکی هستند و خدمات خوبی را در زمینه روانپزشکی و مشاوره، به افراد ارائه می‌دهند. یکی از دلایلی که برخی از مردم به تست‌های بسیار گران روی آورده‌اند، تبلیغات است و متاسفانه برخی‌ها به دلیل علاقه مردم به انجام این تست‌ها، تعرفه‌های بسیار بالا و آنچنانی تعیین می‌کنند.

تست قبل از ازدواج

امروزه تست‌های زیادی قبل از ازدواج رایج شده که برخی از افراد مدعی هستند که با این تست‌ها می‌توان به شخصیت فرد مورد نظر کاملا پی‌برد، در حالی‌که این ادعا پشتوانه علمی ندارد و با یک تست به تنهایی نمی‌توان به شخصیت افراد پی برد. مشاوره برای افرادی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، بیش از هر چیز دیگر مفید است و به تمامی افرادی که قصد ازدواج دارند، توصیه می‌شود که حداقل یکی‌دو جلسه حتما به مشاور مراجعه کنند. موارد زیادی در این جلسه‌های مشاوره مورد بررسی قرار می‌گیرند. به‌طور کلی، روانپزشک یا روان‌شناس، جویای هدف ازدواج و میزان مسئولیت‌پذیری می‌شود و با توجه به صحبت‌های هر دو طرف، افراد را راهنمایی می‌کند.


منبع: میگنا

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 15:46

حفاظت از دارایی‌های دیجیتال

حفاظت از دارایی‌های دیجیتال

 

 

 

بسیاری از ما دارایی‌های دیجیتالی داریم که نسبت به آنها بسیار بی‌توجه هستیم و فقط زمانی که آن‌ها را از دست می‌دهیم به اهمیت آنها پی می‌بریم. داده‌هایی که می‌توانند از گذشته و خاطرات تلخ وشیرین‌مان تا وضعیت اقتصادی امروز و آینده‌مان را پوشش دهند.
 
 
 
 
امنیت رایانه

 

 

 

هکرها امروزه برای تخلیه انرژی و هیجان هک نمی کنند بلکه میلیون ها دلار از این راه کسب درآمد می‌کنند. پس به این دلیل که یک تجارت بالقوه در پس هک های امروزی وجود دارد لازم است که بدانید هیچ رحم و ترحمی در این زمینه وجود ندارد و باید به مقابله برخیزیم.

در ادامه مواردی که می توانند به عنوان یک کاربر خانگی نه سازمانی به مقابله با هکرها بپردازیم را بررسی و مرور می کنیم.

آنتی ویروس

نرم افزارهای آنتی ویروس محافظ های ۳۶۰ درجه ای هستند که تا حد بسیار بالایی از شما در مقابل حملات سایبری محافظت می کنند. امکانات آنتی ویروس ها دیگر تنها به شناسایی و حذف بدافزارها محدود نمی شود و قابلیت های بسیار بیشتری مانند فایروال، بکاپ، کنترل و مدیریت برنامه ها و آسیب پذیری ها و… را شامل می شوند.

آنتی ویروس‌های رایگان، توسط شرکت تولید کننده کاملا به صورت رایگان ارائه شده است و هیچ نگرانی امنیتی در آنها نیست. همچنین جهت مقایسه آنتی ویروس‌ها بهتر است نتایج لابراتورهای AV-Test و AV-Comparatives را بررسی فرمایید.


استفاده از DNS امن

در سیستم عامل‌های موبایل نیز با وجود اینکه هسته اندروید از لینوکس است ولی سیستم عامل‌های iOS اپل و ویندوز فون مایکروسافت نسبت به اندروید گوگل بسیار امن تر می باشند.

هکرها از تکنیک‌های مختلفی جهت پایداری حضور خود در سیستم‌های هک شده و افزایش سطح حمله خود تا سر حد ممکن استفاده می‌کنند. یکی از این تکنیک‌ها استفاده از سرورهای C&C می باشد. این سرورها جهت اجرای حمله اصلی پس از تحت کنترل درآوردن تعداد زیادی قربانی استفاده می‌شود. پس در واقع تا پیش از حمله اصلی این سرورها بی خطر هستند.

مدیریت وصله‌ها

اشکالات برنامه نویسی می‌توانند منجر به ایجاد حفره‌های امنیتی شوند که هکرها بتوانند با سوء استفاده از آنها به سیستم‌ها نفوذ کنند، جاسوسی کنند، اطلاعات را تخریب و رمزنگاری کنند، اطلاعات اعتبار سنجی را به سرقت ببرند و…

بیش از ۸۰% از حملات سایبری با نصب وصله‌های بروزرسانی سیستم عامل و نرم افزارهای جانبی قابل پیشگیری هستند. به عنوان مثال باج افزار واناکرای زمانی که فعال شد و بزرگترین حمله باج افزاری دنیا را رقم زد تنها کسانی آلوده شدند که به روز رسانی چند ماه پیش مایکروسافت را دریافت و نصب نکرده بودند.


مدیریت پسورد

یک رمز عبور ساده مانند (Iran123) خطرناک و یک رمز عبور متوسط مانند (Iran@#2018) قابل تحمل و یک رمز عبور مانند (۸۴Ag4J#ByW8StVUfjejb) عالی است. البته به شرطی که برای هر اکانت یک پسورد عالی منحصر به فرد داشته باشید. ولی چگونه ممکن است چنین پسوردی را به چنین پیچیدگی برای هزاران اکانت به خاطر سپرد. چنین کاری غیر ممکن نیست، شما نیاز به استفاده از تکنولوژی دارید که خوشبختانه رایگان نیز می‌باشد.

شما باید از یک نرم افزار مدیریت پسورد استفاده کنید. یکی از بهترین نرم افزارهای مدیریت پسورد Lastpass می‌باشد. این نرم افزار به صورت یک افزونه بر روی مرورگر نصب می‌شود و شروع به جمع آوری و ذخیره امن رمزهای عبور شما می‌کند. در صورت تغییر آنها را اتوماتیک آپدیت می‌کند و در هنگام ساخت اکانت جدید به شما کمک می‌کند تا یک پسورد قدرتمند بسازید.

پسورد دو فاکتوره
پسورد دو فاکتوره قابلیتی است که خوب است در هرجایی از آن استفاده کنید. تقریبا همه‌ی شبکه‌های اجتماعی، سرویس‌های ایمیل و… از آن پشتیبانی می‌کنند. شیوه کار آن نیز به این صورت است که ابتدا طبق روال معمول به اکانت خود وارد شوید، پس از آنکه پسورد را به صورت صحیح وارد کردید یک پسورد دوم نیز برای شما پیامک یا ایمیل می‌شود و یا از طریق اپلیکیشن‌هایی مانند Google Authenticator تولید شود. پس از وارد کردن صحیح آن می‌توانید به اکانت خود وارد شوید.


ایمیل امن
پروتون میل یک سرویس ایمیل امن متن باز از کشور سوئیس است که مسائل حفظ حریم خصوصی در آن به شدت رعایت شده است. همچنین پروتون میل از قابلیت کدنگاری End-To-End بهره می‌برد که در حفظ حریم خصوصی و غیر قابل شنود کردن ایمیل ها بسیار کاربرد دارد.

سیستم عامل

سیستم عامل در مبحث امنیت بسیار هائز اهمیت است. اختلاف نظرات در برتری سیستم عامل‌ها به شدت زیاد است و افراد مختلف نظرات مختلفی دارند. نمی‌توان به قطع گفت که کدام سیستم عامل برترین است ولی با توجه به بررسی هایی که ذکر و توضیح آنها در حوصله این مقاله نمی‌گنجد، لینوکس، مک و ویندوز به ترتیب در لیست امن ترین سیستم عامل‌ها قرار می‌گیرند.

در سیستم عامل‌های موبایل نیز با وجود اینکه هسته اندروید از لینوکس است ولی سیستم عامل‌های iOS اپل و ویندوز فون مایکروسافت نسبت به اندروید گوگل بسیار امن تر می باشند.


فرهنگ و دانش امنیت سایبری

در آخرین مورد به بحث فرهنگ و دانش می‌پردازیم ولی مهمترین مورد در بین موارد ذکر شده می‌باشد. تکنیک‌های مهندسی اجتماعی به سادگی کلیه پروتکل‌های امنیتی را دور می‌زنند و کاربران را در تله می‌اندازند.

امکان دارد کاربری با رعایت تمام اصول امنیتی به شخص دیگری اعتماد کند و پسورد خود را در اختیار او قرار دهد، و یا کارت اعتباری و یا دسترسی به ایمیل و اکانت های دیگرش و یا حتی پسورد خود را بر روی تکه کاغذی بنویسد و آن را به گوشه مانیتور خود بچسباند. اینها همه مواردی هستند که می‌بایست نسبت به آنها حساس و دقیق باشیم و در وجود خود آنها را نهادینه کنیم.

 


 

منبع: ارز دیجیتال

در گفتوگو با حجة الاسلام والمسلمين عليرضا اعرافي؛

 

 

«فقه» و «تربيت»، حوزه هاي گسترده اي هستند كه در زندگي هر فرد كاربرد زيادي دارند؛ فقه، به عنوان دستورالعمل كلي زندگي، شامل همه اعمال مي شود و تربيت نيز از پيش از تولد تا لحظه مرگ را شامل مي شود و مقاطع گوناگوني براي آن مطرح شده است.
 
 
 
آیت الله اعرافی

 

 

اشاره
«فقه» و «تربيت»، حوزه هاي گسترده اي هستند كه در زندگي هر فرد مسلمان كاربرد زيادي دارند. فقه، به عنوان دستورالعمل كلي زندگي، شامل همه رفتارها و اعمال انسان مي شود و هر رفتاري از رفتارهاي انسان، مشمول يكي از احكام خمسه تكليفيه مي شود و هيچ رفتاري نيست كه در اين مجموعه احكام مطرح نشده و يكي از احكام خمسه بر آن منطبق نباشد. تربيت نيز داراي قلمرو گسترده اي است كه از گهواره تا گور و بلكه به طور دقيق تر، از پيش از تولد تا لحظه مرگ را شامل مي شود و مقاطع گوناگوني براي آن مطرح شده است. تربيت همچنين يك عامل تأثيرگذار در گستره زندگي انسان به حساب مي آيد.

هنگامي كه اين دو قلمرو به يكديگر پيوند مي خورند، دانش جديدي به نام «فقه التربيه» شكل مي گيرد; ساحتي كه شايد كمتر در مورد آن و حدود و قلمروش سخني گفته شده است. درباره اين گرايش جديد، با حجة الاسلام و المسلمين عليرضا اعرافي، متخصص در فقه و تربيت و بنيان گذار اين گرايش جديد به گفتوگو نشسته ايم; گفتوگويي پيرامون موضوع فقه التربيه، مباحث، محورها و افق هاي پيش روي آن. حاصل گفتوگوي ما، در ادامه به محضر اهل معرفت تقديم مي شود.

سوال: لطفاً تعريف خودتان را از «فقه التربيه» بيان كنيد و چيستي و قلمرو اين بحث را توضيح دهيد.

استاد اعرافي: مناسب است در آغاز به مقدمه اي اشاره كنم و آنگاه نگاهي به مفهوم «تربيت» و «فقه» بيندازيم. بحث ما مبتني بر اين پيش فرض است كه شريعت اسلام، براي همه رفتارهاي اختياري مكلفان، حكم دارد و هيچ فعل اختياري مكلف نيست، مگر اينكه حكمي از احكام پنج گانه شريعت بر آن مترتب مي باشد. اين پيش فرضي است كه فقه و

اجتهاد متداول، بر آن ابتنا دارد. طبق اين اصل، هر رفتاري داراي حكمي واقعي است و ما در مقام اجتهاد، تلاش مي كنيم به آن حكم واقعي برسيم. اما حكم ظاهري كه با اجتهاد به دست مي آيد، گاهي منطبق بر واقع و در نتيجه، منجّز است، و گاهي هم با حكم واقعي مخالف است و در نتيجه، معذّر مي شود; بنابراين قاعده، همه رفتارهاي صادر شده در مقام تعليم و تربيت، داراي احكام شرعي است و بايد درصدد كشف آن احكام برآمد.

اما در مورد فقه. تعاريف و ديدگاه هاي گوناگوني در خصوص «موضوع» و «محمول» فقه وجود دارد. در باب محمولِ گزاره هاي فقهي، دو نظر وجود دارد:

نظر اول اين است كه محمولات فقهي، فقط احكام خمسه اند; يعني وجوب، حرمت، استحباب، كراهت و اباحه; و نظر دوم اينكه محمول فقه دو دسته احكام است: الف. احكام تكليفي پنج گانه; ب. احكام وضعي، مانند طهارت، نجاست، حليّت، و امثال آن، كه ارتباط وثيقي با احكام تكليفي دارند. پذيرش هر يك از اين دو ديدگاه، در تعيين موضوع فقه اثر دارد. در صورتي كه فقط احكام تكليفي را محمول فقهي بگيريم، موضوع فقه، «رفتارهاي اختياري مكلّفان» مي شود. در اين صورت، احكام وضعي، جزء مبادي يا منتزعات از احكام تكليفي خواهد بود و محمول مستقلي نخواهد بود. اما اگر محمول را اعم از حكم تكليفي و حكم وضعي بدانيم، موضوع فقه، تركيبي خواهد بود از رفتارهاي اختياري از حيث اتصاف به احكام خمسه و يا متعلّقات رفتار از جهت اتصاف به احكام وضعي.

شايد با توجه به اينكه كاركرد و فلسفه اصلي و نقش فقه اين است كه استحقاق ثواب و عقاب و حكمي از احكام پنج گانه را براي رفتارها تعيين كند، نظريه نخست راجح باشد;البته احكام خمسه در مواردي، ارتباط وثيقي با احكام وضعي پيدا مي كند. بنابراين، «فقه دانشي است كه از رفتار اختياري مكلّف از حيث اتصاف آن به يكي از احكام تكليفي پنج گانه بحث مي كند.» اين تعريفي است كه مي توان از فقه ارائه داد. البته فقه مبادي، مباني و روش هايي دارد كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار گيرد و گاهي قيودي از آنها در تعريف به كار گرفته مي شود.

تربيت را هم اجمالا مي توان چنين تعريف كرد: «فرايند اثرگذاري و اثرپذيري كه ميان مربي و متربي، به منظور ايجاد صفتي يا تغيير و اصلاح در شخصيت متربي برقرار مي شود.» در اين فرايند دو سويه، مربي اثرگذار است و متربي اثرپذير; گرچه متربي هم مي تواند اثرگذار باشد، اما بيشتر اثرپذيري وي در اين روند ملحوظ است. مقصود از تربيت در اينجا، «تربيت به مثابه واقعيت» است، نه علوم تربيتي و دانش تربيت، و منظور «اصطلاح عام تربيت» است كه شامل تعليم هم مي شود.

نكته شايان يادآوري اين است كه تربيت بدين معنا، فعاليت و رفتار مربي و متربي در مقام تربيت است، اما اين رفتار و فعاليت، به دليل آنكه آگاهانه و عامدانه است، مبتني بر مباني و اهداف معين است و از اين رو، گاهي تربيت در معناي نظام تربيتي به كار مي رود كه شامل مباني، اهداف، اصول و روش هاست و گاهي تنها مقصود از آن روش ها و رفتارهاست. بنابراين، تربيت فرايندي است كه بخش هاي نظري و بنيادي اي دارد كه در محدوده رفتارها نيستند، ولي بخش هايي از آن، در حوزه عمليات تربيتي است; اعم از اعمالي كه از مربي يا متربي در مقام تربيت صادر مي شود. در واقع، اين بخش هاي رفتاري در حوزه فقه و موضوعات فقهي قرار مي گيرند. پس فرايندي كه ما آن را به عنوان «تعليم و تعلم» يا «تربيت» مي ناميم، يك حوزه مباني و مبادي دارد كه داراي جنبه هاي نظري است و عمدتاً بحث رفتاري در آن مطرح نيست; ولي بخش وسيعي از آن، رفتارهايي است كه در اين فضا و فرايند از مربي يا متربي صادر مي شود; اعم از اينكه در فضاي رسمي باشد يا غيررسمي. هر جا رفتاري اختياري از مربي يا متربي صادر شود، مصداقي است از رفتار اختياري مكلف و در نتيجه مصداقي است از موضوع فقه و در حوزه فقه قرار مي گيرد.

بنابراين، هر عملي كه از مربي يا متربي در مقام تربيت، به معناي عام آن، اعم از تعليم و تربيت صادر شود و به نحوي اختياري باشد، شريعت و فقه بايد براي آن حكمي از احكام خمسه را تعيين كند و اينجاست كه «فقه تربيتي» معنا پيدا مي كند.

با دقت در اين مبحث، مي توان نتيجه گيري كرد كه «مباني تربيت» از قلمرو مستقيم موضوع فقه بيرون است. «اهداف تربيت» نيز مگر در اهداف رفتاري و مواردي كه هدف، صبغه رفتاري بيابد، از اين حوزه خارج است; اما «اصول و روش هاي تعليم و تربيت» و همين طور رفتارهاي متربي، علي الاصول در قلمرو فقه قرار مي گيرند. نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه بحث عوامل، مراحل و محيط تربيت، و نيز مباني و اهداف، از آن جهت كه گاهي در تعيين احكام فقهي تأثير دارند، مي توانند در فقه تربيتي مورد بحث قرار گيرند.

بنابر اين، «تربيت» به عنوان فرايندي انساني هم موضوع «علوم تربيتي» (در شاخه ها و گرايش هاي گوناگون آن) قرار مي گيرد و هم موضوع «فقه». البته علوم تربيتي، شناخت اين فرايند و قوانين حاكم بر آن را هدف قرار مي دهد و فقه، تعيين احكام شرعي رفتارهاي تربيتي را جهت گيري مي نمايد و موضوعات گوناگون در رشته هاي مختلف علوم تربيتي، مي تواند در اين قلمرو قرارگيرد. بدين ترتيب، مي توان مباني علوم تربيتي و فقه را از لحاظ موضوع، «عموم و خصوص من وجه» دانست.

سوال: از مقدمه اي كه حضرت عالي فرموديد، چنين برداشت مي شود كه حوزه مسائل فقه التربيه، اعمال اختياري و رفتارهاي مربي و متربي است كه به نحوي بايد در فقه مورد بررسي قرار گيرند. آيا نمي توانيم بگوييم فقه التربيه يك نگاه اجتهادي به مسائل تربيت دارد و ما بايد به موضوعات تربيتي نگاه فقهي و اجتهادي داشته باشيم و آنها را مورد بررسي فقهي قرار دهيم؟

استاد اعرافي: دقيقاً همين است; يعني رفتارهايي كه از مربيان و متربيان در مقام تربيت صادر مي شود، اعم از رفتارهاي معلمان، مربيان و ديگر كساني كه در مقام تربيت هستند، حتي پدر و مادر، بايد در حوزه فقه قرار گيرد تا حكم آنها تعيين شود; يعني موضوع تربيت را بر فقه عرضه مي كنيم و فقه با روش اجتهادي و مراجعه به منابع خود، حكم آن را بيان مي كند.

سوال: «فقه التربيه» بيشتر جنبه فقهي دارد يا تربيتي؟ آيا مي توان آن را يك حوزه ميان رشته اي جديد دانست؟

استاد اعرافي: تحول فقه يك واقعيت است. پرسش مهم اين است كه اصولا فقه چگونه متحول مي شود و چگونه روند تكاملي خود را طي مي كند؟ در پاسخ به اين پرسش، به علل و عوامل زيادي مي توان اشاره كرد كه در تحول فقه مؤثرند. يكي از عوامل تحول و گسترش دامنه فقه، تغييراتي است كه در موضوعات اتفاق مي افتد; زيرا با وجود آنكه بعضي از موضوعات در فقه، از ناحيه شريعت تحديد شده اند و موضوعات توقيفي اند ـ مانند عبادات كه شرع آن را تعيين كرده است و مي گويد اين نوع از رفتارها واجب است; مثل، نماز و حج ـ اما موضوع بخش اعظمي از فقه رفتارهايي است كه در عالم خارج اتفاق مي افتد. در اين نوع دوم، شارع در تحديد وتعريف موضوع دخالت ندارد، بلكه موضوع از رفتارهايي است كه در عالم خارج اتفاق مي افتد. در اين نوع دوم، شارع در تحديد و تعريف موضوع دخالتي ندارد، بلكه موضوع همان واقعيت خارجي است و فقه، فقط وضعيت موضوع را از لحاظ احكام خمسه مشخص مي نمايد.

در اين قسم دوم، همچنين پيدايش موضوعات نوين و تحول و دگرگوني موضوع و شناخت بهتر آن و وضعيت هاي متكثري كه آن موضوع پيدا مي كند، در تعيين و ترتب احكام مؤثر است و در حقيقت، گاهي موضوعات جديدي مي توانند پيدا شوند. اين امر، در پي پيشرفت هايي كه در فناوري پديد مي آيد، رخ مي دهد. براي مثال، به خاطر پيشرفت علم و خلق فناوري هاي ژنتيك يا فناوري هسته اي، رفتارها و موضوعات جديدي پيدا مي شود و در نتيجه، فقه بايد به اين پرسش ها جواب دهد و دامنه اش وسيع مي شود. اين يك نوع تحول در فقه است كه مربوط به پيدايش و خلق موضوعات جديد است. گاه هم پيشرفت علم، شناخت بهتري نسبت به موضوع به دست مي دهد.

در قسم اول از موضوعات فقهي، گزاره فقهي نوعي خلوص دارد و ناب است; زيرا هم موضوع و هم محمول، از خود شرع است. اما در قسم دوم، ميان رشته اي است; چون موضوع از عالم خارج مي آيد و فقه بايد نسبت به آن اعلام موضع كند; يعني اعلام موضع نسبت به رفتارهاي انسانِ مختار كه در عالم اتفاق مي افتد. در اين قسم دوم، هميشه موضوعات متحول مي شوند.

در تحول و پيدايش موضوعات، علوم انساني و اجتماعي و فناوري هاي جديد مؤثرند و از اين رهگذر، مي توانند بر فقه اثر بگذارند. به عنوان مثال، با پيشرفت اقتصاد، موضوعات جديدي مطرح مي شوند و شناخت هاي جديدي از موضوعات پيدا مي كنيم كه عملا بر فقه اثر مي گذارند. در تعليم و تربيت هم همين طور است; هم موضوعات تربيتي كه به طور معمول فقه درباره آنها بحث مي كرده است، ممكن است با توجه به تحول علوم تربيتي تحول يافته باشند و شناخت جديدي از آن پيدا شود و هم روش هاي جديدي ممكن است مطرح شوند. بدين ترتيب، مباحث جديدي در فقه ايجاد مي شود.

بر اين اساس، در حوزه اقتصاد، مديريت، تربيت و مسائل اجتماعي، چون موضوعات، ناب و توقيفي نيستند، بلكه عقلايي و عرفي اند و مي توانند دست خوش تغيير و تحول باشند و انواع جديدي پديدار شود، فقه مي تواند تحول و گسترش يابد و ابواب جديدي در آن سامان بگيرد. بنابراين، «فقه تربيت» حقيقتاً فقه است و چنين نيست كه غير از فقه باشد; منتها بخشي از فقه است كه به حوزه موضوعات تعليم و تربيت مي پردازد و با توجه به اينكه اين موضوعات از ناحيه علوم تربيتي بررسي مي شوند و فناوري آموزشي و فرهنگي و تربيتي در آن اثر مي گذارد و آن را بسط و گسترش مي دهد، فقه تربيتي، در شناخت موضوعات، از اين رشته ها متأثر مي شود و به نحوي مي توان آن را «ميان رشته اي» به شمار آورد، اما نه به معناي اينكه دانشي غير از فقه است، بلكه حقيقتاً خود فقه است.

سوال: با توجه به اينكه «فقه التربيه» بحث جديدي است، چند نمونه از مسائلي را كه در فقه التربيه قابل طرح هستند و بايد موردبررسي قرار گيرند ذكر كنيد.

استاد اعرافي: فقه التربيه بخشي از دانش فقه است كه به تعيين حكم رفتارهاي مربيان و متربيان مي پردازد و يكي از احكام خمسه را براي رفتارهاي مربي و متربي بيان مي كند. فقه التربيه اگرچه ممكن است يك عنوان جديد به شمار بيايد، ولي ريشه هاي آن در فقه سنتي و متداول موجود است; مثلا مباحثي كه درباره تعليم علوم، انوع علوم و امثال اينها در مكاسب محرمه مطرح است، در حقيقت، جزئي از فقه التربيه است و به همين دليل، نمي توان گفت فقه التربيه يك موضوع فقهي كاملا جديد است، بلكه اين موضوع هميشه در زندگي بشر وجود داشته است و بخش هايي از آن در فقه مورد بحث قرار گرفته است، اما به دليل اينكه اصولا اين مباحث تعين و تشخص مستقل نداشته است، كتاب تعليم و تربيت يا فقه التربيه نداشته ايم.

از سوي ديگر، به دليل اينكه عمدتاً در علم اخلاق به اين مسائل پرداخته مي شده است، احساس نياز نمي شده كه در فقه، باب مستقلي براي آن گشوده شود. بسياري از اين موضوعات، در كتاب منيه المريد شهيد ثاني و كتاب هاي اخلاقي مطرح بوده و ديگر احساس نياز نمي شده است كه از منظر فقهي به اين مباحث پرداخته شود. اما اكنون با توجه به اينكه دانش تعليم و تربيت رشد پيدا كرده و شيوه ها و روش ها متنوع شده اند و نيز اينكه دامنه علوم تربيتي و مسائل تعليم و تربيت گسترش يافته است، احساس مي شود كه صورت بندي جديدي لازم است. بنابراين، بايد كتاب جديد فقهي اي با عنوان «كتاب تعليم و تربيت» يا «فقه تربيتي» تدوين شود. در اين زمينه، مي توان از سه منبع استفاده كرد:

اول. مباحث كهني كه در ابواب فقه وجود داشته، ولي پراكنده بوده است;
دوم. مباحثي كه در اخلاق از منظر تعيين حسن و قبح عقلي مطرح شده است كه بايد اين مباحث را با روش اجتهادي به منظور تعيين حكم شرعي آنها مورد بحث قرار داد;
سوم. مباحث و موضوعات جديدي كه در تعليم و تربيت و علوم تربيتي و فناوري آموزشي مطرح اند و پرسش هاي نويني را روياروي فقه قرار مي دهند.

براي نظام بخشي به فقه التربيه، مي توان چارچوب و فهرستي كلي بدين گونه ارائه كرد:
فقه التربيه:

بخش اول. تعليم و تعلم;
فصل 1: انواع علوم و احكام تعلم آنها;
فصل 2: تعليم و احكام آن;
فصل 3: معلم; وظايف و و اوصاف;
فصل 4: روش ها و شيوه هاي تعليم و تدريس;
فصل 5: فناوري هاي آموزشي;
فصل 6: اقتصاد آموزش و پرورش;
فصل 7: نهادهاي آموزشي و وظايف حكومت و مردم.

بخش دوم. تربيت (به معناي خاص);
فصل 1: تربيت بدني;
فصل 2: تربيت عقلاني;
فصل 3: تربيت اعتقادي;
فصل 4: تربيت اخلاقي ـ عاطفي;
فصل 5: تربيت اجتماعي;
فصل 6: تربيت عبادي;
فصل 7: تربيت سياسي;
فصل 8: تربيت اقتصادي و شغلي و مهارت ها;

بخش سوم. نهادهاي آموزشي و تربيتي;

بخش چهارم. عوامل و مراحل.

سوال: اين گونه كه فرموديد، بيشتر مباحث فقه التربيه در فقه هستند و فقه موضوعات تربيتي را مورد بررسي قرار مي دهد و با نگاه و شيوه فقهي و روش اجتهادي آنها را بررسي مي كند. بفرماييد طرح مباحث فقه التربيه چه ضرورتي دارد و چه كاركرد عملي مي تواند در جامعه ما داشته باشد؟

استاد اعرافي: اولين نكته اين است كه ما به عنوان مسلمان، ناچاريم براي همه رفتارهاي اختياري مان احكام شريعت را كشف و استنباط كنيم و اعمالمان را با آنچه خداوند تعيين كرده و در شريعت آمده است تطبيق دهيم. هر مسلماني موظف است حكم اين موضوعات تربيتي را كشف كند و بر اين اساس، بحث سود و زيان در اين قضيه مطرح نيست، بلكه بحث وظيفه است كه بايد انجام گيرد.

نكته ديگر، اينكه ما به دليل نگاهي كه داريم، كه همان نگاه «عدليه» است و احكام را مبتني بر مصالح و مفاسد واقعي مي دانيم، اگرچه احكام ظاهري ممكن است كاملا با آنها منطبق نشوند، ولي به هر حال، در مقام اجتهاد، در موارد زيادي به احكام واقعي دسترسي پيدا مي كنيم و دسترسي به آن احكام، يعني دسترسي به مصالح و مفاسدي كه پشتوانه آن احكام هستند و آن مصالح و مفاسد، البته هم مصالح و مفاسد اخروي هستند و هم مصالح و مفاسد دنيوي. پس اين راهي است كه ما را به تعيين مصالح و مفاسد آنها مي رساند.

از جهت ديگر، اصولا وقتي با نگاه ديني وارد قلمرو تعيين احكام شويم، در حوزه كنترل آسيب هاي اجتماعي، عرصه هاي جديدي براي ما گشوده مي شود. براي سلامت جامعه ديني، معيارهايي لازم است كه اين مباحث ما را به آنجا مي رساند. اگر در تعليم و تربيت، فقه به ما بگويد: وظيفه پدر اين است، وظيفه مادر آن است و وظيفه خانواده فلان است، اين موضوع، عرصه هاي جديدي را براي تعليم و تربيت باز مي كند و تعليم و تربيت را در مسير الهي و معنوي قرار مي دهد. البته اين طور هم نيست كه هميشه بگوييم تمام موضوعات فقهي از بيرون آمده اند; در بسياري موارد، خودِ منابع ديني حرف هاي جديدي براي ما مطرح مي كنند و اين حرف هاي جديد، فضاهاي نويني را در برابر ما قرار مي دهند و تعليم و تربيت را به سمت خودشان هدايت مي كنند.

سوال: با توجه به تلاقي مباحث تربيتي و فقهي و با توجه به اهميتي كه مسائل تعليم و تربيت در جامعه ما دارند، كه نظام جمهوري اسلامي يكي از رسالت هاي مهم خود را تعليم و تربيت مي داند، بفرماييد جايگاه بحث فقه التربيه در نظام تعليم و تربيت اسلامي چيست و اكنون چه زمينه هايي براي طرح آن فراهم است؟

استاد اعرافي: اگر بخواهيم به يك نظام تربيتي اسلامي دسترسي پيدا كنيم، بايد به سه قلمرو اصلي بپردازيم:

اول. «فلسفه تربيتي اسلام» است كه به حوزه مباني و نگرش هاي كلان در تعليم و تربيت برمي گردد; دوم. «حوزه فقه تربيتي» است كه به تعيين شيوه ها و روش ها و وضعيت رفتارهاي صادر شده در مقام تعليم و تربيت مي پردازد و سوم. «اخلاق تربيتي» است كه در واقع، به همان حسن و قبح ها در مقام تعليم و تعلم مي پردازد. اينها سه قلمرو اصلي هستند (فلسفه تربيتي اسلام، فقه تربيتي اسلام و اخلاق تربيتي) كه در كنار هم، «نظام تربيت اسلامي» را ترسيم مي كنند و هر يك، به قلمروها و ساحت هاي گوناگون تربيت مي پردازند. در واقع، اينها سه ضلع يك مثلث هستند كه اگر با نگاه استنباطي و اجتهادي و با روش درست به آن پرداخته شود، مي توان يك نظام تربيت اسلامي را تصوير كرد.

البته براي دست يابي به فلسفه تربيتي اسلام، فقه تربيتي اسلام و اخلاق تربيتي، طبعاً بايد به چند محور پرداخت:
1. تفسير تربيتي قرآن;
2. تفسير تربيتي احاديث و سنت;
3. تحليل تربيتي اعتقادات، احكام و اخلاق اسلامي.

نكته ديگري كه شايان توجه است، اين است كه ارتباط فقه و تربيت به چندگونه متصور است:
1. فقه تربيتي كه به بررسي موضوعات تربيتي از نگاه اجتهادي و فقهي مي پردازد و نتيجه آن، گزاره هاي فقهي در زمينه تربيت است.
2. نظام تربيتي، كه به جمع بندي گزاره هاي فقه تربيتي و نظام دهي به آنها مي پردازد; نظير نظام اقتصادي.
3. تحليل تربيتي احكام، كه به بررسي آثار اخلاقي و تربيتي همه احكام فقهي مي پردازد.
4. از ميان اين سه ارتباط، فقه تربيتي تنها به همان قلمرو اول اختصاص دارد.

سوال: در اين زمينه، تا چه حد كار شده است؟ آيا كارهاي جدي صورت گرفته و اگر نه، در چه زمينه ها و محورهايي بايد كار شود و با چه شيوه ها و راه كارهايي مي توان بحث «فقه التربيه» را توسعه داد و به آن پرداخت؟

استاد اعرافي: با اين شكل و ترتيبي كه بنده عرض كردم، كاري صورت نگرفته است و اين اولين بار است كه موضوع با اين شكل مطرح مي شود. اما همان گونه كه قبلا اشاره كردم، علاوه بر مباحث پراكنده در فقه متداول، بخشي از آنچه در كتاب هاي اخلاقي مي بينيم، بعد فقهي ـ تربيتي دارد و در برخي از قلمروهاي جديد فقهي مانند «فقه الدعوه»، كه در واقع فقه تبليغ است، بدين امر توجه شده است. اينها هم مقداري با «فقه التربيه» ارتباط دارند. البته در اينكه فقه تربيت را هم جزو فقه تبليغ قرار بدهيم يا ندهيم، دو ديدگاه وجود دارد، اما به هر حال، اين دو حوزه هم مي توانند با يكديگر تلاقي پيدا كنند. در فقه خانواده و فقه فرزندان و كودكان نيز كارهاي پراكنده اي وجود دارد كه مي توانند به نحوي با اين بحث ارتباط پيدا كنند.

تذكر اين نكته هم لازم است كه هر جا بحث «فقه» را مطرح مي كنيم، دو نوع تلقّي از آن وجود دارد:گاه منظور همان احكام است كه مراجعي دارد; مثلا راجع به بعضي مباحث سؤال شده و پاسخ داده اند. ولي گاهي به تعبير كتاب معالم، بحث در استخراج حكم از «ادلّه تفصيليه» است; در اينجا كمتر مصداقي براي اين بحث ها داريم. بنابراين، بحث مزبور، بحثي نوپا و پراكنده است كه به صورت تك موضوعي در كتاب هاي فقهي و احياناً مقالات جديد به آن پرداخته شده است.

اما از حيث روش، در فقه التربيه ما بايد كاملا مقيد باشيم به همان ضوابط و اصول استنباطي و اجتهادي; چرا كه در حقيقت، موضوع شناسي، مقدمه كار و يكي از مبادي است. پس از آن نوبت به عرضه موضوع به منابع ديني مي رسد، با اصول و قواعدي كه در علم اصول مطرح شده اند و ما بايد از آن منابع به حكم برسيم; گر چه با ورود در حاقّ مباحث جديد، ممكن است به روش پردازي هم نياز باشد.

سوال: لطفاً بفرماييد گذشته از نياز به تقليد، چه زمينه هاي پژوهشي جديدي ـ مثلا ـ در عرصه تعليم و تربيت و فقه التربيه براي پژوهشگران مطرح است، بخصوص براي كساني كه هم در عرصه تعليم وتربيت تحصيلاتي دارند و هم در عرصه فقه، تا بتوانند اين مسائل را با نگاه و تأكيد خاصي مورد بررسي قرار دهند؟

استاد اعرافي: در اين زمينه، به برخي موارد از باب مثال اشاره مي كنم:

بحث وظايف حكومت در تعليم و تربيت، از مباحثي است كه كمابيش از آن بحث شده است، ولي در روزگار ما، در اين زمينه خيلي كار شده است و ديدگاه هاي گوناگون، از جمله ديدگاه هاي ليبراليستي در اين باره وجود دارد. اصولا اين بحث مطرح است كه «جايگاه حكومت و وظايف آن در تعليم و تربيت جامعه و ملت ها» چه جايگاهي است؟ اين يكي از قلمروهاي مهمي است كه فقه بايد در آن وارد شود و وظايف حكومت را استخراج كند و بعد از آن به يك نظام برسد و جايگاه و ارتباط ما را ـ مثلا ـ با نظام هاي ليبراليسي و نظام هاي رايج دنيا مشخص كند. يكي از اركان دست يابي به نظريه مذكور در باب حكومت ديني و وظايفي كه در جامعه به لحاظ تربيتي دارد، اين است كه به فقه تربيتي بپردازيم. البته اين همه كار نيست و بخشي به مباني آنها برمي گردد.

مبحث ديگر، مراحل تربيت است. با توجه به تحولات و پيشرفت هايي كه در خصوص مراحل رشد و تربيت حاصل شده است، اكنون در تعليم و تربيت جديد، بر اساس مراحل رشد، «مراحل تربيت» تعريف شده است و بر اساس اين مراحل، گفته مي شود كه وظايف مربيان چيست. در اينجا، بايد موضعمان را نسبت به اين مراحل مشخص كنيم كه آيا اينها را قبول داريم يا نه و آيا اين كارشناسي ها را معتبر مي دانيم يا نمي دانيم؟ فقه بايد در اينجا وظايف را مشخص كند.

همين طور در زمينه ابزارها، روش ها و شيوه هاي متكثري كه امروز براي تعليم و تربيت وجود دارند، ما وظيفه داريم و بايد موضع فقهي ما در قبال اينها روشن شود. همين طور است در مورد روش ها و اصولي كه مطرح اند. همه اينها، در اين قلمرو جاي مي گيرند.

از جمله اين مباحث كه به نحوي ريشه در سنّت ما هم دارد، بحث «انواع علوم» (علوم واجب، علوم محرّم و...) است. اين بحث به شكل بسيطي در فقه مطرح شده است، ولي با تحولاتي كه امروز در علوم ايجاد شده است و با ملاحظه عناوين ثانويه و كلي، بايد وضعيت آنها را مشخص كنيم. اينها بعضي از قلمروهايي هستند كه در فقه تربيت بايد مورد بحث قرار گيرند.

سوال: براي كساني كه مي خواهند در اين زمينه پژوهش كنند، چه پيش نيازهايي وجود دارد؟

استاد اعرافي: همان گونه كه عرض شد، موضوعات فقه، يا توقيفي اند و به خود شرع برمي گردند يا موضوعاتي عرفي اند. موضوعات عرفي، هم گاهي بسيط هستند، و گاهي به خاطر تحول علوم، دامنه و بعد علمي پيدا مي كنند. بخش هايي از «فقه التربيه» از همين قسم آخر و ميان رشته اي است. تلاش علمي و اجتهاد در عرصه فقه التربيه، كار دشواري است. از يك سو، بايد همه پيش نيازها يا حد نصاب آشنايي و آگاهي به تعليم و تربيت در پژوهشگر اين رشته جمع شود تا توانايي شناخت علمي موضوعات را داشته باشد يا حداقل اين توانايي را داشته باشد كه وقتي به كارشناسان مراجعه مي كند بتواند بفهمد و خودش هم به اطميناني برسد. به اين لحاظ، از حيث موضوع، آگاهي مناسب ونسبتاً پيشرفته نسبت به موضوعات لازم است; يعني نوعي تخصص در حوزه علوم تربيتي ضرورت دارد.

از سوي ديگر، وقتي فرد مي خواهد وارد بحث فقهي شود و تعيين حكم بكند، طبعاً بايد همان مسيري را كه براي اجتهاد تعيين شده است طي كند و همه پيش نيازهاي اجتهاد را بگذراند; از ادبيات عرب گرفته تا قواعد و اصولي كه براي دسترسي به اجتهاد لازم اند. در اينجا كار ـ مثلا ـ با «فقه عبادات» متفاوت است. در فقه عبادات، تخصص هاي موضوعي، گسترده و پيچيده نيست; چون از خود فقه گرفته مي شود، اما در اينجا، تخصص هاي موضوعي لازم است و فرد بايد با تعليم و تربيت آشنايي كافي داشته باشد و چون تخصص هاي حكمي و معمولي لازم دارد، بايد با اجتهاد آشنا باشد و مباني و منابع و روش ها را هم بشناسد.

سوال: با توجه به اينكه اين بحث را براي نخستين بار، حضرت عالي مطرح و تدريس كرده ايد، چه برنامه هايي در اين زمينه در دست اجرا داريد؟

استاد اعرافي: سير فكري خود من اين طور بود كه 15 سال قبل كه با حوزه مسائل تعليم و تربيت آشنايي پيدا كردم و وارد تدريس و تحقيق شدم، متوجه شدم كه اگر بخواهيم به نظام تربيتي اسلام دست پيدا كنيم، بايد به قلمروها و لايه هاي اصلي برگرديم كه عبارتند از: فلسفه تربيتي، اخلاق تربيتي و فقه تربيتي. البته اين كار با مراجعه به منابع اصيل و روش درست ميسر است. بنابراين، بنده از همان لايه رويين شروع كردم، ولي اندكي كه به عمق و لايه هاي زيرين پرداختم، ديدم كه از همان سنّت هاي خودمان سردرمي آوريم. در واقع، ما بايد علوم و دانش هاي گذشته خودمان را در قلمروهاي جديد بازسازي كنيم و اينجاست كه بايد تحولات جديد حوزه با سنت گره بخورند و اينكه اينها جداي از سنّت باشند، اصلا كار بي ريشه اي است كه ما را به انحرافاتي هم مبتلا مي كند. ما حتماً بايد اينها را به سنّت ها و مباني خودمان گره بزنيم. اين سير در ذهن من انجام گرفت تا اينكه به اين حوزه رسيدم. يكي از اين اين لايه هاي عميق، همان فقه تربيت بود.

در اينجا بايد تأكيد كنم كه وقتي ما اين مباحث را به مباحث كهن و سنتي و اصيل خود پيوند مي زنيم و بايد هم پيوند بزنيم، عملا در آنجا هم گاهي بايد تجديدنظرها و بازسازي هايي بكنيم تا بتوانيم با روش هاي اجتهادي به موضوعات جديد جواب بدهيم. ولي به هر حال، بايد داد وستد وجود داشته باشد و همه چيز به ريشه ها برگردد.

يك توصيه كلي هم نسبت به قلمروهاي ديگر علوم انساني دارم. در علوم انساني ـ اجتماعي، مثلا در حوزه اقتصاد يا سياست هم پيش تر كارهايي شده، ولي حوزه تربيت، مديريت، ارتباطات اجتماعي، هنر، و پاره اي از موارد ديگر، قلمروهاي جديدي هستند كه ما حتماً بايد به فلسفه اينها و فقه اينها بپردازيم و در اين زمينه، از علوم انساني و اجتماعي مرتبط با اين قلمروها بهره بگيريم. در خصوص تدريس فقه التربيه بايد بگويم كه از سال ها قبل با حضور و مشاركت جمعي از دانش پژوهان و فضلا و پژوهشگران حوزه، اين حركت آغاز شد و همچنان ادامه دارد و اميدوارم به زودي بخشي از اين درس ها، كه با همت گروهي از دوستان در دست تقرير و آماده سازي است، منتشر شود.

سوال: به نظر حضرت عالي رسالت حوزه در بحث فقه التربيه چيست؟ آيا اصلا ممكن است واقعاً عده اي از فضلاي حوزه در بحث فقه التربيه متمركز باشند؟ يا ممكن است همچنان كه در مباحث ديگر فقه مثل مباحث طهارت به درجه اجتهاد مي رسند، كساني باشند كه در موضوع «فقه التربيه» به درجه اجتهاد برسند يا آن را با همان نگاه و روش فقهي توسعه بدهند؟

استاد اعرافي: من اين را مهم ترين رسالت هاي حوزه مي دانم كه به قلمروهاي جديد بپردازد. اينكه ما در قلمروهايي كه دايم كار شده، دقت هاي جديدي بكنيم كار خوبي است و اين نبايد در حوزه متروك شود، اما وظيفه حوزه اين است كه قلمروهاي خودش را بسط بدهد و به عرصه هاي جديد توجه كند; چه به لحاظ محتوا، چه به لحاظ صورت بندي هاي جديد و چه به لحاظ نظام پردازي در اين حوزه ها. اينها همه رسالت هاي حوزه اند. من رسالت حوزه را خيلي فراتر از شرايط جاري و متداول آن مي دانم. البته خوشبختانه ما در دهه هاي اخير شاهد آن هستيم كه حوزه به سمت مباحث جديد و بسط رسالت خود مي رود، اما تأكيد دارم كه پرداختن به اين قلمروهاي جديد، بايد از موضع روش اجتهادي و سنت ديرپاي حوزه باشد. نبايد بريده از آن باشد و به اين قضايا نگاه سطحي شود. معتقدم فقه تربيت و فقه مديريت و فقه روابط اجتماعي مي توانند، دست كم، يك كتاب فقهي مناسب باشند و اجتهاد در آن هم معقول و متصور است. زمينه كار هم موجود است. ما فضلايي داريم كه به اين مباحث پرداخته اند و اگر مدتي كار كنند، طبعاً مي توانيم كساني داشته باشيم كه گرايش تخصصي فقهشان در همين زمينه ها باشد. در همين زمينه، در مركز جهاني علوم اسلامي، «مدرسه تخصصي فقه» تأسيس شده است كه به تخصصي نمودن و ايجاد گرايش هاي جديد براي فقه مي پردازد و تلاش شده است با نگاهي نو، به اين عرصه جديد و ايده قديمي بنگرد.

سوال: از اينكه وقت خود را در اختيار مجله قرار داديد، متشكريم.

استاد اعرافي: بنده هم ضمن تشكر از دست اندركاران مجله معرفت، از مخاطبان گرامي كه اين مباحث را مطالعه مي كنند، تقاضا دارم اگر در اين زمينه نقطه نظر و پيشنهادي دارند، به دليل جديد بودن اين مباحث، انشاء اللّه ما را هم بهره مند سازند. همچنين از همه دانش پژوهان و فضلاي جوان مي خواهم به اين عرصه مهم و قلمروهاي گوناگون مباحث تربيتي بپردازند و زمينه پاسخ گويي به نيازهاي گسترده در اين ساحت را فراهم آورند.



منبع: سامانه نشریات

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

 

 

 

 

موعودگرایی همانطور که به دلیل تصویرسازی از حکومت عادلانه و نظامی آرمانی در طول تاریخ برای مسلمانان امیدآفرین بوده است برای سایر ادیان نیز همین ارزش را دارد.
 
 
 حضرت مهدی و مسیح

 

 


آنچه ذهن بشریت را به خود مشغول کرده است؛ پایان تاریخ و اینده جهان است. اندیشمندان در هر دینی و با هر تفکری سعی کرده اند تا به این مسأله پاسخ دهند. عده ای آمدن موعود را منوط به راه اندازی جنگ های پی در پی می دانند و گروهی آن را خارج از اختیار بشر و برخی آن را جبر تاریخی می دانند. آنچه مسلم است اعتقاد به مصلح جهانی و موعودی است که سرمایه ی اصلی بشر تلقی شده است. سعادت دنیا و اخرت بشر مشروط به حضور وی است . چراکه در غیر این صورت نا میدی و یأس در فرد جولان خواهد داد و عنصر ناامید و جامعه ی مأیوس نمی تواند هنجارهای انسانی را زنده نگه دارد و بشر را از رنج برهاند.

عقیده ظهور منجی و وجود موعود در تاریخ ادیان، برخاسته از ضرورت نجات خواهی است لذا همه ادیان به این مقوله مهم پرداخته اند. مسیحیت و اسلام که از ادیان ابراهیمی محسوب می شوند از این قاعده مستثنی نخواهند بود.

وجود موعود و بشارت به وجود او

بشارت ادیان مبنی بر پیروزی حق و نابودی باطل که تا کنون در تاریخ محقق نشده است. تنها با آمدن موعود امکان دارد و این مسأله جزء  نکات مشترک در دین اسلام و مسیحیت محسوب می شود.
مسیح می آید و جهان، پس از ظهور آن منجی در صلح و صفای کامل به سر خواهد برد و زمین ایشان، از نقره و طلا پر خواهد گشت و خزائن ایشان را انتهایی نیست. (اشعیا/ 2:7)

منجی وعده داده شده مردی الهی است

اینکه موعود و منجی مطلق و مصلح جهان مردی الهی است از جمله مشترکات اسلام و مسیحیت  در این مورد محسوب می شود.  مردی به نام مهدی در اسلام و عیسی در مسیحیت. سلسله جنبان این حرکت آخرالزمانی مردی الهی است چنانچه در روایات مورد قبول همه ی فرقه های اسلامی است که : رجل من اهل بیتی  منجی . پیامبر اسلام (ص) فرمودند موعود آخر الزمان مردی از اهل بیت من است. در اندیشه مسیحیت  منجی عیسی(ماشیح) است که او نیز مردی الهی محسوب می شود.

مسیح بار دیگر می آید برای کسانی که منتظر او می باشند و او ظاهر خواهد شد به جهت نجات. (عبرانیان/ 28: 9)
اگر چه در خصوصیات آن دو در هر دو مکتب اختلافاتی وجود دارد. از منظر روایات اسلامی منجی از اهل بیت پیامبر آخرالزمان می باشد و حضرت عیسی در انقلاب جهانی آخرالزمان زیر لوای مهدی (عج) شرکت خواهد کرد. چنانچه عیسی، مهدی را در کشتن دجال کمک می کند.( بحارالانوار/ ج 51/ ص485)

زمان ظهور

نکته قابل بیان دیگر در این مسأله زمان ظهور است که در هر دو شریعت مخفی است و عدم تعیین وقت خاص (عدم توقیت) برای همیشه این مشعل را پرفروغ و نورانی نگه می دارد.
البته اشارات کلی بیان شده است که پیروانشان را به انتظار و دعا دعوت کرده اند و کسانی که روز یا سال خاصی را تعیین می کنند به شدت مورد تکذیب قرار می دهند . در روایات بیان شده که دعا و کردار مردم ظهور را تسریع خواهد نمود.

مکان ظهور

در هر یک از ادیان مکان های متفاوتی برای ظهور بیان شده است. محل ظهور موعود اسلام مکه بیان شده است. اما یهود و مسیحیت معتقدند موعودشان در اورشلیم ظاهر خواهد شد . هرچند اختلاف مکانی در اعتقادات این شریعت ها وحود دارد اما مسأله مهم این است که هر کدام از انها شهری را به عنوان محل ظهور موعود نام برده اند که میان پیروان خود مقدس و خاستگاه اصلی آن دین محسوب می شود.

علائم ظهور

در کتب روایی امامیه برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) نشانه ها و علائمی ذکر کرده اند. این علائم به دو دسته تقسیم می شوند: علائم حتمیه و علائم غیر حتمیه. علائم حتمیه عبارت اند از : 1. صیحه یا ندای آسمانی 2. خروج سفیانی 3. خسف ید 4. قیام یمانی 5. شهادت نفس زکیه 6. قیام سید حسنی (شاکری/ منجی در ادیان / ص 165)

در کتاب مقدس و عرصه تفکر مسیحیت ظهور عیسی علیه السلام نیز با نشانه ها و علائمی اتفاق خواهد افتاد:

1. مسیح زمانی ظهور می کند که مردم مجرم اند و ظلم دنیا را فراگرفته است
2. ظهور مسیح با ذلت قوم یهود اتفاق خواهد افتاد
3. ورود دجال قبل از ظهور مسیح
4. نشانه های در آسمانف سحالات ستارگانو ماه اتفاق خواه افتاد
5. در ظهور مسیح دولت ها با هم به جنگ خواهد پرداخت. ( مقاله نجات شناختی تطبیقی/ حسین علی سعدی)

اما مسأله مهم  و وجه تمایز اسلام  از سایر ادیان همچنین مسیحیت در این مورد مسأله حضور موعود است. اسلام معتقد است غیبت موعود وی به معنای عدم حضور وی نیست بلکه منجی حضوری فعال و کارآمد در میان جامعه دارد به پیروان عنایت و توجه دارد و در میان ایشان زندگی می کند صرفا مستور است . اما از نطر مسیحیت موعود، در میان مردم و روی زمین حضور ندارد و در آخر الزمان بر زمین نزول می کند تا صلح و نجات را بیاورد. (لوقا/ 24:50)

کتاب الکترونیکی تفسیر مرآه الانوار و مشکوه الاسرار (مقدمه تفسیر البرهان)

تالیف ابی الحسن ابن محمد طاهر العاملی النباطی الفتونی

من اعلام القرن الثانی عشر

 

تفسیری بدیع و منحصر که بصورت روایی و ولایی عموم واژگان قرآن را طبق فهرست الفبایی شرح و تفسیر مینماید و دارای مقدماتی ارزشمند در علوم قرآنی است و میتوان آنرا چکیده علمی و فنی تفسیر برهان محسوب داشت.

 

جهت دانلود به فایل پیوست مراجعه نمایید.

شنبه, 29 ارديبهشت 1397 12:02

گوگل آینده را می‌فروشد!

به کمک اطلاعات شخصی ما

گوگل آینده را می‌فروشد!

 

ندا لهردی
دنیای اقتصاد :
 
 
هفته گذشته ساندار پیچای، مدیرعامل شرکت گوگل در کنفرانس سالانه توسعه‌دهندگان این شرکت روی صحنه رفت و بعضی از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های جدیدشان را رونمایی کرد؛ یک دستیار صوتی هوشمند قرارهای ملاقات‌تان را به‌صورت تلفنی هماهنگ می‌کند، امکانات جدید شخصی‌سازی در سرویس نقشه گوگل و حتی قابلیت جدیدی که هنگام نوشتن یک ایمیل به شما کمک می‌کند تا جمله‌هایتان را تمام کنید.
 
 

 

 

همه اینها یک پایه اصلی دارند: گنجینه عظیمی از اطلاعاتی که گوگل هر روز از میلیاردها نفر جمع‌آوری می‌کند. تا ماه‌های اخیر اغلب کاربران نه‌تنها نمی‌دانستند که اطلاعاتشان به این شکل مورد استفاده قرار می‌گیرد، بلکه نمی‌دانستند که این اطلاعات مبادله هم می‌شوند. گوگل هفت محصول دارد که هر کدام از آنها دست‌کم ماهانه یک میلیون نفر کاربر فعال دارند و این محصولات بدون دسترسی به اطلاعات کاربران نمی‌توانند به این خوبی کار کنند. در واقع همین اطلاعات به گوگل کمک کرده‌اند تا بر اساس اعلام موسسه نظرسنجی Morning Consult به یکی از بهترین و معتبرترین برندهای جهانی تبدیل شود. این موضوع حالا و بعد از ماجراهای مربوط به سوءاستفاده موسسه Cambridge Analytica از اطلاعات خصوصی بیش از ۸۷ میلیون کاربر فیس‌بوک، جدی‌تر هم شده است و کارشناسان را به بررسی روند رو به رشد تمایل شرکت‌های بزرگ تکنولوژی به دنبال کردن رفتار افراد و کاربران در شبکه‌های اجتماعی و مجازی و جمع‌آوری اطلاعات کاربران واداشته است.

«دیوید یوفی» استاد دانشکده تجارت دانشگاه هاروارد در این مورد می‌گوید: «گوگل روی خط بسیار باریکی راه می‌رود. سرویس جست‌وجوی اینترنتی به‌علاوه سیستم‌عامل اندروید دیدگاه جالبی نسبت به رفتار افراد در فضای مجازی به این شرکت می‌دهد. به نظر می‌رسد سیاست‌های اعلام شده گوگل برای حفاظت از حریم خصوصی کافی و مناسب باشند، اما سوالی که نمی‌توانم پاسخ آن را پیدا کنم آن است که آیا سیاست‌های اعلام شده گوگل و رفتار واقعا آن هم‌جهت و یک‌سو هستند؟ فیس‌بوک هم سیاست‌های خودش برای حفاظت از حریم خصوصی کاربرانش را در طول سه سال گذشته اعلام کرده است و از نظر بسیاری از ما این سیاست‌ها قابل‌قبول بوده‌اند، البته تا زمانی که افشاگری‌های مربوط به موسسه Cambridge Analytica منتشر شدند.»

اطلاعات از کجا می‌آیند؟

هرچه محصولات بیشتری از گوگل را استفاده کنید، گوگل اطلاعات بیشتری درباره شما به‌دست می‌آورد. جی‌میل، سیستم‌عامل موبایل‌های هوشمند اندروید، یوتیوب، گوگل درایو، نقشه گوگل و البته سرویس جست‌وجوی اینترنت گوگل همه و همه به این شرکت کمک می‌کنند تا تمام بایت‌های اطلاعات شما را جمع‌آوری کند. گوگل اما در سیاست‌های حفظ حریم شخصی‌اش اعلام کرده است که: «ما از تمام اطلاعاتی که از طریق سرویس‌ها و محصولات‌مان جمع‌آوری کرده‌ایم، تنها برای نگهداری، حفاظت و بهبود این سرویس‌ها و توسعه سرویس‌ها و محصولات جدید برای ایمنی بیشتر گوگل و کاربرانش استفاده می‌کنیم. ما همچنین از این اطلاعات برای ارائه محتوای متناسب، نتایج جست‌وجو و آگهی‌های مرتبط‌تر به کاربران بهره می‌گیریم.»

گوگل امکان دسترسی رایگان به این ابزارها و سرویس‌ها را ارائه می‌دهد و در مقابل تبلیغات کاملا مرتبط و هدفمند را برای شما نمایش می‌دهد، کاری که در فصل اول سال‌جاری میلادی درآمد ۲/ ۳۱ میلیارد دلاری را برای این شرکت به همراه داشته است. «آرون استین» سخنگوی گوگل در پاسخ به شبکه خبری NBC تایید کرده است که این شرکت در جریان عملیات جمع‌آوری اطلاعات به مرور و بررسی ایمیل شما برای استخراج اطلاعات کلیدی و استفاده از آنها در دیگر محصولات و سرویس‌های گوگل می‌پردازد تا در نهایت قابلیت‌های یادگیری ماشینی‌اش را بهبود و توسعه بدهد. او همچنین با اشاره به اینکه گوگل سرویس جست‌وجوی خودش را از سال ۲۰۱۲ به همین منظور شخصی‌سازی کرده است، می‌افزاید: «ما ممکن است محتوای ایمیل‌ها را برای شخصی‌سازی کردن نتایج جست‌وجو و تشخیص و شناسایی بهتر اسپم‌ها و بدافزارها تحلیل کنیم.»

شیوه گوگل در جمع‌آوری اطلاعات از کاربران جی‌میل و اینکه از این اطلاعات چه استفاده‌ای می‌کنند، به موضوع حساسی تبدیل شده است. در ماه ژوئن سال میلادی گذشته گوگل اعلام کرد که مرور و بررسی پیام‌های جی‌میل را برای فروش تبلیغات هدفمند، متوقف می‌کند. بعد از انتشار این خبر، گوگل تایید کرد که همچنان اطلاعات را از ایمیل و جی‌میل کاربران جمع‌آوری می‌کند؛ موضوعی که توجه بسیاری از روزنامه‌نگاران حوزه تکنولوژی را به خودش جلب کرد. گوگل اما به NBC اعلام کرد که صحبت‌های سخنگوی این شرکت مربوط به تعداد بسیار کمی از کاربران جی‌میل بوده است.

استین سخنگوی گوگل در ایمیلی به NBC نوشت: «ما از سال ۲۰۱۲ این امکان را به افراد دادیم تا با استفاده از سرویس جست‌وجوی گوگل، اطلاعات مربوط به حساب‌های کاربری جی‌میل خودشان را به کمک پاسخگویی به بعضی سوالات امنیتی، به‌دست بیاورند. ما نتایج جست‌وجوی شخصی‌سازی شده را که شامل این اطلاعات بودند، در صورتی که شخصی وارد حساب کاربری‌اش می‌شد و به دنبال آنها بود، به او ارائه می‌کردیم. سپس مانند دیگر ارائه‌دهندگان سرویس ایمیل، سیستم ما به‌صورت خودکار پیام‌های ایمیل را برای شناسایی اسپم، بدافزار و یا الگوهای فیشینگ پردازش می‌کند تا به ما برای متوقف کردن آنها و حفاظت از اطلاعات کاربران، کمک کند. ما به خاطر این سیستم‌ها، ایمن‌ترین سرویس ایمیل را داریم؛ سیستم‌هایی که به کمک تکنولوژی یادگیری ماشینی کار می‌کنند.»

با این حال این روند در اینجا متوقف نشد. گوگل می‌گوید که این شرکت از بعضی از بسته‌های اطلاعاتی‌اش استفاده بهینه کرده است تا به ساخت نسل بعدی راهکارهای انقلابی هوش مصنوعی، کمک کند. در کنفرانس سالانه توسعه‌دهندگان گوگل که هفته گذشته برگزار شد، این شرکت از قابلیت «پاسخگویی هوشمند» رونمایی کرد که در آن هوش مصنوعی به کاربران کمک می‌کند تا جمله‌هایشان را به پایان برسانند. با این حال میزان اطلاعاتی که گوگل برای ارائه راهکارهای جدیدش استفاده می‌کند، حتی از نظر کارشناسان و متخصصان هم عجیب است. «دیلان کوران» یک مشاور IT اخیرا تمام اطلاعاتی را که فیس‌بوک درباره او داشت، دانلود کرده و این اطلاعات به یک فایل ۶۰ مگابایتی تبدیل شده‌اند. وقتی که او همین کار را برای اطلاعاتش در گوگل انجام داد، متوجه شد که حجم اطلاعات شخصی‌اش که گوگل از آنها استفاده می‌کند برابر ۵/ ۵ گیگابایت است که این میزان حدود ۹ برابر اطلاعاتی است که فیس‌بوک از او در اختیار دارد. او در این مورد می‌گوید: «این یکی از بدترین اتفاقات عصر مدرن است. ما هرگز نباید به دولت یا یک شرکت اجازه بدهیم که در خانه‌هایمان دوربین و میکروفن بگذارند یا مسیر رفت و آمدمان را کنترل کنند.»

گوگل چه ضمانتی می‌دهد؟

این شرکت راهکارهای محافظتی مختلفی برای جلوگیری از سوءاستفاده از این اطلاعات دارد. این شرکت می‌گوید که اطلاعات شخصی کاربران را نمی‌فروشد، بعد از هجده ماه اطلاعات کاربران را ناشناس می‌کند و به کاربران ابزارهایی برای پاک کردن اطلاعات ثبت شده‌شان می‌دهد و همچنین محدود کردن راه‌های قابل پیگیری آن‌ها در مقابل تبلیغات هدفمند، می‌دهد. گوگل همچنین اعلام کرده است که به صاحبان کسب و کار اجازه نمی‌دهد تا کاربران را بر اساس مسائل حساسی مانند عقاید مذهبی، جنسیت و یا مشکلات شخصی‌شان مورد هدف قرار بدهند. با این حال این شرکت از میان دیگر اطلاعات کاربران، اطلاعات مورد نیازش را در اختیار آگهی‌دهندگان قرار می‌دهد تا بتوانند تبلیغات هدفمند داشته باشند. «اسکات سلاند» رئیس هیات‌مدیره شرکت ارائه‌دهنده خدمات حقوقی NetCompetition که مشتریانی مانند Comcast دارد، در این مورد گفته است: «شرکت‌های بزرگ تکنولوژی هر اطلاعاتی را که بتوانند، جمع‌آوری می‌کنند. آنها به‌خوبی می‌دانند که چطور باید از این اطلاعات استفاده کنند.»

کاربران چه می‌توانند بکنند؟

کاربران می‌توانند از طریق یک داشبورد آنلاین ببینند که گوگل چه اطلاعاتی را از آنها جمع‌آوری می‌کند و با تغییر اولویت‌های تبلیغاتی‌شان، دسترسی به این اطلاعات را محدود کنند. این غول تکنولوژی ابزارهای کنترلی دقیق و تنظیم‌کننده‌ای دارد که به کمک آنها کوکی‌های تبلیغاتی را دنبال می‌کند و بر اساس علایق و رفتارهای مجازی شما می‌تواند مشخص کند که چه تبلیغات هدفمندی را ببینید. شما هم می‌توانید بسیاری از ابزارهای جمع‌آوری اطلاعاتتان را شناسایی کرده و دسترسی به آنها را محدود کنید. پاک کردن تاریخچه جست‌وجوهایتان و همچنین هر اطلاعات مربوط به مکان‌های مورد جست‌وجوی‌تان در سرویس‌های نقشه گوگل که ممکن است امکان دسترسی به اطلاعات شخصی شما را فراهم بیاورد، یکی از بهترین راهکارهای حفاظت از اطلاعات شخصی‌تان است. سخنگوی گوگل می‌گوید: «ما ابزارهای کنترلی مختلفی را به کاربران می‌دهیم که بتوانند اطلاعات شخصی‌شان را از تمام حساب‌های کاربری‌شان پاک کنند. وقتی یک کاربر تصمیم می‌گیرد که اطلاعاتش را پاک کند، ما در طول زمان وارد فرآیندی می‌شویم که این اطلاعات را به‌صورت کامل و ایمن از روی سیستم‌هایمان پاک کنیم. ما بعضی از این اطلاعات را با یک حساب کاربری گوگل حفظ می‌کنیم؛ مثل زمان و چگونگی استفاده آنها از بعضی قابلیت‌های ویژه، البته تا زمانی که آن حساب کاربری پاک نشود.»

قوانین جدید اتحادیه اروپا برای حفاظت از حریم خصوصی کاربران که با نام GDPR شناخته می‌شود، قرار است از روز بیست و پنجم ماه می‌اجرا شود. این قوانین جدید قرار است دسترسی به اطلاعاتی را که می‌توانند جمع‌آوری شوند، محدود کرده، به کاربران امکان پاک کردن تمام اطلاعاتشان از سیستم‌ها را داده و همچنین امکان جابه‌جایی اطلاعاتشان از یک سرویس به سرویسی دیگر را فراهم بیاورد. به این ترتیب شرکت‌هایی مانند گوگل مجبور خواهند بود تا به شکلی شفاف‌تر برای مشتریانشان توضیح بدهند که چه نوع اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کنند و دیگر نتوانند چیزی را از کاربرانشان پنهان کنند.

گوگل در آینده چه می‌کند؟

تمام اطلاعاتی که در حال‌حاضر برای گوگل ارزشمند هستند، زمانی قرار است در اختیار سیستم‌های پیشرفته هوش مصنوعی قرار بگیرند تا به این ترتیب این شرکت بتواند سرویس‌های بسیار شخصی‌سازی شده مانند دستیار صوتی هوشمند گوگل را ارائه دهد. «اورن اتزیونی» مدیرعامل موسسه هوش مصنوعی Allen که یک گروه تحقیقاتی تاسیس شده توسط پل آلن یکی از موسسان شرکت مایکروسافت است، در این مورد می‌گوید: «هوش مصنوعی در کنار تمام امکانات و تسهیلاتی که در آینده برای ما فراهم می‌کند، می‌تواند بستر مناسبی برای وقوع جرم یا سوءاستفاده‌های احتمالی از اطلاعات کاربران هم باشد. با این اوصاف باید با دقت و وسواس بیشتری درباره اطلاعاتی که در اختیار سیستم‌های پیشرفته هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی قرار می‌گیرند، فکر کنیم.»

پاسخ به پرسش‌های متداول کودک درباره ماه رمضان

 

 

«بچه‌ها ما به مهمونی خدا رسیدیم...» صدای جیغ و دست و هورا در محوطه مهد کودک می‌پیچد. بچه‌ها نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده ولی به جشنی دعوت شده‌اند و خانم مربی با چادر سفید گلدار با آنها از مهمانی بزرگی می‌گوید که خدای مهربان ما را به آن دعوت کرده تا زندگی بهتری را داشته باشیم و آدم‌های خوب‌تری باشیم. بچه‌ها یک روز شاد را تجربه می‌کنند و خودشان را برای کاری مهم در کنار بزرگترها آماده می کنند، مهمانی خدا.
 
 

 روزه خواری، کودک، ماه رمضان

 


راستی بچه‌های ما از ماه رمضان چه می‌بینند؟ چه می‌دانند؟ این فرشته‌ها را با ماه مهمانی خدا آشنا کنیم یا بگذاریم همه چیز را خودشان کشف کنند؟ اگر قرار است این کار را ما انجام دهیم چه کنیم و چطور این آشنایی را صورت دهیم؟
فرصت تربیتی ما محدود است چند سال دیگر بچه های ما به محیط همسالان وارد می شوند و اگر بعضی مسائل و موضوعات در کودکی برای آنها درست، واضح و شفاف بیان نشده باشد، قطعا در سنین نوجوانی با مشکلات جدی مواجه خواهند شد پس باید از همین کودکی آستین ها را بالا بزنیم و وارد گود یاد دادن مسائل دینی به بچه ها شویم. در منابع دینی ما تاکید شده که یاد دادن به کودک مانند نقش بستن بر سنگ است، محکم و ماندگار. پس برای مواجهه کودکانمان با دنیای دور از معنویات امروز، همین حالا آنها را مجهز کنیم.
امام سجاد علیه‌السلام درباره حقوق کودکان می‌فرمایند:«حق خردسال این است که در آموزش او مهربان باشی و از او در گذری و عیبش را بپوشانی و و با وی مدارا کرده و یاریش کنی. به عبارتی یاد دادن آن هم با مهربانی، حق کودک است و نباید این حق را از او دریغ کنیم»۱

معرفی ماه رمضان بخشی از وظایف رمضانیه
اهل معرفت می‌گویند ماه رمضان، ماه حرکت است. نباید در ماه رمضان بنشینیم و بگوییم ما را حرکت بده باید بیدار شویم و حرکت کنیم و یکی از حرکت‌های مهم ماه رمضان تربیت است، تربیت خودمان و تربیت نسل آینده.
جالب اینکه در احادیث آموختن مسائل و مفاهیم دینی به کودکان، ارزش بسیاری دارد تاجایی که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله وسلم می‌فرمایند: هر کس کودکی را تربیت کند تا «لااله الاالله» بگوید خدا از وی حساب نمی‌کشد.
گاهی والدین حس می‌کنند اگر این آموزش از طریق کلاس درس و آموزش‌های رسمی باشد، اثر بیشتری دارد. شاید بد هم نباشد که فرزند ما روزه داری ما را ببیند و از زبان معلمی مهربان و در جمع کودکان با موضوعی مثل ماه رمضان آشنا شود. البته بد نیست بدانید که در این صورت هم والدین از پاداش آموزش دین به کودک محروم نمی‌شوند و آموختن مفاهیم دینی در کنار همسالان، طعم شیرین‌تری برای بچه‌ها دارد و اجر معنوی برای معلم، پدر و مادر کودک.۲
اما برای معرفی ماه رمضان، حساب و کتابی داشته باشیم؛ اینکه چه بگوییم چه نگوییم، چطور بگوییم، کی بگوییم، موضوعاتی است که در موفقیت ما تاثیر بسزایی دارد.

چطور بگوییم؟
وقتی وارد حیطه تربیت می شویم و مخاطب مان کودک است، اصل اول زبان کودکی است. به قول جناب مولانا «چون که با کودک سر و کارت فُتاد پس زبان کودکی باید گشاد»
قرار است ماه رمضان را برای بچه‌ها توضیح بدهیم، پس بر اساس فهم آنها و تجربیات شان «ماه رمضان» را به آنها معرفی کنیم. مهمانی‌هایی که به آنها خوش گذشته را برایشان یادآوری کنیم و از خوشی‌های آن بگوییم. از اینکه خدا می‌خواهد یک ماه، زندگی ما پر از خوبی و خوشی باشد. ویژگی‌هایی مثل صحبت کردن با خدا، خواستن و امید به اجابت خدا، مهربانی کردن با بقیه و همه چیزهایی که بچه‌ها دوست دارند در یک میهمانی تجربه کنند را در جریان میهمانی ماه مبارک برایشان جا دهیم.

از قصه غفلت نکنیم
قصه‌ها حرف‌های ما را با ماندگاری طولانی در ذهن کودکان نگه می‌دارند. شیرینی قصه‌ها را به شیرینی ماه مبارک اضافه کنیم و بگذاریم بچه‌ها به ماهی که خدا با برکت و رحمت و مهربانی میزبان ماست، آشنا شوند. قصه زندگی ائمه و انبیا را وارد کتاب قصه‌های بچه گانه‌شان کنیم و از ظرفیت قصه‌های این چنین بهره مندشان کنیم.
برایشان کتاب‌‌های مصور و جذاب تهیه کنیم و زمانی که قصه‌ای برای آنها تعریف می‌کنیم با صدایی که مختص به فراز و فرودهای قصه است، آنها را به شنیدن ترغیب کنیم. از عروسک‌های بندانگشتی یا بزرگتر برای بیان داستان استفاده کنیم. به صورت کلی تمام تلاش‌مان را برای اینکه قصه‌های انبیا در ذهنشان نقش ببندد، به کار ببریم.

سختی‌های کار را بپذیریم
یادم هست اولین باری که پسرکم را با موضوع شب قدر آشنا کردم بین هر بخش از دعای جوشن کبیر به یک سوال پاسخ می‌دادم. بعضی سوالات هم قبل از پایان یک بخش از دعا، مطرح می‌شد و سوال کننده بی صبرانه منتظر پاسخ بود.
در معرفی مفاهیم دینی به کودکان مان باید صبوری ویژه‌ای داشته باشیم و بدانیم که اجر این کار کم از عبادت‌های معمول ماه مبارک نیست. مواجهه با تعارضات جامعه بخشی از مشکلات ما در آشنا کردن کودکان با موضوع ماه مبارک است. بلافاصله پس از مواجهه کودکی به تازگی که با روزه‌داری آشنا شده و کسی را در حال روزه خواری می‌بیند، تعجب است. برای این مواقع و برخوردهای سلبی اطرافیان با روزه کله گنجشکی فرزندتان فکر کنید تا در مواقع بروز بحران، دست و پایتان را گم نکنید و با آرامش بتوانید پاسخ مودبانه و درخوری بدهید.
سایر نکاتی که در معرفی ماه رمضان برای کودکان لازم است در بخش بعدی این مطلب ارائه می‌شود.

 


پی‌نوشتها :
۱. مفاتیح الحیاه، آیت الله جوادی آملی، صفحه ۳۸۸
۲. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: هنگامی که معلم به کودک گفت «بسم الله» خدا برای اون و کودک و پدر و مادر آن کودک آزادی از آتش را می‌نویسد.


منبع : فردا

چگونه روزه اولی ها را تشویق به روزه گرفتن کنیم؟

 

 

از همان دوران کودکی ما را به روزه گرفتن عادت دادند. از روزه های کله گنجشکی شروع میکردیم و وقتی هم مادر یا پدرمان به کسی میگفت که روزه ی کله گنجشکی گرفته ایم حس بزرگ شدن بهمان دست می داد.کم کم بزرگ شدیم و به سن تکلیف رسیدیم و زمان آن رسیده بود که روزه هایمان را کامل بگیریم. آن زمان بزرگترها با هر روزه ای که می گرفتیم اسکناس های تا نخورده ای را به ما می دادند که برایمان نوعی تشویق بود.
 
روزه اولی ها ،ماه رمضانف پدر و مادر، تشویق کردن ،سلامت، فرزندان ،کودکان ،افطاری ،سحری ،خانواده ایرانی

 

 


آن زمان ها گذشت و اکنون خودتان پدر و مادرهایی شده اید که حتما نگران روزه گرفتن فرزند روزه اولیتان هستید. ناراحتید که نوجوان کم سن شما با این روز های طولانی و رفتن به مدرسه چگونه می تواند طاقت بیاورد.چگونه می توان او را از نظر روحی آماده روزه گرفتن کرد؟ چه کاری می توان انجام داد که با روزه گرفتن نه تنها اذیت نشود بلکه شوق و ذوق برای انجام این فریضه  در او زنده شود ؟  در ادامه به این سوالات پاسخ خواهیم داد.

ذکر مصیبت نخوانید !
اولین کاری که باید انجام دهید این است که قبل از فرا رسیدن ماه رمضان  فضای خانه را به گونه ای آماده کنید که انگار فردا روز مهمی در پیش است؛ به قولی در خانه تان سور و ساتی راه بیاندازید .مثلا با کودکتان به خرید بروید و وسایل مورد نیاز ماه رمضان مثل خرما، سبزی آش،پنیر، سبزی خوردن و.. را بخرید.  

علاوه بر اینگونه رفتارها باید مراقب گفتارتان هم باشید. برخی افراد هستند که از یک ماه مانده به ماه رمضان ذکر مصیبت می‌خوانند و در برابر کودک روزه اولیشان از جملات منفی مثل چقدر زود ماه رمضون شد!، یک ماه خبری از ناهار نیست، کاش میشد روزه نگیریم و ... به کار می برند.ممکن است حتی شما از روی شوخی این حرف ها را بزنید اما فرزند شما آنها را جدی می گیرد و ناخودآگاه تصور میکند که ماه سختی را در پیش خواهد داشت. در مقابل به او بگویید که چقدر خوشحالید از اینکه امسال را با او روزه می گیرید .

فلسفه ی روزه  را به گونه ای که برای فرزندتان قابل فهم باشد توضیح دهید مثلا به او بگویید که خدا دوست دارد که ما روزه بگیریم تا بتوانیم اراده ی خودمان را برای انجام کارهای خوب قوی کرده و گناه نکنیم.

او را با هدیه تشویق کنید
تشویق کردن تاثیر فوق العاده ای در هر فردی مخصوصا کودکان خواهد داشت. سعی کنید شور و شوق را در فرزندتان زنده کنید مثلا بعد از چند روز روزه گرفتن میتوانید به فرزند روزه اولیتان بگویید که بخاطر گرفتن روزه هایش می خواهید برای او مهمانی دهید و بعد یک جشن کوچکی بگیرید و در جلوی جمع او را تشویق کنید.

بهتر است علاوه بر دادن پول به عنوان تشویق به روزه اولی ها، در کنار تشویق های مالی تشویق های معنوی را هم در نظر بگیرید.

از او حمایت کنید
معمولا روزه اولی ها مخصوصا دخترها که در سن 9 سالگی مکلف به روزه گرفتن می شوند جثه ای کوچک و ضعیفی دارند و بخاطر همین ظرافت از طرف بعضی بزرگترها با لحن دلسوزانه مورد خطاب قرار میگیرند که "آخی طفلی با این جثه نذارید روزه بگیره!" و حرف هایی مشابه؛لذا خانواده ها باید سعی کنند در برابر این جملات با قاطعیت برخورد و در مقابل خودشان به فرزندشان انرژی مثبت و قوت قلب دهند اما به سلامت فرزندتان هم توجه داشته باشد و اگر روزه گرفتن باعث می شود که فرزندتان سلامتی اش به خطر بیفتد او را وادار به روزه گرفتن نکنید.

مدارس افطاری دهند
افطاری دادن در مدارس و دور هم جمع شدن بچه های هم سن و سال برای افطاری کردن تاثیر مثبتی روی آنها خواهد داشت. حتی خانواده ها می توانند خودشان هزینه ی افطاری را متقبل شوند تا بچه ها با قرار گرفتن کنار دوستانشان  به این باور برسند که تنها آنها نیستند   و تمام بچه های هم سن و سال انها هم روزه دار  می گیرند. این کارهم حس خوبی را در کودک ایجاد می‌کند و هم اینکه در ذهن او ماه رمضان به عنوان یک ماه خوب ماندگار میشود.

افطاری و سحری مطابق میل او
والدین روزه اولی ها توجه کنند که در این یک ماه کودکشان حکم فرمانروا را دارد و باید به خواسته های انها اهمیت ویژه ای دهید.از بازی کردن تا غذا درست کردن همه چیز باید باب میل انها باشد.وقت افطاری باید به نحو احسن از آنها پذیرایی کنید تا برای افطار لحظه شماری کنند و سختی های روزه برایشان لذت بخش شود.

سحر های سخت!
بیدار شدن برای سحر برای کودکان کمی سخت است و برای روزه اولی ها به مراتب سخت تر،  اما اگر کودکان  خوب بخوابند راحت تر برای سحر بیدار می شوند و اگر مدارس تعطیل شده است و والدین خیالشان راحت است که فرزندشان نمی خواهد صبح زود بیدار شود می توانند با فراهم کردن محیطی شاد در خانه و یا با گردش در خیابان ها تا سحر بیدار بمانند و بعد از خوردن سحری بخوابند و این باعث می شود که  کودک در طول روز بخوابد و انرژی خود را برای شب تا سحر ذخیره کند.

با سپری کردن 30 روز ماه رمضان در نهایت در روز عید فطر برای فرزند روزه اولی‌تان جشن ویژه ای را تدارک ببینید یا با رفتن به مسافرت به او یادآور شوید که این سفر در واقع جایزه ای است برای یک ماه صبر و استقامت او...


جمعه, 28 ارديبهشت 1397 14:30

سرنوشت ارواح انسان‌ها پس از مرگ

سرنوشت ارواح انسان‌ها پس از مرگ

 

 

 

در میان این جهان و سرای آخرت، جهان سومی به نام «برزخ » است که ارواح همه انسان‌ها پس از مرگ تا روز قیامت در آن قرار می‌گیرند.
 
 
 ارواح انسان‌ها پس از مرگ چه می‌شود؟

 



یکی از موضوعاتی که همیشه و در هر شرایط و زمانی انسان های بسیاری را به فراخور شرایط مختلف درگیر خود می کند، مرگ است. به عبارتی دوران عمر و زندگانی هر کسی در دنیا محدود است و هیچ کس عمر جاودان ندارد؛ كلّ نفس ذائقة الموت

بالأخره دفتر زندگی دنیایی هر انسانی به بهانه های مختلفی بسته خواهد شد؛ یک با تصادف، دیگری با یک سکته و... پیر و جوان هم نمی شناسد، وقتش که باشد به سراغمان می آید.

بسته شدن دفتر زندگی دنیوی شروعی است برای ورود به حیات برزخی و مرحله ی رستاخیز و حساب و کتابِ قیامت و دادرسی آن روز و بهشت و جهنّمی که در پیش است.
نکته ای که در این فرصت می خواهیم به آن بپردازیم چیستی و چگونگیه جهان "برزخ" و سرانجام روح انسان ها بعد از حیات دنیویشان می باشد. با ما همراه باشید.

در میان این جهان و سرای آخرت، جهان سومی به نام «برزخ » است که ارواح همه انسانها پس از مرگ تا روز قیامت در آن قرار می گیرند: «و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون، و پشت سر آنها (پس از مرگ) برزخی است تا روز قیامت.» (1)
در مورد آیه «و من ورائهم برزخ... .» امام صادق علیه السلام فرمود: «هو القبر و ان لهم فیه لمعیشة ضنکا و الله ان القبر لروضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النار: مراد از برزخ همان قبر می باشد و البته برای کافران هر آینه زندگی سختی در آنجا می باشد به خدا سوگند که قبر هر آینه باغی از باغ های بهشتی (برای مؤمنین) و یا حفره ای از حفره های آتش جهنم (برای کافران و . .). می باشد.» (2)

از امام صادق علیه السلام پرسیدم ارواح مؤمنین پس از مرگ در چه وضعند؟ فرمود: «در برزخ در میان غرفه هایی از بهشت بسر می برند، از خوراک بهشتی می خورند و از آب آن می نوشند و منتظر انجاز وعده پروردگار خود هستند»



از این رو امام صادق علیه السلام خطاب به شیعیان آن زمان می فرماید: «والله اتخوف علیکم فی البرزخ . قلت ما البرزخ؟ فقال: القبر منذ حین موته الی یوم القیامة: من بر شما (شیعیان) در عالم برزخ می ترسم، راوی می گوید: من به امام صادق علیه السلام گفتم که عالم برزخ کجا است؟ فرمود: قبر است، زندگی در آن از زمان مرگ تا روز رستاخیز ادامه دارد.»(3)

اصل این واژه «بَرْزَهْ» بوده و در عربی به صورت برزخ در آمده و به معنای حائل و واسطه بین دو چیز است. باریکه راهی که دو قسمت را به هم وصل می کند یا جزیره ای که دو قسمت خشکی را به هم متصل می نماید، برزخ گویند. همچنین فاصله بین ایمان قوی و ضعیف و یا حد وسط شک و یقین را برزخ نامند.


البته از جزئیات آن جهان نیز آگاهی زیادی نداریم و نمی توانیم داشته باشیم، این قدر می دانیم که ارواح نیکان و صالحانی که در درجات بالا قرار دارند (مانند ارواح شهدا) در آن جهان، متنعم به نعمت های فراوانی هستند: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان متنعمند.» (4)

«ابوبصیر» می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم ارواح مؤمنین پس از مرگ در چه وضعند؟ فرمود: «در برزخ در میان غرفه هایی از بهشت به سر می برند، از خوراک بهشتی می خورند و از آب آن می نوشند و منتظر انجاز وعده پروردگار خود هستند» (5).

و نیز ارواح ظالمان و طاغوت ها و حامیان آنها در آن جهان معذبند، همان گونه که قرآن درباره فرعون و آل فرعون می گوید: «النار یعرضون علیها غدوا و عشیا و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب، عذاب آنها (در برزخ) آتش (دوزخ) است که هر صبح و شام بر آن عرضه می شوند، و روزی که قیامت بر پا شود (می فرماید) آل فرعون را داخل سخت ترین عذابها کنید!» (6)

مراد از برزخ همان قبر می باشد و البته برای کافران هر آینه زندگی سختی در آنجا می باشد به خدا سوگند که قبر هر آینه باغی از باغ های بهشتی (برای مؤمنین) و یا حفره ای از حفره های آتش جهنم (برای کافران و . .). می باشد.



گروه سومی که گناهان کمتری دارند نه جزء این دسته اند و نه جزء آن دسته، و مشمول هیچ کدام از عذاب و کیفر نیستند، گویی در جهان برزخ در حالتی شبیه به خواب فرو می روند و در رستاخیز بیدار می شوند! «و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة...و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لا تعلمون، و روزی که قیامت بر پا شود گنهکاران قسم یاد می کنند که جز ساعتی در عالم برزخ درنگ نکردند... اما کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده (خطاب به مجرمان) می گویند:شما به فرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) قرار داشتید، و اکنون روز رستاخیز است ولی شما نمی دانستید!» (7)
این است که فرموده اند: القبر اما روضة من ریاض الجنة، او حفرة من حفر النیران: عالم قبر برای انسان یا به منزله باغی است از باغهای بهشت و یا به منزله گودالی است از گودال های جهنم. اهل سعادت، از همان آن توفی و مردن، سعادتشان شروع می شود، و اهل عذاب، از همان آن مردن، عذاب برزخیشان آغاز می گردد.

هیئت مثالی انسان در برزخ به انسانی که در خواب می بیند شبیه است. انسانی که ما او را در خواب می بینیم تمام اعضاء و جوارح انسان را داراست ولی جسم نیست، جا اشغال نمی کند، منوط به زمان خاصی نیست، به‌ طوریکه در ذهن ما به سادگی جای می گیرد در حالی که خود وی در شهر و منطقه ای دیگر است؛ انسانی با بدن مثالی، نه مادی و نه مجرد محض، بلکه چیزی بین آنها که از آن به تجرد برزخی هم می توان یاد کرد.

 


پی نوشت:
1- سوره مؤمنون، آیه 100.
2- بحارالانوار: ج 6، ص 218 .
3- تفسیر نورالثقلین: ج 3، ص 553 - تفسیر علی بن ابراهیم - بحارالانوار، ج 6، ص 214 . 
4- سوره آل عمران، آیه 169.
5- بحارالانوار: ج 6، ص 61 - 82 . 
6- سوره مؤمن، آیه 46.
7- سوره روم، آیه 56.


منابع:
گوهر ناب، شگفتی های عالم برزخ، ص96
سایت حوزه، اعتقاد ما؛ مکارم شیرازی ، ناصر
آشنائی با قرآن جلد سوم , مطهری ، مرتضی
عالم برزخ از دیدگاه قرآن و احادیث؛ مجله مکتب اسلام، شماره 10، دکتر حسین حقانی

عصر روشنگری و نتایج تجربه‌گرایی افراطی

 

 

در عصر روشنگری روشنفکران غربی پیشرفت اجتماعی و سیاسی بشر را در گرو پیشرفت شناخت و خرد می‌پنداشتند و پیشرفت خرد در منظر آن ها تنها با گسستن از اعتقادات و تعصبات قرون وسطایی انسان غربی رقم می خورد.
 
 
 
تجربه گرایی

 



کتاب های جدید خریداری شده، من را به فکر ساخت کتابخانه ای در کنج اتاق شخصی ام انداخت. به همین خاطر، سراغ نجار پیر محله قدیمیمان رفتم. پیر مرد نجار به این شرط سفارش من را پذیرفت که خود به اتاق من بیاید تا شخصا ارزیابی دقیق و عینی نسبت به وضعیت قرارگیری قفسه ها و میزان چوب مصرفی داشته باشد. این در شرایطی بود که پیش از مراجعه به او، بطور دقیق محل قرار گیری قفسه‌ها را بررسی و اندازه‌گیری کرده بودم؛ در واقع مرد نجار تنها به تجربه خودش اعتماد داشت. در ساعت مقرر نجار برای اندازه گیری فضای قفسه ها به داخل اتاق آمد، اما مشکل اساسی او برای اندازه گیری اتاق؛ متر کوتاهی بود که او را در اندازه گیری ناتوان کرده بود.

انسان غربی از چه زمانی خود را محور آفرینش یافت؟

عصر روشنگری یکی از مهمترین مقاطع، در پی ریزی بنای تمدن مدرن است. در این مقطع روشنفکرانی چون بیکن و جان لاک و دیوید هیوم همانند نجار پیر با ابزاری ناقص در پی کشف حقیقت هستند. ایشان با تفسیری مکانیکی از عالم بر پایه فیزیک نیوتنی به تدوین ارکان تئوریک علوم جدید پرداختند.(1)

در این دوره انسان غربی خود را، نقطه ی شروع کلیه شناخت ها و به منزله ی محور آفرینش معرفی می کند. فوکو که در یکی از کتاب های خود که در آن به باستان شناسی علوم انسانی پرداخته در مورد وضعیت این دوره می گوید: انسان برای نخستین بار «در فرهنگ غرب خود را به عنوان موضوع تفکر و موضوع شناخت، تعیین می کند». این طرز تفکر انسان درباره خودش در کلیه علوم انسانی نفوذ می کند و مبنای تولد انسانی جدید می شود که؛ تولد خود را با انقلاب فرانسه و اعلامیه 1789 جشن گرفت.

وقتی پیشرفت در گرو گسستن از اعتقادات است!

درحقیقت چیزی که افکار این روشنفکران را به خود مشغول می کرده؛ مسأله سعادت بشر و دستیابی به آن از طریق استقلال فکری و آزادی مدنی در جامعه بود. اکثر آن ها علاوه بر این که مسأله استقلال و آزادی را از مفهوم خرد جدا می دانستند؛ پیشرفت اجتماعی و سیاسی بشر را نیز در گرو پیشرفت شناخت و خرد می‌پنداشتند. و این در حالی بود که؛ پیشرفت خرد در منظر آن ها تنها با گسستن از اعتقادات و تعصبات قرون وسطایی انسان غربی رقم می خورد.(2)

این موج جدید بینشی در جهان غرب تاثیرات فراگیری را در ابعاد مختلف زندگی بشر مدرن ایجاد کرده است. از مذهب و الگو های جدید لاک و سازش ناپایدار میان دین و علم و سیاست بی ثبات بورژوازی و نظریات دموکراسی آن گرفته تا تجربه گرایی مکانیکی و تفکر متافیزیکی، همگی به نوعی متاثراز جریان بینشی عصر روشنگری بوده اند.

مابعدالطبیعه گذشتگان عامل مولد همه ی پلشتی هاست!

در راستای این جریان گسترده، اندیشمندانی چون بیکن و هیوم روش های نوین تفکرشان را معارض با نقاط ضعف تجرید متافیزیکی می دیدند. آنان مابعدالطبیعه ی گذشتگان را همچون عامل مولد همه ی پلشتی ها، محکوم می کردند. پلشتی هایی که در صدد آن بودند با رجوع تمامی تصوراتشان به اصول ساختگی شان در تاثرات «حسی» رفع کنند. و این تفکرات به حد زیادی در اذهان بشر مدرن قرن هجده و نوزده میلادی رخنه می کند؛ چراکه افرد تاثیرگذاری همچون هیوم معتقدند هر کتابی که بیانگر تعقل پیشینی از واقعیت باشد را باید سوزاند چرا که چیزی جز توهم و سفسطه به همراه نخواهد داشت. (3)

تجربه گرایان مکتبی در مقابل مکتب عقل گرایی هستند

در نتیجه آنچه تا کنون مطرح شد روشن است که تجربه گرایان مکتبی در مقابل مکتب عقل گرایی هستند. در مکتب عقل گرایی شناخت محدود به شناخت شهودی و فطری می شود. درصورتی که اندیشمندان تجربه گرا مثل لاک و هیوم معتقدند شناخت امری ترکیبی و پسینی است و تنها از طریق تجربه حسی بدست می آید.(4) به اعتقاد هیوم برای کسب شناخت منبعی جز تجربه وجود ندارد و همه دعاوی معرفتی ما باید بر این منبع مبتنی باشند. به عبارت دیگر هیوم و تجربه گرایانی مثل او در پاسخ به اینکه علم طبیعت انسانی بر چه مبنایی استوار است؟ تجربه و مشاهده یا «روش آزمایشی» را مبنای علم طبیعت می دانند. و این پاسخ اقتضای معرفت تجربه گرای آن هاست.(5)

تهدیدی به نام «شک»!

یکی از بزرگترین معضلاتی که تفکراتی همچون هیوم با آن روبرو خواهند شد تهدیدی به نام «شک» است. ذهن بشر مدرن غربی مصون از این تهدید نماند و همچون سردمداران خود دچار مسئله ی شک گردید. هیوم همانند برخی دیگر از اندیشمندان هم دوره ی خود شکاک بود. او شکاکیت را به معنای اصرار لجوجانه نداشتن درباره یک عقیده بکار می برد و آنرا پادزهر سلامت بخشی برای جزم اندیشی و تعصب ورزی می دانست. تفکر او از این جهت است که جزمیت و یکسو نگری قاتل هرگونه تفکر و خردورزی است. در صورتی که عمل شک به همین سطح محدود شود؛ چه بسا در فراید رشد اندیشه نقش موثری ایفا کند. اما مَثَل افرادی هچون هیوم به کسی می ماند که  از ترس سقوط در دره انقدر به عقب میروند که از پشت سر در دره ای هولناک تری سقوط می کنند.( 6)

«شک» تا چه زمانی بی خطر است؟

بدون تردید سطحی از شک و تردید در مباحث شناختی بعضا مولد علم خواهد بود؛ اما در صورتی این مهم به وقوع خواهد پیوست که علاوه بر عدم افراط در شکاکیت، این مسئله تنها در سطح نخبگانی جامعه باقی بماند. و نه اینکه پس لرزه های اندیشه ی بی هویت ذهن بیمار فرد شکاک جامعه را متلاتم کند.    

 


پی‌نوشت‌ها:
1) مبانی نظری غرب مدرن، شهریار زرشناس، نشر معارف
2) مدرنیته، دموکراسی و روشنفکران، رامین جهانبگلو، نشر مرکز
3) فلسفه ی تجربه گرا، جورج نواک، مترجم پرویز بابایی، انتشارات آزاد مهر
4) عقل باوری و تجربه‌گرایی، نویسنده: ای مارکوم، جیمز؛ مترجم: وکیلی، علی؛ اسفند 1394، سال دهم - شماره 12 (4 صفحه - از 33 تا 36)
5) عقل در اخلاق از نظر غزالی و هیوم، حسین علی شیدان شید، پژوهشکده حوزه و دانشگاه
6) تحقیق در مبادی اخلاق(همراه با مقدمه ای از منوچهر صانعی)، دیوید هیوم، ترجمه رضا تقیان ورزنه، انتشارات گویا