rezas
راز انحراف امت اسلام در بیان حضرت زهرا سلام الله علیها
«زر»، «زور» و «تزویر»؛ سه عامل معجزه گر
شهادت حضرت زهرا، مظلومیت و گوشهنشینی امیرالمومنین علیه السلام، فراگیرشدن ظلم و تبعیض در دنیا، از بین رفتن کرامت انسانی، ایجاد و گسترش انواع فسادها، تباهی ها و انحراف ها، شکل گرفتن گروهکهای تروریستی، همه و همه، ثمره همان بی حرمتی است که به خدا و رسول او به هرآنچه دارای احترام بود شد. همان بی حرمتی که با یک جملۀ بیسابقه شکل گرفت: «انَّ الَّرجلَ لَیَهْجُر»؛ او هذیان می گوید!

در زمان رسول خدا صلی الله و علیه وآله حوادثی رخ داد که آثار هر یک از آن ها هیچگاه از تاریخ مسلمانان محو نخواهد شد. برخی حوادث بد یمن که ریشه در درخت نفاق و مرض های درونی خواص داشت، از ابتدای اسلام پایه ریزی شد و با فعالیت های شبانه روزی برخی اصحاب، در آخرین لحظات عمر رسول خدا صلی الله و علیه وآله به ثمر نشست.
اگرچه برخی اصحاب رسول خدا صلی الله و علیه وآله که از رجال برجسته عشیره و از شیوخ مدینه به حساب میآمدند، مانند سایر مسلمانان نماز می خواندند و قاری و حافظ قرآن بودند، اما در دل، هیچ یک را نپذیرفته، به آنها ایمان نداشتند. لذا پی در پی ضد رسول خدا صلی الله و علیه وآله عمل کرده، در جامعه اسلامی خطر آفرینی کردند؛ زیرا در آرزوی خشکاندن ریشه اسلام و برگشت به روزگاران جاهلیت بودند. از این رو بارها توطئه کردند تا رسول خدا صلی الله و علیه وآله را از پا درآورند که ماجرای عقبه[1] یکی از مهمترین کارشکنی و جنایات آنان است.
روزگار مسلمانان با فراز و نشیب های فراوان بدین منوال سپری شد تا چرخ فلک چرخید و جامعه اسلامی در تب بیماری رسول خدا صلی الله و علیه وآله سوخت و آن بزرگ مرد بی مانندِ تاریخ، در آخرین لحظات ِ عمر و در بستر بیماری قرار گرفت.
سه عامل معجزه گر یعنی «زر»، «زور» و «تزویر» به کمک برخی اصحاب کهنسال آمد و مقدمات چندین سالهای که چیده بودند، معجزه ای آفرید و عقل و هوش و حافظه مسلمانان را یکباره ملغا از عمل کرد!
روزهای پایانی عمر آن حضرت از جنبه های مختلف سرآغاز دورهای تازه و سرنوشت ساز بود. زیرا مسلمانان شاهد ماجرایی بس غریب بودند. به این معنا که رسول خدا صلی الله و علیه وآله در واپسین ساعات زندگی و در حضور اصحاب، درخواست کرد قلم و دوات بیاورند تا در سیاههای ماجرای غدیر خم و وصایت جانشین خود را برای چندمین بار تاکید و بر آن تصریح کند؛ اما نه تنها قلم و دوات نیاورند که با جمله ای قلب مبارک ایشان را رنجور کردند و امیدش را ناامید. آن جمله این بود: «ان الرجل لیهجر»؛ این مرد! هذیان می گوید! «بر اثر بیماری، هوشش را از دست داده، پریشان می گوید»! این در حالی است که قرآن آن حضرت را چنین معرفی می کند: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى. [2]
سه عامل معجزه گر برای انحراف تاریخ
سرانجام رسول خدا صلی الله و علیه وآله با دلی افسرده و خاطری پریشان بدرود حیات گفت و هنگام تغسیل و تکفین ایشان فرا رسید که این امر به وسیله امیرالمومنین علی علیه السلام که جانشین بر حق ایشان بود صورت گرفت. جالب توجه است که برخی خواص که ابتدا اندکی از بسیار درباره آنان بیان شد، همزمان با مراسم غسل و کفن رسول خدا صلی الله و علیه وآله در مکانی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شدند تا جانشین پس از رسول خدا صلی الله و علیه وآله را معین کنند!
این در حالی بود که از ماجرای غدیر خم مدت زیادی نمی گذشت و بسیاری از سالخوردگان و تعداد بی شماری از مسلمانان، شاهد بودند که رسول خدا صلی الله و علیه وآله به دستور خدوند، امیرالمومنین علی علیه السلام را جانشین پس از خود معین کرده بود. به هر صورت سه عامل معجزه گر یعنی «زر»، «زور» و «تزویر» به کمک برخی اصحاب کهنسال آمد و مقدمات چندین سالهای که چیده بودند، معجزه ای آفرید و عقل و هوش و حافظه مسلمانان را یکباره ملغا از عمل کرد! تا جایی که امیر المومنین علیه السلام مدتی پس از واقعه ننگین سقیفه، یکی از شیوخ را مخاطب قرار داد و پرسید مگر تو در ماجرای غدیر حاضر نبودی و وصیت رسول خدا صلی الله و علیه وآله را درباره من نشنیدی؟ و او در جواب گفت: اگر هم در آن جا حاضر بودم، پیر و ناتوانم و حافظهام یاری نمیکند و از آن ماجرا مطلب زیادی به خاطر ندارم! [3]
| بیشتر بخوانیم: شاه بیت غزل بندگی در بیان حضرت زهرا (علیهاالسلام) تاريخ دقيق تهاجم به درب خانه حضرت زهرا(س) |
راز تباهی های امت اسلام
آری! رخداد بی سابقهای که در سقیفه بنی ساعده رخ نمود، بی شک ادامه و دنباله همان عقیدهای است که صاحب آن، رسول خدا صلی الله و علیه وآله را فردی پریشانگو معرفی کرد و این سخن یعنی از بین بردن حرمت؛ آن هم تمام حرمتها. یعنی تیشه به ریشه حرمت زدن؛ و چه مصیبتی بزرگتر از آنکه حرمت انسانی و معنوی، از بیخ و بن زدوده و نابود شود. اساس این ادعا بسی محکم و خلل ناپذیر است؛ زیرا از لبان مبارک دختر رسول خدا صلی الله و علیه وآله برآمده؛ همو که حجتی بر حجت های خداوند است.
آن حضرت پس از رسول خدا صلی الله و علیه وآله خطبهای بیان فرمود که قسمتی از آن بیان می شود: «و ازیلت الحرمۀ عندمماته ... فتلک والله النازلۀ الکبری و المصیبۀالعظمی؛ هنگام درگذشت آن حضرت (رسول خدا)، حرمت (تمام حرمتها) از میان رفت و به خدا قسم مصیبت بزرگ و جبران ناپذیر همین است.[4]
با وجود این فرموده حضرت زهرا سلام الله علیها، که از دلی غمگین و حقیقتی ننگین خبر می دهد، راز تباهی های امت اسلام، مصیبت ها و شوربختی های سراسر دنیا به خوبی افشا میشود.
زیرا آن سخن ننگین که در کنار بستر رسول اکرم صلی الله و علیه وآله بیان شد، قبحِ زشتی های بی شمار را شکست و حرمت خدا و رسول و قرآن را زیر پا نهاد. چنانکه در این عبارت حضرت زهرا سلام الله علیها مشخص است، تمام حرمت ها، یعنی نوع و جنس حرمت از میان برداشته شد؛ نه آنکه فقط حرمتی شکسته شده باشد! بنابر این، در قدم اول بالاترینِ حرمتها که حرمت خداوند است و پس از آن حرمت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و پس از آن حرمت قرآن و در ادامه، احترامِ همه آنچه محترم است از بین رفت؛ آن هم با این جمله: «ان الرجل لیهجر غلبه الوجع»؛[5] غلبه الوجع یعنی درد بر او چیره شده است؛ کنایه از آنکه نمیفهمد چه میگوید! [پریشانگویی در حالت از کارافتادگی عقل]
ریشه انحرافات و تیره بختی های مسلمانان
رخداد بی سابقهای که در سقیفه بنی ساعده رخ نمود، بی شک ادامه و دنباله همان عقیدهای است که صاحب آن، رسول خدا صلی الله و علیه وآله را فردی پریشانگو معرفی کرد. و این سخن یعنی از بین بردن حرمت؛ آن هم تمام حرمتها. یعنی تیشه به ریشه حرمت زدن؛ و چه مصیبتی بزرگتر از آنکه حرمت انسانی و معنوی، از بیخ و بن زدوده و نابود شود.
بنابر این مسلم آن است که منشأ تمام انحرافات گوناگون و تیره بختیهایی که نصیب مسلمانان و سایر مردم دنیا شد، همان جمله است که از مدت ها قبل، اساس عقیده و تفکر عدهای از اصحاب را شکل داده بود و پس از آن ماجرای سقیفه.
زیرا با از بین بردن اساس حرمت، حقایق دگرگون و آموزههای اسلام واژگون شده، فتنه و شبهه های گوناگون بر جامعه اسلامی سرازیر شد. پس از آن، مردم از منبع وحیِ الهی فاصله گرفتند و آموزههای اسلام ناب هر روز بیش از دیروز کمرنگتر و بی رونقتر شد.
در ادامه، شکاف عمیقِ فکری و عقیدتی بین مسلمانان ایجاد شد که طی سالیان نه چندان طولانی، مکاتب و شاخههای انحرافی سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی، دنیای اسلام را فرا گرفت. بنابر این اسلام آنطور که باید به دنیا نرسید و آن طور که شاید از انحراف و تحریف مصون نماند. اگر امروزه بسیاری از مردم بت می پرستند و عده زیادی نیز بی دین اند و بسیاری دیگر گمراه، ثمره آن جمله و نتیجه رخداد سقیفه است.
به بیان دیگر، شهادت حضرت زهرا، مظلومیت و گوشهنشینی امیرالمومنین علیه السلام، فراگیرشدن ظلم و تبعیض در دنیا، از بین رفتن کرامت انسانی، ایجاد و گسترش انواع فسادها، تباهی ها و انحراف ها، شکل گرفتن گروهکهای تروریستی، همه و همه، ثمره همان بی حرمتی است که به خدا و رسول او به هر آنچه دارای احترام بود شد. همان بی حرمتی که با یک جملۀ بیسابقه شکل گرفت: «انَّ الَّرجلَ لَیَهْجُر»؛ او هذیان می گوید!
پی نوشت:
[1] . الحلبی الشافعی، علی بن برهان الدین؛ السیرة الحلبیة، بیروت – لبنان، دارالمعرفة، 1400ـ ج 3، ص 120.
[2] . نجم، 3و4.
[3] . ترجمه الغدير، ج 1، ص 34؛ تاريخ طبري، چاپ اول، ج 2، ص 232؛ صحيح بخاري، چاپ اوّل، ج 5، ص7؛ علاوه بر این ماجرا، امیرالمومنین علیه السلام در مسجد رسول خدا صلی الله و علیه وآله درباره واقعه غدیر از ابابکر و سایر حاضران پرسید که البته آنجا همه به حقیقت آن گواهی دادند: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْاَنْصَارِ اَنْشُدُکُمْ اللَّهَ اَسَمِعْتُمْ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ کَذَا وَ کَذَا؟...»؛ مناقب خوارزمي، چاپ دوم، ص 280؛ شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد، ج6، ص 166 – 168.
[4] . بحار، ج۲۹، ص۲۲۶، فصل نوردفیه خطبۀ خطبتها.
[5] . کافی، ج۱، ص ۸۹، ح۵؛ مسند احمدبن حنبل، ج۱، ص۲۳۵، ذیل مسند ابن عباس؛ صحیح بخاری، ج۱، ص۳۷، ج۵، ص۱۳۸، ج۸، ص۱۶۱؛ ابن حزم، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۷، ص۹۸۴؛ محمدبن نصر، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴۴؛ ابن حجرعسقلانی، فتح الباری، ج۸، باب مرض النبی و وفاته؛ اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۴۷، صحیح مسلم، ج۵، ص۷۵.
نسخه الکترونیکی ترجمه بیت الاحزان
کتاب رنجها و فریادهای فاطمه (سلام الله علیها)
ترجمه بیت الاحزان
تالیف محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی
مقدمه آیت الله مکارم شیرازی
ترجمه محمد مهدی اشتهاردی
دانلود کتاب از فایل پیوست
تفاوت میان افراد با انگیزه و افراد معمولی
افراد با انگیزه چه خصوصیاتی دارند؟
افراد با انگیزه همیشه یک قدم از دیگران جلو هستند و سعی میکنند وظایف خود را به بهترین شکل انجام دهند. موفقیت برای آنها بالاترین اولویت را دارد. اعتمادبهنفس و خودکفایی از دیگر ویژگی آنهاست.

افراد با انگیزه همیشه یک قدم از دیگران جلو هستند، به نتایج بهتر و جالبتری دست مییابند و باعث شگفتی افراد معمولی میشوند. در واقع انگیزهی قوی و روحیهی مستحکم آنها یک قابلیت و ویژگی محسوب میشود که البته دستیابی به آن کار سادهای هم نیست.
البته تبدیل شدن به یک فرد با انگیزه کاری دور از دسترس و غیر قابل انجام هم نیست و فقط نیاز به تلاش دارد. در این رابطه باید گفت: افراد بیانگیزه، تنبل و افرادی که از انجام دادن وظایف خود بیزار هستند نیز میتوانند با تلاش و تمرین، به فردی با انگیزه، کوشا و با پشتکار کافی تبدیل شوند.
ما در این مقاله تبیان به برخی از ویژگیهای افراد با انگیزه خواهیم پرداخت و تفاوتهای افراد با انگیزه با افراد معمولی را بررسی خواهیم کرد.
1- افراد با انگیزه روی هدف خود متمرکز میشوند
این افراد معمولا هیچ عذر و بهانهای را در انجام اهداف خود نمیپذیرند و همهی آنها را نادیده میگیرند و تمرکز خود را روی رسیدن به هدف و انجام وظیفهی خود معطوف میکنند. بهانههای مثل امروز هوا بارانی است، سرد است، گرم است، گرسنه هستم، خسته هستم و یا بسیاری از سایر عذر و بهانهها هیچ معنایی برای افراد با انگیزه ندارد و بالاترین اولویت خود را به اهداف خود
شکست یک بخش جدانشدنی از موفقیت و پروسهی رسیدن به موفقیت است. اگر شکست نباشد، موفقیتی هم نخواهد بود.
دادهاند. یک فرد با انگیزه مثل یک انسان کور و کر، تمامی منطقها، توجیهها و بهانهها را نادیده میگیرد و تنها برای هدفش تلاش میکند.
2- فقط بر روی انگیزه تکیه نمیکنند
اگر فکر میکنید افراد با انگیزه برای رسیدن به اهدافشان فقط بر روی انگیزه خود تکیه میکنند سخت در اشتباه هستید. افراد با انگیزه هم اگر بدون تدبیر و تعقل دست به انجام کاری بزنند به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهند شد. در نتیجه داشتن انگیزه، شرط کافی برای رسیدن به موفقیت نیست. افراد با انگیزه برای رسیدن به هدف خود تمرین میکنند، نظم و انظباط خود را در انجام کارها و مراحل کار افزایش میدهند و از انگیزه خود برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده میکنند. پس یادمان باشد اگر برای انجام کاری، انگیزه داریم، از این انگیزه استفاده کنیم تا به بهترین نتیجه ممکن دست یابیم و مسیر درست را انتخاب کنیم.
3- روی اهداف دراز مدت تمرکز میکنند
تقریبا تمام افراد با تجربه میدانند که دستیابی به موفقیت و رسیدن به آن چیزی که میخواهیم، خیلی زود اتفاق نخواهد افتاد. در واقع اگر هدفی که در پی آن هستیم، هدفی ارزشمند و باشد، باید برای آن وقت گذاشت و تلاش فراوان کرد چرا که اگر رسیدن به آن آسان بود دیگر هدف نام نمیگرفت و تبدیل به یک کار معمولی و یا روزانه میشد.
خوب است بدانیم که افراد با انگیزه، رسیدن به دستاوردهای با ارزش اما طولانی مدت را ترجیح میدهند به خوشیها و دستاوردهایی که سریع بهدست میآیند و سریع هم از بین میروند. در واقع افراد با انگیزه قدرت صبر، تحمل و بینش خود را پرورش دادهاند. یکی از بارزترین مثالها برای افراد با انگیزه، کسانی هستند که دائما کار میکنند ویا به باشگاههای ورزشی میروند و ورزش میکنند. در مقابل آنها هم، افرادی هستند که زمان خود را دائما در شبکههای اجتماعی هدر میدهند. اینگونه افراد در پی انجام کاری هستند که نتیجهی آنرا همین حالا دریافت کنند و از صبر کردن برای رسیدن به هدف بیزار و عاجز هستند. در نتیجه معمولا به نتایج بزرگ دست نخواهند یافت.
| بیشتر بخوانید: |
| به این علت تند غذا نخورید |
| راهی برای مقابله با زیاد نشستن |
4- از شکست برای رسیدن به موفقیت استفاده میکنند
شکست یک بخش جدانشدنی از موفقیت و پروسهی رسیدن به موفقیت است. اگر شکست نباشد، موفقیتی هم نخواهد بود. بدیهی است تا زمانی که هدفی نداشته باشیم و برای رسیدن به آن تلاشی هم نکنیم، نه شکستی در کار خواهد بود و نه موفقیتی. افراد سختکوش میدانند که با انتخاب یک هدف و استارت رسیدن به آن هدف در واقع یک ریسک شکست خوردن را برای خود ایجاد کردهاند. اما واقعیت این است که هر تلاشی در این مسیر، شما را به هدفتان نزدیکتر و هر شکستی باتجربهتر خواهد کرد.
5- افکار و انرژی منفی را از خود دور میکنند
افکار و انرژیهای منفی، باعث تخریب و نادیده گرفتن قابلیتها و تواناییهایمان خواهد شد. در نتیجه این امر، انگیزه از بین خواهد رفت و اعتماد به نفس کاهش خواهد یافت. افراد موفق و با انگیزه، انرژیها و افکار منفی را به خوبی مدیریت میکنند.
6- خودباور و خودکفا هستند
این خودکفایی و خودباوری باعث میشود افراد با انگیزه در زمانهایی که انگیزه کافی برای انجام کاری ندارند، صدمه ندیده و از این زمانها به خوبی عبور کنند. همچنین برای داشتن انگیزه هیچ نیروی محرک ویا دلیل و بهانهای نیاز ندارند و خود هدف برای رسیدن به هدف برایشان کافی است.
تنباکوی جنسی!
ورود انواع مخدرهای جدید در ایران
این تنباکو مادهای نوظهور است که دارای ترکیبات محرک و مخدر بوده و آسیب جدی به سیستمهای هورمونی و جنسی زنان و مردان وارد میسازد.

شیوع مصرف انواع دخانیات از جمله قلیان و سیگار در میان دختران و پسران نوجوان از چند سال پیش رواج چشمگیری داشته و مصرف قلیان در میان نوجوانان، نگرانیهای جدی را برای خانوادهها ایجاد كرده، بطور مثال اغلب افراد تصور میكنند كه قلیان، عارضهای ندارد در حالی كه مجرای عبور دود قلیان میتواند حاوی آلودگیهای میكروبی و قارچی زیادی باشد و خطر ابتلا به هپاتیت و سل را در مصرف كنندگان افزایش دهد، همچنین به علت طولانی بودن مصرف قلیان نسبت به سیگار، آسیبهای آن دوچندان میشود.
رشد نگران كننده مصرف قلیان در كشور
بنا به آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت، مصرف روزانه قلیان تا سال 86 روند كاهشی یا ثابت داشت، اما از سال 88 مصرف روزانه آن در میان نوجوانان بسیار زیاد شده است.(1)
به هر حال اشاعهی بیش از حد مصرف قلیان در كشور به عنوان یک ماده دخانیاتی، بیماریزا و دروازهی منتهی به استعمال مواد مخدر بسیار نگران كننده است و نه تنها تاكنون اقدام قابل توجهی برای مبارزه با آن اتفاق نیافتاده بلكه سودجویان هر بار قلیان را با شیوه ای جدید و تنوعی تحریک کننده به مردم عرضه می كنند.
گفته میشود که تنباکوهای خارجی در میان جوانان و نوجوانان خواهان زیادی دارد اما همه آنها از مواد افزودنی زیانباری تشکیل میشوند که آسیبهایی چند برابر سیگار دارند.
عوارض مصرف دخانیات
امروزه ثابت شده است که استعمال تنباکو از یک طرف سبب آسیب به قدرت باروری مردان می شود و از طرف دیگر اثر سوء بر عملکرد جنسی آنان میگذارد. بروز بدترین نوع ناتوانیهای جنسی در مردان با استعمال سیگار و قلیان ایجاد می گردد زیرا مواد تشکیل دهندهی توتون، اثری مستقیم بر هورمونهای افراد میگذارد که در بلند مدت خود را نشان میدهد.
به رقم آنچه که اکثر مردم باور دارند، مضرات قلیان 10 برابر سیگار است و تنباکو به هر شکلی که استفاده شود؛ چه به شکل سیگار، و چه در قالب پیپ و قلیان عوارض سوء بسیاری به دنبال خواهد داشت.
نوعی بیماری به نام "نشت وریدی" کشف شده است که در این بیماری مرد در بدست آوردن نعوظ و نگه داشتن آن مشکل دارد که بدترین نوع ناتوانی جنسی در مردان است و تقریبا می توان گفت هیچ نوع درمانی ندارد.
بررسی ها فراوان حاکی از آن است که افرادی که مقادیر زیادی دود تنباکو مثل قلیان استفاده می کنند دچار شکستگی در کروموزم های اسپرم ها می شوند که این مشکل سبب ایجاد یک نوع ناباروری می شود و اگر احیانا مرد بتواند با روش های لقاح مصنوعی بچه دار شود این مشکل به بچه هایش نیز منتقل می شود.(1)
تنباکوی جنسی وارد کشور شد
حال خبری تازه از ورود نوعی از تنباکو به کشور هستیم که تاثیر بسیار جدی برسیستم باروری زنان دارد و در آنها منجر به ناباروری قطعی می شود. این تنباکو تحت لیسانس یکی از کشورهای عربی است که با قیمتی بیش از تنباکوی موجود در بازارعرضه می شود و روی بسته بندی آن عبارات و مفاهیم مشخصی درج شده است که قابل شناسایی است.
گفته می شود این تنباکو با وجود محرک بودن بی ضرر است اما نتیجه تحقیقات نشان می دهد آسیب های جدی برفرد مصرف کننده، هم مردان و هم زنان وارد می آورد و به همین دلیل توصیه اکید می شود که مورد مصرف قرار نگیرد. وجود محرکهای جنسی و مواد نشاط آور در این نوع تنباکو باعث بروز ضررهای جبران ناپذیری در افراد می گردد همچنین گفته شده که عوارض جدی این محرک در کوتاه مدت آشکار می شود.(2)
گفته می شود که تمام تنباکوهای خارجی در میان جوانان و نوجوانان خواهان زیادی دارد اما همه آنها از مواد افزودنی پر ضرر تشکیل شده و تاثیر سوء این قبیل تنباکو ها حتی از سیگار نیز بیشتر است برای اینکه حجم دود بیشتری وارد بدن می نماید.هم اکنون آمار دقیقی از عرضه انواع تنباکو ها و مواد مخدر روانگردان در جامعه در دست نیست و شاهد این واقعیت هستیم که روز به روز عرضه این مواد افزایش می یابد و همچنین تنوع آنها هر روزه بیشتر می شود.
پینوشت:
1- تله ای به نام قلیان یک بار مصرف ، خبرگزاری تسنیم، فروردین 1395
2- "تنباکوی جنسی" وارد کشور شد، خبرگزاری ایرنا، 25 بهمن 1396
3- بروز بدترین نوع ناتوانی جنسی در مردان با استعمال سیگار و قلیان، سلامت نیوز، اسفند ماه 1391
پاسخهای کوچک
کودکان دبستانی درباره حذف پیک نوروزی چه میگویند؟
درباره این گزارش چند نکته را باید مورد توجه قرار داد.
نکته اول این که به احتمال بسیار زیاد مواجهه کودکان با پیک نوروزی مواجههای عاطفی است و بهنظر میرسد مخالفت برخی از آنها با حذف پیک نوروزی بیشتر جنبه احساسی دارد. بچهها معمولا مخالف هر کاری هستند که آن کار چیزی را از زندگی آنان کم کند یا بگیرد. آنها اصطلاحا همه چیز خواه هستند و به نظر می رسد برخی مخالفتها ناشی از این حس باشد. کما اینکه چنانچه مشاهده خواهد کرد کودکان پایههای دوم که سن و سال کمتری دارند، بیشتر مخالف حذف پیک نوروزی هستند. نکته دوم آن است که کودکان امروزی بیش از گذشته از سبک زندگی مدرن ایرانی برخوردار هستند و نسبت به آن حس علاقه دارند. استفاده از تکنولوژیهای رسانهای مانند تبلت و... تمایل کودکان به طراحیها، ابزارها و محتواهای نه چندان جذاب موجود در پیکهای نوروزی را کاهش داده و طبیعتا این پیکها دست کم به شکل کنونیشان برای آنها جذاب نیست.
عسل پوراحمدی؛ دانشآموز پایه سوم ابتدایی:
من نظرم این است که پیک نوروزی نباشد. چون نباشد بهتر است. چون ما شش ماه درس خواندیم، خسته شدیم و میخواهیم تعطیلات عید نوروزی را برای خودمان استراحت کنیم. به نظرم انشا و نگارش و داستان و چیزهایی اینجوری بهتر است و به درسهایمان کمک میکند.
رضا فایضی؛ دانشآموز پایه ششم ابتدایی:
سلام بچهها! به نظر من اگر پیک نوروزی را بردارند بهتر است. چون ما بچهها همه مان حل کردن آن را نگه میداشتیم برای دو روز آخر تعطیلات. پدر و مادرهایمان هم از دستمان عصبانی میشدند. ولی اگر پیک نوروزی نباشد ما میتوانیم با خیال راحت به مسافرت و دید و بازدید عید برویم. با تشکر.
کیا عبداللهی؛ دانشآموز پایه دوم ابتدایی:
من پیک نوروزی را دوست دارم ما با پیک نوروزی میتوانیم با سواد شویم و لبخندهایش را بخوانیم. چیستان هم دارد.
زهرا محمدحسینی؛ دانشآموز پایه پنجم ابتدایی:
من با پیک نوروزی در ایام نوروز موافق نیستم. چون سوالهایی که در پیک نوروزی پرسیده میشود با مطالب کتابهای درسی ما مطابقت ندارد. اما اگر پیک نوروزی بهصورت داستان نویسی باشد من دوست دارم چون خودم به نوشتن داستان و خاطره علاقه دارم و میتوانم بنویسم. با تشکر.
عرشیا قادری؛ دانشآموز پایه دوم ابتدایی:
پیک شادی خوب است. به ما پیک شادی بدهید. ما پیک شادی را در خانه حل میکنیم. وقتی به مهمانی میرویم پیک شادی را میبریم.
ستایش مظفری؛ دانشآموز پایه چهارم ابتدایی:
پیک نوروزی یک مجله است که نقاشی و سوال و لبخند و ریاضی دارد. ولی خوب است. ولی وقتی در خانه هستیم و مهمان میآید، نمیتوانیم بنویسیم. نمیگذارند بازی کنیم. من دوست دارم پیک شادی را در مدرسه بنویسم. ولی چند روز تعطیل است و در تعطیلات نمیشود پیک شادی را نوشت.
رامین عطارپور؛ دانشآموز پایه چهارم ابتدایی:
من از پیک نوروزی راضی نیستم. چون وقت میگیرد و زیاد است. به نظر من بهتر است پیک نوروزی حذف شود و به جایش تعطیلات را زیاد کنند. چون بهار و طبیعت زیبا در بهار باعث می شود آدم به کوه یا طبیعت برود و خوشحال باشد.
سمانه کشاورزیان؛ دانشآموز پایه پنجم ابتدایی:
پیک نوروزی خوب است و ما وقتی تعطیلات تمام میشود و به مدرسه میرویم و در کلاس پیک نوروزی را جواب میدهیم خوب است. با پیک نوروزی در تعطیلات عید درس میخوانیم و سرگرمی داریم. با تشکر.
مهدی قادرزاده؛ دانشآموز پایه دوم ابتدایی:
اگر پیک نوروزی نباشد ما چه کار کنیم؟ مثلا وقتی در خانه هستیم چه کار کنیم؟ ما با هم درستش میکنیم و دوستانم هم میآیند.
آیدا احمدی؛ دانشآموز پایه سوم ابتدایی:
پیک نوروزی خوب است ولی باید کمی عوض شود چون مثلا وقتی رفتیم خانه یکی از خویشاوندانمان در یک شهر دیگر، با پیک نوروزی من فرق داشت.
سالشمار تغییرات پیک نوروزی در یک دهه گذشته
حذف تکالیف سال نو دانشآموزان دبستانی چه پیشینهای دارد؟
دهه ۸۰
در سالهای ابتدایی این دهه سعی بر آن شد که پیکهای نوروزی کم حجم و مصورتر بشوند. رنگآمیزی و خاطرهنویسی و بازی با اعداد و ریاضی بخشی از مهمترین محتوای پیکهای نوروزی بود. هرچه به سالهای پایانی این دهه نزدیک شدیم، فرهنگ و جغرافیا در محتوای پیکها پررنگتر شد. این موضوع در واقع به این دلیل بود که تمرکز مدیریت پیکهای نوروزی برداشته شد و ابتدا به مراکز استان، سپس به شهرستانها و بعد از آن نیز به مدارس واگذار شد. به این ترتیب که مدارس هزینههایی را از خانوادههای دانشآموزان دریافت میکردند و هر مدرسه بهصورت منحصربهخود، پیک نوروزی دانشآموزانش را تهیه و توزیع میکرد. طرح تمرکززدایی توزیع پیکهای نوروزی از ۸۹ کلید خورد.
در همین سال حمیدرضا حاجی بابایی، وزیر وقت آموزش و پرورش با تاکید براینکه طی سالهای گذشته به این نتیجه رسیدیم که پیک شادی برای دانشآموزان شادیآور نیست، گفت: به دنبال این هستیم که دانشآموزان مقطع ابتدایی درگیر تکالیف خشک و خالی خود نشوند. او با اشاره به اینکه ما در مجموع با توزیع پیکهای نوروزی مخالف هستیم، گفت: استانها و مناطق میتوانند با توجه به برنامههای خود این پیکها را توزیع کنند اما به آنها اعلام شده است که به شکل اجباری نباشد و به شکل سراسری نیست. او با تاکید براینکه مسوولیت این امربه عهده کارگروههای معاونتهای آموزش ابتدایی استانها قرار گرفته است، اظهار کرد: امسال در شهر تهران توزیع متمرکز پیک نوروزی نداریم و برای اینکه مانعی برای خلاقیت مناطق ایجاد نشود، تهیه پیکهای نوروزی را به مناطق واگذار کردیم.
تکلیف نوروزی مدارس برای خانوادهها
چند روز پس از موضعگیری وزیر علیه توزیع پیک نوروزی، معاون وقت آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران از توزیع این پیکها خبر داد و اعلام کرد که با تغییرات در محتوای پیکهای نوروزی (که در سال ۸۹ نامش به پیامهای بهاری تغییر کرده بود) این پیک بیشتر برای خانوادههای دانشآموزان تبیین شده است. فرناز بیکی با بیان اینکه در این رویکرد جدید، خانواده محور تمامی تغییرات و دگرگونیهاست و کودک در متن این اتفاقات تعریف میشود، گفت: در این بسته آموزشی، گزیدهای از داستانهای قصههای خوب برای بچههای خوب بهصورت کتاب ارائه میشود بهطوری که در هر روز از ایام تعطیلات بهار، یکی از داستانها توسط اولیا برای دانشآموزان خوانده میشود.
این موضوع تعطیلات بسیاری از خانوادههای دانشآموزان را مختل کرد و اعتراضهایی را برانگیخت. شلوغی بازدیدهای نوروزی، سفر خانوادهها و... عملا هدف پیامهای بهاری را دور از دسترس کرد. این در حالی بود که قیمت پیک نوروزی در این سال در مقایسه با سال ۸۸ حدود ۷۰ درصد هم گرانتر شده بود. در سال ۸۹ قیمت هر مجلد از پیک نوروزی یا پیامهای بهاری هزار تومان تعیین شده بود. تحمیل تکالیف بر خانوادهها و افزایش قیمت آن اعتراضهای بسیاری را در همان سال برانگیخت و وزارت آموزش و پرورش را مجبور کرد تا تصمیمهای جدیتری در این باره بگیرد.
دهه ۹۰
سال ۱۳۹۰ برای پیکهای نوروزی سال تاکید بر غیراجباری بودنشان بود. تقریبا همه مسوولان وقت آموزش و پرورش در این سال بر اختیاری بودن آن تاکید کردند. در آستانه دهه فجر سال ۹۰ علیرضا رحیمی مدیر کل وقت دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش گفت: چاپ و ارائه پیک نوروزی در نوروز سال ۹۱ برای دانشآموزان دوره ابتدایی اختیار و برعهده ادارات کل استانی است. یک ماه پس از این اظهار نظر نیز فاطمه قربان معاون آموزش ابتدایی وزیر با بیان اینکه هیچ اجباری در ارائه و توزیع پیکهای نوروزی وجود ندارد، گفت: رویکرد اصلی در تولید محتوای این پیکها، «قرآنی و تربیتی» است. او نخستین کسی بود که بهصورت رسمی اعلام کرد: «بهطور کلی در تعطیلات عید امسال پیک نوروزی بهصورت متمرکز کشوری نداریم.» او همچنین درباره قیمت پیکهای نوروزی گفت: تعیین هزینه نیز دراختیار استانهاست که میتوانند براساس هزینه تمامشده و نه بیشتر از آن، مبلغی را از دانشآموزان دریافت کنند.
سال ۹۱: مهمترین اتفاق برای پیکهای نوروزی در این سال خبری بود که فرناز بیکی معاون وقت آموزشی وزیر اعلام کرد: «الکترونیکی شدن پیکهای نوروزی در تهران» او همچنین دوباره بر اختیاری بودن این تکالیف تاکید کرد و گفت: دانشآموزان در ایام نوروز تمایل چندانی به حل پیکهای نوروزی ندارند و تکلیف نوروزی برایشان سنگین است از این رو پیکها را بهصورت الکترونیک درآوردیم تا دانشآموز با اجبار مواجه نباشد. تاکیدهای مداوم مسوولان آموزش و پرورش بر اختیاری بودن پیک نوروزی نشان از آن دارد که گویا برخی از مدارس شهرهای کشور این مجلهها را بهعنوان تکالیف اجباری برای دانشآموزان به خانوادهها توصیه کرده بودند. در این سال محتوای پیکهای نوروزی بیشتر متناسب با کتب درسی مختلف و مطالب تفریحی و سرگرمکننده بود. سال ۹۰ اولین سالی بود که کارشناسان آموزشی لزوم حذف پیکهای نوروزی را رسانهای کردند.
سال ۹۲: با تغییر دولت و طبیعتا تغییر وزیر و البته سیاستهای آموزشی وزارت آموزش و پرورش، رویکردهای انتقادی از پیک نوروزی نیز تشدید شد و وزارت آموزش و پرورش رسما توزیع این تکالیف عیدانه را ممنوع کرد. حجتالاسلام محیالدین بهرام محمدیان رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی درسی وزارت آموزش و پرورش گفت: بنده معتقدم که دانشآموزان را در طول تعطیلات عید نباید درگیر پیک نوروزی، درس و تکالیف سنگین کرد، بلکه دانشآموزان میتوانند از این فرصت در کنار خانوادهها استفاده کنند. دانشآموزان با روبهرو شدن با پیکهای نوروزی انباشته شده از سوالات سخت و دشوار نه تنها از لذت ایام تعطیل ناکام میمانند بلکه خانوادهها را نیز در این ارتباط درگیر میکنند، به همین دلیل نه تنها چیزی عایدشان نمیشود بلکه استرس و نگرانی هم برای آنها به همراه دارد. در این سال خبرهایی از گوشه و کنار درباره حذف پیک نوروزی وجود داشت.
سال ۹۳: اسفندیار چهاربند، مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران گفت: دیگر چیزی بهعنوان پیک نوروزی نداریم، یعنی یک تکلیف سراسری بدون توجه به نیازها، استعدادها و علاقهها را تایید نمیکنیم چراکه یک فعالیت غیرضروری و کماثر بود که سال گذشته آن را متوقف و ممنوع کردیم. چهاربند با بیان اینکه امسال نیز ممنوعیت پیک نوروزی را اعلام کردیم، گفت: «اینکه فعالیت نوروزی به دانشآموزان داده میشود، قطعی است اما طراحی و محتوای آن بر عهده معلمان است. اما به رغم این تاکید وزارتخانه، در برخی مدارس از جمله مدارس تهران پیکهایی که خارج از ادارات آموزش و پرورش و مدارس طراحی و تولید شده بود توزیع شد. جالب آنکه این پیکهای نوروزی از سال اول دبستان تا پایه سوم دبیرستان را دربرمیگرفت. برخی خبرگزاریها از این اتفاق تحت عنوان خصوصیسازی پیک نوروزی یاد کردند. البته این موضوع در واقع واگذاری اختیار طراحی و چاپ پیکهای نوروزی به معلمان مدارس بود. بنابراین پیک نوروزی به نام جدید تحت عنوان تکالیف معلمان برای نوروز در قالب یک مجله چاپی هزینهدار ادامه پیدا کرد. قیمت پیکهای نوروزی در این سال به ۷ تا ۱۰ هزار تومان هم رسید.
سال ۹۴: محمد دیمهور معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که «آیا امسال پیک نوروزی در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد؟»، گفت: سال ۹۲ دستورالعملی را خطاب به استانها صادر کردیم و بنا شد همکاران، راهنمای تکالیف نوروزی یا فعالیتهای تکالیف نوروزی را طراحی کنند. این موضوع امسال نیز ادامه دارد و بر اساس محوریت معلم خواهد بود و هرگونه فعالیت غیر از این موضوع از نظر وزارت آموزش و پرورش وجاهت قانونی ندارد، مگر اینکه معلمان یک یا دو مدرسه با همکاری هم بخواهند از طریق تولید محتوای مشترک، به دانشآموزان کمک کنند. سال ۹۵: اتفاق جالب این سال افزایش راههای درآمدزایی از طریق پیک نوروزی بود. برخی موسسات با همکاری برخی مدارس اقدام به تهیه و توزیع پیکهای مدارس کردند. گزارشهای تاییدنشدهای از افزایش قیمت پیکهای نوروزی تا ۲۰ هزار تومان هم خبر دادند. این موضوع مسوولان وزارتخانه را به تکاپو انداخت تا مساله پیکهای نوروزی را یکبار برای همیشه حل کنند.
سال ۹۶: تمام آنچه تکالیف نوروزی مبتنی بر یک مجلد چاپی بود حذف شد. در واقع رسانهها خبر دادند که پیک نوروزی حذف شد اما این پیک چند سال پیشتر حذف شده بود و جایگزین غیردولتی آن در مدارس توزیع میشد. اتفاقهای متعدد در مورد پیک نوروزی سرانجام مسوولان را وادار کرد جایگزینی بدون هزینه برای آن پیدا کنند. معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش گفت: امسال دستورالعملی تدوین شده است که پیک نوروزی حذف خواهد شد و به جای آن طرحی اجرا میشود که طی آن دانشآموزان را با داستانخوانی، داستانگویی و داستاننویسی آشتی بدهیم و محیطی شاد را برای کودکان ایجاد کنیم. حکیمزاده در توضیح بیشتر بیان کرد: براساس مصوبهای که از قبل اعلام شده استانها حق تولید پیک نوروزی را ندارند. وی همچنین درباره این سه فعالیت بیان کرد: دانشآموزان میتوانند امسال در ایام تعطیلات کتابی را بخوانند و آن را خلاصهنویسی کنند. میتوانند روایتگر یک داستان یا خاطرهای باشند که آن را با صدای خود ضبط کردهاند یا از خود فیلم بگیرند. در شکل دیگر دانشآموزان میتوانند داستانی را بنویسند. حکیمزاده گفت: ما قرار است امسال هفت و نیم میلیون داستانگو و داستاننویس داشته باشیم که در آن خلاقیت، مهارتهای دیداری و شنیداری و خواندن در دانشآموزان تقویت میشود.
پایانبندی
همه آنچه در همه یک دهه گذشته از زبان کارشناسان آموزشی کشور گفته شد، سرانجام از قول یکی از مسوولان آموزش و پرورش شنیده شد. معاون آموزش ابتدایی وزارتخانه اظهار کرد: با توجه به شرایط خاص کودکان در تعطیلات نوروزی که طولانیمدت هم هست و در این مدت از یادگیری فاصله میگیرند، ما اینطور به موضوع نگاه کردیم که از این زمان برای تقویت مهارتهایی که در طول سال سلب میشود استفاده کنیم. در واقع علت ایجاد پیک نوروزی این بود که دانشآموز از یادگیری فاصله میگیرد و قرار بود این پیکها این یادگیری را جبران کند اما عملا این اتفاق رخ نمیداد.
طلبه و سربازی امام زمان عجاللهتعالیفرجهالشریف
نصایح اخلاقی آیتالله سیدمحمدباقر موحد ابطحی؛
بارها به خود میگفتم: سیدمحمدباقر! تو سرباز امام زمانی، وظیفه سربازیت را خوب و درست انجام بده. فرمانده تو خود میداند و تو سرباز و فرمانبری و حالا که آن حضرت حکم سربازی و دستور فداکاری به تو داده است، وقت امتحان است و نه زمان تشکر و امتنان، که وقت آن نیز خواهد رسید، هر چند تو دیگر در قید حیات نباشی.

بارها به خود میگفتم: سیدمحمدباقر! تو سرباز امام زمانی، وظیفه سربازیت را خوب و درست انجام بده. فرمانده تو خود میداند و تو سرباز و فرمانبری و حالا که آن حضرت حکم سربازی و دستور فداکاری به تو داده است، وقت امتحان است و نه زمان تشکر و امتنان، که وقت آن نیز خواهد رسید، هر چند تو دیگر در قید حیات نباشی.
کار سرباز جنگیدن و جهاد کردن است و این جهاد یک زمان در میدان نبرد مسلحانه است و یک زمان جهاد علمی، فرهنگی، معنوی، جهاد سازندگی و اقتصادی، جهاد مالی و جهاد با نفس؛ همه این میادین به سهم خود تبعات و سختیهایی دارد و یک سرباز و جانباز باید به استقبال تبعات و خطرات برود.
اگر سر باختن و جان باختن در راه دین و ولایت آقا و مولا امیرمؤمنان علی علیهالسلام و فداکاری در راه و رکاب امام زمان دستور الهی است که قبول تبعات، افترائات و شایعات چیزی نیست.
در میادین نبرد با دشمنان خدا و اهلبیت علیهمالسلام و امام زمان عجاللهتعالیفرجهالشریف ناسزا هست، توهین، تهمت، افترا، غیبت، شایعهپراکنی، آبرو بردن، پرده دریدن و هجمه کردن هم هست.
▪ خیر دنیا و آخرت در نماز جماعت و نماز اول وقت
اگر خیر دنیا و آخرت را میخواهید، نماز اول وقت نماز اول وقت. اگر میخواهید نکبتها، ذلتها و فقر و ناداریها از زندگیتان دور شود، به نماز خاصه نماز جماعت اهتمام بورزید و در هیچ حال خدا ومرگ را فراموش نکنید. اهل محاسبه نفس باشید و هر شب و روزی که بر شما میگذرد در ضمن مراقبه اولیه، در انجام اعمال واجب و ترک افعال حرام اهل محاسبه هم باشید. قبل از آنکه به حساب شما رسیدگی شود که در آن زمان کاری نمیتوانید بکنید، به حاسب خود برسید. برای موفقیت در انجام کارهای خوب و درست با نیت صالح و خالص، خدا را شکر کنید و اگر خدای ناکرده مرتکب اعمال خلافی شدهاید، استغفار نمایید که راه توبه و انابه و بازگشت به سوی خدا باز است. هیچوقت ناامید نشوید و یاس به خود راه ندهید که ناامیدی از رحمت خدا خیلی بد و متعلق به کافران است؛ چراکه مؤمن به خدا، از رحمت معبود بخشنده و غفار خود ناامید نمیشود.
▪ غنیمت شمردن فرصتها
امروز خودتان را دریابید که فردا دیر است. از ثانیههای عمر خود درست بهرهبرداری کنید، در هر ثانیهای که کار مثبت نکنید، فردای قیامت ظرف همان ثانیهتان خالی است. مراقبت باشید که اگر ثانیههای دنیا در نظر شما چیزی نیاید، همان برای قیامت خیلی با ارزش است، چون هر روزش به فرموده قرآن برابر با پنجاه هزار سال مقایسه و محاسبه میشود و لذا فرصتهای عمر را کم نشمارید.
▪ رسالت روحانیت
من روزی که به لباس روحانیت در آمدم و عمامه بر سر گذاشتم با خدا، پیامبر، اهلبیت علیهمالسلام و امام زمان عجاللهتعالیفرجهالشریف حاضر و ناظر عصر خودمان عهد بستم که در راهشان هر کار شایستهای که از دستم ساخته شود و برآید انجام دهم و رضایت خدا و بندگانش را حاصل نمایم. در مقابل دشمنان دین هم کوتاه نیایم و هر خطری را به جان بخرم و با حرف و حدیث مردم از مسیرم خارج نشده و در راه خدا ثابت قدم باسم.
راهی که به خاطر شناخت آن، یک طلبه سالها در حوزهها درس میخواند و در محضر بزرگترین و نامآورترین آیات عظام حاضر میشود و از اقیانوس معارف بلند آنها حکمتها، معرفتها، فقاهتها و علوم مختلفه را فرامیگیرد، نباید در به کار بستن و عملی کردن آنها لحظهای درنگ کند و عمر خود را هدر ندهد.
▪ قدم در راه رضایت خدا
اگر برای جلب و جذب رضای الهی و به توفیق مدد آسمانیاش برای مردم کار میکنی و قدمی برمیداری، هیچ طلبی و توقعی و حتی انتظار تشکری از آنها نداشته باش. از بدزبانیهای احتمالی و برخی بدگمانیهای حتمی هم گلایه نکن، بلکه پس از خدا از بندگان او تشکر نما که اگر آنها نبودند و خداوند مرا در جمع آنها قرار نمیداد کار و خدمتی از دست من ساخته نبود. پس ما باید خادم مردم باشیم و منتی بر آنها نداریم، بلکه ممنون آنها هستیم که وسیله توفیق و موفقیت ما شدند.
▪ دعا برای دشمنان
کسی که میخواهد در راه خدا، انبیاء و ائمه هدی علیهمالسلام گام بردارد، ممکن است این امور برای عدهای حسادت برانگیز باشد، و حسود را هم بهخاطر حسادتش نمیشود کشت، باید برای نجات و اصلاح او دعا کرد تا خداوند این بیماری خطرناک و مهلک قلبی او را درمان کند و شفا بخشد.
خدای متعال از خزانه کرم و فضل و حکمت خود بر آل ابراهیم علیهالسلام، حکمت، کتاب، ملک و سلطنت بخشید، آیه دارد: «أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَینَاهُم مُّلْکًا عَظِیماً»، اما مردم حسد ورزیده تا جایی که سختترین شکنجهها، تهمتها و شهادتها را در حق این خاندان روا داشتند تا این فضایل را کتمان و پنهان کنند که نمونهای از آن را نسبت به ائمه هدی علیهمالسلام و نهایت آن را در کربلای معلی نسبت به حضرت سیدالشهدا امام حسین علیهالسلام شاهدیم.
منبع: وبسایت افق حوزه
اصحاب عشره مبشره چه کسانی اند؟
اصحاب عشره مبشره چه کسانی اند؟
بر طبق این حدیث پيامبر اسلام (ص) به ده نفر بشارت بهشت داده است؛ و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند:

در ابتدا اصل حدیث آورده شده بعد مورد نقد و بررسی قرار داده می شود:
بر طبق این حدیث پيامبر اسلام (ص) به ده نفر بشارت بهشت داده است؛ و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند:
«حدثنا قتيبة أخبرنا عبد العزيز بن محمد، عن عبد الرحمن بن حميد، عن أبيه، عن عبد الرحمن بن عوف، قال: قال رسول الله(ص) : «أبو بكر في الجنة، و عمر في الجنة، و عثمان في الجنة، و على في الجنة، و طلحة في الجنة، و الزبير في الجنة، و عبد الرحمن بن عوف في الجنة، و سعد بن أبي وقاص في الجنة، و سعيد بن زيد في الجنة، و أبو عبيدة بن الجراح في الجنة».
ابوبکر بن ابی قحافه؛ عمر بن خطاب؛ عثمان بن عفان؛ علی بن ابی طالب؛ طلحة بن عبیدالله؛ زبیر بن عوام؛ عبدالرحمن بن عوف؛ سعد بن ابی وقاص؛ سعید بن زید؛ ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جرّاح؛
بررسي سندي حديث:
حديث عشره مبشره، چندین سند دارد که در این جا به ذکر دو سند مشهور اکتفا می شود:
1. طريق اول، حميدبن عبدالرحمن بن عوف از پدرش عبدالرحمن نقل می کند.در حالی که حميد در سال 32هـق به دنيا آمده، و عبدالرحمن(پدر او)در سال 33هـق فوت كرده است؛ پس او نميتواند از پدرش مستقيما حديث نقل كند،و حتما بايد واسطه ای بين اين دو باشد كه هویت اين واسطه معلوم نيست.
2. طريق دوم، عبدالله بن ظالم از سعیدبن زید نقل کرده است.این طریق به نظر بخاری و مسلم صحیح نیست.
اختلاف در متن حدیث:
در یکی از نقلها ابوعبیده، جزو ده تن است، ولی در روایتی که مستدرک نقل کرده، به جای وی نام ابن مسعود آمده است. در روایتی که در سنن ابی داود و سنن ابن ماجه نقل شده به جای هر دوی آنها نام رسول خدا(ص) عنوان شده است. [در"الاستیعاب"به این اختلافات اشاره شده است.]همچنین در یکی از روایات ابی داود، یکی از آن ده تن، سعدبن ابی وقاص است؛ اما در روایات دیگری که ابی داود ناقل آن است، به جای سعدبن ابی وقاص، سعدبن مالک ذکر شده است.
نکته دیگری که باعث تضعیف این حدیث می شود،آن که نام عبدالرحمن بن عوف و سعیدبن زید جزء افراد بشارت داده شده به بهشت است؛ این در حالی است که آنان خود این حدیث را نقل کردهاند و این موجب شک و تردید است. از طرفی، چرا این حدیث به وسیله هشت نفر دیگر، نقل نشده است؟! چرا در روز سقیفه که بر سر خلافت، اختلاف بود و مهاجرین برای شایستگی خود فضایلی را نقل می کردند، کسی به این حدیث استناد نکرد؟! آیا این سؤالات و نظایر آن،حاکی از این نیست که چنین حدیثی اصلاً وجود نداشته و بعدها جعل شده است؟!
مخالفت با قرآن:
اگر قرار باشد كه عشره مبشره با وجود هر گونه گناه صد در صد بهشتی باشند، پس بايد پيامبر اسلام(ص) هم به طريق اولي اينچنين باشد؛در حالي كه قرآن كريم خلاف آن را ميگويد.
خداوند در قرآن كريم خطاب به پيامبر اسلام ميفرمايد:
وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا. (اسراء/75_74)
«و اگر ما تو را ثابت قدم نميگردانديم،نزديك بود كه به مشركين اندك تمايل و اعتمادي بكني.كه در اين صورت،كيفر اين عمل تو را به تو ميچشانديم و عذاب تو را در دنيا و آخرت مضاعف ميكرديم،آنگاه از قهر و خشم ما هيچ ياوري بر خود نمييافتي».
خداوند در قرآن كريم چنان حمايتي از پيامبرش كرده كه از احدي نكرده است؛ اما با اينحال، به او ميگويد كه اگر كمي از راه حق منحرف شوي و به مشركين تمايل پيدا كني،تو را عذاب خواهم كرد!
با اين وضعيت، چگونه ممكن است به اصحاب او آن چنان آزادی داده شود که با وجود هر گناهی بازهم به بهشت برين راه یابند؟!
مخالفت با عقل:
این حديث متضمن اضداد است و اين به معناي تضاد در دين و بطلان دين است؛ چون اجتماع ضدين از محالات عقلي است. توضیح این که خط فکری ابوبكر با عمر فرق داشت و گاهي يكديگر را نفي ميكردند،طرز تفکر عثمان نیز با این دو فرق ميكرد، و مبانی فکری و عقیدتی حضرت علي(ع)با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشي براي سنت شيخين قائل نبود؛ و به همين دليل در روز شوري شرط پيروي از سيره شيخين را نپذيرفت. خط فکری عبدالرحمن بن عوف با عثمان كاملا متناقض و متضاد بود، تا جایی که تا آخر عمر با عثمان قهر بود. خط مشي و روش حضرت علي(عليه السلام) با طلحه و زبير فرق ميكرد و لذا هر یک ريختن خون دیگری را مباح ميدانست. (برگرفته از سایت پژوهشگاه باقرالعلوم با تلخیص و اضافات)
منابع:
1. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، قم: دانش، چ دوم 1376،ج 1، 6و 7.
2. بن عیسی محمد الترمذی، جامع الترمذي، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 2037
3. العسقلانی، شهاب الدین، تهذيب التهذيب، بیروت، دار الفکر، ط1، 1404، ج3، ج5
4. ابی عبدالله محمد بن یزید ابن ماجه، سنن ابن ماجه، باب فی فضائل اصحاب رسول الله(ص)، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص2485
5. ابی داوود سلیمان بن الاشعث، سنن ابی داود، باب فی الخلفا، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 1564
6. بن سورْ، محمد بن عیسی؛ الجامع الصحیح، کتابْ المناقب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ج 5، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف.
7. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، الجزء الثالث، کتاب معرفْ الصحابْ، باب مناقب عبدالله بن مسعود.
8. الاستیعاب بهامش الاصابه لابن حجر، الجز الثالث، ص 2 حرف "ه" باب عامر، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول 1328ه.ق
منبع : پرسمان دانشجویی
ماجرای مناظره فضال و ابو حنیفه ؟
ماجرای مناظره فضال و ابو حنیفه چیست؟
شاید بتوان یکی از ظریفترین و در عین حال جامعترین کلمات، در خصوص برتری نداشتن خلیفهی اول و دوم بر امیرالمؤمنین را، گفتگو و مناظره بین فضّال[۱] از شاگردان مکتب امام صادق (علیه السلام) و ابوحنیفه در این خصوص دانست،[۲] که در آن، به بهترین شکل، بر غصبی بودن مکان دفن عمر و ابوبکر، اشاره شده است.

روزی «فضّال بن حسن فضال کوفی» به همراه یکی از دوستانش، با ابوحنیفه برخورد نمود، درحالیکه جمع کثیری از شاگردانش، در فقه و حدیث، گرداگرد او را گرفته بودند.
فضّال، به دوست همراهش گفت: والله دست از سر او بر نمیدارم، مگر اینکه جلو رفته و او را سر افکنده نمایم. دوستش به او گفت: تو که ابوحنیفه را میشناسی و از جایگاه و منزلت علمی و توان احتجاج او با خبری.
فضّال گفت: ساکت شو! هیچ دیدهای، حجت گمراهی، برحجت مؤمن برتری و علوّ پیدا کند؟
فضّال جلو رفت و سلام کرد، جمعیّت حاضر نیز، همه جواب سلام او را دادند.
فضّال رو به ابوحنیفه کرد و گفت: خدا رحمتت کند! من برادری دارم، که میگوید: بهترین خلق بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است، امّا من به او میگویم: اینگونه نیست، بلکه بهترین مردم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ابوبکر و بعد از او عمر است. شما نظرتان چیست؟
ابوحنيفه گفت: به برادرت بگو، چگونه علی را بر ابوبكر و عمر، مقدّم میداری، در حالیكه در غزوات و جنگها، پيامبر، ابوبكر و عمر را، نزد خود مینشاند و علی را به ميدان جنگ و مبارزه میفرستاد و اين خود دليل است، كه پيامبر آنان را بيشتر از علی، دوست میداشته است.
فضال بن حسن گفت: اتفاقاً اين سخن را به برادرم تذكر دادم، ولی او گفت: خدا در قرآن، در سورهی نساء میفرمايد: «فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدينَ عَلَی القاعدينَ أجراً عَظيماً.[نساء/۹۵] پروردگار برتری داده است، مجاهدين را بر كسانیكه در گوشهای خزيدهاند، به اجر و مزدی بزرگ.» پس بهموجب اين آيه، علی (عليه السّلام) افضل است، نه آن دو، كه از ترس در گوشهای مخفی میشدند.
ابوحنیفه اندکی تامل کرد و سپس سر بلند کرد و گفت: (به او بگو) در مکانت و منزلت و افتخار برای ابو بکر و عمر، همین بس، که آن دو نفر در کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مدفونند. (در حالیکه علی بن ابیطالب، فرسنگها دورتر، در نجف خاک شده است.) آیا حجت و دلیل بر افضلیت و برتری آن دو، بر علی از این بهتر؟
فضّال گفت: من همین نکته را به او گفتهام، امّا او در پاسخ من گفته: مگر قرآن نخواندهای؟ خداوند میفرمايد: «يا أيّها الَّذينَ آمنوا لا تَدْخُلُوا بُيوتَ النَّبيِّ إلاّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ.[احزاب/۵۳] ای كسانیكه ايمان آوردهايد، داخل نشويد، در خانههای پيامبر (صلی الله عليه و آله)، مگر آنكه به شما اجازه داده شود، و معلوم است، كه بدن شريف پيامبر (صلی الله عليه و آله) در خانهی شخصی خودش مدفون است و مسلّماً آن حضرت، در زمان حياتش اجازه نداده بود، تا آن دو را در خانهاش دفن كنند و وارثين حضرت نيز راضی به دفن آن دو، در نزد پيغمبر نبودند، پس آن دو، در مكان غصبی مدفونند و اين هرگز فضيلت نيست؛ و اگر آن مکان از خود ابوبکر و عمر بوده، و آن را به رسول خدا، هبه و هدیه نمودهاند، پس با دفن شدنشان در آن مکان، کار خیلی زشتی کردند، چون با این کار، هدیهای را که به آن حضرت بخشیدند، پس گرفتند و در آن تصرف نمودهاند و این در حقیقت، نوعی خلف وعده و شکستن پیمان محسوب میگردد.
ابوحنيفه گفت: به برادرت بگو عايشه و حفصه (دختران ابوبكر و عمر)، اجازه دادند كه در مقابل صداق و مهريهی آنها، ايشان را در آنجا دفن نمايند.
فضال بن حسن گفت: اتفاقاً اين سخن را نيز مطرح كردم، ولی او در جواب گفت: مگر خداوند در قرآن كريم نفرموده: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ.[احزاب/۵۰] ای پیامبر! ما حلال كرديم، بر تو زنهايی را كه صداق و مهريهی آنها را دادهای.» پس معلوم میشود، كه صداق آنها در ذمّهی پيامبر (صلی الله عليه و آله) نبوده است.
ابوحنیفه دوباره مدتی را ساکت ماند و سر بهزیر افکند و گفت: به برادرت بگو: این مکان، نه برای آن دو نفر و نه برای رسول خدا، بلکه با توجّه به حقی که حفصه و عائشه در این زمین داشتند، در این زمین دفن گردیدهاند.
فضال به ابوحنیفه گفت: (اتفاقاً) من همین مطلب را نیز به برادرم گفتهام، اما او در پاسخ من گفت: تو میدانی که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، صاحب نه همسر بود و در حالیکه هر یک از آن نه نفر، نسبت به آن مکان، یک هشتم بیشتر سهم الارث نداشته، در نتیجه برای هر کدام، یک وجب در یک وجب، مسافت جا بیشتر نمیماند. آن وقت چگونه آن دو نفر این مقدار مکان اضافه را، اشغال و غصب نمودهاند؟
و آنگاه از سوی دیگر، چه شده است، که فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از پدرش ارث نمیبرد؟ (و ابوبکر به این بهانه که پیامبران، از خود ارث بهجا نمیگذارند، حضرت فاطمه را از فدک محروم میکند) امّا عائشه و حفصه، که همسران آن حضرت بودند، ارث میبرند.
ابوحنیفه چون این مطالب را شنید، به اطرافیانش گفت: او را از من دور سازید، که او، خود رافضی خبیث میباشد.
پینوشت:
[۱]. فضال بن الحسن بن فضال: «از متکلمان عصر امام صادق (علیه السلام)، که برای او مناظراتی با ابوحنیفه ذکر شده است.» موسوعة طبقات الفقهاء، سبحانی، قم: اعتماد، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۸۲.
[۲]. الفصول المختارة، شیخ مفید، بیروت: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع، ۱۴۱۴ق، ص۷۴. کنز الفوائد، کراجکی، قم: مكتبة المصطفوي، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۵. الاحتجاج، طبرسی، نجف: دار النعمان للطباعة والنشر، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۱۴۹.
منبع : شهرسوال
چرا یگانه یادگار پیامبر شبانه دفن شد؟
پاسخ دکتر رجبی به شبهات وهابیت در مصاحبه اختصاصی با تبیان؛
چگونه ممکن است حضرت فاطمه(س) با ابوبکر قهر کرده باشد؟/ چرا یگانه یادگار پیامبر شبانه دفن شد؟
آیا حضرت فاطمه علیهاالسلام با ابوبکر قهر کرده بودند؟ چگونه روایت پیامبر در مورد قهر کردن مسلمان ها با هم را ندید گرفته بودند؟! چرا تنها یادگار پیامبر، وصیت کردند که شبانه دفن شوند و تشییع نشوند؟

در ایام فاطمیه به سر می بریم؛ این روزها سوالات زیادی در ذهن جوانان شکل گرفته است که بخشی از آن را فرقه ضاله وهابیت در قالب شبهه، جهت تحریف تاریخ مطرح کرده است. آیا حضرت فاطمه علیهاالسلام با ابوبکر قهر کرده بودند؟ چگونه روایت پیامبر را در مورد قهر کردن مسلمان ها ندید گرفته بودند؟! چرا تنها یادگار پیامبر، وصیت کردند که شبانه دفن شوند و تشییع نشوند؟
با دکتر محمد حسین رجبی دوانی به گفتگو نشستیم، تا پاسخ این شبهات را از ایشان بپرسیم.
تبیان: یکی از بحث هایی که وهابیت مطرح می کند این است؛ بعد از غصب فدک توسط ابوبکر، حضرت زهرا با ابوبکر قهر بودند و این حرکت با روایت پیامبر که فرمودند مومن با مومن سه روز بیشتر نباید قهر باشد چگونه جمع می شود؟ و نعوذ بالله باید بگوییم حضرت زهرا این معرفت دینی را نداشتند؟
من حالا فراتر از این خدمت شما عرض کنم، قهر مومن با مومن، این ابتدایی تر از مسائل دیگر است. ببینید سلام کردن مستحب است، ولی جواب سلام واجب است. این یک نکته، و نکته دیگر اینکه شیعه و سنی از پیامبر روایت کرده اند که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. حالا من راجع به این دو مسئله می خواهم توضیحاتی بدهم.
اگر اشتباه نکنم به احتمال قریب به یقین ابن قتیبه آورده است و شاید دیگر منابع سنی، وقتی به ابوبکر و عمر اجازه داده شد که بیایند عیادت حضرت زهرا سلام الله علیها، اینها سلام کردند اما حضرت زهرا جوابشان را نداد. آیا حضرت زهرا که مظهر اسلام است، واجبی را ترک کرده؟ چون جواب سلام، واجب است؛ و یا مسئله دیگری است؟
این جای سوال است که آخر بحثم نتیجه گیری می کنم. پس حضرت به ظاهر یک واجبی را انجام نمی دهد و حال آنکه آن حضرت هرگز خلاف اسلام عمل نمی کند و خود ایشان اسلام مجسم است.
علامه امینی خطاب به علمای اهل سنت می گوید من متاسفم برای دختر پیغمبرتان که همه شما هم نوشته اید که او از دنیا رفت و نسبت به ابوبکر خشمگین و ساخطه بود. آیا می توانید بگویید او ایمان نداشته و به مرگ جاهلی از دنیا رفته؟ همه آنها در یک سکوت مرگباری قرار می گیرند که پاسخ ندارند.
مورد بعدی اینکه تمام منابع اهل سنت نوشته اند - حتی آن هایی که می خواهند به ما حمله کنند که شما افسانه ای برای شهادت ایشان ساختید نمی توانند انکار کنند چون سندها بسیار زیاد است - ، همه نوشته اند که حضرت زهرا از دنیا رفت در حالی که از ابوبکر خشمگین و غضبناک بود. خب اگر ابوبکر امام زمان حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است، اگر خلافت او مشروع است، چطور می شود حضرت زهرا خشمگین نسبت به ابوبکر از دنیا رفته باشد؟ آیا می شود کسی نسبت به امام زمان خودش خشمگین باشد؟ امام کسی است که شما باید در همه چیز از او تبعیت کنید خشمگین شدن نسبت به امام یعنی بی اعتقادی به او.
لذا مشخص است که حضرت زهرا، ابوبکر را به عنوان امام نمی شناختند و آیا می توان پذیرفت که آن حضرت سرور بانوان دو عالم، نعوذ بالله به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است؟ قطعا اینگونه نیست، کسی که در دو عالم سرور تمام زنان است، معلوم می شود که در بهترین حالت ایمانی از دنیا رفته است. پس نشان می دهد که او (ابوبکر) امام نیست و خشم حضرت به درستی بوده است.
این نکته را علامه امینی به زیبایی در جمع علمای سنی گفته است و از آن ها اعتراف می گیرد. اول این حدیث پیامبر را که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است را مطرح می کند، از یک یک علمای مجلس هم درباره سندش سوال می کند و همه آنها هم می گویند صحیح السند است .
بعد علامه امینی خطاب به آن ها می گوید پس من متاسفم برای دختر پیغمبرتان که همه شما هم نوشته اید که او از دنیا رفت و نسبت به ابوبکر خشمگین و ساخطه بود. آیا می توانید بگویید او ایمان نداشته و به مرگ جاهلی از دنیا رفته است؟ همه آنها در یک سکوت مرگباری قرار می گیرند که پاسخی ندارند.
اما حالا برویم سراغ آن بحث سلام. ببینید جواب سلام مومن و مسلمان واجب است. حضرت زهرا سلام الله علیها ترک واجب نکرده است، بلکه خواسته بفهماند که اینها مسلمان واقعی و مومن نیستند اگر بودند، حتما حضرت جواب می دادند. بنابر این کسی که از منظر حضرت زهرا علیهاالسلام مسلمان نیست، دیگر ایمانش هم مطرح نمی شود تا چه رسد که قهر کردن با آنها، بخواهد مطرح باشد.
اعتراف ابوبکر
تمام منابع سنی، از جمله کتاب الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری، کتاب مهم الانساب و الاشراف احمد بن یحیی بلاذری، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، و کتاب سقیفه ابوبکر جوهری، طبری و هم بسیاری دیگر همه ذکر کرده اند، ابوبکر وقتی در بستر مرگ بود، در پایان خلافتش تاسف می خورد از کارهایی که کرده است که ای کاش نمی کرد، و همچنین کارهایی که نکرد، و ای کاش می کرد.
یقین ابن قتیبه آورده است و شاید دیگر منابع سنی، وقتی به ابوبکر و عمر اجازه داده شدکه بیایند عیادت حضرت زهرا سلام الله علیها، اینها سلام کردند اما حضرت زهرا جوابشان را نداد. آیا حضرت زهرا که مظهر اسلام است، واجبی را ترک کرده؟ چون جواب سلام واجب است و یا مسئله دیگری است؟
یکی از کارهایی که ابوبکر گفت ای کاش انجام نمی دادم، همه منابع نوشته اند که ای کاش آن مردها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم، البته در ادامه می گوید: اگر چه آن خانه محلی برای توطئه علیه ما شده بود، ولی آخر عمر اظهار پشیمانی می کند و می گوید ای کاش من این دستور را نداده بودم و آن ها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم.
نکته دیگر اینکه ابن قتیبه یک مطلبی می آورد که دلالت بر حمله اینها دارد، و آن اینکه حضرت زهرا در بستر شهادت افتاده بودند، اول همه زنان و مردان آمدند برای عیادت و خداحافظی با آن وجود مقدس، کسی نمانده بود جز ابوبکر و عمر.
حضرت زهرا اینها را به حضور نمی پذیرفت. امیرالمومنین را در فشار قرار دادند که خودش داستانی دارد تا اینکه حضرت از فاطمه زهرا اجازه گرفت که اینها بیایند.
حالا منظورم این است، ابن قتیبه هم آورده که در آنجا ابوبکر از خود حضرت عذرخواهی کرد و به اصطلاح امروز حلالیت خواست که من را ببخش به خاطر اقدامی که برای حمله به خانه شما کردیم، ولی حضرت زهرا نمی پذیرد و آن ها را به خدا واگذار می کند که خودش داستانی دارد.
تبیان: چرا یگانه یادگار پیامبر اکرم در شب دفن می شود؟ آیا نباید یک مراسم تشییع با شکوهی برگزار می شد؟ این موضوع چه مفهومی دارد و آیا در منابع اهل تسنن این موضوع ذکر شده است؟
این نکته قابل توجهی است، خوب هم بیان کردید، تنها یادگار پیغمبر. کسی که پیامبر فکر می کنم استثنا است، به استقبال حضرت می ایستاد جلو می رفت و دست ایشان را می بوسید، همه هم دیده بودند چه مقام و شانی آن حضرت دارند.
همه فرق اسلامی هم بدون استثنا از پیامبر نقل کرده اند که ایشان بارها فرمودند: «انما ابنتی فاطمه هی سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین». خب وقتی سرور بانوان دو عالم از دنیا می رود - به هر دلیلی که باشد - باید یک تشییع با شکوهی برگزار شود. چرا باید آن حضرت وصیت کنند که من را شبانه دفن کنید، و تشییعی که آن ها حضور داشته باشند، صورت نگیرد.
اینها همه مفهوم دارد و اهل سنت هم اشاره کرده اند که اینها وصیت حضرت زهرا بوده و این هم برمی گردد به خشم حضرت نسبت به حاکمان غاصب زمان. لذا حضرت می خواهد اعتراض خود را برساند نسبت به غاصب بودن اینها و خائن بودن هر کسی که با اینها همراهی کرد.
یکی از کارهایی که ابوبکر در آخر عمرش بابت انجامش تاسف خورد این بود که گفت: ای کاش انجام نمی دادم، همه منابع نوشته اند که گفت: ای کاش آن مردها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم، البته در ادامه می گوید: اگر چه آن خانه محلی برای توطئه علیه ما شده بود، ولی آخر عمر اظهار پشیمانی می کند و می گوید ای کاش من این دستور را نداده بودم و آن ها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم.
لذا شما می بینید در خطبه فدکیه که خطبه اثبات ولایت است، حضرت به مردم اعتراض می کنند که چرا سکوت می کنید؟ شما که می دانید حق کجاست؟ چرا اینگونه رفتار کردید؟ حضرت مردم را محاکمه می کنند.
پس آنهایی که خیانت کردند و با غاصبین همکاری کردند هم، در جرم آن ها شریک اند. فلذا صلاحیت ندارند در تشییع حضرت زهرا (علیهاالسلام) باشند، پس وصیت می فرماید که شبانه و بدون تشییع دفن شوند.
تبیان : یکی از شبهاتی که وهابیت وارد می کنند برای اینکه بگویند مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) فقط یک افسانه است، این است که در آن عصر، خانه ها درب نداشتند و با پرده پوشیده می شده است. پس چگونه حضرت فاطمه پشت در ماندند و آن فجایع اتفاق افتاد؟ آیا این مطلب صحیح است؟
ما شواهد و قرائن زیادی داریم که نشان می دهد خانه ها باید در داشته باشد و اصلا معنا ندارد که خانه ای در نداشته باشد. درست است که در عرب معماری خیلی معنایی نداشت ولی در به عنوان حائلی که خانه را نسبت به بیگانه و بیرون حفظ کند، یک حکم عقلی است؛ آن هم در عربی که جاهل و غارتگر زیاد است و می توانست شبانه حمله کند و غافلگیر کند.
مضافا اینکه در نقل ابن قتیبه دینوری سنی آمده که عمر آمد پشت باب یعنی در، و فریاد زد که اگر در را نگشایید... پرده که دیگر باز کردن ندارد - به خصوص ابن قتیبه می گوید آتش به دست گرفته بود و تهدید می کرد که اگر در را نگشایید من به آتش می کشم.
ما فقط یک نقلی را با توجه به موضوع در می یابیم که باید همینطور باشد. در زمان عمر در سال هفده هجری یعنی شش سال پس از رحلت پیامبر و آن فاجعه های رخ داده، کوفه وقتی تازه ساخته شده بود، خانه مردم کوفه با نی درست شده بود و در نداشت چون همه نظامی بودند و هنوز خانواده خود را نبرده بودند، سعد بن ابی وقاص اولین فرمانروای شهر بود. او خانه ای برای خود ساخته بود و دنبال در می گشت، فرستاد از مدائن از خانه های آنجا دری کندند و آوردند به خانه اش نصب کردند.
بنابر این شواهد و قرائن دلالت بر این دارد که خانه ها در داشته است و جریان سد الابواب که همه اصحاب، آمده بودند کنار خانه رسول الله خانه ساخته بودند و دری را به داخل مسجد باز کرده بودند. اما بعد گفته شد این درها بسته شود الا در منزل امیر المومنین. لذا در این موضوع شکی نیست و عقلا هم پذیرفتنی نیست - به خصوص با آن خوی وحشی گری عرب - که منازل آنها در نداشته باشد.
اگر هم بپذیریم عرف آن ها این بوده که در نداشتند، اتفاقا اهل بیت به سبب قداستی که دارند باید خلاف عرف عمل کنند و خانه هایشان در داشته باشد. و قرآن هم وقتی می گوید از در خانه ها وارد شوید، یعنی در داشته اند.
بیشتر بخوانیم:
آیا به خانه حضرت زهرا (علیهاالسلام) حمله کردند؟ +فیلم
صفحه دکتر رجبی دوانی در شبکه اجتماعی تبیان


