ورود

ورود به سایت

نام کاربری *
رمز عبور *
به خاطر سپردن من
rezas

rezas

جمعه, 09 مهر 1395 20:11

اولویت بخشی ارتباط همسر

پنج راه اولویت دادن به رابطه زناشویی

رابطه با همسر کجای زندگی شما قرار دارد؟ اصلاً چقدر به این رابطه اهمیت می دهید؟ آیا می دانید که رابطه جنسی مثل رابطه عاطفی نیاز به گذاشتن وقت و توجه دارد؟ و آیا می دانید که زن و شوهرهای امروزی نسبت به پدرها و مادرهایشان کمتر به این مهم اهمیت می دهند؟

تخصصی؛بخش خانواده ایرانی تبیان
گل

جای هیچ مصلحت اندیشی و تعارفی نیست. مسئله کم شدنِ توجه زن و شوهرها به رابطه جنسی که مثل خوره دارد به جان زندگی هایمان می افتد با هیچ زندگی مشترکی شوخی ندارد. مگر جز این است که یکی از دلایل ازدواج، برقراری رابطه جنسی با همسر بوده است؟ پس چرا بعضی هایمان طوری نسبت به آن کم توجهی نشان می دهیم که انگار اصلاً از اول هم بود و نبود این موضوع برایمان مساوی بوده است؟ در این اوضاع و احوال اگر کمی دقیق تر گوش کنیم، فریاد کمک خواهیِ در گلو مانده زندگی های مشترک بسیاری را خواهیم شنید.

چرا بعضی از زن و شوهرها  نسبت به رابطه جنسی کم لطف شده اند؟

لطفاً اشتباه نکنید. اینکه می گویم زن و شوهرها نسبت به رابطه جنسی کم لطف تر از گذشته شده اند، ربطی به موضوع میل جنسی به معنای مرحله ای از مراحل چندگانه رابطه جنسی ندارد. پس کم تر اهمیت دادن زوجین به رابطه جنسی لزوماً به معنای آن نیست که آنها میل کمتری دارند. بلکه به این معنا است که آنها به این میل کمتر توجه می کنند و کمتر حاضر می شوند برای آن هزینه کنند. حالا که این موضوع روشن شد، می پردازیم به این که چرا این اتفاق برای آنها افتاده است؟

*کمبود وقت

کم تفاوت شدن ما نسبت به رابطه جنسی در زندگی مشترک اتفاق تلخی است که تبعات تلخی هم در پی خواهد داشت. اما خوشبختانه برای پیشگیری از این اتفاق هنوز دیر نشده است

این یک توجیه نیست بلکه یک دلیل کاملاً واقعی در زندگی امروزی ما است. ما به دلایل مختلفی مثل گذشته ها وقت نداریم. بعضی هایمان برای گذران زندگی مجبوریم بیش از یک شیفت کار کنیم، برای رسیدن به محل کار و تحصیل مجبوریم ساعت هایی را در ترافیک سپری کنیم و برای رسیدن به مدارج تحصیلی بالاتر باید بیشتر زحمت بکشیم. با این اوصاف کم آوردن وقت برای پرداختن به رابطه جنسی که نیاز به مقدمات و موخرات خاص خودش دارد، اصلاً دور از ذهن نیست.

*مشغله های فکری

این طور نیست که ما بیست و چهار ساعته مشغول بدو بدو کردن باشیم. بالأخره این وسط می شود ساعت هایی را هم پیدا کرد که با همسرمان بگذرانیم. اما خیلی از اوقات همین ساعت ها هم صرف فکر و خیال های مختلف می شوند. دلیلش هم این است که ذهن ما مثل برنامه های روزانه مان پر شده از اتفاقات مختلف.

*کاهش کیفیت زندگی مشترک

شما چقدر از بودن با همسرتان لذت می برید؟ و چقدر از این که دارید با او زندگی می کنید خرسندید؟ همسرانی که صرفاً با هم همزیستی می کنند و از کیفیت زندگی پایین تری برخوردارند، کم توجهی بیشتری نسبت به رابطه جنسی نشان می دهند.

*مشکلات خلقی

این را هم نمی شود نگفته گذاشت که خیلی از ما نسبت به پدر و مادرهایمان غمگین تر و افسرده تر هستیم. و آدم افسرده هم دل و دماغ سلام و احوالپرسی ساده با همسرش را ندارد چه برسد به برقراری رابطه جنسی با او.

*دسترسی راحت به ارضای جنسی خارج از زندگی مشترک

 ما در دوران تیغ های دو لبه زندگی می کنیم. اینترنت، دنیای مجازی و تلفن همراه همان قدر که خیلی جاها زندگی را برایمان راحت تر کرده اند، خیلی جاها هم به خاطر ندانم کاری های خودمان تیزی شان را روی شاهرگ زندگی هایمان گذاشته اند. متأسفانه همسران زیادی به دلیل اینکه به راحتی و با کم ترین درد سر از طریق این ابزار و رسانه ها به ارضای جنسی می رسند، دیگر برای رابطه با همسر احساس نیاز نمی کنند.

- رابطه جنسی تان را دریابید

کم تفاوت شدن ما نسبت به رابطه جنسی در زندگی مشترک اتفاق تلخی است که تبعات تلخی هم در پی خواهد داشت. اما خوشبختانه برای پیشگیری از این اتفاق هنوز دیر نشده است. اگر می خواهید توجهتان به رابطه جنسی با همسر تقویت بشود، ما چند راهکار ساده را به شما پیشنهاد می کنیم:

*رابطه جنسی را در اولویت زندگی تان قرار بدهید

همسرانی که صرفاً با هم همزیستی می کنند و از کیفیت زندگی پایین تری برخوردارند، کم توجهی بیشتری نسبت به رابطه جنسی نشان می دهند

 اگر فرزند داشته باشید، رسیدگی به فرزند یکی از اولویت های مهم شما خواهد بود. یا اگر دانشجو باشید، درس خواندن یکی از اولویت های مهم زندگی تان خواهد بود. رابطه جنسی با همسر هم یکی از اولویت های مهم در هر زندگی مشترکی است. پس کاغذی بردارید و اولویت های زندگی مشترکتان را بنویسید. اگر دیدید که رابطه جنسی جزء چند اولویت اول نیست حتماً در اولویت دهی تان تجدید نظر بکنید.

*برنامه ریزی کنید

 این که رابطه جنسی خیلی تابع برنامه نیست حرف غلطی نیست ولی به خصوص در مواردی که موجودیت رابطه تهدید می شود، برنامه ریزی کردن می تواند التیام موثری باشد. درباره تهیه یک برنامه مناسب برای رابطه جنسی با همسرتان مشورت کنید و برای برنامه تان وقت و فکرِ باز کنار بگذارید.

*مشکل حل کن و عشق آفرین باشید

رابطه عاطفی و رابطه جنسی با هم قوم و خویش نزدیکند. اگر می خواهید رابطه جنسی برای خودتان و همسرتان مهم بشود قبل از هر چیز در مورد اختلافات و مشکلاتتان با هم مذاکره کنید. اگر مشکلتان جدی است از مشاور کمک بگیرید. خلاصه اینکه مشکلاتتان را یکی یکی حل کنید. در کنار آن، برای همسرتان وقت بگذارید، از انتظارات و علایق او مطلع بشوید و نیروی شگفت انگیز عشق را در او بیدار کنید.

*به سلامت روان تان اهمیت بدهید

وقتی سرما می خورید آنقدر از خودتان مراقبت می کنید تا حالتان خوب بشود. پس چرا وقتی غمگین، افسرده یا مضطرب می شوید همین قدر از خودتان مراقبت نمی کنید؟ در حالی که سرماخوردگی و یا هر بیماری جسمی دیگری فقط ممکن است، ممکن است که کمی زندگی زناشویی شما را تحت تأثیر قرار بدهد اما مشکلات خلقی صد در صد این کار را با زندگی تان خواهند کرد.

*سواد رسانه ای تان را بالا ببرید

لطفاً از این جمله ناراحت نشوید. چون واقعیت این است که خیلی از ما اینترنت و شبکه اجتماعی و گوشی همراه داریم اما سواد کافی برای استفاده از این وسیله ها نداریم. پس بیایید تعارف را کنار بگذاریم و یک بار برای همیشه تکلیف خودمان را با این قضایا روشن کنیم.

پنج شنبه, 08 مهر 1395 10:44

رژیم فضای مجازی

رژیم در فضای مجازی چیست؟

 اسراف و افراط در فضای مجازی تبعات منفی عمیق روانی ومحرومیت اجتماعی و کنترل آن توسعه و تحکیم ارتباطات خانوادگی و اجتماعی و موفقیتهای واقعی را بدنبال دارد


یک کارشناس فناوری اطلاعات گفت: رژیم در فضای مجازی یعنی هر فرد باید نیاز خود را به اینترنت و فضای مجازی مشخص کند و بر اساس آن زمان مشخصی را صرف این فضا کند.

اعظم سمنی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه نیازی نیست افراد 24 ساعته آنلاین و برخط باشند، تاکید کرد: در جامعه امروزی همه عادت کرده‌ایم در محل کار، خانه و حتی در محیط بیرون آنلاین باشیم و این در حال ‌است که هیچ ضرورتی بر انجام این کار نیست و باید ساعت مشخصی را صرف فضای مجازی کنیم.

وی ادامه داد: ما به‌طور ناخودآگاه عادت کرده‌ایم در همه شبکه‌های مجازی عضو شویم و صفحات متفاوت و متنوعی را چه در سایت‌ها و چه در کانال‌ها دنبال کنیم. به‌عنوان مثال در چند کانال خبری عضو هستیم این موضوع در حالی‌ است که بسیاری از آن‌ها اخبار یکسانی را منتشر می‌کنند و باید کانال‌هایی را انتخاب کنیم که به آن‌ها احتیاج داریم و از آنجایی که نیاز خبری نیاز همه انسان‌ها است، اگر این نیاز با عضویت در یک کانال برطرف می‌شود عضویت در کانال دوم اسراف در انرژی و زمان است.

این کارشناس با بیان اینکه با مدیریت زمان می‌توان از بسیاری از بی‌توجهی‌هایی که امروزه در خانواده‌ها انجام می‌شود جلوگیری کرد، افزود: چه بسیار بی‌توجهی‌هایی که به خانواده صورت گرفته است فقط برای اینکه سرمان در گوشی‌های‌مان بوده است باید ساعات مشخصی از روز را صرف خانواده کنیم، گوشی تلفن‌همراه را کنار بگذاریم و با خانواده صحبت کنیم امروزه زمان زیادی از وقت‌مان را صرف گفت‌وگو با افراد مجازی می‌کنیم و افراد حقیقی زندگی خود را فراموش می‌کنیم، در حالی ‌که می‌دانیم بسیاری از گفت‌وگوها تنها اتلاف وقت است و هیچ نتیجه‌ای را نیز به دنبال نخواهد داشت.

سمنی خاطرنشان کرد: مهم‌ترین راه‌حل این موضوع و خارج شدن از جو فضای مجازی این است که به فکر یک جایگزین مناسب باشیم و شاید این بهترین راه باشد همه چیز ما در فضای مجازی وارد شده است. اما این تصور که برای برطرف‌کردن نیازهای‌مان حتما باید به اینترنت وصل شویم، غلط است. رسانه‌های متعددی در اطراف ما است و هر کدام از آنها کارکرد خاص خود را دارد. باید با شناخت از کارکرد هرکدام از این رسانه‌ها، به آن‌ها مراجعه کنیم و به عنوان مثال تصمیم بگیریم از همین امروز  یک ‌دهم زمانی را که صرف پرسه‌زنی در فضای مجازی می‌کنیم، کتاب بخوانیم.

چهارشنبه, 07 مهر 1395 11:06

18 سالگی بانک اطلاعات جهان


گوگل جشن تولد 18 سالگی خود را با تغییر لوگوی همیشگی و افزودن یک تصویر متحرک بر روی جستجوگر خود جشن گرفت.

به گزارش ایسنا، این شرکت که توسط لری پیج و سرگئی برین دو  دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد در سال 1998 شکل گرفت، به طور رسمی در تاریخ 27 سپتامبر تصویر متحرکی را جایگزین لوگوی خود در سایت گوگل کرد.

 

گوگل در ابتدا به عنوان یک شرکت خصوصی در 4 سپتامبر 1998 ثبت شد و فروش اولیه سهام آن در 19 اوت 2004 انجام شد. لری پیج و سرگئی برین و اریک اشمیت قبول کردند که به مدت بیست سال، یعنی تا سال 2024 در کنار هم کار کنند.

 

 هدف گوگل از ابتدا سازماندهی کردن اطلاعات دنیا و دسترس‌پذیر کردن آن‌ها برای عموم بود.

 

مقامات گوگل روز 27 سپتامبر را به عنوان روز تاسیس و تولد این موتور جستجوی اینترنتی اعلام کرده اند.

چهارشنبه, 07 مهر 1395 11:00

چالشهای نوآوری


مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نوآوری و ابتکار در بیشتر مواقع باعث می‌شود موجی از هیجان و انتظارات متعدد در سازمان‌ها پدید آید، به طوری که ساختارهای پیشین دستخوش تغییر و تحول و طرح‌های جدیدی برای سازمان ریخته می‌شوند. با این همه اغلب مدیران در برابر این هیجانات و تحولات موضعی محافظه‌کارانه و محتاط اتخاذ و از تن دادن به خواسته‌های نوآوران خودداری می‌‏کنند. در چنین وضعیتی است که مدیران ارشد شرکت‌ها و سازمان‌ها که تا پیش از این بر طبل نوآوری و خلاقیت می‌کوبیدند و همگان را به نوآور بودن دعوت می‏کردند، ناگهان از در مخالفت با آنها درآمده و به نوآوران به‌عنوان عوامل مزاحم و بر هم زننده آرامش شرکت نگاه می‏کنند و به آنها بی‌اعتنا می‌شوند.

 

آنچه در این میان باید مورد توجه قرار بگیرد نقش تعیین‌کننده مدیران میانی سازمان در بهبود این شرایط و به ثمر نشاندن تلاش‌های نوآوران و تبدیل شدن ایده‌های نوآورانه به محصولات خلاقانه است. برخلاف تصور عموم مردم که فکر می‏کنند مدیران میانی از اقدامات و ابتکارات نوآورانه در درون سازمان حمایت کامل می‏کنند و نقش پیش‌برنده دارند، باید دانست که براساس تحقیقات انجام شده این مدیران در اغلب موارد نقش بازدارنده و مقاومت کننده در برابر نوآوری‌ها بازی می‏کنند و موانع بسیاری را بر سر راه نوآوران سازمان پدید می‌آورند. اگر چه در بسیاری از موارد این مقاومت‌ها و مانع‌تراشی‌ها غیرعمدی و ناخواسته است، اما باعث می‌شود تیم‌های تحت رهبری این مدیران اقدام چندانی برای نوآور شدن و نوآور ماندن صورت ندهند. حال سوال اینجا است که برای حل این مشکل چه باید کرد و چگونه می‏توان بر این مشکل فائق آمد. در این مقاله به راهکارهایی برای برطرف کردن موانع موجود بر سر راه نوآوری و نقش‌آفرینی مثبت مدیران میانی در این میان اشاره شده است.

 

راهکار شماره 1: بازبینی موانع موجود بر سر راه نوآوری

گام نخست در زمینه شکستن مقاومت مدیران در برابر نوآوری عبارت است از بررسی این موضوع که الگوهای کاری و ساختار‌های مدیريتی یک سازمان چگونه می‏توانند در خدمت نوآوری و نوآوران قرار بگیرند. در اینجا باید پرسید که آیا مدیران و کارکنان یک سازمان واقعا و از صمیم قلب حاضرند از روش‌ها و فعالیت‌های روزمره‌ای که به آنها خو گرفته‌اند و آنها را به آسانی انجام می‌دهند صرف‌نظر کرده و روش‌های جدیدی که هنوز امتحانشان را پس نداده‌اند و ممکن است اجرایشان دشوار و پیچیده باشد را آزمایش کنند؟ حال اگر پاسخ این سوال منفی باشد باید اندیشید که برای برطرف کردن این مشکل چه باید کرد. در این مرحله باید با صراحت از مدیران به‌ویژه مدیران میانی پرسید که آنها چه مخالفت و مشکلی با روش‌های نوآورانه دارند و چرا با نوآوری مخالفند. با مشخص شدن موانع و علل مقاومت در برابر نوآوری است که می‏توان مدیران میانی و به دنبال آنها کل سازمان را با نوآوری همگام ساخت.

 

راهکار شماره 2: معیارهای سنجش را تغییر دهید

برای بسترسازی هر چه بهتر در زمینه نوآوری و شکستن مقاومت در برابر نوآوری باید مشخص شود که تاثیر نوآور بودن و حمایت از نوآوری بر ارزشیابی و سنجش عملکرد مدیران سازمان چگونه است. علاوه‌بر این باید مشخص شود که دستاوردهای عینی و فردی مدیران نوآور و حامی نوآوران در سازمان‌های تحت رهبری‌شان چه بوده است. با برطرف شدن این ابهامات مدیران می‌فهمند که حمایت از نوآوری چه فواید و پیامدهای مثبتی برای آنها و حوزه تحت رهبری‌شان دارد و در نتیجه از انگیزه کافی برای تحمل سختی‌های ناشی از نوآور شدن برخوردار خواهند شد.

 

راهکار شماره3: ارائه مشوق‌ها و پاداش‌های ملموس و چشمگیر

یکی از بهترین و موثرترین راه‌ها برای تشویق نوآوری بین مدیران، ارائه مشوق‌های عینی و ملموس به آنها در قبال ایجاد و تقویت نوآوری در تیم‌های تحت رهبری‌شان است. هنگامی که در یک تیم کاری نمونه‌هایی از نوآوری مشاهده می‌شود باید خیلی سریع هم مدیر و هم تمام اعضای آن گروه را تشویق کرد تا انگیزه آنها برای تکرار این کار افزایش یابد. برگزاری مراسم و جشن‌های نمادین و با شکوه برای تشویق مدیران و کارکنان نوآور می‏تواند اثری شگرف بر تحکیم روحیه نوآوری در کل سازمان داشته باشد.

 

راهکار شماره 4: نوآوری، عاملی برای ارتقای شغلی

ارتقای کارکنان و مدیران به خاطر توجه آنها به نوآوری و نوآور بودن خود آنها می‏تواند تاثیر بسزایی در گرایش هر چه بیشتر آنها به سمت نوآوری و خلاقیت داشته باشد و از مقاومت آنها در برابر نوآوری و نوآوران بکاهد.در واقع برای همه کسانی که در سازمان مشغول به‌کار هستند باید روشن شود که داشتن روحیه و نگرش نوآورانه تا چه حد در ارتقای شغلی آنها و رسیدنشان به مدارج عالی سازمانی تاثیرگذار است. در این بین نقش مالکان و سهامداران شرکت‌ها نیز حائز اهمیت فراوانی است چرا که آنها می‏توانند روحیه و فرهنگ نوآوری طلبی را به تمام ارکان سازمان تزریق کنند و مدیریت ارشد سازمان را به این سمت سوق دهند.

 

راهکار شماره 5: تیم موفق = مدیر موفق

بسیاری از مدیران عمدتا به این دلیل موفق هستند که یک تیم موفق و پویا را در اختیار دارند. اگر چه این خود مدیر است که تیم را سازماندهی و کنترل می‏کند، اما اعضای تیم نیز تاثیر بسزایی در موفقیت مدیر بازی می‏کنند. بنابراین مدیران باید به‌طور کامل دریابند که اگر قادر باشند توان و پتانسیل بالای خلاقیت و نوآوری در اعضای تیم‌های تحت رهبری‌شان را جذب کنند آنگاه خواهند توانست به موفقیت‌های کاری و عملیاتی چشمگیری دست یابند.

 

راهکار شماره 6: برداشتن موانع موجود بر سر راه نوآوری

پس از شناسایی موانع موجود بر سر راه نوآوری نوبت به رفع آنها می‌رسد که برای این کار بايد یکسری ضرب‌الاجل‌های زمانی برای برطرف‌سازی این موانع تعیین كرد. اراده جدی و پیگیرانه مدیریت ارشد سازمان در این میان می‏تواند تعیین کننده و موثر باشد. با اجرایی کردن این راهکارها و همگام ساختن تمام ارکان شرکت و سازمان با نوآوری و نوآوران می‏توان بستر مناسبی برای پیشرفت‌ها و جهش‌های بزرگ فراهم آورد و بر رقبا پیشی گرفت و مدیران ارشد و میانی را نه در مقابل نوآوران بلکه در کنار آنها قرار داد.

منبع: Innovative Managers Magazine

تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!

واقعه مهم عاشورای سال 61 هجری که در نهایت شهادت امام حسین علیه السلام و به اسارت رفتن اهل بیت ایشان را به همراه داشت، با تاریخ محرم سال 95 شمسی تطابق دارد. در این خصوص، تبیان مصاحبه ای اختصاصی با جناب آقای علی اکبر نیّری- کارشناس مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران انجام داده است.

مصاحبه از: محمد باعزم- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
تطابق عاشورا با سال هجری

طول متوسط هر ماه قمری حدود 29.530589 روز یا 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است؛ بنابراین طول هر سال قمری که از 12 ماه قمری تشکیل شده، به طور متوسط 354.367068 روز است که به عبارت دیگر می شود 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 35 ثانیه.
هر سال شمسی نیز به طور متوسط 365.242198 روز دارد یا به بیان دقیق تر، 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه، بنابراین اختلاف هر سال شمسی و قمری برابر خواهد بود با 10.87513 روز یا به بیان دقیق تر، 10 روز و 21 ساعت و 11 ثانیه.
برای آن که سالگرد قمری و شمسی یک پدیده دوباره بر هم منطبق شود، تعداد روزهای گذشته از آن پدیده باید مضرب صحیحی از طول سال قمری و شمسی باشد. محاسبات نشان می دهد که بعد از گذشت 168، 403، 571، 806، 974، 1209و1377 سال قمری، تعداد روزهای گذشته با دقت خوبی معادل تعداد صحیحی سال شمسی خواهد بود و دو تقویم با اختلاف کمتر از 1 روز دوباره بر یکدیگر منطبق می شوند. اختلاف بین سال های نام برده شده به ترتیب عبارت است از 168، 235، 168، 235، 168، 235 و 168 که الگویی منظم است. بنابراین می توان گفت هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است.

- نحوه محاسبه این موضوع چگونه است؟

شرایط رویت هلال سال 61 قمری یا سال 59 هجری شمسی که مطابق با همان سال است را بررسی می کنیم و براساس اینکه رویت هلال چه مکانی برای ما دارای اهمیت است، به عنوان مثال، مکه و مدینه یا کوفه یا کربلا و... به محاسبه آن می پردازیم. ضمن اینکه پارامتر های رویت هلال در آن زمان با شرایط فعلی متفاوت است زیرا آن زمان، تلسکوپی وجود نداشته است و شرایط با چشم غیر مسلح را برای آن زمان در نظر بگیریم و امروزه از تلسکوپ برای رویت هلال ماه استفاده می گردد، با مجموع این شرایط و پارامترهایی که در ادامه توضیح می دهم، این محاسبه صورت می گیرد.

- پارامتر دلتا تی چیست؟

اختلاف بین زمان زمینی (Terrestrial Time) و زمان جهانی(Universal Time ). این اختلاف در حال حاضر در حدود یک دقیقه است و با آهنگ 2 ثانیه در هر 3 سال افزایش می یابد. این اختلاف ناشی از نا منظم بودن آهنگ چرخش محوری زمین است و در مجموع آشکار شده که دارای بی نظمی های مشخصی است و در حال کم شدن می باشد. زمان جهانی با توجه به زمان نجومی به چرخش زمین بستگی دارد اما زمان زمینی طبق روابط دینامیکی اجرام در منظومه شمسی تعریف می شود.

این پارامتر برای آن زمان به دقت مشخص نیست بنابراین این محاسبه به آن پارامتر نیز بستگی دارد پس با قطع و یقین این موضوع را نمی توان گفت اما محاسبه های انجام شده دارای دقت بسیار زیاد هستند و ضریب خطا در آن بسیار کم است. بعد از آن هلال امسال نیز رویت می شود که باز هم این رویت هلال بستگی به مکان رویت دارد ممکن است برای تهران بررسی شود یا عراق و... مجموع این موضوعات به اثبات می رساند که این تطابق واقعی و با حداکثر یک روز اختلاف است.

- اعداد و ارقام محاسباتی چه چیزی به ما می گویند؟

با توجه به طول سال قمری و شمسی، 1377 سال قمری میانگین با دقت بسیار زیادی با 1336 سال شمسی میانگین معادل است. واقعه عاشورا سال 59 هجری شمسی و 61 هجری قمری و روز و ماه همان سال نیز به همین منوال بوده است. اگر ما به سال 61 هجری قمری، 1377 سال اضافه کنیم، نتیجه آن می شود 1438 قمری که آغاز آن با شروع ماه محرم همراه است. به عدد 59 هجری شمسی نیز عدد 1336 اضافه شود، نتیجه آن سال 1395 می شود، لذا واقعه عاشورا در سال 61 قمری دقیقا مطابق می شود با سال 1395 هجری شمسی که ما امسال در آن هستیم.

هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

- بنابراین واقعه عاشورا، بایستی در پاییز سال 61 قمری اتفاق افتاده باشد؟

بله دقیقا، یعنی واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است. به عنوان مثال، رویت هلال ماه در حال حاضر، با تلسکوپ قابل قبول است اما در گذشته اینگونه نبوده است. همچنین ملاک را از مکه یعنی زمانی که حضرت سفر خود را شروع کرده اند قرار دهیم یا زمانی که به کربلا رسیده اند و... که مجموع آنها نتیجه ای است که عرض شد.
همچنین بررسی های که در گذشته انجام شد نشان داد که واقعه عاشورا در روز سه شنبه یا چهارشنبه سال 59 شمسی است. یعنی 20 یا 21 مهرماه سال 59 شمسی، بنابراین با این محاسبه، روز عاشورا در سال 61 قمری نیز در 10 محرم، سه شنبه یا چهارشنبه بوده است.

- آیا شروع سال قمری در گذشته نیز همان محرم بوده است؟

من با اطمینان در این مورد نمی توانم بگویم اما تا جایی که اطلاع دارم بله همینطور بوده است. عرب جاهلیت براساس سنت یهود که در تقویم خود، (نَسئ) داشته اند، اقدام می کرده اند. براساس تقویم یهود که در آن (نَسئ) دارند که البته بعدها توسط اسلام نهی شد، ماه های آنها قمری و سال آنها شمسی می شود. یعنی سال آنها مانند قمری نمی چرخد و به عنوان مثال، رمضان آنها همواره در یک فصل قرار دارد و چون مسلمانان (نَسئ) را ندارند پس سال آنها می چرخد. حال از چه زمانی این معیار سال بوجود آمده است، نیازمند اطلاعات و مطالعات وسیع تاریخی اسلام است

سه شنبه, 06 مهر 1395 17:19

منافع دیجیتال 2016 جهان

درباره «گزارش توسعه جهان ۲۰۱۶: منافع دیجیتال»
جواد عرب یارمحمدی، 6 مهر 95
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۴۴

فن‌آوری‌های دیجیتال به سرعت در حال گسترش هستند (شکل ۱)، اما منافع دیجیتال، شامل کمک به رشد اقتصادی سریع‌تر، ایجاد اشتغال بیشتر و ارایه خدمات باکیفیت‌تر، با این سرعت افزایش نمی‌یابند (شکل ۲). اگر ۴۰ درصد از بزرگسالان در آفریقای شرقی قبوض خود را با استفاده از تلفن همراه پرداخت می‌کنند، چرا سایر افراد در اقصی‌نقاط جهان از شرایط مشابهی برخوردار نیستند؟ اگر ۸ میلیون کارآفرین در چین -که یک سوم آن‌ها را زنان تشکیل می‌دهند- از بنیان‌های تجارت الکترونیک برای صادرات کالا به ۱۲۰ کشور جهان استفاده می‌کنند، چرا کارآفرینان سایر نقاط دنیا قادر به رسیدن به چنین دست‌آوردی نیستند؟ و اگر هند می‌تواند طی مدت ۵ سال برای ۱ میلیارد نفر هویت دیجیتالی یکتا مهیا کند و در نتیجه میلیاردها دلار فساد مالی را کاهش دهد، چرا سایر کشورهای جهان نمی‌توانند این موفقیت را تکرار کنند؟ در واقع سؤالی که گزارش به آن پاسخ می‌دهد، این است که چه چیزی کشورها را از درک و توجه به اثرات عمیق و دگرگون‌کننده‌ای که فن‌آوری‌های دیجیتال به بار می‌آورند، بازمی‌دارد؟

شکل 1. یک روز عادی در اینترنت

شکل ۲) اقتصاد دیجیتال ۴-۵ درصد GDP و ۱-۲ درصد شغل‌ها را در بر می‌گیرد

«گزارش توسعه جهان ۲۰۱۶: منافع دیجیتال» اثر اینترنت، تلفن‌های همراه و فن‌آوری‌های مرتبط را بر توسعه اقتصادی بررسی می‌کند. بخش نخست این گزارش نشان می‌دهد که منافع بالقوه فن‌آوری‌های دیجیتال بزرگ است اما اغلب به خوبی درک نشده است.

بخش دوم گزارش، سیاست‌هایی را پیشنهاد می‌دهد که در سایه آن‌ها ارتباطات گسترش می‌یابد، اصلاحات تکمیلی در بخش‌هایی فراتر از فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) شتاب می‌گیرد و مشکلات موجود برای هماهنگی‌های جهانی نشان داده می‌شود.

در این گزارش بحث می‌شود که رشد اقتصادی، اشتغال و خدمات، مهم‌ترین عواید سرمایه‌گذاری‌های دیجیتال هستند؛ سه فصل نخست گزارش نشان می‌دهد که فن‌آوری‌های دیجیتال چگونه به کسب و کارها کمک می‌کنند تا بهره‌وری بیشتری داشته باشند، چگونه به افراد کمک می‌کنند تا فرصت‌ها و شغل‌های مناسب‌تری پیدا کنند و چگونه به دولت‌ها کمک می‌کنند تا خدمات عمومی بهتری به آحاد جامعه ارایه کنند.
به واسطه کاهش هزینه‌های دستیابی به اطلاعات، فن‌آوری‌های دیجیتال به شکل قابل توجهی هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی مبادلات را برای افراد، بنگاه‌ها و بخش عمومی، کاهش می‌دهند. فن‌آوری‌های دیجیتال به واسطه کاهش هزینه‌های مبادله به تقریباً صفر، نوآوری را ارتقا می‌دهند. فن‌آوری‌های دیجیتال به این دلیل که فعالیت‌ها و خدمات موجود را ارزان‌تر، سریع‌تر و دردسترس‌تر می‌کنند، کارایی را شکوفا می‌سازند. علاوه براین، فن‌آوری‌های مزبور، دامنه شمول افراد دارای دسترسی به خدماتی که پیش‌تر خارج از دسترس بود را نیز گسترده‌تر می‌سازند.

گزارش بحث می‌کند که به دو دلیل، منافع دیجیتال با سرعت کافی افزایش نمی‌یابد. دلیل نخست این است که تقریباً ۶۰ درصد از مردم جهان هنوز آفلاین بوده و نمی‌توانند به طور کامل در اقتصاد دیجیتال مشارکت داشته باشند (شکل ۳). علاوه بر این، در درون کشورها هم بین دسترسی افراد به فن‌آوری‌های دیجیتال با توجه به سن، جنس، وضعیت درآمدی و منطقه جغرافیایی تفاوت وجود دارد. دلیل دوم این است که برخی از منافع حاصل از اینترنت با ریسک‌های جدید خنثی می‌شوند. منافع تجاری واگذار شده، نااطمینانی در مقررات تنظیم کننده و رقابت محدود بین بنیان‌های دیجیتال می‌تواند به تمرکز در بسیاری از بخش‌ها منجر شود. نتایج ضعیف عملکرد بسیاری از دولت‌های الکترونیک ناشی از شکست پروژه‌های ICT و این ریسک است که دولت و شرکت‌ها می‌توانند از فن‌آوری‌های دیجیتال به منظور کنترل شهروندان به جای توانمندکردن ایشان، استفاده کنند.

در واقع بنگاه‌های جدید می‌توانند بر پایین‌بودن رشد فائق آیند، اما نه در شرایطی که منافع خاص و نااطمینانی‌های ناشی از تغییر مقررات تنظیمی، رقابت و ورود بنگاه‌های جدید به عرضه را محدود می‌کند. فرصت‌های شغلی بیشتری می‌تواند در اقتصاد دیجیتال شکل بگیرد، اما نه تا زمانی که بازار کار دوقطبی و دارای دوگانگی است. اینترنت می‌تواند زمینه‌ای برای افزایش بازدهی‌ها باشد، اما نه تا زمانی که ابزاری برای کنترل‌های دولتی و زیرنظر گرفتن نخبگان است. از طرفی گسترش سریع اتوماسیون، حتی در شغل‌های دفتری میان‌رده، می‌تواند باعث خالی شدن بازار کار شده و نابرابری را افزایش دهد.

شکل ۳) دسترسی به ICT، برحسب جمعیت

بر اساس جمع‌بندی گزارش، هرچند انقلاب دیجیتال جهان را احاطه کرده، اما مکمل‌های آنالوگ آن -مقرراتی که ورود بنگاه‌ها و رقابت را ارتقا می‌دهند، مهارت‌هایی که کارگران را برای دسترسی و سپس ورود به اقتصاد جدید توانا می‌کنند و نهادهایی که در مقابل شهروندان مسئول هستند- به طور متناسب از پیشرفت برخوردار نبوده‌اند. این گزارش بررسی می‌کند، مادامی‌ که این مکمل‌های آنالوگ برای سرمایه‌گذاری‌های دیجیتال وجود نداشته باشند، اثرات توسعه‌ای اقتصاد دیجیتال ناامیدکننده خواهد بود.

در این شرایط کشورها باید استراتژی‌های توسعه دیجیتال خود که بسیار بسیط‌تر از استراتژی‌های کنونی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) است، را ترسیم کنند. آن‌ها باید محیط نهادی و سیاستی را برای این فن‌آوری‌ها به گونه‌ای مهیا کنند، که منافع بیشتری را ایجاد نماید. رقابت بازار، مشارکت عمومی-خصوصی، تنظیم مقررات کارا در ارتباط با اینترنت و اپراتورهای تلفن همراه باید به گونه‌ای باشد که سرمایه‌گذاری خصوصی را تشویق نماید.

سرمایه‌گذاری‌های عمومی نیز گاه مورد نیاز است و در صورت انجام با عواید اجتماعی قابل توجهی همراه خواهد شد. یک اقدام سخت‌تر حصول اطمینان از این امر است که اینترنت همچنان آزاد و ایمن باقی خواهد ماند. به طور خلاصه، کشورها به ایجاد بنیادهای آنالوگی نیاز دارند تا منافع ناشی از اقتصاد دیجیتال را به همه و در هرکجا برسانند.
دوشنبه, 05 مهر 1395 11:21

9مباهله تاریخی

9مباهله تاریخی که کمتر شنیده‌اید!

 

مباهله، دومین معجزه ماندگار حضرت خاتم(صلی الله علیه و آله وسلم) است که نه به عنوان یک رویداد تاریخی که در یک برهه از زمان و در یک محدوده جغرافیایی خاص به وقوع پیوسته باشد بلکه به عنوان یک قاعده عمومی و یک معجزه همیشه زنده، در طول اعصار و امصار، همچنان در بستر تاریخ، هماورد می‌طلبد. آنچه می‌خوانید گزارشی است از پاره‌ای از مباهلات انجام‌شده در طول تاریخ.

نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان
9 مباهله تاریخی

بنا بر تقویم تاریخ اسلام، روز بیست و چهارم «ذی‌الحجه»، روزی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مسیحیان نجران را که درباره پندار الوهیت حضرت مسیح (علیه‌السلام)، تسلیم منطق و برهان نشدند، به مباهله فراخواند. آیه 61سوره مبارکه آل عمران به این رویداد بزرگ و اعجاز گونه تاریخی اشاره دارد.
پیرامون شان نزول کریمه یادشده و رخداد باشکوه مباهله به عنوان مهم‌ترین دلیل اثبات امامت و افضلیت حضرت امیر (علیه‌السلام) بر دیگر صحابه، فراوان سخن رفته و می‌رود اما آنچه کمتر بدان پرداخته شده، دو موضوع است:
نخست. طرح مسئله «مباهله» به عنوان دومین معجزه ماندگار حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم).
دوم. گزارش مستند مباهلات صورت‌پذیرفته در طول تاریخ.
راقم این چند پاره‌خط، موضوع نخست را پیشتر، در نوشتاری مجزا با همین عنوان در اینجا قلمی کرده است و اینک در این روز فرخنده، بر آن است تا موضوع دوم یعنی سوابق تاریخی مباهله را به‌اختصار گزارش دهد.

پیشینه تاریخی «مباهله»

چنانکه گذشت، «مباهله»، سنت همیشه جاری اسلام است و آنجا که شمشیر برهان برنده نیست و حتی نمی‌توان با جدال احسن خصم را خلع سلاح کرد، می‌توان به سلاح "مباهله" تجهیز شد تا به مدد آن حق از باطل و آب از سراب بازشناخته شود. بنا بر گزارش حاضر، در طول تاریخ مباهلات متعددی به وقوع پیوسته است که در بیشتر موارد، تهدید به مباهله بوده و جز در موارد نادر، مباهله به مرحله عمل نرسیده است. مجموع این مباهلات تاریخی، بنا بر احصاء این قلم، 9 مورد است که ذیلاً گزارش می‌شود:

یک. مباهله پیامبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) با مسیحیان نجران

داستان مشهور مباهله پیامبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) با مسیحیان نجران که آیه شریفه: «فَمَنْ حَآجَّک فِیهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَک مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَی ٱلْکٰذِبِینَ» (آل عمران/61) بدان اشاره دارد، را می‌توان نخستین مباهله‌ای دانست که در تاریخ اسلام رخ داده است.

دو. مباهله پیامبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) با یهود

پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله وسلم) افزون بر نصرانی‌های نجران، جماعتی از یهود را نیز به مباهله فراخوانده است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر گران‌سنگ المیزان می‌گوید:
«وقتی آیه شریفه:" فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ ..." نازل شد، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) فرستاد تا علی و فاطمه و حسنین (علیهم‌السلام) بیایند و یهود را دعوت کرد برای اینکه با آنان ملاعنه کند، جوانی از یهودیان گفت: وای بر شما مگر دیروز نبود که با برادرانتان که بعداً به صورت میمون و خوک مسخ شدند عهد بستید که هرگز ملاعنه نکنید، یهود این تذکر را که شنیدند، از ملاعنه منصرف گشتند. (1)
بنا به گفته مرحوم علامه، این روایت مؤید این احتمال است که ضمیر در جمله:" فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ" به کلمه:" حق" در جمله:" الْحَقُّ مِنْ رَبِّک" برگردد، و معنای جمله چنین باشد" پس هر کس که بر سر حق با تو بگو مگو کرد به او بگو ..." در نتیجه این نظریه تأیید می‌شود که حکم مباهله مخصوص داستان نصارای نجران نبوده و معلوم می‌شود رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) تنها با این طایفه مباهله نکرده بلکه بعد از مباهله با آنان در مقام مباهله با یهود هم بوده است. (2)

سه. مباهله راوی زیارت عاشورا درباره سندیت این دعا

محدثین و اعلام علمای شیعه بر این باورند که روایت زیارت عاشورا به سه طریق به امام معصوم  می‌رسد:
اول: طریق علقمة بن محمد حضرمی؛
دوم: طریق مالک بن اعین جهنی؛
سوم: طریق صفوان بن مهران جمال.
راوی طریق سوم، ابوعبدلله صفوان، از شاگردان مورد اطمینان امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام) بوده که در کوفه می‌زیسته و به شغل اجاره دادن شتر، اشتغال داشته است. به همین دلیل نیز بدو، جمّال (جمل = شتر) می‌گفتند.
«یکی از حوادث شگفت‌انگیز زندگی صفوانی که حکایتگر درون پاک و باور عمیق او به حقّانیت و اصالت مذهب شیعه است، داستان مباهله او با یکی از دانشمندان اهل سنت است.
نجاشی می‌گوید: صفوانی نزد پادشاهان روزگار خود از منزلت والایی برخوردار بود. رمز شکوه و عظمت او، این بود که در نزد پادشاه موصل ـ امیر ناصرالدین ابن حمدان ـ با قاضی موصل در مورد امامت مباحثه کرد و بعد از بحث و جدال فراوان، نتوانستند یکدیگر را در مقابل دلیل و برهان خویش قانع سازند، تا این که کار به «مباهله» کشید. ابوعبداللّه صفوانی به قاضی موصل گفت: آیا با من مباهله می‌کنی؟ قاضی موصل پذیرفت. صفوانی روز بعد، با او به این کیفیّت مباهله کرد که انگشتان خویش را داخل انگشتان او قرار داد. بعد از انجام مراسم مباهله، هردو از مجلس خارج شدند و به سراغ کار خود رفتند. قاضی موصل هر روز نزد امیرموصل می‌شتافت و با او دیدار می‌کرد. دو روز گذشت و از قاضی خبری نشد. امیر گفت: پیگیری کنید و ببینید که چرا قاضی به این جا نیامده است؟ فرستاده امیر موصل به دنبال قاضی رفت و بعد از مدتی پیش امیر آمد و چنین گزارش داد: از همان زمان که قاضی از نزد شما رفت، دچار تب شد و کف دست او که برای مباهله به‌سوی صفوانی دراز کرده بود، متورّم و سیاه شد و روز بعد، مرد. این داستان باعث شد که محبوبیت صفوانی در نزد پادشاهان زمان بیش‌تر شود.»(3)

چهار. مباهله خادم امام هادی (علیه‌السلام) با ابوجعفر اشعری

هنگامی که امام جواد (علیه‌السلام) به دستور معتصم عباسی به وسیله زهری مسموم شدند، احساس کردند در سفر آخرت قرار گرفته‌اند، لذا در مورد جانشینشان بعد از خود، به بیان وصیتی پرداختند که در ذیل آمده است:
«خیرانی» می‌گوید: پدرم که خدمتکار خانه امام جواد (علیه‌السلام) بود می‌گفت شخصی به نام «احمدبن محمدبن عیسی» هر شب هنگام سحر به خانه امام جواد (علیه‌السلام) می‌آمد تا از وضع بیماری آن حضرت با خبر شود، اکنون ماجرا را از زبان پدر خیرانی بشنوید:
میان امام جواد (علیه‌السلام) و من شخصی به عنوان رسول واسطه بود، وقتی او به خانه امام جواد (علیه‌السلام) می‌آمد، احمد می‌رفت، روزی من با رسول خلوت کردم و رسول گفت: آقایت (امام جواد) به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید من از دنیا می‌روم و بعد از من، مقام امامت به پسرم علی بن محمد می‌رسد و او بعد از من همان حق را بر گردن شما دارد که من بعد از پدرم بر شما داشتم.
سپس رسول رفت، با اینکه سخن من با او محرمانه بود، احمد که در گوشه‌ای پنهان شده بود، سخن ما را شنید و به من گفت: رسول به تو چه گفت؟ گفتم: سخن خیری بود، احمد به من گفت: سخن رسول را شنیدم، آن را  از من پنهان مکنف (سپس آنچه شنیده بود بیان کرد)، من به احمد گفتم، اینکه سخن محرمانه ما را شنیدی برای تو روا نبود، زیرا خداوند می‌فرماید: «و لاتجسّسوا»، تجسس نکنید. اکنون که شنیده‌ای، این گواهی را که امام بعد از امام جواد (علیه‌السلام) حضرت هادی (علیه‌السلام) است را پیش خود نگهدار تا هنگامی که به آن گواهی نیاز شد، گواهی ده.
در هنگام صبح شد، من یعنی «خیرانی»، خدمتکار خانه امام جواد (علیه‌السلام) همان خبر رسول که امام بعد از امام جواد (ع)، حضرت هادی (علیه‌السلام) است را در ده برگ نوشته و مهر کردم و مخفیانه به ده نفر از بزرگان قوم دادم و به هر یک از آنان گفتم: اگر من قبل از آنکه این برگه را از شما مطالبه کنم، از دنیا رفتم، آن را باز کنید و مضمونش را به اطلاع مردم برسانید.
هنگامی که امام جواد (علیه‌السلام) از دنیا رفت، من طبق دعوت «محمدبن فرج» به خانه او رفتیم، دیدیم دوستان در خانه او جلسه تشکیل داده‌اند، در آن جلسه برگه‌ها را از آن ده نفر دریافت کردم و نوشته آن برگه‌ها را برای حاضران خواندم، حاضران نیز گفتند: خوب بود که گواه دیگری نیز می‌داشتی، من گفتم: خداوند آن گواه را نیز ایجاد کرده، آنگاه به ابوجعفر اشعری (همان احمدنامبرده) که در آنجا حاضر بود گفتم: آنچه از رسول شنیدی، اکنون گواهی بده.
احمد منکر شد و به دروغ گفت: چیزی نشنیده‌ام، من احمد را به مباهله طلبیدم، یعنی به او گفتم: با هم دعا کنیم و از خدا بخواهیم عذابش را بر آن کس که دروغگوست برساند، احمد اقرار کرد و گفت: آری! من این پیام (امام جواد (علیه‌السلام) توسط رسول) را شنیدم و این (مقام امامت) شرافتی بود که دوست داشتم به مردی از عرب برسد، نه عجم. در این هنگام، همه حاضران به امامت حضرت هادی (علیه‌السلام) بعد از امام جواد (علیه‌السلام) اعتقاد یافتند. (4)

بنا بر گفته مرحوم علامه طباطبایی (ره) حکم مباهله مخصوص داستان نصارای نجران نبوده و معلوم می‌شود رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) تنها با این طایفه مباهله نکرده بلکه بعد از مباهله با آنان در مقام مباهله با یهود هم بوده است

پنج. مباهله مسیحی دیرانی با شخص یهودی

مترجم المیزان، موسوی همدانی در پاورقی مجلد سوم ترجمه المیزان، ذیل آیه مباهله، به داستان مباهله یک مسیحی دیرانی با یک یهودی اشاره کرده است که طرف یهودی که ادعای کذب روا داشته است، فی المجلس آتش می‌گیرد. (5) بنا به گفته ایشان، تفصیل این ماجرا را مرحوم مجلسی در مجلد دهم از طبع جدید بحار الانوار، صفحه 68 آورده است.

6. مباهله بریر بن خضیر با یزید بن معقل

در کتاب الملهوف، اثر گران‌سنگ سید بن طاووس آمده است که:
«بُرَیر بن خُضَیر ـ که مردی زاهد و عابد بود ـ به میدان قدم نهاد و یزید بن معقل به رزم او آمد. قرار گذاشتند مباهله کنند و از خدا بخواهند که هر یک از آن دو بر باطل است، به دست آن که بر حق است، کشته شود. پس با هم به رزم پرداختند و بریر، او را کشت.»(6)

7. مباهله نائب امام زمان با مدعی نیابت

شیخ طوسی مشهور به شیخ الطائفه، در کتاب الغیبه به نقل از ابو علی بن همّام می‌نویسد:
محمّد بن علی شَلمَغانی عَزاقری، به شیخ حسین بن روح پیغام داد و از او خواست که با وی مباهله کند و گفت: من نماینده آقا هستم، و به من امر شده که اظهار علم  [و نمایندگی] کنم و من هم آن را در پنهان و آشکارا اظهار کردم. [اگر قبول نداری که من نماینده هستم،] با من مباهله کن. 
شیخ رضی الله عنه در جوابش پیغام داد که: هر یک از ما جلوتر از دیگری رفت (مُرد)، او محکوم است. عزاقری جلوتر مُرد. او را کشتند و به دار آویختند و ابن ابی عون نیز با او دستگیر شد. این واقعه در سال ۳۲۳ بود. (7)

8. مباهله شیخ جعفر کاشف الغطاء با محمد اخباری

آیت الله نوری همدانی در درس خارج فقه داستان مباهله شیخ جعفر کاشف الغطاء فقیه بزرگ حوزه علمیه نجف با یکی از علمای اخباری را اینگونه نقل کردند:
«در زمانی که شیخ جعفر کبیر (صاحب کتاب کشف الغطاء) به ایران آمده بود، شیخ محمد اخباری مردم را تبلیغ می‌کرد. شیخ جعفر گفت خوب مباحثه کنیم حاضر شد و شیخ جعفر او را محکوم کرد؛ ولی مجاب نمی‌شد و لجاجت به خرج می‌داد. شیخ جعفر گفت باشد اعلام کنید که فردا در یک بیابانی در تهران با هممباهله کنیم. در آنجا از خدا می‌خواهیم هر کس که باطل است بمیرد. در تهران مردم را خبر کردند. آن روز غوغایی بود. همهٔ مردم تهران در بیابان وسیعی جمع شده بودند و منتظر آمدن شیخ جعفر و شیخ محمد اخباری برای مباهله. شیخ جعفر آمد, وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند و ایستاد. ولی شیخ محمد اخباری از ترس نیامد.»(8)

9. مباهله علامه حسن زاده آملی با مدعیان تحریف قرآن

یکی از مفاخر جهان اسلام در روزگار ما، که به مدارج بالای علمی و عرفانی دست یازیده است، علامه ذوالفنون، حسن‌زاده آملی است. ایشان در آثار خود، قائلان به عقیده تحریف قرآن را به مباهله فراخوانده است که تفصیل این ماجرا را می‌توانید از همین قلم، در اینجا بخوانید!

پی‌نوشت‌ها:

1. ترجمه تفسیر المیزان، ج 3، ص 370.
2. همان.
3. مجله فرهنگ کوثر، تابستان 1381، شماره 54.
4. نگاهی برزندگی امام هادی (علیه‌السلام)، محمد محمدی اشتهاردی، صص 227-225.
5. ترجمه تفسیر المیزان، ج 3، ص 370.
6. دانشنامه قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ج 16، ص 159.
7. همان.
8. درس خارج فقه معظم له، کتاب جهاد، تاریخ 30/1/88

 

همه میراث پیامبر صلی الله علیه و اله در مباهله

آیه مباهله سند گفت و گوی علمی و اخلاقی بین ادیان و هم زیستی مسالمت آمیز بین اسلام و مسیحیت است.

هدی پاینده آشتیانی/ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث - بخش قرآن تبیان
مباهله

«به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب.[این نامه ای است] از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند در آیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند و در غیر این صورت به شما اعلام خبر می شود.»
نور اسلام هر روز گسترده تر می شد و جغرافیای بیشتری را روشن می کرد. هر روز نامه ای و هر روز پیکی به منطقه ای گسیل می شد. نجران و هفتاد دهکده اش نیز از این دعوت ها بی بهره نبودند. نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به سران نجران رسید. مجلس شوری تشکیل شد. شرحبیل -دانای جمع- جذبه ی سخن پیامبر را از لابه لای خطوط نامه حس کرد. فرزندی از نسل اسماعیل! شاید همان پیامبر موعود باشد.
با این سخن مسیحیان راهی مدینه شدند. با هدایا و لباس های فاخر. پیامبر از پذیرش آنها امتناع کرد چرا که  ارزش انسان ها به لباس نیست. وقتی ساده آمدند مورد استقبال پیامبر قرار گرفتند.

دین اسلام در برخورد با قدرت های مخالف ابتدا تلاش می کند با منطق گفت و گو و دلیل و برهان آنها را به حق دعوت نماید و در گام دوم اگر معتقد به خدا بودند آنها را به مباهله و داوری خدا فرا می خواند. بنابراین استفاده اسلام از قدرت در میدان جنگ تنها برای شکستن سدهای آگاهی و آزادی اندیشه بود

حضرت آنان را به توحید دعوت کرد. برای دعوت به اسلام ابتدا با استدلال و منطق و دلیل پیش رفت، برایشان آیاتی از قرآن تلاوت فرمود. اما لجاجت و تعصب بر عقل هایشان پرده افکنده بود و مانع اسلامشان شد. سرانجام پیشنهاد مباهله مطرح شد. پیک وحی نازل شد"فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا ..." (آل عمران : 61 ) (هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید...) خورشید بالا آمد همه منتظر بودند، نگرانی و تردید در چشمان مسیحیان هویدا بود، پیامبر آمد؛ دستان امام حسن را در دست گرفته بود و امام حسین در آغوشش بود "نَدعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم " پشت سرش فاطمه "وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ "و همراه ایشان حضرت علی "وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ"

پیامبر با همه چیزش آمده بود، با میراثش!

مسیحیان عقب کشیدند، در واقع ترسیدند. او با عزیزترین هایش به میدان آمده بود...
ایمان نیاوردند اما پیشنهاد پیامبر در پرداخت جزیه را پذیرفتند. حقانیت پیامبر صلی الله علیه و آله و فرزندانش به اثبات رسید.

احتجاج امام کاظم (علیه السلام):

هارون به امام کاظم (علیه السلام) گفت: شما چگونه می گویید ما نسل پیامبریم، در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و اله) نسلی ندارد، زیرا نسل صرفاً از طریق فرزند پسر است نه دختر، و شما فرزندان دختر پیامبرید.
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: مرا از پاسخ به این سوال، معاف دار. هارون گفت:  تو را معاف نمی کنم تا اینکه دلیلی از قرآن بیاوری. شما فرزندان علی (علیه السلام) ادعا می کنید که هیچ حرفی از قرآن نیست مگر اینکه تأویلش نزد شماست، و استدلال می کنید به این آیه که: ...مَّا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَابِ مِن شَیءٍ?...?38? (ترجمه: ...ما هیچ چیزی را در كتاب [لوح محفوظ] فروگذار نكرده ایم؛...) [انعام ?38]، و [بدین طریق] خود را از رأی علماء و قیاس، بی نیاز می دانید.

برخلاف رسوم جاهلیت که تنها فرزند پسر را فرزند خود می دانستند، اسلام بر این تفکر غلط خط بطلان کشید و فرزند دختری، همچون فرزند پسری، فرزند خود انسان است

امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: اجازه جواب را به من می دهی؟ هارون گفت: بگو. امام (علیه السلام) فرمود: وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ کلًّا هَدَینَا وَنُوحًا هَدَینَا مِن قَبْلُ  وَمِن ذُرِّیتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیمَانَ وَأَیوبَ وَیوسُفَ وَمُوسَی وَهَارُونَ وَکذَلِک نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ 84 وَزَکرِیا وَیحْیی وَعِیسَی وَإِلْیاسَ کلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ(85) (ترجمه: و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، و همه را به راه راست درآوردیم، و نوح را از پیش راه نمودیم، و از نسل او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم] و این گونه، نیکوکاران را پاداش می دهیم. (84) و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همه از شایستگان بودند، (85) (سوره انعام/ آیات85-84)
فرمود: پدر عیسی کیست؟ هارون گفت: پدر ندارد. امام (علیه السلام) فرمود: پس خداوند صرفاً از طریق مریم او را ملحق به نسل پیامبران کرده است، و ما را نیز اینچنین از طریق مادرمان فاطمه (سلام الله علیها)، به نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ملحق کرده است. باز هم بگویم؟ هارون گفت: بگو. در این هنگام، امام بعد از قرائت آیه مباهله فرمود: هیچ کس نگفته است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگام مباهله با نصاری، به جز علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین، شخص دیگری را تحت کساء آورده است، پس مراد از «فرزندانمان» حسن و حسین، و مراد از «زنانمان» فاطمه، و مراد از «جان هایمان» علی بن ابی طالب است. (طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ذیل آیه مربوطه ص230-229) بنابراین، خداوند در آیه مباهله ، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را فرزند پیامبر (صلی الله علیه واله) خطاب کرده است، و این صریح ترین دلیل است بر اینکه اهل بیت، نسل و ذریه پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند.

پیامهای اخلاقی مباهله:

1   دین اسلام در برخورد با قدرت های مخالف ابتدا تلاش می کند با منطق گفت و گو و دلیل و برهان آنها را به حق دعوت نماید و در گام دوم اگر معتقد به خدا بودند آنها را به مباهله و داوری خدا فرا می خواند. بنابراین استفاده اسلام از قدرت در میدان جنگ تنها برای شکستن سدهای آگاهی و آزادی اندیشه بود.

2   برخلاف رسوم جاهلیت که تنها فرزند پسر را فرزند خود می دانستند، اسلام بر این تفکر غلط خط بطلان کشید و فرزند دختری، همچون فرزند پسری، فرزند خود انسان است.

3   آیه مباهله یه عنوان سند گفت و گوی علمی و اخلاقی بین ادیان و هم زیستی مسالمت آمیز بین اسلام و مسیحیت است.

دوشنبه, 05 مهر 1395 10:10

تربیت عملی و عاقبت بخیری


همه ترس و نگرانی‌اش از این است که مبادا نماز صبحش قضا شود. اگر این اتفاق بیفتد، آن روز دیگر برایش روز نخواهد بود و تا نماز صبح فردا کسل است.

همشهری محله نوشت: همه ترس و نگرانی‌اش از این است که مبادا نماز صبحش قضا شود. اگر این اتفاق بیفتد، آن روز دیگر برایش روز نخواهد بود و تا نماز صبح فردا کسل است. همین تعصب و اعتقادش روی خواندن نماز صبح بود که باعث شد نانوایی را به‌عنوان پیشه و کسب انتخاب کند و بار و بنه‌اش را از رزق و روزی که صبح اول وقت پخش می‌کنند، پرمی‌کند از آن دوران که ذبیح‌الله‌ عرب، نانوای محله دامپزشکی وارد این شغل شد ۲۰سالی می‌گذرد و حالا همین راز و نیازهای صبحگاهی‌ ذبیح‌الله ‌را حبیب‌الله ‌کرده است.  

قرار است از او به‌عنوان کاسب نمونه محله با حضور شهردارمنطقه، معاونت فرهنگی و اجتماعی و مدیر فرهنگی و هنری منطقه، شهردار ناحیه یک و جمعی از اهالی و کاسبان خیابان دامپزشکی تجلیل شود. زودتر از ساعت مقرر به راه می‌افتم تا قبل از آمدن مسئولان و اجرای رسمی این برنامه با خودش گفت‌وگو کنم. مغازه نانوایی‌اش در خیابان دامپزشکی، یکی از خیابان‌های قدیمی محل است. کافی است چند قدمی از کنار مسجد اولیا به سمت خیابان استاد معین‌برداری، حتماً بوی نان داغ مشامت را معطر و اشتهایت را قلقلک خواهد داد. آن طرف خیابان بنر زردرنگی که رویش نوشته شده نانوایی لواشی از دیوار آویزان است و متولیان برگزاری تجلیل از کاسب حبیب الله، هم مشغول نصب استند در گوشه‌ای از خیابان هستند. شلوغی و رفت‌وآمد در خیابان باریک دامپزشکی و پیاده‌رو تک نفره‌اش از یک سو و توقف رهگذران از روی کنجکاوی برای به جواب رسیدن سؤالشان از طرف دیگر، اما در این شلوغی، شاطر چانه باز شده را روی پالشتک پهن می‌کند و تند تند داخل تنور می‌گذارد. از شاطر که مشغول درآوردن نان است، سراغ ذبیح‌الله‌ عرب را می‌گیرم و منتظر می‌مانم تا پیرمرد سپید مویی را پشت دخل نشانم بدهند، اما او می‌گوید: «بفرمایید خودم هستم.» کمی تعجب می‌کنم. اغلب کسانی را که دیده‌ام یا شنیده‌ام که به این نام و آوازه شهرت دارند، سنی و سالی از آنها گذشته اما این بار کاسب خوشنام و مردمدار محله دامپزشکی ۴۰ دهه را بیشتر پشت سرنگذاشته است، ولی رفتار و منشش در این مدت زبانزد اهالی وکسبه محل شده است. نانوایی‌اش به اندازه تنور نان، دستگاه‌های نانوایی، ایستادن خودش و ۳برادر و دامادشان که همراهان کسب و کارش هستند، جا دارد، به همین خاطر جلوی در نانوایی کمی جابه‌جا می‌شوم تا مشتری‌ها از یک طرف نان بردارند و من هم از طرف دیگر جواب سؤالاتم را بگیرم.

همه این برنامه برای ذبیح‌الله‌ عرب، نانوای محله‌ ترتیب داده شده است، اما او خدمت به اهالی را مقدم‌تر می‌داند و همچنان مشغول کار است.

روزی‌دهنده خداست

صدای هیاهو و همهمه اهالی در اطراف نانوایی ذبیح‌الله ‌پیچیده است. اهالی می‌خواهند بدانند جلوی مغازه کاسب قدیمی محله چه خبر است. صدایم را کمی بلندتر می‌کنم و از او می‌خواهم برایم بگوید که چطور وارد این حرفه شده است. گوشم را بیشتر تیز می‌کنم تا از میان این همه صدا حرف‌های ذبیح‌الله‌را بشنوم و ذبیح‌الله‌ همان‌طور که چانه‌های نان را صاف می‌کند به سال‌های نه چندان دور بر می‌گردد. به روستایی که مرکز طلای قرمز است سفر و خاطراتش را از آنجا شروع می‌کند. اصالت ذبیح‌الله‌ به روستای بیهود از توابع شهرستان قاین برمی‌گردد. او می‌گوید: «سال ۷۳بود که با دیپلم ادبیات علوم انسانی فارغ‌التحصیل و سال بعدش هم راهی سربازی شدم. سربازی‌ام که تمام شد دنبال کار به هرجایی سرک می‌کشیدم و از این دفتر کاریابی سراغ دیگری می‌رفتم و فرم ثبت‌نام پر می‌کردم، اما از کار خبری نبود. چون از قبل مدتی در این زمینه کارگری کرده بودم و مهارت داشتم، تصمیم گرفتم نانوایی باز کنم به همین خاطر سال ۸۰ این نانوایی را باز کردم و مشغول کار شدم. خودم شدم صاحبکار خودم. اکنون هم به جز خودم ۳نفر دیگر هم از این مغازه خرج زندگی‌شان را در می‌آورند.» عرب نان پخته شده را از تنور بیرون می‌آورد و جلوی مشتری می‌اندازد و مشتری دانه دانه برداشته و کنار می‌گذارد. بعد از این همه سال حرکات دست و پایش با هم هماهنگ شده و با چرخیدن نیمه بدنش نان را روی نقاله تنور می‌گذارد. می‌گویم درآمدش کفاف زندگی ۴خانوار را می‌دهد و عرب دستانش را رو به آسمان بلند می‌کند و با لهجه‌ای شیرین می‌گوید: «خدا خودش برکتش می‌دهد. الحمدالله راضی هستیم و لقمه حلالی است که همه از کنار این سفره به خانه می‌بریم. ما اگر عقیده داشته باشیم که روزی‌دهنده خداوند است، دیگر برای هیچ چیز دروغ نمی‌گوییم. گاهی ممکن است با دروغ و کلک در ظاهر پول زیادی هم به‌دست‌ آید، ولی چون رزق و سهممان نیست، از دست می‌رود.»

ذبیح الله حبیب خداست

موقع حرف زدن با من حواسش به مشتری است تا مبادا منتظر بماند و کارش دیر راه بیفتد. به همین خاطر بین صحبت‌هایمان وقفه می‌افتد. از این فرصت استفاده می‌کنم و به اطراف مغازه‌اش نگاه می‌کنم، هم‌محله‌ای‌ها جلوی مغازه‌اش ایستاده‌اند و از همدیگر می‌پرسند، «چه خبره؟ چرا اینجا آنقدر شلوغ شده؟‌» با حرارت نانی که روی دستم می‌افتد دوباره به سمت تنور و عرب برمی‌گردم و اینبار می‌گویم از بین این همه شغل چرا نانوایی را انتخاب کردید و او جوابی می‌دهد که انتخاب عنوان «حبیب‌الله» برایم بیشتر روشن می‌شود. ذبیح‌الله ‌در این باره می‌گوید: «روزی که نماز صبحم قضا شود، احساس بدی پیدا می‌کنم و این حال بد تا فردا با من است. به همین خاطر نانوایی را انتخاب کردم چراکه به واسطه این شغل باید صبح زود بیدار شوم و خمیر آماده کنم. حالا چند سالی می‌شود که دیگر نمازم قضا نمی‌شود و خیالم آسوده‌تر است. از قدیم هم گفته‌اند روزی اهل خانه را بعد از نماز صبح پخش می‌کنند. اگر کسی بخواهد در آینده موفق شود، باید سحرخیز و همت داشته باشد. باید عادت کند که شب‌ها زود بخوابد و صبح زود هم بیدار شود. هنگام صبح برکتی ویژه برای کسب رزق و روزی وجود دارد.»

روژینا، کودک هم‌محله‌ای وقتی می‌فهمد که قرار است از نانوای مهربان محله تجلیل شود، سریع دست به کار شده و نقاشی برای ذبیح‌الله‌عرب می‌کشد و به او هدیه می‌دهد. حال نقاشی روژینا روی دیوار نانوایی بالای سر عرب است تا ببیند و بداند حتی کودک محله هم خوبی‌هایش را درک کرده است.

حق با مشتری است

پوست چهره‌اش سبزه است و برخلاف چینی که روی پیشانی‌اش افتاده، اخلاقش نیکو است. فکر نمی‌کنم با تعریف‌هایی که از او شنیده باشم تا به حال کسی عصبانیت و خشم او را دیده باشد و به اعتقاد اهالی همیشه سعی کرده با لبخند و ملاطفت با مشتریانش رفتار کند. همچنین از اهالی محل شنیده بودم که تا به حال نشده است کم‌فروشی کند یا حق مشتری را ضایع کند. نانی با کیفیتی که از تنور در می‌آورد و تحویل مشتری‌ها می‌دهد خود مهر تأییدی است برگفته‌های اهالی چراکه عرب شرط اول این کار را وجدان‌کاری می‌داند و می‌گوید: «اگر کسی وجدان داشته باشد در چونه‌هایی که می‌گیرد کم‌فروشی نمی‌کند. باید در هر حال خدا را در نظر داشت. او شاهد و ناظر برکارهای ما است. پس مطمئن باشید که خدا هم برکتش را می‌دهد. مهم خدمتی است که انجام می‌دهیم و نان حلالی است که به خورد فرزندانمان می‌دهیم و در نهایت دعای خیری است که از زبان مشتری می‌شنویم. ما برای بندگان خدا کار می‌کنیم و روزی‌مان را از خدا می‌طلبیم.» او اعتقاد دارد کاسبی، مردمی است که با مشتری به مهربانی و عطوفت رفتار کند، کار ارباب رجوع را با دلسوزی انجام دهد، بی‌دلیل از مشکلات شکوه و گلایه نکند، در مقابل مصائب و مشکلات صبور باشد و حسن خلق خود را از دست ندهد. اساس کار او خوشرویی و مردمداری است. به راستی جهان گلستان می‌شد و همه اهل بهشت می‌شدند و کاسب حبیب‌الله ‌هم زیاد بود.

نظافت نیمی از ایمان است

نگاهم به کیسه‌های آرد چیده شده کنار دیوار و کاشی‌هایش گره می‌خورد. کاشی‌هایی که از تمیزی برق می‌زنند. انگار که تازه شسته شده باشند. عرب می‌گوید: «من به نظافت و بهداشت اهمیت زیادی می‌دهم چراکه اعتقاد دارم تمیزی نیمی از ایمان است. نانی هم که پخته می‌شود و سر سفره‌های اهالی می‌رود، باید تمیز و بهداشتی باشد. به همین خاطر همیشه به بچه‌های نانوایی می‌گویم قبل از اینکه اداره بهداشت یا مشتریان حرفی بزنند خودتان رعایت کنید تا صحبتی پیش نیاید و اعتراضی نباشد.» به اذان ظهر چیزی نمانده است. مسئولان شهرداری هم برای تجلیل از این کاسب حبیب‌الله ‌از راه می‌رسند و از سویی دیگر هم اهالی برای گرفتن نان تازه برای وعده نهارشان جلوی مغازه نانوایی ایستاده‌اند تا نوبتشان شود. صحبت‌هایمان را خلاصه می‌کنیم و به جمع مسئولان و اهالی می‌رویم تا شاهد مراسم تجلیل از کاسب حبیب‌الله ‌محله دامپزشکی باشیم.

لوح سپاس و هدیه توسط حمید محسنی، شهردار منطقه؛ معصومه سادات عمارتی، معاون فرهنگی و اجتماعی منطقه؛ امیرحسین تاجری، شهردار ناحیه یک؛ رضا خدابخش، دبیر دبیران شورایاری و دبیر شورایاری و فلاحی آذر، مدیر محله دکتر هوشیار در حضور اهالی و کاسبان محل به ذبیح‌الله‌ عرب، همکارانش احمد و مرتضی عرب و علی شریف‌زاده اهدا شد.

الگویی برای همه کاسبان محل باشد
آنچه خوبان همه دارند...

همان پیاده‌رو باریک پر شده است از اهالی و مسئولان و جایی برای سوزن انداختن نیست. این ازدحام رهگذران را هم وادار می‌کند تا برای مدتی مکث کنند و نظاره‌گر این اتفاق باشند. برای تجلیل از این کاسب خوشنام هم‌محله‌ای جمع زیادی از مسئولان شهری آمده‌اند. حمید محسنی، شهردار منطقه هم از جمله حاضران این برنامه است. محسنی همین که از راه می‌رسد وارد نانوایی عرب می‌شود و با او خوش‌وبش می‌کند. محسنی می‌پرسد اهل کجایی و چند سال است که در این حرفه مشغولی و همین می‌شود بابی برای صحبت‌هایشان. آنقدر ارتباط‌شان گرم و صمیمی است که اگر کسی نداند، فکر می‌کند سال‌هاست همدیگر را می‌شناسند. محسنی از او به‌عنوان کاسب نمونه محله دامپزشکی یاد می‌کند و اعتقاد دارد کاسبی که مردم از او راضی باشند، حبیب خداست. او در این‌باره می‌گوید: «کاسب را حبیب خدا گویند زیرا از بزرگ‌ترین عبادات که باعث تقرب به خداوند می‌شود، تلاش برای به‌دست آوردن رزق حلال و دیگری خدمت‌رسانی به مردم است، اما هرکه کاسب شد، می‌تواند به خود وعده دوستی خدا را بدهد یا کاسبی که مردم را برای تهیه مایحتاج خود به سختی و مشقت می‌اندازد هم حبیب خداست؟ بی‌ تردید دوستی با خداوند به همین سادگی نیست و لیاقت می‌خواهد. لیاقتی که با صداقت و خدمت به مردم محقق می‌شود و نیاز به وجدانی آگاه و بیدار دارد. هنوز هم کاسبانی هستند که حلال و حرام را می‌شناسند و کارشان را وقف به دست آوردن روزی پاک و کمک به مردم کرده‌اند. ذبیح‌الله‌ عرب، نانوای محله دامپزشکی هم از این دست افراد است. کسی که پی فرمان خداوند برای کسب روزی حلال دست به تلاش می‌زند و برای به دست یافتن به معاش از مسیر حق تمام قد می‌ایستد، دوست خداست. به همین خاطر کاسب مؤمن کاسبی است که در هر جا که باشد خدا را با خویش می‌بیند چون خود نیز با خداست، پس حبیب خدا هم هست. این حبیب خدا ذکر خدا را در رفتار خویش متجلی می‌کند، هر چند لب‌هایش هم اهل ذکر و دعاست، خوب می‌داند «دست‌هایی که کمک می‌رسانند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.» چون خداوند ما را به کمک‌های عملی به همنوعان امر فرموده است و ما به همین اندازه که توان داد و دهش داشته باشیم فرصت برای بزرگی پیدا می‌کنیم. کاسب حبیب خدا، بزرگ است. نه تنها سودش را به قیمت خون مردم نمی‌خواهد که‌گاه از حق خود هم برای یاری مردم چشم می‌پوشد، از مال خود هم دست می‌شوید. برای کاسب حبیب خدا، «سود» را باد نمی‌آورد از آسمان هم زر نمی‌بارد، بلکه خوب می‌داند، در ریال به ریالی که به دست می‌آورد حتی اگر از راه‌حلال باشد در راه‌حلال هم مصرف شود حسابرسی دقیق خواهد بود از سوی خداوندی که «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره» را در کنار «فمن یعمل مثقال ذره شرا یره» دقیق مثل دو کفه ترازو در نظر دارد. او اعتقاد دارد این برنامه می‌تواند تشویقی برای سایر مغازه‌داران و کاسبان محله باشد تا آنها هم رفتار ومنش این نانوا و حبیب خدا را پیش بگیرند. عرب همچنان پشت تنور نانوایی ایستاده است و نان دست مردم محله‌اش می‌دهد. حتی برای مراسم تجلیلش هم دست از خدمت به خلق نمی‌کشد. با تمام شدن صحبت‌های محسنی، از عرب می‌خواهند که همراه شهردار و سایر مسئولان کنار بنر کاسب حبیب خدا بایستد و شهردار هم لوح یادبود و هدیه‌ای که از ابتدای مراسم روی میزی در گوشه پیاده‌رو به همراه هدیه همکاران عرب چیده شده بود، را به او اهدا می‌کند و ذکر صلوات و دعای خیر برای کاسب نمونه محل از طرف اهالی پایانی برای تجلیل از حبیب خداست.

کاسب خوب محله‌تان را معرفی کنید

آیین تجلیل از کاسبان خوشنام منطقه با عنوان «کاسب؛ حبیب خدا»، با هدف ارتقای فرهنگ و اخلاق شهروندی و الگوسازی برای کسب رزق و روزی حلال و سبک زندگی ایرانی اسلامی به همت شهرداری منطقه و فرهنگسرای رویش برگزار می‌شود. معصومه سادات عمارتی، معاون فرهنگی و اجتماعی و مدیر فرهنگی و هنری منطقه از برگزاری ویژه ‌برنامه «کاسب؛ حبیب خدا» خبر داد و گفت: «این برنامه برای تجلیل از کاسبان و با هدف ارتقای فرهنگ وجدان‌کاری و رزق حلال،‌ ترویج فضایل دینی و ارزش‌های انسانی و از همه مهم‌تر ارتقای نقش اصناف و بازاریان در بهبود تعامل با مدیریت شهری، در ادامه ویژه‌برنامه‌های جشنواره تابستانی برگزار می‌شود.»به گفته معاون فرهنگی و اجتماعی منطقه، آیین تجلیل از کاسبان خوشنام منطقه در راستای شعار «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» انجام می‌شود که در این برنامه افراد شاخص از میان واحدهای صنفی «سوپرمارکت و مواد پروتئینی» و «نانوایان» شناسایی می‌شوند. وی با تأکید بر اهمیت باب مکاسب در فقه افزود: «اسلام برای کسب و کار و تجارت اهمیت فراوانی قائل شده است؛ در این‌باره «الکاسب حبیب‌الله» آمده است. به این معنی که کاسب حبیب خداست. همچنین کسی که برای اهل و عیالش کاسبی حلال می‌کند، مثل کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند.» عمارتی‌ ترویج صفات ویژه‌ای مانند مردم‌داری، صداقت، امانت‌داری و کمک به نیازمندان را از جمله اهداف این برنامه عنوان کرد و افزود: «برای این برنامه از نظرات و پیشنهادهای شورایاری‌ها، بسیج بازار، مسئولان اصناف و اتاق بازرگانی بهره‌خواهیم برد و از نظرات اهالی محله‌های منطقه استفاده کرده و توسط فرهنگسرا رویش جمع‌آوری می‌شود. به گفته وی برنامه «کاسب؛ حبیب خدا» تا پایان سال اجرا خواهد شد. اهالی برای معرفی کاسب خوشنام محله‌شان می‌توانند به فرهنگسرای رویش مراجعه کنند.

اهالی از نانوای محله‌شان می گویند

همسایه الگو

 در پیاده‌رو باریک این خیابان جایی برای سوزن انداختن نمانده و کاسبان محل هم برای دیدن برنامه تجلیل از کاسب خوشنام و خوشروی محله‌شان بخشی از خیابان را گرفته‌اند. یکی مغازه‌اش را قفل می‌کند و به جمعیت ملحق می‌شود و دیگر در چارچوب آهنی در خانه‌اش ایستاده و از دور نظاره‌گر برنامه است. همه از عرب به‌عنوان کاسب نمونه محل یاد می‌کنند و از خصوصیات رفتاری‌اش برای هم مثال می‌زنند. اهالی محل از این انتخاب خرسند هستند و کسب این لقب را حق ذبیح‌الله عرب می‌دانند.   

گره‌گشایی از مشکلات اهالی

حمید و احمد امینی دیوار به دیوار مغازه عرب قصابی دارند. حمید امینی درباره این کاسب خوشنام محله می‌گوید: «در این مدتی که با او همسایه بودیم، جز مهربانی و عطوفت از او چیزی ندیده‌ایم. گاهی اوقات شده است که برای پاس کردن چکمان یا خرید جنس نیاز به پول داشتیم و عرب در این شرایط به دادمان رسید و گره از مشکلمان باز کرد.» احمد اعتقاد دارد کاسب خوب با بسم‌الله مغازش را باز می‌کند و امیدش به خداست. او بیشتر از اینکه حرف بزند سعی می‌کند به حرف‌های مشتری گوش کند تا بتواند خواسته‌های آنها را برآورده کند. همچنین به هیچ‌وجه به مشتریانش دروغ نمی‌گوید، خوب و بد جنسش را می‌گوید، درست مثل ذبیح‌الله. عرب همه ویژگی‌ها را یکجا دارد. او می‌گوید: «حتی زمانی‌که کیفیت آردی که برایش آورده‌اند پایین است، به مشتریانش می‌گوید. این ویژگی‌های کاسب خداشناس است.»

ارتباط گرمی با اهالی دارد

وقتی می‌بیند همه جلوی مغازه نانوایی محله جمع شده‌اند، می‌خواهد مغازه‌اش را قفل کند و به آنها بپیوندد که مشتری می‌آید و من هم از این فرصت استفاده می‌کنم. قدرت‌الله ‌نمکی چند مغازه آن طرف‌تر از نانوایی مغازه لوازم خانگی دارد. از او می‌پرسم چقدر نانوای محله‌تان را می‌شناسید و آیا لقب کاسب حبیب‌الله ‌با رفتار ومنش او همخوانی دارد؟ نمکی در جوابم با لبخند رضایتی که روی صورتش نشسته است می‌گوید: «۱۲سال است که در این محل مغازه‌ دارم و با عرب همسایه هستم. وقتی می‌خواهم صبح‌ها کرکره مغازه را بالا بدهم، هرکاری می‌کنم کرکره بالا نمی‌رود. چون ذبیح‌الله‌ مثل همیشه مانع این کار می‌شود و از همان ابتدای صبح با کاسبان شوخی می‌کند. او می‌خواهد روزمان را با لبخند شروع کنیم. در مجموع آدم‌های با معرفتی هستند.»

انصافاً حقش است

به سختی از پیاده‌رو عبور می‌کند. دیدن این همه جمعیت کنجکاوی‌اش را تحریک می‌کند و می‌پرسد: «اینجا چه خبره؟» می‌گویم مراسم تجلیل از کاسب نمونه محل است. همین نانوای این نانوایی لواشی. هنوز حرفم تمام نشده که با تعجب می‌پرسد: «آقا ذبیح‌الله را می‌گویید؟» با تکان دادن سرم به نشان تأیید حرفش، بلند می‌گوید: «آفرین. انصافاَ حقش بود. از خوشرویی، تمیزی، اخلاق، مردمداری‌اش هرچه که بگویم کم گفته‌ام. بارها شده که نان خریده‌ام و بعد متوجه شده‌ام پول همراهم نیست. بدون اینکه حساب دفتری داشته باشد و بنویسد فلانی چقدر بدهکار است، نان را آوردم خانه و مصرف کردیم و سری بعد که دوباره رفتم نانوایی بدهی‌اش را پرداخت کردم.»

همیشه او را مثال می‌زنم

خودش را حسین محمودنژاد معرفی می‌کند و ۱۵سالی می‌شود که کنار مغازه نانوایی عرب، بقالی دارد. در ماه مبارک رمضان افرادی می‌آمدند و به دلیل گرم بودن هوا آب یا آبمیوه خریده و در جلو چشم مردم روزه‌خواری می‌کردند، من برای آنها عرب را مثال می‌زدم و می‌گفتم: «بروید و این نانوا را ببینید. گرمای هوا و گرمای طاقت‌فرسای تنور را، هر دو را به جان خریده و باز روزه است و اسمی از روزه‌خواری نمی‌آورد، آنوقت شما به راحتی از انجام آن می‌گذرید.»کاسبی که حبیب خداست، بزرگ مرد است. نه تنها سودش را به قیمت خون مردم نمی‌خواهد بلکه گاه از حق خود هم برای یاری مردم چشم می‌پوشد، از مال خود هم دست می‌شوید و این مصداق نه تنها در قدیم بسیار به چشم می‌خورد بلکه کمابیش در جامعه بازاری امروز نیز دیده می‌شود.

حسابرسی دقیق خواهد بود

نرگس موسوی از اهالی محله دامپزشکی است. او می‌گوید عرب کاسب مردمی است و هر کاری که انجام می‌دهد برای رضایت خداست. او می‌گوید: «به دلیل رضای مردم محل و شاخصه‌هایی از کاسب حبیب خداست، شورایاری محله دکتر هوشیار، ذبیح‌الله عرب را معرفی کرده و این انتخابشان درست بوده است. چراکه اگر از اهالی محل هم بپرسید همه او را تأیید خواهند کرد. » کاسب حبیب خداست و در این امر چشم از خدا بر نمی‌دارد. درست مانند عرب که خداوند را هر لحظه در نظر دارد.

دوشنبه, 05 مهر 1395 09:48

مزایا و معایب ازدواج فامیلی


آیا تا به حال به افرادی برخورده اید که میگویند؛ ما با غریبه وصلت نمیکنیم؟! این افراد دقیقا همان هایی هستند که معتقدند عقد دختر عمو با پسر عمو را در آسمان ها بسته اند.

دکتر سلام نوشت: آیا تا به حال به افرادی برخورده اید که میگویند؛ ما با غریبه وصلت نمیکنیم؟! این افراد دقیقا همان هایی هستند که معتقدند عقد دختر عمو با پسر عمو را در آسمان ها بسته اند. ازدواج فامیلی مزایا و معایب خاص خودش را دارد و هیچ کس نمیتواند بگوید این سبک از کاملا بد است یا کاملا خوب است. در ادامه قصد داریم به مسائلی در باب مزایا و معایت ازدواج فامیلی بپردازیم. با ما همراه باشید.

ازدواج خویشاوندی در مردمان غرب آسیا، جنوب هند و شمال آفریقا محبوبیت قابل‌توجهی دارد و حدود ۵۰ -۲۰ درصد از ازدواج‌ها را شامل می‌شود. در ایران نیز در یک مطالعه، میانگین کلی ازدواج‌های فامیلی حدود ۶/۳۸ درصد تخمین‌زده شده و شایع‌ترین شکل آن ازدواج بین اقوام درجه اول مثل دخترخاله و پسرخاله یا دخترعمو و پسرعمو است

ازدواج خویشاوندی پدیده‌ای است که عمیقا ریشه در فرهنگ برخی جوامع دارد. این شیوه ازدواج در مردمان غرب آسیا، جنوب هند و شمال آفریقا محبوبیت زیادی داشته و حدود ۵۰-۲۰ درصد از ازدواج‌ها را شامل می‌شود. در ایران نیز در یک مطالعه میانگین کلی ازدواج‌های فامیلی حدود ۶/۳۸ درصد تخمین‌زده شده و شایع‌ترین شکل آن ازدواج بین اقوام درجه اول مثل دخترخاله-پسرخاله و دخترعمو-پسرعمو و… است. تفاوت‌هایی در شیوع و مدل‌های مختلف این نوع ازدواج بر اساس مسائل قومی، مذهبی، نژادی و ناحیه جغرافیایی و حتی شیعه یا سنی بودن افراد وجود دارد و جالب اینکه درصد بالایی از ازدواج‌های فامیلی در بخش مرفه جامعه دیده می‌شود اما این ازدواج‌ها مشکلاتی در پی دارد به طوری که در سال ۲۰۱۰میلادی در ۲۵ ایالت آمریکا ازدواج خویشاوندی درجه اول به علت شیوع نقایص و ناهنجاری‌های ژنتیکی منع شد و در ۶ ایالت دیگرتحت شرایط خاصی مثل سن بالا یا نازایی یکی از طرفین یا هر دو یا ارائه گواهی مشاوره ازدواج معتبر اجازه انجام آن داده شد. حتی در بعضی مناطق اجازه یک ازدواج فامیلی در خانواده صادر می‌شود اما از ازدواج فامیلی دوم در همان خانواده جلوگیری می‌کنند.

مزایای ازدواج فامیلی

برخی مطالعات جامعه‌شناختی نشان داده ثبات زندگی زناشویی در ازدواج‌های فامیلی به دلیل سازگاری و همخوانی بیشتر بین همسران و خانواده‌هایشان بیشتر است. همچنین افراد فامیل به علت رفت و آمد و معاشرت بیشتر با یکدیگر شناخت بهتر و بیشتری از اخلاق، اعمال و رفتار هم دارند و همین شناخت احتمال انتخاب گزینه مناسب جهت ازدواج را بالاتر می‌برد.

از آنجا که همواره نگرانی و دغدغه‌هایی برای زنان در مورد عدم تامین و حمایت آنها در مورد مسائل مالی و سلامت در زندگی وجود دارد، گمان می‌کنند ازدواج خویشاوندی پشتوانه محکم‌تری نسبت به قوانین موجود در جامعه برای حفظ وضعیت و دفاع از حقوق آنهاست. در بعضی موارد این باور وجود دارد که ازدواج فامیلی باعث تحکیم پیوندهای خانوادگی و همبستگی بین اعضا و شکل‌گیری فرصت‌های عالی برای انتقال ارزش‌های فرهنگی خانواده و تداوم آن طی نسل‌های متمادی در خانواده می‌شود. در ازدواج‌های فامیلی مذاکرات قبل از ازدواج در باب مسائل مالی اغلب به راحتی انجام می‌گیرد و مقدمات و لوازم ازدواج مانند مهریه، جهیزیه و مراسم عقد و عروسی با تسهیلات و هزینه کمتری فراهم می‌شود.

ازدواج فامیلی

یکی دیگر از دلایل اصرار بعضی به ازدواج با یکی از اعضای فامیل، این است که خانواده‌ها و به‌خصوص والدین دختر خانم‌ها ترجیح می‌دهند دخترشان به جای ازدواج با غریبه و زندگی در محلی دور از دسترس آنها با فردی از اقوام ازدواج و نزدیک به آنها زندگی کند و از لذت ملاقات و حضور نوه‌هایشان برخوردار شوند. علاوه بر اینها، بسیاری از خانواده‌های متمول ترجیح می‌دهند با ازدواج خویشاوندی اموال و دارایی‌های خود را درون خانواده نگه‌ دارند و نسل به نسل انتقال دهند.

بعضی از مطالعات حاکی از این است که طلاق و جدایی در ازدواج‌های خویشاوندی کمتر است. البته حقیقت این مطلب بیشتر از آنجا ناشی می‌شود که طلاق در ازدواج‌های فامیلی سخت‌تر از ازدواج‌های دیگر انجام می‌گیرد چراکه با جدایی دو نفر از هم، اغلب کل روابط خانوادگی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و ممکن است باعث از هم پاشیده شدن یک فامیل شود، بنابراین در اکثر موارد در صورت ایجاد اختلاف، بزرگان و ریش‌سفیدان بین زن و شوهر داوری و آشتی و مسالمت را بین آنها برقرار می‌کنند.

معایب ازدواج فامیلی

اول اینکه احتمال دخالت اطرافیان در زندگی زن و شوهر در ازدواج‌های فامیلی بیشتر از سایر ازدواج‌هاست و دامنه این دخالت‌ها معمولا گسترده‌تر و فراتر از خانواده‌های درجه ۱ دوطرف است و اغلب به کل فامیل کشیده می‌شود. مراقبان بهداشت و سلامت و متخصصان علم ژنتیک، خطر بیماری‌های مادرزادی انتقال‌یافته به فرزندان را در مقابل تمام مزایای بالقوه اجتماعی-اقتصادی ازدواج‌های فامیلی مهم و جدی قلمداد می‌کنند و در خصوص آن هشدار می‌دهند.

در ازدواج‌های فامیلی در مقایسه با سایر ازدواج‌ها نرخ باروری و تولد کمی بالاتر است و میزان سقط تفاوت بارزی ندارد. مرده‌زایی و مرگ نوزاد از جمعیت عمومی بالاتر و شیوع نقایص حین تولد حدود ۳-۲ درصد بیشتر از نوزادان حاصل از ازدواج غیرفامیلی است. هرچند شاید این تفاوت درصدی اندک باشد اما با احتساب آمار موالید سالانه عدد قابل‌توجهی به دست می‌آید.

علت بالا بودن نقایص و اختلالات مادرزادی از این قرار است که زمانی که ژن مخصوص بیماری در پدران و اجداد مشترک زن و شوهر وجود داشته باشد و از یک طرف به مادر و از طرف دیگر به پدر منتقل شود و این ژن مخصوص هم از پدر و هم از مادر به کودک به ارث برسد، در نتیجه تجمع این ژن در فرزند احتمال بروز و شدت آن بیماری بیشتر خواهد شد.

ضرورت غربالگریدر بسیاری از مطالعات روی ارتباط

نشانگان داون (نوعی عقب‌ماندگی ذهنی) با ازدواج خویشاوندی تمرکزشده و نتایج نشان داده بسیاری از ازدواج‌های فامیلی باعث خواهد شد فرزندان متولدشده عقب‌افتاده باشند. البته هر ازدواج فامیلی‌ای این نتیجه را نمی‌دهد. آمار نشان می‌دهد احتمال تولد کودکان معلول، ناقص و مبتلا به نابینایی و ناشنوایی، اختلالات خونی و ناهنجاری‌های استخوانی، صرع، اختلالات ذهنی و یادگیری و عقب‌ماندگی رشد در ازدواج‌های فامیلی بیشتر است.

ارتباط بین ازدواج‌های خویشاوندی با بیماری‌های پیچیده با شروع تاخیری مانند دیابت، قلبی-عروقی، فشارخون بالا، اسکیزوفرنی(جنون) و سرطان‌ها مبهم است و به مطالعات بیشتری برای کنترل عوامل متعدد مداخله‌کننده در نتیجه مطالعه نیاز دارد. اگرچه به دنیا آمدن کودک بیمار یا معیوب و ناقص در ازدواج‌های فامیلی یک احتمال است اما با توجه به مشکلات زیاد ناشی از آن و زندگی سخت و دردناک این کودکان باید برای کاهش این احتمال اقداماتی انجام گیرد. از آنجا که وجود یک بیماری در پدران و اجداد مشترک همسران باعث بروز بیماری در نسل‌های بعد می‌شود، مراجعه به متخصصان علم ژنتیک و تهیه شجره‌نامه‌ها و انجام آزمایش‌های لازم پیش از ازدواج و تست‌های غربالگری حین بارداری، از ارکان مهم برای کاهش احتمال تولد فرزند بیمار در ازدواج‌های فامیلی است چراکه آزمایش‌های مرسومی که امروزه برای افراد در آستانه ازدواج انجام می‌شود، فقط امکان بروز تالاسمی را بررسی می‌کنند در حالی که بررسی‌های بیشتری در این زمینه لازم است..